دانستنیها ی تاریخ وجغرافیایی ایران وجهان
اشنایی کامل با شهرهای ایران وجهان- تاریخ ایران وجهان وهزاران جدول اماری 
قالب وبلاگ
اردکان
شهرستان اردکان یکی از شهرستانهای استان یزد در مرکز ایران است. شهر اردکان مرکز این شهرستان است. بافت قدیم شهرجمعیت این شهرستان در سال ۱۳۸۵، برابر با  ۷۳٫۲۹۲  نفر بوده است. شهرستان اردکان 32% پهنه استان یزد (بیش از 24 هزار کیلومتر مربع) را در خود جای داده و وسیعترین شهرستان در استان یزد است. این شهر در روزگارآبادانی آن در محلی به نام زردک قرار داشته و دیوارهای تاریخی آن هنوز پا برجا ست. این شهرستان دارای سه بخش مرکزی، بخش خرانق و بخش عقدا می باشد.معمار گفتگوی تمدنها آقای خاتمی متولد این شهرستان می باشد.
 
جغرافیا و اقلیم:
شهر اردکان در طول جغرافیایی 53 درجه و 48 دقیقه شرقی و عرض جغرافیایی 32 درجه و 20 دقیقه شمالی واقع شده است. اردکان بر سر راه تهران به کرمان و بندرعباس واقع شده که این راه از مرکز شهر (جاده سنتو یا دکتربهشتی) می گذرد و در قلب کویر مرکزی ایران جای دارد. موقعیت قرارگیری شهر در دشت یزد- اردکان می باشد. در قسمت غربی شهر آبادی های دهستان عقدا، در قسمت جنوبی دهستان بفروئیه میبد ، درقسمت شرقی دهستان زرین قراردارند.
از نظر توپوگرافی، بخش عمده شهرستان با خط تراز تقریبی 1500 متر محدود می  شود. تنها حدود 5% مساحت شهرستان کوهستانی بوده و ارتفاع متوسط شهرستان از سطح دریا 1234 متر است. در محدوده شهرستان بلندترین نقطه ارتفاعی مربوط به کوه خوانزا با ارتفاع 3158 متر است. بلندی شهر اردکان از سطح دریا 1035 متر است.
ارتفاعات موجود در شهرستان اردکان به شرح زیر است:
کوه چک چک (ارتفاع 2745): 38 کیلومتری شرقی اردکان(در دامنه غربی آن محل زیارتگاه زرتشتیان، پیرسبز چک چکو )
کوه های خرانق (ارتفاع قله 3199 متر):  جنوب شرقی شهرستان
 
وضعیت اجتماعی:
در سال 1375 در شهرستان اردکان نسبت شهرنشینی 79% بوده که به دو شهر اردکان و شهر تازه تأسیس احمدآباد اختصاص یافته است (شهر احمدآباد در حدود 4500 نفر جمعیت دارد). شهر اردکان در سال 75 دارای 9472 خانوار معمولی ساکن با 43708 نفر جمعیت بوده و نسبت جنسی شهر معادل 107 مرد در مقابل هر 100 زن بوده است. این میانگین در سطح کشور 4/104 است. شهر اردکان از نظر جمعیت و وسعت پس از مرکز استان (شهر یزد) اولین شهر استان است. جمعیت بافت قدیمی شهر اردکان حدود 8/1 جمعیت کل شهر است.
 ویژگی های فرهنگی مردم اردکان:

مردم شهر اردکان سخت کوش، با ایمان، بردبار و پاک اندیش، ساده و بی پیرایه،منزل مرحوم خاتمی متعصب در امور دینی و مقید به برپایی عزاداری در چند ماه از سال هستند. تعصب و وابستگی خاص به مذهب، پشتکار و سختکوشی، مهمانوازی، صرفه جویی، سوداگری، همکاری و تعاون، روحیه کار، روحیه قناعت پیشگی و اقتصادی بودن، اهل ریسک نبودن و بی اعتمادی به اقلیم و شرایط آب و هوایی و... ویژگیهایی هستند که تا حدودی متأثر از شرایط اقلیمی خاص منطقه (اقلیم کویری و گرم و خشک) هستند.
مردم اردکان آریایی نژاد و ایرانی الاصل هستند و به زبان فارسی و لهجه شیرین یزدی سخن می گویند. بیشتر مردم شهر مسلمان و شیعه جعفری هستند و شماری زرتشتی نیز در ناحیه زندگی می کنند. از جمعیت شهر اردکان 6/99% مسلمان و 4/0% زرتشتی، مسیحی و... هستند.

 
سوابق و پیشینه تاریخی:
 
آنطور که از منابع و مآخذ بر می‌آید، اردکان در گذشته محلی در 10 کیلومتری شمال اردکان واقع شده و اکنون زردک Zardok نامیده می‌شود و به رغم گذشت زمان می‌توان خرابه‌های خانه‌های مسکونی، مسجد و بازار و قلعه و حسینیه قدیمی اردکان را در آن مشاهده کرد. علت تغییر محل شهر را بعضی جاری شدن آب شیرین در محل فعلی اردکان ذکر کرده‌اند. از متون تاریخی قدیم چنین مستفاد می‌شود که رودخانه بزرگی از زابلستان تا کرمان و یزد و نزدیکی نائین ادامه داشته است و همچنین دهها رودخانه فصلی و آبهای سطحی از جنوب به شمال در جریان بوده که اینها همه می تواند منشاء تجمع مردم در این منطقه باشد. از طرفی دیگر شیب ملایم زمین از جنوب به شمال موقعیت را برای احداث قنات مناسب می‌نموده به همین جهت عامل اقتصادی یا آب و زمین مناسب برای کشاورزی باعث بوجود آمدن این شهر کویری گردیده است. اولین هسته شهر فعلی اردکان از قرن هشتم هجری پایه گذاری شده، بطوریکه محلات اطراف میدان قلعه و محله چرخاب از محلات قدیمی و نسبتاً سالم این شهر محسوب می شوند. از شواهد بر می‌آید که پس از تعیین محل جدید شهر اردکان، اولین بنا در محل میدان قلعه فعلی بنا شده است. پس از گذشت مدتی بر اثر ازدیاد جمعیت میدان بالاده را در جنوب و مسجد زیرده از این میدان است. سپس در کنار مسجد جامع، بازار بزرگ و چهار سوق و حمام بازار را بنا کردند.
نخستین باری، که در تاریخ از این شهر یاد شده، سده 7 هـ. ق است که نامی از اردکان و خانقاه ساختن شیخ تقی الدین دادا محمد از بزرگان و سالکان راه دین به میان آمده است. پس از شیخ محمد و پسرانش، اردکان به گونه علم، حکمت و ادب درآمد و از آن پس، درستی واژه «یونان کوچک» به اردکان تحقق یافت و نام اردکان را بیش از پیش روشنایی بخشید. در دوران افشاریه (1163 هـ. ق) علی قلی خان، برادرزاده نادرشاه، علیه شاهرخ شاه افشار شورش کرد و عازم خراسان شد. پس از پیمودن مسیر تا نزدیکی اردکان، از سوی سپاهیان شاهرخ شاه سرکوب و دستگیر و به مشهد فرستاده و در آن جا کشته شد. درسال 1207 هـ. ق لطفعلی خان زند، در جریان جنگ های خود با آقا محمد خان طبسی، سپاه کوچکی تدارکمنزل تقدیری دید و به سوی شیراز رهسپار شد. درنزدیکی یزد، محمد تقی خان یزدی، راه را بر لطفعلی خان بست. لطفعلی خان با دلاوران زند و سپاهیان طبسی، در ناحیه اردکان، برخان یزدی تاخت و آنان را شکست داده و رهسپار ابرکوه شد. در تمامی دوران قاجار، شهر اردکان و پیرامون آن، جزو حکومت یزد محسوب می شد. در سال 1236 هـ. ق شاهزاده محمد ولی میرزا، حکمران یزد شد و حاجی میرزا محمد خان قزوینی را به حکومت اردکان و میبد فرستاد. پس از قزوینی، ‌میرزا مهدی قلی وزیر و پس از او محمد کریم خان، حاکم اردکان شدند
 
وجه تسمیه:
اردکان از دو کلمه «ارد» و«کان» تشکیل شده که «ارد» به معنی مقدس و «کان» یعنی معدن می‌باشد و با این ترکیب واژه اردکان به معنای سرزمین مقدس می‌شود، اما در جامع مفیدی «ارد» را به کسر الف به معنی دور معنی کرده و نوشته است چون اطراف اردکان معادن زیاد وجود دارد، در نزد مردم این منطقه به اردکان معروف گشته است.
مقارن با حمله مسلمانان به ایران و فرار ایرانیان از شهرهای بزرگ خراسان به طرف مرکز ایران، آنها در میبد، یزد و سایر مناطق مرکزی ایران ساکن شده‌اند. مردم نواحی اردکان چون این خطه را برای کشاورزی مساعد دیدند به احداث قنوات و بنادر این شهر (اردکان) اقدام نمودند. بنابراین ممکن است بانیان اردکان زرتشتیان بوده باشند. در این صورت ممکن است نام اردکان از کلمه ( ارتاکان) به معنی راستی و درستی آمده باشد که در آیین زرتشتی یکی از ایزدان است.


در کتب:
در کتاب یزد نامه به اردکان اشاره شده و از آن به محل توطن علما و حکما در قدیم الایام (حدود قرن هفتم هـ.ق) یاد شده که به یونان کوچک اشتهار داشته و دارای مساجد، خوانق، عمارات، باغات، بیوتات بوده و محل زندگی علما و فضلا بوده که هر یک منازل دلگشا و بساتین روح افزا در آن ساخته اند. در گذشته دور نیمه شمالی یزد محل دریاچه ای بزرگ بوده که از منطقه حوض سلطان در جنوب ری تا شمال دشت یزد ادامه داشته (دریاچه ساوه) که امروزه اثری از آن باقی نمانده است. خشکیدن این دریاچه را از وقایع هنگام میلاد پیامبر اسلام می دانند و سه دیه ی بیده، عقدا و میبد در کنار این دریا بودند و محل کنونی شهر اردکان زیرآبهای دریای ساوه قرار داشته است.
معادن
از کارگاه های صنعتی اردکان می توان موزاییک سازی، آجر پزی، سنگ‌بری و برخی صنایع کوچک را نام برد. مهم ترین معادن اردکان و پیرامون آن اورانیوم، ‌باریم، آهن،نقل قديمي حسينيه كشكنو سرب، روی، گچ و نمک هستند.فرآورده اردکان ارده و حلوا ارده است که در عصاری ها و کارگاه های حلوا ارده سازی، از روغن کنجد تولید و صادر می شوند.

کشاورزی
کشاورزی در اردکان به دلیل‌ نداشتن آب کافی رونق چندانی ندارد.از فرآورده مهم این شهرستان می توان انار، روناس، گندم، میوه، یونجه، پنبه و پسته را نام برد. پسته اردکان از گونه پسته مرغوب ایران به حساب می آید. با توجه به آب و هوای اردکان دام‌داری به گونه پراکنده انجام می شود و دام اصلی آن بز است. با این حال گوسفند، گاو، شتر نیز نگه‌داری می کنند و مرغ‌داری نیز در این منطقه رایج است.

اثار تاریخی:

منطقه زردک : که شامل آثاری از بناهای مربوط به قرن پنجم و ششم می باشد.

مسجد زیرده و جامع : از بناهای مربوط به قرن دهم هجری می باشد.

مسجد حاج محمد حسین : مربوط به دوره قاجاریه می باشد.

مسجد جامع عقدا : که مربوط به قرن ششم هجری می باشد.

موزه مردم شناسی اردکان : دارای بخشهای مختلف مردم شناسی، اشیاء عتیقه، گیاه شناسی، جانورشناسی و فرهنگی می باشد.
رباط خرگوشی : از بناهای دوره شاه عباس صفوی می باشد.

رباط شاه زاده و منار جنبان خرانق : دارای جاذبه توریستی می باشند.

پیر سبز چک چک : زیارتگاه زرتشتیان می باشد و همه ساله پذیرای جمع کثیری از زرتشتیان داخل و خارج از کشور می باشد.

پرستشگاه هریشت : از زیارتگاههای زرتشتیان می باشد.مسجد زردگ

غار شگفت یزدان : در 50 کیلومتری عقدا واقع و دارای ستونهای زیبای استلاگمیت و استلاگتیت می باشد. طول این غار 15 کیلومتر است.
از دیگر اثار تاریخی اردکان را میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
آب انبار دوراه، آب انبار قلعه، آتشکده شریف آباد، آتشکده احمد آباد، ، پیرسوز، چهارسوق، ، حسینیه بازار نو، خانقاه اردکان، دخمه ترک آباد، دخمه شریف آباد، زیارتگاه پارس بانو، زیارتگاه زرتشتیان شریف آباد، مدرسه علمیه ، مسجد کچیب، و میل ترک آباد .

ویژگیهای بافت تاریخی اردکان

بافت تاریخی اردکان یکی از سالمترین بافتهای قدیمی ایران می‌باشد و به علت قرار گرفتن در موقعیت خاص جغرافیایی تا حد زیادی از حوادث روزگار مصون مانده است. این بافت از ویژگیهای کامل شهرهای کویری برخوردار ودر از بعضی خصوصیات منحصر به فرد می‌باشد. باروی زیبا ، دروازه‌های متناسب ، ساختمانهای موزون ، آب انبارهای متعدد ، کوچه‌های تنگ و باریک ، محلات منسجم ، در بندهای انحصاری و مساجد بزرگ و جالب از ویژگی‌های این بافت تاریخی محسوب می‌گردد.
بافت تاریخی اردکان به علت قرار گرفتن در منطقه کویری دارای ساختمانهای خشتی و گلی خاص مناطق کویری می‌باشد.کمی نزولات آسمانی ، عدم رخداد طبیعی خاص ، دور بودن از مرزهای جغرافیایی کشور و قرار نگرفتن در معرض هجوم بیگانگان باعث گردیده علی رغم گذشت زمان ، بافت تاریخی اردکان تا این اواخر سالم و دست نخورده باقی بماند. با روی کار آمدن رضاخان همراه سیاست به اصطلاح امنیت ملی وی تخریب بافت آغاز گردید و تا امروز نیز ادامه دارد؛ ولی هنوز بخش باقی مانده آن که زیباترین قسمت بافت محسوب می‌گردد دست نخورده و سالم می‌باشد. خوشبختانه اقدامات پیشگیرانه چند سال اخیر موثر واقع شده و در بعضی موارد نه تنها از تخریب بافت جلوگیری کرده بلکه بازسازی و مرمت موجبات احیا و رونق دوباره آن را فراهم آورده است.


نحوه و شکل گیری بافت قدیم

از آثار موجود چنان بر می‌آید که احداث بافت قدیم اردکان حداقل در سه مرحله انجام شده و قسمت اصلی آن که همان مرکزیت و بخش اولیه بافت می‌باشدهشتی در محلی که امروز به میدان قلعه مشهور است بنا گردیده در حقیقت قلعه اصلی یا اولین بنا در اردکان در این منطقه بوده و تاریخ دقیق بنای آن مشخص نیست اما آثار موجود نشان می‌دهد که این قلعه حداقل در قرن ششم هجری قمری موجود بوده است. سپس محلات بالا ده و زیرده به آن اضافه شده است و محدوده اولیه اردکان عبارت بوده از محله زیرده در شمال ، میدان بالاده در جنوب ، رباط و آب انبار رباط در شرق، ولی غرب آن درست مشخص نیست ، طول محدوده تقریباً 450 متر و عرض آن در حدود 250 متر بوده است.
این محدوده کوچک دارای دو مسجد جالب و بزرگ و زیبا می‌باشد. مسجد جامع در جنوب و مسجد زیر ده در شمال و فاصله میدان قلعه تا مسجد جامع درست برابر است با فاصله مسجد زیر ده تا میدان قلعه ، در این بخش کوچک مدرسه علمیه با وسعت بسیار زیاد و حمام زنانه و مردانه ، بازار ، آب انبار و رباط نیز وجود داشته است.

حصار اول
حصار و خندق اولیه بطور کلی از بین رفته و تا اوائل قرن اخیر بخش کوچکی از خندق در ضلع جنوب شرقی در نزدیکی میدان بالا ده هنوز باقی بود که متاسفانه به مغازه تبدیل گردید.

حصار دوم
توسعه بافت قدیم در سالهای بعد بیشتر مربوط به شرق بوده است و خانه‌های دوره ایلخانی در شرق اردکان نشانگر این واقعیت است که در قرن هفتم این منطقه جزئی از بافت بوده است و حدود آن در شمال تا نزدیکی حسینیه کوشکنو و در جنوب تا نزدیکی حسینیه بازار نو امتداد داشته و طول و عرض آن درست مشخص نیست.

حصار سوم
حصار سوم که در واقع آخرین حصار و باروی بافت قدیم اردکان می‌باشدنشانگر توسعه از چهار طرف است: زیرا در شمال و جنوب محلات کوشکنو و بازار نو به بافت افزوده گردیده و در شرق محلات زین الدین و تیران و غرب محلات چرخاب و امیری به بافت اضافه گردیده است. توضیح اینکه قلعه سیف و دروازه سیف نیز در این توسعه در ضلع جنوب و جنوب غربی احداث شده است. در این توسعه طول بافت به 850 متر و عرض آن به 6500 متر رسیده است تاریخ دقیق این توسعه مشخص نیست ولی شواهد و قرائن نشان می‌دهد که در قرن دهم این توسعه صورت گرفته بوده است.

بارو

یکی از ویژگیهای بافت قدیم اردکان وجود باروی بلند و زیبای آن می باشد.برج و باروي شهراین بارو که به طول بیش از سه هزارمتراست، تمام اماکن داخل بافت رادربرمی گرفته است.ارتفاع دیوار7 الی 8 متروضخامت آن در قسمت پایین 5/1 و در بالاترین نقطه 20الی30 سانتیمتربوده است، دورتا دوراین بارو بیش از 50 برج تعبیه شده بوده که از آنها برای حفاظت و نگهبانی استفاده می کرده اند.
مصالح به کار رفته دربارو کلا ازخشت و گل بوده وفقط دربعضی موارد درپای برجها ازچند ردیف آجراستفاده شده است.در قسمت فوقانی باروکنگره هایی ازخشت و گل ساخته شده که به آن زیبایی خاصی می داده ودرپای کنگره ها تیرکش هایی برای تیراندازی و منفذهای متعددی برای ریختن سرب مذاب و غیره تعبیه شده بوده ;برای حفاظت ازاین بارو در قسمت جنوب حصار کوتاه تری به فاصله دومتری بنا گردیده بوده ودربعضی از قسمتها برجهای منفردی که به وسیله یک پل چوبی به بارو متصل می شده وجود داشته که از آن برای دیده بانی استفاده می شده است.


خندق
دور تا دور بارو خندقی به عرض 7 الی 10 متر و عمق 2 الی 3 متر حفر گردیده بوده که در مواقع خطر با آب قنوات آن را پر می کرده اند.تخریب این بارو از اوائل قرن اخیر آغاز شده و در حال حاضر فقط قسمت کمی از آن باروی بزرگ باقیمانده که در سالهای اخیر تعدادی از برجهای آن مرمت و بازسازی گردیده است.

دروازه
برای ورود به شهریا درحقیقت عبورازباروهشت دروازه دراطراف آن تعبیه شده بوده که دارای امکانات حفاظتی مناسب بوده است.
هردروازه دارای دو برج بزرگ در دو طرف بوده که از بناهای اطراف بارو بلندتر بوده است.این دو برج به وسیله سردر دروازه به همدیگر متصل می شده اند و در بالای برجها اطاقی بوده که تیراندازان و نگهبانان دروازه های شهرازآن استفاده می کرده اند.
هردروازه دارای دولنگه دربزرگ چوبی بوده که به وسیله نگهبانان که به دروازبان مشهوربوده اند بازوبسته می شده است.
دروازه بانها معمولا‍ در یک اتاق کوچکی که درکناردروازه قرارداشته اتراق می کردند و طبق معمول صبح زود در بزرگ دروازه بازمی کردند وپس از غروب آفتاب آن را می بستند و اگرکسی در ساعت غیرمقرر به دروازه می رسید حق ورود یا خروج از دروازه را نداشت.
درکنارهردروازه یک آب انبارویک باب مسجدکوچک قرارداشته که هنگام خروج و ورود به دروازه می توانستند ازآن استفاده نمایند.
درزمان هایی که شهرموردحمله قرارمی گرفته درهای دروازه های شهر را می بسته اند و برای اینکه دشمن نتواند آنها را باز کند درپشت درها تپه هایی از خاک می انباشتند و یک یا دو دررا برای ورود وخروج در نظرمی گرفتند و تنها دروازه میرصالح دارای یک درو یک برج بوده که دروازه در وسط برج تعبیه شده بوده است.
دروازه های اصلی اردکان عبارت است از:دروازه کوشکنو، دروازه علی بیک و دروازه امیری در شمال ، دروازه بازار نو و دروازه میرصالح در جنوب ، و دروازه های آخوند و خالو زمان در شرق و دروازه سیف درغرب و درسمت جنوب شرقی نیز در زمانهایی که خطری شهر را تهدید نمی کرد ، دروازه کوچکی تعبیه می کردند که به دروازه سوراخک مشهور بوده است.

منابع تامین آب
آب آشامیدنی داخل حصار بست از طریق آب انبار تامین می شده است.آب غیر شرب نیز توسط چهار رشته قنات که از جنوب وارد بافت می شده و پس از عبور از طول 850 متری بافت از شمال خارج می گردیده تامین می شده است.
این رشد قناتهااز منازل و اماکن عمومی شهر عبور می کرده و مردم با حفر پاکنه که در اصطلاح محلی به آن جوی (جوخ) گفته می شود به آن دسترسی پیدا می کرده اند.
مسیر قناتها تا حدی مستقیم بوده است.خانه ها و اماکن اطراف قناتها نیز با حفر کانالهای انحرافی بخشی از آب را به طرف خانه های خودشان منحرف می نموده اند و که در اصطلاح محلی به مسیر مستقیم قنات راسته و مسیر انحرافی آن کجه و مسیر انحراف دیگر جدا شده باشد کجه بر کجه می نامیده اند.از چهار رشته قنات که از داخل بافت عبور می کرده قناتهای شورآبه ، مورتین و بهاءالدین آباد در زیرزمین قرار داشته ولی قنات نیلی در سطح زمین جریان داشته از دروازه بازارنو وارد بافت شده و پس از عبور از طول بازار از دروازه کوشکنو خارج می شده و به علت عبور این قنات از کنار بازار و سایر اماکن عمومی، ماده تاریخ (آبرو یافت اردکان زین آب) برای آن در نظر گرفته شده است که بر اساس حروف ابجد سال 1040 قمری به دست می آید که سال احداث قنات علی آباد نیلی می باشد.

مراکز اقتصادی
بزرگترین مرکز اقتصادی شهر بازار بزرگ و چهار سوق زیبا و معروف آن بوده که از جنوب به شمال امتداد داشته و طول آن به 750 متر می رسیده است. تاریخ بنای این بازار مشخص نیست ولی صاحب جامع مفیدی (ج 3،ص726) که در سال 1085 کتابش را تدوین نموده از این بازار و چهار سوق و قنات نیلی نام برده است.
در محل چهار سوق دو بازارچه کوچک یکی در غرب و دیگری در شرق قرار داشته که یکی به دروازه آخوند و دیگری به دروازه سیف منتهی می شده است. در داخل بازار علاوه بر مغازه های مختلف چند تیمچه یا تجارتخانه نیز قرار داشته است همچنین در هر محله ای بازارچه کوچکی وجود داشته تامین کننده مایحتاج اهالی محله بوده است.
حسینیه یا میدان
در هر مرحله حسینیه های کوچک یا بزرگی قرار داشته که در اصطلاح محلی به آنها میدان میگفته اند،اگر چه در ماه محرم از این حسینیه ها برای عزاداری استفاده می شده ولی در طول سال اغلب آنها به صورت مراکز تجاری در می آمدن است، زیرا این میدانها در نزدیکی دروازه های ورودی شهر قرار داشته و هیزم و زغال و سایر اقلامی که در داخل مغازه نمی توانستند بفروش برسانند در این میدانها خرید و فروش می گردیده است.عمده ترین میدانهای اردکان عبارت بوده است از: حسینه(میدان) بازلرنو در نزدیکی دروازه بازار نو، میدان کوشکنو در نزدیکی دروازه کوشکنو ، میدان علی در نزدیکی دروازه سیف ، میدان بالاده در نزدیکی دروازه میرصالح ، میدان زین الدین در نزدیکی دروازه آخوند ، میدان علی بیک در نزدیکی دروازه علی بیک. دور تا دور اغلب میدانها نیز مغازه های وجود داشته که از آنها به عنوان کارگاههای زیلوبافی ، لبافی و حلاجی و... استفاده می شده است.

کاروانسرا
کاروانسراها نیز به عنوان مراکز تجارت و اسکان کاروانها محسوب می‌شده‌اند و اغلب آنها در نزدیکی مراکز تجاری بنا شده بودند چنانچه کاروانسراهای حضرتی، گودالگ و کوشکنو در مسیر بازار شمال به جنوب قرار داشته‌ و کاروانسرای میدان علی در مسیر بازار شرق به غرب و کاروانسرای علی بیک در نزدیکی میدان و بازارچه محلی علی بیک قرار داشته است.
در دوره قاجار کاروانسرای سلطان در کنار دروازه سیف و کاروانسرای دیگری در کنار دروازه بازارنو و کاروانسرای علی بیک در بیرون دروازه علی بیک بنا گردیده که این سه کاروانسرا چسبیده به حصار شهر بوده‌اند امّا راه ورودی آنها بیرون از دروازه بوده است.
رباط شاه عباسی هم که در مسیر راه یزد به اصفهان ساخته شده بوده حدود دویست متر تا دروازه بازارنو فاصله داشته است.

اماکن رفاهی
حمام به عنوان عمده‌ترین اماکن عمومی رفاهی در قدیم محسوب می‌گردیده و تمام حمامهای داخل بافت وقفی می‌باشد اغلب آنها برای تعمیر و بعضی از مصارف دیگر آن نیز دارای موقوفات می‌باشند. حمامهای داخل بافت نسبتاً‌ بزرگ و قسمت‌های زنانه و مردانه آن بصورت مجزا و نزدیک به هم بنا شده‌اند. قدیمیترین حمام داخل بافت، حمام بازار است که خوشبختانه تاکنون نیز سالم و مورد استفاده می‌باشد.
دیگر حمامهای داخل بافت عبارت است از: حمام حاج ملاحسن و حمام چرخاب در محله چرخاب، حمام کوشکنو در محله کوشکنو، حمام طالب در محله زین‌الدین و حمام بازار در کنار مسجد جامع و مسیر بازار شرق به غرب بوده است. جالب اینکه تمامی آنها تقریباً در ضلع غربی بافت قدیم قرار داشته‌اند.

آب انبار
آب انبارها به عنوان تأمین کننده آب آشامیدنی داخل و خارج از بافت قدیم بوده‌اند و اغلب آنها توسط افراد خیّر بنا شده بوده و دارای موقوفاتی جهت آبگیری و تعمیرات می‌باشند. این آب انبارها علاوه بر تأمین آب شرب مصرفی مردم، اغلب دارای پاکنه آب قنات بوده که از آنها برای شستشو و تجدید وضو استفاده می‌کرده‌اند و در بالای سردر آنها نیز مسجدهای کوچکی برای برگزاری نماز یا محلی برای استراحت تعبیه شده بوده است. استفاده از آب انبار بطور کلی رایگان می‌بوده و تمام آب انبارها دارای مسیرهایی بوده‌اند که در فصل زمستان از آب قنات صدرآباد و باغستان آبگیری می‌شده‌اند.
آب انبارهای اردکان اغلب دارای سه بادگیر یک طرفه می‌باشند که از این نظر در نوع خود حالت منحصر به فردی دارند که هیچ کجای ایران نظیر آنها دیده نمی‌شود. همچنین سقفهای خشتی و گنبدی شکل خزینه‌های آب انبارها و راه‌پله‌های آجری زیبای آنها نماد معماری اردکان محسوب می‌گردند.
اکثر آب انبارهای داخل بافت قدیم هنوز سالم و قابل بهره‌برداری می‌باشند و در مواقع قطع آب از آنها استفاده می‌گردد.

مسجدگنبد مسجد زیرده
از نکات بسیار جالبی که در بافت قدیم اردکان دیده می‌شود وجود مساجد متعدد و بسیار بزرگ است که علی‌رغم توسعه اردکان در چند سال اخیر هنوز مسجد جامع داخل بافت بزرگترین مسجد اردکان محسوب می‌گردد و این نشانگر وسعت نظر سازندگان آن می‌باشد.
مساجد بزرگ داخل بافت دارای دو قسمت به اصطلاح تابستانی و زمستانی «شبستان و گنبد خانه» می‌باشند و به جز مسجد حاج محمدحسین اکثر آنها از خشت و گل ساخته شده‌اند تاریخ بنای قدیمیترین آنها مشخص نیست، ولی آثار موجود در مسجد زیرده و جامع مربوط به اواخر قرن دهم هجری قمری می‌باشد. دیگر مساجد داخل بافت عبارت است از مسجد حاج سعیدا و مسجد حاجی رجبعلی در محله چرخاب، مسجد زین الدین واقع در محله زین الدین، مسجد حاج محمد حسین واقع در کنار بازار بزرگ شهر، مسجد کوشکنو در محله کوشکنو.
علاوه بر مساجد بزرگ تعداد زیادی مسجد کوچک نیز در محلات مختلف وجود دارد که نام بعضی از آنها چنین است: مسجد آرد خرما، مسجد میدان سنگ، مسجد قرائت خانه، مسجد کوچه‌ خاتمی، مسجد حاج محمدرضا، مسجد محله تیران، مسجد سرپل، مسجد حسینیه بازار نو و ...

آسیاب
بطور کلی آسیابهای بزرگ در منطقه اردکان بوسیله آب قنات به چرخش درمی‌آمده و به همین دلیل اغلب آنها در خارج از بافت قرار داشته است. تنها یک آسیاب آبی که بوسیله آب قنات مورتین کار می‌کرده، به نام آسیاب «دزدگ» در داخل بافت قرار داشته است و همچنین تعدادی دستاس یا آسیاب دستی در خانه‌های مردم وجود داشته که برای بلغور کردن گندم و جو، از آنها استفاده می‌شده است.

دربند
یکی دیگر از ویژگیهای بافت قدیم اردکان دربند صدرالفضلادربندهای متعدد بوده است. هر دربند متعلق به افراد خاصی بوده که به علت قدرت مالی و نفوذ سیاسی دارای چندین خانه بوده‌اند که درِ ورودی این خانه‌ها در داخل دربند باز می‌شده است. در ابتدای دربند دری نسبتاً‌ بزرگ قرار داشته که شبها می‌بسته‌اند و خانه‌های داخل دربند از امنیت بیشتری برخوردار بوده‌اند، ‌اغلب دربندهای موجود در اردکان متعلق به اوائل دوره قاجار می‌باشد و در محله چرخاب قرار دارد. مشهورترین آنها عبارت است از: دربند صدرالفضلا، دربند مجد العلما، دربند حاج ملا تقی، دربند سلطان،‌ دربند سنائی و...

 



بادگیر
بادگیر به عنوان اصلی‌ترین منبع تأمین هوای خنک در بافت قدیم محسوب می‌گردیده استبادگیر لذا بطور قطع می‌توان گفت که تمام خانه‌ها دارای یک یا چند بادگیر بوده است، ‌تعداد چشمه‌های بادگیر بستگی به وسعت اتاق یا صفه‌ای داشته که بادگیر به آن منتهی می‌شده است. بادگیرهای اردکان یک طرفه و دهانه آنها به طرف شمال می‌باشد و بادی هم که از آن طرف می‌وزد به شَمال مشهور است. بادگیرها اکثر از خشت و گل می‌باشد و در قسمت بالای آن چشمه‌های تعبیه شده و سقف چشمه‌ها اغلب بصورت شیب‌دار در نظر گرفته می‌شده تا باد بهتر به داخل بادگیر هدایت گردد.
اتاق بادگیر یا صفه اگر چه بیشتر در قسمت جنوب خانه قرار داشته امّا در بعضی از خانه‌ها اتاق‌هایی در شمال خانه وجود داشته که دارای بادگیر بوده است.
تعداد چشمه‌های بادگیر اگر چه طبق یک سنت محلی فرد است امّا در بادگیرهای بزرگ بیشتر نشانگر عرض اطاق یا صفه می‌باشد. ارتفاع بادگیر نیز نسبت به ساختمانهای اطراف بسیار موزون و هماهنگ است چنانکه در خط آسمانه بافت قدیم اردکان یک ساختمان ناموزون و نامتناسب وجود نداشته است، ولی در سالهای اخیر ساخت و سازهای داخل بافت این توازن را به هم زده و هر بیننده یا یک نگاه می‌تواند این ناهماهنگی را مشاهده نماید.

ویژگیهای ساخت و ساز
ساخت و ساز در بافت قدیم با خشت و گل صورت می‌گرفته و این کار علاوه بر اینکه نیاز به حمل و نقل مصالح را کم می‌کرده، محاسن عمده دیگری نیز داشته که مهمترین آنها جلوگیری از نفوذ سرما و گرما به داخل ساختمان بوده است، همچنین برای تهیه خشت از گِلِ کفِ حیاط استفاده می‌کرده‌اند، در نتیجه حیاط خانه از سایر قسمتها گودتر می‌شده و این امر سبب می‌گردیده تا رطوبتِ داخل اتاقها و صفه‌های اطراف حیاط از طریق دیوارهای آجری به داخل حیات منتقل گردد و بالظبع دیوارها و کف اطاق‌ها خالی از رطوبت می‌شده است.
ادامه ...-->
ساباط منزل تقديري
دربند حاج ملا تقي


ساباط منزل تقديري 2


 

 

[ بیست و نهم مرداد 1389 ] [ 11:42 ] [ اطلس ایران وجهان ]
شهرستان جهرم در نیمه جنوبی استان فارس بین 52 درجه و 45 دقیقه تا 54 درجه و 4 دقیقه طول شرقی و 28 درجه و 19 دقیقه تا 29 درجه و 10 دقیقه عرض شمالی قرار گرفته است. از وسعت شهرستان جهرم دشت و آن کوهستانی می باشد. مساحت کل شهرستان 5481 کیلومتر می باشد که شمالا به شهرستان فسا ، جنوبا به شهرستان لار، غربا به شهرستان فیروزآباد ، شرقا به شهرستان لار و داراب محدود میشود. میزان بارندگی در سال بین 150 تا 200 میلیمتر می باشد وحداکثر گرمای آن 45 و حداقل آن یک درجه سانتیگراد میباشد. این منطقه رویهم رفته آب و هوایی گرم و متغیر دارد، به طوریکه زمستانهای آن سرد و تابستانهایش گرم میباشد.

جمعیت شهرستان جهرم 200هزار نفر میباشد که نیمی از آن در روستاها ساکن هستند. شهر جهرم از 12 محله قدیمی تشکیل گردیده که 6 محله آن در غرب شهر و 6 محله آن در شرق شهر واقع گردیده است.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با توجه به افزایش جمعیت دو محله جدید به نام کوی سحر خیز واقع در شمال غربی و کوی مهدیه در جنوب شهر ایجاد گردیده و سه شهرک جدید بنام شهرک انقلاب واقع در جنوب غربی و شهرک فاطمیه (خارقان) در شمال شرقی و شهرک شهید دستغیب در شمال غربی احداث شده است.

شهر جهرم با نخلستانهای زیبا و سرسبزش منظره ای بسیار دلنشین به خود گرفته است. و دارای مردمی سخت کوش و صبور می باشد که از استعدادهای بالایی برخوردارند. باغداری مرکبات و خرما در جهرم ارزش اقتصادی بالایی برخوردار بوده و سهم قابل ملاحضه ای در ترکیب درآمد کشاورزی این شهر داراست. فعالیت مردم این شهر حول و محور فعالیتهای کشاورزی است و صنایع و کارخانه ها بیشتر در حد تامین برخی از احتیاجات عمومی شهرستان است.

شهرستان جهرم از گذشته بعنوان یک شهر مذهبی مورد توجه بوده و از نظر حس نوع دوستی و ابراز همدردی و تعاون بی نظیرند. وجود دانشگاها در جامعه ای که اکثریت افراد از نظر فرهنگ در سطح بالایی قرار دارند، وجود حوزه علمیه امام خمینی در شهرستان و گرایش قشر جوان به این سمت و وجود روحانیون اگاه در سطح شهرستان از ویژگیهای فرهنگی منطقه به شمار میرود. و مهمترین ارزش اجتماعی که مردم به آن توجه دارند مبارزه با مفاسد اجتماعی و بی حجابی است . با توجه به اینکه جو حاکم جو مذهبی بوده و روحانیت مبارز شهر بحمدالله توانسته اند مردم را نسبت به شناخت اسلام و اعتقادات مذهبی در حد قابل توجهی آشنا نموده و مردم کمتر به سوی فساد روی آورند و با توجه به ارتباط نزدیک و عمیق روحانیت و توده مردم از قدیم الایام همچنین مبارزه تعدادی از روحانیون با رزیم شاهنشاهی و دشمنی آنها با خان ها و فئودال ها رابطه احاد مردم اعم از شهری و روستایی با روحانیون رابطه مرید و مراد بوده و احترام خاصی برای یکدیگر قائلند. وجود روحانیون اگاه و مبارز و زحماتی که در این راه کشیده اند میزان پایبندی مردم به مسائل شرعی در حد بسیار بالایست و کمتر خانواده ای پیدا میشود که بی تفاوت نسبت به مسائل شرعی باشد و مردمی مذهبی و مومن و تابع فرمان روحانیت بوده و تجمع و حضور مردم در مراسمهای مذهبی و مساجد و حسینیه ها و برپایی نماز جمعه در زمان طاغوت موید این مطلب میباشد. یکی از دلایل مذهبی بودن و در صحنه بودن در زمان ستم شاهی، جلوگیری از ورود شاه معدوم به این شهرستان میباشد. روحانیت مبارز با همکاری مردم شبانه و اقدام به پخش اعلامیه و شعار نویسی علیه رزیم ستم شاهی نموده و در مراسمهای سوگواری امام حسین (ع) شعارهای ضد رزیم در قالب شعارهای مذهبی توسط مردم سر داده میشد. به واسطه تظاهرات چشم گیر مردم و بالا بودن سطح فکری و مذهبی مردم باعث گردید که در این شهرستان توسط عمال رزیم شاه حکومت نظامی برقرار شود و علی رغم حکومت نظامی مردم دست از فعالیت سیاسی، مذهبی خود برنداشتند و همچنان به فعالیت خود علیه نظام ادامه داده و شهدایی را تقدیم انقلاب کردند. شرکت گسترده در جبه و جنگ ، کمک های نقدی و جنسی چشمگیر بوده است علاوه بر حضور همه جانبه در جنگ و دادن بیش از 2000 شهید و جانباز سهم بسزایی در دفاع از مملکت اسلامی داشته اند.


وضعیت شهرستان از نظر: تقسیمات کشوری

- تعداد شهر:
چهار شهر؛ شهرهای جهرم، قطب آباد، خاوران، باب انار

- تعداد بخش:
چهار بخش؛ بخشهای مرکزی، خفر، سیمکان و کردیان

- تعداد دهستان:
12 دهستان

- تعداد آبادی:
244 آبادی

- وسعت:
5481 کیلومتر مربع

- جمعیت کل شهرستان:
حدود 200 هزار نفر (بر اساس آمار سال 75)

- جمعیت مردان:
101.414 نفر

- جمعیت زنان:
95.984 نفر

- جمعیت شهری:
107.313 نفر

- جمعیت روستایی:
86.68 نفر

- جمعیت غیر ساکن:
3129 نفر

- جمعیت فعال:
54.525 نفر

- نرخ بیکاری:
9.38 ( تا سال 79)






وضعیت شهرستان از نظر: آموزش و پرورش و آموزش عالی



- تعداد دانش آموزان: 35.655 نفر

- تعداد مدارس و واحدهای آموزشی:

- مراکز آموزش عالی موجود در شهرستان: دانشکده علوم پزشکی- دانشگاه آزاد اسلامی ، واحد جهرم و حوزه علمیه جهرم

- تعداد دانشجویان دانشکده علوم پزشکی: 700 نفر

- تعداد دانشجویان دانشگاه پیام نور: 2200 نفر

- تعداد دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی: 5000 نفر

- تعداد طلبه های حوزه علمیه: 70 نفر طلبه

- تعداد کتابخانه های عمومی: 3 واحد در شهرهای جهرم- قطب آباد- خفر

- امکانات تربیت بدنی: 3 زمین ورزشی – 3 استخر شنای خصوصی - یک استخر شنای دولتی







وضعیت شهرستان از نظر: کشاورزی



- میزان کل اراضی زیر کشت: 72 هزار هکتار

- میزان اراضی تحت اشغال باغات: 30 هزار هکتار

- میزان اراضی زیر کشت زراعی: 42 هزار هکتار

- میزان کل محصولات زراعی و باغی: 500 هزار تن

- میزان محصولات تولیدی باغی : 400 هزار تن ، ( 28 درصد از کل تولیدات باغی استان فارس)

- محصولات عمده باغی شامل: مرکبات، خرما، انگور و غیره

- میزان محصولات تولیدی زراعی: 100 هزار تن

- محصولات عمده زراعی: گندم، جو، ذرت و صیفی جات

- تعداد چاههای کشاورزی: 4888 حلقه چاه

- تعداد چاههای عمیق: 431 حلقه چاه

- تعداد چاههای نیمه عمیق دستی 3888 حلقه چاه

- تعداد قنوات: 89 رشته

- تعداد چشمه ها: 15 چشمه





وضعیت شهرستان از نظر: صنعت



- تعداد واحدهای صنعتی فعال : 25 واحد

- شامل: کارخانجات آرد سفید، بسته بندی خرما- بسته بندی مرکبات – الکل سازی- مواد غذایی( ترشیجات و شوریجات) و شش واحد معدن شن و ماسه








وضعیت شهرستان از نظر: خدمات زیر بنایی

الف، راهها:

- طول راههای آسفالته و فرعی : 476 کیلومتر

- طول راههای در دست احداث: 40 کیلومتر

- طول راههای روستایی: 155 کیلومتر



ب، گاز:

- تعداد کل انشعابات گاز: 21 هزار مشترک

- تعداد علمکهای منصوبه: 16215 هزار علمک

- طول شبکه های گازرسانی: 350 کیلومتر

- تعداد روستاهای برخوردار از گاز: 6 روستا

- تعداد شهرهای برخوردار از کاز: 2 شهر؛ شهرهای: جهرم و قطب آباد



ج، ارتباطات:

- تعداد مراکز تلفن شهری: 33 مرکز

- تعداد مراکز تلفن روستایی: 144 مرکز

- تعداد شماره تلفنهای ثابت منصوبه: 6040 خط

- تعداد شماره تلفنهای همراه فعال: 17 هزار خط



د، امور بهداشتی و درمانی:

- تعداد تختهای بیمارستانی: 221 تخت

- تعداد خانه های بهداشت فعال: 62 واحد

- تعداد مراکز بهداشتی : 12 واحد ؛ (3 واحد شهری و 9 واحد روستایی)



ه، آب و برق:

- تعداد مشترکین برق : 42345 مشترک

[ بیست و نهم مرداد 1389 ] [ 11:37 ] [ اطلس ایران وجهان ]
شهرستان سپیدان

شهرستان سپیدان يا اردكان فارس، در شمال استان فارس، در منطقه‌ای كوهستانی و جنگلی كه اغلب پوشيده از درختهای جنگلی کم پشت و تنک مانند بادام وحشی است، قرار دارد.
مرکز این شهرستان، شهر اردکان است که در حدود ۸۰۰ سال قدمت دارد.
این شهر بواسطه آب و هوای خوش و پیستهای اسکی شهرت دارد.
آب و هوای آن در زمستان بسیار سرد و در بهار و تابستان خنک و معتدل است.
این شهر دارای یک بنای امامزاده تاریخی است.
مردم این شهر گویش خاص و منحصر به فردی دارند که مشابه آن در کشور به سختی یافت می شود.

شهرستان اردکان طبق سرشماری سال ۱۳۸۵، جمعیتی برابر با ۹۰٫۳۳۹ نفر داشته است.

تقسیمات کشوری
بخش مرکزی شهرستان سپیدان
دهستان خفری
دهستان کمهر

شهرها: اردکان
بخش بیضا
دهستان بانش
دهستان بیضا
دهستان کوشک هزار

شهرها: بیضا
بخش همایجان
دهستان سرناباد
دهستان شش پیر
دهستان همایجان

شهرها: هما شهر

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=
=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

اطلاعات کاملتر

پیشینه تاریخی ( زبان - فرهنگ و آداب - رسوم - قومیتها - آثار تاریخی )

شهرستان اردکان مرکز شهرستان سپیدان از شهرهای قدیم و کهن استان می باشد و آخرین منزل و توقفگاه اسکندر مقدونی در حمله به تخت جمشید بوده است. در تاریخ عالم آرای عباسی آمده است که اردکان در زمان شاه تهماسب صفوی وجود داشته است و شهری آباد بوده است. در کتاب ریاض الصیاحه حاج زین العابدین شیروانی اظهار شده که ارکان شهری کوچک و هوایش بسیار سرد و دارای آب نیکویی است. آثاری از تمدن 350 سال پیش از میلاد در جنوب غربی سپیدان دیده شده است. آثار تاریخی موجود در شهرستان بقعه سید نورالدین علوی در شهر اردکان (وفات 456 هـ.ق) ، تل ملیان در روستای ملیان بخش بیضاء مربوط به تمدن ایلامی، تل بیضاء ، تل زری، تل اسفیان.

زبان : از نظر زبان در سطح شهرستان مردم به زبان ها و لهجه های مختلفی تکلم می کنند. که عمده ترین آنها عبارتند از لهجه مخصوص اردکانی که مخصوص مردم اردکان و روستاهای بهرغان، ابنو، دالین و خلار بوده و با آن تکلم شده و تقریباً در کشور منحصر به فرد می باشد زبان لری که در روستاهای بخش مرکزی، بیضاء، همایجان مردم با آن صحبت می کنند.

زبان فارسی که در روستاهای بخش بیضاء، رایج است. علاوه بر این زبان ترکی نیز در بین تعداد کمی از مردم که عمدتا عشایر بوده و در بعضی از روستاهای شهرستان ساکن شده اند وجود دارد.

آداب و رسوم: مردم شهرستان بیشتر دارای آداب و رسوم سنتی خاص فرهنگ ایران اسلامی می باشد. پایبندی به مسائل مذهبی ، اعتقاد به روزهای مذهبی مانند عاشورا ، تاسوعا، ایام شهادت و ولادت ائمه و پیامبر نیز در حد بالایی بوده و اعتقاد خاصی به ابن ایام دارد. برپایی مراسم عزاداری دهه اول محرم، شبهای قدر، سالروز رحلت پیامبر اسلام از دیگر آداب و رسوم شهرستان بوده و جایگاه والایی در بین مردم دارد.

در سطح شهرستان سپیدان سه قوم عمده اردکانی، لر، بیضاوی وجود دارد و از اقوام ترک و کرد تعداد محدودی نیز وجود دارد.

در مجموع شهرستان دارای فرهنگ مذهبی بالا بوده و اعتقادات مردم نیز پیرامون مسائل مذهبی خیلی خوب و درجه بالائی بوده و میزان پایبندی خوب است. شرکت گسترده در مراسم مذهبی ، در مراسم روضه خوانی ، مراسم ختم ، عدم انجام بعضی مراسم شادی و سرور در روزهای وفات و شهادت امامان و پیامبر و ماههای محرم ، صفر نیز از دیگر خصوصیات فرهنگی ومذهبی مردم شهرستان می باشد.

موقعیت جغرافیائی و اقلیمی شهرستان

شهرستان سپیدان به مرکزیت شهر اردکان با وسعت 14/2859 کیلومتر مربع در شمال غربی استان فارس قرار دارد و 1/2 مساحت استان را به خود اختصاص داده است. این شهرستان از شمال به شهرستان اقلید، از غرب استان کهکیلویه و بویر احمد از جنوب به شیراز و ممسنی و از شرق به شهرستان مرودشت محدود می باشد. بر اساس آخرین تقسیمات کشوری شهرستان دارای سه بخش مرکزی، همایجان، بیضاء و دو نقطه شهری به نام اردکان و بیضاء ، 8 دهستان و 210 روستا و مکان می باشد. از نظر آب و هوایی دارای آب و هوای سرد کوهستانی با تابستانهای معتدل و خنک و در زمستانهای سرد و یخبندان می باشد.

از نقاط پر بارش استان فارس بوده که میزان بارش در بعضی سالها به 1400 میلیمتر می رسد و بیشتر بارش آن بصورت برف می باشد. و میزان متوسط بارندگی سالیانه آن 700 میلیمتر است . در منطقه بیضاء و همایجان بیشتر زمینها جلگه ای و حاصلخیز و در بخش مرکزی اراضی کوهستانی و ناهموار است.

وضعیت شهرستان از نظر تقسیمات کشوری

- تعداد شهر:
2 شهر؛ اردکان و بیضاء
- تعداد بخش:
3 بخش؛ مرکزی، همایجان، بیضاء
- تعداد دهستان:
8 دهستان
- تعداد آبادی:
350 آبادی
- وسعت:
2859 کیلومتر مربع
- جمعیت کل شهرستان:
84838 نفر (سال 84)
- جمعیت مردان:
38566 نفر
- جمعیت زنان:
38658 نفر
- جمعیت شهری:
13273 نفر
- جمعیت روستایی:
64951 نفر
- جمعیت غیر ساکن:
14767 نفر عشایر
- جمعیت فعال:
57639 نفر
- نرخ بیکاری:
12%
وضعیت شهرستان از نظر آموزش و پرورش و آموزش عالی
- تعداد دانش آموزان:
19700 نفر
- تعداد مدارس و واحدهای آموزشی:
253 واحد
- مراکز آموزش عالی موجود در شهرستان:

1. دو واحد دانشگاه آزاد اسلامی (واحد سپیدان و واحد بیضاء)

- تعداد دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی:
2808 نفر
- تعداد طلبه های حوزه علمیه :
17 نفر
- تعداد کتابخانه های عمومی:
2 واحد
- امکانات تربیت بدنی:
1. 4 باب سالن سرپوشیده
2. 2 زمین چمن
3. 1 باب استخر روباز
4. 2 پیست اسکی که یکی متعلق به بخش خصوصی و دیگری دولتی می باشد.

وضعیت شهرستان از نظر کشاورزی
- میزان کل اراضی زیر کشت:
76174 هکتار
- میزان اراضی تحت اشغال باغات:
14553 هکتار
- میزان اراضی زیر کشت زراعی:
61621 هکتار
- میزان کل محصولات زراعی و باغی:
437100 تن
- محصولات عمده باغی شامل:
سیب (مقام اول استان)، هلو، گردو، بادام، انگور (مقام سوم استان)، زردآلو
- میزان محصولات تولیدی زراعی:
324000 تن
- محصولات عمده زراعی شامل:
گندم (مقام اول استان)، ذرت دانه ای (مقام سوم استان)، برنج، لوبیا، چغندرقند، کلزا، شلغم، جو، عدس، گوجه فرنگی
وضعیت شهرستان از نظر صنعت
- تعداد واحدهای صنعتی فعال:
× کارخانه فراسان
× کارخانه پولیمر
× کارخانه اخشان
× کارخانه سپیدان چوب
× کارخانه آرد سپیدان
× شرکت کشت و صنعت سپیدان
× مجتمع مرغ مادر سپیدان
× کارخانه لیموندیس
× کارخانه آب معدنی سپیدان
× آب معدنی منکو
× آران گستر
همچنین 40 واحد مزرعه پرورش ماهی نیز در شهرستان فعالیت دارند.

- تعداد شاغلین بخش صنعت:
حدود 6500 نفر
وضعیت شهرستان از نظر آمار شهدا، مفقودین، آزادگان و جانبازان

تعداد شهداء: 400 شهید
تعداد آزادگان: 576 نفر
تعداد جانبازان : 10 نفر

وضعیت شهرستان از نظر خدمات زیر بنایی

الف) راهها:

- طول راههای آسفالته و فرعی :
1446کیلومتر
- طول راههای در دست احداث:
170 کیلومتر
- طول راههای روستایی:
400 کیلومتر

ب) گاز:

- تعداد کل انشعابات گاز:
3224
- تعداد علمکهای منصوبه:
2616
- طول شبکه های گازرسانی:
70125 متر

- تعداد روستاهای برخوردار از گاز:
4 روستا

- تعداد شهرهای برخوردار از گاز:
1 شهر

ج) ارتباطات:

- تعداد مراکز تلفن شهری:
3 مرکز
- تعداد مراکز تلفن روستایی:
21 مرکز
- تعداد شماره تلفنهای ثابت منصوبه:
19059 خط
- تعداد شماره تلفنهای همراه فعال:
1153 خط

د) آب و برق:

- تعداد مشترکین برق :
21278 مشترک
- تعداد مشترکی آب آشامیدنی:
17184 مشترک
- تعداد مشترکین آب آشامیدنی شهری:
3914 مشترک
- تعداد مشترکین آب آشامیدنی روستایی:
13270 مشترک
- تعداد سدهای موجود با ذکر نام:
2 سد ششپیر و جورگ در حال مطالعه می باشند و تحقیقات احداث آنها شروع شده است.

ه) امور بهداشتی و درمانی:

- تعداد مراکز بهداشتی :
12 واحد
- تعداد خانه های بهداشت فعال:
58 واحد
- تعداد تختهای بیمارستانی:
96 تخت در بیمارستان جدیدالحداث شهر اردکان وجود دارد که هنوز همه تختها فعال نمی باشد.

و) جاذبه های گردشگری ومیراث فرهنگی:

1) بقعه سید نوالدین علوی
2) تل ملیان
3) تل بیضاء
4) تل زری
5) تل اسفیان
6) تل گاملی
7) تل آخوندی
8) تل حامی
9) تل آسیابی
10) تل شعبان
11) تل ولی بیگی
12) تل قاسمی
13) تل بابا صادقی
14) تل خندق
15) تل پهن
16) تل بی بی شاه خاتون
17) درخت چنار
18) تل دروازه
19) تل محمد یکه ور


- جاذبه های طیعی و تفرج گاهها:


شهرستان سپیدان به لحاظ موقعیت آب و هوایی دارای مکانهای تفریحی و طبیعی می باشد که عبارتند از:

1. آبشار مارگون
2. آبشار چیکون
3. سرمورد کهمر و قله برم فیروز و پیست اسکی و دهها چشمه و تفرجگاه دیگر در دهستان کمهر
4. چله گاه بزرگ
5. چله گاه کوچک
6. تنگ آب سرد
7. تنگ آلوند
8. چشمه های ترگاه و دشت مور، چشمه بهرغان در حومه شهر اردکان
9. تنگ تیزاب
10. تنگ براق
11. تنگ بغدادیان در دهستان خفری
12. چشمه و برم ششپیر
13. سراب کهکران
14. تنگ بهشت مکان
15. تنگ گمبیل
16. تنگ دلخان
17. تنگ جورگ
18. تنگ غوره دان
19. تنگ تورممو
20. چشمه حسین آباد
21. تنگ خرسان شهید آباد
22. چشمه هفتخوان
[ بیست و نهم مرداد 1389 ] [ 11:36 ] [ اطلس ایران وجهان ]
دربارهٔ گراش

گراش شهری است در جنوب استان فارس و در ۲۶۰ کیلومتری جنوب شرقی شیراز و ۲۱۰ کیلومتری شمال غربی بندرعباس قرار دارد. جمعیت این شهر بالغ بر ۴۹۰۰۰ نفر است.
گراش در ۲۷ درجه و ۳۹ دقیقه و ۳۵ ثانیه عرض شمالی و ۵۴ درجه و ۸ دقیقه و ۱۵ثانیه طول شرقی نصف النهار گرینویچ قرار دارد. شهر گراش در ۱۵ کیلومتری «لارستان» که شامل شهرها و روستاهای: «خور، براک، لطیفی، لار و بائن» در استان تاریخی فارس است. این شهر، که در ناحیه گرم و خشک بیابانی جای گرفته، از دریای آزاد ۹۱۵ متر ارتفاع دارد. مساحت دشت گراش بالغ بر ۳۰۰۰ هکتار می‌باشد، که حدود ۶۰۰ هکتار آن را بافت شهری و بقیه را نخلستان، باغها، مزارع کشاورزی و زمین های بایر تشکیل می‌دهد.

جغرافیای طبیعی

گراش را می‌توان از خشک‌ترین شهرهای ایران قلمداد کرد، کشاورزی در این منطقه وابستگی شدید به ریزش باران، در فصول پاییز و زمستان دارد و به علت خشونت آب و هوا، مردم در شرایط نامساعدی روزگار می‌گذرانند. سطح رطوبت بسیار پایین و دمای هوا از صفر تا ۴۲ درجه سانتی گراد متغیر است. همچنین یک دوره خشک از اردیبهشت تا آبان در منطقه وجود دارد. البته این دوره همیشگی نیست و گاهی اوقات در تیر و مرداد بارندگیهای اتفاقی که مدت چهل روز ادامه می‌یابد و به «چهل پسین» معروف است، شهر را از شادابی سرشار می‌سازد.
این شهر در میان ناهمواری‌هایی که ادامه رشته کوههای زاگرس می‌باشد، قرار گرفته، در سمت شمالی آن ارتفاعات سه گروه، کوه تنگ نرگس و گوه چاقو در قسمت شرقی و جنوب شرقی ارتفاعات بادامی، کوه سیاه، کوه بن بش و در جنوب غربی آن ارتفاعات معروف به دره زیتون به چشم می‌خورد.
گراش به علت کوههای مرتفعی که پیرامونش واقع شده، هیچ رابطه‌ای با اوضاع و احوال خلیج فارس ندارد. مهمترین عاملی که بر آب و هوای شهر تاثیر می‌نهد. بادهای خشکی است که از سوی صحرا و کویر عربستان می‌وزند و کمترین بخار آب ممکن را به ارمغان می‌آورند.
فراوانی روزهای آفتابی، کمی بارندگی، جمعیت اندک، دامپروری پراکنده. دورافتادگی و بطور کلی محرومیت آب و هوایی مردم را به ذخیره‌سازی آب واداشته است . بدین ترتیب برکه‌های گوناگون در منطقه پدید آمده ‌است. برکه‌هایی که چون تاولی بر پوست کشیده صحرا روییده‌اند و نشان از ناسازگاری آسمان با زمین دارند. برکه‌ها مخزن همیشگی آبند که سقفی گنبدین بر فرازشان قرار گرفته است. نحوه ساخت این مخزن ها نبوغ خاص مردمان منطقه را آشکار می‌سازد. این آب‌انبار ها در جهت رفع نیازهای حیاتی منطقه در دل زمین حفر شده‌اند و با وجود تعداد زیادشان همگی از یگ شیوهٔ‌ هماهنگ پیروی می‌کنند؛ یک حوض یا گودال عمیق (دایره‌ای یا مستطیلی) و یک سقف گنبدی شکل که از کنار هم قرارگرفتن دایره‌وار آجر یا خشت، پدید آمده ‌است.

گراش یعنی چه؟

این نام که به گونه‌های مختلف تغییر پیدا کرده است ودر گذشته‌های دور تحت عنوان «گریش» از آن سخن به میان آمد، با صورتهای دیگر زبانی نیز در آمیخته است. گریش، جریش، گراش و جراش، در حقیقت حالت تطور یافتهٔ «گرشه» (geresha) است. و گرشه به رگه‌هایی از سنگهای سست آهکی می‌گویند که طبقه مانند بر روی هم قرار می‌گیرند. بنابر این با توجه به رگه‌هایی که هم اینک نیز در«کلات» قابل دیدن است، نام‌گزاری بدین اسم قابل توجیه می‌نماید. این شهر با دو محله بزرگی که محله‌های کوچکتر را در خود جای داده، در دو سوی شهر گراش گسترده شده است: محله بله لئز (برق روز) و ناساگ.

اماکن دیدنی گراش:

قلعهٔ گراش (همایون دژ)


این قلعه که در حال حاضر، فقط مخروبه‌های آن باقی است. بر روی تل بزرگی به ارتفاع ۱۰۷۰ متری، از سطح دریا، بنام «کلات» قرار دارد که شهر گرداگرد آن، توسعه یافته است.
این قلعه نظامی، یکی از نقاط مهم منطقه بوده که ساخت آن،‌ مربوط به دوره‌های مختلف تاریخی بوده است و در زمان حکومت فتحعلیخان گراشی، بیگلربیگی لارستان و بنادر (متوفی ۱۳۱۲ ه‍. ق) در درگیری خان گراش با قشون دولتی، تخریب شده است.
مصالح بکار رفته در این قلعه شامل: سنگ، ملاط گچ، ملاط ساروج و کاشی است. قسمت پایین این قلعه که فضای وسیعی را شامل می‌شود، با حاری کوتاه، جهت سنگر گیری و دفع مهاجمان، محصور بوده است و در این قسمت نیز مخروبه‌های تعدادی آب آنبار به چشم می‌خورد. توصیف این قلعه، در کتب و سفرنامه‌های سیاحتگران نیزآمده است که نمونه‌هایی از آن، در قسمت تاریچه گراش ذکر شد.
علأالدوله در تاریخ لارستان می‌نویسد:
این قطعه، دارای سه قلعه فوق هم بوده که قلعه‌اول محل سکونت مردم قریه گراش بوده و قلعه دوم، محل تفنگچیان و مستحفظین قلعه و قلعه سوم آن محل سکونت حاکم گراش و خانواده‌اش بوده است این قلعه دارای (هشتاد) آب‌انبار، مسجد، حمام، عمارت عالیه، مأمن و پناهگاه مردم لارستان بوده که در زمان رضاشاه، آن قلعه خراب گردیده است.
قلعه شامل : چند باب خانه، مسجد، حمام- در قسمت غربی نارنج قلعه با کاشی‌های لاجوردی لوزی شکل به ابعاد ۱×۹ و ۲×۹ سانتيمتر، زندان و چندین آب‌انبار ساروجی است. در سمت شمالی قطعه خانه‌ای بزرگ که به حاکم وقت تعلق داشته و به نارنج قلعه موسوم بوده با دو برج دیده بانی در قسمت شمالیو اطاقهای آینه کاری درقسمت شرقی بنا وجود داشته در سمت جنوبی قطعه، بالای در ورودی، برجی بنام «برج بارگاه» نیز وجود داشته.

بئر گال (تپه گال)

تپه‌ای است، سنگی با خاکی قرمز رنگ که اکنون در سمت جنوب غربی شهر واقع است و اطراف آن را نخلستان‌ها پوشش می‌دهند. آثار وبناهای برجای مانده از گذشته، در اطراف این تپه، نشان دهنده وجود آبادی و سکونت مردمانی است که به احتمال قوی، ساکنان اولیه گراش بوده‌اند. امتداد آثار و بنا‌های برجای مانده از دو سوی این تپه در جهت جنوب غربی تا ابتدای دشت بالا و در جهت جنوب شرقی تا محله فخی (fakhi). ادامه دارد و دست ساخته‌های سنگی و سفالی با قدمت بیش از چهارصد سال که در این نواحی پیدا شده است، خود گویای وجود زندگی متفاوت با زندگی مردم گراش در قرنهای اخیر است و بنا بر اقوال، ساکنان این آبادی‌ها، از پیروان آیین زردتشتی یا به اصطلاح امروزی مردم گراش- گاور(گبرها) بوده‌اند که باگذشت زمان به هندوستان و کشورهای حوزه خلیج فارس، مهاجرت کرده‌اند.

سد تنگ‌آب (تگ آو)

این سد که در تنگه‌ای به همین نام در جهت جنوب غربی هر گراش واقع در کوه سیاه در زیر قله‌ای بنام «بن مرک bon-e-morok» قرار دارد و مربوط به دوره ساسانی است مه در دوره صفویه بازسازی شده و سه پشتبند جهت جالو گیری از تخریب آن ساخته شده است. مصالح بکار رفته در سد و پشتند آن از سنگ و ساروج بوده و جوی آبی از همان جنس، جهت آبیاری مزارع، از کنار سد تا دشتی موسوم به دشت بالا (دشت برا dasht-e-bara) کشیده شده است که در مسیر این جوی تا دهانه‌‌های تنگه دو استخر ساروجی نیز احداث گردیده است. هم اکنون، پشت این سد، به طور کامل با روسوب پرگردیده و در روی آن درخت‌های کنار بزرگی مشاهده می‌شود. این بنا، در شمار آثار ملی است که از تابستان (۱۳۸۰) به ثبت رسیده است.

برکه اسدالله

این آب‌انبار، در سال (۱۲۸۶ ه‍ ق.) به همت حاج اسدالله فرزند دهباشی کربلائی، علیرشا گراشی ساخته شده است و پس از برکه کل (berka-e-kal) (گنج البحر) بزرگتراین آب‌انبار گراش است این آب‌انبار داری شش دهنه و دو مجرای ورودی و یک مجرای خورجی آب است که ساخت مخزن و طاق مجرهای ورودی و خروجی از سنگ و ملاط ساروج استفاده شده، و در دیوار بدنه (شاوره)، طاق دهنه‌ها و سردرها سنگ و ملاط گچ بکار رفته است که در بعضی از سردرها با گچ تزیینات مقرنس کار شده است. طاق دهنه‌ها و سردرها، به شکل تیره‌دار است و طاق مجر‌های ورودی و خروجی آب که سطح پایین تر از سایر دهنه‌ها و اندازه آنها نیز کوجچکتر است به شکل هلالی ساخته شده است که دو مجرای ورودی در سمت شمالی و دو مجرای خروجی در سمت جنوبی تعبیه گردیده است.
سقف آب‌انبار، به شکل گنبد عظیمی است که بر روی آن بامصالح سنگ، ملاط گچ و اندود ساروج، گرفته شده استو سنگ پله‌های پاکله (pakona) آن در بدنه شرقی تا انتهای مخزن ادامه دارد. در بالای طاق یکی از سردرها سنگ اوحی نصب گردیده و ابیاتی که شخص بانی سروده بر روی آن حک شده است:
این بنا از تابستان (۱۳۸۰)، از سوی میراث فرهنگی، در شمار آثار ملی به ثبت رسیده است.

برکه کده‌بان

آب‌انبار به احاظ شکل و مخزن سقف آن، متفاوت با آب‌انبار‌های دیگر منطقه است. آب‌انبارهایی از این نوع که در گراش. انگشت شمار است به برکه گبری موسوم بوده بنا بر اقوال، دارای قدمتی بیش از اب انبارهای دیره‌ای شکل است. این آب‌انباردر منطقه‌ای بنام (چارلسی charlessi) (چهار ردیفی) در محله برق روز بله لئز (bela lez) واقع است مخزن آن مستطیلی و گوش‌های آن قوس دار است و سقف آن، از داخل بصورت طاق و بیرون، بصورت مسطح ساخته شده است. قابل توجه است که چرا آب‌انبارهایی از این نوع، دارای پله ‌نمی‌باشد. دو دهانه‌‌‌های اصلی آن که مانند اغلب آب‌انبارهای طویل در سمت شرقی و غربی، قرار دارد، به اندازهپهنا و در عرض آب‌انبارها بوده و دو دهانه‌دیگر که در طول آب‌انبار ساخته شده، کوچکتر از دهانه‌‌‌های اصلی که در جهت شمالی و جنوبی قرار دارد. این دهانه‌‌ها که مجرای ورود و خروج آب است، کمی پایین تر از دهانه‌ اصلی واقع شده است.
فاصله دهانه‌ جنوبی از طاق غربی ۱۴ متر و فاصله دهانه‌ شمالی از طاق غربی ۶ متر است. مصالح بکار رفته در مخرن شامل: سنگ، ملاط ساروج و در دهنه‌ها و سقف آب‌انبار از سنگ‌ و گچ ساخته شده است.

چاه زیت (زیتون)

این چاه در تنگه‌ای بنام «خاگ زیت khag-e-zite» در جهت شمال غربی گراش واقع است که گفته می‌شود در گذشته‌های دور در این منطقه، باغ‌های زیتون وجود داشته است که نامگذاری این چاه به «زیت یا زیتون» به همین علت است این چاه توسط حاج ذکریا و جاج زینل عظیما (متوفی ۱۳۲۷ ه‌ق.) ترمیم شده او مورد استفاده قرار گرفت.
دهانه‌ چاه که به شکل مربع و به ضلع یک متر و عمق آن حدود ۳۰ متر است دارای دیواره سنگ چین امتداد دارد. این پچاه گبری است و قدمت آن مشخص نیست.

مسجد آخوند

یکی از قدیمی‌ترین مساجد بجامانده در گراش واقع در محله ناساگ (nasag) است که توسط شیخ عبدالحسین و برادرش شیخ محمد باقر، بنا شده است. این مسجد دارای دو سنگ لوح: یکی مربوط به بنای مسجد که سال ساخت این بنا، با توجه به تاریخ ذکر درنوشته ۱۰۴۵ ه‍.ق) توسط حاج زینا آخوند و پسرش ابراهیم انجام شده است. سالن این بنا، دارای طاق‌های تیزه دارای است که بر روی چهارستون حمال در چهار بر آن قرار گرفته است و در چهار ظلع سالن طاق نماهایی در مقابل هر کدام از طاق‌هاساخته شده است. شبستان مسجد نیز دارای چهارستون دایره‌ای شکل با طاق‌های هلالی در جهت شرقی، غربیو سقفی هلالی شکل است و حیا آن دارای کلی نا منظم در جهت شرق بنا ساخته شده است، این بنا شامل:سالن اصلی، حیاط و شبستان است.

بقعه شیخ عبدالله

این مکان که از بزرگترین بقاع متبرکه گراش محسوب می‌شود، در مرکز شهر قرار دارد که بنا بر اقوال (قدمگاه شیخ عبدالله انصاری) است.
اولین گنبدی که برای این بقه ساخته شده است، گنبدی به شکل هرم هشت وجهی با کاشی‌های سبز رنگ بوده است که توسط فتح علی خان گراش و بیگلر بیگی لارستان و بنادر (متوفی ۱۳۱۲ ه‍.ق.) احداث شده است و به علت فرسودگی در دهه (۱۱۳۰ ه‍.ش) توسط ا... قلی خان مقتدری، گنبدی به شکل هرم چهار وجهی با کاشی‌های آبی رنگ، بر روی این بقعه تجدید بنا گردید؛ همچنین ضریح چوبی آن به همت قهرمان خان اقتداری ساخته شد. در سال ۱۳۷۴ (ه‍.ش) بنای قبلی آن به طور کامل تخریب شد و نمای گنبدی کاشی کاری شده و نمای آجری به همت حاج ابراهیم بازسازی شد.

حسینیه سنگ‌آوی

این بنا به همت حاج اسدالله فرزند دهباشی کربلایی، علیرضا گراشی در سال (۱۲۸۲ه‍. ق) بنا شده است. علت نامگذاری این حسینیه به «سنگ آوی» این است که ظرف سنگی بزرگی به شکل [u] در زیر طاقی با تزئینات مقرنس ظرف در کنار درب ورودی، ساخته شده قرار دارد که به منظور نگهداری از این ظرف، در سقف طاق، سوراخی تعبیه شده است که از طریق این سوراخ، آب باران از پشت بام حسینیه، به داخل این ظرف سرازیر می‌شود و از این ظرف در مناسبتهای مذهبی جهت تهیه شربت برای عموم استفاده می‌شده است.دربالای درب ورودی، سنگ نوشته‌ای نصب شده و ابیاتی که توسط خود بانی، سروده شده است، بر روی آن، حک گردیده است.
این بنا شمال: یک سالن روضه خوانی، یک ایوان بزرگ روبروی سالن، یک اشپزخانه، چند اطاق انباری، حیاط و حوض قدیمی است. لازم به ذکر است که این بنا، دارای دو بادگیر، در دو طرف شرقی و غربی ایوان بوده است.
اما در حال حاضر فقط قسمت‌های هدایت کننده باد به اما در حال حاضر فقط قسمت‌های هدایت کننده باد به طرف پایین سالم مانده است. سالن روضه خوانی آن، دارای نه در، به فواصل مساوی است که هفت درب آن رو به حیاط و دو درب دیگر، یکی در راهرو شرقی و دیگری در دالان ورودی باز می‌شود. بالای درب‌هایی که رو به حیاط باز می‌شود، پنجره‌های چوبی گره کاری شده و در فواصل بین پنجره‌ها طاق نماهایی به اندازه پنجره‌ها، ساخته شده است، در مقابل هر کدام از پنجره‌ها و طاق نماها و درپایین هر طاق نما، طاقچه‌ای تعبیه شده است.این سالن به ارتفاع حدود یک متر از سطح حیاط قرار دارد که پله‌هایی در جلو درب اول، وسط و آخر ساخته شده است. سقف آن، مانند خانه‌های قدیمی گراش با تیرهای چوبی بزرگ و کوچک تیرومئر (tir-o-mar) پوشانده شده است و ایوان آن، به ارتفاع حدود یک متر از سطح حیاط واقع شده و ورودی به ایوان از طریق پله‌هایی که در راهرو شرقی قرار دارد، میسر است.

برکه چهارتاخ

آب‌انباری است که به لحاظ داشتن چهار طاق در جلوی دهانه ‌شرقی آن، با دیگر آب آنبارهای گراش، تفاوت دارد. این آب انبار، در خارج از شهر، در نزدیکی صحرایی، موسوم به باغ موسی واقع است که به علت از بین رفتن سنگ لوج، بانی این باغ و همچنین سال ساخت آن به طور دقیق مشخص نیست. این آب‌انبار (برکه حاج حسن)، به همت شخصی بنام حاج حسن (برادر حاج اسد الله بانی آب‌انبارهای کشکول و کل) ساخته شده است که این آب‌انبار، دارای چهار دهنه شرقی، غربی، شمالی و جنوبی است و همچنین بر خوردار از دو مجرای ورودی آب، در کنار دهانه‌‌ٔ غربی و شمالی بوده که سنگ پله‌های آن در کنار دهانه‌ شرقی ساخته شده است. طاقهای دهنه‌ها، سردرها و همچنین چهار طاقی که طاق‌های آن، رو به چهار جهت اصلی قرار دارد و طاق غربی آن، که همان دهانه‌ آب‌انبار است. به شکل تیزه‌دار بوده و مصالح یکار رفته در طاق‌ها و همچنین دیوار بدنه (شاوره shavara) آب‌انبار، سنگ و ملاط گچ است و مصالح بکار رفته در مخرن و طاق‌های مجرا‌های ورودی و خورجی که به شکل تویزه ساخته شده است، از سنگ و ملاط ساروج، تشکیل گردیده است.

برکه کل (گنج البحر)

این آب‌انبار، یکی از عجیب‌ترین، باشکوه‌ترین و به احتمال زیاد، از بزرگترین آب‌انبارهای ساخته شده در ایران است. متاسفأنه هیچ نشانی از کتیبه یا نوشته‌ای بر ساختمان این بنای عجیب وجود ندارد و اگر در گذشته وجود داشته. اکنون به طور کامل نابود شده است...»
برکه کل در محله مصلا واقع شده و به همت حاج اسدالله فرزند دهباشی کربلایی، علیرضا گراشی و توسط استاد حسن شیرازی ساخته شده اسن که بنابر اقوال، تاریخ ساخت آن بعد از آب‌انبار کشکول، حدود سال (۱۲۹۰ه‍. ق) بوده و سقف گنبدی شکل و عظیم آن به علت تامشخصی پس از مدتی ریزش کرده است.
مخزن آن. همانند اکثر آب‌انبارهای موجود، دایره‌ای شکل بوده و مصالح بکار رفته در آن از ساروج است و این نکته قابل توجه است که برای آسانتر شدن آب کشی از آن، قطر ته آب‌انبار، به اندازه حدود یک متر بیشتر از قطر بالای آن شده است. دیوار بدنه (شاوره) که بر روی کف در گاه‌های ورودی، دارای قطر ۲۰.۱ متر و با افزایش ارتفاع و شروع قوس گنبدی به ۲ متر می‌رسد همچنین طاق‌های سردرها و دهنه‌های اب‌انبار که به شکل تیزه‌دار هستند، با مصالح سنگ و ملاط گچ ساخته شده است و فقط طاق‌های مجراهای ورودی و خروجی آن که مانند دیگر طاقها تیزه‌دار است از سنگ و ملاط ساروج تشکیل شده است و سنگ پله‌های این‌ آب انبار، در قسمت شمالی بدنه قرار دارد.
این بنا از تابستان (۱۳۸۰) از سوی میراث فرهنگی کشور در شمار آثار ملی به ثبت رسیده است.

هفت برکه

این هفت اب انبار که در اندازه‌های مختلف و زمانهای‌ متفاوت ساخته شده است. در فاصله‌کمی نسبت به هم قرار دارند و در مسیر رود خانه فصلی بنام بزئرد (bezerd) در محله ناسگ، واقع می‌باشد، از این هفت آب‌انبار، پنج حلقه ‌آن دارای سقف گنبدی شکل و دوحلقه دیگر بدون سقف است که بزرگترین و معرفترین آنها به برکه حاج ابوالحسن موسوم گردیده که مشخصات آن بشرح ذیل است.
بر طبق سنگ نوشته‌ای که در دهانه‌ شمالی شرقی نصب است این‌ آب‌انبار به همت حاج ابوالحسن، فرزندحاج حسن (بانی برکه چهار تاخ)، ساخته شده است خصوصیت منحصر به فرد آن، این است که در دیواره مخزن در سمت دهنه جنوب شرقی تا کف آب‌انبار و در سمت بقیه دهنه‌ها تا چهار ردیف، ادامه دارد. مخزن آن دایره‌ای شکل بوده، همچنین طاق‌های مجراهای ورودی و خورجی آب که در سمت غربی دهانه‌ شماره یک و چهارقرار دارد وکف آن، بر خلاف دیگر آب‌انبارها هم سطح دهانه‌‌ها و طاق‌هاآن، بصورت هلالی است. طاقها سردرها و دهنه‌ها به شکا تیزه دار ساخته شده که طاق‌های سر در شماره دو و پنج تزئینات مقرنس و سردرها از دیواره مرتفع‌تر بوده و مانند دیوار بدنه (شاوره)، از سنگ و ملاط گچ تشکیل شده است.
گنبد آب‌انبار با سنگ ملاط گچ ساخته شده و با ساروج اندود شده ‌است.

کنار زیارت

زیارتگاهی است. واقع ۱۳ کیلومتری غرب شهر گراش که بواسطه وجود درخت کنار (سدر) کهنسالی به قطر حدودی سه متر که در مجاورت آن، بقعه‌ای ساخته شده مورد احترام وتقدیس مردم قرار گرفته است. درپیرامون آن، خانه‌ها و اتاقک‌هایی جهت اسکان زوار و همچنین کسانی که برای تفریح، به این مکان مراجعه می‌کنند. ساخته شده است.
این بقعه که در سمت شرقی کنار قرار دارد، دارای گنبدی کوچک با کاشی های لاجوردی است. بقعه، توسط درب کوچکی در سمت شرقی بحیاط بنا راه دارد. این بنا شامل: حیاط و یک اتاق در ضلع جنوبی بقعه است.

کارونسرای برمیر

این کاروانسرا در غرب شهر گراش در مسیر جاده کاروان‌رو گراش- لامرد واقع شده است. با توجه به معماری بنا، ساخت آن، متعلق به دروه‌ قاجاریه است.نام این کاروانسرا به دلیل مجاورت با برکه میر به کاروانسرای بر میر مشهور شده است. مصالح ساخت کاروانسرا شامل: سنگو ملاط کچ است. ایوان (سردر ورودی) بنا، در سمت شمال واقع شده است. ضلع جنوبی و ضلع شمالی فاقد ساخت و ساز بوده و تنها به وسیله یک دیوار محصور شده است. ساخت و ساز کاروانسرادر ضلع شرقی و غربی آن است. دیوارهای خارجی بنا، دارای پشتیبان‌هایی است که خطر ریزش بنا جلوگیری می‌کند. این پشتیبانها در بدنه شمالی و جنوبی و غربی دو عددی و در بدنه شرقی سه تایی است.
در بدنه شرقی، فضای مرکزی آن دارای طاق و تویزه است که یک ورودی آن را به دو اتاق تو درتو با پوشش گنبدی شکل متصل می‌سازد. در بخش جنوبی آن نیز یک فضای مرکب از فضای گنبد دار که پشت آن فضا با پوشش طاق و تویزه ساخته شده است. این تغییر ات در این بناً به دلیل نوع کابردی فضا‌ها بوده است. قسمت غربی کاروانسرا، پوشش یکستانی دارد به نحوی که فضای مرکزی دارای پوشش گنبدی شکل بوده و در دو طرف آن، در شمال و جنوب دو اتاق گنبددار، ساخته شده است. دو اتاق مجاور اناق مرکزی دو در ورودی جهت دسترسی به حیاط کاروانسرادارند. طاقهای ورودی‌ها به صورت تیزه‌دار است قطر دیواره‌های بنا ۵۰ سانتیمتر و فقط دیوار بیرونی ضلع شرقی ۸۰ سانتیمتر است.
این بنا، از تابستان ۱۳۸۰ جز اثار ملی به شمار می‌آیدو به ثبت میزاث فرهنگی کشور رسیده است.

مسجد جامع (جمعه)

این مسجد در محله (پاقلعه) واقع است که بعلت نداشتن سنگ لوح، تاریخ ساخت و بانی آن، مشخص نیست، ولی بنابر اقوال، این مسجد که در زمان حکمرانی دهباشی کربلایی، علیرضا گراش کلانتر و ضابط بیشتر نواحی لارستان (متوفی ۱۲۷۹ هجری قمری در سن ۱۱۸ سالگی) فرسوده شده بود، به همت وی به طور کامل تخریب و به شکل امروزی آن ساخته شد که در این مدت، یکبار توسط حجت الاسلام و المسلمین آقای سید حبیب الله، سید افقهی (روحانی محل) و بادیگر و باردیگر نیز توسط حاج حسین رضا زاده (نواده‌های دهباشی و متولی کنونی مسجد جامع) تعمیرات و تغییرات جزئی بر روی آن صورت گرفته است. این بنا شاما: یک حیاط، سالن اصلی، شبستان، حیاط خلوت چند اتاق انباری و حوضخانه است. سالن بنا اداری سیزده ستون وچهار پنجره سنگی مشبک، در سمت محراب است و سقف آن با طاق‌های تیزه‌دار شرقی و غربی در قسمت جلوی سالن و طاق‌های شمالی و جنوبی، در قسمت‌های عقب قرار گرفته است. در سه ضلع بنا نیز طاق‌ نماهایی به همان اندازه ساخته شده، و در ضلع غربی آن به تعداد طاق‌ها، درهای بزرگی که رو به حیاط باز می‌شود، در نظر گرفته شده است.
حیاط حوضخانه و اتاقهای‌انباری در جلو ساختمان و در سمت غربی بنا واقع شده است و حیاط خلوت که به بیرون از ساختمان نیز راه می‌یابد، در سمت شمالی آن، قرار دارد.

خانهٔ فضل‌الله‌خان شکوه‌زاده

این خانه، که در محله بازار، در مرکز شهر، قرار دارد دارای سبک معماری قاجاری است همانند دیگر خانه‌های شهر دارای ساخت و ساز در چهار جهت حیاط بوده و وجود یک ارسی آیینه کاری شده، در ضلع جنوبی آن، این بنا را از دیگر خانه‌ها، متمایز ساخته است.
سرتاسر این ارسی با آینه‌هایی به رنگ‌های سفید، سبر، آبی نارنجی و قرمز که به شکل گلو بته، پرنده و اشکال هندسی بوده تزیین شده است.
این ارسی دارای هشت درچوبی معرق کاری شده با چوب،فلز و صدف است، به شکل گل وبته. که در ضلع شمالی ارسی، دو در رو به حیاط، در دو طرف در اصلی وجود دارد که در ضلع شرقی و غربی هر کدام از این درها یک در است که به کفش کن راه دارد. ودر ضلع جنوبی، دارای چهار دراست که به اتاق پشت آن باز می‌شود. در دو طرف درهای ضلع شرقی و غربی، دو طاقچه با طاق هلالی شکل تعبیه شده و بالای هر کدام از درها و طاقچه‌ها در چهر ضلع اتاق، طاق نمایی چهار گوش ساخته شده است. در اصلی بزرگ و چوبی رو به حیاط این ارسی، ساختی گره چینی داشته و دارای پنجره‌های کشویی با شیشه‌های رنگا رنگ بوده که رو به بالا باز می‌شده است، و در حال حاضر جای خود را به درب آهنی بزرگی داده است. سقف ارسی، به وسیله تیره‌های چوبی و ملاط گچ گرفته شده است.


حسینیه اعظم

این حسینیه که در سالهای اخیر ساخته شده است بعلت عظمت و شکوه خاصی که از لحاظ معماری اسلامی در آن به چشم می‌خورد مورد توجه مسافران و توریستا قرار گرفته است. این بنا که از آغاز ساخت آن تا کنون دوبار بازسازی، تغییر شکل و همچنین گسترش یافته است، شامل: دوسالن مردانه و زنانه، حیاط، وضوخانه زنانه و مردانه، سقاخانه، آشپزخانه، اطاقهای وباغچه‌های در دو سوی دالان ورودی بوده و در گوشه‌شمال غربی بنا پاسازی با کاربرد تجاری ساخته شده است.
وسعت و بدون ستون بودن سالن‌ها، کاشی کاری نمای بیرونی، منازه‌ها و همچنین درهای معرق کاری شده این حسنیه از مشخصات بارزی است که به زبیایی و شکوه آن افزوده است.

مجتمع علوم پزشکی امام جعفر صادق(ع)

مجتمع علوم پزشکی امام جعفر صادق(ع)گراش، در قسمت شمالی شهر واقع است.
کلنگ این مجتمع، در سال (۱۳۶۸) ه‍. ‌ش توسط وزیر بهداشت و در مان وقت (جناب آقای دکتر ملک زاده) به زمین زده شد مجتمع ذکر شده که زیر نظر دانشگاه علوم پزشکی شیراز است، در زمینی به مساحت ۱۲۰ هکتار محصور شده است.
مساحت زیر بنای آن ۵۰ هزار متر مربع شامل :
کلاس‌های آموزش، ساختمان اداری، ازمایشگاه، خوابگاه خواهران، و برداران، مسجد، سالن غذا خوری، اشپزخانه، انبارو...است. همچنین این مجتمع شامل ۴۰ هکتار فضای سبز و محوطه خیابان است که منابع این مقدار فضای سبز از اب چاه و آب باران تأمین می‌شود. لازم به ذکر است که آب باران از کوه مشرف به مجتمع سه استخر بزرگ آب با گنجایش بیش از ۱۲۰ هزار متر مکعب هدایت و جمع آوری می‌شود. گفتنی است که که کلیه‌ی‌ هزینهساخت این مجتمع بزرگ توسط خیرین شهر تأمین می‌شود.

بیمارستان امیر‌المومنین علی (ع)

بیمارستان ۱۱۰ تخت خوابی امیرالمومنین علی (ع) گراش، که در سال (۱۳۶۸) با حضور وزیر بهداشت و درمان وقت (جناب آقای دکتر ملک زاده) افتتاح شد دارای زمین به مساحت ۱۵۰ هزار متر مربع زیربنایی حدود ۳۰ هزار متر مربع است، که شامل ساختمان بیمارستان، درمانگاه، خانه‌های مس***********، قسمت اداری و موتور خانه است که بخش درمانی آن، از بخش‌های داخلی، اطفال، زنان جراحی، گوش و حلق و بینی، چشم پزشکی، جراحی مغز و اعصابو ارولوژی، روان پزشکی، آی سی‌یو، سی سی‌یو، زایشگاه، آزمایشگاه، رادیو لوژی، آتاق عمل و اورژانس می‌باشد.
به غیر از مرکز استان بیمارستان گراش، تنها مرکزی است که دارای بخش‌ آی سی‌یو، سی‌تی اسکن و جراحی مغز و اعصاب است و به این علت، مرکز ارجاعی بیماران تصادفی است همچنین این بیمارستان دارای امکانات و تجهیزاتی به شرح ذیل است:
سونوگرافی، لکوکاردیوگرافی،تست ورزش، اندوسکوپی، ارتوپدی بیومتری وفیکو.
این بیمارستان، با داشتن ۷۰ واحد مس*********** و فضای سبز، در حدود ۹۰ هزار متر مربع و زمین ورزش، محیط آرامی را برای سکونت پزشکان و پرسنل غیر بومی فراهم آورده و تحت نظارت دانشگاه عاوم پزشکی شیراز، اداره می‌شود.
لازم به ذکر است که کلیه هزینه ساخت و تجهیزات این بیمارستان توسط خیرین این شهر، تامین شده است.
[ بیست و نهم مرداد 1389 ] [ 11:35 ] [ اطلس ایران وجهان ]

لنگرود ، شهري است كه بين آبي خزر و استواري ليلا كوه ، مجنون وار نشسته است و خونگرمي شاليزارهايش ، با خونسردي باغهاي چايش ، به هم آميخته ؛ و ديدن چهرة مهربان و هميشه بهاري مردمانش ـ با آن نگاه‎هاي روشنشان ـ آرزوي تمام كساني است كه يكبار نان و نمكي از سفرة اخلاصشان خورده باشند . لنگرود ، شهر شمخالهاي آويخته ، تورهاي مندرس صميمي ، باغهاي پرتقال ، رنگارنگی لباسهاي روستايي ، عطر بلال و پونه و ... مردمانِ شور و عشق و ايثار است . مقبرة دوازده امام زادة به شهادت رسيده ، بر بلنداي ملاطش ، ريشه داري « تشيع » را درخاك پاك قلبهاي مردمش ، نمايانگر مي‎كند و آفتاب ، به ياد شهيدانش هر غروب ، خون مي گريد لنگرود شهر ابريشم و شعر و رنج است . پروانه ها بر تبسم گلهايش پيله مي كنند و شعور ، در مقابل شعرش ، به زانو در مي آيد و « برنج » آينة رنج ساليان طولانيِ لبخند پينه بر دستانشان است . شهرستان لنگرود يکي از شهرهاي زيبای استان گیلان می باشد. اين شهر دارای فرزانگان، دانشمندان، شعرا و شهدای زیادی بوده  و آثار تاریخی فراوانی دارد که نشان از قدمت و اهمیت این شهر ساحلی است،به همین دلیل از قديم الايام مورد توجه گردشگران داخلي و خارجي بوده است. ما براي آشنايي مقدماتي با تاريخچه تلخ و شيرين اين شهر و شناخت بزرگان و دانشمندان آن طراحي اين سايت را شروع کرديم و سعي در جهت معرفي شخصيت ها و مکان هاي تفريحي ، گردشگري و فرهنگي آن نموديم تا مورد رضايت شما عزيزان قرار گيرد.لنگرود شهری زیبا در شمال ایران با مردمی با فرهنگ نام لنگرود برای نخستین بار در سال 512 هـ. ق در متون تاریخی ذکر شده است. این سال مصادف با مرگ سلطان محمد پسر ملک شاه آلب ارسلان است. در دوره صفویان، خصوصاً در دوره سلطنت شاه عباس اول، شهر لنگرود مرکز حوادث مهمی بوده است. فرار احمد خان حاکم لاهیجان از لنگرود و دستگیری اعضای خانواده وی توسط کیا فریدون حاکم گیلان و تحویل آنها به شاه عباس، از جمله رویدادهای مهم این دوره شهر است. نادر برای سرکوب تاتارهای شرق مازندران و توسعه تجارت و دستیابی به دریا، لنگرود را برای ایجاد پایگاه دریایی و کارخانه کشتی‌سازی انتخاب کرد و در توسعه آن کوشید. در زمان قاجار نیز لنگرود مورد توجه قرار گرفت. این شهر، امروزه یکی از مناطق مهم استان گیلان است و در میان شهرهای شرق گیلان از موقعیت جالب توجهی برخوردار است
درباره لنگرود
شهرستان لنگرود با وسعتی حدود 900 کیلومترمربع در ناحیه شرق گیلان قرار گرفته است و فاصله آن با مرکز استان 60 کیلومتر است. لنگرود از شمال به دریای خزر، از جنوب و غرب به لاهیجان و از شرق به رودسر منتهی می‌گردد. لنگرود دارای قدمت تاریخی زیادی است و نام آن حدود 900 سال قبل (512 هجری قمری) در کتب تاریخی آمده است. بافت قومی مردم لنگرود گیلک و به زبان گیلکی با لهجه بیه پس تکلم می‌کنند. از نوشته‌های تاریخی چنین استنباط می‌شود که زمین‌های اطراف لنگرود باتلاقی بوده و ساخت و ساز را دچار مشکل می‌نموده اما به مرور زمان و توسعه تجارت در گیلان، لنگرود هم رونق یافته و در زمینه‌های کشاورزی خصوصاً کشت کنف از شهرهای مهم محسوب گردیده، همچنین در زمینه صنعت دارای صنایع فلزی از جمله تفنگ سازی (شکاری) بوده که به علت مرغوبیت و کیفيت، خریدران زیادی داشته است. رابینو جهانگرد معروف درخصوص لنگرود چنین می‌نویسد: «کناره‌های رودخانه لنگرود زیباترین منظره‌ای است که من در ایران دیده ام». لنگرود دارای هشت محله به نام‌های فشکالی محله، سوتال محله، درب مسجد، کاسه‌گر محله، قصاب محله، گشته مردخال، انزلی محله و راه پشته است که هر یک دارای اعتبار خاصی است. بندر چمخاله که در شش کیلومتری لنگرود قراردارد از جاذبه‌های گردشگری است و همانند دیگر بنادر دارای فعالیت‌های تجاری بوده که در حال حاضر بسیار محدود است. طبیعت مناسب سبب گردیده مردم لنگرود به کارهای کشاورزی علاقه‌مند باشند. از محصولات عمده لنگرود می‌توان انواع برنج، چای، صیفی‌جات را نام برد. همچنین صید ماهی در این شهر رایج است. بازار هفتگی لنگرود در روزهای شنبه و چهارشنبه با استقبال فراوان برگزار می‌گردد  لنگرود با وسعتي حدود 900 كيلو متر مربع و جمعيتي بالغ بر 140000 نفر در فاصله 50 كيلو متري رشت , در دشت باز وسيعي واقع شده كه با دريا حدود 10 كيلو متر فاصله دارد . چمخاله يكي سواحل زيباي اين خطه محسوب مي شود كه در پانزده كيلومتري شهرستان لنگرود واقع شده و ساحل نيلگون و آرام آن استراحتگاه مسافران  بسياري  در فصل تابستان است

   .

شهرستان لنگرود با 441 کیلومتر مربع وسعت، دارای سه شهر به اسامی لنگرود، کومله، شلمان و یک بخش مرکزی است و بخش مرکزی از 6 دهستان 231 آبادی (شامل روستا و مزرعه). تشکیل شده است که عبارتند از:  1- چاف با 15 آبادی،2-دریاسربا 90 آبادی،3-دیوشل با 23 آبادی،4-کومله با 111 آبادی،5-گل سفیدبا 14 آبادی، 6-لات لیل با 57 آبادی.

 

 موقعیت جغرافیایی لنگرود

 لنگرود در طول 30ً و 10َ و 50َ  و عرض 11 و 37 جغرافیایی، در ارتفاع 21 متر از سطح دریای خزر قرار دارد. این شهرستان بر روی جلگه ای سرسبز و 10 کیلومتر با دریای خزر فاصله دارد و در قسمتهای جنوبی آن کوهپایه های جنوبی آن جنگلی دیده میشود.لنگرود که یکی از شهرهای مذهبی گیلان است. در فاصله 60 کیلومتری رشت (مرکز استان) واقع شده است و از طرف شمال و غرب به شهرستان لاهیجان،از طرف شرق به دریای خزر و از طرفی به شهرستان رودسر، و از طرف جنوب به شهر املش (از شهرهای رودسر) منتهی میگردد.

 لنگرود در 25 شهریور سال 1338 ه. ش از لاهیجان جدا شد و با روستاهای تابع به صورت شهرستان مستقلی درآمد.

 نامگذاری لنگرود

نام لنگرود برای اولین بار در سال 512 ه. ق ذکر گردیده یعنی سال مرگ سلطان محمد بن ملکشاه سلجوقی و آزاد شدن ((فرامرز بن مردانشاه لنگرودی)) از زندان. به دو دلیل این شهر را لنگرود گفته اند:

1- اینکه لنگرود در ابتدا لنگرگاه بوده است.

2-  لنگرود نام رودخانه ای است در جوار شهر که به دریای خزر می ریزد.

شاید نام رودخانه نیز به این سبب بوده است که کرجی ها می آمدند و در آن بارگیری می کردند.

جمعیت

در سال 1275 ه.ق /1230 ش.، یعنی حدود یک قرن و نیم پیش جمعیت این شهر دو هزار نفر بوده است. اما در سرشماری عمومی نفوس سال 1375 ه.ش چمعیت این شهرستان به 135922 نفر رسیده که از این تعداد 65973 نفر در شهر لنگرود زندگی می کنند.

نژاد،زبان، دین

 اهالی لنگرود دارای نژاد آریایی هستند و به زبان فارسی با گویش گیلکی سخن می گویند و دینشان اسلام، و شیعه اثنی عشری، و علاقه مند به خاندان پیامبر گرامی اسلام می باشند.

تقسیمات کشوری

شهرستان لنگرود با 441 کیلومتر مربع وسعت، دارای سه شهر به اسامی لنگرود، کومله، شلمان و یک بخش مرکزی است و بخش مرکزی از 6 دهستان 231 آبادی (شامل روستا و مزرعه). تشکیل شده است که عبارتند از:  1- چاف با 15 آبادی،2-دریاسربا 90 آبادی،3-دیوشل با 23 آبادی،4-کومله با 111 آبادی،5-گل سفیدبا 14 آبادی، 6-لات لیل با 57 آبادی.

جاذبه‌های گردشگری لنگرود
تالاب زیبا و طبیعی کیاکلایه با انواع پرندگان دریایی
بوستان تفریحی فجر که در قسمتی از تالاب ایجاد گردیده است
لیلاکوه خواستگاه دوستان طبیعت
مجتمع ساحلی با فضایی آرام و دلنشین در چمخاله
اماکن دیدنی لنگرود
پل خشتی لنگرود «خشته پل» يا «خشته پورد» معروف به پل «حاجی آقا پرد» که احتمالاً در ساخت این پل نقش موثری داشته است مربوط به دوره ایلخانیان است. این پل «راه پشته» را به مرکز شهر متصل می‌کند.
مسجد جامع لنگرود که تاریخ ساخت در مسجد مربوط به سال 1001 هجری قمری است.
بقعه آقا سید محمود (سفید آستانه) از سادات متدین منطقه واقع در بلوار لنگرود به رودسر.
بقعه آقا سید محمدتقی کوشالشاد از نوادگان امام موسی کاظم (ع) واقع در کوشالشاد لنگرود.
خانه منجم باشی حاکم لنگرود که رابینو باغ این خانه را بی‌نظیر توصیف نموده است.
خانه دریا بیگی که از شاهکارهای هنر دوران قاجاریه است.
قلعه دزدبن (دزبن) دز به معنای دژ و قلعه است.

مشاهیر لنگرود
میرزامحمدصادق منجم‌باشی لنگرودی
میرزا عبدالوهاب منجم‌باشی لنگرودی
میرزامهدی خان منجم‌باشی لنگرودی
اسحاق خان مشکوه‌السلطنه
دکتر محمدجعفر جعفری لنگرودی
محمود پاینده لنگرودی
دکتر ابراهیم‌زاده معبود
آیت الله العظمی سید مرتضی مرتضوی لنگرودی
دکترعلی جنابی
نجم الدین ابوالحمد
محمد علی لنگرودی (رانکوهی)

 

 

 

پل خشتی:

این پل روی رودخانه ای که لنگرود نام دارد و آب آن از یکی از نهرهای سفیدرود است،و از میان داخل شهر می گذرد، بناء شده است.طول این پل بالغ بر 37 متر است و عرض آن 5/4 متر و ارتفاع بلندترین نقطه پل از سطح رودخانه 70/9 سانتی متر است. که دو قسمت شهر فشکالی محله را به راه پشته متصل می سازد.این پل را شخصی به نام (حاجی آقا پرد) ساخته و بنابر روایتی پل مزبور در محل پل قدیمی بدستور حاجی آقا بزرگ منجم باشی، در زمان سلطنت فتحعلی شاه، ساخته شده است.و در کتاب (دارالمرز ولایت ،گیلان،رابینو) در مورد این پل چنین آمده است:

پل خشتی لنگرود،پلی که با آجر و ساروج ساخته شده و دارای دو دهانه فراخ برای عبور کشتی است،37 متر طول و12 متر ارتفاع دارد و مربوط به دوران صفویه است،گو آنکه بعضی به عهد تیموری نسبت می دهند ولی سندی در این باره در دست نیست.

 منزل قدیم منجم باشی:

این خانه که در فشکالی محله لنگرود است،یکی از آثار قدیمی و تاریخی لنگرود به شمار می رود.خانه منجم باشی در فشکالی محله و جنب سبزه میدان لنگرود از املاک این خاندان است که تا امروز باقی مانده و در اصل شامل بیرونی ،اندرونی،خلوت خانه،مسجد،حمام و اصطبل بوده است.

گورستان وادی لنگرود ویا مزار شهداء:

این قبرستان یکی از آثار تاریخی و قدیمی این شهرستان است که سابقه تاریخی آن به سال 1306 ه.ش منتهی می شود.وسعت این وادی بالغ بر 20 هزار متر مریع (2 هکتار) است.و بالغ بر 40 هزار نفر مومنین و مومنات،و نیز جمع کثیری از علما و بزرگان لنگرود در این وادی مدفونند.

منزل دریابیگی در لنگرود

 

باغ معروف منجم باشی

یکی دیگر از آثار دیدنی لنگرود باغ معروف منجم یاشی لنگرودی در روستای دیوشل بوده است.وی در این دهکده کاخی ساخته و طرح باغی ریخته بود و بنای این کاخ را از افتخارات خود می دانست.

مجتمع جهانگردی چاف-چمخاله:

یکی از آثاری که اخیرا بنا گردیده و از آثار دیدنی لنگرود به شمار میرود،مجتمع جهانگردی چاف چمخاله است این بنا که در 15 کیلومتری شهر لنگرود و در کنار رودخانه ای که مسیر آبش به طرف دریا است،قرار دارد.اراضی محدود این مجتمع 110 هکتار است که در مرحله اول احرای ساختمانی آن در 40 هکتار متر مربع بوده که جمعا 22000 متر مربع وسعت زیر بنای آن بوده و یک میلیون متر مربع نیز فضای محوطه سازی شده دارد.این مجتمع دارای 41 دستگاه ویلا،30 مهمانخانه،2 بلوک آپارتمانی، و همچنین دارای یک ساختمان اداری و یک سینما و تأسیساتی ورزشی مانند استخر شنا و یک درمانگاه استو از آبانماه سال 1261 در اختیار سپاه گیلان است و اخیراً سپاه مجدداً آن را در اختیار سازمان جهانگردی قرار داده است.

پل خشتی قدیمی نالکیاشر:

یکی از آثار باستانی،قدیمی و دیدنی در شهرستان لنگرود است که قدمتش به حدود دوره صفویه می رسد.این پل خشتی که در مسیر روستای لیالستان از روستاهای لاهیجان،به نالکیاشر است،از ابنیه قدیمی محسوب می شود.که به طرز جالب و زیبای دیدنی ساخته شده است.

معرفی مساجد لنگرود

مسجد یکی از نمودهای مکتب اسلام به شمار می رود که برای نخستین با سنگ بنای آن را پیامبر عظیم الشان اسلام حضرت رسول اکرم (ص) در مدینه منوره بنیان نهاد،تا جایگاهی برای راز و نیاز و تعظیم در پیشگاه حضرت حق جل سبحانه،و مدرسه علم و ادب، و کانون وحدتی میام مسلمین و محل پناهگاه دردمندان و مستمندان گردد.

 

مسجد جامع

از مساجد زیبا و پر جمعیت این شهر است،این مسجد که در وسط شه واقع شده ار آثار قدیمی است که چندین مرتبه تجدید بنا گردیده و سابقا در کنار مسجد،حوزه علمیه نیز بوده و در زمان رژیم منفور پهلوی از بین رفته.این مسجد محل تجمع و میعادگاه عاشقان الله است،و مراسم مختلف در این مسجد برقرار می گردد.

مسجد حاجی علی(معروف به مسجد بازار)

این مسجد که در وسط بازار و نزدیک به میدان اصلی شهر واقع شده.دارای دو مناره است.

مسجد امینی (معروف به مسجد شهداء)

این مسجد از مساجد قدیمی شهر است که در وسط شهر نزدیک به میدان اصلی (میدان انقلاب) واقع است.در این مسجد تصاویر مربوط به تمامی شهدای لنگرود نصب شده که جلوه ای خاص به این مسجد داده است.

 مسجد حقیقت جو

این مسجد در سرراه جاده لنگرود به چمخاله واقع استو توسط شخصی بنام حاجی محمد حقیقت جو در سال 1348 ه.ش ساخنه شده است. این مسجد دارای گنبد و دو مناره زیبا می باشد.

مسجد کاسه گر محله (کاسگر محله)

از مساجد قدیمی شهر که چند بار تجدید بنا گردید،و صاحب کتاب (از آستارا تا استارباد) در 30 سال پیش از این مسجد نام می برد و می نویسد که:(این مسجد قدمت قدیمی دارد خصوصا درهای مسجد،که مربوط به سال 1290 ه.ش می شود.

مسجد انزلی محله (معروف به مسجد اشکوری)

از مساحد بسیار قدیمی شهر،که حضرت آیه الله سید موسی اشکوری،25 سال در این مسجد اقامه جماعت می کرده این مسجد در کنار رودخانه و بر سرراه،راه پشته به انزلی محله واقع شده است.

مسجد گلشن جنب حوزه علمیه

از مساجد قدیمی شهر،که در کنار حوزه علمیه صاحب الزمانی لنگرود،در محله راه پشته واقع است و از مساجد قدیمی شهر است.

 

واز دیگر مساجد این شهر که می توان نام برد عبارتند از:مسجد امام حسن مجتبی(ع) واقع در جاده چمخاله،مسجد چالکیاسر،مسجد قصاب محله،مسجد آسیدعبدالله،مسجد آسید حسن کیا،مسجد کیاکلایه،مسجد ابوالفضل (ع) در انزلی محله،مسجد صاحب الزمانی واقع در آنسرمحله،مسجد مهدویه در انزلی محله،مسجد ابوالفضل (ع) مختص به ترکهای مقیم لنگرود در انزلی محله.

 بر حسب آمار به دست آمده در شهرستان لنگرود حدود 145 مسجد وجود دارد.

 

 

معرفی امامزادگان و توصیف بقاع در لنگرود

بقعه متبرکه (آقاسید حسین کیا)

این بقعه که راسته ماهی فروشان و در جنب سماک کوچه در فشکالی محله لنگرود است،دارای عظمت و احترامی است که عاشقان اهل بیت عموما،برای زیارت وعتبه بوسی به این مکان می آیند.(آقا سید حسین کیا)از فرزندان سید علی کیا و از ابنای امام موسی کاظم (ع) می باشد.حرم بقعه (آسید حسین) دارای دو گنبد مدور است که گرداگرد گنبد از داخل آن با ابیاتی از محتشم کاشانی وبا کلمات (یا اباعبدلله الحسین ادرکنی) و بسم الله الرحمن الرحیم)با خط نستعلیق به زیور طبع آراسته شده است.

بقعه دوازده تن از سلسله کیائی در روستای ملاط

این بقعه که در روستای ملاط لنگرود در 5 کیلومتری این شهر واقع شده،دوازده قبر مزبور در دو ردیف در این بقعه قرار دارد.در یی از قبرهای ردیف غربی دو تن پهلوی یکدیگر دفن شده اند،و در هر یک از مابقی قبرها یک تن آرمیده اند و منظره جالب توجهی دارد.مجموع افرادی که در این بقعه آرمیده اند به دوازده نفر می رسدو به همین مناسبت این بقعه را (دوازده تن ) می گویند.

بقعه سید ابراهیم و میر ابوالحسن در کومله

بنای اصلی بقعه به درازی ده متر و پهنای 5/5 متر است.و ایوانی دارد به پهنای 5/2 متر است.قبر این دو بزرگوار در وسط بنا به درازی 2 متر و پهنای یک متر و هفتاد سانت است،در سال 1344 ه.ش یکبار این بناء را نوسازی کرده اند و قبرستان قدیمی عمومی در اطراف بقعه بود که امروزه سنگ و اثری ندارد.

بقعه آقا سید محمد رکج محله لنگرود

این بقعه متبرکه در یک محوطه بازی نزدیک مزار شهدا (وادی لنگرود)قرار دارد.که در حیاط بقعه درختان سربه فلک کشیده است که نشان از استقامت و استواری دارد.

بقعه آسید خلیل واقع در اول راه پشته لنگرود

این بقعه متبرکه که در مسیر راه پشته و نزدیک به پل بتونی قرار دارد،بنای این بقعه در حال مرمت و باز سازی می باشد که با وجود گذشت بیش از چندین سال متاسفانه به همان شکل ناقص و نیمه کاره مانده است.در حیاط بقعه در مسیر خیابان درختان آزاد بلندی دیده می شود که دارای قدمت زیادی می باشد.بقعه دارای (علم) و هیئتی است و در ایام شهادت سرور شهیدان اباعبدلله الحسین (ع) در ماه محرم مراسم با شکوهی دارند.

بقعه آقا سید محمد معروف به سفید آستانه لنگرود

این بقعه شریف در محله کیاکلایه در مسیر جاده لنگرود به رودسر قراردارد.بقعه دارای ضریحی بسیار زیبا و گنبد مدور که اخیرا بازسازی شده،و چند نفر کار تولیت و خدامی را در این بنای مزبور انجام میدهند.درب ورودی بقعه در قسمت شمالی است،منای مذکور در وسط بلوار شهر است که یکی از آثار دیدنی و از مناظر جالب و مورد توجه افراد و مسافران این مسیر می باشد.

بقعه های دیگر شهرستان لنگرود عبارت است :

1)بقعه آقاسید عبدالله واقع در محله آسید عبدلله لنگرود.

2)بقعه بی بی زینب واقع در اول جاده جمخاله لنگرود.

3)بقعه آقا سید محمد واقع در کلیدبدلنگرود.

4)بقعه آقا سید محمد واقع در سبز میدان لنگرود.

5)بقعه آقا سید علی کیا واقع در آنسرمحله لنگرود.

6)بقعه آقا سیدرضا واقع در چالکیاسر لنگرود.

7)بقعه آقا سید علی کیا واقع در روستای قلضی محله.

8)بقعه آقا سید خلیل واقع در عطاکوه (اتکوه).

9)بقعه آقا سید غفور واقع در شلمان.

10)بقعه آقاسید خرم کیا واقع در روستای لوکلایه  وتالش محله

11) بقعه آقاسید احمد/ جليل/وخانم هوري واقع در روستای تالش محله

مجموعا در شهرستان لنگرود 41 بقاع متبرکه وجود دارد.متأسفانه بعد از گذشت دو دهه از عمر انقلاب اسلامی که زمان نشر وبسط فرهنگ اسلام ناب محمدی (ص) است،هیچ توجه و تبلیغی نسبت به این امامزادگان صورت نگرفته و اینان همچنان گمنام و به صورت پراکنده در مرز و بوم کشورمان مانده اند

 

 

اطلاعات

تالاب کیاکلایه یکی از غنی‌ترین تالابهای گیلان از لحاض تنوع گونه‌های حیاتی بوده که متاسفانه بدلیل عدم توجه متصدیان امر (شهرداری و اداره منابع طبیعی)رو به نابودی است


محمدعلی لنگرودی (رانکوهی) فیلسوف عصر صفوی و استاد مدارس علمی اصفهان است

لیلاکوه

لیلاکوه کوهی است در نزدیکی شهر لنگرود در استان گیلان در شمال ایران.

دامنه‌های این کوه امروزه تبدیل به قطب قهوه‌خانه‌ای گیلان شده است.

آغازی از یک قطعه شعر گیلکی در وصف لیلاکوه:

تی سینه سر وءده بهشته روزگار لیله کوه یا ته بیده چوده بهشته روزگار لیله کوه
یاد او وختون خوب و خوش گرمه روزان که رسه نوبری بازارده بولوش


جاذبه‌های گردشگری لنگرود
تالاب زیبا و طبیعی کیاکلایه با انواع پرندگان دریایی
بوستان تفریحی فجر که در قسمتی از تالاب ایجاد گردیده است
لیلاکوه خواستگاه دوستان طبیعت
مجتمع ساحلی با فضایی آرام و دلنشین در چمخاله
اماکن دیدنی لنگرود
پل خشتی لنگرود «خشته پل» يا «خشته پورد» معروف به پل «حاجی آقا پرد» که احتمالاً در ساخت این پل نقش موثری داشته است مربوط به دوره ایلخانیان است. این پل «راه پشته» را به مرکز شهر متصل می‌کند.
مسجد جامع لنگرود که تاریخ ساخت در مسجد مربوط به سال 1001 هجری قمری است.
بقعه آقا سید محمود (سفید آستانه) از سادات متدین منطقه واقع در بلوار لنگرود به رودسر.
بقعه آقا سید محمدتقی کوشالشاد از نوادگان امام موسی کاظم (ع) واقع در کوشالشاد لنگرود.
خانه منجم باشی حاکم لنگرود که رابینو باغ این خانه را بی‌نظیر توصیف نموده است.
خانه دریا بیگی که از شاهکارهای هنر دوران قاجاریه است.
قلعه دزدبن (دزبن) دز به معنای دژ و قلعه است.

مشاهیر لنگرود
میرزامحمدصادق منجم‌باشی لنگرودی
میرزا عبدالوهاب منجم‌باشی لنگرودی
میرزامهدی خان منجم‌باشی لنگرودی
اسحاق خان مشکوه‌السلطنه
دکتر محمدجعفر جعفری لنگرودی
محمود پاینده لنگرودی
دکتر ابراهیم‌زاده معبود
آیت الله العظمی سید مرتضی مرتضوی لنگرودی
دکترعلی جنابی
نجم الدین ابوالحمد
محمد علی لنگرودی (رانکوهی)

[ بیست و نهم مرداد 1389 ] [ 11:31 ] [ اطلس ایران وجهان ]
ایوانکی شهری است کوچک با جمعیتی حدود 15000نفر در 55 کیلومتری شرق تهران. که از شمال با شهرهای دماوند ، آبسرد و از جنوب با کویر و از شرق با گرمسار و از غرب با پاکدشت و تهران همسایه است .این شهر محل رویارویی دو دنیای متفاوت است . در 25 کیلومتری این شهر جاده سر سبز فیروزکوه قرار دارد و در 5 کیلومتری جنوب شهر ، دشت کویر یکی از مخوف ترین بیابان های جهان با تپه های ماسه روان و شن و بادهایی که روز روشن را تار می کنند . جاده مشهور سنگفرش کویر از حوالی ایوانکی آغاز می شود و تا قلب کویر را می یابد . قدمت این جاده به 400 تا 600 سال پیش می رسد . می توان گفت که قدیمی ترین جاده جهان است . جاده به این معنی که زیر سازی داشته باشد و تاسیسات میان راهی .دیر زمانی این شهر مکانی نسبتاً مهم بوده است.این شهر کوچک سابقه ی 5000 ساله ی تاریخی دارد و در حدود 3500 سال پیش مرز میان دو دولت مهم آن دوره یعنی پارت (Part) و قمس (Qomes) بوده است .در کتابهای رومی و یونانی نام ایوانکی امروزی را شاراکس(CHARAX)نوشته اند.همچنین به دربند خزر و دروازه دریای خزر هم معروف بوده.این شهر تاریخی در زمان حکومت کیانیان بنا به گفته اشخاص همچنین بعضی متون تاریخی پایتخت ایران بوده است.اکنون آثاری از گذشته های دور در این شهر وجود دارند که به آنها توجهی نمیشود,مانند کاروانسرای شاه عباس,قلعه ماری( که نام محلی آن رباط ماری است)و... با وجود آنکه این شهر مدتی دور از دیدهای اقتصادی و اجتماعی قرار گرفته بود اما اکنون دوباره رونق اقتصادی و اجتماعی خود را باز یافته است.به زودی شهرکی 100.000 نفری با همین نام ایوانکی در بخش شمال شرقی ایوانکی ساخته خواهد شد. مردم این شهر بسیار با فرهنگ بوده و علت این امر نیز گذشته پر سابقه این مردم و همچنین نزدیک بودن آن به پایتخت است. وجود شهرکهای صنعتی بسیار گسترده موجب گسترش این شهر گردیده. طی 2 سال گذشته 4 دانشگاه در این شهر تاسیس شده است. طی امار گرفته شده دانش اموزان این شهر دارای ضریب هوشی بالایی هستند. این شهر دارای تنوع محصولات کشاورزی زیادی می باشد که مهترین آنها خربزه و انار است . دارای آب و هوای سرد و خشک در زمستان و گرم در تابستان می باشد  و حدودا در ارتفاع ۱۲۰۰ متری از سطح دریا می باشد . از محدود شهرهای است که در آن ۳ شهرک صنعتی دایر است این شهر از چند صد سال پیش تا به امروز در مسیر تاریخی  جاده ابریشم بوده است و دارای معدنهای زیادی از جمله نمک - گچ -می باشد
[ بیست و نهم مرداد 1389 ] [ 11:27 ] [ اطلس ایران وجهان ]

شهر جدید گلبهار در 35 کیلومتری شمال غربی مشهد در محور مشهد-قوچان واقع شده و وسعت اراضی محدوده شهری حدود 4000هکتار می باشد که این شهر از جنوب به سلسله جبال بینالود و از شمال به دامنه کوههای هزار مسجد و رودخانه کشفرود ختم میشود.

 


این شهر همچون تمامی شهرهای جدید کشور بر پایه مصوبات قانونی و برنامه ریزی و طراحی از پش اندیشیده شده و نظام مند و منطبق بر آخرین استانداردها و ارزشهای شهرسازی احداث میشود.
بر این اساس طرح جامع گلبهار برای جمعیت 200هزار نفر و قابل توسعه تا 400هزار نفر در تاریخ 7/4/72 به عنوان اولین مصوبه طرح جامع شهر های جدید به تصویب شورای عالی شهرسازی ایران رسید.که اگر بخواهیم به سابقه و علل چگونگی ایجاد شهر جدید گلبهار اشاره نمائیم می بایست به این مطالب نیز اشاره نمود.
مطالعات شهر جدید گلبهار در اجرای سیایت ایجاد مراکز اقماری اسکان جمعیت برای شهرهای بزرگ کشور از سال 1366 در دستور کار قرار گرفت.
ایجاد شهر های جدید در مدار شهرهای بزرگ به منظور کنترل توسعه پیوسته این شهرها و هدایت اسکان جمعیت در محدوده اطراف آنها (منططقه شهری)وجلوگیری از نابودی اراضی کشاورزی اطراف شهرها و اسکان بی رویه جمعیت یکی از سیاستهای مهم وزارت مسکن به شمار می اید.
بر اساس مطالعات طرح توسعه و عمران شهر و نفوذ مشهد که الگوی توسعه آن در سال69 به تصویب رسیده،جمعیت این شهر در 25 سال آینده به 5.8 میلیون نفر خواهد رسید که اسکان این جمعیت در محدوده بافت پیوسته این شهر مقدور نمی باشد.لذاپیش بینی شده است که 1.5 میلیون نفر از این جمعیت در 3 شهر اقماری در اطراف مشهد اسکان یابند.
بر این اساس مطالعات مکان یابی در 3 ناحیه در فاصله40 تا 60 کیلومتری شهر مشهد جهت استقرار شهرهای جدید تعیین شد.
ناحیه اول:محور قوچان در شمال غربی شهر مشهد
ناحیه دوم:محور مشهد به نیشابور
ناحیه سوم:محور مشهد به سرخس
که شهرجدید گلبهار به عنوان اولین شهر جدید تصویب و در محور مشهد به قوچان قرار گرفته است.

اهداف ایجاد شهر:
اهداف اصلی شهر با توجه به مطالعات پیش نیازها در قالب دو هدف زیر تعیین گردیده اند:
الف) ایجاد مرکزیتی به منظور جذب و اسکان بخشی از سرریز جمعیتی مشهد و منطقه شهری
ب) ایجاد مرکزیتی به منظور ارائه خدمات عالی و تخصصی پشتیبانی کننده در منطقه


به منظور پاسخگویی به اهداف اصلی فوق هدف های تبعی زیر تدوین گشتند:

  • ایجاد فرصت های شغلی مناسب در ارتباط با رفع نیازهای جمعیت ساکن
  • ایجاد مراکز عالی خدمات و کارگاهی تخصصی شهری
  • جلوگیری از تخریب و کمک به اعاده و بهبود نسبی اکو سیستم های طبیعی منطقه


با توجه به اهداف فوق سیمای کلان شهر جدیدگلبهار بصورت زیر ترسیم گردید:
شهری با کیفیت مناسب محیطی،متکی بر خدمات عالی آموزش و پرورش و در برگیرنده خدمات مکفی شهری دارای نقش کمک کننده به شکوفایی ،قابلیت های منطقه ای که در مجموع به صورت قمری برای شهر مشهد عمل نموده در مقابل برطرف کننده بخشی از مشکلات آن خواهد بود.

[ بیست و نهم مرداد 1389 ] [ 11:26 ] [ اطلس ایران وجهان ]
آران و بیدگل

آران و بيدگل، چون گنجي آرميده بر کرانه كويري مركزي ايران داراي پيشينه ‎اي درخشان و تاريخي شكوهمند است. با آنكه طبيعت، قباي سبزش را از پهنه اين سامان به در افكنده است؛ طبيعت و سرشت مردمانش كه جوهره‎اخلاص و صداقت دارد ، سبزينه‎ي ديگر آفريده است. هرچند از رود خروشان در اين كوير تفتيده خبري نيست تا تشنه ‎كامان را سيراب سازد، ولي درياي صفا و محبت كويريان امواجي از احسان و نجابت را پيشكش مشتاقان مي‎كند. در سپهر گستره كوير، ستارگان درخشاني از صالحان و عالمان و انديشمندان، افق جانها را مالامال از نور و روشنايي كرده‎اند و هم آنان درس يكرنگي و صميميت را به كويرنشينان آموخته ‎اند.
آنچه درباره پيشينه آران و بيدگل مي‎توان گفت اين است كه پس از ويراني شهر باستاني سيلك (كه تمدن 7 هزار ساله دارد) در اثر حوادث و تحولات گوناگون آباديهاي كوچك به صورت قلعه و حصار پديد آمده که به منطقه وسيعي به نام «چهل حصاران» شهرت يافت و سپس هر يك از قلعه ها به مناسبتي نامگذاري شد.
اصل واژه «آران» از آرين و نام ديگر قوم آريا، به معناي جايگاه مقدس و مكان گرمسير و « بيدگل » تغيير يافته بي بي گل، ويگل و بي گل مي‎باشد.
زبان مردم اين شهر فارسي رايج اما داراي لهجه‎هاي متفاوتي است و زبان محلي آران و بيدگل در زمره زبانهاي پهلوي قديم به شمار مي‎رود.
بافت قديمي شهر آران و بيدگل نيز مانند ديگر شهرهاي قديمي ايران، داراي برج و... و حصاربندي معتبر و جدا از هم بوده است.
هر يك از اين دو منطقه چندين دروازه و محله داشته و هر يك از دروازه‎ها داراي دربهاي بزرگ و محكم بوده كه شبها بسته مي‎شده است. در سرتاسر ديوار و باروي شهر كه ارتفاع آن به 6متر مي‎رسيده چندين برج به ارتفاع 8 الي 9 متر قرار داشت كه اهالي به هنگام حمله دشمن از آنان به عنوان سد دفاعي استفاده مي‎كرده اند.
در مجاورت هر دروازه آب‎انبار و سقاخانه نيز وجود داشت.دروازه‎ها توسط گذرگاه هاي اصلي و فرعي و راسته‎ها به مركز محله ‎(كه مسجد، حسينيه، آب‎انبار در آن واقع بود) منتهي مي‎شد.
در هر خانه، يك يا چند خانوار كه اغلب فاميل و از بستگان همديگر بودند، به صورت انفرادي يا به شكل جمعي زندگي مي‎كردند و از امكانات مشترك بهره مي‎بردند.
آران و بیدگل، در نهضت 15خرداد 1342 و پس از آن در قيام 19 دي ‎ماه 1356 و سپس درجنگ تحميلي با نثار 720 شهید، رتبه نخست ایثار گری را در کشور از آن خود کرد و پس از سال های دفاع مقدس در حفظ و حراست از دست‎آوردهاي انقلاب و حضور فعال در انتخابات متعدد کارنامه درخشانی از فعالیتهای سیاسی اجتماعی از خودارایه نمود که به پاس این همه خدمات در مردادماه 1375 بر اساس مصوبه هيأت وزيران جمهوري اسلامي ايران، بخش آران از شهرستان كاشان جدا وبه عنوان شهرستان آران و بيدگل در تقسیمات کشوری شناخته شد.

خوانسار

خوانسار شهری است واقع در شمال‏غرب استان اصفهان. این شهر مرکز شهرستان خوانسار است.
خوانسار شهری است خوش آب و هوا در عرض جغرافیایی 33 درجه و 13 دقیقه شمالی و طول جغرافیایی 50 درجه و 19 دقیقه شرقی با ارتفاع 2250 متر بالاتراز سطح دریا و پوشش گیاهی متنوع که لاله‌های واژگون آن معروف هستند.
خوانسار در ناحيه اى نه چندان دور از كوير مركزى ايران در فاصله حدود ۱۵۰كيلومترى شمال‏غرب شهر اصفهان واقع شده است.
متوسط بیشترین دمای هوای خوانسار در گرمترین ماه تابستان به ۳۱درجه سانتی گراد میرسد و متوسط دمای شبانه روز در همین ماه بیست و چهار درجه سانتی گراد است. در زمستان سرمای آن دلنشین همراه با ریزش انبوه برف است.
گلستانکوه از مناطق دیدنی شهرستان خوانسار است که در اردیبهشت ماه بالاله های بسیار جلوه زیبایی می گیرد. گلستانكوه در مسير خوانسار به اصفهان در ۱۵كيلومترى شهر خوانسار واقع شده است.
از دیگر جاذبه های شهر خوانسار پارک سرچشمه است که با چشمه های زیبا که از دل کوه بیرون می ایند همه ساله تعداد زیادی گردشگر را به خود جذب می کند. يكي از شهرهاي مذهبي ايران با قدمت ديرينه مي باشد. از اماكن مذهبي اين شهر مي توان به شازده احمد و امامزاده سيد صالح اشاره كرد. اين شهرداراي محلات زيادي مي باشد كه از جمله وادشت، پایتخت، بيدهند، سونقان، چهار باغ و... مي باشد. 
 

خوانسار در ناحیه ای نه چندان دور از کویر مرکزی ایران، در فاصله ای حدود 150 کیلومتری شمال غرب شهر اصفهان واقع شده است. شهری زیبا، مصفا و یکی از زیباترین شهرهای مناطق مرکزی کشور. خوانسار به راستی شهری است در حصار کوهها، باغ شهری آرمیده در دامنه های زاگرس و شکل گرفته در مسیر  رودی که سرچشمه اناربار ( رود قم ) است.

فلاورجان

شهرستان فلاورجان(لنجان سفلي) با طول جغرافيايي30دقيقه و51 درجه وعرض جغرافيايي 34 دقيقه و 32درجه،با مساحت510 هكتار با مركزيت شهر فلاورجان مي باشد و ارتفاع از سطح دريا 1600متر است كه 443كيلومتر با تهران فاصله دارد.

بلوك لنجان بزرگترين بلوك اصفهان وبا بركت تر از همه آنها،لنجان و النجان است كه در خود محل به چهار ناحيه:ايدغميش- اشيان- اوشترگان و گركن تقسيم شده و هر يك از آنها دهات متعدد دارد.

لنجان در قديم دو شهر معتبر داشته،يكي فيروزان در لنجان سفلي و ديگر خان لنجان در لنجان عليا وناحيه اشيان تقريبا 18 فرسخ قنوات و ماديهاي پر آب دارد.برنجكاري اصفهان منحصر به اين بلوك بوده است.باغات بسيار واشجاري بي شمار از كبوده و غيره دارد. نواحي عمده آن عبارت است از؛ريز(زرين شهر)- قهدريجان(كدرگان نام قديمي آن است)- مباركه- كليشاد- درچه -دينان- ورنامخواست- سده- ديزي- فلاورجان- پيربكران(گركن شمالي)اشترگان(ايمانشهر) مي باشد.

مساحت:۵۱۰۰۰۰كيلومتر مربع

كد تلفن:۰۳۲۴۶

شهر فلاورجان، در 32 درجه و 33 دقيقه پهنای شمالی و 51 درجه و 31 دقيقه درازای خاوری نسبت به نيمروز گرينويچ قرار دارد. اين شهر از سوی شمال به روستای جلال آباد، ‌از جنوب به آبادی گارماسه، از باختر به روستای جوزدان، از خاور به زاينده رود و كوه سنگالو محدود است. اين شهرستان از سوی شمال به شهرستان خمينی شهر، از جنوب به شهرستان مباركه، از باختر به شهرستان های نجف آباد و لنجان وازخاوربه شهرستان اصفهان محدود است. اين شهرستان به گونه دشتی در كناره زاينده رود قرار گرفته و دارای بيشه زارهای پهناوری است. منابع آب آن، ‌رود زاينده رود، كاريز و چاه است. در فلاورجان هم چون ساير شهرستان های استان اصفهان قالی بافی رواج بسياری دارد. اين صنعت دستی زيبا که حاصل هنر سر پنجه های تلاشگر و هنرمند اهالی منطقه به ويژه زنان و دختران آن است، مهم ترين صنايع دستی اين شهرستان را تشكيل مي دهد. بيش تر قالی های توليدی در منطقه در کارگاه های خانگی بافته می شوند و توليدات آن سهم مهمی دراقتصاد خانواده و کل منطقه دارد. در اين شهرستان برای بافتن فرش ها از طرح های اصفهانی، نجف آبادی و نايينی استفاده می شود. فلاورجان در دشتی، در كنار زاينده رود قرار گرفته است و دارای بيشه‌زار های پهناور است. كوه گردولی در جنوب خاوری و كوه سنگالو در خاور اين شهر قرار دارند. رود زاينده رود از خاور فلاورجان می گذرد و جلوه ای زيبا به اين منطقه می بخشد. بناهای تاريخی اين منطقه نيز بر جذابيت های توريستی آن می افزايند مهم ترين فرآورده های كشاورزی فلاورجان گندم، برنج، صيفی، سبزی و. . است. مردم اين ديار به پرورش گوسفند، گاو، ‌بز، … و هم چنين مرغ داری و طيور نيز می پردازند. فلاورجان در دشتی، در كنار زاينده رود قرار گرفته است و دارای بيشه‌زار های پهناور است. كوه گردولی در جنوب خاوری و كوه سنگالو در خاور اين شهر قرار دارند. رود زاينده رود از خاور فلاورجان می گذرد و جلوه ای زيبا به اين منطقه می بخشد. بناهای تاريخی اين منطقه نيز بر جذابيت های توريستی آن می افزايند.

فِلاوَرجان شهری است درشهرستان فلاورجان استان اصفهان ایران. نام این شهر عربی‌شدهٔ واژه پل‌آورگان فارسی است. شهرستان فلاورجان دارای دو بخش مرکزی و گرگن شمالی است.شامل شهرهای فلاورجان ، قهدریجان ، ‏‏کلیشاد و سودرجان ‏‏‏‏و ابریشم و ایمانشهر می‌باشد. دارای روستاهایی مانند جوجیل و می‌‌باشد.

مبارکه

سابقه تاریخی نشان می دهد که سکونت گاههای منطقه در کنار حاشیه زاینده رود و حوالی رودخانه شور طی سالیان متمادی شکل گرفته اند. و اغلب این آبادیها جزو قدیمی ترین آبادیهای سنتی ایران محسوب می شود. در کتاب جغرافیائی اصفهان که در سال 1294 و حدود 126 سال قبل تالیف شده. در مورد توزیع آب اشاره نموده برداشت آب از زاینده رود اولش آخر بلوک اید غمیش لنجان است. لنجان 69 مادی دارد و قرایه شریک آن 181 قریه است و به قریه های اشترجان، دارجان، هرتامه، دیزی، وینی، بداغاباد، حسن آباد، مبارکه، درچه، کلماران، فیروز آباد، کوهیچه، ملک آباد و کلمکاران اشاره شده است که لااقل پیشه سکونت حدود 1300 سال را دارند.

برخی از سکونت گاههای منطقه قلعه ای شکل بوده و با بررسیهای انجام شده سابقه آن مربوط به دوره صفویه است. از برخی سنگ نوشتههای قبور و امامزادههای بر می آید که حتی سابقه شکل گیری آنهابه قرن دوم و سوم هجری هم باز می گردد. کتبیه تختگاه در دره شاه مربوط به آبادی بارچان حاکی از آنست که شاهان صفوی از منطقه برای شکار و اقامت استفاده می نموده و آبادی نهجیر ( دارای قلعه تاریخی ثبت شده ) قلعه میرزا زمان و حسن آباد قلعه بزی از جمله روستاهائی هستند که با توجه بیه کاربرد مصالح سنگی ساخت دیوارهای سنگی و تا اندازه ای خشکه چینی، طاق قوسی های بزرگ و کوچک در آنها طاق قوسی های بزرگ و کوچک در آنها تعلق آنها به دوره صفویه را تأیید می نماید. بررسیها نشان می دهد که عوامل متعددی در پیدایش، شکل گیری و تکوین سکونتگاههای منطقه دخالت داشته اند از جمله:

 عوامل طبیعی و ویژگیهای جغرافیائی شامل:

 آب و مظاهر آب و هوا ( باد، باران، درجه حرارت ) به شرایط اقلیمی و محیط زیست شکل داده و زمین هموار و مسطح مجتمع های روستائی را به وجود آورده است. خاک مناسب، شرایط ویژه را برای استقرار جمعیت و فعالیت در محل های مناسب فراهم کرده و اراضی قابل کشت، نحوه تملک و امتیازات وابسته به مقدار زمین تحت تملک تأثیر بسزائی در شکل گیری سکونتها دارد.

 ترکیب خاک:

ترکیب خاک در برخی از امکانها، با توجه به منابعی که به شکل معدن در زیرخاک وجود دارد موجب شکل گیری بعضی از سکونتگاهها شده است از جمله مانند حوض ماهی، ده سرخ و...

 عوامل اجتماعی و فرهنگی:

عوامل جمعیتی تحت تاثیر موالید موجب افزایش تعداد خانه ها و حجیم شدن محل های سکونت شده و تا اندازه ای هم گروه های خویشاوندی شامل خانواده های گسترده و گروهی زمینه ایجاد مکان هائی را فراهم کرده است.

 وضع کشاورزی:

با توجه به اینکه در زمینه استقرار محل سکونت، نظام کشاورزی اهمیت زیادی دارد لذا مراحل مختلف رشد کشاورزی در الگوی استقرار جمعیت در مکان های منطقه است.

مجتمع صنعتی هفتم تیر، منطقه مسکونی و صنعتی مبارکه، مرکز مالک اشتر، مجموعه های مسکونی پلی اکریل و کارخانه قند، مجتمع مسکونی محمدیه و بالاخره شهرک علامه مجلسی از جمله نقاط مسکونی ایجاد شده جدید شهرستان هستند.

فریدونشهر

مساحت: ۱۲۲۳۶كيلومتر مربع

جمعيت: ۴۵۹۰۸

مسافت از مركز استان: ۱۵۵

كد تلفن: ۰۳۷۲۵۲۲

فريدون شهر، مركز شهرستان فريدون شهر، با پهنه ای حدود 3 كيلومتر مربع، در باختر استان اصفهان، در 32 درجه و 56 دقيقه و 15 ثانيه پهنای شمالی و 50 درجه و 7 دقيقه و 15 ثانيه درازای خاوری نسبت به نيمروز گرينويچ و بلندی 2 هزار و 530 متر از سطح دريا قرار دارد. اين شهرستان از شمال به شهرستان فريدن و استان لرستان، از خاور به شهرستان فريدن، از باختر به لرستان و از جنوب به استان چهار محال و بختياری محدود می باشد. شهر فريدون شهر را از شمال كوه برآفتاب، از باختر آبادی دربند، از خاور روستای خليل آباد ( شاه بلاغ ) و از جنوب آبادی برآسياب در برگرفته اند. شهرستان فريدون شهر که در غربی ترين نقطه استان اصفهان قرار دارد با استان لرستان و استان چهارمحال وبختياری هم مرز است. از اين رو گذرگاهی برای عشاير اين دو منطقه محسوب می شود. عشاير منطقه صنايع دستی زيبا و متنوعی توليد می کنند که بيش تر محلی بوده و جنبه خود مصرفی دارد. مهم ترين صنايع دستی اين شهرستان قالی بافی می باشد. علاوه بر آن گليم، شال و جوراب های پشمی نيز از هنرهای دستی توليدی منطقه به شمار می رود. قالی بافی در اين شهرستان از اهميت و ارزش بالايی برخوردار است و سهم مهمی در اقتصاد خانواده ها و کل منطقه دارد. بيش تر مردم منطقه به ويژه زنان و دختران اين شهرستان در کارگاه های خانگی به قالی بافی اشتغال دارند. بيش تر جنگل های طبيعی استان اصفهان در شهرستان های فريدون شهر و سميرم پراكنده شده‌اند و جلوه های زيبايی به اين مناطق‌ بخشيده اند. سنگ گورهای باستانی در روستای قهستان و آرامگاه های بزرگان دينی از جاذبه های تاريخی منطقه به شمار می آيند. فرآورده های كشاورزی اين شهرستان سيب زمينی، گندم ، جو، و ميوه است و فرآورده های دامی آن، گوشت، پوست و پشم است كه به شهر اصفهان صادر می شود. بيش تر جنگل های طبيعی استان اصفهان در شهرستان های فريدون شهر و سميرم پراكنده شده اند و جلوه های زيبايی به اين مناطق بخشيده اند. سنگ گورهای باستانی در روستای قهستان و آرامگاه های بزرگان دينی از جاذبه های تاريخی منطقه به شمار می آيند.
شهرستان فریدون‌شهر یکی از ۲۱شهرستان دراستان اصفهان ایران است. شهرستان فریدونشهر دارای یک بخش به نام بخش مرکزی و ۵ دهستان است. دو شهر تابعه این شهرستان عبارت‌اند از فریدون‌شهر و برف‌انبار.

موقیعت جغرافیایی

 این شهرستان با مساحت ۱/۲۲۳۶کیلومترمربع، درمیان استان‌های لرستان و چهارمحال وبختیاری واقع شده‌ است. فاصله آن تا اصفهان۱۵۵کیلومتر است.

ویژگیهای طبیعی

 فریدونشهر منطقه ای است کوهستانی و ارتفاعات آن عبارت‌انداز : قله شاهون و کوه کلوسه و کوه کمران. کوهستانی‌ترین منطقه شهرستان ناحیه پشتکوه موگویی است و بعد ناحیه چناررود می‌باشد. آب وهوای فریدونشهر معتدل کوهستانی است. پراکندگی باران و برف درطول سال دست کم ۸ماه و ذخیره برف آنها تاشروع بارندگی سال دیگر ادامه می‌یابد. رودخانه ها اغلب دربستری عمیق جریان یافته ‌است که آب آنها به هدر می‌رود و معمولاً به مصرف کشاورزی نمی‌رسد. پوشش گیاهی این ناحیه از استپ و چمنزار‌های کوهستانی است.

ویژگیهای انسانی

 درمدارک تاریخی و جغرافیایی، این ناحیه به نامپرنیکان معروف است که شامل فریدن و فریدونشهر می‌شود و در مزرعه قهستان سنگ قیرهای باستانی وجود دارد.
جمعیت این شهرستان بالغ بر ۴۵۹۰۸نفر می‌باشد.
این منطقه مرکز ییلاق عشایر چهارلنگ بختیاری است.
چهار گروه، بختیاری، گرجی، ترک و ارمنی از تیره‌های معروف این ناحیه می‌باشند و هرگروه به زبان قومی مخصوص به خود تکلم می‌کنند.
فریدونشهر حدود ۳۰۰سال پیش مرکز سکونت گرجی‌هایی شده ‌است که در زمان صفویان به این نواحی کوچانده شده بودند و امروزه بزرگ‌ترین شهر گرجی نشین ایران به شمار می‌رود.
شهر فریدونشهر با پهنه‌ای حدود پنج کیلومتر مربع در باختر استان اصفهان در ۳۲درجه و ۵۶دقیقه و ۱۵ثانیه پهنای شمالی و ۵۰درجه و۷دقیقه و ۱۵ثانیه درازای خاوری نسبت به نیمروز گرینویچ قرار دارد.
فریدونشهر منطقه‌ای است کوهستانی که بین دو رشته کوه از رشته کوههای زاگرس درست در محلی از قسمت اعظم راههای منطقه بختیاری به آن می‌پیوندد قرار گرفته و از دیرباز مرکز خرید و فروش عشایر ایلهای بختیاری بوده ‌است. منطقه‌ای بسیار خوش آب و هواست به طوری که بسیاری از کارمندان شرکت نفت درمنطقه خوزستان مدت ۵ماه از بهار و تابستان را در این منطقه می‌گذرانند و بعضی از آنها ساختمانهایی نیز احداث کرده‌اند. زمستانهای پربرف و تابستانهای دل انگیز دارد. اکثریت جمعیت آن گرجی‌تبار است و حدود صد در صداز گرجی‌تبارها به زبان گرجی تکلم می‌کنند.
فریدونشهر دارای شهرداری و بخشداری، پاسگاه ژاندامری، اداره جنگل بانی و کشاورزی، آمار، بانکهای صادرات، ملی، کشاورزی، پست و تلگراف و تلفن و اززمانهای خیلی پیش به علت موقعیت جغرافیایی دارای شیکه بی سیم و مراکزارتباطی دیگر بوده‌است. موقعیت جغرافیایی و شرایط طبیعی فریدونشهر ایجاب می‌کند که بیشتر کارها در این منطقه به صورت دسته جمعی انجام گیرد و جنبه تعاون داشته باشد زیرا مدت ۵ماه از سال بیشتر منطقه از برف پوشیده شده‌است و تا چند سال پیش خود فریدونشهر نیز مدت ۳تا ۴ماه بر اثر بارندگی ارتباطش با سایر نقاط قطع می‌شد. بر اثر گذشته زمان از تعددکارهای تعاونی کاسته می‌شود و این گونه کارها تغییر شکل و فرم داده جنبه انفرادی به خود می‌گیرد.

ویژگیهای اقتصادی

درزندگی اقتصادی فریدونشهر، سه نوع فعالیت عمده را می‌توان تشخیص داد:
 
کشاورزی، دامداری، صعنت و خدمات. ۸۰ درصد از اهالی به کشاورزی و دامداری اشتغال دارند. متاسفانه درسالهای اخیر این آمار کاهش یافته ‌است، زیرا به علل خاصی به شهرستانهای دیگر مهاجرت نموده‌اند. محصولات مهم، عبارتند ازسیب زمینی وغلات، فراورده‌های دامی گوشت، پوست و پشم که به اصفهان صادرمی‌شود. صنایع دستی آن قالیبافی است.
گرجیهای فریدن به دو شعبه شمالی و جنوبی تقسیم شدند شعبه شمالی به سوی دشت و شعبه جنوبی به سوی کوهستان رفتند دسته اول محل سکونت خود را تورلی و دسته دوم سرزمین خود را به یاد ناحیه‌ای معروف در گرجستان مارتقپی نامیدند.

 گلپایگان

گُلپایـِگان شهری در استان اصفهان ایران است. شهر گلپایگان مرکز بخش مرکزی شهرستان گلپایگان است. گلپايگان، يكي از شهرستانهاي استان اصفهان مي باشد كه از شمال به شهرستان محلات و خمين، از جنوب به شهرستان خوانسار، از شرق به ميمه و از غرب به شهرستان اليگودرز محدود مي باشد.

بر اساس آنچه كه از متون تاريخي مانند نزهت القلوب نوشته حمد ا... مستوفي بر مي آيد: گلپايگان 5225 سال بعد از هبوط آدم توسط هماي چهر آزاد، دختر بهمن كياني (بهمن دراز دست) پوراسفنديار رويين تن، كه به تخت پادشاهي جلوس كرده بود ساخته شد و از ابتدا اين شهر را به نام خود چهرآزادگان و يا گلبادگان ناميد.(حمدالله مستوفي، 1366، ص75) بر اساس شواهد باستان شناسي و بررسي ها انجام گرفته بر روي سنگ نبشته هاي تاريخي، سابقه سكونت انسان اوليه در دشت گلپايگان به حدود هفت هزار سال قبل مي رسد ولي شروع مدنيت را مي بايست هم زمان با اواسط حكومت سلسله هخامنشي دانست كه كاربري اين شهر به عنوان يك پادگان بزرگ تغيير يافت و حتي گروهي را اعتقاد بر اين است نام اوليه اين شهر گردپاذگان بوده است.(برهان قاطع،1361، ذيل گلپايگان)، گروهی دیگر نام اصلی آن راگَرپادگان به معنی کوهپایه می‌دانند. «گَر» در زبان پارسی میانه به معنای کوه است. (گریوه و گریبان هم از همین ریشه هستند).

به هرحال پس از حمله اعراب مسلمان گروهي از آنان در اطراف اين شهر ساكن شده و نام آن را معرب گردانيده ،جرفادقان ناميدند. در دوران بعد از اسلام علي الخصوص در دوران عباسيان گلپايگان از مناطق معتبر و آباد كشور بوده است، ولي اوج شكوفايي و آباداني آن در زمان حكومت سلجوقيان به خصوص محمد بن ملكشاه سلجوقي بوده كه آثار و ابنيه زيادي از جمله مناره و بازار و مسجد جامع را از خود باقي گذاشته است.

از آن پس به دنبال آشوب هاي اسماعيليه و فتنه مغول و يورشهاي تيمور اين شهر از اعتبار و رونق ساقط گشت و تنها در زمان اوزون حسن بود كه مجددا نامي از آن بر سر راه تجاري همدان به اصفهان به ميان مي آيد. آخرين دوران طلايي آن كه آثار و ابنيه تاريخي موجود، مبين رونق شهردر آنزمان مي باشد، مقارن با دوران حكومت شاه عباس كبير و امارت امامقليخان سردار بزرگ صفوي در گلپايگان مي باشد.

با شروع فتنه افغان گلپايگان كه مقر فرماندهي عليمردان خان بختياري و محل تجمع نيروهاي كمكي به اصفهان بود به شدت از طرف محمود افغان مورد انتقام جويي واقع گشت و نه تنها اكثر اهالي آن از دم تيغ گذشتند بلكه اغلب آثار و ابنيه و تاسيسات كشاورزي و قنوات آن هم تخريب گشت و ديگر هرگز اين شهر به اعتباري كه در گذشته داشت، دست نيافت. شهري كه بنا به گفته ظل السلطان زماني از حدود 200 الي 300 هزار نفر جمعيت برخوردار بود، هرچند كه به اين اظهار نظر بايد با ديده ترديد نگريست، در زمان حكمراني ظل السلطان به زحمت حدود 15 هزار نفر جمعيت ساكن را در خود جاي داده بود و نماي شهر به ويرانهاي بزرگ مي ماند. (اشراقي، 1383، ص157 به نقل از تاريخ مسعودي نوشته ظلالسلطان)

گلپايگان از طرف شمال به محلات و كمره (خمين) و از طرف مغرب به كوه هاي بختياري و اليگودرز و از طرف جنوب به خوانسار و كوههاي بختياري و از طرف مشرق به كوه شيخ احمد و كوه صالح محدود است. ارتفاع آن از سطح دريا 1818 متر است. (مبناي ارتفاع سطح متوسط آب خليج فارس در منطقه فاو كه مبناي مسطحات اروپائي مي باشد.) گلپايگان از مناطق نيمه صحرايي است و به علت نزديكي به كوير مركزي بارندگي آن كم و داراي زمستان هاي گرم مي باشد و هوايش متغير است. دشت گلپايگان، وسيع و آب آن از رودخانه و قنات و چشمه و منابع آب هاي زيرزميني تامين مي گردد.

بناي مناره آجري سلجوقي در زمره بلندترين مناره هاي قرن پنجم هجري قمري كه داراي دو در است و در درون آن پلكاني تعبيه شده است. قسمت هاي پايين و بالاي مناره مرمت گرديده و داراي كتيبه آجري است كه اين كتيبه به خط كوفي نوشته شده و فاقد تاريخ مي باشد و متن كتيبه آن از آ يات كلام الله مجيد است.اين مناره با قدمتي حدود 900سال در برابر عوامل طبيعي (زلزله، باد، باران، سرما و گرما) سرفراز برجاي مانده است و از جمله بلندترين مناره هاي ايران مي باشد. دو راه پله دارد كه بصورت دوراني با 64پله به بالاي مناره مي توان صعود كرد. اين مناره از زمان سلجوقيان مي باشد كه ساختمان آن را احتمالا با ساختمان مسجد جامع و بازار چهارسوق همزمان مي دانند. تا حدود چهل سال قبل، اطراف آن خرابه و چاله چوله بود كه مردم گاهي از آنجا خاك مي بردند و قطعه هاي ظروف سفالين شكسته نيز ديده مي شد و آن محل را چاله هاي پامناره مي گفتند. جاي خندقي هم بود كه يك قسمت آن را براي زمين ورزش صاف كرده بودند ولي اكنون فقط چند متري اطراف مناره را حصار نموده اند. گفته مي شود اين مناره براي راهنمايي كاروانيان بوده و بالاي آن چراغ نصب مي كرده اند و در جنوبي چهارسوق از جلوي مناره شروع مي شده است. فعلا خيابان، گودتر از سطح پاي مناره و بازار چهارسوق است. دوشير قبلا در محل پاشيرا نزديك مقبره باباعبدالله در كنار جاده قافله و ابتداي كوچه حكومتي بودند. ميدان پاشيرا نسبتا وسيع و دكه بازي و ورزش بچه هاي محل بود و براين شيرها كه وسيله سرگرمي بچه ها بود سوار مي شد ند وبازي مي كردند.بعد از خيابان كشي چون خيابان چند متري از جاده قافله فاصله پيدا كرد و زمين هاي اطراف پاشيرا را با قسمتي از جاده قديم به مالكين آن حدود دادند و ميدان پاشيرا را هم گودبرداري نمودند كه رختشوي خانه بسازند. شير هاي سنگي رابا تخته و گرده چوب و غلطك كه بوسيله دو گاو نر كشيده مي شد، تك تك به پاي مناره منتقل كردند. شيرهاي سنگي امروز در زير سايه مناره سلجوقي محبوس اند.

بناي سیداسادات كه مربوط به دوران قرن هشتم هجري است، داراي ايوان و غرفه هاي دو طبقه و گلدسته و گنبدي به بلندي 9 متر است. تزئينات سمت شمال شرقي و جنوب شرقي اين بقعه از نظر ظرافت كار شايان توجه مي باشد. درسال1354 شمسي يك خيابان جديد كنار اين امامزاده و ساختمان مسجد جامع احداث گرديده است. بنا به نوشته اشعاري كه برروي سنگ حك شده است و سنگ مزبور در طرف راست در ورودي بقعه مي باشد، سه تن از فرزندان حضرت امام موسي كاظم (ع) به نام هاي : امامزاده اسحاق،امامزاده منصور و امامزاده رضا در آنجا مدفون اند. قبر ديگري به نام امامزاده يحيي فرزند حضرت امام علي النقي (ع) مي باشد.اين بقعه مباركه در زمان سلطنت فتحعلي شاه قاجار توسط مردي محتشم به نام حاج ميرزا مهدي خان تعمير و مرمت گرديده است. بناي جامع گلپايگان از مساجد مهم تاريخي دوران سلجوقي است. اين مسجد داراي صحن و شبستان وسيع و گنبد بزرگ آجري مي باشد و متعلق به زمان محمد بن ملكشاه سلجوقي و از حيث نكات فني و ساختماني داراي امتيازات فراواني مي باشد. ازخصوصيات مسجد و گنبد آن دارا بودن كتيبه هاي آجري متعدد و تزئينات فراوان دوره سلجوقي است. در متن كوفي گنبد، نام محمد بن ملك شاه خوانده مي شود و اطراف محراب بزرگ زير گنبد در متن كتيبه اي نام باني آن بناي عظيم را، ابونصربن محمد بن ابراهيم آورده اند. همچنين بربدنه هاي مختلف شبستان نام بزرگان دين و جملات مذهبي را به خط كوفي آجري نوشته اند. در زمان فتحعلي شاه قاجار شبستان هاي ساده طرفين گنبد و بناهاي شرقي و غربي مسجد را احداث نموده و بر ساختمان هاي گنبد عهد سلجوقي افزوده ا ند. ساختمان گنبد عهد سلجوقي متعلق به اوايل قرن ششم هجري قمري است. بناي بقعه هفده تن از ابنيه قرن 11 هجري قمري است.درزمان شاه عباس اول صفوي كه بر طبق كتيبه سر در آن در سال 1032 هجري قمري ساخته شده است. بر روي بناي هشت گوش بقعه گنبد، كاشي كاري باشكوهي قرار گرفته است كه از لحاظ ساختماني و تزئين كاشيكاري بسيار جالب و زيباست. كتيبه منظوم ا رسي مفصلي در توصيف شاه عباس اول صفوي در اين بنا به يادگار مانده و حاكي از احداث اين بقعه بوسيله امام قلي خان سردار معروف آن زمان است. طبق شجره نامه موجود در اداره اوقاف و هفده تن افرادي كه در اين محل مدفون اند عبارتند از: امام زاده ابو الحسن فرزند امام حسن مجتبي (ع)، سلطان اسماعيل فرزند امام جعفر صادق (ع)، صالح و قاسم فرزندان جعفربن علي (ع)، عباس و حسين فرزندان حضرت موسي بن جعفر(ع)، شهربانو و حليمه و صفورا دختران حضرت حضرت موسي بن جعفر (ع) ، علي اكبربن علي بن حسين (ع)، محمد بن محسن بن علي بن حسين(ع)، محمود و محسن و عبدالله بن يحيي بن امام موسي الكاظم (ع)، موسي و مظفر فرزندان جعفر طيار، اسحق فرزند ا براهيم كه مشخص نيست ابراهيم مزبور به كدام امام منتسب است. بقعه ناصر بن علي بن ابي طالب(ع) درقسمت شرقي هفده تن و در فاصله چند متري آن است. در مورد شهادت اين بزرگوار شايعاتي وجود دارد كه از سنگدلي قاتلين او دارد و مي گويند كساني كه او راشهيد كرده اند، از ايادي خليفه عباسي بوده اند و در نهايت بي رحمي اورا زنده لاي جرز ديوار گذاشته و شهيد كرده اند. اين بقعه نيز توسط امام قلي خان سردار لايق دربار صفويه ساخته شده كه بعدا تعمير گرديده است. از جمله كارهاي دستي هنر منبت كاري مي باشدكه از زمان هاي گذشته در اين شهر اساتيد معروفي داشته است. منبت كاران، انواع نقش هاي جالب را بانيش قلم منبت بر روي چوب گلابي و گردو و امثال آن در مي آورند و با تلفيق برش سطحي جوش ها و گره هاي چوب سنجد و برخي چوب هاي جنگلي كه برسطح كار مي چسبانند، وسائل تزئيني جالبي مي سازند. انواع قاب عكس و ظروف و جعبه هاي منبت كه هنرمندان مي سازند وسايل تزئيني و دكوراسيون و فروشگاه هاي هنري راتشكيل مي دهد. در گلپايگان و حومه مخصوصا حوزه جلگه بيش ازپنج شش هزار كارگاه براي قالي بافي دستي به نام ديواري و دار زميني وجود دارد. انواع قالي نخ فرنگ و فرش هاي معمولي درابعاد مختلف تو دري و نيم و دو ذرعي و شش ذرعي و نه ذرعي و دوازده ذرعي و سرانداز و پنج چاركي مي بافند. نوعي از فرش گلپايگان به نام ويس و ياوري با پشم گوسفند و رنگ دندانه و نخ مرغوب و بافت خاص داراي استقامت فوق العاده مي باشد.

تاريخچه شهرستان گلپايگان

براساس آنچه در متون تاريخي مثل نزهت القلوب نوشته حمدالله مستوفي و جغرافياي تاريخي شهرهاي ايران آمده است قدمت گلپايگان به 5 قرن بعد ازهبوط آدم مي‌رسد. گويند اين شهر را اولين بار هماي چهر آزاد دختر بهمن كياني بنا كرد و بنام خويش چهر آزادگان يا گلباذگان ناميد. در دوره هخامنشيان، منطقه‌اي آباد و معتبر بوده است. در دوره حكومت اسلامي و حضور اعراب در ايران گلباذگان معرب گشته و جرفادقان خوانده شد. در دوره عباسي ان شهري آباد و معتبر بوده ولي شكوفايي و آباداني آن در زمان حكومت محمد بن ملكشاه سلجوقي به اوج خود مي‌رسد كه آثار و ابنيه زيادي از جمله مسجد جامعگلپايگان و بازار شهر بجاي مانده اين دوره است. در زمان صفويه از شهرهاي بزرگ ايران بشمار مي‌رفته است زيرا در مكاتبات مستند تاريخي هميشه گلپايگان را شهري بين اصفهان و همدان ذكر كرده‌اند. وجود كاروانسراهايمتعدد در منطقه وآثار تاريخي حكايت از اهميت و آباداني اين شهر دردوره‌هاي مختلف تاريخي دارد. در دوره صفويه امام قلي خان پسر اله‌وردي خان حاكم گلپايگان بوده كه آثار و ابنيه‌هايي در گلپايگان بنا كرد كه مهمترين آنها بقعه 17 تن مي‌باشد. گلپايگان همواره كانون اسلام خواهي و مهد ديانت بوده به طوري كه اين شهر هيچگاه خالي از عالم و مرجع ديني نمانده است. درانقلاب اسلامي نيز اين منطقه از پشتوانه‌هاي انقلاب و اسلام بوده است. درعرصه دفاع مقدس مردم اين شهرستان تعداد 356 شهيد و 800 جانباز و 54 آزاده را براي دفاع از كيان نظام به نام خود ثبت كرده است. گلپايگان با عظمت ديرينه و قدمت 2000 ساله و تاريخي كهن و فرهنگي اصيل و سابقه درخشان ديني،علمي، فرهنگي و اماكن تاريخي با شكوه و ماندگار و طبيعت مستعد خدادادي براي توسعه همه جانبه و مناظر ديدني زيبا در دشت، كوهستان و چشمه ها ومردمي با فرهنگ و هنرمند، داراي جاذبه فراوان براي سرمايه گذاري بخش دولتي و خصوصي و خارجي است. درباره نام گلپايگان عقايد متنوعي اظهار شده است; عده اي آن را كوهپايگان و عده اي وردپادگان خوانده اند. در نزهت القلوب حمداله مستوفي گلپايگان از اقليم چهارم شناخته شده است. در زمان صفويه حدود 200 تا 300 هزار جمعيت داشته است.

کاشان

كاشان يكي از مهمترين شهرهاي استان اصفهان است كه در ارتفاع 1600 متري از سطح دريا، 240كيلومتري جنوب تهران و 220 كيلومتري شمال اصفهان واقع شده است و از طريق بزرگراه وراه آهن با تهران و اصفهان در ارتباط است. جمعيت تقريباً 400000 نفري شهر در مساحتي قريب به 2100 هكتار سكني گزيده اند. كاشان افزون بر فرشهاي مشهور و زبانزد جهانيان، ابريشم و كاشي معروفي هم دارد.اين شهر بزرگ و زيبا در جاده كاشان-قم و در حاشيه غربي كوير قرار گرفته است. اين شهر از دير باز به خاطر منسوجات چرمي ،سراميكك، ظروف مسي، گلاب و باغهاي پرگل قمصر زبانزد بوده است. اين شهر با سابقه 7000 ساله اش ازمهمترين مراكز باستان شناسي محسوب مي شود. اكثر تاريخ نويسان و مسافراني كه از اين شهر بازديد داشته اند، از آن با عنوان دروازه تمدن جهاني نام برده اند. همچنين اين شهر بعد از ورود اسلام به ايران در دوره سلجوقي و صفوي به اوج شكوفايي خود رسيد. امروزه شاهد اثرهاي متعدد هنرمندان كاشاني در موزه هاي معروف جهان هستيم. از آنجا كه كاشان، شهر مورد علاقه و محبوب شاه عباس اول صفوي بود، وي بدان توجه بسيار داشت و در عمران و آباداني آن كوشيد و دستور داد بعد از مرگ هم در مقبره يكي از اجدادش - قرن 13- دفن گردد.
با پياده روي در كوچه پس كوچه هاي آرام و ساكت شهر مي توان شاهد ساخمانهايي بسيار قديمي با ديوارهاي خشت و گلي بود. شهري با بادگير هاي متعدد و مناظري بديع كه سابقاً در تابستانهاي بسيار گرم، كار تسويه هواي ساكن را انجام مي داده است.
صنعت مدرن، موازي با پيشرفت اجتماعي، نقش مهمي در كاشان داشته است. به هرحال در بازار، تجارت فرش دستباف، قلاب دوزي و گلدوزي، گلاب، عطر، سفالگري و هنرهاي دستي ديگر كماكان مثل سابق و با همان مهارت و زيبايي صورت مي گيرد. با اين مقدمه، سفرمان به كاشان را از بازار آغاز نموده و بعد شما را با چندين نمونه ازجذابيتهاي توريستي و مكانهاي تاريخي اين شهر آشنا مي كنيم.

بازار کاشان

بازاركاشان يكي از زيباترين بازارهاي ايران است كه ساختمانهاي جالب و زيباي بسياري در آن وجود دارد كه مي توان به موارد زير اشاره نمود: مساجد (ميرعماد، بالا بازار،تبريزيها و كفاشها) كاروانسراها (گمرك، نو، مير پنج، بروجرديها، زغاليها) آب انبارها (حاج حسين) آسيابها، سراي امين الدوله، حمامها (خانو گذر نو) و بازارچه هاي ديگر (بازار مسگرها، طلا فروشها، رنگرزها، گذر نو، پانخل، قيصريه، ميانچال، مالك و سردار) جهت فروش فرشهاي دستباف ابريشم و مخمل، گلاب وعطرهاي ديگر و شيريني.

باغ فين

باغ شاه در 6 كيلومتري جنوب غربي فين واقع شده و چه بسا بتوان از آن بعنوان شگفت انگيزترين و زيباترين نمونه باقي مانده در ايران نام برد. فين در ميان مكانهاي تاريخي، سابقه اي هزار ساله دارد كه براي شاه عباس اول طراحي و بنا شده بود.

اين باغ با استخرها وچشمه ها و فواره هاي لابلاي درختان ميوه اش داراي مناظر و فضايي بديع و شگفت انگيز است. اين فواره ها آب خود را از يك چشمه طبيعي مي گيرند.

   

تپه سيلك

تپه سيلك بين باغ شاه و كاشان، تپه اي موسوم به تپه سيلك قرار دارد. اين محل، خاستگاه فرهنگ ماقبل تاريخ است كه كاوشگران آن را به نيمه دوم هزاره 15 قبل از ميلاد نسبت مي دهند. اكتشافات بعدي نيزعمري 7000 ساله براي آن در نظر گرفته است.

 

 

مسجدآقابزرگ

مسجدآقابزرگ در خيابان فاضل نراقي واقع شده و متعلق به نيمه دوم قرن گذشته(دوران قاجاريه) مي باشد. اين مجموعه كه يكي از زيباترين و باشكوه ترين بناهاي اسلامي بشمار مي رود، توسط حاج محمد تقي خانبان و به منظور برگزاري نمازهاي جماعت، موعظه ها، سخنراني ها، مراسم مذهبي و كلاسهاي درس ملا مهدي نراقي كوچك معروف به آقابزرگ بنا گرديد.

 

 

مسجدجامع

 اين مسجد با گنبدي آجري و ايواني مرتفع، قديمي ترين بناي به جا مانده از دوران سلجوقي ميباشد (و به مسجد جمعه نيز مشهور است). گفته مي شود كه قبل از گرايش مردم به اسلام، از بناي اوليه بعنوان آتشكده استفاده مي شده است. ساختمان مسجد درخيابان باباافضل واقع گرديده است.

   

مدرسه سلطاني

 اين مدرسه سابقاً مدرسه شاه ناميده مي شد و در حال حاضر به مدرسه امام خميني معروف است. از اين مكان، قبلاً براي اسكان طلاب استفاده مي شد. بناي مدرسه در مجاورت بازار زرگرها واقع گرديده است.مدرسه در اوايل قرن 19 و به دستور فتحعلي شاه قاجار طي 9 سال ساخته شد.

   

خانه بروجرديها

متعلق به تاجري است كه در قرن 19 مي زيست. نقاشي هاي داخلي اين بناي باشكوه از شاهكارهاي نقاش معروف ايراني، كمالالملك، مي باشد. شهرت اين خانه بدليل بادگيرهاي آن است، برجهايي كه به پايين نگهداشتن دما كمك می نموده و در نتيجه در هواي داغ مناطق بياباني سودمند واقع مي گرديده است. اين خانه قديمي توسط تاجر مشهوري موسوم به حاج سيد جعفر نطنزي (ازخانواده بروجردي) ساخته شد. وي وارد كننده كالا از بروجرد در استان لرستان بود.

 

 

خانه طباطبايي ها

 اين خانه در خيابان علوي (قلعه جلالي) واقع گرديده و معماري آن در سال 1298 توسط استاد علي مريم صورت گرفت.

   

تيمچه امين الدوله

 يكي از جالب ترين بناهاي داخلي بازار ميباشد كه توسط فرخ خان غفاري(امين الدوله) ساخته شد و معماري آن از سال 1280 الي 1285 توسط استاد علي مريم صورت گرفت.

   

بقعه شاهزاده ابراهيم

 اين بقعه در سنه 1894 بعد از ميلاد ساخته شد و متعلق به دوران قاجاري است. بنيانگذار اين عمارت يعني خاله بگم كه تبعه فين بوده نيز در اين بقعه مدفون است. بردرب ورودي اين بنا كتيبه اي قرار دارد كه روي آن نام شاهزاده ابراهيم بن سلطان بن موسي بن جعفر و نيز نام سيد مهدي بن حاج سيد حسين بروجردي با تاريخ 1885بعد از ميلاد حك گرديده است.

كاشان به مثال مثنوي هفتاد من و داستاني بي پايان است. مكانهاي توريستي و نيز جذاب ديگري در اين شهر وجود دارد كه ما در اينجا تنها به ذكر نام آنها بسنده مي كنيم:

بقعه حبيب بن موسي
بقعه پنجه شاه
بقعه مير نشانه
بقعه ابولؤلؤ
بقعه هلال بن علي
بقعه بابا افضل كاشاني
بقعه سلطان علي بن محمد باقر مشهد اردهال
بقعه امامزاده پيرداوود
بقعه امامزاده محمد صانع و محمد اسماعيل
مجموعه باباولي
مجموعه خان
مجموعه حاج سيد حسين عطار
قمصر
خانه عامريها
خانه عباسيان
خانه صالح
تيمچه ملك التجار
قلعه جلالي
مسجد ميرعماد
منار زين الدين
مسجد تبريزيها
بقعه خواجه تاج الدين
بقعه شاه يلان
بقعه سلطان مير احمد
حمام سلطان مير احمد
آتشكده نياسر

 

سمیرم

موقعيت شهرستان سميرم

ويژگيهاي طبيعي - اين شهرستان در165 كيلومتري جنوب اصفهان، ميان استانهاي فارس، كهگيلويه و بويراحمد و چهارمحال وبختياري واقع شده است و مساحت آن در 5/5297 كيلومتر مربع است و منطقه اي كوهستاني است. مهمترين ارتفاعات آن رشته كوههاي دينار(قله دنا) است كه درمرز استان اصفهان و كهگيلويه و بويراحمد واقع شده است.

شهرستان سميرم داراي آب وهواي كوهستاني با زمستانهاي سرد و پربرف و تابستانهاي خشك و معتدل است. پوشش گياهي اين منطقه متنوع است و بيشتر شامل استپهاي كوهي و چمنزار و درختان جنگلي است و با اينكه براثر بي احتياطي و قطع بي رويه ازبين رفته اند، هنوز هم از مهمترين مراتع جهت پرورش دام بحساب مي آيند. دو چشمه معروف دراين شهرجريان دارد،به نامهاي چشمه خوانساروچشمه خانعلي كه داراي آبي گواراوزلال مي باشند. رودخانه هاي معروف سميرم، عبارتنداز: ماربر، ونك، شمس آباد و حناكه همگي سرانجام ويكجابه رود خرسان ملحق مي شوند.

ازمناظر ديدني اين منطقه آبشارمعروف آن است و همچنين تخت سليمان، آب ملخ، دهات پادنا و ديگرديدگاههاي طبيعي كوهستاني را مي توان نام برد.

ويژگيهاي انساني

درباره وجه تسميه سميرم مطالب مختلفي نقل شده است از همه معروفتر گويند بعلت آب و هواي سرد به اين منطقه سميران گفته اند(زميران ) كه بعدها به سميرم تبديل شده و بمعناي سردسير است. جمعيت اين شهرستان درسرشماري سال 1370 ، 85000 نفر بوده است. اين شهرستان از دو بخش مركزي و پادنا تشكيل شده است. ايل قشقايي كه از تيره هاي مختلفي تشكيل شده اند، درهنگام ييلاق به اين منطقه آمده و با مردم ارتباط و دادوستد دارند.

ويژگيهاي اقتصادي - 60درصد مردم به كارهاي كشاورزي و دامپروري اشتغال دارند. موقعيت كوهستاني وآب وهواي معتدل موجب گسترش باغهاي سيب گرديده كه همه ساله مقدار فراواني به خارج از اين منطقه صادر مي گردد. بعلت زمينهاي حاصلخيز و آب كافي، محصولاتي نظيرگندم، جو ، چغندرقند و گياهان علوفه اي وحبوبات هم بدست مي آيد، اين شهرستان متاسفانه ازلحاظ صنعت فقير است، هرچندكه از لحاظ مواداوليه از امكانات بالقوه اي برخوردار مي باشد، معادن خاك نسوز پشته و خاك گچ ازمعادن اين شهرستان است. صنايع دستي كارگاهي اين شهرستان، مانند قاليبافي، گليم وجاجيم بافي شهرت دارد.

راهها- باوجود اهميت اين منطقه كه درميان سه استان وبرسرراه عشاير قرارگرفته است، ليكن تاكنون راههاي آن چندان توسعه نيافته است. هرچند پس ازانقلاب گسترش راههاا بعاد وسيعتري يافته، اما كافي بنظرنمي رسد. هم اكنون مهمترين جاده ارتباطي آن به قمشه ازشمال و بويراحمد و بهبهان ازجنوب است كه بتازگي احداث شده است .
 

موقعيت شهرستان سميرم

ويژگيهاي طبيعي - اين شهرستان در165 كيلومتري جنوب اصفهان، ميان استانهاي فارس، كهگيلويه و بويراحمد و چهارمحال وبختياري واقع شده است و مساحت آن در 5/5297 كيلومتر مربع است و منطقه اي كوهستاني است. مهمترين ارتفاعات آن رشته كوههاي دينار(قله دنا) است كه درمرز استان اصفهان و كهگيلويه و بويراحمد واقع شده است.

شهرستان سميرم داراي آب وهواي كوهستاني با زمستانهاي سرد و پربرف و تابستانهاي خشك و معتدل است. پوشش گياهي اين منطقه متنوع است و بيشتر شامل استپهاي كوهي و چمنزار و درختان جنگلي است و با اينكه براثر بي احتياطي و قطع بي رويه ازبين رفته اند، هنوز هم از مهمترين مراتع جهت پرورش دام بحساب مي آيند. دو چشمه معروف دراين شهرجريان دارد،به نامهاي چشمه خوانساروچشمه خانعلي كه داراي آبي گواراوزلال مي باشند. رودخانه هاي معروف سميرم، عبارتنداز: ماربر، ونك، شمس آباد و حناكه همگي سرانجام ويكجابه رود خرسان ملحق مي شوند.

ازمناظر ديدني اين منطقه آبشارمعروف آن است و همچنين تخت سليمان، آب ملخ، دهات پادنا و ديگرديدگاههاي طبيعي كوهستاني را مي توان نام برد.

ويژگيهاي انساني -درباره وجه تسميه سميرم مطالب مختلفي نقل شده است از همه معروفتر گويند بعلت آب و هواي سرد به اين منطقه سميران گفته اند(زميران ) كه بعدها به سميرم تبديل شده و بمعناي سردسير است. جمعيت اين شهرستان درسرشماري سال 1370 ، 85000 نفر بوده است. اين شهرستان از دو بخش مركزي و پادنا تشكيل شده است. ايل قشقايي كه از تيره هاي مختلفي تشكيل شده اند، درهنگام ييلاق به اين منطقه آمده و با مردم ارتباط و دادوستد دارند.

ويژگيهاي اقتصادي - 60درصد مردم به كارهاي كشاورزي و دامپروري اشتغال دارند. موقعيت كوهستاني وآب وهواي معتدل موجب گسترش باغهاي سيب گرديده كه همه ساله مقدار فراواني به خارج از اين منطقه صادر مي گردد. بعلت زمينهاي حاصلخيز و آب كافي، محصولاتي نظيرگندم، جو ، چغندرقند و گياهان علوفه اي وحبوبات هم بدست مي آيد، اين شهرستان متاسفانه ازلحاظ صنعت فقير است، هرچندكه از لحاظ مواداوليه از امكانات بالقوه اي برخوردار مي باشد، معادن خاك نسوز پشته و خاك گچ ازمعادن اين شهرستان است. صنايع دستي كارگاهي اين شهرستان، مانند قاليبافي، گليم وجاجيم بافي شهرت دارد.

راهها- باوجود اهميت اين منطقه كه درميان سه استان وبرسرراه عشاير قرارگرفته است، ليكن تاكنون راههاي آن چندان توسعه نيافته است. هرچند پس ازانقلاب گسترش راههاا بعاد وسيعتري يافته، اما كافي بنظرنمي رسد. هم اكنون مهمترين جاده ارتباطي آن به قمشه ازشمال و بويراحمد و بهبهان ازجنوب است كه بتازگي احداث شده است .

شهر سميرم در جنوب اصفهان به طول جغرافيايي 51 درجه و 34 دقيقهشرقي و 31درجه و 25دقيقه عرض شمالي قراردارد و ارتفاع متوسط آن از سطح دريا2500 متر است. كه به همين دليل به بام ايران معروف است.
سميرم شهري است كوهستاني كه درمنطقه كوهستاني زاگرس شرقي واقع است و اطراف آنارتفاعاتي محصورنموده اند. منظره شهر كوهستاني و پر درخت وزيباست. يك قسمت شهر در بلندي بروي دامنه پرشيب كوهستاني واقع است. خانه ها وقلعه هادر شيب كوهها ساخته شده وقسمت ديگر درامتداد آن بروي جلگه قراردارد. مزارع و باغهاي سيب و خيابانهاي اين قسمت منظره جالبي به شهر مي دهد. اختلاف ارتفاع بلندترين وپست ترين نقطه شهر تقريبا 150 الي 200 متر مي رسد.

تاریخچه ی شهر سمیرم:

سميرم از نظر لغوي به كسرسين و ضم راء مي باشد و از لحاظ وجه تسميه آنچه از كتب تاريخي استنباط مي شود باني اين ناحيه سام ابن ارم بوده كه بدين لحاظ در اثر كثرت استعمال سميرم گرديده است. سميرم از دوجزء تشكيل شده يكي سمي يا ثمي به معني سرد و ديگري ران يا رام به معني حمل و همچنين نتيجه گرفته مي شود كه سميرم يا سميران به معني جا و مكان و سر زمين سرد مي باشد. از نظر قدمت تاريخي وجود غارها و شكافها، چشمه ها و كشتزارهاي وسيع و حاصلخيز سكونت بشر رادرآن به درازاي تاريخ مي رساند همچنين نامهاي قديمي موجود در منطقه كه بيشتر آنها از لغات فرس قديم فارسي دري است، نشئه امر فوق مي باشد. مانند كوه بهرز به معناي هاله روي شعله آتش كه وهي است درشمال شهر سميرم توجه به ساير شواهد امكان وجود شهر در زمان ساسانيان زياد است بطوريكه از سنگ لوحه هاي قبور قبرستان و ساير اماكن مقدسه مانند مقبره سلطان ابراهيم كه به قولي برادر امام رضا (ع) مي باشد و محل آن به نام محله شهيدان معروف است برميايد. سميرم دردوران بعد از اسلام به صورت قريه اي موجود بوده است دردوره ديلبان بررونق و آباداني سميرم افزوده شد و ركن الدوله ديلمي داراي دژي درآنجا بوده است. دردوره سلجوقيان نيز سميرم شهرت داشته، چنان كه كمالالدين علي سميرمي از وزراي شاه سلطان محمود سلجوقي پسر شاه سلطان محمد پسرشاه سلطان ملكشاه سلجوقي از اين مكان بوده است. از وزير مذكور حمام و آسيابي در سيمرم بجا مانده كه بنام خود او مشهور است. از دوره اتابك انفارس در سميرم يك شبستان بسيار بزرگ ومدرسه طلاب علوم ديني باقيمانده كه آن محل بنام محله اتابكي معروف مي باشد .درزمان پادشاهان صفوي به تيمولداري درسميرم خاتمه داده شد و املاك مردم منطقه به آنها واگذار گرديد. نقل است كه شاه عباس ثاني در سال 1064 هجري بعلت گمي هوا در سميرم فرودآمده است همچنين قلعه ايست در سميرم بنام قلعه كه نقل است درزمان صفويه ساخته شده در پشت اين سنگر محكم فندقي آبي ايجاد كرده بودند كه پايه هاي خندق هوز موجود است. اما درزمان حكومت زنديه چنانكخه دركتاب تاريخ زنديه آمده است سميرم در مشرق پا كوه دنا واقع شده و جزء منطقه ييلاقي ايل قشقايي است. در جنوب غربي شهر قمشه قراردارد اين آبادي بين ايزدخواست و فلارد واقع گرديده است، رونق و آباداني سميرم از زمان زنديه شروع شده ودردوره قاجاريه بنا بر نوشته هاي فارسنامه ناصري كه به دستور ناصر الدين ش

اه نوشته شده سميرم مركز قصبه سميرم بوده است.
تاقبل از دوره پهلوي منطقه سميرم بدست خوانين قشقايي اداره مي شد دراين دوره بود كه با تشكيل حكومت مركزي، فرمانروايي از خوانين سلب و از سال 1308 شمسي قواي ساخلو براي حفظ انتظامات محل از طرف دولت موقت در سميرم مستقر گرديد و درسال 1314شمسي اولين بخشدار سميرم از طرف وزارت كشور منصوب شد.
درسال 1322 از زمان جنگ جهاني دوم بعلت جنگي كه بين سران ايل قشقايي و بوير احمدي ازيكطرف و دولت موقت از طرف ديگر اتفاق افتاد و از آن بنام جنگ سميرم ياد مي كنند اموال اهالي سميرم از طرف افراد ايل فوق به غارت برده شد و مساكن آنان خراب گرديد و خرمن هاي غلات آتش زده شد و متاسفانه اثرات اين جنگ شوم تاكنون در وضع اجتماعي، اقتصادي و در اذهان مردم اثر گذاشته است. بالاخره پس از پايان جنگ جهاني دوم امنيت به منطقه باز گردانده شد و درسال 1325 سميرم ازاستان فارس منتزع و تابع استان اصفهان گرديد و درنهايت درسال 1342 به شهرستان تبديل و از همان سال فرمانداري درمحل تاسيس شد وفعلا هم به صورت فرمانداري تابع استان اصفهان مي باشد.
شهر سميرم با ارتفاع 2500 متراز سطح دريا به بام ايران معروف است جمعيت آن ( شهر) بالغ بر /000/30 نفر و وسعت شهر 110 هكتار مي باشد و در آبان ماه 1329 به شهر تبديل و شهرداري در آن تاسيس شده است.


[ بیست و نهم مرداد 1389 ] [ 11:23 ] [ اطلس ایران وجهان ]
رسانه‌ها

صدا و سیما


نوشتار اصلی: شبکه سهند

صدا و سیمای مرکز آذربایجان شرقی.


رادیو تبریز به‌عنوان دومین رادیوی ایران از سال ۱۳۲۵ خورشیدی فعالیت خود را آغاز نمود. این رادیو پس از سال ۱۳۷۶ خورشیدی در قالب شبکهٔ استانی صدای مرکز آذربایجان شرقی به فعالیت خود ادامه می‌دهد.[۸۸]
تلویزیون تبریز در سال ۱۳۵۰ خورشیدی با فرستنده‌ای ۱۰۰ واتی افتتاح گردید. در آبان ۱۳۷۹ خورشیدی با راه‌اندازی شبکهٔ استانی سیمای مرکز آذربایجان شرقی، این تلویزیون تغییراتی را متحمل شد.[۸۸]
صدا و سیمای مرکز آذربایجان شرقی در هفدهمین جشنوارهٔ مراکز صدا و سیمای ایران، چهارمین مرکز برتر پس از مراکز خوزستان، مازندران و گیلان شناخته شد.[۸۹]
نشریه‌ها

روزنامهٔ انجمن تبریز روزنامهٔ انجمن تبریز که از رمضان ۱۳۲۴ هجری شروع به فعالیت کرده بود، به دلیل فراهم‌آوردن اطلاعاتی راجع به شرایط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایران در دوران مشروطه و استبداد صغیر، مورد توجه خاص محققان معاصر قرار گرفته‌است. اهمیت این روزنامه در آن است که انتشار آن در دوران استبداد صغیر ادامه پیدا کرد. دلیل این امر آن بود که مردم تبریز بلافاصله پس از شنیدن خبر بمباران مجلس، به مبارزه علیه محمدعلی شاه پرداختند و در زمانی که حکومت مرکزی تقریباً تمام جراید را تعطیل کرده بود و از ورود روزنامه‌های خارجی جلوگیری به‌عمل می‌آورد، این نشریه به کار خود ادامه داد. مورخان معاصر، نسخه‌های به دست رسیده از روزنامهٔ انجمن تبریز را باارزش‌ترین اسناد برای مطالعهٔ دوران استبداد صغیر می‌دانند.[۹۰]
تصاویری از نخستین نسخه‌های روزنامهٔ انجمن











دوران معاصر هم‌اکنون ۵ روزنامه و ۱۳ هفته‌نامه در سطح شهر تبریز فعالیت می‌کنند:[۹۱]
ن . ب . و
نشریه‌های شهر تبریز روزنامه‌ها
امینصاحبعصر آزادیفجر آذربایجانمهد آزادی
هفته‌نامه‌ها
آذربایجانآذرپیاماحرارارکارمغان سلامتپیام نورحیدرباباشمس تبریزیصحیفهعلم روزکار و نیرومیثاقندای آذربایجان
سوغاتی‌ها


کوفته تبریزی؛ غذای سنتی شهر تبریز.



قرابیه؛ شیرینی سنتی شهر تبریز.


از سوغاتی‌های شهر تبریز، شامل غذاهای سنتی، شیرینی‌ها، میوه‌ها و صنایع دستی، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:[۹۲]
غذاهای سنتی

دلمهٔ برگ، کوفته تبریزی، کوکو.
شیرینی‌ها

آجیل، اریس، باسلوق، پشمک، خشکبار، قرابیه و نوقا.
صنایع دستی

سفال‌گری، سوزن‌دوزی، قالی‌بافی، قلم‌زنی روی مس، کفش‌دوزی، کنده‌کاری، گل‌دوزی، گلیم‌بافی، معرق‌کاری، منبت‌کاری، نقاشی روی سرامیک، نقره‌کاری و نگارگری
[ بیست و هشتم مرداد 1389 ] [ 14:43 ] [ اطلس ایران وجهان ]
فرودگاه بین‌المللی

نوشتار اصلی: فرودگاه بین‌المللی تبریز
فرودگاه بین‌المللی تبریز در سال ۱۳۲۶ خورشیدی تأسیس شد و فعالیت‌های خود را به‌طور رسمی از سال ۱۳۳۸ خورشیدی آغاز نمود. این فرودگاه در سال ۱۳۷۰ خورشیدی به فرودگاه بین‌المللی ارتقا یافت و در سال ۱۳۷۸ خورشیدی به‌عنوان یکی از فرودگاه‌های آسمان‌باز ایران شناخته شد.[۷۹]
پروازهای خارجی فرودگاه بین‌المللی تبریز شامل پروازهای تبریز-ازمیر، تبریز-اسپارتا، تبریز-استانبول، تبریز-بغداد، تبریز-جده، تبریز-دبی، تبریز-دمشق و تبریز-مدینه است. پروازهای داخلی نیز به صورت هفتگی و روزانه از این فرودگاه انجام می‌پذیرد که شامل پروازهای تبریز-اصفهان، تبریز-اهواز، تبریز-بندرعباس، تبریز-تهران، تبریز-رشت، تبریز-شیراز، تبریز-عسلویه، تبریز-کیش، تبریز-ماهشهر و تبریز-مشهد می‌باشد. همچنین شرکت‌های هواپیمایی آسمان، ارم، ایران، ایران ایرتورز، تابان، ترکیه، فارس قشم، کاسپین، کیش و نفت به فرودگاه بین‌المللی تبریز پرواز دارند.[۸۰]
راه‌آهن

نوشتار اصلی: ایستگاه راه‌آهن تبریز

تندیس تراموای تبریز.


کارهای ساختمانی راه‌آهن تبریز از سال ۱۲۹۱ در محور تبریز-جلفا و صوفیان-رازی (در مرز ترکیه) شروع و در سال ۱۲۹۵ محور تبریز-جلفا با ۱۴۹ کیلومتر مورد بهره‌­برداری قرار گرفت. دومین خطی که پس از تکمیل راه‌آهن سراسری اقدام به ساخت آن گردید، خط تهران-تبریز بود که ساخت این خط در روز ۱۸ آبان ۱۳۱۷ از تهران شروع و در روز ۱۴ آبان ۱۳۲۱ ساختمان و ریل‌گذاری آن تا میانه خاتمه یافت و بلافاصله بهره‌برداری از آن آغاز شد.[۸۱] تنها خط بین‌المللی راه‌آهن تبریز، خط تبریز-نخجوان می‌باشد. از خطوط داخلی راه‌آهن تبریز می‌توان به خطوط تبریز-تهران، تبریز-مشهد و تبریز-سلماس اشاره کرد.[۸۲]
پایانه مسافربری


پایانهٔ مسافربری تبریز.


پایانهٔ مسافربری تبریز، نخستین پایانهٔ مسافربری در سطح ایران است که در سال ۱۳۲۸ خورشیدی طرح احداث آن مطرح شد و از سال ۱۳۴۷ خورشیدی عملیات اجرایی آن شروع شده و سرانجام در سال ۱۳۵۲ خورشیدی به بهره‌برداری رسید. سازمان پایانه‌های مسافربری تبریز نیز در سال ۱۳۷۴ خورشیدی تأسیس شده‌است.[۸۳]
پیش از احداث پایانهٔ مسافربری تبریز، حمل و نقل برون‌شهری این شهر از طریق گاراژهای موجود در خیابان‌های امام خمینی، تربیت و فردوسی صورت می‌گرفت. به‌جهت مشکلاتی که گاراژداران با آن مواجه بودند، شهربانی وقت تبریز تمامی این گاراژها را به مکانی در جنوب کوی ولی‌عصر منتقل نمود. به دلیل دوربودن این منطقه از مرکز شهر تبریز، یک تعاونی خصوصی با همیاری اتوبوس‌داران تأسیس شد و در همین راستا، نخستین پایانهٔ مسافربری شهر تبریز در مقابل باغ گلستان احداث گردید.[۸۳]
پس از احداث پایانهٔ مسافربری تبریز، نخستین اتوبوس مسافربری از طریق آن به مقصد مراغه در تاریخ ۲۹ دی ۱۳۵۲ خورشیدی حرکت نمود. پس از این تاریخ رفته‌رفته این پایانه به اکثر شهرهای داخل و خارج استان سرویس‌دهی داد. در سال ۱۳۷۴ خورشیدی پایانهٔ مسافربری تبریز به مکانی در حاشیهٔ بزرگراه شهید کسایی منتقل شد و پایانهٔ مسافربری جدید این شهر در این مکان احداث گردید.[۸۳]
قطار شهری

نوشتار اصلی: متروی تبریز

ایستگاه ایل‌گلی متروی تبریز.


عملیات اجرایی قطارشهری تبریز از سال ۱۳۸۰ آغاز شده‌است. متروی تبریز در پنج مسیر ساخته می‌شود که پس از تهران بیش‌ترین تعداد خطوط مترو در ایران را دارا است. چهار خط این راه‌آهن داخلی و یک خط آن خارج از حومه‌است. براساس برنامه‌ریزی انجام‌شده، مسیر اول به‌طول ۱۸ کیلومتر از میدان ایل‌گلی تا کوی لاله و مسیر دوم به‌طول ۲۷ کیلومتر از دانشگاه آزاد اسلامی تا قراملک خواهد بود. خط خارج از حومه (مسیر پنجم) نیز به‌طول ۲۰ کیلومتر از شهر جدید سهند تا تبریز خواهد بود. پیش‌بینی می‌شود قطارشهری تبریز قادر به جابه‌جایی ۳۰٬۰۰۰ نفر به وسیلهٔ ۳۰ قطار در هر ساعت و در هر جهت از مسیرهای پنج‌گانه باشد.[۸۴]
سامانه اتوبوس تندرو


یکی از ایستگاه‌های سامانهٔ اتوبوس تندرو تبریز.


سامانهٔ اتوبوس تندرو پس از تهران در تبریز به اجرا درآمده‌است. محدودهٔ تردد این سامانه از میدان بسیج (در شرق شهر) تا میدان راه‌آهن (در غرب شهر) می‌باشد که به‌طور کلی مسافتی حدود ۱۸ کیلومتر را شامل می‌شود. سامانهٔ اتوبوس تندرو در مسیر خود از خیابان امام خمینی -که خیابان اصلی شهر تبریز محسوب می‌گردد- عبور می‌کند و هدف از آن کاهش ترافیک ایجادشده توسط خودروهای شخصی در سطح این خیابان است؛ چراکه خیابان امام خمینی یکی از پرترافیک‌ترین خیابان‌های این شهر به‌شمار می‌رود.[۸۵]
اتوبوس‌های تندرو به امکاناتی نظیر سیستم‌های اطلاع‌رسانی، تابلوهای متغیر، نمایشگر اعلام مسیر، کولر و دیگر امکانات رفاهی مجهز شده‌اند. همچنین با نصب دستگاه‌های جی‌پی‌اس در این اتوبوس‌ها، امکان ردیابی آن‌ها در هرلحظه از طریق مانیتورهای نصب‌شده در ایستگاه‌ها برای مسافران فراهم شده‌است. هم‌اکنون ۵۰ دستگاه اتوبوس تندرو در خطوط معین‌شده و در فاصلهٔ زمانی کم‌تر از پنج دقیقه از ایستگاه‌های اتوبوس عبور می‌کنند.[۸۵]
تاکسیرانی

سازمان تاکسیرانی تبریز ۱۵٬۰۰۰ دستگاه تاکسی را ساماندهی کرده که این تعداد شامل ۹٬۰۰۰ دستگاه تاکسی پلاک قرمز، ۳٬۰۰۰ دستگاه تاکسی کمکی و ۳٬۰۰۰ دستگاه تاکسی مربوط به آژانس‌ها و شرکت‌های حمل و نقل خصوصی است. از طرح‌ها و پروژه‌های این سازمان می‌توان به افزایش شمار تاکسی‌ها، جلوگیری از فعالیت تاکسی‌های فرسوده، جلوگیری از فعالیت خودروهای شخصی و گازسوزکردن تاکسی‌ها اشاره کرد.[۸۶]
مونوریل

عملیات اجرایی مونوریل در شهر تبریز آغاز شده‌است. مونوریل تبریز در محدودهٔ منطقهٔ مرکزی این شهر و در حدفاصل ارگ علی‌شاه تا بازار تبریز ساخته خواهد شد. این سامانه ظرفیت جابه‌جایی ۴۰ نفر را دارد و هدف از راه‌اندازی آن بازدید آسان گردشگران از جای‌های تاریخی تبریز است.[۸۷]
[ بیست و هشتم مرداد 1389 ] [ 14:42 ] [ اطلس ایران وجهان ]
مردم

زبان



توزيع جغرافيايی مناطقی که در آن‌ها به زبان ترکی آذربایجانی سخن گفته می‌شود.


زبان امروزی مردم شهر تبریز به ترکی آذربایجانی، ترکی آذری، آذربایجانی و آذری معروف است.[۴۰] همچنین در کتاب «حدایق‌السیاحه»، زین‌العابدین شیروانی (معاصر فتحعلی شاه و محمد شاه) نیز تأیید می‌کند که ساکنین تبریز به این زبان سخن می‌گویند.[۱۹]
پیش از ورود زبان ترکی به منطقه، مردم تبریز به زبان آذری سخن می‌گفتند که تا حدود سدهٔ یازدهم هجری در آذربایجان رایج بود.[۱] زبان آذری از زبان‌های ایرانی و نزدیک به گویش‌های جنوب دریای خزر‌[۲] و تاتی بوده‌است. مسعودی که به سال ۳۱۴ هجری از تبریز دیدار کرده، از میان زبان‌های رایج در این شهر، زبان‌های پهلوی، دری و آذری را ذکر نموده‌است.[۴۱] یاقوت حموی به ابوزکریای تبریزی (شاگرد ابوالعلای مصری) اشاره می‌کند که به یک لهجهٔ محلی ایرانی تکلم می‌کرده‌است.[۲۰]
در رساله‌ای از مولانا روحی انارجانی به‌نام «اصطلاحات و عبارات اناث و اعیان و اجلاف تبریز» مربوط به آغاز سدهٔ یازدهم هجری، بخشی به زبان آذری نوشته شده و این می‌نمایاند که تا زمان سلطان محمد خدابنده و حمزه میرزای صفوی، هنوز زبان آذری در تبریز رواج داشته‌است.[۴۲]
محمدجواد مشکور در کتاب «نظری به تاریخ آذربایجان» می‌نویسد: «زمانی که به‌سال ۴۸۸ ق. (۴۷۴ خ.) ناصر خسرو با قطران در تبریز ملاقات می‌کند، مردم به زبان پهلوی آذری سخن می‌گفته‌اند؛ ولی به ‌فارسی دری نمی‌توانسته‌اند سخن بگویند؛ البته تمام مکاتبات خود را به فارسی دری می‌نوشته‌اند.[۴۳]
فرهنگ

از نظر شعر، ادب، هنر، خطاطی، تاریخ، سیاست، فقه، تفسیر و فلسفه مشاهیر زیادی از این شهر برخاسته‌اند. از جملهٔ مشاهیری که تا عصر حاضر در تبریز زاده شده‌اند، می‌توان به نظام‌الدین تبریزی فقیه شافعی سدهٔ هشتم، قطران تبریزی شاعر پارسی‌گوی سدهٔ پنجم، خطیب تبریزی عالم ادبیات عرب و نویسندهٔ دیوان حماسه در سدهٔ پنجم و اوایل سدهٔ ششم، تاج‌الدین تبریزی مفسر شافعی سدهٔ هشتم، ملا قاسم انوار عارف و شاعر سدهٔ نهم، ملا رجبعلی تبریزی حکیم و عارف سدهٔ یازدهم، بدیع‌الزمان تبریزی خوش‌نویس و شاعر سدهٔ یازدهم، سید محمدحسین طباطبایی مفسر و فیلسوف، شیخ عبدالحسین امینی مؤلف کتاب الغدیر، سید حسن تقی‌زاده سیاست‌مدار و محقق، سید احمد کسروی مورخ، محسن هشترودی ریاضیدان، حسین کاظم‌زاده ایرانشهر نویسنده و سید محمدحسین شهریارذهب


کلیسای کاتولیک‌ها در مرکز شهر تبریز.


اکثریت مردم تبریز مسلمان و پیرو مذهب شیعهٔ دوازده‌امامی می‌باشند. هرچند اقلیتی از مسیحیان ارمنی با ۱٬۰۹۷ نفر، آشوری با ۵۰۳ نفر، زرتشتی با ۲۶ نفر، سایر مسیحیان با ۱۷ نفر و کلیمی با ۵ نفر جمعیت نیز در این شهر سکونت دارند.[۴۵]
ارامنهٔ تبریز که بیش‌ترین اقلیت ساکن این شهر را تشکیل می‌دهند، در طی نسل‌کشی ارامنه که توسط امپراتوری عثمانی و همزمان با جنگ جهانی اول صورت گرفت، به تبریز و دیگر نقاط آذربایجان پناه برده و در این منطقه ساکن شدند. مذهب ارامنهٔ تبریز «گریگوری» می‌باشد که یکی از مذاهب کهن آیین مسیحیت محسوب می‌شود.[۴۶]
جمعیت


تغییرات جمعیت تبریز بین سال‌های ۱۳۳۵ تا ۱۳۸۵ خورشیدی.


در نخستین سرشماری رسمی ایران که در سال ۱۳۳۵ خورشیدی صورت پذیرفت، شهر تبریز دومین شهر پرجمعیت ایران پس از تهران بود. در سرشماری بعدی و در سال ۱۳۴۵ خورشیدی، این شهر پس از تهران، اصفهان و مشهد، جایگاه چهارم را در بین شهرهای ایران به خود اختصاص داد. در سرشماری سال ۱۳۵۵ خورشیدی، تبریز پس از تهران، مشهد و اصفهان چهارمین شهر پرجمعیت ایران بود و تا آخرین سرشماری رسمی که در سال ۱۳۸۵ انجام پذیرفته، همین جایگاه را داشته‌است.[۴۷]
برپایهٔ سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵ خورشیدی، جمعیت شهر تبریز در این سال بالغ بر ۱٬۳۷۸٬۹۳۵ نفر بوده که از این تعداد، ۷۰۲٬۲۷۱ نفر مرد و ۶۷۶٬۶۶۴ نفر زن بوده‌اند؛ همچنین تعداد خانوارهای ساکن این شهر، ۳۷۸٬۳۲۹ خانوار بوده‌است.[۳]
تبریز به سبب مرکزیت اقتصادی، صنعتی، اداری و اعتبار بین‌المللی، مهاجرپذیرترین شهر استان آذربایجان شرقی محسوب می‌گردد. اخیراً شهر جدید سهند در ۲۴ کیلومتری جنوب غرب تبریز و در جادهٔ تبریز-آذرشهر در دست ساخت است که برای جذب سرریز جمعیتی این شهر ساخته می‌شود تا کانون جدیدی برای جمعیت و اشتغال ایجاد شود و توسعهٔ شهری تضمین گردد.مسجدهای تاریخی

نوشتار اصلی: مسجدهای تاریخی تبریز

مسجد کبود.


برطبق نوشته‌های جهانگردان و جغرافیدانان مختلف، در دوره‌های گوناگون شهر تبریز بیش از یکصد و پنجاه تا سیصد باب مسجد را در خود جای داده بوده‌است.[۵۱] بسیاری از این مسجدها در اثر جنگ‌ها و زمین‌لرزه‌های گوناگون از میان رفته‌اند و اکنون تنها چند مسجد تاریخی متعلق به سده‌های پیش در این شهر پابرجا مانده‌است. از مهم‌ترین مسجدهای تاریخی تبریز می‌توان به مسجد استاد و شاگرد، مسجد اسماعیل خاله‌اوغلی،‌ مسجد ثقة‌الاسلام، مسجد جامع، مسجد حاج صفرعلی حجت‌الاسلام، مسجد حسن‌پادشاه، مسجد خزینه، مسجد دال‌ذال، مسجد سیدالمحققین، مسجد شاه‌تهماسب، مسجد شاهزاده، مسجد صادقیه، مسجد ظهیریه، مسجد علی‌شاه، مسجد کاظمیه، مسجد کبود، مسجد مجتهد،‌ مسجد مقبره، مسجد ملاباشی، مسجد میرزاصادق‌آقا و مسجد میرزامهدی قاری اشاره کرد.[۵۲]
خانه‌های تاریخی

نوشتار اصلی: خانه‌های تاریخی تبریز
تاکنون بیش از ۶۰۰ باب خانهٔ تاریخی در سطح شهر تبریز شناسایی شده‌است. تمام بناهای تاریخی و دیدنی موجود در شهر تبریز در آخرین شب سال ۱۱۹۳ هجری و در آغاز دورهٔ قاجاریه، براثر وقوع زمین‌لرزه‌ای هولناک تخریب شدند و این شهر به ویرانه‌ای تبدیل گشت. در سال‌های اخیر تعدادی از خانه‌های تاریخی تبریز ترمیم شده‌است. برای نمونه خانهٔ کوزه‌کنانی به موزهٔ مشروطه، خانهٔ شربت‌اوغلی به فرهنگ‌سرای تبریز و خانهٔ قدکی، خانهٔ گنجه‌ای‌زاده و خانهٔ بهنام به مجموعهٔ دانشکدهٔ معماری تبدیل شده‌است. درحال حاضر نیز بسیاری از این خانه‌ها درحال احیا و ترمیم هستند و پس از ترمیم به موزه و یا سایر مراکز فرهنگی تبدیل خواهند شد.[۵۳]


سراسرنمای خانهٔ امیرنظام.
سیاست

استانداری

نوشتار اصلی: کاخ استانداری آذربایجان شرقی

کاخ استانداری آذربایجان شرقی.


شهر تبریز از آغاز پادشاهی ناصرالدین شاه در سال ۱۲۲۸ خورشیدی تا صدور فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین شاه در سال ۱۲۸۵ خورشیدی، ولی‌عهدنشین بود. در این دوره ولی‌عهدان که از نزدیکان پادشاهان قاجار بودند، فرمانروایی تبریز و کل آذربایجان را برعهده داشتند.[۵۴]
پس از صدور فرمان مشروطیت در سال ۱۲۸۵ خورشیدی تا کودتای رضا شاه در سال ۱۲۹۹ خورشیدی، دولت روسیه حاکمان این استان را تعیین می‌نمود. در دورهٔ پهلوی نیز بیش‌تر استانداران آذربایجان شرقی یا از جانب دولت‌های بیگانه نظیر آمریکا، انگستان و روسیه به این سمت منصوب می‌شدند و یا از طرفداران این دولت‌ها بودند.[۵۴]
شهرداری

نوشتار اصلی: کاخ شهرداری تبریز

کاخ شهرداری تبریز.


شهرداری تبریز نخستین نهاد شهرداری در سطح ایران است که در اوایل تأسیس باعنوان «بلدیه» شناخته می‌شد. قاسم‌خان امیرتومان (والی) از دانش‌آموختگان دانشگاه سن‌سیر فرانسه نیز نخستین شهردار این شهر بود که چاپخانهٔ سربی، چراغ برق، تراموا و تلفن را برای نخستین‌بار در سطح کشور در تبریز دایر نمود.[۵۵]
بنای کاخ شهرداری تبریز در سال ۱۳۱۴ خورشیدی توسط حاج ارفع‌الملک جلیلی شهردار وقت این شهر بنیان نهاده شد که از جملهٔ عمارت‌های تاریخی و مستحکم تبریز به‌شمار می‌رود.[۵۵]
مشکلات شهری

آلودگی هوا

شهر تبریز دومین شهر آلودهٔ ایران است و میزان آلودگی هوا در این شهر روزبه‌روز افزایش یافته و شدیدتر می‌شود. مهم‌ترین علت آلودگی هوای تبریز، حمل و نقل درون‌شهری است و وجود صنایع بزرگ و مادر در پیرامون شهر نیز از دیگر عوامل تأثیرگذار بر آلودگی هوای این شهر به‌شمار می‌رود.[۵۶]
براساس یک طرح آمارگیری که در سال ۱۳۷۹ خورشیدی صورت گرفت، روزانه در سطح شهر تبریز ۵۵۸٫۱۶۷۱ تن مواد آلوده‌کننده تولید می‌شود که از این مقدار منابع بزرگ صنعتی ۲۸۶٫۱۰۰۱ تن، وسایط نقلیهٔ موتوری ۲۰۱٫۶۵۴ تن و فرآورده‌های نفتی مصرفی در اماکن تجاری، صنعتی و مسکونی ۷٫۱۶ تن را شامل می‌شوند.[۵۷]
حاشیه‌نشینیحاشیه‌نشینی

نوشتار اصلی: حاشیه‌نشینی در ایران
در اوایل دههٔ پنجاه خورشیدی و پس از وقوع انقلاب سفید، به‌دلیل ایجاد کارخانجات متعدد صنعتی در شهر تبریز، افراد بیکار ساکن شهرها و روستاهای اطراف، به‌دنبال یافتن شغل در این مراکز و اقامت در این شهر، به‌سمت تبریز سرازیر شدند. حاشیه‌نشینان در مدت کوتاهی برای خود خانه‌ای می‌ساختند و در این خانه‌ها ساکن می‌شدند. خانه‌های آنان از ابتدایی‌ترین امکانات رفاهی همچون آب، برق، گاز و تلفن بی‌بهره بود. گسترش این امر باعث ایجاد محله‌های بزرگ حاشیه‌نشین در پیرامون شهر تبریز شد و در طی چندسال، چهرهٔ این شهر را تغییر داده و آن را با مشکلات متعددی روبه‌رو کرد.[۵۸]
امروزه شهر تبریز در حدود ۴۰۰٬۰۰۰ نفر حاشیه‌نشین را در خود جای داده‌است. حاشیه‌نشینان به‌طور عمده در مناطق حاشیه‌ای شمال، شمال غرب و جنوب این شهر ساکن شده‌اند که از میان این مناطق می‌توان محله‌های آخماقیه، حافظ، خلیل‌آباد، داداش‌آباد، سیلاب، طالقانی، عباسی، کشتارگاه، لاله، مارالان، منبع و یوسف‌آباد را نام برد که حدود ۳۰ کیلومتر مربع از مساحت تبریز را اشغال
[ بیست و هشتم مرداد 1389 ] [ 14:38 ] [ اطلس ایران وجهان ]
وضعیت طبیعی

جغرافیا



کوه عون بن علی در شمال شهر تبریز.



چشم‌انداز شهر تبریز از فراز کوه عون بن علی.


شهر تبریز در غرب استان آذربایجان شرقی و در منتهی‌الیه مشرق و جنوب شرق جلگهٔ تبریز قرار گرفته‌است. این شهر از سمت شمال به کوه‌های پکه‌چین و عون بن علی، از سمت شمال شرق به کوه‌های گوزنی و باباباغی، از سمت شرق به گردنهٔ پایان و از سمت جنوب به دامنه‌های کوه سهند محدود ‌شده‌است.[۵][۱۳][۱]
شهر تبریز از سمت شمال، جنوب و شرق به کوهستان و از سمت غرب به زمین‌های هموار و شوره‌زارهای تلخه‌رود محدود شده و به‌شکل یک چالهٔ نسبتاً بزرگ و یا یک جلگهٔ بین‌کوهی درآمده‌است. ارتفاع این شهر از سطح دریا بین ۱۳۵۰ متر تا ۱۵۵۰ متر در نقاط مختلف آن متغیر بوده و شیب عمومی زمین‌های تبریز به‌سمت مرکز شهر و سپس به‌سمت مغرب می‌باشد.[۱]
مساحت شهر تبریز در بین سال‌های ۱۲۸۰ تا ۱۳۶۵ خورشیدی، حدود ۲۰ برابر افزایش پیدا کرده‌است. برپایهٔ آمار موجود، مساحت این شهر از حدود ۷ کیلومتر مربع در سال ۱۲۸۰ خورشیدی به ۱۷٫۷ کیلومتر مربع در سال ۱۳۳۵ خورشیدی، ۴۵٫۸ کیلومتر مربع در سال ۱۳۵۵ خورشیدی و ۱۴۰ کیلومتر مربع در سال ۱۳۶۵ خورشیدی رسیده‌است.[۱]
مسافت جاده‌ای بین تبریز تا اردبیل ۲۱۹ کیلومتر، تا زنجان ۲۸۰ کیلومتر، تا ارومیه ۳۰۸ کیلومتر و تا تهران ۵۹۹ کیلومتر است.[۳۶]
رودخانه‌ها

از داخل شهر تبریز دو رودخانه عبور می‌کنند؛ اولی تلخه‌رود که از ناحیهٔ شمال غربی این شهر می‌گذرد و رودخانه‌ای دایمی محسوب می‌شود و دومی مهران‌رود که از مرکز تبریز عبور می‌کند و رودخانه‌ای فصلی به‌شمار می‌رود.[۱]
تلخه‌رود (آجی‌چای) آب رودخانهٔ تلخه‌رود به دلیل عبور از زمین‌های گچی و نمکی، تلخ و شور است و برای استفاده در زمین‌های کشاورزی مناسب نمی‌باشد. این رودخانه که از دامنه‌های جنوبی کوه سبلان سرچشمه می‌گیرد، پس از عبور از جلگهٔ سراب و پیوستن چندین شعبه از دامنه‌های قوشه‌داغ در شمال و بزقوش و سهند در جنوب به آن، وارد جلگهٔ تبریز می‌شود و در امتداد جادهٔ تبریز-آذرشهر، به‌سمت جنوب غرب جریان پیدا می‌کند و در اطراف گوگان به دریاچهٔ ارومیه می‌ریزد. میانگین آبدهی تلخه‌رود در ایستگاه اندازه‌گیری ونیار در شمال شرق تبریز، ۱۲٫۵ تا ۱۵ متر مکعب در ثانیه‌است.[۱]
مهران‌رود (قوری‌چای)
رودخانهٔ مهران‌رود.


رودخانهٔ مهران‌رود نسبت به رودخانهٔ تلخه‌رود از میزان آبدهی کم‌تری برخوردار است و در بیش‌تر ماه‌های سال کم‌آب و در برخی ماه‌های گرم، خشک می‌شود. این رودخانه از کوه سهند سرچشمه گرفته و با عبور از درهٔ لیقوان به شهر باسمنج در جنوب شرق تبریز می‌رسد؛ سپس در مسیر خود با پیوستن به رودخانه‌های فصلی و فرعی متعدد، بر آب آن افزوده می‌گردد و از سمت شرق تبریز، وارد این شهر می‌شود. مهران‌رود پس از ورود به تبریز از محله‌های باغ‌میشه، بیلان‌کوه، پل‌سنگی، ششگلان، راسته‌کوچه و امیرخیز با جهت شرقی-غربی، با عرض ۳۰ متر و عمق ۴ متر عبور می‌کند و سرانجام از محلهٔ چوستدوزان وارد زمین‌های کشاورزی محله‌های حجتی و ستارخان شده و پس از آن در ناحیهٔ شمال غربی تبریز و در پیرامون فرودگاه این شهر به تلخه‌رود می‌پیوندد.[۱]
آب‌ و هوا


نقشهٔ آب و هوایی ایران؛ شهر تبریز در شمال غرب کشور قرار گرفته و آب و هوای آن مدیترانه‌ای همراه با باران بهاره‌است.


آب و هوای تبریز استپی خشک با زمستان بسیار سرد است. این سردسیری تأثیرپذیرفته از ارتفاع بالا و توپوگرافی کوهستانی منطقهٔ تبریز است. میانگین دما در تیرماه (گرم‌ترین ماه سال) ۲۵٫۴ درجهٔ سانتی‌گراد، در دی‌ماه (سردترین ماه سال) ۲٫۵- درجهٔ سانتی‌گراد، در فروردین‌ماه ۱۰٫۵ درجهٔ سانتی‌گراد و در مهرماه ۱۴٫۱ درجهٔ سانتی‌گراد می‌باشد و میانگین سالانهٔ دما ۱۱٫۹ درجهٔ سانتی‌گراد است. تعداد روزهای یخ‌بندان در طول سال به‌طور متوسط ۱۰۸٫۲ روز است که عموماً از اواخر پاییز تا اواخر زمستان را دربر می‌گیرد.[۱] آب و هوای تبریز در تابستان‌ها خشک و گرم است؛[۱۴] اگرچه حرارت به‌دلیل نزدیکی به کوه سهند و وجود باغ‌های زیادی در پیرامون شهر تعدیل می‌گردد.[۲]
میانگین بارندگی سالیانهٔ شهر تبریز ۳۳۰٫۱ میلی‌متر بوده و معمولاً در طول فصل تابستان بارندگی کم‌تر می‌باشد. میانگین بارش در زمستان ۱۱۳٫۳ میلی‌متر (بیش‌تر به‌صورت برف)، در بهار ۱۲۱٫۸ میلی‌متر، در تابستان ۲۰٫۷ میلی‌متر و در پاییز ۷۴٫۳ میلی‌متر است. نوسان بارندگی سالانه از ۵۱۳٫۳ میلی‌متر در سال‌های پربارش تا حداقل ۱۹۲٫۴ میلی‌متر در سال‌های کم‌بارش گزارش شده که خطر سال‌های سیلابی و خشک‌سالی روشن می‌گردد. گزارش‌های تاریخی از دوران مغول تا سدهٔ حاضر بیانگر خسارت‌های عمده‌ای است که سیلاب‌های سنگین -که عموماً در اواخر بهار و اوایل تابستان اتفاق می‌افتند- به شهر وارد کرده‌اند.[۱]
آب و هوای تبریز
ژانویه فوریه مارس آوریل مـــــه ژوئـن ژوئیـه آگوست سپتامبر اکتبـر نوامبر دسامبر سـال گرم‌ترین
C° ۱۲ ۱۷ ۲۲ ۲۷ ۳۳ ۳۸ ۳۸ ۴۰ ۳۵ ۲۸ ۲۶ ۱۷ ۴۰ میانگین‌گرم‌ترین‌ها
C° ۰ ۲ ۸ ۱۶ ۲۱ ۲۷ ۳۱ ۳۱ ۲۶ ۱۹ ۱۰ ۳ ۱۷ میانگین‌سرد‌ترین‌ها
C° -۶ -۳ ۱ ۷ ۱۱ ۱۷ ۲۱ ۲۱ ۱۶ ۱۰ ۲ -۱ ۸ سردترین
C° -۱۶ -۱۷ -۱۱ -۲ ۰ ۷ ۱۲ ۱۰ ۱ -۲ -۸ -۱۵ -۱۷ بارش
mm ۲۰ ۲۰ ۶۰ ۶۰ ۴۰ ۲۰ ۰ ۰ ۱۰ ۳۰ ۲۰ ۳۰ ۳۶۰

منبع وب‌گاه ودربیس[۳۷]

زمین‌لرزه‌ها

نوشتار اصلی: زمین‌لرزه‌های تبریز

مقايسهٔ نسبی ميزان خطر زمین‌لرزه در نقاط مختلف ايران؛ نقاط قرمزتر نقاطی هستند که شتاب حداکثر جنبش زمين در آن‌ها بيش‌تر است.


شهر تبریز در ناحیه‌ای زلزله‌خیز واقع شده[۱۴] و در طول تاریخ بارها با خاک یکسان گشته‌است. جنبش و حرکت خفیف به‌صورت روزانه در تبریز اتفاق می‌افتد. مهیب‌ترین زمین‌لرزه‌ای که تا به‌حال تبریز شاهد آن بوده، در سال ۱۱۵۸ خورشیدی (۱۷۸۰ میلادی) روی داده‌است.[۲][۱۸]
به گفتهٔ سرپرست امور زلزله‌شناسی سازمان انرژی اتمی ایران، دلیل وقوع زمین‌لرزه‌های بزرگ و مخرب در تبریز و نواحی دیگر مانند رشته‌کوه‌های البرز و زاگرس، قرارگرفتن آن‌ها در مسیر کمربند آلپاید می‌باشد؛ مسیر این کمربند از میانهٔ اقیانوس اطلس شروع شده و پس از عبور از دریای مدیترانه، شمال ترکیه، ایران، هند، چین و جزایر فیلیپین، به کمربند دیگری که اقیانوس آرام را دور می‌زند، متصل می‌شود.
از جمله گسله‌های بارز آذربایجان، «گسلهٔ شمال تبریز» است. این گسله که به موازات جادهٔ اصلی تبریز–بستان‌آباد امتداد یافته، مسبب زمین‌لرزهٔ سال ۱۷۲۱ میلادی با شدت ۷٫۶ درجهٔ ریشتر می‌باشد. هرچند این گسله در سدهٔ حاضر فعالیت مشخصی نداشته‌است؛ ولی شواهدی مبنی بر امکان تجدید حرکت آن وجود دارد. اطلاعات آماری نیز نشان می‌دهد که دورهٔ بازگشت زمین‌لرزه‌های شدید و مخرب در تبریز می‌تواند تا حدود ۲۶۰ سال نیز برسد.[۳۸]
تعدادی از تاریخ‌های مهم وقوع زمین‌لرزه در تبریز در زیر فهرست شده‌اند:
  • در سال ۲۴۴ هجری قمری و در زمان حکومت متوکل -خلیفهٔ عباسی- تبریز با خاک یکسان شد و تا پیش از پایان حکومت متوکل دوباره بازسازی گردید.[۲]
  • در سال ۴۳۴ هجری قمری تبریز از زمین‌لرزه سخت آسیب دید. منجمی به‌نام «ابوطاهر شیرازی» نیز این زمین‌لرزه را پیش‌بینی کرده‌بود.[۲] در سفرنامه‌ای که از ناصر خسرو برجای مانده، به این زمین‌لرزه اشاره شده‌است:[۳۹]
«مرا حکایت کردند که بدین شهر زلزله افتاد شب پنج‌شنبه هفدهم ربیع الاول سنهٔ اربع و ثلاثین و اربعمائه (۴۳۴) و در ایام مسترقه بود پس از نماز خفتن. بعضی از شهر خراب شده بود و بعضی دیگر را آسیبی نرسیده‌بود و گفتند چهل هزار آدمی هلاک شده بودند. و در تبریز قطران نام شاعری را دیدم. شعری نیک می‌گفت، اما زبان فارسی نیکو نمی‌دانست. پیش من آمد دیوان منحیک و دیوان دقیقی بیاورد و پیش من بخواند و هر معنی که او را مشکل بود از من بپرسید، با او بگفتم و شرح آن بنوشت و اشعار خود بر من خواند.» قطران تبریزی زمین‌لرزهٔ سال ۴۳۴ را چنین توصیف می‌کند:[۱۸] مشاهدهٔ شعر خدا به مردم تبریز برفکند فنا فلک به نعمت تبریز برگماشت زوال فراز گشت نشیب و نشیب گشت فراز رمال گشت جبال و جبال گشت رمال دریده گشت زمین و خمیده گشت نبات دمنده گشت بحار و رونده گشت جبال بسا سرای که بامش همی بسود فلک بسا درخت که شاخش همی بسود هلال کز آن درخت نمانده کنون مگر آثار وز آن سرای نمانده کنون مگر اطلال کسی که رسته‌شد از مویه گشته‌بود چو مو کسی که جسته‌شد از ناله گشته‌بود چو نال یکی نبود که گوید به دیگری که مموی یکی نبود که گوید به دیگری که منال همی بدیده بدیدم چو روز رستاخیز ز پیش رایت مهدی و فتنهٔ دجال کمال دور کناد ایزد از جمال جهان کمی رسد به جمالی کجا گرفت کمال
  • در سال ۱۱۵۸ خورشیدی زمین‌لرزه خسارت‌های عمده‌ای به شهر تبریز وارد کرد
[ بیست و هشتم مرداد 1389 ] [ 14:36 ] [ اطلس ایران وجهان ]
تبریز


اطلاعات کلی نام رسمی: تبریز کشور: ایران استان: آذربایجان شرقی شهرستان: تبریز
بخش: مرکزی
نام‌های قدیمی: تَورِز، تَورِژ، تِبریز،
توری[۱][۲]

تبریز


مردم
جمعیت ۱٬۳۷۸٬۹۳۵ نفر[۳]
تراکم جمعیت: ۷٬۷۸۰[۴]
نفر بر کیلومتر مربع
زبان‌های گفتاری: ترکی آذربایجانی[۱]
مذهب: شیعه[۱]
جغرافیای طبیعی
ارتفاع از سطح دریا: ۱۳۵۰ تا ۱۵۵۰ متر[۵]
آب‌وهوا
میانگین دمای سالانه: ۱۲٫۲ درجهٔ
سانتی‌گراد[۶]
بارش سالانه: ۳۱۰ میلی‌لیتر[۶]
روزهای یخبندان سالانه: ۱۰۴ روز[۶]
اطلاعات شهری
شهردار: علی‌رضا نوین[۸]
ره‌آورد: آجیل، فرش،
محصولات چرمی[۹]
پیش‌شماره تلفنی: ۰۴۱۱[۷]
وب‌گاه: شهرداری تبریز تَبْریزْ یکی از شهرهای بزرگ ایران و مرکز استان آذربایجان شرقی است. این شهر بزرگ‌ترین شهر منطقهٔ شمال غرب کشور و قطب اداری، ارتباطی، بازرگانی، سیاسی، صنعتی، فرهنگی و نظامی این منطقه شناخته می‌شود.[۱] شهر تبریز با ۱٬۳۷۸٬۹۳۵ نفر جمعیت در سال ۱۳۸۵ خورشیدی، چهارمین شهر پرجمعیت ایران پس از شهرهای تهران، مشهد و اصفهان محسوب می‌گردد.[۳] این شهر به دلیل جای‌دادن بسیاری از کارخانجات مادر و بزرگ صنعتی در خود و نیز وجود بیش از ۶۰۰ شرکت قطعه‌ساز در آن، دومین شهر آلوده و نیز دومین شهر صنعتی کشور پس از تهران به‌شمار می‌رود و به دلیل صنعتی‌بودن، یکی از مهم‌ترین شهرهای مهاجرپذیر ایران محسوب می‌شود.[۸][۱۰]
پس از بهره‌برداری از آزادراه نبی‌اکرم، میزان مسافرپذیری تبریز روبه افزایش نهاد و این شهر پس از مشهد به‌عنوان دومین شهر مسافرپذیر کشور مطرح گردید.[۱۱] به‌جهت ریشه‌کنی تکدی‌گری از تبریز، این شهر به‌عنوان شهر بدون گدا شناخته می‌شود.[۱۲]
شهر تبریز در غرب استان آذربایجان شرقی و در منتهی‌الیه مشرق و جنوب شرق جلگهٔ تبریز قرار گرفته‌است. این شهر از سمت شمال به کوه‌های پکه‌چین و عون بن علی، از سمت شمال شرق به کوه‌های باباباغی و گوزنی، از سمت شرق به گردنهٔ پایان و از سمت جنوب به دامنه‌های کوه سهند محدود ‌شده‌است.[۵][۱۳][۱] آب و هوای تبریز در زمستان‌ها بسیار سرد و در تابستان‌ها خشک و گرم است؛[۱۴] اگرچه حرارت به دلیل نزدیکی به کوه سهند و وجود باغ‌های زیادی در پیرامون شهر تعدیل می‌گردد.[۲]
نام تبریز در کتاب‌ها و اسناد تاریخی تحت نام‌های مختلفی نظیر «تَورِز»، «تَورِژ»، «تِبریز» و «توری» به ثبت رسیده‌است. این شهر در طول تاریخ بار‌ها ویران و تجدیدبنا شده‌است. بنای تبریز به دوران اشکانی و ساسانی برمی‌گردد؛ البته در آغاز دوران اسلامی روستای کوچکی بیش نبوده‌است.[۲] این شهر در طول حکومت چهارصدسالهٔ خاندان «رَوّادی» و اسکان قبیلهٔ عرب «اَزْد» به شکوفایی رسید.[۱] اوج شکوفایی تبریز در زمان ایلخانان بود که در این زمان، این شهر پایتخت قلمرویی پهناور از نیل تا آسیای مرکزی بوده‌است.[۱۵] شهر تبریز در سده‌های گذشته شاهد حوادث متعددی از قبیل اشغال توسط بیگانگان و زمین‌لرزه‌های مهلک بوده‌است.[۲] این شهر پایتخت آق‌قویونلوها و قراقویونلوها، نخستین پایتخت حکومت صفویه و آغازگر انقلاب مشروطه برعلیه استبداد محمدعلی شاه بوده‌است.[۱۵][۱۶]
شهر تبریز نخستین پایتخت جهان تشیع بوده[۱۷] و به سبب موقعیت مناسب خود، در گذشته از مراکز تجاری منطقه به‌شمار می‌رفته[۱۸] و امروزه نیز یکی از مراکز مهم صنعتی در سطح ایران محسوب می‌شود. این شهر در دو سدهٔ اخیر، مبدأ بسیاری از تحولات اجتماعی، فرهنگی و صنعتی در کشور بوده و نقشی کلیدی در تحولاتی مانند انقلاب مشروطیت، انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ و مدرنیزه‌کردن ایران داشته‌است. مردمان تبریز هم‌اکنون به زبان ترکی آذربایجانی تکلم می‌نمایند؛ هرچند اسناد و شواهد موجود نشان می‌دهد که پیش‌تر زبانی ایرانی با ریشهٔ غیرترکی در این شهر تکلم می‌شده‌است
[ بیست و هشتم مرداد 1389 ] [ 14:35 ] [ اطلس ایران وجهان ]
محلات قدیم تبریز عبارتند از:


خیابان مارالان ، باغمیشه ، پل سنگی ، ششگلان ، سرخاب ، سید حمزه، شتربان، نوبر، مهادمهین، چرنداب، لیلاباد، اهراب، امیر خیز، ویجویه، چهارمنار، سنجران ، گجیل، قره اغاج، چست دوزان، درب سرد، کوچه باغ و
....

امروز، شهر تبریز از جمله شهرهای پر تراکم با کوی ها و شهرک های تازه احداث و خیابان های متعدد است و هر روز به وسعت آن افزوده می گردد.


بافت معماری شهری چون تبریز در واپسین زلزله ویرانگر آخرین شب سال 1193 درهم می ریزد و شهر به تلی از ویرانه ها مبدل می شود اما بناهای محتشمی چون ارک علیشاه، مسجود کبود، مسجد استاد شاگرد، بازار تبریز و ده ها بنای دیگر باز می مانند تا استواری تبریز را به اثبات رسانند. این ویرانی مصادف است با آغاز حکومت قاجار و آغاز معماری قاجار براساس تحقیق مهندسین مشاور عرصه به میراث فرهنگی آذربایجان شرقی. در آن زمان تبریز ولیعهد نشین به دروازه اصلی ارتباطات و فصل مشترک داخل و خارج کشور بدل می شود. در زمینه آجر کاری بناهای آن دوره به جرأت می توان تبریز را دروازه ورود و سپس بسط نوعی از آجر کاری در بناها دانست که نمونه های آن را در تهران و دیگر شهرها نیزمی توان جستجو می کرد.

خانه های قدیمی تبریز که در ترکیب باهم، بافت دلپذیری را پدید آورده و مجموعه های با ارزشی را در اختیار می گذارد. براساس مصوبه 28/9/69 شورای عالی شهرسازی و معماری ایران که شش شهر را مرکز اصلی فرهنگی – تاریخی کشور اعلام می کند اهمیت ویژه خود را به اثبات رسانده و از سوی مسئولین میراث فرهنگی استان مورد اقدام واقع می شوند به طوری که ظرف این مدت، اقدامات زیادی در جهت شناخت و معرفی این آثار صورت گرفته است. خانه مشروطیت احیاء شده و میراث فرهنگی استان در آن مستقر است. خانه شربت اوغلی به فرهنگسرای تبریز بدل گشته، خانه قدکی برای دانشکده معماری دانشگاه سهند اختصاص یافته و در جوار خود دو خانه قدیمی دیگر را به یک مجموعه دلپذیر علمی بدل کرده است.

معماری خانه های قدیمی تبریز، معماری ایرانی بومی شده است. انطباق خارق العاده اقلیمی آن را کاملاً تبریزی می سازد. این معماری متفاوت با معماری کویری و دیگر نقاط است. سر در خانه های قدیمی تبریز مبین این ادعاست. به تعبیری خانه قدیمی از سر در آغاز می شود که تنوع آن در تبریز اعجاب آور است. این خانه ها اگرچه رو به درون دارند و دیوارهای بلند آنها را از بیرون جدا می سازد. دیوار بیرونی قاب بندی شده است و سر در نیز به بهترین شکل ممکن تزیین شده است تا عابر و گذرنده محترم داشته شود. اینک از آن خانه های پر احتشام 600 باب شناسایی شده و تخمین زده می شود که با کنکاش های رفته به 800 باب بالغ شود که بهترین آنها: خانه میرزا مهدی خان فراشباشی در محله« سرخاب قاپوسی» خانه شربت زادگان در سرخاب قاپوسی. خانه حیدرزاده در کوچه پشت ساعت شهرداری. خانه حاج محمد آقا حبشی در کوچه صدر، خانه دکتر گنجه زاده، در مقصودیه ، خانه میرزا محمد حسین مجتهد در پشت استانداری، خانه میرزا حسین واعظ در شریعتی جنوبی، خانه مستشارالدوله، کوچه امام جمعه، خانه دکتر فرزام در مقصودیه، خانه امیر نظام گروسی در ششگلان، خانه تاجر باشی در کوچه صدر، خانه سلطان القرانی در شتربان و ... دیگر خانه های قدیمی تبریز.

پل آجی چای، تنها گذرگاه قدیمی ایران و بخشی از دنیای مشرق زمین به دنیای غرب، در شمال غرب تبریز بر روی تلخه رود واقع شده است. این پل با 16 دهنه به طول 100 متر و عرض 5 متر هموار بر اثر طغیان های تلخه رود و عوامل انسانی تخریب و بازسازی شده است. نام این پل را اولین بار در متون صفویه زمان شاه اسماعیل اول در سفرنامه و نیزیان می بینیم. اینک در پشت این پل سرریزی احداث شده است که منظره دل انگیزی به وجود آورده است. با عبور از کنار این پل قدیمی پایگاه دوم شکاری تبریز را در پیش رو داریم و در جنب آن فرودگاه تبریز قرار گرفته است.

از دیگر پل های کهن وسط شهر که برروی مهر آنرود برپا شده اند. پل سنگی، پل قاری، پل صاحب الامر، پل منجم و ... را می توان نام برد که بین این پل قاری که به پاچراغ نیز مشهور است با سر ستون های کله قوچی خود و چراغ های قدیمی اش زیبایی خاطره انگیزی به همراه دارد. از لحاظ بنا نیز پل های یاد شده با سه یا چهار دهنده طاقی و شیوه کهنی را دارند.اگه از سمت اتوبان زنجان برید بین راه کوه هایی فوق العاده بانمک و فانتزی رو میبینید که ادم رو یاد کارتون ها می اندازه(پس حتما این مسیر رو در روز برید) ۲-وارد شهر که می شوید اگر اصلا ترکی بلد نباشید حس میکنید نه داخل یه شهر غریبه بلکه به یه کشور دیگه رفتید چون با زبان فارسی میونه خوبی ندارن
۳-تبریز شهر زیرگذر ها و رو گذر هاست. البته در مقایسه با تهران هم تعدادشون خیلی کمتره هم اندازشون اما چیزی که جلب توجه میکنه تعداد زیاد اون ها نسبت به تعداد خیابون های شهر است که نبودن تابلو های راهنمای شهری باعث میشه واسه پیدا کردن مسیر هم گیج بشید هم گم
۴-اکثر جاهای تاریخی شهر نزدیک به هم و نزدیک به عمارت شهرداری(که کاملا طرحی اروپایی و ساعتی زیبا داره) تبریز است که این نزدیکی برای مسافرا خیلی خوبه

5-شاه گلی(ایل گلی) از جاهای دیدنی شهر هست که از مرکز شهر فاصله داره اما حتما به ۱بار دیدنش می ارزه

6-پل کابلی تبریز به نام پل شهرداری با نور پردازی مخصوصی که داره به نظرم اگه شب یه گذری از کنارش داشته باشید هم جالبه
۷-در کل تبریز شهر تمیز ،خوش ساخت و قشنگ و با مردمانی زیبا و با کلاس مخصوص به خودشون هست که رفتن به این شهر و دیدنش می ارزه
۸-جاهای دیدنی شهر و بیرون شهر زیاده که جای توضیحش اینجا نیست اما دیدن دهکده کندوان که خونه هاشون کاملا در درون کوه و بدون استفاده از هیچ نوع مصالح دیگریست رو از
[ بیست و هشتم مرداد 1389 ] [ 14:33 ] [ اطلس ایران وجهان ]
اطلاعات جاهای دیدنی تبریز بزرگ
اطلاعات جاهای دیدنی تبریز بزرگ



بقعه سید حمزه

در محله سرخاب در ثقه الاسلام قرار دارد . از این بنا باقی مانده است صحن نسبتاَ وسیع آن است. عمارت مقبره مرکب از یک کفش کن ، یک دهلیز و یک اتاق کوچک مسجد گونه ای است

تعمیرات اساسی در 1279 ه.ق در زمان ناصرالدین شاه انجام یافته است. از سنگ های حجاری شده آن طاق مرمرین در ورودی بقعه را که در زمان صفویه کنده شده می توان نام برد. تاریخ بنای اولین بقعه به سال 714 ه.ق می رسد . سید حمزه به شانزده واسطه نسلش به حضرت موسی ابن جعفر می رسد

در زمان شاه طهماسب صفوی ساخته شد در 1045 قمری سپاهیان سلطان مراد چهارم آن را تخریب کردند که دوباره ساخته شد. در زلزله 1193 دوباره ویران شد و در 1208 تجدید بنا یافته است. دارای یک گنبد و دو مناره است. در مدخل دهلیز و اندرون بقعه در طاق مرمری از زمان شاه طهماسب صفوی برجاست. در وسط بقعه صندوق چوبی مشبکی قرار دارد ولی زیر آن قبری وجود ندارد. بنابراین یک مسجد حساب می شود نه یک بقعه.

این بقعه بر فراز بلندترین قله کوه سرخاب واقع شده است. سنگ بنا شیوه ایلخانی دارد. در زمان تسلط عثمانی ویران شده در زمان شاه عباس تجدید بنا یافته.

در زلزله های 1134 و 1193 دوباره ویران شده آخرین بار در 1342 قمری تعمیر شده است. اخیراً نیز تعمیرات جزیی در آن انجام یافته و راهرو پشت آن به اتاق کوهنوردی تبدیل شده است. بنا به روایتی مقبره دو تن از اولاد حضرت علی (ع) عون علی و زین علی در آنجاست.

در کوچه علی سیاه پوش در خیابان منجم واقع شده است. جای تاریخ در سنگ نوشته ریخته و ناپیداست. ارادت به شیخ معروف داشت و به جای او نشسته است. تاریخ درگذشت وی معلوم نیست ولی احتمالاً در دهه پنجم قرن دهم اتفاق افتاده است.

در محله بیلانکوه تبریز در میان باغی مشجر و بنایی متین و زیبا دو تن از بزرگان ادب و هنر کشورمان آرمیده اند. کمال الدین مسعود خجندی از شعرای معروف قرن هشتم و نهم هجری و کمال الدین بهزاد معروف ترین نقاش مینیاتوریست قرن دهم هجری.

مقابر یاد شده در سال 1338 توسط فرهنگ دوستان کنجکاو شهر تبریز کشف و بعدها به همت انجمن آثار ملی مرمت و لوحه یادبود در آن نصب گردید. در سال های اخیر نیز اقدامات استحفاظی از طریق سازمان میراث فرهنگی استان در مقابر یاد شده انجام گرفته است.

در محله دوه چی ( خیابان شمس تبریزی ) قرار دارد. این که سید ابراهیم اولاد امام موسی بن جعفر (ع) باشد. دلیل قانع کننده ای در دست نیست. صاحب تاریخ دنبلیان می نویسد که: شیخ ابراهیم حکمران آذربایجان بود. در زمان اوزون حسن در 870 وفات یافت و در محله دوه چی مدفون شد. الان گنبدی دارد مشهور به سید ابراهیم.

مهم ترین قسمت این بقعه سنگی است که بر دیوار غربی بقعه نصب شده است و به سنگ بسم الله مشهور است. به ابعاد 25/1× 70/3 تاریخ حجازی 1270 قمری است . در قاهره نوشته شده و اثر میرزای سنگلاخ است که به جهت قبر پیامبر اکرم به دربار عثمانی برده بود ولی در اثر بی توجهی سلطان عثمانی آن را به تبریز آورد و بالاخره خود میرزا و سنگ بسم الله در بقعه سید ابراهیم ماندگار شد.

خانه کوزه کنانی ها که بعدها برای زنده نگهداری خاطرات نهفته در آن « خانه مشروطیت» نامیده شد. در سال 1247 شمسی توسط حاج مهدی کوزه کنانی ( ابوالمله ) بنا نهاده شد. به سبب موقعیت ویژه این خانه در جوار بازار قدیمی تبریز و مرکز بافت قدیم شهر و شور و علاقه بانی آن به نهضت مشروطه، این خانه به محل تجمع دوستداران مشروطه تبدیل گشته و تصمیمات بسیار مهمی در آن اتخاذ شده است.

غیر از بار عظیم تاریخی، خانه مشروطیت از ویژگی های معماری ایرانی نیز بهره ها دارد و به همین لحاظ در سال 1354 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده. این خانه در محله قدیمی راسته کوچه تبریز واقع شده و هم اینک به عنوان مرکز اداری میراث فرهنگی استان از آن استفاده می شود و تعمیرات آن به طور مستمر ادامه دارد.

از دیگر نقاط دیدنی شهر تبریز موزه آذربایجان را باید نام برد. این موزه در مساحتی قریب به 3000 متر مربع در سال 1341 مورد بهره برداری قرار گرفته است و مشتمل بر3 سالن نمایش 2300 قطعه شیء ثبت شده می باشد. آثار به نمایش گذاشته شده شامل اشیاء باستانی از دوران های مختلف تاریخی ، آثار مردم شناسی و آثار مشروطیت می باشد. این موزه در جنب مسجد کبود واقع شده است

ربع رشیدی که امروزه فقط آثار مختصری از آن باقی مانده از بناهایی است که توسط خواجه رشیدالدین فضل الله، وزیر سلطان محمود غازان ایجاد شده است. بنا در زمان آبادانی شامل 24 کاروانسرای وسیع و 1500 دکان و 30000 خانه و تعدادی حمام و باغ و کارخانه های پارچه بافی و کاغذ سازی و دارالضرب و تولید رنگ و نظایر آن بوده است.

حدود200 قاری قران از کوفه و بصره و شام دایما" و به نوبت در این تاسیسات قرآن را تلاوت می کرده اند و 400 فقیه و 100 فقیه و 1000 طلبه در مدارس آن سکونت داشته و به کسب علم مشغول بوده اند .تعداد 50 پزشک حاذق از کشورهای مختلف در دارلشفای آن به معالجه بیماران اشتغال داشته اند. به این ترتیب معلوم می شود كه ربع رشیدی در زمان خود یك شهر علمی با كتابخانه ای حاوی هزاران جلد از كتب معروف زمان و آزمایشگاه های متعدد کشاورزی بوده که در این آزمایشگاهها انواع گیاهان دارویی کشت و تکثیر و آزمایش می شده است. پس از قتل خواجه رشیدالدین فضل الله که در سال 718 هجری ق اتفاق افتاد دشمنان او هر چه را که داشت غارت کردند و این شهر را با تمام تاسیساتش ویران کرده و همه چیز را به غارت بردند. چهار پایه برج ویک پشته خاک و سنگ به جای مانده کنونی از آثار ربع رشیدی نیستند، بلکه پایه های برجهای قلعه ای هستند که در سال 1020 هجری قمری به امر شاه عباس، با تخریب و حمل مصالح ساختمانی بناهای عظیمی چون شنب غازان ، بقایای ربع رشیدی، قلعه ها و سراهای رومیان و قبور شعرا و عرفا و امرای مدفون در مقبره الشعرای سرخاب و دمشقیه آنها را بنا کرده اند



از واپسین مشاهیری که در این مقبره دفن شدند، ثقة الاسلام شهید شهدای والامقام مشروطه در صدر مشروطیت و استاد سید محمد حسین شهریار شاعر بلند آوازه معاصر را می توان نام برد.

معروف ترین آرمیدگان مقبرة الشعرا به شرح زیر می باشند:

اسدی طوسی ، قطران تبریزی ، مجیر الدین بیلقانی ، خاقانی شیروانی، ظهیر الدین فارابی ، شاهپور نیشابوری ، شمس الدین سجاسی ، ذوالفقار شروانی ، همام تبریزی ، مغربی تبریزی، مانی شیرازی، لسانی شیرازی، شکیبی تبریزی، سید محمد حسین شهریار
فرزند آقا سید اسماعیل موسوی معروف به حاج میر آقا خشکنابی در سال 1325 هجری قمری ( شهریور ماه 1286 هجری شمسی ) در بازارچه میرزا نصراله تبریزی واقع در چای کنار چشم به جهان گشود. در سال 1328 هجری قمری که تبریز آبستن حوادث خونین وقایع مشروطیت بود پدرش او را به روستای قیش قورشان و خشکناب منتقل نمود. دوره کودکی استاد در آغوش طبیعت و روستا سپری شد که منظومه حیدربابا مولود آن خاطراتست. در سال 1331 هجری قمری پدرش او را جهت ادامه تحصیل به تبریز باز آورد و او را در نزد پدر شورع به فراگیری مقدمات ادبیات عرب نموده و در سال 1332 هجری قمری جهت تحصیل اصول جدید به مدرسه متحده وارد گردید و در همین سال اولین شعر رسمی خود را سرود و سپس به آموختن زبان فرانسه و علوم دینی نیز پرداخته و از فراگیری خوشنویسی نیز دریغ نمی کرد که بعدها کتابت قرآن، ثمره همین تجربت می باشد. در سیزده سالگی اشعار شهریار با تخلص بهجت در محله ادب به چاپ می رسید. در بهمن ماه 1299 شمسی برای اولین بار به تهران مسافرت کرده، و در سال 1300 توسط لقمان الملک جراح در دارالفنون به تحصیل می پردازد. شهریار در تهران تخلص بهجت را نپسندیده و تخلص شهریار را پس از دو رکعت نماز و تفعل از حافظ می گیرد

غم غریبی و غربت چو بر نمی تابم


روم به شهر خود و شهریار خود باشم


شهریار از بدو ورود به تهران با استاد ابوالحسن صبا آشنا شده و نواختن سه تار و مشق ردیف های سازی موسیقی ایرانی را از او فرا می گیرد. او همزمان با تحصیل در دارالفنون به ادامه تحصیلات علوم دینی می پرداخت و در مسجد سپهسالار در حوزه درس شهید سید حسن مدرس حاضر می شد.

درسال 1303 وارد مدرسه طب می شود واز این پس زندگی شور انگیز و پرفراز و نشیب او آغاز می شود. در سال 1313 و زمانی که شهریار در خراسان بود پدرش حاج میرآقا خشکنابی به دیدار حق می شتابد. او سپس در سال 1314 به تهران بازگشته و از این پس آوازه شهرت او از مرزها فراتر می رود. شهریار شعر فارسی و آذری را با مهارت تمام می سراید و در سال های 1329 تا 1330 اثر جاودانه خود حیدر بابایه سلام را خلق و برای همیشه به یادگار می گذارد. منظومه حیدربابا تنها در جماهیر شوروی به 90 درصد زبان های موجود ترجمه و منتشر شده است. در تیر ماه 1331 مادرش دار فانی را وداع می کند. در مرداد ماه 1332 به تبریز آمده و با یکی از منسوبین خود به نام خانم عزیزه عمید خالقی ازدواج می کند که حاصل این ازدواج سه فرزند به نام های شهرزاد و مریم و هادی هستند. در حدود سال های 1346 شروع به نوشتن قرآن، به خط زیبای نسخ نموده که یک ثلث آن را به اتمام رسانده و دیوان اشعار فارسی استاد نیز چندین بار چاپ و بلافاصله نایاب شده است. در مدت اقامت در تبریز موفق به خلق اثر ارزنده سهندیه در رمانتیک ترکی می گردد. در سال 1350 مجدداً به تهران مسافرت نموده و تجلیل های متعددی از شهریار به عمل می آید. ولی در سال 1354 داغ دیگری از فوت همسر به دلش می نشیند و در سال 1357 شهریار با حرکت توفنده از انقلاب اسلامی همصدا شده و با اعتقاد راسخ و قلبی مالامال از عشق به امام خمینی (ره) دهه آخر عمر خود را سپری می کند. در اردیبهشت ماه سال 1363 تجلیل با شکوهی از استاد در تبریز به عمل آمد. استاد شهریار به لحاظ اشتهار در سرودن اشعار کم نظیر در مدح امیر مؤمنان و ائمه اطهار علیه السلام به شاعر اهل بیت (ع) شهرت یافته. او پس از یک دوره بیماری در 27 شهریور ماه 1367 دار فانی را وداع و در مقبرة الشعراء به خاک سپرده شد.

عمارت شهرداری تبریز در سال 1314 شمسی در محل گورستان متروک و مخروبه کوی نوبر با نظارت مهندسان آلمانی در زمان ریاست شهرداری حاج ارفع الملک جلیلی بنا گردید. این ساختمان دارای یک برج ساعت چهار صفحه ای است که با طنین موزون زنگ هایش هر 15 دقیقه یک بار، گذشت زمان را به گوش مردم تبریز می رساند . نمای خارجی تالار شهرداری تبریز از سنگ تراشیده بوده ونقشه ساختمان آن با نمونه ساختمان های کشور آلمان قبل از جنگ جهانی دوم مطابقت دارد.

این بنا در وسط شهر تبریز و در میدانی موسوم به میدان ساعت واقع شده و در حال حاضر تمام امور عمرانی شهر و امور اداری شهرداری تبریز در این تالار و عمارت متمرکز است.

شاه گلی ( استخر شاه ) سابق و ایل گلی ( استخر مردم ) فعلی از گردشگاه های زیبا و دلکش تبریز و ایران است که در جنوب شرقی تبریز، بر دامنه تپه ای واقع شده است.

ایل گلی، استخری بزرگ است که مساحت آن 54675 متر مربع می باشد. در جنوب آن تپه ای است که آن را از بالا تا پایین همسطح استخر پله بندی کرده و نهر آبی از آن به طرف پایین روان است. از سمت جنوبی و از وسط استخر خیابانی کشیده شده که استخر را به صورت شبه جزیره ای درآورده است و در مرکز استخر، عمارت باشکوه دو طبقه ای ساخته شده است. در پیرامون استخر از روزگاران قدیم، درختان کهنسالی سر به هم آورده که انعکاس عکس آنها در آب، به زیبایی آن محوطه می افزاید. تمام تپه های جنوبی استخر به شکل بسیار زیبایی چمنکاری و گلکاری شده در روزهای گرم تابستان استراحتگاه مردم تبریز و مسافران سایر شهرها می باشد
[ بیست و هشتم مرداد 1389 ] [ 14:29 ] [ اطلس ایران وجهان ]
تبریز شهر اولین ها
تبریز به معنی تب پنهان کن است. احتمالا این تسمیه پنهان کننده تف و گرما و جنبشهای آتشفاشانی کوه سهند می‌باشد.

تبریز مرکز استان آذربایجان شرقی با مساحتی حدود ۱۴۰۰ کیلومتر مربع و جمعیتی بالغ بر ۱٬۸۶۰٬۰۰۰ (براورد سال ۲۰۰۶) است. تبریز از دیرباز تأثیر زیادی در زمینه‌های مختلف از جمله سیاسی و اقتصادی داشته‌است. تبریز اولین پایتخت ایران در زمان صفویان و شهر ولیعهدنشین دودمان قاجار بود.

با کشفیات اخیر در محوطه مسجد کبود قدمت تبریز تا ۵۰۰ ۶سال برآورد می‌شود. در سده چهارم هجری یاقوت حموی تبریز را مشهورترین شهر آذربایجان می‌خواند.

در سده‌های پنجم تا سوم پیش از میلاد تبریز یکی از شهرهای پر جمعیت آن دوران بشمار میرفته‌است. شهر دارای دروازه‌های متعددی بوده و بیش از ۴۰۰ کاروانسرای در آن جای داشته‌است. به لحاظ استقرار آن در منطقه جغرافیایی خاص شهر پی در پی دستخوش حوادث طبیعی مانند زلزله گشته‌است و همچنین به عنوان بزرگ‌ترین شهر نزدیک به ارمنستان و روم شرقی آن زمان همیشه مورد تاخت و تاز دشمنان شمالی و شمال شرقی قرار گرفته‌است. بدین علت با وجود قدمت کهن آن اکثر آثار تاریخی آن از بین رفته‌است. تبریز یکی از بااهمییت ترین مراکز بازرگانی آن دوران بوده و به‌عنوان پل ارتباطی بین شرق و غرب اهمییت فراوانی داشته‌است. مردمان آن از دیرباز به کار بازرگانی اشتغال داشتند و این فرهنگ تا کنون نگهداری شده‌است.

ابن حوقل در۳۶۷ و ابن مسکویه در ۴۲۱ و ناصر خسرو در ۴۳۸ تبریز را بزرگ‌ترین و آبادترین شهر نیمه غربی ایران می‌خوانند.

در سال ۶۱۸ لشکر مغول به پشت دروازه‌های تبریز می‌رسند، اما تدبیر بزرگان شهر تبریز را از حمله مغولان مصون نگه می‌دارد و مردم تبریز با بذل مال شهر را از کشتار و ویرانی رها می‌سازند. این اتفاق سه بار تکرار می‌شود و در هر سه بار مردم متمول تبریز همان روش را به کار می‌بندند تا این که در سال ۶۳۸ هجری قمری مغول‌ها به سراسر آذربایجان چیره می‌شوند.برخی از ایلخانیان مغول تبریز را پایتخت خود قرار می‌دهند که در زمان غازان خان تبریز شکوه ویژه‌ای می‌یابد. یکی از اثرهای معماری این دوره، شنب غازان خان تبریز با ابهت تاریخی اش چشم‌ها را خیره می‌سازد، خواجه رشیدالدین فضل‌الله وزیر ایلخانیان ربع رشیدی را بنیاد می‌نهد که در زمان خود عظیم‌ترین مرکز علمی و فرهنگی به شمار می‌رود و از آن همه مجد و عظمت اینک ویرانه‌های از برج‌های ربع رشیدی در میان محله‌ای باقی مانده‌است.

تبریز اولین پایتخت ایران جدید در دوره صفویه شد .نزدیکی تبریز به مرز ایران و عثمانی موجب شد که این شهر در برابر تهدیدات عثمانی آسیب پذیر شود به طوریکه جندین بار به تصرف عثمانیان درآمد تا اینکه شاه طهماسب صفوی تصمیم به انتقال پایتخت به قزوین گرفت. تبریز در دوره قاجار لقب تاریخی دارالسلطنه را گرفت و تمام ولیعهدهای سلسله قاجار در این شهر اقامت می‌گزیدند.

در رویداد نهضت تنباکو شهر تبریز چون بسیاری دیگر از شهرهای ایران نقش ارزنده‌ای را ایفا کرد. تبریز در جنبش مشروطه نقشی مهم داشت و دلیری و فداکاری کسانی چون ستارخان سردار ملی، باقرخان سالار ملی، ثقه‌الاسلام، شیخ محمد خیابانی، علی مسیو، حسین‌خان باغبان به پیروزی جنبش و گرفتن مشروطه منجر شد.پس از سرکوب مشروطه توسط محمد علی شاه قاجار تمام حرکتهای مشروطه خواهانه در کشور خاموش شدند اما در تبریز و تنها در چند محله آن هنوز کسانی بودند که حاضر باشند تا پای جان از این دست آورد پاسداری کنند . ستارخان و پیروانش در محله امیر خیز شروع به مقاومت کردند و به تدریج چند محله دیگر نیز به آنها ملحق شدند.مقاومت آنها در مقابل نیروهای محمد علی شاه ، قزاقان و دیگر مدافعان استبداد ماهها ادامه داشت تا اینکه مجددا از گوشه و کنار کشور مردم به پا خواستند و مشروطه خواهان با فتح تهران به پیروزی رسیدند.در واقع باید گفت پیروزی مجدد مشروطه خواهان بر استبداد محمد علی شاهی در واقع ناشی از مقاومت تبریز بود .

در ۱۳۲۴ فرقه دموکرات آذربایجان با حمایت شوروی سعی در برپائی حکومتی مستقل از دولت مرکزی ایران کرد و تبریز مرکز فعالیت این گروه بود.ولی با بیرون رفتن نیروهای شوروی فرقه نیز با شکست سختی روبرو شد.
تبریز در نهضت ملی نفت نیز یکی از ارکان حرکت‌های آن زمان در سراسر کشور به شمار می‌رفت.
در ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ نیز بازاریان تبریز با بستن بازار و خطیبان تبریز باایراد سخنرانی‌های مهم و پخش شب نامه‌ها شرکت داشتند.
در ۲۹ بهمن سال ۵۶ مردم تبریز بر رژیم شاهنشاهی شوریدند.

زبان
زبان مردم تبریز همانند بیشتر شهرهای نواحی آذربایجان، ترکی آذربایجانی است.


مکانهای تاریخی

مقبره الشعرای تبریزارگ تبریز
ربع رشیدی
برج آتش‌نشانی
بازار تبریز
بنای شهرداری تبریز
بنای ائل‌گلی (شاهگلی)
موزه مشروطیت
موزه آذربایجان
دبیرستانهای تبریز
مساجد تبریز
مقبرةالشعرا
‌‌مقبره عون بن علی

اولینها در تاریخ ایران
تبریز به شهر اولین‌ها معروف است. اولین چاپخانه، اولین خیابانی که در ایران دارای برق شد، اولین پستخانه و اولین خط انتقال پست و ...

چاپ و چاپخانه

یحیی آرین پور در اثر خود «از صبا نا نیما» جلد اول می‌نویسد: اولین چاپخانه سربی را میرزا زین العابدین از روسیه به تبریز آورده و این چاپخانه در سال ۱۳۳۲ هجری قمری دو سه سال پیش از بزگشت میرزا صالح شیرازی به تبریز به کار افتاده بود.

بعد از دایر شدن چاپخانه سربی در تبریز، اولین روزنامه شهرستان‌های ایران نیز در تبریز منتشر می‌شود. یحیی آرین پور در همان مأخذ تحت عنوان "جراید شهرستان‌هاً می‌نویسد: تا آنجایی که اطلاع داریم قدیمی‌ترین روزنامه‌ای که بعد وقایع اتفاقیه در ایران و برای نخستین بار در شهرستان‌ها دایر شد روزنامه‌ای است به نام «روزنامه ملتی» که در تبریز منتشر گردید و خبری از آن در شماره‌های سال ۱۲۷۵ هجری قمری وقایع اتفاقیه دیده می‌شود.

مدرسه

نخستین مدرسه نوین ایران نیز در تبریز بنیاد نهاده شد. کسروی در جلد اول «تاریخ مشروطه» می‌نویسد: حاجی میرزا حسن رشدیه در جوانی به بیروت رفت و در آنجا دبستان‌ها را دید و شیوه آموزگاری آنها را یاد گرفت و چون به تبریز بازگشت، بر آن شد که دبستانی به شیوه آنها بنیاد گذارد، و در سال۱۲۶۷ بود که به این کار پرداخت... به جلو ایشان پیش تخته نهاد و الفبا را به شیوه آسان و نوینی (شیوه‌ای که امروز هست) آموخت و از کتاب‌های آسان درس فارسی گفت و شاگردان را پاکیزه نگه داشت و در آمدن و رفتن برده گذاشت و پس از همه تابلویی که نام «مدرسه رشدیه» به روی آن نوشته بود بالای در زد.
مدرسه مموریال از مدارس قدیم شهر تبریز که توسط آمریکایی‌ها اداره می‌شد.


کودکستان و مدرسه کر و لال‌ها

مقاله اصلی : جبار باغچه‌بان
نخستین کودکستان و نخستین مدرسه کر و لال‌های ایران نیز در تبریز بنیاد گذاشته شد. جبار باغچه‌بان که سیمایش آشنای مردم ایران است آموزگاری ارجمند و مبتکری شایسته بود که ابتدا در تبریز کودکستانی را تحت عنوان «باغچه اطفال» دایر کرد و به همان خاطر خود را باغچه‌بان نامید. آقای سرداری نیا در «مشاهیر آذربایجان» در شرح زندگانی جبار باغچه‌بان می‌نویسد:

مدرسه کر و لال‌ها را جبار باغچه‌بان در سال ۱۳۰۳خ با وجود مخالفت‌های زیاد از جمله رییس فرهنگ وقت دکتر محسنی در تبریز دایر کرد. این کلاس جنب باغچه اطفال باغچه‌بان در کوچه انجمن در ساختمان معروف به عمارت انجمن تأسیس شد.

آقای سرداری نیا در ادامه می‌افزاید: جبار باغچه‌بان اولین مؤلف و ناشر کتاب کودک در ایران است. او از سال ۱۳۰۷ خورشیدی علیرغم دشواری‌های وسیع چاپ و کلیشه، چاپ کتاب‌های ویژه کودکان را با نقاشی‌هایی که خود می‌کشید آغاز کرد. یکی از کتاب‌های وی با عنوان «بابا برفی» توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به چاپ رسیده و شورای جهانی کتاب کودک آن را به عنوان بهترین کتاب کودک انتخاب کرد.


ادبیات نوین

تبریز در عرصه ادبیات نوین نیز پیشگام بوده‌است. میرزا عبدالرحیم طالبوف و میرزا زین‌العابدین مراغه‌ای در نثر و داستان نویسی و میرزا جعفر خامنه‌ای در شعر نخستین کسان بودند که تحول شگرفی را موجب شدند.

سکه ماشینی
از سال 1298 هجری قمری ضرابخانه ماشینی به طور رسمی در ایران برقرار و تمام ضرابخانه‌های شهرهای معتبر برچیده شد. فکر ایجاد چنین ضرابخانه، سال‌ها قبل از این تاریخ، یعنی به سال ۱۲۲۲ هجری قمری در زمان ولیعهدی عباس‌میرزا نایب‌السلطنه در تبریز مورد توجه بوده و اقدام به تهیه مسکوک رسمی یا چرخی گردیده ولی به علت گرانی هزینه در حدود ۲۰۰ قطعه سکه سیمین تهیه و ضرابخانه تعطیل شد. «اقتباس از کتاب سکه‌های ماشینی»


اتاق تجارت
نخستین اتاق بازرگانی ایران نیز در تبریز بنیاد نهاده شده‌است. تاریخ تأسیس اتاق تجارت در تبریز به سال ۱۲۸۵ هجری خورشیدی بر می‌گردد و اولین اتاق تجارت در سطح کشور بوده‌است. اتاق تجارت تهران بعد از اتاق تجارت تبریز بنیاد یافته‌است.

شهربانی

اولین نظمیه یا شهربانی به مفهوم امروزی توسط انجمن ایالتی آذربایجان در سال ۱۳۲۵ هجری قمری در تبریز به وجود آمد. اجلال‌الملک که نماینده انجمن ایالتی آذربایجان بود به سمت نخستین رییس شهربانی انتخاب شد. از جمله کارهای این سازمان انتشار نشریه‌ای بود که به نام «نظمیه تبریز» منتشر شد.


شهرداری

شهرداری تبریز نخستین شهرداری، یا به اصطلاح آن روز بلدیه، بود که در ایران بنیاد یافت. پس از صدور فرمان مشروطیت که انجمن ایالتی آذربایجان در تبریز تشکیل شد، از جمله اقدامات بس مترقی و مهمش تأسیس ادارات جدید و مؤسسات نوین بود که بلدیه تبریز از جمله آن نهادهاست...


دانشگاه‌های تبریز

نخستین دانشگاه در تبریز در خرداد ماه ۱۳۲۵ در زمان حکومت دموکراتیک آذربایجان بنام «آذربایجان اونیورسیته‌سی» تأسیس شد اما پس از سقوط آن حکومت و تحولات بعدی فعالیت آن عملا متوقف شد. مدتی بعد دانشگاه تبریز فعالیت را از سر گرفت. این دانشگاه در آغاز با دو دانشکده ادبیات و پزشکی شروع به کار نمود و با گذشت زمان دانشکده‌ها، آزمایشگاهها، کارگاهها، آموزشکده‌های آن یکی پس از دیگری تأسیس شدند.

دانشگاه تبریز بعدها به دو دانشگاه یعنی تبریز و علوم پزشکی تبریز تقسیم شد. این دانشگاه در حال حاضر با بیش از ۱۱ هزار نفر دانشجو و حدود ۵۰۰ نفر هیأت علمی، ۲۰۰ آزمایشگاه تخصصی و عمومی که برخی در دنیا و برخی خاورمیانه منحصر به فرد هستند، موزه تاریخ و فرهنگ، حوزه جانورشناسی، حوزه زمین‌شناسی، مرکز پردازش تصاویر ماهوارهای و مراکز و موسسات تحقیقاتی و پژوهشی، محیط آموزشی و دانشگاهی بزرگی را در کشور فراهم نموده‌است. دانشگاه تبریز دومین دانشگاه ایران مشهور است. قطب های علمی شش رشته مانند شیمی، مکاترونیک و ... در آن جای گرفته است.

دانشگاه هنر اسلامی تبریز، دانشگاه تربیت معلم آذربایجان، دانشگاه صنعتی سهند، دانشگاه آزاد اسلامی تبریز ، دانشگاه دانشوران آریای تبریز , دانشگاه سراج تبریز , دانشگاه نبی اکرم (ص)تبریز ، آموزشكده فنی تبریز و سایر دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی نیز در تبریز فعالیت دارند.


روزنامه‌های تبریز

روزنامه مهد آزادی
روزنامه فجر آذربایجان
روزنامه صاحب
روزنامه امین
روزنامه عصر آزادی


هفته‌نامه‌ها
هفته‌نامه شمس تبریزی
هفته‌نامه ارک
هفته‌نامه پیام نور
هفته‌نامه کار و نیرو
هفته‌نامه احرار
هفته‌نامه آذر پیام
هفته‌نامه ندای آذربایجان
هفته‌نامه ارمغان سلامت
هفته‌نامه آذربایجان
هفته‌نامه میثاق
هفته‌نامه صحیفه
هفته‌نامه علم روز
هفته نامه حیدربابا

سالن‌های نمایش تبریز
اولین سالن تئاتر ایران در تبریز ساخته شده‌است. در حال حاضر تبریز دارای ۶ سالن تئاتر و ۷ سالن سینما و سالن‌های سخنرانی متعدد است که مربوط به تشکیلات‌های مختلف از قبیل دانشگاهها ، برق منطقه‌ای، آموزش و پرورش، پتروشیمی و ... می‌باشد.
بهترین و بزرگترین سالن تئاتر ایران مربوط به تبریز و تالار شیر خورشید می شود.این تالار بزرگ و افتخار این سرزمین در سالهای پس از انقلاب جهت ساخت مصلی امام تخریب و آثاری از آن به جا نمانده است و پس از آن تئاتر در تبریز رکود چشم گیری داشته است که هم اکنون سه تئاتر در این شهر وجود دارد که برای شهر اولین ها یک هیچ به نظر می رسد. تبریز شهری است که بعد از تهران بیشترین نمایشگاه‌ها در آن برگزار می‌شود و به شهر نمایشگاهی ملقب شده‌است.

کتابخانه‌های تبریز

کتابخانه مرکزی تبریز

علاوه بر کتابخانه‌های معتبر دانشگاه‌ها، دانشکده‌ها و مراکز علمی پژوهشی و تشکیلات عدیده در تبریز کتابخانه عمومی در ساعات معین آماده ارائه خدمات به اهل ذوق و فرهنگ و اندیشه می‌باشد. شایان ذکر است استان آذربایجان شرقی دارای ۶۲ کتابخانه‌است که کتابخانه‌های بعضی از شهرها از جمله ممقان از لحاظ بنا و خزانه قابل تأمل و تقدیر است. بزرگ‌ترین کتابخانه عمومی ایران بعد از کتابخانه مجلس در این شهر قرار دارد.

فرودگاه بین المللی تبریز

وجود فرودگاه بین المللی تبریز باعث گردیده که از شهر تبریز بتوان به کشورهای دیگر مسافرت کرد. پروازهای تبریز-استانبول ، تبریز-دبی ، تبریز-دمشق ، تبریز-اسپارتا ، تبریز-مدینه و تبریز- جده و پروازهای داخلی به صورت هفتگی و روزانه از این فرودگاه به شهرهای تهران ، مشهد ، ماهشهر ، جزیره کیش ، عسلویه ، شیراز و بندرعباس انجام می‌گیرد. شرکتهای هواپیمایی ایران ایر و ایران ایرتور و ترکیش ایرلاین و سعودی ایرلاین و کاسپین ایرلاین و کیش ایر و ارم ایر و آسمان و ساها به این فرودگاه پرواز دارند. این فرودگاه دارای ترمینال پروازهای داخلی ، بین المللی و حج و تسهیلات گمرک، قرنطینه، رستوران و سالن غذاخوری وسالن cip برای مهمانان مخصوص می باشد به علاوه یک ساختمان مخصوص سرویس پذیرایی هواپیمایی ملی و ساختمان هواشناسی و موتورخانه نیز در آن بنا شده‌است.

راه آهن تبریز
از خطوط بین المللی قطار راه آهن تبریز می توان به خط تبریز-نخجوان ، تبریز-وان ، تبریز-استانبول و تبریز-دمشق نیز اشاره کرد که مسافرین را از تبریز به این شهرها جابجا می کند و از خطوط داخلی قطار تبریز می‌توان به تبریز-تهران ، تبریز- مشهد ، تبریز-مراغه ، تبریز-سلماس ، تبریز-جلفا و تبریز-شرفخانه اشاره کرد.


هتل‌های تبریز
امروزه تبریز دارای ۱۴ هتل مجلل و مهمانسراهای متعدد است.

هتل پارس شاه‌گلی ۵ ستاره (واقع در پارک شاه گلی)
هتل تبریز ۴ ستاره (خیابان امام نرسیده به میدان دانشگاه)
هتل دریا (خیابان راه‌آهن روبروی بیمارستان بابک)
هتل آذربایجان (خیابان شریعتی شمالی)
هتل سینا (میدان باغ گلستان)
هتل قدس (درب گجیل)
هتل مرمر (دروازه تهران)
هتل ایران (خیابان راه‌آهن، جنب هتل دریا)
هتل ارک (چهارراه شریعتی کوچه ارک)
هتل مروارید (میدان گلستان)
هتل پارک (خیابان امام)
هتل نگین (ترمینال)
هتل گسترش ۵ ستاره(چهارراه آبرسان)
هتل شهریار ۵ ستاره (جاده شاه گلی)
[ بیست و هشتم مرداد 1389 ] [ 14:27 ] [ اطلس ایران وجهان ]
آشنایی با شهر زیبای تبریز شهر من
پيشينه تبريز
تبريز مرکز استان آذربيجان شرقي است . در 46 درجه و 25 دقيقه طول شرقي و38 درجه و دو دقيقه عرض شمالي از نصف النهار گرينويچ واقع شده است ، ارتفاع آن از سطح دريا 1340 متر مي باشد . با وسعتي حدود 11800 کيلومتر در قلمرو مياني خطه آذربيجان و در قسمت شرقي شمال درياچه اروميه و619 کيلومتري غرب تهران قرار دارد و در 150 کيلومتري جنوب جلفا ، مرز يران وجمهوري آذربيجان قرار گرفته است . جمعيت تبريز بيش از يک ونيم ميليون نفر مي باشد.تبريز از سمت جنوب به رشته کوه منفرد هميشه پر برف سهند واز شمال شرقي به کوه سرخ فام عون علي (عينالي) محدود مي شود.رودخانه آجي چي (تلخه رود) از قسمت شمال وشمال غرب تبريز مي گذرد وبعد از طي مسافتي قابل توجه در دشت تبريز به درياچه اروميه مي ريزد ومهرانرود از ميانه تبريز مي گذرد که اکثراَ در فصول مختلف سال بي آب است.
تبريز زماني داري باغات ومزارع فرح انگيز وپرآوازه ي بود به همراه قنات ها وچشمه هي متعدد که امروزه تمامي آن همه باغات و مزارع از ميان رفته يا در حکم ازميان رفتن است وگستره شهر پيرامون خود را به مناطق مسکوني، تجاري، اداري وصنعتي وخدماتي مبدل ساخته است .
شرح تبريزازگذشته هي دورتابه امروزهرگزدرقاموس سطرهاونوشته ها نگنجيده است
پيشينه تبريز همواره در هاله ي از ابهام مستور بوده و امروزش نيز حکيتگر غريب است. تاريخ تبريز در پيش از ظهور اسلام اسير ظن ها و گمان ها وگاهي اغراض هاست وبعد از ظهور اسلام سيمي پر شکوهش نظر جهانيان را معطوف مي سازد و در گستره وسيع حکومت اسلامي به « قبۀ الاسلام » مشهور مي شود .


سپس در شاهراه ابريشم ، شرق را با غرب پيوند مي دهد ورونق اقتصادش به بنيان بازارها و کاروانسراهيي مي انجامد که عظيم ترين مکان مسقف پهنه گيتي مي گردد واز ين رو ـ رشک انگيز ـ داري شکوه مندترين ابنيه اعصار و مترقي ترين دانشگاه آنزمان ها ـ ربع رشيدي ـ مي شود .بنياد شهر تبريز و وجه تسميه نامش افسانه ي را مي ماند ، گاهي بوي اغراض مي دهد وبرخي موارد نيز از ظن ها وگمان ها نشأت مي گيرد .
زنده يادعبدالعلي کارنگ درآثارباستاني آذربيجان (آثاروابنيه تاريخي شهرستان تبريز ) در باب وجه تسميه تبريز مي نويسد: کلمه تبريز را جغرافي نويسان عرب چون سمعاني و ياقوت حموي به« کسر تاء » وجغرافي نويسان يراني و ترک چون حمد الله مستوفي و کاتب چلبي به « فتح تاء » و مورخان رومي و ارمني و روسي چون فاوست ، آسوليک ، وارطان و خانيکف به « فتح تاء » قلب « باء »
به « واو» يعني به صورت « تورز Tavrez » و« تورژ Tavdrz » ، «تورشavres T» دَورژDavrez » ذکر کرده اند.
درباره بنا و وجه تسميه شهر تبريز حمدالله مستوفي و ياقوت حموي مي نويسند: بني تبريز از زيبده زن هارون الرشيد است. وي به بيماري تب نوبه مبتلا بوده ، روزي چند در آن حوالي اقامت کرده ، در اثر هوي لطيف و دل انگيز آنجا بيماري زيبده زايل شده، فرموده شهري در آن محل بنا کنند و نام آن را« تب ريز » بگذراند.
اوليا چلبي کلمه « تبريزرا به معني ستمه دوکوچو » ( ريزنده تف و تاب ) و اين نام را با آتشفشاني ديرين کوه سهند مربوط دانسته است.
زنده ياد کارنگ در ادامه مي افزايد: مورخان ارمني هم اسم تبريز را « تورژ يا دورژ » محرّف عبارت « دَ ، ي ، ورژ » و به معني انتقال گاه دانسته و نوشته اند: باني تبريز خسرو ارشاکي ( 233 – 217 م ) حکمران ارمنستان است که آن شهر را به ياد گرفتن انتقام « ارتبانوس » يا « اردوان » آخرين پادشاه پارتي ارز اردشير بابکان بنياد نهاده و نام آن را ( Da – I – vrez ) گذاشته است.
مؤلف آثار باستاني آذربايجان با افسانه شمردن موارد ذکر شده مي نويسد: قديمي ترين ذکر نام تبريز را در کتيبه سارگن دوم پادشاه آشور خواهيم يافت، شرقشناس شهير فقيد ولاديمير مينورسکي مي نويسد: « سارگن دوم در سال 714 قبل از ميلاد به قصد تصرف ممالک اورارتو سفري به شمال غربي ايران کرد. از ناحيه سليمانيه کنوني ( واقع در کردستان عراق ) داخل کردستان مکري شد. از پارسوا Parsua ( پسوه کنوني ) و ساحل جنوبي درياچه اروميه گذشت. از سوي شرقي درياچه به راه خود ادامه داد و پس از پشت سر گذاشتن « اوشکايا » ( اسکوي کنوني ) قلعه « تارومي » يا « تاروني » و « ترماکيس » را گشود . بعيد نيست يکي از اين دو کلمه نام قديمي تبريز کنوني باشد.
چنانچه در ابتدا اشاره شد پيشينه تبريز همواره در هاله ي از ابهام مستور بوده است و بنياد و وجه تسميه نامش گاهي افسانه ي، گاهي مغرضانه و گاهي نشأت گرفته از ظن ها وگمان ها مي گردد. اين که تبريز قبل از اسلام مکاني آباد و يا غير آباد بوده است هوز سند محکمه پسندي در ميان نيست حتي در اوايل ظهور اسلام نيز در حمله اعراب به آذربايجان نامي از تبريز ديده نمي شود.تنها اشاره دقيق و مستند مربوط به زمان سلسله رواديان است که در زمان خلافت متوکل عباسي، رواد ازدي از اهالي يمن در آذربايجان به حکمراني پرداخت و در زمان او و فرزندانش تبريز رو به آبادي نهاد و دور شهر را بارو کشيدند. از آن زمان به بعد تبريز با سپري ساختن وقايع تلخ و شيرين آوازه ي جهاني يافت. اوصافي که در طول تاريخ از تبريز شده است به اجمال چنين است:
در قرن چهارم هجري ياقوت حموي تبريز را مشهورترين شهر آذربايجان مي خواند. ابوحوقل در 367 و ابن مسکويه در 421 و ناصر خسرو در 438 تبريز را بزرگترين و آبادترين شهر آذربايجان مي خوانند.
در سال 618 لشکر مغول به پشت دروازه هي تبريز مي رسند، اما تدابير شايان تقدير بزرگان شهر تبريز را از حمله مغولان مصون نگه مي دارد و مردم تبريز با بذل مال شهر را از کشتار و ويراني رها مي سازند. البته اين اتفاق سه بار تکرار مي شود و در هر سه بار مردم متمول تبريز همان تدبير را به کار مي بندند تا اين که در سال 638هجري قمري مغول ها به سراسر آذربايجان مسلط مي شوند و تبريز را پايتخت خود قرار مي دهند که در زمان غازان خان تبريز شکوه ويژه ي مي يابد. شنب غازان با ابهت تاريخي اش چشم ها را خيره مي سازد. خواجه رشيد الدين فضل الله وزير انديشمند ايلخانيان ربع رشيدي را بنياد مي نهد که در زمان خود عظيم ترين مرکز علمي – فرهنگي به شمار مي رود و از آن همه مجد و عظمت اينک ويرانه هايي از برج هي ربع رشيدي در ميان محله ي باقي مانده است.
اين شهر در طول تاريخ دوره هي طلايي متعددي را سپري ساخته است. دوران پايتختي ، دوران وليعهد نشيني ، دوران شکوفايي تجاري، اقتصادي، هنري و .... زماني مکتب تبريز در عرصه هنر تحول شگرفي را موجب مي گردد که امروزه آثار کم نظير آن دوره زينت بخش موزه هي جهان است. مردان و زنان نامداري از اين شهر برخاسته اند، کعبه ملي روم، ميعادگاه عرفا، شعرا انديشمندان و بزرگان بوده است. به همين خاطر تبريز يگانه شهري است که صاحب مقبره الشعر است. مقبره ي که خاقاني ها، همام ها، قطران ها و ..... سرانجام واپسين مقتدر آسمان شعر و ادب شهريار شيرين سخن در آن مکان مقدس آرميده است. اگر چه از بلايي زميني و آسماني در امان نمانده است، زلزله ها، سيل ها ، بيماري هي واگير ، جنگ ها و .. تبريز را آشفته ، اما باز اين شهر هميشه سرفراز به قول آقي يحيي ذکاء ، هر بار از زير ويرانه ها و خاکسترهي شهر پيشين همچون سمندري، زنده تر و سرفرازانه تر قد برافراشته ، زندگي از سر گرفته و هيچگاه زبون پيشامدها و بازي هي روزگار نگرديده است. مير علي تبريزي واصع خط نستعليق، پير سيد احمد تبريزي استاد کمال الدين بهزاد و .... از جمله هنرمنداني بودند که تحولي در عرصه دنيي هنر آن روزگاد پديد آوردند. در زمان صفويه اين اقتدار هنري در تبريز به اوج خود رسيد اما جنگ صفويان با دولت عثماني آنچه را که يافته شده بود پنبه ساخت و از تبريز و از آن هم مجد و عظمتش جز کشتزارهايي سوخته و کوشک هايي ويران چيزي بر جي نماند و پايتخت به اصفهان منتقل شد و هر چه استاد و هنرمند و انديشمند بود به اصفهان کوچيد و بناهي عظيم اصفهان که امروز مايه مباهات کشورمان است به دست کوچندگان تبريز و هنرمندان اين خطه بنياد شد و پادشاهان صفوي که پادشاهاني فرهنگ دوست و هنر پرور بودند اصفهان را نگين ايران ساختند و همي سعادت از فراز آذربايجان بويژه ، تبريز پر کشيد و بر سر اصفهان سايه افکند.
تبريز گذشته از آنچه ذکرش رفت، در امور بنيادي نيز همواره پيشگام بوده است و شاهد اين مدعا قيام ها وتحول هي فرهنگي ، هنري و صنعتي است که شاهد آن بوده ايم و هستيم. نقش بنيادي تبريز در نهضت تنباکو به استناد مدارک وجود حقانيت مبداء نهضت تنباکو از تبريز را به اثبات مي رساند که در پي آن ميرزي شيرازي فتوي معروف خود را صادر مي کند وشرح واقعه به قلم پژوهشگر ارجمند آقي صمد سرداري نيا تحت عنوان « تبريز در نهضت تنباکو» به انجام رسيده است. قيام عظيم مشروطيت و نقش تبريز در اعطي مشروطه به مردم آن زمان امر مبرهني است که حکايتگر دليري مردان پولادين اراده ي چون زنده يادان ستارخان سردار ملي، باقرخان سالار ملي ثقة الاسلام،شيخ محمدخياباني، علي مسيو، حسين خان باغبان و ... است.
بعد از قيام مشروطه و وقايع مختلف، تبريز پس از سپري ساختن سال هي بحراني 20 الي 25 سال 1332 در نهضت ملي ساختن نفت يکي از ارکان حرکت هي آن زمان در سراسر کشور به شمار مي رفت و گواه اين ادعا، صفحه هي حاکي شور و حال انقلابي مطبوعات تبريز در آن سال هاست و ملاقات هي شادروان سيد اسماعيل پيمان با آيت ا... کاشاني و دکتر مصدق مي باشد.در نهضت خرداد سال 1342 نيز بازاريان با بستند بازار و خطبي تبريز با ايراد سخنراني هي مهم و پخش شب نامه ها و حرکت هي اصيل انقلابي دين خود را ادا کردند و سرانجام در 29 بهمن سال 56 با حرکتي توفنده بنياد شاهنشاهي 2500 ساله را به لرزه درآوردند و عظمت واقعه به قدري غير منتظره و خارق العاده بود که رژيم شاهي را دچار سردرگمي ساخت و ساواک با تمامي ادعاهي پرطمطراق خود عاجزانه به تقلا برخاست.
آنچه رفت مختصري بود از تبريز و وقايع تاريخي فرهنگي آن. اينک به شرح مختصر يکايک موارد شايان توجه اکتفا مي شود. با اين اميد که اين سطور در شناساندن سيمي تبريز بري هر صاحب اشتياقي سودمند واقع شود.

توسعه شهر تبريز از طريق ايجاد بازارچه هايي در امتداد دروازه هي هشت گانه قديمي صورت گرفته است. با پوشش فواصل بازارچه ها توسط واحدهي مسکوني، سيمي شهر فعلي در قرن گذشته شکل گرفته است و اکنون نيز اين سيما را مي توان در محلات قديمي شهر کاملاً مشاهده نمود هر چند خيابان کشي هي جديد آن بافت قديمي و سنتي را از بين برده با ين همه در بين کوچه پس کوچه هي قديمي شهر و بر خيابان هي قديمي مي توان به وضوح معماري قديمي شهر را که از آنها آثاري هر چند غير معمور بر جا مانده است مشاهده نمود . ين قسمت از شهر از شمال به محله دوده چي ( خيابان شمس تبريزي )، از جنوب به محله ليلاوا و چرنداب ، از شرق به خيابان ثقۀالاسلام و خاقاني و از غرب به راسته کوچه و شريعتي محدود مي گردد . در درون ين هسته مرکزي بازار تبريز قرار گرفته است که با وسعتي معادل يک کيلومتر مربع از تيمچه ها و سراها و دالان ها و مساجد و حمام ها و حجرات تشکيل يافته است . ين بازار بعد از مشروطيت و مخصوصاَ بعد از سال هي 1300 شمسي در اثر عدم توجه رو به خرابي گذارده است . هجوم معماري جديد و استفاده از مصالح جديد به جي مصالح سنتي قديم، ين بازار را مورد تهديد جدي قرار داده است . رکورد اقتصادي منطقه بعد از سال هي 1320 که مسيل سياسي وقت موجد آن بوده است و فرار سرميه هي بومي ، در انهدام بازار تبريز نقش مهمي داشته است به طوري که در دهه هي 30 و 40 بي توجهي به اوج خود رسيده و بيشتر انهدام بازار و بافت سنتي آن در ين سال ها صورت گرفته است . با تمام ين ها اگر يک جهانگرد اروپيي بخواهد به شرق مسافرت نميد از اروپا تا تهران بازار سر پوشيده ي به بزرگي و عظمت بازار تبريز مشاهده نخواهد نمود.
از جهانگردان بنامي که بازار را در اعصار و قرون مختلف ديده و توصيف نموده اند مي توان مقدسي در قرن چهارم ، ياقوت حموي قرن هفتم ، مارکوپولو قرن هفتم ، ابن بطوطه قرن هشتم ، حمدالله مستوفي قرن هشتم را نام برد که هر به فراخور حال از بازار و وفور کالا و ين که درآمد بيشتر مردم از طريق داد و ستد به دست مي يد سخن رانده اند ولي مفصل ترين آنها را شاردن داشته است . او بازار را داري 15000 باب مغازه و تبريز را داري بزرگترين بازار آسيا به حساب مي آورد .
بازار تبريز يکي از شاهکارهي جالب معماري يراني است . طاق ها و گنبدها مقرنس بي نظير يا کم نظيري دارد .

بزرگترين گنبد بازار ، گنبد تيمچه امير است . مهم ترين تيمچه هي فعلي بازار تبريز عبارتند از : تيمچه امير ، تيمچه مظفريه ، تيمچه شيخ کاظم ، تيمچه گرجيلر ، تيمچه حاج صفر علي ، تيمچه ميرزا شفيع ، تيمچه حاج رحيم ، تيمچه حاج مير ابوالحسن.


باني تيمچه اميرميرزامحمد خان امير نظام زنگنه است که در 1260 ه.ق درگذشته است .
معمار معروف آن صمد معمار بوده است که داستان زندگي او در بين معمرين تبريز زبانزد است . وي در اواخر عمر با فقر روزگار گذرانيده و با فقر زندگي را بدرود گفته است . يکي از زيباترين قسمت هي بازار تبريز تيمچه مظفريه است . ساختمان ين بنا در سال 1305 ه. ق پيان پذيرفته است و نامگذاري آن به سبب حضور مظفرالدين ميرزا و افتتاح آن به دست وي بوده است . باني آن حاج شيخ معروف ( جعفر قزويني ) بوده است که در عين حال باني تيمچه ها و دالان حاج شيخ نيز مي باشد.
معروف ترين راسته هي بازار تبريز در حال حاضر عبارتند از :
بازار امير ، بازار کفاشان ، بازار حرمخانه ، راسته بازار ، يمن دوز بازار ، بازار حلاجان، قيزبستي بازار(قيز بسط بازار)،بازار سراجان ، راسته کهنه ، بازار کلاهدوزان ، دلاله زن بازار، بازار صادقيه ، بازار مسگران ، بازار حاج محمد حسبن ، بازار مشير ، بازار صفي ، بازار مير ابوالحسن ، رنگلي بازار ، بازارچه دوده چي ( شتربان ) ، بازارچه خيابان و ...
مجموعه بازار قديمي تبريز به سبب ويژگي هي معماري آن و ضرورت حفظ و نگهداري از آن در سال 1354 تحت شماره 1097 در فهرست آثار ملي کشور ثبت شده و ينک مطابق قانون تحت حفاظت سازمان ميراث فرهنگي قرار دارد و هرگونه تعميرات و مرمت با اطلاع و مجوز آن سازمان صورت مي گيرد . سازمان ميراث فرهنگي کشور همه ساله از محل بودجه عمومي دولت و کمک هي مالي کسبه مبالغ قابل توجهي در مرمت و احياء ين مجموعه زيبي قديمي هزينه مي نميد


1- مدرسه اکبريه : ين مدرسه عمارت دو طبقه مفصلي داشت که در سال 1266 ه. ق در ضلع غربي و شمالي صحن بقعه صاحب الامر از طرف ميرزاعلي اکبرخان مترجم و دبير کنسولگري روسي بنيان نهاده شد.

2- مدرسه جعفريه : جعفريه مدرسه کوچکي است که در بازار مسجد جامع ـ جنب مدرسه طالبيه متصل به ديوار شرقي مسجد اسماعيل خاله اوغلي واقع شده است . راه آن از دالان طالبيه ، بين حوضخانه و مسجد نامبرده تعبيه گرديده است.
3- مدرسه حاج صفر علي : ين مدرسه تقريباَ روبروي سري بزرگ شاهزاده واقع شده است.باني آن تاجرنيکوکاري بوده به نام صفرعلي که درروزگار نيب السلطنه مي زيسته است.
4- مدرسه خواجه علي اصغر : ين مدرسه در کوچه حرم خانه پشت عمارت عالي قاپو يا کاخ استانداري کنوني واقع شده است . باني ين مدرسه و مسجد حاج علي اصغر معروف به خواجه مازندراني بود که ظاهراَ در روزگار فتحعلي شاه مي زيسته است .
5- مدرسه صادقيه : ين مدرسه در انتهي شمالي راسته کهنه به بازار صادقيه معروف است قرار گرفته ، مدرسه ي است داري حجرات مستعد جهت طلاب علوم ديني و يک مسجد با طاق هي آجري ضربي و ستون هي سنگي و مسجدي به صورت تالاري درازا در جانب شرقي مسجد بزرگ ، جهت زنان نمازگزار ، باني ين مدرسه و مسجد ميرزا صادق نامي از اهل اشتهار بود که در زمان شاه سليمان صفوي سمت استيفا داشت . ين مدرسه و مسجد نيز داري موقوفات زيادي مي باشد . نادر ميرزا در تاريخ و جغرافيي دارالسلطنه تبريز ص 116مي نويسد : ين مدرسه را حمامي بر نيکو بود که اکنون ويرانه است .
6- مدرسه طالبيه : ين مدرسه در بازار مسجد جامع تبريز واقع شده است . مدخل آن دالاني است که سطحش قريب به يک متر و نيم از کف بازار پيين تر است . سابقاَ ين دالان سرپوشيده و مسقف بود. عمارت شمالي در نيمه دوم قرن يازدهم هجري از طرف حاج طالب خان پسر حاج اسحق تبريزي ساخته شده و طبق وقف نامه ي که به مهر و امضي چهارده تن از علما رسيده در تاريخ 1087 ه . ق پس از پيان يافتن عمارت طالبيه ، در آمد مستغلاتي به هزينه اداري و حفظ و حراست مدرسه مزبور اختصاص يافته است .
7- مدرسه ظهيريه : ين مدرسه يکي از بناهي ميرزا محمد ابراهيم ظهيرالدين وزير آذربيجان است که در سال 1089 ه . ق در زمان سلطنت شاه سليمان صفوي در کنار ظهيريه يا قزللو مسجد ساخته شده است .
8- مدرسه کاظميه : کاظميه نام مدرسه و مسجدي است که در محله چنار انتهي بازار مسجد جامع واقع شده است . باني آن سليمان خان بن شم خال خان افشار حاکم صائن قلعه بوده و ين بنا را به نام سيد کاظم رشتي شاگرد معروف شيخ احساني ساخته و ثواب آن را به روان سيد رشتي هديه نموده و توليت آن را به نلا علي مرندي واگذار کرده است و بني مدرسه و مسجد کاظميه در سال 1271 ه . ق پيان پذيرفته و بر اثر بي سرپرستي مسجد متروک گرديده و همچنين حوادث طبيعي از قبيل باد و باران و زلزله و غيره کم کم عمارت کاظميه را به ويراني کشانده است به طوري که اکنون جز ويرانه ي حسابي از آن مدرسه و مسجد باعظمت يکصدوبيست سال پيش چيزي بر جي نيست .
9- مدرسه نصريه : ين مدرسه يکي از تنوعات عمارت نصيريه بود که به نام وصيت ابوالنصر حسن فرمانروي آق قويونلو پس از در گذشت وي ساخته شده است . ين مدرسه مانند سير قسمت هي عمارت نصريه در نتيجه زلزله و حوادث مختلف ويران شد ودر زمان نيب السلطنه عباس ميرزا، مرحوم حاج ميرزا مهدي قاضي از در آمد موقوفات عمارت نصريه در محل آن، مدرسه جديدي ساخت که اکنون به حسن پادشاه معروف است.
[ بیست و هشتم مرداد 1389 ] [ 14:25 ] [ اطلس ایران وجهان ]
معرفی، تاریخچه و آشنایی با شهر مرند

نام رسمی:مرند
کشور:ایران Flag of Iran.svg
استان:آذربایجان شرقی
نام‌های قدیمی:ماریانا، مانداگارا، مروند
جمعیت:۱۱۴٬۱۶۵ نفر
رشد جمعیت:۱٫۹ درصد
زبان‌های گفتاری:ترکی آذربایجانی
مذهب:شیعه
مساحت:۲۰ کیلومتر مربع
ارتفاع از سطح دریا:۱٬۳۳۴ متر
پیش‌شماره تلفنی:۰۴۹۱
---------------------------------------------------------

مرند
یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی و مرکز شهرستان مرند است. این شهر با ۱۱۴٬۱۶۵ نفر جمعیت در سال ۱۳۸۵ خورشیدی، سومین شهر پرجمعیت و بزرگ استان آذربایجان شرقی، پس از شهرهای تبریز و مراغه محسوب می‌گردد. شهر مرند با مساحتی بیش از ۲۰ کیلومتر مربع، در ۶۵ کیلومتری شمال غرب تبریز، واقع شده‌است.

جغرافیا


شهر مرند در ناحیهٔ شمال غربی استان آذربایجان شرقی و در شمالی‌ترین منطقهٔ ایران واقع شده‌است که از سمت شمال و جلفا، از سمت شرق به ارسباران، از سمت جنوب به تبریز و شبستر و از سمت مغرب به استان آذربایجان غربی محدود شده‌است. این شهر در ۴۵ درجه و ۴۶ دقیقهٔ طول شرقی و ۳۸ درجه و ۲۶ دقیقهٔ عرض شمالی قرار گرفته‌است و حدود ۲۰ کیلومتر مربع وسعت دارد.

مردم


اهالی شهر مرند، همانند ساکنان سایر نواحی استان آذربایجان شرقی، به زبان ترکی آذربایجانی و با لهجهٔ محلی خود سخن می‌گویند.

شغل اکثر مردم این شهر، کشاورزی است. کشاورزی در این منطقه ترکیبی از باغداری و کشت گندم و جو است. از محصولات مهم این شهر می‌توان به گیلاس، زردآلو، گلابی و سیب اشاره کرد.

شهر مرند نسبت به شهرهای دیگر استان، بیشتر جنبهٔ تجارتی دارد.
به‌طوری‌که بیشترین پاساژها و مراکز خرید پس از مرکز استان در این شهر قرار
دارد. افزودنی است که بزرگترین بازار مدرن شمال غرب کشور در این شهر در حال ساخت می‌باشد.

جمعیت شهر مرند در سال ۱۳۸۵ خورشیدی، بالغ بر ۱۱۴٬۱۶۵ نفر بوده‌است که از این میان ۵۷٬۱۵۱ نفر مرد و ۵۷٬۰۱۴ نفر زن بوده‌اند که در قالب ۲۹٬۷۵۵ خانوار، ساکن این شهر بوده‌اند.

وجه تسمیه


بطلیموس، جغرافیادان یونانی که قبل از میلاد می‌زیسته، از این شهر به نام «ماندگار» نام برده و آن را یکی از آبادترین شهرها در تاریخ می‌خواند. در روایات باستانی ارامنه آمده‌است که حضرت نوح(ع) در مرند مدفون شده و کلمهٔ مرند از یک فعل لغت ارمنی به معنای تدفین اشتقاق یافته‌است.

ولی ارامنهٔ امروزی را اعتقاد بر این است که نوح(ع) بعد از طوفان در نخجوان فرود آمد و در این شهر نیز مدفون شد و قبر همسرش هم در مرند واقع شده‌است.

مطابق نوشته‌های تورات، مادر حضرت نوح(ع) در مسجد بازار مرند مدفون است.
برخی نیز بنای شهر مرند را به امر دختر ترسائی به نام «ماریا» می‌دانند و بنای اولیهٔ مسجد جامع فعلی مرند را نیز، کلیسایی می‌شمارند که وی بنا کرده‌است و نام مرند را هم برگرفته از نام ماریا با اندکی تغییر می‌دانند. در روایت دیگری وجه تسمیه شهر مرند را تغییر یافته کلمه « مادوند » و « مارند » یعنی محل زندگی مادها ذکر کرده‌اند.

صنایع دستی



قالی‌بافی


شهر مرند همانند سایر شهرهای منطقهٔ آذربایجان، یکی از کانون‌های مهم قالی‌بافی در سطح کشور محسوب می‌شود. در شهر مرند و نیز در تمام شهرها و روستاهای حومهٔ آن، کارگاه‌های بزرگ و کوچک بافت قالی و قالیچه، گلیم و خورجین دایر است. این صنعت به استناد منابع تاریخی، قرن‌هاست که در این منطقه
رواج داشته و همواره یکی از منابع عمدهٔ درآمد مردم محسوب می‌شده‌است. قالی‌ها و قالیچه‌های نفیس بافت مرند و روستاهای حومه‌اش، نه تنها در بازارهای فرش داخل کشور، بلکه در خارج از کشور نیز شهرت بسیار دارد و از نظر صادرات نیز اهمیت بسزایی دارد. صنعت قالی‌بافی در شهر مرند به صورت کارگاهی و در روستاها به صورت تک‌بافی، یکی از مشاغل فراگیر مردم به شمار می‌رود و محصولات آن‌ها در طرح‌ها و نقش‌های متنوع و بافت‌های گوناگون به بازارهای داخلی و خارجی عرضه می‌شود.

سبدبافی


از دیگر صنایع دستی شهر مرند، بافت انواع سبدها برای حمل نان و میوه از ساقهٔ گندم است که به نوبهٔ خود از شهرت زیادی برخوردار است.

فانوسکابافی


روستای هوجقان،
یکی از مناطقی است که سال‌های سال، مردم آن‌جا در بافتن فتیله‌های چراغ، مهارت کامل داشته و تولیدات خود را به سراسر کشور عرضه می‌کردند. با گسترش نیروی برق و روشنایی الکتریسیته و رکورد فروش فتیله، مردم صنعت‌گر این روستا به بافتن «فانوسقه» یا کمربندهای نظامی و نوار کفش پرداختند و در حال حاضر، یکی از مراکز مهم تولید این محصول می‌باشد.

سفال‌گری و سرامیک‌سازی


محصولات سرامیک، در چند کارگاه شهر زنوز تولید می‌شود. استادکاران سرامیک زنوز، از نوعی خاک مرغوب (کائولن یا خاک
چینی) استفاده می‌کنند و به نقاط دیگر جهت فروش، صادر می‌نمایند. علاوه بر کارگاه‌های سرامیک‌سازی، کارگاه‌های سفال‌گری نیز در بعضی از مناطق شهر مرند و روستاهای اطراف وجود دارند.

کتابخانه‌ها


در داخل شهر مرند تعدادی کتابخانه وجود دارد که «کتابخانهٔ پارک شهر مرند»، بزرگ‌ترین کتابخانهٔ این شهر و جزء کتابخانه‌های درجه یک کشور است که در سال ۱۳۷۸ خورشیدی، در محوطهٔ پارک شهر مرند با مساحت ۱۲۰۰ متر مربع و زیربنای 956 مترمربع، افتتاح گردیده و دارای 1 سالن مطالعه و یک مخزن کتاب و یک سالن آمفی تئاتر و اتاق اینترنت است. تعداد کتاب‌های این کتابخانه به حدود 25000 جلد در موضوعات متنوع و تعداد اعضای آن ۳٬۷۰۰ نفر بوده و کلیهٔ خدمات فنی به روش رایانه‌ای صورت می‌گیرد و همه روزه از ساعت ۷ و نیم صبح، آمادهٔ ارائهٔ خدمات می‌باشد. بیشتر مراجعین این کتابخانه را دانش‌آموزان و دانشجویان تشکیل می‌دهند.

«کتابخانهٔ عمومی کوثر» واقع در خیابان امام خمینی مرند، در سال ۱۳۳۰ با زیربنای حدود ۲۰۰ متر مربع تأسیس گردیده‌است. در حال حاضر این کتابخانه دارای یک مخزن و یک سالن مطالعه به ظرفیت ۱۲۰ نفر است که مجموعهٔ کتاب‌های آن به حدود 13000 جلد می‌رسد و تعداد اعضای آن ۲٬۷۰۰ نفر می‌باشد. این کتابخانه مخصوص خواهران است و روزانه حدود ۱۵۰ نفر مراجعه کننده دارد و همه
روزه از ساعت ۷ و نیم صبح لغایت ۸ و نیم شب، آمادهٔ ارائهٔ خدمات به مراجعین می‌باشد. کلیهٔ خدمات فنی این کتابخانه به روش رایانه‌ای صورت می‌گیرد.

اماکن تاریخی و دیدنی


از اماکن تاریخی و باستانی این شهر می‌توان به قلعه مانداگارانا، مسجد جامع مرند، تپه سیوان و بازار کوزه‌چیلر اشاره کرد. در تپه سیوان، یک ته‌ستون ترکان اورارتو و سفالینه‌های ترکان پارتی یافته شده‌است.

از مناطق بسیار زیبا و تفریحی مرند نیز می‌توان به گردنه پیام، روستاهای ملایوسف و کندلج در ۵ کیلومتری شمال مرند و چشمهٔ باش کهریز و قنات بزرگ و بسیار معروف بَی گوزی (=چشمه داماد) در شمال روستای دیزج علیا که از دل کوه میشو بیرون می‌آید اشاره کرد.

آب و هوا


از آن‌جایی که مرند در منطقه‌ای کوهستانی واقع شده‌است، از آب و هوایی هر چند سرد و خشک، ولی نسبتاً مساعد برای کشاورزی بهره‌مند گشته‌است. از اوایل پائیز، تمام مناطق کوهستانی اطراف این شهر را برف سنگینی فرا می‌گیرد که تا اواخر بهار در قلل کوه‌ها باقی می‌ماند.

کارخانجات


در سال‌های اخیر با توجه به پیشرفت‌هایی که شهر مرند داشته‌است، کارخانجات مختلفی در اطراف این شهر احداث شده‌اند که از این میان، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • کاشی تبریزکف
  • خاک‌چینی
  • آناکنسرو
  • آبمیوه تکدانه
  • پارس پروفیل
  • رب سانیا
  • پلاستوفوم فخر مرند
  • ترشی کام مرند
  • پیام شیمی
  • ثمین شیر
  • رب تکدانه
  • سرامیک سازی
  • شرکت سامرند
  • کارخانه آذرت مرند
  • کارخانه سرم سازی

روستای پلكانی زنوزق در شهرستان مرند




[ بیست و هشتم مرداد 1389 ] [ 14:4 ] [ اطلس ایران وجهان ]

آشنايی با شهرستان قوچان

 

قوچان : موقعییت جغرافیایی وتقسیمات کشوری

توجه به این نکته ضروری است که گرد آوری وتدوین اطلاعات فرهنگ جغرافیایی شهرساتن قوچان در سال 82-1381 انجام گرفته است و لذا در تغیرات تقسیمات قوچان در سال 1383 ،طبق مصوبات وزارت کشور ،بخش فاروج از آن منتزع وبه عنوان یک شهرستان از توابع, استان خراسان شمالی تصویب گردیده است.

شهرستان قوچان بعنوان یکی از شهرستانهای تابعه استان خراسان رضوی با مساحتی حدود (1) 5338  کیلومتر مربع وبا مختصات جغرافیایی بین 52  57 تا 08 59 طول شرقی و38  36 تا 41 37 عرض شمالی قرار گرفته است .

شهرستان قوچان به عنوان یکی شهرستانهای مرزی استان خراسان رضوی از جانب شمال در محدوده بخش باجگیران، با کشور ترکمنستان مرز مشترک دارد، همچنین از طرف شمال شرقی وشرق به شهرستان درگز واز جهت جنوب شرقی با شهرستان چناران واز سوی جنوب به شهرستان نیشابور، از جهت جنوب غربی به شهرستان اسفراین واز طرف غرب وشمال غربی به شهرستان شیروان محدود می شود .

 شهرستان قوچان جزء شهرستانهایی بوده که در سطح استان خراسان بعد از تصویب اولین قانون تقسیمات کشوری  در سال 1316 ایجاد گردید، بعد از تصویب این قانون شهرستان قوچان به مرکزیت شهر قوچان تاسیس شد، از آن تاریخ به بعد با الحاقات وانتزاعات مختلف همچنان بعنوان يکی از شهرستانهای استان خراسان رضوی محسوب می شود. طبق تقسیمات کشوری مصوبه وزارت کشوردر 1382 شهرستان قوچان به مرکزیت شهر قوچان شامل سه بخش ونه دهستان بوده ودر آخرین تقسیمات کشوری سال 1383 با جدا شدن بخش فاروج وتبدیل آن به شهرستان مجزا ، قوچان به عنوان یکی از شهرستانهای استان خراسان رضوی محسوب شده وشهرستان فاروج نیز تابع استان خراسان  شمالی است. 
  


پل معلق سیمانی  : بنا شده به دست مهندسین وکارگران آلمانی درسال 1318

                                 

 

 

جدول شماره 1: تقسیمات کشوری شهرستان قوچان –سال 1382

شهرستان قوچان

مساحت5338 کیلومتر مربع

مرکز شهرستان قوچان

بخش

مساحت

مرکز

بخش

دهستان

مرکز

دهستاان

تعداد

آبادی

تعداد

مزرعه

ومکان

شهر

مرکزی

1/2658

قوچان

دوغایی

آلماجق

40

120

قوچان

 

 

 

سودلانه

علی آباد

30

118

شیرین دره

مزرج

28

30

قوچان عتیق

شهر کهنه

44

115

فاروج

2/1447

فاروج

خبوشان

تیتکانلو

24

50

فاروج

 

سنگر

ینگی قلعه

26

47

شاه جهان

مایوان

10

21

فاروج

چری

45

21

باجگیران

4/1233

باجگیران

دولتخانه

امامقلی

25

75

باجگیران

 

جغرافیای انسانی

خصوصیا ت جمعیتی

 شهرستان قوچان در شمال غربی استان خراسان رضوی است که طبق سرشماری عمومی سال 1375 ،236875 نفر جمیعیت داشته است .

بر اسا س ا ین آمار جمعیت ساکن در شهرستان قوچان4 /  18درصد کل جمعیت استا ن خراسان را شامل می شد.

طبق آمار اعلام شده توسط فرمانداری شهرستان قوچان درسا ل 1380 جمعیت شهرستان برابر 245109 نفر بوده است .

از این جمیعت بیش از 70 درصد در بخش مرکزی ،24 درصد در بخش فاروج وحدود5 درصد در بخش باجگیران سکونت داشتند.

از سال 1355 تا سا ل 1380 ودر فاصله بین 25 سال بیش از 70 هزار نفر بر جمعیت شهرستان قوچان افزوده شده است.

 

جدول شماره  2: جمعیت شهرستان قوچان درسالهای مختلف

سال

1355

1365

1375

1380

جمعیت

171219

223451

 

236875

245109

نرخ رشد

 

3/2% 

  5/0%

 6/0%

 

ازکل جمعیت شهرستان قوچان در سا ل 1375، 8/49 درصد را مردان و2/50 درصد را زنان تشکیل می دادند ونسبت جنسی آن برابر 99 بوده است ، این ترکیب در سال 1380 تغییراتی را نشان می دهد در این سال از کل جمعیت شهرستان 3/50 درصد را  مردان وتعداد خانوارهای شهرستان قوچان در سال 1375 برابر 48624 ودر سال 1380 برابر 52467 بوده است در نتیجه در بعد خانوار این شهرستان تغییر اندکی در فاصله این سالها مشاهده می شود یعنی بعد خانوار در 1375 از 8 /4 نفر در سال 1380 رسیده بود.

ترکیب گروههای عمده سنی جمعیت  شهرستان قوچان در سال 1375 بدین ترتیب بوده است،95/1درصد را اطفال کمتر از يکسال ،5/12 درصد را افراد 5-1 سال ، 25/15 در صد را افراد 10-6 ساله ، 3/12 د رصد را افراد 14-11 ساله،7/20 درصد را افراد بالای 65 سال تشکیل می دادند. به طور کلی از مجموع جمعیت این شهرستان 23/29 درصد را افراد 10 ساله وکمتر ،8/65 درصد را افراد 10تا 64 سال و9/4 درصد را افراد بالای 65 ساله شامل می شدند ، درنتیجه از کل جمعیت این شهرستان 13/34 درصد افراد غیر مولد وبیش از 65 درصد را افراد مولد تشکیل  می دهد که در چرخه های اقتصادی اهمیت زیادی دارند.

 

جدول شماره 3 : ترکیب گروههای عمده سنی جمعیت شهرستان قوچان به تفکیک شهری وروستایی، سال 1375

رديف

گروهای سنی

جميت روستايي

جمعيت شهر قوچان

جمعيت شهر فاروج

جمعيت شهر باجگيران

جمعيت کل شهرستان قوچان

درصد

1

اطفال(کمتر از يک سال)

2824

1569

198

12

4603

95/1

2

نوباوگان(1-5 ساله)

17615

9745

1146

88

28594

15/12

3

کودکان(6/10 ساله)

21153

13069

1559

98

35879

25/15

4

نوجوانان(11-14ساله)

16760

10814

1284

65

28923

3/12

5

نوجوانان(15-24ساله)

30373

16137

2025

86

48621

7/20

6

ميانسالان(25-64ساله)

44127

29532

3367

237

77263

8/32

 

درسال  1375 از کل جمعیت شهرستان قوچان 96488 نفر (7/40% ) در نقاط شهری و140387 نفر (3/59%) در نقاط روستایی ساکن بودند، در سال 1380 ، از تعداد ساکنان روستایی حدود دو درصد کمتر شده وبر میزان جمعیت شهر افزوده شده است ، بر اساس این روند از کل جمعیت شهرستان 103346 نفر در سه شهر ، قوچان ، باجگیران وفاروج سکونت داشتنند و141763 نفر دیگر در مناطق روستایی ساکن بودند .

 

جدول شماره 4: نسبت جمعیت شهری وروستایی شهرستان قوچان در سال 80 و1375

سال

جمعیت کل

تعداد مرد

تعداد زن

تعداد خانوار

جمعیت شهری

جمعیت روستا یی

1375

236875

117926

118949

48624

96488

140387

1380

245109

123290

121819

52497

103346

141763

 

 در آبانماه 1375 از 203660 نفرجمعیت 6ساله وبیشتر شهرستان قوچان 4/75 درصد باسواد بودند ،نسبت باسوادی در نقاط شهری 6/97 درصد ودر نقاط روستایی 6/97  درصد بوده است ودرنقاط روستایی 13/93 درصد بوده است. همچنین این نسبت در بین مردان 97/80 درصد ودر بین زنان 0/70 درصد بوده است .

در فاصله سالهای 1365 تا 1375،28115 نفر به شهرستان وارد یا در داخل این شهرستان جابجا شده اند .

محل اقامت قبلی 2/20 درصد مهاجران سایر استانها ،5/31 درصد شهرستانهای دیگر استان محل سر شماری و3/47 درصد شهر یا آبادی دیگری در همین شهرستان بوده است . محل اقامت قبلی بقیه افراد ، خارج از کشور یا اظهار نشده  بوده  است .

مقایسه محل اقامت قبلی مهاجران با محلی که در آن سرشماری شده اند نشان می دهد 34 درصد از روستا به شهر ،9/34 درصد از شهر به شهر ،14/7 درصد از روستا به روستا ،7/22 درصد از شهر به روستا در طی 10 سال قبل از سرشماری آبان 1375 مهاجرت کرده اند .

در سال 1375 در این شهرستان از کل جمعیت 10 سال وبیشتر 04/ 36 درصد را افراد شاغل وافراد جویای کار تشکیل می دادند واز نظر توضیح نسبی افراد شاغل در گروهای عمده شغلی ،در سطح شهرستان ،48/41 درصد در بخش کشاورزی ،9/27 درصد را در بخش صنعت و9/28 درصد در بخش خدمات مشغول بکار بودند و59/1 درصد را در بخش صنعت و9/28 درصد در بخش خدمات مشغول بکار بودند و 59/1 درصد نیز شغل شان نا مشخص بوده است . در سطح شهرستان قوچان طبق آمار جمعیتی سال 1380

تراکم نسبی جمعیت 9/45 نفر در کیلومتر مربع وتراکم زیستی 9/2 نفر در هکتار برآرود شده است . 

[ بیست و هشتم مرداد 1389 ] [ 14:0 ] [ اطلس ایران وجهان ]
هُرمُزگان

نام یکی از استان‌های کشور ایران است. این استان در جنوب ایران و در شمال تنگه هرمز قرار دارد. کرانه‌های این استان در شرق بر دریای عمان و در غرب بر خلیج فارس قرار دارند.
بعضی از جزیره‌های مهم هرمزگان عبارت‌اند از قشم، کیش، و لاوان.
استان هرمزگان دارای 10 شهرستان، 19 شهر، 33 بخش و 71 دهستان و 2170 آبادی دارای سکنه است و بنا به سرشماری بعمل آمده در سال 1375 جمعیت استان هرمزگان 1062155 نفر می‌‌باشد.
استان هرمزگان در حدفاصل بین مختصات جغرافیایی 25 درجه و 24 دقیقه تا 28 درجه و 57 دقیقه عرض شمالی و 53 درجه و 41 دقیقه تا 59 درجه و 15دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ واقع شده است.این استان حدود 68هزار کیلومتر مربع مساحت دارد که از این نظر هشتمین استان کشور می‌باشد. هرمزگان از جهت شمال و شمال شرقی با استان کرمان، غرب و شمال غربی با استان‌های فارس و بوشهر از شرق با سیستان و بلوچستان همسایه بوده و جنوب آن را آبهای گرم خلیج فارس و دریای عمان در نواری به طول تقریبی 900 کیلومتر دربرگرفته است. بنا به سرشماری بعمل آمده در سال 1375 جمعیت استان هرمزگان 1062155 نفر می‌باشد که از این تعداد 419938 نفر در بندرعباس ساکن می‌باشند. بندرعباس به‌عنوان مرکز استان امروزه یکی از شهرهای بزرگ ایران می‌باشد که مرکز مهم فعالیتهای اقتصادی و تجاری می‌باشد. این شهر که در قسمت انتهایی خلیج فارس و در فصل مشترک شاهراه خلیج فارس و دریای عمان واقع گردیده است که نقش مهمی در زمینه صادرات و واردات کشور ایفا می‌کند.تأسیسات مهم دریایی و زیربنایی کشور همچون بندر شهید رجایی، پالایشگاه نفت بندرعباس، کارخانه آلومینیوم المهدی، کشتی سازی خلیج فارس، فولاد و سیمان هرمزگان از این جمله می‌باشندبخش عمده‌ای از مساحت استان هرمزگان را مناطق کوهستانی در برگرفته‌اند و کوههای این منطقه ادامه رشته کوههای زاگرس اند که به تدریج از شمال شرقی به جنوب شرقی امتداد می‌یابند . ادامه این رشته همراه با کاهش ارتفاع ،به تپه ماهورهای آهکی ، گچی و شنی منتهی شده و به زمینهای پست ساحلی خلیج فارس و دریای عمان متصل میگردد . این ناحیه پست ساحلی ،در اطراف تنگه هرمز وسعت بیشتری یافته ،و شرایط مساعدی برای کشاورزی و صیفی به وجود آورده‌است . با توجه به مشخصات اقلیمی و استقرار استان هرمزگان در منطقه فوق حاره‌ای ،گرمی هوا مهم‌ترین پدیده مشهود اقلیمی آن است . استان هرمزگان از مناطق گرم و خشک ایران است و اقلیم آن تحت تأثیر آب و هوای نیمه بیابانی و بیابانی قرار دارد . هوای نوار ساحلی در تابستانها بسیار گرم و مرطوب است و گاهی نیز دمای آن از ۵۲ درجه سانتیگراد تجاوز می‌کند . دمای متوسط سالانه این منطقه در حدود ۲۷ درجه سانتیگراد است . از ویژیگیهای آب و هوایی استان هرمزگان ،یک فصل طولانی گرم و یک فصل کوتاه خنک است . فصل گرم همراه با هوای شرجی ۹ ماه به درازا می‌کشد . فصل تابستان از اوایل اسفند ماه شروع می‌شود ، هوا رفته رفته رو به گرمی می‌رود تااینکه گرما در ماه‌های تیر و مرداد به اوج خود می‌رسد . فصل خنک آن همراه با خشکی نسبی هوا در حدود سه ماه طول می‌کشد . این فصل از اوایل آذرماه شروع می‌شود و تحت تأثیر توده‌های هوای خنک غربی قرار می‌گیرد . دمای هوای این استان در سردترین شبهای سال به ندرت به صفر درجه می‌رسد و در روزهای زمستانی دمای آن معمولاً از ده درجه سانتی گراد بالای صفر پایین تر نمی‌آید. اصولاً آب و هوای این استان همانند آب وهوای نواحی بیابانی است و میزان بارشهای جوی آن نیز فوق العاده اندک می‌باشد . در این منطقه ، در حدود نه ماه از سال بارندگی مهمی صورت نمی‌گیرد و قسمت عمده بارندگی آن نیز در یک یا دو نوبت بوقوع می‌پیوندد . در همان موارد اندک هم بارندگی آن اغلب مانند بارانهای بهاری سیل آسا است وخسارات فراوانی به بار می‌آورد . میزان رطوبت نسبی در سواحل خلیج فارس عمدتاً بالا است و بین ۲۰ تا ۱۰۰ درصد نوسان دارد .صنایع دستی استان شامل قالیبافی، گلیم بافی، گبه بافی، سفالگری، حصیر بافی، گلابتون دوزی، سوزن دوزی، خوس دوزی، زری بافی، چادرشب بافی، جاجیم بافی، مبلمان سازی، خرسک بافی، سنگ تراشی، خیمه بافی، صنایع دستی دریایی و انواع بافته های داری کوچک نظیر توبره، کشکدان، نمکدان، خورجین است. صنایع دستی موجود در استان هرمزگان عمدتاً فصلی بوده و 90 درصد تولیدکنندگان را زنان تشکیل می دهند.

حصیربافی:


از حصیر بافی باید به عنوان رایج ترین و معمول ترین صنعت دستی استان هرمزگان نام برد، چرا که ماده اولیه مورد نیاز حصیر بافی برگ درخت خرما بوده که به حد وفور در اختیار صنعتگران است و تولید انواع فرآورده های حصیری که کاملاً جنبه مصرفی دارد در استان شایع است. روستاهای میناب ، یشاگرد، بندر لنگه و اطراف آن از مناطق مهم بافت حصیر است که اکثر کار آن توسط زنان و دختران منطقه صورت می گیرد. مواد اولیه مورد مصرف عبارت است از برگ درخت خرما(پیش مُغ) و ضایعات درخت خرما و گیاهی به نام "مور". حصیر بافان میناب در روستاهای بهمنی، چلو، نصیرابی، محمودی و قاسم آباد ساکن هستند.

سفالگری:


سفالگری در روستاهای حکمی، گوربند و شهوار از توابع شهرستان میناب و روستاهای لشتگان از توابع بندر عباس رواج دارد.

گلابتونه دوزی:


زردوزی که در نقاط مختلف ایران به «کم دوزی»، «گلدوزی»، «برودری دوزی» و «کمان دوزی» شهرت دارد، در اکثر نقاط ایران رواج دارد و در استان هرمزگان بویژه شهرهای بندر لنگه، بندر عباس و میناب رونق بسیار دارد.
از گلابتون دوزی برای تولیداتی نظیر دمپایی، شلوار های زنانه، سر آستین، پیش سینه، دور یقه، لبه پرده، دیوارکوب، پشتی، کوسن، سجاده، جلد قرآن و تابلو استفاده می کنند.

خوس دوزی:


این هنر به کمک نوارهای نقره ای باریک و برروی پارچه توری ریز بافت تجلی یافته و گاه ستاره هایی فلزی برروی پارچه می نشانند، و ازآن برای تزئین مقنعه، دستار(چادر زنانه) استفاده می شود. پارچه مصرفی معمولاً به رنگ های سیاه، سفید، سبز و زرشکی است که هر دو روی پارچه شکل یکسان دارند.

بادله دوزی:


بادله دوزی یا "تلی بافی" عبارت است از بهم پیوستن چند نوع زری با یکدیگر به صورتی که زری بزرگ دروسط و زری های کوچک در اطراف قرار می گیرند. بادله به شکل نوارهایی با پهنای 15 سانتیمتر تولید می شود که معمولاً برای لبه شلوارهای زنانه مورد استفاده قرار می گیرد.

سوزندوزی:


نوع دیگر از رودوزی است که فقط در بخش "وشاگرد" و توسط زنان و دختران روستایی به شیوه زنان بلوچ انجام می گیرد و دلیل آن نزدیکی منطقه به استان سیستان و بلوچستان است.

قالیبافی:

مناطق تولید قالیبافی در استان هرمزگان عبارتند از: بندرعباس, روستای درتوجان و بخش حاجی آباد. اغلب تولیدکنندگان را عشایر اسکان یافته ایلهای افشاریه ورائینی تشکیل داده که به تولید و تهیه انواع قالی و قالیچه, رویه پشتی و چنته مشغول هستند. تولیدکنندگان معمولاً پشم مورد نیاز خود را از سیرجان خریداری کرده و خود به ریسیدن و رنگرزی آن اقدام می کنند. نوع گره رایج "گره فارسی" است و نقشه هایی که در بخش حاجی آباد و روستای "درتوجان" بافته می شود نقشه های افشاریه است که به نامهای بوته شاهی، ماه و ستاره ای, سه کله, خشتی, گنبدی, شکارگاه, بچه بغل, سماوری و ... معروف هستند.

خرسک بافی:


خرسک عبارت است از بافت نوعی فرش با پرزهای بلند و درشت بافت که بافت آن با رنگ های بسیار محدود انجام می شود. در بافت سنتی آن از رنگ طبیعی پشم استفاده می شده است. پرز, تار و پود کلفت آن از پشم است و از پود رو استفاده نمی شود. در قدیم از آن به عنوان روانداز استفاده می کرده اند. امروزه از این نوع بافت برای تولید پادری و کناره در اندازه های مختلف استفاده می کنند. نقوش خرسک معمولاً هندسی بوده و بافت آن در روستای "درتوجان" رواج دارد.

شیریکی پیچ:


از دیگر تولیدات استان هرمزگان شیریکی پیچ را می توان نام برد که مرکز تولید آن روستاهای بخش حاجی آباد بوده و دلیل رونق آن همسایگی منطقه با استان کرمان است.

چادرشب بافی:


چادرشب بافی یا "کاربافی" از دیگر صنایع دستی استان هرمزگان است که در روستاهای کلیبی و سرریگان از توابع میناب و روستاهای سیروئیه, احمدیه و فارقان رواج دارد.

چنته بافی:


چنته بافی در منطقه وشاگرد به وسیله دارهای زمینی و توسط زنان انجام می شود.
نقش ها اغلب به صورت هندسی و ذهنی بافت است. اطراف چنته را به وسیله صدف های دریایی و منگوله های رنگی تزئین می کنند. از چنته بیشتر برای تزئین کپرها استفاده می شود.

صنایع دستی دریایی:


همه ساله به هنگام جزر و مد دریا, مقادیر متنابهی از انوع صدف ها, حلزون ها و بقایای آبزیان خلیج فارس در سواحل جزایر متعدد این خلیج (کیش, ابوموسی, لارک, قشم, هرمز و ...) می ریزد که توسط اهالی بومی جمع آوری شده و توسط افراد باذوق از آنها تابلو, مجسمه ها و اشیاء گوناگونی تولید می شود. مواد اولیه مصرفی شامل پوسته حلزون ها, صدف ها, استخوان ماهی, گوش ماهی و مرجان است و برای اتصال قطعات انتخاب شده از چسب بی رنگ استفاده می کنند
تاریخ استان بوشهر

به طوری که از اسناد و اطلاعات برمی‌آید، این منطقه به علت موقعیت استراتژیکی مناسب برای احداث پایگاه دریایی و بندرگاه، مورد استفاده پادشاهان عیلام قرار میگرفت. در زمان هخامنشیان که کشور ایران به بیست ساتراپنشین (استان) تقسیم می‌شد، سرزمین بوشهر جزء ساتراپ نشین پارس بود. داریوش فرمان داد که حفر ترعه نیل به دریای سرخ را دنبال کنند. این کانال محققاً راهی بود که به جای کانال سوئز امروز میتوانست خلیج فارس و دریای عمان را از طریق دریای سرخ مستقیماً به مصر و مدیترانه اتصال دهد. مقابر کنده شده بر سطح سنگی جزیره خارک دلیل بر حضور سربازان هخامنشی در استان بوشهر است که برای نگهبانی از چنین راه طولانی تدارک شده بود. خلیج فارس به دلیل موقعیت سوقالجیشی و به لحاظ اهمیت اقتصادی و بازرگانی، در طول تاریخ همواره از سوی کشورها و دولتها برای تبادل علم و ثروت و گسترش قدرت مورد توجه قرار گرفته است. اولین یورش دولتهای اروپایی به سواحل خلیج فارس در سال هزار و پانصد و شش میلادی با حمله پرتغالیها تحت عنوان محافظت و حراست از منافع پرتغال در برابر تجار مصری و ونیزی صورت گرفت. در سال هزار و سیزده هجری قمری شاه عباس با انگلیسیها متحد شد و دست پرتغالیها را از خلیج فارس کوتاه کرد.

از سال هزار و صد و چهل و هشت هجری قمری نادرشاه بوشهر را که دهکدهای بیش نبود مورد توجه قرار داد و مشغول آماده کردن بوشهر به عنوان یک بندر و اسکله کشتیسازی با استفاده از چوب جنگلهای مازندران شد. همچنین برای تأمین ارتباط جزایر و سواحل خلیج فارس درصدد تأسیس نیروی دریایی برآمد. در سال هزار و صد و چهل و هشت هجری قمری لطیفخان را به ایالت دشتستان و کاپیتانی کل سواحل خلیج فارس انتخاب و اعزام کرد. این شخص برای تهیه ناوگانی در خلیج فارس، بوشهر را مرکز دریایی خود قرار داد. در اواخر سلطنت نادر ایران بیست و سه تا بیست و پنج فروند کشتی جنگی در خلیج فارس داشت. بدین ترتیب از زمان نادرشاه بوشهر روی به پیشرفت نهاد و حتی مدتی بندرعباس را نیز تحتالشعاع خود قرارداد. پس از قتل نادر در اثر هرج و مرجی که در ایران پدید آمد، کشتیهای جنگی توسط حکمرانان و شیوخ اطراف خلیج فارس ضبط گردید. همچنین بندر بوشهر و بندرعباس نیز اهمیت سابق خود را از دست دادند. تجار هلندی که در سال هزار و ششصد و بیست و سه میلادی روابط تجاری خود را با ایران شروع کرده بودند پس از قتل نادر ایران را ترک کردند و بصره را مرکز تجارت خود قرار دادند، اما پس از مدتی در اثر دسیسه رقبای انگلیسی و به منظور نزدیکی بیشتر با دهانه خلیج فارس، تأسیسات تجاری خود را به خارک منتقل کردند و در عین حال از پرداخت اجاره بهای خارک به میرمهنا حاکم بندر ریگ و جزیره خارک خودداری نمودند. میرمهنا در سال هزار و هفتصد و پنجاه و شش به تأسیسات هلندی‌ها حمله برد، دژ آنها را تسخیر کرد و آنها را از جزیره بیرون راند، ولی به سبب اینکه در دفعات متعدد بنای سرکشی و تمرد از دستورات کریمخان زند را گذاشت و مدتی آرامش خلیج فارس را بر هم زد، کریمخان او را شکست داد و جزیره خارک و بندر ریگ را تصرف کرد. در همین زمان نفوذ انگلیسیها در سواحل و جزایر خلیج فارس و به خصوص سرزمین بوشهر روبه گسترش نهاد و آنها موفق شدند اجازه تأسیس تجارتخانهای را در بوشهر با امتیازات فوقالعاده به دست آورند. سلسله قاجاریه که پس از زندیه روی کار آمد چندان نفوذی در خلیج فارس نداشت، به همین دلیل، رفته رفته نفوذ انگلیسیها در خلیج فارس بیشتر شد و زمام امور خلیج فارس و دریای عمان به دست آنها افتاد و جنرال کنسول در بوشهر مدت بیست سال بر همه خلیج فارس حکمرانی کرد.

در زمان ناصرالدین شاه ارتش ایران هرات را اشغال کرد و به دنبال آن حالت جنگی بین ایران و فرانسه و انگلیس به وجود آمد. به دنبال این مسئله ناوگان انگلیس در خلیج فارسی مرکب از هشت کشتی جنگی و تعدادی ناوگان بخاری و بادی به ایران حمله کردند و جزیره خارک را متصرف شدند. پنج روز پس از آن قوای انگلیسی در حوالی بوشهر در خاک ایران پیاده شدند و شروع به پیشروی به سوی برازجان کردند. قوای ایران برازجان را تخلیه و عقب‌نشینی کرده بود. بنابراین قوای انگلیس انبار اسلحه و مهمات برازجان را منفجر کرد و سپس به بوشهر بازگشت. سرانجام در نبردی که در نهم ژانویه هزار و هشتصدو پنجاه و هفت میلادی در خوشاب بین ایران و انگلیس رخ داد، انگلیسیها موفق شدند سپاه ایران را شکست دهند. بیش از جنگ اول جهانی بار دیگر دولت انگلیس منطقه بوشهر را مورد تجاوز قرار داد و در سال 1913 میلادی جنگ سختی بین نیروی انگلیس و دلیران دلواری در گرفت. در جریان این جنگ رئیس علی دلواری و مردم تنگستان و دشتستان نقش برجستهای ایفا کردند. رئیس علی دلواری از مشروطه خواهان بنام جنوب ایران بود که در سال 1299 هجری قمری در روستای دلوار تنگستان دیده به جهان گشود. در بیست و پنج سالگی به صفوف مبارزین مشروطه‌خواه جنوب ایران پیوست و همکاری نزدیکی را با محافل انقلابی و عناصر مشروطه طلب ایران شروع کرد. با کودتای -- انقلابی لیاخوف روسی علیه مشروطه‌خواهان در هزار و سیصدو بیست و شش هجری قمری و بمباران مجلس شورای ملی و استقرار دیکتاتوری محمدعلی شاه قاجار، رئیس علی به همراه سیدمرتضی علم‌الهدی اهرمی به ------ علیه استبداد صغیر پرداخت. در سال هزار وسیصد و بیست و هفت هجری قمری با کمک تفنگچی تنگستانی، بوشهر را از عناصر مستبد وابسته به دربار محمدعلی شاه پاک کرد و اداره گمرک و انتظامات و دیگر ادارات را تسخیر کرد. این کار دلیران تنگستان بر انگلیسیها که اداره گمرک را در اجاره داشتند گران آمد وآنان برای تضعیف مشروطه‌خواهان و استمرار سلطه بر حیات اقتصادی و ----- جنوب ایران به جنگ با دلیران تنگستانی پرداختند و در این راه از دیگر خوانین جنوب ایران یاری جستند.

جنگ بین رئیس علی و دلیران تنگستان از یک طرف و انگلیسیها و خوانین متحد آنان از سوی دیگر به طور متوالی و پراکنده تا شوال هزار و سیصد و -- و سه ه.ق ادامه یافت و انگلیسیها نتوانستند بر رئیس علی و یارانش تفوق یابند. تا این که درگیر و دار حمله انگلیسیها به بوشهر در شب بیست و سه شوال هزار و سیصد وسیوسه ه.ق (سوم سپتامبر هزار و نهصد و پانزده میلادی) هنگامی که رئیس‌علی در محلی به نام «تنگک صفر» قصد شبیخون به قوای انگلیسیها را داشت، از پشت مورد هدف گلوله یکی از همراهان خائن قرار گرفت و در دم به شهادت رسید. وی هنگام شهادت حدود -- و چهار سال داشت. مبارزات رئیس علی دلواری برگ زرین دیگری در تاریخ مقاومت دلیر مردان ایران در ------ با استعمار است.


[ بیست و ششم مرداد 1389 ] [ 22:40 ] [ اطلس ایران وجهان ]

موقعیت جفرافیایی                           

شربیان در" ۳۷ْ۵۲ '۵۸شمالي كره زمين و عرض جغرافي

"۴۷ْ۰۶ '۱۱قرار دارد

شربيان از نظر آب و هوا داراي آب و هواي سرد زمستاني و

معتدل تابستاني مي باشد.

اين شهر از جنوب به ادامه رشته كوه بزقوش (قاسم داغي )و از شمال 

به جاده اصلي بستان آباد، سراب متصل مي شود.در غرب شربيان 

شهرستان سراب  ودر 

شرق آن بستان آباد قـــرار  گرفته است

در ورودي شهر شربيان بعد از بلوار ، ميدان علامه فاضلي شربياني

قرار دارد

فاصله ميدان علامه فاضلي از فضا تا سه راهي گورستان قديم

(جنوبي ترين و شمالي ترين نقطه شربيان) تقريبا ۱۲۳۰ متر

فاصله جاده ايوق از روي پل از فضاتا انتهاي بيمارستان شربيان

(شرق و غرب شربيان ) تقريبا ۱۰۳۳ متر 

فاصله شربيان تا جاده اصلي (بستان آباد به سراب )

۶/۸ كيلومتر

فاصله شربيان از مركز استان (تبريز )از فضا بصورت خط

مستقيم ۷۰كيلومتر

از سطح زمين (جاده) تقريبا ۹۵كيلومتر

از مركز شهرستان (سراب) از فضا ۳۷ كيلومتر و 

از سطح زمين (جاده) تقريبا ۴۲كيلومتر مي باشد

طبق اعلام مركز آمار ايران

در سر شماري نفوس و مسكن سال ۱۳۸۵

تعداد خانوار و جمعيت شربيان به شرح زير ارائه شده است

تعداد خانوار  جمعيت    با سواد   سواد قديم يا بي سواد
۱۰۳۸  ۴۳۷۴ ۳۳۰۸ ۶۲۲

۲۲۱۲نفر از جمعيت شربيان مرد و ۲۱۶۲نفر زن هستند

از كل جمعيت باسواد شربيان ۱۷۵۹ نفر مرد و ۱۵۴۹نفر را زنان

تشكيل مي دهند 

توضيح اينكه در سال گذشته با پرداخت وام مسكن از سوي

بانكها تعداد خانوارهاي شربيان از مرز ۱۴۰۰ گذشته است

جمعیت شربیان با توابع طبق اعلام مرکز آمار ایران در سرشماري نفوس و مسكن

  سال ۱۳۸۵

تعدادخانوار كل جمعيت مرد     زن      باسواد بيسواد
۲۰۴۳  ۸۷۵۲ ۴۴۱۸ ۴۳۳۴ ۶۳۰۴ ۱۵۰۲

از كل جمعيت با سواد دهستان شربيان ۳۳۷۷ نفر مرد و ۲۹۲۷ نفر را زنان تشكيل مي دهند

از ۱۵۰۲ نفر بي سواد يا داراي سواد قديم ۵۵۳ نفر مرد و ۹۴۹ نفر را زنان تشكيل مي دهند.

شربيان مركزيت روستاهاي

ايوق ، برنج آباد، لنجوان، اسماعيل آباد ، سرچشمه ، 

و را ه ارتباطي دهدولان و كهدولان  به مركز استان و شهرستان

 است

توضیح اینکه مسئولین ذیربط در شربیان با توجه به آمارهای جدید و ثبت اسناد ملکی در شربیان تعداد خانوار و جمعیت شربیان را در پایان سال ۸۶ به شرح زیر در اختیار وبلاگ شربیان قرار دادند.

تعداد خانوار  جمعيت   
۱۴۲۶  ۵۷۳۸

روستاهاي اطراف شربيان

تعداد خانوار و جمعيت روستاهاي تابع شربيان جهت استفاده عزيزان به

 شرح جدول زير ارائه مي شود . اين آمار دقيقا طبق اعلام مركز آمار

ايران در سرشماري نفوس و مسكن سال 1385 ارائه شده است 

 

نام روستا تعداد خانوار جمعيت تعداد با سواد سواد قديم يا بي سواد

ايوق

۲۹۴

۱۳۴۸

۱۰۳۴

۱۸۲

اسماعيل آباد

۸۸

۳۷۴

۲۶۸

۶۸

سر چشمه

۷۷

۳۳۸

۲۳۸

۸۰

برنج آباد

۶۹

۳۵۴

۱۵۹

۱۴۰

كهدولان

۶۳

۳۹۷

۲۳۰

۱۱۱

دهدولان

۳۲

۱۵۰

۹۴

۳۹

لنجوان

۷

۲۶

۱۴

۹

 

از جمعيت ايوق ۶۸۰ نفر مرد و ۶۶۸ نفر را زنان تشكيل مي دهند

تعداد مردان در اسماعيل آباد ۱۸۵ نفر و تعداد زنان ۱۸۹ نفر مي

باشد

تعداد مردان در سر چشمه ۱۵۸ نفر و زنان ۱۸۰ نفر هستند

از كل جمعيت برنج آباد ۱۸۳ نفر مرد و ۱۷۱ نفر زن مي باشند

از جمعيت ۳۹۷ نفري كهدولان ۱۹۵ نفر مرد و ۲۰۲ نفر زن

هستند

از جمعيت دهدولان ۶۷ نفر مرد و ۸۳ نفر زن مي باشند

لنجوان كوچكترين روستاي تابع شربيان داراي ۱۱مرد و ۱۵ زن

مي باشد  

توضيح اينكه دوزدوزان همسايه شمالي شربيان داراي ۶۶۴

خانوار و جمعيت ۳۵۵۷ نفر مي باشد كه از اين تعداد ۱۸۱۹ نفر

مردو۱۷۳۸ نفر را زنان تشكيل مي دهند.

تعداد با سواد در دوزدوزان ۲۴۰۲ نفر مي باشد كه سهم مردان

۱۳۲۹و سهم زنان ۱۰۷۳ نفر بوده است                  

تاریخچه:

شربیان از قدمت زیادی برخوردار است به طوری که از آثار باقی

 مانده در این شهر

چنین بر می آید.که قبلا رونق فراوانی داشته است 

            البته شربیان قدیم به نقل قدما

در محل فعلی نیوده و این محل بعد از زلزله مشهور آذربایجان در

 نزدیکی محل قدیم ساخته شده است    

در جنگ جهاني دوم شربيان داراي مخابرات و اداره پست بوده كه در آن زمان مناطق معدودي چنين امكاناتي داشته اند 

شربیان قدیم در دامنه کوه ودر شرق شربیان کنونی قرار داشته است.

 شربیان قدیم در دامنه کوهی خاموش کشته و هر از چند

گاهی عده ای سود جو برای 

بیرون آوردن عتیقه و اشیا قیمتی خلوت آن را به هم می زنند 

گل تپه (تپه خاکستری)

یکی از نشانه های قدیم در شربیان وجود گل تپه(کل تپه) می باشد . که از زمان زرتشتیان بجا

مانده است .چنانکه می دانید گل تپه محلی بوده که زرتشتیان در آن مکان آتش روشن میکردند

و قربانی میدادند. البته من که بزرگ شده شربیان هستم و دهها بار نیز آنجا را دیدم  تاکنون

استخوان آدمی در آن  تپه ندیدم ولی استخوان سوخته حیوانات از قبیل گوسفند وبزو ظروف

شکسته سفالی در این نقطه بسیار است. عده ای هم برای پیدا کردن عتیقه و اشیای

قیمتی چندین بار آنجا را جستجو کرده اند و شاید وسایلی هم پیدا کرده باشند.

اینکه استخوان آدمی در آنجا پیدا نشده دلیل بر این نیست که مردگان خود را نمی سوزاندند .         

 شاید بعد از قر بانی یا سوزاندن مردگان استخوانها و خاکستر مرده را جمع و در جای دیگری       

دفن می کردند.اطلاعات در این موردکافی نیست .

. ولی وجود چنین مکانهایی در آذربایجان نشانه گسترش دین زرتشت که

مکانهای مخصوص برای روشن نگه داشتن آتش داشتند می باشد 

 

                                                       

مجسمه های سنگی

 از دیگر آثار تاریخی در اين منطقه مي توان به مجسمه هاي شير و يا گوسفند اشاره كرد

كه اكثرا  به صورت نيم تنه و خوابيده هستند . اين مجسمه ها تا جندي پيش در قبرستانهاي

اين منطقه پراكنده بودند . بخصوص در روستاي ايوق كه از روستا هاي اطراف شربيان مي باشد.

جالب اينكه كسي نمي داند اين مجسمه هاي سنگي را به چه دليل ساخته اند . و چرا فقط در

قبرستانها قرار دارند.                                          

  دره شهدا (سيدلر)

اين دره بين جاده شربيان به ايوق وتقريبا در دو كيلومتري ايوق 

در سمت راست از شربيان به ايوق قرار گرفته است.

در اين دره دو قبر قديمي وجود دارد كه بعضي ها معتقدند قبور

متعلق به شهداست . اين عده شهدا را از علويان و شيعيان

مي دانند كه از دست خلفاي اموي يا عباسي همواره متواري

بودند و در اين منطقه به دست سربازان حكومتي به شهادت

رسيده اند.( اينكه متعلق به زمان امويان بوده اند يا عباسي اطلاع دقيقي در دست نيست

منبع :وبلاگ آشنایی باشربیان

[ بیست و پنجم مرداد 1389 ] [ 16:40 ] [ اطلس ایران وجهان ]
تاریخچه و مشخصات عمومی استان بوشهر
استان بوشهر با وسعت 5/23167 كیلومتر مربع در جنوب غربی جمهوری اسلامی ایران و در حاشیه خلیج فارس به طول 625 كیلومتر وقاع شده است . جمعیت استان بوشهر مطابق آخرین برآوردهای انجام شده بالغ بر 800 هزار نفر است . این استان پیش از ورود آریاییها به ایران محل سكونت اقوام و گروههای نژادی گوناگون بوده است . گویش غالب مردم استان بوشهر به زبان فارسی لهجه دار ، در برخی مناطق گویش لری و زبان تعدادی از ساكنین مناطق جنوبی عربی است . بیش از 99 درصد ساكنین استان بوشهر مسلمان و شیعه ، در برخی مناطق جنوبی استان اهل تسنن و تعداد اندكی نیز شامل اقلیت های مذهبی می باشند .
براساس آخرین اصلاحات صورت گرفته در تقسیمات كشور ، استان بوشهر دارای نه شهرستان به این شرح است كه در ادامه درباره آنها توضیحاتی ارائه خواهد شد : شهرستانهای بوشهر ( مركز استان ) دیلم ع گناوه ، دشتستان ، تنگستان ، دشتی ، دیر ، كنگان ، جم.
آب و هوای غالب مناطق استان بوشهر گرم و بیابانی است . میانگین دمای سالانه 27 درجه ساتنی گراد ، رطوبت نسبی حدود 65 درصد و میانگین بارندگی 250 میلیمتر می باشد.
سابقه سكونت بر كرانه های دریای پارس به حدود شش هزار سال قبل بر می گردد . از زمان شروع امپراتوری ایلام ، لیان ( بوشهر كنونی ) از وزنه های مهم ایلام در استان ساحلی جنوبی ( از حدود بندر دیلم تا بندر سیراف قدیم كه آثار بر جای مانده از آن در حوالی بندر طاهری در شهرستان كنگان واقع است ) از لحاظ حفاظت دریایی مرزهای جنوبی ، تجارت با حوزه جنوب شرقی دریای پارس شامل نواحی اقیانوس هند و جنوب شرقی آسیا و موقعیت مهم مذهبی به لحاظ وجود معبد ایزد بانوی بزرگ لیان به شمار می رفت بندر بوشهر بعلاوه پنج بندر مهم دیگر واقع در این استان ساحلی در دوران هحامنشیان ، سلوكیان ، اشكانیان و ساسانیان نیز به لحاظ موقعیت ویژه خود خمورد توجه قرارداشتند لیكن در زمان افشاریه و قاجار بندر بوشهر مركز توجه قرار گرفت و بتدریج از اهمیت سایر بنادر كاسته شد تا جائیكه اكنون از برخی از آنها فقط نامی باقی مانده است .
استان بوشهر به لحاظ موقعیت جغرافیایی خود دارای ویژگیهایی منحصر بفرد است كه ساختار اقتصادی و سرمایه گذاری و اشتغال غالب استان براساس آنها شكل گرفته است .
ذخایر عظیم نفت و گاز و استقرار پالایشگاه گاز فجر جم ، مجتمع پتروشیمی خارگ ، استقرار بزرگترین پایانه نفتی خاورمیانه در جزیره خارگ ، سرمایه گذاریهای عظیم صورت گرفته در نطقه ویژه اقتصادی پارس، تولید 70 درصد نفت فلات قاره كشور ، استقرار میادین گازی متعدد از جمله پارس جنوبی و شمالی، و كنگان با مجموع ذخیره ای معدل 12 میلیارد متر مكعب گاز ه واقع شدن درصد ذخایر گازی كشور و 7 درصد ذخایر در منطقه عسلویه ، استان بوشهر را به قطب اصلی تولید انرژی كشور و مبنای بسیاری از برنامه ریز های توسع ای نطقه مبدل و برنامه ریزیهای گسترده نیز جهت استقرار صنایع انرژی بر با پیش بینی 500 هزار فرصت شغلی در سند توسعه استان پیش بینی شده است .
گستردگی مرزهای استان بوشهر با دریا ، مزایای حمل و نقل دریایی ، ارتباطات گذشته و فعلی بازرگانی با كشورهای حوزه خلیج فارس ، آسیاس جنوب شرقی و شرق دور موجب شده است تا بازرگانی خارجی و فعالیت های مرتبط با آن بویژه حمل و نقل دریایی به عنوان یكی از مهمترین شاخص های استان مطرح و مورد توجه قرار گیرد .
ارتباط با رمزهای طولانی آبی ، تنوع چشمگیر انواع آبزیان خلیج فارس ، استعداد اراضی حاشیه ساحل برای پرورش میگو و فعالیت گسترده صید و صیادی و آبزی پروری ، صنایع شیلاتی را بهعنوان یكی از مهمترین محورهای توسعه استان بوشهر مطرح نموده است . هم اكنون بالغ بر 60000 هكتار از اراضی استان بوشهر در هفت شهرستان ساحلی شناسایی شده كه از این میان 23000 هكتار در حال مطالعه ، 13500 هكتار در حال واگذاری ، 6000 هكتار در دست ساخت ، 2200 هكتار در مرحله بهره برداری و 1500 هكتار زیر كشت می باشد .
استان بوشهر به عنوان بخشی از حاشیه جنوب غربی رشته كوه زاگرش كه در جبهه كوهستانی این ارتفاعات و در كنار خلیج فارس قرار دارد ، دارای معادن شناسایی شده متعدد و قابلیت مصرف داخلی و صادرات از انواع رسوبی آهكی ، گچی ، مارنی و نمكی و انواع اندیسها از قبیل سنگ های ساختمانی ، سنگ گچ ، مارن ، سنگ نمك ، فسفات ، بوكسیت ، دولومیت ، سلستین و مرمریت و میان برآورد شده بالغ بر 1600 میلیون تن می باشد . این مزیت موجب شكل گیری انواع صنایع مرتبط و احداث اسكله های اختصاصی صادراتی و اشتغال قابل توجه در این بخش گردیده است .
وضعیت آب و هوایی مناطقی از استان بوشهر موجب ایجاد مخلستان های متعدد و تولید خرما گردیده است كه بر هین اساس استان بوشهر با دارا بودن بالغ بر 6 میلیون تن می باشد . این مزیت موجب شكل گیری انواع صنایع مرتبط و احداث اسكله های اختصاصی صادراتی و اشتغال قابل توجه در این بخش گردیده است .
وضعیت آب و هوایی مناطقی از استان بوشهر موجب ایجاد نخلستانهای متعدد و تولید خرما گردیده است كه بر همین اساس استان بوشهر با دارا بودن بالغ بر 6 میلیون اصله نخل و تولید 130 هزار تن خرما بین 12 تا 14 درصد از سطح زیر كشت و تولید خرمای كشور را بخود اختصاص داده است . در این بخش علاوه بر اشتغال فعلی ، امكان سرمایه گذاری در چرخه های مختلف كاشت ، داشت و برداشت این محصول علی الخصوص در بخش بسته بندی ، فرآوری و صنایع جانبی و تبدیلی وجود دارد .
شرایط خاص اقلیمی و جغرافیایی استان ، كوتاه بودن فصل كشاورزی و امثالهم موجب گرایش بخش قابل توجهی از اشتفال به صنایع دستی گردیده است كه بر همین اساس تولید مصنوعات دست ساز از قبیل قالی ، قالیچه ، گلیم و گبه ، عبا و تزیینات دریایی و صنایع حصیری و غیره از جایگاه خاصی برخوردار است كه در این میان گلیم و گبه و عبای تولیدی مناطقی از استان دارای وجوه تمایز با سایر تولیدات كشور است و صادر می شود .
استان بوشهر بدلیل سابقه سكونت اقوام و تمدن های مختلف بویژه در عد ایلامیان ، هخامنشیان و ساسانیان دارای جاذبه های گردشگری و میراث فرهنگی گرانقدر است و سالانه مورد بازدید جهانگردان و ایرانگردان قرار می گیرد . همچنین وجود جزایر متعدد در استان بوشهر موجب ایجاد جاذبه های طبیعی ، زیستگاهها و محل مهاجرت انواع پرندگان و گونه های نادر دریایی گردیده و مناطقی از استان بوشهر به عنوان مناطق حفاظت شده مامن این جاذبه های اكولوژیك می باشد . در مناطق جنوبی استان بوشهر جنگل مانگرو ( حرا) با زیبایی خاص خود از جاذبه های منحصر بفرد این استان در سطح جهانی قرار دارد.

ب: معرفی شهرهای اصلی استان بوشهر
1- شهرستان بوشهر – بندر بوشهر : قدمت این بندر تاریخی به عهد ایلام ( حدود 4000 سال قبل ) می رسد كه در آن زمان با عنوان لیان شناخته می شده است . در دوره ساسانی نام آن بخت اردشیر بوده و چنانكه می گویند روستایی بوده كه بدست اردشیر ساسانی توسعه یافته است . هم اكنون ویرانه های قلعه ریشهر كه از آثار بجای مانده از ان دوران است در 12 كیلومتری جنوب بندر بوشهر واقع است .
این بندر كه مركز شهرستان بوشهر و استان بوشهر است ، در دوران های مختلف به لحاظ اقتصادی و نظامی مورد توجه بوده است . بندر بوشهر به لحاظ موقعیت جغرافیایی و استقرار در حاشیه خلیج فارس و مركزیت آن در بین بنادر جنوب نسبت به داخل كشور و كشورهای حوزه خلیج فارس از یك طرف دارای موقیت مناسب تجاری بین سواحل خلیج فارس با كشورهای شرق دور و سایر مناطق جهان بوده كه این موقعیت را تاكنون نیز حفظ نموده است و از طرف دیگر به لحاظ ویژگیهای سوق الجیشی خود از زمان نادرشاه افشار به عنوان محل استقرار پایگاه دریایی جهت مبارزه با امپراطوری عثمانی بوده و در اخیر نیز از این منظر مورد توجه قرار داشته است .
بندر بوشهر در دوران حیات خود شاهد حضور گسترده نمایندگیهای شركتهای تجاری خارجی و كنسولگریهای دولتهای بیگانه بوده است كه ساختمان بعضی از آنها هنوز پابرجاست.
بندر بوشهر دارای فرودگاه بین المللی است مه از نظر سطوح پروازی و دستگاههای ناوبری و مراقبت پرواز جز فرودگاههای درجه اول كشور است و دارای امكانات مناسب جهت سرویس دهی تا رده هواپیمایی 747 است و ضمن دایر بودن خطوط پروازی روزانه به شهرهای تهران ، شیراز و اصفهان و پروازهای خارجی به مقصد دبی ، عربستان سعودی و سوریه آمادگی دارد تا به مقصد كلیه كشورهای حوزه خلیج فارس ارائه سرویس نماید .
فرودگاه بین المللی بوشهر تا منطقه ویژه اقتصادی بوشهر هشت كیلومتر مسافت دارد . بندر بوشهر از امكانات بندری مناسب جهت تخلیه و بارگیری انواع كالا در محوطه و اسكله و پایانه های مسافری برخوردار است و علاوه بر ناوگان سنتی فعال در این بندر ، شركت كشتیرانی والفجر با بهره گیری از كشتی های مجهز نسبت به حمل بار و مسافر ، ترانزیت كالا و خودرو سواری بصورت حمل مركب و میوه و تره بار با استفداه از كانتینرهای یخچالی و سوریس های عظیم بار و مسافر با كشتی های رو – رو اقدام می كند .
با هدف فراهم نمودن امكانات زیربنایی لازم مانند محوطه سازی ، شبكه خیابانها ؟، خطوط انتقال و شبكه های توزیع آب و برق ، مركاز مخابرات ، آتش نشانی و سایر مشوق های سرما یه گذاری و تجمیع و هماهنگی واحدها و طرحهای صنعتی ، تولیدی و خدماتی علاوه بر احداث پنج شهرك صنعتی در مناطق مختلف استان بوشهر جمعاً به وسعت 807 هكتار كه دو شهرك آن با مسحتی بالغ بر 400 هكتار در هشت كیلومتری بندر بوشهر قرار دارد ، در راستای فراهم نمودن زمینه های سرما یه گذاری صنعتی و جذب سرما یه گذاری كشورهای حوزه خلیج فارس و پردازش كالا و توسعه صادرات و برخورداری از مزیت های قانونی آن منطقه ویژه اقتصادی بوشهر در سه نقطه جمعاً با مساحتی بالغ بر 2500 هكتار به تصویب هیأت دولت رسیده و با فراهم نمودن امكانات زیربنایی فوق الذكر مقدمات حضور واحدهای تولیدی را آماده نموده است كه هم اكنون تعداد قابل توجهی از طرحهای صنعتی در این منطقه در حال احداث است و تعدادی نیز به مرحله بهره برداری رسیده است . از مزیت های منحصر بفرد منطقه ویژه اقتصادی بوشهر علاوه بر امكان استفاده از اسكله اختصاصی ، دسترسی به انرژی فراوان و ارزان باتوه به نزدیكی منطقه به منابع عظیم انرژی و ساتفاده از محور ارتباطی حمل و نقل زمینی مناسب به نواحی مركزی ایران و در موازات سواحل خلیج فارس بوسیله دو محور به ساتانهای خوزستان و هرمزگان اشاره كرد .
جزیره خارگ : جریزه خارگ در شهرستان بوشهر محل استقرار بزرگترین پایانه صادرات مواد نفتی در خاورمیانه است كه بخش عمده نفت تولیدی استانهای بوشهر و خوزستان و فلات قاره از این طریق صادر می شود . این جزیره در فاصله 57 كیلومتری شمال غربی بندر بوشهر واقع است و در حدود 40 كیلومتر مربع مساحت دارد . هم اكنون مجتمع پتروشیمی خارگ با تولید روزانه 600 تن گوگرد و 5 تا 6 هزار تن انواع هیدروكربورها در این جزیره در حال فعالیت می باشد .
مناطق تابعه شهرستان بوشهر علاوه بر جاذه ها و چشم اندازهای طبیعی دریا و وجود جزایر مسکونی و غیر مسکونی، زیستگاه آهوان در جزیره خارگ، به لحاظ سابقه حضور تمدن های مختلف دارای میراث فرهنگی گرانقدری است که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد: آثار باستانی ریشهر مربوط به هزاره سوم تا هزاره اول پیش از میلاد، بات قدیمی شهر بوشهر، گورستان شغاب مربوط به دوره ایلامی، بسیاری از آثار تاریخی جزیره خارگ شامل گور دخمه های قرون سوم میلادی، معبد پوزئیدن (خدای دریاها)، کلیسا و صومعه دوران ساسانیان.
2- شهرستانهای کنگان و جم- بندر کنگان و شهر جم:
شهرستانهای کنگان و جم اخیراً و بر اساس آخرین تقسیمات کشوری به عنوان دو شهرستان مستقل از هم تفکیک شده اند. این منطقه در جنوبی ترین قسمت استان بوشهر قرار دارد و با بخشهایی از استانهای هرمزگان و فارس همسایه است. این منطقه یکی از سرزمین های کهنسال ایران با قدمت 2350 ساله(350 سال قبل از میلاد) است. بندر تاریخی سیراف (نزدیک بندر طاهری فعلی) در 40 کیلومتری کنگان واقع شده و در دوره ساسانی و اردشیر بابکان ساخته شده است و به لحاظ تجاری، نظامی و زراد و شبکه های آبیاری اشتهار داشته است.
مناطق کنگان و جم طی سالهای گذشته به دلیل منابع عظیم گاز مورد توجه ویژه قرار گرفته است. پالایشگاه گاز فجر، میادین گازی پارس جنوبی و شمالی، نار و کنگان با مجموع ذخیره ای معادل 12 میلیارد متر مکعب که معادل 70 درصد از کل گاز کشور است، این منطقه و استان بوشهر را به قطب اصلی تولید انرژی کشور مبدل نموده است.
میدان گازی پارس جنوبی در عسلویه (کنگان) به تنهایی 67 درصد ذخایر گازی کشور و 7 درصد ذخایر گاز جهان را در اختیار دارد. با تصویب منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس سرمایه گذاری داخلی و خارجی در صنایع نفت و گاز و میدان مشترک گازی با قطر وارد فصل تازه ای گردیده است به نحویکه این پروژه در فاز نخست خود در مساحتی بالغ بر 14 هزارهکتار اجرا می گردد و ارزش قراردادهای منعقده 10 فاز بیش از 8 میلیارد دلر خواهد رسید و با آغاز بهره برداری از ده فاز پروژه مذکور سالانه 10 درصد به تولید ناخالص داخلی افزوده می شود. بر همین اساس نفت و گاز به عنوان اصلی ترین محور توسعه استان مورد توجه قرار گرفته و این ظریفیت ها همراه مجاورت با مرزهای دریایی و دسترسی آسان به بازارهای بین المللی و وفور مواد اولیه و انرژی باعث گردیده است تا مناطق ساحلی استان به عنوان مطلوبترین گزینه جهت استقرار صنایع انرژی بر مانند فولاد، آلومینیم، سیمان و کلینکر و ایجاد کریدور صنایع انرژی بر در وزارتخانه های ذیربط در حال تدوین است که نهایتاً زمینه مناسبی را جهت استقرار صنایع بالادستی و پایین دستی نفت و گاز فراهم مینماید.
در شهرستان جم به لحاظ تفاوت قابل توجه آب و هوایی با شهرستان کنگان که به دلیل موقعیت جغرافیایی و واقع شدن در قسمت پشتکوه آن منطقه دارد، علاوه بر صنایع مرتبط با گاز و نفت در بخش کشاورزی بویژه تولید مرکبات نیز زمینه فعالیت وجود دارد.
3- شهرستانهای دیر، گناوه، دیلم:
شهرستان دیر در مجاورت شهرستان کنگان در بخش کشاورزی از نظر تولید گوچه فرنگی و تأمین نیاز مصرفی فصول سرد سال حایز اهمیت است و امکان سرمایه گذاری در تولید و عمل آوری آن وجود دارد.
همچنین بزرگترین اسکله صیادی در سطح کشور در بندر دیر واقع است و انواع ماهیان خوراکی و تجاری در این منطقه صید می شود.
بنادر گناوه و دیلم در منتهی الیه قسمت شمالی استان بوشهر و در مرکزیت شهرستانهای گناوه و دیلم واقع می باشند و غالب اشتغال ساکنین مناطق مذکور از طریق دریا و شامل صیادی و بازرگانی و مشاغل مرتبط با آنها از جمله صنایع لنج سازی است.
شهرستانهای گناوه، دیلم و دیر به دلیل وجود مرز مشترک و طولانی با دریا دارای زمینه و شرایط لازم جهت سرمایه گذاری در امر تکثیر و پرورش آبزیان بویژه میگوی پرورشی و عمل آوری ابزیان و تولید غذای آبزیان می باشند و در حال حاضر سایت های پرورش میگوی بویرات، بندر ریگ، مزین جنوبی، حله، طرح توسعه حله، بتانه و طرح توسعه آن، دمیگز و بردستان در شهرستانهای مذکور در حال مطالعه، واگذاری, بهره برداری و یا زیر کشت می باشند.
4- شهرستانهای دشتستان، دشتی، تنگستان:
شهرستانهای فوق الذکر هر یک دارای توانمندیهای خاص خود می باشند بنحویکه شهرستانهای دشتستان و دشتی به لحاظ وجود انواع ذخایر معدنی مانند سنگ لاشه، سنگ گچ، مارن، سنگ آهک و شن و ماسه قابل توجه هستند. از طرفی شهرستانهای دشتی و تنگستان به لحاظ مرز مشترک با دریا دارای اراضی مستعد جهت پرورش میگو می باشند. در عین حال به لحاظ قرار گرفتن مستعدترین اراضی کشاورزی استان در این مناطق، شهرستانهای فوق الذکر در بخش کشاورزی وجه مشترک دارند. از طرفی علیرغم مشکلاتی که بعضاً در سایر نقاط استان برای تأمین آب کشاورزی وجود دارد، شهرستانهای مذکور از این لحاظ مشکل کمتری همچنین به لحاظ غالب بودن کشت باغی اصولاً به آب کمتری نیاز می باشد هم اکنون 5/1 درصد از کل اراضی زیر کشت محصولات کشاورزی کشور و معادل حدود 120 هزار هکتار در استان بوشهر واقع است. ضمن اینکه هشت دشت بزرگ استان در شهرستانهای فوق الذکر قرار دارد که سهم عمده ای از تولیدات بخش کشاورزی از آنها حاصل می شود.
بین 12 تا 14 درصد سطح زیر کشت و تولید خرمای کشور در استان بوشهر و غالباً در مناطق یاد شده قرار دارد . سطح زیر کشت نخیلات این استان حدود 34 هزار هکتار و بالغ بر 6 میلیون اصله نخل است که تولید سالانه آن حدود 130 هزار تن می باشد.
با توجه به ویژگیهای موجود عمده ترین زمینه سرمایه گذاری این مناطق در بخش کشاورزی و صنایع وابسته به آن است که از آن جمله می توان بخ واحدهای بسته بندی خرما، صنایع تبدیلی مانند الکل و سرکه و تولید نئوپان از ضایعات خرما اشاره کرد.
شهرستانهای دشتستان، تنگستان و دشتی به لحاظ گردشگری نیز دارای جاذبه های متعدد است. وجود آثار تاریخی بجای مانده از دوران هخامنشی، مادها و ساسانیان و دوران متأخر و معاصر نمایانگر اهمیت این مناطق طی چندین قرن می باشد. کاخ متعلق به کورش کبیر بنیانگذار هخامنشیان و آثار بجای مانده از شهر توّز(توج) که یکی از مراکز شهری- صنعتی و تجاری مهم ایران در دوران ساسانیان و قرون اسلامی تا دوران حکومت دیلمیان به شمار می رفته است و سایر آثار بجای مانده از دوران باستان و قرون میانه تاریخ ایران و آثار ابنیه تاریخ معاصر ایران در شهرستان دشتستان از نقطه نظر تاریخی و معماری از ارزش و اهمیت خاصی برخوردار است.
سرزمین دشتی بر اساس شواهد موجود به احتمال زیاد در دوره ایلامیها، سلوکیان, اشکانیان و ساسانیان جزء مناطق آباد و مهم محسوب می گردیده است که وجود آثار خرابه ها و بقایای سدها و بندها موید این امر است. نیایشگاه مند، قلعه دختر، عمارت شیرینه و چشمه های آب گرم نیکو و گنویه از جمله جاذبه های توریستی شهرستان دشتی است.
شهرستان تنگستان نیز بخشی از پیکره مراکز قدیمی تمدن بشری در حاشیه خلیج فارس و کرانه های آن می باشد استعداد طبیعی و موقعیت ساحلی، این منطقه را آماده ایجاد شهرهایی برای نظارت بر راه بازرگانی کاروان رو ساحلی ساخته شده بوده است. همگونی و شباهت نام فعلی برخی از مناطق تنگستان یادآور قوم بازرگان بسیار معروف آسیای میانه یعنی تدمر و پالمیر روزگار باستان می باشد. مشرف بر جلگه اهرم آثار و ویرانه های بر جای مانده از قلعه، برج دیدبانی مرتفع، مخازن آب و علوفه و سد و بند آبرسانی مربوط به دوران پرماجرا و پر از حادثه پیش از اسلام و یا اوایل دوره اسلامی این منطقه به چشم می خورد. نام منطقه تنگستان و تنگسیر یادآور قیام شجاعانه مردم این مناطق به رهبری رئیسعلی دلواری در مبارزه با نیروهای متجاوز و اشغالگر انگلیسی در بهبوهه جنگ جهانی اول است که آثار و اسناد این مجاهدات در موزه ای که در منزل مسکونی شهید رئیسعلی دلواری تأسیس شده است، نگهداری می شود که علاقه مندان بسیاری از داخل و خارج از ایران از این موزه بازدید می نمایند. از دیگر جاذبه های گردشگری شهرستان تنگستان می توان به سه چشمه آبگرم که دارای خواص درمانی است اشاره نمود.
نهایت مطلب اینکه استان بوشهر علاوه بر زمینه های مستعد برای سرمایه گذاری در بخش های مختلف تولید، حمل و نقل و بازرگانی که شمه ای از آن در این نوشتار آورده شد، دارای جاذبه های دل انگیز طبیعی است که دوستداران طبیعت از مشاهده زیباییهای آن لذت می برند. ساحل 625 کیلومتری صخره ای و ماسه ای، هوای دل انگیز پاییزی و زمستانی، چشمه های آب گرم و سرد، نخلستانهای بلند و زیبا، تنوع حیات وحش، تالاب های فراوان، جزایر مرجانی و ماسه ای، درختان گرمسیری و جنگلهای مانگرو(حوّا)، نرگس زارهای دشتستان و دشتی و مناطق حفاظت شده استان قسمتی از طبیعت این استان گرمسیری را تشکیل می دهند

[ بیست و سوم مرداد 1389 ] [ 23:19 ] [ اطلس ایران وجهان ]
آشنایی با نیروگاه اتمی بوشهر
نیروگاه اتمی بوشهر، اولین نیروگاه هسته‌ای ایران است
همشهری نوشت در سال ۱۳۵۵ و ۲ سال بعد از تاسیس سازمان انرژی اتمی ایران، این سازمان با بخش تکنولوژی و تحقیقات سازمان انرژی اتمی آلمان‌غربی موافقتنامه‌ای برای همکاری‌های بلند مدت امضا کرد.
در پی آن شرکت کرافت ورک یونیون، یکی از شرکت‌های وابسته به زیمنس آلمان ساخت ۲ واحد نیروگاه اتمی هر یک به توان اسمی ۱۲۹۳ مگاوات و توان خالص ۱۱۹۶ مگاوات را در بوشهر برعهده گرفت.
اما در سال ۱۳۵۷ در شرایطی که حدود ۷۵ درصد از واحد اول و ۶۰ درصد واحد دوم نیروگاه ساخته شده بود با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران طرف آلمانی کار بر روی پروژه را متوقف کرد.
ایران از شرکت آلمانی در دادگاه داوری بین‌المللی شکایت کرد و براساس رای ۱۳ مارس سال ۱۹۸۲ دادگاه بین‌المللی، مقرر کرد، کلیه قطعات و دستگاه‌های ساخته شده دو نیروگاه بوشهر تا آن زمان، به اضافه نیمی از سوخت هسته‌ای به مالکیت ایران درآید و پیمانکار موظف شد که این قطعات را به صورت تحویل در بندر بوشهر، به ایران تحویل دهد.

در دهه ۶۰ بار دیگر کار درنیروگاه بوشهر از سر گرفته شد، اما همزمان با حضور کارشناسان آلمانی در نیروگاه، حمله موشکی عراق به بخشی از ساختمان نیروگاه بوشهر، آلمان را از ادامه پروژه منصرف کرد.
در اوایل سال ۱۳۶۸، موافقتنامه همکاری هسته‌ای میان ایرن و روسیه تدوین شد و متعاقب آن در سال ۱۳۷۱ موافقتنامه کاملی از همکاری‌های هسته‌ای ایران و روسیه امضا شد.

در نوامبر ۱۹۹۴ قرارداد تکمیل واحد اول نیروگاه بوشهر ایران و روسیه به امضا رسید. به موجب این قرارداد مقرر شد ساخت نیروگاه تا پایان ۲۰۰۰ به پایان برسد.
این قرار داد در ژانویه ۱۹۹۶ میان سازمان انرژی اتمی ایران و شرکت اتم استوری اکسپورت روسیه اعتبار اجرایی پیدا کرد. طرف روس متعهد شد تا سال ۲۰۰۰ ساخت نیروگاه را به پایان برساند.

مشخصات نیروگاه
ژنراتور نیروگاه اتمی بوشهر از نوع سنکرون سه فاز می‌باشد. سیستم خنک کنندگی در استاتور آب و در روتور و هسته استاتور آن نیز هیدروژن است.
قدرت خروجی آن ۱۰۰۰ مگاوات و دارای دو قطب است. ولتاژ خروجی استاتور آن نیز ۲۷ کیلوولت می‌باشد.

نیروگاه اتمی بوشهر دارای دو پست ۲۳۰ کیلوولت و ۴۰۰ کیلوولت می‌باشد. پست ۴۰۰ کیلوولت از طریق دو خط به پست چغادک و شبکه سراسری متصل می‌گردد و اتصال پست ۲۳۰ کیلوولت به شبکه سراسری توسط دو خط و از طریق پست بوشهر صورت می‌پذیرد.
منع -سایت صبا

[ بیست و سوم مرداد 1389 ] [ 23:8 ] [ اطلس ایران وجهان ]
استان‌ بوشهر با مساحتي‌ در حدود 23168 كيلومتر مربع‌ در سواحل‌ جنوبي‌ ايران‌ واقع‌ شده‌ است‌. از شمال‌ به‌ استانهاي‌ خوزستان‌، كهكيلويه‌ و بويراحمد، از مشرق‌ به‌ استان‌ فارس‌، از جنوب‌ شرقي‌ به‌ استان‌ هرمزگان‌ و از جنوب‌ و مغرب‌ به‌ خليج‌فارس‌ محدود است‌. جمعيت‌ اين‌ استان‌ طبق‌ سرشماري‌ آبان‌ ماه‌ سال‌ 1385 برابر 886،267  نفر مي‌باشد. تقريبا تمام‌ مردم‌ اين‌ استان‌ به‌ زبان‌ فارسي‌ و با لهجه‌هاي‌ محلي‌ صحبت‌ مي‌كنند. برخي‌ از اهالي‌ جزيره‌ شيف‌، بنادر كنگان‌ و عسلويه‌ نيز به‌ زبان‌ عربي‌ سخن‌ مي‌گويند.
 براساس‌ مطالعات‌ باستان‌شناسي‌، سابقه‌ تاريخي‌ اين‌ استان‌ به‌ زمان‌ تمدن‌ عيلام‌ برمي‌گردد. مقاومت‌ مردم‌ اين‌ استان‌ و دليرمردان‌ دلواري‌ در مقابل‌ نيروهاي‌ بيگانه‌، خاطره‌اي‌ به‌ ياد ماندني‌ در اذهان‌ مردم‌ ايران‌ است‌. اين‌ استان‌ بيش‌ از 600 كيلومتر مرز دريايي‌ دارد كه‌ از بعد سياسي‌، نظامي‌ و اقتصادي‌ بسيار با اهميت‌ است‌.

استان‌ بوشهر به‌ عنوان‌ يكي‌ از استانهاي‌ بسيار مهم‌ و استراتژيك‌ كشور تاكنون‌ توانسته‌ است‌ گام‌هاي‌ بلندي‌ را در مسير توسعه‌ بردارد. توسعه‌ صنعتي‌ شامل‌ صنايع‌ دريايي‌، صنايع‌ سيمان‌، صنايع‌ مختلف‌ نفت‌ و گاز و پتروشيمي‌، صنايع‌ انرژي‌بر و صنايع‌ مختلف‌ توليدي‌ در قالب‌ 8 شهرك‌ صنعتي‌ و منطقه‌ ويژه‌ اقتصادي‌ تجاري‌ و صنعتي‌ بوشهر و رونق‌ تجارت‌ و بازرگاني‌ از طريق‌ گمركات‌ استان‌، رشد سرمايه‌گذاري‌ و افزايش‌ چشمگير تعداد واحدهاي‌ صنعتي‌ و توليدي‌، توليد و صادرات‌ 60 درصد ميگو و 14 درصد خرماي‌ كشور، اجراي‌ بزرگترين‌ و طولاني‌ترين‌ پروژه‌ انتقال‌ آب‌ از سد كوثر و عبور آن‌ از سرتاسر استان‌، احداث‌ پست‌هاي‌ مختلف‌ برق‌ و ايجاد نيروگاه‌هاي‌ متعدد در نقاط‌ مختلف‌ استان‌، بهسازي‌ و توسعه‌ خطوط‌ انتقال‌ برق‌ فشار قوي‌ و متوسط‌ در همه‌ نقاط‌ استان‌، اجراي‌ خطوط‌ 20 و 56 اينچ‌ انتقال‌ گاز براي‌ مصارف‌ خانگي‌ و صنعتي‌، توسعه‌ و بهسازي‌ راه‌ها به‌ويژه‌ ايجاد آزادراه‌ بويژه‌ آزادراه‌ بوشهر ـ عسلويه‌ و بوشهر ـ كنار تخته‌ و شروع‌ بخش‌هايي‌ از مسير بوشهر ـ خوزستان‌، ايجاد و توسعه‌ شبكه‌ ارتباطي‌ و مخابراتي‌، ايجاد زيرساخت‌هاي‌ لازم‌ براي‌ سرمايه‌گذاري‌ در شهرك‌هاي‌ صنعتي‌ و منطقه‌ ويژه‌ اقتصادي‌، تجاري‌ و صنعتي‌ بوشهر، غني‌سازي‌ ذخاير دريايي‌ و توسعه‌ و كيفي‌سازي‌ نيروي‌ انساني‌ استان‌، همه‌ از اراده‌ قاطع‌ دولت‌ و مديران‌ كارآمد استان‌ مي‌باشد كه‌ تاكنون‌ در كنار زيرساخت‌هاي‌ گوناگون‌ فرهنگي‌، اجتماعي‌، اقتصادي‌ و زيربنايي‌ استان‌ صورت‌ پذيرفته‌ و يا در حال‌ انجام‌ مي‌باشد.

    مهمترين‌ شهرهاي‌ اين‌ استان‌ از نظر تاريخي‌ و جاذبه‌هاي‌ طبيعي‌ عبارتند از:
  شهر بوشهربا ديدنيهاي‌ بسياري‌ از جمله‌ منطقه‌ باستاني‌ سيراف‌، آب‌ انبار قوام‌، خانه‌ قديمي‌ قاضي‌، عمارت‌ ملك‌، منطقه‌ باستاني‌ ري‌شهر، گورستان‌ شغاب‌، مسجد شيخ‌ سعدون‌، كليساي‌ مسيح‌ مقدس‌.
  شهر تنگستان‌:  خانه‌ رئيس‌ علي‌ دلواري‌، قلعه‌ كلات‌، آب‌ گرم‌ اهرم‌.
    بندر دير
  شهر برازجان‌:  با ديدنيهاي‌ بسياري‌ از جمله‌ چشمه‌هاي‌ آب‌ گرم‌ دالكي‌، كاخ‌ كوروش‌، غار چهل‌ خانه‌.
  شهر خورموج‌:  با ديدنيهاي‌ بسياري‌ از جمله‌ كلات‌مند، شيرينو و عمارت‌.
    بندر گناوه‌
    بندر ديلم‌
    بندر كنگان‌:  اين‌ شهر مركز شهرستان‌ كنگان‌ مي‌باشد و قدمت‌ تاريخي‌ آن‌ را به‌ سال‌ 350 قبل‌ از ميلاد منتسب‌ مي‌دانند. از جمله‌ آثار تاريخي‌ و طبيعي‌ آن‌، قلعه‌ طاهري‌، گور دخمه‌ در بندر طاهري‌، چشمه‌ آبگرم‌ ميانلو، مركبات‌ و نخلستانهاي‌ زيباي‌ شهرهاي‌ جم‌ و ريز، سواحل‌ ديدني‌ بنادر كنگان‌ و طاهري‌ مي‌باشد. شغل‌ تمامي‌ مردم‌ بومي‌ اين‌ شهرستان‌ ماهي‌گيري‌ و تجارت‌ است‌ و سفال‌پزي‌ عمده‌ترين‌ صنعت‌ دستي‌ آنان‌ به‌شمار مي‌رود. كشف‌ ميدان‌ گازي‌ نار و كنگان‌ و پارس‌ شمالي‌ و ميدان‌ عظيم‌ پارس‌ جنوبي‌ طي‌ دهه‌هاي‌ اخير نقش‌ و اهميت‌ ويژه‌اي‌ را به‌ اين‌ منطقه‌ داده‌ است‌.

 با توجه‌ به‌ اهميت‌ استراتژيك‌ استان‌ بوشهر در كشور، گام‌هاي‌ بلندي‌ در مسير توسعه‌ زيرساخت‌هاي‌ اين‌ استان‌ برداشته‌ شده‌ است‌ كه‌ عبارتند از:

    شبكه‌ راه‌هاي‌ زميني‌
 عمده‌ترين‌ شبكه‌ راه‌هاي‌ زميني‌ استان‌ عبارتند از:
  بوشهر ـ گناوه‌ ـ ديلم‌ ـ اهواز ـ تهران‌
  بوشهر ـ گناوه‌ ـ ديلم‌ ـ آبادان‌ ـ خرمشهر
  بوشهر ـ برازجان‌ ـ شيراز ـ آبادان‌
  بوشهر ـ كنگان‌ ـ لنگه‌ ـ بندرعباس‌
 به‌ منظور تسهيل‌ ارتباطات‌ زميني‌ استان‌ در حال‌ حاضر پروژه‌هاي‌ بزرگراه‌ جم‌ ـ فيروزآباد، بزرگراه‌ بوشهر ـ شيراز از محور برازجان‌ و جاده‌ اهرم‌ ـ فراشبند و بزرگراه‌ درون‌ استان‌ چغادك‌ ـ عسلويه‌ در حال‌ انجام‌ مي‌باشد.

    شبكه‌ راه‌آهن‌
 مطالعات‌ اجراي‌ پروژه‌ راه‌آهن‌ شيراز ـ بوشهر به‌ پايان‌ رسيده‌ و براساس‌ برنامه‌هاي‌ ارائه‌ شده‌، اين‌ استان‌ از طريق‌ محور فيروزآباد ـ بوشهر به‌ شبكه‌ راه‌آهن‌ سراسري‌ ملحق‌ خواهد شد.

  فرودگاهها
 مهمترين‌ فرودگاههاي‌ استان‌ عبارتند:
  فرودگاه‌ بين‌المللي‌ بوشهر
  فرودگاه‌ بين‌المللي‌ خارك‌
  فرودگاه‌ بين‌المللي‌ پارس‌ در شرق‌ شهر عسلويه‌
 فرودگاه‌ بين‌المللي‌ خليج‌فارس‌ كه‌ جديد التاسيس‌ بوده‌ و با دارا بودن‌ امكانات‌ بسيار مطلوب‌ ناوبري‌ ترابري‌ با بهره‌گيري‌ از تاسيسات‌ و امكانات‌ رفاهي‌ و خدماتي‌ در سطح‌ بين‌المللي‌، در حال‌ بهره‌برداري‌ مي‌باشد.

    بنادر
 مهمترين‌ بنادر استان‌ شامل‌ بندر بوشهر، بندر گناوه‌، بندر ديلم‌، بندر ريگ‌، بندر خارك‌، بندر ديّر، بندر كنگان‌، بندر نخل‌ تقي‌، بندر عسلويه‌ و بندر عامري‌ مي‌باشد.
  بندر بوشهر با دارا بودن‌ 7 پست‌ اسكله‌ به‌ طول‌ بيش‌ از 1170 متر، ظرفيت‌ پذيرش‌ كشتي‌هاي‌ پانزده‌ هزار تني‌ و تخليه‌ و بارگيري‌ بيش‌ از 3 ميليون‌ تن‌ كالا در سال‌ را دارد. اين‌ بندر داراي‌ فضايي‌ بالغ‌ بر 37 هزار مترمربع‌ انبار سرپوشيده‌ مي‌باشد.
  اسكله‌ مسافرتي‌ والفجر نيز به‌ جابجايي‌ بار و مسافر ميان‌ اين‌ استان‌ و كشورهاي‌ حاشيه‌ خليج‌ فارس‌ مي‌پردازد.
 
  نيروگاهها
 نيروگاههاي‌ گازي‌ توليد برق‌ كنگان‌، بوشهر، خارك‌ و نيروگاه‌ اتمي‌ بوشهر كه‌ در صورت‌ بهره‌برداري‌ بيش‌ از هزار مگاوات‌ برق‌ در فاز اول‌ توليد و به‌ ظرفيت‌ توليد برق‌ كشور مي‌افزايد، توان‌ فعلي‌ و اصلي‌ توليد انرژي‌ استان‌ را شامل‌ مي‌گردد.

   منابع‌ تأمين‌ آب‌
 عمده‌ترين‌ منابع‌ تأمين‌ آب‌ شرب‌ استان‌، چشمة‌ ساسان‌ كازرون‌ است‌ كه‌ از طريق‌ 40 حلقه‌ چاه‌ قسمتي‌ از آب‌ مورد نياز منطقه‌ را تأمين‌ مي‌نمايد. همچنين‌ 6465 حلقه‌ چاه‌ عميق‌ و نيمه‌ عميق‌ به‌ همراه‌ 8 رودخانه‌ بزرگ‌ فصلي‌ و دائمي‌، بخشي‌ از مصارف‌ كشاورزي‌ منطقه‌ را پوشش‌ مي‌دهد.

 احداث‌ سد بزرگ‌ مخزني‌ چم‌شير بر روي‌ رودخانه‌ زهره‌ بالغ‌ بر 112 هزار هكتار اراضي‌ مستعد كشاورزي‌ را تحت‌ پوشش‌ آبياري‌ و احياء خود قرار داده‌ و سد بزرگ‌ رئيسعلي‌ دلواري‌ با حجم‌ 685 ميليون‌ مترمكعب‌ به‌ بهره‌برداري‌ رسيده‌ است‌. همچنين‌، آب‌گيري‌ كامل‌ سد كوثر نيز نياز استان‌ در زمينه‌ شرب‌، كشاورزي‌ و مصارف‌ صنعتي‌ را به‌ طول‌ كامل‌ مرتفع‌ مي‌نمايد.

  واحدهاي‌ بزرگ‌ صنعتي‌ در استان‌ بوشهر
با توجه‌ به‌ ظرفيت‌هاي‌ مطلوب‌ و قابل‌ دسترس‌ بخش‌ نفت‌ و گاز، پالايشگاه‌ گاز جم‌، مجتمع‌ پتروشيمي‌ خارك‌، طرح‌هاي‌ عظيم‌ در دست‌ اجراي‌ پارس‌ جنوبي‌ و سرمايه‌گذاري‌هاي‌ فراوان‌ صورت‌ گرفته‌ در منطقه‌ ويژه‌ اقتصادي‌ انرژي‌ پارس‌، از سوي‌ ديگر استقرار بزرگترين‌ پايانه‌ نفتي‌ خاورميانه‌ در جزيره‌ خارك‌ و صدور بيش‌ از 95 درصد نفت‌ خام‌ كشور از اين‌ پايانه‌ از طريق‌ مجاورت‌ استان‌ با دريا و امكان‌ دستيابي‌ آسان‌ به‌ مواد اوليه‌، فرصت‌هاي‌ سرمايه‌گذاري‌ ممتازي‌ در زمينه‌ ايجاد صنايع‌ پايين‌ دستي‌ نفت‌ و گاز، صنايع‌ پتروشيمي‌ و صنايع‌ انرژي‌ در مقياس‌هاي‌ مختلف‌ در منطقه‌ امكان‌پذير گرديده‌ است‌ كه‌ روند مطلوب‌ اجرايي‌ و پيشرفتهاي‌ حاصله‌ در تاسيسات‌ و كارخانجات‌ فوق‌ به‌ عنوان‌ واحدهاي‌ بزرگ‌ صنعتي‌ در سطح‌ استان‌، رشد و شكوفايي‌، استقلال‌ و توسعه‌ استان‌ را سرعت‌ بيشتري‌ خواهد بخشيد.                            

واحدهاي بزرگ صنعتي در قالب صنايع دريايي ، صنايع معدني ، صنايع كاني غيرفلزي ، صنايع كشاورزي و تبديلي
وجود ميادين عظيم نفت و گاز استان باعث گرديده تا صنايع دريايي به عنوان يك امكان بالقوه در زمينه صنعت ساخت سكوها و ساز‌ه‌هاي دريايي مطرح گردد. سرمايه‌گذاري در اين صنعت مي‌تواند باعث فعال شدن و توسعه فعاليت‌هايي نظير قطعه‌سازي (ريخته‌گري و تراشكاري) توليد فولادهاي كشتي‌سازي ، توليد رزين و ساير صنايع مرتبط گردد. جزيرة صنعتي صدرا نيز به عنوان يك امكان بالفعل استان در زمينه ساخت و تعمير شناور ، ساخت سكو و سازه‌هاي دريايي مطرح بوده و در حال حاضر كارگاه‌ها و كارخانجات مختلفي از جمله كارخانه كشتي‌سازي و كارخانه سكوسازي در جزيره (صدرا) فعال مي‌باشد.

در حال حاضر چند واحد عمده فرآوري مواد معدني با ايجاد اسكله‌هاي اختصاصي در امر صادرات مصالح توليدي معدني فعاليت دارند.
بيش از 160 هزار تن ميگوي پرورشي در استان ، زمينه پرورش ميگو است ، امكان توليد 84 هزارتن ميگوي پرورشي در استان ، زمينه پرورش محصولات زراعي توليد گوجه‌فرنگي ، توليد خرماي كشور به ميزان 14 درصد سطح اراضي زيركشت كشور و توليد 120 هزار تن خرما در سال در شهرستان‌هاي دشتستان ، تنگستان و دشتي و امكان توليد فرآورده‌هاي متنوع از خرما شامل: شيره خرما ، قند مايع ، سركه و... از ديگر دستاوردهاي صنايع كشاورزي و صنايع تبديلي استان بوشهر است.

  شهرك هاي صنعتي
با توجه به مزيت‌هاي نسبي استان در زمينه صادرات مواد معدني و از طرفي تقاضاي بالاي اين نوع محصولات در بازارهاي كشورهاي حوزه خليج‌فارس ، انجام سرمايه‌گذاري بيشتر در اين بخش و در زمينه ايجاد واحدهاي توليد سيمان ، فرآوري آهك ، آهك اسفنجي خشته ، فرآورده‌هاي نمك ، فرآوري سولفات استرانسيم ، كائولن ، نمك‌هاي فلدكروم ، آجر و ماسه آهكي ، مقرون به صرفه و اقتصادي است. در حال حاضر 10 شهرك صنعتي با مساحتي بالغ بر 1400 هكتار در استان بوشهر وجود دارد.
شهرك صنعتي مكاني است داراي حدود و مساحت معين براي استقرار مجموعه‌اي از واحدهاي صنعتي ، پژوهشي و فن‌آوري ، خدماتي و پشتيباني كه تمام يا پاره‌اي از امكانات زيربنايي و خدمات ضروري را با توجه به نوع صنعت و وسعت شهرك و تركيب فعاليت‌هاي آن در اختيار متقاضي واحدهاي مذكور قرار مي‌دهد.
وضعيت شهرك‌ها و نواحي صنعتي در سطح استان بوشهر به شكل زير است:
  شهرك صنعتي شماره 1 بوشهر در ناحيه صنعتي چغادك (بوشهر)
  شهرك صنعتي شماره 2 بوشهر در ناحيه صنعتي گزبلند (دشتستان)
  شهرك صنعتي برازجان در ناحيه صنعتي بنه‌گز (تنگستان)
    شهرك صنعتي ديلم در ناحيه صنعتي بويرات (ديلم)
    شهرك صنعتي بندر ريگ در ناحيه صنعتي عربي (دشتي)
    شهرك صنعتي خور موج ، دير ، كنگان و گناوه ، دلوار در ناحيه صنعتي لمبدان (دير)

  مراكز آموزش عالي و دانشگاهها
16 مركز آموزش عالي ، مراكز آموزش فني و حرفه‌اي و مؤسسات تحقيقاتي ، نقش مهمي در تأمين نيروي انساني متخصص موردنياز بخش‌هاي اقتصادي استان و مناطق همجوار ايفا مي‌كنند كه مهمترين آنها عبارتند از:
  دانشگاه خليج‌فارس
  دانشگاه علوم پزشكي بوشهر
  دانشگاه آزاد اسلامي بوشهر
  دانشگاه آزاد اسلامي خارك
  دانشگاه پيام نور برازجان
  دانشگاه آزاد اسلامي خور موج
  دانشگاه آزاد اسلامي گناوه
  دانشگاه پيام نور بوشهر
  دانشگاه پيام نور گناوه
  دانشگاه پيام نور خور موج
  دانشگاه پيام نور كنگان
  دانشگاه آزاد اسلامي كنگان
  مركز مديريت آموزش و پرورش
  مركز آموزش كشتيراني
  دانشگاه جامع علمي كاربردي بوشهر
  مركز آموزش عالي شيلات

  بيمارستانها
تعدادي از بيمارستانهايي كه در سطح استان مشغول خدمات‌رساني هستند عبارتند از:
  بيمارستان فاطمة زهرا (س) بوشهر
  بيمارستان تأمين اجتماعي بوشهر
  بيمارستان سوانح سوختگي گناوه
  بيمارستان پايگاه هوايي بوشهر
  بيمارستان خور موج
  بيمارستان برازجان
  بيمارستان كنگان
 
گالری
 
 
 
[ بیست و سوم مرداد 1389 ] [ 23:4 ] [ اطلس ایران وجهان ]
مسجد جامع فرومد (قرن هفتم هجری .ق)مربوط به دوره سلجوقی و ایلخانی
عکس ازآقای شهنما
این بنا از بی نظیر ترین و زیباترین مسجد موجود در ایران میباشد.
گچبری های زیبای این مسجد قدمت آنرا به دوره سلجوقی نسبت میدهد . این مسجد دارای دو ایوان میباشد که تمامی نمای دو ایوان ازنقوش هندسی آجری است ولی متاسفانه قسمت اعظم گچبری های نفیس این مسجد در اثر گذشت زمان و نزولات جوی تخریب شده است . فاصله تا شاهرود حدود 200 کیلومتر بسمت شرق ودر جاده کهک روستای فرومد






اين دهستان تاريخی در استان سمنان حد فاصل شهرهای شاهرود و سبزوار واقع شده است در طی گذر از مسیر شاهرود به سمت سبزوار به روستايی بنام کاهک ميرسيم در سمت چپ جاده به سمت سبزوار تابلويی خودنمایی میکند :
(( فرومد زادگاه شاعربزرگ قطعه سرا ابن یمین ))

بگاه فقر توانگر نمای همت باش که گر هيچ ندارندی بزرگ شمارندت

محمود بن يمين الدين فريومدى.از شاعران سده هشتم هجرى و ازستايشگران خاندان سربدارى و وابسته بدين خاندان وبسال هفتصد و شصت و نه هجرى درگذشته است.

شنيدم ز گفتار كارآگهان بزرگان گيتى كهان و مهان كه پيغمبر پاك والا نسب مفحمّد سرف سَروَران عرب چنين گفت روزى باصحاب خود بخاصان درگاه و احباب خود كه چون روز محشر در آيد همى خلايق سوى محشر آيد همى منادى بر آيد بهفت آسمان كه اى اهل محشر كران تا كران زن و مرد چشمان بهم بر نهيد دل از رنج گيتى بهم بر نهيد كه خاتون محشرگذر مى كند ز آب مژه خاك تر مى كند يكى گفت كاى پاك بى كين و خشم زنان از كه پوشند بارى دو چشم جوابش چنين داد داراى دين كه بر جان پاكش هزار آفرين ندارد كسى طاقت ديدنش ز بس گريه و سوز و ناليدنش بيك دوش او بر،يكى پيرهن بزهرآب آلوده بهر حسن ز خون حسينش بدوش دگر فرو هشته آغشته دستار سر بدينسان رود خسته تا پاى عرش بنالد بدرگاه داراى عرش بگويد كه خون دو والا گهر از ين ظالمان هم تو خواهى مگر ستم كس نديدست از اين بيشتر بده داد من چون توئى دادگر كند ياد سوگند يزدان چنان بدوزخ كنم بندشان جاودان.
چه بد طالع آنظالم زشتخوى --- كه خصمان شوندش شفيعان او.

این روستا دارای پيشينه تاريخی چند هزار ساله ميباشد که کمتر در مورد سابقه تاریخی آن تحقیق و بررسی شده است
[ بیست و یکم مرداد 1389 ] [ 11:12 ] [ اطلس ایران وجهان ]



از شاهرود، نگین چهارفصل استان سمنان؛ استانی که خود بیشترین، پرجاذبه‌ترین و متنوّع‌ترین اندوخته‌گاه‌های زیست‌سپهر ایران را در خود جای داده است، اگر فقط 50 کیلومتر دیگر به سمت شمال شرق حرکت کنی، پس از عبور از آرامگاه بایزید بسطامی و شیخ خرقان، ناگهان احساس خواهی کرد که سوار بر لوبیای سحرآمیز آسمان را شکافته‌ای و بر روی فرش پنبه‌ای سفید‌رنگی قرار داری که تاکنون نه نظیرش را دیده‌ای و نه گمان می‌کردی چنین چشم‌انداز بدیعی را می‌توانی در ایران، سرزمینی که با کویرهایش شهرت جهانی یافته، ببینی!



جنگل زیبا و خوش آب‌وهوای ابر در 50 کیلومتری شمال شرق شاهرود و در مسیر جاده شاهرود به آزادشهر استان گلستان و در روستای ابر قرار دارد و ادامه جنگل‌های سرسبز شمال کشور است.

راه رفتن روی ابرها رؤیایی است، دست یافتنی. بدون جدا شدن روح از بدن می‌شود میان ابرها راه رفت، خوابید و بر ابر سوار شد. لازم نیست حتما به آسمان بروی.





در جنگل ابر آسمان به زمین می‌آید. از قبل خبر نمی‌کنند. هر وقت دلشان بخواهد می‌آیند هر وقت هم که دلشان بخواهد می‌روند. مجاورت دو ناحیه کم فشار و پرفشار (دشت گرگان و منطقه ابر) باعث شده هر وقت زمین انرژی می‌گیرد ابرها جابه‌جا شوند.



ابرها چنان دیواری ساخته‌اند که نور که می‌افتد سایه‌ات را مقابلت می‌بینی. ابرها در حال جوششند. انگار که زمین سماوری است بزرگ و جوش آمده، که بخار آب با فشار از آن بیرون می‌زند. سرد سرد است.


مناظر اطراف با پوشش سراسر سبز و گاه رنگی‌اش آدمی را وادار می‌کند به بیشتر دیدن.

پیشتر که می‌روی درخت‌ها شروع می‌کنند به سبز شدن. یکی، دو تا، هزار تا. آنچه زیاد است چنار است و بلوط و آنچه چشم به دنبال آن می‌گردد اورس است. درخت خاص منطقه ابر که مثل ابر روی زمین می‌خزد. نمی‌شود گفت مه غلیظ، در این جنگل، ابر گردا گردت را می‌پوشاند. خنکی و طراوت و بوی خوشی همراه ابر روی صورتت می‌نشیند.
__________________

[ بیست و یکم مرداد 1389 ] [ 11:11 ] [ اطلس ایران وجهان ]
شهر یزد
یَزد مرکز استان یزد و مرکز منطقه وسیع و باستانی و کویری ای با همین نام در کشور ایران است و در فاصله ۶۷۷ کیلومتری جنوب شرق تهران قرار دارد. جمعیت این شهر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ مرکز آمار ایران برابر با ۴۲۳٬۰۰۶ نفر بوده است.

یزد به شهر بادگیرها معروف است. به «دارالعباده»، «شهر دوچرخه‌ها»، «شهر شیرینی»، «شهر قنات و قنوت و قناعت» و «شهر آتش و آفتاب» و ... نیز شهرت دارد.

میدان امیرچخماق، باغ دولت آباد، زندان اسکندر (مدرسه ضیاییه)، آتشکده زرتشتیان، ساعت مارکار، برج و باروی شهر، خانه های قدیمی چون خانه لاری ها و خانه عرب ها و خانه مرتاض و خانه رسولیان و خانه ملک التجار و خانه محمودی و ...، دخمه های زرتشتیان، حمام خان، بازار های قدیمی چون بازار خان و بازار پنجه علی و ...، آب انبار های فراوان چون آب انبار شش بادگیری و رستم گیو و ... و مسجد جامع یزد و بالاخره قلعه ها، کاروانسرا ها، تکیه ها، مساجد، پیرانگاه ها، قنات ها، کوچه ها، ساباط ها، حمام ها، و تمام سطح بافت تاریخی شهر یزد از اماکن دیدنی شهر است
محله های قدیم استان یزد:

بادگیرمشخص‌ترین وجهه شهر معماری خاص کویری آن است. بادگیرها، مناره‌ها و گنبدها مشخص‌ترین جنبه ظاهری معماری شهر است. در این معماری از بادگیر برای گرفتن جریان باد و خنک‌کردن فضای ساختمان به کار می‌‌رفته است.

بافت و ساخت معماری ویژهٔ منطقهٔ یزد از بارزترین نمونه‌های معماری خاص اقلیم‌های گرم و خشک در جهان است. تناسب آن با نیازها و شرایط اقلیمی- فرهنگی مردم منطقه، گذشته از زیبایی خاص این معماری، از ویژگی‌های آن است. در مرکز هر محله معمولاً حمام، بازارچه، آب انبار، مسجد، حسینیه، لرد، کارگاه های کوچک، جوی آب (برای دسترسی به قنات) قرار دارد که بسیاری از این امکانات هنوز پا برجا هستند.
خانه‌های قدیمی در جهت قبله ساخته شده‌اند. با این جهت گیری فضاهای تابستانی و اتاق‌های زمستانی به طرزی مفید پیرامون حیاط مرکزی قرار می‌گیرند.

حیاط مرکزی اصلی ترین فضای خانهٔ یزدی است. حوض آب در وسط حیاط قرار گرفته است و باغچه ها دور تا دور آن با درختانی که نیاز کمی به آب دارند همچون اَنار، اَنگور، اَنجیر و پسته که علاوه بر سبزی خانه و تامین سایه و خنکی هوا از خشکی هوا نیز می‌کاهد.

از جمله نمونه‌های بارز معماری قرنهای گذشته محلهٔ فهادان یا یوزداران است که در گویش محلی جنگل یا محل یوزاران نامیده می شود. قدمگاه منسوب به امام رضا نیز در این گذر واقع شده است.

اقلیت های دینی نظیر یهودیان بیشتر در محله یهودی‌ها در سمت جنوب مسجد جامع ساکن هستند و کنیسه‌ای دارند. زرتشتیان نیز از جمله در محلّهٔ عیش آباد، محلّهٔ نعیم آباد، کوچهٔ بیوک، محلّه نرسی آباد، محلّهٔ اَهَرستان ساکن هستند.
جاهای دیدنی یزد :
--------------

آب انبار شش بادگیری :


برای شهرهای كویری همچون یزد ارزش آب بیش از هر جای دیگر احساس می شود. در این شهر بیش از 75 آب انبار وجود دارد که یکی از معروف ترین آنها آب انبار شش بادگیر است. این آب انبار دارای شش بادگیر می باشد و 180 سال پیش در دوره قاجاره ساخته شده است. از ویژگیهای مهم این اثر تاریخی دو دهانه بودن این آب انبار است. این آب انبار دارای تزئینات مقرنس كاری بوده و دارای 55 پله ورودی در قسمت جنوبی است كه بین پله 25 و 26 از بالا یك هشتی با سنگ فرش آجری قرار دارد.

باغ دولت آباد


باغ دولت آباد یكی از باغهای معروف ایرانی است كه در زمان محمد تقی خان (دوره زندیه) طراحی و ساخته شده. این باغ از قناتی به همین نام مشروب می شود و جریان آب در باغ، استخوان بندی طراحی آنرا تشكیل می دهد. جالبترین بنای مجموعه را عمارت هشتی و بادگیر تشكیل می دهد كه تلفیق جریان آب و هوا به زیباترین شكل صورت گرفته است. بادگیر باغ دولت آباد با 33 متر بلندی از سطح زمین شاهكار مهندسی و نشانه نبوغ معماران یزدی است.

-----------------

مجموعه حمام و بازار خان


قدمت حمام خان یا "گرمخانه نور" به سال 1212 ه. ق. برمیگردد که در تاریخ 1242 ه. ق. مورد تجدید بنا و تزئینات قرار گرفته است. تزئینات حمام خان بسیار ساده بوده بطوریكه مهمترین تزئین آن نقاشیهای بخش شاه نشین می باشد. مساحت حمام 1170 متر مربع و زیر بنای آن 900 متر مربع می باشد.
ساخت بازار خان به زمان ناصرالدین شاه قاجار بر میگردد. ساختار متفاوت موجود در آن حكایت از ساخت تدریجی این بازار دارد. بازار خان 258 متر طول دارد و ارتفاع آن 4 تا 6 متر متغییر است. در بخش شمالی-جنوبی 53 مغازه و در بخش شرقی-غربی آن 100 مغازه وجود دارد.
آتشکده زرتشتیان :



آتشکده زرتشتیان در خیابان آیت الله كاشانی واقع گردیده و شامل ساختمان و باغ زیبایی است كه در قرن اخیر ساخته شده است. در این محل آتش مقدس كه برای زرتشتیان محترم می باشد نگهداری و از آن مراقبت می شود. ساختمان اصلی در وسط حیاط قرار دارد و آنرا درختانی همیشه سبز احاطه كرده اند. حوضی مدور و بزرگ در محور ورودی بنا به آن زیبایی خاصی بخشیده است. آتش در محفظه ای بلندتر از سطح زمین در اتاقی نسبتا وسیع و دور از تابش خورشید قرار گرفته و اتاقهایی برای مراسم نیایش پیرامون آن طراحی شده است.
دخمه زرتشتیان :

دخمه زرتشتیان در انتهای جنوبی شهر یزد در حوالی منطقه صفائیه در بالای تپه ای نسبتا مرتفع قرار دارد. در این محل دو دخمه وجود دارد كه یكی قدیمی تر بنام هانجكی هاتریا (زرتشتی هندی الاصل) و دیگری كه جدیدتر می باشد به نام گلستان معروف است. در وسط این دو دخمه چاله ای سنگی وجود دارد كه زرتشتیان مردگان خود را در آن قرار می داده اند. دخمه گلستان دارای قطر 25 متر و ارتفاع دیوار از سطح تپه 6 متر است و دخمه هانجكی دارای قطر 15 متر می باشد.


---------------

مدرسه ضیائیه (زندان اسکندر یا مدرسه ضيائيه) :



این ساختمان مشهور به زندان اسكندر می باشد و متعلق به قرن 631 ه. ق. بوده و بانی آن شرف الدین علی رضی است. این مدرسه در محله فهادان و در مجاورت بقعه دوازده امام قرار دارد.




در حیاط این مدرسه چاهی با قطر حدود 2 متر وجود دارد که به فضایی سرداب مانند با عمق حدود 5 متر منتهی می شود. کف سرداب حوضی قدیمی وجود دارد که از جمله آثار به جای مانده از بنای اولیه ساختمان است. گفته می شود که این ساختمان در ابتدا به وسیله اسکندر مقدونی با کاربری زندان بنا شده که بعدها با یک تغییر کاربری به صورت مدرسه استفاده می شده است.

__________________

خانه لاریها :


این خانه در سال 1286 ه. ق. ساخته شده و مالك آن حاج محمد ابراهیم لاری بوده است. از این مکان سابقا به عنوان خانقاه نعمت اللهی استفاده می شده است. مساحت آن حدود 1700 متر و زیر بنائی معادل 1200 متر مربع را داراست.
درها، پنجره ها، ارسی ها و اتاقهای آئینه كاری و نقاشی شده آن یكی از نمونه های زیبا و عالی خانه های اعیانی قرن سیزدهم است.















__________________
مسجد ریگ :


این مسجد كه كاروانسرایی مخروبه بوده، توسط امیر معین الدین اشرف بنا گردید. منار گلی مزین به كاشی با خطوط و نقوش هندسی، قفسه ای چوبی در بالای منار، كتیبه خط ثلث بر كاشی معرق در سه طرف سردر، در كنده كاری دو لنگه ای، كاشی های شش ضلعی فیروزه ای و آبی با حاشیه های سیاه و سفید مرسوم قرن نهم هجری در بدنه محراب و طاق نمای محراب با گچ كاری مقرنس از ویژگی های مهم این مسجد به شمار می رود.

---------------------

بقعه سید رکن الدین :



این بنا در سال 725 ه. ق. بنا نهاده شده و محل دفن سید ركن الدین محمد قاضی می باشد. این بنا دارای گنبد، گچ بری های خطوط اسلیمی داخل ایوان بلند و مقرنس های چهار گوشه بنا و محراب بلند می باشد. در داخل بقعه آثار تزئینات آجر كاری و خطوط كوفی و نستعلیق بر دیوارها و حتی در قسمت سقف كه با آب رنگ نقاشی شده است به چشم می خورد.


__________________بقعه دوازده امام :



این بقعه مشتمل بر دوازده گنبد منفرد در سال 429 ه. ق. به دستور ابو سعید و ابو یعقوب از امرای علاء الدوله فرامرز ساخته شد. در این بقعه كتیبه ای به خط كوفی بالای سردر كه در حاشیه ای از نقوش گُل و بوته قرار دارد و سنگ قبر فخرالدین اسفنجردی از مشایخ بزرگ قرن هشتم كه در محراب نصب است توجه بینندگان را به خود جلب می كند.
ملک التجار


این خانه نمونه در حدود یكصد و بیست سال قبل در یكی از بازارهای مهم شهر ساخته شده و متعلق به ملك التجار بوده است. مدخل خانه به اسلوب روزگار خود دارای كوچه ای دراز و باریك و با دیوارهای بسیار بلند است. نقاشی اتاقهای این خانه، كار یك نقاش شیرازی است كه از حیث اسلوب كاملا با نقاشی های عمارت نارنجستان شیراز همسان است. این خانه در حال حاضر تبدیل به مهمانسرای سنتی به نام مهمانسرای سنتی ملک التجار (هتل سنتی ملک التجار) شده است.

--------------------

مسجد جامع کبیر یزد



مسجد جامع یزد یكی از با ارزشترین میراث های تاریخی هنری و گنجینه ای از معماری اسلامی موجود در شهر یزد است. بانی ساختمان اصلی مسجد را علاءالدوله گرشاسب آل بویه در قرن ششم هجری قمری می دانند، ولی مسجد كنونی مربوط به آل مظفر و تیموریان قرن هشتم و نهم هجری است. مسجد جامع یزد؛ یزد




از امتیازات هنری و معماری این مسجد می توان قدرت و استواری كاشیكاری های نفیس و جالب، سردر بلند، دو كتیبه نفیس یكی به خط كوفی و دیگری به خط ثلث بر روی كاشی لاجوردی معرق در كنار سردر باشكوه، دو مناره زیبا و تزئینات كاشی كاری شده دیوارهای داخلی شبستان و زیر گنبد و خارج گنبد را نام برد. ارتفاع مناره های آن حدود 48 متر و ارتفاع سر در آن در حدود 24 متر می باشد.





__________________


[ بیست و یکم مرداد 1389 ] [ 11:6 ] [ اطلس ایران وجهان ]

ارگ سمنان

 

یکی از آثار تاریخی و با ارزش و زیبای سمنان، دروازه ارگ، بازمانده هنر دوران قاجار است که در تقاطع خیابانهای آیت الله طالقانی و شیخ فضل الله نوری واقع شده است. دروازه ارگ در گذشته...
  
 ● تاریخچه
در زمان کمبوجیه سمنان مانند پلی سه ایالت ری و خراسان و استرآباد را به هم وصل می‌کرد. در دوره‌های بعدی نیز منطقه سمنان مورد توجه خاص حکومتهای مرکزی قرار گرفت و منازعه‌ها و مناقشه‌های متعدد بر سراین منطقه بین قدرتمندان در گرفت. اشکانیان هم ایران را به هجده ایالت تقسیم کرده بودند که یکی از آنها کمیس یا قومس در نواحی سمنان و دامغان بود.ا ز زمان سلسله طاهریان تا غزنویان نیز سمنان اهمیت خود را حفظ کرد و ازجمله مناطقی بود که شاهد انبوه کشمکشها بود. یکی از حکام معروف ایالت کومش در زمان غزنویان امیر اجل بختیار بن محمد معروف به ابوحرب بختیار بود که بانی منار مسجد جامع سمنان و بقعه پیر علمدار کرمان بود. سمنان در دوران مغول همچون سایر نقاط ایران از حملات در امان نماند و متحمل خسارات فراوان شد.
 
● مراکز تاریخی و باستانی
▪ برج چهل دختران
در اواسط خیابان حکیم الهی و بر سر راه شهر به محلات ثلاث برج کهنه و قدیمی ‌و نیمه مخروبه ای وجود دارد که بنام برج چهل دختر یا چهل دختران نامیده می‌شود. وجه تسمیه این برج چنین است که مردم معتقد برج مذکور را چهل دختر که دست از تعلقات دنیوی کشیده و تارک دنیا شده بودند با گل و خشت ساخته اند. قدر مسلم این است که تاریخ بنای برج با آتشکده به زمان قبل از اسلام بر می‌گردد. همانطور که از نام کوشمغان و زاوغان که در نزدیکی برج قرار دارد برمی‌آید و با توجه به مقام مغ که پیشوای زردشتیان بود می‌توان اطمینان داشت که برج مذکور زمانی آتشکده و یکی از اماکن متبرکه زردشتیان بوده است. این بنا به صورت برج هشت ضلعی است که هر ضلع آن در خارج ۴.۵ و در داخل ۲.۸۰ متر است، ارتفاع برج در بعضی قسمتها ۱۰ متر و در قسمتهای نسبتا سالم دیگر به دوازده متر می‌رسد ضخامت دیوار تقریبا ۵۰ تا ۶۰ سانتیمتر است.
 
▪ دروازه ارگ سمنان
یکی از آثار تاریخی و با ارزش و زیبای سمنان، دروازه ارگ، بازمانده هنر دوران قاجار است که در تقاطع خیابانهای آیت الله طالقانی و شیخ فضل الله نوری واقع شده است. دروازه ارگ در گذشته درِ شمالی ارگ دولتی بود که هنگام تخریب ارگ به سبب شکایت فرهنگ دوستان و پیگیری آنان از ویرانی این دروازه جلوگیری به عمل آمد. دروازه ارگ در زمان سلطنت ناصرالدین شاه قاجار و حکومت انوشیروان میرزا ضیاءالدوله فرزند محمد رحیم میرزا پسر دهم عباس میرزا نایب السلطنه که از سال ۱۳۰۰ تا ۱۳۰۵ هجری حاکم ایالت قومس بود بنا شد. این دروازه دو نمای شمالی و جنوبی دارد که نمای شمالی آن به مراتب زیباتر از نمای جنوبی آن است.
 
▪ ارگ علاء
ارگ علاء در ۹ کیلومتری جنوب شرقی سمنان و کنار جاده سمنان به پایگاه هوایی در بخش علاء واقع شده است و یکی از آثار تاریخی اواسط قاجاریه به شمار می‌رود که به ثبت آثار تاریخی رسیده است. مساحت تقریبی آن در حدود ۱۰۰ متر و دارای زیربنایی در حدود ۱۲۰ متر است. ارتفاع آن حدود ۴.۵ متر، با اضافه شدن طبقه دوم به حدود ۸ متر می‌رسد. بنای ارگ به شکل شش ضلعی و ساختمان آن در دو طبقه ساخته شده است که ظاهرا محل حکومت محلی نیز بود.
 
▪ دارالحکومه سمنان
این بنا در جنوب شهر و در میدان ابوذر غفاری (پاچنار) واقع شده است. بنای دارالحکومه را به دوره فتحعلی شاه قاجار و پیش از زمان حکومت حاجی بهمن میرزا بهاء الدوله پسر فتحعلی شاه در سمنان نسبت می‌دهند. قبل از اینکه ساختمان ارگ دولتی سمنان در شمال شهر احداث شود، دارالحکومه سمنان در جنوب شهر و در همین بنا که امروز به خانه کلانتر معروف است مستقر بود.
 
▪ شکارگاه ملاده (خانه ابراهیم خان)
در روستای سرسبز و خوش آب و هوای ملاده (در حدود ۷۰ کیلومتری شمال سمنان) دو عمارت بزرگ و باستانی و زیبا وجود دارد که در دو سمت شرق و غرب به فاصله حدود ۵۰ متر به موازات یکدیگر قرار گرفته اند. مصالح اصلی بنا، خشت و آجر و نمای آن آجر و گچ است. هر یک از این دو نوع ساختمان دو طبقه و دارای تعداد زیادی اتاق و راهروی مربوط به اتاقها و طبقه فوقانی است. معماری ساختمانهای مذکور بسیار زیباست.
 
▪ مناره سلجوقیان سمنان
این مناره که در زمره زیباترین منارهای تاریخی دوره سلجوقی است، در گوشه شمال شرقی مسجد جامع سمنان و در کنار شبستان شرقی واقع شده و به منار مسجد جامع نیز معروف است. ارتفاع منار کنونی از سطح قاعده ۳۱.۲۰ متر و از روی بام ۲۵.۷۵ متر است که به علت وجود شبستان شرقی در پای منار ۵/۵ متری، قسمت تحتانی آن دیده نمی‌شود. محیط مناره همجوار بام مسجد بیش از پنج متر است.
 
▪ آرامگاه شیخ علاء الدوله سمنانی
این ساختمان واقع در روستای صوفی آباد سمنان، در آغاز بنایی رفیع و باعظمت بود که بدستور عمادالدین جمال الدین عبدالوهاب وزیر سلطان محمد خدا بنده از خشت خام ساخته شد، سپس خانقاهی برآن افزود و در آنجا به ریاضت پرداخت و پس از مرگ در آنجا به خاک سپرده شد. بنای خانقاه و آرامگاه این عارف مشهور که بازمانده معماری اواخر قرن هشتم است، به علت نداشتن استحکام و بی توجهی روبه ویرانی نهاد. به طوری که به جز دو ستون ایوان بقیه بنا منهدم شد.
 
▪ مقبره پیرنجم الدین
این مقبره منسوب به پیر نجم الدین دادبخش یا تاج بخش در گورستانی به همین نام در سمنان واقع شده است از شجره نامه مدفون این آرامگاه اطلاع صحیحی در دست نیست، ولی عده ای وی را یکی از سرداران ملی سمنان در حمله مغول می‌دانند. مقبره پیر نجم الدین که یکی از آثار دوره مغول است، شامل ایوان، حرم و گنبد است و به علت اینکه قبلا در وسط گورستان قرار داشته و حالا در خیابان می‌باشد صحن ندارد.
 
▪ آرامگاه حکیم الهی
آرامگاه این حکیم در نزدیکی میدان امام خمینی سمنان و در کنار خیابان حکیم الهی مقابل دبیرستان دهخدا واقع شده و مدفن یکی از چهره‌های تابناک فلسفه و حکمت و یکی از مفاخر گرانمایه سمنان است.
بنای آرامگاه را ایوان و چند سالن و اتاق تودرتو تشکیل می‌دهد. بر پیشانی ایوان که مشرف به خیابان است و حدود پـنـج متـر ارتفاع دارد کتیبه ای از جنس کاشی قرار گرفته است. حکیم الهی در رمضان ۱۲۴۳ مـتـولـد و در ربـیـع الاول ۱۳۲۳ هجری قمری فوت کرد. آرامگاه مذکور با تلاش پسرش حاج عبدالجواد الهی در سال ۱۳۲۱ شمسی بنا شد.
 
▪ مقبره درویش محمد
در قسمت شمال‌غربی سمنان و در روستایی به نام مومن آباد بین راه شوسه سمنان به فیروزکوه مقبره ای به نام درویش محمد وجود دارد. از تاریخ فوت و دفن این آرامگاه اطلاع درستی در دست نمی‌باشد. ولی گفته شده که وی یکی از عارفان قرن هشتم و از پیروان عارف بزرگ وار شیخ علاء‌الدوله سمنانی بوده، برخی نیز می‌گویند که مقبره تقی الدین علی دوستی سمنانی شاگرد معروف شیخ باشد. درویش محمد به علت وارستگی و کرامتی که داشت مورد توجه و احترام مردم سمنان و نواحی آن بود و به همین جهت، درویش مومن آباد نیز نامیده شده است.
 
▪ قلعه‌های سارو
در ۱۰ کیلومتری شمال شرقی سمنان در نقطه ای کوهستانی به نام سارو آثار دو قلعه بسیار محکم و تسخیر ناپذیر موجود است که طرز ساختمان و انتخاب محل بنای آنها قابل توجه و درخور تحقیق است. این قلعه‌ها در دو طرف کلاته یا مزرعه سارو که چشمه ساری زیبا است واقع شده اند. قلعه شمالی بر اثر گذشت زمان و بروز سوانح طبیعی و خرابکاری افراد گنج یاب تا اندازه ای ویران شده و خالی از سکنه است ولی اسکلت محکم آن ابهت خاصی به این دره بخشیده است.
 
▪ قلعه کوشمغان
در سه کیلومتری غرب سمنان سه محله وجود دارد که در حال حاضر به نام‌های کوشمغان، زاواغان و کدیور خوانده می‌شوند و مجموع این سه محله را نیز محلات ثلاث می‌نامند. با توجه به آثار موجود، محله‌های مذکور از محله‌های بسیار کهن سمنان محسوب می‌شوند. نام اصلی کوشمغان کوشک مغان بود که بر اثر کثرت استعمال کوشمغان شده است. در این محله قلعه قدیمی ‌ویرانی وجود دارد که در گذشته خندقی نیز در اطراف آن وجود داشت و مردم با استفاده از تخته پل وارد قلعه می‌شدند. در قلعه که از گذشته باقی مانده یکپارچه از سنگ است.
 
▪ قلعه لاسگرد
در بین بقعه سیدرضا و شمال کاروانسرای شاه عباسی لاسگرد، یکی از معروفترین قلعه‌های سمنان به نام دژ لاسگرد وجود دارد که با توجه به سرحدی بودن قریه لاسگرد در دوران قبل از اسلام به ویژه در زمان اشکانیان، احتمال می‌رود این قلعه در زمان اشکانیان بنا شده باشد. این قلعه مستحکم که با خشت‌های خام بزرگ ساخته شده تا اواسط دوره قاجاریه پابرجا بود و پس از این تاریخ روبه ویرانی نهاد. آنچه اکنون از این قلعه عظیم مانده گذرگاهای زیرزمینی سه طبقه ای است که همه به یکدیگر راه دارند.
 
▪ قلعه پاچنار
در جنوب غربی میدان ابوذر و در محله اسفنجان سمنان آثار دو قلعه پر ابهت و قدیمی ‌به چشم می‌خورد که به قلعه‌های پاچنار معروف هستند. این قلعه‌ها به صورت دژهای دوران باستان ساخته شده بودند واز زمره قلعه‌های بسیار مهم نظامی ‌و دفاعی شهرستان به شمار می‌رفتند. بعضی‌ها قدمت و تاریخ بنای این قلعه‌ها را به دوران طاهریان نسبت می‌دهند.
 
▪ حمام پهنه و گرمابه حضرت
حمامِ پهنه یکی از آثار قدیمی ‌و ارزشمند سمنان است، که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این حمام که در گوشه شمال غربیِ تکیه پهنه سمنان، بینِ مسجدِ جامع و مسجد امام خمینی و امامزاده یحیی قرار گرفته و در سال ۸۵۶ هجری قمری، در زمانِ سلطنت ابوالقاسم بابرخان، پادشاه تیموری و به دستورِ وزیرِ وی، خواجه غیاث الدین بهرام سمنانی ساخته شده است.
 
▪ حمام ناسار
این حمام در بازار عمومی ‌شهر سمنان و جنوب شرقی تکیه ناسار واقع شده است و قریب سه قرن قدمت دارد و یکی از بنا‌های دوره صفویه است. این بنا در سال ۱۱۱۸ هجری در زمان شاه عباس به همت حاجی الحرمین آقا ملکی ساخته شد. بر بالای سردر کوچک حمام که به وسیله راهروی طویل و به سربینه متصل می‌شود سنگ نبشته ای به ابعاد ۳۰ در ۲۰ سانتی متر به رنگ سیاه وجود دارد نام سازندگان آن را نوشته است.
 
▪ کاروانسرای شاه عباسی سمنان
در خیابان استاد مطهری سمنان کاروانسرایی از دوره صفویه معروف به رباط شاه عباسی موجود است که به فرم چهار پلانی ساخته شده است حیاط کاروانسرا مستطیل شکل به طول ۳۲.۳۰ متر و عرض ۲۶.۵ متر است. دو ضلع شمالی و جنوبی رباط دارای دو ایوان هم اندازه و مشابه با قوس جناغی است و در طرفین هر ایوان شش ایوان کوچک با قوس‌های جناغی است که به اندازه نیم متر از سطح حیاط بلندتر است.
 
▪ کاروانسرای شاه سلیمانی آهوان
این کاروانسرا که در روستای آهوان، در ۴۲ کیلومتری شرق سمنان واقع شده است، در سالِ ۱۰۹۷ هجری قمری در زمان شاه سلیمان صفوی، برای استراحت زایرین امام هشتم، که از سمنان و آهوان به مشهد مقدس، مشرف می‌شدند، ساخته شد. اما به غلط، کاروانسرای شاه عباسی نام گرفت. کاروانسرای شاه سلیمانی آهوان، دارای حیاط وسیع مستطیل شکل، به طول ۴۰ متر و عرض ۳۲ متر، و چهار ایوانی است. جمعا در اطراف حیاط ۲۴ اتاق احداث شده است که ابعاد آنها به ترتیب ۳.۳۵ و ۲.۹۰ متر است.
 
▪ کاروانسرای شاه عباسی لاسگرد
در ۳۶ کیلومتری سمنان و در قریه لاسگرد کاروانسرای آجری بسیار بزرگی از بنا‌های زمان شاه عباس اول صفوی قرار دارد. این کاروانسرا که در سمت جاده سمنان به تهران واقع شده دو ایوانی است و حیاطی وسیع دارد. طول حیاط از شمال به جنوب ۳۶ متر و عرض آن از شرق به غرب ۳۱.۵ متر است که اطراف آن را ۲۴ حجره احاطه نموده است که حجره‌ها با کمی ‌اختلاف قرینه یکدیگرند. دو ایوان بزرگ در غرب و شرق رباط ساخته شده است که با درگاه کوتاه و چند پله به دالان‌های چهار گانه پشت مربوط میشود. سقف این ایوان طاق ضربی بزرگی است که تزئینات مربع شکل تودرتو دارد.
 
● جاذبه‌های طبیعی
▪ چشمه‌های آب مراد آب قولنج آبگرم و آبسرد
مجموعه این چشمه‌های معدنی آبگرم در بخش مهدی شهر و در شمال غربی سمنان به فاصله ۲۱ کیلومتری این شهر قرار دارد. اطراف این چشمه‌ها را ارتفاعات در بر گرفته است. آب چشمه‌ها از دسته آب‌های کلروره سولفاته کلسیک و گوگردی است و در درمان بیماری‌های صفراوی کلیه کبد نقرس و روماتیسم و درد مفاصل موثر است.
 
▪ چشمه معدنی تلخاب
این چشمه در غرب سمنان و در شش کیلومتری شمالغربی روستای لاسجرد واقع شده است. تلخاب شامل دو چشمه است که محدوده ای استخری شکل را به وجود آورده که طول آن بیست متر و عرض آن دوازده متر است. آب این چشمه تلخ و سرد است و مردم در فصل تابستان برای درمان سردرد – چشم درد – یرقان – کهر و رفع گرمی ‌بدن به آنجا می‌روند.
 
▪ چشمه آب معدنی شورآب
آب این چشمه از یک رشته قنات است که در شمال غربی شهر سرخه قرار دارد. مردم در فصل تابستان با پیمودن مسیر پنج کیلومتری از شهر سرخه به محل مظهر قنات شورآب می‌روند و در آن استحمام می‌کنند. این آب دارای گوگرد فراوان است که برای درمان بیماری سردرد و درد چشم استفاده می‌شود و نمی‌توان مدت زیادی در آن ماند زیرا گازهای زیادی که متصاعد می‌شود سرگیجه‌آور است.
 
▪ چشمه معدنی نمک دره
چشمه نمک دره یکی دیگر از چشمه‌هایی است که در شش کیلومتری جنوب شهر سرخه و در کنار روستای بیابانک قرار دارد. آب این چشمه از گنبدهای نمکی جاری است و مردم برای استفاده از آن در چاله‌هایی که اطراف آن را لایه‌های ضخیم نمک پوشانده است. استحمام می‌کنند. میزان غلظت نمک آن به حدی است که به هیچ عنوان نمی‌توان سر را به زیر آب فرو برد. مردم معتقدند که آب چشمه نمک دره برای درمان دردکمر و دردپا مفید است.
 
▪ چشمه امامزاده محمدزید
این چشمه در ۵۶ کیلومتری شمال غربی سمنان و در آبادی امام زاده شاه زاده محمد زید (ع) واقع شده است و آب آن بیشتر در فصل‌های بهار و تابستان به مصرف کشاورزی میرسد. ساکنان شهرستان سمنان به ویژه شهر سرخه در فصل تابستان برای گذراندن اوقات فراغت و زیارت بقعه متبرکه امام زاده شاه زاده محمد زید برای چند روزی هم که شده چادرهایی را در اطراف چشمه برپا میکنند و از طبیعت زیبا و هوای مطبوع و معتدل آن بهره میبرند.
 
▪ چشمه امامزاده عبدالله(ع)
این چشمه در قسمت شمالی روستای امامزاده عبدالله در شمال غربی شهر سمنان به فاصله ۶۱ کیلومتری آن قرار دارد. ۵۴ کیلومتر از این جاده آسفالته و هفت کیلومتر آن خاکی است. تعداد شش چشمه در دره این روستا وجود دارد که مجموعا ۶۰-۷۰ لیتر در ثانیه آبدهی دارند. این منطقه کوهستانی دارای آب و هوای سرد در زمستان و معتدل در تابستان است. آب چشمه‌ها پس از خروج در بستر رودخانه جاری می‌شود و کمتر مورد استفاده کشاورزی قرار می‌گیرد. از مهمترین قابلیتهای جهانگردی این منطقه می‌توان منظره دل انگیز آب و هوای معتدل و مطبوع در فصل تابستان و فضاهای طبیعی و زیبای چشمه‌ها نام برد.
 
● اماکن زیارتی و مذهبی
▪ مسجد سلطانی
این مسجد در مرکز شهر سمنان واقع شده و یکی از مهم‌ترین و زیباترین بناهای تاریخی و مهم سمنان است.این مسجد دارای چهار در بزرگ ورودی از شمال، جنوب، شرق و شمال غربی است. در شمال غربی به دالان درازی باز می‌شود که در انتهای آن تکیه پهنه است. درهای شمال، جنوب و شرق دارای هشتی دالان و دهلیز هستند. بالای درهای شمالی و شرقی تزئینات مقرنس کاری گچی زیبا با دو گوشواره دو طبقه در طرفین با پشت بغل‌های کاشی کاری شده وجود دارد. در هشتی‌های شمالی، جنوبی و شرقی تاقهای آجری گنبددار با تاقنماهای متعدد با لچکی کاشی کاری شده مشاهده میشوند.
 
▪ مسجد جامع سمنان
این مسجد را می‌توان در زمره کهن‌ترین و قدیمی‌ترین آثار اسلامی‌ شهر سمنان به شمار آورد. گمانه‌زنی‌ها و حفاری‌های اخیر نشان دادند که این مسجد در قرن اول هجری روی خرابه‌های یک آتشکده بنا شده است. ولی در طول زمان، تعمیراتی در آن داده شده است. در حال حاضر در بنای کنونی مسجد، آثاری از دوره مغول و تیموری دیده می‌شود.
 
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
[ نوزدهم مرداد 1389 ] [ 15:18 ] [ اطلس ایران وجهان ]

جغرافياي انساني شهرستان بوكان

جمعيت و خانوار

طبق آمار آخرين سرشماري عمومي نفوس و مسكن شهرستان بوكان  در سال 1375 تعداد 175541 نفر جمعيت داشته است كه 03/7 درصد از جمعيت كل استان را شامل مي‌شود. از اين تعداد جمعيت 120020 نفر شهري (06/69) و 55509 نفر روستايي (62/31 درصد) مي‌باشند. همچنين 88930  نفر از جمعيت اين شهرستان را مردان و 127796 نفر را زنان تشكيل مي‌دهند.

جمعيت شهرستان بوكان طي بيست سال با رشدي مداوم از 20579 نفر در سال 1355 به 175541 نفر در سال 1375 رسيده است. متوسط نرخ رشد ساليانه آن در دهه اول مطالعه 169/0 و در دهه دوم 044/0 درصد بوده است. به اين ترتيب با توجه به متوسط نرخ رشد ساليانه استان كه در دهه‌هاي اول و دوم به ترتيب 036/0 و 022/0 درصد مي‌باشد. اين شهرستان از نرخ بالاتري نسبت به استان برخوردار بوده و از شهرستانهاي مهاجرپذير به حساب مي‌آيد.

جمعيت و خانوار شهرستان بوكان  به تفكيك نقاط شهري و روستايي در سال 55 و 65 و 75.

1375

1365

1355

شرح

175541

120020

55509

29179

20792

8383

71

93/5

62/31

112545

89672

22873

18947

10309

8638

22/34

2/6

32/20

20579

12657

7922

4099

3162

937

62/14

6/7

50/38

جمعيت شهرستان

جمعيت شهري

جمعيت روستايي

خانوار شهرستان

خانوار شهري

خانوار روستايي

تراكم نسبي جمعيت

ميانگين وسعت خانوار

درصد جمعيت روستايي

 

تعداد خانوار اين شهرستان به تبع جمعيت آن پيوسته روند افزايشي داشته و از 4099 خانوار در سال 1355 به 29179 خانوار در سال 1375 افزايش يافته است. البته طي اين مدت از ميانگين وسعت خانوار كاسته شده و از 6/7 نفر در دوره اول به 93/5 نفر در دوره آخر رسيده است.

افزايش سريع تعداد خانوار در دهه دوم نيز بطوري كه ملاحظه مي‌شود تحت تاثير دو عامل رشد جمعيت و كاهش ميانگين وسعت خانوار بوده است. با افزايش جمعيت شهرستان بر تراكم نسبي جمعيت آن نيزافزوده شد و از 62/4 نفر در كيلومتر مربع در سال 1355 به 71 نفر در كيلو متر مربع در سال 1375 رسيده است.

 ساختار سني و جنسي

 در دوره مورد مطالعه ساختار سني جمعيت شهرستان به سوي تعادل گرايش دارد در سال 1375 سهم جمعيت كمتر از 15 سال شهرستان به 42درصد كاهش يافته است در حاليكه سهم جمعيت 64-15 ساله با افزايش روبرو بوده و به رقم 00/54 درصد رسيده است. اين امر در گروه سني 65 سال به بالا نيز اتفاق افتاده است. مسلماً كاهش شدت جواني جمعيت شهرستان به عنوان يك تحول مثبت تلقي مي‌شود. در آبان 1375، از 175541 نفر جمعيت شهرستان، 88930 نفر مرد و 86611 نفر زن بوده‌اند كه در نتيجه، نسبت جنسي برابر 103 به دست مي‌آيد. به عبارت ديگر، در اين شهرستان در مقابل هر 100 نفر زن، 103 نفر مرد وجود داشته است. اين نسبت براي اطفال كمتر از يكساله 103 و براي بزرگسالان (65 ساله و بيشتر) 143 بوده است. نسبتهاي مذكور در نقاط شهري به ترتيب، 104 و 123 و در نقاط روستايي 103 و 193 بوده است. از جمعيت اين شهرستان 00/42 درصد در گروه سني كمتر از 15 ساله، 00/54 درصد در گروه سني 64-15 ساله و 00/4 درصد در گروه سني 65 ساله و بيشتر قرار داشته‌اند.

گروههاي عمده سني شهرستان به تفكيك جنس و نقاط شهري و روستايي در سال 1375

 

نقاط روستايي

نقاط شهري

كل شهرستان

گروههاي عمده سني

تعداد

درصد

تعداد

درصد

زن

مرد

جمع

درصد

55509

23637

11645

17799

2428

-

00/100

58/42

98/20

07/32

37/4

-

120020

50085

25380

39962

4593

1

00/100

73/41

15/21

30/33

83/3

-

86611

36511

18623

28592

2885

-

88930

37216

18403

29173

4137

1

175541

73727

37026

57765

7022

1

00/100

00/42

09/21

91/32

00/4

-

جمع

كمتر از 15 سال

15-24 سال

64-25 سال

65 سال و بيشتر

نامشخص

 

ميانگين سني جمعيت شهرستان در سال 1375 حدود 73/22 و ميانه سني معادل 12/18 محاسبه گرديده كه به شاخصهاي مربوط به استان نزديك مي‌باشد

 

نمودار 1- هرم سني جمعيت شهرستان بوكان

الگوي سكونت

اين شهرستان طي بيست سال از ميزان شهرنشيني نسبتاً بالايي برخوردار بوده است. به طوري كه ميزان شهرنشيني از 99/45 درصد در سال 1355 به 37/68 درصد در سال 1375 رسيده است.

يعني طي بيست سال 38/22 درصد بر ميزان شهرنشيني افزوده شده است.

 

1379

1375

1355

طبقه

درصد

تعداد روستا

درصد

تعداد روستا

درصد

تعداد روستا

 


00/100 

73/6

81/4

83/16

46/38

04/24

21/7

44/1

48/0

-

208

14

10

35

80

50

15

3

1

-

00/100

88/6

76/4

17/12

33/42

40/25

41/7

06/1

-

-

189

13

9

23

80

48

14

2

-

-

00/100

47/8

93/5

47/8

61/46

58/24

08/5

85/0

-

-

118

10

7

10

55

29

6

1

-

-

جمع

4-1 خانوار

9-5 خانوار

19-10 خانوار

49-20 خانوار

99-50 خانوار

199-100 خانوار

499-200 خانوار

999-500 خانوار

1000 خانوار و بيشتر

 

در آبان 1375 در اين شهرستان از 29152 خانوار معمولي ساكن 100 درصد در واحد مسكوني معمولي زندگي مي‌كردند.

 

       دين و مذهب

در آبان 1375، از جمعيت شهرستان 93/99 درصد را مسلمانان تشكيل مي‌داده‌اند. اين نسبت در نقاط شهري 92/99 درصد و در نقاط روستايي 97/99 درصد بوده است. مذهب مردم بوكان در اكثريت سني و در اقليت شيعه مي‌باشد.

 توزيع نسبي جمعيت بر حسب دين به تفكيك ساكن و غير ساكن

غيرساكن

ساكن

شهرستان

دين

نقاط روستايي

نقاط شهري

00/0

00/0

00/0

00/0

00/0

00/0

00/100

97/99

02/0

00/0

00/0

01/0

00/100

92/99

01/0

01/0

00/0

06/0

00/100

93/99

02/0

00/0

00/0

05/0

جمع

مسلمان

زرتشتي

مسيحي

كليمي

ساير و اظهار نشده

 

مهاجرت

1. توزيع مهاجران برحسب آخرين محل اقامت قبلي

در فاصله سالهاي 1365 تا 1375 ، 28916 نفر به شهرستان وارد و يا در داخل اين شهرستان جا به جا شده‌اند. محل اقامت قبلي 76/31 درصد مهاجران، ساير استانها، 18/24 درصد شهرستانهاي ديگر استان محل سرشماري و 19/42 درصد شهر يا آبادي ديگري در همين شهرستان بوده است. محل اقامت قبلي بقيه افراد، خارج از كشور يا اظهار نشده بوده است.

مقايسه محل اقامت قبلي مهاجران با محلي كه در آن سرشماري شده‌اند نشان ميدهد، 17/53 درصد از روستا به شهر، 08/29 درصد از شهر به شهر، 33/5 درصد از روستا به روستا و 55/10 درصد از شهر به روستا در طي 10 سال قبل از سرشماري آبان 1375 مهاجرت كرده‌اند.

 مهاجران وارد شده طي 10 سال قبل از سرشماري آبان 1375 برحسب آخرين محل اقامت قبلي به تفكيك نقاط شهري و روستايي و جنس.

 

ساكن در نقاط روستايي

ساكن در نقاط شهري

جمع

آخرين محل اقامت قبلي

زن

مرد

زن

مرد

1565

1053

408

645

237

109

128

179

92

87

95

1

3243

902

408

494

560

429

131

1661

1605

56

105

15

10550

5117

-

5117

2772

1322

1450

2507

1529

978

121

33

13558

5129

-

5129

3423

1776

1647

4836

3781

1055

134

36

28916

12201

816

11385

6992

3636

3356

9183

7007

2176

455

85

جمع

شهرستان محل سرشماري

شهر

آبادي

شهرستانهاي ديگر در همين استان

شهر

آبادي

شهرستانهاي ساير استانها

شهر

آبادي

خارج از كشور

اظهارنشده 

 

 

   


آثار و ابنيه تاريخي شهرستان بوكان

موقعيت جغرافيايي و تاريخي شهرستان بوكان :

شهر بوكان مركز شهرستان بوكان استان آذربايجان غربي با پهنه اي حدود 8 كيلومتر مربع در جنوب استان در مسير راه مياندوآب ـ سقز در 36 درجه و 31 دقيقه عرض شمالي و 46 درجه و 12 دقيقه طول خاوري نسبت به نصف النهار گرينويچ قرار دارد و ارتفاع آن از سطح درياي آزاد 1370 متر   مي باشد . درباره نام أين شهر نيز هماند ديگر شهرها نظرات زيادي وجود دارد . بعضي ها بر أين باورند كه « بو » به معني سرزمين و « كان » به معني معدن است و بوكان به معني سرزمين معدن است . اما باور غالب درباره نام أين شهر أين است كه واژه بوكان از دو كلمه « بوك » به معني عروس و « آن » علامت جمع تشكيل شده و بوكان در معناي « عروسان » معني مي دهد . زيرا أين شهر به دليل دارا بودن آب و هواي مطبوع و باغهاي زيبا ، سرسبز و خرم ، همانند عروسي زيبا ، به آرايش طبيعت آراسته بوده است و همچنين بخاطر داشتن جايگاه چهارراهي ، بيشتر روستائيان پيرامون آن ، هنگام عروسي كه عروسشان را از يك آبادي به آبادي ديگر مي برده اند از ميان بوكان مي گذشتند و در پيرامون استخر آب آن به رقص و پايكوبي مي‌‌‌پرداخته‌اند . اين شهرستان از شمال به حومه شهرستان مياندوآب از شرق به شاهيندژ از جنوب به سقز كردستان و از سمت غرب به مهاباد متصل شده است . آب و هواي بوكان در زمستان سرد و پر برف و در تابستان نسبتاً گرم است . اراضي بوكان به علت وجود رودخانه سيمينه رود كه از شمال به جنوب در امتداد جاده شوسه ، بوكان به مياندوآب در جريان است حاصل خيز مي باشد .


 مسجد حماميان :

در نزديكي شهر بوكان در كنار روستاي حماميان مسجد قديمي و نسبتاً سالم حماميان و بقاياي مدرسه قديمي حماميان و وضوخانه كه هم اكنون قسمتي از كلاسهاي آن سالم مانده ، قرار گرفته است . اين مسجد قبل از جنگ جهاني دوم در سال 1328 هجري بنا شده است و موسس آن مرحوم « محمود آقا ايلخاني زاده » و معمار آن شادروان « معمارباشي مراغه اي » بوده است . بناي مسجد بابلان مربع شكل و بصورت تك  گنبدي با مصالح سنگ لاشه اي در پي و آجر چهارگوش در بدنه و گنبد پوششي بصورت دو لايه با ظرافت خاصي بنا گرديده و بعد از احداث بناي مسجد واحدهايي تحت عنوان مدرسه متصل به بناي مسجد ساخته شده است .


 نماي مسجد حماميان

در مسجد حماميان واحدهايي تحت عنوان مدرسه متصل به اين بنا ساخته شده


مسجد جامع بوكان :

مسجد جامع بوكان در بخش مركزي و قديمي شهر و در كنار تپه قديمي ، مشهور به تپه قلعه سردار و در ضلع شرقي سرآب كه از كوه فعل شكينه سرچشمه مي گيرد قرار گرفته است . اين اثر با طول و عرض 25*30 متر داراي شانزده گنبد كه بر روي نه ستون قرار گرفته احداث شده است . كه 6 عدد از اين ستونها از سنگهاي آهكي تراشدار مربوط به بناي اوليه اثر مي باشد ولي چهار گنبد آجري و سه عدد از    ستون ها با تيرآهن و روكش سيماني در گسترش بعدي مسجد در سال 1345 ساخته شده اند . تاريخ تاسيس مسجد جامع 1310 هجري است و معمار اين بنا مرحوم « علي اصفهاني » از معماران ماهر و چيره دست آن زمان بوده است . اين بنا در حال حاضر به عنوان محل برگزاري نماز جمعه بوكان مورد استفاده اهالي شهر قرار مي گيرد .


مسجد جامع  بوكان قبل از جنگ جهاني دوم در سال 1328 هجري  بنا شده

 مقبره سردار بوكان :

اين بنا در شهر بوكان در داخل پارك عمومي قرار گرفته است و مربوط به دوره قاجاريه مي باشد . زيربناي مقبره در سطح 198 مترمربع بوده است و داراي يك گنبد مركزي ، ايوان و دو دهليز در طرفين مي باشد . مصالح بكار رفته در بنا در قسمت پي از سنگ لاشه بصورت تفليسي و ديوارها و گنبد و طلقها از آجر چهارگوش مي باشد ، در ضلع جنوبي كه ورودي بنا را تشكيل مي دهد ، ايواني با 2 ستون سنگي قرار گرفته است كه زيبايي خاص به مجموعه داده است ، مقبره مذكور مدفن خانواده سردار « عزيز خان مكري » داماد اميركبير و فرمانده كل قشون ناصرالدين شاه قاجار مي باشد كه مورد توجه اميركبير بوده است .

بناي مذكور با معماري سنتي يكي از آثار قديمي ارزشمند بوكان مي باشد كه به علت احترام خاص مردم به اين مكان معمولاً مورد بازديد اهالي بوكان قرار مي گيرد .


نماي بيروني مقبرة سردار بوكان

تپه عباس آباد ( قلعه ):

قلعه تاريخي عباس آباد در بررسي باستان شناسي كه در سال 1367 ( هجري شمسي ) بر محور تپه تاريخي قالاچي در بوكان به انجام  رسيد ، در مجاورت جنوب شرقي روستايي به همين نام و بر روي تك ارتفاع آهكي كه در محل به « گردي تپه » اشتهار دارد مورد شناسايي قرار گرفت . دژ بر تمام ارتفاعات مجاور و نيز دشت وسيع در اطراف رودخانه تتاهو كه از جنوب به شمال در جريان است كاملاً مسلط   مي باشد . شكل قلعه بيضي نزديك به دايره است و برج هاي آن نيم دايره و توپر مي باشد . سنگهاي بكار رفته در جبهه بيروني آن همه بزرگ و تراشدار بوده است ، اما سنگهاي جبهه دروني حصار دژ از سنگ لاشه است و سنگ هاي كوچك از جنس آهكي با ملاتي احتمالاً از ماسه و آهك كه در داخل حصار بكار رفته در استحكام بدنه ديوار بسيار موثر بوده است . در داخل دژ بقايايي از ساختمان هاي سنگي است كه حتي فرم خود را نيز حفظ كرده اند ، اين بقايا كه به عنوان تاسيسات داخل دژ منظور شده از حيث زماني با ساختمان دژ هم دوره نيست و به يكي از استقرارهاي دوره اسلامي تعلق دارد . 


قلعه داش تپه

كل تپه :

تپه اي باستاني است كه در حال حاضر بوسيله واحدهاي ساختماني احاطه گرديده است اين تپه در روستاي كل تپه در جنوب بوكان قرار رگفته است كه اين روستا به خاطر وجود چشمه هاي متعددي در كنار اين تپه باستاني بنا گرديده است كه نام روستا هم برگرفته از نام تپه است . ارتفاع نسبي اين تپه از 30 تا 40 متر بيشتر نمي شود شامل بقايايي از فرهنگ انسانهاي دوران ماد مي شود و علت اصلي انتخاب اين انسانها براي سكونت به احتمال قوي مسائل امنيتي و تدافعي بوده است . ازانجا آذربايجان غربي بويژه كناره هاي درياچه اروميه مركز آتشكده ها و آيين هاي ايران كهن بوده است قدمت كل تپه هم به زماني بر مي گردد كه در آن جا آتشكده هايي بوده است و نشاني از آتش را در خود پنهان دارد .

اين تپه در روستاي كل تپه در جنوب بوكان مي‌باشد

ديگر آثار باستاني و قديمي بوكان شامل بناها و آثار زير مي باشد :

قلعه داش كند ، آسياب كهنه ، قلعه قره كند ، كور خانه ، قبرستان قديمي قاجر ( هزاره اول و دوم قبل از ميلاد )، قلعه عباس آباد ( ساساني )، قلعه اوغلام، قلعه سماقان، قلعه چاورچين، سد قديمي ( قورميش )، دخمه علي كند ( صفويه )، قلعه بوغه، قلعه اميرآباد ، قبرستان كاني شيشه، گنبد سردار، قبرستان خراسانه، قبرستان شيخلو ، قبرستان داش ، قبرستان كافي موزه و ...

در اين شهرستان علاوه بر موارد فوق تپه‌هاي تاريخي ذيل نيز قابل اشاره مي‌باشد.

تپه باستاني ساري قاميش، تپه عربلو، تپه اسكي بغداد، تپه قلاي سمبه، تپه قلاي درويشان، تپه تاباني، تپه كلك آبي، تپه شيخان كوچك، تپه شيخان بزرگ، تپه موجه، كول تپه، تپه قلاي تپه، تپه قلعه كهنه آل‌بلاغ، تپه روژبياتي، تپه داربسر، قلعه تپه يا قره تپه، تپه خليكه، تپه گرد خزينه، گردشين سرآو، تپه آشي، كلك تپه، گردشين رحيم‌خان، تپه محمود، تپه عثمان قره، تپه كاني گوزله، عبدالله تپه‌سي، تپه آغ تتر، تپه اوينه چي، تپه جوانمرد، تپه تازه قلا، قلاي تبت، تپه حيدرمست، تپه كاني دروزان، تپه بند، قلاي قلعه جوق، تپه و گورستان خراسانه، تپه‌هاي تركمن كندي، تپه ينگيجه، تپه كاني سيران، تپه‌هاي سردار‌آباد، تپه اسكندر ، تپه تكان تپه، تپه عبدالله آباد، تپه باغچه، تپه اسبوغه، تپه چاورچين، تپه محمودآباد، تپه اميرآباد، تپه گرد، تپه نليسكه، تپه مقصود، زمينهاي معروف به جره، تپه قلعه قره‌كند، تپه اوزون قشلاق، تپه ناچيت، تپه ايل تيمور، تپه قلاي داش كسان، تپه سردار‌آباد، تپه كوره خانه، تپه آسياب كهنه، گردمالان،

در حدود 300 خانوار در اين شهر و روستاهاي اطراف آن به توليد صنايع دستي مشغولند. عمدة صنايع دستي اين منطقه شامل قالي بافي- سجاده بافي- پارچه بافي- حصير بافي و خراطي مي باشد. پولك دوزي از مشهورترين صنايع خانگي اين شهرستان است.
 
قالي بافي
قالي بافي بوكان به سبك سنتي در اندازه هاي پشتي و كناره و در طرحهاي 3 ترنج- هراتي- و ساير طرحهاي كردي افشار و... توليد مي شوند طرح قالي هاي بافت بوكان همانند اكثر قالي هاي كردي انتزاعي هستند نقوش موجود در بافته ها مستقيماً از عوامل طبيعي مانند كوه- رود- درخت- آتش و... الهام گرفته شده اند. رنگهاي مورد استفاده در آنها همان رنگهاي تند و درخشان مناطق كردنشين است. اما امروزه توليد فرشهايي با نقشه هاي شهري و گردان نيز در اين شهرستان رايج شده است.

 نقوش بكار رفته در قاليبافي بوكان

دست‌بافت پشم  بوكان

سجاده بافي
همانند ساير مسلمانان اهل تسنن كه مقيد به نماز خواندن روي سجاده مخصوص بخاطر تأمين طهارت مكان عبادت هستند اهالي بوكان نيز به توليد انواع سجاده از نوع جاجيم و گليم با طرحهاي ساده يا طرحهائي مخصوص (شبيه طرح محراب) اشتغال دارند اين دست بافته بدليل كوچكي و سبكب براحتي توسط نمازگذار قابل حمل است. در بافت سجاده معمولاً از پشم هاي خودرنگ استفاده مي شود و اغلب برنگهاي سفيد – سياه و قهوه اي است از اين رو سجاده يا تماماً قهوه اي بوده يا داراي زمينه سفيد با نقوش تيره است.
 
پارچه بافي
بدليل علاقه اقوام كرد به حفظ سنن و آداب و رسوم سنتي خود و پيروي از هويت فرهنگي خاصي كه به آن پايبند هستند توليد پارچه مخصوص لباس كردي كه "بوزو" ناميده مي شود توسط دستگاههاي پارچه بافي معمول است روش كار بدين صورت است كه استاد كار پس از دريافت پشم ريسيده شده و گرفتن سفارش اقدام به چله كشي و ماسوره پيچي نخ ها نموده و با توجه به ابعاد محصول مورد سفارش و نوع بافت آن از شانه هاي مختلفي استفاده مي نمايد سپس با حركت در آوردن ماكو به كمك دست كه در داخل آن ماسوره حاوي نخ هاي پود قرار داده و استفاده از پا براي ايجاد درگيري نخ هاي پود و تار عمل بافت را انجام مي دهد عرض دستگاههاي بافندگي از 20 تا 65 سانتي متر متفاوت است. عرض 20 سانت بيشتر براي تهيه پارچه لباسهاي كرسي معمول است و بطور متوسط از 22 متر آن يكدست لباس محلي كردي تهيه مي گردد.
در برخي موارد نوعي پارچه توري براي تهيه پشه بند نيز توليد مي شود كه نخ هاي آن بسيار ظريف تر از پارچه معمولي است.
 
حصيربافي
بافت حصير با ساقه گندم و جو كه قبلاً خيس و انعطاف پذير شده است توسط دست وبدون استفاده از ابزارخاصي از ساير محصولات صنايع دستي اين منطقه است حصير توليد شده مصارف مختلفي از قبيل زيرانداز- پرده سايه بان و تزئين دارد.

حصير و سبد بافي  بوكان
 


خراطي
صنعت خراطي چوب به صورتي محدود در اين شهرستان متداول است براي توليد محصولات خراطي از چوب درختان گردو- بيد- صنوبر- گلابي و سنجد كاج و افرا استفاده مي شود و توليد انواع محصولات نظير چوب سيگار- عصا- چوب تعليمي- قليان- مهره هاي شطرنج و تخته نرد- پايه مبل- صندلي ميز آباژور معمول است. همچنين يكي از عمده اقلام توليدات خراطي ساخت دوك نخ ريسي دستي است كه در ريسندگي الياف براي ريسيدن پشم بكار برده مي شود. دوك بايد خيلي راست باشد. بعد از ساختن دوك مدتي آنرا در جاي خشك نگه مي دارند و اگر بعضي از آنها در اين مدت كج و معوج شده باشد آنها را روي آتش ذغال داغ كرده با خم گير آنها را راست مي كنند.
 
پولك دوزي و منجوق دوزي
منجوق و پولك دوزي از جمله صنايعي است كه به صورت خانگي و گاهي كارگاهي در اين شهرستان مرسوم است. دوخت پولك و منجوق بر لباسهاي سنتي عروسي زنان كرد و نيز كلاه كمربند – جليقه پولك دوزي شده كه در اصطلاح محلي سيخمه ناميده مي شود به جهت حفظ آداب و سنن محلي در نزد كردها از اهميت ويژه اي برخوردار است. پولك دوزي كاري زمان گير و مشكل است به عنوان مثال هر صنعتگر ماهر در هر روز فقط  عدد كلاه پولك دوزي شده توليد مي كند

جغرافياي اقتصادي شهرستان بوكان

وضعيت نيروي انساني در شهرستان بوكان :

در آبان 1375 در اين شهرستان 29152 خانوار معمولي ساكن زندگي مي كرده اند . همچنين از 149224 نفر جمعيت 6 ساله و بيشتر اين شهرستان 22/64 درصد با سواد بوده اند كه نسبت با سوادي در ميان مردان 96/76 و در بين زنان 15/51 درصد بوده است .

 وضعيت اشتغال و بيكاري در شهرستان بوكان :

بر اساس سر شماري عمومي نفوس و مسكن در سال 1375 ، شهرستان بوكان داراي 175541 جمعيت بوده است كه 47604 نفر آنها جمعيت فعال مي باشند . از بين 47604 نفر جمعيت فعال اين شهرستان 36/88 درصد ( 42064 نفر ) جمعيت شاغل و 5/12 درصد (5540 نفر) جمعيت بيكار بوده است . سهم اين شهرستان از شاغلان كل استان 6/6 درصد و از كل بيكاران استان 37/8 درصد مي باشد .

شاغلان بخش خصوصي اين شهرستان در سال 1375 ، 35667 نفر و شاغلان بخش عمومي 5824 نفر بوده است . 79/84 درصد شاغلان اين شهرستان در بخش خصوصي و 85/13 درصد در بخش عمومي مشغول به فعاليت بوده اند . 55/7 درصد شاغلان در بخش خصوصي و 52/3 درصد شاغلان در بخش عمومي استان در اين شهرستان قرار دارند .

طبق سرشماري سال 1375 ، از كل شاغلان اين شهرستان 98/20 درصد (8827 نفر ) در بخش صنعت 19/27 درصد ( 11439 نفر ) در بخش كشاورزي و 82/8 درصد ( 3712نفر ) در بخش خدمات شاغل  بوده اند . سهم اين شهرستان از شاغلان بخش صنعت استان 37/5 درصد ، شاغلان بخش كشاورزي استان 33/5 درصد و شاغلان بخش خدمات استان 81/14 درصد مي باشد .

از كل شاغلان اين شهرستان 73/64 د رصد ( 27229 نفر ) باسواد و 26/35 درصد ( 14835 نفر ) بيسواد بوده اند و 6/3 درصد ( 1513 نفر) شاغلان باسواد اين شهرستان داراي تحصيلات عالي مي باشند .سهم اين شهرستان از كل شاغلان با سواد استان 17/6 درصد شاغلان بيسواد 55/7 درصد و شاغلان داراي تحصيلات عالي استان 88/3 درصد مي باشد .

 وضعيت بخش كشاورزي در شهرستان بوكان :

- امور زراعي و باغي

بر اساس آمار منتشره از سوي جهاد كشاورزي استان آذربايجان غربي در سال 1379 ، جمع كل اراضي كشاورزي اين شهرستان 5/80419  هكتار مي باشد كه از اين مقدار 88/75 درصد ( 60875 هكتار ) بصورت ديم و 51/22 درصد ( 18058 هكتار ) بصورت آبي كشت        مي شوند . كل توليدات اين شهرستان در سال زراعي 1379   – 1378  ، 179352 تن بوده است كه 68/96 درصد آن توليدات زراعي و 32/3 درصد ديگر توليدات باغي مي باشد و اين شهرستان از لحاظ اراضي كشاورزي ، توليدات زراعي و باغي به ترتيب در رتبه هاي دوم و  چهارم و يازدهم استان قرار دارد . همچنين اين شهرستان در توليد عدس در رتبه اول و در توليد گندم و جو در مقام سوم استان قرار دارد .

شهرستان‌بوكان‌از‌لحاظ‌توليدات‌باغي‌در‌رتبه ‌يازدهم‌استان ‌قرار‌دارد‌

شهرستان‌بوكان‌در‌توليد‌گندم‌در‌مقام‌سوم‌ استان‌قرار‌دارد

- امور دام ، طيور و زنبور عسل :

بر اساس آمار جهاد كشاورزي استان در سال 1379 ، تعداد زنبورستانهاي اين شهرستان 12 واحد مي باشد كه 628 كندوي مدرن در آنها نگهداري مي شود . ميزان توليد عسل در اين شهرستان در سال 1379 ، 5 تن مي باشد كه 100 درصد توسط كندوهاي مدرن توليد شده است .

اين شهرستان با دارا بودن 33/0 درصد زنبورستان ، 24/0 درصد كندوي مدرن و 05/0 درصد در توليد عسل از كل استان در رتبه چهاردهم استان قرار دارد .

ميزان توليد گوشت سفيد مرغ در سال 1378 در اين شهرستان 75/1625 تن بوده است كه 47/1570 تن آن از طيور صنعتي و 93/49 تن از طيور سنتي تهيه شده است . اين شهرستان با دارا بودن 09/5 درصد از كل توليد گوشت سفيد مرغ استان از لحاظ توليد اين فرآورده در رتبه نهم استان قرار دارد . باز بر همين اساس ميزان كل توليد      تخم مرغ در اين شهرستان در سال 1378 ، 57/469 تن بوده است كه 8/303تن آن توسط طيور صنعتي 360/178 تن توسط طيور سنتي و بقيه توسط ماكيان توليد شده است . از كل توليدات تخم مرغ در استان ، 97/4 درصد در اين شهرستان توليد مي شود و اين شهرستان از اين لحاظ در رتبه هشتم استان قرار دارد .

در سال 1378 در اين شهرستان 180599 راس گوسفند و بره ، 30184 راس بز و بزغاله ، 35116 راس گاو بومي ، 6844 راس گاو دو رگ 1375 راس گاو اصيل ، 1116 راس گاو ميش ، 1386 راس تك سميها و  1   نفر شتر وجود داشته است . اين شهرستان از لحاظ دارا بودن گاو دو رگ در مقام سوم استان قرار دارد .

ميزان توليد گوشت قرمز اين شهرستان در سال 1378 ، 65/2176 تن مي باشد كه بيشتر توسط گوسفند و بره و گالو بومي توليد شده است . همچنين ميزان توليد شير خام در اين شهرستان 02/21453 تن مي باشد كه بيشتر توسط گاو دو رگ و گاو بومي و گاو اصيل توليد شده است .

اين شهرستان از لحاظ توليد گوشت قرمز و شير خام به ترتيب در رتبه هاي نهم و هفتم استان قرار دارند .

 شهرستان‌بوكان‌از‌لحاظ‌دارا‌بودن‌گاو‌دو‌رگ‌در‌ مقام‌سوم‌استان‌قرار‌دارد

- امور شيلات و كرم ابريشم :

بر اساس آمار منتشره از سوي اداره شيلات استان در سال 1379 ، تعداد مزارع پرورش ماهي اين شهرستان 1 واحد مي باشد كه به توليد ماهيان گرم آبي مي پردازد . كل مساحت فعال پرورش ماهيان گرم آبي 3 هكتار مي باشد . اين شهرستان از لحاظ توليد ماهيان گرم آبي در رتبه ششم استان قرار دارد .

منابع فعال طبيعي و نيمه طبيعي اين شهرستان براي پرورش ماهيان گرم آبي ( كپور ، آمور ، فيتوفاگ و … ) 2 واحد مي باشد كه مساحت بالغ بر 4550 هكتار را تشكيل مي دهد و توليد آنها در سال 1379 ، 90 تن بوده است . اين شهرستان از لحاظ دارا بوده مناببع طبيعي و نيمه طبيعي براي پرورش ماهيان گرم آبي در رتبه چهارم استان قرار دارد .  همچنين در اين شهرستان كرم ابريشم پرورش داده نمي شود .

 وضعيت بخش صنعت در شهرستان بوكان :

بر اساس سرشماري عمومي صنعت و معدن در سال 1373 ، تعداد كل كارگاههاي صنعتي شهرستان 5786 واحد        مي باشد كه 5671 واحد آن كارگاه كوچك 105 واحد ديگر جزو كارگاههاي بزرگ مي باشند . سهم اين شهرستان از كل كارگاههاي استان ، كارگاههاي بزرگ و كارگاههاي كوچك به ترتيب 67/6 ، 72/6 و 70/4 درصد مي باشد اين استان از لحاظ داشتن كارگاههاي بزرگ و كوچك به ترتيب در رتبه هشتم و ششم قرار دارد .

از كل 5786 واحد كارگاه صنعتي در اين شهرستان 5627 واحد كمتر از 6 نفر كاركن ، 44 واحد ما بين  9-6 نفر كاركن 101 واحد ما بين 49-10 نفر كاركن و 4 واحد بيشتر از 50 نفر كاركن دارند .

در اين شهرستان درصد كارگاهها كالاي مصرفي ، درصد كالاي واسطه اي و درصد كالاي سرمايه اي توليد مي كنند . اين شهرستان از لحاظ كارگاههاي توليد كالاي مصرفي ، واسطه اي در رتبه هاي قرار دارد. تعداد پروانه هاي بهره برداري صادر شده از سوي اداره كل صنايع استان تا پايان سال 1379 در اين شهرستان فقره مي باشد . كه باعث ايجاد اشتغال به تعداد شغل و سرمايه گزاري بالغ بر ميليون ريال شده است . اين شهرستان از لحاظ پروانه بهره برداري صادر شده در رتبه قرار دارد .

بيشتر كارگاههاي صنعتي اين شهرستان به ترتيب در زمينه توليد منسوجات ، دباغي و عمل آوردن چرم و ساخت كيف و كفش توليد محصولات فلزي و توليد پوشاك فعاليت دارند .

شهرستان‌بوكان‌از‌لحاظ‌دارا‌بودن‌كارگاههاي‌ بزرگ‌و‌كوچك‌دررتبه‌هاي‌هشتم‌و‌ششم‌قرار‌دارد 

وضعيت بخش معدن در شهرستان بوكان :

در سال 1380 تعداد معادن فعال اين شهرستان 1 واحد مي باشد كه ماده معدني استخاج شده از اين معادن مرمريت مي باشد . ميزان سرمايه گذاري انجام شده در معادن اين شهرستان 69/561 ميليون ريال مي باشد . اين شهرستان از لحاظ تعداد معادن در رتبه نهم و ميزان سرمايه گذاري انجام شده در معادن در رتبه دوازدهم استان قرار دارد .  

وضعيت معادن بهره برداري در شهرستان :

نام معدن

نوع ماده معدني

ميزان‌ذخيره‌(‌هزار‌تن)

ميزان‌استخراج‌اسمي‌‌ سالانه‌(‌هزار‌تن‌)

ميزان‌سرمايه‌گزاري‌ ميليون‌ريال

قطعي

احتمالي

 

 

مرمريت‌سرچاه‌آباد

مرمريت

68

-

7

6878/561

  بازارهاي محلي شهرستان :

در اين شهرستان بازارچه محلي يا هفتگي وجود ندارد

مراكز آموزش عالي بوكان

دانشگاه‌ پيام نور شهرستان بوكان

با استناد به آمارنامه استان در سال 1379، در دانشگاه پيام نور بوكان 964 دانشجو (8/2 درصد از كل دانش جويان استان) كه 376 نفر از آنها دختر و 588 نفر از آنها پسر هستند در رشته مديريت دولتي و مديريت بازرگاني و علوم تربيتي و زبان و ادبيان فارسي مشغول به تحصيل هستند.كه مقطع آنها كارشناسي است.

حق التدريس

كارمند

كمك آموزشي

هيأت علمي

جمع

نام دانشگاه

25

14

2

25

66

پيام نور بوكان

 مدارس و دبيرستانهاي بوكان

با استناد به آمار نامه استان در سال تحصيلي 80-1379 در شهرستان بوكان تعداد آموزشگاههاي موجود در مقطع ابتدائي 217، راهنمايي 51، متوسطه عمومي و پيش دانشگاهي 26 واحد مي باشد و تعداد كلاس در مقطع ابتدائي 852، راهنمايي 332 و متوسطه عمومي 258 واحد مي باشد. سهم اين شهرستان از كل كلاس‌هاي استان در كليه مقاطع 32/6 درصد مي باشد، همچنين تراكم دانش آموز در كلاس تشكيل شده در كليه مقاطع تحصيلي 33 نفر مي باشد كه نسبت به ميانگين استان در رتبه هشتم قرار دارد.

تعداد‌آموزشگاههاي‌موجود‌در‌شهرستان‌بوكان‌ در‌مقطع‌ابتدائي‌217‌واحد‌مي‌باشد‌‌

 
تعداد كلاس و كادر آموزشي دوره هاي مختلف تحصيلي در شهرستان بوكان بر حسب مناطق  شهري ـ روستايي

دبيرستان

راهنمايي

ابتدايي

 

كادر آموزشي

كلاس

كادر آموزشي

كلاس

كادر آموزشي

كلاس

314

258

340

332

806

852

كل

314

258

271

271

376

462

شهري

ــ

ــ

61

61

384

390

روستايي

 در اين شهرستان در سال تحصيلي 80-1379، 47002 دانش آموز مختلف مشغول به تحصيل مي باشند كه از اين ميزان 67/41 درصد از دانش آموزان دختر و 33/58 درصد از دانش آموزان پسر مي باشند، از كل دانش آموزان اين شهرستان 57/20 درصد در مناطق روستايي و 43/79 درصد در مناطق شهري مشغول به تحصيل مي باشند.

سهم اين شهرستان از كل دانش آموزان، دانش آموزان پسر و دختر استان به ترتيب 23/7 ،53/7 ،85/6 درصد مي باشد.

تعداد دانش آموزان شاغل به تحصيل در شهرستان بوكان بر اساس وضعيت مراكز آموزشي (شهري ـ روستايي)

پيش دانشگاهي

متوسطه عمومي

راهنمايي

ابتدايي

 

پسر

دختر

جمع

پسر

دختر

جمع

پسر

دختر

جمع

پسر

دختر

جمع

393

208

601

5188

2575

7763

7948

4561

12509

13883

12246

26129

كل

393

208

601

5188

2575

7763

6564

4379

10943

9486

8544

18030

شهري

ــ

ــ

ــ

ــ

ــ

ــ

1384

182

1566

4397

3702

8099

روستايي

 در اين شهرستان 1 آموزشگاه استثنائي با 15 كلاس آموزشي و 20 كادر آموزشي به ارائه خدمات آموزشي به دانش آموزان استثنائي مي پردازد، لازم به توضيح است كه در اين شهرستان در سال تحصيلي 80-1379 ، 134 دانش آموز استثنائي مشغول به تحصيل مي باشند.

                                                              

 ‌شهرستان‌بوكان‌داراي2‌واحد‌‌كتابخانة عمومي‌مي‌باشد                                          ‌نمايي‌از‌يكي‌از‌كتابخانه‌هاي‌شهرستان‌ بوكان

 

مراكز فرهنگي و هنري

 بااستناد به گزارش اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان در سال 1380 مراكز فرهنگي و هنري بوكان به شرح زير مي باشد:

2 واحد كتابخانه عمومي (54/4 درصد از كتابخانه هاي عمومي استان) و 1 سالن سينما با ظرفيت 483 نفر (5/5 درصد از ظرفيت صندلي هاي سينماي هاي استان) و 2 واحد عرضه محصولات فرهنگي (12/3 درصد از واحدهاي عرضه محصولات فرهنگي) و 32 مركز بازيهاي رايانه اي (30/11 درصد از مراكز بازيهاي رايانه‌اي استان) و 1 چاپخانه (04/2 درصد از چاپخانه هاي استان).

 خدمات گردشگري شهرستان بوكان

خدمات حمل و نقل جاده اي شهرستان بوكان

با استناد به آمارنامه درسال 1379 كل راههاي موجود شهرستان بوكان اعم از آسفالته و شني به شرح زير مي‌باشد:

جمع كل راهها 94/382 كيلومتر (26/5 درصد از كل راهها) است كه از اين تعداد 54 كيلومتر را راه آسفالته اصلي (49/8 درصد از كل راههاي آسفالته اصلي) و 116 كيلومتر را راه آسفالته فرعي (53/6 درصد از راههاي آسفالته فرعي استان) و 12 كيلومتر را راه فرعي شني (42/4 درصد از كل راههاي فرعي شني استان) و 3/78 كيلومتر از آنها را راه آسفالته  روستايي (05/6 درصد از كل راههاي آسفالته روستايي استان) و 64/122 كيلومتر از آنها را راه شني روستايي (11/4 درصد از كل راههاي شني روستايي) تشكيل مي دهد.

در شهرستان بوكان 6 شركت تعاوني مسافربري فعاليت مي كنند، اين شهرستان داراي 35 دستگاه اتوبوس (75/4 درصد از كل اتوبوسهاي خارج شهري) و 65 دستگاه ميني بوس (31/13 درصد از كل ميني بوسهاي درون شهرهاي استان) و 68 سواري كرايه اي بين شهري (38/15 درصد از سواريهاي كرايه اي بين شهري استان) مي باشد. در شهرستان بوكان 6 دستگاه اتوبوس درون شهري و 20 دستگاه ميني بوس درون شهري و 350 تاكسي فعاليت مي كنند. همچنين شهرستان بوكان داراي 29 دفتر تاكسي تلفني با 321 خودرو است كه به ارائه خدمات مشغول هستند.

بررسي تصادفات استان نشان مي دهد كه در بهمن ماه 1380 در 16 تصادفي كه در شهرستان بوكان اتفاق
افتاده است 12 فقره خسارت مالي و 4 فقره خسارت جاني را در پي داشته است و از نظر تعداد تصادفات اين شهرستان در مكان هفتم قرار دارد.

 خدمات اقامتي و پذيرايي

شهرستان بوكان در سال 1379 فاقد هتل مي باشد، اما داراي 3 واحد مهمان پذير است كه هر سه از درجه 2 هستند و با داشتن 71 تخت 07/3 درصد از تختهاي مهمان پذير استان را تشكيل مي دهد.


خدمات بهداشتي

شهرستان بوكان داراي 1 بيمارستان با 140تخت (16/4 درصد از كل بيمارستانهاي استان) و (76/3 درصد از تختهاي بيمارستاني استان) و 1 راديولوژي دولتي‌(5 درصد از راديولوژي هاي دولتي استان) و 1 راديولوژي خصوصي (57/3 درصد از راديولوژي هاي خصوصي استان) و 1 فيزيوتراپي خصوصي (70/3 درصد از فيزيوتراپي هاي خصوصي استان) است. همچنين شهرستان بوكان داراي 12 مركز بهداشتي درماني (41/6 درصد از مراكز بهداشتي درماني استان) كه 7 واحد آن شهري  و 5 واحد آن روستايي است مي باشد و اين شهرستان داراي 60 خانه بهداشت (19/7 درصد از خانه بهداشت هاي استان) و 1 داروخانه دولتي (14/7 درصد از داروخانه هاي دولتي استان) و 7 داروخانه خصوصي ( 32/4 درصد از داروخانه هاي خصوصي استان) و 2 آزمايشگاه خصوصي (44/4 درصد از آزمايشگاههاي خصوصي استان) و 1 آزمايشگاه دولتي (5درصد از آزمايشگاههاي دولتي استان) و 1 مركز بهداشت (14/7 درصد از مراكز بهداشت استان) مي باشد و در اين شهرستان 50  پزشك عمومي (68/5 درصد از پزشكان عمومي استان) و 37 متخصص (25/6 درصد از پزشكان متخصص استان) و 11 دندانپزشك (68/4 درصد از دندانپزشكان استان به ارائه خدمات بهداشتي مي پردازند. بنا به گزارش مركز اورژانس شهرستان بوكان در سال 1380 افتتاح شد كه با 2 آمبولانس بصورت شهري ـ جاده اي در خدمت مردم و بيماران عزيز مي باشد.

شهرستان‌بوكان‌داراي‌1‌بيمارستان‌140‌تخته‌مي‌باشد

شهرستان‌بوكان‌داراي‌37‌پزشك‌متخصص‌مي‌باشد

خدمات فني

شهرستان بوكان با 3 جايگاه عرضه سوخت (47/2 درصد از جايگاههاي عرضه سوخت استان) و 2 فروشندگي سكودار به عرضه سوختهاي بنزين، گازوئيل و نفت سفيد  مي پردازند.


خدمات ورزشي و تفريحي

با استناد به آمارنامه استان در سال 1379، شهرستان بوكان شامل 1 ميدان فوتبال چمن، 1 ميدان فوتبال خاكي مي باشد همچنين اين شهرستان داراي 2 زمين واليبال و بسكتبال سرپوشيده و فاقد زمين واليبال و بسكتبال روباز است. همچنين در مورد ساير رشته هاي ورزشي شامل ژيمناستيك، تنيس روي ميز، شطرنج، بد مينتون  و .. داراي 1 ميدان روباز و 5 ميدان سر پوشيده است.

با استناد به گزارش شهرداري شهرستان بوكان در سال 1380، 6 پارك وجود دارد و جمع كل مساحت فضاي سبز بوكان 33 هكتار  است و سرانه فضاي سبز بوكان 5/2 متر مربع مي باشد.

خدمات بانكي

شهرستان بوكان در سال 1379 داراي 21 شعبه بانكي (97/3 درصد از شعبات بانكي استان) و فاقد شعبه ارزي مي باشد.

شعبات بانكي شهرستان بوكان به تفكيك زير است:

بانك مسكن 1 شعبه، بانك ملي 3 شعبه، بانك ملت 3 شعبه، بانك تجارت 3 شعبه، بانك صادرات 2 شعبه، بانك كشاورزي 4 شعبه، بانك رفاه 1 شعبه، بانك سپه 4 شعبه و مؤسسه مالي و اعتباري بنياد 1 شعبه در اين شهرستان دارد.

 خدمات ارتباطي

شهرداري بوكان داراي 1 اداره پست (66/6 درصد از ادارت پست كل استان) و 3 نمايندگي پست و 2 آژانس شهري مي باشد در شهرستان بوكان، 20512 تلفن نصب شده (26/6 درصد از تلفن هاي منصوبه استان) كه از اين تعداد 11280 تلفن (8/3 درصد از تلفنهاي مشغول به كار استان) مشغول به كار هستند. از تلفنهاي مشغول به كار  شهرستان 9117 تلفن براي واحدهاي مسكوني و 1749 تلفن براي واحدهاي تجاري و 414 تلفن در واحدهاي دولتي مشغول به كار هستند.

شهرستان بوكان داراي 124 تلفن همگاني داخل شهري( 04/7 درصد از تلفنهاي همگاني داخل شهري استان) و 12 تلفن همگاني راه دور (73/3 درصد از تلفنهاي همگاني راه دور استان) مشغول به كار هستند.

مراكز اطلاع رساني

در شهرستان بوكان تنها يك دفتر خدمات مسافرتي و جهانگردي وجود دارد كه به ارائه خدمات به مسافران و توريستها مي پردازد.

 خدمات عمومي

با استناد به گزارش شركت آب و فاضلاب استان  در سال 1380، در شهرستان بوكان نيز مانند اكثر

شهرهاي ديگر، تخليه بي رويه فاضلاب از طريق شبكه هاي جمع آوري فاضلاب سنتي به رودخانه سيمينه رود آلودگي شديد زيست محيطي را بوجود آورده است. براي جلوگيري از تخريب محيط زيست تصفيه
خانه و شبكه سيستم دفع فاضلاب شهري براي سه دوره بين سال هاي 1375 تا 1380، 1381 تا 1390، 1391 تا 1400 طراحي شده است و در دست مطالعه و بررسي است. محل تصفيه خانه در فاصله كمي از جاده آسفالته تبريز ـ بوكان قرار گرفته است. محل انتخابي براي احداث تصفيه خانه در فاصله 2 كيلومتري شهر بوكان واقع گرديده و عمدتاً به دليل جهات باد غالب موجود در منطقه و همچنين وجود موانع طبيعي 
از قبيل تپه ها و سيستم تصفيه انتخابي مشكلي از نظر انتشار بو و آلودگي زيست محيطي وجود نخواهد داشت.

بنا به گزارش شهرداري بوكان، اين شهرستان داراي 80 رفتگر (41/4 درصد از رفتگران استان) است و اين افراد با 11 ماشين رفتگري كار نظافت و دفع زباله را در سال 1380 بر عهده داشتند. در اين شهرستان
83 زباله دان نصب شده است. اين شهرستان داراي 7 گرمابه عمومي (96/12 درصد از كل گرمابه هاي استان) مي باشد.

مراكز خيريه

كميته امداد اصلي ترين مركز كمك رساني در شهرستان بوكان مي باشد كه در اين شهرستان 1 شعبه دارد و به مسافراني كه نياز به كمك داشته باشند كمك هاي لازم را ارائه مي كند.

                                           

 منبع- سایت فرمانداری بوکان

[ هجدهم مرداد 1389 ] [ 0:53 ] [ اطلس ایران وجهان ]
مختصری از مهاباد :

شهرستان مهاباد با مساحت 2591 کیلومتر مربع و 188289 نفر جمعیت (بر اساس سرشماری سال 1379 ) در موقعیت طول جغرافیایی 45 درجه و 43 دقیقه شرقی و عرض جغرافیایی 36 درجه و 46 دقیقه شمالی از نصف النهار گرنویج قرارگرفته و با دو بخش ، مرکزی و خلیفان دارای 224 روستا دارای سکنه میباشد . مهاباد دارای آب و هوای کوهستانی با زمستانهای سرد و تابستانهای نسبتا" معتدل و چهار فصل بسیار جذاب است ، رودخانه مهاباد که از داخل شهر عبور نموده و زیبایی خاصی به شهرمی بخشید ،این شهرستان با مردمانی  کرد زبان و خون گرم ، مهمان نواز ، صمیمی ، فهمیده در جنوب استان آذربایجانغربی قرار دارد .

تحقیقات مورخین و آثار کشف شده باستان شناسان حاکی از این است که منطقه مهاباد حداقل از سده های اول هزاره اول پیش از میلاد مسیح یکی از مناطق مسکونی ایران بوده است . یکی از این آثار کتیبه ای به خط میخی منسوب به مینوآ  می باشد که بین سالهای778 تا 812 قبل از میلاد سلطنت داشته است . کتیبه مذکور تا سال 11890 موجود بوده است . اثر مهم دیگر منطقه ، گوردخمه ای به نام فقره قا یا فخریگاه منسب به دوره ماد می باشد . آثار دیگری مانند پلکانهای سنگی و راهروهای زیر زمینی مشهور به برده کونته درمنطقه کشف گردیده اند که بر نفوذ و هجوم قوم وانی ها به منطقه دلالت دارد . بررسی آثار برجای مانده از زمانهای گذشته ، نشانگر این امر است که تمدن و شهر نشینی در این منطقه از اختلاط فرهنگی و نژادی بین اقوام مختلف مانند : بابلی ها ، آشوریها ، وانی ها ، لولوئی ها ، کوشی ها ، کاسی ها ، مادها و بلاخره تیره های آریایی نژاد کرد بوجود آمده است . اما قدمت تاریخی شهرجدید از کل منطقه کمتر و  از پیدایش آن حدود 400سال میگذرد، تااوخر قرن دهم هجری شهر مهاباد دراین منطقه شهرکی به نام دریاس یا دارایاس( همان دارایاس باستانی است که رولن سن به آن اشاره دارد) بعنوان مهمترین مرکز شهری و اداری ناحیه بوده است که خرابه های آن در دهکده نسبتا" بزرگی در 11کیلومتری شمالغرب مهاباد فعلی به همین نام باقی است .

دریاس که بنا به روایت بطلمیوس از جمله شهرکهای ماد در ناحیه اندرقاش(روستایی به همین نام در حدود ده کیلومتری شرق دریاس فعلی و حدود دو کیلومتری فقره قا در حال حاضر وجود دارد ) تا قرن دهم هجری به همین نام شهرت داشته و مرکز فرمانروایی منطقه بشمار می رفته، وجود داشته است . امیر شرف خان بدلیسی مولف شرفنامه ، که در سال 1005 ه . ق  نوشته شده در حوادث اواخر قرن دهم هجری در ذکر کشمکشهای حکام محلی کرد در برخورد قدرت مابین صفویه و عثمانیها از ناحیه عثمانیها در ناحیه دریاس به نام مرکز حکومتی منطقه نام میبرد .

شهر مهاباد در ترکیب فعلی ، نخست در اوایل قرن یازدهم هجری توسط سارم بیگ از ملوک کرد  ساوجبلاغ موکری، در بخش شمالی نزدیک به خم رودخانه مهاباد (محلات باغ سیسه و دباغخانه فعلی) بنا گردید، وقوع سیل وخرابی محل قدیم باعث انتقال خانه ها به قسمتهای جنوبی و ایجاد محلات تازه در حوالی میدان چهار چراغ (میدان شهرداری فعلی) گردیده است .

 در سال 1060 ه. ق ، بداق سلطان ، حکمران مهاباد با شاه سلطان حسین صلح کرد و شهر ساوجبلاغ را که درگیرو دار جنگها مدتی متروک و مخروب مانده بود بار دیگر آباد ساخت ،مرحوم بداغ سلطان ابتدا مسجد جامع را در شهر بنا کرد که سنگ نبشته آن حاکی از اتمام ساختمان در سال 1089 ه ق است . قبل از مسجد جامع (مسجد سور) ، پل بزرگی نیز موسوم به پل سرخ در سال 1084 بر رودخانه مهاباد احداث نموده بود ، مسجد در حال حاضر جهت برگزاری مراسمات مذهبی از جمله نماز جمعه مورد بهره برداری  قرارگرفته وپل به دلایل نامعلومی علیرغم عدم هیچگونه مزاحمتی ، در زمان احداث سد مهاباد تخریب گردید . مهاباد (ساوجبلاغ )  تا اواسط سده نوزدهم مرکز حکومت محلی 400 ساله موکری بود. این حکومت در اوایل قرن 18 در ساوجبلاغ اقدام به ضرب سکه نمود. نمونه های چندی از سکه ها موجود است و در کتاب تمدن مهاباد2 تصویر از  سکه ها  با عبارت ضرب در ساوجبلاغ به چشم می خورد .

نخستین محله شهری در آغاز پیدایش سلوجبلاغ (مهاباد فعلی) در پائین رودخانه در جوار چشمه ای موسوم به چشمه باغ سیب (یا باغ  سیسه) ویا بعبارت دیگری چشمه آب سرد که به ترکی سووق بولاغ خوانده میشود قرار داشت ، در اواخر قرن یازدهم هجری ، براثر طغیان رودخانه مهاباد این بخش از شهر ویران گردید و خانه های جدید در بخشهای جنوبی تر شهر ، در شمال خیابان طالقانی فعلی و میدان چوار چرا ( میدان شهرداری فعلی)  بنا گردید . مقارن این ایام ابنیه و آثار جدیدی در شهر احداث و شهر تحت تاثیر موقعیت سرحدی و نظامی خویش و روابط متشنج ایران و عثمانی (ترکیه فعلی) از یکسو و سهولت دسترسی به مناطق عراق و عثمانی ، یعنی دروازه های غربی ایران به سمت خاورمیانه و اروپا ، مراحل متناوبی از هرج ومرج و انحطاط ، رونق تجارت و آبادانی را پشت سر گذاشته است .

در دوره قاجاریه ، موقعیت سرحدی و ارتباطی منطقه ، موجب رونق وآبادی مهاباد نیز گردید . شاهان و تامرای قاجار به نواحی مرزی ایران و عثمانی و آبادای و استحکام آنها توجه خاص داشتند، خصوصا" عباس میرزا که فرمانروای غرب ایران بود به این امر توجه بخصوصی داشتند و کوشش نمود توسط میرزا صالح شیرازی که نماینده ایران در لندن بود جمعی از مهاجرین اروپایی را برای سکونت به ایران جهت اسکان در نواحی مهاباد فعلی ترغیب نماید  که مقدور نگردید .

در دوره قاجار از شهرهای مختلف ایران و کشورهای همسایه تجار و بازرگان به مهاباد فعلی آمده و در  سراها و کاروانسراهای متعددی از جمله سراهای موصلیان ،کریمخان ، کاشی ها ، نراقی ها،... و کاروانسراهای سیمون ، همدانی ها ،  تاجر باشی ، کوسه و...نسبت به مبادله کالا ومال التجاره وارده از شام و بیروت و عراق و توزیع آن در داخل کشور واز طرفی صدور کالاهای داخله به کشورهای همسایه مخصوصا" عراق  می پرداختند .

قبل از جنگ جهانی اول فرق مختلف قومی و مذهبی از جمله یهودیها ، ارامنه ، آشوریها ، ترکها و ....درکنار ساکنان بومی منطقه به خوشی زندگی میکردند ، ارامنه که بر اثر فشارهای دولت عثمانی به ایران مهاجرت نموده بودند در جنوب شهر در محله بزرگی به نام محله ارامنه (گه ره کی هه رمه نیان) ، سکونت داشتند که اکثرا" در جریان جنگهای اول ودوم جهانی همراه سپاه روس به آن کشور مهاجرت ، یا به شهرهای بزرگ کشور کوچ نمودند . کلیمی ها نیز حدودا" در مرکز شهر در محله ای به نام محله کلیمیان (گه ره کی جوله کان) سکونت داشتند و سایر اقوام بصورت پراکنده در سطح شهر و روستا با ساکنان بومی منطقه سکونت داشته و همه در کمال آرامش ضمن همزیستی مسالمت آمیز با همدیگر تمامی مراسمات شادی و عزا ی خود را بدون هیچگونه تعرضی از طرف دیگری و حتی با مشارکت عموم برگزار میکردند .

مطالعات بخش مسکن نشان میدهد که بیشتر بخشهای جدید در مناطق توسعه یافته ، در گذشته پوشیده از باغات سر سبزی بوده است و هنوز نام بعضی محلات شهر به نام باغات سابق مشهور است از جمله محلات شمالی شهر مانند باغ سیسه ، باغ قوپی ، باغ گولان ، باغ ساوا ، باغ گردو ، باغ حسنخان و . . . . .در اذهان و خاطره های مردم وجود دارد .

از مهمترین عامل توسعه در منطقه می توان از احداث سد مهاباد در سال 1347 و مجتمع کشت و صنعت در سال 1356 ( که متاسفانه بخوبی از آن بهره برداری نمیشود )را نام برد  ، از جمعیت شهر قبل از انجام سرشماری چند سند تاریخی وجود دارد که درآنها چنین آمده است :

در سال 1824 میلادی مقارن با سال 1213 شمسی (171 سال قبل) بیلی فراسر مهاباد را شهری زیبا و دلنشین در کنار رودخانه ای با صفا توصیف میکند . در سال 1890 میلادی مقارن با سال 1269 شمسی

(115 سال قبل) ایزابلا بیربیشاب  به مهاباد آمده و میگوید این شهر پنجهزار (5000) نفر جمعیت داشته است . در سال 1945میلادی مقارن با سال 1324 شمسی جمعیت مهاباد 16000 نفر گزارش شده است ،

در اولین سرشماری رسمی که د رسال 1335 انجام گرفته است جمعیت مهابادبالغ بر 20333 نفر و در سال 1370 جمعیت آن 98100 نفر و برای سال 1384 این جمعیت 183300 نفر برآورد گردیده است .

 

تحولات جمعیتی در شهر مهاباد از سال 1335 تا1372 و تحولات آینده تا سال 1390

حجم افزایش در دو سرشماری

نرخ رشد سالیانه جمعیت(درصد)

بعد خانوار (نفر)

تعداد خانوار(نفر)

تعداد جمعیت(نفر)

سال

-

-

5.5

3697

20333

1335

1.41برابر

3.47

5.48

5216

28610

1345

1.49برابر

4.41

5.1

8349

42596

1355

1.76برابر

5.5

5.35

13969

74763

1365

1.31برابر

5.45

5.36

18302

98100

1370

1.11برابر

4.5

5.36

20328

109020

1372

1.30برابر

4.5

5.36

26487

141970

1378

1.20برابر

4.4

5.36

31738

170116

1382

1.29برابر

4.4

5.36

34198

183300

1384

1.27برابر

4

5.3

43761

231931

1390

5.36برابر

4.65

5.33

16631

88687

افزایش جمعیت 37ساله

2.13برابر

4.3

5.24

23433

122911

برآورد افزایش18ساله

ماخذ: نشریات مرکز آمار ایران و محاسبات مهندسین مشاور فر افزا

شهرستان مهاباد با مساحت 2592 کیلومتر مربع دارای :

 

ردیف

شرح

مساحت

واحد

تولید

واحد

ملاحظات

1

سطح زیر کشت باغات مثمر

6927.5

هکتار

 

 

 

2

سطح زیر کشت باغات غیر مثمر

410

هکتار

 

 

 

3

سطح زیر کشت گندم

26600

هکتار

49823

تن

 

4

سطح زیر کشت نخود

7775

هکتار

3767

تن

 

5

سطح زیر کشت یونجه

4274

هکتار

27511

تن

 

6

سطح زیر کشت چغندر قند

2300

هکتار

92000

تن

 

7

سطح زیر کشت میوه های هسته دار

1500

هکتار

4676

تن

 

8

سطح زیر کشت انگور

600

هکتار

1089

تن

 

9

سطح زیر کشت گردو ، بادام ، .....

2260

هکتار

 

تن

 

10

مجموع سطح زیر کشت

52646.5

هکتار

 

 

 

11

اراضی منابع طبیعی و چراگاهی مناسب

190000

هکتار

 

 

 

12

جمع کل

242646.5

هکتار

 

 

 

باتوجه به داده های جدول حدود 10٪ سطح شهرستان مهاباد دارای پوشش سبز می باشد ، که با کسر سطوح شهری و دهات و سایر تاسیسات شهری و روستایی مشخص میگردد که منطقه ای سر سبز است

 

بررسي وضعيت اقليمي شهرستان مهاباد

 گزارش ايستگاه هواشناسي مهاباد

شهر مهاباد در قسمت جنوبي استان در عرض جغرافيايي َ46 و ْ36 شمالي و طول جغرافيايي َ43 و ْ45 شرقي قرار گرفته است و ارتفاع آن از سطح دريا 1385 متر مي‌باشد.شهر مهاباد در كنار رودخانه هاي سيمينه رود و زرينه رود كه از رودخانه هاي بزرگ استان مي باشند قرارگرفته است .

با توجه به اينكه در طول دورة آماري 1986 لغايت 1996 متوسط درجه حرارت گرمترين ماه 67/24 درجه سانتيگراد و ميانگين بارندگي سالانه326 ميليمتر و ميانگين‌ دماي متوسط سالانه 9/13درجه سانتيگراد بوده است. نوع اقليم آن نيمه خشك مي‌باشد.

ميانگين روزهاي يخبندان در طي اين دورة آماري 2/89 روز مي‌باشد و متوسط سرعت وزش باد 8/2835 متر بر ثانيه و ميزان متوسط رطوبت طي اين دورة آماري 45/54 درصد مي‌باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 


  
 

 

 

 

 

 

خصوصيات جغرافيايي و اقليمي

  • حدود جغرافيايي
    شهرستان مهاباد در منطقه جنوبي استان آذربايجانغربي و درياچه اروميه واقع شده است. اين شهرستان از طرف شمال به درياچه اروميه و شهرستان مياندوآب ، از مشرق به شهرستان بوکان ، از جنوب به شهرستانهاي سقز و سردشت و از طرف مغرب به شهرستانهاي پيرانشهر و نقده محدود است. مساحت آن 2592 کيلومتر مربع كه 6/9 درصد از مساحت استان را دارا مي باشد.
  • مختصات جغرافيايي
    شهرستان مهاباد بين 45 درجه و 43 دقيقه طول شرقي و36درجه و 58 دقيقه تا 36 درجه و 32دقيقه عرض شمالي واقع شده است.
  • ارتفاع از سطح دريا
    ارتفاع شهر مهاباد از سطح درياي آزاد 1385متر است. برمبناي اطلاعات نقاط مختلف شهرستان مهاباد بين 1283 (روستاي قزل قوبي) تا 2800 متر در تغييراست بطور کلي نقاط حاصلخيز و زارعي شهرستان در ارتفاع 1200تا1500متر واقع است.
  • توپولوژي و ژئوگرافي و ژئومرفولوژي منطقه مهاباد
    شهرستان مهاباد منطقه اي کوهستاني است که بيش از نيمي از سطح آن را کوهستانهاي رفيع تشکيل مي دهند. دشت مهاباد که حاصلخيزترين منطقه شهرستان است ، مانند مثلثي است که قاعده آن از شمال غربي تا شمال شرقي کشيده شده و ارتفاع اين مثلث درجنوبي ترين نقطه در مسير رودخانه مهاباد تا روستاي خانگه ادامه مي يابد. علاوه بردشت مهاباد منطقه اي نيز در جنوب شرقي شهرستان به دليل وجود انشعاباتي از رودخانه هاي دائمي شهرستان جزو دشتهاي حاصلخيز وکشاورزي به حساب مي آيد.
  • اوضاع اقليمي
    در تقسيمات اقليمي کشور ايران ، شهرستان مهاباد از نظر تقسيمات اقليمي زمستاني در منطقه خيلي سرد و درتقسيمات اقليمي تابستاني در منطقه معتدل و مرطوب قرارگرفته است. در نقاط مرتفع معدل درجه حرارت ساليانه کم و در حدود 9 درجه سانتيگراد است و با کاهش ارتفاع و در قسمت شمال منطقه معدل درجه حرارت ساليانه افزايش مي يابد و به حدود 12 درجه سانتيگراد مي رسد. مهاباد در تابستانها نسبتا گرم و زمستان ها سرد و پربرف است. ميزان بارندگي نسبت به ارتفاع هاي منطقه متفاوت است. از ارتفاعات ، رودخانه ها و چشمه سارهاي فراواني سرچشمه مي گيرند که جهت کلي آنها به سوي درياچه اروميه است. به سبب بارندگي کافي و بموقع و مناسب بودن جنس خاک دشت مهاباد و توليد محصولات کشاورزي از اهميت زيادي برخوردار است.
    • ميزان حرارت
      حداکثر حرارت در تيرماه 23/33 درجه سانتيگراد و متوسط حداقل درجه حرارت در ديماه معادل 15/7- درجه سانتيگراد است. ميزان درجه حرارت مطلق حداکثر42 درجه در تيرماه و حداقل در بهمن ماه30- درجه مي باشد. با بررسي درجه حرارت ساليانه شهر مهاباد متوسط حداکثر27/19 درجه سانتيگراد ، درجه متوسط حداقل21/4 ، حداکثر مطلق 42 درجه و حداکثر مطلق 42 درجه و حداکثر مطلق 30- درجه سانتيگراد است.
    • تعداد روزهاي يخبندان
      يخبندان شهر مهاباد به علت سرماي زياد از اواسط آبان ماه شروع و تا اوايل فروردين ماه ادامه دارد و بيشترين روزهاي يخبندان معادل 26 روز در دي ماه مي باشد ، به طورکلي  99 روز از سال يخبندان  است.
    • ميزان بارندگي
      در شهر مهاباد ميزان بارندگي در ارتفاعات بيشتر از نقاطي است که ارتفاع کمتري دارند. نقاط مرتفع منطقه مهاباد بر روي خطوط هم باران 750 ميليمتر در سال قرار دارند با کاهش ارتفاع از ميزان بارندگي کاسته مي شود و در انتهاي شمال دشت مهاباد به300 ميليمتر در سال مي رسد. در طول ده سال ميزان متوسط بارندگي ساليانه حدود350 ميليمتر مي باشد که بيشترين آن در فرودين ماه معادل 24/79 ميليمتر و کمترين ميزان بارندگي در مرداد ماه معادل 3/0 ميليمتر است. حداکثر بارندگي روزانه در ديماه معادل 38  ميليمتر مي باشد.

ويژگي‌هاي اقليمــي شهـــر مهابـــاد طــي ده ســال

ماه‌هاي ســال

معــــدل درجه حرارت هوا°C

بارندگي .m.m

رطوبت نسبي %

روزهاي يخبندان

باد غالب

روزهاي باراني

مقدار ابر در آسمان

متوسط

مطلق

متوسط روزانه

جمع ماهيانه

حداكثر بارندگي روزانه

حداكثر

حداقل

متوسط

حداكثر

حداقل

حداكثر

حداقل

آوريل

فروردين

27/16

72/3

28

6-

98/9

24/79

6

5/67

53

25/60

2

4

3

مــي

ارديبهشت

17/24

46/7

36

2

77/15

02/24

2

4/64

4/51

9/57

0

0

2

ژوئن

خرداد

13/30

29/10

40

3

19/20

05/2

1

5/53

40

75/46

0

0

0

ژوئيه

تير

23/33

14/13

42

7

25/23

5/1

0

55

5/41

25/48

0

0

0

اوت

مرداد

86/32

29/13

39

6

05/23

3/0

5/0

2/56

1/42

15/49

0

0

0

سپتامبر

شهريور

32/29

19/10

38

1

74/19

1/1

0

8/55

2/43

5/49

0

0

0

اكتبر

مهر

08/22

35/6

32

0

21/14

63/26

12

3/61

8/45

55/53

1

2

1

نوامبر

آبان

82/13

21/1

25

15-

28/7

28/28

24

7/70

3/54

5/62

10

3

3

دسامبر

آذر

55/8

84/3-

18

17-

43/2

8/29

26

2/67

4/62

8/64

23

6

4

ژانويه

دي

73/3

15/7-

16

26-

38/1-

11/51

38

6/63

5/63

55/63

26

3

5

فوريه

بهمن

82/4

86/4-

16

30-

24/0

55/59

36

5/68

3/68

4/68

23

5

3

مارس

اسفند

3/12

84/0

22

9-

53/6

44/46

36

6/71

1/60

85/65

14

4

3

جمع ســـال

27/19

21/4

42

30-

73/11

99/34

38

1/63

3/52

7/57

99

27

2

 

آثار و ابنيه تاريخي شهرستان مهاباد

 تاريخ مهاباد :

شهر مهاباد ، مركز شهرستان مهاباد در استان آذربايجان غربي با پهنه اي حدود 15 كيلومتر مربع در جنوب آذربايجان غربي قرار دارد . شهر مهاباد در گذشته « سابلاغ » يا « ساوجبلاغ مكري » ناميده مي شد . سابلاغ از واژه تركي « سويوغ بولاغ » يعني چشمه سرد گرفته شده است . در سال 1314 هجري قمري به دستور پهلوي اول به همان نام باستاني اش « مهاباد » كه يادآور زندگي قوم ماد در اين ديار است ، نامگذاري شد .

شهر قديمي و باستاني اي نزديك آن به نام « درياز » وجود داشته كه خرابه هايي از آن بر جاي مانده و تنها روستاي نزديك اين شهر باستاني به همان نام به وجود آمده است . مهاباد كه آبادي كوچك و بي اهميتي بود ، در 1308 هجري قمري بوداق سلطان در آخر پادشاهي شاه عباس اول صفوي حكومت مكري را به دست گرفته و مهاباد را مركز فرمانروايي خود كرد . او ( بداق سلطان ) آثاري چون « پردي سور » يا پل سرخ ( 1079 هجري قمري ) و « مزگوتي سور » يا مسجد سرخ ( 1089 هجري قمري ) از خويش به يادگار مانده است . شهر مهاباد به دليل قرار گرفتن در جنوب غربي درياچه اروميه و ميان راههاي ارتباطي شهرهاي اروميه به مياندوآب ، سقز و سردشت ، جايگاه ويژه اي داشته و محل برخورد راههاي آذربايجان غربي ، آذربايجان شرقي و كردستان است كه ايجاد سد مهاباد نيز در رشد و گسترش شهر اهميت ويژه اي داشته است . شهر مهاباد و پيرامون آن از ديرباز خاستگاه صدها سياست پيشه، سردار، دانشمند، شاعر، عارف، پهلوان، هنرمند و ... از جمله استاد علامه ملاحسين مجدي، استاد احمد ترجاني‌زاده ، حسن حزني يكرماني، استاد عبدالرحمن شرفكندي، دكتر مصطفي خرم دل، محمد قاضي، دكتر جواد قاضي، سيد محمد امين شيخ الاسلامي مكري، قاضي محمد و ... بوده است .

مسجد جامع مهاباد :

زيباترين و جالبترين اثر تاريخي بجاي مانده از دوران صفوي در منطقه غرب و شمال غرب ايران مسجد جامع مهاباد يا مدرسه شاه سليمان مي‌باشد كه اكنون در قلب شهر قرار گرفته است و خطبه هاي نماز جمعه شهر در آن برگزار مي شود ، اين مسجد كه اساساً به عنوان مكان تعليم علوم ديني آن زمان در   شهر مهاباد كه قديمي ترين و متمركزترين شهر منطقه بوده بوجود آمده است در زمان شاه سليمان صفوي و فرمانروايي تنها سلطان و حكمران نيكوكار منطقه كردستان يعني بداق سلطان ساخته شده است .   ( بداق سلطان از نوادگان صارم بيگ و فرزند شيرخان مي باشد ) كه زمان ساخت اين مسجد زيبا به سال 1809 هجري قمري بر مي گردد كه مساحت كلي اين مسجد با حجره هاي رو به حياط و يك سردر ورودي و يك حوضخانه در ضلع جنوبي 1259 متر مربع است . شبستان زيباي آن كه مقدمه اي بر شبستان مسجد وكيل شيراز است داراي ده ستون سنگي نخودي رنگ است كه ارتفاع هر يك از آنها 60/2 سانتي متر است و بصورت يك پارچه و دو پارچه قرار دارد و سقف سرستونها مربع و طول هر ضلع هفتاد سانتي متر است و غير از پايه هاي مسجد و اين ستونها و كف حجره هاي بيروني كه از نوع سنگهاي ذكر شده ( نخودي رنگ ) پي ريزي شده اند و بقيه بنا كلاً از آجر قرمز چهارگوش و ملات و گچ وش و غيره است .پشت بام اصلي مسجد را هيجده گنبد آجري نيم كره اي پوشانده كه سابقاً با ناودان هاي سنگي آبريز آن ميسر شده بود . محراب آن در بخش شمالي قرار دارد و طبقه دوم آن كه بخشي جزئي را شامل مي شود ويژه نماز گزاران زن است كه با بخش اصلي تفاوت كلي دارد . صحن حياط مشتمل بر حجره هاي متعدد است كه قرينه ورودي آن را حوضخانه اي زيبا تشكيل مي داد ، اما متاسفانه بر اثر سهل انگاري گنبد و طاق اين حوضخانه به كلي از بين رفته بود كه در چند سال اخير مجدداً به همان فرم و شكل اوليه بازسازي شده است .

نماي داخلي مسجد جامع مهاباد

نماي داخلي حياط و يك حوضخانه  مسجد جامع مهاباد

 
 

جغرافياي اقتصادي شهرستان مهاباد

وضعيت نيروي انساني در شهرستان مهاباد :

بر اساس سرشماري عمومي نفوس و مسكن در سال 1375 اين شهر داراي 28864 خانوار معمولي ساكن با 171624 نفر جمعيت شامل 89827 نفر مرد و 81797 نفر زن بوده است .

در آبان ماه 1375 از 148336 نفر جمعيت 6 ساله و بيشتر اين شهرستان 25/70 درصد با سواد بوده اند . اين نسبت در بين مردان 16/80 درصد و در بين زنان 30/59 درصد بوده است .

 

وضعيت اشتغال و بيكاري در شهرستان مهاباد:

بر اساس سرشماري عمومي نفوس و مسكن در سال 1375 ، شهرستان مهاباد داراي 171624 جمعيت بوده است كه 48802 نفر آنها جمعيت فعال مي باشند . از بين 48802 نفر جمعيت فعال اين شهرستان 60/90 درصد ( 44217 نفر ) جمعيت شاغل و 22/11 درصد ( 4585 نفر ) جمعيت بيكار بوده است . سهم اين شهرستان از شاغلان كل استان 10/4 درصد و از كل بيكاران استان 40/9 درصد مي باشد .

شاغلان بخش خصوصي اين شهرستان در سال 1375 ، 29921 نفر و شاغلان بخش عمومي 12446 نفر بوده است . 67/67 درصد شاغلان اين شهرستان در بخش خصوصي و 15/28 درصد در بخش عمومي مشغول به فعاليت بوده اند . 34/6 درصد شاغلان در بخش خصوصي و 52/7 درصد شاغلان در بخش عمومي استان در اين شهرستان قرار دارند .

طبق سرشماري سال 1375 ، از كل شاغلان اين شهرستان 39/10 درصد ( 4594 نفر ) در بخش صنعت 83/22 درصد ( 10096 نفر ) در بخش كشاورزي و 16/9 درصد ( 4050 نفر ) در بخش خدمات شاغل بوده اند . سهم اين شهرستان از شاغلان بخش صنعت استان 79/2 درصد ، شاغلان بخش كشاورزي استان 71/4 درصد و شاغلان بخش خدمات استان 62/1 درصد مي باشد .

از كل شاغلان اين شهرستان 29/72 درصد ( 31966 نفر ) با سواد و 71/27 درصد ( 12251 نفر ) بيسواد بوده اند و 40/5 درصد ( 2390 نفر ) شاغلان باسواد اين شهرستان داراي تحصيلات عالي مي باشند . سهم اين شهرستان از كل شاغلان باسواد استان 25/7 درصد شاغلان بيسواد 23/6 درصد و شاغلان داراي تحصيلات عالي استان 12/6 درصد مي باشد .

وضعيت بخش كشاورزي در شهرستان مهاباد :

ـ امور زراعي و باغي

بر اساس آمار منتشره از سوي جهاد كشاورزي استان آذربايجان غربي در سال 1379 ، جمع كل اراضي كشاورزي اين شهرستان 2/57910 هكتار مي باشد كه از اين مقدار 27/57 درصد ( 33164 هكتار ) بصورت ديم و 86/31 درصد ( 18453 هكتار ) بصورت آبي كشت مي شوند .كل توليدات اين شهرستان در سال زراعي 1379 ـ 1378 ، 226794 تن بوده است كه 85/74 درصد آن توليدات زراعي و 15/25 درصد ديگر توليدات باغي مي باشد و اين شهرستان از لحاظ اراضي كشاورزي ، توليدات زراعي و باغي به ترتيب در رتبه هاي پنجم و ششم و پنجم استان قرار دارد . همچنين اين شهرستان در توليد بادام در مقام دوم و در توليد عدس در مقام سوم استان قرار دارد . 

شهرستان‌‌مهاباد‌از‌لحاظ‌اراضي‌كشاورزي‌،‌توليدات‌زراعي‌و‌باغي‌به‌   ترتيب‌‌در‌رتبه‌هاي‌پنجم‌و‌ششم‌و‌پنجم‌استان‌قرار‌دارد‌

شهرستان مهاباددرتوليدبادام در مقام دوم استاني قرار دارد  

ـ امور دام ، طيور و زنبور عسل :

بر اساس آمار جهاد كشاورزي استان در سال 1379 ، تعداد زنبورستانهاي اين شهرستان 263 واحد مي باشد كه 13500 كندو در آنها نگهداري مي شود . از اين ميزان كندو 19/85 درصد(11500 عدد ) كندوي مدرن و 81/14 درصد ( 2000 عدد ) كندوي بومي مي باشند . ميزان توليد عسل در اين شهرستان   در سال 1378 ، 80000 كيلوگرم مي باشد كه 25/91 درصد توسط كندوهاي مدرن و 75/8 درصد توسط كندوهاي بومي توليد شده است . اين شهرستان با دارا بودن 69/9 درصد زنبورستان ، 33/4 درصد كندوي مدرن ، 66/3 درصد كندوي بومي و 87/8 درصد در توليد عسل از كل استان به ترتيب در رتبه هاي ششم و سوم و هفتم و نهم استان قرار دارد .

شهرستان‌مهاباد‌در‌توليد‌عسل‌در‌رتبه‌سوم‌قرار‌دارد

ميزان توليد گوشت سفيد مرغ در سال 1378 در اين   شهرستان 84/3641 تن بوده است كه 24/3589 تن آن از طيور صنعتي و 68/44 تن ديگر توسط طيور سنتي توليد شده است . اين شهرستان با دارا بودن 38/11 درصد از كل توليد گوشت سفيد مرغ استان از لحاظ توليد فرآورده در رتبه   سوم استان قرار دارد . باز بر همين اساس ميزان كل توليد  تخم مرغ در اين شهرستان در سال 1378 ، 69/758 تن بوده است كه 70/577 تن آن توسط طيور صنعتي و 65/159 تن ديگر توسط طيور سنتي توليد شده است . از كل توليدات تخم مرغ در    استان ، 59/7 درصد در اين شهرستان از اين لحاظ در رتبه پنج استان قرار دارد .

شهرستان‌مهاباد‌در‌توليد‌گوشت‌سفيد‌ مرغ‌در‌استان‌‌مقام‌سوم‌دارد

در سال 1378 در اين شهرستان 315002 راس گوسفند و بره ، 13876 راس بز و بزغاله ، 25420 راس گاو بومي ، 5473 راس گاو دورگ 1514 راس گاو اصيل ، 15155 راس گاوميش ، 8761 راس تك سميها وجود داشته است . اين شهرستان از لحاظ دارابودن گاو دورگ در  مقام چهارم استان قرار دارد . 

ميزان توليد گوشت قرمز اين شهرستان در سال 1378 ، 46/3092 تن مي باشد كه بيشتر توسط گوسفند و بره ، گاوبومي ، گاوميش توليد شده است . همچنين ميزان توليد شير خام در اين شهرستان 93/26239 تن مي باشد كه بيشتر توسط گاو ميش و گاو بومي و گاو اصيل توليد شده است . اين شهرستان از لحاظ توليد گوشت قرمز و شير خام به ترتيب در رتبه هاي هفتم و پنجم استان قرار دارند .

ـ امور شيلات و كرم ابريشم :

بر اساس آمار منتشر شده از سوي اداره شيلات استان در سال 1379 ، تعداد مزارع پرورش ماهي اين شهرستان 4 واحد مي باشد كه از اين ميزان 1 واحد به توليد ماهيان گرم آبي مي پردازد كل مساحت فعال پرورش ماهيان گرم آبي 5/1 هكتار مي باشد كه اين شهرستان از لحاظ توليد ماهيان گرم آبي در رتبه هفتم استان قرار دارد .

منابع فعال طبيعي و نيمه طبيعي اين شهرستان براي پرورش ماهيان گرم آبي ( كپور ، آمور ، فيتوفاگو ...) 2 واحد مي باشد كه مساحت    بالغ بر 1000 هكتار را تشكيل مي دهند و توليد آنها در سال 1379 ، 210 تن بوده است . اين شهرستان از لحاظ دارا بودن منابع طبيعي و    نيمه طبيعي براي پرورش ماهيان گرم آبي در رتبه دوم استان قرار دارد . در اين شهرستان از منابع آبهاي طبيعي و نيمه طبيعي براي توليد ماهي سرد آبي استفاده نمي شود . همچنين در اين شهرستان كرم ابريشم پرورش داده نمي شود .

وضعيت بخش صنعت در شهرستان مهاباد :

بر اساس سرشماري عمومي صنعت و معدن در سال 1373 ، تعداد كل كارگاههاي صنعتي شهرستان 5454 واحد مي باشد كه 5264 واحد    آن كارگاه كوچك 190 واحد ديگر جزو كارگاههاي بزرگ  مي باشند . سهم اين شهرستان از كل كارگاههاي استان ، كارگاههاي بزرگ و كارگاههاي كوچك به ترتيب 28/6 ، 76/7 و 24/6 درصد مي باشد اين استان از لحاظ داشتن كارگاههاي بزرگ و كوچك به ترتيب در رتبه پنجم و هفتم قرار دارد . از كل 5454 واحد كارگاه صنعتي در اين شهرستان 5190 واحد كمتر از 6 نفر كاركن ، 74 واحد ما بين9   ـ 6 نفر كاركن 168 واحد مابين  49 ـ 10 نفر كاركن و 22 واحد بيشتر از 50 نفر كاركن دارند . تعداد پروانه هاي بهره برداري صادر شده از سوي اداره كل صنايع استان تا پايان سال 1379 در اين شهرستان 3 فقره مي باشد . كه باعث   ايجاد اشتغال به تعداد 25 نفر شغل و سرمايه گذاري بالغ بر 4742 ميليون ريال شده است . اين شهرستان از لحاظ پروانه بهره برداري صادر شده در رتبه پنجم قرار دارد .

شهرك صنعتي مهاباد :

اين شهرك در كيلومتر 18 جاده مهاباد ـ مياندوآب  قرار دارد مساحت كل شهرك 06/55 هكتار ،  مساحت زمين صنعتي 37 هكتار و تعداد قطعات تقسيم شده 6 قطعه مي باشد . تعداد واحدهاي به بهره برداري رسيده در اين شهرك ، 9 واحد و تعداد شاغلان در اين شهرك 184 نفر مي باشند . در اين شهرك صنعتي از كل كارگاهها 1 واحد در صنايع فلزي ، 2 واحد در صنايع شيميايي ، 1 واحد در صنايع نساجي ، ـ واحد در صنايع برق و الكترونيك ، 3 واحد در صنايع مواد غذايي ، 1 واحد در صنايع سلولزي ، 1 واحد در صنايع كاني غير فلزي فعاليت مي كند . شهرك صنعتي مهاباد از لحاظ تعداد واحد صنعتي و ميزان اشتغال پنجمين شهرك صنعتي استان آذربايجان غربي مي باشد .

شهرك‌صنعتي‌مهاباد‌از‌لحاظ‌تعداد‌واحد‌صنعتي‌و‌ ميزان‌اشتغال‌پنجمين‌شهرك‌‌صنعتي‌در‌استان‌مي‌باشد‌

وضعيت بخش معدن در شهرستان مهاباد :

در سال 1380 تعداد معادن فعال اين شهرستان 11 واحد مي باشد كه عمده ترين ماده معدني استخراج شده از اين معادن شامل سنگ آهك ، تراورتن ، سينيت و گرانيت و باريت و مرمر و سنگ لاشه مي باشد . ميزان كل سرمايه گذاري انجام شده در معادن اين شهرستان 8/807826222 ميليون ريال مي باشد . بيشتر سرمايه گذاريها در استخراج مواد معدني گرانيت ، مرمر و سينيت صورت گرفته است . بيشترين ذخاير معدني در اين شهرستان مربوط به سنگ لاشه ، سنگ آهك و مرمر مي باشد . اين شهرستان از لحاظ تعداد معادن در رتبه چهارم و ميزان سرمايه گذاري انجام شده در معادن در رتبه اول استان قرار  دارد .

شهرستان‌مهاباد‌از‌لحاظ‌ميزان‌سرمايه‌گذاري‌در‌ معادن‌در‌رتبه‌اول‌استان‌قرار‌دارد

 

وضعيت معادن بهره برداري در شهرستان مهاباد :

نام معدن

نوع ماده معدني

ميزان ذخيره ( هزار تن )

ميزان استخراج اسمي سالانه ( هزار تن )

ميزان سرمايه گذاري ميليون ريال

قطعي

احتمالي

سنگ آهك گروه قيط

سنگ اهك

2900

ــ

8

42/50

سنگ گرانيت گاكش شماره3

سينيت

131

ــ

5

49/1839

سنگ گرانيت گاكش شماره2

گرانيت

860

ــ

50

05/2383

سنگ لاشه و پي‌كوسه‌كهريز

سنگ لاشه و تزئيني

675000

ــ

6

50

سينيت گاكش1

سينيت

66

ــ

4

5/641

سينيت گاكش2

سينيت

850

ــ

5

8715/125

كوه شاخ سفيد

باريت

500/88

140

10

592

گرانيت هرمه

سينيت

36

ــ

ــ

46/440

گرانيت‌وگابروديوريت‌دينكه‌مهاباد

گرانيت وآبروديوزيت

170

200

4

493000000

لاشه و پي شيخ معروف

تراورتن

270

ــ

3

100

مرمر قره قشلاق

مرمر

18744

ــ

5/3

314820000

بازارهاي محلي شهرستان در مهاباد وجود ندارد .

شهرستان‌مهاباد‌از‌لحاظ‌اراضي‌كشاورزي‌در‌رتبه‌ پنجم‌استان‌قرار‌دارد

شهرستان‌مهاباد‌از‌لحاظ‌اراضي‌باغي‌در‌رتبه‌پنجم‌ استان‌قرار‌دارد 

 

 
 

وضعيت خدمات در شهرستان مهاباد

خدمات علمي فرهنگي

مراكز علمي و آموزشي مهاباد

مؤسسات آموزش عالي دولتي

دانشگاه پيام نور مهاباد

با استناد به آمارنامه استان در سال 1379 در دانشگاه پيام نور اين شهرستان 955 دانشجو (03/9 درصد از دانشجويان پيام نور استان) در رشته هاي حسابداري، علوم تربيتي و روانشناسي عمومي مشغول به تحصيل مي باشند.

مؤسسات آموزش عالي غير دولتي

دانشگاه آزاد اسلامي شهرستان مهاباد

در دانشگاه آزاد اسلامي شهرستان مهاباد 2852 دانشجو (15/28 درصد از دانشجويان دانشگاه آزاد استان) به شرح جدول زير تحصيل مي كنند.

 

تعداد دانشجویان

 

 

كارداني

كارشناسي پاره وقت

كارشناسي نا پيوسته

كارشناسي پيوسته

كارشناسي ارشد

دكتري

جمع

71

ــ

ــ

749

ــ

ــ

820

تعدادفارغ التحصیلان در سال 1379 13

ــ

ــ

120

ــ

ــ

133

 

اعضاي هيئت علمي دانشگاه آزاد مهاباد 99 نفر مي باشد كه شامل 12/27 درصد از اعضاي هيأت علمي دانشگاه آزاد استان مي باشد، تعداد اعضاي علمي به تفكيك مدارج علمي در جدول زير آمده است:

هيأت علمي

كمك آموزشي

حق التدريس

نيمه وقت

تمام وقت

99

5

68

7

24

در دانشگاه آزاد مهاباد رشته هاي زير تدريس مي شود:

مهندسي عمران ـ‌ دامپزشكي ـ علوم تجربي ـ مهندسي كشاورزي (زراعت و اصلاح نباتات) ـ تكنولوژي توليدات گياهي (كارداني) ـ الهيات و معارف اسلامي (علوم قرآن و حديث) ـ زبان و ادبيات عرب ـ ديني و عربي (كارداني) ـ زبان و ادبيات فارسي ـ ادبيات فارسي (كارداني) ـ آموزش ابتدائي ـ پرستاري ـ مامائي (كارداني

صنايع دستي مهاباد

 شهرستان مهاباد كه يكي از شهرهاي كردنشين استان آذربايجان غربي است داراي انواع مختلفي از صنايع دستي است. در اين شهر و روستاهاي اطراف آن در حدود 300 خانوار با احتساب بعد هر خانواده 5 نفر و نيز تعدادي كارگاه توليدي به فعاليت در توليد انواع صنايع دستي اشتغال دارند. عمده صنايع دستي اين منطقه شامل قاليبافي- منجوق دوزي- پولك دوزي- سكه دوزي- سوزن دوزي- سجاده بافي- صنايع چرمي- رودوزي- لحاف دوزي- قرقره بافي بافت پارچه مخصوص لباس كردي- خراطي و چاقوسازي مي باشد.

قالي بافي

 به غير از توليد فرشهاي سنتي و محلي كردي در سالهاي اخير فرش بافي در مهاباد گسترده تر شده و كارگاههاي مختلفي در اين شهر با بافت و توليد انواع فرشهاي رج 50 به بالا با نقشه هاي شهري و گردان اشتغال دارند. نقشه فرشهاي توليد شده در مهاباد به سفارش تجار شهرهاي مختلف از جمله تبريز مي باشد و از نقشه هاي گل فرنگ- لچك ترنج- شاه عباس- زيرخاكي با رنگ زمينه كرم- لاكي- سرمه اي پوست پيازي در آنها استفاده مي شود رنگرزي پشم ها اكثراً با رنگهاي شيميايي است دار مورد استفاده براي بافت دستگاه قاليبافي تبريزي و ايستاده و گره تركي متقارن به سبك فرشهاي تبريز مي باشد اين قالي ها در انواع مختلف پشتي- ذرع و نيم- قاليچه- پرده- 4*3 متر و حتي بزرگتر نيز بافته مي شوند.

نقوش بكار رفته در قاليبافي مهاباد

منجوق دوزي

 پوشش محلي زنان كرد داراي تزئينات زيبا و منحصر به فرديست اين تزئينات اكثراً توسط انواع صنايع سوزن دوزي از جمله منجوق دوزي- سكه و مليله دوزي و ساير انوع هنرها با مصالح درخشان و رنگين برروي لباسها محلي انجام مي شوند. با توجه به علاقه و تلاش كردها براي حفظ آداب و سنن خود امروزه نيز انواع محصولات منجوق و سكه دوزي شده بخصوص براي مراسم رسمي و عروسي ها در شهرستان مهاباد توليد و به ساير مناطق كردنشين عرضه مي شود. منجوق دوزي قدمتي ديرينه داشته و از زمان ساسانيان رايج بوده است. در نمونه هاي بسيار زيباي منجوق دوزي سنتي تنها اصالت و ظرافت طرحها حيرت آور نيست بلكه مهارت دست دوزندگان آن دانه ها را چنان دلنشين و استوار در كنار هم نشانده كه گويي از دستگاههاي پيشرفته كامپيوتري براي محاسبه محل قرار گرفتن منجوقها استفاده شده است. دوخت منجوق به 2 طريقه انجام مي شود اول آنكه دانه هاي منجوق را يكي يكي يا در تعداد كم 2 يا 3 عدد هر بار داخل سوزن كرده و به پارچه مي دوزند. روش ديگر آن است كه ابتدا منجوقها را به بند كشيده بعد در فاصله هر چند منجوق بند آنرا توسط سوزن و نخ ديگري به پارچه مي دوزند البته بايد توجه داشت كه در اين روش دوام كار انجام شده كمتر است.

سكه و پولك دوزي

 پولك به صفحات مدور و كوچكي گفته مي شود كه از جنس طلا و نقره و آلياژي از برنج و مس بوده و براي تزئين پوشاك و به مفهوم عام بكار برده مي شود. امروزه بجاي پولك از سكه هاي كوچكي كه از رواج افتاده باشد نيز استفاده مي كنند. پولك نيز از تزئينات متداول پوشاك سنتي زنان كرد است. فعاليت در اين رشته در مهاباد به شكل كارگاهي و خانگي هردو وجود دارد. در كارگاههاي پولك دوزي انواع كلاه پولك دوزي شده تهيه مي شود اما زنان خانه دار انواع جليقه – كمر بند و لباس پولك دوزي شده نيز توليد مي كنند. پولك دوزي اغلب همراه با منجوق دوزي متداول است.

نمونه‌اي از لباس پولك‌دوزي شده در مهاباد

سوزن دوزي

 ايرانيان كه در كارهاي تزئيني و آرايشي معروفند و دلبستگي زيادي به آن نشان مي دهند در تكميل كارهاي تزئيني به سوزن دوزي روي آورده اند زنان كرد در منطقه مهاباد انواع سوزندوزي هاي زيبا را به شكل گلدوزي دستي دوي دستمال – جاجيم- گليم – جل و انواع كيف هاي چرمي انجام مي دهند.

سوزن دوزي  مهاباد

رودوزي

 رودوزي عبارت است از دوخت قطعات مختلف پارچه در كنار هم كه اكثراً رويه لحاف و روانداز را تشكيل مي دهد زنان سخت كوش مهاباد با در كنار هم قرار دادن انواع تكه پارچه هاي بي استفاده آثار هنري زيبائي خلق مي كنند كه اكثراً جنبه خود مصرفي دارد. نوع ديگري از رودوزي كه به همراه سوزن دوزي و گلدوزي سنتي انجام مي شود براي تزئين انواع رختخواب پيچ- بقچه لباس كيسة مخصوص حمام يا حمل وسائل و غيره....نيز در اين منطقه مرسوم است.

مصنوعات چرمي

 در حال حاضر تهيه و توليد برخي مصنوعات چرمي نظير انواع چاروق (كفش از جنس چرم و گاهي رزين و لاستيك كه بندها و تسمه هاي بلند دارد و بندهاي آن بدور ساق پا پيچيده مي شود) و نيز انواع كيف زنانه و مردانه و زين ويراق اسب در مهاباد مرسوم است. در شهر مهاباد چند كارگاه نساجي وجود دارد كه در حال حاضر بيشتر به توليد چارق اشتغال دارند چارق (پاي پوش زينتي مردان و زنان كرد) در گذشته از رونق قابل ملاحظه اي برخوردار بوده است. ولي در سالهاي اخير به علت رواج انواع كفشهاي ماشيني اهميت ديرينه آن از ميان رفته است و اكثر توليدات اين كارگاهها مورد توجه خريداران غير بومي است. چاروق را كه در اصطلاح محلي كالك مي نامند در دو نوع تخت چرمي و لاستيكي توليد مي شود. نوع تخت لاستيكي داراي قيمت پائين تري بوده و در مقايسه با چارق چرمي بيشتر مورد توجه افراد محلي و بومي است. كف چاروق چرمي و بدنة آن از چرم يك تكه بوده و نوك آن نيز رو به بالا و خميده است. مهمترين مادة تشكيل دهنده چاروق چرم گاو است. هر توليد كننده بطور معمول در طول روز قادر به تهيه 2 عدد چارق چرمي است. براي تهيه چاروق پس از تهيه و آماده نمودن چرمي آنرا برش داده و در اندازه مورد نظر قالب گيري مي كنند و بعد از خشك نمودن آن در حالي كه كاملاً انعطاف پذير مي باشد رويه بافته شده را به آن مي دوزند براي تزئين چاروق نيز از 2 عدد منگوله نخي استفاده نموده و حاشيه آنرا با مفتول سيمي بسيار نازك لبه دوزي مي كنند. پوشش داخلي چاروق نيز از نوعي پارچه مخملي نايلوني تشكيل مي شود. كيف چرمي بند دار زنانه نيز يكي ديگر از فرآورده هاي دستي شهر مهاباد را تشكيل مي دهد اين محصول به علت اصالت و زيبايي و مناسب بودن قيمت خواستار زيادي در بازارهاي غير محلي دارد. براي تهيه كيف زنانه ابتدا چرم را به قطعات مورد نياز براي تهيه كيف مي برند و پس از صاف نمودن و آماده ساختن آن برروي قسمتي كه رويه كيف را تشكيل مي دهد محل خطوط و نقوشي را كه بايد سوزندوزي شود مشخص نمود و آنرا به سوزندور تحويل مي دهند و در ادامه به كمك درفش دور تا دور رويه و بدنه سوراخ مي گردد و از داخل سوراخها بند چرمي باريكي كه دسته كيف را نيز شامل مي گردد عبور داده مي شود. در گذشته توليد زين ويراق اسب نيز در اين منطقه رايج بوده است. ابزار كار تهيه كنندگان مصنوعات چرمي يا سراج ها شامل كاردك- درفش- مشته- گزن- قالب چوبي- سوزن و ميزكار است.

مصنوعات چرمي مهاباد

قرقره بافي(گيپوربافي)

 قرقره بافي در زمره آن دسته از صنايع خانگي است كه داراي سابقه نسبتاً طولاني است و امروزه بيشتر در شهرستان مهاباد متمركز است. در اين شهر عده زيادي از زنان خانه دار و دختران دانش آموز با استفاده از قلاب مخصوص و نخ قرقره كه معمولاً به رنگهاي سياه- سفيد- طلايي- و قهوه اي است محصولاتي كه نظير عرق چين – روميزي- زيرليواني- سالفت و غيره تهيه مي كنند.

قرقره‌بافي كاري از زنان و دختران  مهاباد

قلاب بافي

از جمله ديگر هنرهاي سنتي و خانگي زنان مهاباد كه سابقه اي در حدود 45 سال دارد قلاب بافي است. انواع شال گردن- روسري- بلوز- شنل- شال- به طريق قلابدوزي تهيه مي شود كه به دليل برخورداري از ظرافت – زيبائي و طراوت حساس از بافت دستي مورد توجه مصرف كنندگان است مواد اوليه قلاب بافي انواع نخ كامواست

قلاب بافي كاري از زنان و دختران  مهاباد

سجاده بافي و بافت پارچه و لباس كردي

سجاده بافي به منظور تأمين شرايط مكان نمازگذار از لحاظ طهارت و پاكي در مهاباد همانند ساير مناطق كرد نشين استان مردم است. ابعاد سجاده معمولاً كوچك و قابل حمل بوده و اكثراً توسط نخ هاي پشمي خود رنگ سفيد- كرم- سياه و با طرحي شبيه محراب بافته مي شود. همچنين به علت علاقه شديد كردها به حفظ آداب و سنن خود بافت پارچه هاي مخصوص لباس كردي (بوزو) كه معمولاً در عرض 20- 25 سانتي متر بافته مي شود مرسوم است. از هر 22 متر آن يكدست لباس كردي تهيه مي شود. نحوه توليد بدين ترتيب است كه بافنده اقدام به چله كشي و ماسوره پيچي نخهاي تابيده شده پشمي نموده و با توجه به ابعاد محصول مورد سفارش از شانه مناسب كه بر حسب نوع بافت متفاوت بوده و تفسير مي كند استفاده مي نمايد سپس با به حركت درآوردن ماكو به كمك دست كه در داخل آن ماسوره حاوي نخ هاي پود قرار دارد و با استفاده از پا براي ايجاد درگيري نخ هاي پود و تار عمل بافت را انجام مي دهد. متأسفانه امروزه به علت رواج صنايع نساجي ماشيني اين حرفه رو به فراموشي مي رود.

خراطي

 برخي صنايع چوبي از جمله خراطي در شهرستان مهاباد وجود دارد كه كه به توليد انواع مهره هاي شطرنج- تخته نرد- چوب لواش پزي- دوك نخ ريسي- پايه آباژور – ميز- مبل و صندلي- دسته چكش- چوب تعليمي- چوب سيگار- عصا و... مي پردازند.

چاقو سازي

 يكي ديگر از صنايع دستي منطقه مهاباد چاقوسازي است انواع چاقوهاي زيباي دستي جيبي و كاردهاي مخصوص آشپزخانه و سلاخي با استفاده از كمك فنرهاي كهنة اتومبيل ها و ساير مصالح فولادي و آهني توسط استادكاران ماهر اين شهرستان توليد مي شود كه بيشتر توليدات جنبه خود مصرفي دارد.

انواع چاقو‌هاي زيباي دستي جيبي و كاردهاي آشپزخانه مهاباد

غارهاي شهرستان مهاباد :

ـ غار سهولان :

سهولان يكي از مهمترين و كم‌نظيرترين غارهاي طبيعي كشور و از شگفت‌انگيزترين جلوه‌هاي طبيعت زيباي سرزمين آذربايجان غربي است كه از ديرباز براي ساكنان منطقه مكاني شناخته شده بود و حتي در قسمتهايي از آن از دورانهاي قبل از ميلاد، انسانها سكونت داشته‌اند. اين غار در اثر پيگيريهاي اداره كل حفاظت محيط زيست آذربايجان غربي و بر اساس مصوبه شماره 169 شوراي عالي حفاظت محيط زيست به عنوان اثر طبيعي، ملي در فهرست مناطق چهارگونه تحت مديريت سازمان حفاظت زيست درآمده است.

نمايي از تابلوي ورودي غار سهولان

نمايي از قسمتهاي داخلي  غار سهولان

ـ موقعيت جغرافيايي :

غار سهولان در 46 درجه شرقي از نصف‌النهار گرينويچ و 36 درجه و 46 دقيقه عرض شمالي واقع شده است.

ـ راه دسترسي :

غار سهولان در 155 كيلومتري جنوب شرقي اروميه و 41 كيلومتري جنوب غربي شهر زيباي مهاباد و در جنوب درياچه اروميه، بر سر جاده برهان كه بطور ميانبر، مياندوآب را به شهر بوكان وصل مي‌كند بين دو روستاي عيسي‌كندي و سهولان قرار دارد و به لحاظ مجاورت با روستاي سهولان به اين نام معروف گشته است.

راه آن تا روستاي عيسي‌كندي به مسافت 37 كيلومتر از شهرستان مهاباد آسفالته و 4 كيلومتر در امتداد راه عيسي‌كندي به سهولان خاكي است. 

 

 ـ تشريح وضعيت كلي غار :

غار سهولان در دامنه رشته‌كوههايي به نام قوتور قرار دارد كه بلندترين نقطه آن در سطح درياهاي آزاد 2200 متر ارتفاع دارد، ارتفاع دهانه اصلي آن در حدود 1765 متر و ارتفاع دهانه ديگري كه در فاصله نه‌چندان دور از دهانه اصلي واقع شده در حدود 1795 متر، و ارتفاع سطح آب درياچه موجود در دل غار از سطح درياهاي آزاد 1750 متر است.

دهانه اصلي غار در اصطلاح محلي بنام كونه كوتر به معناي لانه كبوتر خوانده مي‌شود كه مركب از دو واژه كونه بمعناي روزن و كوتر به معناي كبوتر است و سبب آن انبوه كبوتراني است كه در مدخل غار و ابتداي درياچه لانه كرده‌اند.

محوطه ورودي اين مدخل در ارتفاع 7 متري از سطح جاده بصورت قطعه زمين هموار نعلي شكل و پوشيده از چمن است كه چندين درختچه نيز از دل صخره‌هاي غار بيرون زده است.

پس از طي حدود 30 متر سراشيبي تند و خطرناك به كف درياچه مي‌رسيم و با منظره استلاگميت‌ها و استلاگتيت‌هاي زيبا، كوتاه گل كلمي و پنجه‌اي روبرو مي‌شويم. دهانه ديگري كه به فاصله نه چندان دور از دهانه اصلي و در ارتفاع بالاتري قرار دارد مدخلي است تنگ و باريك و انباشته از سنگهاي فرو ريخته كه انسان بايد براي رسيدن به كف غار و درياچه، حدود 50 متر در دل كوه به سختي پايين برود. اين مدخل در اصطلاح محلي بنام كونه مالان بمعناي روزن منازل مشهور است وجود اين وجه تسميه حكايت از آن دارد كه بشر در دورانهاي مختلف در آن منزل كرده است، به استناد لايه‌هاي سفالي كه از منطقه دالان اصلي و تالار بزرگ و دهليز ورودي كونه مالان بدست آمده است اين غار در هزاره‌هاي دوم و اول قبل از ميلاد تا دوره پارتي و اسلامي و حتي زمانهايي از قرون وسطي مورد سكونت واقع شده است.وضعيت داخلي غار با گذر از محوطه غار به دهانه آن مي‌رسيم كه ارتفاع آن از بام غار در حدود 30 متر، عرض 12متر و ارتفاع آن 9متر مي‌باشد. با گذشتن از روي سنگهاي ريزش كرده به دهانه غار به ابتداي درياچه ميرسيم كه آبي صاف و زلال با عمق متفاوت دارد وسعت اين درياچه در حدود 50 * 30 مترمربع، ارتفاع گنبدي شكل اين بخش از سطح ايستايي آب حدود 30 متر ميانگين عمق آب در حدود 12 متر مي‌باشد. درياچه اول توسط يك دالان به عرض 2 متر، ارتفاع 8 متر، طول 40 متر، ميانگين 12 متري به درياچه ديگري منتهي مي‌شود كه داراي زيبايي خاصي است اين قسمت از درياچه اولي بزرگتر است و وسعتي معادل 42 * 58 مترمربع، ارتفاع گنبدي 50 متر (تقريبي) و ميانگين عمق متعادل 11 متر را دارا است. در ارتفاع اين درياچه علاوه بر يك خشكي، شبه جزيره‌اي كه به راحتي مي‌توان بر روي آن از قايق پياده شد همچنين گلوگاهها و ايوانهاي طبيعي وجود دارد كه انتهاي آنها به صورت تونلي در طرف راست درياچه وجود دارد كه قايق پلاستيكي چهار نفره به سختي از آن عبور مي‌كند چرا كه عرض آن در بعضي از جاها به 5/1 متر مي‌رسد. ميانگين عمق اين قسمت در حدود 15 متر است اين تونل در انتها به اندازه‌اي باريك مي‌شود كه فقط يك نفر با تيوب مي‌تواند از آن عبور كرده و در نهايت به بن بست برسد. به هر حال شناسايي كامل غار نياز به تحقيقات و كاوشهاي گسترده‌اي دارد.

 

نمايي از دالانهاي غاز سهولان

 

ـ زمين شناسي غار :

پوسته خارجي كوه (كوتر) كه غار درون آن قرار دارد از سنگهاي آذرين از نوع آندريت و بازالت پوشيده شده ولي لايه‌هاي زيرين متشكل از لايه‌هاي رسوبي از نوع مارن و ماسه سنگ است و به نظر مي‌رسد غار قبل از تشكيل در ارتفاع پايين‌تري از سطح فعلي و انباشته از آبهاي زيرزميني بوده است انحلال لايه‌هاي رسوبي سست بالاتر و سقوط آنها بر اثر فعاليتهاي زمين‌شناسي دوره كرتاسه (قريب70 ميليون سال قبل) موجب پديد آمدن غار فعلي شده كه آب بالا آمده از منافذ موجود در زيرزمين رسوخ پيدا كرده و از دل چشمه‌هاي دره پايين دست در سمت چپ جاده جاري مي‌شود و همين باعث ايستايي سطح آب درياچه شده است.

اين غار نخستين‌بار توسط ژاك دو مورگان فرانسوي مورد كاوش و بررسي قرار گرفته است. وي كه در روزهاي اول تا چهارم اكتبر سال1890 ميلادي يعني حدود 107 سال پيش از اين غار ديدن كرده است.
در خلال سالهاي جنگ جهاني دوم غار سهولان براي دومين بار توسط يك هيئت انگليسي نيز مورد تحقيق و مطالعه قرارگرفته ولي از يادداشتها و گزارشهاي گروه تا بحال مطلبي در دست نيست، در حال حاضر مجموعه غارآبي، خشكي سهولان به مساحت 2هكتار بر اساس مصوبه شماره 169شوراي عالي محيط زيست به عنوان اثر طبيعي ـ ملي شناخته شده است. اين غار به موجب بند الف ـ ماده3 قانون حفاظت و بهسازي محيط زيست، جزء مناطق تحت مديريت سازمان محيط زيست مي‌باشد.

نمايي از استقبال مردم جهت بازديد  

قسمتی از جاذبه های طبیعی شهرستان :

 

ردیف

نام جاذبه طبیعی

نام محلی

موقعیت جغرافیایی

1

غار طبیعی تاریخی آبی سهولان

کونه کوتر

کیلومتر 30 محور مهاباد ـ بوکان

2

3 چشمه

کانی شیخان(3 کانیان)

کیلومتر 3 شمال غربی شهر

3

دره شیوه توت

دولی شیوه توو

کیلومتر 7 محور مهاباد ـ پسوه

4

دره سماقها

دول سماقان

کیلومتر 8 محور مهاباد ـ پسوه

5

جزیره گردشگری

ـــــــــــ

کیلومتر 10 محور مهاباد ـ سردشت

6

دره سیاقول

دولی سیاقولی

کیلومتر 15 جنوبغربی شهر

7

دره آفان

دولی آفانی

کیلومتر 20 جنوبغربی شهر

8

بلندی های میدان

سه ری میدانی

کیلومتر 15 محور مهاباد ـ پسوه

9

حاشیه های دریاچه سد مهاباد

قه راغ سه ددی

کیلومتر 1محورهای جنوبی شهر

10

حاشیه های دریاچه سد انحرافی

ـــــــــــ

کیلومتر 2 محور مهاباد ـ ارومیه

11

تالاب بین المللی قوپی باباعلی

تالاوی قوپی بابا لی

کیلومتر 17 محور مهاباد ـ میاندوآب

12

تالاب کانی برازان

تالاوی کانی به رازان

کیلومتر 15 شمال شهر

13

زیستگاه جنگلی منطقه کاولان و کوران

ـــــــــــ

کیلومتر 35 محور مهاباد ـ سردشت

 

ردیف

شرح

مقدار

1

مساحت حوضه آبریز سد مهاباد در محل فعلی سد

842 کیلومتر مربع

2

دبی متوسط آب رودخانه مهاباد

10.54 مترمکعب در ثانیه

3

جریان متوسط آب سالیانه رودخانه مهاباد

120 میلیون مترمکعب درسال

4

بالاترین ارتفاع حوضه آبریز تا محل سد

2850 ــــــــ1330 متر

5

طول سد در تاج

700 متر

6

عرض سد در تاج

8 متر

7

ارتفاع سد از بستر رودخانه

46.5 متر

8

حجم کلی سد

200 میلیون مترمکعب

9

حجم مفید مخزن

160 میلیون متر مکعب

10

مساحت دریاچه

11 کیلومتر مربع

11

طول دریاچه

12 کیلومتر

12

عرض متوسط دریاچه

650 متر

 منبع- سایت فرمانداری مهاباد

مقبره شمس برهان :

رقد شمس برهان در روستاي خانقاه و در منطقه سردسير قرار دارد كه اصولاً نواحي كردستان به لحاظ كوههاي مرتفع داراي آب و هوايي معتدل در تابستان و بسيار سرد در زمستان است . اين مرقد در 35 كيلومتري جاده مهاباد به بوكان در سمت راست جاده مذكور در يك راه فرعي بطول تقريبي 7 كيلومتر قرار دارد . بنا به اظهار روحاني روستا كه متولي مرقد و نوه شمس برهان است و نيز شيوه هاي معمول در صفه سازي و ساختمان سازي و بكارگيري تزئينات دو طرف ايوان قدمت بنا بيشتر از 100 سال به نظر مي رسد ، ولي تعيين قدمت و تاريخچه دقيق آن در اثر مطالعات بيشتر ، ميسر مي باشد . ساختمان بنا بصورت چهارگوش بوده و مصالح بكار رفته در آن عبارتند از سنگ هاي آهكي تراشيده شده و تيرهاي قطور چوبي كه داراي سقفي مسطح است . تهويه دروني و نور داخل مقبره بواسطه پنجره هايي كه در شمال و جنوب آن تعبيه شده انجام مي‌پذيرد ، لبه بام از چهارضلع با چوب بصورت كنسول ساخته شده و در داخل ايوان دو طاقچه بصورت گچبري مشاهده مي شود ، جبهه دروني با اندود گچ ساده و جبهه خارجي بوسيله سنگهاي تراشدار تزئين داده شده است . اين مكان مذهبي محل اجتماع مريدان و سالكان طريقت نقش بندي است .

نماي بيروني مقبرة شمس برهان

نماي بيروني مقبرة شمس برهان

مقبره بداق سلطان :

مقبره بداق سلطان در جنوب غربي شهر مهاباد و داخل قبرستان عمومي شهر قرار گرفته است ، چون شهر مهاباد كلاً درميان دره اي كه رشته كوههايي آن را احاطه كرده و رودخانه اي بنام رودخانه مهاباد كه از وسط شهر مي گذرد قرار گرفته است ، لذا قبرستان مذكور كه آرامگاه بداق سلطان نيز در داخل آن قرار دارد در محلي مرتفع تر از شهر قرار گرفته است ، گويا در زمان خودش اينمحدوده بصورت خاص به قبور بزرگان اختصاص داشته و وجود چند سنگ قبر اين نظريه را تاييد مي نمايد . مقبره بداق سلطان در ميان قبور اهالي شهر محصور گرديده و داراي گنبد ساده و كم حجمي مي باشد كه آنرا از ساير قبرها متمايز مي نمايد . اين مقبره متعلق به يكي از سرداران شاه عباس صفوي مي باشد كه در مدت حكومت خود مهاباد ( ساوجبلاغ ) را به عنوان مقر حكمراني خود انتخاب كرده و در عمران و آباداني اين منطقه كوشش بسيار نموده است كه از جمله كارهاي او بستن سه بند بر روي رودخانه ساوجبلاغ و قنات داخل شهر و احداث كاروانسرا و حمام و مهم تر از همه ساختمان مسجد جامع مهاباد كه بنام مسجد سور ( سرخ ) معروف است . مي باشد كه متاسفانه غير از مسجد جامع ( سرخ ) بقيه آثار از بين رفته اند . مقبره بداق سلطان كه بنايي ساده و كوچك مي باشد و بصورت منفرد داخل قبرستان عمومي شهر قرار گرفته داراي پلاني مستطيل با تورفتگي و بيرون آمدگي‌هايي مي باشد و متشكل از دو بخش يكي ورودي و ديگري اطاق اصلي مقبره     مي باشد كه بر روي هر كدام از اين دو قسمت گنبدي ساده احداث نموده اند . ساختمان مقبره كه بر روي صفحه سنگي قرار گرفته فاقد  پي بندي اساسي و تماماً از آجر ساخته شده و بيشتر قسمتهاي آن به علت گذشت زمان و عدم مراجعت كافي ريزش نموده كه تعميراتي هم در آن بصورت موضعي به عمل آمده است . اين بنا اخيراً به همت ميراث فرهنگي استان تعمير و بازسازي شده است كه بازديد از آن را خالي از لطف نمي كند .

نماي بيروني مقبرة بداق سلطان

سنگ نبشته برده روخاو :

در فاصله 35 كيلومتري شهر مهاباد و در غرب روستاي تالاو و جنوب شرق روستاي دليكداش و دقيقاً در جنوب قريه شيرين آوه در كنار كانال آبياري دشت حاجي حسن مجموعه سنگ هايي ديده مي شود كه اصطلاحاً به زبان كردي « برده روخاو » نامگذاري شده است و آن متشكل از سنگهايي است كه در اثر حادثه اي ( احتمالاً زلزله ) فروپاشي نموده و به حالت فعلي در آمده اند و به همين جهت به برده روخا و يا سنگ هاي ريخته شده شهرت يافته است . كلمه دليكداش تركي هم به همين مناسبت بر روستاي فوق اطلاق گرديده است . آب فراوان در اين منطقه مي توانست منبع حياتي خوبي را در گذشته جهت شكوفايي تمدن هاي پيشرفته بوجود آورده باشد . مجموعه برده روخاو در ميان خود يك سنگ بسيار بزرگ را جاي داده كه بر قسمت صاف شمالي آن كتيبه اي با ابعاد 30 * 50 سانتي متر و به عمق 3 سانتيمتر كنده شده و خطوطي بر آن منقوش است اين كتيبه تقريباً در 45 درجه و 52 دقيقه شرقي از نصف النهار گرينويچ و 36 درجه و 57 دقيقه عرض شمالي قرار دارد. خطوط حك شده بر سنگ زياد خوانا نيست . اما اين خطوط تقريباً به خطوط آرامي ( متن آويستايي ) اندك شباهتي دارد ، يكي دو كلمه هم با خطوط كوفي مشابهت دارد ، اما در مورد هيچ كدام نمي توان اظهار نظر قطعي نمود . ولي به نظر مي رسد اگر از خطوط كشف رمز گردد ، احتمالاً متعلق به دوره ساساني و خطي مشابهت با كتابت آويستايي مي باشد . چرا كه در دوران حكومت ساسانيان اين منطقه از اهميت ويژه اي برخوردار بوده است و مخصوصاً در اواخر اين حكومت ، منطقه دستخوش مبارزات ميان روميان هراكليوسي و ايرانيان كسرايي بوده است . مي توان اظهار نظر نمود كه اين كتيبه نيز كه بيشتر از چند خط نيست يادگار دوران ساساني  باشد . مزيد بر اين علل شيوه سنگ تراشي در كتيبه مذكور با شيوه سنگتراشي دوره ساساني در نقش رستم و طاق بستان تقريباً  يكساني دارد .

خره هنجيران :

اين سنگ نوشته در 28 كيلومتري جنوب شهر مهاباد در كناره چپ جاده مهاباد ـ سردشت و تقريباً در ارتفاع 1330 متري از سطح دريا قرار گرفته است واژه كردي خره به معني « دره كوچك » و هنجير همان « انجير » است كه نشان مي دهد در گذشته درختان انجيري در أين منطقه وجود داشته است و به مرور به علت كثرت دامداري منطقه و وجود احشام فراوان به تدريج درختان مذكور از بين رفته است . در بين مجموعه سنگ هاي خره هنجيران كه از بقاياي دوران سوم زمين شناسي است ، بزرگترين سنگ كه حكاكي در آن صورت گرفته در قلب أين مجموعه قرار گرفته و سنگ هاي ديگر در قسمت فوقاني آن قرار دارند . يكي ديگر از سنگ ها در فاصله 50 متري سنگ بزرگ در قسمت شرقي قرار دارد . حكاكي موجود در سنگ بزرگ نشان مي دهد كه مربوط به هزاره سوم قبل از ميلاد است يعني قدمتي حدود 4000 ( چهارهزارسال ) دارد و دليل آن هم يكي دو مورد از حكاكي ها نشان دهنده شخصي سوار بر حيواني است كه قاعدتاً بايد اسب باشد و چون هنر اسب سواري ويژه ايرانيان يا آريايي هاي مهاجر است كه به ديگر اقوام سرايت نموده است تاريخ قيد شده راتاييد مي‌كند .شواهد ديگري حاكيست كه سنگ ها در دوراني حكاكي شده اند كه انسانها بر فراز كوهها و ارتفاعات در ميان جنگلهاي نيمه انبوه زندگي مي كرده اند كه هنوز آب دره ها فروكش نكرده و دشت ها بصورت فعلي در بسياري از مناطق يا حداقل در اين منطقه پديدار نشده اند كه اصطلاحاً اين دوره را « دوره غارنشيني و جمع آوري غذا » مي نامند .

 

[ هجدهم مرداد 1389 ] [ 0:27 ] [ اطلس ایران وجهان ]


منبع خبر :




[ هفدهم مرداد 1389 ] [ 23:58 ] [ اطلس ایران وجهان ]

منابع آب شهرستان سلماس :

آبهاي سطحي :

ـ رودخانه ها :

رودخانه زولاچاي كه در شهرستان سلماس جاري است و به درياچه اروميه مي‌ريزد منابع آلوده‌كننده آن منشاء شهري صنعتي و كشاورزي دارد ولي عمدتاً آلودگي زيست محيطي اين رودخانه در نتيجه خاكهاي حوزه آبخيز و در نتيجه پسابهاي شهري و روستايي و صنعتي ايجاد مي‌شود و موجب بهم‌خوردن تعادل اكولوژيك اين شريان آبي مي‌گردند.

 

آبهاي زيرزميني :

فاضلاب شهر سلماس اكثراً بصورت چاه جاذب و انتقالي صورت مي‌گيرد كه اين فاضلابها به لايه‌هاي زيرين نفوذ و با آبهاي زيرزميني آميخته شده و توسط چاه‌ها و قنوات و چشمه مجدداً همراه آبهاي زيرزمين مورد استفاده قرار مي‌گيرد و اختلالاتي از نظر  زيست محيطي بوجود مي‌آورد.

 

آبهاي راكد :

ـ درياچه ها :

قسمت شمال غربي درياچه اروميه در محدوده شهرستان سلماس واقع گرديده و در اين زمينه در بخش شهرستان اروميه توضيح كافي داده شده است.

 

ـ سدها :

در سطح شهرستان سلماس مطالعات احداث سد بر روي رودخانه زولاچاي اتمام و در دست اقدام مي‌باشد، ولي يك سد انحرافي درغرب تازه‌شهر بر روي اين رودخانه ساخته شده كه اين امر جهت ذخيره آب به مقدار محدود در مراتع كم‌آب و انحراف آب كانالهاي احداثي در دو سوي پايين دست اين سد مي‌باشد. تأثيرات منفي اين اقدام بر زيستمندان قابل توجه است، خصوصاً با هدايت آبزيان به كانالها و نهايتاً به مزارع، موجبات مرگ زودهنگام آنها فراهم مي‌شود از اثرات منفي آن تأثير درجانداران پايين‌دست و هدايت آبزيان به كانالها و مزارع كه بالاخره موجب مرگ آنها را فراهم مي‌آورد.

بعلاوه يك آبگير دست‌ساز بر روي نهرهاي منتهي به رودخانه زولاچاي در جنوب غربي تازه‌شهر احداث گرديده و با توجه به‌اينكه بدون مطالعه صورت گرفته به ظاهر در تأمين آب كشاورزي در زمان‌هاي كم آبي مؤثر بوده ولي بعلت نشت آب از ديواره‌هاي خاكي موجب غرق آب‌شدن زمين‌هاي مجاور پايين دست گرديده است، نظر به اينكه آثار منفي در عرصه‌هاي طبيعي بزودي بروز ننموده و مشاهده نمي‌شود آثار زيانبار زيست محيطي آن مشهود نمي‌باشد.

سد انحرافي زولا چاي در غرب تازه شهر

 

ـ تالابها :

در زمينه تالابهاي شهرستان سلماس فوقاً اشاره شد اهميت تالابهاي سلماس از نظر پذيرش پرندگان مهاجر از اهميت فوق‌العاده‌اي برخوردار بوده، به اضافه در افزايش آبهاي زيرزميني منطقه نقش بسزايي دارند. ولي متأسفانه در چندين سال اخير عوامل متعددي موجبات تخريب آنها را فراهم آورده تا جائي كه تالاب چيچك خشكيده است ولي تالاب آق‌گل به لحاظ قرارگرفتن در اراضي ساحلي درياچه اروميه موقعيت طبيعي خود را تا حدودي حفظ كرده است.

 

پوشش گياهي شهرستان سلماس :

ـ جنگلها :

آثار و بقايايي از جنگل‌هاي قديمي در شهرستان سلماس وجود دارد كه در اثر بهره برداري بي‌رويه و نادرست به لحاظ آزو نياز موجب از بين رفتن اين جنگلها شده و روز به‌روز تشديد مي‌گردد. اين  جنگلها محل زيست انواع حيات‌وحش بوده كه تخريب آنها ساختار اكولوژيكي زيستگاهها را بهم زده است.

 

ـ مراتع :

بطوريكه قبلاً ذكر شد پوشش گياهي غالب در شهرستان سلماس پوشش مرتعي است، در شهرستان سلماس در طول سال 507500 واحد دامي از مراتع تغذيه مي‌نمايند، اين در حالي است كه مراتع مذكور تنها جوابگوي 73349 واحد دامي در طول يك دوره چرايي سه ماهه مي‌باشد، واحد دامي مازاد بر ظرفيت بر روي مراتع شهرستان فشار فزاينده‌اي وارد آورده و اكثر مراتع اعم از ييلاقي و يا قشلاقي در   شرف نابودي كامل قرار گرفته است. فزون بر آن تخريب مراتع و تبديل به زمينهاي زراعي نيز عوامل زيست محيطي را تحت‌الاشعاع قرار داده است.

 

ـ بررسي عوامل آسيب و تخريب جنگل ها :

در شهرستان سلماس نيز بهره‌برداري از منابع جنگل توليد چوب و سوخت اهالي و تعليف دام منطقه و تعدادي تهيه فرآورده هاي فرعي جنگل و نهايتاً فقر فرهنگي و اقتصادي به لحاظ آزونياز موجب تخريب جنگلها در اين ناحيه شده است.

 ـ بررسي عوامل و تخريب در مراتع :

بررسي شناسايي عوامل مؤثر در تخريب مراتع آشنايي با هر يك از عوامل در تخريب مراتع ضروري بنظرمي‌رسد اصلي‌ترين عوامل مؤثر در تخريب اين منابع خدادادي و درجه‌بندي آنها بر اساس اهميت موضوع بشرح زير مي‌باشد.

ـ اصلي‌ترين عامل تخريب مراتع را بايستي فقر فرهنگي و اقتصادي جامعه بهره بردار دانست.

ـ عوامل اقليمي يعني شرايط آب‌وهوايي اكوسيستم منطقه را شكننده و حساس در مقابل عوامل تخريب قرار داده است.

ـ عوامل خاكي

ـ عوامل توپوگرافي

غير از عوامل فوق كه در تخريب مراتع موثر هستند فاكتورهاي زير كه در تخريب مراتع مؤثرند ذيلاً درج مي‌گردد.

شخم مراتع و تبديل به زمين‌هاي زراعتي، لگدكوبي، چراي مفرط و زودرس و مسائل حقوقي و قانوني مؤثر در تخريب مراتع هستند

 

گونه هاي گياهي در حال انقراض در شهرستان سلماس :

در شهرستان سلماس همانند اكثر شهرستانهاي استان ذخاير جنگلي و گونه‌هاي باقيمانده از تيپ جنگلهاي زاگرس در حال انقراض هستند كه مي‌توان به سرو كوهي، ارجنگ، انواع بادام‌كوهي، انواع زالزالك و انواع گياهان خوشخوراك مناطق ييلاقي بالاتر از ارتفاع 1800 متري اشاه نمود.

 

ـ گونه هاي گياهي كمياب در شهرستان سلماس :

در اين شهرستان از گياهان‌درختي و درختچه‌هاي كمياب، پسته‌وحشي، انواع بادام كوهي، زرشك و انواع گلابي‌وحشي و زالزالك را مي‌توان اشاره كرد و از ساير گياهان انواع گون بخصوص گون كتيرا كه در اثر بهره‌برداري غلط و سود‌جويانه در گذشته از بين‌رفته  است.

 

 

حيات وحش شهرستان سلماس :

ـ پستانداران :

شهرستان سلماس به لحاظ داشتن شرايط زيستگاهي مناسب درگذشته نه چندان دور محل زيست انواع پستانداران بوده است ولي بعلت ناامن بودن و درگيري‌هاي قومي در اوايل انقلاب بشدت آسيب ديده و اكنون به لحاظ شرايط طبيعي قوچ و ميش‌ها در منطقه غرب سلماس در زيستگاههاي دريك و دشوان ديده مي‌شوند ولي كل و بز ديده نمي‌شود. خرس قهوه‌اي و گرگ و اردك، سمور و گربه‌وحشي ، سياه گوش، روباه، شغال، خرگوش در منطقه وجود دارند. انواع جوندگان نيز به فراواني در منطقه مشاهده مي‌گردد.

 

ـ پرندگان :

اين شهرستان بدليل قرار گرفتن در كنار پارك ملي درياچه اروميه و تالاب‌ها و منابع آبي داراي جمعيت انبوهي از پرندگان آبزي وكنار آبزي و لاشخورها، پرندگان شكاري و كبك‌ها و سبكبالان است. فلامينگوها به صورت كلني در سواحل درياچه مشاهده مي‌شوند اردك‌ها، كشيم‌ها، چنگرهاو حواصيل‌ها نيز در تالاب‌هاي چيچك و آق زيارت در زمان پر آبي و آرتزين و كنگرلو و قره قشلاق مصب رودخانه زولا زيست مي‌نمايند.

در زمان پرآبي تالاب آق گل انواع پرندگان بصورت كلني ديده مي‌شوند 

 

ـ آبزيان :

در منابع آبي شهرستان سلماس موجودات آبزي متنوع زيست مي‌نمايند، آرتمياي درياچه اروميه و انواع موجودات كف‌زي در رودخانه زولا از آبزيان منطقه هستند، در خصوص آرتميا در بخش شهرستان اروميه مطالب ارائه شده است و از آبزيان قابل ذكر ماهيان هستندكه بعلت فصلي بودن رودخانه زولاچاي و استفاده از آب آن جهت مصارف كشاورزي در حومه سلماس و روستاهاي مسير، آب آن در فصول گرم خشك شده و آبزيان آن دچار مشكل شده و از ماهيان شناسايي شده ماهي سياه كولي، سياه ماهي و انواع سس ماهي و زردك ماهي هستند.

 

ـ خزندگان و دوزيستان :

دوزيستان شهرستان سلماس در زيستگاههاي آبي و خشكي زيست مي‌كنند. آنها نيز مانند ساير جانوران جايگاه خاص خود را در اكوسيستم زنجيره غذايي دارا مي‌باشند. به عنوان طعمه و غذاي جانوران چون مارها هستند. خود نيز با تغذيه از حشرات، در كنترل آنها نقش دارند. خزندگان نقش مهمي را در زنجيره غذايي بعهده دارند. طعمه گوشتخواراني نظير پرندگان شكاري، راسو و غيره هستند و از طرفي خود با تغذيه حشرات، نرم‌تنان، پستانداران كوچك در كنترل جمعيت آنها دخيل بوده و از اين طريق خدمت مهمي به كشاورزي مي‌نمايند. گاهي خزندگان از جمله مارهاي سمي با گزش انسان و دام‌ها خساراتي به آنها وارد كرده و بعضاً موجب مرگ آنها نيز مي‌شود. از خزندگان و دوزيستان شناسايي شده مار افعي (گرزه مار)، مار جعفري، مار افعي زنجاني، مار افعي تكابي، مار آبي، مار كوتوله، كورمار، يله مار، انواع مارمولك ها، وزغ سبز معمولي، انواع قورباغه، لاك پشت‌ها هستند.

 

ـ بررسي عوامل انقراض گونه هاي جانوري شهرستان سلماس :

از عوامل انقراض گونه‌هاي جانوري در شهرستان سلماس تخريب منابع طبيعي در اكثر مناطق و محدود شدن زيستگاههاي حيات‌وحش، نابودي حيات‌وحش از طريق شكار بي‌رويه و قتل وعام در بدو انقلاب و افزايش اسلحه‌هاي مدرن و عدم ملاحظات زيست‌محيطي در توسعه شهري و صنعت از عوامل مؤثر در نابودي جانوران و در معرض انقراض قرار گرفتن آنها شده است.

 

ـ معرفي گونه هاي در حال انقراض در شهرستان سلماس :

قوچ و ميش ارمني، كل و بز، پلنگ، سياه گوش، گربه وحشي، خرس قهوه‌اي، گراز (خوك وحشي)، آنقوت و پليكان، كبك دري ، انواع پرندگان شكاري از گونه‌هاي در حال انقراض در اين شهرستان بشمار مي‌روند.

 

ـ معرفي گونه هاي جانوري خاص منطقه :

در شهرستان سلماس گونه خاصي كه در اين منطقه زيست نموده و ساير مناطق ديده نشود وجود ندارد. چرا كه وجود زيستگاههاي مشترك با ساير شهرستانها در آنها نيز زيست مي‌نمايد. بطور مثال نسل قوچ و ميش ارمني در اكثر نقاط استان بشدت كاهش يافته وچندين سال است كه ديده نمي‌شود ولي در اين شهرستان بقاياي قوچ و ميش هنوز به حيات خود ادامه مي‌دهد.

 

شكارگاهها :

ـ معرفي گونه هاي گياهي موجود در شكارگاهها در شهرستان سلماس :

پوشش گياهي منطقه پوشش استپي بوده و گون‌ها عناصر تشكيل دهنده ساختار گياهي آن هستند ولي گونه‌هاي فورب و گرامل  متعددي و ... آن را همراهي مي‌كنند.

فهرست گونه‌هاي گياهي به اختصار ذيلاً ارائه مي‌گردد.

انواع گون‌ها، انواع كلاه ميرحسن، گزنه سفيد، كنگر، گل خروسك، گل گندم، انواع قدومه، گاو زبان، ميخك، مارچوبه، ترتيزك، كاكوتي، ريواس، علف مار، زبان درقفا، گل خرگوشك، انواع گلاريول، زنبق، پونه، بومادران، شوكران، چشم گربه‌اي، خاكشير تلخ، آلاله، لاله، يونجه وحشي، جو و ... واز درختچه‌ها و درختان ارس، بادام كوهي، نسترن وحشي، زالزالك، پسته وحشي، گلابي وحشي.

 

ـ معرفي گونه هاي جانوري موجود در شكارگاههاي شهرستان سلماس :

ـ پستانداران :

قوچ و ميش ارمني، خرس قهوه‌اي شغال، روباه، سمور، اردك، راسو، انواع جوندگان، خرگوش، سياه گوش، گرگ وحشي را مي‌توان نام برد.

 

ـ پرندگان :

كبك دري، كبك چيل، تيهو، انواع پرندگان شكاري، لاشخورها، انواع اردك‌ها، اردك‌هاي غازنما (تنجه بادكوبه‌اي، آنقوت)، انواع غازها، چاق لق، كبوتر كوهي، فاخته، قمري، انواع كلاغ‌ها،پري شاهرخ، هدهد و انواع گنجشك سانان.

   مناطق مجاز و مناطق شكار و صيد در شهرستان سلماس :

در شهرستان سلماس به جز محدوده و حريم پارك ملي درياچه اروميه كليه مناطق با رعايت مقررات شكار و صيد براي شكار مجازمي‌باشد.

 ـ گونه هاي آزاد براي شكار و صيد :

انواع سمور، شغال، روباه، خرگوش، اردك، تشي، كبك، تيهو، بلدرچين، كوكر، باقرقره، كشيم‌ها، غاز پاخاكستري، اردك‌هاي غيرحمايت‌شده، بالاخره كليه پستانداران، پرندگان، آبزيان، دوزيستان و خزندگان غير حمايت شده كه در رابطه در بخش استاني مطالب ارائه گرديده است.

 ـ تاريخ و ساعات مجاز شكار و صيد :

تاريخ و ساعات مجاز شكار و صيد در كل مناطق استان بلكه در سطح كشور به جز بعضي استثناء‌ها يكي مي‌باشد. مطالب در بخش استاني ارائه گرديده است.

 

ـ امكانات شكارگاهها :

ـ ساختماني :

در شكارگاههاي سلماس امكانات ساختماني براي شكارچيان منظور شده است.

 ـ پرسنلي :

اداره حفاظت محيط‌زيست سلماس با پرسنل مربوطه نيست به حفاظت مناطق در چهارچوب قوانين و مقررات اقدام و كنترل و جلوگيري  از تخلفات شكار و صيد و بهسازي محيط زيست و ... نيز از وظايف آنان مي‌باشد.

 

ـ عوامل تهديد كننده گونه هاي گياهي و جانوري :

از مهمترين عوامل تهديدكننده گونه‌هاي گياهي و جانوري در اين شهرستان فعاليت‌هاي مخرب انساني است. با رشد جمعيت انساني و بهره‌برداري بي‌رويه از منابع طبيعي شاهد تخريب زيستگاهها هستيم. سير قهقرايي پوشش گياهي و تبديل اراضي مرتعي به زمين‌هاي زراعي باعث تخريب زيستگاهها و همچنين تعداد اسلحه‌هاي شكاري نابودي حيات‌وحش را بدنبال دارد.

 آلاينده ها :

­ـ منابع انساني آلاينده و تخريب محيط زيست در شهرستان سلماس :

ـ فاضلابها :

چشمگيرترين نوع آلاينده‌ها در شهرستان سلماس فاضلاب‌هاي شهري و صنعتي و كشاورزي است كه از طريق كانالها و چاههاي جاذب به آبهاي زيرزميني و رودخانه زولا تخليه شده و نهايتاً به درياچه اروميه منتهي مي‌گردد. قسمتي از فاضلاب شهر از طريق لوله‌گذاري به خارج از شهر منتقل شده است ولي با روشهاي نوين تصفيه نمي‌گردد. بطوركلي فاضلاب آب مصرف شده و زايدي است كه در هر قسمت و در هر شهر داراي تركيبات و پايداري متغيري بوده و در واقع اثر و نشانه‌اي از طرز زندگي و مواد غذايي   مردماني است كه در آن منطقه زندگي مي‌كنند. فاضلاب شهري معمولاً از حمام و زايدات و پساب آشپزخانه تشكيل مي‌شود و داراي موادآلي فراوان مثل هيدروكربورها، پاك‌كننده‌ها، چربي و روغن خصوصاً باكتريها، قارچها، جانوران تك‌سلولي و اجسام زنده هستند و بهترين و مناسب‌ترين محل و جايگاه براي رشد ميكروارگانيزم‌ها مي‌باشند چون فاضلاب‌هاي شهري داراي اجسام مولد سم كمتر و يا ناچيزي هستند و از موادمعدني بيشتري برخوردارند، مي‌توانند براي آبياري گياهان مفيد واقع شوند. اما اگر حتي قسمتي از فاضلابهاي صنعتي با فاضلابهاي شهري ادغام شوند به نسبت ميزان آلودگي و نوع صنعت، عناصر و مواد سمي گوناگون وارد فاضلابهاي شهري شده و براي استفاده در امر كشاورزان از كيفيت آنها كاسته مي‌شود. بالاخره در شهرستان سلماس فاضلابها موجب آلودگي آبهاي سطحي و زيرزميني شده و در كيفيت آب و سلامت آبزيان و نهايتاً انسان تاثير مي‌گذارد.

 

ـ زباله ها :

افزايش جمعيت، توسعه صنايع، پيشرفت‌هاي جديد فناوري، توسعه شهرنشيني و تغييرات ايجاد شده در الگوهاي مصرفي از جمله مسائلي هستند كه بحرانهاي عظيمي را بخصوص در رابطه با جمع‌آوري و دفع زباله‌ها به‌وجودآورده است. زباله‌ها در شهرستان سلماس بصورت غيربهداشتي و غيراستاندارد جمع‌آوري مي‌شود و بدون هيچگونه اقدام در جهت دفن بهداشتي زباله به‌عنوان يكي ازگزينه‌هاي مقبول و منطقي شمال شرقي شهر بصورت روباز تخليه مي‌گردد و مديريت دفع زباله با مشكلات عمده‌اي مواجه بوده و نهايتاً تاثيرات منفي در مسائل زيست محيطي منطقه دارد.

 

ـ منابع طبيعي آلاينده و تخريب محيط زيست و شهرستان سلماس :

ـ سيل :

بارش باران بصورت رگبار، بارندگيهاي شديد و طولاني مدت و ذوب شدن سريع برفها در اثر گرماي ناگهاني و زودرس باعث افزايش آب رودخانه شده و از مسير رودخانه خارج و جريان مي‌يابد و هر چه را كه در سر راه دارد با خود مي‌برد و موجب از بين‌رفتن موجودات آبزي نيز مي‌گردد. چرا كه وقتي سيل جاري مي‌شود گل‌ولاي آن همه چيز را مدفون مي‌كند و هر چه سر راه دارد ويران مي‌كند. بعلت تخريب پوشش گياهي احتمال وقوع سيل بيشتر است و هميشه سيل بعنوان بلاي طبيعي مطرح نيست بلكه موجب بهبود زندگي انسانها مي‌شود. براي مثال جلگه سلماس در اثر آبرفت رودخانه زولاچاي بوجود آمده است.

 

ـ زلزله :

شهرستان سلماس در منطقه زلزله‌خيزي قرار داشته و گاه‌بيگاه زلزله‌هايي اين منطقه را تكان مي‌دهد. شديدترين زلزله‌اي كه شهرستان سلماس را لرزاند در سال 1309 با قدرت 7 درجه در مقياس ريشتر بود كه باعث خسارات شديد گرديد بطوريكه شهرستان سلماس با خاك يكسان شد.

 

ـ آتش سوزي :

آتش‌سوزي در اذهان عمومي خوشايند نبوده و در اثر بي‌احتياطي خسارات زيادي به همراه دارد ولي اكولوژيست‌ها معتقدند آتش‌سوزي رل بسيار مهمي در اكوسيستم بازي مي‌كند. اگر آتش‌سوزي تمام گياهان اعم از كوچك و بزرگ را نابود كند، سالها طول مي‌كشد تا آن نواحي از نظر انسان دوباره بارور گردد ولي اگر آتش‌سوزي سطحي باشد همه گياهان سطحي مي‌سوزند و آنهائيكه  مقاومت بيشتري در مقابل گرماي آتش دارند امكان بيشتري براي رشد كردن پيدا مي‌كنند.

 

ـ رانش زمين :

سلماس در زمينهاي پست استقرار يافته است ولي اكثر روستاهاي غرب شهرستان در مناطق كوهستاني واقع شده‌اند. دخالتهاي انساني در تخريب مراتع، احداث جاده‌هاي روستايي و عشايري متعدد و استفاده از مواد دامنه‌اي به عنوان مصالح ساختماني، ريزشويي دامنه‌ها بوسيله آبهاي جاري سطحي و نهرها و بارش‌هاي سنگين بهاري، دامنه‌ها را مستعد رانش زمين ساخته و در منطقه دريك و دشوان آثارآن قابل رويت است.

 

ـ  هتل ها و مسافرخانه ها و بيمارستانها و آلودگي زيست محيطي ناشي از آنها :

ـ آلودگي ناشي از فاضلاب :

در شهرستان سلماس محل‌هاي اقامتي و پذيرايي از مسافران و بيمارستاني در راستاي رشد فزاينده جمعيت و توسعه روزافزون مناطق شهري افزايش يافته است و اثرات جانبي مبني بر ايجاد آلودگي را در منطقه همراه داشته است و بيشترين مشكل، فاضلاب اين مراكز است. فاضلاب شهرها عموماً به چاههاي جاذب هدايت مي‌شوند و يا توسط كانالهاي زيرزميني دفع شده و در نهايت به همراه ساير فاضلابهاي شهري و صنعتي به رودخانه زولاچاي تخليه شده و به درياچه اروميه مي‌ريزد. بعلت بالابودن آبهاي تحت‌الارضي چاههاي جاذب موجب آلودگي شديد آبهاي تحت‌الارضي مي‌شود و هدايت فاضلابها از طريق كانالها آلودگي شديد منطقه و آبهاي سطحي را سبب گرديده است و مشكلات زيست محيطي عمده‌اي را فراهم آورده است.

 

ـ آلودگي ناشي از زباله :

نحوه جمع‌آوري و دفع بهداشتي در شهرستان سلماس همانند ساير شهرستانها با مشكلات عديده زيست‌محيطي مواجه است زباله‌هاي خانگي و اقامتي به همراه زباله‌هاي عفوني و بيمارستاني كه در مراكز درماني و بهداشتي و بيمارستاني توليد مي‌شود و يكي از مهمترين منابع انتشار آلودگي و ايجاد بيماري در محيط بشمار مي‌رود با كاميونهاي روباز به محلهاي تخليه انتقال‌يافته و بصورت روباز در كنار انتهاي كمربندي سلماس ـ خوي تلنبار مي‌گردد. با توجه به اينكه زباله‌ها بايستي به گونه‌اي از ميان برداشته شود كه سلامت عموم در خطر قرار نگيرد بايد بر اثر آن :

ـ سلامتي و رفاه انسان تهديد نگردد.

ـ جانوران مفيد، پرندگان، دنياي وحش و ماهي‌ها آسيب نبينند.

ـ منابع آبي، خاك و گياهان مفيد تحت تأثير قرار نگيرند.

ـ صدمات زيست محيطي پيوسته آلودگي هوا ايجاد نگردد.

ـ چشم اندازهاي طبيعي و بهداشت شهرها حفظ شود.

ـ امنيت و نظم عمومي به مخاطره نيفتاده و صدمه نبيند.

متأسفانه هيچكدام ازاين مسائل در شهرستان

[ هفدهم مرداد 1389 ] [ 23:52 ] [ اطلس ایران وجهان ]

ويژگيهاي جغرافياي ، تاريخي شهرستان سلماس :

بنا به شواهد تاريخي و جغرافيايي در ايجاد هسته اوليه شهر سلماس انگيزه خاصي به نظر نمي‌رسد. در طي اعصار، وسيله زلزله دستخوش تغيير محل دگرگوني شده است. ولي آنچه مسلم است بافت اوليه در گذشته يكي از روستاهاي مستعد بوده و مركزيت ارتباطي برتري داشته است. بارها در اين شهر زلزله روي داده و ساكنان ديلمقان در محل فعلي شهر اسكان داشتند. از حفاريهاي به دست آمده از تپه پتان، قدمت سلماس به زمان مادها مي‌رسد. در زمان هخامنشيان جزو آخرين قسمت ارمنستان بود و آن را زاروند مي‌گفتند. در دوره اشكانيان يكي از ايالتهاي حايل بين ايران و روم بود و پس از شكست آخرين شاه اشكاني ضميمه متصرفات ساسانيان مي‌شود. يادگاري از اين سلسله در كوه پير چاوش بر سر راه اروميه و سلماس (نزديك روستاي خان تختي) باقي مانده است. بدين صورت، روي تخته سنگي دو نفر بر اسب وجود دارد. يكي خود اردشير و ديگري پسرش شاهپور است و در جلو هر يك پياده‌اي  ايستاده مشاهده مي‌شود. شواهد تاريخي مي‌رساند كه اين منطقه مدتي ارمني نشيني بوده است. وجود كليساها و گورستان‌هاي متروكه مسيحي و سكونت فعلي ارامنه در بعضي از روستاها و استعمال كلمه (زارواند) كه يكي از واژه‌هاي ارمني مي‌باشد، همه گواه بر سكونت ارامنه در اين منطقه بوده است. ياقوت حموي هم همين كلمه را به كار برده است بعداً كلمه سلماس و پس از آن نام شاهپور و بعد از انقلاب مجدداً نام سلماس جانشين آن شده است.

 

ويژگيهاي سياسي و اداري شهرستان سلماس :

شهرستان سلماس در 91 كيلومتري شمال مركز استان آذربايجان غربي كه از جانب شمال به شهرستان خوي و شرق به استان آذربايجان شرقي و درياچه اروميه و از جنوب به اروميه و از غرب به كشور تركيه محدود است. اين شهرستان داراي دو بخش به نامهاي كوهسار و مركزي و داراي هفت دهستان است بخش كوهسار با دهستانهاي چهريق‌، شپيران و شناتان و بخش مركزي با دهستانهاي زولاچاي، كره سني، كناربروژ، لكستان است.

تقسيمات شهرستان سلماس به تفكيك بخش و دهستان : 1379

نام مركز

تعداد روستاها

مساحت

(كيلومترمربع)

نام

بخش / دهستان

خالي از سكنه

داراي سكنه

جمع

سلماس

2

154

156

312/2544

كل شهرستان

كتبان

چهريق عليا

دلزي

كوزه رش

2

2

-

-

85

41

17

27

87

43

17

27

395/1297

790/401

587/461

018/434

كوهسار

چهريق

شپيران

شناتال

سلماس

ملحم

سيلاب

تمر

قره قشلاق

-

-

-

-

-

69

21

21

12

15

69

21

21

12

15

917/1246

960/267

685/388

518/289

754/300

مركزي

زولاچاي

كره سني

كناربروژ

لكستان

 

ويژگيهاي جغرافيايي طبيعي شهرستان سلماس :

ـ موقعيت ، حدود و وسعت شهرستان سلماس :

شهرستان سلماس با وسعت 312/2544 كيلومتر مربع ، حدود 87/6 درصد از سطح استان را به خود اختصاص مي‌دهد. اين شهرستان در محدوده ارتفاعي حداقل 1000 و حداكثر بيش از 3000 متر از سطح دريا قرار گرفته و شيب متوسط وزني آن ده درصد محاسب  گرديده است.

از سطح شهرستان 77/52 درصد اراضي كوهستاني و 12/14 درصد تپه‌ها و 11/33 درصد بقيه را اراضي دشتي و سيلابي و... تشكيل مي‌دهد. شهرستان سلماس در مختصات جغرافيايي 38 درجه و 11 دقيقه عرض شمالي و 44 درجه و 46 دقيقه طول شرقي قرارگرفته است.

 

ـ كوههاي شهرستان سلماس :

كوههاي شهرستان سلماس از نقطه نظر توپوگرافي در حقيقت ادامة سلسله جبال زاگرس مي‌باشد. از مرز شهرستان خوي به طرف شهرستان سلماس به صورت يك توده مرتفع منظم، مركب از توده‌هاي خارائي به سمت جنوب ادامه داشته و كوههاي مرزي بنام هراويل با ارتفاع 3409 متر ، شمليك داغ با ارتفاع 2844 متر و كوههاي كوزه رش، شوربداغ، دوشوان، سنيتال از جانب شمال غرب و جنوب اين شهرستان را احاطه كرده‌اند بطور كلي كوه‌هاي مرتفع اين شهرستان را كوههاي مرزي اين شهرستان با كشور تركيه تشكيل مي‌دهند و هر چه به طرف شهر سلماس نزديك مي‌شويم از ارتفاعات كاسته شده و حد فاصل آنها بعنوان پايكوه هراويل مي‌باشد. ارتفاع 3097 متر در كوه ساري‌داش در حد مرز سلماس و اروميه (اين ارتفاعات كه از جنوب غربي به شمال شرقي تا تمروخان تختي كشيده شده است) دشت سلماس را بوجود مي‌آورند.

         

        نمايي از كوه سه برادر (اوچ قارداشلار)

 

ـ دشت هاي شهرستان سلماس :

در شهرستان سلماس يك دشت واقع شده كه توضيحاتي ذيلاً ارائه مي‌نماييم.

دشت سلماس مساحتي برابر با 55000 هكتار است. منطقه دشتي سلماس از دامنه ارتفاعات غربي تا حواشي درياچه اروميه كشيده شده است و با داشتن رودخانه زولاچاي كه از ارتفاعات غرب واقع در مرز ايران و تركيه سرچشمه گرفته پس از طي يك مسير در راستاي جنوب غرب به شمال شرق از داخل دشت سلماس عبور نموده و به درياچه اروميه مي‌ريزد و باداشتن اين رودخانه و تغذيه جانبي از ارتفاعات آهكي منابع غني از آب دارد. ضخامت آبرفت در اين دشت به 200 متر مي رسد كه از مرغوبيت نسبتاً خوبي برخوردار است.

 نمايي از دشت سلماس 

ـ دره هاي شهرستان سلماس :

دره‌هاي سلماس به لحاظ خوش آب و هوا بودن و قرار گرفتن در مسير رودخانه‌ها و كنار باغات مورد توجه گردشگران و علاقمندان به طبيعت است.

 

 

ـ دره زولاچاي :

دره زولاچاي در شهرستان سلماس كه رودخانه زولا در آن جاري است مورد توجه اغلب علاقمندان به گذران اوقات فراغت كه خسته از محيط شهري هستند قرار مي‌گيرد.

منظره اي از درة زولا چاي

 

ـ دره دريك :

دره دريك كه رودخانه دريك در آن جاري است داراي چشم‌اندازهاي بديع و ديدني است و حيات‌وحش اطراف به‌خصوص آواي كبك‌ها و ديدن حيات‌وحش مردم را به اين منطقه كشانده و به تفريح مي‌پردازند.

 

ـ دره تمر :

دره تمر در جاده هشتيان كه به چمنزارهاي دامنه كوه پير چاوش و زولا ختم مي‌شود از مناطق خوش    آب و هواي سلماس بوده و در حقيقت تفرجگاه اصلي اين شهرستان محسوب مي‌گردد

منابع آب شهرستان سلماس :

منابع آب شهرستان سلماس را در سه بخش آبهاي سطحي (رودخانه ها)، آب هاي زيرزميني (چشمه‌ها، چشمه‌هاي آب‌معدني، قنوات و چاه‌ها) و آبهاي راكدي (تالاب‌ها،  سدهاو درياچه‌ها) بررسي مي‌نماييم.

 

ـ آب هاي سطحي شهرستان سلماس :

در شهرستان سلماس رودهاي ديرعلي سو، زرين دره و زولاچاي جريان دارند كه به‌ترتيب از ارتفاعات مرزي هراويل، ساري‌چيچك و ساري‌داش سرچشمه مي‌گيرند.

رودخانه هاي شهرستان سلماس

 

ـ رودخانه ها :
ـ رودخانه زولاچاي :

اين رودخانه يكي از رودخانه‌هاي دايمي شهرستان سلماس مي‌باشد. رودخانه زولاچاي از قلعه‌هاي قره‌داش و ساري‌داش با  ارتفاع 2430 و 3097 متر از سطح دريا از مرز مشترك ايران و تركيه سرچشمه مي‌گيرد. بعلت پيوستن آب چشمه‌ها و جويبارها و  شاخه‌هاي فرعي ديرعلي سو، دريك چاي، سرخلان به ميزان آن افزوده مي‌شود. مقدار آب رودخانه زولاچاي نيز مانند اكثر رودخانه‌هاي كشور تابع شرايط و ريزش‌هاي جوي بوده و از اواخر زمستان تا اواخر بهار آب آن به حداكثر مي‌رسد. اين رودخانه در طي مسير   از كنار روستاهاي مجاور عبور كرده و سرانجام در شمال غربي درياچه اروميه و جنوب قريه كنگرلو به درياچه مي‌ريزد.

و در طول مسير از آب آن جهت آبياري زمين‌هاي زراعي با ايجاد آب‌بندهاي سنتي استفاده مي‌شود. بعلاوه در نزديكي تازه شهر سد انحرافي ايجاد گرديده كه آب آن در زمان كم آبي و با استفاده از آب ذخيره شده در پشت سد به كانال‌هاي مدرن ايجاد شده هدايت مي‌گردد. وسعت حوزه آبريز 819 كيلومتر مربع بوده و حداكثر دبي لحظه آن در سال آبي 1378 ـ 1379 معادل 3/20 مترمكعب در ثانيه و دبي سالانه 937/62 ميليون مترمكعب برآورد گرديده است.

زولا چاي از رودخانه‌هاي دائمي شهرستان سلماس است                                           

 ـ آبهاي زيرزميني شهرستان سلماس :

در سفره آب زيرزميني دشت سلماس دو نوع سفره آب زيرزميني وجود دارد. سفره آب زيرزميني سطحي و سفره آب  زيرزميني عميق يا تحت فشار.

 

الف) سفره آب زيرزميني سطحي دشت سلماس :

اين سفره آب زيرزميني از دامنه كوه‌هاي سلسله جبال زاگرس واقع در غرب دشت سلماس و كوههاي واقع در شمال شرقي سلماس شروع گشته و تا درياچه اروميه امتداد دارد. عمق سطح ايستايي در سفره مذكور در حوالي مناطق كوهستاني 38 متر و در حوالي درياچه اروميه به 2 متر مي‌رسد.

 

ب ) سفره آب زيرزميني عميق يا تحت فشار در دشت سلماس :

سطح سفره آب زيرزميني عميق در دشت سلماس500 كيلومترمربع و به عمق متوسط100 متر مي‌باشد، حداكثر عمق سفره مذكور به160 متر مي‌رسد. حجم مفيد سفره آب زيرزميني عميق دشت سلماس 1ميليارد مترمكعب و شيب و جهت جريان از شمال غربي به جنوب شرقي بطرف زيردرياچه اروميه مي‌باشد.

بطوركلي آبهاي زيرزميني شهرستان سلماس در سه بخش چشمه‌ها، قنوات و چاه‌ها مورد بررسي قرار مي‌دهيم.

 

ـ چشمه هاي شهرستان سلماس :

چشمه‌هاي اين شهرستان اغلب در مناطق كوهستاني ظاهر گرديده‌اند. قبل از پديده بحران خشكسالي چند سال اخير تعداد 45 دهنه چشمه در شهرستان سلماس وجود داشت ولي در سال آبي 1379 ـ 1378 تعداد هفت چشمه با ميزان 23/0 ميليون مترمكعب تخليه ساليانه كه مالكيت آنها اكثراً با افراد بوده و بيشتر در آبياري نمودن  باغات و اراضي زراعي استفاده مي‌شود. بعلاوه چشمه سارهاي كوچك از دامنه‌هاي مرزي سلسله جبال زاگرس به فراواني جاري است. كه اين چشمه سارها اكثراً رودخانه‌هاي فصلي و دائمي منطقه را تشكيل مي‌دهند. از نمونه چشمه‌سارهاي اين منطقه مي‌توان : دشوان، دريك، شكريازي ، حاتم بلاغي، چشمه شور كند و رختار را نام برد.

  

ـ چشمه هاي آب معدني شهرستان سلماس :

چشمه‌هاي آب معدني شهرستان سلماس عبارتند از :

1ـ آب گرم ايسته سو/ در سمت چپ جاده اروميه سلماس در نزديكي گردنه قوشچي قرار گرفته است.

2ـ چشمه آب معدني ميناس/ در جنوب شرقي سلماس.

3ـ چشمه صدقيان/ در دهكده صدقيان شمال شرقي سلماس.

4ـ آب معدني دريك/ اين آب بسيار گوارا بوده و در روستاي چهريق قرار دارد.

نمايي از آبشار بجا مانده از آب گرم ايستي سو

نمايي از آب گرم ايستي سو (استخر مردانه)

 قنوات شهرستان سلماس :

در شهرستان سلماس بر اساس آمار سال 1371 تعداد 36 رشته قنات با تخليه ساليانه 67/2 ميليون مترمكعب مورد بهره برداري قرار مي‌گرفت و مالكيت آنها در دست افراد بوده و در آبياري ساختن اراضي زراعي و باغات استفاده مي‌شد ولي امروز متأسفانه اكثراً  متروكه و بر اساس آمارنامه سال آبي 1379 ـ 1378 تعداد 13 رشته قنات با تخليه سالانه 43/1 ميليون مترمكعب مورد بهره برداري قرار مي‌گيرد.

 

ـ چاه هاي شهرستان سلماس :

تعداد كل چاههاي منطقه در سال 1371 حدود 713 حلقه بوده است كه تخليه سالانه آنها 95/88 ميليارد مترمكعب بوده است و بر اساس اطلاعات و آمار آب منطقه‌اي آذربايجان غربي هدايت الكتريكي آب سفره‌هاي زيرزميني بين 400 ـ100 ميكرودرس سانتي متر مي‌باشد و ميزان املاح آبهاي زيرزميني به طرف درياچه اروميه افزايش مي‌يابد. طبق آمار موجود در سال آبي 1378 ـ 1379 در شهرستان سلماس تعداد 293 حلقه چاه نيمه عميق با تخليه سالانه 83/16 ميليون متر مكعب و تعداد 586 حلقه چاه عميق با تخليه سالانه    931/189 ميليون مترمكعب مورد بهره برداري قرار مي‌گيرد.

 

ـ آب هاي راكد شهرستان سلماس :

آبهاي راكد در سه بخش سدها و تالاب‌ها و درياچه‌ها مورد بررسي قرار مي‌دهيم در خصوص درياچه اروميه در بخش مركزي اروميه مطالبي ارائه گرديده است و همچنين در منطقه شهرستان سلماس سدي احداث نشده و بر روي رودخانه زولا در دست مطالعه و اقدام  است.

 

ـ تالابهاي شهرستان سلماس :

ـ تالاب چيچك :

اين تالاب در حوزه استحفاظي شهرستان سلماس قرار داشته و با 5 هكتار وسعت در 1500 متري قريه چيچك و 2 كيلومتري جاده سلماس، خوي واقع شده است.

تالاب چيچك در اكثر مواقع سال خشك است

 

ـ تالاب آق زيارت :

اين تالاب از مانداب‌هاي كناره درياچه اروميه تشكيل شده و به دليل نزديكي به درياچه اروميه و شكل نيزاري آن پناهگاه مناسبي براي پرندگان مهاجر آبزي است. اين تالاب در حد فاصل روستاهاي خان‌تختي و آق‌زيارت در فاصله 20 كيلومتري جنوبي سلماس و 80 كيلومتري شمال اروميه واقع شده است.

نمايي از سرسبزي‌هاي تالاب آق زيارت

 

زمين شناسي شهرستان سلماس :

بطوركلي شمال استان از تشكيلات سنگهاي مخلوط از دوره كرتاسه فوقاني و شمال سلماس قسمتهايي از دوره ميوسن و بخشهايي از دوران چهارم بصورت تراسهاي قديمي، جنوب، جنوب‌غربي سلماس از سنگهاي دگرگون آذرين از دوره‌هاي پرمين وكربونيفر قرار گرفته است.

 ـ لرزه خيزي :

شهرستان سلماس از نظر ويژگيهاي زلزله خيزي فعاليت‌هايي داشته و اتفاقاتي افتاده است. زلزله شهرستان كه در سال 1309 شمسي با قدرت 7 درجه در مقياس ريشتر بوقوع پيوست و باعث خسارات شديد گرديد. بطوريكه شهرستان سلماس تقريباً با خاك يكسان شد و جزو شديدترين زلزله‌هايي است كه در تاريخ به ثبت رسيده است.

 

خاكشناسي شهرستان سلماس :

خاكهاي مطالعه شده در اين شهرستان عمدتاً جزء خاكهاي كلاسهاي III وII بوده كه در مناطق كوهستاني كم‌عمق و در بخش‌هاي مسطح نيمه‌عميق تا عميق مي‌باشد. به علت عوامل بازدارنده گوناگون، در كاربري اراضي زراعت آبي 78 درصد از وسعت شهرستان محدوديت شديد، 7 درصد محدوديت زياد، 4درصد محدوديت متوسط، 11درصد محدوديت خيلي كم دارد. در كاربري زراعت ديم 74درصد از وسعت شهرستان محدوديت شديد، 4درصد محدوديت خيلي زياد، 6درصد محدوديت زياد، 11درصد محدوديت متوسط و 5درصد آن نيز محدوديت كم دارد. همچنين اين عوامل بازدارنده گوناگون براي كاربري مرتع و چراگاه 20درصد از سطح شهرستان داراي محدوديت شديد، 11درصد داراي محدوديت خيلي زياد، 52درصد داراي محدوديت زياد، 16درصد آن را محدوديت متوسط و 1درصد آن را نيز داراي محدوديت كم كرده است.

 

گياه شناسي شهرستان سلماس :

ـ جنگلها :

جنگلهاي طبيعي شهرستان سلماس باقيمانده جنگلهاي زاگرس بوده كه در بعضي مناطق شهرستان از جمله دره دريك و دشوان بصورت نقطه‌اي و يا تك درختي نمايان است. از گونه‌هاي مهم درختان ودرختچه‌ها مي‌توان به زالزالك، بنه (پسته وحشي)، بادام وحشي، ارجنگ، ارس (سروكوهي)، نسترن وحشي اشاره نمود.

 ـ مراتع :

پوشش گياهي غالب در شهرستان، پوشش مرتعي است و از وسعت254820هكتاري شهرستان حدود     31/75 درصد به مراتع اختصاص دارد. مراتع اين منطقه از نوع مراتع ييلاقي و ميان‌بند و قشلاقي هستند. مراتع ييلاقي كه در نزديكي مرز در ارتفاع بالاي 1800 متري از سطح دريا قرار گرفته‌اند و مراتع ميان‌بند در دامنه ارتفاعي1400تا1800متر قرارداشته و مراتع قشلاقي درسواحل درياچه اروميه و حريم روستاها واقع و مورد بهره‌برداري دامداران قرار مي‌گيرد.

 

بررسي وضعيت طبيعي شهرستان سلماس از لحاظ زيست محيطي و بررسي عوامل آسيب و تخريب :

كوهها و دشتها :

با نگرشي گذرا در نقشه ناهمواريهاي آذربايجان متوجه خواهيم شد كه سرتاسر نواحي مرزي شهرستان سلماس (مرز ايران و تركيه) از كوههاي مرتفع ديوار مانندي كه امتدادي شمالي ـ جنوبي دارند پوشيده شده است. و خط الرأس اين كوهها حوضه آبگير سلماس(درياچه اروميه) و تركيه است. شيب اين كوهها به طرف شهر سلماس تند و در فاصله كمي تا درياچه اروميه فرود مي‌آيد. اين كوهها با توجه به حالت و شكل ويژه‌اي كه در سطح زمين ايجاد مي‌كند علاوه بر خلق چشم‌اندازها و مناظر بديع و زيبا، نقش مؤثري در حفظ محيط زيست طبيعي و حيات‌وحش وابسته به آن دارند ولي با ناديده گرفتن موارد مذكور مردم منطقه به لحاظ آزونياز با چراي بي‌رويه و نابودي پوشش گياهي و تخريب و تبديل مراتع و از سوي ديگر احداث جاده‌هاي نظامي در اين منطقه در اوايل انقلاب و استقرار
گروهكها در اين منطقه از عوامل موثر در آسيب و تخريب محيط زيست كوهها و دشتها به شمار مي‌رود.

 

 منبع- سایت فرمانداری سلماس

[ هفدهم مرداد 1389 ] [ 23:52 ] [ اطلس ایران وجهان ]
 

معرفي شهرستان ماكو:

شهرستان ماكو از لحاظ جغرافيائي و تاريخي:

شهرستان ماكو در گوشه شمال غربي  ايران ( استان آذربايجان  غربي ) قرار گرفته  كه از شمال به رودخانه  قره  سو و كشور تركيه ، از شرق  به  رودخانه  ارس  و جمهوري  آذربايجان  ( خود  مختاري  نخجوان  ) و از مغرب به جمهوري  تركيه  و از جنوب به شهرتان  خوي  محدود است .

شهر ماكو در دره اي بنا شده كه رودخانه زنگمار از آن مي گذرد و شهر را به دو بخش شمالي و جنوبي تقسيم مي كند. قسمت جنوبي شهر در دامنه كوه سبد قرار گرفته و آبادي چنداني ندارد ولي بخش شمالي آن آبادتر و بزرگتر است .


« نمائی از كوه قيه ماکو بعد از بارندگی »

 

اين شهر از لحاظ طبيعي موقعيت خاصي دارد. شهر از طرف شمال و جنوب كوهستاني است و از جانب غرب و شرق به جلگه هاي قلعه درسي و چاي باسار منتهي مي گردد. يكي از تخته سنگهاي بسيار بزرگ كه بخشي از ديواره سنگي كوه ساري قيه است جدا قيه نام دارد.

تاريخچه ماكو :

قديمي ترين ابنيه تاريخي ماكو به دوره اورارتو يا خالدها مربوط است اطاقهاي سنگي در دهات سنگر (بين ماكو و بازرگان ) چيركندي از روستاهاي ييلاقي دهستان چاي باسار و دليك داش سيه چشمه و شدي ارس ، كنار پلدشت و كشف كتيبه هايي به خط ميخي در قراء بسطام و اطراف بازرگان و حفريات و كشفيات هيئت آلماني درده بسطام و خوانده شدن كتيبه هاي ميخي توسط باستان شناسان ايراني و خارجي و نوشته هاي مورخين قديم و جديد چون موسي خورن (ارمني) و ب.ب پيوتروفسكي (روسي) ثابت مي كند كه سكنه اوليه شهرستان ماكو اورارتوها بودند. شهر بزرگ آنان به نام روسا در نزديكي قريه بسطام بنا گرديده بود.

پس از آنكه ارامنه به حكومت اورارتوها خاتمه دادند بر متصرفات آنها مسلط شدند. طبيعي است كه منطقه ماكو نيز ضميمه حكومت ارمنستان گرديد آثار كليساهاي قديمي مخصوصاً كليساي طاطاوس و خرابه شهرهايي به نام آرتازيا ، آرتز و آرشاكاوان ( يا خاور زمين به قول اكراد طايفه ساكان ) در ناحيه دامبات و آرماوير Armavir كنار رود ارس تسلط و نفوذ ارامنه را در اين منطقه روشن مي سازد.

در سال ( 694 هـ . ش ) اسقف زاكاريا و پطرس برادرش حكومت سياسي و مذهبي آرتاز را به دست آوردند. با صرف هزينه بسيار قلعه ماكو را كه محل اقامت آنان بود استحكام بخشيدند و راههاي كاروان و پل هايي در مسير راه ساختند و آنرا بصورت راهي تجاري و سوق الجيشي در آورده كه موقعيت ماكو و استحكامات تدافعي آن باعث تعجب بينندگان آن مي شد.

شاهزادگان ارمني آرتاز بيش از يكصد سال با اتكا به استحكامات قلعه ماكو و مهارت در دفاع ، كليه حملات مهاجمين به اين منطقه را يكي پس از ديگري دفع كردندو حتي تيمور لنگ نيز نتوانست آنجا را تصرف كند.

اسقف زاكاريا نه تنها راههاي اطراف ماكو را مرمت كرد بلكه چهار پل با طاقهاي قوسي روي رودخانه ماكو (زنگمار ) ساخت .

بعد از تيمور ، قره قويونلوها بر آذربايجان مسلط شدند. قرايوسف در سال 785 هـ . ش ماكو را فتح كرد . هميشه در بين امراي قره قويونلوها منازعه بود تا اينكه شاه اسماعيل صفوي در چند جنگ الوند ميرزا و سلطان مراد ميرزا بازماندگان سلسله آق قويونلو را مغلوب و سلسله مزبور را منقرض و سلسله مقتدر صفوي را تأسيس كرد . در زمان اين پادشاه جوان بود كه سلطان سليم ( سلطان عثماني ) پس از قتل شيعيان آسياي صغير با لشكر جرار كه مسلح به سلاح آتشين بودند به قصد تصرف آذربايجان و برانداختن سلطنت شيعي مذهب صفوي وارد دشت چالدران شد . نبرد چالدران با وجود فداكاريها و شجاعت شخص شاه اسمعيل و سرداران نامي او و سپاهيان قزلباش به نفع وي تمام نشد شاه اسماعيل همواره از اين ماجرا دل شكسته بود و كسي خنده او را نديد.

بالاخره قلعه ماكو را بعد از مدتها طبق دستور دربار شاه عباس ثاني خراب كردند و كتيبه اي در اين مورد در روي صخره نقش بست كه با اين بيت شروع مي شود.

اين قلعه كه قلعه قابان بود                                 ضرب المثل جهانيان بود ......

حكومت ماكو در دوره زنديه و قاجاريه در دست ايل بيات بود. ايل بيات تيره اي از ايل قره قويونلو بود كه مسكن اصلي آنان شرق آناتولي بود و در ركاب قره قويونلوها وارد ايران شدند.

وجه تسميه ماكو :

در مورد وجه تسميه ماكو حدس و گمانهاي زيادي زده شده كه مبناي درستي ندارند ، ارامنه مدعي هستند ماكو در اصل ماكي يا مكي به معني آغل (مرتع گوسفند ) بوده برخي مانند ياقوت حموي عقيده دارند ماكو محل زندگي روحانيون زردشتي بوده است لذا در اصل ماگوش نام داشته كه به مرور ايام ماكو شده است . اسم ماكو را آرتاز ، شاوارشان ، قلعه قبان ، نيز گفته اند . به نظر مينورسكي محقق معروف روسي ماكو از تركيب ماه و كوه تشكيل شده و مي تواند مادكو باشد ( به معناي كوه ماد ) .

آثار باستاني شهرستان ماكو

1 ـ كليساي  طاطاووس در ده قره كليسا بخش سيه چشمه

2 ـ تپه ما قبل  تاريخ خليل آباد در 300 متري شوط

3 ـ كليساي عظيم سنت استپاسن در دره شام ارسكنار

4 ـ معبد سنگي در ده شدي دشت زنگنه

5 ـ برج و بارو و كتيبه در ، ساري قيه و در صخره ماكو

6 ـ خرابه هاي تعدادي كليساهاي ارمني در دهات مختلف

7 ـ آثار تاريخي شهر دامبات

8 ـ خرابه هاي قديمي گزلو در ده مخند

9 ـ آثار و علايم منقوش در سنگ در ده قزلجه قلعه دهستان قره قويون

10 ـ دالانها و غارهاي زيرزمين در اطراف آرارات

11 ـ شهر روسا يا قلعه جم خور در ده بسطام چاي پارا

12 ـ اطاق سنگي در ده چيره كندي چاي پارا

13 ـ گورستان تاريخی  پير احمد كندي در دهات آواجيق

14 ـ پل بشگوز در نزديك شهر ماكو

15 ـ خرابه هاي سه گوش در ده قزلداغ

16 ـ اطاق سنگي در ده دليك داش

17 ـ كليساي زور زور در ده بارون

18 ـ ديري متعلق به فرقه دمينكن در پاي كوه قيه

19 ـ اطاق سنگي در ده سنگر

20 ـ كليساي مريم ننه در شمال شهر ماكو

21 ـ بناي باشكوه كلاه فرنگي در بيمارستان ماكو

22 ـ كاخ باغچه جوق : در شش كيلومتري ماكو در روستائی  به همين نام واقع است كه ساختمان آن در زمان تيمور پاشاخان شروع و در زمان حكومت فرزندش  مرتضي  قلي خان اقبال السلطنه ( سردار ماكو ) به اتمام رسيده و محل سكونت ييلاقي آن بود ( جوق در زبان ارمني يعني ده ) در ساختمان كاخ معماران  ايراني و مهندسان  روسي و اروپايي به اتفاق كار كرده اند و هيئت كاخ تلفيقي از معماري شرق و غرب است . گچ بري ساختمان توسط اساتيد ايراني انجام پذيرفته. آئينه كاري و گچ بري ساختمان در سطح عالي است در بالاي عمارت دور تا دور گلدانها و مجسمه ها وجود دارد كه اغلب جاي گل و چراغ است .


« نماهايی از كاخ باغچه جوق »

 پايه ستونها و گلدانها از سنگ خارا است و خوب حجاري شده است . اولين گرامافوني كه به ايران وارد شده در اين عمارت به چشم مي خورد كه طول بوق آن 60 سانتيمتر و ارتفاع پايه اش بيش از يك متر است پرده هاي زربفت ، مبلهاي بي نظير ، تخت خوابهاي متعدد با تشكهاي پر قو ، كاغذ ديواري ها و رنگ آميزي سالنها و نقاشي سقف اطاقها ، ظروف چيني اعلا و لوسترهاي كريستال ، فضاي حياط با گلكاري و درختان ميوه و اشجار زينتي و حوض هاي وسيع بازديد كنندگان را به ياد كاخهاي افسانه اي مي اندازد.

[ شانزدهم مرداد 1389 ] [ 17:21 ] [ اطلس ایران وجهان ]

آتشگاه اصفهان از بناهای تاریخی شهر اصفهان و از یادگارهای ایران باستان است. این مجموعه دارای پیشینه تاریخیِ کهنی است و در زمانهای گونه گونی از آن بهره برده‌اند.

آتشگاه اصفهان - استان اصفهان - ایران گردی

موقعیت

آتشگاه اصفهان در ۸ کیلومتری غرب شهر اصفهان و تقریبا در میانهٔ راه اصفهان به نجف آباد و در شهرستان خمینی شهر قرار دارد. این بنا در نزدیکی رودخانه زاینده رود، بر روی تپه‌ای قرار دارد. از بلندای این تپه، تا کیلومترها از هر چهار سوی اصلی را می‌توان به خوبی مشاهده کرد.

این تپه از جنس سنگ‌های رسوبی است. تراز پایینی آن در ارتفاع ۱۶۱۰ متر از سطح دریا (حدود ۵۰ متر بالاتر از تراز مرکز شهر اصفهان) و فراز آن در ارتفاع ۱۷۱۵ متری از سطح دریا واقع شده است. این تپه از نظر زمین‌شناسی در دوره کرتاسه تشکیل شده است

 


مشخصات بنا

بافتِ ساختمانیِ این مجموعه از لایه‌های خشتی است. میانِ دو ردیف خشت را هم یک لایه نازکِ نِی (که از رودخانه آورده می‌شده) قرار می‌دادند تا بر استحکامِ آن بیفزایند. پایه‌های بزرگ و خشتیِ بنا تقریبا از میانهٔ تپهٔ آتشگاه آغاز می‌شوند و در بالا به ستونهایی محکم و قابلِ اعتماد تبدیل می‌شدند که در گذشته اتاقهایی نیز بر رویِ آنها قرار داشته‌است. در برخی جاها نیز بقایایی از راه پله‌هایی منظم و کنده شده در دلِ سنگ بچشم می‌خورد که تا بالا ادامه داشته‌است اما امروزه از میان رفته‌اند. در بالای تپه بنایی گِرد ساخته شده که می‌توان آنرا نقطه نهاییِ معماریِ این بنا معرفی کرد. بر رویِ تپه، هیچ بنایی بلندتر از آن ساخته نشده‌است. این اتاق دارای هشت گوشه‌است و در هر گوشه یک پنجره هم رو به بیرون دارد. گفته می‌شود موبدانِ زرتشتی، آتشِ مقدس را در درونِ این اتاق قرار می‌داده‌اند.

آتشگاه اصفهان - استان اصفهان - ایران گردی

این مجموعه دارای اتاقها و ساختمانهایی در چهار جهتِ تپه بوده که تا زیرِ اتاقکِ آتشگاه ادامه می‌یافته‌اند و البته اکنون تنها سازه‌های بخشِ شمالی و بخشی از قسمتِ شرقی سالم مانده‌اند و به‌نظر می‌رسد مربوط به بازسازیِ این بنا در دوره پهلوی باشند. بر رویِ برخی از خشت‌های بکار رفته در سازه‌های بخشِ شمالی می‌توان عددِ ۱۳۵۲ را دید که در قالبِ خشت‌ها تعبیه شده‌است.


وضعیت کنونی

امروزه در نگهداری از این مجموعه توجهی صورت نمی‌گیرد. در بافتِ ساختمان‌های این بنا می‌توان سوراخ‌های زیادی را دید که به دستِ گنج یابان کنده شده‌است. بازدید کنندگان نیز خود باید راهِ بالا رفتن را انتخاب کنند و با توجه به ساختار تپه و خشتی بودنِ این سازه، سرعتِِ تخریب بوسیله بازدیدکنندگان بیشتر می‌شود.

آتشگاه اصفهان - استان اصفهان - ایران گردی

نظرات تاریخ‌نویسان، جغرافیانویسان و سایر نویسندگان


از تاریخ نویسان و جغرافیا نویسان قدیم، برخی راجع به آتشگاه اصفهان مطالبی نوشته‌اند. از آن جمله:

ابن خردادبه در قرن سوم هجری در کتاب المسالک والممالک می‌گوید: در قریه مارابین، قلعه‌ای از بناهای طهمورث موجود است و در آن آتشکده‌ای ست


حمزه اصفهانی در قرن چهارم هجری در کتاب سنی ملوک‌الارض والانبیا پس از نام بردن از آتشکده‌های اصفهان می‌نویسد: «کی‌اردشیر در شهر اصفهان، به یک روز سه آتشکده بنیاد گذاشت. یکی را به هنگام بر آمدن آفتاب در جانب "قلعه ماربین" (ماربین، مهربین یا آتشگاه امروزی) به نام آتشکده "شهر اردشیر"، دوم آتشکده‌ای به نام "ذروان اردشیر" به هنگام ظهر در "دارک" از روستاهای خوار (برخوار فعلی) و سوم آتشکده "مهر اردشیر" در روستای "اردستان»

آتشگاه اصفهان - استان اصفهان - ایران گردی

صادق هدایت در کتاب اصفهان نصف جهان درباره آن چنین نوشته‌است: «کوه آتشگاه، روز آبادیش، شکوه مخصوص داشته‌است. این پرستشگاه مانند مسجد و کلیسا دورش دیوار نداشته و چیزی را از کسی نمی‌پوشانیده. مانند آتش؛ سره و پاکیزه بوده. همان آتش جاودان نماینده پاکیزگی و زیبایی که به سوی آسمان زبانه می‌کشیده و در شب‌های تار، از دور، دل‌های افسرده را قوت می‌داده و از نزدیک، با پیچ و خم دلربا، با روان انسان گفتگو می‌کرده

[ یازدهم مرداد 1389 ] [ 23:57 ] [ اطلس ایران وجهان ]

یکی از خیابان های اصلی شهر اصفهان است. این خیابان از میدان شهدا در شمال شروع و پس از عبور از زاینده رود به میدان آزادی (دروازه شیراز) در دامنه‌ کوه صفه در جنوب اصفهان ختم می‌شود.

این خیابان به سه قسمت اصلی تقسیم می‌گردد:

چهار باغ اصفهان - اصفهان -ایران گردی

چهارباغ پایین: حد فاصل میدان شهدا تا دروازه دولت
چهارباغ عباسی: حد فاصل دروازه دولت تا سی و سه پل
چهارباغ بالا: حد فاصل سی و سه پل تا میدان آزادی (دروازه شیراز)
این خیابان شامل دو باند سواره رو، دو باند ویژه دوچرخه و سه باند پیاده‌رو می‌باشد که چهار ردیف درختان چنار و نارون آن‌ها را از هم جدا می‌کند.


تاریخچه

دو بخش چهارباغ عباسی و چهارباغ بالا در عصر شاه عباس یکم طراحی شده و تاریخ تقریبی ساخت آن به سال ۱۰۰۰ هجری قمری (۱۵۹۱ میلادی) برمی‌گردد. چهارباغ پایین در دوره رضا شاه پهلوی و با همان طرح به چهارباغ دوره صفوی افزوده گردید .

چهار باغ اصفهان - اصفهان -ایران گردی

در گذشته یک جوی آب از میان این خیابان تا زاینده رود جاری بوده که درمحل تقاطع‌ها به حوض‌هایی می‌ریخته‌است. در خیابان مسیری خاص برای افراد سواره تعیین شده بوده و در اطراف آن باغ هایی بوده که میان امرا برای ساخت عمارت تقسیم شده بوده اما عموم مردم نیز می‌توانستند از آنها استفاده کنند. پل الله وردی خان یا سی و سه پل ، خیابان چهارباغ را به دو قسمت (خیابان چهارباغ بالا و پایین) تقسیم می‌کرده و راه ارتباط چهار باغ بالا و پایین بوده‌است.

چهار باغ اصفهان - اصفهان -ایران گردی

در اطراف این خیابان چهار باغ سلطنتی بزرگ قرار داشته‌است. این چهار باغ بزرگ به جز باغ هشت بهشت امروزه از بین رفته و تبدیل به کاربری تجاری یا مسکونی شده‌اند.

چهار باغ اصفهان - اصفهان -ایران گردی

چهار باغ اصفهان - اصفهان -ایران گردی

[ یازدهم مرداد 1389 ] [ 23:57 ] [ اطلس ایران وجهان ]

چهل‌ستون از بناهای تاریخی استان اصفهان در ایران است. باغ چهلستون که بالغ بر ۶۷۰۰۰ متر مربع مساحت دارد، در دوره شاه عباس یکم احداث آن آغاز شد و در وسط آن عمارتی ساخته شده بود. در سلطنت شاه عباس دوم،ساختمان تکمیل شد و در ساختمان موجود مرکزی، تغییرات کلی داده شده‌است و تالار آینه، تالار ۱۸ ستون، دو اتاق بزرگ شمالی و جنوبی تالار آینه، ایوانهای طرفین سالن پاد شاهی و حوض بزرگ مقابل تالار با تمام تزیینات نقاشی و آئینه کاری و کاشی کاری دیوارها و سقفها افزوده شده‌است.

چهل ستون اصفهان - استان اصفهان - ایران گردی

 


قسمت‌های جالب و دیدنی

. سقف باشکوه نقاشی تالار ۱۸ ستون و سقف آئینه کاری تالار آئینه و مدخل آئینه‌ کاری تالار جلوس شاه عباس دوم.

۲. ستونهای عظیم تالارهای ۱۸ ستون و تالار آینه که هر یک از آنها تنه یک درخت چنار است.

۳.شیرهای سنگی چهارگوشه حوض مرکزی تالار و ازاره‌های مرمری منقش اطراف که معرف صنعت حجاری در عهد صفویه ‌است.

چهل ستون اصفهان - استان اصفهان - ایران گردی

۴.تزیینات عالی طلا کاری سالن پادشاهی و اتاقهای طرفین تالار آئینه و تابلوهای بزرگ نقاشی تالار پادشاهی که شاهان صفوی را به شرح زیر نشان می‌دهد:

چهل ستون اصفهان - استان اصفهان - ایران گردی

شاه عباس یکم در پذیرایی از «ولی محمدخان» فرمانروای ترکستان
شاه اسماعیل یکم در جنگ چالدران
شاه تهماسب یکم در پذیرایی از «همایون» پادشاه هندوستان
شاه اسماعیل یکم در جنگ با «شیبک خان ازبک»
شاه عباس دوم در پذیرایی از «ندر محمد خان» امیر ترکستان
۵. یک تابلوی بزرگ از جنگ کرنال که در سلطنت نادرشاه افشار افزوده شده‌است.


۶. تصویری از شاه عباس اول با تاج مخصوص و مینیاتورهای دیگری در اتاق گنجینه کاخ چهلستون که در سالهای ۱۳۳۴ و ۱۳۳۵ خورشیدی از زیر گچ‌ خارج شده‌است.

۷. آثار پراکنده‌ای از دوران صفویه مانند سردر «مسجد قطبیه» و سردرهای «زاویه درب کوشک» آثاری از «مسجد درب جوباره» یا «پیر پینه‌دوز» و «مسجد آقاسی» که بر دیوارهای ضلع غربی و جنوبی باغ نصب شده‌است.

چهل ستون اصفهان - استان اصفهان - ایران گردی

خصوصیات دیگر

۱. سال ساختمان کاخ چهلستون به موجب اشعاری که در جبهه تالار از زیر گچ خارج شده، مصراع: «مبارک ‌ترین بناهای دنیا» می‌باشد که به حساب حروف ابجد سال ۱۵۰۷ هجری می‌شود، یعنی پنجمین سال سلطنت شاه عباس دوم.

۲. سنگ شیرها و مجسمه‌های سنگی اطراف حوض و داخل باغچه‌ها تنها آثاری است که از دو قصر باشکوه دیگر صفویه یعنی آئینه خانه و عمارت سرپوشیده باقی مانده و به این محل منتقل شده‌است.

۳. اگرچه انعکاس ستونهای بیست گانه تالارهای چهلستون در حوض مقابل عمارت، مفهوم چهلستون را بیان می‌کند ولی در حقیقت عدد چهل در ایران کثرت و تعدد را می‌رساند و وجه تسمیه عمارت مزبور به چهلستون به علت تعدد ستونهای این کاخ می‌باشد.

چهل ستون اصفهان - استان اصفهان - ایران گردی

۴. در ابتدا ستونها با پوششی از آئینه کاری‌های زیبا تزیین شده بوده که در زمان حکومت ظل السلطان قاجار در اصفهان این آئینه کاری‌ها تخریب شده‌است و روی نقاشی‌های صفوی با گچ پوشانده شده‌است.

[ یازدهم مرداد 1389 ] [ 23:56 ] [ اطلس ایران وجهان ]

مسجد جمعه یا مسجد جامع اصفهان از مهم‌ترین و قدیمی ترین ابنیه مذهبی ایران است. کاوشهای باستانشناسی نشان از آن دارد که احتملا این مسجد پیش از تسلط اعراب بر این شهر، مرکز مذهبی مهم شهر بوده و بصورت یکی از آتشکده های شهر اصفهان کاربری داشته است. کشف یک پا ستون، با تزیینات دوره ساسانیان، در منطقه شمالی مسجد، وجود بنایی قبل از اسلام را تایید می‌کند. درباره تاریخچه تغییر و تحولات مسجد اختلاف نظر هایی وجود دارد ولی به نظر می‌آید ساخت مسجد جامع به قرون اولیه هجری و در زمان عباسیان بوده که در قرن سوم هجری محراب آن تخریب و جهت قبله آن اصلاح شده است.

مسجد جامع اصفهان  - استان اصفهان - ایران گردی

 

نکته جالب توجه در معماری این مسجد آنست که بخش‌های گوناگون آن در طول نزدیک به دوهزار سال شکل گرفته اند و طی این سالها همواره در حال مرمت و باز سازی بوده است که آخرین آنها بازسازی بخش تخریب شده بر اثر بمباران هواپیماهای عراقی در طول هشت سال جنگ ایران و عراق بوده است.

مهم‌ترین طرحهای توسعه در دوران آل بویه و صفویه صورت پذیرفته اند.

مسجد جامع اصفهان  - استان اصفهان - ایران گردی

خواندنی

پرفسور آرتور آپهام (باستان شناس) می نویسد: "من آن روز وقتی به تماشای مسجد جامع اصفهان رفتم و در زیر این گنبد قرار گرفتم، متوجه شدم كه تمام وجودم در تسخیر گنبد و مسجد است؛ چون در زیر این گنبد به خوبی می توان به شاهكار فنا ناپذیر و خلاقه ی ایرانی ها پی برد و به عظمت مسجد و گنبد آن اعتقاد پیدا كرد. من از آن به بعد، بار ها به مسجد جامع اصفهان رفتم و با تماشای گنبد این مسجد، زبان به تحسین گشودم و عشق و علاقه ی خود را به اصفهان و ایران روز افزون دیدم. به همین جهت می خواهم بعد از این كه دیده بر هم نهادم جسدم را را در این خاك مقدس دفن كنند."

مسجد جامع اصفهان  - استان اصفهان - ایران گردی

مسجد جامع اصفهان  - استان اصفهان - ایران گردی

مسجد جامع اصفهان  - استان اصفهان - ایران گردی

مسجد جامع اصفهان  - استان اصفهان - ایران گردی

[ یازدهم مرداد 1389 ] [ 23:56 ] [ اطلس ایران وجهان ]
ملخ؛ آبشار آفت کُش

 

باید به 65 کیلومتری سمیرم سفر کنید تا باور کنید طبیعی ترین آفت کش دنیا، از دل غار بیرون می آید به رودخانه می ریزد! آبشار آب ملخ، شاید یکی از عجیب ترین آبشارهای ایران باشد که با ترکیبات ویژه اش، نقش یک سمپاشی طبیعی را برای مزارع و زمین های کشاورزی بازی می کند و می تواند تمام ملخ های مهاجم را درجا نابود کند!

afatkosh

 

 

 

 

داستان یک نام عجیب

آب ملخ، نام عجیبش را مدیون همین خاصیت شگفت انگیز است. پای صحبت قدیمی های روستا که بنشینید، برایتان تعریف می کنند که سال ها پیش، وقتی مزارع گندم روستاهای اطراف مورد تهاجم ملخ قرار گرفت، از آب این چشمه بزرگ برای دفع آفت استفاده کردند و ملخ ها همه یکجا هلاک شدند. اتفاقی که هنوز هم از ذهن کشاورزان منطقه پاک نشده و به همین دلیل، آنها هنوز هم مزارعشان را با آب این چشمه آبیاری می کنند. با این حال، نام دیگر این آبشار تخت سلیمان است و و مردم منطقه معقدند که در این چشمه قطعه سنگی وجو داشته که تخت گاه حضرت سلیمان بوده اما اجانب آن را دزدیده اند.

آبشار آب ملخ

اما مولف مرآت البلدان هم سال ها قبل درباره این آبشار نوشته است: «چشمه ای است که بزعم بعضی آب آن دافع مضرت ملخ است و از کوه دنا که از مشاهیر جبال و در میان اراضی فارس و عراق واقع است می جوشد و آب چشمه بر روی پل سنگی می ریزد و از دو طرف به رودخانه داخل می شود. معروف است که چون ملخ به ناحیه ای آید شخصی برسر این چشمه آمده ظرفی از آب چشمه به نیت آن ناحیت برمی دارد و گوید می خواهم سار ملخ خوار به فلان جا آید و شرط است که در هیچ منزلی ظرف آب آن چشمه را به زمین نگذارد و هر جا که منزل کند ظرف آب را بر سه پایه یا درختی بیاویزد و چون به ناحیه ملخ زده وارد شود آب را بر مزارع و اراضی بپاشد تا به زودی مرغ سیاهی به نام سار به عده زیاد در آن محل پدیدار آید و ملخ ها را صید کرده بخورد تا تمام شوند. ولی این قول معروف دلیل عقلی ندارد. شاه عباس در سنه 1066 ه" . ق. به تماشای چشمه آب ملخ رفت و به قرار معلوم در قزوین هم چشمه آب ملخ وجود دارد». (از مرآت البلدان ج 4 صص 229 - 230).

 

موقعیت جغرافیایی روستای آب ملخ مانع از آن می شود که آفتاب بیش از سه ساعت در این روستا توقف کند. بنابراین، شما در آب ملخ ظرف سه ساعت هم طلوع خورشید را خواهید دید و هم  غروب آن را!

 

آبشار تو در تو

آبشار آب ملخ

آبشار آب ملخ از دو بخش تشکیل شده است. اولین قسمت آن سرچشمه آبشار است که از دل کوه بیرون می آید و بخش دیگری که در زیر این سرچشمه قرار گرفته، طاقدیسی سبز رنگ است که مثل پل بر روی رودخانه ماربر خم شده است؛ بخشی که اتفاقا در نگاه اول بیشتر به چشم می آید و بدنه اصلی آبشار را تشکیل می دهد.

با این حال اگر دوست دارید سرچشمه را هم ببینید، باید مسیری را که تا رسیدن به آبشار در پیش گرفته بودید ادامه دهید و بعد از آن، به بالای آبشار بروید و از آن بالا طبیعت را تماشا کنید. اگر سختی راه و گرمای هوا کلافه تان کرده بود، می توانید روی بخشندگی سرچشمه حساب کنید و از آب گوارا و معدنی آن بنوشید. مطمئن باشید دلیلی برای بیمار شدن تان وجود نخواهد داشت!

اما در پشت آبشار پرتگاه خطر ناک و زیبایی قرار دارد که  آب ملخ را به یکی از خطرناک ترین آبشارهای ایران تبدیل می کند. آبشاری که تا به حال قربانیان زیادی داشته و احتمالا بعد از این هم خواهد داشت. بنابراین توصیه ما این است که در زمان تماشای آب ملخ فریب زیبایی آبشار و پرتگاه را نخورید و فکر چرخ زدن در ارتفاعات را از سرتان بیرون کنید. باور کنید تمام سی چهل نفری که جانشان را خرج این پرتگاه کردند، مثل شما فکر می کردند که با دیگران فرق دارند و می توانند با کمی دقت و احتیاط از لبه پرتگاه عبور کنند! اما لغزندگی و شیب تند پرتگاه در یک لحظه آنها را غافلگیر کرده و به رودخانه خروشان ماربر سپرده است. البته در بالای آبشار در محل ورود به قسمت پشت آبشار نرده های کوچکی قرار دارد که احتمالا با دیدنشان هشدارهای ما را برای ممنوعیت عبور افراد آماتور و بدون تجهیزات به خاطرتان می آورد.

اگر گذارتان به آب ملخ افتاد، قدمگاه سلیمان را از دست ندهید. ساختاری سنگی که در تنگ بسیار گودى قرار گرفته و سال ها قبل به صورت پلى سنگى و طبیعى ایجاد شده است. برای دیدن تخت سلیمان یا قدمگاه سلیمان، بهتر است از راهنمایی بومیان منطقه استفاده کنید. نزدیکی تخت سلیمان به آبشار این فرصت را به شما می دهد که در یک نیم روز، از هر دو منطقه دیدن کنید.

 

به محض رسیدن به روستا باید با خودروتان خداحافظی کرده و با پای پیاده

از مسیری مالرو عبور کنید. اگر ذوق اکوتوریستی تان گل کرد هم می توانید از روستائیان بخواهید که قاطرشان را چند ساعتی به شما اجاره دهند تا هم تجربه جدیدی در این سفر کسب کنید و هم درآمدهای گردشگری روستا را بیشتر کنید!

 

راه رسیدن

بهترین زمان بازدید از این آبشار بهار و تابستان است و این روزها که گرمی هوا تابستان کلافه کننده ای را برای ساکنان مرکز و جنوب کشور رقم زده، سفر به این آبشار گزینه خوبی برای فرار از گرما خواهد بود.

نقشه دسترسی به منطقه آب ملخ

اگر از سمت استان اصفهان راهی آب ملخ می شوید، باید از شهرهای اصفهان و سمیرم بگذرید و این شهر را به سمت یاسوج  ترک کنید. در جاده سمیرم- یاسوج، بلافاصله بعد از روستای چهار راه، جاده ای خاکی می بینید که در مسیر آن دو دوراهی وجود دارد. در هر دو مورد راه سمت چپ را در پیش بگیرید و حدود 7 کیلومتر در آن پیش بروید، تا به روستای آب ملخ برسید. روستایی در شمالی ترین قسمت خط الراس دنا و مردمی که اصالتشان بختیاری است. شاید برایتان جالب باشد اگر بدانید که موقعیت جغرافیایی روستای آب ملخ مانع از آن می شود که آفتاب بیش از سه ساعت در این روستا توقف کند. بنابراین، شما در آب ملخ ظرف سه ساعت هم طلوع خورشید را خواهید دید و هم  غروب آن را!

از این جاده می توانید با ماشین سواری عبور کنید و اگر امکان استفاده از ماشین های شاسی بلند را داشته باشید، احتمالا راحت تر از مسیر خاکی عبور خواهید کرد. اما به محض رسیدن به روستا باید با خودروتان خداحافظی کرده و با پای پیاده از مسیری مالرو عبور کنید. اگر ذوق اکوتوریستی تان گل کرد هم می توانید از روستائیان بخواهید که قاطرشان را چند ساعتی به شما اجاره دهند تا هم تجربه جدیدی در این سفر کسب کنید و هم درآمدهای گردشگری روستا را بیشتر کنید! به هر حال، باید مسیر را در پشت روستا ادامه دهید و در جهت رودخانه ای که از ارتفاعات روستا سرچشمه می گیرد و به رودخانه خروشان ماربر ملحق می شود در پیش بگیرید و بعد از نیم ساعت کوه پیمایی سبک به ملاقات آبشار آب ملخ بروید. حالا شما درست در 215 کیلومتری شهر اصفهان قرار گرفته اید. رو در روی آبشاری که به محض شنیدن صدایش و لمس اولین قطره های پراکنده آن در فضا، خستگی راه را فراموش خواهید کرد.

 

در پشت آبشار پرتگاه خطر ناک و زیبایی قرار دارد که  آب ملخ را به یکی از خطرناک ترین آبشارهای ایران تبدیل می کند. آبشاری که تا به حال قربانیان

 زیادی داشته و احتمالا بعد از این هم خواهد داشت

 

چه چیزهایی با خود ببریم؟

اگر فقط برای بازدید از آبشار و سرچشمه آن راهی آب ملخ می شوید، فقط یک کفش کوه پیمایی می خواهد و کوله پشتی پر از آب و خوراکی و احتمالا دوربینی که لحظه های خوب شما را در مقابل این آبشار ثبت کند! اما اگر اهل کوهنوردی حرفه ای هستید یا قصد جانتان را کرده اید و می خواهید پرتگاه پشت آبشار یا زیر آبشار را هم ببینید، باید 30 متر طناب استاتیک، لوازم فرود و صعود غارنوردی، تسمه بلند و کارابین پیچ برای کارگاه همراه داشته باشید.
گروه گردشگری تبیان- آرزو رستم زاد

[ یازدهم مرداد 1389 ] [ 23:55 ] [ اطلس ایران وجهان ]

منارجُنبان یکی از آثار تاریخی شهر اصفهان است که عارفی به نام «عمو عبدالله گارلادانی» در آن به خاک سپرده شده است.


اگر از غرب اصفهان یک ربع ساعت به طرف نجف آباد راه بیافتید، به بنای کوچک دو مناره‌ای به نام منارجنبان می‌رسید. در گذشته منارجنبان کاملاً از شهر جدا و در روستایی به نام «کارلادان» قرار داشت. ولی امروزه این بنا جزو اصفهان است و در نزدیکی محلی به نام نصرآباد قرار دارد. این ساختمان با کاشی های لاجوردی رنگ به شکل ستاره چهارپر و اشکال دیگری به شکل کثیرالاضلاع فیروزه‌ای رنگ زینت یافته است.

منار جنبان اصفهان - اصفهان - ایران گردی

این بنا به صورت یک بقعه و دو مناره است که بر روی گور «عموعبدالله بن محمود صقلابی» از پارسایان نامآور سده هشتم هجری بنا شده و سنگ قبر آن مورخ به سال ۷۱۶ هجری، هم‌زمان با اواخر پادشاهی «اولجایتو» ایلخان مسلمان مغول است.

منار جنبان اصفهان - اصفهان - ایران گردی

 

 


امیوه «به» معروف اصفهان که شاید در دنیا هم بی‌همتا باشد از باغهای مجاور گارلادان و منارجنبان بویژهً از «گورتون» در گویش مردم محل یا (گورتان) به دست می‌آید. بوی این «به» هنگام عبور از جاده اصفهان به منارجنبان در ماه دوم پاییز که میوه به این باغها جمع‌آوری می‌شود و بوی خوش به پراکنده می‌شود براستی سحرانگیز است. کارلادان یکی از روستاهای مشهور ماربین است که از بلوک سرسبز و پر برکت اصفهان در جمیع ادوار تاریخی این شهر بوده است و از باغهای وسیع و درختان میوه‌ دار آن عموم جهانگردان ایرانی و عرب و مورخین و جغرافیا نویسان سده دوم هجری به بعد در کتابهای خود به تفصیل سخن گفته‌اند و این بیت را با کمی اختلاف ذکر کرده‌اند که:

ماربینت که روضه ارم است / آفتاب اندرو درم درم است

منار جنبان اصفهان - اصفهان - ایران گردی

ویژگی های بنا

شهرت این بنای کوچک با پهنای نه متری و بلندای هفده متری هر مناره‌اش به سبب تکان خوردن منارهای آن است. با تکان دادن یکی از مناره‌ها مناره دیگر و کل ساختمان نیز تکان می‌خورد. ایوان بنا به سبک مغول ساخته شده‌است. ولی شکل مناره‌ها نشان می‌دهد که آنها را اواخر دوره صفویه به ایوان اضافه کرده‌اند.

منار جنبان اصفهان - اصفهان - ایران گردی

تکان خوردن مناره‌های این بنا تا مدت‌ها برای دانشمندان پرسش برانگیز بود. معماری اسرار آمیز این بنا برای بسیاری هنوز هم در هاله ابهام باقی مانده است. منطقی ترین علتی که برای تکان خوردن مناره‌ها وجود دارد، پدیده فیزیکی تشدید یا پدیده دوپلر است. چون مناره‌ها سبک معماری مشابهی دارند، تکان خوردن یکی روی دیگری اثر می‌گذارد.

ایوان منارجنبان یکی از نمونه ‌های سازه‌های سبک مغولی ایران است و از آن دوره کاشیکاریهایی هم دارد. مناره‌ها بعداً و در تاریخی که درست معلوم نیست و احتمالاً در پایان روزگار صفوی به ایوان مزبور اضافه شده و با حرکت دادن یکی از آنها، دیگری نیز حرکت می‌کند. اما نکته جالب در این بنای تاریخی آن است که با حرکت دادن یک مناره، نه تنها مناره دیگر به حرکت در می‌آید، بلکه تمامی این ساختمان به لرزه درمی‌آید.

[ یازدهم مرداد 1389 ] [ 23:54 ] [ اطلس ایران وجهان ]
باغ فین کاشان



باغ فین کاشان - اصفهان - ایرانگردی


مجموعه باغ فین حدود 25000 متر مربع مساحت دارد که در بدو ورود به این مجموعه ,با ساختمان رفیع سردرب ورودی باغ برخورد می کنیم.

این قسمت از باغ در دوره صفویه بنا گذاشته شده است این بنا دارای دو طبقه که طبقه تحتانی شامل هشتی و دالان ورودی به باغ با اتاقهای جانبی و طبقه فوقانی شامل سالن وسیع وزیبایی است که دارای چشم انداز خوبی بر اطراف و از جمله بر باغ دارد و دارای درهای مشبک و زیبایی است.

در اطراف باغ از جمله در طرفین سردر,دیواری به ارتفاع پنج و شش متر و هفت برج دیده می شود.

  باغ فین کاشان - اصفهان - ایرانگردی



شترگلوی عباسی

پس از ورود به باغ و گذشتن از خیابان مصفایی که در وسط آن نهر آب زیبایی که همیشه آب از فواره های فیروزه ای آن در فوران است و درختان سرو بسیار زیبایی در دو طرف آن سر بفلک کشیده است؛ اولین ساختمانی که جلب توجه می کند شتر گلوی عباسی است که به دستور شاه عباس بزرگ ساخته شده است .

در جلوی این بنا حوض وسیعی دیده می شود و در پشت این بنا نیز حوضچه ای قرار دارد که از کف آن آب فوران می کند؛این بنا در دو طبقه و به گونه ای ساخته شده که از هر طرف باغ می توان به آن وارد شد, در میان این ساختمان نیز حوضچه ای است که آب چشمه با طرح جالبی(موسوم به شتر گلو)در آن فوران می کند.

بر روی دیوارها و سقف این بنا آثار نقاشی دوره صفویه با تصاویری از شکارگاه و شاهزادگان می باشد,این ساختمان قبلاَِ به صورت سه طبقه و طبقه بالایی آن به صورت کلاه فرنگی بوده است.

باغ فین کاشان - اصفهان - ایرانگردی


شتر گلوی فتحعلی شاهی

این بنا که در جنوب باغ واقع است به دستور فتحعلی شاه ساخته شده و شامل شتر گلوو صفّه مجاور و دارای دو حیاط خلوت در قسمت شرق و غرب آن است که کف صفّه کلاََ از سنگ مرمر مفروش بوده و سقف آن به طرز جالبی نقاشی شده است که هنوز قسمتهایی از آن دیده می شود . کتیبه نستعلیق زیبای دور تا دور صفه مجاور حوض به خط محمد تقی حسینی کاشانی از خوشنویسان معروف اوایل دوره قاجار است.

 
باغ فین کاشان - اصفهان - ایرانگردی



اندرونی کریمخانی و اتاق شاه نشینی

این بنا مجموعه مسکونی است که در جنوب باغ و در مغرب شتر گلوی فتحعلی شاهی قرار دارد و در سال 1176 قمری به دستور کریم خان زند و به همت آقا سلیم آرانی حاکم وقت کاشان , ساخته شده و شامل چندین اتاق تو در تو و حیاط و باغچه ای کوچک است که گفته می شود امیر کبیر به مدت 40 روز در این ساختمان زندگی کرده است . در مقابل اتاق شاه نشین حوضچه زیبایی ساخته شده است که دارای منافذ متعدد و منظمی است که آب چشمه سلیمانیه فین به طرز جالبی در آن فوران می کند.


باغ فین کاشان - اصفهان - ایرانگردی

شهر كاشان در حاشیه كویر در فاصله 220 كیلومتری جنوب شهر تهران و 86 كیلومتری جنوب شهر قم در استان اصفهان واقع است. ناحیه ای كه باغ فین در آن قرار گرفته است، به نام فین كوچك معروف بوده و موقعیت آن در جنوب غربی شهر كاشان می باشد. باغ تاریخی فین در منتهی‎الیه جنوب شرقی جاده فین (خیابان امیركبیر) در شهر كاشان و در مجاورت مظهر چشمه تاریخی سلیمان قرار گرفته است. باغشاه فین از گونه باغ قلعه های ایرانی است كه به دلایل خاص خود بدین گونه و با چنین نظمی شكل گرفته است. چشمه سلیمانیه در جنوب باغ فین قرار گرفته است،آب آن زلال و دارای املاح زیادی است. آب چشمه فین به واسطه كیفیت های خاص خود مانند صافی و پاكی و روشنایی كم نظیر وهمچنین كیفیت ثابت وتغییر ناپذیرش همواره مشهور و ضرب المثل بوده است. این چشمه از بن صخره ایی به نام كوه دندانه و شكاف تخته سنگهای معدن گچ و آهك در شش كیلومتری غرب كاشان از زمین می‎جوشد. نظام كاشت باغ فین شامل درختان مثمر، از جمله انجیر، توت، انار، بید، بید مشك، به، گوجه سبز، گلابی و زردآلو و همچنین گونه‎های تزیینی همچون سنجد زینتی می شد. بخش دیگری از گیاهان باغ را گل‎ها و گیاهان تزیینی تشكیل می‎دادند.عمده‎ترین بخش از گیاهان كه در شكل بخشیدن به نظام گیاهان در باغ تأثیر به سزایی دارد مرتبط با درختان سایه‎گستر باغ است كه عمدة آن را درختان سرو تشكیل می‎دهند.همچنین درختانی همچون چنار و سپیدار و بید نیز در این بخش به چشم می‎خورد.تعداد درختان نظام‎ساز باغ: شامل 579 اصله درخت سرو، 11 اصله درخت چنار و 2 اصله درخت سپیدار است

باغ فین کاشان - اصفهان - ایرانگردی


درسال ۱۳۱۴ شمسی باغ فین کاشان به شماره ۲۳۸ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید . این باغ تاریخی و زیبا که نمونه جالبی از باغهای ایرانی و شاهد وقایع مهم تاریخی هم بوده است که مهمترین موردش به شهادت رسیدن میرزا تقی خان امیرکبیر صدراعظم با کفایت ایران در زمان ناصرالدین شاه قاجارمی باشد . با تبعید صدر اعظم مقتدر ایران یعنی امیرکبیرو سپس شهادت آن رادمرد در این باغ , این آبادانی روی به ویرانی نهاد .

باغ فین کاشان - اصفهان - ایرانگردی


تاجگذاری شاه اسماعیل اول صفوی , تاجگذاری شاه عباس دوم صفوی و مرگ شاه صفی هم از دیگر وقایع مهم تاریخیه اتفاق افتاده در این باغ است . علاوه بر ارزش تاریخی این باغ به لحاظ معماری و شیوه باغ آرایی ایرانی هم دارای ارزش زیادی می باشد . درختان سر به فلک کشده , جویهای کاشیکاری شده با کاشیهای فیروزه ای رنگ بهمراه فواره های طبیعی و نقاشیهای زیبای دیواری از جمله زیباییهای باغ فین کاشانه . وجود یک موزه کوچک در باغ فین هم بهانه خوبیه تا بشه از آثار باستانی مناطق مختلف ایران و مخصوصاْ تمدن سیلک که در نزدیکی باغ فین قرار داره دیدن کرد .

باغ فین کاشان - اصفهان - ایرانگردی



باغ فین، به واسطه وجود چشمه‌ساران، درختان قطور، حوض‌های متعدد و عمارات باشكوه، در ردیف زیباترین باغ‌هایی ایران است.
شترگلوی شاه‌عباسی كه از آثار دوره صفوی است، به صورت بنای 2 طبقه‌ای در وسط باغ واقع شده است و در وسط آن حوض كاشی‌كاری زیبایی وجود دارد. دیوار این بنای زیبا را با نقاشی‌های جالب متشكل از دورنمای شكارگاه و تصاویری از شاهزادگان زینت داده‌اند. بنای دیگر باغ فین، شترگلوی فتحعلی‌شاه است كه در سال 1221 هجری ساخته شده است. عمارت كریم‌خان و حمام معروف فین از بناهای دیگر این مجموعه زیبا هستند.
از سال 1135 هجری قمری، بعد از حمله افغان‌ها، آبادانی باغ رو به ركود گرایید ولی با دستور كریم خان زند به خصوص با ساختن عمارتی كه به نام خلوت كریم‌خانی در ضلع جنوبی باغ واقع است، باغ فین رو به آبادانی گذاشت. ولی با زلزله معروف سال 1192 قمری باغ نیز آسیب كلی دید كه پس از آن یعنی از سال 1200 قمری و با روی كار آمدن سلسله قاجار به خصوص با دستور فتحعلی‌شاه به مرمت باغ جانی دوباره گرفت كه ساختمان شترگلوی فتحعلی‌شاهی در ضلع جنوب غربی باغ و حمام سلطنتی بزرگ كه در مجاورت حمام اولیه ساخته شد، از آثار آن است.
با آغاز مشروطیت به جهت وضع دفاعی بنای باغ، این مكان پناهگاه اشرار و یاغیان گشت و در مدت 14 سال یاغیان مصالح و اشیای گرانبهای آن را به یغما بردند. از وقایع مهم تاریخی در این باغ می‌توان به جشن تاج‌گذاری رسمی شاه اسماعیل صفوی و نیز قتل امیركبیر در این باغ اشاره كرد.

 باغ فین کاشان - اصفهان - ایرانگردی



باغ فین کاشان - اصفهان - ایرانگردی


باغ فین کاشان - اصفهان - ایرانگردی


منبع عکسها:
وب سایت تبیان

 

[ یازدهم مرداد 1389 ] [ 23:51 ] [ اطلس ایران وجهان ]

تاریخچه

پیش از آن‌که شهر اصفهان به پایتختی ایران صفوی برگزیده شود در این میدان باغی گسترده وجود داشته‌است بنام «نقش جهان». در کتاب تاریخ عالم آرای ع