مجله اینترنتی ازهمه جا ازهمه چیز

خبرمهم-بزودی این سایت باساختاری جدیدوبامحتواهای جدید وبروز شروع بکارخواهدکرد

معرفی غارهای تاریخی و آتشکده های تاریخی استان تهران


 

غار اینهون

غار اینهوندر جاده فیروز کوه نزدیک زرین دشت قرار دارد. ابتدای ورودی این غار در گذشته ساختمانی وجود داشت که اکنون دیواره قسمتی از آن برجای مانده است. پشت این دیوار گودالی وجود دارد که پس از عبور از آن به تالار بزرگی ختم می شود.

غار بزج

این غاردر طالقان در 120 کیلومتری شهر تهران واقع است. در گذشته از این غار به صورت پناهگاه استفاده می شد؛ این امر از دروازه، دیدگاه و نیز محل نشیمن و استراحتگاهی که در غار وجود دارد، مشهود است. طول غار 25 متر است.

غار کله سنگ

این غاردر کوه های طالقان داخل کوهی به همین نام نزدیک روستاهای «سوهان» و «آرتون» واقع است. دهانه غار تنگ است و درون آن منابع آب های زیرزمینی دیده می شود. طول غار 85 متر است و از سنگ چین های دستی درون غار استنباط می شود که این غار در ادوار پیش از تاریخ مورد استفاده انسان ها بوده است.

غارهای هیو

در هشت کیلومتری هشتگرد به قزوین، سه غار به فاصله تقریباً 15 متر از یکدیگر در دامنه کوه قرار دارند. طبق مطالعات انجام شده این احتمال وجود دارد که غارها مربوط به دوران پارینه سنگی باشد.

غار لالون ( لالان )

در جنوب غربی روستای لالون از توابع ساوجبلاغ ، در ارتفاع 400 متری در دل صخره های مرتفع، دهانه یک غار وجود دارد. داخل غار نشانه دودخوردگی فراوان به چشم می خورد که خود نشانه سکونت افراد در زمان های دور است. در سمت شمال غار یک پناهگاه صخره ای وجود دارد که در آن خرده سفال های لعاب دار ساده اسلامی از دوره سلجوقی و ایلخانی به چشم می خورد.

آتشکده ها

آتشگاه قصران

این بنادر شمال تهران در مرز مشترک آهار و شهرستانک واقع است . آتشگاه که به حکم قرائن موجود در اصل دو طبقه بود ، در پهنه ای به مساحت تقریبی 110 متر ساخته شده است. این آتشگاه را در محل به نام «قصر دخترک» و «قلعه دخترک» و نام های ترکی «قزل ماما» و «قزماما» می خوانند و منظور از دختر و ماما در این نام ها احتمالاً ناهید و آتشگاه نیایشگاه آناهیتا بوده است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2010/7/17ساعت 14:27  توسط اطلس ایران وجهان  | 

درباره طالقان

در 120 کیلومتری شمال غربی تهران واقع است.  منطقه معروف به طالقان  در میان دره بزرگی در کوههای البرز قرار دارد. طالقان منطقه ای متشکل از  حدود 80 روستای کوهستانی است که در فاصله 130 کیلومتری شمال غربی تهران قرار دارد. طول جغرافیایی طالقان از شمال شرق به جنوب غرب حدود هشتاد کیلومتر و عرض جغرافیایی آن حدوداَ 15 کیلومتر می باشد. بدینگونه منطقه طالقان حدوداَ 1200 کیلومتر مساحت دارد.
طول و عرض جغرافیائی طالقان به ترتیب 80 و 38.5 درجه است.
نام روستاهای طالقان

آرتو ن - آئین‌کلایه - آرموت - آسکان - ابصار (اوصار) - امیرنان - اسفاران - اوانک - اوچان -  اورازان - انگه - آردکان - اهوارک - باریکان - بزه ـ بزج - پرکه - پردسر - پراچان - تاریان - تکیه‌آرموت - تکیه‌ جوستان - تکیه‌ناده - جزینان (گزینان) - جزن (گزن) - جوستان - حسنجون - حصیران - خودکاوند - خسبان - خیکان - خچیره - خوران - خورانک - دیزان - ده در - دراپی - دنبلید - روشنابدر - زیدشت - سگراتچال - سفچخانی - سوهان - سمق‌آباد - سنگ‌بن - سید‌آباد - سفید‌گوران - سگران - شهراسر - شریف‌کلایه - شهرک - صالح‌آباد - عالی‌سر - عالیده - فشندک - کرود - کوِئینِ - کرکبود - کش - کشرود - کجیران - کلانک - کلارود - کماکان - کولج - گوران - گته‌ده - گلینک - گراب - میراش - مرجان - مهران - لهران - میر - موچان - میناوند - ناریان - نسا‌سفلی - نسا‌علیا - نوده - نویزک - نویز - وشته - ورکش - هرنج - هشان -

زبان مردم طالقان فارسی و لهجه تاتی است   تنها در دهکده میناوند مردم آن بزبان ترکی سخن می گویند.
آیین مردم طالقان تا حدود قرن سوم هجری دین زرتشت بوده است با ظهور اسلام وگراییدن مردم قزوین و سایر مناطق نزدیک به طالقان به مذهب شافعی و مالکی مذاهب جدید در میان آنان رونق پیدا کرده اما چون ساداتی که به طالقان روی آورده پیرو زید بن علی بن حسین ابن علی بودند آیین زید یه را که حسینیه نیز نامتد قبول نموده و به آن علاقمند گردیدند.

ظاهراً مذهب اسماعیلیه در طالقان نفوذ و دوام قابل ملاحظه ای نداشته است زیرا مردم طالقان بیشتر در قلمرو نفوذ حکمرانان زیدی مذهب قرار داشته اند . بهر حال با روی کار آمدن صفویه و نفوذ حکمرانان سلسله کیائیه خصوصاً خان احمد  اوّل که به آئین شیعه اثنی عشربه معتقد و علا قمند بود از گسترش و نفوذ آئین زیدیه کاسته شد و بمذهب اثنی عشربه گرویدند

 

معرفی تپه های تاریخی استان تهران

 


 


تپه چشمه علی

تپه و محوطه باستانی چشمه علیمجاور شهرری و در کنار چشمه ای به همین نام، نزدیک ابن بابویه قرار دارد. در سال های 3 و 1912- 1925 میلادی «ژاک دو مورگان» باستان شناس فرانسوی، کاوش هایی در منطقه انجام داد. از سال 1934 تا 1936 میلادی هیئت از باستان شناسان موزه هنرهای زیبای بوستون و موزه دانشگاه فیلادلفیا به سرپرستی دکتر «اریک فردریک اشمیت» این ناحیه را با دقت بیشتر مطالعه نمود. در این محوطه اشیا و آثاری از دوره ماقبل تاریخ ( هزاره های پنجم و چهارم قبل از میلاد ) و ادوار تاریخی ( ساسانی و پارتی ) و دوره های اسلامی به دست آمد.


تپه شغالی ، پیشوا

این تپه در پاییز سال 1370 شمسی به وسیله هیأت ایرانی مورد کاوش علمی قرار گرفت. براساس یادداشت های احمد تهرانی مقدم سرپرست هیئت کاوش این منطقه ، «تپه شغالی»در دامنه شمال غربی تپه های طبیعی شهر پیشوا واقع شده و تراسی با وسعت کم دارد. این نقطه با توجه به اهمیت سوق الجیشی و نزدیکی به رودخانه جاجرود ، در اواخر هزاره ششم پیش از میلاد محل استقرار اقوام پیش از تاریخ بود. عناصر معماری در تپه شغالی خشت خام و چینه بود و گاهی توأمان از هر دو استفاده می شد.

ابزار مفرغی به ندرت در این تپه مشاهده شده ، اما ابزار سنگی به میزان قابل توجهی وجود داشته است. بررسی و مطالعه نقوش ظروف سفالین نشان می دهد که نقوش رو به تکامل گذاشته و رفته رفته پیچیده تر شده است. طبیعت گرایی و تک موضوعی نقوش، به مرور به نقش اندازی چند موضوعی نقش ها بدل شده است.

اشیای سفالی در لایه های عمیق تر ، دست ساز و دارای رنگ گوجه ای با نقوش هندسی سیاه رنگ بود. با توجه به یافته های مختلف در لایه های تمدنی تپه شغالی ، سبک و نوع تزیینات اشیای سفالی ، فرم و ساخت ظروف، مواد تشکیل دهنده آنها و پوشش سفالینه ها نشان می دهد این مکان در اواخر هزاره ششم قبل از میلاد برای زیست انتخاب شده و تا هزاره سوم قبل از میلاد چند دوره استقراری دارد. سفال این تپه در عمیق ترین لایه با تمدن «چشمه علی ری» و در لایه های بعدی با سفال فرهنگ سیلک II و سیلک III و همچنین با حصار I دامغان قابل مقایسه است.


قره تپه

این تپه توسط «برتون براون انگلیسی» به مدت 10روز مورد کاوش قرار گرفت و آثاری مربوط به هزاره های ششم و پنجم قبل از میلاد در آن شناسایی شد. آنچه به دست آمد طبق گزارش میرعابدین کابلی، دقیقاً مشابه آن چیزی بود که در سیلک II ، چشمه علی ری، موشلان، تپه اسماعیل آباد و این اواخر قره تپه قمرود کشف شده بود.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2010/7/17ساعت 14:25  توسط اطلس ایران وجهان  | 

مراسم عروسی در ایل بختیاری :

 

 

یکی از سنتهایی که در سایر ملل رایج بوده امر ازدواج می باشد که هر قوم و ملت رسم وسنن خاص خود را دارا هستند ، و نحوه خواستگاری و مراسم ازدواج و هدایا که در هر مکانی معنای خاصی دارد ، بگونه خاص و مختص آن مکان می باشد ، علاوه بر آنکه در دین مبین اسلام نیز سفارش زیادی به این امر شده است ، و آیات وروایات زیادی در این مورد روایت شده است . بگونه ایی که پیامبر اکرم (ص) فرمودند : کسی که در امر ازدواج تاخیر کند از قوم ویاران من نمی باشد .

که این سخن مهم بودن این مسئله را بخوبی نشان می دهد .و بخوبی بیان می کند که این امر آنقدر مهم و کلیدی است در سرنوشت انسان که خداوند و پیامبرانش این قدر به آن تاکید دارند ، تا جایی که شخص مجرد را از قوم و یاران خود نمی دانند ف بنابراین جای آن دارد که ما ایرانیان که به عنوان افراد مذهبی در این مسئله خطیر درنگ نکنیم و به گفته خدا و رسولش عمل کنیم ف تا جایی که بزرگان ما گفته اند
(( در کار خیر حاجت هیچ استخاره نمی باشد)) گذشته از این مسائل دینی ازدواج و تأکیدات الهی این امر از جهات دیگر نیز مهم می باشد

زیرا ازدواج باعث بقای نسل انسانها می شود و در بوجود آمدن انسانها و مللی نیرومند موثر است، که علم ژنتيك تلاشها و تحقیقهای بسیاری، در این زمینه کرده است، و به نتایج مهمی رسیده تا جایی که در بعضی از کشور های غربی از این امر سوء استفاده هایی  کرده اند . بنابراین ازدواج دارای خصوصیات و آداب و رسوم خاص خود است، که در ادامه توضیحات بیشتری در مورد آن خواهم داد .

از آن مهر و صفای بختیاری

نویسم از برای بختیاری

نویسم تا همه خلقان بدانند

تمام ماجرای بختیاری

ز لطف و بخشش و مهر و محبت

ندارد کس عطای بختیاری

بطور کلی ازدواج در ایل غیور بختیاری به پنج صورت انجام میشود .

1-ازدواج ناف برون

2-ازدواج خون بس

3-ازدواج گا به گا

4-ازدواج فامیلی

5-ازدواج هم بهری

ازدواج ناف برون

در میان ایل بختیاری رسم بر این بوده است که هر گاه دختری و پسری در زمانی نزدیک به هم متولد گردند ، اولیاء این اطفال از همان بدو تولد تصمیم می گیرند ، تا بند ناف نوزاد را به نام پسری که او نیز تازه دیده به جهان گشوده و یا کمی از وی بزرگتر است می بریدند، به این نیت که به هنگام بلوغ این دو کودک با هم ازدواج نمایند ، یعنی عملا سر نوشت آتی این دختر و پسر از همان ابتدا غافل از مسائل اخلاقی و اجتماعی ، تفاهم و غیره به دست والدین آنها رقم می خوردند ، زیرا این دو نوزاد در شرایط و موقعیتی نبودند تا به توانند برای خود تصمیم بگیرند چون این باور در دوره کودکی ، تا نو جوانی و جوانی در آنان پدید آمده بود که این دو به هم تعلق دارند .

دیگر جرات ابراز وجود و اظهار نظر عملا از آنان سلب می گردید و این پدر و مادر بودند که در این باره تصمیم نهایی را می گرفتند .

بنابراین ناگزیر به تسلیم در برابر اقدامات انجام شده بودند و چیزی که بدان اهمیت داده نمی شد نظرات دختر و پسر بود ، حتی اگر یکی و یا هر دوی آنها از این پیوند
ناخشنود بوده باشند ، بنابراین تجربه نشان داده است که این گونه پیوندها کمتر موفق بوده اند .

ازدواج خون بس

بختیاری ها با تکیه بر باور و خلق و خوی خویش در غیرتمندی کمتر ظلم و فشار را تحمل می نماید ، چنانچه اجحافی در حق آنان روا می گردید ، در صدد انتقام بر
می آمدند و با بروز هر گونه تنشی ممکن بود نزاعی میان دو طایفه یا دو خانواده بوجود آید که آید که در نتیجه یک نفر از آنها انتقام بر می آمدند و اگر نبود میانجی گری اشخاص خیر و بزرگان ایل این کشت و کشتار و هم چنان تداوم می یافت ، اما دخالت بزرگان طایفه های دیگر باعث می گزدید تا جلو هر گونه خون ریزی دیگری نیز گرفته شود و برای این که بتوانند ضمن پیشگیری از هر گونه اقدام انتقام جویانه زمینه تفاهم نسبی را نیز فراهم آورند ، نخست با بزرگان دو طایفه وارد مذاکره شده و آن گاه با فروکش کردن موضوع نزاها ، برای این که بتوانند هر چه بیشتر دو طایفه دو خانواده را به هم نزدیک تر نمایند و پیوندی خونی بین آنان بر قرار کنند .

دختر یکی از بستگان نزدیک قاتل را به عقد و ازدواج پسر یا شخصی از خانواده مقتول در می آورند ، تا شاید بدان وسیله از هر گونه تنش و ستیز بعدی پیش گیری کرده باشند و جلو هر گونه خون ریزی مجدد را بگیرند که به آن ( خون بس ) نیز می گفتند .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2010/7/17ساعت 14:22  توسط اطلس ایران وجهان  | 

كمي از استان چهار محال و بختياري بدانيم :

 

ويژگي هاي طبيعي استان شكل طبيعي استان بر مبناي ارتفاعات مياني رشته كوه زاگرس استوار گشته است. انباشت برف در ارتفاعات استان سبب شده معروفترين رودخانه هاي دايمي جنوب غربي و مركزي ايران يعني كارون، زاينده رود و دز از ارتفاعات اين استان سرچشمه گيرند. فرونشست هاي بوجود آمده همزمان با حركات زمين ساختي زاگرس و آب حاصل از ذوب برف كوههاي بلند، تالابهاي متعددي را در استان تشكيل داده است كه زيستگاه انواع پوشش گياهي- جانوري مي باشد. جنگلهاي بلوط، زالزالك و برخي ديگر از گياهان پهن برگ و نيز آبشار ها، غارها، چشمه سارهاي با دبي آب فراوان، مناطق حفاظت شده، گردشگاهها و گردابها از ديگر عوامل طبيعي و اكوتوريسم استان محسوب مي گردند. در مجموع استان در حال حاضر داراي بيش از 250 جاذبه شناخته شده طبعيي، تاريخي و مذهبي مي باشد.

موقعيت استان چهارمحال و بختياري

در ايران موقعيت جغرافيايي استان اين استان با 16533 كيلومتر مربع وسعت از جمله مناطق كوهستاني جنوب غربي ايران محسوب مي شود و بين 31 درجه و 40 دقيقه تا 42 درجه و 4 دقيقه عرض شمالي و 49 درجه و 32 دقيقه تا 51 درجه و 21 دقيقه طول شرقي گرينويچ قرار دارد. مركز استان (شهركرد) با 2150 متر ارتفاع در ميان مراكز استانها، بلندترين است (به همين سبب به بام ايران اشتهار يافته است) و در فاصله 520 كيلومتري تهران قرار دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2010/7/17ساعت 14:20  توسط اطلس ایران وجهان  | 

کاخ کوروش دشتستان - برازجان

 

کاخ کوروش
آدرس:  جنوب خاوری برازجان
مکان:  تاریـخی باستانی

این کاخ در سال 1350 به وسیله ی هیات باستان شناسی ایران حفاری شد.

با توجه به شیوه های معماری و استفاده از سنگ سیاه و سفید زمان احداث آن را به دوره کوروش بنیان گذار سلسله هخامنشی منسوب کرده اند. این کاخ که در جنوب خاوری برازجان و در کنار رودخانه خشک آردی قرار دارد یکی از پایگاه های مهم ایران دوره ی هخامنشی در ساحل خلیج فارس بوده است. کاخ برازجان بر طبق تحقیقاتی که شده در اواخر سلطنت کوروش ساخته و پرداخته شده است و از نظر حجاری و هنر معماری آن چنان که از پایه ستون ها و اشیاء کشف شده بر می آید جدیدتر و ظریف تر از پاسارگاد است. بنابراین می توان گفت که این بنا هنگامی ساخته شده که هنر اصیل حجاری و معماری عصر کوروش به تکامل رسیده است. متاسفانه به علت ناتمام ماندن بنا چنین به نظر می رسد که علل عقیم ماندن این کاخ مصادف با مرگ او به سال 529 پیش از میلاد است. بنابراین می توان تاریخ بنای کاخ برازجان را در همین حدود یعنی 529 ق. م دانست

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2010/7/17ساعت 14:16  توسط اطلس ایران وجهان  | 

 

جاذبه های گردشگری استان بوشهر

 

 

 


وسعت: 23167 کیلومتر مربع
جمعیت: 832067 نفر
آب و هوا: گرم و در نواحی ساحلی گرم و نمناک و در قسمتهای داخلی گرم وخشک
رود خانه های مهم: مند، دالکی، شور، شاپور، حله، اهرم
استانهای همجوار: خوزستان، کهکیلویه و بویراحمد، فارس، هرمزگان
شهرستانها: بوشهر، دشتی، دیر، کنگان، دشتستان، تنگستان، گناوه، دیلم، جم
گویش: فارسی لهجه دار و برخی نواحی گویش لری و عربی محلی
غذاهای محلی: قلیه ماهی، ماهی سرخ کرده، چلو ماهی، دال عدس، للک، رنگینک
انواع آبزیان مشهور استان: حلوا سفید، شوریده، سنگسر، حامور، شیرماهی، ماهی مرکب(خساک)، خرچنگ(گب گو)، میگو صورتی
سوغاتی: خرما، مسقطی ، ارده، حلوراشی، ماهی، میگو، عروسکهای صدفی، خارک
صنایع دستی: گبه، قالی، جاجیم، گلیم، حصیر، سفال، گیوه، مشک
حمل و نقل: هوایی، دریایی، زمینی

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2010/7/17ساعت 14:14  توسط اطلس ایران وجهان  | 

                    http://img.photojerk.com/Sat7Eh.JPG

غار شگفت انگیز زینه گان در 5 کیلومتری جنوب شرقی شهر صالح آباد و در فاصلة 52 کیلومتری شهر ایلام قرار دارد . این غار رو باز که بیش از یک کیلومتر طول دارد ، دارای آب فراوان ، دهلیزهای آبگیر ، قندیل های متعدد و آبچک های طبیعی و بسیار جالب می باشد .

                                         


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2010/7/17ساعت 14:12  توسط اطلس ایران وجهان  | 

غار خفاش - دهلران

 

آدرس:  سه کیلومتری شمال خاوری شهر دهلران
مکان:  طبـیـعی

این غار در سه کیلومتری شمال خاوری شهر دهلران در دامنه کوهی مشرف به دره و چشمه های آب گرم دهلران واقع شده است.

طول غار 155 متر، عرض آن 30 متر و ارتفاع آن از سقف با کف 50 متر می باشد. دهلیزهای وسیعی در این غار وجود دارد که عمق بعضی از قسمت های آن به 400 مترمی رسد. این غار به علت زندگی خفاش ها در داخل آن(حدود 20.000 خفاش)، به غار خفاش معروف شده است. خفاش های آن از نوع دم دار و بزرگ هستند. غارخفاش دهلران یکی ازغارهای تاریخی عصر غارنشینی است که بعدها به زیستگاه خفاش ها تبدیل شده است. موضوع مورد توجه این غار وجود توده عظیم و ضخیم فضله خفاش در کف غار است که طی هزاران سال پدید آمده است و کشاورزان از آن برای تقویت زمین های زراعی استفاده می کنند. غار خفاش در فهرست آثار ملی ثبت شده و مورد حفاظت و مراقبت است
 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2010/7/17ساعت 14:10  توسط اطلس ایران وجهان  | 

دشت ارژن در روايات تاريخي
 

دشت ارجن . دشت ارزن . در سرزمين فارس نزديکي شيراز قرار دارد، زماني عضدالدوله براي صيد بدانجا رفته بودو متنبي (شاعر عرب ) را گفت که شعري درباره آنجا بگويد. متنبي قصيده اي سراييد که مصراع ذيل از آن است :
سقيا لدشت الارزن الطوال .
(از معجم البلدان ) (از برگزيده مشترک ياقوت ، ترجمه محمدِ پروين گنابادي ).
مرغزار دشت ارژن بر کنار بحيره ارژن است و بيشه اي است و معدن شير، طول آن ده فرسنگ در عرض يک فرسنگ. (از فارسنامه ابن البلخي ) (از نزهة القلوب ) .

  • نام يکي از دهستانهاي بخش کوهمره نودان شهرستان کازرون . اين دهستان در مشرق بخش واقع است ، و منطقه آن کوهستاني و جنگل زار و در وسط کوههاي مزبور باطلاق دشت ارژن قرار گرفته و راه شوسه شيراز به کازرون از وسط دهستان کشيده شده . هواي آن معتدل مايل به سردي است . آب مشروب و زراعتي آن از چشمه سارها تامين ميشود. محصولات آن عبارت از غلات و حبوب است . اين دهستان از 4 آبادي بنام دشت ارژن ، عبدوئي ، کلاني و ميان کتل تشکيل شده . نفوس آن در حدود 3000 تن است . مرکز دهستان قريه دشت ارژن است

  • ادامه مطلب
    + نوشته شده در  2010/7/17ساعت 14:5  توسط اطلس ایران وجهان  | 

    آشنایی با مجموعه ساسانی فیروزآباد

     

    قلعه دختر

    اردشیربابكان ، سر سلسله ساسانی، پس از كشتن والی فارس و تسخیر تمام فارس، منطقه فیروزآباد را كه از نظر سوق الجیشی دارای ویژگی های مثبتی بود، انتخاب كرد.

    دشتی كه شهر فیروزآباد كنونی در آن قرار دارد، تقریباً دایره وار است و اطراف آن را كوه ها فرا گرفته اند و تنها راه ورود به این دشت، راه تنگاب به طول 30 كیلومتر است كه رودخانه تنگاب در آن وجود دارد. به همین دلیل نخستین اثری كه توسط اردشیر در این منطقه ساخته شد، ساختمانی است بر فراز كوه تنگاب كه امروزه به نام «قلعه دختر» مشهور است. این قلعه با 2300 متر زیربنا، دارای تالاری به وسعت 14 متر مربع و 18 متر ارتفاع دارد. این تالار گنبددار است و اتاق های جنبی آن را به صورت قلعه ای در آورده است. قلعه دختر از سه سطح تشكیل شده است. سطح زیرین محل زندگی نگاهبانان و انبار بود. حیاط ساختمان ها با اتاق ها  و تالارها، در سطح دوم وجود دارد كه درباریان و بزرگان در آن مستقر می شدند. طبقه سوم بنای شاهی بود و اردشیر بابكان در بدو ورود به فیروزآباد در این طبقه زندگی می كرد. دو حلقه چاه در كف حیاط قلعه دختر وجود داشت كه تا كف رودخانه كه حدود 200 متر ژرفا دارد، می رسید.

    امروزه روی این دو حلقه چاه پوشیده شده و جای آن مشخص نیست. كاخ از سنگ لاشه و ملات گچ ساخته شده و آثار برج و سوراخ های دیده بانی در دیوارها دیده می شود. سه دیوار دفاعی با سنگ و گچ در دامنه كوه از این كاخ محافظت می كرد و در هر قسمت از دیوارها، اتاق های نگهبانی وجود داشت. هنوز آثاری از این اتاق ها باقی است. در قسمت هایی، این دیوارها بر لب پرتگاه قرار دارد كه موقعیت استراتژیك این كاخ را دو صد چندان می كند. راه ورودی توسط پلكانی به كاخ منتهی می شد. این پلكان اخیراً تجدید بنا شده است. از آنجا كه این كاخ گنجایش یك لشكر سرباز داشت، بعد از اسلام نیز مورد استفاده بود. برفراز كوه و در مجاور قلعه دختر، آثاری وجود دارد كه به نام نقاره خانه شهرت دارد و از دوره ساسانیان به جای مانده است.

    نقش تنگاب

    رو به روی قلعه دختر، در پایین كوه، در سمت راست رودخانه تنگاب به سوی فیروزآباد، در كوه نقش برجسته ای به ابعاد 5×3 متر و به بلندای چهار متر از كف رودخانه كنده شده كه در بین مردم منطقه به نقش رستم مشهور است.

    در این نقش، مراسم تاج گذاری اردشیر بابكان دیده می شود و مظهر میترا (مهر) حلقه قدرت را به اردشیر ارزانی می دارد. پشت سر اردشیر كودكی وجود دارد كه احتمالاً ولیعهد یعنی شاپور اول است و سه نفر از بزرگان در كنار این كودك به حالت احترام ایستاده اند. در این اثر، كتیبه ای بین اردشیر بابكان و مظهر میترا وجود دارد كه حروف آن محو شده است.

    نقش برجسته جنگ تن به تن (نقش پیروزی)

    در فاصله دو كیلومتری نقش برجسته تنگاب و در همان سمت كوه، نقش برجسته ای وجود دارد كه به نقش برجسته جنگ تن به تن و یا دف و چنگ مشهور است و از سده سوم میلادی به جای مانده است.

    این نقش برجسته در سه قسمت از شش نفر شكل گرفته است؛ یكی از آنها به قولی اردشیر بابكان است، در زیر آن شاپور حریف خود را از پا در آورده و سومی دو نفر سپاهی هستند كه یكی، دیگری را از روی اسب به زیر می كشد. این نقش از لحاظ هنری بسیار ظریف و ارزنده است.

    جاده ساسانی

    در قسمتی از دره رود تنگاب و نزدیك قلعه دختر، قسمتی از كوه را در دوره ساسانیان تراشیده اند و جاده ای به صورت سنگفرش درست كرده اند. تردیدی نیست كه این جاده یكی از بزرگ ترین خطوط مواصلاتی شهر استخر به خلیج فارس از راه بندر سیراف (بندر طاهری امروزی) ، لار و بندرعباس بوده است.

    شهر اردشیر كوره

    اردشیر بابكان پس از تسلط بر اردوان، آخرین پادشاه اشكانی، دشت فیروزآباد را كه حالت باتلاقی داشت، با كشیدن دیواری به درازای چهار كیلومتر و بلندای 8/1 متر و كندن تونل، زه كشی كرد و شهر «اردشیر كوره» را كه به معنی «شكوه اردشیر» است، به صورت دایره ساخت. هنوز قسمتی از این دیوار وجود دارد.

    این شهر به صورت دایره ساخته شد تا نمادی از جهان آن روز و نشانگر آن باشد كه اردشیر مالك جهان است. قطر اولیه شهر 450 متر بود و بعدها كه شهر گسترش یافت، قطر آن به دو كیلومتر رسید. آثار خندق این دوره و دیوارهای آن وجود دارد. احتمال دارد كه این شهر در سده نهم یا دهم ه.ق ویران شده باشد.

    اردشیر كوره دارای چهار دروازه بود: دروازه هرمز در شمال، دروازه اردشیر در جنوب، دروازه مهر یا میترا در شرق ، و دروازه بهرام در غرب.  نام شهر اردشیر كوره بعدها به ایالت آن هم اطلاق شد، اما در دوره بهرام گور، این شهر «گور» نامیده شد. با فتح شهر در صدر اسلام، واژه عربی « جور» برای آن در آثار نوشتاری به كار می رفت، اما مردم همان «گور» را به كار می بردند. مقدسی در « احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم » آورده است: در زمان عضدالدوله دیلمی (دوره سلطنت 373 - 388 ه . ق) هر بار كه او به گور می رفت، مردم می گفتند: « مـَلِك به گور رفت» كه به كنایه یعنی « پادشاه مُرد ». به همین دلیل عضدالدوله اسم شهر را به فیروزآباد تغییر داد. « فیروز» نام عضدالدوله پیش از پادشاهی بود.

    منار میلو

    در مركز دایره، ساختمانی باقی مانده كه هم اكنون مردم فیروزآباد آن را منارمیلو می نامند.

    این منار از سنگ خارا و گچ درست شده و ارتفاع كنونی آن 33 متر است. قسمت پایین هر ضلع منار 11 متر است. در دوره آبادانی و شكوه، بلندای منار 78 متر و هر ضلع آن 18 متر بود. بنابر نظر باستان شناسان، بر فراز این منار، در هر سمت ، دو اتاق و یك ایوان وجود داشت و آب را از شش كیلومتری به بالای منار هدایت كرده بودند كه به صورت فواره بود. برای این منار كاركردهای متفاوتی مطرح شده است؛ برخی آن را به عنوان سمبل قدرت پادشاه می شمارند و گروهی بر آنند كه برای ارتباط با قلعه دختر ، این منار بر پا شده بود. برخی نیز آن را محل نیایش آتش می دانند. این منار در آن زمان، گنبد گیرمان نام داشت.

    تخت نشین

    در جنوب شرقی منار و به فاصله حدود 100 متری آن ، آثار بنایی وجود دارد كه قطعات بزرگ سنگ، غیر از شالوده آن، در اطراف پراكنده و علامت حجاران ساسانی بر روی بعضی از آنها مشخص است. آثار دو استخر در جنوب این كاخ هنوز وجود دارد. امروزه بقایای این بنا را «تخت نشین» می نامند و از آنجا كه فرم اصلی آن به صورت چهار طاقی بود، كاربری آن را احتمالاً آتشكده می دانند.

    كاخ اردشیر بابكان

    اردشیر بابكان نزدیك مدخل تنگاب، در كنار چشمه ای كه دریاچه ای به قطر 50 متر را به وجود آورده، كاخی ساخت كه در سده های میانه «آتشكده» محسوب می شد. این كاخ كه از كاخ های ییلاقی اردشیر بابكان بود، یكی از بناهای بزرگ، با ابهت و كم نظیر دوره ساسانی است و نخستین بنای طاق دار ساسانی محسوب  می شود. زیر بنای این كاخ 115×55 متر است و اطراف آن را ساختمان ها و دیوارهایی پوشانده كه آثار آن هنوز باقی است. مصالح این كاخ از سنگ لاشه و ملات گچ است. كاخ دارای سه ورودی است و ورودی اصلی در سمت جنوب قرار دارد. در شرق و غرب حیاط ، در هر دو طرف دو اتاق با طاق گهواره ای وجود دارد. دو ایوان در شمال و جنوب این بخش ساخته شده كه پشت ایوان شمالی سه تالار گنبددار مربع شكل جای دارد.  یكی از تالارها دارای گنبدی با دهانه باز است.

    تزئینات  به كار رفته در این تالارها قابل مقایسه با تزئینات  كاخ " تچر" تخت جمشید است و ابعاد بزرگ سه تالار این كاخ آدمی را به تعجب وا می دارد.كاخ دو طبقه بود و بعد از تالارها، ایوانی رفیع یادآور ایوان های بزرگ دوره اشكانیان است. در هر طرف ایوان دو تالار با سقف های گهواره ای دیده می شود. اندازه اتاق های این كاخ با اندازه اتاق های قلعه دختر برابر ، و طرح هر دو بنا مشابه است. آثار گچ بری های دوره ساسانی ، در این ساختمان  به قوت خود باقی است و ستون هایی مشابه ستون های نمای خارجی، در داخل نیز به كار رفته است. زیر بنای كاخ با بركه ی آن 8496 متر مربع است. برخی از قسمت های سالم مانده كاخ در سال های اخیر از سوی سازمان میراث فرهنگی كشور بازسازی و تعمیر شده است.

    سایر آثار اطراف كاخ

    آثار بنای آشپزخانه در پشت كاخ، تل نقاره خانه در مجاورت كاخ و قلعه حسن آباد و برخی روستاهای باستانی دیگر در اطراف كاخ وجود دارد. بنای امامزاده جعفر در محدوده ی شهر قدیم كه از دوره ایلخانی باقی مانده و با سنگ قبرهای بسیار جالب كه یكی از آنها تاریخ 741 ه. ق را دارد ، از آثار دیگری است كه در اطراف این كاخ وجود دارد.

    كاخ ساسانی سروستان

    حدود نـُه كیلومتری جنوب شهر سروستان در میان دشتی وسیع و در مسیر روستای نظرآباد، ساختمان بزرگی از سنگ و گچ وجود دارد كه دارای ایوان، اتاق و راهروهای چندی است. "واندنبرگ" این ساختمان را از آثار بهرام گور یا بهرام پنجم ساسانی (438-420م.) می خواند كه توسط مهرنرسی وزیر او ساخته شده است. این بنا كه از با شكوه ترین كاخ های ساسانی است، جنبه تقدس هم داشته و شامل یك ایوان ورودی و گنبدی در مركز و حیاط است. در این كاخ نسبت به بناهای دیگر این دوره از فن معماری پیچیده و كامل تری استفاده شده است.

    نمای اصلی بنا در ضلع شرقی قرار دارد كه شامل یك ایوان مركزی و دو ایوان كوچك تر در دو طرف است. ایوان مركزی به تالار اصلی و پس از آن به چهار حیاط متصل می شود كه فضای میانی بنا را تشكیل می دهند. در دو طرف ، دو اتاق گنبددار مشاهده می شود و دیوار جنوبی تالار مركزی به یك ایوان جانبی خارجی راه می یابد. در دو طرف این بنا دو اتاق  باریك با طاق گهواره ای قرار دارد كه مقابل هم قرار نگرفته اند.استفاده از فیلپوش (سقف هایی كه دارای ستون هستند) برای قرار گرفتن گنبدها روی بنا به وضوح دیده می شود. در سال های گذشته این بنا مرمت شد و این امر در كند شدن روند تخریب آن مؤثر بوده است.

    محوطه تاریخی بیشابور

    در 23 كیلومتری غرب شهر كازرون و در كنار رودخانه شاپور، ویرانه شهر بیشاپور قرار دارد. این شهر در ایران باستان بر سر جاده شاهی شوش تخت جمشید و استخر و اردشیر كوره به تیسفون واقع بود.

    این شهر به دستور شاپور اول توسط یك معمار سوری به نام «اپسای» دبیر طراحی و ساخته شد. دو ستون در مركز این شهر وجود دارد كه روی یكی به خط اشكانی و خط ساسانی، تاریخ ساخت شهر را 266 م. ثبت كرده است. اما ذكری از نام شهر نشده است. از این رو نویسندگان گوناگون، اسامی متفاوتی برای شهر ذكر كرده اند؛ از جمله «وه شاپور» یعنی وجه نیكوی شاپور، « بی شاپور» به معنی اعلیحضرت شاپور، «به شاپور»، «یه شاپور» و «به از اندیو شاپور» به معنای شهر بهتری از انطاكیه، كه به عنوان نام اصلی این شهر پذیرفته شده است.

    كاوش های باستان شناسان از سال 1314 شمسی در این شهر آغاز شد و تاكنون ادامه دارد. این شهر حدود 800 متر پهنا و 5/1 كیلومتر درازا داشت و مركز شاهنشاهی شاپور اول و اوج شكوه امپراتوری ساسانیان بود. تردیدی نیست كه شهر اردشیر كوره، یعنی پایتخت اردشیر بابكان، رضایت خاطر پسر وی شاپور اول (727- 242 م) را تأمین نمی كرد. از این رو او اقدام به ساخت این شهر كرد.

    با توجه به طبیعت زیبای دشت شاپور و نیز رودخانه شاپور و همچنین مجموعه مكتب های هنری و فنی و معماری جدیدی كه در شهر بیشاپور آن زمان، به وجود آمد، مردم گروه گروه، برا ی دیدن و تماشای شهر می آمدند. به همین دلیل بیشابور سرآمد همه شهرهای ساسانیان بود.نقشه شهر چنان رسم شده بود كه تمامی خیابان های شمالی، شرقی، جنوبی و غربی در مركز شهر یكدیگر را قطع كنند و در زوایای قائم، خیابان ها، كوچه ها و محله ها به نحوی محدود بودند كه خانه بزرگان و اشراف شهر در وسط باغ  و باغچه قرار می گرفت. شكل شهر، بر خلاف شهر اردشیر كوره، به صورت مستطیل است و این از ویژگی های اقلیمی است كه در ساخت شهر در نظر گرفته شده است. این شهر از سه بخش تشكیل شده است: بخش اصلی كه توسط یك حصار مستحكم محصور بود شامل بناهای مذهبی و حكومتی است كه مهم ترین آن ها معبد آناهیتا، تالار تشریفات، ایوان و حیاط موازئیك و كاخ والرین است. بخش دوم شامل بخش نگهبانی یعنی قلعه دختر است كه بر فراز یك بلندی مشرف بر شهر قرار دارد. بخش سوم خارج از حصار را در بر می گیرد. از مهم ترین آثار باقی مانده از این بخش می توان از ستون های یادبود، مدرسه ای از دوره ی آل بویه، دارالاماره، مسجد و حمام های بیشابور نام برد. بیشترین آثار موجود در این بخش به دوره ی اسلامی تعلق دارد . شهر بیشابور تا قرن پنجم ه. ق رونق داشت.

    برج و باروی شهر

    در جبهه شمالی شهر، حصار شهر به قطر 9 متر با قلوه سنگ و ملات گچ دارای برج هایی به قطر 730 سانتی متر و به فاصله 40 سانتی متر است. كه جای شكاف های تیراندازی (مزقل) در آنها دیده می شود.

    در دوره دیگری كه به نام دوره دوم بیشاپورمعروف است، تغییراتی در این دیوار و حصار به وجود آمد و برخی از برج ها حذف و فاصله بین آنها به  8 متر تبدیل شد. دور شهر نیز خندق وجود داشت.

    ساختمان تابستانی

    در جایی كه یكی از برج ها بریده شد، درست در مقابل تنگ چوگان كه وزش باد زیاد است، ساختمانی در دوره دوم ساخته شد كه مورد استفاده دقیق آن هنوز مشخص نیست. از آنجا كه این ساختمان در محل وزش باد قرار  دارد و خنكای باد در تابستان آن را دلپذیر می سازد، به نام ساختمان تابستانی شناخته می شود.

    تالار تشریفات

    در جنوب شرقی معبد آناهیتا و در فضایی به مساحت 781 متر مربع ، تالار تشریفات قرار دارد. این تالار از چهار ایوان متقابل و متقارن تشكیل شده كه بر فراز آن گنبدی شلجمی شكل به بلندای 25 متر قرار دارد. صحن مركزی تالار به اندازه 23×23 متر و بنای آن كلاً به صورت چلیپا ( صلیب ) با 64 طاقچه است.

    ایوان های موزائیك

    دو ایوان موزائیك در شرق و غرب تالار وجود دارد كه طرح های موزائیك كف آن بی نهایت زیباست. افزون بر آن تمامی تالار با گچ بری های بسیار زیبا و هنرمندانه از نقوش گل و گیاه، نقش های هندی و انسانی با یك نوع گل تزیین شده است. رنگ موزائیك ها سفید ، سیاه ، سبز ، قرمز ، زرد و لاجوردی و دارای طرح ها و تزئینات  جالبی است. تصاویر موزائیك افرادی را نشان می دهد كه منسوب به خانواده شاهی و طبقات ممتاز شهر بیشاپور بودند. در این تصاویر زنان تاج باف، چنگ زن و مردان و زنان اشرافی نشان داده شده است. تصاویر سرِ زنان و مردان و نیز شكل فرشته، مرغ و درخت با حاشیه بسیار زیبا، با موزائیك نقش شده است. به نظر باستان شناسان سقف تالار احتمالاً در دوره نرسی ترك برداشته و سپس فرو ریخته و در نتیجه تغییراتی در بنا به وجود آمد؛ از جمله ساختمان دو پشت بند به آن افزوده و به عنوان خانه های مسكونی استفاده شد. صحن تالار نیز به عنوان حیاط كاربرد پیدا كرد. وجود چاه فاضلاب به ژرفای 7 متر در وسط صحن، دلیل این مدعاست.

    معبد آناهیتا

    مهم ترین و سالم ترین ساختمان بیشاپور، معبد بزرگ آناهیتاست كه برای نیایش آب و مراسم مذهبی مربوط به آن ساخته شد. این بنا به صورت مكعب به ضلع 14 متر است و از سنگ های قالبی حجاری شده، بدون ملات و دو جداره كه با بست آهنی به هم وصل شده اند، ساخته شده است. این بنا بدون سقف بود. معبد آناهیتا حدود هفت متر پایین تر از سطح زمین های اطراف ساخته شده و با توجه به بلندای 14 متری ساختمان، فقط 7 متر آن از سطح زمین پیدا است. تردیدی نیست كه این شیوه معماری ادامه معماری هخامنشی است. این بنا چهار مدخل در چهار طرف دارد كه بلندی آنها 57/3 و پهنای آنها 60/1 متر است. روی بدنه شمالی، چهار مجسمه گاو، مانند سر ستون های هخامنشی، به صورت دو پشته و معكوس نصب شده و نماد ویژه معبد است؛. در حال حاضر تنها دو مجسمه وجود دارد. حالت نگاه كردن این مجسمه ها رو به پایین است و گاوها تصویر خود را در آب و آینه می بینند. دور تا دور بنا را دالان هایی مسقف فرا گرفته و به راحتی می توان دور آن چرخید. از دالان جنوبی فقط برای ورود به صحن معبد و اجرای مراسم استفاده می شد. طول دالان ها 22 متر و پهنای آنها 83/1 متر است. پهنای دالان جنوبی 90 سانتی متر است. شیب مجرا و نحوه تقسیم آب از مهندسی دقیقی برخوردار است و ابتدا آب قنات و سپس آب رودخانه وارد دالان ها و پس از آن به صحن مركزی هدایت می شد. بدون سقف بودن معبد موجب می شد تا بر اثر تابش نور آفتاب به چهار ضلع معبد، انعكاس منشوری پدید آید و نور در آب داخل معبد منعكس شود. در این حالت آب موجود مانند آینه صاف و صیقلی می شد و تصویر گاوهای نگهبان معبد در آن مشهود بود.

    سایر تأسیسات

    در شهر بیشاپور، غیر از خانه های مسكونی، و غیر از معبد آناهیتا، جایگاه نذورات و كاخ اختصاصی دیده می شود. حفاری های باستان شناسی برای به دست آوردن اطلاعات كامل تر هنوز در این شهر ادامه  دارد.

    مجسمه و غار شاپور

    در فاصله چهار كیلومتری شهر بیشاپور، در سینه كوه داخل تنگه، غار بزرگی وجود دارد كه در مدخل ورودی آن مجسمه عظیم شاپور اول ساسانی از ستون سنگی موجود در مدخل غار تراشیده شده است. این مجسمه از شاهكارهای هنری ساسانی است و با مهارت خاصی ساخته شده . ارتفاع مجسمه كه از سنگ یكپارچه ساخته شده ، به هفت متر می رسد. سر و بدن مجسمه به حالت اصلی باقی مانده و دست ها و پاهای آن شكسته است. این مجسمه كه به دلیل وزن زیاد واژگون شده بود، در سال 1336 در جایگاه اصلی نصب شد.

    نقوش برجسته تنگ چوگان

    در كنار ویرانه های شهر باستانی بیشابور، تنگه ای به نام « تنگ چوگان» وجود دارد كه در دو طرف آن گنجینه ای از نقش برجسته های متعدد در دل كوه باقی مانده است. این نقش ها همگی بیانگر نبردها و پیروزی های پادشاهان ساسانی است. از مجموعه ی شش نقش موجود در تنگه، دو نقش سمت راست و نقش اول سمت چپ، پیروزی شاپور اول را به تصویر كشیده است. سه نقش دیگر به ترتیب پیروزی بهرام دوم بر یاغیان عرب، تاجگذاری بهرام اول و پیروزی شاپور دوم بر مخالفان را نشان می دهد.

     

    برگرفته از آدرس :  http://www.tebyan.net
     
     
     
    + نوشته شده در  2010/7/17ساعت 14:1  توسط اطلس ایران وجهان  | 

    آشنایی با مجموعه ساسانی فیروزآباد

     

    قلعه دختر

    اردشیربابكان ، سر سلسله ساسانی، پس از كشتن والی فارس و تسخیر تمام فارس، منطقه فیروزآباد را كه از نظر سوق الجیشی دارای ویژگی های مثبتی بود، انتخاب كرد.

    دشتی كه شهر فیروزآباد كنونی در آن قرار دارد، تقریباً دایره وار است و اطراف آن را كوه ها فرا گرفته اند و تنها راه ورود به این دشت، راه تنگاب به طول 30 كیلومتر است كه رودخانه تنگاب در آن وجود دارد. به همین دلیل نخستین اثری كه توسط اردشیر در این منطقه ساخته شد، ساختمانی است بر فراز كوه تنگاب كه امروزه به نام «قلعه دختر» مشهور است. این قلعه با 2300 متر زیربنا، دارای تالاری به وسعت 14 متر مربع و 18 متر ارتفاع دارد. این تالار گنبددار است و اتاق های جنبی آن را به صورت قلعه ای در آورده است. قلعه دختر از سه سطح تشكیل شده است. سطح زیرین محل زندگی نگاهبانان و انبار بود. حیاط ساختمان ها با اتاق ها  و تالارها، در سطح دوم وجود دارد كه درباریان و بزرگان در آن مستقر می شدند. طبقه سوم بنای شاهی بود و اردشیر بابكان در بدو ورود به فیروزآباد در این طبقه زندگی می كرد. دو حلقه چاه در كف حیاط قلعه دختر وجود داشت كه تا كف رودخانه كه حدود 200 متر ژرفا دارد، می رسید.


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  2010/7/17ساعت 12:32  توسط اطلس ایران وجهان  | 

     

    کویر زیبای ورزنه قطب کویر گردی

     

    كوير ورزنه در دسترس ترين كوير به شهر اصفهان است كه فاصله ماسه زار تا اصفهان ۱۱۰ كيلومتر است در يك سفر يك روزه مى توان از اين منطقه ديدار كرد.

     

    وسعت تلماسه ها بالغ بر ۱۷ هزار هكتار است و انواع اشكال حاصل فرسايش باد را مى توان ديد مانند تپه هاى ماسه اى طولى، تپه هاى هلالى، هرم هاى ماسه اى و امواج روى ماسه ها كه اصطلاحاً به آنها ريپل مارك گفته مى شود و چشم انداز ماسه ها از بالاى تلماسه ها بسيار زيبا و بكر به نظر مى آيد و نوع پوشش گياهى آن و سكوت زيباى حكمفرما بر آن براى تمام گردشگران روزى زيبا خلق مى كند و ارتفاع تلماسه هاى ورزنه نسبت به برخى نقاط بلندتر و در برخى نقاط به ۱۰۰ متر نيز مى رسد، طول تلماسه ها حدود ۴۵ كيلومتر و عرض آنها از ۱۰ كيلومتر در نزديك ورزنه تا يك كيلومتر در خاراى جرقويه متفاوت است.
    طبيعت گردى يا اكوتوريسم شاخه مهمى از گردشگرى است كه جايگاه آن در اقتصاد جهانى رشد قابل ملاحظه اى داشته است اما توزيع جغرافيايى اين درآمد بسيار نامتعادل بوده و ۸۰ درصد اشتغالزايى و درآمد ناشى از اين صنعت به اروپا و آمريكا اختصاص يافته است واز ۲۰ درصد باقى مانده ۲‎/۵ درصد سهم خاورميانه از اين ميان و يك درصد سهم ايران است و اين در حالى است كه ايران به لحاظ طبيعت بى نظير و جذاب و به واسطه تنوع زيستى اقليمى منحصر به فرد است و پنجمين كشور جهان بوده و پتانسيل بالايى در صنعت طبيعت گردى دارد.
    * چشم انداز كوير
    حدود يكصد كيلومتر دورتر از اصفهان در منتهى اليه جنوب شرق اين استان، زيباترين تابلو طبيعت كه با سر انگشتان نقاشى چيره دست روى گستره بوم كوير اين دياردست نخورده نقش بسته است هنر نمايى مى كند وقتى آدم، پايش را روى دل داغ اين شنزار لطيف مى گذارد، عملاً هيچ ردى نيست كه برجا نماند.


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  2010/7/17ساعت 12:26  توسط اطلس ایران وجهان  | 

    حمام كردشت

    این حمام یكی از زیباترین حمام های آذربایجان است كه با معماری اصیل سنتی در روستای كردشت از توابع جلفا و در كنار رود ارس قرار دارد .

    این حمام كه در میان باغ بزرگی ساخته شده ، دارای یك هشتی به صورت هشت ضلعی به ابعاد 5/3×5/3 و به ارتفاع 3/4 متر است . یكی از اضلاع به در ورودی و دیگری راه ورود به رخت كن یا سربینه است.

    سربینه حمام نیز هشت ضلعی به اضلاع 5/3 متر و ارتفاع 5/8 متر است و گنبد بزرگ آن بر روی جرزها و هشت ستون سنگی هشت بَر استوار شده است . همه ستون ها دارای سرستون های سنگی مقرنس هستند كه به وسیله ملات سرب مذاب به ستون وصل شده اند . گنبد سربینه دارای كاربندهای جالب مزین به آهك بری های زیبا است . سكوهای رخت كن با طاق ضربی پوشیده و در زیرأن كفش كن هایی تعبیه گردیده است گرم خانه فضایی است كه از چهار ستون سنگی هشت بر و دو حوض بزرگ مستطیل شكل و اتاقیبا گنبد قیراندود تشكیل شده است


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  2010/7/17ساعت 12:19  توسط اطلس ایران وجهان  | 

    منطقه اكوتوريستي گردنه حيران
        در بخش غربي گردنه حيران، آنجا كه قبل از ورود به تونل مرز سياسي استان هاي اردبيل و گيلان شروع مي شود دره نسبتا وسيعي دارد كه مي توان آن را دروازه وروي يا كريدور توريستي در مدخل استان اردبيل به شمار آورد، اين كريدور توريستي كه از ابتداي تونل شروع وتا 7 كيلومتر به سمت نمين و اردبيل ادامه مي يابد در دو طرف دره داراي دامنه هاي سرسبز و كم شيبي است كه در گذشته با پوششي از درختان جنگلي يكي از زيباترين مناطق طبيعي استان به شمار مي رفت.
        


        
        از بين رفتن قسمت عمده اين جنگل ها و تبديل اراضي آن به كشتزارهايي باعث افت كيفي منظر طبيعي آن شده است.
        منطقه توريستي فندقلو
        جنگل فندقلو در 30 كيلومتري شهر اردبيل و در 10 كيلومتري جنوب شهر نمين قرار گرفته است. اين منطقه به خاطر داشتن جاذبه هاي منحصر به فرد جنگلي – مرتعي و گردنه زيباي حيران با جذابيت هاي طبيعي متنوع، قابليتي بسيار ممتاز براي توسعه در صنعت اكوتوريسم را دارد.
        عرصه جنگلي فندقلو بخشي از جنگل هاي شرق استان اردبيل به شمار مي رود. اين جنگل در سطحي به طول 25 كيلومتر پراكنده است مساحت منطقه فندقلو 2/4062 هكتار مي باشد كه 4/1108 آن تحت پوشش عرصه جنگلي و بقيه مرتفع مي باشد. بلندترين نقطه ارتفاعي مربوط به كوه سنگر (محل تاسيسات و دكل هاي مخابراتي) به ارتفاع 2120 متر از سطح درياست.
        در جنگل فندقلو 19 گونه جنگلي متعلق به 8 تيره و 17 جنس شناسايي شده است. در بين انواع شناسايي شده گونه هاي نادري نظير فندق، مرز، راش، بلوط (بلند مازو) و بيدمشك وجود دارد. در منطقه فندقلو حيواناتي نظير روباه، گرگ، خرس قهوه اي، سمور و پرندگاني چون قرقاول، كبك و عقاب طلايي يافت مي شود.
        فندقلو منطقه منحصر به فردي براي توريسم ييلاقي و تفريحي است. پيست اسكي روي چمن آن احداث شده و با تکميل آن مي توان مسابقات جهاني و بين المللي اسکي را در آن برگزار کرد.
        اين منطقه از نظر قابليت هاي توسعه داراي امكانات زير است:
        1 - قابليت بهره برداري از ورزش اسكي روي چمن در فصول غير زمستان
        2 - قابليت استفاده براي ورزش اسكي در فصل زمستان
        3 - قابليت اكوتوريستي براي اقامت هاي ييلاقي
        4 - قابليت اكوتوريستي براي تورهاي گروهي دانشجويي و دانش آموزي
        5 -قابليت پيك نيكي آن در درون درخت زارهاي فندق
        6 - قابليت فرهنگي ظرفيت اكوتوريستي آن تحت عنوان جشنواره فندق چيني


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  2010/7/17ساعت 12:18  توسط اطلس ایران وجهان  | 

     

     

    بحران سیاسی بزرگی که جمهوری اسلامی را در بر گرفته عوامل فراوان دارد که شماری از آنها از پدیده‌های  اقتصادی منشا می‌گیرند. تردیدی نیست که انحطاط اقتصادی، بی‌کفایتی آشکار در سیاست‌گذاری توسعه و نیز نابرابری‌های عریان اجتماعی و فساد گسترده، به طغیان آشکار و یا خاموش بخش بزرگی از مردم ایران، و به‌ویژه جوانان علیه نظام سیاسی کنونی کشور، دامن زده است. از دیدگاه طیف رو به گسترشی از جامعۀ ایرانی، که به برکت پیشرفت‌های شگفت‌آور در عرصۀ خبررسانی تحولات کنونی جهانی را به خوبی می‌شناسد، شکاف فزاینده‌ای که در عرصۀ اقتصادی میان ایران و شماری از کشور‌های مشابه آن به وجود آمده، یک تراژدی بزرگ ملی است. نسل‌های حاضر در انقلاب مشروطه و دهه‌های پیش از انقلاب اسلامی، فاصله بسیار زیاد خود را با قدرت‌های بزرگ صنعتی می‌دیدند و از آن رنج می‌بردند، ولی این رنج تا اندازه‌ای تسکین می‌یافت هنگامی که پی می‌بردند که سوای ایالات متحده آمریکا و کشورهای اروپای غربی و چند سرزمین دیگر، بخش بزرگی از ساکنان زمین از لحاظ اقتصادی در وضعیتی بهتر از آنها به سر نمی‌برند. 

    تلخکامی ایرانیان
    امروزه وضع دیگرگون شده است. طی دوران سی و یک ساله استقرار جمهوری اسلامی در ایران، جهان یک انقلاب بزرگ اقتصادی را از سر گذراند که یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های آن، ورود شماری از کشور‌های فقیر به جرگه قدرت‌های صنعتی و بازرگانی است، پدیده‌ای که صد‌ها میلیون نفر از ساکنان کره زمین را به بازیگران فعال اقتصاد جهانی بدل کرده و افسانه «سروری طبیعی و ابدی» نژاد سفید را بر باد داده است. در پی موج اول «قدرت‌های نوظهور» (کره جنوبی، تایوان، سنگاپور، هنگ کنگ)، امواج نیرومند دیگری به راه افتاده که به ویژه دو غول جمعیتی زمین، چین و هند را، از حاشیه به متن پویای اقتصاد جهانی کشانده است. کشور‌های دیگری نیز قاطعانه از مرز توسعه گذشته‌اند که شماری از آنها را در آسیا (تایلند، مالزی)، آمریکای لاتین (برزیل، مکزیک، شیلی وغیره)، اروپای مرکزی و خاوری و دیگر نقاط جهان از جمله در همسایگی ایران (ترکیه) می‌توان یافت.

    در رویارویی با این تحول شگفت، ایرانیان و به‌ویژه نسل جوان آن بیش از پدران و پدر بزرگ‌هایشان احساس تلخی می‌کنند، زیرا می‌بینند که نه تنها آرزوی دیرینه آنها در پر کردن شکاف با قدرت‌های صنعتی قدیمی بر باد رفته، بلکه کشور‌هایی که اقتصادی همتراز و یا حتی واپس مانده‌تر از ایران داشته‌اند، امروز با فاصله زیاد از ایران پیشی گرفته‌اند. ایرانیان همانند گذشته و حتی بیش از گذشته با فروش نفت خام روزگار می‌گذرانند، ولی حتی در این عرصه نیز تولیدشان نسبت به سی سال پیش حدود سی و پنج در صد کاهش یافته، حال آنکه جمعیت‌شان دو برابر شده است.

    امروز بازار داخلی ایران در تصاحب کالا‌های صادراتی همین «قدرت‌های نوظهور» است. سنگر‌های صنایع قدیمی ایران، همچون نساجی و کفش، یکی پس از دیگری فرو ریخته است. بازار چادر سیاه زنان ایران تقریبا در انحصار قدرت‌های صنعتی آسیایی است و حتی بخشی از وسایل مورد استفاده در مراسم عزاداری ماه محرم را چینی‌ها به ایران صادر می‌کنند.

    ایرانیان همچنین پی برده‌اند که روابط اقتصادی‌شان با ترکیه، شبیه روابط کشوری جهان سومی با یک قدرت صنعتی است: ایران به ترکیه گاز و نفت می‌فروشد و از آن کشور کالا‌های ساخته شده وارد می‌کند. اوج فلاکت ایران در عرصۀ اقتصادی، ناتوانی آن از پاسخگویی به نیاز‌هایش درعرصۀ فرآورده‌های نفتی است. در کشوری که دومین ذخایر نفتی جهان را در اختیار دارد، بنزین یکی از مهم‌ترین کالا‌های وارداتی است. این که ایرانیان در مقایسه با ترکیه یا امارات متحده عربی خود را از لحاظ اقتصادی در موقعیتی فرودست‌تر احساس کنند، زخم وارد آمده بر غرور آنها را عمیق‌تر می‌کند، به ویژه از آنرو که تبلیغات نظام حاکم در پوشاندن این فرودستی با تاکید شبانه‌روزی بر دستآورد‌های علمی ایران در عرصه‌های هسته‌ای و فضایی، یا نسبت دادن دشواری‌های کشور به «استکبار جهانی» و یا جبران این دشواری‌ها از راه دامن زدن به شور مذهبی یا ملی، دیگر کارگر نیست. 

    در دهه‌های پس از جنگ جهانی دوم، شماری از نظام‌های سیاسی در «جهان سوم» برای کسب اعتبار در روابط بین‌المللی به ملاک‌های ساختگی ولی پرسر و صدای قدرت روی آورند، از جمله کوبیدن شبانه‌روزی بر طبل تبلیغات برای «بسیج توده‌ها» علیه دشمنان داخلی و خارجی، اعطای کمک به متحدان خارجی، ایجاد «توهم قدرت» در مردم و منحرف کردن آنها از دشواری‌های واقعی ... در منطقۀ خاورمیانه، مصر در دوران جمال عبدالناصر و عراق زیر سلطۀ حکومت بعثی صدام حسین به همین راه رفتند و امروز نظام سیاسی ایران به همان راه می‌رود.

    ولی تجربۀ چند دهه گذشته نشان می‌دهد که در روزگار ما، قدرت واقعی و پایدار بیش از همه بر توانایی‌های اقتصادی تکیه دارد. قدرت اقتصادی از آن کشور‌هایی است که با تکیه بر منابع مالی، پولی، صنعتی، کشاورزی، علمی و تکنولوژیک خود بتوانند سطح زندگی مادی و معنوی مردمان خود را بالا برند و بر فعالیت‌های اقتصادی در دیگر کشور‌ها تاثیر بگذارند.

    ایران و سلسله مراتب قدرت
    ایران، در سلسله مراتب قدرت‌های جهانی، در چه جایگاهی قرار دارد؟ چقدر بر دیگران تاثیر می‌گذارد و چه اندازه از دیگران تاثیر می‌پذیرد؟ برای پاسخگویی به این پرسش‌ها، به ناچار باید ملاک‌هایی را مشخص کرد که، با تکیه بر آنها، بتوان «قدرت اقتصادی» را اندازه گرفت. یکی از این ملاک‌ها، «تولید ناخالص داخلی» است. توليد ناخالص داخلی در برگيرندۀ ارزش مجموع كالا‌ها و خدماتی است كه طی يك دوران معين، معمولا يك سال، در يك كشور توليد می‌‌شود. ارزيابی اين شاخص طبعا با امّا‌ها و چرا‌های فراوان همراه است، به ويژه به دلایل ناشی از نرخ برابری میان پول‌ها و نیز به این دلیل که بسياری از كشور‌های در حال توسعه از ابزار دقيق آماری محرومند. به رغم اين ترديد‌ها، توليد ناخالص داخلی یکی از مهم‌ترین ملاك‌های اندازه‌گيری قدرت اقتصادی كشور‌ها و مقايسۀ ميان آنها است. بر پایه آمار «صندوق بین‌المللی پول»، كل توليد ناخالص داخلی اسمی جهان در سال ۲۰۰۸ میلادی به  حدود شصت و یک هزار ميليارد دلار رسید. از اين مقدار، بر پایه همان آمار، چهارده هزار میلیارد دلار به ايالات متحده آمريكا تعلق دارد که در ردیف اول قرار دارد. كشور‌های ژاپن، چین، آلمان، فرانسه، بريتانيا، روسیه، ایتالیا، اسپانیا و برزیل به ترتيب در مقام‌های دوم تا دهم قرار می‌‌گيرند.

    و اما ایران، بر پایۀ آمار صندوق بین‌المللی پول، با ۳۳۵ میلیارد دلار، از لحاظ تولید ناخالص داخلی اسمی در ردیف بیست و نهم جهان جای دارد. به بیان دیگر ايران كه بر اساس تازه‌ترین آمار سازمان ملل متحد با رقم هفتاد و چهار ميليون نفر جمعیت كمی بيش از يك در صد جمعيت جهان را در بر می‌گیرد، تنها پنجاه و شش صدم در صد تولید ناخالص داخلی جهان را در اختیار دارد. اگر قرار بود ایران دستکم به اندازه جمعیتش کالا و خدمات تولید کند، تولید ناخالص سالانه‌اش می‌بایست به ۶۵۸ میلیارد دلار در سال برسد.(۱) در مقایسه با کشور همسایه‌اش ترکیه، که جمعیتی کم و بیش برابر دارد، ضعف ایران بیشتر به نمایش گذاشته می‌شود. در آمار صندوق بین‌المللی پول، ترکیه با هفتصد و بیست و نه میلیارد دلار، بیش از دو برابر ایران، از لحاظ تولید ناخالص داخلی در ردیف هفدهم جهان جای دارد. در سال ۱۹۸۰، ایران از لحاظ تولید ناخالص داخلی جهان در ردیف هفدهم جهان بود و ترکیه در ردیف بیست و هفتم. امروز ترکیه مقام هفدهم را از ایران گرفته و این کشور به ردیف بیست و هشتم عقب نشسته است. و اما اگر تولید ناخالص سرانه  در سال ۲۰۰۸ میلادی در نظر گرفته شود، از دیدگاه صندوق بین‌المللی پول ایران در ردیف هشتاد و هفتم جهان جای می‌گیرد، بیست پله بعد از گابن، دوازده پله بعد از لبنان و پنج پله بعد از آنگولا.

    تولید ناخالص داخلی تنها یکی از مظاهر قدرت اقتصادی کشور‌ها است. در ارزیابی درجۀ تاثیرگذاری یک قدرت اقتصادی باید عوامل دیگری را نیز در نظر گرفت، از جمله جایگاه آن را در بازرگانی بین‌المللی، شمار شرکت‌های معتبری را که به نام آن قدرت فعالیت می‌کنند، توان آن را در ابداع و نوآوری‌های علمی و فنی، اعتبار پول ملی‌اش به عنوان ابزار داد و ستد و پس‌انداز. شهرت ایالات متحده آمریکا، آلمان، ژاپن، چین و کره جنوبی با آوازه جنرال موتورز و زیمنس و تویوتا و ساینوپک و سامسونگ در آمیخته است. اقتدار ایالات متحده آمریکا بیش از آن که بر ناو‌های هواپیمابر متکی باشد، از مایکروسافت و گوگل و دانشگاه‌هایی سرچشمه می‌گیرد که در صدر جدول مراکز علمی جهان جای دارند. شصت و دو در صد ذخایر ارزی بانک‌های جهان به دلار و بیست و دو در صد آن به یورو است. 

    در این عرصه‌ها، که قدرت کشور‌ها را به نمایش می‌گذارند، ایران چه جایگاهی دارد؟ اعتبار پول ملی ایران در چه سطحی است؟ چند در صد از تولید ناخالص داخلی ایران به پیشبرد‌های علمی و تکنولوژیک اختصاص دارد؟ در بازارهای کشور‌های پیشرفته، به جز کالا‌هایی همچون گلیم و پسته، چه چیز‌هایی به نام ایران به فروش می‌رسد؟ جایگاه ایران در بازرگانی بین‌المللی گویاترین نشانۀ نقش بسیار حاشیه‌ای این کشور در فرآیند جهانی شدن اقتصاد است. به ارزیابی سازمان جهانی تجارت، ایران در سال ۲۰۰۸ میلادی با صدور ۱۱۳ میلیارد دلار کالا (نفتی و غیرنفتی) سی و پنجمین صادر کننده جهان بود و هفت دهم در صد صادرات جهان را در اختیار داشت.(۲)

    فراموش نباید کرد که در سال ۲۰۰۸ میلادی، ایران به مهم‌ترین رقم صادرات نفت خام سالانه در تاریخ خود (البته به دلار جاری)، معادل هشتاد و دو میلیارد دلار، دست یافت. اگر صادرات نفت خام (هشتاد و دو میلیارد دلار)، همراه با صادرات فرآورده‌های نفتی (حدود سیزده میلیارد دلار) را از کل صادرات ایران برداریم، حجم صادرات غیرنفتی ایران در سال ۲۰۰۸ میلادی از هیجده میلیارد دلار بیشتر نبوده است، معادل یازده صدم در صد بازرگانی بین‌المللی. در واقع وزنۀ ایران در بازرگانی بین‌المللی، بدون نفت، معادل یک یازدهم مالزی، یک دهم تایلند و یک هفتم ترکیه است.

    ایران نه تنها در بازرگانی بین‌المللی، بلکه از لحاظ جذب سرمایه‌های خارجی نیز نقشی بسیار حاشیه‌ای دارد. معتبرترین منبع دربارۀ جذب سرمایه مستقیم خارجی از سوی کشور‌های مختلف جهان، گزارشی است که هر سال از سوی سازمان «آنکتاد»  (کنفرانس توسعه و تجارت ملل متحد) منتشر می‌شود. به گزارش سال ۲۰۰۹ این سازمان، ایران در سال‌های ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷ میلادی، هر سال یک میلیارد و ششصد میلیون دلار و در سال ۲۰۰۸ یک میلیارد و پانصد میلیون دلار سرمایه مستقیم خارجی جذب کرده است.(۳) برای پی بردن به جایگاه ایران در فرآیند جذب سرمایه‌های خارجی، کافی است این کشور را با شماری از کشور‌های هم منطقه‌اش مقایسه کنیم. در سه سال مورد نظر، ایران به گزارش سازمان «آنکتاد» جمعا چهار میلیارد و هفتصد میلیون دلار سرمایۀ خارجی جذب کرده، حال آنکه ترکیه، طی همان مدت، به جذب شصت میلیارد دلار سرمایه مستقیم خارجی، معادل سیزده برابر ایران، موفق شده است. در همان سه سال، سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در عربستان سعودی بر پایۀ آمار آنکتاد به هشتاد میلیارد دلار (هفده برابر ایران) و در امارات متحده عربی به چهل و یک میلیارد دلار، بیش از هشت برابر ایران رسید. 

    چه عواملی کشور ۷۴ میلیون نفری ایران را، به رغم ذخایر نفتی و گازی افسانه‌ای‌اش، در مقایسه با سه کشور یاد شده، از لحاظ جذب سرمایه‌های خارجی در موقعیتی چنین ضعیف قرار داده است؟ عامل نخست، فضای درونی ایران است که شرایط لازم را برای سرمایه‌گذاری فراهم نمی‌آورد. سرمایه‌گذاران، اعم از ایرانی و خارجی، به امنیت سیاسی، حقوقی و اقتصادی نیاز دارند که  جمهوری اسلامی به آنها عرضه نمی‌کند. عامل دوم، فضای بین‌المللی ایران است که مهم‌ترین ویژگی آن، در شرایط کنونی، تنش‌های پی در پی در روابط جمهوری اسلامی با شمار زیادی از قدرت‌های تاثیرگذار جهان است. تحریم‌ها و تضییقات اقتصادی ناشی از این تنش‌ها ایران را به گونه‌ای آشکار از فرآیند جهانی شدن دور کرده و در راه مشارکت این کشور در بازرگانی بین‌المللی و دستیابی آن به سرمایه و تکنولوژی خارجی، موانع بسیار جدی به وجود آورده است. بار این زیان بسیار سنگین، سال‌های سال بر جامعۀ ایرانی سنگینی خواهد کرد.

    پیآمد‌های خام فروشی
    انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ و پیآمد‌های آن ایران را از مشارکت فعال در فرآیند «جهانی شدن» بازداشت و کمر اقتصاد آن را شکست. سی و یک سال پس از این رویداد، ایرانیان بیش از بیش به ابعاد فاجعه‌ای که دامن آنها را گرفت پی می‌برند، بی‌آنکه راه‌های رها شدن از آن و پیوستن به اردوی پیشرفت را به روشنی یافته باشند. یکی از غم‌انگیزترین پیآمد‌های این فاجعه، فرو رفتن هر چه بیشتر ایران در کام یک اقتصاد متکی بر خام‌فروشی است. با این حال، حتی در عرصۀ تولید و صدور نفت خام نیز جمهوری اسلامی، به دلیل انزوای درازمدت آن، فرصت‌های بزرگ را از دست داده است.

    در واقع طی سی سال گذشته ایران نه تنها نتوانسته به جرگه «قدرت‌های نو ظهور» صنعتی بپیوندد و ساختار بازرگانی خارجی‌اش را متحول کند، بلکه حتی در بهره‌برداری موثر از منابع نفت و گاز خود به جایگاهی که در خور آن بود نرسیده و عرصه را در این زمینه نیز به رقیبان باخته است. کشوری که در آستانه انقلاب ۱۳۵۷ از ظرفیت تولیدی بیش از شش میلیون بشکه نفت خام بر خوردار بود، امروز همان شاخص را به زحمت پیرامون چهار میلیون بشکه در روز حفظ می‌کند. در عرصۀ گاز نیز ایران، که دومین ذخایر این محصول را در اختیار دارد، همچنان وارد کننده خالص آن است.

    پشت کردن به پیشرفت جهانی و دلبستن به «ذخایر خداداد» (آنهم به گونه‌ای چنین ناشیانه)، ایران را به درماندگی کشیده است. عمق این درماندگی را در آماری می‌توان دید که مرکز اطلاعات انرژی آمریکا (وابسته به وزارت انرژی ایالات متحده) دربارۀ درآمد‌های ایران از محل صدور نفت خام در سی و چهار سال گذشته منتشر کرده است(۴):

    * در فاصله سال‌های ۱۹۷۵ تا ۲۰۰۹، درآمد اسمی ایران از محل صدور نفت خام از بیست و سه میلیارد دلار به پنجاه و پنج میلیارد دلار رسید؛

    * مقایسۀ درآمد‌های اسمی دلاری از لحاظ علمی نادرست است، به این دلیل ساده که دلار، طی دورانی چنین طولانی، به دلیل تورم جهانی، بخش مهمی از ارزش خود را از دست داده است. به بیان دیگر دلار ۱۹۷۵ را نمی‌توان با دلار ۲۰۰۹ مقایسه کرد؛

    * برای رفع این مشکل، مرکز اطلاعات انرژی آمریکا دلار سال ۲۰۰۵ را ملاک قرار داده و ارزش اسکناس سبز را، طی مدت مورد نظر، بر همین اساس اصلاح کرده است. با این محاسبه، در آمد واقعی ایران از ۸۱ میلیارد دلار در ۱۹۷۵ به ۳۳ میلیارد دلار کاهش یافته، حال آنکه جمعیت ایران طی همان مدت از سی و سه میلیون نفر به هفتاد و چهار میلیون نفر رسیده است.

    آنچه در این میان جلب توجه می‌کند، تقسیم درآمد واقعی بر جمعیت ایران در سی و پنج سال گذشته است. اگر قرار  بود درآمد نفتی واقعی ایران (با در نظر گرفتن تحول ارزش دلار در سی و چهار سال گذشته) بین جمعیت کشور تقسیم شود، در سال ۱۹۷۵ به هر ایرانی دو هزار و چهار صد و سی و شش دلار می‌رسید، حال آنکه این رقم در سال ۲۰۰۹ از هفتصد و سی و سه دلار بیشتر نیست. به بیان دیگر سهم هر ایرانی از محل صدور نفت خام در سی و چهار سال گذشته کم‌تر از یک سوم شده است.

    و اما کل درآمد نفتی ایران در سی سال پس از انقلاب، از ۱۹۷۹ تا ۲۰۰۹ میلادی، از لحاظ اسمی به هفتصد میلیارد دلار و از لحاظ واقعی (با محاسبۀ تورم جهانی) به هشتصد و شصت و چهار میلیارد دلار می‌رسد، و تنها معادل شصت درصد صادرات آلمان در سال دو هزار و هشت میلادی و یا دو برابر صادرات کره جنوبی در همان سال است.

    این واقعیات نشان می‌دهند که مردم ایران، برای به دست آوردن جایگاه شایستۀ خود در دنیای قرن بیست و یکم میلادی، باید ساختار‌های اقتصادی خود را، به تبع ساختار‌های سیاسی‌اش، دگرگون کنند. این دگرگونی بیش از همه نیازمند دستیابی به اقتصادی «فرانفتی» است. اقتصاد «فرانفتی» به معنای «اقتصاد بدون نفت»، آنگونه که در ادبیات اقتصادی ایران به کار می‌رود، نیست. نفت و گاز سرمایه‌های گرانقدری هستند که می‌توانند و باید در خدمت توسعۀ ایران به کار برده شوند. دلیلی ندارد که ایرانیان برای سامان دادن به اقتصاد خود از نفت صرف‌نظر کنند. چنین کاری نه مفید است و نه ممکن. در عوض ایران باید روزی به «اقتصاد فرانفتی» دست یابد، به این معنا که از مرز یک اقتصاد متکی بر نفت بگذرد و در ورای یک صنعت نفت پویا و شکوفا، و حتی در پیوند با آن، اقتصاد متنوعی را بر پایۀ صنعت و کشاورزی و خدمات پایه‌ریزی کند. کشور‌های دیگری همچون مکزیک و امارات متحده عربی به همین راه گام گذاشته‌اند و موفقیت‌های بزرگی نیز به دست آورده‌اند.

    با رها شدن از اقتصاد متکی بر نفت است که ایران می‌تواند به گونه‌ای فعال در «فرآیند جهانی» شدن ادغام شود و به گروه «قدرت‌های نوظهور» بپیوندد. «قدرت‌های نوظهور» اقتصادی از سه ویژگی عمده بر خوردارند : نرخ رشد در سطحی بالا و طی مدتی طولانی، تنوع ساختار‌های تولیدی (صنعت، بازرگانی و خدمات) و صدور حجم روزافزونی از کالا‌های صنعتی و نیز خدمات به بازار‌های جهان. به این ترتیب، ورود ایران به باشگاه رو به گسترش «قدرت‌های نوظهور» نیازمند اصلاحات بنیادی اقتصادی است که طیف وسیعی از نیرو‌های سیاسی ایران بر سر ضرورت پرهیزناپذیر انجام آنها توافق دارند. حتی شماری از جریان‌های سیاسی وابسته به قدرت بر آمده از انقلاب ۱۳۵۷، در فاصله نسبتا کوتاهی پس از این رویداد، به این نتیجه رسیدند که نظام تازه برای تامین بقای خود به دستآورد‌های اقتصادی نیاز دارد و برای این کار باید به روش‌های علمی برخاسته از تجربۀ توسعه در ایران و جهان، متوسل شود.

    با این حال، در ده سال نخست جمهوری اسلامی، به دلیل جو انقلابی کشور و به ویژه جنگ با عراق، مسایل مرتبط با سیاست اقتصادی تا اندازه‌ای در سایه قرار گرفتند. با توجه به فضای تب‌آلود پس از انقلاب، و نیز باور‌های سوسیالیستی رایج در میان بخش بسیار گسترده‌ای از نخبگان کشور، فروریزی بسیاری از پل‌های ارتباطی میان ایران و غرب و سرانجام تنش‌های ناشی از جنگ با عراق، سیاست اقتصادی جمهوری اسلامی در مسیر «راه رشد غیرسرمایه‌داری»، که مورد حمایت جناح چپ بود، به حرکت در آمد. طی ده سال نخست جمهوری اسلامی، با اجرای این سیاست، اقتصاد ایران به دولتی‌ترین اقتصاد‌های جهان سومی شباهت یافت و پیوندش با اقتصاد جهانی به صدور نفت و واردات کالا محدود شد. تردیدی نیست  که فروریزی دستگاه تولیدی کشور، همزمان با ناکامی‌های نظامی، در پذیرش قطعنامۀ ۵۹۸ از سوی آیت‌الله خمینی نقش بسیار مهمی ایفا کرد. پیآمد‌های فاجعه بار این سیاست، به ویژه سقوط محصول ملی و درآمد سرانه، ضرورت روی آوردن به اصلاحات اقتصادی را، به منظور تامین بقای نظام جمهوری اسلامی، مطرح کرد.

    طی بیست سال گذشته، به موازات روی کار آمدن سه رئیس دستگاه اجرایی، سه طرح اصلاحی برای پایان دادن به دشواری‌های اقتصادی پیشنهاد شدند: «تعدیل اقتصادی» از سوی علی اکبر‌هاشمی رفسنجانی، «ساماندهی اقتصادی» از سوی محمد خاتمی و «تحول اقتصادی» از سوی محمود احمدی نژاد.

    از «تعدیل» تا «ساماندهی»
    در سال ۱۳۶۸، شماری از کارشناسان اقتصادی جمهوری اسلامی (از جمله محسن نوربخش، حسین عادلی و مسعود روغنی زنجانی) با بهره‌جوئی از فضای پس از جنگ ایران و عراق و دل بستن به امید‌های ناشی از اوج‌گیری نقش‌ هاشمی رفسنجانی در صحنۀ سیاست ایران، طرحی را زیر عنوان «تعدیل اقتصادی» به کشور ارائه دادند. این طرح در واقع روایت ایرانی برنامۀ «اصلاحات ساختاری» بود که در سال‌های ۱۹۸۰ میلادی از سوی صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی به کشور‌های در حال توسعه توصیه می‌شد. خطوط عمدۀ سیاست «اصلاحات ساختاری» را که به گونه‌ای البته کمرنگ و محافظه‌کارانه در سیاست «تعدیل اقتصادی» انعکاس یافته، می‌توان چنین خلاصه کرد :

    * سالم سازی دستگاه اقتصادی از راه مبارزه با عدم تعادل‌های بنیانی از جمله شکاف بین درآمد‌ها و هزینه‌های دولت، شکاف بین عرضه و تقاضای پول، شکاف میان صادرات و واردات؛

    * به رسمیت شناختن نقش بازار به عنوان عامل اصلی در تخصیص بهینه منابع، آزادسازی فعالیت اقتصادی، خصوصی سازی واحد‌های تولیدی دولتی که بیشتر آنها به جای خلق ثروت، تنها با تکیه بر تزریق یارانه و بلعیدن منابع ملی سر پا ایستاده‌اند؛

    *دگرگون‌سازی بازرگانی خارجی به منظور تبدیل یک اقتصاد بستۀ درون‌گرا به یک اقتصاد پویای برون‌گرا که بتواند خود را با تحولات بازار جهانی هماهنگ سازد و به جای متمرکز بودن بر صدور مواد خام، به صدور کالا‌های ساخته شده نیز روی آورد؛

    شمار قابل توجهی از کشورها از جمله چین، هند، ترکیه، شیلی و نیز کشور‌های سابقا سوسیالیستی با اجرای همین سیاست‌ها به نتایح درخشان رسیده و جایگاه خود را در اقتصاد جهانی دگرگون کرده‌اند. در ایران اما، کشتی سیاست «تعدیل اقتصادی»، که قانون برنامۀ اول جمهوری اسلامی (۱۳۶۸ ـ ۱۳۷۲) آغازگر آن است، در پیچ و خم دشواری‌های درونی و بین‌المللی کشور، به گل نشست. البته نسل تازه‌ای از تکنوکرات‌های جمهوری اسلامی، پس از آشنا شدن با اصول سیاستگذاری اقتصادی، برای جبران ویرانگری‌های دهه نخست انقلاب تلاش کردند و به رغم «دگم‌های مکتبی» رایج در آن زمان، افکار تازه‌ای را حتی در میان قشر‌های سنتی نظام پراکنده کردند. ولی بسیاری از تلاش‌هایشان به سنگ خورد وهاشمی رفسنجانی، در پایان دور اول زمامداری‌اش، زیر فشار آیت‌الله خامنه‌ای و مجلس، اصلاحات اقتصادی را متوقف کرد و دور دوم زمامداری او، در عرصۀ اقتصادی، در سر در گمی و آشفتگی گذشت و تغییر مهمی در ساختار‌های بیمار تولیدی و بازرگانی کشور به وجود نیآمد.

    بعد از دوم خرداد ماه ۱۳۷۶ و نشستن محمد خاتمی بر کرسی ریاست جمهوری، طرح تازه‌ای زیر عنوان «ساماندهی اقتصادی» به کشور ارائه شد که بسیاری از محورهای «تعدیل» را دربرمی‌گرفت. در عین حال، تلاشی بود برای بازنوشتن همان سیاست تعدیل پیرامون محور «عدالت اجتماعی» تا بخشی از جناح چپ جمهوری اسلامی را، که پیش از این منتقدان سرسخت سیاست اقتصادی‌ هاشمی رفسنجانی بودند و با رویداد «دوم خرداد» به قدرت بازگشته بودند، راضی نگهدارد. طرح «ساماندهی» بر این باور متکی بود که «در سیاست اقتصادی کار آمد میان توسعه واقعی و عدالت اجتماعی تضادی وجود ندارد و برنامه‌های توسعه، علاوه بر تامین و گسترش عدالت اجتماعی، باید رشد تولید و ایجاد فرصت‌های شغلی را به همراه آورند.»

    با این همه، سیاست اقتصادی دولت خاتمی را می‌توان، در مجموع، ادامه دهندۀ سیاستی دانست که در دورۀ اول زمامداری‌ هاشمی رفسنجانی مورد توجه قرار گرفت. طی هشت سال زمامداری دولت‌های هفتم و هشتم، اهرم‌های سیاستگذاری اقتصادی کشور کم و بیش در دست «کارگزاران تعدیل» باقی ماند و برنامه‌های پنجساله سوم (۱۳۷۷ ـ ۱۳۸۲) و چهارم (۱۳۸۳ ـ ۱۳۸۸) عمدتا در راستای اصلاحات ساختاری و به منظور خارج کردن ایران از گرداب یک اقتصاد نفتی، دولتی و دورن‌گرا تنظیم شدند. به رغم پیشروی در چند عرصۀ اصلاحی از جمله تک نرخی کردن ارز، تدوین قانون تازه در عرصۀ سرمایه‌گذاری‌های خارجی و یا تغییراتی در عرصه‌های مالیاتی و بازرگانی، دولت خاتمی نیز به دلیل مشکلات بزرگ سیاسی و حقوقی و وجود سد‌های بیشمار برای پیشبرد اصلاحات ساختاری، از «سامان» بخشیدن به اقتصاد ایران ناتوان ماند.

    طرح «تحول اقتصادی»
    شکست اصلاحات اقتصادی در طی شانزده سال زمامداری علی اکبر ‌هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی، یکی از عوامل عمدۀ اوجگیری جناحی‌هایی است که در سال ۱۹۸۴، در پیوند نزدیک با «بیت رهبری»، محمود احمدی‌نژاد را بر کرسی ریاست جمهوری اسلامی نشاندند. احمدی‌نژاد بدون ارائۀ سیاست اقتصادی خاص به ریاست جمهوری رسید، مگر آن که بتوان «پوپولیسم» را سیاست اقتصادی به شمار آورد. در واقع، جناح‌های اصولگرای پشتیبان دولت نهم، با نفی و طرد خطوط اصلی برنامه‌های پنجساله اول تا چهارم، به شعار‌های عوام‌پسندانه انقلاب اسلامی روی آوردند و برای بسیج هواداران خود، بر اولویت مبارزه با فساد و مافیای قدرت و استقرار اقتصاد «عدالت‌محور» تاکید کردند. از همین رو، چهار برنامۀ پنجساله، که در دوره‌های ریاست جمهوری علی اکبر ‌هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی تهیه  و تصویب شده بودند، بار‌ها مورد انتقاد محمود احمدی‌نژاد و نزدیکان او قرار گرفتند، با این اتهام که تدوین آنها از لیبرالیسم، هومانیسم و سکولاریسم منشا گرفته و در راستای پیشبرد هدف‌های غرب و آمریکا تنظیم شده‌اند.

    در چهار سال نخست زمامداری محمود احمدی‌نژاد، برنامۀ پنجسالۀ چهارم عملا کنار گذاشته شد، بی‌آنکه سیاستی تازه از سوی دولت نهم برای اقتصاد کشور پیشنهاد شود. رئیس دولت به گفتارهای ضدسرمایه‌داری، بسان فیدل کاسترو و هوگو چاوز روی آورد، ولی در همان حال از اجرای سیاست‌های تازه مبتنی بر تفسیر اصل چهل و چهار در راستای پیشبرد خصوصی‌سازی هواداری کرد. آشفتگی و ابهام به جایی رسید که «تیم اقتصادی» دولت پاره پاره شد، به ویژه پس از آنکه «سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی»، نهاد بسیار قدیمی کشور در عرصه‌های کارشناسی و اجرایی، به دستور محمود احمدی‌نژاد منحل گردید. برای خارج شدن از بن بست و به دست گرفتن ابتکار، احمدی‌نژاد در چهارمین سال دوران نخست ریاست جمهوری‌اش، «طرح تحول اقتصادی» را پیشنهاد کرد و آن را «جراحی بزرگ» لقب داد. با این حال از هفت محور اصلی این طرح (بهره‌وری، یارانه‌ها، مالیات، گمرک، بانک، ارزش‌گذاری پول ملی و توزیع کالا‌ها و خدمات)، تنها هدفمند کردن یارانه‌ها مورد تاکید قرار گرفت، و لایحه‌ای در همین زمینه به مجلس پیشنهاد شد که بعدا به قانون لازم اجرای جمهوری اسلامی بدل شد.
    در دوران سی و یک ساله جمهوری اسلامی، سیاستگذاری اقتصادی همواره با آشفتگی و ابهام همراه بوده است. انگشت شمارند قوانین و برنامه‌هایی که توانسته باشند از هفت خان کشمکش‌های درون نظام و بن بست‌های ناشی از شرایط درونی و بین‌المللی کشور بگذرند و به هدف نزدیک شوند. سرنوشت برنامه‌های پنجساله و به ویژه برنامۀ چهارم، بهترین شاهد این مدعا است.

    با این همه هیچیک از قوانین اقتصادی سه دهه گذشته، از لحاظ تاثیرگذاری بر سرنوشت کشور و، در همان حال، ابعاد آشفتگی حاکم بر تدوین و چگونگی اجرای آن، که به گفته مهم‌ترین مقام‌های دولت جمهوری اسلامی در فروردین ماه ۱۳۸۹ آغاز خواهد شد، به پای قانون «هدفمند کردن یارانه‌ها» نمی‌رسد. خروج از یک اقتصاد یارانه‌ای، که طی مدتی بیش از دو دهه آرزوی بخش مهمی از کارشناسان ایرانی بود، اکنون که لباس قانون به خود پوشیده و تحقق آن نزدیک شده، به دلیل فضای حاکم بر تدارک و تصویب این قانون و سردرگمی  شگفت‌آور دستگاه اجرایی کشور در اجرای آن، نگرانی‌های زیادی را به وجود آورده است، تا جایی که تشبیه آن به کابوس اغراق‌آمیز نخواهد بود.

    یارانه چیست؟
    یارانه را، به مفهوم عام کلمه، می‌توان مفهومی متضاد با مالیات دانست. در حالی که مالیات منابع مالی را از شهروندان به دولت منتقل می‌کند، یارانه منابعی است که از سوی دستگاه‌های دولتی به شهروندان یا نهاد‌های خصوصی انتقال می‌یابد، از جمله بدان منظور که اشتغال حفظ شود، و یا کالا‌ها و خدماتی، به قیمتی کم‌تر از قیمت بازار، در اختیار همۀ مصرف‌کنندگان و یا شماری از آنها قرار گیرند. اعطای سوخت، زمین و وام ارزان و یا تخفیف‌های مالیاتی از سوی دولت به واحد‌های تولیدی برای افزایش توان رقابتی در آنها در بازار‌های داخلی و بین‌المللی، و یا هزینه کردن بودجۀ دولتی برای ارزان نگهداشتن نان و شکر، همه و همه در مقوله یارانه جای می‌گیرند.

    حتی در بخش‌هایی از پیشرفته‌ترین اقتصاد‌های جهان، به ویژه کشاورزی، پدیدۀ یارانه گاه حضوری گسترده دارد. در آمریکا، در پی بحران اقتصادی ۱۹۲۹، برداشت از بودجۀ دستگاه‌های عمومی برای اعطای کمک به کشاورزان به یکی از اهرم‌های دایمی سیاست اقتصادی در راه پیشبرد کشاورزی و حفظ سطح زندگی تولیدکنندگان این کشور بدل شد و این وضع، البته در سطحی محدودتر، همچنان ادامه دارد. اروپاییان نیز از سال ۱۹۶۲، در قالب «سیاست کشاورزی مشترک»، برنامۀ گسترده‌ای را بر پایۀ اعطای یارانه به تولیدکنندگان و صادرکنندگان محصولات کشاورزی به اجرا گذاشتند، با این هدف که سطح زندگی کشاورزان خود را بهبود بخشند و توان رقابتی خود را در بازار جهانی کشاورزی، به ویژه در برابر آمریکا، افزایش دهند.

    در کشورهای یادشده اعطای یارانه را به برخی از کالا‌ها و خدمات مصرفی نیز می‌توان دید، از جمله نرخ حمل و نقل عمومی در بعضی از شهر‌های بزرگ اروپا که در سطحی پایین‌تر از هزینه تمام شده، قرار دارند. و سرانجام، «درآمد‌های انتقالی»، به صورت اعطای کمک‌های نقدی به قشر‌های آسیب‌پذیر و یا کمک به هزینۀ مسکن شماری از شهروندان، در مقوله عمومی یارانه قرار می‌گیرند.

    با این حال در کشور‌های پیشرفته پدیدۀ یارانه عمدتا در عرصه‌های تولیدی دیده می‌شود و پرداخت آن استثنایی است، البته جز در عرصۀ کشاورزی که آنهم موضوع یک بحث گسترده در مقیاس جهانی است و سرنوشت گفت‌وگو‌های کنونی در چارچوب «سازمان جهانی تجارت»، به حل این مساله بستگی دارد. در اقتصاد‌های مدرن، اصل بر آن است که واحد‌های تولیدی بدون نیاز به یارانه بر توانایی‌های ذاتی خود تکیه کنند و کالا‌های مصرفی به قیمت واقعی در اختیار مصرف کننده قرار بگیرند. تازه پرداخت یارانه به شماری از تولید کنندگان (از جمله در عرصه کشاورزی) چنان سامان گرفته که مکانیسم‌های بازار در هم نریزند و اطلاعات نادرست به مصرف‌کننده منتقل نشود.

    در مقایسه با نقش یارانه‌ها در کشور‌های پیشرفته (و شمار مهمی از کشور‌های در حال توسعه که در انجام اصلاحات بنیادی توفیق یافته‌اند)، نظام یارانه‌ای ایران از دو ویژگی اصلی برخوردار است و به همین سبب به یک غده بزرگ سرطانی برای اقتصاد کشور بدل شده است:

    ویژگی نخست، ماهیت عمدتا مصرف‌گرایانه یارانه‌ها در ایران است. در کشور‌های پیشرفته و قدرت‌های نوظهور، پرداخت یارانه در خدمت رقابتی کردن تولید و پیشبرد صادرات است. بدون یارانه‌های اروپایی، صنعت هواپیماسازی اروپا جایگاه کنونی خود را پیدا نمی‌کرد و «ایرباس» اروپایی به رقیبی چنین نیرومند برای «بویینگ» آمریکایی بدل نمی‌شد. همچنین تردیدی نیست که بخشی از کالا‌های صادراتی قدرت‌های نوظهور، توان صادراتی خود را مدیون یارانه‌اند، البته یارانه‌هایی که به منظور فتح بازار‌های تازه به گونه‌ای مشروط در اختیار شماری از واحد‌های تولیدی قرار می‌گیرد تا اینان بتوانند در فرصتی کوتاه جای پای خود را محکم کنند و به یارانه هم نیازی نداشته باشند.

    در ایران اما، پرداخت یارانه عمدتا در خدمت پایین آوردن مصنوعی قیمت کالا‌های مصرفی قرار دارد. در گزارشی زیر عنوان «مشکلات، چالش‌ها و سیاست‌های توسعه زیر بخش زراعت و بازرگانی»، که آذر ماه ۱۳۸۸ انتشار یافت، مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی اقرار می‌کند که جمهوری اسلامی، حتی در بخش کشاورزی، در سیاست اعطای یارانه مصرف‌کنندگان را بر تولید کنندگان ترجیح می‌دهد: «حمایت از مصرف‌کننده در اکثر قریب به اتفاق کشور‌های توسعه یافته منفی است، در حالی که این موضوع در ایران معکوس بوده و در سال‌های اخیر شکاف و فاصله میان حمایت از مصرف‌کننده و حمایت از تولیدکننده به نفع مصرف‌کننده در حال افزایش است. در صد حمایت کل از بخش کشاورزی (به عنوان در صدی از تولید ناخالص داخلی) در برخی از کشور‌های OECD به ۲۹/۳ در صد می‌رسد، در حالی که این مقدار برای کشاورزی ایران حدود یک سیصدم است. این عدد در مقایسه با سهم ارزش افزوده بخش کشاورزی (حدود چهارده در صد) در تولید ناخالص داخلی ایران، حاکی از حمایتی بسیار ضعیف و، در مقایسه با کشور‌های توسعه یافته، ناعادلانه است.

    پرداخت انبوه یارانه به مصرف‌کنندگان، مکانیسم‌های «تخصیص بهینه منابع» بر پایه قیمت را، در هم می‌ریزد. در اقتصاد آزاد، قیمت‌ها بر اساس عرضه و تقاضا شکل می‌پذیرند و مصرف‌کنندگان، با تکیه بر قیمت کالا، در مورد چگونگی مصرف آن تصمیم می‌گیرند. به بیان دیگر، قیمت یک کالا، تنها علامت ممکن دربارۀ درجه کمیابی آن کالا است و اگر دولت، از راه پرداخت یارانه‌های آشکار یا پنهان این علامت را از میان بردارد، مصرف‌کننده کور می‌شود. وقتی بهای هر لیتر بنزین در ایران به حدود یک بیستم بهای بنزین در اروپای غربی سقوط می‌کند، این کالا قدر و منزلت خود را از دست می‌دهد و هر نوع تلاش در راستای صرفه‌جویی در مصرف آن، بی‌مورد می‌شود.

    ویژگی دوم یارانه‌ها در ایران، حجم عظیم آنها است. سخن بر سر کل یارانه‌هایی است که به گونه‌های آشکار و پنهان پرداخت می‌شوند.

     آشکار و پنهان
    به تعریف صندوق بین‌المللی پول، «یارانه‌های آشکار به طور مستقیم از محل بودجه به ذینفعان ـ مصرف‌کنندگان یا تولیدکنندگان ـ پرداخت می‌شوند. هدف از پرداخت این یارانه‌ها، در اکثر موارد، کاستن از قیمت یک کالا یا خدمت برای مصرف‌کننده است». همان منبع حجم یارانه‌های آشکار ایران را در سال ۲۰۰۷ میلادی، با احتساب منابع ارزی که برای واردات بنزین هزینه می‌شود، پیرامون پنج در صد تولید ناخاص داخلی، تقریبا معادل پانزده میلیارد دلار ارزیابی می‌کند. آفت بزرگ‌تر در اقتصاد ایران، امّا، حجم یارانه‌های پنهان است. باز هم به تعریف صندوق بین‌المللی پول، یارانه‌های پنهان هنگامی به وجود می‌آید «که یک دستور بدون پشتوانه از سوی حکومت به تولیدکنندگان تحمیل می‌شود تا کالا‌ها یا خدماتی را در قیمت‌هایی ارایه کنند که نازل‌تر از هزینۀ فرصت آنها است». مهم‌ترین کانون تبلور یارانه‌های پنهان، حامل‌های انرژی است که از تفاوت میان بهای بین‌المللی انرژی با قیمت‌های فرمایشی و سخت پایین نگهداشته شده داخلی منشا می‌گیرد. با توجه به اوجگیری بهای نفت در سال‌های اخیر، این تفاوت به گونه‌ای نجومی افزایش یافته است. به گفتۀ صندوق بین‌المللی پول در سال ۱۳۸۶، به دلیل سطح نازل قیمت‌گذاری نفت خام و مشتقات آن در داخل، خزانۀ ایران از سی و دو میلیارد دلار در آمد محروم شده است. همان سال، این «عدم‌‌النفع» در مورد گاز به بیست و پنج میلیارد دلار و در مورد برق به پنج میلیارد دلار رسیده است. در مجموع، حجم یارانۀ پنهان در این سه بخش در سال ۱۳۸۶ به ۶۲ میلیارد دلار می‌رسد.

    ارزیابی دقیق زیان حاصل از کالا‌های یارانه‌ای برای اقتصاد ایران کار آسانی نیست. منابع کارشناسی جمهوری اسلامی حجم کل یارانه‌های پنهان و آشکار در ایران را در حال حاضر دستکم معادل بیست و پنج در صد تولید سالانه ناخالص داخلی ارزیابی می‌کنند که تقریبا رقمی بین هشتاد تا نود میلیارد دلار است. ولی زیان بزرگ‌تر، پیآمد‌های منفی ناشی از این یارانه انبوه است که، از جمله، کل مکانیسم‌های عرضه و تقاضا را بر هم می‌زند، محاسبه عقلایی بازیگران عرصه اقتصادی را در هم می‌ریزد، ایرانیان را از لحاظ معیشتی در یک فضای مصنوعی نگه می‌دارد، زمینه‌های مساعدی را برای گسترش فساد فراهم می‌آورد، با تحمیل هزینه‌های سنگین اوج‌گیرنده بر دولت کسری بودجه را سال به سال بیشتر می‌کند و به تورم دامن می‌زند.

    حجم سرسام‌آور یارانه‌ها، که مکانیسم‌های اقتصاد ایران را در هم ریخته، به بهمنی بدل شده که سال به سال بر حجم آن افزوده می‌شود. حل این معضل بزرگ در نخستین سال‌های پس از جنگ ایران و عراق بسیار آسان‌تر از امروز می‌بود، ولی ندانم‌کاری، آسان‌طلبی و عوام‌فریبی بر عقل سلیم و جستجوی منافع ملی غالب آمد و کار به این جا رسید. برنامۀ پنجساله سوم (۱۳۷۹-۱۳۸۳) در بر دارندۀ طرحی برای اصلاح تدریجی حامل‌های انرژی بود، ولی مجلس ششم (که در اختیار جناح «اصلاح‌طلب» جمهوری اسلامی بود) اجازه نداد قیمت این حامل‌ها بیش از ده در صد در سال افزایش یابد، حال آنکه تورم سالانه پیرامون بیست در صد نوسان می‌کرد. به بیان دیگر بهای واقعی حامل‌های انرژی کاهش یافت.

    مجلس هفتم، که «اصولگرایان»  بر آن تسلط داشتند، در دی ماه ۱۳۸۳ چند گام دیگر در جادۀ عوام‌فریبی پیش‌تر رفت و با تصویب «طرح تثبیت قیمت‌ها» دولت را موظف کرد از افزایش بهای شماری از کالا‌ها و خدمات دولتی جلوگیری کند. آنچه در طرح مصوب مجلس بیش از همه جلب توجه می‌کرد، تثبیت بهای بنزین بود، زیرا نمایندگان، زیر تآثیر چهره‌های اقتصادی جناح اکثریت، به ویژه احمد توکلی، به این نتیجه رسیدند که افزایش بهای این کالا به تورم دامن خواهد زد. غلامعلی حداد عادل، رییس وقت دستگاه مقننه، این طرح را «عیدی مجلس به مردم» توصیف کرد. نکته مهم آنکه با روی کار آمدن دولت نهم، «طرح تثبیت قیمت‌ها» به یکی از محور‌های مهم سیاست محمود احمدی‌نژاد در راستای تحقق «عدالت اجتماعی» بدل شد. اما همین رییس جمهوری «اصولگرا» و «عدالت‌محور»، در پایان دور نخست زمامداری‌اش، با یک چرخش صد و هشتاد درجه‌ای هدفمند کردن یارانه‌ها را کلید حل مشکلات اقتصادی تشخیص داد. نکته جالب آنکه رییس جمهوری اسلامی خود را قهرمان مبارزه با «سرمایه‌داری» و دشمن سازمان‌های بین‌المللی اقتصادی می‌داند، ولی در همان حال طرح و استدلال همان سازمان‌ها در مورد زیان‌بخش بودن یارانه‌ها و ضرورت واقعی کردن قیمت‌ها را در راستای فراهم آوردن زمینه بازگشت به اقتصاد آزاد را می‌پذیرد.

    به هر حال، لایحه «هدفمند کردن یارانه‌ها» سرانجام در دهم دی ماه ۱۳۸۷ به مجلس شورای اسلامی تقدیم شد و در دی ماه سال بعد، با گذشتن از فراز و نشیب‌ها بسیار، بعد از تایید شورای نگهبان به قوت قانونی رسید. این قانون دولت را موظف می‌کند طی مدت پنج سال قیمت حامل‌های انرژی و کالا‌ها و خدمات اساسی را به قیمت واقعی، که طبعا در سطحی بالاتر و گاه بسیار بالاتر از قیمت‌های کنونی است، نزدیک کند. ماده هفت به دولت اجازه می‌دهد بخشی از وجوه حاصل از اجرای این قانون را در قالب پرداخت‌های نقدی، بر حسب درآمد خانوار‌ها، به آنها پرداخت کند. و سرانجام همان قانون در ماده پانزده به دولت اجازه می‌دهد سازمانی را با ماهيت شركت دولتی به نام سازمان هدفمندسازی يارانه‌ها به وجود آورد.

    به سوی نوانخانۀ بزرگ
    در پی تصویب نهایی قانون «هدفمند کردن یارانه‌ها»، تب ناشی از توزیع یارانه‌ها بالا گرفت. در مجموع، دربارۀ پدیدۀ مهمی همچون یارانه‌ها، تنها یک پیام از سوی قدرت حاکمه جمهوری اسلامی به مردم رسید: دولت، با در اختیار داشتن سازمان هدفمند یارانه‌ها، از این پس به آنها اعانه می‌دهد. در این میان معضل بزرگی به نام «یارانه‌ها» به معضل بزرگ‌تری به نام «توزیع یارانه‌های نقدی» بدل شد. پرسش‌ها بسیارند: از محل حذف تدریجی یارانه‌ها، دستکم در سال اول اجرای قانون، چقدر درآمد در اختیار دولت قرار خواهد گرفت؟ توزیع یارانه‌های نقدی چگونه و بر پایه چه ملاک‌هایی انجام خواهد شد؟ در یک کشور بزرگ هفتاد و چهار میلیون نفری، دیوان‌سالاری لازم برای اجرای این قانون چه ابعادی به خود خواهد گرفت؟  اوج‌گیری نرخ تورم در پی توزیع یارانه‌های نقدی، که در وقوع آن تردیدی نیست، چه اندازه است؟ برای واحد‌های تولیدی، که در پی حذف تدریجی یارانه‌ها طبعا هزینه بیشتری برای تامین عوامل تولید از جمله سوخت بر آنها تحمیل خواهد شد، چه راه حلی در نظر گرفته شده است؟

    ولی پرسش اصلی به نفس توزیع یارانه‌های نقدی در یک کشور، آنهم در پایان دهه نخست قرن بیست و یکم میلادی، باز می‌گردد. در حالی که شمار بزرگی از کشور‌های در حال توسعه سال‌ها است  دامنه دخالت دولت را در امور اقتصادی به گونه‌ای چشمگیر محدود کرده‌اند، آیا قابل قبول است که جمهوری اسلامی تعهد بسیار سنگینی را در قالب پرداخت نقدی یارانه برای روزگاری دراز، بر دوش دولت گذارد؟ 

    همزمان با سر بر آوردن اقتصاد‌های چابک‌سوار در پهنۀ وسیعی که زمانی «جهان سوم» نامیده می‌شد، جمهوری اسلامی با تکیه بر یک «تفکر صدقه‌ای» بر آمده از حجره‌ها و تیمچه‌ها، قصد دارد ایران را به یک «نوانخانه بزرگ» تبدیل کند. بدین سان قانونی که مدعی عرضۀ دارو برای رها کردن کشور از چنگ یارانه‌ها است، زهری را در شریان‌های اقتصاد ایران تزریق خواهد کرد که یافتن پاد زهرش، نیازمند سال‌ها تلاش خواهد بود.
    خروج از نظام یارانه‌ای کنونی و پایه‌ریزی یک اقتصاد متکی بر قیمت‌های واقعی، یکی از چالش‌های بزرگ اقتصادی ایران است. این رفورم با دیگر رفورم‌های بنیادی اقتصادی ایران (از جمله خصوصی‌سازی، اصلاح نظام مالیاتی، واقعی کردن نرخ ارز، سالم‌سازی نظام بانکی) ارتباط تنگاتنگ دارد و مجموعه این اصلاحات بدون دگرگونی‌های بنیادی در سیاست‌های داخلی و بین‌المللی کشور امکان‌پذیر نیست. به سخن دیگر، رها شدن از گرداب یارانه‌ها (همانند دیگر اصلاحات بنیادی) با سختی‌های فراوان همراه است و تحقق آن بدون قانع کردن افکار عمومی و برخورداری از پشتیبانی آن امکان‌پذیر نیست. یک ائتلاف گسترده سیاسی می‌تواند سختی‌های این فرایند و ضرورت تحمل آن را، با مردم در میان بگذارد. در چارچوب یک استراتژی متکی بر حمایت وسیع‌ترین ائتلاف ممکن سیاسی، می‌توان قشر‌های به شدت نیازمند را زیر حمایت گرفت، مالیات و عوارض واحد‌های تولیدی را که از افزایش بهای عوامل تولید از جمله سوخت زیان می‌بینند کاهش داد، و برای جبران افزایش بهای کالا‌ها در پی حذف یارانه‌ها، دستمزد‌ها را بالا برد. 

    این سیاست‌ها طبعا به تورم دامن می‌بزنند و برای بخشی از مردم در کوتاه مدت دشواری‌های فراوان به وجود می‌آورند. اقتصاد‌های اروپای مرکزی و خاوری در دوران گذار از اقتصاد دولتی به اقتصاد آزاد با همین سختی‌ها دست و پنجه نرم کردند و ترکیه نیز، در پی اصلاحات بزرگ سال‌های ۱۹۸۰ میلادی، با تورم بسیار شدید روبرو شد. ولی سماجت در انجام اصلاحات، و در میان گذاشتن دایمی مشکلات با مردم، دوران سختی‌ها را کوتاه می‌کند، حال آنکه سیاست‌های عوا‌م‌فریبانه تنها لحظه رویارویی با واقعیت‌های دردناک را به عقب می‌اندازند و هزینه انجام اصلاحات را بالا ‌می‌برند.

    پایان دادن به اقتصاد یارانه‌ای، همچون دیگر اصلاحات پرهیزناپذیر اقتصادی، به فضای مناسب جهانی نیز نیاز دارد. در سایۀ همکاری گسترده با جامعۀ اقتصادی بین‌المللی، ایران می‌تواند بخش مهمی از سرمایه و تکنولوژی مورد نیاز خود را از خارج وارد کند و شرایط بهتری را برای صدور کالا به بازار‌های خارجی فراهم آورد. خروج از انزوا و پایان دادن به تنش با بخش بزرگی از جهان، به ایرانیان امکان خواهد داد به آینده خوشبین‌تر شوند و در راه رها شدن از یک اقتصاد دولتی و نفتی، سختی‌ها را بهتر تحمل کنند. 
    + نوشته شده در  2010/7/16ساعت 0:18  توسط اطلس ایران وجهان  | 

    کاروانسرای دیر گچین

    دیرگچین ، کاروانسرایی بسیار استوار و پرشکوه است که در دل پارک ملی کویر واقع شده و در متون تاریخی به نام های "دژ کردشیر"، "دیرالجص" ، "قصرالجص" ،" قصرگچ" و "قلعه دیر" نیز خوانده شده و به عنوان منزلگاهی بسیار مهم در مسیر یکی از راههای باستانی منزلگاههای ایران بوده است.بنای امامزاده سید سلطان هم در بخش میانی روستای خاوه از توابع دهستان بهنام عرب جنوبی بخش جواد آباد واقع شده است . بنای اصلی آن دارای پلان مربع بوده که در چهار گوشه دارای چهار طاقنماست و ورودی آن مستطیل شکل ، و گنبدی بر بالای آن قرار دارد.
    کاروانسرای دیرگچین در دوره های مختلف از جمله دوران صفویه و قاجار مورد مرمت و بازسازی قرار گرفته است . با توجه به قدمت ، وسعت و اهمیت آن که در بیشتر منابع و متون به عنوان مادر کاروانسراهای ایران از آن نام برده شده است و با توجه به طرح احداث جاده ی اصلی گرمسار به قم که از نزدیکی این بنا می گذرد،اداره کل میراث فرهنگی استان تهران از آبان ماه سال جاری کار پاکسازی و مرمت این بنا را به منظور تبدیل آن به یک مکان توریستی و گردشگری آغاز کرده است.
    شایان ذکر است این بنا که محققان قدمت آن را دوران ساسانی - صفوی می دانند در حال حاضر به محل نگهکاروانسرای دیر گچینداری احشام روستاییان محل تبدیل شده و مالکیت آن نامشخص است .


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  2010/7/8ساعت 23:47  توسط اطلس ایران وجهان  | 

     کاروانسرا که در روستای آهوان , در 42 کيلومتری شرق سمنان واقع شده است , در سالِ 1097 هجری قمری در زمانِ شاه سليمانِ صفوی , برای استراحتِ زايرينِ امام هشتم , که از سمنان و آهوان به مشهد مقدس , مشرف ميشدند , ساخته شد . اما به غلط , کاروانسرایِ شاه عباسی نام گرفت .

    کاروانسرایِ شاه سليمانیِ آهوان , دارایِ حياطِ وسيع مستطيل شکل , به طول 40 متر و عرض 32 متر , و چهار ايوانی است . جمعا در اطراف حياط 24 اتاق احداث شده است که ابعاد آنها به ترتيب 3.35 و 2.90 متر است .


    راه ورود به منطقه :
    مسیر ورود به منطقه , مسیر سمنان به معلمان است .
    کاروانسرای شاه سلیمانی آهوان

    + نوشته شده در  2010/7/8ساعت 23:46  توسط اطلس ایران وجهان  | 

    کاروانسرای دلاک    

    در جاده تهران – قم ، درسمت شمال رود مسیله وپل دلاك ، ساختمان چهارگوش سفید رنگی قرار دارد. پلان كاروانسرا چهار ایوانی ومصالح به كار رفته درآن آجر وسنگ است . تاریخ ساخت این كاروانسرا را به دوره كریم خان زند نسبت می دهند . از پل دلاك تا تهران در حدود 19 فرسخ فاصله بود. در فاصله 30 متری این بنا، یك كاروانسرای گلی وجود دارد كه طول آن 5/23 متر وعرض آن 22 متر است . گرداگرد حیاط را حجره هایی در بر گرفته است

    منبع- کویرها وبیابانهای ایران

    + نوشته شده در  2010/7/8ساعت 23:46  توسط اطلس ایران وجهان  | 

    كاروانسرای قلعه سنگی   

    این كاروانسرا در كنار جاده ری – قم ساخته شده و تا سال 1883 م مورد استفاده بود و به همین دلیل سالم تر باقی مانده است . با توجه به كشف چند سكه مغولی از سده های هفتم وهشتم هجری ، احتمال می رود بانی این كاروانسرا غازان خان ( 694هـ . ق ) باشد وحتی تاریخ بنای كاروانسرا مقدم بر حكومت پادشاه مغول باشد، د راین صورت باید قدمت آن را به اواخر دوران سلجوقی نسب داد.
    حصارعظیمی مجموع كاروانسرا را احاطه كرده كه ، برج ها ی متعددی آن را حمایت می كند . بقیه تأسیسات با ارتفاعی برابر با نصف ارتفاع حصار ساخته شده اند.

    در كاروانسرا چهارایوان عمیق در چهار طرف حیاط مركزی قرار دارد كه دارای طاق گهواره ای هستند و در انتهای آنها راهی برا ی ورود به اصطبل ها دیده می شود. اتاق هایی نیز برای قراردادن توشه و بار مسافران وجود دارد كه مستقیماً با هوای آزاد در ارتباط هستند. برای مسافران ویژه ، بخش های خصوصی در طرف چپ مدخل كاروانسرا ساخته شده بود. یكی از تالارهای این قسمت از كاروانسرا با گنبد بسیار زیبایی پوشیده شده بود.

    قلعه در برابر گردنه كوچكی قرار دارد. دراین محل پلی وجود دارد كه اززیر آن نهری عبور می كند و آب رودخانه ای را كه در 25 كیلومتری كاروانسرا قرار دارد به طرف كاروانسرای حوض سلطان هدایت می كند. بالای گردنه ، برج كوچك دیده بانی از دور پیدا ست .

    + نوشته شده در  2010/7/8ساعت 23:43  توسط اطلس ایران وجهان  | 

    کاروانسرای (رباط) شمش   

    این کاروانسرا در کنار جاده اصلی یزد- کرمان، بین "مهریز" و "انار" قرار دارد و در گذشته نه چندان دور، در محدوده استان کرمان قرار داشت. این کاروانسرا احتمالاً به دستور گنجعلی خان (1034 - 1005 هـ. ق) ساخته شد. در کنار کاروانسرهای ایران نیز از این بنا، به عنوان یک بنای مربوط به دوره صفویه یاد شده است.
    این کاروانسرا ساختمانی آجری با چهار برج مدور در چهار گوشه بنا است. در ضلع شرقی، به دلیل قرار گرفتن مخزن آب انبار کاروانسرا، حد واسط دو برج کناری، برج مانند دیگری نیز در وسط دیوار ساخته شده است. ورودی ساختمان در ضلع غربی قرار دارد و به هشتی متصل است. ورودی اصطبل های کاروانسرا نیز در طرفین آن واقع شده اند. اصطبل ها در طول اضلاع شمالی، جنوبی وغربی ادامه یافته اند.

    محوطه روباز کاروانسرا (حیاط) به صورت هشت گوش است و در چهار گوشه آن، چهار صفه و در هر یک از چهار ضلع آن، سه صفه ساخته شده است. صفه میانی اضلاع، بزرگ تر و حالت شاه نشین را دارد. بام بنا نیز آجر فرش است. 
     
    منبع- سایت کویرها وبیابانها ایران

    + نوشته شده در  2010/7/8ساعت 23:43  توسط اطلس ایران وجهان  | 

     (رباط) زبن الدین    کاروانسرای (رباط) زبن الدین

    این کاروانسرا در شصت کیلومتری جاده یزد- کرمان و در فاصله پانصد متری از جاده قرار دارد. با توجه به مطالب کتاب جغرافیای کرمان، این کاروانسرا به دستور "زین الدین گنجعلی خان ریگ" حکمران کرمان و به امر "شاه عباس ماضی" در قرن دهم هـ. ق ساخته شد.
    نقشه این رباط دایره و دارای پنج برج نیم دایره است که به دیواره هشت متری آن متصل اند. ساختمان این بنا از آجر است. پس از سر در نسبتاً وسیع ضلع جنوبی، هشتی و سپس صحن دوازده ضلعی قرار دارد. در اطراف صحن، رواق های سکو داری وجود دارد و در انتهای هر رواق اتاق هایی مشابه دیده می شود.

    در طرفین هشتی ورودی و پشت اتاق ها، راهروهای وسیع و طولانی قرار دارد که اصطبل چهارپایان بود. فضای ضلع شمالی بنا- گویا شاه نشین- دارای سقفی بلند با کاربندی است. در داخل بنا عمدتاً از تزیینات آجر در نما استفاده شده که تابع طرح دوازده ضلعی حیاط یا صحن مرکزی آن است. قسمت شاه نشین در بدنه و سقف دارای اندود گچ و کاربندی است. کنگره ها و تیراندازهای لبه بام، ترکیب انحنای برج و دیواره ها و نمای تمام آجر آن، چهره خاصی به این کاروانسرا بخشیده است.

    اخیراً این بنای تاریخی بازسازی و به محل مناسبی برای اسکان و پذیرایی گردشگران تبدیل شده است.
    منع- کویرها وبیابانها

    + نوشته شده در  2010/7/8ساعت 23:43  توسط اطلس ایران وجهان  | 

    موقعيت جغرافيايى: شهرستان نيكشهر - مركز بخش قصرقند قدمت:دوره اسلامى

    مشخصات:

    اين قلعه كه مخروبه است با استفاده از سنگ، خشت و گل ساخته شده و بر روى يك تپه قرار دارد. در گذشته دور تا دور آن را زمينهاى كشاورزى احاطه كرده‏اند. از ظاهر بنا برمى‏آيد كه قلعه داراى قسمت‏هاى مختلف براى حكام محلى منطقه بوده است.

    در كتاب باستان‏شناسى و تاريخ بلوچستان به نقل از امان‏الله جهانبانى آمده است: «خود قصرقند پايتخت همه مكران است قلعه محكمى دارد و روى تپه بلندى واقع است و محل نشيمن ضابط است
    + نوشته شده در  2010/7/8ساعت 23:42  توسط اطلس ایران وجهان  | 

    کاروانسرای علی آباد   

    کاروانسرای علی آباد در جاده اصلی یزد- بندرعباس و در ضلع شمالی شهرستان مهریز قرار دارد. بانی این بنا، شاهزاده "معارف دوست محمد ولی میرزا" پسر "فتحعلی شاه قاجار" است.
    این کاروانسرا ساختمانی آجری و مربع شکل است. ضلع مشرف به جاده آن، از بیرون دارای چهار صفه در اطراف و یک صفه میانی است که راهروی ورودی در آن قرار دارد. این ضلع از داخل، علاوه بر صفه میانی که راهرو در آن قرار دارد، دارای ده صفه است.

    در ضلع جنوبی نیز به قرینه ضلع شمالی، یازده صفه قرار گرفته است. اضلاع شرقی و غربی نیز سیزده صفه به قرینه دارند. در پشت صفه های شمالی و جنوبی، اتاق ها قرار دارند و در پشت صفه های شرقی و غربی راهروهای اصطبل واقع شده اند. در چهار گوشه بنا، چهار مدخل دیده می شود که به محوطه های داخلی کاروانسرا راه می یابند. همچنین چهار برج مدور نیز در چهار گوشه بیرونی بنا، به چشم می خورد. بلندی دیوارهای این کاروانسرا پنج متر و مساحت آن حدود چهار هزار متر مربع است.

    + نوشته شده در  2010/7/8ساعت 23:42  توسط اطلس ایران وجهان  | 

    کاروانسرای قلعه خرگوشی

     

    این کاروانسرا نزدیک باتلاق "گاوخونی" در جاده قدیمی یزد- اصفهان قرار دارد. فاصله بین این کاروانسرا و عقدا حدود شصت کیلومتر است. این بنا از آثار دوره شاه عباسی است. این رباط تماماً از سنگ و آجر ساخته شده و ابعاد آن 80×80 متر است.
    این رباط شامل صفه ها، حجره هاه و اصطبل است. دیواره روی پشت بام، دو متر عرض دارد. سر در آن دو طبقه و طبقه دوم شاه نشین است. در داخل رباط هجده صفه وجود دارد: صفه بزرگ تر و صفه دیگری که در قسمت جنوبی قرار دارد، دارای محراب و نماز گاه است. در چهار گوشه رباط، چهار مدخل برای ورود به طویله دیده می شود و مخزن آب به صورت آب انبار در وسط رباط ساخته شده است.

    از تزیینات بنا می توان به کاربندی آجری سر در ورودی و کتبیه سنگی به خط "علی رضا عباسی" خطاط معروف عصر "شاه عباس" اشاره کرد. این کتیبه، روی پانزده قطعه سنگ سبز رنگ به طول هشت متر و عرض شصت سانتی متر و در سه ضلع مدخل نصب شده است.

    کاروانسرای قلعه خرگوشی


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  2010/7/8ساعت 23:41  توسط اطلس ایران وجهان  | 

    بهرام کاروانسرای مربع شکل متعلق به عهد صفویه می باشد که از دیوارهای بلند با چهار برج نیم دایره تشکیل شده است. این کاروانسرا به دستور شاه عباس صفوی و بر سر سه راهی اصفهان، خراسان و مازندران بنا نهاده شده است. قصر بهرام از سنگ ساخته شده و دارای 4 ایوان و 24 حجره می باشد. شترخوانها یا اصطبلهای این کاروانسرا به گونه ای تعبیه شده اند که کاملا در پشت اتاقها قرار می گیرند. آب مصرفی این کاروانسرا از چشمه سیاه در 5/7 کیلومتری قصر، توسط آبراهه سفید رنگی که از سنگ تراشیده شده، منتقل می شده است.

    قصر بهرام در فاصله 50 کیلومتری جنوب پیشوای ورامین و در پارک ملی کویر  قرار دارد برای ورود به این منطقه اخذ مجوز از سازمان حفاظت از محیط زیست الزامی است . در منطقه جنوب شرقی قصر , سیاه کوه با ارتفاع 1865 متر قرار دارد .

    کاروانسرای قصر بهرامکاروانسرای قصر بهرام


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  2010/7/8ساعت 23:41  توسط اطلس ایران وجهان  | 

    كاروانسرای حوض سلطان ( رباط حوض سلطان )   

    كاروانسرای حوض سلطان یا رباط حوض سلطان ، بنایی است آجری كه در جاده تهران – قم بر روی پایه ای سنگی استوار شده و در كنار یك كاروانسرا ی دوره صفویه در دشت های جنوبی كوهمره قرا ر دارد . این كاروانسرا در دوره ناصرالدین شاه قاجار احداث شد.
    تنها مدخل كاروانسرا به صورت پیش خوانی دربرابر حیاط اصلی قرار می گیرد . از آنجا می توان وارد دروازه اصلی كاروانسرا شد . درطرفین این دروازه اتاق هایی برای نگهبانان و دوقهوه خانه وجود دارد. حیاط اصلی با قرینه سازی كامل ، شامل ایوان هایی است كه در دیگر كاروانسراها مشاهده می شود . در كنار ایوان ها ، راهروهایی وجود دارد كه به اصطبل ها راه دارد . در كناریكی از ایوان ها پلكانی به طرف بالاخانه می رود . پشت سراین ایوان ها تالاری وجود دارد كه هوایش به وسیله چهارتنوره ، مطبوع و خنك می شود.


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  2010/7/8ساعت 23:41  توسط اطلس ایران وجهان  | 

    کاروانسرای رباط کریم   

    کاروانسرای فتحعلی شاهی رباط کریمدر مسیر جاده تهران – ساوهقرار گرفته و به سبک دو ایوانی است. ورودی کاروانسرا از ایوان غربی است. ایوان شرقی به عنوان شاه نشین کاربرد داشت. این کاروانسرا دارای یک حیاط مرکزی با اتاق هایی ایوان دار است که دور تا دور این حیاط احداث شده اند. در پشت اتاق ها سالن های طولانی به عنوان بارانداز تعبیه شده که دسترسی به آنها از طریق ورودی هایی که چهار کنج حیاط قرار دارد، میّسر است. مصالح به کار رفته در این بنا سنگ ، آجر ، ملات گل و گچ است و تنها تزئینات کاروانسرا آجرکاری است.

    کاروانسرای رباط کریم دارای دو کتیبه است که روی یکی از آنها تاریخ 1240 هـ . ق و نام بانی «آقا کمال» حک شده است

    کاروانسرای رباط کریم

    + نوشته شده در  2010/7/8ساعت 23:41  توسط اطلس ایران وجهان  | 

    كاروانسرای عباس آباد – سیاهكوه  

    این كاروانسرای چهار ایوانی نزدیك كاروانسرای سیاهكوه در جاده ری – ورامین در میان كویر نمك قرار دارد. بنا متعلق به دوره صفویه و برای ساخت آن از سنگ و آجر استفاده شده و با سنگ تزیین شده است . بنا دو حیاط مركزی دارد كه به احتمال زیاد در یكی از آنها از مسافران عادی و در دیگری از مسافران مخصوص و بزرگان حكومتی پذیرایی می شد .
    منبع - سایت  کویرهاوبیابانها ایران

    + نوشته شده در  2010/7/8ساعت 23:40  توسط اطلس ایران وجهان  | 

    كاروانسراي عين‌الرشيد

      

    كاروانسراي تاريخي عين‌الرشيد، واقع در پارك ملي كوير و به فاصله دو كيلومتري قصر بهرام قراردارد.اين كاروانسرا نيز مانند قصر بهرام مربوط به دوران صفويه است.ساختار اصلي اين بنا آجري است. در كنار اين كاروانسرا يك آب‌انبار فروريخته قراردارد.در تپه مجاور اين كاروانسرا چشمه عين الرشيد قراردارد كه آبشخور جانوران منطقه از قبيل بز و آهو مي‌باشد.

    كاروانسراي عين‌الرشيد در گذر زمان آسيب‌هاي فراواني ديده است به طوري كه اكثر سقف‌ها و پوشش‌هاي آن ريخته است.

    مستند سازي و تهيه نقشه‌هاي وضع موجود از اين كاروانسرا جزو كارهايي است كه شركت خشت و خورشيد به انجام رسانده است                              .

    + نوشته شده در  2010/7/8ساعت 23:40  توسط اطلس ایران وجهان  | 

    كاروانسراي مرنجاب

    در موقعيت جغرافیایی’٧و‏‎‎ ْ٣٤ عرض جغرافيايي و ’٤٨و ‎ْ‏‎٥١ طول جغرافيايي، در ارتفاع ٨١٠ متري از سطح درياي آزاد در حاشيه جنوبي درياچه قم واقع شده است.مرنجاب از دهستان كويرات شهرستان آران و بيدگل و در ٥٠ كيلومتري شمال شرق مركز اين شهرستان قرار دارد.

    يكي از معروفترين و بزرگترين ريگزارهاي ايران، منطقه بادرفتي وسيعي است كه جولانگاه تپه هاي ماسه اي متحرك مي باشد.اين منطقه معروف به «بندريگ» است كه از شمال و شمال شرق شهر آران و بيدگل تا ساحل جنوبي درياچه قم، جايي كه مرنجاب احداث شده، تقريباً تمام شهرستان را پوشانده است. در منطقه كويري آران و بيدگل، باد مثل هر منطقه كويري ديگر، يك عامل تعيين كننده اقليمي است. باد، هم در شكل دهي به وضعيت طبيعي كوير و هم در شيوه زندگي انسان بيابان نشين تأثير تعيين كننده دارد. بادهاي نامطلوب بزرگترين آفت كوير و باد مطلوب، نسيمي از بهشت است كه كوير تفتيده را شاداب و با طراوت مي كند. متأسفانه در اين منطقه جز دو باد شهرياري و باد شمال، ساير بادها چون باد خراسان، باد قبله، باد طوفان، باد سياه و بويژه باد لوار از بادهاي نامطلوب محسوب مي شوند.در منطقه آران و بيدگل همه چيز شكل و نمود كويري دارد و هر پديده اي، طبيعي يا انساني، آيينه كوير است. همين جا بايد اذعان داشت كه كوير را با همه پديده هاي بيشمار ديدني و تأمل انگيز و حيرت آور، نمي توان آنچنان كه شايسته آن است، توصيف كردنمای بیرونی کاروانسرای مرنجابنمای درونی کاروانسرای مرنجاب


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  2010/7/8ساعت 23:40  توسط اطلس ایران وجهان  | 

    مطالب جدیدتر
    مطالب قدیمی‌تر