X
تبلیغات
دانستنیها ی تاریخ وجغرافیایی ایران وجهان

دانستنیها ی تاریخ وجغرافیایی ایران وجهان
اشنایی کامل با شهرهای ایران وجهان- تاریخ ایران وجهان وهزاران جدول اماری 
قالب وبلاگ
تاریخچه عسلویه

عسلویه تا پیش از سال 1378 روستایی با جمعیتی کمتر از دو هزار نفر و یکی از ده ها روستای تابعه شهرستان کنگان بود. با استقرار تاسیسات پالایشگاهی در منطقه عسلویه، این روستا به «بخش» ارتقا یافت و به جمعیت ساکن در این منطقه حدود 60 هزار نفر نیروی کار که بیشتر آنها را کارگران مجرد تشکیل می دادند، افزوده شد. شروع استقرار تاسیسات صنعتی در این منطقه، باعث رفع مشکل بیکاری در منطقه استان بوشهر و حتی بخش هایی از استان های مجاور شد. با این وجود، مشعل های پالایشگاه های منطقه که یکی از در آمدهای اصلی برای کشور نیز به شمار می آید باعث آلودگی شدید محیط زیست در منطقه شده است.

عسلویه به پایتخت اقتصادی ایران معروف است. اما مردمی که در مهم ترین منطقه اقتصادی ایران زندگی می کنند از داشتن امکانات اولیه زندگی محرومند.

در عسلویه درجه حرارت در تابستان گاهی به بالای 50 درجه می رسد با این وجود مردم آب قابل شرب ندارند. سالها است که مسوولان به مردم منطقه وعده می دهند که به زودی در لوله های آب شهر به جای آب شور، آب شیرین و قابل استفاده جریان خواهد یافت اما تاکنون چنین اتفاقی رخ نداده است.

برای دیدن بقیه مقاله به ادامه مطلب رجوع کنید...


منبع سایت بزگترین وبلاگ کنگان
[ هفتم آبان 1389 ] [ 11:20 ] [ اطلس ایران وجهان ]

جاهای دیدنی گیلان
شماری از جاهای دیدنی و گردشگری استان گیلان:
شهرستان رشت؛ 1)ساختمان‌های میدان شهرداری ۲) آرامگاه و خانه میرزاكوچك خان جنگلی۳) عمارت كلاه فرنگی رشت ۴) خانه ابریشمی ۵) كلیسای ارامنه رشت۶) كاروانسرای لات ۷) مقبره خواهر امام 8) زیارتگاه دانای علی9) آرامگاه دكتر حشمت 10) آرامگاه پورداوود 1۰) خانه رحمت سمیعی 12) پارك قدس 13) پارک جنگلی سراوان
شهرستان آستانه اشرفیه
؛ ۱) بارگاه حضرت سید جلال الدین اشرف ۲) آرامگاه استاد معین ۳) تالاب بندركیاشهر(منطقه حفاظت شده بوجاق)
شهرستان بندر انزلی؛ ۱) كاخ میان پشته ( موزه نظامی انزلی ) ۲) فانوس دریایی و برج ساعت۳) اسكله و موج شكن ۴) عمارت شهرداری ۵) تالاب انزلی ۶) بقعه بی‌بی حوریه ۷) بقعه امام زاده صالح ۸) كلیسای حضرت مریم ۹) ساختمان دادگستری ۱۰) ساختمان بانك ملی
شهرستان آستارا ۱) بقعه شیخ تاج الدین محمود خیوی ۲) بقعه پیر قطب الدین ۳) لوندویل(آبشار) ۴) آبگرم علی داش حیران ۵) باغ عباس آباد ۶) مرداب استیل(تالاب) ۷) آبگرم كوته كومه ۸) بهشت كاكتوسان 9) گردنه حیران
شهرستان تالش؛ ۱) قلعه لیسار ۲) كاخ‌های قشلاقی و ییلاقی نصراله خان ( کاخ سردار امجد ) ۳) ییلاق آق اولر ۴) شاه میل لرزان ۵) سواحل گیسوم ۶) ممیلان سوباتان 7)ییلاق الماس اسالم
شهرستان املش؛ ۱) برج میل امام ۲) تالاب زربیجار ۳) غار تلابن گورج ۴) بقعه آقا سید ابراهیم ۵) بقعه آقا سید اسماعیل ۶) چشمه تاریخی لوزان ۷) یخچال ملجادشت 8) ساختمان های قدیمی خاندان صوفی
شهرستان رضوانشهر؛ ۱) اسپی مزگت (مسجد سفید) ۲) پل خشتی پونل ۳) آبشار ویسادار ۴) بقعه شرفشاه ۵) بقعه غریب بنده ۶) پارك دكتر رستگار ۷) منطقه زیبای الماس۸) ییلاقات ارده
شهرستان رودسر؛ ۱) قلعه بندبن ۲) منطقه سفیدآب ۳) منطقه سرولات ۴) جواهر دشت ۵) سجیران ۶) غار دیارجان ۷) غار كبیران ۸) غار سرد دره ۹)مجموعه امیربنده ۱۰) بقعه ابیض ۱۱) بقعه سید سلیمان ۱۲) گنبد پیرمحله ۱۳) ساختمان‌های میدان شهرداری 14) پل خشتی تمیجان15) سرولات چابکسر
شهرستان رودبار؛ ۱) تپه مارلیك ( تپه چراغعلی) ۲) پل خشتی لوشان ۳) غار دره دربند ۴) روستای انبوه ۵) درخت سرو هرزویل ۶) سوسن چلچراغ داماش۷) چشمه لویه ۸) كلشتر و آبگرم خورست ۹) آب معدنی سنگ رو د۱۰) قلعه عمارلو ۱۱) امام زاده بیدرزین
شهرستان سیاهكل؛ ۱) كاروانسرای تی‌تی ۲) منطقه كوتی ۳) منطقه كوه پس ۴) منطقه حسن محله ۵) كوتول شاه ۶) قلعه و برج دیده بانی گرمار ۷) حمام دیلمان ۸) غار لوعلی ۹) پناهگاه سنگی گیلاركش ۱۰) آبشار لونك ۱۱) منطقه دیلمان و اسپیلی ۱۲) كوه درفك
شهرستان شفت؛ ۱) امام زاده ابراهیم ۲) امام زاده اسحاق ۳) شاه مزگی ۴) چنار رودخان ۵) بقعه شیخ عبدالقادر گیلانی
شهرستان صومعه سرا؛ ۱) خرابه‌های گسكر ۲) پل خشتی پرده سر ۳) غار تاریخی پره تنیان ۴) مزار بی بی فاطمه ۵) تالاب هندخاله ۶) نركستان و سیاه درویشان ۷) میل گسكر(منار آجری) .
شهرستان لاهیجان؛ ۱) تالاب امیركلایه ۲) پل خشتی بام سبز ۳) تله كابین و استخر ۴) بقاع چهار پادشاهان ۵) چهل ستون ۶) بقعه شیخ زاهد گیلانی ۷) بقعه میر شمس الدین ۸) مسجد جامع و اكبریه ۹) حمام گلشن ۱۰) غار شیخانبر ۱۱) مقبره كاشف السلطنه
شهرستان فومن؛ ۱) دژ تاریخی قلعه رودخان ۲) شهرک تاریخی ماسوله ۳) آبشارلار ۴) غار فوشه ۵) زمزم ماسوله
شهرستان لنگرود؛ ۱) پل خشتی لنگرود ۲) خانه منجم باشی ۳) خانه دریابیگی ۴) قلعه درزین ۵) بافت تاریخی لنگرود ۶) مسجد جامع ۷) ساحل چمخاله ۸) منطقه لیلاكوه ۹) غارلیارو ۱۰) بقعه سفید آستانه ۱۱) بقعه سادات روستای ملات 12) باغات چای کومله
شهرستان ماسال؛ ۱) خانه‌های گیله سرا و وردم ۲) منطقه مشهد میرزا ۳) منطقه سنگ بست ۴) منطقه خون ۵) خندیله پشت و تفنگ ساز ۶) بقعه شالماء ۷) منطقه طاسكوه و اری دول ۸) گردشگاه جنگلی ریزه خندان ۹) منطقه باستانی اسبه ریسه
عجايب هشتگانه بناهاي تاريخي گيلان
برگرفته از كتاب: " از آستارا تا اِستارباد " تاليف: دكتر منوچهر ستوده
در سراسر پهنه ي گيلان از كوه و دشت, به بناهاي تاريخي و آثار قديمي بسياري بر مي خوريم. شايد در هيچ يك از نواحي ايران, به اندازه ي گيلان بقاع متبرك نباشد. بعضي از اين بناها. چندين بار رو به خرابي رفته و بارها تجديد بنا شده اند و در اين تعمير و مرمت, شكل اصلي و قديمي خود را از دست داده اند.
برخي از آن ها بر اثر رشد شهرها و توسعه ي خيابان ها و نوسازي هاي ديگر, به دستور شهرداري ها و ساير اولياي امور بي اطلاع, يكسره از ميان رفته و اثري از آن ها به جاي نمانده است. پاره اي از اين ابنيه, به علت دور بودن از شهرها و تعديات ماموران از همه جا بي خبر, ساليان دراز در مقابل باران ها و رطوبت فراوان گيلان ايستادگي كرده و تا امروز, پايدار و استوار مانده اند و با زبانِ گويايي, هنرمندي معماران و ساير اهل فن را شرح مي دهند. اين بناها كه قديمي ترين و عجيب ترين بناهاي گيلان هستند, نگارنده ( دكتر منوچهر ستوده ) به نام عجايب هشت گانه بناهاي تاريخي گيلان خوانده است. اينك نام آن ها:
1. مقبره ي تاج الدين محمود خيوي در لمير محله آستارا, مورخ 732 هجري قمري.
2. مسجد بسيار قديمي در كيش خاله ديناچال به نام " اسپيه مزگت " كه ظاهراً تاريخ بناي آن به قرن چهارم هجري مي رسد.
3. قلعه رودخان در بيست و سه كيلومتري جنوب فومن كه در سال 918 هجري قمري به امر اميره حسام الدين بن اميره دباج از سلاطين اسحقي تجديد بنا شده است.
4. مناره آجري مناره بازار گسكر در 500 متري بقعه ي آقا سيد زكي.
5. مقبره ي شيخ تاج الدين ابراهيم, معروف به شيخ زاهد گيلاني در دهكده ي شيخانور بر سر راه لاهيجان به لنگرود.
6. گنبد آجري پير محله, در دهكده ي پير محله رانكوه در 10 كيلومتري جنوب رودسر.
7. سر تربت امام, نزديك خرابه هاي شار سمام؛ مورخ 883 هجري قمري.
8. پل آجري انبوه, كه تمام آب شاهرود از زير يك دهانه آن مي گذرد. ( ييلاق رودبار)
منبع==http://maysam1363.blogfa.com

[ ششم آبان 1389 ] [ 21:8 ] [ اطلس ایران وجهان ]

معرفی جاذبه های طبیعی استان یزد

معرفی جاذبه های طبیعی  استان یزد

روستاهای تاریخی

در استان یزد چندین روستای تاریخی، با قدمتی بیشتر از بسیاری از شهرهای پر رونق امروزی وجود دارد. این روستاها از هزاران سال پیش تاکنون بافت خود را حفظ کرده اند.

هرفته: آبادی "هرفته" در میان بیابان "فهرج" و "خویدک" قرار دارد و به علت خشکسالی های چند دهه پیش، به صورت نیمه متروک در آمده است. پژوهشگران معتقدند هرفته در زمان حمله اعراب، میدان جنگ اعراب و ایرانیان بود. بدیهی است این روستا، در طول سده های گذشته بارها تخریب و بازسازی شده است. شهرت این منطقه به خاطر آبادی ای است که تاریخ نگاران آن را، با نام های "فرافتر" یا "فرافر" یاد کرده اند. همچنین از آن، با نام "هرافت" نیز یاد شده است. "جعفری" نگارنده "تاریخ یزد" می نویسد: "قباد ساسانی بفرمرد که فهرج و هرافت را بساختند". اکنون تنها بنای دیدنی این روستا، قلعه خوش طرح آن است که قدمت آن چندان زیاد نیست.

بندرآباد: این ده – در تلفظ محلی به آن"بندروا" (BONDORVA) می گویند- در سی و شش کیلومتری شهر یزد واقع و از آبادی های قدیمی است. بنای آن را در تاریخ افسانه ای یزد به "بندار" از امرای پادشاهان عجم نسبت داده اند. اهمیت تاریخی آن به واسطه مجموعه باستانی شامل مسجد، خانقاه و امامزاده نبدرآباد است.

توران پشت: از آبادی های بسیار کهن و معتبر شهرستان یزد است. در تاریخ، بنای این روستا را به "تورانداخت ساسانی" نسبت داده اند. آثار تاریخی این روستا عبارتنداز: سنگ های قبرستان، قدمگاه و مسجد.

هفتادر: بنای این روستا را به "قباد ساسانی" نسبت می دهند. تاریخ نگاران چنین اشاره کرده اند که قباد در راه فارس به یزد، در ده فرسنگی شهرستان "میبد" آتشکده ای بنا کرد و فرمان داد تا هفت آتش از آتشگاه های بزرگ آن زمان را، به این مکان بیاورند و در اطراف آن آتشکده، آبادی "هفت آذر" را ساخت. این نام، بعدها به "هفتادر" تغییر یافت. از آثار باستانی این روستا امامزا ده، دروازه قدیم، مسجد جامع و مسجد چادک است.

بیداخوید: این روستا در جاد ه تفت. ابرکوه قرار دارد. شهرت آن به واسطه مجموعه ای از آثار باستانی نظیر تل شهدا، خانقاه، مسجد، بقعه شیخ علی بنیمان و مسجد جامع بیدا خوید است.

خورمیز: این روستا از توابع شهرستان "مهریز" و یکی از آبادی های کهن ایران است. مولف "تاریخ جعفری"، بنای آن را به "هرمز بن انوشیروان" نسبت می دهد. قلعه خورمیز از قلاع دوره ساسانی است.

زرجوع: این روستا در نزدیکی عقدا واقع شده است و زیارتگاه یکی از بانوان زر تشتی به نام "پارس بانو"- دختر "یزدگرد"- در این آبادی قرار دارد. برای این زیارتگاه نیز حکایتی مانند "پیر سبز" یا "چک چک" روایت می کنند. زرتشتیان همه ساله اول تا پنجم تیر ماه برای زیارت "پارس بانو" به این روستا می روند.

عقدا: این روستا در جاده یزد – نایین قرار دارد و یکی از آبادی های بزرگ و تاریخی استان یزد است. بنای عقدا را به "عقدار" یکی از سرهنگ های "یزدگرد" نسبت داده اند. در قدمت این آبادی همان بس که آن را معاصر با بنای شهر باستانی میبد دانسته اند. بناها و آثار تاریخی عقدا عبارتند از: رباط حاج ابوالقاسم رشتی، مسجد هلاکو، مسجد جامع، حمام نو، حصار خواجه نصیر، قلعه سام و مسجد شمس.

خرانق: در گزارش به جای مانده از یک هیربدان زرتشتی، در سال بیست و چهار هجری شمسی- مصادف با سال دوازدهم سلطنت "یزدگرد"- از نقاطی نام برده شده که در زمره قدیمی ترین آبادی های منطقه است. یکی از این آبادی ها، "خورنق" (خرانق) است.

قدمت قلعه و برج و باروی این روستا به زمان ساسانیان می رسد. صاحب کتاب "جامع مفیدی"، قدمت بنای این روستا را به چهار هزار سال پیش نسبت می دهد. آثار باستانی این روستا عبارتند از: قلعه، مشهدک، مقبره باباخادم، کاروانسرا و مسجد جامع.

مهرجرد: روستای "مهرجرد" از آبادی های تاریخی استان یزد است. در مورد وجه تسمیه آبادی آمده است: "مهرنگار" دختر "انوشیروان ساسانی"، این آبادی را "مهرگرد" نام نهاد. معرب آن مهرجرد است. مهم ترین آثار تاریخی این روستا عبارتنداز: قلعه کهن، مدرسه عتیق مربوط به سده هشتم هـ. ق که بنای گنبدوار آن هنوز باقی است، مسجد جامع که تاریخ 778هـ. ق را بر سردر خود دارد و زیارتگاه خدیجه خاتون که مورد احترام اهالی است.

ندوشن: از جمله آبادی های تاریخی است که روزگاری در کنار جاده ابریشم، در محل گذر کاروان ها قرار داشت. قدمت آن بیش از هشتصد سال است.

شهرت این آبادی بیشتر به واسطه آثار و ابنیه تاریخی آن است. آثاری مانند: قلعه سپیده، امامزاده مامانیک، خانه برج، خانه محمدابراهیم، مسجد جامع، مسجد سرپلک، رباط خرگوشی وغارنباتی.

فهرج: آبادی مشهور و بزرگی در راه شهرستان بافق است که در کتاب های تاریخی یزد، بارهااز آن یاد شده است. شهرت این روستا به واسطه وجود دو بنای بسیار ارزشمند آن، مسجد جامع و مزار شهدا است. بنای آبادی فهرج را به دوران ساسانی نسبت داده اند.

از دیدنی های این مکان سروی تنومند با دور تنه بیش از پنج متر بود که امروزه خشکیده است. ساکنان فهرج و اهالی اطراف معتقدند که چوب این درخت بوی خوش می دهد.

منبع : کتاب میراث فرهنگی استان یزد
[ ششم آبان 1389 ] [ 21:5 ] [ اطلس ایران وجهان ]
آشنایی با آثار تاریخی خراسان
گستردگی سرزمین ایران از دیرباز ضرورت احداث راههای تجاری و مجموعه های وابسته به آن را گریز ناپذیر نموده است. میل های راهنما،رباط، کاروانسرا و آب انبارها از ضروری ترین بناهای مربوط به راه و سفر در ایران میباشند.

● رباطهای خراسان

گستردگی سرزمین ایران از دیرباز ضرورت احداث راههای تجاری و مجموعه های وابسته به آن را گریز ناپذیر نموده است. میل های راهنما،رباط، کاروانسرا و آب انبارها از ضروری ترین بناهای مربوط به راه و سفر در ایران میباشند.

خراسان بزرگ به عنوان گذرگاه تجارتی شرق ایران و به خصوص مهم ترین معبر جاده ی ابریشم و در دوران اسلامی به عنوان مرکز زیارتی شیعیان دربردارنده ی آثار تاریخی بسیاری در زمینه ی راه و سفر می باشد . این نوشتار نگاهی است اجمالی به تاریخچه و ویژگیهای کاروانسراها در ایران و معرفی مختصری از مهم ترین رباطهای خراسان رضوی .

بی گمان فکر تأسیس ایستگاههای راهداری متعلق به داریوش بزرگ است او برای حل مشکل اداره ی سرزمین پهناور ایران یک سیستم ارتباطی گسترده با راهداریهای متعدد بوجودآورد تا ارتباط ایالت های تابعه با مرکز حکومت را آسان نماید و این تأسیسات در طول زمان به رباطها و کاروانسراهای بعدی تبدیل شدند و علاوه بر کارکرد اداری و دولتی کاربردهای تجاری و مسافرتی پیدا کردند .هرودت از یکصد و یازده بنای بین راهی میان بابل و شوش در دورۀ هخامنشیان یاد می کند.۱

ریشه یابی کلماتی مانند «ساباط » «رباط» و «کاربات» ایرانی بودن منشاءکاروانسراها را ثابت میکند چنانکه کاربات متشکل از کاروان و بات بوده که معنی آن خانه ی کاروان میباشد همچنین «بات» در انتهای کلماتی چون « ساباط » و « خرابات» به معنی خانه و بنا می باشد.«رباط » منحصراً به ساختمانهای کنار راه و بویژه بیرون از شهر و آبادی اطلاق میشود و از روزگاری کهن به زبان تازی راه یافته وحتّی از آن فعل نیز ساخته اند و « ارباط» به معنای منزل گرفتن و آسودن در میان راه به کار میرود. ساختمان رباط معمولاً دارای حوض ، آب انبار و اطاقهای متعدد گرداگرد حیاط می باشد.۲

کاروانسرا مشتق ازکاروان یا کاربان به معنی گروه مسافران (قافله)است که گروهی مسافرت میکردند و سرای به معنی خانه ومکان هر دو کلمه مشتق از پهلوی ساسانی است.۳ کاربات پیش از اسلام به جای کاروانسرا به کار می رفته واز لحاظ ساختمان شبیه رباط است ، اما کاروانسرا به رباطهای بزرگ و جامع چه در بیرون و چه درون شهر گفته می شود که علاوه بر اطاق و ایوان دارای باره بند ، طویله ،انبار ،آب انبار و سردر دو طبقه که اطاقهای بالای آن به کاروانسالاراختصاص داشت ، می باشد.۴ کاروانسراها یا رباطهای بزرگ به خصوص در بین راههای دور و بیابانی دارای دو یا چند برج دیده بانی و نگهبانی به صورت مدور یا نیم دایره بودند که دوکارکرد داشتند:دفاعی واستحکام بخشی بنا.

اگر چه از کاروانسرهای پیش از اسلام اطلاعات اندکی در دست است اما در دوره ی ساسانی به علت اقتصاد وسیع و گسترده، کاروانسراهای بسیاری به خصوص در مسیر جاده ابریشم ساخته شد که نمونه ی آن رباط انوشیروان بین جاده سمنان و دامغان می باشد.

ساختن رباط در اوایل دوره ی اسلامی نیز اهمیت فوق العاده ای برای حاکمان داشت از جمله آثار این دوره رباط ماهی در مسیر مشهد – سرخس می باشد و از قرن پنجم هجری که عصر شکوفایی هنرو معماری اسلامی است رباط زیبای شرف به یادگار مانده است.

اوج هنر معماری و عصر طلایی رباط سازی ایران مربوط به دوره ی صفویه می باشد ، چنانکه اکثر رباطهای به جا مانده از دوران پیشین متعلق به دورۀ صفوی و حتی معروف به رباط عباسی می باشد و در همین دوره کاروانسراهای درون شهری با کاربردی نظیر میدان بارهای امروزی شکل گرفتند.

معماری کاروانسراها در دوره های مختلف تابع شرایط محیطی ، مصالح ساختمانی محل ، منطقه جغرافیایی و فرهنگ و باورهای عمومی بوده و عموماً دارای باره بندها ، اتاقها ، اصطبلها، برج ها و آب انبارهایی که مجموعاً درون یک حیاط بزرگ محصور اند ، می باشند. کاروانسراهای ایران از نظر معماری به دو دسته کلی ِ کاروانسراهای پوشیده ی مناطق کوهستانی و کاروانسراهای حیاط دار دشتهای مرکزی تقسیم می شود . کاروانسراهای حیاط دار که بیشترین فراوانی کاروانسراهای ایران را تشکیل می دهند دارای انواع مختلفی چون ؛ مدور ،چند ضلعی ، دو ایوانی ، چند ایوانی و تالار ستوندار می باشند.۵

● رباطهای خراسان

یوسف کیانی تعداد کاروانسراهای خراسان بزرگ را چهل بنا ذکر نموده که برخی ویران و برخی باز سازی شده می باشند.از جمله این بناهای با ارزش تاریخی فرهنگی میتو.ن به موارد زیر اشاره نمود:۶

▪ رباط ماهی در مسیر سرخس ازدوره غزنویان

▪ رباط شرف در مسیر سرخس از دوره سلجوقی

▪ رباط زعفرانیه در سبزوار از دوره سلجوقی

▪ رباط سپنج از دوره ایلخانی

▪ رباط میاندشت سبزوار از دوره صفویه

▪ رباط مزینان از دوره صفویه

▪ رباط رباط دربند در فردوس از دوره صفویه

▪ رباط صالح آباد سبزواراز دوره صفویه

▪ رباط فخر داود مسیر نیشابور از دوره صفویه

▪ رباط سنگ بست فریمان از دوره صفویه

▪ رباط شاه عباسی تربت حیدیه از دوره صفویه

▪ رباط قدمگاه از دوره صفویه

در ادامه به معرفی تعداداندکی از این رباطها که در محدوده خراسان رضوی واقع اند می پردازیم .

● رباط ویرانی (مشهد)

این رباط در راه تابستانی نیشابور به توس و در دوره تیموری بنیان گردید و از نوع رباطهای سر پوشیده و فاقد حیاط مرکزی می باشد .این رباط به همت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری خراسان رضوی به موزه ی مردم شناسی مشاغل سنتی شهرستان مشهد تغییر کاربری داده است.رباط ویرانی در شش کیلومتری جاده مشهدبه سمت شاندیز قرار دارد.۷

● رباط شرف ( سرخس)

این رباط در ۱۳۶ کیلومتری شرق مشهد به سمت سرخس در ناحیه آب و هوایی نیمه بیابانی واقع شده است . برخی پژوهشگران با توجه به متن کتیبه آجری پشتیبانی ایوان انتهایی و سبک معماری بنا ساخت آنرا سال ۵۰۸ ه. ق میدانند با توجه به این تاریخ به نظر می رسد بانی رباط شرف « شرف الدین علی قمی» ملقب به وجیه الملک است . وی از سال ۴۸۱ حاکم مرو و در سال ۵۱۵ به وزارت سلطان سنجر سلجوقی رسید .

رباط شرف کاروانسرایی است بزرگ با پلان مستطیلی به طول ۱۰۹ متر و عرض ۶۳ متر در بر گیرنده دو حیاط وسیع و فضاهایی همچون ایوان رفیع ورودی ، نماز خانه ، اتاق نگهبانی ، اصطبل ها، حجره ها و اتاق های متعدد. این بنا در معماری ایران جایگاه ویژه ای دارد، رعایت دقیق و همه جانبه تناسبها و اصول معماری ایرانی در طراحی و ساخت ، به کار کیری طرح های آجر چینی متنوع و بدیع در نمای ایوانها ، طاقها ، طاقچه ها و گنبدها و همچنین ایجاد نقوش زیبای گچبری در زیر ایوانها و محراب نماز خانه ها این کاروانسرا را در ردیف ارزشمندترین بناهای دوره سلجوقی در قلمرو معماری اسلامی قرار داده است.۸

● رباط طبسی ( تربت حیدریه)

از بناهای موجود در مجموعه معماری قطب الدین حیدردر شهرستان تربت حیدریه رباطی است که حاج محمد ابرهیم طبسی از تجار معروف عصر قاجار در اواخر این دوره در ملک شخصی خود بنا کرد. رباط طبسی در زمره بناهای دو ایوانی است که شامل فضای ورودی ، هشتی، تعدادی حجره مشرف به میان سرای بنا، انبار و اصطبل است.۹

● رباط لاری (تربت حیدریه)

این بنا در بازار شهر تربت حیدریه و در محله میدان رباط قرارداردکه به همت حاج محمد رضا لاری از تجار معروف شهر به سال ۱۳۰۸ ه.ق ساخته شده است . این رباط از بناهای دو ایوانی است و مشتمل بر هشتی ورودی ، صحن ، حجره ، حجره غرفه، اصطبل و ... است . همچنین فضای ایجاد شده در این رباط به صورت بیست وچهار غرفه تابستانی بوده و اتاقک های پشتی استفاده زمستانی داشته است .علاوه بر آن که چهار فضای وسیع به صورت انبار در چهار گوشه رباط ایجاد شده است . آرامگاه حاج محمد رضا لاری نیز در غرفه ای واقع در بازارچه جنب رباط قرار دارد.۱۰

● کاروانسرای یونسی(گناباد)

این بنای با ارزش در حاشیه شهر یونسی و در مسیر جاده فیض آباد بجستان و در ۹۰ کیلو متری شمال غرب گناباد و ۴۰ کیلومتری شهر بجستان واقع شده است . این مکان بر سر راه کاروان رو سابق یزد به مشهد یعنی از قاسم آباد به فخر آباد بعد به مرند یزد و یونسی با عبور از پل قدیمی یونسی به طرف مه ولات در دوره صفوی احداث گردیده است. این بنا با فضای تقریبی ۲۵۰۰ متر مربع دارای ۸ ایوانچه و دو تالار جهت استراحت کاروانیان می باشد . بنا دارای تز ئینات آجری به صورت خفته راسته در پیشانی طا ق ها و ایوانها می باشد . از این مکان که به رباط شاه عباسی نیز معروف می باشد هم اکنون به عنوان نمایشگاه مردم شناسی استفاده می شود.۱۱

● رباط عباس آ باد ( تایباد)

این رباط تاریخی در فاصله ۲۶ کیلومتری شمال غربی شهر تایباد و بر کنار راه قدیمی این شهر به تربت جام قراردارد . بنای مزبورمشتمل بر دو حیاط ، بانضمام ایوان ، ایوانچه، اتاقکها و آب انبار می باشد و بقایای معماری آن حکایت از گذشته ای با عظمت در سایه امنیت دارد. فضای داخلی اتاقکها در عین سادگی مکان مناسبی برای اقامت کاروانیان و مسافران خسته از راه بوده است. از دیگر ویژگیهای این رباط وجود عنصر تدافعی (سنگ انداز ) در بخش فوقانی ورودی آن است و در مجموع بنای آن از یادگارهای معماری دوره صفوی است.۱۲

● رباط سنگی ( تایباد)

بقایای این رباط سنگی که به فاصله کمی از پل تاریخی کرات و آن سوی جاده تایباد به خواف قرار دارد . در گذشته توقفگاه کاروانیان و مسافران این ناحیه بوده است . قرائن معماری و آوارهای باقی مانده از رباط نشان می دهد ورودی بنا دارای طاقی سر پوشیده بوده که به حیاط مرکزی آن منتهی می گردید و آبگیری سنگی نیز برای تأ مین آب مصرفی کاروانیان و احشام در آن تعبیه شده بود . سفالهای پراکنده پیرامون این رباط سنگی موید بنیان اثر در دوره سلجوقی و استفاده از آن تا دوران تیموری بوده است.۱۳

● کاروانسرای فرامرز خان یا کانون (سبزوار)

این بنا در جبهه غربی میدان زند سبزوار قرار دارد. رباط کانون از نوع کاروانسراهای چهار ایوانی است که به استناد وقف نامه موجود در سال ۱۲۹۱ ه . ق توسط حاج فرامرز خان سبزواری جهت استفاده ی زوار حضرت رضا (ع) در کنار شاهراه خراسان ساخته شده است . ورودی این رباط از بخش جنوبی و از طریق یک هشتی به ایوان جنوبی منتهی می گردد. صحن رباط رو باز بوده و علاوه بر چهار ایوان اصلی غرفه هایی نیز مشرف بر صحن ساخته شده است . در انتهای غرفه ها حجره هایی تعبیه شده و در پشت اتاق ها ی شمالی ، شرقی و غربی سالنهایی طویل جهت مال بند یا طویله در نظر گرفته شده است.۱۴

● رباط تاریخی نیشابور

یکی از جاذبه های تاریخی شهر نیشابور ، رباط قدیمی آن است که با طرح چهار ایوانی مشتمل بر غرفه ها و حجره های پیرامون حیاط مرکزی است. مهمترین عنصر تزئینی این بنا تنوع آجر چینی بالای ایوان ورودی است . این رباط در دوره صفویه ساخته شده وبه نام شاه عباسی امروزه به مجموعه ای فرهنگی – تاریخی به عنوان مکان عرضه کننده صنایع دستی متنوع ،محل آموزش هنرهای سنتی ، موزه های باستان شناسی و مردم شناسی و حیات وحش اختصاص یافته است.۱۵

● رباط تاریخی قلعه وزیر (نیشابور)

این بنا از جمله کاروانسراهای میان راهی است که در مسیر جاده نیشابور به مشهد در روستای قلعه وزیر بخش زبر خان به سبک یک ایوانی در دوره قاجار ساخته شده است رباط قلعه وزیر شامل تعدادی غرفه، حجره و فضای اصطبل است . در قسمت غربی آن نیز بقایای حمام قدیمی وجود دارد.۱۶

● رباط طرق(مشهد)

این رباط دو ایوانی در ابتدای جاده مشهد – نیشابورقرار داردو شامل دو کاروانسرا متعلق به عهد صفویه و قاجار می باشد . اهمیت این رباط ازآن جهت است که عموماً به عنوان آخرین منزل شهر مشهد ، محل وداع یا استقبال محسوب می شده است.۱۷

● رباط جام ( تربت جام)

رباط جام در سمت جنوبی خیابان کوثری شهر تربت جام قرار دارد که به صورت یک بنای چهار ایوانی ایجاد شده است . در حال حاضر ورودی آن به سمت شمال باز می شود اما به احتمال بسیار درگاه جدید در آن تعبیه شده است . فضای ورودی رباط به یک هشتی منتهی می شود و ایوان های شمالی و جنوبی آن در ادامه به فضای وسیع میرسد که این نقاط به کمک پایه های آجری به چشمه تاقها تبدیل شده اند همچنین فضای داخلی بنا شامل ایوانچه هایی است که هر یک به حجره ای منتهی می شود نمای بیرونی رباط علاوه بر دیوار اصلی بنا دارای سه برج است . از بخش های مهم این بنا فضای شاه نشین آن است که در بخش فوقانی هشتی ورودی غربی با پوشش گنبد عرق چین و با تزئینات کار بندی احداث شده است .قدمت بنا را با توجه به سبک معماری بر جا مانده میتوان از دوران تیموریان دانست.۱۸

● رباط سمنگان (تربت جام)

رباط سمنگان از جمله کاروانسراهای سر پوشیده ای است که بر کنار راه قدیم سنگ بست قرار داشته و اکنون در میانه روستای سمنگان به فاصله ۵۴ کیلو متری شمال شهر تربت جام واقع است نقشه این رباط به صورت مستطیل و به طول ۴۸/۶۰ و به عرض ۳۸/۷۰ متر است . ورودی بنا از سمت شمال و از انتهای بلندی به درون راه می یابد . در سمت جنوبی رباط فضای بازی قراردارد که احتمالاً بار انداز بوده است . همچنین در چهار گوشه رباط چهار برج استوانه ای ایجاد شده که در واقع پشتیبان دیوار نیز محسوب می شود . پس از ورودی هشتی رباط به صورت فضایی هشت ضلعی ساخته شده که دارای گنبدی بلند است. با توجه به فرم اتاق ها به نظر می رسد که بنا متعلق به اواخر دوران تیموری یا اوایل دوران صفویه می باشد.۱۹

● رباط سنگ بست(فریمان)

رباط سنگ بست با نقشه مستطیل دارای برجهای دیده بانی و نگهبانی در ساختمان آن می باشد . نیم برجها جهت تقویت دیوارهای اصلی و مرتفع آن وجوددارد . سه در ورودی این بنا شباهتی بسیار با کاروانسرای مهیار در اصفهان دارد. فضای داخلی رباط در حیاط مرکزی مشتمل بر حجره ها و اتاقهای ویژه اقامت کاروانیان و اصطبل می باشد. حمد الله مستوفی این بنا را به امیر علی شیر نوایی نسبت داده که برروی ویرانه های بنایی از ارسلان جاذب والی توس در دوره غزنوی ساخته شده است.۲۰

● رباط تاریخی فریمان

بنای اصلی این کاروانسرا مربوط به دوران صفویه است. این کاروانسرا از جمله کاروانسراهایی با پلان مربع است که دارای قوسها، درگاهی ایوان ورودی و سایر ویژگیهای خاص است . احتمالاً این بنا در دوره های بعدی هم مورد مرمت و بازپیرایی قرار گرفته است . قسمتهای داخل این بنا شامل حجره ها ، اصطبل، هشتی ورودی و حیاط مرکزی است و نمای بیرونی آن دارای چهار برج می باشد. این رباط در محدوده شهر فریمان قرار دارد.۲۱

منابع:
۱-محمد یوسف کیانی،معماری ایران:دوره اسلامی (تهران: سمت،۱۳۷۹ )ص ۲۶۶.
[ ششم آبان 1389 ] [ 21:3 ] [ اطلس ایران وجهان ]
[ ششم آبان 1389 ] [ 20:56 ] [ اطلس ایران وجهان ]
کاروانسرای خواجه نظر عباسی پرینت ایمیل

1- موقعیت بنا:
آذربایجان شرقی، جلفا، کرانه جنوبی رودخانه ارس در نوار مرزی ایران و جمهوری خودمختار آذربایجان، در کنار پل ضیاء الملک


2- تاریخچه بنا:
تاورنیه فرانسوی این کاروانسرا را دیده و می نویسد:
خواجه نظر از ارامنه معتبری بود که از جلفا خارج شدند، چون در تجارت ترقی کرد و نزد شاه عباس و جانشین او شاه صفی اعتبارات حصل نمود او را کلانتر ملت ارامنه کردند. به افتخار وطن اصلی خود جلفا، 2 کاروانسرای بزرگ در آن جا بنا کرد که هنوز در طرفین رودخانه باقی هستند و بیشتر از 100000 اکو در آنجا خرج کرد، اما این دو بنای عالی به واسطه فوت بانی ناتمام ماندند.
در 3 کیلومتری جلفا، کاروانسرای ویرانه ای وجود دارد که بنای آن در زمان شاه عباس کبیر به هزینه خواجه نظر ارمنی، از مقربان درگاه شاهی به عمل آمده است. این کاروانسرابه نام کاروانسرای جلفا نیز معروف است.


3- مشخصات بنا:
کاروانسراهای عباسی دارای پلانهای مدور- چند ضلعی – دو ایوانی – کاروانسرا با تالار ستون دار و چهار ایوانی بوده اند. اما در این بین یک سری کاروانسراها دارای پلان های متفاوت با این الگو می باشند. مانند کاروانسرای سبزه وار و نیز کاروانسرای خواجه نظر جلفا.

این کاروانسرا دارای حیاط مرکزی و سه ایوان در سه طرف حیاط می باشد بنا در سه ضلع حیاط چرخیده و مصالح آن سنگ تراش و آجر میباشد. دارای پوششهای گنبدی شکل با طاق جناقی می باشد. پلان مستطیل شکل دارد از داخل راهروهایی جهت دسترسی به اتاقها وجود دارد. طول بنا دو برابر عرض آن می باشد.


4- قدمت بنا : صفویه

[ ششم آبان 1389 ] [ 20:52 ] [ اطلس ایران وجهان ]

معرفی پل های استان آذربایجان غربی (1)

پل میرزا رسول

پل میرزا رسول

پل میرزا رسول در غرب شهرستان میاندوآب و در سه کیلومتری جاده میاندوآب به مهاباد، بر روی رودخانه سیمینه رود ساخته شده است. این پل ظاهراً توسط "میرزا رسول" در اوایل دوره قاجار ساخته شد. جهت پل شرقی- غربی، طول آن هشتاد متر و عرض آن 60/4 متر و ارتفاع آن از بستر پل در چشمه وسطی 70/7 متر است.

این پل دارای پنج دهانه با قوس های جناغی است. این قوس ها با آجر و ملاط ساروج ساخته شده است. پایه آن از قلوه سنگ و سنگ های تراشیده سفید آهکی شکل گرفته است.

پل پنج چشمه

پل پنج چشمه

این پل در سه کیلومتری شرق ماکو،  بر روی رودخانه "زنگمار" ساخته شده است. پل پنج چشمه از سنگ های تراشیده شده به رنگ های سیاه و سفید که زیبایی خاصی به معماری پل داده، ساخته شده است. این پل شمالی- جنوبی به منظور کوتاه کردن راه زوار کلیسای طاطائوس یا قره کلیسا احداث شد.

طول پل چهل و سه متر، عرض آن 20/3 متر و ارتفاع آن 50/5 متر است. این پل دارای چهار چشمه است. احتمالاً در زمان احداث دارای پنج چشمه بود.

دکتر "ولفرام کلایس" در سال 1986 م ضمن اشاره مختصر به این پل، آن را مربوط به قرن هجدهم م می داند که توسط ارامنه ساخته شده است.

این پل دارای سه پایه است: قسمت هایی از این پایه ها را صخره طبیعی تشکیل می دهد و بقیه قسمت های آن از سنگ های تراشیده سفید رنگ با ملاط آهک تشکیل شده است. این پل در جهت مخالف آب رودخانه، دارای آب شکن های مثلثی شکل است. سطح گذرگاه پل از دهانه بزرگ – به دلیل آن که در انتهای پل واقع شده است – دارای شیب تند به طرف شمال و شیبی ملایم به طرف جنوب است.

 

پل قلعه جوق

این پل در جنوب شهرستان ماکو، مجاور قریه "قلعه جوق" و بر روی رودخانه زنگمار ساخته شده و از آثار دوره صفوی است. پل قلعه جوق ده متر طول، چهار و نیم متر عرض و نه متر ارتفاع دارد. پل دارای یک دهانه بزرگ، یک دهانه کوچک و موقعیت شرقی – غربی است. مصالح به کار رفته در آن از سنگ های سفید و سیاه تراشیده و نتراشیده، قلوه سنگ با ملاط گچ و آهک است. پل قلعه جوق یک پایه به اندازه 2×50/4 متر دارد. مصالح این پایه با سنگ های سیاه تراشیده و قلوه سنگ با ملاط است. این پایه در قسمت بالای پل یعنی در جهت مخالف آب رودخانه، دارای آب شکن نیم دایره ای شکلی به قطر 10/2 متر و ارتفاع سه متر است که به شکل مخروط با سنگ های لاشه و سنگ های تراشیده شده ساخته شده است.

منبع: میراث فرهنگی استان آذربایجان غربی

[ ششم آبان 1389 ] [ 20:45 ] [ اطلس ایران وجهان ]
قلعه‌هاي باستاني استان كردستان
سایر قلاع استان کُردستانکه بقایای اندکی از آن‌ها بر جای مانده و نیاز به بررسی بیشتر دارد عبارت اند از...

قلعه پالنگان

روستای «پالنگان» در 15 کیلومتری شهر کامیاران و ابتدای منطقه ی اورامان قرار دارد. در 800 متری روستا در دره ی زیبای «تنگیور» و در محل چشمه های پر آب «شیخ علاء الدین»، «شیخ خاتون» و «شیخ عمر»، قلعه پالنگان وجود داشت که اکنون بقایای اتاق ها، آتشکده ها و پل های قدیمی آن پابرجاست. آثار به دست آمده از قلعه و بقایای پل های ساخته شده بر روی رودخانه، قدمت آن را به دوره پیش از اسلام می رساند. نویسنده کتاب «تحفه ناصری» قلعه را مدت ها محل سکونت امرای «کلهر» دانسته و می نویسد: خسروخان اردلان در سال 564 ه. ق قلعه را متصرف و جزو قلمرو خود درآورد و از آن جا که آب و هوای قلعه «زلم»، در شهر زور آباد مناسب نبود، مرکز فرمانروایی خود را به «پالنگان» انتقال داد. مدارک حاصل از کاوش های باستان شناسی مرتبط با این دوره و نزدیک بودن قلعه به کتیبه «تنگیور» انتقال از قلعه «زلم» به پالنگان را ثابت می کند. قلعه تا بعد از انتقال مرکز حکومت خاندان اردلان از پالنگان به «حسن آباد»، یعنی در حدود قرن دهم ه ـق آباد بود.

چنگیز قلعهنزدیک شهر بیجار و در 20 کیلومتری شهر، بر بالای کوهی در جاده ی بیجارـ سنندج بقایای قلعه ای وجود دارد که به «چنگیز قلعه» معروف است. این قلعه که فقط بقایای دیوارها و آب انبارهای آن باقی مانده، در گذشته دارای تأسیساتی مهم در منطقه بود. ساختمان این قلعه از سنگ، ساخته شده و از ملات ساروج (مخلوطی است از آهک و خاکستر یا ریگ که در آب به مرور جذب انیدرید کربنیک کنند و آهکش به صورت سنگ آهک که محکم و پایدار است در می آید و از آن در جهت ساختن بنا استفاده می کنند ) نیز درآن بهره گرفته اند. تاریخ ساخت دقیق قلعه مشخص نیست. لیکن بقایای معماری و سفال های موجود، آثار دوره تاریخی احتمالاً ساسانی و دوره اسلامی را نشان می دهد.

قلعه حسن آباددر گذشته های بسیار دور، جاده ی قدیم سنندج ـ کرمانشاه از روستای حسن آباد که در 5 کیلومتری سنندج واقع بود، می گذشت. درسال 746ه. ق «امیر حسن خان اردلان»، بر بلندای کوهی در جنوب روستا، قلعه مستحکمی برای مرکز حکومت خود بنا کرد. در اوایل قرن دهم ه .ق «هلوخان اردلان» والی وقت کُردستان، آن جا را مقر حکومت قرار داد. احتمالاً آبادی و قلعه حسن آباد قبل از تأسیس شهرِ سنه دژ (سنندج) مرکز ولایت کُردستان بود و از سال 1046 هـ. ق پس از انهدام قلعه حسن آباد، سنندج مرکز ولایت کُردستان شد. آثار و بقایای تأسیسات قلعه حسن آباد، هنوز بر جای است.

قلعه سنندج (دژ سنه)یکی از قلعه های قدیمی کُردستان، قلعه سنندج بود. هنگامی که «سلیمان خان اردلان» از طرف «شاه صفی» به عنوان والی کُردستان منسوب شد، مرکز ایالت کُردستان را از حسن آباد به سنندج انتقال داد و قلعه ای ساخت که به «دژسنه» معروف شد. این قلعه بعدها با گسترش شهر، در داخل محله ای قرار گرفت که به محله «میان قلعه» معروف بود. «سنه دژ» بالای تپه ای درکمال استحکام بنا شد و در برخی کتب توصیف جالبی از فضاها و تزیینات معماری آن آمده است. از جمله: بر گرد محله میان قلعه که دارالحکومه و سرای خسرو خان و امان اله خان بود، دیواری کشیده اند مشتمل بر چهار دروازه ... . اول دروازه «قلعه چوالان» که رو به مغرب دارد. دوم دروازه «تپوله»، سوم دروازه «عبدالعظیم» که روی آن به سمت قبله است. چهارم، دروازه «بازار» که رو به مشرق است. به این ترتیب، مشخص می شود که قلعه سنندج هسته مرکزی یا ارگ حکومتی (کهندژ) بود. این قلعه تا سال 1851 میلادی که روس ها برای اولین بار از شهر سنندج نقشه برداری کردند، به حیات خود ادامه می داد؛ اما امروزه جز نام قلعه، اثری از آن باقی نمانده است.

قلعه قم چقایاین قلعه در 45 کیلومتری بیجار و روی یکی از کوه های بلند منطقه قرار دارد. موقعیت جغرافیایی این قلعه به دو دلیل از هیبت و عظمت خاص برخوردار است؛ نخست آن که از یک سو به دره ای مشرف است که در قدیم به «دره شاهان» شهرت داشت و تیغه های بلند و هولناک این کوه با پرتگاه های مخوف و بلند، بالا رفتن از آن و رسیدن به دژ را بسیار دشوار می کرد. از سوی دیگر، از جنوب غربی، جنوب شرقی و شرق نیز به پرتگاهی دیگر مشرف است. از این رو، ایجاد استحکامات برای این قلعه لازم نبود. اما در سمت شمال که کوه از ارتفاع کمتری برخوردار است، بقایای دیواری عریض و محکم از سنگ لاشه با ملات و برج های نیم استوانه موجود است. دروازه قلعه در این سمت قرار دارد. بقایای این حصار یادآور دیوارهای تخت سلیمان است و احتمالاً به دوره ساسانی تعلق دارد. در پای پشته سنگی، حصارهای دیگری از قرون وسطی، عمود بر بستر رودخانه کشیده شده است. استحکام قلعه و نشانه های ساختاری بنا از جمله پی های خانه هایی که مشهود است نیز این گمان را تقویت می کند که این قلعه ساسانی باشد. در سطح نیز سفال های دوره اسلامی (قرن 6 و7 ه . ق) به چشم می خورد. خارج قلعه در سمت شمال غربی، روی پشته ی پست تر، بقایایی از دیواره ها و تراس بندی ها دیده می شود. این پشته از طریق پلکانی که از سنگ کوه تراشیده شده با اراضی مرتفع شمالی مرتبط بود. آب انباری که به ارتفاع 40/1 متر در کوه ساخته شده، تونل با 42پله و راهرویی که آن را هم در دل کوه حفر کرده اند، نشانه های دیگری از اهمیت ویژه این قلعه و آب انبار آن است. سنگ های تراش خورده «قم چقای» دارای مشخصاتی نیست که بر مبنای آن بتوان زمان ساخت بنای قلعه را به دقت تعیین کرد. با این حال به احتمال قوی می توان آن را متعلق به دوره های پیش از میلاد مسیح، مثلاً دوره مانایی و ماد دانست که تا دوره های ساسانی و اسلامی نیز مورد استفاده بود. منبع های ذخیره آب که توسط تونل پله دار به پایین راه می یابد، تا حدودی به آب انباری که در زندان سلیمان وجود دارد شبیه است و نشانه دیگری از قدمت قلعه تا دوره مانایی است.

قلعه مریوان (قلعه هلوخان)در روزگار حکمرانی «سرخاب بیگ اردلان»، حدود سال 945ه.ق، در سه کیلومتری جنوب شرقی شهر فعلی مریوان، قلعه ای روی کوه ساخته شد که به قلعه «هلوخان» یا قلعه «ایمام» شهرت یافت. این قلعه از آجر بود و آثار پله و آب انبار آن که از سنگ تراشیده شده، به عنوان شالوده آخرین بنای قلعه، هنوز بر جا مانده است. قلعه مریوان تا روزگار «سلیمان خان اردلان»، یکی از چهار مرکز حکمرانی خاندان اردلان در کردستان و در روزگار «سرخاب بیگ» مرکز و مقر حکومت کردستان بود. سرخاب بیگ، این قلعه رفیع را دارالمُلک خود ساخت. این قلعه هم چنان مرکز حکمرانی کُردستان به شمار می رفت، تا این که هلو خان به رغم تعمیر و پدید آوردن ابنیه ای تازه مثل مسجد و افزودن استحکامات جدید بر قلعه، مرکز حکمرانی خود را به قلعه پالنگان منتقل کرد.

سایر قلاع استان کُردستانکه بقایای اندکی از آن ها بر جای مانده و نیاز به بررسی بیشتر دارد عبارت اند از قلعه کهنه و قزقلعه در شهرستان بیجار، قلعه های سیاومه، نمشیربروژه، کیوه رو، شوی، آرمردهدر شهرستان بانه وقلعه قپلانتو در شهرستان سقز.

[ ششم آبان 1389 ] [ 20:41 ] [ اطلس ایران وجهان ]

معرفی قلعه های دیگر استان قزوین

معرفی قلعه های دیگر استان قزوین (8)

قلعه لمبسر

 این قلعه در بخش " رودبار شهرستان " از توابع قزوین و در شمال شرقی روستای " رازمیان " قرار دارد و یكی از مهم ترین قلاع اسماعیلیه در عصر سلجوقی است . در مورد سال ساخت این بنا در هیچ یك از متون تاریخی ذكری به میان نیامده است . این قلعه به دلیل موقعیت خاص خود ، در دوره تسلط اسماعیلیه اهمیت و شهرت بسیار پیدا كرد و پس از قلعه الموت مهم ترین قلعه آن دوره به شمار می رفت . قلعه لمبسر بالای كوه وسیع و مسطحی قرار دارد و به دلیل وجود رودهای اطراف ، در دامنه های غربی ، شرقی و جنوبی ، از سایر رشته كوه های اطراف جدا مانده است . از این رو ، این قلعه حتی از دژ الموت مستحكم تر بوده است ؛ چرا كه از طرفی از سه جهت دارای پرتگاه های مخوف و غیر قابل نفوذ بود و از طرف دیگر وسعت زیاد آن ، اجازه كشت به اهالی آن را داده بود ، در نتیجه امكان محاصره و تصرف آن بسیار دشوار به نظر می رسید . این قلعه ابعادی در حدود 480 متر در جهت شمالی – جنوبی و 190 متر در جهت شرقی – غربی دارد . در قسمتی از سمت شرقی آن ، دیواری عظیم بنا كرده بودند كه حدود ده متر ارتفاع داشت و هم اكنون بخش هایی از بارو ( دیوار ) ی آن باقی مانده است . در سایر قسمت های این قلعه ، به دلیل عدم نفوذ پذیری طبیعی ، برج و بارویی كوتاه تر ساخته بودند . از استحكامات شمالی قلعه كه تنها راه نفوذ و دسترسی به آن بود ، اثری بر جای نمانده است . اما با توجه به آثار باقی مانده ، این بخش مسلماٌ دارای دروازه و برج و باروهای عظیم بوده است . برای ساخت استحكامات این قلعه از مصالح سنگ با ملاطساروج ( مخلوطی است از آهك و خاكستر یا ریگ كه در آب به مرور جذب انیدرید كربنیك كنند و آهكش به صورت سنگ آهك كه محكم و پایدار است در می آید و از آن در جهت ساختن بنا استفاده می كنند. )و ساروج یك پارچه استفاده شده است . آب قلعه از " نینه رود " كه در فاصله دو فرسنگی آن قرار دارد ، تأمین و توسط آبراهه ای كه در دل سنگ حفر شده بود ، در چندین آب انبار ذخیره می شد . همچنین در پایین دیواره شرقی قلعه ، راهروی سرپوشیده ای به عرض نود و پنج  سانتیمتر قرار داشت كه با پله های ناهموار ، ارتفاع صد و نود متری قلعه تا سطح رودخانه را به هم مرتبط می كرد . قلعه لمبسر یكی از قلعه های بزرگ و قابل توجه دفاعی است .

معرفی قلعه های دیگر استان قزوین (8)

قلعه سمیران

این قلعه مركز حكومت آل جستان و كنگریان و به نوشته " حمدالله مستوفی " جزء قلاع متصرفی اسماعیلیه بود . قلعه سمیران در منطقه ی " طارم " قزوین ، بالای كوهی سنگی قرار دارد و فقط از سمت شمال می توان به آن راه یافت . رودخانه " قزل اوزن " از جنوب این كوه عبور می كند و در آن سوی رود ، ارتفاعات بلند سنگی دیواره مانندی قرار گرفته است . به همین دلیل بیشتر استحكامات این قلعه در سمت شمالی آن ساخته شده است . " ناصر خسرو " نوشته است كه  این قلعه دارای سه حصار است كه هم اكنون دو حصار آن شناسایی شده است . سالم ترین قسمت قلعه ، دیواره شمالی آن است كه چند برج مدور و باروهای كاملاً سالم دارد . ارتفاع این دیواره ، حدود پانزده متر و از سنگ های لاشه و ملاط گچ به ضخامت 40/2 متر شكل گرفته است . همچنین این دیواره دارای یك كلاف چوبی در ارتفاع یك متری است . قسمت غربی قلعه از نظر سبك ساختمانی با بخش شمال شرقی آن متفاوت است . در این بخش فقط بارو به چشم می خورد و برج های مدور دیده نمی شود و با توجه به عدم نفوذ پذیری آن می توان نتیجه گرفت كه داخل آن مسكونی بوده است . در داخل قلعه آثار واحدهای مسكونی قابل مشاهده است ؛ اما امكان تهیه نقشه وجود ندارد . قلعه سمیران نیز مانند سایر دژها و بناهای سبك شهرسازی گذشته ، برای پناه بردن و مقاومت در برابر حملات مختلف ساخته شده بود .

معرفی قلعه های دیگر استان قزوین (8)

 میمون قلعه

این قلعه ی مربع شكل در شهرستان قزوین قرار دارد و با ابعاد تقریبی حدود هفتاد متر ، از خشت های سی سانتی متری ساخته شده است . این بنا دو طبقه دارد . طبقه ی فوقانی آن از یك تالار چلیپایی و اتاق هایی در اطراف تشكیل شده و طبقه زیرین آن شامل یك شبكه راه های ارتباطی است . طبقات توسط پلكانی مارپیچ به هم مرتبط می شوند. نمای این قلعه هشت برجی ، آجری است . از شكل و وضعیت بنا چنین استبناط می شود كه این قلعه ، بنایی نظامی و یا مقر فرماندهی بوده است .

برخی ، این قلعه را از بقایای " مدینه موسی " كه به امر " موسی الهادی " خلیفه عباسی در سال 168 هـ . ق بنا شد و برخی دیگر آن را منسوب به " میمون بن عون كاتب " می دانند. سفالینه های به دست آمده ، قدمت بنا را تنها تا دوره " آل بویه " به عقب می برد.

قزقلعه ( قلعه دختر )

قزقلعه در حوالی ضیاء آباد از توابع شهرستان تاكستان ، روی تك كوهی سنگی قرار دارد و بر تمام نواحی اطراف مشرف است. این قلعه از سه طرف به پرتگاه های  مخوف منتهی و تنها راه دسترسی به آن ، از راه جنوب است . آثار باقی مانده از قلعه بسیار اندك است و نمی توان طرحی از ساختمان آن تصور كرد. از آثار به جای مانده آن ، جرزهای یك چهارطاقی است كه از سنگ و ساروج ساخته شده و طاق آن فرو ریخته است . مشخص نیست كه این چهار طاقی كدام قسمت بنا بوده و فقط می توان احتمال داد كه محل تقاطع دو سرسرای ارتباطی و یا ورودی بنا بوده است . پایه های باقی مانده سترگ این چهار طاقی ، ابعادی در حدود سه متر دارد و فاصله آنها از یكدیگر 80/4 متراست. در برخی از قسمت های این قلعه علاوه بر سنگ ، از آجری مانند آجرهای دوره ساسانی نیزاستفاده شده است .

در هیچ یك از متون تاریخی ، از این قلعه به صورت مشروح سخنی به میان نیامده است و هیچ اطلاعی از گذشته و نحوه زندگی در آن ، در دست نیست؛ ولی باتوجه به سبك معماری بنا ، می توان آن را از آثار اواخر دوره ساسانی یا اوایل اسلام دانست .

معرفی قلعه های دیگر استان قزوین (8)

قلعه چال ( اندج)

قلعه چال در جنوب شرقی روستای " اندج " ، بر روی یك كوه منفرد ، قرار دارد. سمت جنوب و غرب این قلعه را دره های عمیق احاطه كرده و تنها راه دسترسی به آن از طرف شرق است . در كف دره شرقی آن ، بین این كوه و چند كوه دیگر ، محوطه وسیعی وجود دارد كه پوشیده از قبر است . در این محوطه ، سفالینه های لعاب دار مربوط به قرن های پنجم تا هفتم هـ . ق كشف شده است . در این قلعه ، آثار اندكی از یك برج نگهبانی با سنگ های لاشه و ملاط ساروج ، دیده می شود . سطح قلعه به صورت شیب دار از شمال به جنوب كشیده شده و در جنوب آن یك آب انبار به صورت شرقی - غربی در دل سنگ ایجاد شده است . وسعت قلعه در حدود 70×50 متر است . به نظر می رسد این قلعه به عنوان محل نگهبانی مورد استفاده بوده و قبور موجود در دره های شرقی و شمال شرقی آن ، مربوط به همان افرادی است كه آثارشان را می توان در سطح قلعه دید .

منبع: کتاب میراث فرهنگی استان قزوین
[ ششم آبان 1389 ] [ 20:39 ] [ اطلس ایران وجهان ]
 

جاذبه های گردشگری ایران " استان زنجان "

مرکز زنجان

شهرستان ها ابهر، ایجرود، خدابنده، خرمدره، زنجان، طارم، ماه نشان

شهرها آب بر، ابهر، ارمغان خانه، چورزق، حلب، خرمدره، دندی، زرین آباد، زرین رود، زنجان، سجاس، سلطانیه، سهرورد، صائین قلعه، قیدار، گرماب، ماه نشان، هیدج.

جاهای دیدنی استان

آبشار شارشار، بازار زنجان، بنای رختشویخانه، تپه های باستانی کرسف، داش کسن، دربند قاطرچی، غار خرمنه سر، غار کتله خور، قلعه بهستان، گنبد سلطانیه، مسجد جامع زنجان، معبد اژدها، موزه زنجان، نمایشگاه بین المللی کاسپین

مناطق توریستی -   طبیعی خاص 

 

منطقه ی زیبای طارم، چمن با ارزش سلطانیه، شکارگاه ها و مناطق حفاظت شده ی استان، دره ها و دربندهای ییلاقی منطقه، سواحل زیبای رودخانه قزل اوزن، چشمه های متعدد آب گرم، منطقه ییلاقی گاوازنگ، کناره های سد تهم، کوه های منطقه ی ماه نشان، روستاهای صخره ای و طبیعی استان زنجان و مناطق حفاظت شده ی این ناحیه برخی از مناطق توریستی- طبیعی استان زنجان هستند که برای گسترش گردشگری طبیعی مناسب به نظر می آیند.

[ ششم آبان 1389 ] [ 20:38 ] [ اطلس ایران وجهان ]
جاذبه های گردشگری ایران " استان لرستان "

مرکز خرم آباد

شهرستان ها ازنا، الیگودرز، بروجرد، پل دختر، دورود، دوره، دلفان، سلسله، کوهدشت

شهرها ازنا، اشترینان، الشتر، الیگودرز، بروجرد، پل دختر، چالانچولان، چغلوندی، چقابل، خرم اباد، درب گنبد،  درود، زاغه، سپید دشت، سراب دوره، فیروزآباد، کونانی، کوهدشت، گراب، معمولان، مومن آباد، نورآباد، ویسیان

جاهای دیدنی استان

آبشار نوژیان، آبشارهای سرکانه، امام زاده دوخواهران، پل کشکان، تالاب زردابه، دریاچه گهر، دژ شینه، غار کلماکره، فلک الافلاک، کاخ ساسانی رحمان آباد، کاروانسرای گوشه شهنشاه، مسجد سلطانی بروجرد

جاذبه‌های گردشگری استان

آبشار پر آب و مرتفع و بسیار دیدنی آب سفید، دریاچه گهر در بخش ززو ماهرو،آبشار چکان دهقادی،غار باستانی پشتکوه، کوه و سراب وغار تمندر،غار شاهرود، قبور تاریخی شاهرود،غار باستانی ، دریاچه شط تمی در پشتكوه، دژهای هخامنشی و پل‌های باستانی، قلعه باجول و آبشارهای دورک، امامزاده محمدبن حسن، امامزاده‌های فرسش ،امامزاده غیفر ابن علی دوزان، امامزاده پیر امام،قلعه مندیش،قلعه دختر تمند،قلعه بادباد،سد تاریخی بند دختر، روستای تاریخی شاپور آباد ، سراب ماهیچال، گورستان تاریخی شیر سنگ ها در بزنوید، چشمه و سراب گایکان، آبشار وارک(بخش بشارت زلقی)، آبشار تیندر،آبشار لوچ،دشت لاله‌های واژگون روستای خلیل اباد(که بزرگترین و زیبا ترین دشت لاله واژگون در جهان است ،جنگل های بلوط زز و ماهرو،منطقه مور زرین،منطقه قلیان،کوه رباط،کوه مندیش،قالی کوه ،اشترانکوه، و غیره.

صنایع دستی استان

تعدادی از واحدهای مهم صنعتی این شهرستان عبارت‌اند از: کارخانه شيشه لرستان، فولاد الیگودرز، جهان خودرو، همارشتن، سيم‌برش. استخراج سنگ‌های تزیینی ساختمانی از نوع چینی و کریستال، سنگ دانه بندی، پودر میکرونیزه از سنگ، فرآوری کربنات کلسیم نیز از دیگر صنایع رایح در این استان است.

بخشی از تولیدات شهرستان غلات، حبوبات، لبنیات دامی، عسل، ماهی قزل آلا ، سیب زمینی، آرد، ماکارونی، ویفر و بیسکویت است. عسل الیگودرز از بهترین و طبیعی ترین عسلهای ایران به شمار میرود،چنانکه سوغات ناب این شهر محسوب می شود.

صنایع دستی آن شامل هنرهای سرامیکی، قالیبافی، منبت کاری، سیم بافی، معرق کاری، گلیم بافی و جاجیم بافی می شود.

استان لرستان داراي آب وهواي متنوعي است، اين تنوع از شمال به جنوب و از شرق به غرب كاملا محسوس مي باشد.

 

زمستان هنگامي كه در شمال لرستان برف و كولاك ادامه دارد قسمتهاي جنوبي آن داراي هوايي مطبوع و باراني است . بخشهاي غربي مانند سفيد كوه نسبت به قسمتهاي شرقي ، يعني دورود و اليگودرز،نزولات جوي بيشتري دارد .

 

تنوع آب وهوايي در شهر هاي استان مشاهده مي شود به طوري كه خرم آباد از اعتدال زمستاني و گرماي تابستاني،بروجرد از سرماي زمستاني واعتدال تابستاني،و اليگودرز از آب وهواي بسيار سرد در زمستان و معتدل در تابستان برخوردار است.علل تنوع آب وهواي لرستان عبارتند از:

 

 

 

۱- موقعيت رشته كوههاي زاگرس نسبت به جهت وزش بادهاي مرطوب غربي

 

۲- ارتفاع نسبتا زياد اين منطقه از سطح دريا

 

۳- فشردگي كوهها

 

۴- واقع شدن در عرض جغرافيايي متوسط

 

۵- اثر بادهاي گرم جنوبي ايران به طوري كه اختلاف بين حداكثر و حداقل مطلق دما به بيش از ۰۸ درجه سانتيگراد رسيده است .حداكثر دماي ثبت شده 4/47 وحداقل دماي مطلق ثبت شده ۵۳- است.

 

تفرجگاه هاي طبيعي

 

1-تفرجگاه تخت شاه

 

2- تفرجگاه شيرز

 

3-تفرجگاه مخمل كوه (تنگه شبيخون)

 

4-تفرجگاه بابا عباس

 

5-دره حوض موسي

 

6-تفرجگاه نوژيان

 

7-تفرجگاه شهنشاه (گوشه )

 

8-تفرجگاه تنگه چمشك


آبشار شوي يا تله زنگ

درجنوب شهرستان دورود ودر بين كوههاي سر تنگ شوي در حوالي روستاي شوي و در 10 كيلومتري ايستگاه راه آهن آبشار شوي واقع شده است .

اين آبشار كه به قولي زيباترين آبشار ايران است. آبشار شوي آبشاري زيبا ودلنشين است كه از غاري بيرون مي جهد و از گردنه اي بلند به پايين سرازير ميشود . ارتفاع آبشار 100متر وعرض آن 40 متر است كه زيبايي وچشم انداز ي كم نظير را به طبيعت ميدهد اطراف آبشار مملو از درختان بلوط ،بادام وپوشش گياهي بسيار مناسب است

در فصل بهار از سراسر كشور مردم علاقمند براي تفريح به سوي اين آبشار روي مي آورند و بخشي از اوقات خود را در پيرامون زيباي آن سپري مي كنند . اين آبشار در گويش محلي به (طاف شوي ) معروف است . راه دسترسي به آن از طريق ايستگاه راه آهن تله زنگ است.

آبشار بيشه

اين آبشار يكي از زيباترين آبشارهاي كشور است در ايستگاه راه آهن بيشه در شهرستان دورود  واقع شده است آب و هواي مناسب وسرسبزي اطراف آبشار وچشم انداز كوههاي اطراف ساليانه پذيراي مهمانان ومسافران زيادي از مناطق مختلف كشور شده واين منطقه ديدني را به عنوان يكي از مناطق توريستي  وگردشگري استان تبديل نموده است.

فاصله اين آبشار تا شهرستان دورود كه يكي از مسيرهاي ارتباطي آن است 35 كيلومتر مي باشد. ارتفاع آبشار ۴۸ متر تا نقطه برخورد با زمين و ۱۰متر نيز از آنجا تا وصل شدن به رودخانه سزار مي باشد . از شهرستان دورود به طرف ابشار مناطق ديدني در كنار رودخانه سزار وجود دارد كه مي توان به آبشار هاي فصلي و دائمي ،آبشارهاي يخي در زمستان و در ختان متنوع نام برد. فاصله آن تا خرم آباد از طريق جاده 64 كيلومتر –عرض تاج آبشار 20 متر مي باشد .17 پلاژ،7 چادر ،بازار چه محلي ،تلفن ،آب ،برق،خانه بهداشت وپاسگاه انتظامي در كنار آبشار داير مي باشد

آبشار آب سفيد

اين آبشار زيبا وديدني در منطقه ذلقي اليگودرز وبه فاصله حدود 50 كيلومتري واقع شده است، ارتفاع اين آبشار حدود 65 متر و عرض تاج آبشار  آن در فصل پر آبي حدود 8 متر مي باشد . اين آبشار از دل كوه صخره اي به بيرون سرازير مي شود وسپس در مسافت كوتاهي به يك حوضچه تبديل مي شود . اين آبشار در فصل بهار  پذيراي گردشگران زيادي است وپوشش جنگلي وگياهي در اطراف آبشار زيبايي وطراوت خاصي به اين منطقه توريستي داده است.مسير اليگودرز تا آبشار اتومبيل رو مي باشد

آبشار نوژيان

آبشار نوژيان در 51 كيلو متري جنوب شرقي خرم آباد (بخش پاپي ) به ارتفاع 95 متر وعرض تاج 5 متر واقع شده است .اين آبشار يكي از زيبايي هاي طبيعت لرستان است كه هر ساله ،بسياري از مردم را به سوي خود جلب مي كند .گردشگاه جنگلي نوژيان بالاي كوه تاف قرار دارد .در كوه (تاف )انواع گياهان دارويي مي رويند و طبيعت و آبشار زيباي آن شگفت انگيز و ديدني است .همواره بسياري از مردم براي تماشاي اين آبشار زيبا و هم چنين براي جمع آوري گياهان دارويي به اين ناحيه مي آيند و اوقات فراغت خود را در آنجا مي گذرانند . . راه  ارتباطي آن از طريق  خرم آباد به گردنه نوژيان جاده آسفالته  ويا از راه آهن به ايستگاه كشور و از آنطرف هم با ياي پياده حدود 2ساعت پياده روي به سمت آبشار است.

آبشار چكان

اين آبشار در جنوب غربي اليگودرز در دامنه ارتفاعات مشرف بر دره چكان در فاصله 141 كيلومتري شهرستان خرم آباد به ارتفاع 30 متر وعرض تاج 4 متر  قراردارد.اين آبشار از درون غاري مشرف بر زمينهاي زراعي چكان بيرون مي جهد و طول فوران آن به دهها متر ميرسد .اطراف آبشار منطقه اي وسيع با فضايي مطلوب و دل انگيز است كه در دو الي سه كيلو متري آن امام زاده اي به نام (ابو علي (ع))واقع شده است .آب اين آبشار در اواخر پاييز به مرور خشك مي شود و در روز هاي اوليه شروع فصل بهار مجددا با همان فوران به بيرون مي جهد، اين آبشار يكي از عجايب و زيبايي هاي طبيعت استان لرستان محسوب مي شود . در كنار آبشار پوشش گياهي ودرختاني همانند گردو ،زالزالك،گلابي ،چنار ،كيكم،بيد،بلوط،و... وجود دارد.

راههاي ارتباطي :

1-دورود به ايستگاه راه آهن سفيد دشت به طرف شول آباد  با جاده شني

2-دورود به شاپله –تنگ ناله شنه چكان  اين جاده مالرو ومخصوص كوهنوردي است . 

3-اليگودرز با اتومبيل به طرف شول آباد  بهار كار  .چكان كه با اتومبيل تا چند كيلومتري آن جاده وجود دارد

آبشار وارك

 

اين آبشار درغرب گردنه نوژيان ، بخش پاپي در جنوب شرقي خرم آباد قرار دارد  ويكي از زيباترين آبشارهاي كشور است . فاصله آن تا شهر خرم آباد حدود ۶۰ كيلومتر مي باشد . سرچشمه آبشار يك صخره سنگي است و پس از طي حدود ۱۵ متر از صخره دوم فرو ريخته و آبشار دوم را به وجود مي آورد . آبشار وارك در نزديكي آبشار نوژيان قرار دارد.

در فصل كم آبي ارتفاع قسمت اول ۷ متر با عرض حدود ۱۲ متر و قسمت دوم ۱۵/۵ متر با عرض ۵/۵۶ متر يكي از زيباترين منظره ها را در اين منطقه مي توان ديد . حداكثر ارتفاع آن به ۵۷ متر مي رسد و عرضي معادل ۵۰ متر را در بر مي گيرد . اطراف اين آبشار پوشيده  از درختان ،بلوط،گلابي،زالزالك و.... وجود دارد. آبشار سركانه

اين آبشار درروستاي  گريت بخش پاپي در فاصله 50 كيلومتري شهرستان خرم آباد به ارتفاع 15 متر وعرض تاج 17 متر  قرار دارد  واز جمله جاذبه هاي طبيعي وگردشگري  ديدني استان محسوب مي گردد فاصله اين آبشار تا بخش پاپي حدود يك ساعت پياده روي مي باشد. اين آبشار در گويش محلي به تاف هفت چشمه معروف است .پوشش جنگلي اطراف آبشار را در ختان بلوط ،زالزالك.و مو  وجود دارد.

آبشار افرينه

 

آبشار افرينه در كنار روستايي به همين نام در مسير جاده بين المللي  خرم آباد به انديمشك قرار دارد . آين آبشار زيبا در فصل بهار وتابستان علاقه مندان وگردشگران زيادي را به خود جلب مي كند.

 

تونل برفي 

تونل برفي بصورت طبيعي در برف ويخ هاي دامنه زيبا وسر به فلك كشيده اشترانكوه در منطقه كمندان شهرستان ازنا بوجود آمده است كه طول اين تونل بالغ بر 800 متر وارتفاع آن از كف تونل تا سقف بين 5/2 تا 3متر مي باشد .اين تونل برفي در را فقط در فصول بهار وتابستان مي توان بازديد نمود

درياچه گهر

درشرق استان لرستان ودر دامنه ارتفاعات اشترانكوه  ، درياچه هاي دائمي و شيرين ((گهر بالا)) و((گهر پايين )) قرار دارند.درياچه گهر يكي از زيباترين درياچه هاي كوهستاني كشور  مي باشد  اين درياچه از ذوب برف هاي اشترانكوه و انباشت آب آن در پشت سد يا آب بندي كه از ريزش كوه پديد آمده است . فراواني نسبي آب هاي ورودي به اين درياچه باعث مي شود ، سر ريز آب آن به درياچه پاييني (بزرگ ) بريزد .

طول درياچه اصلي گهر را ۵/۱ كيلومتر و عرض متوسط آن را ۶۰۰ متر برآورد كرده اند . حداكثر عمق درياچه ۲۸ متر و مساحت آن در حدود ۱۰۰ هكتار و در  ارتفاع  2400 متري ازسطح دريا وتنها داراي يك راه مالرو وصعب العبور به دامنه است .

درياچه گهر مانند آبگيري است كه از چشمه ها ، آبشارها و سراب هاي اشترانكوه پر شده و آب آن در تابستان و زمستان ثابت است . بيش تر سطح درياچه گهر در زمستان يخ مي بندد .

 

انواع بوته ها ، درختان تنومند بيد ، گياهان و گلهاي زيباي پيراموني ، اطراف درياچه را به صورت يك پارك طبيعي شگفت انگيز در آورده است .

زيبايي خيره كننده و چشم اندازهاي بديع درياچه سبب شده است هر ساله ، با وجود سختي راه ، انبوهي از مردم لرستان ، استانهاي اطراف و ديگر نقاط كشور ، با پاي پياده يا سواره به ديدن درياچه و زيبايي هاي آن بروند و چند روزي از اوقات فراغت خود را در آنجا سپري كنند .

درياچه كيو

در مركز شهر خرم اباد در كنار پارك كيو درياچه بسيار زيباي كيو قرار دارد اين دز=رياچه به شهر جلوه خاصي داده ودر كنار جاذبه هاي تاريخي فراوان در دره خرم آباد وچشمه هاي پر آب دره خرم آباد شهر را در رديف يكي از شهر هاي زيبا ي توريستي قرار داده است . آب آن از چشمه تامين مي شود .. مساحت آن هفت هكتار و عمق آن بين سه تا هفت متر است . اين درياچه از ارزش هاي توريستي درون شهري بر خوردار است وبه لحاظ ويژگيهاي  خاص خود مي تواندبه عنوان يكي از مراكز جذب توريست تبديل شود .ودر كنار اين درياچه امكانات تفريحي ،شهربازي و چشم انداز زيبايي  وجود دارد..

تالابهاي لرستان

تالابهاي لرستان از جمله جاذبه هاي طبيعي  بويژه در فصل بارندگي  زيباي خاصي به منطقه مي دهد .علاوه بر اين تالابها  مامن وزيستگاهي مناسب براي انواع پرندگان ، آبزيان و پرندگان  بومي ومهاجر مي باشد . در اين ميان هفت تالاب در منطقه آهكي  در شرق  رودخانه كشكان  كبير كوه قرار دارند  همچنين تالاب بيشه دالان  در جنوب شهرستان  بروجرد وتالاب سيلاخور در شمال غربي شهرستان دورود قرار دارد.

چشمه ها وسراب ها

 ازجمله مواهب طبيعي و اكوتوريستي در لرستان وجود چشمه هاوسرابهاي متعدد در سطح اين استان است.اين سرابها وچشمه ها شرايط مناسبي را جهت جذب جمعيت توريستي داخل استان وخارج از استان را در روزهاي تعطيل فراهم مي نمايد . سراب هنام ، سراب كهمان در الشتر ،سراب چگني ،كيو و چشمه هاي گلستان، ،گرداب دارايي در خرم آباد ، سراب جانيزه ، زرشكه ، سفيد ،زارم ،كرتول ،و چشمه هاي ونايي ، دره خوني ، هفت چشمه و اسل در بروجرد و اشترينان ، سراب غارتمندر و گردكانك ،ماهي چال ، فرسيان، گايكان ،سر دره ،رود آب در اليگودرز ، سراب چشمه و رودك در دو رود ،و چشمه فلفلي در ازنا ، اطراف برخي از اين چشمه ها و سرابها از پوشش گياهي نادري برخوردار بوده و در طول فصول مساعد شرايط مناسبي را جهت جذب گردشگران فراهم مي نمايد

چشمه ها وسراب ها

 ازجمله مواهب طبيعي و اكوتوريستي در لرستان وجود چشمه هاوسرابهاي متعدد در سطح اين استان است.اين سرابها وچشمه ها شرايط مناسبي را جهت جذب جمعيت توريستي داخل استان وخارج از استان را در روزهاي تعطيل فراهم مي نمايد . سراب هنام ، سراب كهمان در الشتر ،سراب چگني ،كيو و چشمه هاي گلستان، ،گرداب دارايي در خرم آباد ، سراب جانيزه ، زرشكه ، سفيد ،زارم ،كرتول ،و چشمه هاي ونايي ، دره خوني ، هفت چشمه و اسل در بروجرد و اشترينان ، سراب غارتمندر و گردكانك ،ماهي چال ، فرسيان، گايكان ،سر دره ،رود آب در اليگودرز ، سراب چشمه و رودك در دو رود ،و چشمه فلفلي در ازنا ، اطراف برخي از اين چشمه ها و سرابها از پوشش گياهي نادري برخوردار بوده و در طول فصول مساعد شرايط مناسبي را جهت جذب گردشگران فراهم مي نمايد

جاذبه های تاریخی

قلعه فلک الافلاک

قلعه فلک الافلاک که در مرکز خرم آباد روی تپه ای قدیمی به همین نام بنا شده، در میان دیگر آثار باستانی شهر از شکوه و صلابت بیشتری برخوردار است و در واقع مظهر فرهنگ و تاریخ منطقه لرستان به شمار می رود.

فلک الافلاک از شرق و جنوب غربی به رودخانه خرم آباد، از غرب به خیابان و محله دروازه برجی و از سمت شمال به خیابان فلک الافلاک محدود می شود. محوطه باستانی قلعه در حدود 120هزار مترمربع وسعت دارد و ارتفاع تپه با احتساب ارتفاع دیوارهای بنا، از سطح خیابان های مجاور حدود 40متر است. محدوده داخلی قلعه نیز در حال حاضر 5300مترمربع است.

فلک الافلاک ، هشت برج و دو صحن دارد و فضای داخلی آن به چهار تالار نسبتاً بزرگ پیرامون دو حیاط و تعدادی تالار و اتاق تقسیم شده است. زیرقلعه، چشمه آب بزرگی جاری است که به چشمه گلسان شهرت دارد و از دامنه شمالی تپه باستانی سرچشمه می گیرد. درب ورودی بنا درسمت شمال و در بدنه برج شمال غربی تعبیه شده و راهروی ورودی حیاط دوم در گوشه جنوب شرقی حیاط اول از زیر یک طاق نمای رفیع می گذرد. طاق نمای دیگری معاذی این طاق نمادر گوشه شمال شرقی حیاط اول برپاست و چاه آب قلعه در محوطه پشت این طاق نما حفرشده است. این چاه، 40متر عمق دارد و بخش بزرگی از بدنه آن با برش صخره ها به چشمه گلسان راه یافته است. در گذشته آب موردنیاز دژ فلک الافلاک از این چاه تأمین می شد که اکنون نیز قابل بهره برداری است.

از این قلعه در منابع تاریخی مکتوب با نامهای متفاوت «دژ شاپور خواست»، «سابرخاست»، «دزبر»، «قلعه خرم اباد» و سرانجام «قلعه فلک الافلاک» یادشده است. نامگذاری اخیر از دوره قاجاریه روی این بنا مانده و می توان گفت مناسب ترین نامگذاری قلعه است.

بنای نخستین فلک الافلاک ظاهراً مربوط به دوره ساسانی است؛ هرچند که برخی منابع، ساخت آن را به ز مان «شجاع الدین خورشید» سرسلسله اتابکان لر در قرن چهارم هجری نسبت می دهند. گفته مردم منطقه و مدارک تحقیقی، بر وجود بارویی دولایه و خشتی با دروازه برج پیرامون بنای کنونی دلالت دارد. این باروی گرداگرد بنا بیشتر به سمت غرب گسترش داشته و از بقایای برج های دوازدگانه آن، آثار دو برج در شمال غرب و جنوب شرق محوطه، اطراف قلعه قابل مشاهده است. در ساخت قلعه از مصالحی چون خشت، آجر، سنگ و ملات استفاده شده است.

قلعه فلک الافلاک، پایداری و ماندگاری خود را در دوره های مختلف تاریخی، مرهون موقعیت ممتاز سوق الجیشی تپه فلک الافلاک در گلوگاه دره خرم آباد است. از این رو بنای قلعه، آثار و نشانه های زیادی از تحولات معماری دوره های گوناگون را با خود به همراه دارد. همچنین در بنای فلک الافلاک به راههای عبور و مرور شمال به جنوب و شرق به غرب توجه شده است در دوره های تابستانی به نوعی مرکز ثقل مسیرهای دسترسی غرب کشور به شمار می آمده است.

قلعه فلک الافلاک پس از ثبت در فهرست آثار ملی کشور، موزه فلک الافلاک نام گرفته و شامل بخش های مردم شناسی، هنرهای سنتی و باستانی شناسی می شود. در تالار موزه مردم شناسی، عکس ها و ماکت های کوچک و بزرگ متعددی از شیوه ها و رسوم گوناگون زندگی مردان وزنان عشایر و روستایی در منطقه لرستان به نمایش گذاشته شده است. یکی از دیدنی های موزه مردم شناسیی سنگ قبرهای اهالی منطقه است که با دیگر نواحی ایران تفاوت بنیادی دارند. در این نواحی رسم بوده که بالای قبر، سنگی عمودی کار گذاشته و روی آن صحنه هایی از زندگی فردمتوفی را حجاری می کرده اند. به عنوان مثال اگر متوفی شکارچی بوده، روی سنگ قبر عمودی وی تصاویری از اسلحه، شکار و… حک می کردند.

بخش قابل توجه دیگر موزه فلک الافلاک، تالار باستان شناسی است. در این قسمت، تعداد زیادی اشیای ارزشمند مفرغی، سفالی و سنگی متعلق به هزاره های پیش از میلاد به نمایش گذاشته شده است. این آثار طی سالهای اخیر از قاچاقچیان و حفاران غیرمجاز ضبط شده یا در پی حفاری و کاوش گروههای باستان شناسی به دست آمده و مجموع آنها بیانگر قدمت، دیرینگی و پیشرفت تمدن کهن منطقه لرستان است.

ویژگی های تاریخی ومعماری قلعه فلک الافلاک آن را در میان یادگارهای تاریخی غرب کشور متمایز ساخته و به آن شکوه و جذابیت خاصی بخشیده است. همچنین آن حوزه جغرافیایی بخش زیادی از حیثیت و اعتبار معنوی و تاریخی خود را مدیون وجود فلک الافلاک است. هرچند این دژ تاریخی در طول تاریخ تحولات بسیاری را به چشم دیده و در برابر آسیب ها پایداری کرده ولی در چند دهه اخیر مسائل و مشکلات فراوانی برآن عارض گردیده است. از جمله آنها می توان به حضور نهادهای غیرمسؤول در حریم قلعه اشاره کرد که در مقوله مدیریت قلعه و جذب گردشگران موجب چالش های اساسی را به وجود آورده و لطمات جبران ناپذیری بدان وارد کرده است. با این حال در یکی دوسال گذشته با یک اجماع کلی تصمیم گرفته شده که با رفع مشکلات حاشیه ای، شکوه و جلال گذشته فلک الافلاک بازیابی شود؛ به گونه ای که اعتبار فرهنگی منطقه تجدید گردد.

 

 

 

پل شاپوری ( پل شاپوری یا پل شکسته خرم آباد)

 

 

این پل یکی از شاهکارهای معماری دوره ساسانیان محسوب می شود و در جنوب شهر خرم آباد واقع شده است. این پل حدود 230 متر طول و بیش از 19 چشمه طاق داشته که در حال حضار فقط 5 چشمه طاق از آنها بر جای مانده است. مصالح این پل از سنگ، ملات گچ و ساروج است که با ویژگیهای فنی بسیار ارزشمندی ساخته شده است. این پل بخشهای غربی لرستان را به شرق خرم آباد و از آنجا به خوزستان متصل می کرده و به همین لحاظ از اهمیت خاصی برخوردار است. این پل با شماره 1051/2 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.

 

بازار میرزا سید رضا

این بازار در سال ۱۳۰۱ هـ. ق. به همت میرزا سید رضا در خرم‌آباد ساخته شده است. میرزا سید رضا مقام نائب حکومتی داشته است. این بازار ۲۴ دهنه دکان و شامل ۱۶ دهنه دکان و محوطه و صحن بارانداز ۲۴ دهنه دکان است. بازار مرکز خرید و فروش طلا در شهر خرم‌آباد است.

 

مناره آجری

این بنا با قدمتی در حدود 900 سال در جنوب خرم آباد و در کناره شهر قدیمی شاپور خواست بر روی پایه سنگی برپا شده و حدئود 30 ارتفاع دارد. قطر سطح تحتانی آن 5/5 متر است و با پیمودن 29 پله دورانی می توان به بام مناره صعود نمود. ظاهراً از آن برای هدایت کاروانهایی که به سمت شهر قدیمی شاپور خواست می آمده اند استفاده می شده است. هم اکنون نیز از فراز آن می توان دورترین چشم اندازهای زیبای شهر را مشاهده کرد. این اثر به شماره 1930 در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است.

 

مسجد جامع خرم‌آباد

در سال ۹۷۰ هـ. ق. به دستور شاه پرور سلطان مسجد جامع خرم‌آباد ساخته شد و در سال ۱۱۱۰ به دستور حسین صفوی بنای آن تعمیر شد. در سال‌های بعد نیز این مسجد بازسازی و تعمیر گردیده است. مسجد در قدیم به‌عنوان مدرسه اشتهار نیز بوده است.

 

غار کنجی

غار کنجی در ۴ کیلو متری جنوب شهر خرم آباد در کمر کش یک کوه قرار گرفته است. دسترسی به این غار، از طریق یک مسیل دره ای امکان پذیر است. در فصل بهار، از دامنه های آن، چشمه های آب جاری می شوند. این غار یکی از منظم ترین غار ها از لحاظ سطوح داخلی است. مساحت آن بیش از ۲۰۰ متر مربع است و کف خاکی آن ۲ متر قطر دارد. در قسمتی از دهانه آن، یک تپه خاکی وجود دارد که در کاوشهای انجام شده، چند گور مربوط به پیش از تاریخ همراه با اسکلت های متعدد بدست آمده است. در دامنه و چشم انداز این غار، دشتی وسیع با تپه های مصنوعی وجود دارد.

 

غار ارجنه

در دشت جنوبى درهٔ خرم‌آباد، یک کوه کوچک و کم ارتفاع به نام «گرارجنه» وجود دارد که تعدادى غار کوچک در سمت شرقى آن پدید آمده‌اند و به نام همان کوه مشهورند.

 

غار قمری

این غار در غرب دره خرم‌آباد و در سینه‌کوهی شرف به این شهر است. غار باریک و طولانی است تاکنون انتهاء آن کشف نشده است.

 

غار یافته

این غار در ۲۵ کیلومترى جنوب غربى شهر خرم‌آباد بر سر راه کوهدشت در محلى به نام «سولیزه» بر دامنهٔ کوه «یافت» واقع شده و سطح و فضاى داخلى آن محدود است.

 

غار قاژه یا مغار

در جنوب شرقى «کوه یافته»، در بخش چگنى خرم‌آباد غارى است به نام «قاژه» یا «مغار» که در داخل آن، تعدادى «استالاکتیت» و «استالاگمیت» دیده مى‌شود. دهانهٔ ‌غار به سوى شرق است. در داخل غار، حوضچه‌اى پر از آب سرد به وجود آمده که نسبتاً بزرگ است و بیش از ۱/۵ متر عمق دارد. در قسمت غربى دهانهٔ‌ غار، ‌یک راه باریک وجود دارد که با سنگ و گچ، چند پله در آن ساخته شده است. این غار، اقامتگاه موقت شکارچیان است و امکان دارد در گذشته، این راه را شکارچیان ساخته باشند. در هر حال بازدید از این غار و تماشاى طبیعت اطراف مسیر آن، ‌جذاب و دیدنى است.

 

غار کوگان

این غار یکی از معدود غارهای مصنوعی استان است که به دست انسان در دل کوهستان ها بوجود آمده است. غارکوگان در ۵۲ کیلومتری جنوب شرقی خرم آباد در روستای خوش آب و هوایی به همین نام قرارگرفته است. غار کوگان جزو غار های چند طبقه است که دسترسی بسیار سختی دارد و رسیدن به آن بدون تجهیز به امکانات و وسایل کوه نوردی و غار نوردی دشوار است. این غار دژ مانندکه تماما با حجاریهای طاقت فرسا بوجود آمده به استناد سکه هایی که در اطراف آن به دست آمده است به دوره اشکانیان تعلق دارد و طی قرون متمادی به عنوان یک محل سکونت دائمی مورد استفاده قرار گرفته است.

 

غار دوشه

یکى از غارهاى تاریخى استان است که در روستاى کرشوراب از توابع بخش چگنى خرم‌‌آباد واقع شده و حاوى نقاشى‌ها و کتیبه‌هاى تاریخى متعدد و جالب توجه است. براى ورود به غار باید از غرب تنگه دوشه به بالاى کوه صعود کرد. ارتفاع سقف تا کف غار در حدود پنج متر است. داخل آن به شکل دایرهٔ منظم است که انحناى قسمتى از دیواره‌هاى آن، به علت پیش‌آمدگى دیوارهٔ کوه، به هم پیوسته است. بر دیواره‌هاى مسطح این غار، ‌در حدود یکصد و ده نقش با رنگ سیاه نقاشى شده است. بر دیوارهٔ غربى آن نیز به جز نقش‌هاى یاد شده، دو کتیبه وجود داشته که یکى به کلى از بین رفته و نیمى از دیگرى نیز محو شده است. مهم‌ترین علت سالم ماندن نقوش کتیبه، دورى از عوارض طبیعى است. در دهانهٔ حفره‌هاى انتهایى غار، ‌استخوان‌هاى انسان و حیوان و سفال‌هاى شکسته یافت شده است. غار دوشه یک اثر تاریخى و طبیعى است و جزو میراث ملى ایران در استان لرستان بشمار مى‌آید. بر دیوارهای مسطح این غار در حدود ۱۱۰ نقش با رنگ سیاه نقاشی شده است که به علت دوری از عوارض طبیعی هنوز سالم مانده اند. نقاشی های غار دوشه از تجسمی کامل تر برخور دار است و رزم انسانها بصورت گروهی تن به تن و سوار و پیاده قدرت تخیل هنر مندان آن دوره را مشخص می سازد.

 

حمام گپ - حمام آسیا

این بنا منسوب به حسین خان ساکی است. احتمال می رودبا بنای پل گپ خرم آباد هم دوره باشدکه در دوره شاه سلطان حسین صفوی بنا شده است. دارای مساحتی قریب به790 متر می باشد، به نظر می رسد در ادوار بعدی نیز در آن تغیراتی در آن لحاظ شده باشد. دارای تزئینات ساده گچبری در رسمی بندیهای زیر گنبد می باشد وهیچ شواهدی دال بر وجود نقاشی و آهک بری در آن وجود ندارد. در گذشته آب رسانی بنا از چاهی موسوم به گور یا گاورو که در قسمت تون قرار دارد. تامین می شده و فاضلاب آن از طریق تنبوشه های در زیر خیابان فردوسی به رودخانه می ریخته است. در قسمت بینه 2ستون سنگی ودر گرم خانه نیز 4 ستون سنگی وجود دارد، قوسهای اجرا شده در بنا همگی از نوع شبدری کند می باشد.

 

تپه خانجان‌خانی

تپه خانجان‌خانی در جنوب دهستان ده‌پیر واقع شده است. سفال‌های به‌دست آمده از آن به دوره ساسانیان مربوط است. آثاری نیز در تپه یافت شده که با دوران اسلامی تعلق دارد.

 

تپه سراب

تپه سراب در روستای غاره‌کش در خرم‌آباد واقع شده است. در مقطع جنوبی تپه قسمتی از دیوار یک بنا که شاید قسمتی از قلعه باشد مشهود است. این دیوار از قلوه‌سنگ و ملاط ساخته شده است. قلعه به دوران ساسانی وابسته است و در فراز آن سفال شکسته وجود دارد.

 

تپه‌های باباخانی و تخته چراغ

این تپه‌ها در بخش خرم‌آباد واقع است. روی هر دو تپه سفال‌های شکسته بسیاری وجود دارد آثار یک بنای آجری نیز روی تپه باباخانی مشهود است. طبقات زیرین این تپه‌ها مربوط به دوران پیش از اسلام است.

 

سنگ نوشته

در شرق خرم آباد و در مسیر جاده ای که به خوزستان منتهی می شود، سنگ مکعب مستطیل شکلی قرار دارد که در چهار طرف آن کتیبه هایی به خط کوفی نقش شده است که حکایت از دو فرمان مبنی بر ممنوعیت ارتکاب برخی سنت های ناپسند و بخشش محدوده چرای دام برای اهالی منطقه است. این کتیبه ها متعلق به اوایل قرن ششم هجری قمری ( دوران سلجوقی ) است. سنگ‌نوشته مربوط به امرای سلطان محمود بن محمد بن ملکشاه سلجوقی به نام ابوسعید برسق کبیر است و سال ۵۱۳ هـ. ق به آن نقد شده است. این اثر با شماره 318 در فهرست آثار ملی ، ثبت شده است .

 

سنگ‌نوشته‌های دوره صفویه

در مسجد جامع خرم‌آباد سه سنگ‌نوشته از دوره صفویه مربوط به تاریخ ۱۰۶۴ هـ. ق وجود دارد ./120 تفرجگاه‌های طبیعی

  • تفرجگاه تخت شاه
  • تفرجگاه شیرز
  • تفرجگاه مخمل کوه (تنگه شبیخون)
  • تفرجگاه بابا عباس
  • دره حوض موسی
  • تفرجگاه نوژیان
  • تفرجگاه شهنشاه (گوشه)
  • تفرجگاه تنگه چمشک
    قلعه فلک الافلاک * خرم آباد *

    این قلعه زیبا و دیدنی با 5300 متر مربع مساحت بر فراز تپه ای در مرکز شهر خرم آباد، با چشم اندازی فوق العاده زیبا قرار گرفته است. حریم این تپه باستانی، از شرق و جنوب غربی به رودخانه خرم آباد و از غرب به خیابان و محله دوازده برجی و از سمت شمال به خیابان فلک الافلاک محدود می شود. نام قدیم آن که به دوران ساسانیان بر می گردد، دژ شاپور خواست بوده و دارای 8 برج مدور و دیوارهای بلند و مستحکم است. وسعت محوطه باستانی که محل واقعی تحولات تاریخی بناست، حدود 400×300 متر مربع و ارتفاع تپه با احتساب دیوارهای بنا از سطح خیابانهای مجاور حدود 40 متر است. فضای داخلی بنای فعلی به چهار تالار نسبتاً بزرگ حول دو حیاط و تعدادی تالار و اتاق تقسیم شده است. ابعاد حیاط اول 5/22×31 متر و ابعاد حیاط دوم 21×29 متر است. در ورودی بنا در سمت شمال و در بدنه برج شمال غربی تعبیه شده است.

     

     

    دورتا دور قلعه را پرتگاهی مخوف فرا گرفته که دارای پوشش گیاهی ست و راه ورود به فلک الافلاک را دشوارتر می کند.نام این قلعه به مفهوم آسمان نهم و بالاترین فلک است که به طورمجازی دست نیافتنی بودن آن را می رساند.


     

    پنجشنبه 11 خرداد 1385
    شهرستان خرم آباد * استان لرستان *

    دره خرم‌آباد به طول 15و عرض 12کیلومتر با ارتفاع 1170 متر از سطح دریا در طول جغرافیایی 48 21 و عرض جغرافیایی 30 32 در مرکز استان لرستان واقع شده است.دره خرم‌آباد دارای چشمه‌های آب و هوای دلپذیر می‌باشد و موقعیت طبیعی ممتاز و مواهب خدادادی در این دره سبب سکونت انسان‌های اولیه در غارهای پنج‌گانه پیش از تاریخ، شکل‌گیری شهر قدیمی شاپورخواست (دوره ساسانی) و ایجاد آثار شاخص فرهنگی تاریخی در دوره‌های مختلف در این دره زیبا شده است.همچنین چشمه‌ها، سراب‌های فراوان، دریاچه دل‌انگیز کیو در مرکز شهر و موقعیت ارتباطی آن در گذشته به عنوان راه مواصلاتی غرب به جنوب، این شهر را در زمره یکی از شهرهای توریستی و زیبای ایران قرار داده است.

     

    عمده‌ترین جاذبه‌های طبیعی و تاریخی خرم‌آباد عبارتند از:

    قلعه فلک‌الافلاک: مرکز شهر خرم‌آباد، دوره ساسانی

    موزه مردم‌شناسی: قلعه فلک‌الافلاک

    مناره آجری: جنوب شهر خرم‌آباد، قرن چهارم هجری قمری

    سنگ نبشته: شرق شهر خرم‌آباد، قرن ششم هجری قمری

    گرداب سنگی: شمال غرب شهر خرم‌آباد، دوره ساسانی

    پل شکسته: جنوب شهر خرم‌آباد، دوره ساسانی

    مقبره زید بن علی: مرکز شهر خرم‌آباد

    دریاچه و پارک کیو: شمال غربی شهر خرم‌آباد

    آبشار نوژیان: 51 کیلومتری جنوب شرقی شهر خرم‌آباد

    بقعه شجاع‌الدین خورشید: جنوب شهر خرم‌آباد، کیلومتر 15

    سراب چنگایی: غرب شهر خرم‌آباد

    کاروانسرای میرزا سید رضا (بازار طلا فروشان): غرب قلعه فلک‌الافلاک، مرکز شهر خرم‌آباد

    پارک صخره‌ای: میدان عدالت

    پارک شریعتی (مالگه بهاری): بزرگراه دکتر شریعتی

    پارک جنگلی مخمل‌کوه: کیلومتر 15 جاده الشتر

    پارک جنگلی شوراب: کیلومتر 25 جاده خوزستان

    پل کشکان: 51 کیلومتری غرب خرم‌آباد، جاده کوهدشت

    غار دوشه: 45 کیلومتری جنوب غربی خرم‌آباد، منطقه چگنی

منابع:

iscanews.ir

http://www.peria1.com

[ ششم آبان 1389 ] [ 20:34 ] [ اطلس ایران وجهان ]

معرفی جاذبه های طبیعی استان آذربایجان غربی

 

دریاچه ارومیه

دریاچه اورمیه

دریاچه زیبای ارومیه، بزرگ ترین آبگیر داخلی و مهم ترین دریاچه دایمی ایران است که در شمال غرب فلات ایران و در مرکز فلات آذربایجان قرار دارد. این دریاچه با 4500 تا 6000 هزار کیلومتر مربع مساحت بیستمین دریاچه جهان از نظر وسعت به شمار می رود و ژرفای آن در نقاط مختلف بین پنج تا شانزده متر است. آب دریاچه ارومیه شور است و اگرچه در منطقه سردسیر قرار دارد، ولی هرگز در زمستان یخ نمی بندد.

آب و لجن این دریاچه به دلیل داشتن املاح معدنی فراوان از جمله کلروردو سدیم و کلروردو کلسیم منیزیم، خاصیت درمانی و ضدعفونی دارد و برای مداوای امراض جلدی و استخوانی و رفع رماتیسم و سیاتیک تجویز می شود.

در سال های پس از جنگ جهانی دوم که بیمارستان صلیب سرخ در تهران گشایش یافت، از لجن ساحل دریاچه ارومیه برای معالجه بیماران استفاده می کردند. هوای کنار دریاچه ارومیه به دلیل داشتن مقداری رادیو اکتیوتیه که از ماسه های مرطوب و آب دریاچه پخش می شود، بسیار نشاط آور است.

دریاچه اورمیه

به دلیل شوری فراوان آب و وجود املاح زیاد، ماهیان و دیگر موجودات آبزی در این دریاچه زیست نمی کنند؛ تنها موجودات زنده این دریاچه، نوعی میگو و نوعی خرچنگ به درازای دو سانتی متر به نام "آرته میاسالینا" و نوعی جلبک کبود به نام "سیانوفی سس" است که به مقدار زیاد در ته دریاچه روی سنگ های آن می رویند و مواد غذایی پرندگان آبی به ویژه مرغابی ها را تأمین می کنند.

دریاچه اورمیه

پرندگان با ارزش ترین نشانه حیات در دریاچه ارومیه به شمار می روند. پرواز دسته جمعی فلامینگوها، پلیکان ها، تینجه ها و کاکایی ها در دریاچه از بدیع ترین دیدنی های طبیعت ایران است. در بهار و تابستان دریاچه ارومیه بزرگ ترین ناحیه زاد و ولد برخی از پرندگان از جمله فلامینگو، پلیکان سفید، تینجه، کاکایی نقره ای و صورتی  و کنجه نوک است.

علاوه بر سطح دریاچه در حاشیه ها و به خصوص حاشیه های جنوبی نیز ارها و تالاب های آب شیرین وجود دارد. آب این حواشی از چشمه ها و یا رودهای موجود تأمین می شود و همین تالاب ها میزبان گروه دیگری از پرندگان نظیر، غازپا خاکستری، کله سبز، اردک سرحنایی و اردک سفید هستند.

دریاچه طبیعی مارمیشو

دریاچه مارمیشو

این دریاچه طبیعی با وسعت پنج هکتار در چهل و پنج کیلومتری غرب شهرستان ارومیه، در میان کوهستان های مجاور مرز ایران و ترکیه قرار دارد. آب این دریاچه از چشمه های طبیعی و نزولات جوی تأمین می شود و محل زیست انواع آبزیان از جمله ماهی قزل آلا است. همچنین این دریاچه محل بسیار مناسبی برای صید ماهی و گذران اوقات فراغت گردشگران و دوستداران طبیعت است. جاذبه هاي توريستي استان آذربايجان غربي

آتشكده تخت سليمان (تمدن ساساني ) تكاب




آدرس: ٤٥ كيلومتري شمال شرق تكاب

تخت سليمان بر روي صفه اي طبيعي از رسوبات آب درياچه ، كه ٢٠ متر ارتفاع دارد قرار گرفته است٠ حصار اين قلعه داراي ٣٨ برج تزييني و به شكل بيضي است٠ درون تخت سليمان درياچه زيبائي ست كه ١٢٠ متر طول و ٨٠ متر عرض دارد و چشمه آب آن از عمق ٦٥ متري ميجوشد و در هر ثانيه ١٠٠ ليتر آب مي دهد٠ اين قلعه تاريخي كه بيش از ١٢٤٠٠٠ متر مربع وسعت دارد مركز آتشكده بزرگ شهرياران ساساني بنام آذر كشنسب (يكي از سه آتشكده اعظم و معروف زمان ساساني ) است ٠ هيئت مشترك حفاري علمي ايران و آلمان در اين محل بقاياي اين آتشكده معروف را كه در اثر حمله هراكليوس در سال ٦٢٤ ميلادي ويران شد كشف نموده اند٠ بر طبق تحقيقاتي كه در اين مدت بعمل آمده است ثابت شده كه تخت سليمان همان شيز قديم است كه در زمان ساساني بنام كنژك و روميان آنرا گزگا و اعراب شيز ناميده اند و همچنين معلوم شده است كه بنياد اين مكان از دوره ساسانيان گذاشته شده است ٠ در قرن هفتم هجري در زمان آباقاخان مغول يكبار ديگر تخت سليمان مورد توجه قرار گرفته و رونقي يافته و تجديد بنا شده است٠ حصار قلعه داراي دو دروازه شمالي و جنوب شرقي است كه دروازه شمالي درست روبروي مدخل شمالي آتشكده قرار گرفته است٠ ايوان معروف به خسرو كه با مختصر اختلافي از ايوان مدائن كوچكتر است در جبهه شمال غربي درياچه و جنوب غربي آتشكده قرار گرفته است٠ كاخ خسرو در جهت غربي آتشكده و به سبك بازيليكان رومي احداث شده است٠ كاخ اختصاصي آبا قاخان كه بر روي كاخ خسرو ساخته شده از جمله بناهاي جالب و قابل مطالعه است كه تاكنون ضمن عمليات حفاري ظاهر شده است٠كوه مخروطي شكل معروف به زندان كه از رسوبات آب معدني بوجود آمده است بفاصله ٣ كيلومتري غرب تخت سليمان واقع شده و بر اثر كاوش در بدنه اين كوه آثاري از هزاره اول ق٠م بدست آمده است٠ قلعه معروف به تخت بلقيس در خاك افشار بفاصله ٢٠ كيلومتري تخت سليمان قرار گرفته و در ستيغ اين كوه آثاري از زمان ساساني و مغول مشاهده ميشود٠




يكي از چهار جرز حجيم آتشكده


آتشكده تخت سليمان


تالار ستون دار

اين تالار كه درغرب آتشكده واقع است احتمالا كاخ خسرو بوده است ٠ خروجي ديوار عقبي يه داخل معبدي كوچك با يك آتشدان منتهي مي گردد



درگاهي آتشكده

درگاهي آتشكده ويژگي هاي معماري سوراخ كليدي رانشان ميدهدو اين معماري اجازه داد طاق به طرزي مقرون به صرفه روي پاكار قوس ساخته شود٠



آتشكده تخت سليمان



اثر مهر گلي

اثر مهر گلي يا گوي كه يك مجموعه از آنها به طور اتفاقي پيدا شد، ثابت كرد كه آتشكده يافت شده در تخت سليمان همان آذر گشنسب يا آتش شاهي است٠




عمارت كلاه فرنگي ماكو


آدرس: در داخل شهر

اين عمارت تاريخي قسمتي از مجموعه ساختمانهاي بزرگ و قديمي ماكو و متعلق به عليقلي خان بيات مي باشد.ساختمان اين بنا به اواخر دوره قاجاريه مربوط بوده و تاكنون هيچ دخل و تصرفي در آن صورت نگرفته است


مسجد جامع اروميه اروميه



آدرس: د روسط بازار قديمي شهراروميه

بنا بر عقيده برخي از محققين اين بنا ، اتشكده بوده و بعد از تسلط مسلمين به ايران ويران گرديه است و در قرن هفتم هجري روي بناي سابق ساخته شده است.سبك تزئينات و گچ بريها و ستون بنديها و طاقهاي مسجد شبيه آثار سلجوقي مي باشد

درياچه مارميشو اروميه




فاصله تا مركز شهر: ۴۵ كيلومتر

آدرس: در ميان كوههاي مجاور مرز ايران و تركيه در غرب شهرستان اروميه


در شهرستان اروميه درياچه طبيعي به وسعت تقريبي 5 هكتار وود داردكه اتز دامنه ها و چشمه ها ي اطراف تشكيل شده است.اين درياچه محل انواع آبزيان از جمله ماهي قزل الا بوده كه محل مناسبي بريا صيد ماهي و گذراندن اوقات فراغت گردشگران و دوستداران طبيعت مي باشد.

منطقه مرزی زیوه ( حدود 50 کیلومتری غرب ارومیه )و تقریبا در محل طلاقی مرزهای ایران ؛ عراق و ترکیه دو قله بلند است که اگر اشتباه نکنم بلندترین قله های این منطقه هستند که در منطقه زیوه به یکی بز سینا و دیگری دالامپر گفته میشود که بخاطر همین قله به رشته کوههای این منطقه دالامپر اطلاق میشود که در کوهپایه یکی از آنها روستای زیبایی وجود دارد بنام کچله که در بلندی یک تپه قرار دارد و وقتی از این روستا به پایین نگاه کنید کل منطقه سر سبز و بسیار زیبای زیوه دیده میشود و چشم اندازی دارد که وقتی آنرا ببینسد هیچ وقت فراموش نخواهید کرد در بالای این روستا و در کوهپایه های قله دالامپر جویبارهای باریک از همه جا روان است و در بالای یکی از تپه ها یک دریاچه بسیار بسیار زیبا قرار دارد که حتی بیشتر اهالی این منطقه از وجود ان بی اطلاع هستند و کمی پایین تر از آن و در جنوب دریاچه آبشار " سوله دوکل " قرار دارد که چیزی شبیه گنج نامه همدان و حتی زیباتر از آن میباشد که توصیه میکنم کسانی که امکاناتش را دارند حتما از اینجاها دیدن کنند
ضمنا در همین منطقه روستای خوراسب قرار دارد که در میان دو تپه واقع شده بطوری که روستا در جایی شبیه یک دره کوچک میباشد نکته جالب این روست در این است که در زیر اکثر خانه های روتا چشمه قرار دارد در تنها کوچه باریک روستا که راه میروی در هر ده متر تقریبا یک چشمه وجود داردکه دیدن آن خالی از لطف نیست.
روستای دیگری در این منطقه وجود دارد بنام هفت آباد که دارای یک چشمه آبگرم میباشد که جدیدا برای آن ساختمانی تعبیه شده که گردشگران از امکانات این آبگرم راحتتر استفاده نمایند فقط باعث تاسف است که این ساختمان از طرف اهالی احداث شده نه از طرف سازمانهای دولتی مربوطه.
خلاصه بگم این منطقه آنقدر جاهای دیدنی داره که همشو نمیشه توضیح داد یخورده پول میخواد یخورده وقت و یک راهنما
در همین منطقه جاهای دیگه ای هم هست که در زیر اسمشونو میارم

دریاچه زیبای سد شهرچایی که در این فصل واقعا دیدن داره .

آبشار سولوک

پیست اسکی خوشاکو (قابل توجه اسکی بازان و سرما دوستان در فصل زمستان)

دره بانی (درهای بطول تقریبی 15 تا 20 کیلومتر که بعد از روتای موانا تا خود دریاچه بسار زیبای مارمیشو ادامه داره که در نزدیکی و اطراف دریاچه مارمیشو دارای جنگلهای طبیعی بسیار زیباییست که کمتر از جنگلهای گلستان نیست و تراکم آن در بالای کوهها خیلی متراکم تر از جنگلهای اطراف سردست میباشد)

در آخر باید بگم تک تک روستاهای این منطقه در جاهایی واقع شدهاند که از نظر زیبایی های طبیعی واقعا در نوع خود بی نظیر هستند



قره‌کلیسا




مردم آذربایجان قبل از اسلام دارای دینهای مختلفی بودند. عده ریادی از آنها مسیحی بودند که مرانز دینی زیادی هم بنا کرده‌اند و از آن دوران به یادگار مانده است پس از اسلام آوردن آذربایجانیها بیشتر کلیساهای آذربایجان متروک شد و بعضی از آنها توسط ارمنی‌ها که به اسلام اگرویده بودند کورد استفاده قرار گرفتند. قره کلیسه یکی از این کلیساها است که در ناحیه به‌به‌جیک بخش قره‌بولاغدر سال 644 یا 645 هجری قمری تجدید بنا شد. فرمان شاه عباس اول صفوی در حمایت از ارمنیان بر در آن دیده می‌شود. عباس میرزا ولیعهد فتح‌علی‌شاه تزئیناتی بر آن افزوده است.



ويژگيهاي معماري تخت سليمان در دوره ساسانيان
ويژگيهاي استحكامات


دور محوطه آتشكده كه با حلقه اي از اتاقهاي عظيم محصور بوده حصاري بزرگ با دو دروازهساخته شده كه ظاهري تدافعي داشته است .طول اين حصار120/1كيلومتر است وبه شكل يك بيضي نامنظم متناسب باحصار به شكلي مستحكم از لاشه سنگ وساروج با ضخامتي 80/3 متر بنا شده.سمت بيرون حصار ودروازه ها داراي پوشش دقيقي از تخته سنگهاي حجاري شده است كه به شكل راسته وكله چيده شده اند.سمت داخل حصار سطح خشن ونامنظمي از لاشه سنگ دارد.ارتفاع حصار حداقل 13 متر است.حصار با برج دروازه ها 38 برج داشته كه جبهه بيروني آنها قوس دار بوده است اين برجها بلندتر از باروها بوده اندوهر برج در قسمت بلندتر يك اطاقك داشته كه از طريق راهروي دفاعي قابل ورود بوده است.دروازه شمالي دروازه اصلي بوده است زيرا در محوري كه از مرز آتشكده واز وسط درياچه مي گذردقرار دارد.راهروي دفاعي بالاي دروازه ها پنج پله بالاتر از راهروي دفاعي باروها قرار دارد واز آنجا كه برج دروازه ها از ساير برجها برج ها به هم نزديكتر است وجود يك حصار قديمي كه اكنون بخشهايي از آن در كنار دروازه شمالي قابل مشاهده است قرار داشته .نزديكدروازه شمالي در امتداد اين حصار خشتي يك دروازه قديمي تر نيز شناسايي شده است.

ساختمان آتشكده


آتشكده هاي ساساني شكل شرعي معابد مثل معابد يوناني يا رومي را ندارند آنها در مفهوم ايران باستان (آيدنه) ينعي پرستشگاه هستند و مي توانند به شكلهاي كاملآ متفاوت از چها طاقيهاي ساده تا آتشكده هايي با فضاهاي زياد بنا شده باشند.جايگاه مقدس در روي تخت ينعي آذر گشنسب نماد وحدت سرزمين از آتشكده هاي بزرگ است.اين آتشكده داراي زيادي اتاق است در مركز بناي آتشكده معمولا يك اتاق مربع به شكل يك چار طاقي با محراب آ تش ساخته شده دومين اطاق ( يز شن ـ گاه ) است كه در آن اتش را وقتي براي نيايش در معرض ديد نيست شعله ور حفظ مي كردند حياطها باغها انبارها سكونتگاههاي موبدان واتاقهاي خزانه جايگاه مقدس فظاهاي ديگر آتشكده هستند.از جلو ايوان جنوبي به چهار طاقي ينعي مركز جايگاه مقدس از آجر ساخته شده بخش مركزي از يك اتاق مربع شك با اظلاع 8 متر كه زماني داري سقفي گنبدي بوده است تشكيك مي شود. در هر ظلع اتاق يك طاق عريض قرار دارد كه بنا به همين دليل نيز چها طاقي خوانده مي شود. دور اين اتاق مركزي يك دالان امتداد پيدا مي كند كه زماني به وسيله نرده هاي باريكي از اتاق مركزي مجزا بوده است. در اين اتاق مراسم نيايش بجا مي آمده. يك گود چهار گوش در كفي از 8 رديف آجر ايجاد شده كه در آن آتشدان قرار مي گرفته وچهار سكو با حفره هايي براي قرار دادن نوشابه اي كه در مراسم نيايش نوشيده مي شده قرار داشته .

تاسيسات عمومي


درياجه در بناي آتشكده ها نقش تعين كننده اي را به عهده داشته زيرا محور آتشكده اصلي در مركز آن قرار گرفته ودر روي اين محور مهمترين فظاها بنا شده . دروازه ـ هشتي ـ حياط ـ وردي اصلي ـ پرستشگاه با محراب آتش وايوان اصلي در مقابل درياچه مجموعه تاسيسات كاملآ بدون تبعيت از استحكامات بيضي شكل از دو مربع كه تشكيل يك مستطيل بزرگ را دادند ساخته شده است. ديوارهاي بيروني آن با ارگ هاي نيم دايره دژ مانند تجهيز شده از اين استحكامات داخلي كه به شكل يك گذرگاه طاقدار است به عنوان دالان ارتباطي استفاده مي كردنند به سمت بيرون اين دالان ارگ هاي نيمه يبضي شكلي به عرض حدود 4متر با فاصله 10 متر ضميمه بوده است. يك دروازه اصلي در محور مجموعه تاسيسات در شمال به استحكامات داخلي منتهي مي شده است.اما دروازه هاي فرعي ديگري در شرق و غرب ويك وردي طاق نصرت شكل در پشت ايوان غربي وجود داشته دالان با سنگ وساروج ساخته شده دروازه شمالي به شكل يك اتاقك مستطيل شكل از آجر بنا گرديده پلان اصلي شبيه گذرگاه طاقدار ولي مصالح آن از خشت خام است از مربع جنوبي مجموعه تاسيسات داخلي كه درياچه در وسط آن قرار دارد دو ايوان در سمت شرق وغرب وتعداد كمي ديوارهاي از بناهاي قرار داشته در سمت شرق درياچه وغرب وجنوب صرف نظر از ايوانها فقط يك تالار ستوندار در امتداد گذر گاه طاقدار وجود داشته ديوار سرپاي شمالي ايوان غربي كه بخشهاي زيرين آن ساساني است

سكونتگاه ها


در قسمت شمال شرقي تعدادي از سكونتگاههاي موبدان با ديوارههاي خشتي بدست آمده معماري خشتي به نضر ميرسد كه به طور سيستماتيك تخريب شده باشد چون هيچ گونه اثري از لايه تخربي بدست نيامده فقط در فضاي كوچك ميان دوازه اصلي جايگاه مقدس وتراس مرتفع ونيز در نوار باريكي واقع در پشت حلقه حصار خانه هاي در دوره اسكان ساخته شده است كه ويژگيهاي يك دهكده را دارد سپس به نظر مي رسد كه سرانجام محوطه مسكوني مورد تهاجهم قرار گرفته باشد
__________________ 

مقبره امامزاده بركشلوي اروميه







فاصله تا مركز شهر: ۱۲ كيلومتر
آدرس: قريه امامزاده

در قريه امامزاده ودفن دو برادراز امامزادگان بنامهاي ابراهيم و محمد كه به روايتي چهار پشت آنها بهجرت امام زين -العا بدين ميرسد قرار دارد كه قدمت آن نيز به دوران زنديه و يا اوايل قاجاريه ميباشد

چشم ثريا



آدرس: واقع در دشت بورالان

چشم ثريا سرچشمه رودخانه ارس يكي از جاذبه هاي دل انگيز و گردشگري استان آذربايجان غربي است كه در دشت وسيع و زيباي بورالان واقع گرديده و تالابهاي آن در فصول مختلف زيستگاه انواع پرندگان مهاجر ميباشد.



سه گنبد اروميه اروميه



آدرس: واقع در خيابان جانبازان شهرستان اروميه

مقبره يا برج آجري و استوانه اي سه گنبد متعلق به قرن ششم هجري بوده و در مدخل بنا سه كتيبه به خط كوفي كه آنرا با سنگ تراشيده اند باقي مانده .



بازار قدیمی خوی که یکی از قدیمی ترین بازار های ایران میباشد ومسجد داش اغلیان که تنها مسجد بدون ستون در ایران میباشد بعلاوه قلعه تاریخی کور اوغلو وکلیسای قره کلیسا که از قدیمی ترین کلیساهای ایران میباشد ومنطقه ییلاقی بدلان که عمده شهرتش به خاطر ابشار ان میباشد که از دل کوه به بیرون فوران میکند که در حدود سی تا چهل متر ارتفاع

 

منبع: میراث فرهنگی استان آذربایجان غربی

[ ششم آبان 1389 ] [ 20:26 ] [ اطلس ایران وجهان ]

پل ها

پل آجی چای

این پل از قدیمی ترین پل های تبریز است كه در  شمال غرب این شهر بر روی " تلخه رود " قرار گرفته است . این پل با 16 دهنه به طول 100 متر و عرض 5 متر همواره بر اثر طغیان های تلخه رود و گاه نیز توسط متجاوزین به شهر تخریب گردیده و پس از چندی دوباره بازسازی شده است . نام این پل را اولین بار درمتون صفویه و در زمان شاه اسماعیل اول در " سفرنامه ونیزیان " می بینیم .

از دیگر پل های قدیمی تبریز كه بر روی نقاط مختلف " مهران رود " بنا شده پل سنگی ، پل قاری ، پل صاحب الامر و پل منجم را می توان نام برد كه هركدام دارای چند چشمه طاق به شیوه سنتی است .

پل خدا آفرین

روی رودخانه ارس دو پل تاریخی به فاصلهحدود100 متر از یكدیگر بنا شده اند كه به نام خداآفرین مشهورند .اولین پل منسوب به قرن ششم هجری ( دوره سلجوقیان ) است . طول این پل 160 متر است كه 120 متر آن متعلق به ایران و 40 متر آن متعلق به جمهوری آذربایجان است . این پل از 15 طاقی جناقی و هلالی با ابعاد نامساوی تشكیل شده است . اتكای پایه طاق ها بر صخره های طبیعی بستر رودخانه ارس ، علت عدم تساوی آنهاست. مصالح ساختمانی این پل  سنگ های قلوه و لاشه در قسمت پایه ها و آجر در ساختمان طاق ها،و ملات آن آهك و گچ است .

پل دومِ خداآفرین حدود 120 متر طول دارد و دارای 10 طاق است . این پل منسوب به دوره ی صفوی است و از سنگ تراشیده با ملات گچ و آهك ساخته شده است .

پل دختر ، میانه

در بین راه زنجان – میانه ، جایی كه رودخانه قزل اوزن به دامنه شرقی قافلان كوه می رسد پل زیبایی واقع شده كه به پل دختر معروف است .

تاریخ بنای این پل روشن نیست؛ باستان شناسان پایه های پل را متعلق به عهد ساسانی یا قبل  از آن می دانند ولی با توجه به معماری پل و ویژگی های آن می توان تاریخ بنای حاضر را متعلق به قرن هشتم هجری دانست.

پل دختر میانه یك بار در دوره ی " آغا محمد خان قاجار " تعمیر شد . اما در 20 آذر سال 1325 قوایبیگانه هنگام عقب نشینی از برابر نیروهای دولتی برای جلوگیری از پیشرفت ارتش ایران طاق چشمه ی وسط پل را با مین منفجر كرد كه هنوز هم به همان صورت باقی است .

پل دختر دارای سه چشمه بزرگ و پایه های سنگی عریض است و دهانه وسطی نسبت به دهانه های طرفین بزرگ تر و دارای طاق بلندتری است .

پل شهر چای

در 12 كیلومتری جنوب شهر میانه در نزدیكی روستای " تازه كند " پل شهر چای بر روی رودخانه شهرچای كه یكی از شاخه های قزل اوزن است ، ساخته شده است. طول این پل 260 مترو عرض آن 9/7 متر و دارای 23 چشمه با طاقی جناغی به ارتفاع حدود 5/5 متر است .

از سایر پل های تاریخی می توان به اسامی زیر اشاره كرد :

پل های منصور و قاری و سنگی تبریز و نیز پل پنچ چشمه و لیلان چای بناب،همچنین پل حسام الدوله مراغه و قلی كندی ملكان .

[ ششم آبان 1389 ] [ 20:18 ] [ اطلس ایران وجهان ]

آذربایجان شرقی - جاذبه های طبیعی

 

 

مناطق حفاظت شده ارسباران

منطقه حفاظت شده ارسباران با وسعت 72 هكتار در كناره های جنوبی رود ارس د رشهرستان كلیبر واقع شده و به عنوان مكان ذخیره بیوسفر در یونسكو به ثبت رسیده است و از ارزش های خاص گیاهی و جانوری برخوردار است.

پناهگاه حیات وحش كیامكی

پناهگاه حیات وحش كیامكی با وسعت 84000 هكتار و به ارتفاع 700 متر از سطح دریا از كناره های رود ارس تا ارتفاع 3347 متری در كوهستان كیامكی شهرستان مرند گسترده شده است .

تالاب قره قشلاق

منطقه تالابی قره قشلاق دركناره های جنوب شرقی دریاچه ارومیه قرار دارد و به لحاظ شرایط خاص طبیعی زیستگاه بسیار مناسبی برای پرندگان آبزی و كنار آبزی و علف چر مانند میش و مرغ است . این تالاب به عنوان تالاب بین المللی شناخته شده است .

تالاب قوری گل

این تالاب در 40 كیلومتری غرب تبریز واقع شده و از نظر شرایط زیستگاهی برای پرندگان برای پرندگان آبزی بخصوص اردك سرسفید بسیار مناسب است و به عنوان تالاب بین المللی به ثبت رسیده است .

جزیره اسلامی

جزیره اسلامی در ساحل شرقی دریاچه ارومیه است . توان بسیار بالای زیستگاهی حیات وحش و مرتبط با پارك ملی این جزیره دریاچه ارومیه را از اهمیت زیست محیطی ویژه ای برخوردار كرده است .

پارك های ملی

جزایر استان آذربایجان شرقی محدود به دریاچه ارومیه و رودخانه ارس است . نظر به اهمیت جهانگردی جزیره های دریاچه ارومیه و تبدیل آنها به پارك های ملی مورد اشاره قرار می گیرند :

1 – جزیره اسلامی ( شاهی ) ، 2 - جزیره قویون داغی ( كبودان ) ،3 – جزیره اشك ، 4 – جزیره آرزو ، 5 – جزیره اسپیر .

منابع طبیعی

دریاچه ارومیه

دریاچه ارومیه بزرگترین آبگیر داخلی و یكی از دریاچه های مهم ایران است كه درشمال غرب فلات ایران و غرب آذربایجان شرقی از شمال به جنوب كشیده شده و از نظر طبیعی آذربایجان را به دو بخش شرقی و غربی تقسیم كرده است.

این دریاچه به دلیل تنوع بیولوژیكی به عنوان پارك ملی در فهرست آثار بین المللی میراث طبیعی به ثبت رسیده است.

در سواحل دریاچه ارومیه چندین بندر به منظور حمل و نقل مسافر و بار تأسیس شده است كه مهمترین آنها عبارت اند از :

1 – بندرشرفخانه در شمال شرقی دریاچه و در 30 كیلومتری شبستر

2 – بندر  آق گنبد در ساحل غربی جزیره اسلامی ( شاهی ) و در سمت شرقی دریاچه واقع شده است .

3 – بندر رحمان لو نیز از بنادر مهم ساحل شرقی دریاچه است .

علاوه  بر بنادر فوق بندرهای دانالو ، قبادلو و زینت نیز در ساحل شرقی دریاچه ارومیه قرار دارند.

قوری گول

دریاچه و آب راكد قوری گول دركنار جاده تبریز – بستان آباد در فاصله 45 كیلومتری شرق تبریز در میان ارتفاعات شرقی گردنه ی " شبلی " واقع شده است . این مكان به اشكال مختلف نامیده می شود ؛ مردم محل ، این مكان را " قوری گول " به معنی استخر خشك می نامند ، اما برخی دیگر آن را " دوری گول " به معنی استخر آب زلال و برخی " قویی گول " به معنی استخر گودال ژرف و عمیق نامیده اند .

درازا و پهنای این دریاچه چهار كیلومتر در چهار كیلومتر و مساحت آن 16 كیلومتر مربع است و حداكثر عمق آن به 13 متر می رسد .

تالاب و مرداب

استان آذربایجان شرقی دارای تالاب های كوچك و بزرگ متعدد و زیبایی است كه عمدتاً در محدوده شهرستان مراغه و هشترود واقع شده اند . مهمترین این تالاب ها عبارت ند از : تالاب های آلما گلی ، قبادلو ، ماهی آباد ، یانیق گلی ، بزوحق گلی ، قوشاگلی ، زولبین گلی ، یوسفلو ، دیب دیز و خرمالو .

چشمه های آب گرم

آذربایجان شرقی از كانون های مهم آب معدنی و آب گرم محسوب می شود . در اقصی نقاط این استان چشمه های متعدد آب گرم با خواصی ویژه وجود دارند كه طی سالیان دراز مورد استفاده مردم بوده است .

مهمترین این چشمه ها عبارت ند از : چشمه الله حق ، آب رس ، تاپ تاپان ، ورجوی ، گشایش ، و چشمه های سراب و صوفیان به ویژه چشمه آب معدنی كندوان .

آبشار عیش آباد ، شبستر

ارتفاع این آبشار حدود 15 متر است و در قسمت كوهستانی میشو غربی در جوار روستای عیش آباد شبستر واقع شده است . حدود 300 متر مربع وسعت دارد و در جوار كوه و دره منظر بدیعی از زیبایی طبیعت را به نمایش گذاشته است .

آبشار آسیاب خرابه ، جلفا

آسیاب خرابه یكی از زیباترین مناظر دیدنی آذربایجان شرقی است ، قبلاً در این محل یك باب آسیاب بادی وجود داشت كه با استفاده از این آبشار كار می كرد . اما در حال حاضر خرابه ای بیش از این آسیاب باقی نمانده است. به همین دلیل به نام آسیاب خرابه معروف شده است.

این تفرجگاه در حدود 27 كیلومتری علمدار گرگر ( هادی شهر ) قرار دارد و در نوار مرزی ایران و جمهوری آذربایجان در 5 كیلومتری روستای منجن آباد در حاشیه رود ارس واقع شده است.

آب این چشمه زیبا و زلال از كوه میامكی ، یكی از كوه های بلند بین منطقه دیزمار غربی ارسباران و شهرستان مرند و بخش زنوز سرچشمه می گیرد. در مظهر چشمه ی این آسیاب درختان انجیر بسیار روییده و آب به صورت آبشاری زیبا به سمت دره جریان می یابد . تمام سطوح دیواره ی آبشار پوشیده از خزه و گیاهان آبزی است و مناظر دل انگیزی را پدید آورده است .

جنگل ها و بیشه ها

علاوه بر پوشش گیاهی متنوعی كه در فضاهای جلگه ای ، دره ای و كوهستانی استان وجود دارد ، جنگل های متراكمی نیز نقاط مختلف استان را پوشانده است .

در شمال ارسباران دره ارس و بخش ورزگان شهرستان اهر ، كوه های قازان داغی و قندران باشی واقع شده است كه پوشیده از درختان جنگلی و مراتع كوهستانی است .

كوه های " گؤیچه بئل " پوشیده از درختان نیمه جنگلی است و مراتع سرسبز و خرم است و در جنوب غربی اهر واقع شده است . این مكان كوهستانی محل ییلاق ایلات " قره خانلو " و "مددلو" است. بیشترین گونه های درختی كه در جنگل های اهر مشاهده می شود ، بلوط و ممرز است.

جنگل های شهرستان های مراغه و هشترود نیز ا زنظر درجه اهمیت در مرتبه بعدی قرار دارند . این جنگل ها كه از وسعت كمتری نسبت به جنگل های ارسباران برخوردار است عمدتاً از درختچه گز تشكیل شده است.

كوه ها و قله ها

آذربایجان از نظر تیپولوژی كوه های ایران از اهمیت خاصی برخوردار است ؛ سه رشته مهم و اصلی ایران یعنی البرز ، زاگرس  و مركزی در این منطقه به هم پیوسته اند و فلات كوچك و مرتفعی را پدید آورده اند .

مهمترین ارتفاعات استان آذربایجان شرقی كه دارای زیبایی های خاص طبیعی و امكانات ورزش كوهنوردی است عبارت اند از :

1 – رشته كوه سهند در 50 كیلومتری جنوب شهرستان تبریز كه بلندترین قله آن جام داغی به ارتفاع 3750 متر است .

2 – كوهستان بزقوش در جنوب كوهستان سبلان و شمال غربی میانه قرار گرفته است . بلندترین قله آن 3304 متر ارتفاع دارد .

3 – كوهستان كمتال از جالب ترین كوه های ارسباران است و 3100 متر ارتفاع دارد.

4 – كوه قوشاداغ از ارتفاعات قابل توجه و زیبای ارسباران به حساب می آید .

5 – كوه كیامكی  درمنطقه جلفا واقع شده است.

6 – كوه سلطان سنجر در 15 كیلومتری شرق زنوز واقع شده است .

7 – كوه سلطان داغی در شمال غربی كوهستان سهند نزدیك شهر اسكو قرار گرفته است.

8 – كوه میشو در شمال دریاچه ارومیه است و جلگه مرند را از جلگه شبستر و دریاچه ارومیه جدا می كند.

9 – كوه مورو داغ در 36 كیلومتری غرب تبریز از ارتفاعات شمالی صوفیان به طرف تبریز كشیده شده است كه به گردنه شبلی منتهی می شود

 

[ ششم آبان 1389 ] [ 20:15 ] [ اطلس ایران وجهان ]
باغ دولت آباد

 

گردشگاههاي طبيعي استان يزد

 
دولت آباد  ***  یزد

در اصلی این مجموعه در خیابان شهید رجایى قرار گرفته است و در دیگرى که در بلوار دولت آباد قرار دارد ورودى نداشته و تقریباً در دست مرمت و بازسازى است. به همین علت تردد از در اصلى انجام مى گیرد. هنگام ورود از یک هشتى نسبتاً بزرگ عبور مى کنیم که محل ارائه و فروش صنایع دستى از قبیل سفال است .




این مجموعه یادگارى است از دوره هاى افشاریه و زندیه که شامل عمارت سردر، ساختمان هشتى و بادگیر، عمارت بهشت آئین و تالار آینه، عمارت تهرانى آب انبار دو دهانه و باغ ناصر است. بناى این مجموعه به سال ۱۱۶۰ مى رسد که توسط فردى به نام محمدتقى خان بافقى که به خان بزرگ معروف بوده ساخته شده و در حدود ۲۶۰ سال قدمت داشته و محل اقامت حاکم وقت و معاصر با شاهرخ میرزا و کریم خان زند بوده است. فضاى سبز باغ درختان میوه مانند انگور و سرو و کاج داشته و همچنین گل هاى محمدى و سرخ نیز در باغ دیده مى شوند.


درهاى ساختمان اصلى از چوب و به صورت کنده کارى دیده مى شود و در داخل بنا اتاق هاى متعددى قرار دارد که در اکثر این اتاق ها حوضى قرار گرفته و درهاى یکى از اتاق ها که رو به حیاط و باغ باز مى شود، با شیشه هاى رنگارنگ با طرح هاى زیبا مزین شده که در هنگام وجود خورشید و پرآب بودن حوض منظره زیبایى از نقاط رنگى منعکس شده را بر روى حوض مرمرین به نمایش مى گذارد. در یکى دیگر اتاق ها بادگیر معروف دولت آباد قرار دارد که با ارتفاع زمین ۳۳ متر از زمین بلندترین بادگیر از نوع خود بوده و به خوبى یک کولر مى تواند خنکى ساختمان را تامین کند

استان يزد با قدمتي 3000 ساله و مساحت 131551 كيلومتر مربع، در ميان استانهاي اصفهان،

 

فارس، خراسان، سمنان و كرمان احاطه شده و به تعبيري قطب مركزي راههاي كشور

 

محسوب مي گردد. اين استان كه داراي آب و هواي نيم گرم و خشك در تابستان و

 

زمستانهاي سرد و عمدتا خشك مي باشد نه تنها از نظر منابع انساني و صنعتي غني است بلكه

 

داراي ميراث فرهنگي و منابع طبيعي گردشگري متعددي بالغ بر 4000 جاذبه گردشگري

 

ملموس شامل منحصر به فردترين بافت تاريخي بكر مدني و زنده دنيا، آثار متعلق به دوران

 

قبل از اسلام و معماري دوران اسلامي و نيز سرمايه هاي فرهنگي غير ملموس  شامل:

 

هنرهاي صنايع دستي، پوشاك، غذاهاي محلي، اداب و رسوم و سنتهاي خاص مي باشد.

 

استقرار اين خطه كويري در دو زيست كره بياباني- كوهستاني، منابع گردشگري طبيعي

 

ارزشمند و متنوعي نظير: رشته كوههاي شير كوه و دشت كوير، مناطق حفاظت شده،

 

ييلاقات تفت، روستاهاي تاريخي شهرستانهاي ده گانه استان، غارها، كويرها، آبشار دره

 

گاهان و... را پديد آورده است.

 

يزد را در حال حاضر از نظر جذب جهانگرد در رتبه چهارم كشور قرار داده است.

 

كوير

 

مهمترين كويرهاي استان يزد، كوير سياه كوه، كوير ابركوه، كوير دره انجير، هرات و

 

مروست و بهشت آياد بهادران مي باشد.

 

كوهها

 

بلندترين قله يزد شيركوه با 4075 متر ارتفاع مي باشد. از ديگر كوههاي استان يزد مي توان

 

سياه كوه ساغند و عقابكوه را نام برد.

 

قناتها

 

در استان يزد بيش از 737 رشته قنات وجود دارد كه در دشتها و سرزمينهاي نيمه كوهستاني

 

و كوهستاني قرار دارند.

 

منطقه حفاظت شده كالمند- بهادران

 

در حدود 250 هزار هكتار با پوشش گياهي پسته، گون و وحوش متفاوتي نظير آهو، جبير، و

 

پرندگان كمياب و نادر چون هوبره و... در شهرستان مهريز واقع مي باشد.

 

حيات وحش و منطقه حفاظت شده بافق

 

منطقه حفاظت شده بافق داراي 3500 راس كل، قوچ و ميش مي باشد و حيات وحش آن

 

زيست گاه يوزپلنگ آسيايي بافق( يوز- بافق) است.

 

 

 

شكارگاهها ( مناطق آزاد شكار)

 

شكار: قوچ، كل، خرگوش، كبك، تيهو و... با كسب مجوز و شرايط لازم و پرهيز از صيد

 

گونه هاي جانوري حمايت شده نظير: آهو، جبير، هوبره و... آزاد است.

 

گردشگاههاي بافق

 

درياچه و پارك تفريحي آهن شهر و نيز نخلستانهاي بافق از جاذبه هاي گردشگري اين

 

شهرستان محسوب مي شود.

 

روستاهاي ديديني  و مناظر ييلاقي اطراف تفت

 

ييلاقهاي ميانكوه شهرستان تفت، روستاهاي ييلاقي پشتكوه و سروهاي كهن روستاهاي چم

 

و مباركه كه از جاذبه هاي ديدني اين منطقه است.

 

عقابكوه

 

حدودا در فاصله 40 كيلومتري شهرستان يزد واقع شده و نماي ظاهري كوه به شكل عقاب و

پديده اي زيبا و نحصر به فرد مي باشد.

 

 

 

آبشار دره گاهان

 

اين آبشار مهمترين آبشار استان يزد مي باشد كه در شهرستان تفت واقع شده است.

 

 

 فضاهاي روستايي اردكان

 

خرانق و عقدا از روستاهاي تاريخي استان يزد محسوب مي شوند. غارهامانه در خرانق و غار

 

اشكفت يزدان در عقدا قرار دارد.

 

فضاي روستايي ميبد

 

ركن آباد، مهرجرد و فيروز آباد از روستاهاي تاريخي شهرستان ميبد مي باشد.

 

فضاهاي استان اشكذر

 

اين روستا به دستور اشكين زال و در زمان اشكانيان بنا شده است.

 

چشمه غربالبيز

 

در نزديكي مهريز 40- كيلومتري يزد، همه ساله در اوايل بهار، آبي گوارا و زلال از

 

كوههاي اين منطقه جاري و به درياچه اي طبيعي تبديل مي شود.

 

سرو ابركوه

 

اين سرو 4000 سال قدمت دارد و در شهرستان ابركوه واقع مي باشد.

 

نارین قلعه (نارنج قلعه ) میبد  *یزد

نارین‌قلعه یا نارنج‌قلعه مهمترین بناى تاریخى شهرستان میبد است. این قلعه از بناهاى مربوط به دوره اشکانی و قبل از اسلام است و در دوران مظفریان تعمیراتى در آن صورت گرفت. اطراف آن خندقی بوده است و نقب های زیر آن گاهی تا یک فرسنگ امتداد دارد.در محرم 744هجری قمری جنگ سرنوشت سازی که باعث پیروزی آل مظفر بر چوپانیان گشته در این محل اتفاق افتاده است. مساحت این قلعهٔ هفت‌‌طبقه، سه هکتار و داراى برج و بارو و دربندهاى متعدد است و بالاى تپه‌اى مسلط بر شهر میبد قرار دارد. قطر پایین‌ترین حصار قلعه که قسمت بزرگى از آبادى میبد را در بر مى‌گرفت، پنج و در بعضى قسمت‌ها به بیست متر مى‌رسیده است. 

 نارنج قلعه چهار برج گرد بلند دارد و باید دانست که آنچه امروز از آن باقی مانده قسمت مرکزی آن است و نشانه هایی از برج ها و  باروها در روستای کوچک(کوشک) از آن باقی است. کوشک یا کوچک نزدیک ترین روستا به دژ بوده است و بیشتر آن را باغ ها و قنات ها و آسیاب در بر می گرفته است. تا همین نزدیکی ها زیباترین بادگیرها و خانه ها و کوچه های سابات دار بسیار قدیمی در جهان را در این محله ی زیبا می توانید شاهد باشید.

 نارنج‌قلعه داراى اتاق‌هاى متعددى بوده است که در حال حاضر قسمت‌هایى از این اتاقک‌هاى کوچک تودرتو، موجود است و بسیارى از آنها نیز به علت قرار گرفتن در طبقات پایین و ریختن راهروها هنوز کشف نشده است. مردم محل بر این اعتقادند که  بناى این قلعه مربوط به دوران سلیمان پیغمبر است

 

منبع :  moshogorbe.blogfa.com/post-9.aspx

 

[ ششم آبان 1389 ] [ 20:11 ] [ اطلس ایران وجهان ]
[ ششم آبان 1389 ] [ 19:44 ] [ اطلس ایران وجهان ]
امامزاده ها Minimize
امامزاده غلام رسولی : در حاشیه ضلع شرقی چابهار بنای گنبدی با ارتفاع بلند جلب نظر می کند که قدمت آن به دوران تیمور مربوط می شود . طرح معماری بنا نشان می دهد که در عهد سلجوقیان احداث و در عهد صفوی نقاشی های دیواری آن انجام یافته است که از اصالت و اهمیت خاصی برخوردارند .
[ ششم آبان 1389 ] [ 19:43 ] [ اطلس ایران وجهان ]

استان خراسان رضوی

 

مرکـــــز : مشهد

موقعیت : شمال شرقی ایران

 

مجاورت : شمال شرقی: کشورترکمنستان  شمال غربی:استان خراسان شمالی  شرق:افغانستان غرب: سمنان جنوب غربی:یزد جنوب:خراسان جنوبی
آب و هوا: بطور كلی دارای شرایط آب و هوایی معتدل و سرد كوهستانی
وسعــــت: 128420 کیلومترمربع
جمعـیــت: 4777 هزار نفر
تقسیمات: 20 شهرستان ،65 بخش ،163 دهستان و8861 آبادی
شهرستانها: بردسکن، تایباد، تربت جام ، تربت حیدریه ، چناران، خلیل‌آباد، خواف، درگز، رشتخوار، سبزوار، سرخس، فردوس، فریمان، قائنات، قوچان، کاشمر، کلات، گناباد، مشهد، مه ولات، نیشابور 

مکان های دیدنی و تاریخی 

استان خراسان رضوی یكی از مهم ترین قطب های گردشگری ایران است و از جاذبه های طبیعی و مكان های دیدنی مذهبی و تاریخی بسیار ارزشمندی برخودار است. مهم‌ترین اماكن دیدنی استان خراسان رضوی عبارت‌اند از: حرم مطهر حضرت امام رضا(ع) و مجموعه‌ی آستان قدس رضوی، مسجد گوهرشاد، مدرسه‌ی پریزاد، مدرسه‌ی دودر، بقعه‌ی خواجه ربیع، بقعه‌ی گنبد سبز، آرامگاه نادرشاه افشار، مصلای مشهد، طرقبه، شاندیز، پارك وكیل‌آباد، كوه سنگی، بندگلستان، خواجه اباصلت، خواجه مراد و مقبره‌ی گوهرتاج (در مشهد)، مسجد پامنار، آرامگاه ملاهادی سبزواری، مناره‌ی خسروگرد، رباط مهر، آرامگاه سیدحسن غزنوی و مسجد جامع (در سبزوار)، گنبد هارونیه و آرامگاه فردوسی (در توس)، كتبیه‌ی نادری، عمارت خورشید، ارغون‌شاه و مسجد كبود گنبد (در كلات نادری)، شهر عتیق، تپه بام و مدرسه‌ی عرضیه (در قوچان)، ‌آرامگاه شاه قاسم انوار و مقبره‌ی شیخ احمد جامی (در تربت جام)، برج كرات (در تایباد)، باغ گلشن (در طبس)، ارگ كلاه فرنگی، دریاچه‌ی گل بی‌بی و آرامگاه بابا لقمان (درسرخس)، قدمگاه رباط عباسی و آرامگاه‌های عطار، كمال‌الملك و خیام (در نیشابور)، برج علی‌آباد، مناره‌ی فیروزآباد، باغ مزار و آرامگاه مدرس (در كاشمر) و مقبره‌ی شیخ حیدر و مسجد ملك (در تربت حیدریه)، سنگ فیروزه، زعفران، ادویه و مهر و تسبیح از سوغاتی‌های استان خراسان رضوی است.  

  

 

صنایع و معادن

خراسان رضوی یكی از مهم ترین مراکز صنایع دستی ایران است، برخی از صنایع دستی آن، چون فیروزه، پوستین دوزی، فرش بافی و... شهرت جهانی دارند. خراسان رضوی به دلیل جایگاه ویژه مکانی خود، که محل برخورد پدیده های مهم و متفاوت زمین شناختی است، جایگاه مناسبی از لحاظ گنجایش و گوناگونی ذخایر معدنی دارد. ذخیره های زغال سنگ، مس، روی، آهن، منگنز، خاک نسوز، منیزیت، گل سفید، سنگ های ساختمان، مانند مرمریت، تراورتن، سنگ آهن و گچ، دراستان یافت می شود. کاوش های پیرامون طبس، از وجود ذخایر بزرگ اورانیوم، رادیوم و توریم خبر می دهد. این منابع از لحاظ تأمین انرژی، از ارزش اقتصادی بالایی برخوردارند.

زگذشته های دور، بخش بزرگ تولیدات خراسان را، فرآورده های کشاورزی و صنایع دستی به خود اختصاص می داده است. از این رو بخش بزرگ کالای صادراتی استان خراسان در سطح ملّی، فرآورده های کشاورزی، چون گندم، زعفران، زرشک، کشمش، پوست دام، و در مورد هنر های دستی، فرش، فیروزه تراشیده شده، پوستین،... بوده است. علاوه بر آن، زوار مقداری از کالای ناحیه ای خود را برای فروش به مشهد آورده‎، به هنگام بازگشت، سوغات و بخشی از نیازهای مصرفی خویش را خریداری می کردند، که در افزایش بازرگانی خراسان، به ویژه شهر مشهد مؤثر بوده است.
 

 

 

کشاورزی و دام داری

استان خراسان رضوی به دلیل شرایط ویژه اقلیمی، وجود خاک های زراعی مرغوب، آب فراوان، دشت ها و درّه های بزرگ و حاصل خیز، دارای پیشینه درخشانی در امر کشاورزی است و می‎توان گفت، که سرزمین پر برکت خراسان رضوی، با آب و هوای گوناگون و منابع آب و خاک، از امکان‎های بالقوه بسیار بالایی برای گسترش کشاورزی برخوردار است. دشت های پهناور خراسان در نواحی گرم، معتدل و سرد گسترده شده‎اند. تولید فرآورده‎های سردسیری، نیمه گرمسیری وگرمسیری، مانند: گردو، بادام، سیب، گلابی، پسته، زعفران، خرما و مرکبات، از ویژه گی های خراسان است.
خراسان مهم ترین منطقه پرورش دام در ایران است. این كار با روش های گوناگونی صورت می‎گیرد که مهم ترین عامل ایجاد این اختلاف‎ها، آب و هوا، به ویژه ریزش باران است. پرورش دام دراستان خراسان رضوی به شکل های گوناگون کوچ نشینی، رمه گردانی، روستایی و تلفیق زراعت و دام داری و دام پروری صنعتی دیده می شود. مهم ترین دام هایی که درخراسان پرورش داده می شوند، گوسفند، بز، گاو، گاومیش و شتر است. فعالیت گاوداری به شیوه صنعتی برای تولید شیر و گوشت در خراسان از اهمیت زیادی برخوردار است. این استان از نظر ظرفیت تولید شیر و گوشت و تولیدات دامی دارای اهمیت زیادی در كشور است.
 

  

 

وجه تسمیه و پیشینه تاریخی

واژه خراسان گویا بازمانده گونه کهن واژه «خاور» و متشکل از دو جز «خور» به معنای خورشید و« آسان» به معنی آمدن است یعنی جایی که خورشید از آن بر می آید. پسوند رضوی آن به سبب وجود بارگاه مقدس حضرت رضا(ع) در این استان به این منطقه داده شده است. خراسان جزو ساتراپی پهناور پرثوه بوده است. این ایالت پهناور، که سرانجام قرارگاه و کشور نیرومند اشکانیان شد، درآغاز تاریخ ایران باستان، مادها را به سوی خود کشانید. جغرافی نگاران آورده‎اند که چون تنگدستی عمومی و عوامل نامطلوب طبیعی این استان، با جایگاه شاهانه و زندگی پر تجمل پادشاهان هخامنشی ناسازگار بود، هرگاه که گذرشان به خراسان می‎افتاد، می‎کوشیدند تا هرچه زودتر سرزمین پارت ها را پشت سر گذارند. اما همین عوامل نامساعد طبیعی، اشکانیان، یعنی این شاخه از مردمان هند و اروپایی را مردمی سخت کوش، بردبار، و دلیر گردانید و این ویژگی های اخلاقی، نام آنان را بلند آوازه ساخت.
به هنگام ناتوانی هخامنشیان، از این منطقه اشک نامی، که بنیان گذار خاندان اشکانی شناخته شده است، حکومت سلوکیان را از میان بر داشت و حکومت نوینی را بنیاد نهاد. در دوران ساسانی که ملوک الطوایفی بر چیده شد؛ خراسان باستانی یا ساتراپی پارت به شکل یکی از استان های ایران شهر درآمد و توسط سپاهبدی اداره می شد. در1303هـ. ش، که ادوارد توماس، ترجمه درست سنگ نبشته های پایکولی را منتشر ساخت، حدود خراسان باستانی به خوبی روشن شد. حدود چهار مرزبان نشین خراسان در روزگار ساسانیان، از دروازه‎های دریای مازندران، نزدیک ری آغاز و با گذشتن از کوه های البرز و دره اترک تا درگز ادامه می یافت. سپس از بیابان تجن و مرو به جیحون و پامیر رسیده، در آن جا در ادامه رود جیحون تا ستیغ هندوکش و از آن نقطه به سوی باختر به امتداد رشته هندوکش به جنوب متوجه شده از ناحیه هرات وکاشمر امروزی و خواف می گذشت و کُهستان / قهستان را بریده، دوباره به دروازه های دریای مازندران می پیوست.
گشودن منطقه بزرگی چون خراسان برای مسلمانان به آسانی میسر نشد، از اوایل خلافت عمر، تا میانه خلافت عثمان، یعنی در طی بیست سال، با وجود کوشش‎های پیاپی سرداران اسلامی، سرزمین خراسان بر روی مسلمانان نا گشوده ماند، تا آن که عبدالله بن عامر از سوی عثمان مأمور گشودن آن منطقه شد. نخستین شهری که در خراسان به دست یکی از سرداران عبدالله در سال 31 هـ. ق، گشوده شد، طبس بود و گشودن دیگر نواحی تا زمان حکومت معاویه به سال 42 هـ. ق، و شاید هم تا مدت ها پس از آن تاریخ به درازا کشید. در دو سده‎ای که خراسان زیر نظر نماینده‎گان خلفای بغداد اداره می شد، اوضاع برای روی کار آمدن مردانی، که در آن سر زمین ادعای استقلال در سر داشتند، مساعد نبود. نخستین فرصتی که برای درست شدن آن آرمان دیرینه، روی نمود، اختلافی بود که بین امین و مأمون، فرزندان هارون الرشید خلیفه عباسی، بر سر جانشینی خلیفه در گرفت. در این کشمکش، مأمون از طاهر بن حسین، سردار سپاه خراسان کمک خواست. در جنگ‎هایی که میان جنگ‎جویان آن دو برادر روی داد، همه جا طاهر بر سردار سپاه امین چیره گردید و سرانجام در 198 هـ. ق، بغداد را محاصره و آن شهر را به نام مأمون عباسی گشود. همین که خلافت مأمون روشن شد, وی به پاس آن لشکرکشی های درخشان، در سال 205 هـ. ق، حکومت خراسان را به طاهر بن حسین واگذار کرد.
طاهر بن حسین پایتخت خراسان را از مرو به نیشابور منتقل ساخت و شالوده دودمانی را ریخت که نخستین حکومت مستقل حکم رانان ایرانی پس از یورش عرب ها به شمار می آید. دوران حکم رانی طاهریان، که آغاز استقلال این منطقه بود، از نیم سده گذشت و سرانجام در سال 295 هـ. ق، یعقوب لیس صفار، بنیان گذار دودمان صفاریان سیستان، با گرفتن شهر نیشابور، به فرمان روایی آنان پایان داد.
در سال 283 هـ. ق، عمرولیث صفاری به خراسان لشکر کشید وآن ایالت را جزو سیستان کرد. در سال 287 هـ. ق، امیر اسماعیل سامانی خراسان را گشود و به سرزمین ورز رود یا ماورارءالنهر افزود. در دوران فرمان روایی صفاریان و سامانیان، زبان فارسی جان تازه ای یافت. ترجمه تاریخ وتفسیر طبری در این روزگار فراهم شد و محمد بن وصیف سیستانی و ابو عبدالله جعفر، سرشناس به رودکی، شعر فارسی را بر شالوده نوینی استوار ساختند. دوران 130 ساله فرمان روایی خاندان سامانی ( 261-389 هـ. ق ) بر خراسان و ماوراءالنهر، و خدمت بزرگی که پادشاهان آن خاندان به رستاخیز زبان فارسی و گسترش علم وادب نمودند، یکی از درخشان ترین فصل های تاریخ ایران را تشکیل می دهد.
پس از سامانیان، غزنویان ( 351-581 هـ. ق ) در سال 384 هـ. ق، بر خراسان و ماوراءالنهر چیره شدند. اینان نیز به تقلید فرزندان سامان، به گسترش علم و ادب و تشویق شاعران و نویسنده ‎گان فارسی زبان پرداختند. مهم ترین رویداد دوران 230 ساله حکم رانی غزنویان، تجزیه خراسان باستانی به دو بخش جداگانه بود، که در سال 451 هـ. ق، صورت گرفت. بخش بزرگی که شامل افغانستان کنونی است و پایتخت اش شهر غزنی بود، در دست غزنویان ماند و بقیه خراسان از آن سلجوقیان شد.
قلمرو پادشاهان سلجوقی نیز پس از 123 سال ( 429 – 552 هـ. ق ) به دست خوارزمشاهیان افتاد و حکومت خوارزمشاهیان هم پس از یک سده و نیم، در سال 617 هـ. ق، به دست لشگریان مغول بر چیده شد. هرات، پایتخت باستانی آریا - خراسان، که یکی از کهن سال ترین شهرهای خراسان باستانی بود، مانند بسیاری دیگر از شهر ها در فتنه مغول آسیب بسیار دید.
در اواخر سده 7 هـ. ق، که سلسله ایل خانان در ایران ایجاد شد، خراسان به قلمرو آنان افزوده شد و یکی از نمایند‎گان ایل خانان که پسر یا وارث تاج و تخت پادشاهی بود، بر خراسان حکومت می کرد. با درگذشت ابوسعید بهادر خان ( 716 – 736 هـ. ق ) خاندان های آل کرت ( 643 – 783 هـ. ق ) که از ملوک ایران خاوری بودند در آن حدود حکومت داشته پایتخت‎شان شهر هرات بود. هم چنین از سال 783 هـ. ق سربداران در سبزوار به حکومت رسیده تا سال 788 هـ. ق، در آن نواحی حکومت داشتند. در سال 783 هـ. ق، تیمور لنگ خراسان را گشود، سپس هرات، پایتخت فرزندش شاهرخ شد. تنها شهری که در دوره فرمانروایی تیمور به اوج شکوفایی خود رسید، سمرقند بود. سمرقند که در خاور بخارا و نزدیک رود زرافشان قرار داشت پیش از آن نیز یکی از آبادترین و ثروتمندترین شهر های خراسان باستانی بود. دوره فرمانروایی جانشینان تیمور بر خراسان و ورز رود ماوراءالنهر از 807 تا 913 هـ. ق، به درازا كشید. در این مدت بیشتر شهرهای خراسان ازآرامش و آسایش برخوردار بود. سلطان ابو سعید، نواده تیمور از 855 تا 872 هـ. ق، بر خراسان حکومت کرد و در جنگ با امیر حسن بیگ، سرشناس به اوزون حسن، بنیان گذار دودمان بایندری یا ترکمانان آق قویونلو ( سفید گوسفند) کشته شد.
دوره فرمان روایی جانشینان ابو سعید به سال 913 هـ. ق، با افتادن خراسان به دست شیبک خان اوزبک به سر آمد. چیرگی شیبک خان اوزبک بر خراسان، آغاز یورش های پی گیری است، که در دوران پادشاهی شاه اسماعیل اوّل و شاه تهماسب صفوی موجب خرابی ها و آسیب های بسیاری بر شهرهای هرات، نیشابور و توس ( مشهد) شد. شاه اسماعیل صفوی پس از گشودن مشهد، به دنبال ازبکان تاخت و در سال 916 هـ. ق، قلعه مرو را گشود و شیبک خان ازبک در روستای محمودآباد، در نزدیکی مرو کشته شد. بدین ترتِب سراسرخاک خراسان تا کرانه آمویه به دست صفویان افتاد و مذهب شیعه امامی، کیش رسمی مردم این منطقه شد.
خطریورش ازبکان بر خراسان پس از کشته شدن شیبک خان، هم چنان ادامه یافت و شاه اسماعیل

[ ششم آبان 1389 ] [ 19:41 ] [ اطلس ایران وجهان ]

[ویرایش] الف

ارتکند(معروف به بهشت گمشده)که در انتهای جاده کلات مشهد واقع شده و دارای مناظری بکر و ابشاری بسیارزیبایی می‌باشد که هربیننده ای را مجذوب خود می نماید

[ویرایش] ب

[ویرایش] پ

[ویرایش] ت

[ویرایش] چ

[ویرایش] خ-ژ

[ویرایش] ش-گ

[ویرایش] م-ی

[ ششم آبان 1389 ] [ 19:38 ] [ اطلس ایران وجهان ]
جاذبه هاي توريستي استان خراسان شمالي . 
                
 

جاذبه هاي طبيعي استان

ييلاق زوارم كه در فاصله 28 كيلومتري جنوب باختري شيروان قرار گرفته، از ابتداي ورود به دره زوارم تا كوه‌هاي تخت مبرزا و شوخري ادامه مي‌‌يابد. ييلاق گليان و استخري نيز يکي ديگر از مناطق توريستي – طبيعي خاص است که از آبشار ديدني و غار طبيعي برخوردار است. ييلاق گليل نامانلو نيز در فاصله 70 كيلومتري شمال خاوري شيروان قرار گرفته است.


جاذبه هاي تاريخي و فرهنگي استان

آيينه خانه مفخم در بجنورد، نارين قلعه بجنورد، ارگ تاريخ بلقيس در اسفراين، بناي سنگي اسپاخو در مانه و سملقان، قلعه جلال الدين جاجرم، چهارتاقي تيموري شيروان و امام زاده سيد حمزه فاروج، از شاخص‌ترين آثار تاريخي و معماري استان خراسان شمالي هستند.

خراسان شمالي از شمال با جمهوري ترکمنستان از جنوب و شرق به استان خراسان رضوي و از غرب به استان گلستان و سمنان محدود مي شود و در گذرگاه زائران حرم مطهر علي بن موسي الرضا (ع) واقع شده است.

جاذبه هاي گردشگري و آثار باستاني استان خراسان شمالي همه ساله گردشگران زيادي را به خود فرا مي خواند که بنا به گزارش کارشناسان ميراث فرهنگي، سالانه 12 ميلون مسافر از اين استان عبور و يا ديدن مي کنند.

آرامگاه امامزاده سلطان سيدعباس بن موسي بن جعفر (ع) برادر امام رضا(ع)، آرامگاه امامزاده حمزه بن موسي الرضا (ع)، آرامگاه شاهزاده عبدالرحمن خرق، آرامگاه شيخ رشيدالدين محمد بيدوازي و مقبره شهدا از جمله مکانهاي زيارتي و آثار باستاني اين استان به شمار مي رود.

همچنين قلعه جلال الدين، کاروانسراي قره بيل، چهارتاقي تيموري، غارهاي هنامه، سنگ نگاره هاي جربت، معبد اسپاخو، آيينه خانه مفخم و عمارت مفخم از ديگر آثار باستاني اين منطقه به شمار مي رود که برخي از آنها به ثبت آثار ملي نيز رسيده اند.

روستاهاي توريستي خراسان شمالي نيز با طبيعتي سرسبز و جاذبه هاي زيست محيطي همه ساله گردشگران زيادي را به استان فرا مي خوانند.
 
روستاي اسپيدان در شهرستان بجنورد، روستاهاي استاد و خسرويه در فاروج، درکش در مانه و سملقان، رويين در اسفراين، زوارم در شيروان و روستاي دشت در شهرستان جاجرم روستاهاي توريستي خراسان شمالي هستند.


بخشي از جنگل گلستان نيز در محدوده استان خراسان شمالي  واقع شده است که خود جاذب گردشگران بسياري است.

همچنين تنوع زيست محيطي، وجود گونه هاي متنوع گياهي و جانوري و اقليم مناسب اين منطقه همه ساله جاذب طبيعت دوستان زيادي است.

مجموعه هاي تفريحي تفرجگاه "بش قارداش"، بوستان "بابا امان"، دره هاي اسفيدان، فيروزه، بازخانه، مهنان و چشمه آب گرم ايوب از ديگر جاذبه هاي طبيعي و گردشگري خراسان شمالي محسوب مي شود.


تنوع اقوام از شاخصه هاي اصلي خراسان شمالي است، اهالي ترک، فارس، کرد، کرمانج، تات، بلوچ و ترکمن با صلح و صفا در کنار يکديگر زندگي مي کنند و مهمان دوستي و مهمان نوازي از ويژگي هاي آنان است.

اهالي خراسان شمالي، مردمي توانمند و هنرمند هستند که با الهام از طبيعت آثار هنري و صنايع دستي بديعي را خلق مي کنند که در سبد سوغات مسافران اين استان جايگاهي ويژه دارد.

بافته هاي داري، گليم، فرش و پشتي ترکمن، پلاس، سفره کردي، چاروق، چادرشب، لباسهاي محلي کردي، ترکمني و زيورآلات سنتي از جمله صنايع دستي خراسان شمالي است.

آبنبات يا شکرپنير نيز سوغات شهرستان بجنورد، شيريني بخش کام مسافران اين ديار است

[ ششم آبان 1389 ] [ 19:32 ] [ اطلس ایران وجهان ]

استان خراسان شمالی

 

استان خراسان شمالی با مساحتی حدود ۲۸۱۷۹ کیلومتر مربع از ۶ شهرستان بجنورد (مرکز استان)، شیروان ،اسفراین، مانه و سملقان ،جاجرم و فاروج تشکیل شده است. این استان از نظر موقعیت جغرافیایی؛ از شمال با کشور ترکمنستان، از شرق و جنوب با استان خراسان رضوی، از جنوب غربی با استان سمنان و از غرب با استان گلستان هم مرز است. آثار کشف شده در این استان نشان از قدمت تاریخی کهن آن دارد. محوطه باستانی معروف به پهلوان و تپه حیدران جاجرم، قدمتی بیش از ۱۲ هزار سال دارند. قدیمی ترین اثر باستانی پابرجای قبل از اسلام (بنای سنگی اسپاخو) در غرب شهرستان مانه و سملقان در فاصله ۵ کیلومتری شمال شاهراه آسیایی در روستای اسپاخو نیز دلیل دیگری بر صحت این ادعا است.

 

خراسان شمالي از نظر ناهمواري ها به دو قسمت : الف ) نواحي كوهستاني   ب ) پست و هموار تقسيم            مي شود .

مرتفع ترين نقطه أن قله شاه جهان در رشته كوههاي آلاداغ 3051  متر و پست ترين نقطه آن در روستاي تازه ياب در قسمت خروجي رودخانه اترك با ارتفاع 4000 متر از سطح دريا قرار دارد . ارتفاع متوسط استان  1326  متر از سطح دريا مي باشد .   

 

نواحي كوهستاني :

 

كوههاي استان از نظر زمين شناسي حاصل آخرين حركات كوهزايي دوران سوم و از كوههاي جوان مي باشند . اين كوهها به دو بخش عمده : 1- رشته كوه كپه داغ                        2- رشته كوه آلاداغ تقسيم مي شوند .

 

رشته كوه كپه داغ : اين رشته كوه در شمال استان واقع شده و بوسيله گسل عشق آباد ( گسل كپه داغ ) از دشتهاي پست تركمنستان و بوسيله رودخانه اترك و دشتهاي مانه و سملقان ، بجنورد ، شيروان و فاروج از رشته كوه جنوبي آلاداغ جدا مي شود .

اين ارتفاعات شباهت زيادي از نظر ساختار زمين شناسي با زاگرس دارند و وجود گسلهاي متعدد ساختار رسوبي ، نامتقارن بودن چينها ، فقدان فعاليتهاي آتشفشاني و وجود سنگهاي داراي درز و شكاف آن شرايط مساعدي براي ذخاير آب زيرزميني و منابع نفت و گاز ايجاد مي نمايد .

رشته كوه آلاداغ : اين ارتفاعات توسط دشتهاي مانه و سملقان ، بجنورد ، شيروان ، فاروج ، از رشته كوه كپه داغ جدا شده است . آلاداغ در غربي ترين منطقه در حوالي جاجرم بوسيله يكسري كوههاي كم ارتفاع به رشته كوهستاني شاه كوه البرز مي پيوندد . جبهه شمالي آلاداغ با يكسري پرتگاههاي گسلي به رود اترك و جبهه جنوبي آن از طريق گسلهايي با دشت جاجرم ارتباط پيدا كرده است .

 

آب و هواي استان :

 

خراسان شمالي عمدتاً از آب و هواي معتدل كوهستاني برخوردار است و انواع آب و هواي آن عبارتند از :

 

الف) آب و هواي سرد كوهستاني ( نواحي مرتفع آلاداغ و كپه داغ )

 

ب ) آب و هواي معتدل كوهستاني

( شهرستان هاي مانه و سملقان، بجنورد ، شيروان ، فاروج ، اسفراين و شمال شهرستان جاجرم )

 

ج ) آب و هواي نيمه بياباني ( كوهپايه اي ) بخشي از شهرستان مانه و سملقان و جنوب استان .

 

جاذبه هاي گردشگري :

 

يكي از عوامل موثر در توسعه اقتصادي مناطق مختلف در دهه هاي اخير توجه به جاذبه هاي گردشگري و افزايش درآمد و ايجاد اشتغال از اين راه مي باشد .

خراسان شمالي با داشتن پتانسيلهايي از قبيل : موقعيت جغرافيايي مناسب ، وجود قوميت هاي مختلف ، تمدن كهن ، غناي فرهنگي و منابع طبيعي مي تواند موقعيت ويژه اي در جذب گردشگر داشته باشد . قرار گيري اين استان در مسير زوار امام رضا (ع) كه از جاده كناره درياي خزر عبور و مرور مي كنند ، موقعيت ويژه اي ايجاد نموده كه در صورت برنامه ريزي و مديريت صحيح مي توان چشم انداز روشني در اين زمينه ترسيم نمود .

عبور ميليونها مسافر از حاده آسيايي عامل مهمي بوده كه شهري چون فاروج پس از انقلاب بتواند در سايه ارائه آجيل و تنقلات در كشور منحصر به فرد و ممتاز باشد .

جاذبه هاي گردشگري استان را مي توان به جاذبه هاي طبيعي و تاريخي فرهنگي تقسيم نمود .

 

جاذبه هاي طبيعي :

 

جنگلهاي انبوه و حفاظت شده قورخود در شهرستان مانه و سملقان ، پارك ملي سالوك و ساريگل در شهرستان اسفراين ، منطقه حفاظت شده گليل سراني شيروان و پناهگاه حيات وحش مياندشت در جاجرم از مناطق ديدني استان مي باشد .

مناطق كوهستاني : دره هاي سرسبز ، رودهاي پرآب ، درياچه  پشت سدها ، آبشارهاي فراوان چون ايزي ، حميد  بيار ، اوغاز كهنه ، اسطرخي و دره هايي چون بازخانه ، دركش ، هاور ، روئين ، گليان ، زوارم ، استاد ، خسرويه

پارك جنگلي گوئينيك ، غارهايي چون بيدك ، گسك ، درق ، پوستين دوز ، گنج كوه و  بخش كوچكي از صدها جاذبه مناطق كوهستاني استان مي باشد .

اين مناطق براي ورزشهاي زمستاني و كوهنوردي ، صخره نوردي و  نيز بسيار مناسب مي باشند .

آبهاي معدني : اين آبها به دليل املاح و خاصيت درماني مي توانند بعنوان يكي از جاذبه هاي گردشگري استان به حساب آيد . از جمله مي توان به آب معدني ايوب پيغمبر در گيفان ، آب معدني بش قارداش در بجنورد ، مختومي در شيروان ، مهمانك در مانه و سملقان و حاج سست در اسفراين اشاره نمود .

 

جاذبه هاي تاريخي فرهنگي :

 

چنانكه قبلاً گفته شد بيش از 606 اثر تاريخي و محوطه باستاني در استان شناخته شده است كه از جمله آنها مي توان به قلعه جلال الدين جاجرم ، تپه ارگ ( تپه نادري ) شيروان ، شهر بلقيس در اسفراين ، آئينه خانه و عمارت مفخم در بجنورد ، آتشكده اسپاخوي مانه و سملقان ، مقبره بابا و بي بي در فاروج و اشاره نمود .

اماكن مقدس :

بقعه سلطان سيد عباس ( معصوم زاده ) در بجنورد ، خواجه علي ابن مهزيار در جاجرم ، امامزاده حمزه رضا شيروان ، امامزاده دلاور آشخانه ، امامزاده سلطان جعفر در روستاي سياه دست فاروج ، امامزاده احمدبن موسي در اسفراين و  از جمله زيارتگاهها و اماكن مقدسه استان مي باشند .

 

موزه ها :

 

موزه مردم شناسي شهر بجنورد و موزه حيات وحش رباط قره بيل ( جاجرم ) از موزه هاي موجود استان مي باشند

 

صنايع دستي و آثار هنري :

 

قاليچه و پشتي تركمني ، گليم و جاجيم ، چادرشب ابريشمي ، كلاه كركي ، چارق دوزي ، پوستين دوزي ، زين سازي از مهمترين صنايع دستي استان محسوب مي شود كه نقش مهمي در جلب جهانگرد دارد . علاوه بر اين لباسهاي محلي و سنتي ( كردي و تركمني ) نيز اهميت خاصي دارند .

 

ورزش هاي سنتي :

 

انجام مسابقات ورزشي در استان خراسان شمالي از سابقه تاريخي زيادي برخوردار است كه مي توان به كشتي چوخه اشاره نمود . اين ورزش در استان از قدمتي 2500 ساله برخوردار است و علاوه بر اين وجود اسبهاي اصيل تركمن زمينه ورزش اسب دواني را فراهم نموده است .

 

راهها و ارتباطات :

 

راهها و سيستم حمل و نقل و ارتباطات مناسب زيربناي توسعه اقتصادي را در هر سرزمين تشكيل مي دهد . اگر راه و وسايل نقليه كافي وجود نداشته باشد ، امكان اتصال بين نواحي توليد و مصرف از بين مي رود و خصوصاً در مناطق دور افتاده روستايي كه استعداد خوبي براي توليدات كشاورزي دارند ، امكان بهره وري بهينه از استعدادهاي محيطي وجود نخواهد داشت .

راه مناسب ، سبب ايجاد تسهيلات در روابط شهر و روستا گرديده و سطح آگاهي جوامع روستايي را بالا مي برد . بدليل وسعت مناطق كوهستاني روستاهاي بسياري در استان وجود دارند كه از موقعيت مناسب توليدي برخوردارند ولي بخاطر نبود امكانات ارتباطي و حمل و نقل در انزوا قرار گرفته اند و اين مسئله روند رشد و توسعه استان را با مشكل مواجه خواهد ساخت .

 

مردم استان خراسان شمالی که متشکل از اقوام فارس ، کرد ، ترک ها ، نرکمن و ... می باشند ، با وحدت و یکپارچگی خاصی ، استان را به کانون وحدت قومیتها و مذاهب مختلف تبدیل کرده اند . جمعیت استان با ضریب جوانی 44درصد ( نسبت سهم سنین کمتر از 15 سال از کل جمعیت استان ) از نرخ باسوادی 5/76 درصد و پایین تر از 80 درصد متوسط کشور برخوردار است

جاذبه هاي تاريخي و گردشگري

استان خراسان شمالي در مسير جاده اصلي تهران- مشهد قرار دارد و سالانه حداقل يك سوم زائران حرم مطهر امام رضا(ع) از غرب تا شرق اين استان از شهرستان هاي جاجرم، مانه و سملقان، بجنورد، شيروان و فاروج مي گذرند. شهرستان اسفراين نيز در جنوب استان قرار دارد.
خراسان شمالي علاوه بر همسايگي با استانهاي گلستان، سمنان و خراسان رضوي، همچنين داراي 270 كيلومتر مرز مشترك با كشور تركمنستان است.
بيش از 606 اثر تاريخي و محوطه باستاني در استان شناخته شده است كه از جمله آنها مي توان به قلعه جلال الدين جاجرم ، تپه ارگ ( تپه نادري ) شيروان ، شهر بلقيس در اسفراين ، آئينه خانه و عمارت مفخم در بجنورد ، آتشكده اسپاخوي مانه و سملقان ، مقبره بابا و بي بي در فاروج و... اشاره نمود .
اماكن مقدس : بقعه سلطان سيد عباس ( معصوم زاده ) در بجنورد ، خواجه علي ابن مهزيار در جاجرم ، امامزاده حمزه رضا شيروان ، امامزاده دلاور آشخانه ، امامزاده سلطان جعفر در روستاي سياه دست فاروج ، امامزاده احمدبن موسي در اسفراين و از جمله زيارتگاهها و اماكن مقدسه استان مي باشند .
خراسان شمالي با داشتن پتانسيلهايي از قبيل : موقعيت جغرافيايي مناسب ، وجود قوميت هاي مختلف ، تمدن كهن ، غناي فرهنگي و منابع طبيعي موقعيت ويژه اي را در جذب گردشگر دارا مي باشد . قرار گيري اين استان در مسير زائران امام رضا (ع) كه از جاده كناره درياي خزر عبور و مرور مي كنند ، موقعيت ويژه اي ايجاد نموده كه در صورت برنامه ريزي و مديريت صحيح مي توان چشم انداز روشني در اين زمينه ترسيم نمود .
عبور ميليونها مسافر از جاده آسيايي عامل مهمي بوده كه شهري چون فاروج پس از انقلاب بتواند در سايه ارائه آجيل و تنقلات در كشور منحصر به فرد و ممتاز باشد .
جنگلهاي انبوه و حفاظت شده قورخود در شهرستان مانه و سملقان ، پارك ملي سالوك و ساريگل در شهرستان اسفراين ، منطقه حفاظت شده گليل سراني شيروان و پناهگاه حيات وحش مياندشت در جاجرم از مناطق ديدني استان مي باشد .
مناطق كوهستاني : دره هاي سرسبز ، رودهاي پرآب ، درياچه پشت سدها ، آبشارهاي فراوان چون ايزي ، حميد بيار ، اوغاز كهنه ، اسطرخي و دره هايي چون بازخانه ، دركش ، هاور ، روئين ، گليان ، زوارم ، استاد ، خسرويه ،پارك جنگلي گوئينيك ، غارهايي چون بيدك ، گسك ، درق ، پوستين دوز ، گنج كوه و بخش كوچكي از صدها جاذبه مناطق كوهستاني استان مي باشد .
اين مناطق براي ورزشهاي زمستاني و كوهنوردي ، صخره نوردي و نيز بسيار مناسب مي باشند .
آبهاي معدني : اين آبها به دليل املاح و خاصيت درماني مي توانند بعنوان يكي از جاذبه هاي گردشگري استان به حساب آيد . از جمله مي توان به آب معدني ايوب پيغمبر در گيفان ، آب معدني بش قارداش در بجنورد ، مختومي در شيروان ، مهمانك در مانه و سملقان و حاج سست در اسفراين اشاره نمود .
موزه مردم شناسي شهر بجنورد و موزه حيات وحش رباط قره بيل ( جاجرم ) از موزه هاي موجود استان مي باشند .
انجام مسابقات ورزشي در استان خراسان شمالي از سابقه تاريخي زيادي برخوردار است كه مي توان به كشتي چوخه اشاره نمود . اين ورزش در استان از قدمتي 2500 ساله برخوردار است و علاوه بر اين وجود اسبهاي اصيل تركمن زمينه ورزش اسب دواني را فراهم نموده است .

جاذبه هاي گردشگري

[ ششم آبان 1389 ] [ 19:28 ] [ اطلس ایران وجهان ]
فهرستی از اماکن تاریخی، باستانی و گردشگری استان خراسان رضوی

آب انبار (نیشابور)

در مقابل بازار سرپوش ، بازار نو قرار دارد كه در گذشته ، سقف اين بازار نيز به صورت گنبدي ، پوشيده بوده ، با عبور خيابان امام خميني از اين مكان ، سرپوش ها خراب شده است.
آب انبار در زير زمين واقع شده است و 20 تا 23 پله تا سطح زمين فاصله دارد ، و امروز قهوه خانه اي است كه داراي سقف هاي گنبدي شكل باد گير است . محيطي زيبا ، خنك ، آرام و ياد آور روزگاران گذشته است .
بعد از اين آب انبار ، تيمچه اي است كه مدتي در اختيار ژاندارمري بوده، مدتي تجارت خانه شده ، كم كم از رونق افتاده است

آتشکده آذربرزین‌مهر (نیشابور)

آتشکده آذربرزین‌مهر یکی از سه آتشکده بزرگ دوره ساسانیان و آتشکده دهقانان ‌است و در شهر نیشابور خراسان قرار دارد.
این آتشکده در ارتفاع ۲۰۶۱ متری از سطح دریا و در کوهستان ریوند بین شاهرود، سبزوار و در حوالی روستای فشتنق قرار دارد.
آتشکده آذربرزین‌مهر در زبان پهلوی به نام آتور بورگین میتر خوانده می‌شود به معنی آتش مهر بالنده است.
مکان آتشکده‌ برزین مهر (به معنی آتش مهر بالنده) را که ویژه‌ی کشاورزان یا برزیگران بوده در کوه ریوند نیشابور می‌دانند.
تاریخ ساخت آتشکده آذربرزین‌مهر بسیار کهن است به طوریکه به زمان اشو زرتشت بازمی‌گردد و در بند 8 از فصل 17 بندهش آمده است: آذربرزین مهر تا زمان گشتاسب در گردش بوده و پناه جهان تا اینکه اشو زرتشت اسپنتمان دین آورد و گشتاسب شاه دینش را پذیرفت، آنگاه گشتاسب آتش مقدس را در کوه ریومند در آذر برزین مهر قرار داد.
در کنار این آتشکده گیاهی به نام ریواس وجود دارد که طبق مدارک و شواهد موجود در دوره آریایی‌ها (هزاره اول تا سوم قبل از میلاد) از این گیاه نوشیدنی به نام هَومَه درست می‌شد و در مراسم دینی و مذهبی آریایی‌ها مورد استفاده قرار می‌گرفت.


Click here to enlargeبقعه امام زاده یحیی(سبزوار)
این بنا در تقاطع خیابان اسرار و بیهق شهر سبزوار قرار دارد و مشتمل بر فضای داخلی گنبددار، ایوان و مناره ها و دو فضای ارتباطی است. گنبد بنا چهارده متر ارتفاع دارد و با کاشی های زیبای فیروزه ای رنگ تزیین شده است. ارتفاع ایوان شمالی ۵۰/۱۴ متر است. دو مناره با ارتفاع بیست و نه متر در دو طرف در ورودی خیابان اسرار قرار دارد. تمام سطح مناره ها با کاشی نره الوان زینت یافته و تمام کاشی سردر بین دو مناره نیز کاشی خشتی تازه است که در سال ۱۳۸۰ قمری ساخته شده است. علاوه بر این در پشت بام امام زاده در جنوب گنبد روی دیوار کنار خیابان اسرار نمای دو ستون کاشی کاری مانند دو مناره کوچک ساخته شده است.
همان طور که گفته شد بنای امام زاده دو راهرو ورودی دارد. راهروها یکی راه دسترسی از خیابان اسرار است که راهرو کوتاه تر است و به ایوان مقبره منتهی می شود و دیگری از خیابان بیهق که مردم بیشتر از این در به زیارت امام زاده می روند و دارای کفشداری است.Click here to enlarge
حرم امام زاده در ضلع شرقی بنا واقع شده است. در وسط حرم ضریحی است که از آهن و برنج ساخته شده است و حدود هشتاد سال قبل ساخته شده و عمل استاد حاجی غده سبزواری ریخته گر است. البته پیش از این امام زاده ضریح چوبی داشته که از بین رفته است.
بنا بر شواهد مقبره امام زاده یحیی در ابتدا بنای ساده و حجره ای با چهار شاه نشین بوده و بعدها ایوان و دو مناره و گنبد و حجره هایی دیگر بر بنای اصلی مقبره افزوده شده است و چون در حالت کنونی هیچ گونه تاریخ و کتیبه و سنگ نوشته ای حاکی از بنای اولیه این مقبره در محل موجود نیست تاریخ ایجاد بنای حرم امام زاده و ابنیه مجاور آن بر همه نامعلوم است. البته بعضی تاریخ بنای آن را به قرن ششم هجری نسبت داده اند. نماسازی امام زاده از قدمت زیادی برخوردار نیست و همگی در قرن چهاردهم هجری به وجود آمده اند، ولی سبک معماری گنبد خانه و برخی فضاهای داخلی آن از عمر طولانی تری حکایت می کنند.

Click here to enlargeآرامگاه شیخ ابوالقاسم گورکانی(تربت حیدریه)
این بنا در ۳ کیلومتری جنوب شهرستان تربت حیریه در روستایی به نام شیخ ابوالقاسم گورکانی ساخته شده است. وی در سال ۳۷۳ ه.ق بر مسند ارشاد نشست و به سال ۴۵۰ ه.ق دار فانی را وداع گفت. آرامگاه شیخ به صورت طاقی است که گنبدی بر فراز آن قرار گرفته و در مجاورت بنای مرکزی ابنیه ای برای اقامت زائران ایجاد شده است. بقعه امروزی به همت شیوخ گناباد و متصوفه روی بنایی از دوره صفویه بنیان گردیده است. شیخ ابوالقاسم گورکانی از مشهورترین عرفای خراسان (فوت به سال ۴۵۰ هجری قمری) و پنجمین قطب سلسلهٔ صوفیهٔ معروفیه‌استآرامگاه ابوسعید ابوالخیر
ابوسعید فضل‌الدین بن ابوالخیر احمد بن محمد بن ابراهیم (۳۵۷-۴۴۰ق) عارف و شاعر نامدار ایرانی قرن چهارم و پنجم است.


نام و نشان و خانواده ابوسعید

ابوسعید فضل الدین بن احمد بن محمد بن ابراهیم و معروف به ابوسعید ابوالخیر، در مهنه، روز یک شنبه اول ماه محرم سال سیصد و پنجاه و هفت هجری متولد شد و در روز جمعه او را در همان مهنه به خاک سپردند در جایی که بعدها به نام « مشهد مقدس شیخ» همیشه زیارتگاه ارباب ذوق و حال بوده‌است.

زادگاه ابوسعید ابوالخیر

ابوالخیر احمد، پدر بوسعید، پیشه وری متوسط الاحوال بوده‌است که زندگی او از راه دارو فروشی (عطاری) می‌گذشته‌است، در همان مهنه یا میهنه در آن روزگار شهرکی بوده در ناحیه دشت خاوران و خاوران خود از سرزمین‌های خراسان مرکزی به شمار می‌رفته‌است. علمای فقه اللغه خاوران را صورت تغییر شکل یافته « خربران» دانسته‌اند، یعنی آنجا که خورشید بر می‌دمد. دشت خاوران شهرها و آبادیهای بسیار داشته و مهنه یکی از شهرکهای دشت خاوران بوده‌است. در روزگار تولد بوسعید، مهنه از آبادی و رونق نسبی برخوردار بوده و بعد از شهرت بوسعید، و به ویژه پس از وفات او، و به احترام نام و یاد او، همواره زیارتگاه ارباب ذوق و حال به شمار می‌آمده‌است.

آرامگاه ابوسعید ابوالخیر در روزگار ما

مقبره‌ای در روستای مهنه از توابع شهرستان مه ولات واقع در استان خراسان رضوی را به ابوسعید ابوالخیر نسبت داده‌اند.

Click here to enlarge

Click here to enlarge مجموعه آرامگاهی شیخ الاسلام احمد جامی(تربت حیدریه)
مجموعه آرامگاهی شیخ الاسلام احمد جامی یکی از بزرگترین مراکز زیارتی شرق ایران است که در قرن نهم به اوج شکوفایی خود رسید.
این مجموعه که وسعتی حدود (64000) متر مربع دارد شامل محوطه ها و ساختمان هایی است که در اضلاع غربی و شمالی حیاطی مستطیل شکل و بزرگ گرد آمده است و در قلب مجموعه "گنبد خانه" با ایوانی در جلوی آن قرار دارد و در طرفین ایوان دو بنا موسوم به مسجد کرمانی و گنبد سفید یا مسجد رواق قرار دارد. در جبهه غربی گنبدخانه "سراچه" در سمت مشرق آن "مسجدعتیق" و در جبهه جنوبی "مسجد جامع" جدید واقع شده است که شبستان گنبددار آن با گنبدخانه مزار بر روی یک محور که از در ورودی مجموعه شروع می شود قرار دارند.
Click here to enlargeغریبی خفته در خاک نشابور: امام زاده غریب
در خاک شهر نیشابور یکی از مردان مقدس در غربت و تنهایی خود آرمیده است. در چهره ی مقبره ی او سادگی و بی پیرایگی موج می زند، در بارگاه او از گنبد های بشکوه و ایوان های وسیع و بلند خبری نیست، گنبد و بنای کوچکش را دیوارهای کاروانسرایی قدیمی از نظر ها مخفی کرده اند. نقش های کاشی غربت تنهایی او را می شکنند، نقش دیواره های خارجی سرای او، آجر و سیمان است و تنها فاصله اش با بی آرایگی، بی آلایگی و سادگی محض، گچ اندود دیواره های داخلی بنای آرامگاه. ضریح مقبره ی او، صندوق مانندی است که آن را پارچه ای سبز رنگ در آغوش گرفته ... .




بنای آرامگاه امامزاده غریب، در داخل یک چوب بری و انبار چوب که مالکیت آن شخصی است واقع شده. بنا بر گفته ی مالک چوب بری، کاربری قبلی این مکان (چوب بری)، در چند دهه پیش، کاروانسرا بوده است. و هنوز هم برخی اتاق ها و حجره های استراحت مسافرین و تیمار استرها در ضلع شمالی این مکان دیده می شود. برخی می گویند، روزگاری نه چندان دور جوی آبی در کنار بنای آرامگاه غریب نیشابور جاری بوده، اما در حال حاضر از کنار غریب، آب روانی نمی گذرد.



عباسعلی مدیح در کتاب «نیشابور و استراتژی توسعه» در باره ی این مکان زیارتی چنین نوشته است: «در این مکان زیارتی که به امام زاده غریب معروف است، یکی از نوادگان ائمه مدفون است. مکان این امام زاده روبروی رباط شاه عباسی، داخل یک چوب بری قرار گرفته و دور تا دور این زیارتگاه را کارگاه های چوب بری و دیوار منازل گرفته اند. در ورودی امامزاده به سوی رباط شاه عباسی باز می شود. قدمت این بنا به دوره ی صفویه می رسد. ماکت شهر نیشابور در قرن نهم که در موزه ی رباط شاه عباسی قرار دارد، زیارتگاه امام زاده غریب را نشان می دهد. این خود از قدمت این آرامگاه حکایت می کند. روزگاری زائرین زیادی به این مکان مقدس، آمد و شد می کرده اند، اما اکنـــون کمتر کسی از این آرامگاه اطلاع دارد.»
[ ششم آبان 1389 ] [ 19:27 ] [ اطلس ایران وجهان ]

خراسان شمالي با  3 / 28347  كيلومترمربع  71/1%  از كل مساحت ايران را در بر مي گيرد . اين استان از نظر مساحت از 14 استان كشور بزرگتر است .

تقسيمات سياسي :

استان خراسان شمالي به مركزيت شهرستان بجنورد داراي 7 شهرستان بنامهاي اسفراين ، بجنورد ، جاجرم ، شيروان ، فاروج ، مانه و سملقان و بام و صفي آباد مي باشد .                                                                    

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

                                                        نقشه تقسيمات سياسي استان

 

اين استان داراي 15 بخش ، 14 نقطه شهري ، 40 دهستان و بيش از هزار روستا مي باشد .

ناهمواريهاي استان :

خراسان شمالي از نظر ناهمواري ها به دو قسمت : الف ) نواحي كوهستاني   ب ) پست و هموار تقسيم            مي شود .

مرتفع ترين نقطه أن قله شاه جهان در رشته كوههاي آلاداغ 3051  متر و پست ترين نقطه آن در روستاي تازه ياب در قسمت خروجي رودخانه اترك با ارتفاع 4000 متر از سطح دريا قرار دارد . ارتفاع متوسط استان  1326  متر از سطح دريا مي باشد .                                                                    

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

                                                    

                                                 نقشه ناهمواري هاي استان 

 

 الف ) نواحي كوهستاني : كوههاي استان از نظر زمين شناسي حاصل آخرين حركات كوهزايي دوران سوم و از كوههاي جوان مي باشند . اين كوهها به دو بخش عمده : 1- رشته كوه كپه داغ                        2- رشته كوه آلاداغ تقسيم مي شوند .

رشته كوه كپه داغ : اين رشته كوه در شمال استان واقع شده و بوسيله گسل عشق آباد ( گسل كپه داغ ) از دشتهاي پست تركمنستان و بوسيله رودخانه اترك و دشتهاي مانه و سملقان ، بجنورد ، شيروان و فاروج از رشته كوه جنوبي آلاداغ جدا مي شود .

اين ارتفاعات شباهت زيادي از نظر ساختار زمين شناسي با زاگرس دارند و وجود گسلهاي متعدد ساختار رسوبي ، نامتقارن بودن چينها ، فقدان فعاليتهاي آتشفشاني و وجود سنگهاي داراي درز و شكاف آن شرايط مساعدي براي ذخاير آب زيرزميني و منابع نفت و گاز ايجاد مي نمايد .

رشته كوه آلاداغ : اين ارتفاعات توسط دشتهاي مانه و سملقان ، بجنورد ، شيروان ، فاروج ، از رشته كوه كپه داغ جدا شده است . آلاداغ در غربي ترين منطقه در حوالي جاجرم بوسيله يكسري كوههاي كم ارتفاع به رشته كوهستاني شاه كوه البرز مي پيوندد . جبهه شمالي آلاداغ با يكسري پرتگاههاي گسلي به رود اترك و جبهه جنوبي آن از طريق گسلهايي با دشت جاجرم ارتباط پيدا كرده است .

آب و هواي استان :

خراسان شمالي عمدتاً از آب و هواي معتدل كوهستاني برخوردار است و انواع آب و هواي آن عبارتند از :

الف ) آب و هواي سرد كوهستاني ( نواحي مرتفع آلاداغ و كپه داغ )

ب ) آب و هواي معتدل كوهستاني

( شهرستان هاي مانه و سملقان، بجنورد ، شيروان ، فاروج ، اسفراين و شمال شهرستان جاجرم )

ج ) آب و هواي نيمه بياباني ( كوهپايه اي ) بخشي از شهرستان مانه و سملقان و جنوب استان .

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

شكل 11                                                            نقشه انواع آب و هواي استان                  

 

عناصر آب و هوايي يك منطقه شامل : دما ، بارش ، فشار هوا مي باشد كه به دو عنصر دما و بارش بدليل اهميت زياد آنها در برنامه ريزي ها اشاره مي شود .

الف ) دما : بدليل شرايط توپوگرافي منطقه دما در نواحي مختلف استان متفاوت است بطوريكه شهرهاي جنوبي استان نسبت به شهرهاي شمالي استان دماي بالاتري دارند . متوسط دماي استان بين 8 تا 05/13  درجه است . سردترين ماه سال يهمن ماه با ميانگين حداقل 36/1 درجه و گرمترين ماه سال تيرماه با ميانگين حداكثر  4/24  درجه است .

ب ) بارش : ميزان بارندگي منطقه از نظر پراكندگي زماني و مكاني يكسان نيست . از نظر زماني بيشترين بارندگي در فصل زمستان مي باشد . پربارانترين ماه سال فروردين و كم باران ترين ماه سال مرداد مي باشد . از نظر مكاني نيز بارش در تمامي نقاط استان يكسان نيست .

 

حداكثر بارش در ايستگاه دركش با 5/468  ميليمتر و حداقل بارندگي در ايستگاه جاجرم با  44/124  ميليمتر ثبت شده است .

جغرافياي انساني :

الف ) تاريخچه سكونت :

استان خراسان شمالي بدليل ويژگي هاي طبيعي مناسب ، محل سكونت اقوام گوناگون در دوران هاي مختلف و تاريخي بوده است . مطالعات انجام شده در زمينه تاريخي و باستان شناسي حاكي از آن است كه اين منطقه از دوران ميان سنگي مورد توجه اقدام گوناگون بوده است . وجود 606 اثر تاريخي و محوطه هاي باستاني متعدد با سوابق چندين هزار ساله كه در شهرهاي بجنورد ، اسفراين ، شيروان ، جاجرم ، آشخانه ، فاروج شناسايي شده است از سابقه كهن و تاريخي اين منطقه حكايت دارد .

شمال استان در زمان اشكانيان از بلاد مهم نساد و محل زندگي و اقوام پارت بود و در طول تاريخ گذرگاه حكومتهاي متعددي بوده است . اين بخش از كشور در گذشته تنها معبر ارتباطي شرق به غرب بوده و عبور

جاده ابريشم از جنوب استان سبب ورود اقوام مختلف به آن شده است بطوري كه امروزه مردم در خراسان شمالي به زبانها و لهجه هاي مختلف صحبت مي كنند .

خراسان شمالي ( گنجينه فرهنگها ) با قوميت هاي مختلف كرمانج ، فارس (تات) ، ترك ، تركمن و اقليتهاي لر ، بلوچ ، عرب ، زابلي و ? ديار وفاق و همدلي بين فرق و مذاهب مختلف بوده است و كمتر جايي را سراغ داريم كه چون خراسان شمالي در طول تاريخ مردم آن در عين تفاوتها با يكدلي و اتحاد زندگي كرده و از كيان ملي خويش دفاع نموده باشند .

با اين حال بايد رعايت عدالت در اختصاص بودجه و امكانات براي مناطق سني نشين حتماً مدنظر برنامه ريزان بوده باشد تا همچنان اقليتها نيز به جانفشاني در راه اعتلاي ايران اسلامي اقدام نمايند .

جمعيت :

در سال  1375  جمعيت استان خراسان  732646  نفر بود كه در قالب  149359  خانوار زندگي مي كردند . در اين سال  40% جمعيت استان ، شهري و  60%  روستايي بوده اند . در سال  1383  جمعيت شهري 45%  از كل جمعيت استان را شامل مي گردد كه اين جمعيت در 14  شهر استان زندگي مي كردند .

بايد توجه داشت كه در سال  1375 ،  4/56%  جمعيت كشور در شهرها و  5/44%  در روستاها زندگي مي كردند . اين روند در خراسان شمالي برعكس مي باشد كه شرايط مناسب آب و هوايي ، حاصلخيزي خاك ، وجود منابع مورد نياز ، بالا بودن درآمد روستائيان ، نزديكي بيشتر روستاها به شهر و ? مي توانند دليل بالا بودن جمعيت روستايي استان باشند . جامعه شناسان معتقدند هرقدر نسبت شهرنشيني در كشور افزايش يابد مشكلات شهرها نيز بيشتر خواهد شد و براي پيشگيري از پيامدهاي منفي شهرنشيني چون حاشيه نشيني ، زاغه نشيني و ? برنامه ريزان آموزش و پرورش بايستي با پيش بيني هاي لازم و تأمين نيازهاي آموزشي اين مناطق ، روند مهاجرت روستائيان به شهر را كنترل نمايند .

رشد جمعيت :

طبق آمار اداره ثبت احوال استان ، در سال  1382  در هر شبانه روز بيش از  40 نفر ( هر 2 ساعت 3 نفر ) در اين استان بدنيا آمده اند يعني ماهانه 1200 نفر و سالانه  14607  نفر كه معادل جمعيت شهر آشخانه و  5/1  برابر جمعيت شهر فاروج است . نرخ رشد طبيعي جمعيت در مقاطع زماني  1375  تا  1381  معادل  5/1% است كه اين رقم براي تمامي شهرستان ها يكسان نيست بطوري كه در جدول نيز ديده مي شود شهرستان بجنورد با 8/1% بيشترين و شهرستان فاروج با  1/1% كمترين رشد را در بين شهرستان ها داشته اند .

  

 

 

 

 

 

 


 

           

 

 

 

ساختمان سني و جنسيت جمعيت :

با توجه به هرم سني جمعيت استان مشاهده مي شود كه اين هرم داراي قاعده اي پهن و گسترده است كه اين امر بيانگر جواني جمعيت و تيزبودن نوك هرم بيانگر پايين بودن متوسط عمر يا اميد به زندگي است . براساس سرشماري سال  1375  تركيب جنسي جمعيت استان تفاوت زيادي ندارد بعبارت ديگر تعداد مردان و زنان در اين استان تقريباً مساوي است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جاذبه هاي گردشگري :

يكي از عوامل موثر در توسعه اقتصادي مناطق مختلف در دهه هاي اخير توجه به جاذبه هاي گردشگري و افزايش درآمد و ايجاد اشتغال از اين راه مي باشد .

خراسان شمالي با داشتن پتانسيلهايي از قبيل : موقعيت جغرافيايي مناسب ، وجود قوميت هاي مختلف ، تمدن كهن ، غناي فرهنگي و منابع طبيعي مي تواند موقعيت ويژه اي در جذب گردشگر داشته باشد . قرار گيري اين استان در مسير زوار امام رضا (ع) كه از جاده كناره درياي خزر عبور و مرور مي كنند ، موقعيت ويژه اي ايجاد نموده كه در صورت برنامه ريزي و مديريت صحيح مي توان چشم انداز روشني در اين زمينه ترسيم نمود .

عبور ميليونها مسافر از حاده آسيايي عامل مهمي بوده كه شهري چون فاروج پس از انقلاب بتواند در سايه ارائه آجيل و تنقلات در كشور منحصر به فرد و ممتاز باشد .

جاذبه هاي گردشگري استان را مي توان به جاذبه هاي طبيعي و تاريخي فرهنگي تقسيم نمود .

جاذبه هاي طبيعي :

جنگلهاي انبوه و حفاظت شده قورخود در شهرستان مانه و سملقان ، پارك ملي سالوك و ساريگل در شهرستان اسفراين ، منطقه حفاظت شده گليل سراني شيروان و پناهگاه حيات وحش مياندشت در جاجرم از مناطق ديدني استان مي باشد .

مناطق كوهستاني : دره هاي سرسبز ، رودهاي پرآب ، درياچه  پشت سدها ، آبشارهاي فراوان چون ايزي ، حميد ، بيار ، اوغاز كهنه ، اسطرخي و دره هايي چون بازخانه ، دركش ، هاور ، روئين ، گليان ، زوارم ، استاد ، خسرويه

، پارك جنگلي گوئينيك ، غارهايي چون بيدك ، گسك ، درق ، پوستين دوز ، گنج كوه و ? بخش كوچكي از صدها جاذبه مناطق كوهستاني استان مي باشد .

اين مناطق براي ورزشهاي زمستاني و كوهنوردي ، صخره نوردي و ? نيز بسيار مناسب مي باشند .

آبهاي معدني : اين آبها به دليل املاح و خاصيت درماني مي توانند بعنوان يكي از جاذبه هاي گردشگري استان به حساب آيد . از جمله مي توان به آب معدني ايوب پيغمبر در گيفان ، آب معدني بش قارداش در بجنورد ، مختومي در شيروان ، مهمانك در مانه و سملقان و حاج سست در اسفراين اشاره نمود .

ب ) جاذبه هاي تاريخي فرهنگي :

چنانكه قبلاً گفته شد بيش از 606 اثر تاريخي و محوطه باستاني در استان شناخته شده است كه از جمله آنها مي توان به قلعه جلال الدين جاجرم ، تپه ارگ ( تپه نادري ) شيروان ، شهر بلقيس در اسفراين ، آئينه خانه و عمارت مفخم در بجنورد ، آتشكده اسپاخوي مانه و سملقان ، مقبره بابا و بي بي در فاروج و ? اشاره نمود .

اماكن مقدس :

بقعه سلطان سيد عباس ( معصوم زاده ) در بجنورد ، خواجه علي ابن مهزيار در جاجرم ، امامزاده حمزه رضا شيروان ، امامزاده دلاور آشخانه ، امامزاده سلطان جعفر در روستاي سياه دست فاروج ، امامزاده احمدبن موسي در اسفراين و ? از جمله زيارتگاهها و اماكن مقدسه استان مي باشند

موزه ها :

موزه مردم شناسي شهر بجنورد و موزه حيات وحش رباط قره بيل ( جاجرم ) از موزه هاي موجود استان مي باشند .

صنايع دستي و آثار هنري :

قاليچه و پشتي تركمني ، گليم و جاجيم ، چادرشب ابريشمي ، كلاه كركي ، چارق دوزي ، پوستين دوزي ، زين سازي از مهمترين صنايع دستي استان محسوب مي شود كه نقش مهمي در جلب جهانگرد دارد . علاوه بر اين لباسهاي محلي و سنتي ( كردي و تركمني ) نيز اهميت خاصي دارند .

ورزش هاي سنتي :

انجام مسابقات ورزشي در استان خراسان شمالي از سابقه تاريخي زيادي برخوردار است كه مي توان به كشتي چوخه اشاره نمود . اين ورزش در استان از قدمتي 2500 ساله برخوردار است و علاوه بر اين وجود اسبهاي اصيل تركمن زمينه ورزش اسب دواني را فراهم نموده است .

راهها و ارتباطات :

راهها و سيستم حمل و نقل و ارتباطات مناسب زيربناي توسعه اقتصادي را در هر سرزمين تشكيل مي دهد . اگر راه و وسايل نقليه كافي وجود نداشته باشد ، امكان اتصال بين نواحي توليد و مصرف از بين مي رود و خصوصاً در مناطق دور افتاده روستايي كه استعداد خوبي براي توليدات كشاورزي دارند ، امكان بهره وري بهينه از استعدادهاي محيطي وجود نخواهد داشت .

راه مناسب ، سبب ايجاد تسهيلات در روابط شهر و روستا گرديده و سطح آگاهي جوامع روستايي را بالا مي برد . بدليل وسعت مناطق كوهستاني روستاهاي بسياري در استان وجود دارند كه از موقعيت مناسب توليدي برخوردارند ولي بخاطر نبود امكانات ارتباطي و حمل و نقل در انزوا قرار گرفته اند و اين مسئله روند رشد و توسعه استان را با مشكل مواجه خواهد ساخت . خصوصاً امكان خدمات رساني در بخش آموزش عمومي در مقطع راهنمايي و متوسطه را با چالش همراه ساخته كه بايستي در اين زمينه تمهيدات لازم و توجه خاص بعمل آيد .

از ويژگي هاي مهم راههاي استان عدم وجود راه ارتباطي فعال با كشور همسايه ( تركمنستان ) مي باشد .

مجموع راههاي استان خراسان بجز شهرستان فاروج  22384  كيلومتر مي باشد كه 53%  آنها زير پوشش اداره كل راه و ترابري و 47% نيز بعنوان راههاي روستايي زير پوشش سازمان جهاد كشاورزي هستند . از مجموع راههاي زير پوشش اداره كل راه و ترابري حدود 3/30%  جز راههاي اصلي آسفالته و  3/43% جز راههاي فرعي آسفالته و  4/26%  نيز جز راههاي شني بوده اند .

از مجموع راههاي اصلي  2/36%  در شهرستان بجنورد  1/31%  در مانه و سملقان ، 6/20%  در اسفراين و  1/12%  در شهرستان شيروان بوده است .

از مجموع راههاي فرعي آسفالته  3/33%  در جاجرم ،  2/22%  در اسفراين ،  1/31%  در بجنورد ،  1/8% در مانه و سملقان ، 3/5%  در شيروان مي باشد .

از مجموع راههاي زير پوشش جهاد كشاورزي  1/53%  آسفالته و  9/46%  نيز شوسه مي باشد .

اگر چه جاده آسيايي از 4 شهرستان مانه و سملقان ، بجنورد ، شيروان ، فاروج مي گذرد اما در اين استان ايجاد و احداث بزرگراه و آزادراه بين شهرهاي مهم از نيازهاي اساسي استان مي باشد .

وجود فرودگاه بجنورد امكان استفاده از راه هوايي را فراهم نموده و گذر بخش كمي از مسير راه آهن تهران ? مشهد از جنوب جاجرم امكان ارتباط استان با ساير نقاط را از طريق راه آهن فراهم نموده است .ولي مطالعه و احداث راه آهن گرگان ? مشهد از ضرورتهاي ارتباطي استان مي باشد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                نقشه راههاي استان                   

 

شهرستانهاي استان :

الف : بجنورد

ب: شيروان

ج: اسفراين

د: جاجرم

ح: مانه و سملقان

و: فاروج

ز: بام و صفي آباد

[ ششم آبان 1389 ] [ 19:20 ] [ اطلس ایران وجهان ]
نگاهی به قلعه های استان مازندران
[ ششم آبان 1389 ] [ 19:16 ] [ اطلس ایران وجهان ]
جاذبه های تفریحی

پارك ملي خشكه داران
دركيلومتر 30 محور تنكابن به چالوس به بعد از شهر عباس آباد و قبل از سلمانشهر دركنار جاده واقع شده و تنها 120 متر باد ريا فاصله دارد. اين منطقه حفاظت شده به عنوان تنها جنگل جلگه اي و بكر و از آخرين بازمانده هاي اكوسيستم هاي جنگلي جلگه اي شمال ايران با مساحت تقريبي 2600000 مترمربع مساحت بشمارمي رود.

انواع مختلف گونه هاي جانوري و گياهي مانند توسكا از نوع كرك كه در ايران رو به انقراض است سه قلو انجيلي،‌ انار، ممرز، بلوط،‌ ليلكي يا كرات خرمندي،‌ لرگ،‌ ملج،‌ انوع مهم شمشاد،‌ ازگيل جنكلي و ياس وحشي مي باشد گونه هاي متنوع و فراوان جانوري نيز از قديم در قديم در آن مي زيستند و درحال حاضر زيستگاه حيوانات وحشي نظير شغال،‌ گرگ،‌ خوك،‌ گربه وحشي و پرندگاني مثل حواصيل خاكستري،‌ قره،‌ غاز، مرغابيها،‌ دارغاز باكلان،‌ اگوت بزرگ و كوچك مي باشد.

خشكه داران با شرايط مذكور و برخورداري از ساحل زيباي درياي خزر و مجاورت با شهرهاي توريستي و امكانات اقامتي و پذيرايي از جمله بهترين مناطق براي اجراي تور مي باشد درحاشيه اين منطقه نيز يك موزه تاريخي طبيعي ايجاد شده كه مجموعه تاكسيدرمي از حيوانات وحش شمال ايران را به نمايش گذارده و همواره مورد استقابل محققان و دانش پژوهان است با هماهنگي اداره محيط زيست مي توان از اين جاذبه بازديد كرد.

 

دشت درياسر
جاده آسفالته دو هزار از سه راهي خرم آباد و قبل از پل چشمه كيله آغاز و با عبور از شهر خرم آباد و دو راهي لتاك و پارك چالدره با طي مسافت 40 كيلومتر به كليثم مي رسد از اين نقطه در شرق جاده با صورت پياده در حدود 5/1 ساعت در مسير صعود به قله سيالان دشت زيباي دريا سر وجود دارد. اين منطقه 200000 متر مربغ مساحت دارد، ارتفاع دشت از اين صحرا 1800 متر بوده و به اين خاطر در تابستان داراي آب و هواي بسيار مطبوعي است. وجود كوهاي زيباي هر تنگ لات خان بن، سياه كل و كل تلا، كوههاي پوشده از گياهان، چشمه ها و رودهاي پر آب درياسر را بعنوان يكي از جاذبه هاي منحصر بفرد كشور معرفي مي كند.

 

منطقه ييلاقي سه هزار
مسير دسترسي تنكابن به خرم آباد پس از عيور از قلعه گردن به سمت جنوب امتداد يافته و دو راهي لتاك در جانب شرقي وارد يك جاده خاكي مي شود كه به طرف منطقه زيباي سه هزار ادامه پيدا مي كند دره سه هزار منطقه اي بكر، زيبا با چشم اندازهاي بديع، ‌چمنزارها، ‌جنگلهاي مرتفع و جلگه اي، روددخانه پر آب سه هزار يك مانده است آب و هواي مطبوع به همراه ابشاره ها و چشمه هاي آب گوارا و آرامش رويايي اين منطقه براي گروههاي توريستي مشتاق آرامش و طبيعت كاملاً ايده‌آل است.

پس از طي كردن مسافتي د رحدود 35 كيلومتر با وسيله نقليه در صورت 30 كيلومتر پياده روي در دو كيلومتري شمال شرق روستاي ميان رود در غرب رودخانه پرور آب معدني شلف قرار دارد كه Ch مواد قليايي، ‌نمكي، آهكي، فسفر،‌ اكسيد آهن،‌ سيليس،‌ پتاس، آلومين، كلر،‌ سود،‌ كربنات،‌ منيزيم و اسيد سولفوريك تشكيل شده و با دارا بودن خواص طبي فراوان براي درمان بيماريهاي مختلف،‌ نظير امراض كليوي سوء هاضمه و نقرس، امراض جلدي و درد روماتيسم مفيد است اين آب معدني به همراه مناظر زيباي طبيعي اطراف مورد علاقه ورزشكاران و طبيعت گردان مي باشد.

 

غار دانيال
اين غار زيبا در ارتفاعات مشرف به سلمانشهر قرار دارد سلمانشهر در 30 كيلومتري شرق تنكابن در مسير ارتباطي كناره چالوس به تنكابن قرار دارد اين شهر در ساحل زيباي خزر واقع شده و مسير دسترسي به غار دانيال از وسط شهر و از خيابان مياني شهر و محور ارتباطي در محل ميدان مركزي شهر جدا و وارد خيابان دري گوشه مي شود اين خيابان در ادامه از شهر خارج و به طرف جنوب و دامنه هاي زيباي البرز ادامه پيدا مي كند و در خاتمه به روستاي چاري مي رسد و از وسط رود چاري گذشته و پايان مي يابد كل فاصله تنكابن تا آخر روستاي چاري 4 كيلومتر بوده و ازمحل با پاي پياده به 1 ساعت زمان لازم است تا با عبور از ارتفاعات يلاع و زيبا و جنگلي به دهانه غار رسيد . داخل غار بسيار سرد بوده و آب گوارا و سردي هم در داخل آن جاري است مواد آهكي چكيده از سقف غار منظره زيبايي دارد پهناي غار از 2 الي 5 متر متغير است و طول آن نامعلوم است و به گفته بوميان به 6000 مترمي رسد شباهت زيادي بين اين غار و غار عليصدر وجود دارد اين محل براي اجراي تور براي هر گروه سني جالب و دلپذير است.

 

پارك جنگلي چالدره
در 18 كيلومتري مسير تنكابن به دو هزار و دركنار جاده قرار دارد و مسير آسفالت بوده و پارك زيباي چالدره با 94 هكتار مساحت در ميان دلتاي دو رود سههزار و دو هزار و محل اتصال آنها قرار دارد اين پارك با پل پاركينگ ،‌سرويسهاي بهداشتي،‌اب و برق ،‌الاچيق از امكانات پارك چالدره مي باشند طرحهايي براي توسعه اين پارك در دست اجرا است.

 

آبشار فرهاد جوي
جاده آسفالته دو هزار و سه هزار كه از تنكابن آغاز مي شود پس از عبور از خرم آباد به مساحت 2 كيلومتر به منطقه قلعه گردن مي رسد كه منظره جالبي را در دامنه ارتفاعات كوتاه و جنگلي از جلگه و درياي تنكابن به نمايش مي گذارد. اين محل با تنكابن 8 كيلومتر فاصله دارد در كنار جاده از تونل انحرافي و تاريكي قلعه تنكا كه آب و لمرود را به رود سه هزار ملحق مي كند آبشاري ايجاد شده كه ده متر ارتفاع دارد و تا 50 متر قابل افزايش است در جمع محيطي زيبا براي اتراق مسافران بوجود آمده است.

 

آب گرم معدني فلك ده
اين مكان بكر در لير سر قرار دارد ، مسير آن از سه راهي خرم آباد در داخل شهر تنكابن و قبل از پل چشمه كيله آغاز و پس از عبور از شهر خرم آباد به دو راهي لتاك مي رسد ، از اين محل پس از عبور از پل به فاصله اندك دو راعي سه هزار و لير سر وجود دارد كه از اين محل جاده بصورت خاكي ادامه پيدا مي كند كل فاصله تنكابن تا روستاي سنتي فلكده 33 كيلو متر است . آب گرم با درجه حرارت متوسط در كنار رودخانه ليرسر و يك چشمه آب سرد به همراه جنگلهاي انبوه و كوههاي پوشيده از درخت براي اجراي تور و گروههاي مختلف توريستي بسيار جالب است.

برج لاجيم
در جنوب شرقي زيراب در شرق جاده سوادكوه به قائمشهر در منطقه‌اي جنگلي و در كنار روستاي لاجيم قرار دارد. اين اثر معماري ارزشمند متعلق به قرن پنجم هجري است.

اين برج كه در روستاي لاجيم منطقه سوادكوه واقع شده، سهواً به مقبره امامزاده عبدالله معروف است. ساختمان آن به شيوه مدور با گنبدي مخروطي شكل و در نهايت ظرافت و سادگي ساخته شده است. درقسمت فوقاني، دو كتيبه آجري به خط پهلوي ساساني و كوفي نصب شده كه برابر مفاد كتيبه كوفي (مورخ 413 هـ .ق) اين بنا مدفن "كيا اسماعيل ابوالفوارس شهريار بن عباس" است. بناي مزبور در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است.

آندره گدار باستان‌شناس فرانسوي كه در سال 1933 ميلادي به بازديد برج لاجيم آمده مي‌نويسد: در داخل اين حصار چند تل است كه نشان مي‌دهد اين قلعه در واقع شهر مستحكمي است اين محل كه در قلب جنگل انبوه و دور هنگامه شهرها واقع شده است. مسلماً قرارگاه مهم يكي از سركشان يا پناهگاه استوار يكي از پادشاهان مخلوع بوده است كه به اميد بازگشت وقت مساعد در آنجا بدور از آسيب خصم در امان مي‌داشته است. شخصيت مدفون در برج (كيا ابوالخوارس شهريار) از خاندان باونديان بوده كه در فاصله سقوط سلسله باونديان اول و به قدرت رسيدن مجدد خاندان آل باوند پس از اشغال ناحيه آمل به دست قابوس وشمگير به منطقه كوهستاني لاجيم پناه برده است.

 

پل ورسك
اين پل در زمان رضاشاه، بر روي دره ورسك منطقه سوادكوه ساخته شد و در زمان جنگ جهاني به پل پيروزي معروف شد. پل ورسك با دهانه اي به طول 66 متر و ارتفاع 110 متر يكي از بزرگترين شاهكارهاي مهندسي طول خط آهن شمال است.

 

 

قلعه كنگلو
اين قلعه به فاصله تقريبي 20 كيلومتري در جنوب شرقي دوآب (منطقه‌ سوادكوه) درنزديكي روستاي كنگلو بر بالاي صخره اي قرار دارد كه قسمت اعظم آن با گذشت زمان وعوامل مخرب جوي از بين رفته است. نماي خارجي قلعه را يك باروي عظيم سنگي تشكيل مي دهد كه درقسمت مياني و طرفين آن، برج هاي ديده باني تشكيل شده است. فضاي داخلي اين قلعه با توجه به بقاياي آن، مدور و در دو طبقه ساخته شده بود كه قسمت عمده آن از بين رفته و در حال ويراني است.

 

محله قديم آلاشت
محله قديمي آلاشت، زادگاه رضاشاه سرسلسله دودمان پهلوي در 18 كيلومتري زيرآب (منطقه سوادكوه) قرار دارد. آلاشت در منطقه اي كوهستاني وجنگلي واقع شده و خانه هاي آن اغلب از خشت خام ساخته شده و بام آنها نيز با تخته پوش پوشانده شده است. كوچه هاي اين محله، باريك، سنگي و شيب تندي دارند. آلاشتي ها هر محله از دهشان را به نامي مي شناسند. زادگاه پهلوي اول در محله پهلوان خليل قرار دارد كه ساختمان آن در اصل دو اشكوبه بوده است. اشكوب فوقاني آن در اثر زلزله فرو ريخته بود كه دردوران پهلوي دوم به وسيله سازمان سابق ميراث فرهنگي به همان سبك اوليه تجديد بنا شده است. اين خانه امروزه به عنوان كتابخانه عمومي شهر آلاشت مورد استفاده مردم و جوانان قرار مي گيرد.

 

درياچه شورمست
تنها درياچه طبيعي شهرستان سوادكوه كه وسعت آن 15 هزار متر مربع و عمق آن 5 متر است. اين درياچه در 5/5 كيلومتري شهر پل سفيد واقع شده است. درختان كهن‌سال و بلند قامت توسكا در اطراف آن منظره رويايي را به وجود آورده است.

 

سه خط طلا
راه‌آهن معروف به سه خط طلا در سه كيلومتري بعد از آبادي ورسك به سمت گدوك در ارتفاعات شرق جاده خطوط راه‌آهن و با پلها و تونلهاي زيبا در سه خط به موازات هم مشاهده مي‌شود. اين خطوط براي كم كردن شيب و افزايش ضريب قدرت لوكوموتيوها به اين شكل بنا شده است.

 

غار اسپهبد خورشيد
اين غار در حد فاصل راه‌آهن پل سفيد و سرخ‌آباد در ناحيه دوآب وجود دارد. وجه تسميه دوآب اين است كه در اين منطقه دو رودخانه سولا و عباس‌آباد به هم پيوند مي‌خورد. غار بصورت تالار ساده و تقريباً 15 متر است. جالب‌ترين بخش غار بناهاي قسمت چپ راهرو است. كه نسبتاً سالم مانده است. و با دقت در آنها ميتوان به وضع معماري اين دژ ديمي پي برد. در كنار دهانه راهرو پلكاني است كه پس از خاكبرداري آن به يكي از شاهكارهاي ساختماني غار بر مي‌خوريم.

اين راهرو به عرض 15/1 و داراي هفت پلكان به ارتفاع 17 سانتيمتر است و پله ششم پاگرد است و از آنجا به گردش به چپ داخل بناهاي فوقاني مي‌شدند.

  جام زرين كلاردشت" وجاذبه‌هاي طبيعي نظير "شبه جزيره ميانكاله‌و تالاب بين‌المللي آن"، پناهگاه حيات وحش "دشت ناز" و "دودانگه" با انواع حيوانات وحشي و اهلي، جنگل‌هاي سرسبز و زيبا با مناظر دلفريب رودها و جويبار خروشان وروان، چشمه‌هاي آب گرم و آب معدني باعث شده تا مازندران بهشت گردشگران ايران و جهان باشد.

راه‌هاي دسترسي به استان مازندران از چهارطريق راه آهن، جاده، هوايي و دريايي ميسر است.

راه آهن سراسري تهران به گرگان در مازندران از شهرهاي پل سفيد، زيراب، شيرگاه، قائم شهر، ساري، نكا، بهشهر و گلوگاه عبور مي‌كند.

راه‌آهن مازندران علاوه بر نقش مهم در صنعت حمل و نقل در تمامي طول مسير داراي جاذبه‌هاي بي‌نظير است كه از جمله "پل ورسك و سه خط طلا" از جاذبه- هاي منحصر به فرد اين مسير زيبا است.

سه جاده زيبا و كوهستاني "كندوان" به طول ‪ ۲۰۲‬كيلومتربه شهر"چالوس" واقع در غرب مازندران، جاده "هراز" به طول ‪ ۱۸۱‬كيلومتر به شهر آمل واقع در منطقه مركزي و جاده "سوادكوه" به طول ‪۲۳۰‬كيلومتر به شهر قائمشهر واقع در منطقه شرق از ورودي‌هاي جاده‌اي به استان مازندران است.

ارتباط هوايي مازندران با كشورهاي جهان و استانهاي مختلف كشور با سه فرودگاه رامسر، نوشهر و ساري برقرار است.

دو بندر اميرآباد و نوشهر در مازندران علاوه بر رونق تجارت استان در جابجايي مسافر به كشورهاي حاشيه درياي خزر فعال هستند.

گردشگران خارجي و داخلي براي مسافرت به استان مازندران در مسيرهاي مختلف مي‌توانند با مراكز حمل و نقل و دفاتر مسافرتي تماس بگيرند.

.

مازندران داراي ‪ ۱۵‬شهرستان است كه در هر كدام از اين شهرها جاذبه‌هاي تاريخي و طبيعي متنوع وجود دارد.


* آمل
شهرستان آمل بيشترين تعداد جاذبه‌هاي گردشگري در بخش طبيعت گردي و آثار باستاني را در استان مازندران به خود اختصاص داده است.

كوهنوردي و صعود به "دماوند" يا "بام ايران" يكي ازبهترين انواع تورهاي گردشگري در اين شهراست به‌طوري كه سالانه بيش از ‪ ۱۲‬هزار گرشگر خارجي به اين قله صعود مي‌كنند.

حركت از شهر آمل به طرف مسجد امام زمان در ارتفاع ‪ ۲۲۰۰‬متري پاي قله دماوند و اقامت شبانه روزي در مسجد، حركت پياده براي صعود قله دماوند و پناهگاه دوم و از آنجا به نوك قله و حركت از پلور به طرف دره و درياچه سد لار ، حركت از لار به طرف آبگرم معدني اسك ، لاريجان و آبشارهاي شاهاندشت و از آنجا براي ديدن اثر تاريخي سنگي شكل شاه ، پارك جنگلي ميرزا كوچك خان هراز و از آنجا به امامزاده عبدالله از تورهاي گردشگري اين شهرستان است.

همچنين در داخل شهر آمل اماكن تاريخي نظير پل دوازده چشمه ، گنبد مير بزرگ ، بقعه ناصرالحق و آتشكده است.

ضروري‌ترين شماره‌هاي تلفن اين شهرستان با كد ‪ ۰۱۲۱‬شهرداري : ‪،۲۲۲۹۰۰۱‬ آتش نشاني - ‪۲۲۲۴۴۴۴‬و ‪ ، ۱۲۵‬بيمارستان ‪ ۱۷‬شهريور‪۲۲۴۰۱۷‬است.


* بابل
شهرستان بابل به يك شهر دانشگاهي مشهور است و تعداد وجود مراكز آموزش عالي در آن بيشتر از ديگر شهرهاي مازندران است.

بابل داراي جاذبه‌هاي تاريخي و طبيعي از جمله ييلاق شيخ موسي با آثار طبيعي و تاريخي ، آب معدني آرزو و تكيه تاريخي مقري كلا است.

در داخل شهر بابل اماكن ديدني پل محمد حسن خان ، كاخ و برج سلطنتي ، بناي درويش فخرالدين ، كيجا تكيه و گنجينه را مي‌توان نام برد.

بازار ماهي فروشان، بازارحصيرو پنج‌شنبه بازار از جمله بازارهاي معروف خريد و فروش در بابل است.

شماره تلفن‌هاي ضروري و مهم شهرستان بابل با كد ‪ ۰۱۱۱‬نظير آتش نشاني ‪ ،۲۲۲۲۲۲۲‬اورژانس ‪ ۱۱۵‬و‪ ، ۲۲۹۱۴۲۸‬امبولانس خصوصي ‪۲۲۵۱۹۰۰‬شهرداري ‪۲۲۲۳۴۰۱-۳‬ راهنمايي و رانندگي ‪ ، ۳۲۳۴۷۴۳‬مسجد جامع ‪ ۲۲۲۷۶۷۹‬است.


* بابلسر
شهرستان بابلسر از مناطق زيبا و توريستي مازندران است كه در منطقه جلگه‌اي و دركنار ساحل واقع شده‌است، رودخانه بابلرود كه از وسط اين شهر مي‌گذرد شهر را به دوقسمت تقسيم مي‌كند.

دو پل زيبا بر روي اين رود كه يكي توسط آلماني‌ها و ديگري توسط متخصصين ايراني ساخته شده منحصر به فرد است.

همچنين ازآنجا كه رودخانه بابلرود به درياي خزر متصل است بالا آمدن آب رودخانه ديدني و زيبا است.

وجود اسكله‌هاي قايقراني در كنار رودخانه با انواع قايق‌هاي دو پدالو به جذابيت اين رودخانه افزوده است‌و روشنايي در شب و انعكاس نور درداخل آب رودخانه فضاي دلپذيري را براي مسافران و گردشگران فراهم مي‌كند.

همچنين وجود صنوبرهاي بلند در دوطرف پياده رو رودخانه بابلرود نمايي ديگر به اين شهر داده است.

قايق‌هاي ماهيگيران و وجود طرح‌هاي متعدد دريا، پلاژها و وجود مجموعه‌هاي اقامتي زيبا اوقات خوبي را براي گردشگران در اين شهر فراهم مي‌كند.

ورزش اسكي و قايقراني در دريا و رودخانه براي علاقه مندان داير بوده و مسافران براي سفر دريايي مي‌توانند از قايق‌هاي تندرو استفاده كنند.

بقعه امامزاده ابراهيم از زيارتگاههاي مهم اين شهرستان است.

شماره‌تلفن‌هاي مهم و ضروري در شهرستان بابل با كد - ‪ ، ۰۱۲۵۲‬شهرداري ‪ ،۵۲۵۰۷۰۱‬اورژانس ‪ ،۵۲۳۲۳۳۳‬آتش نشاني ‪ ،۵۲۳۳۴۴۴‬راهنمايي و رانندگي ‪ ۵۲۳۳۳۷۴‬است.


* بهشهر
بهشهر شرقي‌ترين شهرستان استان مازندران است كه سابقه سكونت در آن به دوره ميانه سنگي مي‌رسد، اين شهر به دليل قرار گرفتن در جاده ترانزيتي خراسان و رفت آمد زائران حرم امام رضا (ع ) داراي موقعيت ممتازي است.

پارك جنگلي عباس آباد، خليج ميانكاله، سواحل زاغمرز، غارهوتو، عمارت و باغ شاه و كاخ چشمه عمارت از جاذبه‌هاي مهم اين شهرستان است.

حركت به طرف توسكا چشمه گلوگاه و بازديد از اين منطقه، ساحل درياي آرام گلوگاه و حركت به سوي جزيره ميانكاله و تالاب زيباي آن از تورهاي مهم اين شهرستان است.

جزيره ميانكاله كه محصول فرايند مرفولوژيكي جريان دائمي آب درياي خزر است در ‪ ۱۲‬كيلومتري شرق بهشهر و راه دسترسي به آن آسفالته است.

اين جزيره با تپه‌هاي شني ساحلي، داراي درختچه‌هاي از انار، تمشك وحشي است، در اين جزيره سالانه هزاران پرنده مهاجر مانند فلامينگو، قو، غاز و انواع اردك پناه مي‌گيرند.

اين مجموعه در فهرست اماكن زيست محيطي جهاني ثبت شده‌است و از زيباترين تالابهاي جهان به شمار مي‌رود.

تلفن‌هاي مهم اين شهرستان با پيش شماره ‪ ، ۰۱۵۲‬شهرداري ‪، ۵۲۲۴۲۴۱‬ اورژانس ‪ ۱۱۵‬و ‪ ، ۵۲۴۱۴۰۸‬راهنمايي و رانندگي ‪ ۵۲۲۳۰۳۰‬است.

* ساري
شهرستان ساري به عنوان مركز استان مازندران داراي اماكن ديدني وجاذبه- هاي مختلف تاريخي و طبيعي است كه تورهاي اقامتي زيادي در اين شهرستان داير است.

مجموعه اقامتي سد شهيد رجايي، هتل اسرم، بادله و هتل ساحل نارنج و سالاردره از مهمترين مراكز اقامتي ساري است.

مجموعه تاريخي "فرح‌آباد" در ‪ ۲۸‬كيلومتري شمال ساري و در ورودي خزرآباد در سه كيلومتري ساحل درياي خزر قرار دارد.

اين مجموعه شامل مسجد و با ديوارهاي برجاي مانده از يك كاخ سلطنتي است كه به دستور شاه عباس صفوي ساخته‌شده و تفرجگاه ساحلي شاهان صفوي بود،مسجد باايوانهاي رفيع، شبستانها، حجره‌ها و مناره از مهمترين بناهاي تاريخي مازندران در اين مجموعه است.

در ضمن بازديد از اين مجموعه نياز به هماهنگي قبلي دارد.

پناهگاه حيات وحش دشت ناز با ‪ ۵۵‬هكتار وسعت در ‪ ۳۵‬كيلومتري شمال شرق ساري از ديگر جاذبه‌هاي مازندران است.

محل تكثير گوزن زرد خالدار ايراني در اين منطقه است، دشت ناز براي علاقمندان به‌طبيعت و حيات وحش بسيار جذاب وديدني است و گردشگران مي‌توانند با مجوز از سازمان محيط زيست از تماشاي گوزن زرد، قرقاول و كبوتر لذت ببرند.

پناهگاه حيات وحش سمسكنده ، پارك جنگلي شهيد زارع ، سد سليمان تنگه ، برج سلطان زين‌العابدين ، بقعه امامزاده يحيي ، آب انبار نو، حمام وزيري ،خانه قديمي كلبادي و برج رسكت از ديگر جاذبه‌هاي طبيعي وتاريخي ساري است.

تلفن‌هاي ضروري شهرساري با پيش شماره ‪، ۰۱۵۱‬استانداري مازندران ‪ ، ۲۲۱۰۱۱-۱۷‬شهرداري ‪ ، ۳۲۳۹۴۰۲ -۹‬راهنمايي و رانندگي ‪ ،۲۲۶۲۰۳۵‬مسجد جامع ‪ ۲۲۲۵۹۱۱‬است.


* قائمشهر
شهرستان قائمشهر از مناطق صنعتي مازندران است، اين شهر به دليل بافت صنعتي و كارگري داراي شكل قديمي بوده كه گشت و گذار از داخل اين شهر براي گردشگران فرهنگي جالب توجه است.

پارك جنگلي تلار،چشمه هزارون و تكيه كردكلا و امامزاده صالح از اماكن طبيعي و تاريخي اين شهرستان مازندران است.

تلفن‌هاي ضروري قائمشهر با كد ‪ ، ۰۱۲۳‬شهرداري ‪ ، ۲۲۲۷۳۹۶-۷‬آتش نشاني ‪ ، ۲۲۴۴۴۴۴‬ورژانس ‪ ، ۱۱۵‬مسجد جامع ‪ ۲۲۲۴۴۷۹‬است.


* نكا
شهرستان نكا در حد فاصل ساري و بهشهر در كنار جاده ترانزيتي شمال ايران قرار دارد و جاذبه‌هاي آن خارج از شهر است.

درياچه "استخرپشت "در ‪ ۲۵‬كيلومتري جنوب شهرستان نكا واقع است كه‌در كنار اين درياچه مزارع برنج وجود دارد.

"آب معدني قرمرض" كه داراي خواص درماني بويژه براي امراض كليوي است از ديگر جاذبه‌هاي شهرستان نكا است.


* نور
گستردگي شهرستان نور از ساحل دريا تا ارتفاعات البرز مياني ، وجود تنوع آب و هوايي ، رودخانه‌ها و آبشارهاي طبيعي همراه با آثار تاريخي و باستاني اعتبار ويژه‌اي به اين شهرستان بخشيده است.

پارك جنگلي نور، ساحل دريا، آبشار آب پري، آب گرم معدني لاويچ از جاذبه هاي مهم طبيعي نور است.

يوش و زاده‌گاه "نيمايوشيج "در فاصله پنج كيلومتري غرب بلده و در مسير منتهي به جاده كندوان علاوه بر جذابيت‌هاي طبيعي ، زادگاه‌زيباي نيما شاعر معروف و نوپرداز معاصر كه مقبره وي همواره مورد استقبال ادب دوستان جهان است ، قرار دارد.

خانه نيما كه آرامگاه وي نيز است از بناهاي اواخر دوره صفويه است كه با ويژگي‌هاي سنتي منطقه كوهستاني نور ساخته شده و با پلان مربع شكل داراي يك حياط مركزي و اتاقهاي متعدد در اطراف حياط است، عناصر تزييني آن شامل آجر كاري ، گچ بري ، رنگ كاري، خراطي ارسي‌هاي زيبا و اينه كاري از زمره آثار مهم كشور است.

"فيل سنگي" واقع در روستاي لاويچ كه دراثر عوامل و فرسايش طبيعي به شكل يك فيل نشسته برزمين خودنمايي مي‌كند از ديگر جاذبه‌هاي تاريخي نور است.

تلفن‌هاي ضروري شهرستان نور با كد ‪ ،۰۱۲۲‬شهرداري ‪ ، ۶۲۲۲۱۶۱-۴‬آتش نشاني ‪ ، ۶۲۲۲۲۲۲‬بيمارستان امام خميني ‪ ۶۲۲۲۰۱۰ -۱۲‬است.


* تنكابن
شهرستان تنكابن با تركيبي از جاذبه‌هاي دريا، دشت، جنگل و كوهستان براي انواع تورها و انگيزه‌هاي مختلف گردشگري مناسب است.

طبيعت گردي با استفاده از دريا، آبهاي گرم معدني، پاركهاي جنگلي، آبشار و آب و هواي ييلاقي قابليت برنامه‌ريزي براي گردشگران را دارد.

"غار دانيال" در ارتفاعات مشرف به سلمانشهر در ‪ ۳۰‬كيلومتري شرق تنكابن قرار داردكه در داخل اين غار آب بسيار سرد وگوارا است، مواد آهكي چكيده از سقف غار منظره زيبايي به اين غار داده است.

پارك جنگلي چالدره، دشت درياسر، اثر طبيعي خشكه داران، آب گرم معدني فلك ده، منطقه ييلاقي سه هزار، آبشار فرهادجوي و قله سيالان از ديگر جاذبه- هاي تنكابن است.

حمعه بازار ، بازار روز و شيطان بازار و بازار ماهي فروشان از بازارهاي اين شهرستان است.

تلفن‌هاي ضروري شهرستان تنكابن با كد ‪ ۰۱۹۲‬شهرداري ‪ ، ۴۲۲۲۰۲۳‬آتش نشاني ‪ ، ۴۲۲۲۲۲۲‬اورژانس ‪ ۱۱۵‬و بيمارستان شهيد رجايي ‪ ۴۲۲۷۰۰۴-۵‬است.

مهمانپذير ايران و جهان نوطبائي با شماره تلفن ‪ ۴۲۲۴۴۸۹‬و ‪۴۲۲۳۱۵۱‬فعال هستند.


* چالوس
چالوس از شهرهايي است كه دربين گردشگران خارجي شهرتي خاص دارد و بيشتر آنان براي ديدن چالوس به ايران و مازندران سفر مي‌كنند.

برگزاري تورهاي متعدد براي ديدن كندلوس، ديو چشمه، درياچه ولشت، شهر ييلاقي كلاردشت ، مجتمع تفريحي نمك آبرود و كاخ چايخوران مناسب است.

كاخ چايخوران كه متعلق به دوره پهلوي است در مسير جاده كندوان و در شش كيلومتري شهر چالوس واقع است.

درياچه ولشت در جنوب غربي شهر چالوس و هفت كيلومتري شهر كلاردشت واقع است،اين درياچه مامن پرندگان مهاجر، ماهي و ساير آبزيان است.

شهرك تله كابين نمك آبرود از ديگر جاذبه‌هاي توريستي چالوس است كه به دليل وجود دشت، جنگل، دريا ، شاليزار و امكانات تفريحي ،فرهنگي و ورزشي محل مناسبي براي گذراندن اوقات گردشگران است.

شهر "كلاردشت" در‪ ۴۸‬كيلومتري جنوب غربي چالوس در محور كندوان قرار دارد اين شهر به بهشت جهان معروف است و داراي آب و هواي بسيار لطيف است.

تلفن‌هاي ضروري شهرستان چالوس با كد ‪۰۱۹۱‬شهرداري ‪ ، ۲۲۲۳۰۴۴‬اورژانس ‪ ،۲۲۳۳۵۳۱‬بيمارستان طالقاني ‪ ۲۲۲۳۰۵۵‬و راهنمايي و رانندگي ‪ ۲۲۲۳۰۶۹‬است.

مهمانپذير دريا ، كيان و ملك پور به ترتيب با تلفن‌هاي ‪ ۲۲۸۰۰، ۲۳۵۷۲‬و ‪ ۳۲۵۷۲‬فعال هستند.


* رامسر
شهرستان رامسر با شهرت "عروس مازندران" در منتهي‌اليه غربي مازندران در دامنه جنگلي و زيباي البرز و سواحل رويايي درياي خزر از جاذبه‌هاي متعدد و زيبايي برخوردار است.

جواهرده تنها روستاي ايران است كه‌يك واحداقامتي تحت نظارت سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري دارد ومحل مناسبي براي برگزاري تورهاي گردشگري مي‌باشد.

هتل قديم رامسر با معماري زيبا در مركز شهر در دامنه كوههاي مشجرو فضاي سبز با محوطه‌سازي چشم نواز واقع شده و در سال ‪ ۱۳۱۷‬شمسي مورد بهره‌برداري قرار گرفته و از مهمترين هتل‌هاي خاورميانه است.

پارك جنگلي صفارود، آبهاي گرم معدني، قله ماركوه، جنگل دالخاني و موزه تماشاگه خزر از ديگر جاذبه‌هاي رامسر است.

تلفن‌هاي ضروري رامسر با كد ‪ ۰۱۹۲‬شهرداري ‪ ، ۵۲۲۶۱۷۳‬اورژانس ‪ ۱۱۵‬و ‪ ،۵۲۲۴۴۴۴‬بيمارستان امام سجاد ‪ ۵۲۲۲۰۳۱‬است.

هتل بزرگ رامسر از معروف‌ترين هتل‌هاي مازندران در مركز شهر فعال است.

خبرگزاري جمهوري اسلامي منطقه سه كشور نيز در ساري و نوشهر از امكاناتي براي پذيرايي از كاركنان خود برخوردار است و كاركنان ايرنا مي‌توانند با هماهنگي اداره رفاه سازمان و تماس با شماره تلفن مركز ساري ‪-۳۲۴۸۰۰۷ -۹‬ ‪ ۰۱۵۱‬نوشهر با شماره تلفن ‪ ۰۱۹۱ -۳۲۲۴۹۲۰‬از اين تعداد معدود مهمانسراهاي موجود در ايام نوروز و تابستان استفاده كنند.

سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري مازندران نيز براي ارايه اطلاعات به گردشگران كتابي را تحت عنوان "راهنماي برنامه‌ريزي سفر مازندران" حاوي اطلاعاتي از استان و جاذبه‌هاي توريستي در شمارگان محدود منتشر كرده‌است كه مي‌تواند براي گردشگران مفيد باشد.

  نیوز: استان مازندران با حدود 24 هزار كيلومتر مربع مساحت بين 47 دقيقه تا 38 درجه و 5 دقيقه عرض شمالي و 50 درجه و 34 دقيقه تا 56 درجه و 14 دقيقه طول شرقي از نصف النهار گرينويچ قرار گرفته است.

درياي مازندران در شمال، استان تهران، سمنان و قزوين در جنوب و استان‌هاي گيلان و گلستان به ترتيب در غرب و شرق آن قرارگرفته است. براساس آخرين تقسيمات كشوري با توجه به تفكيك استان گلستان از استان مازندران، اين استان درحال حاضر با مركزيت ساري داراي 16 شهرستان به نام‌هاي آمل، بابل، بابلسر، بهشهر، تنكابن، جويبار، چالوس، رامسر، سوادكوه، قائمشهر، گلوگاه، محمودآباد، نكا، نور و نوشهر است و داراي51 شهر،44 بخش، 113 دهستان و 3697 آبادي می‌باشد.

استان مازندران

جغرافياي تاريخي استان

درباره تاريخ باستاني استان مازندران اطلاع زيادي دردست نيست و اساسا وضع اقليمي آن اجازه نمي‌دهد ابنيه وآثار معماري پايدار بمانند. درجلگه هاي ساحلي مازندران آثار معتبري از ادوار قبل از اسلام به دست نيامده وحتي از شهرهاي معتبر صدر اسلام (دوره‎‎ پادشاهان طبرستان وديلم) هم به جز آمل وساري يادگاري بجانمانده است.

بعداز غلبه آريايي‌هاي مهاجم ومهاجرت بوميان، ساكنان جديد پس از مدتها ظاهر زيرفرمان هخامنشيان قرار گرفتند. دركتيبه بيستون سرزمين مازندران به نام پشتخوارگي ودر اوستا پزشخوارگر آمده است وبه نظرميرسدكه مازندران جزو قلمرو اشكانيان بوده است. هم زمان بافتوحات مسلمانان از سلسله هاي پادوسبانان، آل باوند و افراسيابيان نام برده شده است كه در طبرستان ياقسمتي ازآن حكومت مي كرده اندو استقلال نسبي داشته اند. مورخان درباره‎ اولين حمله‎ مسلمين به طبرستان وحدت نظرندارند. بنابه قول عده اي ازنويسندگـان درسال 30 هجري قمري ـ زمان خلافت عثمان ـ اولين بار سعد بن عاص حاكم كوفه درصدد فتح طبرستان برآمد و سرانجام سواحل طبرستان، رويان ودماوند رابه تصرف خود درآورد.

درزمان مروان بن محمد(132ـ 126 هـ .ق) آخرين خليفهْ بنـي - اميه ،اهالي طبرستان عليه حكام عرب سربه شورش برداشتند. دردوره‎‎‎ خلافت ابوالعباس سفاح (136 ـ132 هـ .ق ) اولين خليفه عباسي ـ يكي از عاملان وي رهسپار طبرستان شد وبا اهالي آن منطفه از طريق صلح و مدارا كنارآمد، ليكن دردورهْ ـ خلافت ابوجعفر منصور (158 - 136 هـ. ق) دومين خليفه عباسي مردم طبرستان براي چندمين بار سر بـه شورش برداشتند. سرانجام طبرستان كاملاُ تحت اطاعت اعراب درآمده ولي بعد ازآن نيز در سرزمين طبرستان مانند سابق ،مسكوكاتي باخط پهلوي ضرب شد. سرانجام درسال 167 هجري قمري ونداد هرمز لا سلسله مستقلي در طبرستان تاسيس كرد.

درقرن چهارم وپنجم هجري، طبرستان ميدان كشمكش سلسله‎ آل زيار و آل بويه از يك طرف و سامانيان و غزنويان ازطرف ديگر شده بود، اغلب اوقات طبرستان تحت اداره امواي آل زياربود. درسال 426 هجري قمري، سلطان مسعــود غزنـــوي ازطريق گرگان وارد طبرستان شد و صدمات و خسارات جاني و مالي زيادي به اهالي آن سامان وارد آورد. هنوز اين خرابه ـ ها ترميم نشده بود كه طغرل اول مو‎ْسس سلسله سلجوقي به گرگان وطبرستان حمله ورشد ودرسال 606 هجري قمــــري طبرستان ازجمله كبود جامه به دست سلطان محمد خوارزمشاه افتادو اسپهيد كيودجامه به نام ركن الدين كبودجامه و فرزندانش به دست سلطان محمد خوارزمشاه اسير شدند.

زماني كه سلطان محمد خوارزمشاه از نبرد با سپاهيان مغول فــرار مي كرد، ركن الدين، مغولان را به جايگاه سلطان محمد هدايت كردوبه اثر اين خوش خدمتي، از طرف مغولان به حكومت كبود جامه رسيد و سرانجام توسط تيموريان بساط حكمراني آنها نيز برچيده شد. بعد از درگذشت اميرتيمور، ســــادات ـ مرعشي با كسب اجازه از شاهرخ ميرزا (850 – 807 هـ. ق) به مازندران برگشتند و به عنوان باج گزار اين نواحي سلطنت كردند.

سرانجام در زمان سلطنت شاه عباس اول به طور كلي قدرت سادات مرعشي از بين رفت. پس ازبرچيده شدن بساط حكومت ملوك الطوايفي طبرستان كه تا سال 1006 هجري قمري ادامه داشت، اين منطقه تحت نظارت شاه عباس اول و سلاطين بعدي سلسله صفوي تامين قرار گرفت. شاهان صفوي درطول هرسال به كرات به عنوان شكارويا پس ازاحـداث فرح‌آباد جهت استراحت به اين منطقه سفرمي كردند.

نادرشاه افشار براي مقابله بادشمنان به ويژه دشمنان شمالي وروس هـا، درمازندران يك كارخانه كشتي سازي دايركردوبه رونق هرچه بيشتر منطقه افزود. ازدوره فتحعلي شاه قاجار، به منطقه سـر ـ سبز و زيباو دل انگيزمازندران، به عنوان يك منطقه استراحتي ـ تفريحي توجه گرديده و ناصرالدين شاه طي دوسفر دستور تعمير راه ها و كاروان سراها را صادر كرد. دردوران ملطنت پهلوي منطقه مازندران مانند سايرمناطق كشور از راههاي ارتباطي برخوردار شد و به علت شرايط محيطي و آب وهواي معتدل، چشم اندازهاي زببا نزديكي اش به تهران، محل استراحت و تفريح قسمت اعظم مردم كشور شد.

____________________

شهرستان ساري

بافت شهري ساري مركز استان مازندران رابه طوس بن نوذر نسبت مي دهند كه در قرن اول هجري به دست فرخان بن دابويه از ملوك گاوباره تجديد بنا شده است. مسجد بزرگ ساري اولين بنايي بود كه مسلمين توسط ابوالخطيب، نخستين حاكم عباسي طبرستان، در سنه‎ْ 140 هجري قمري احداث كردند و سپس در همان مسجد جامع شهررا نيز بنا كردند. بناي اين مسجد در زمان هارون الرشيد به وسيله يحيي بن يحيي شروع و توسط مازيار بن قارون تمام شد. ساري بعد از اسپهبدان نيز تقريباُ تا به امروز مركز مازندارن بوده است و فرمانروايان طاهري، زيدي و آل باوند تا سال 635 هجري در آنجا حكومت كرده اند. اين شهر در سال 298 هجري توسط اقوامي كه از درياي خزر و سواحل آن هجوم آورده بودند به آتش كشيده شدو در اوايل قرن چهارم در اثر سيل صدمات بسيار ديد و خراب شد.

ساري در زمان سلطان محمد خوارزمشاه و نيز بعد از آن، در حمله مغول آسيب ديد و درزمان مستوفي، شهر تقريبا ويرانه بود. در زمان شاه عباس اول بناهاي مهمي در ساري ساختند. هنگامي كه زنديه طبرستان را فتح كردند مركز طيرستان، از ساري به بارفروش (بابل كنوني) منتقل شد. در دوره آغامحمدخان قاجار (1200 – 1211 هـ.ق) مركز مازندران مجددا از بارفروش به ساري منتقل گرديد. زلزله سال 1220 هـ‌. ق باعث تلفات جاني زيادي شد و شهر بيش از پيش روبه ويراني نهاد. در دوران اخير با عبور راه آهن از كنار شهر و احداث خيابانها و ساختمانهاي دولتي بار ديگر ساري رو به آباداني نهاد و امروزه يكي از شهرهاي زيباي استان مازندران و شمال كشور است.

امامزاده عباس

مراكز ديدني و تاريخي

* مجموعه صفوي فرح آباد
* برج رسكت
* برج سلطان زين العابدين
* پارك جنگلي ميرزا كوچك خان
* پناهگاه حيات وحش دشت ناز
* امامزاده عباس
* بناي امامزاده يحيي

____________________

شهرستان آمل

شهر آمل از شهرهاي بسيار قديمي ايران در استان مازندران است. بعضي از مورخان و جغرافي نويسان سابقه‎ْ آن را به دوره پيشداديان و كيائيان نسبت داده اند. شهر آمل با توجه به اشياء و سكه هايي كه از آن به دست آمده در دوره ساساني پايتخت يامركز آن منطقه بوده است. احتمالا مردم آمل در زمان حكومت مهدي خليفه عباسي، به دين اسلام گرويدند و بعد از آن بناهاي اسلامي در آنجا ساخته شد.

اوايل قرن هفتم حسام الدين اردشير مركزيت را از ساري به آمل آورد و قصر خود را در آنجا برپا داشت. در سال 795 هـ. ق امير تيمور گوركاني آمل و ساري را غارت كرد و فرمان قتل عام ساكنين آن ها را صادر كرد و سه قلعه مهم از جمله ماهان سر را با خاك يكسان كرد. از آن پس آمل روبه ويراني نهاد. آمل جديد در جوار شمال آمل قديم بنا شده است وامروزه يكي از شهرهاي آباد و زيباي شمال ايران به شمار مي رود.

خانه اربابي-گچبري-

مراكز ديدني و تاريخي

* قلعه شاهندشت
* حمام اشرف آمل
* پل دوازده پله
* آرامگاه امامزاده ابراهيم
* امامزاده عبدالله
* چشمه هاي آب گرم آهن يا آب فرنگي
* آب معدني استراباكو
* چشمه آب گرم آب اسك
* آب گرم رينه
* آبشارشاهندشت لاريجان
* درياچه ساهون
* خانه اربابي

____________________

شهرستان بابل

بابل از شهرهايي است كه در دوران اسلامي نيز وجود داشته و به نام هاي مامطيران، مامطير، بارفروش ده، بارفروش وبابل شناخته شده است. اولين نام اين شهر مامطير بود كه در قرن دهم هجري بارفروش ده در محل آن بنا شدو هنگامي كه محمدخالد حاكم آن بود بازار و عمارتي در آن بنا كرد. درسال 160 هـ .ق مازيار بن قارن مسجد جامع آن رابنا نهاد كه شامل مساجد، عمارت، مدارس، دكاكين، سراها، بيوتات و سايه بود.

بارفروش به عنوان مركز تجاري به ويژه در دوره صفوي از رونق، آبادي، وسعت و گستردگي برخوردار شد. شاه عباس اول فرمان داد باغ ارم را در قسمت جنوبي شهر بنا كنند. بابل در زمان فتحعلي شاه قاجار نيز اهميت قابل توجهي پيدا كرد. قبل از انقلاب اكتبر روسيه، بابل از طريق بندر مشهدسر (بابلسر) با كشور روسيه ارتباط تجاري داشت و به يكي از مراكز مهم بازرگاني استان مازندران تبديل شده بود. بابل امروزي شهري آباد و زيباست.

طبيعت بابل

مراكز ديدني و تاريخي

* كاخ بابل
* پل محمدحسن خان
* قعه سلطان محمدطاهر
* امامزاده قاسم

____________________

شهرستان بابلسر

بابلسر در قديم مشهدسر نام داشت. احتمالا اين نام از واقعه شهادت امامزاده ابراهيم ابوجواب ملقب به اطهر، برادر امام رضا (ع) كه در آنجا مدفون است، اخذ شده باشد. شهر فعلي بابلسر بيش از صدسال قدمت دارد و در مصب رودخانه بابل استقرار يافته است. اين شهر در گذشته به عنوان بندرو مركز تجارت ايران و روسيه رونق داشت. هنگامي كه تجارت بين ايران و روسيه رونق داشت. هنگامي كه تجارت بين ايران و روسيه تقليل يافت و بنادر تركمن، نوشهر و انزلي آباد گرديد، بندر بابلسر موقعيت خود را از دست داد، ولي در دوران اخير بيش از نقاط ديگر شمال مورد توجه رضاشاه قرار گرفت و به صورت شهر كوچك، ولي زيبا درآمد كه اكنون يكي از بهترين و زيباترين گردشگاهها و استراحت گاههاي شمال ايران به شمار مي رود.

بابلسر

____________________

شهرستان بهشهر

ناحيه بهشهر كه سابقا خرگوران نام داشت توسط شاه عباس خريداري شد و به دستور وي شهري در آنجا احداث شد. ماده دولت اشرف براي تاريخ بناي اين شهر در سال 1021هجري انتخاب شد و شهر جديد، اشرف البلاد نام گرفت كه اقامتگاه شاه عباس اول در مازندران بود. بعد از احداث شهر، شاه عباس چندين هزار گرجي را به شهر اشرف كوچاند. شاه عباس هرگاه به مازندران مي آمد اشرف را به ديگر نقاط آن ترجيح مي داد. احتمالا اولين گروه نمايندگان سياسي انگلستان در اشرف البلاد به حضور شاه عباس رسيدند.

اشرف البلاد در اثر جنگهاي داخلي حملات تركمن ها، افاغنه و حملات سپاهيان زند صدمات فراوان ديد و به طور مكرر تخريب شد. نادر شاه هنگامي كه اعزام جنگ بالزگي ها بود مدتي را در اين شهر سپري كرد. محمد حسن خان قاجار علاقه زيادي نسبت به آن داشت و غالبا در اين شهر اقامت مي كرد، سكنه اين شهر از اقوام مختلف تشكيل شده بود، ازجمله مهاجران گرجي كه شاه عباس آن ها را از قفقاز كوچانده بود، همچنين گروهي از خانواده هاي طالشي لنگران كه از سواحل درياي خزر آمده بودند و جمعي هم از ثات ها كه يكي از قبايل ايراني بود. بهشهر امروزي، شهري زيبا و جذاب است كه آثار طبيعي و تاريخي فراوان دارد.

رودخانه عباس آباد بهشهر

مراكز ديدني و تاريخي

* كاخ صفي آباد
* عمارت وباغ صفوي
* درياچه عباس آباد

____________________

شهرستان تنكابن

ناحيه تنكابن قبلا جزو گيلان بود و حد شرقي آن به نمك آبرود مي‌رسيد. خرم آباد (شهسوار) حاكم نشين نواحي قشلاقي و دو هزار حاكم نشين ييلاقي آن محسوب مي‌شد. آثار و اشيايي كه در ناحيه كلاردشت و تپه هاي اطراف بر حسب تصادف به دست آمده است، نشان مي دهند كه اين منطقه در دوره هاي گذشته، آباد و از تمدن ويژه اي برخوردار بوده است.

كشتي محلي گيله مرد تنكابن-عكس -امير مسعو سلطان احمدي

تنكابن يا شهسوار در گذشته‌هاي دور رستمدار هم خوانده مي شد. پادوسبانان تا زمان شاه عباس اول حكومت محلي اين منطقه را در اختيار داشتند. از دوران صفويه تا سال 1209 هـ. ق كه آغاز سلطنت آغامحمدخان قاجار است، اين شهر فيض ناميده مي شد. در دوره قاجاري نام آن مجدداُ تنكابن خواندند. پس از سقوط قاجاريه و با روي كارآمدن پهلوي اول نام اين شهر شهسوار و با وقوع انقلاب اسلامي مجدداُ تنكابن شد. تنكابن امروزي شهري آباد و ديدني است كه پارك ملي خشكه داران يكي از مكان‌هاي ديدني اين شهرستان مي‌باشد.

____________________

شهرستان چالوس

چالوس از شهرها ي قديمي استان مازندران است كه در جلگه مياني سواحل درياي خزر واقع شده است. نام اين شهر در گذشته هاي دور سالوس يا شالوس بود كه در پيرامون آن دو شهر كوچك ديگر به نام كبيره و كچه نيز وجود داشته است. بعضي از علماي جغرافيانويس، چالوس را از آبادي هاي طبرستان دانسته اند. محمد بن اويس از امراي دوره تسلط خلفاي عرب ـ به دستور خليفه معتصم به حكمراني چالوس منصوب شد.

محمدبن اويس خود در رويان (قسمتي از طبرستان) استقرار يافت و پسرش احمد را به حكومت چالوس گمارد. شهر چالوس در زمان حمله امير تيمور تخريب شد و سپس تا قرن هاي متمادي به صورت روستايي كوچك درآمد. در دهه اول قرن حاضر (1310) با پشتيباني دولت وقت آرام آرام به صورت شهري سازمان يافته در آمد و امروزه به شهري زيبا با امكانات فراوان جهانگردي تبديل شده است.

پارك جنگلي نمك آبرود

مراكز ديدني و تاريخي

* كاخ اجابت
* كاخ چاي خوران
* آبشاراكاپل
* آبشارهريجان
* پارك جنگلي چالوس
* پارك جنگلي نمك آبرود
* درياچه ولشت
* درياچه سددريوك
* مرداب كندوچال

____________________

شهرستان رامسر

رامسر كه در دامنه جنگل وساحل درياي مازندران در فضايي سرسبز واقع شده است، از شهرهاي قديمي استان مازندران به شمار مي رود. در برخي منابع و متون تاريخي، سابقه و پيشينه آن را حدود ده قرن ذكر كرده اند.

بازار ميوه‌تره‌بار سنتي رامسر

خاندان هاي بزرگي در شهر رامسر مي زيستند كه بيشتر آنها از سادات بودند. رامسر پيش از سال 1310 هـ .ق دهي آباد به نام سخت سر بود. از اين سال به بعد تغييرات مهمي در آن صورت گرفت وهم اكنون اين شهر تاريخي از بهترين تفرج گاههاي شمال ايران به ويژه از ديدگاه مسافران و جهانگردان خارجي است. رامسر شهري مجهز و كاملاُ توريستي است كه آبشاررايج ده قلو يكي از مكان‌هاي ديدني آن مي‌باشد.

____________________

شهرستان سواد كوه

شهرستان سوادكوه كه از تركيب و توسعة فضاهاي روستايي مناطق دره اي و كوهستاني شكل گرفته است، از مناظر زيباي طبيعي، اعتدال آب وهوا و پوشش گياهي انبوه برخوردار است و باتوجه به آثار ديدني و تاريخي پل ورسك، غارهاي مختلف، پل شاپور شيرگاه به يكي از كانون هاي جذب گردشگران تبديل شده است. طبيعت اين شهر كوهستاني و دره اي و بسيار زيباست.

برج لاجيم

مراكز ديدني و تاريخي

* محله قديم آلاشت
* قلعه كنگو
* برج لاجيم
* پل ورسك

____________________

شهرستان قائم‌شهر

نام قديم قائم شهر، علي آباد بود. علي آباد دهي بود كه بقعه اي داشت و زيارت گاه اهالي اطراف بود. اين بقعه تا سال1326 هجري قمري باقي بود، ولي امروزه اثري از آن نيست، قصري از زمان شاه عباس درآن وجود داشت. اين دهكدة قديمي كه با پيوستن آبادي هاي ديگر به آن، به شهر مبدل شد، در سال 1314 هـ .ش شاهي نامگذاري شد، در دوره هاي اخير مورد توجه قرار گرفت و به صورت شهر صنعتي در آمد. در برخي از متون تاريخي بين مسير ساري به آمل از ناحيه اي به نام جمنو يا چمنو نام برده شده است كه گفته مي شود بعداُ به علي آباد، شاهي وفعلاُ به قائم شهر معروف شده است و ظاهراُ قدمت آن به دوران ساساني يا دوران اسپهبدان طبرستان مي رسد.

مراكز ديدني و تاريخي

* درياچه گل پل
* چنارامامزاده يوسف رضا

____________________

شهرستان محمود آباد

محمود آباد در گذشته پيش بندرآمل بود و به عنوان يكي از كانون هاي حمل ونقل كالاهاي تجاري ايران و روسيه ايفاي تقش مي كرد. با توسعة بنادر نوشهر و انزلي از اهميت آن كاسته شد. شهر محمودآباد امروزه يكي از شهرهاي حاشيه اي درياي مازندران است كه از تفرجگاههاي ساحلي مناسب به شمار مي رود. اين شهر به انواع خدمات جهانگردي و گردشگاهي تجهيز شده است كه سواحل درياي خزر از مكان‌هاي ديدني آن محسوب مي‌شود.

____________________

شهرستان نكا

در داده هاي متابع تاريخي و جغرافيايي تا دورة قاجار اطلاع دقيقي دربارة نكا وجود ندارد، ولي در منابع جغرافيا نويسان قرون اوليه اسلامي از شهري به نام مهربان يا ميردان در نزديكي نكا امروزي ياد شده است. نكا امروزي از توسعة محله يا روستاي تاريخ محله در جنب پلي بر روي رودخانه نكا، طي70 سال اخير بوجود آمده است. اين شهر به علت عبور راه آهن سراسري و داشتن راه هاي ارتباطي مناسب، استقرار صنايع چوبي، انبارهاي نفت و نيروگاه عظيم برق، به يكي از كانون هاي توسعه در استان مازندران تبديل شده است. سواحل زيبا دارد و در نزديك شبه جزيرة ميانكاله قرار گرفته است.

تالاب لپو پلنگان

مراكز ديدني و تاريخي

* درياچه استخرپشت
* تالاب لپو پلنگان
* آبمعدني قرمرض

____________________

شهرستان نور

نور در گذشته به سولده معروف بود و ازقديمي ترين شهرهاي مازندران غربي است. وجه تسمية نور منتسب به رود نور است كه به دليل زلالي آب و اتعكاس نور درآن به اين نام خوانده شده است. شهر نور در زمانهاي گذشته به سبب موقعيت طبيعي و سوق الجيشي از اهميت ويژه اي برخوردار بوده است، وجود قلاع و استحكامات متعدد در اين منطقه وكجور، مبين اين ادعا است. نور امروزي شهري زيبا و توسعه يافته است.

خانه نيما يوشيج

مراكز ديدني و تاريخي

* كاخ تميشان
* خانه نيما يوشيج
* قلعه بلده
* آبشارسواسره
* غارپيرزن خالي
* پارك جنگلي نور

____________________

شهرستان نوشهر

نوشهر كه در سابق دهكده اي به نام خواجك يا خواچك بود، به علت وضعيت خاص ساحل و استعداد بندري كه محل رفت و آمد كشتي هاي تجاري بود، مورد توجه خاص حبيب الله خان سردار خلعتبري پدر محمد ولي خان تنكابني قرار گرفت و روي به آباداني گذاشت و به حبيب آباد معروف شد.

در سال 1305 به واسطة تغييرات زيادي كه در سيماي حبيب آباد به وجود آمد ،به ده نو تغيير نام داد و از آن پس با احداث ساختمانها و خيابانهاي نوساز و توسعة شهر همراه با گسترش تاُسيسات متعدد بندري و احداث اسكله در سال 1318 نوشهر ناميده شد.

مراكز ديدني و تاريخي

* پارك جنگلي سي سنگان
* درياچه خضرنبي
* بناي امامزاده طاهرومطهر

[ ششم آبان 1389 ] [ 19:7 ] [ اطلس ایران وجهان ]

امام زاده عبدالحق

در وسط شهر زيراب سوادکوه قرار دارد. بقعه در محوطه‌اي به مساحت ۵۵۰۰ متر با ۶۵۰ متر مربع زير بنا و ۸۰۰ متر زائرسرا واقع است .پر آ وازه است که وي عارفي بزرگ بوده است.

 

امام زاده سيد محمد زرين نوا

 

در ۲ کيلو متري روستاي چمازکتي قائم شهر در کنار خيابان هردرود به کروا واقع شده، داراي زير بناي حدود ۷۰ متر مربع و محوطه‌اي به مساحت تقريبي ۵/۱ هکتار مي با شد. ساختمان بقعه داراي گنبدهاي سنتي و ضريح منبت کاري شده است که در فهرست آثار باستاني به ثبت رسيده است.

 

بقعه امام زاده سيد هاشم

در روستاي آغوزکتي با فاصله ۹۳ کيلومتري جنوب شرقي رامسر واقع شده، داراي چشم اندازهاي طبيعي زيبائي است. بقعه داراي امکانات رفاهي از قبيل آب لوله کشي، برق و سرويس بهداشتي مي باشد.

 

بقعه آقا سيد حسين
 در ۵ کيلو متري غرب تنکابن در کنار جاده اصلي تنکابن رامسر واقع شده، داراي امکانات رفاهي از قبيل آب، برق، تلفن، سرويس بهداشتي و زائر سراي مجهز در سه طبقه مي باشد.

 

بقعه آقا شير علي

در ۷ کيلو متري جنوب تنکابن در محله ميان ناحيه خرم آباد واقع شده، داراي چشم اندازهاي طبيعي زيبائي مي باشد.

 

بقعه حضرت سيد حسن ولي(ع)

 سيد حسن ولي از نسل امام حسن مجتبي (ع) درسال ۸۵۶ هجري قمري وفات يافت و مدفنش در روستاي نياک لاريجان واقع شده است. اين مکان زيارتي به فاصله يک کيلو متري با جاده اصلي هراز قرار دارد و همه ساله ميزبان علاقه مندان از اقصي نقاط کشور در تمام فصول به ويژه در ارديبهشت ماه و درمراسم ورف چال مي باشد.

 

حضرت عبدالمناف و عبدالمطلب(ع)

حضرت عبدالمناف و عبدالمطلب(ع) بن ابراهيم بن زيد بن امام حسن مجتبي داراي ۴۰ باب زائر سراي مجهز با کليه امکانات رفاهي و سرويس بهداشتي، مخابرات و آب شرب، در منطقه زيباي نمارستاق لاريجان و روستاي عبدالمناف واقع شده است . بناي جديد، آينه کاري درون بارگاه و احداث زائرسرا در سال ۱۳۷۸ خاتمه يافت.

 

امام زاده سيد علي کيا سلطان
از نواده‌هاي امام موسي کاظم (ع) مي باشد و در روستايي به همين نام در فاصله ۸ کيلومتري نوشهر واقع شده که داراي ۷۰۰ سال قدمت است. بناي فعلي در زمان سلطان محمد خدابنده احداث گرديده است. بقعه داراي آب، برق، مسجد و امکانات رفاهي است.

 

بقعه امام زاده محمد

بقعه امام زاده محمد بن بکر بن علي در فاصله ۱۵۰ کيلو متري نور و در روستاي ييلاقي کلاي بلده واقع است. ساختمان قبلي مربوط به سده هشتم هجري قمري بوده که به دليل فرسودگي، تخريب و ساختمان جديدي در سال ۷۳ احداث شد. تا کنون مبلغ دويست ميليون ريال از محل درآمد نذور و موقوفات صرف بازسازي آن شده است. بقعه داراي ۱۵ باب اتاق زائرسرا، آب، برق، تلفن، چشمه آب آشاميدني و سرويس بهداشتي مي باشد.

 

امام زاده قاسم ايزده

در ۱۲ کيلو متري نور و در کنار جاده اصلي نور محمود آباد واقع شده است. ساختمان قبلي چوبي و کاه گلي بوده که در سال ۷۳ با همت اهالي و تلاش هيئت امناء و با صرف مبلغ هشتاد ميليون ريال اقدام بازسازي شد.

 

بقعه امام زاده ابراهيم

در مرکز شهر آمل و در خيابان طالب آملي واقع شده، داراي ۵ هکتار وسعت است. قبرستان عمومي و گلزار شهدا نيز در محوطه آن قرار دارد. بقعه داراي کتابخانه، سرويس بهداشتي و ديگر امکانات رفاهي مي باشد.

 

بقعه امام زاده عبدالله
در فاصله ۱۸ کيلو متري جنوب آمل، در روستاي اسکومحله و در منطقه سر سبز و جنگلي واقع شده است. داراي امکانات رفاهي وسيع اعم از زائرسرا، حمام، آب، برق، تلفن، بازار، نانوائي و سرويس مجهز بهداشتي مي باشد.

 

تکيه بزرگ عبدالحسين خاني

در ۲۴ کيلومتري شهرستان بابل در بخش بند پي غربي در قريه مقري کلا واقع شده، داراي ۱۳۵ سال قدمت مي باشد. اين بنا به عنوان اثر فرهنگي به ثبت رسيده است. تاچند سال قبل محل تحصيل طلاب و دانش آموزان منطقه بوده، هر سال در ايام محرم و مخصوصاً روز عاشورا محل برگزاري مراسم عزاداري است.

 

تکيه پهنه کلا

در ۱۲ کيلومتري جنوب شهر ساري و در منطقه‌اي سر سبز که داراي منظره‌هاي طبيعي بسيار زيبايي است واقع شده است. تکيه داراي امکانات رفاهي متعدد از جمله ۱۳۰ باب زائر سرا، آب، برق، تلفن، نانوائي و سرويس بهداشتي مجهز مي باشد. درآمد ساليانه آن درحدود هفتصد ميليون ريال است. طرح توسعه بنا با صرف يک ميليارد ريال در دست اقدام مي باشد.

 

بقعه امام زاده عباس

در فاصله ۲۲ کيلومتري شهرستان بابل در بخش بند پي شرقي در روستاي امام زاده عباس واقع است. اين امام زاده مورد احترام خاص مردم منطقه است و داراي امکانات رفاهي از قبيل زائرسرا، برق، آب، تلفن و سرويس بهداشتي مي باشد.

 

بقعه سلطان زين العابدين

در محوطه امام زاده يحيي و در مرکز شهر ساري واقع است. بقعه آن مخروطي و از لحاظ ساختماني، تزئينات، کاشي کاري، صندوق و در نفيس چوبي از مهم ترين بناهاي تاريخي ساري است.

 

بقعه امام زاده يحيي

واقع در مرکز شهر ساري که از نظر داشتن درهاي متعدد و صندوق چوبي نفيس حائز اهميت هنري و تاريخي است. ساختمان بقعه ذيل شماره ۲۱۲درآثار ملي ثبت شده است. اين بقعه مدفن امام زاده يحيي (پر آوازه به فرزند امام موسي کاظم(ع)) است که به اتفاق برادرش سيد حسن و خواهرش سيده سکينه در اين محل مدفون مي باشند.

 

آستانه امام زاده عباس

در شرق شهر ساري و در محله آزاد گله واقع است. اين بقعه جزء فهرست آثار ملي به ثبت رسيده است. علاوه بر امام زاده عباس، سه تن ديگر از امام زادگان به نام عبدالله (ع)، محمد (ع) و باقر(ع) نيز در اين محل مدفون مي باشند. بقعه در باغ مصفائي واقع شده، داراي چهل باب اتاق، زائرسرا، آب، برق، تلفن، سرويس بهداشتي و امکانات رفاهي است.

 

بقعه امام زاده عبدالله سارو

بقعه اين امامزاده  در فاصله سه کيلومتري شهرستان بهشهر و در مجاورت گورستان عمومي شهر، روستاي سارو واقع شده است. قدمت بنا مربوط به قرن نهم هجري بوده که داراي گنبد مخروطي شکل است. بنا به مرور زمان به علت خرابي چندين بار توسط خيرين بازسازي شده است. کل زمين امام زاده دو هکتار و مساحت زير بناي آن ۲۰۴ متر مربع است که داراي ضريح چوبي مي با شد.

 

آستانه امام زاده قاسم

اين امام زاده از نوادگان موسي بن جعفر (ع) مي باشد که در ۱۵ کيلومتري شهرستان بهشهر واقع شده است. اين بنا چندين بار تعمير و بازسازي شده است. در مجاورت آستانه در زميني به مساحت ۳۸۱۶ متر مربع زائرسرا احداث شده که ۲۰ باب اتاق آن تکميل و بالغ بر ۲۰ واحد ديگر نيمه کاره باقي مانده است و فعلاً زائران حضرت رضا (ع) در آن جا بيتوته مي‌کنند.

[ ششم آبان 1389 ] [ 19:5 ] [ اطلس ایران وجهان ]
معرفی مساجد استان گیلان

مسجد اكبریه

مسجد اكبریه در محله « گابنه » در شهر لاهیجان واقع شده وتاریخ ساخت آن مربوط به زمان حكومت فتحعلی شاه قاجار است. ساخت این مسجد به دلیل سعایت بدخواهان حاكم وقت لاهیجان به دربار شاهی و كاخ نامیدن این مسجد ، نیمه كاره رها شد. سنگ نبشته مرمری به خط نستعلیق كه بر دیوار ضلع شرقی مسجد جای دارد ، بانی مسجد را « حاج علی اكبرلاهیجانی» نامیده است. مسجد اكبریه از دو قسمت وضوخانه و شبستان تشكیل شده است. در حاشیه شبستان و متن محراب كاشی كاری همراه با خطوط نسخ و مزین به آیات قرآنی دیده می شود.

وضوخانه ی مسجد در دو طبقه ساخته شده و هر طبقه دارای هشت ستون میانی است. از وضوخانه ی طبقه همكف ، سه در بزرگ چوبی به شبستان باز می شود. هر دو وضو خانه دارای پوشش گنبدی هستند.

ارتفاع تك مناره یا گل دسته ی زیبای مسجد از سطح زمین 18 متر است. این گل دسته در گوشه شمال شرقی ساختمان مسجد واقع شده و دارای سقفی هرمی شكل با پوشش بیرونی از كاشی به رنگ آبی آسمانی ، زرد ، سیاه و سفید است. این  مسجد احتمالاً به عنوان مدرسه علوم دینی نیز مورد استفاده بود.

مسجد صفی

این مسجد كه به نام های دیگری چون "مسجد سفید" یا "مسجد شهیدیه" نیز نامیده شده ، محلی است كه شاه اسماعیل به هنگام فرار به گیلان در زمان كودكی مدتی ، در جوار آن اقامت داشت. شاه عباس صفوی پس از كشتن صفی میرزا از كرده خود پشیمان شد و دستور داد تا در محل مرگ فرزندش یعنی همین محل ، مسجدی بنا كنند. به همین دلیل این مسجد را شهیدیه نیز نامیده اند.

مسجد صفی دارای پلانی مربع شكل است و در حوالی بازار شهر رشت قرار دارد. شبستان مسجد دارای سه فیلپای قطور مركزی ، از شرق به غرب  است. سر ستون ها به گچ بری هایی پر كار به نقش گل وازاره(آن قسمت ا ز دیوار اتاق و یا ایوان كه از كف طاقچه تا روی زمین بود. )ستون ها با كاشی های چهار گوش منقوش آراسته شده اند. از دیگر جنبه های زیبای بنا ، گچ بری ها و كاشی كاری قسمت محراب است كه با آیاتی از قرآن كریم تزیین شده است. در وسط محراب تاریخ 1244 هـ . ق و بر روی یك كاشی ، تاریخ تجدید بنای مسجد در سال 1344 هـ . ق نقش بسته است.

مسجد دارای گل دسته ای هشت گوش منفرد و بامی پوشیده از سفال است.

معرفی مساجد استان گیلان

مسجد گلشن

این مسجد در محله ی راه پشته ، در غرب رودخانه لنگرود قرار دارد و در دوران قاجاریه ساخته شده است. ازاره ی  دیوارهای شبستان ، كاشی آبی رنگ منقوش به نقوش گیاهی و هندسی است. درِ قدیمی مسجد با دعاهای مذهبی تزیین شده است. الحاقات بنا مربوط به عصر پهلوی است.

مسجد انزلی محله

این مسجد در شمال غربی پل خشتی ، نزدیك رودخانه لنگرود قرار دارد و در زمان قاجار شكل گرفته است. سیاحان متعددی در زمان قاجار از این مسجد نام برده اند. درِ قدیمی آن دارای كتیبه هایی از آیات و ادعیه است. خطاط این آیات « حسین رمضانعلی » و تاریخ كتابت آن 1268 هـ . ق است. ازاره شبستان كاشی كاری است و قسمت زنانه در طبقه دوم قرار دارد.

اسپی مزگت ( مسجد سفید)

مسجد سفید كه در گویش تالشی به اسپی مزگت مشهور است ، در كنار رودخانه « دینا چال » در میان جنگل های انبوه و در بین راه مواصلاتی انزلی به هشتپر ( تالش ) جای گرفته است. بعضی آن را « آق مسجد» و نیز « مسجدعبداللهی» می نامند.

با توجه به وجود كتیبه ای به خط كوفی ، ساخت این مسجد  به اوایل دوره اسلامی نسبت داده شده است. با توجه به بقایای این ساختمان احتمالاً پلان بنا متشكل از رواق میانی و دهلیزهایی در اطراف بود. عرض این دهلیزها 340 سانتیمتر و ارتفاع آنها از كف حدود 70/ 5 متر است. پایه های رواق ( ایوان ) به صورت هشت گوش و در قسمت فوقانی پایه ، طاق هلالی شكسته وجود دارد.

از وجوه تزیینی بنا كتیبه ای به خط كوفی برجسته در قسمت درونی دهلیز است. این كتیبه به طول 6 متر ، حاوی آیات گچ بری از سوره توبه است و پایین آن نقوش گیاهی برجسته به چشم می خورد.

معرفی مساجد استان گیلان

مسجد جامع جورشر

این مسجد در جورشر لشت نشا واقع شده و بانیان آن « محمدخان » و « میر اسماعیل » در دوره قاجار بوده اند. بر اساس كتیبه موجود ، بنا در سال 1318 هـ . ق مرمت شده است.

مسجد جامع جورشر دارای پلان مستطیل شكل و چهار ستون چوبی در داخل شبستان ، دردو طبقه است. طبقه اول مخصوص مردان و طبقه بالا مربوط به زنان است. كاشی كاری ازاره ، هفت رنگ  با نوشته های  آیات  قرانی به خط ثلث است. سنگ مرمر كنار محراب دارای 6 بیت شعر به تاریخ 1206 هـ . ق است. اُرسی ( پنجره هایی كه در آنها با بالا و پایین رفتن باز و بسته می شد) های قدیمی با شیشه های رنگارنگ و دستك حاشیه طبقه بالا ، جالب توجه است.

مسجد جامع ، لاهیجان

این مسجد در ضلع غربی میدان سردار جنگل ( چهار پادشاه) واقع شده و در دوره ی كیاییان بنا گردیده است. بنای اصلی مسجد در طول زمان دچار تغییرات بسیار شده ، ولی قسمت هایی از بقعه مانند ایوان ، سردر و مناره از قدمت بنا خبر می دهند. « سلطان محمد كیا» در عید قربان 893 هجری در این مسجد نماز گذارده است. شبستانِِ گنبددار و بزرگ قسمت زنانه در طبقه دوم ، از عظمت بنا نشان دارد. ستون های قطور میانی در چند سال اخیر تغییر شكل یافته اند. فرمانی از « سلطان حسین صفوی » بر سنگ مرمر و با تاریخ 1106 هجری در ایوان سر در و كنار در ورودی نصب شده است. كاشی كاری ایوان در چند سال اخیر ایجاد شده است.
[ پنجم آبان 1389 ] [ 20:24 ] [ اطلس ایران وجهان ]
مساجد تاريخي
مسجد جامع عتیق : مسجد جامع قم در قرن سوم هجري يكي از علما و محدثين قم به نام " ابوالصديم حسينبن علي بن آ دم اشعري " كه در زمره صحابه حضرت امام علي التقي (ع) وحضرت امام حسنعسگري (ع) به شمار مي رفت ، مسجدي در قم بنا كرد . يكي از زيباترين و با شكوه ترينبناهاي اين مجموعه ، ايوان بسيار مجلل آن است . اين ايوان به دهانه 14، عرض 7 وارتفاع 18 متر ، از نظر تناسب و زيبايي ، ممتاز و بي نظير است . در طرف جنوبي اينايوان نیز مقصوره اي به ارتفاع 30 ودهانه 23/ متر وجود دارد كه در ضلع جنوبي آنمحراب بز رگي قرار دارد. در ضلع شمالي آن سه درگاه بزرگ و كوچك به ايوان واز طرفشرقي و غربي آن هم دو درگاه به دو گوشواري كه در دو طرف قرار دارد ، گشوده شده است . در مقابل ايوان صحني وسيع وجود دارد كه از سه طرف محصور به شبستان هاي زيباي چشمهپوشي است كه به دوران فتحعلي شاه تعلق دارد . صحن مسجد هم زميني مستطيل شكل است كهچهار طرف آن با بناهاي مسجد شامل گنبد ، شبستان ها ، گوشواره ها ، زيرزمين ، سر درورودي و ايوان شمالي و جنوبي محصور شده است . همچنین گنبد رفيع مسجد جامع قم يكي ازباشكوه ترين ، شگفت انگيزترين و رفيع ترين گنبد هاي مساجد ايران است . جاي تعجبنيست اگر براي هر بيننده اي در مورد چگونگي ساخت اين گنبد جاي سؤالي وجود داشتهباشد . نبايد فراموش كرد كه براي ساخت اين مسجد عظيم و با شكوه كه حدود 6000 مترمربع وسعت دارد ، حتي يك شاخه آهن نيز به كار نرفته و با گذشت ساليان سال از ساختآن همچنان پابرجا و استوار مانده است .
مسجد جامع كهك :بناي اين مسجد از دوره صفويه در شهر كهك باقي مانده است.
 
مسجد پنجه علي (مسجد صيئي) :اين مسجد که بناممسجد صيئی نيز شهرت دارد ، در محله اي به همين نام در شهر قم قرار دارد . مسجد پنجهعلي نام خود را از پنجه اي منسوب به حضرت علي(ع) كه بر سنگ در محراب آن نصب شده ،گرفته است . جلوي ايوان مسجد كتيبه اي قرار دارد كه تاريخ آن سال 886 هـ.ق است . همچنين بالاي كتيبه ، بر كاشي نوشته شده است : اين مكان مغيب امام زاده حارث بن موسيالكاظم(ع) است .
مسجد صرم :اين مسجد كه در روستاي صرم قرار دارد، از دوره صفويه باقي مانده و داراي شبستاني گنبد دار است . پوشش بيروني گنبد آننيمه بيضي و آجري است . بر اساس متن لوح سنگي ورودي مسجد اين بنا در سال هاي 1061 و 1062 هـ.ق بنا شده است .
مسجد عشقعلي: بنای این مسجد نزدیک آستانه مقدسهحضرت معصومه (س) قرار دارد و احتمالاً متعلق به سده ی دهم ه.ق است . در زمانناصرالدین شاه بازسازی شده است . این مسجد دارای آب انبار و حمام هایی به همین ناماست .
مسجد فاطميه (مسجد خانم) :اين مسجد در نزديکیگذرخان قرار دارد و به همراه آب انبار و ساير تشکيلات از موقوفات بانو همايون رخدارمی باشد.
مسجد مقدس جمكران :در نزديكى شهر مقدس قم دردامنه کوه دو برادران و در ابتدای جاده قم به کاشان واقع شده و همواره پذيراىزائرينى از نقاط مختلف ايران و جهان مى باشد . مسجد مقدس جمکران در سال 373 ه.ق بهدستور حضرت بقیه الله (عج) ساخته شد و در طول قرون مکرر مرمت و تجدید بنا گردید . اين مكان مقدس ، تحت توجهات خاصه حضرت بقيه الله الاعظم(اوراحنا فداه) قرار دارد وآن حضرت از شيعيانشان خواسته اند كه به اين مكان مقدس روى آورند ، چرا كه اين مكان، داراى زمين شريفى است و حق تعالي آن را از زمين هاي ديگر برگزيده است . لذاسزاوار است كه زائرين عزيز ، از بركات اين مكان مقدس، حداكثر استفاده را ببرند ومراقب باشند كه مسائل فرعي توجه شان را به خود جلد نكند و خود را در برابر حضرتمهدى (اوراحنا فداه) حاضر ببينند و از انجام اعمالي كه قلب مبارك آن حضرت را آزدهمي سازد خوددارى كنند . شايان توجه است كه علما و شيفتگان آن حضرت استفاده هاىفراوان از اين مسجد مقدس برده اند . بنابر اين سعى كنيد در اين مكان مقدس ، لحظاتىرا با عزيز خلوت كرده و خالصانه براى ظهور مقدس حضرتش دعا كنيد ، چرا كه بر طرف شدنگرفتاريها تنها با ظهور آقا امكان پذير است . شما اى زائران عزيز كه به اين محلنوراني مشرف شده است در نظر داشته باشيد كه مسجد مقدس جمكران ، محل رفت و آمد اماممهدى (اوراحنا فداه) است و آن حضرت بر اعمال همه ما در اين مكان نظارت دارند . لذابگونه اى در اين مسجد باشيم كه آقا از ما خشنود شود و الطاف و عناياتش شامل حالمانگردد .
مسجد ميدان كهنه :مسجد ميدان كهنه را متعلق بهدوره سلجوقي و قاجاريه مي دانند . در كنار اين مسجد مناره اي به ارتفاع 25 متر وجوددارد كه سومين مناره جهان اسلام و اولين مناره احداثي در ايران است. قطر قسمتپاييني اين مناره 5/3 متر است . اين مناره در سال 291 هـ.ق ساخته شده است . جداراين مناره‌ آجري بدون تزيينات است . مناره با گذشت زمان فرسوده شد و قسمت هايي ازآن فرو ريخت . در سال 1191 ه.ق مرمت و مأذنه جديدي در بالاي آن ساخته شد . منارهاخيراً مرمت شده است . راهروي اين مناره در مسجد ميدان كهنه قرار دارد.
 
[ پنجم آبان 1389 ] [ 16:30 ] [ اطلس ایران وجهان ]
مساجد تاریخی استان اردبیل مسجد جمعه : این بنا در شمال شرقی شهر ، بین محله های پیرشمس الدین و عبدالله شاه بر روی تپه مرتفعی واقع گردیده و یكی از قدیمی ترین مساجد شمال غربی ایران است. با توجه به حفاریهای باستان شناسی كه در محوطه اطراف این مسجد صورت گرفته بقایای شبستان های ستوندار در بخش شرقی و شمالی و هم چنین آثاری از كتیبه های متعلق به قرن سوم و چهارم ه.ق. كشف گردیده است . اصل بنای كنونی مسجد در دوره سلجوقیان بر روی بقایای كهن تری ساخته شده كه درنتیجه حمله مغول حدود سال 620 هجری ویران و درحدود سال 650 هجری مجدداً باز سازی گشته است در این بازسازی ،گنبد به طور كامل بازسازی شده و تزیینات مختلف گچبری و نقاشی در شبستان ومحراب آن انجام گردیده است . بنای فعلی مسجد به ابعاد خارجی 85/18 ×45/36 متر از گنبد خانه ای ویران و ایوانی كه در دوره های بعد به شبستان ستونداری تبدیل شده ، تشكیل می شود همچنین در 5/16 متری مسجد ، بقایای مناره ای از دوره سلجوقی برجای مانده است . این فضا توسط سه كنج ها و ترنبه ها به هشت ضلعی و سپس شانزده ضلعی تبدیل گردیده و گنبد بر روی آن قرار گرفته است . بقایای ساقه گنبد نشان می دهد که این بخش دارای ترك های متعدد منشوری زیبا قطار بندی و تزیینات كاشی معرق بوده كه تنها بخش اندكی از آن باقی مانده است. دیواره های داخلی گنبد خانه با اندود گچ و نقوش ترنج و گل و بوته قابل مقایسه با تزیینات گنبد سلطانیه تزیین یافته و درضلع جنوبی آن ، محراب بلند و زیبایی از دوره ایلخانی باگچبری ها ومقرنس كاری های جالب و در زیر آن آثاری از محراب كوچكتر دوره سلجوقی مشهود است . درب ورودی مسجد به تاریخ 742 ه.ق. دارای گره های هندسی ، گل میخ های آهنی وكتیبه ای حاوی دو بیت شعر به خط نسخ است چنین به نظر می رسد كه درب مزبور ، از جای دیگر به این مسجد منتقل شده است . در حدود 5/16 متری مسجد ، بقایای مناره ای از دوره سلجوقی به ارتفاع هشت و قطر پنج متر باقی مانده كه به هنگام آبادانی مسجد در كنار آن قرار داشته آجر چینی بخشی از سطح مناره به صورت خفته راسته است كه تا حدودی به آن حالت تزیینی بخشیده است بر بدنه مناره دوسنگ نبشته به تاریخ های 878 و879 ه.ق نصب شده كه مربوط به اوزون حسن حكمران آق قویونلو است و ارتباطی با بنای مسجد مناره ندارد و حتمالاً از جای دیگری آورده و روی منار نصب شده است این بنا به شماره 248 به ثبت تاریخی رسیده است . مسجد میرزا علی اکبر مجتهد : مسجد مجهز و مجلل میرزا علی اکبر در مرکز اردبیل نزدیک بازار واقع شده و دارای دو در است . از جاذبه های این بنا ، دو منبر است که یکی مشبک چوبی و دیگری به صورت صندلی بازودار و چرخدار است . مسجد اعظم اردبیل : این مسجد تا اندازه ای نوساز ، با سبک نو و در ابعاد قابل توجه که از گنبد الله الله شیخ صفی تقلید شده ، ساخته شده است . مؤذنه مسجد در زمان قاجاریه و به سبک آن دوره ساخته شد ولی در سال های اخیر دوباره بازآفرینی شده است . مسجد جامع نمین : معتمدین و پیرمردان در مورد بنای مسجد جامع نقل می کنند بانی مسجد شاهزاده عصمت خانم طاهرمیرزا بن اسکندر میرزا بن عباس میرزا نایب السلطنه فتحعلی شاه قاجار است . در محل فعلی مسجد ، مسجدی کهنه وجود داشته به دستور شاهزاده خانم مسجد کهنه تخریب نموده و بر روی پی آن مسجد فعلی را ساخته اند . ازاره بنا سنگی و بدنه آجری با ملات ماسه آهک می باشد . سقف آن در اصل تیرپوش بوده در سالهای گذشته شیروانی بر روی آن احداث شده است . سقف تیرپوش بنا بر روی هشت ستون چوبی با پایه های سنگی قرار گرفته است . مسجد جامع دارای پنجره های مشبک چوبی و سرستونهای چوبی زیبایی است که جنس آن راش کوهی است . همچنین بنا دارای مناری با آجر چینی زیبا و چسبیده به آن می باشد . مسجد حسینیه میرزاده خانم اردبیل : این مسجد در نزدیکی میدان قیام در داخل کوچه میرزاده خانم در پنجاه متری خیابان جمهوری اسلامی واقع شده ، شامل یک باب مسجد بزرگ ، یک باب سالن فاطمیه و شبستان می باشد که بقعه شریف سیده خانم بنام میرزاده خانم با ابعاد حدود 3×3 متر با سقف آینه کاری و دیوار و کف مرمریت در قسمت غربی مسجد جای گرفته ، دارای ضریح فلزی با روکش استیلی می باشد . آرامگاه او مورد توجه و زیارت اکثر اهالی محل و در بعضی موارد مورد توجه مردم سایر محلات نیز می باشد . سقاخانه حضرت ابوالفضل (ع) مسجد سلیمان اردبیل : سقاخانه حضرت ابوالفضل (ع) درکنار خیابان شیخ صفی و در جنب مجموعه تاریخی شیخ صفی الدین در کنج جنوبی غربی مسجد قرار دارد که از سالیان قدیم مورد توجه مردم مسلمان منطقه می باشد . ساختمان مسجد در سال 74 تخریب شد که در مدت پنج سال با کیفیت بسیار بالایی با زیربنای 550 متر مربع با یک گنبد و دو مناره بسیار جالب ساخته شده است. این سقاخانه دارای مسجد ، زیر زمین برای برگزاری مراسم خانمها و شبستان می باشد که اکثر قسمتهای بیرونی و داخلی ساختمان از کاشی سنتی خشتی و معرق و سنگ کار شده است . مسجد جنت سرا : این بنا در ضلع شمالی صحن اصلی بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی واقع است و از ساخته های شاه طهماسب اول به شمار می آید. درخصوص عملكرد واقعی بنا اطلاع دقیقی در دسترس نیست و به نظر می رسد كه برای مراسم صوفیانه استفاده می شده است . نمای اصلی ایوان ، با كاشیكاری زیبا و كتیبه های قرآنی تزیین وجلوی آن به پنجره بزرگ مشبك گره چینی از جنس فلز مسدود شده است. بر روی دیوار شمالی داخل بنا ، طاق نمای بزرگ پنج ضلعی ایوان مانندی وجود دارد كه بالكن كوچكی در بالای آن ساخته اند واز طریق پلكان كوتاهی واقع در عقب طاقنما بدان می توان رسید. به نظر می رسد كه از الحاقات دوره بعدی باشد در دیوارهای شمال وغرب بنا نیز درهایی تعبیه شده كه به اتاقهای مجاور راه دارد جرز های عظیم این مسجد ، با ترفندهای مختلفی ، سبك و تو خالی ساخته شده است. مسجد کلخوران : این مسجد در كلخوران ، سه كیلومتری اردبیل واقع گردیده است. پوشش این مسجد بر روی ستونهای ساده ای قرار دارد. نمای بیرونی بنا با طاق نماهای آجری و پنجره های مشبك و تزیینات آجری نماسازی شده است. سر در ورودی مسجد دارای طاق نماهای كم عرض و مرتفع با نیم ستون های آجری بوده و بنای مسجد متعلق به دوره قاجار است. سایر مساجد : مسجد حاج فخر در اردبیل ، مسجد جامع و مسجد نو در روستای خمس خلخال و مسجد جنت سرا در مشگین شهر از دیگر مساجد تاریخی استان اردبیل هستند .
[ پنجم آبان 1389 ] [ 16:21 ] [ اطلس ایران وجهان ]
ابنيه مذهبى استان گلستان امام زاده نه تن امام زاده نه تن در شهر گرگان و در منطقه(محله اي)قديمي که به همين نام نامگذاري شده که نگين محلات قديمي گرگان مي باشد و از نظر ساختار قديمي اين شهر بين دو محله دوشنبه اي قديم و محله ميدان و مخله مير کريم و کوچه بادگير قرار دارد مه مدفن نه تن از نوادگان موسي بن جعفر(ع) مي باشد. بقعه متبرکه امامزاده آق امام در منطقه آزادشهر بقعه متبرکه آق امام قرار دارد که مدفن محمد بن زيد(ع) معروف به آق امام و محمد بن صادق ديباج مي باشد.محمد بن زيد علوي يکي از نوادگان امام حسن مجتبي(ع) بود که به تدريس شيعي اهتمامي تام داشت و در روز 5 شوال سال 287 در جنگي بين محمد بن زيد و محمدبن هارون سرخسي سردار و امير اسماعيل ساماني رخ داد به شهادت رسيد.اما وجه تسميه آق امام:آق کلمه ترکي است و به عنوان صفت به کار مي رود و معناي آن سفيد است. چون که مقبره محمدبن زيد در بلندي و در ارتفاي کوهستان ساخته شده و در داخل ان هم روشن تر از فضاي بقعه متبرکه يحيي بن زيد(ع) بود که از بقا متبرکه ديگر منطقه بوده و مردم منطقه در مقايسه آن با مخل فوق لقب آق را به آن دادند. امام زاده عبدا...(ع)زيارت اين امامزاده که در جننوب شهر گرگان و در منطقه ييلاقي و مصفاي روستاي زيارت قرار گرفته است مدفن يکي از احقاد و نوادگان موسي بن جعفر(ع) مي باشد. با عنايت به اينکه ساختمان بقعه در جوار رودخانه قرار دارد طي ساليان گذشته بر اثر سيلاب ساختمان بقعه تخريب شده که بعد از مدتي توسط اهالي محل ساختمان مختصري براي آن احداث و قطعاتي از صندوقچه چوبي بقعه باز مانده سيلاب جمع آوري و در محل بقعه نگهداري مي شود.در سال 81 به منظور پاسخگويي به نياز زائرين محترم و ايجاد فضاي مناسب رفاهي طرحي جامع تهيه که بخشي از آن در دست اجرا مي باشد. با عنايت به منطقه ييلاقي و وجود آب گرم طبيعي در جوار اين بقعه همه روزه زائرين بسياري خصوصا در ايام تابستان از اين محل بازديد و در جوار حرم اين امامزاده به راز و نياز مي پردازند.همچنين اين بقعه داراي موقوفاتي مي باشد. امام زاده طيب(ع)قرن آباد امامزاده طيب (ع)قرن آباد اين بقعه در 4 کيلومتري روستاي قرن آباد گرگان و در طبيعت مصفا و با موقعيت خاص و ارزشمندي قرار دارد. در کتاب فرهنگ آباديهاي ايران و لغت نامه دهخدا مذکور گرديده که قرن آباد يکي از آباديهاي شهر گرگان مي باشد اين روستا مدفن امامزاده طيب(ع) فرزند موسي بن جعفر(ع)مي باشد. اين بقعه داراي هسته مرکزي و الخاقي در شرق و غرب است.هسته مرکزي که مرقد مطهر در مرکز آن واقع شده در روي ستونهاي قطور آجري قرار گرفته که طرح جامع بقعه به همت هيئت امنا امامزاده و نظارت اداره کل اوقاف و امور خيريه استان گلستان در دست اجرا است.موقعيت مکاني بقعه به علت قرار داشتن در منطقه سر سبز جنگلي از مهمترين خصيصه هاي جذب گردشگر به شمار مي رود. بقعه متبركه امامزاده حبيب ا...(ع) بندر گز اين امامزاده در 8 کيلومتري غرب شهرستان بندرگز واقع شده است.در خصوص نسبت اين امامزاده آن چه مشهور است امامزاده حبيب ا...(ع)از احقاد و نوادگان موسي بن جعفر(ع) مي باشد که از تاريخ تولد و وفات ايشان اطلاع چنداني در دست نمي باشد.احداث مقبره آن حضرت پس از خواب نما شدن براي اهالي منطقه صورت پذيرفته که قدمت آن به 800 سال مي رسد ودر محوطه باغي به مساحت حدود 5 هکتار با پوششي ار انواع درحت جنگلي پذيراي زوار و مسافران مي باشد.بناي آن در سال 1370 توسط اداره اوقاف گرگان بازسازي که هم اکنون به صورت بناي آجري با گنبد دوار و با پوششي سبز رنگ در قبرستان عمومي شهر قرار دارد. اين بقعه در سال 1380 توسط شخص خيري ضريح فولادي براي آن امامزاده تهيه و در محل نصب گرديده که ساحت ضريح زيبا و گچبري هاي داخل صحن بر جذابيت اين بقعه متبرکه افزوده است. مدرسه کريم ايشان مدرسه کريم ايشان در روستاي کريم ايشان بخش مراوه تپه شهرستان مينودشت واقع شده است. ساختمان مسجد و مدرسه متعلق به دوره قاجار است و شامل يک حيات چهارگوش با 23 حجره است.ديوار داخلي يکي از دو اتاق بالاي سر درب را با گچبري به اشکال انواع ميوه و ظروف و اسلحه تزيين شده اند،در دو قسمت بيروني،نماي سر درها را با نقش شير و خورشيد از آجر و کاشي تزيين کرده اند.تاريخ ساختمان مدرسه بر اساس کتيبه روي آن در سال 1328 هجري است. زيِارتگاه خالدبن سنان(خالد نبيِ) در يِکيِ از مناطق شمال کشور زيِارتگاهيِ به نام خالد بن سنان(ع) در حدود 100 کيِلومتريِ شهرستان کلاله و 6 کيِلو متريِروستاي کچيِ سوبلا و در ارتفاعات قله قدرت کوه کوگچه داغ قرار دارد که محل دفن يِکيِ از 4 پيِامبريِ است که در فاصله رسالت حضرت عيِسيِ (ع) و حضرت محمد(ص) عهده دار امور تبليِغيِ از سويِ خداوند بوده است.در احوال خالدبن سنا(ع) گفته ميِ شود که يِکيِ از پيِغمبران عرب بعد از حضرت عيِسيِ(ع) خالدبن سنان (ع) بوده که 6103 سال بعد از به دنيِا آمدن حضرت آدم به تخت نبوت نشسته و نسبت ايشان به اسماعيِل ذبيِح ا..ميِ رسد.تاريِخ وفات خالدبن نبيِ(ع) در سال 528 پس از ميِلاد و 42 سال قبل از تولد پيِامبر اکرم(ص) ذکر شده است. مدرسه عماديه گرگان مدرسه عماديه در محله قديمي درب نو(دربنو)گرگان واقع شده است. زمان احداث مدرسه بر اساس شواهد موجود در زمان صفويان بوده و در دوره هاي بعد نيز مرمت و بازسازي شده است.بنايي با نقشه چهار ايواني و حياط مرکزي که پيرامون آن حجره هاي طلاب قرار گرفته.دو ايوان شمالي و جنوبي با پوشش طاق گهواره اي احداث شده اند.در مجاورت ايوان ها پلکان هايي براي صعود به طبقه دوم و بام ساختمان تعبيه شده است. مهمترين ايوان،ايوان غربي،يعني همان ورود مدرسه،داراي درب چوبي و بزرگ است، که بر بالاي طبقه دوم گلدسته چوبي احداث شده است که مکان اذان گفتن و جايگاه موذن است. مسجد جامع گرگان مسجد جامع گرگان فعلي(استر آباد قديم) در بازار سنتي و قديمي نعلبندان در زميني به مساخت 1600 متر مربع واقع شده است.بناي اصلي مسجد متعلق به دوره سلجوقي است که در حال حاضر فقط مناره آن(مناره آجري) باقي مانده است و داراي کتيبه اي به خط کوفي مي باشد.منبر قديمي و تاريخي آن(تاريخ سال 859 و تاريخ 1018 هجري قمري حک شده است) در ايوان غربي نگهداري مي شود.در قاب منبر نيز کتيبه اي به خط ثلث حکاکي شده است. امام زاده روشن آباد در کيلومتر 15 جاده گرگان-مازندران بناي زيبايي وجود دارد که مدفن دو تن از فرزندان امام موسي کاظم به نام هاي امامزاده فضل ا...(ع)مي باشد. ساختمان اين بنا در وسط باغ مسجد و قبرستان واقع شده متعلق به قرن نهم هجري است.در سال 865 هجري قمري دو لنگه درب نفيس در ا نصب شده که از نظر زيبايي و دقت و مهارتي که در آن به کار رفته بي نظير است.اين دربها قبل از انقلاب اسلامي به سرقت رفته و بعا پيدا شده و متاسفانه بعد از انقلاب نيز دزديده شده که تا کنون يافت نشده است. امام زاده شيخان در حدود 5 کيلومتري روستاي محمد آباد کتول امامزاده مشهور و معروف به امامزاده شيخان در ميان انبوه درختان جنگلي وجود دارد که به شعاع 100 متر از بقعه ياد شده يه حکايت سنگ قبرهاي موجود به عنوان قبرستاني مسلمين استفاده مي شده که بعضا قدمت آن بيش از 500 سال مي باشد.منطقه که اين امامزاده در آن واقي شده مشهور به دهنه مخمد آباد مي باشد. آستان مقدس يحيي بن زيد(ع) مختصري از زندگينامه حضرت يحيي ابن زيد ابن علي(ع)ابن الحسين(ع)ابن علي(ع)ابن ابيطالب(ع) که از طرف پدر و مادر با سه واسطه به امام علي(ع)مي رسد. پس از شهادت حضرت زيدبن علي(ع)فرزندش يحيي(ع) از کوفه عازم ايران شد از شهرهاي همدان،ري و نيشابور عبور کرد و در سرخس مدت شش ماه اقامت نمود و سپس به بلخ رفت. يوسف ابن عمر ثقفي حاکم کوفه به حاکم خراسان دستور داد که يحيي(ع)را دستگير کند.لذا نصربن سيار،يحيي(ع) را دستگير کرد.مدتي بعد به دستور خليفه(وليد بن يزيد اموي او را آزاد کرد تا خود را به شام نزد خليفه رساند در بيهق(سبزوار) هفتاد تن از شيعيان به او پيوستند و در ابر شهر نيشابور بين آنها و لشکر خراسان جنگ در گرفت که عمربن زراره فرمانده دشمن کشته و لشکر خراسان متواري شد.يحيي(ع) با افراد خود به جرجان(همين منطقه)آمد.اين امامزاده بزرگو سال 125 هجري قمري در سن 18 سالگي در جنگ به شهادت رسيد و سر آقا را جدا و به شام نزد خليفه فرستادن و بدن آقا نيز در مدخل شهر به دار آويختند که حدود 2 سال بالاي دار بود تا اينکه ابو مسلم خراساني به خونخواه يحيي بن زيد(ع) قيام کرد و زماني که جرجان رسيد بدن آقا را از دار پايين آورد و غسل و کفن نمود. اينک مرقد او جورجان(گرگان قديم-گنبد کاووس امروزي)نزديک گنبد قابوس بين استر آباد و بجنورد قرار گرفته و محل زيارت شيعيان مي باشد.بقعه باشکوه آن مرحوم علا الدوله در زمان ناصر الدين شاه بنا کرد. اين بقعه در بيرون شهرستان گنبد قرار دارد و داراي 23150 متر مربع فضاي مسقف و شبستان است و در اطراف آن 134 زائر سرا وجود دارد و هر کدام در طول سال تعداد 3000 نفر زائر را پذيرا مي باشد.
[ پنجم آبان 1389 ] [ 16:20 ] [ اطلس ایران وجهان ]
آشنایی با مسجدهای تاریخی استان كردستان مسجد رشید قلعه بیگی این مسجد كه در ضلع جنوبی بازار سنندج قرار دارد و اوایل حكومت قاجار ساخته شده ، از قدیمی ترین مساجد استان كردستان است. مسجد دارای شبستانی دو طبقه با ستون های چوبی است. ورودی آن نیم هشتی با قوس های متداخل نیم دایره ( هلال )، خواجه نشین و سكوهای اطراف و طاق نماهای متعدد از نوع قوس كلیل با بافت خفته- راسته آجری است. حیاط، چهار ضلعی و دارای آب نما است. ورودی بنا پله دار است و از دو طرف صحن مسجد به ایوان و شبستان كه دارای چهارستون چوبی است، راه می یابد. طاق نماهای آجری بیرونی و داخلی از ویژگی های تزیینات معماری این مسجد محسوب می شود. مسجد رشید قلعه بیگی دارای اتاقی هایی در طبقه اول و دوم است كه در اصطلاح محلی به آنها اتاق فقیه ( طلاب علوم دینی) می گویند. این مسجد به سبك مسجدهای منطقه كردستان ساخته شده و كلیه ویژگی های این مساجد یعنی شبستان ستون دار چوبی ( به ویژه چهار ستون)، ایوان سمت حیاط و ایوان دیگری رو به سمت جنوب را دارا است. مسجد و تكیه عبدالله بیگ این بنا در بافت قدیمی شهر سنندج، در محله سرتپوله و ضلع شرقی خیابان شهدا قرار دارد. مسجد عبدالله بیگ دارای دو بخش اصلی است: حیاط كه در ضلع جنوبی قرار گرفته و دارای یك آب نما است و بخش دیگر كه فضای اصلی مسجد است و با طاق، چشمه طاق و گنبد مسقف شده و دارای ایوانی قوس دار رو به سمت جنوب و حیاط است. اخیراً یك پنجره بزرگ فلزی در این قسمت تعبیه شده است. نوع قوس های این بنا یادآور معماری اصفهانی است و در تزیینات آن آجر كاری خفته و راسته در نماسازی و گره چینی به كار رفته است. نرده های فلزی به سبك اوایل عصر پهلوی نیز در ساختمان مشهود است. در طرفین ایوان، حجره هایی در دو طبقه ایجاد شده كه محل آموزش طلاب علوم دینی است. این مسجد را می توان در زمره مساجد یك ایوانی كردستان قلمداد نمود. تاریخ دقیق ساخت مسجد مشخص نیست و احتمالاً به اوایل دوره قاجاریه تعلق دارد. مسجد قوله این مسجد در محله قطارچیان سنندج، در ضلع جنوبی بلوار كردستان واقع است. بنای آن بر مبنای معماری بومی كردستان ، از ستون های چوبی قطور تشكیل شده است. آب نمای گود، سرداب و زیرزمین در این مسجد به خوبی تركیب شده است. این مسجد درمحل گودی قرار دارد و از این رو به مسجد " قوله" معروف شده است. احتمالاً قدمت آن مربوط به اوایل دوره زندیه است و در اوایل دوره پهلوی نیز تغییرات و مرمت هایی در آن صورت گرفته است. آب جاری مسجد از قنات های شهر تأمین می شود و اكنون نیز فعال است. مسجد ملا احمد قیامتی این مسجد در ضلع غربی بازار سنندج، كنار ورودی غربی بازار قرار گرفته است. بنای مسجد به سبك شبستانی و در یك طبقه ساخته شده و دارای یك ایوان ستون دار و شبستان با چهارستون چوبی است. مسجد در ضلع جنوبی دارای یك حیاط با آب نما است كه از آب قنات بهره می جوید. مصالح عمده به كار رفته در آن سنگ، آجر، خشت و چوب است و در طرفین ایوان و شبستان اصلی دو راهرو تعبیه شده است. یكی از ویژگی های مسجد، وجود كتیبه هایی به خط ثلث از خطاطان مشهور به نام " ملاحسن حزین كردستانی" است كه در دیوارشبستان و ایوان نصب شده است. این مسجد نیز به دوران قاجاریه تعلق دارد. مسجد میرزا فرج الله این مسجد در ضلع شمالی خیابان 17 شهریور ( سه راهی شیخان ) سنندج قرار دارد. بنا شامل شبستان ستون دار با چهار ستون چوبی است كه ایوان ستون دار چوبی در مقابل آن قرار دارد. در اطراف ایوان راهروهایی در دو طبقه ساخته شده است. معماری این مسجد با اصول و شیوه های معماری ایران و متأثر از بنای مسجد دارالاحسان اجرا شده است و تمامی مصالح به كار رفته در آن محلی است.از عمده تزیینات مسجد می توان به پنجره های مـُشبّك با گره چینی و دو ایوان ستون دار در اضلاع شرقی و جنوبی اشاره نمود. این مسجد به دوران قاجاریه تعلق دارد و بانی آن، " میرزا فرج الله وزیر" از افراد صاحب منصب این عصر در كردستان به شمار می رفت. مسجد و قرآن نـِگـِل "نـِگـِل" مركز دهستانی به همین نام از توابع بخش" كلاترزان" سنندج است كه در 65 كیلومتری غرب سنندج و در مسیر جاده سنندج – مریوان قرار دارد. در كتاب های تاریخی " حدیقه ناصریه" و " تحفه ناصریه" مطالبی به این شرح آمده است:" در یكی از دهات این بلوك كه نگل اسم دارد... مسیر قدیمی كه به مسجد عبدالله عمر یا عبدالله عمران مشهور است و قرآنی در این مسجد هست خیلی بزرگ به خط كوفی نوشته شده". در داخل مسجد روستای نگل، قرآن خطی از دوران گذشته وجود دارد كه بنا به اعتقادات و باورهای مردم ، یكی از چهار قرآن خطی است كه در زمان خلیفه سوم" عثمان بن عفان" به رشته تحریر در آمده و به چهار اقلیم دنیا فرستاده شده است. به همین دلیل، مردم اعتقاد زیادی به این كلام الهی دارند و در حل مشكلات و گرفتاری های زندگی خود از آن یاری می جویند و قسم دروغ به آن را گناهی بزرگ و نابخشودنی می دانند. چگونگی انتقال این قرآن به روستای نگل روشن نیست؛ اما با توجه به گفته ها و حكایات عامه، این قرآن در دوران صفویه از دل خاك بیرون آورده شد و از آن زمان در مسجد قدیمی روستا به منظور زیارت اهالی منطقه نگهداری می شود. مسجد در چند سال اخیر به طور كامل بازسازی شده است. قطع قرآن، رحلی بزرگ، جلد آن چرمی و رنگ آن قهوه ای تیره است. صفحات قرآن ضخیم و به علت تشابهی كه با پوست دارد، در بین مردم به پوست آهو شهرت یافته است. خط قرآن كوفی و دارای نقطه و اعراب و در قسمت سر سوره ها و شماره های آیات مُطلّا ( طلا كاری ) و مزین به نقوش گیاهی است. براساس شواهد موجود و شیوه نگارش و اعراب گذاری ، احتمالاً این قرآن در سده های چهارم یا پنجم هـ . ق نگاشته شده است. مسجد وزیر این مسجد در خیابان شهدا در ضلع غربی پارك شهدا قرار دارد. مسجد دارای شبستان و قابل مقایسه با مساجدی چون "میرزا فرج الله" و " رشید قلعه بیگی " است. شبستان اصلی مسجد دارای چهار ستون چوبی با تزیینات ، و سر ستون چوبی است سقف مسجد هم چوبی است. در ضلع غربی مسجد محوطه ای قرار دارد كه به روش طاق مسقف شده و محل دفن خانواده های " مشیر وزیری " و " معتمد هاشمی " است. روی سنگ های قبر ، نام صاحبان قبر و نیز اشعاری به خط نستعلیق بسیار زیبا و همچنین نقوش گل و گیاه حجاری شده است. حیاط مسجد در ضلع جنوبی قرار دارد و دارای آب نمایی است كه آب قنات درآن جاری است. این مسجد كه به دوران قاجاریه تعلق دارد از بناهای زیبای شهر سنندج است. مسجد وكیل یكی از مساجد قدیمی شهر سنندج مسجد وكیل است كه در محله قطارچیان و مجاور عمارت وكیل الملك، قراردارد. این مسجد توسط خانواده " وكیل" ساخته شده و دارای یك شبستان ستون دار و همچنین حیاط و اتاق هایی برای دفن اجساد این خانواده است. این مسجد در اواخر دوره قاجار، در سال 1328هـ. ق ساخته و سبك معماری مساجد كردستان در آن رعایت شده است. تزیینات معماری آن شامل آجر كاری خفته و راسته در نمای ساختمان است. منبع: کتاب میراث فرهنگی استان کردستان
[ پنجم آبان 1389 ] [ 16:18 ] [ اطلس ایران وجهان ]
مساجد تاریخی قزوین مسجد جامع عتیق این مسجد یكی از كهن ترین و كم نظیرترین مساجد ایران به شمار می رود كه شیوه های معماری و هنر ادوار مختلف را می توان در آن به تماشا نشست. مقصوره كهن یا طاق هارونی قدیمی ترین بخش از بنای جامع عتیق قزوین است كه به دهلیز ورودی شرقی آن متصّل بوده و توسط هارون الرشید در سال 192 هجری قمری بنا شده است. می گویند شالوده مسجد را بربنیان آتشكده ای نهاده اند . در چهار جهت حیاط آن كه افزون بر چهار هزار متر مربع است چهار ایوان رفیع قراردارد كه دردو سوی هر یك رواقی طولانی ساخته اند. گنبد آجری دوپوش و شبستان جنوبی مسجد به وسیله امیر خمارتاش عمادی در سالهای 500 تا 509 هجری بنا شده و دارای پنج كتیبه نفیس گچبری شده به خطوط ثلث، نسخ و كوفی است كه از شاهكارهای هنر ایرانی محسوب می شود و علیرغم حمله خانمانسوز مغول و وارد شدن آسیب های جدی به جامع عتیق قزوین همچنان استوار و پرشكوه باقی مانده است. در روزگار شاه طهماسب ایوان شمالی و مناره های كاشی كاری شده نفیس مسجد ساخته شده و ایوان جنوبی در زمان شاه عباس دوم به مدخل مقصوره خمارتاشی ملحق ، ایوان غربی نیز به دستور شاه سلیمان صفوی بناگشته است. از ویژگی های ممتاز این مسجد علاوه بر داشتن هشت شبستان بزرگ در چهار طرف حیاط، یك شبستان زیرزمینی در ضلع جنوب غربی مسجد است كه بنای آن توسط سعدالسلطنه در روزگار قاجار پایان یافته است. مسجد حیدریه این مسجد را هم باید از مساجد بسیار قدیمی دانست كه پس از زلزله سال 513 توسط امیر خمارتاش تجدید بنا شده است. رافعی و مستوفی آن را “ جامع اصحاب ابوحنیفه ” خوانده اند و قدمت بنای نخستین به قرن دوم هجری می رسد. گفته می شود پیش از اسلام نیز آتشگاه بوده است. در دیوار جنوبی مسجد محرابی واقع است كه از نظر طرح و نوع كار یكی از بهترین نمونه های محراب های دوره سلجوقی به شمار می رود. در داخل محراب آیاتی از قرآن كریم، با گچبری زیبایی در زمینه ای لاجوردی نوشته شده و در اطراف محراب و داخل باندها شش كتیبه به خطوط كوفی و نسخ وجود دارد. كتیبه های كوفی گلدار، كوفی گل و برگ دار و كوفی پیچیده این قسمت ها از نظرفرم و حالت ، جلوه گر یك دنیا زیبایی است. جبهه محراب نسبتا“ سالم ولی از نیم آن تا سطح زمین به واسطه رطوبت ریخته است. تركیب متناسب آجر تراش و گچ، محراب نفیس و باشكوه، دارا بودن هشت طاق نما و كتیبه های مسحور كننده نسخ و كوفی تزئینی از گچ ، ویژگی خاصی به مسجد بخشیده و آن را همواره به عنوان یكی از شاهكارهای هنر دوره سلجوقی مطرح ساخته است. این مسجد در محله بلاغی قرار دارد . مسجد النبی (سلطانی) یكی از بزرگترین و با شكوه ترین مساجد ایران است كه با 14000 متر مربع مساحت از نظر گستردگی صحن و شبستان ها، شیوه معماری و استواری بنا در قزوین و ایران منحصر به فرد به شمار می رود. براساس كتیبه ها و منابع معتبر، بنیان مسجد را باید به وسیله فتحعلی شاه قاجار بدانیم هر چند بعضی صفوی بودن اساس مسجد را مطرح كرده اند . سه در ورودی شمالی، غربی و شرقی با سردرهای رفیع و شكوهمند كه با كاشی های لاجوردی و خطوط ممتاز نستعلیق و ثلث آراسته اند به حیاط وسیعی باز می شوند كه به شكل مربع مستطیل و از شمال به جنوب گسترده است و حوض سنگی بزرگی در میانه آن، ایوان های بلند شمالی و جنوبی را با آسمان مینایی انعكاس می دهد. چهار ایوان كه با دو گوشواره در هر طرف به رواق های هشتگانه مسجد می پیوندند و تزیینات كاشی و كتیبه های نفیس را بر پیشانی خود دارند، جلوه ای خاص به مسجد بخشیده اند. هر یك از رواق های شمالی و جنوبی دارای چهار طاقنماو رواق های شرقی و غربی دارای نه طاقنما هستند كه هر شبستان 28 طاق كوچك دارد كه وسعت هر كدام 16 متر مربع است و به فاصله شش متر از همدیگر، روی 18 ستون استوار شده اند. ارتفاع هر یك از ستون ها 25/2 متر است. برفراز مقصوره جنوبی، گنبد بزرگ و زیبایی به قطر دهانه 15 متر قرار دارد. این گنبد به صورت دو پوسته پیوسته ساخته شده و ارتفاع تیزه داخلی آن تا كف بنا 83/20 و ارتفاع راس خارجی آن تا كف حدود 25/23 متر است. ضخامت بدنه گنبد در پاكار نیز حدود 70/1 متر، سطح خارجی آن با كاشی پوشیده شده و دارای طرح های هندسی و خطی است. پیش از این در طرفین گنبد، مناره رفیعی قرارداشته كه مادام دیولافوا به آنها اشاره كرده است. سردر شمالی مسجد بسیار مجلل و رفیع است و سرتاسرآن با كاشی های مینایی و اسلوب بدیعی تزیین گردیده و دارای كتیبه ای از كاشی لاجوردی به خط نستعلیق ممتاز به تاریخ 1202 هـ . ق است و به ایوانی می پیوندد كه سطح زمین آن به شكل كثیر الاضلاع مخمس به مساحت 82 متر بنا شده و بربالای آن ماذنه بزرگی ساخته اند. این مسجد نیز همانند مسجد جامع دارای شبستانی زیرزمینی است كه اینك به عنوان كتابخانه نبویه از آن استفاده می شود. مسجد سنجیده یكی از مساجد كهن شهر است كه در محله درب ری به جای آتشكده ای در همان محل بنا شده و تاریخ دقیق ساخت آن معلوم نیست. ولی با قراین موجود باید آن را از آثار دوره سلجوقی دانست . با این كه مدرسه پیوسته به مسجد كاملا“ از بین رفته و بخش زیادی از كتیبه های داخل آن فرو ریخته، هنوز از استحكام و شكوه خاصی نشان دارد. مزار موجود در كهن ترین بنای مسجد كه در سردابی قرار گرفته ناشناخته مانده و انتساب آن به حسن صباح پذیرفته نیست. مسجد پنجه علی از مساجد قدیمی قزوین است كه در دوره صفویه به عنوان عبادتگاه اهل حرم شناخته شده، به وسیله نقبی به داخل ارگ سلطنتی راه داشته است. سنگ صیقلی مرمری كه پنجه ای بزرگ بر آن نقش بسته و بر پیشانی محراب نصب شده بود علت انتساب مسجد به این نام را آشكار می ساخت. ستون های مرمرین، طاقهای استوار آجری و محراب كاشی كه به خط ثلثی نفیس آراسته است از ویژگی های این مسجد به شمار می رود. مسجد و مدرسه پیغمبریه در قسمت شمالی بقعه پیغمبریه ، مسجد و مدرسه كوچكی قرار دارد كه بر اساس كتیبه موجود توسط “ سارو تقی “وزیر شاه عباس دوم در سال 1054هجری بنا شده است . 11 حجره كه 6 باب آن دارای ایوانچه است در سه ضلع مدرسه واقع شده و با پلكانی از سمت غربی به خیابان راه می یابند. مدرس این مدرسه در جوار مسجد – در ضلع جنوبی - بنا شده است . فضای مدرس به شكل مستطیل و فضای مسجد به صورت مربعی در ابعاد حدود 7 متر است كه حكم گنبد خانه نیز دارد و با یكدیگر مجموعه یكپارچه ای را ایجاد كرده اند . كتیبه سنگی دیگری نیز حكایت از آن دارد كه شخص به نام “ ملاوردی بیك“ در سال 1150هجری به تعمیر این مجموعه همت گماشته است مدرسه مسجد ملاوردیخانی با آنكه موسس مدرسه ملا وردیخانی بیش از یكصد سال پس از بنای مسجد به ساخت آن پرداخته و بنیانگذار مسجد “ حاجی ساروخان “ است ، ولی سالهاست مسجد و مدرسه را به نام مولاوردیخانی می شناسند . سال بنای مسجد 1069 و به روزگار شاه عباس دوم است كه با پلی بر روی رودخانه بازار – خیابان مولوی كنونی – دریك زمان ساخته شده و در كنار كاروانسرایی قرار داشته است . مرحوم مولاوردیخان كه از نوادگان حاجی ساروخان و معاصر كریم خان زند بوده ، مدرسه سه طبقه ای را در جنوب مسجد به سال 1177 تاسیس كرده كه پس از مدتی دچار تخریب شده و درسال 1250 مولا وردیخان دوم –كه نوه خان اول است – موفق به بازسازی آن گشته است. مسجد دارای شبستان زیرین و آب انباری است كه كتیبه سردر آن اثر هنرمند بزرگ قزوینی ملك محمد و از حجاری استادانه برخوردار است. مسجد و مدرسه صالحیه مسجد – مدرسه صالحیه را باید بزرگترین مركز علمی ایران در قرن سیـزدهم هجری دانست كه توسط مرحوم ملا حاج صالح برغانی ، برادرشهید ثالث و صاحب كتاب ها وتالیفات فراوان در علوم اسلامی به سال 1262 قمری بنیانگذاری شده است . مدرسه صالحیه در سه طبقه و با گنجایش بیش از هفتصد دانشجو در روزگار خود شهرت بسیار داشته و بزرگان بسیاری همچون سیدجمال الدین اسد آبادی در آن به تحصیل پرداخته اند . مسجد كه در قسمت شمالی مدرسه قرار دارد ، دارای سه در شمالی ، جنوبی وغربی است كه در جنوبی آن به هشتی بزرگی باز می شود كه با مدرسه مشترك است . وسعت مسجد و ستون های انبوه و استوار آن از رونق فروان در ایام پیشین حكایت دارد . مسجد و مدرسه شیخ السلام این مدرسه كه در سده های پیش و به وسیله یكی از امیران تركمان قزوین تاسیس شده ، در دوره قاجار طی دو نوبت مورد مرمت و بازسازی قرار گرفته كه تجدید بنای آن در 1321قمری توسط مرحوم میرزا مسعود شیخ الاسلام به افزایش مسجد و دو حیاط خلوت پیوسته به هشتی ورودی مدرسه انجامیده است. حیاط مدرسه كه به جلو خان وسیع و هشتی ورودی در جانب غربی راه می یابد شكل هشت ضلعی نگینی دارد كه سی و سه حجره گردا گرد آن قرار گرفته اند . غیر از حجره های ضلع شمالی تمامی حجره ها دارای ایوانچه مزین به رسمی بندی و كاشی كاری هستند . مدرس نسبتا بزرگ مدرسه در جانب شرقی واقع شده و دو ستون استوار و بلند در جلو ی ایوان آن بر آورده اند .بنای مسجد و مدرسه از آجر است و تزییناتی از كاشی و آجر لعابدار دارد . شبستان مسجد مسعودیه كه در جنوب غربی مدرسه واقع است پوششی از طاق و تویزه دارد و با 14 ستون سنگی از زیر بنایی خاصی برخوردار می باشد . مسجد و مدرسه سردار زیباترین مدرسه قزوین در روزگار قاجار توسط دو برادر كه دارای منصب سرداری بوده و درجنگ های ایران و روس به شجاعت و لیاقت شهرت داشتند ساخته شد . حسین خان و حسن خان سردار در سال 1231قمری با احداث این مجموعه شاهكاری از معماری و هنر قاجاری را به وجود آورده اند . مدرسه در دو طبقه ، با ازاره سنگی و آجر تراش كه با تزیینات كاشی همراه است ساخته شده و دارای 32 حجره است . حجره ها در دو سوی دو گوشوار كه متصل به ایوان های كوچكی است بنا شده و در جلو هر حجره سكویی قرار دارد . نمای تمامی دیوارها در طبقه همكف با كاشی تزیین شده و تكرار نام محمد با خط هندسی جلوه ای خاص به آن بخشیده است . نمای طبقه دوم از طاقنماهایی با قوس صفوی تشكیل شده و لچكی های آن به كاشی های مینایی مزین گشته است . كتیبه ای به نستعلیق ممتاز از تركیب بند محتشم كاشانی چهار سوی زیر رخبام را زینت داده و كتیبه ای مرمرین در سردر كاشیكاری شده مدرسه به زیبایی آن افزوده است . مهتابی بزرگی در جنوب مدرسه گسترده است كه به مسجد سردار می پیوندد. مسجد دارای سه طاق بزرگ آجری است كه گنبد فیروزه ای كوچكی بر فراز آن قرار دارد . پنجره چوبی مشبك بسیار بزرگی كه حاصل هنر گره چینی است طاقنمای جنوبی مدرسه را پوشانده و درِ ورودی به مسجد از مدرسه در دل آن تعبیه شده است . مساجد دیگر درگوشه گوشه دارالمومنین قزوین مسجدهای قدیمی بسیاری وجود دارند كه هر یك نشانه ای گویا از هنر عشق و ایمان و میعاد گاه مردم دین باور قزوین هستند كه به نام برخی از آنها اشاره می شود: مسجد سوخته چنار( كه آرامگاه داودبن سلیمان غازی از یاران امام رضا (ع) را در خود جای داده است)، مسجد آقامیرعبدالصمد، مسجد آقا معصوم، مسجد شهید( كه محراب شبستان زیرین آن محل ضربت خوردن شهید ثالث است)، مسجد خواجه شهدا، مسجد سبز، مسجد محمدیه ، مسجدلله (لعل)، مسجد راه چمن، مسجد احمدیه، مسجد مقبره ـ كه همگی در شهر قزوین واقع شده اند ـ ، مسجد جامع سیردان در تارم و … منبع:میراث فرهنگی و گردشگری استان قزوین
[ پنجم آبان 1389 ] [ 16:18 ] [ اطلس ایران وجهان ]
مساجد مسجد مطلب خان خوي : مسجد مطلب‌ خان‌ خوي‌ در مركز شهر خوي‌ واقع‌ شده‌ است ‌. اين‌ مسجد در دوره ‌ايلخاني‌ ساخته‌ شده‌ و پس‌ از ويراني‌ در اوايل‌ دوره‌ قاجار تجديد بنا شده‌ است ‌. مسجد مناره : این مسجد بنایی است با مناره ای بلند که در دوره قاجار ساخته شده و در شهر ارومیه قرار دارد. مسجد جامع بوکان : معمار این مسجد مرحوم «علی اصفهانی» است که در بخش مرکزی و قدیمی شهرستان بوکان قرار دارد. مسجد حمامیان : این مسجد در بوکان قرار دارد و معمار آن مرحوم معمار باشی مراغه ای است . چورس : این مسجد در روستای چورس از توابع چی پاره خوی قرار دارد . مسجد داش آغلیان : در شهرستان خوی قرار دارد و سقف این مسجد بدون ستون چوب پوش است . مسجد شیخ : در شهرستان خوی قرار داشته و توسط حسین خان بیات ماکویی و حاج شیخ محمد نمازی خویی ساخته شد. مسجد مطلب خان : مسجد مطلب خان در مرکز شهر خوی واقع است . ساختمان اولیه مسجد منسوب به دوره ایلخانی است . مسجد ملاحسن : در خوی واقع است و توسط حاج آقا حسن فرند ملاحسن در دوره قاجاریه ساخته شده است. مسجد جامع مهاباد : به مسجد سرخ نیز معروف است . این مسجد به دستور حاکم مهاباد ساخته شد و در زمان شاه سلیمان صفوی تکمیل شد . مسجد اعظم اروميه : اين‌ مسجد در خيابان‌ عسگر آبادي ‌، جنب‌ بازار و ميدان‌ گندم‌ فروشان‌ واقع‌ شده‌ است‌ . نام‌ قبلي‌ اين‌ مسجد ، بازار باش‌ بود . مسجد جامع اروميه : اين‌ مسجد كه‌ در وسط‌ بازار قديمي‌ شهر اروميه‌ قرار دارد ، بارها مورد مرمت‌ قرار گرفته‌ و شامل‌ آثاري‌ از دوره‌هاي‌ مختلف‌ است ‌. شبستان‌ گنبددار قديمي‌ آن‌ به‌ احتمال‌ قريب‌ به‌ يقين‌ به‌ دوره‌ سلجوقيان‌(قرن‌ ششم‌ به‌ بعد) تعلق‌ دارد . محراب‌ داخل‌ شبستان‌ گنبددار كه‌ گچبري‌ نفيسي‌ دارد ، در تاريخ‌ 676 ه . ق‌ در زمان‌حكومت‌ ايلخانيان‌ ساخته‌ شده‌ است ‌. چهل‌ ستون‌ قديمي‌ متصل‌ به‌ شبستان‌ گنبددار كه‌ در خاكبرداري‌ از كف‌ آن ‌مقداري‌ اشيای شكسته‌ متعلق‌ به‌ دوره‌ ايلخانيان‌ بدست‌ آمده‌ است ‌. مسجد سردار اروميه : مسجد سردار يا ساعتلو در خيابان‌ امام‌ و در امتداد راسته‌ غلام‌ خان‌ واقع‌ شده‌ است‌. اين ‌مسجد در دوره‌ قاجار ساخته‌ شده‌ است ‌. وي‌ در سال‌ 1330 ه .ق‌ ساعت‌ بزرگي‌ را بالاي‌ ورودي‌ آن‌ نصب‌ كرد و لذا اين‌ مسجد بنام‌ مسجد ساعتلو نيز معروف‌ شد . مسجد سيد الشهدا خوي : مسجد سيد الشهدا خوي در ضلع‌ شمالي‌ خيابان‌ انقلاب‌ واقع‌ شده‌ و از آثار دوره‌ قاجار است‌ . کلیساها كليساي حضرت مريم اروميه : اين‌ كليسا در باغ‌ نسبتاً بزرگي‌ در محوطه‌ قديمي‌ چهار بخش‌ اروميه‌ قرار دارد و در قرن‌ هفتم‌ ميلادي‌ و در اواخر دوره‌ ساساني‌ ساخته‌ شده‌ است ‌. كليساي مهلذان خوي : اين‌ كليسا در فاصله‌ هشت كيلومتري‌ شمال‌ شهرستان‌ خوي‌ به‌ طرف‌ تبريز و در قريه‌ مهلذان ‌واقع‌ شده‌ است ‌. قدمت‌ اين‌ كليسا را به‌ دوره‌ مغول‌ يا صفوي‌ نسبت‌ مي‌دهند . كليساهاي مارخنه و سوروپ نشان خوي : اين‌ كليساها در روستاهاي‌ جمال‌ آباد بر سر راه‌ گردنه‌ و پادگان‌ قوشچي‌ واقع‌ شده‌اند . كليساي‌ مارخنه‌ به‌ آشوري‌هاي‌ روستاي‌ جمال‌ آباد تعلق‌ دارد و به‌ ابنيه‌ مذهبي‌ مسيحيان‌ دوره‌ ساساني‌ شبيه‌ است ‌. كليساي‌ سورپ‌ نشان‌ به‌ مسيحيان‌ ارمني‌ تعلق‌ دارد و با توجه‌ به‌ سبك‌ معماري‌ ديوارهاي‌ جانبي‌ ، محراب‌ و اتاق‌هاي‌ طرفين‌ به‌ قرن‌ هفتم‌ ه. ق‌ مربوط‌ است‌ . كليساي مارقورياقوس(جهودلر داغي) اروميه : اين‌ كليسا در حومه‌ شهر اروميه‌ بر دامنه‌ كوه‌ مارقورياقوس‌ واقع ‌شده‌ است ‌. بناي‌ اين‌ كليسا را به‌ دوره‌ ساساني‌ نسبت‌ مي‌دهند . كليساي مارسركيس اروميه : اين‌ كليسا در دامنه‌ كوه‌ سير در 12 كيلومتري‌ غرب‌ شهرستان‌ اروميه‌ واقع‌ شده ‌است ‌. كليساي‌ مارسركيس‌ در زمان‌ ساسانيان ‌، به‌ دستور شيرين‌ زن‌ مسيحي‌ خسرو پرويز پادشاه‌ ساسانيان ‌، بنا شده‌ است ‌. كليساي ننه مريم اروميه : اين‌ كليسا كه‌ بنام‌ كليساي‌ شرق‌ آشوري‌ نيز خوانده‌ مي‌شود ، بين‌ خيابان‌هاي‌ قدس ‌دانش ‌، كاشاني‌ و امام‌ اروميه‌ واقع‌ شده‌ و صحن‌ نسبتاً بزرگي‌ دارد . بخش‌ قديمي‌ و اكثر ساختمان‌هاي‌ كليسا در ضلع‌ شمالي‌ صحن‌ واقع‌ شده‌اند . اين‌ كليسا كه‌ بارها تعمير شده‌ است ، از آثار قرون‌ اوليه‌ ميلادي‌ است . قره كليسا(طاطاووس) ماكو : اين‌ كليسا در روستاي‌ قره‌ كليسا از توابع‌ سيه‌ چشمه شهرستان‌ ماكو ، واقع‌شده‌ و مزار تادي‌ مقدس‌ است ‌. كليساي سوروپ سركيس خوي : اين‌ كليسا در محل‌ قديمي‌ امامزاده‌ شهرستان‌ خوي‌ قرار دارد . قدمت‌ اين‌ كليسا به‌ قرن‌ چهارم‌ ميلادي‌ مي‌رسد . شكل‌ خارجي‌ كليسا مكعب‌ مستطيل‌ است ‌. اين‌ بنا در فهرست‌ آثار فرهنگي‌ به‌ ثبت‌ رسيده‌ است ‌. كليساي زورزور(بارون) سيه چشمه : اين‌ كليسا در مجاورت‌ روستاي‌ بارون‌ در داخل‌ دره‌ رودخانه‌ زنگار قرار داشت‌ كه‌ به‌ منظور پيشگيري‌ از خرابي‌ با دقت‌ بسياري‌ به‌ بالاي‌ كوه‌ منتقل‌ شد . اين‌ كليسا به‌ قرن‌ دهم‌ ميلادي‌ تعلق‌ دارد . کلیسای مارتوما (بالولان) : این کلیسا در 60 کیلومتری غرب شهرستان ارومیه قرار دارد . حضرت مارتوما یکی از دوازده حواری حضرت مسیح است . کلیسای قره باغ : در 70 کیلومتری شمال شهرستان ارومیه در ده قره باغ قرار دارد . کلیسای پطورس سوپولوس : کلیسای پطورس سوپولوس در 10 کیلومتری جاده آسفالته ارومیه – بندر گلمانخانه قرار دارد . کلیسای ماریوخنه (گولان) : بر فراز کوهی در دو کیلومتری روستای "گولای" قرار دارد . کلیسای حضرت مریم (ماوانا) : کلیسای حضرت مریم (ماوانا) در 32 کیلومتری غرب شهر ارومیه در روستای ماوانا قرار دارد . کلیسای وانگ خسروآباد : گویا این کلیسا به دستور خسرو پرویز
[ پنجم آبان 1389 ] [ 16:18 ] [ اطلس ایران وجهان ]
آيين ها وجشن ها

جشن ها وآیین ها : مردم قم معمولاً تمام ميلادهاي ائمه (ع) را جشن مي‌گيرند و اين جشن ها را مولودي مي خوانند . در ايام ميلاد يكي از ائمه در قم ؛ در هر كوي و برزني مي توان مراسم جشن هاي مذهبي را ديد و اوج اين جشن هاي مذهبي همواره در حرم مقدسه حضرت معصومه (س) برگزار مي شود .

مراسم یادمان ورود حضرت معصومه (س) به قم : روز بیست و سوم ربیع الاول سال 201 ه.ق روز ورود حضرت معصومه (س) از مسیر ساوه به قم است . در این روز مردم قم به اتفاق موسی بن خزرج ، که از بزرگان قم و از ارادتمندان به اهل بیت (ع) بود ، تا بیرون شهر به استقبال آن حضرت می روند و موسی بن خزرج که افسار شتر حضرت را به دست داشت ، آن بانوی بزرگوار را به منزل شخصی خود هدایت می کنند . همه ساله ، خادمان حرم آن حضرت در این روز طی یک حرکت نمادین ، به استقبال آن حضرت می روند و این روز را گرامی می دارند .

لاله گردانی : مراسم لاله گردانی یا شمعد ان گردانی حرم حضرت معصومه (س) از جمله مراسم های زیبا و دیدنی است . این مراسم مخصوص خادمان حرم است که هنگام تغییر کشیک انجام می شود .

سر درختی : این مراسم در اوایل بهار در روستای وشنوه قم برای در امان ماندن باغ ها از گزند سرما اجرا می شود . به این منظور با هزینه اهالی گاوی خریداری می شود . سپس دستمال سبز رنگی به دور گردن گاو بسته می شود و آن را در روستا می گردانند . در مرحله بعد گاو را در امامزاده قربانی می کنند و از گوشت آن حلیم می پزند و در بین اهالی تقسیم می کنند .

نژاد استان

نژاد : اهالي قم از نژاد آريايي هستند و از برخي اقوام ايراني چون عرب ها ، ترك ها و بختياري ها در اين منطقه زندگي مي كنند . خانواده قمي متشكل از پدر ، مادر ، فرزندان و گاهي پدربزرگ و مادر بزرگ خانواده است . امروزه در مناطق شهري ؛ خانواده ها به صورت جمعي زندگي نمي كنند و فقط در مناطق روستايي و عشايري بافت خانواده ها هم چون گذشته بزرگ و دسته جمعي است . مراسم هاي سوگواري نيز به دو شيوه شخصي و مذهبي انجام مي گيرد و همان آداب كلي مرسوم در ايران در اين جا نيز حاكم است .

عشایر : در شمال و جنوب منطقه قم ؛ مي توان ايل ها و عشاير متعددي چون : كلكو ، شاهسون ، ميش مست ، زند ، بختياري و قاسملو را مشاهده كرد . اين ايل ها و عشاير از مسيرهاي خاصي عبور كرده و به ييلاق و قشلاق مي روند . آداب و رسوم خاصي بر كارهاي آن ها سايه انداخته و هر حركتشان تفسيري شنيدني دارد . صحنه حركت ايل از سويي و شيوه زندگي و گرفتن جشن ها از سوي ديگر ؛ سبب شده كه زندگي ايل ها و عشاير منطقه قم ؛ يكي از مهم ترين جاذبه هاي زندگي اجتماعي باشد كه ديدن آن ها براي هر بيننده اي جذاب و فراموش نشدني است . تاريخچه ورود عشاير قم به منطقه ، آداب و رسوم حاكم بر آنها، مسيرهاي حركت ، جشن هاي عروسي ، چگونگي پوشش و اطلاعات ديگر در قسمت عشاير به طور كامل آورده شده است . عشاير قم در جاده‌ كاشان، حسين‌آباد ، ميش مست (ميش مس) درقم ، جنت‌آباد ، قم رود و لب درياچه‌ حوض سلطان و در وسعت زيست بومي در حدود 670000 هكتار پراكنده شده‌اند . اين زيست بوم، بخش‌هايي از شهرستان قم را به عنوان منطقه‌ي قشلاقي در برمي‌گيرد كه بيشتر عشاير آن در سيلو زندگي مي‌كنند . محل اسكان آن ها در روستاهاي عشايري بوده و تعداد كمي چادرنشين هستند


لباس محلي استان
لباس های محلی : لباس هاي محلي قم ؛ بيشتر در گذشته مورد استفاده قرار مي گرفت . زنان در روستاها لباس‌هاي بلند بر تن مي‌كردند كه تا زانوي آن ها مي‌رسيد و معمولاً اين لباس ها سفيد گلدار بود و در زير آن شلوار به پا مي‌كردند . لباس هاي آن ها دو جيب داشت كه در اطرافش دوخته شده بود . زن ها هميشه حتي در خانه روسري (چارقد) سفيد بر سر داشتند . چارقد را به صورت مثلثي تا مي‌كردند و بر سر مي‌زدند و براي محكم كردن آن يا گره مي‌زدند يا با سنجاق آن را وصل مي‌كردند . بعضي از آن ها در دو طرف سنجاق پارچه كوچك سبزي كه با يكي از زيارت‌هاي ائمه يا امامزادگان متبرك شده بود را قرار مي‌دادند . آن ها اگر پولي همراه خود داشتند در گوشه‌ چارقد خود گره مي‌زدند
[ پنجم آبان 1389 ] [ 13:57 ] [ اطلس ایران وجهان ]

نژاد

با توجه به مطالعات باستان شناسی و تاریخی سابقه سکونت در این نقطه از ایران زمین به هزاره دوم و سوم ق. م باز می گردد. بعدها تمدن هایی در این سرزمین شکل گرفت که هنوز آثاری از آن ها در تپه های باستانی و نقاط مختلفی از این سرزمین وجود دارد. که خود حکایت از رد پای اقوام مختلف است.
بعدها با ورود اقوام آریایی و اختلاط آنها این نژادها در هم آمیختند. پس از اسلام نیز اقوام دیگری از جمله ترکان و مغولان در این نجد سکنی گزیدند و با مردمان این نواحی در آمیختند.

زبان

بیشتر مردم استان مرکزی به زبان فارسی سخن می گویند. زبان ترکی نیز در اکثر روستاهای اطراف اراک، سربند و ساوه رایج است. در دلیجان مردم به زبان راجی حرف می زنند که ریشه در زبانها و واژه های دوره مادی دارد.
در خصوص زبان راجی باید گفت که این زبان بس شگفت که نشانه های آن در بخشی از مرکز ایران چون دلیجان و محلات و نراق و... برجای مانده است. داستان از یک زبان نیرومند ایرانی می گوید که به دلیل ویژگی های برتر خود نشان می دهد که روزگاری دراز در یک قلمرو گسترده، مرکزیت داشته است و روز به روز با یورش زبانی پر می شود و در هم آهنگ و بی ریشه، از سوی صدا و سیمای مرکزی پهنه آن کمتر و کمتر می شود البته باید گفت ( گویندگان ایرانی که در شهرها و روستاهای گوناگون، با زبان های شیرین و ریشه دار خویش زیر ستم زبان رسانه های گروهی هستند. بدان روی که این گفتارها از پایتخت ایران پخش می شود نام آن را فارسی نهاده اند و گمانشان بر این است که این سیستم از سوی زبان فارسی بر زبانشان می رود، باز آنکه این زبان یک زبان آمیخته از ده ها، شاید صدها گویش گوناگون پدیدار شده است که ریشه و مایه ایی ندارد و پایگاه آن را هم ندارد که با نام فارسی دری از آن یاد کنیم بلکه بهتر است آن را ً گویش تهرانی نو ً بنامیم زیرا که زبان تهران کهن نیز تا بدین پایه درهم ریخته نبوده است و برای خود زیبایی و پایه و مایه و دستور داشته است. چنانکه در برخی از جاها تنها اندک پیرمردان و پیر زنان واژه های آن را به یاد می آورند، و در برخی جاها تنها نام آن بر جای مانده است اما خوشبختانه دلیجان که به گویش راجی خود دلیگون خوانده می شود کانونی بنیرو است که هنوز آن را بر زبان فرزندان می گذارند و اگر از سوی ادارات فرهنگ و آموزش و پرورش کوششی اندک در این زمینه شود می توان امید بدان بست که در آینده باز هم به گونه یک زبان روان در آن شهرستان بکار رود و ما نیز از برتری ها و ویژگی های آن چنانکه بایسته و شایسته باشد برخوردار گردیم.
زبان ترکی : زبانی اصلی اکثریت نقاط روستایی شهر ساوه می باشد ولی فارسی تنها در شهر ساوه شهر مأمونیه و در روستاهای آوه و الوسجرد، زبان اصلی مردم می باشد و در سایر نقاط به عنوان زبان دوم با آن محاوره می شود. اما زبان کردی در روستای قره چای و شهر ساوه رایج می باشد. زبان ارمنی فقط در روستاهای چناقچی بالا و لار ساوه رایج است. گویش الویری از مشتقات زبان پهلوی میانه بوده و به گویش تاتی معروف است.
شهرستان محلات به زبان فارسی سخن می گویند. گویش اهالی روستای بزیجان محلات ترکی با لهجه محلی است تمامی اهالی به زبان ترکی صحبت می کنند و همچنین همگی اهالی کاملاً به زبان فارسی مسلط می باشند. اهالی دو روستای سعادت آباد و امیر آباد محلات به ترکی صحبت می کنند و این مردمان نیز فارسی را خوب می فهمند و گویش اهالی روستاهای خورهه محلات فارسی با لهجه محلی است. افغانی های ساکن خورهه به فارسی ً دری ً صحبت می کنند. اهالی روستای عیسی آباد محلات فارسی با لهجه محلی است. گویش اهالی کوه سفید محلات فارسی با لهجه محلی است که در گذشته به لری صحبت می کردند اما امروزه حتی افراد مسن نیز لری را به خاطر نمی آورند. نیم وری ها گویش رایج خودشان را فارسی می نامند و گویش اهالی همه نقاط اطراف را متوجه می شوند بجز دلیجان که راجی است. گویش اهالی گل چشمه محلات گویش خود را لفظ فارسی می نامند و گویش نقاط همجوار را به خوبی می فهمند بجز گویش اهالی دلیجان. تفاوت گویش گل چشمه با دیگر نقاط این است که دو حرف ً ح ً و ً ع ً را مانند عرب زبانان ادا می کنند. اما اهالی نینه محلات به دو دسته بختیاری و زندی تقسیم می شود که بختیاری ها به لری و زندی ها به لکی صحبت می کنند. گویش مشترک بین دو طایفه لری است لازم به ذکر است که لری و لکی رایج در روستا به شدت با فارسی آمیخته شده و اغلب کلمات محاوره ای فارسی است. اهالی نینه محلات همگی به فارسی مسلط هستند. گویش روستای یکه چاه محلات فارسی با لهجه محلی است که به گفته اهالی روستاهای دیگر خراسانی صحبت می کنند و لهجه شان متفاوت با دیگر روستاها است اما در برقراری ارتباط با اهالی نقاط دیگر مشکلی ندارند.
شهرستان خمین از مراکزی است که به علت وجود دشت های حاصلخیز مهاجر پذیر بوده است و اقوام مختلف در این منطقه به چشم می خورد. گروه های مهاجر به همراه فرهنگ و زبان مخصوص به خویش وارد شدند و بر اثر مرور زمان و در طی سالها در تبادلات فراوانی که با همسایگان داشتند. علاوه بر تأثیر گذاری، تأثیر پذیری نیز داشتند. کما اینکه امروزه در گروه های ترک زبان منطقه به خوبی مشاهده می شود که زبان ترکی کم کم به دست فراموشی سپرده می شود و بجزء چند روستا جوانان رغبتی به یادگیری و استفاده از آن، ندارند. در شهر خمین زبان های ترکی و لری نیز رواج دارد. در روستاهای مکان و خوگان فارسی نیز تکلم می شود. در میان مناطق بررسی شده در شهرستان خمین زبان ترکی در غرب _ شرق و شمال و زبان فارسی در مرکز و جنوب رواج دارد. روستاهای اطراف شهر خمین فارس زبان هستند. همسایگان روستای مکان ترک زبانند، همسایگان روستای خوگان نیز همچنین ترک زبان هستند. در نزدیکی روستای ریحان علیا، روستای فرنق، آشمسیان اهالی برجک لر زبان هستند و بقیه به فارسی سخن می گویند.
روستاهای اطراف قیدو هما فارس زبان هستند. در شهر خمین و روستای قیدو جوان ها از زبان زرگری برای شوخی و مزاح استفاده می کنند. در بقیه نقاط بررسی شده زبان ساختگی وجود ندارد.
در طبقه بندی لهجه های ایرانی، آشتیانی از زمره لهجه های مرکزی ایران به شمار می آید و با لهجه های وفسی و امره ای ( رجوع شود به دائره المعارف بزرگ اسلامی، جلد اول _ آب _ آل داوود صفحه 408 ) قرابت دارد. در سال 1335 خورشیدی این لهجه در 7 محله از بخش غربی شهر آشتیان متداول بوده و تنها روستائیانی که بیش از 40 سال داشتند و در آن زمان تعداد آنان بیش از 1500 تن نبود. بدان سخن می گفتند. فارسی به تدریج جای لهجه قدیم را گرفته است. تنها آثار مکتوب قدیمی به این لهجه، اشعار میرزا محمد علی بیدل آشتیانی ( سده 11 ق / 17 م ) است که در اصفهان پایتخت صفویان مستوفی بود. از مختصات این لهجه به کار رفتن (ژ) در وسط و آخر کلمات، غالباً به جای (ج) فارسی است مانند واجب = واژو، کاج = کاژ. اهالی شهر آشتیان فارسی زبان می باشند اما لهجه آشتیانی که تا چند دهه پیش متداول بوده امروزه به ندرت توسط کهنسالان بکار می رود.
در دلیجان همانطور که پیشتر اشاره شد اهالی به زبان فارسی سخن می گویند اما در بعضی نقاط گویش راجی، رایجی یا دلیجانی حرف می زنند. گویش دلیجانی ( راجی، رایجی ) بازمانده زبان باستانی ایران است. راجی، منسوب و معرب ری است که به عبارتی به ری نسبت داده شده است. این واژه از دو جزء راج و ی شکل گرفته است و در کتب تاریخی گاه به صورت گویش (( رازی )) از آن نام برده شده است. راج، معر (( راگ )) است که در زبان پهلوی نام شهر ری بوده است. تا حدود هشتاد سال پیش در شهر دلیجان و نراق ( به خصوص محلات قدیمی آن مثل دنیاداران و پایین ) مردم با گویش راجی صحبت می کردند. اما امروزه به سبب ورود تلویزیون، این لهجه زیر نفوذ زبان فارسی قرار گرفته و تنها سالخوردگان واژه ها و جمله هایی از آن را به یاد دارند و در برخی روستاها سالخوردگان فقط با این بهجه سخن می گویند و فارسی بلد نیستند. امروزه جوانان گرایش به سخن گفتن با این گویش را ندارند و به یقین می توان گفت که رو به فراموشی است. تعدادی از مهاجرین نیز به لهجه های خود سخن می گویند که عبارتند از : زندی های : به زبان لکی سخن می گویند _ لرها : به زبان لری سخن می گویند و بختیاری ها نیز به زبان لری حرف می زنند.
منطقه سربند آخرین نقطه ترکیب و اختلاط زبانی است که از یک سو ترکی و از دیگری فارسی، لری _ ارمنی و کردی در تضاد و تجانس با یکدیگرند اگر چه چند اقلیت ارامنه بقیه سعی دارند خود را فارسی زبان جلوه دهند لیکن گویش محلی بویژه با لهجه های کاملاً آشکار نشان از وجود چند زبانی را در منطقه می نماید.
مثلاً در مالمیر و قائیدان که مردمی با چهره های گویش لری و محلی دارند زبان خود را فارسی می دانند و گاه ابراز می دارند که ما نه ترکیم و نه لر هستیم و زبان بخصوصی داریم مثلاً به من می گوئیم (( م Me )) در حالیکه لرها می گویند (( مو Mo )) در نظر اینگونه افراد جنسیت فارسی برتری دارد که نشان از یک اندیشه پوچ و ساده گرایانه است و این در حالی است که در منطقه منطقه لر نشین یک لر با افتخار خود را لر می نامد.
گرچه ریشه زبان فارسی و کردی و ارمنی و گویش لری همبستگی تام دارند لیکن تغییرات صوری و اشکال مذهبی آنها را از هم جدا نمود. زبان کردی فقط بصورت ایلی (( کلهر )) وجود دارد. روستاهای فارسی نشین به نسبت بیشتر از روستاهای ترک نشین است و در زبان ایشان ته لهجه ای دیده می شود.
زبان ترکی برخی از اهالی این منطقه منشعب از آسیای مرکزی است. گویش لری منشعب از کردی که همانطور که اشاره شد برخی از افراد این مناطق بدان سخن می گویند.
«زبان»
زبان و گویش : دربارة گویش عراقی (اراکی) باید گفت که قبل از پیدایش شهر فعلی اراک در نقاط مختلف این بخش از ایران لهجه های مختلفی وجود داشت، از جمله گویش «تاتی » دو منطقه وفس، لهجه مردم شرا (چرّا) و کزاز و سربند که هر کدام دو صورت و آوا تفاوتهایی با هم داشته و دارند، اما پس از بقای شهر اراک و اسکان گروهی مختلف در این شهر و مهاجران مردمی با لهجه‌های مختلف به این ناحیه یک تکنیک خاصی از لهجه های مختلف به وجود آمد که تا پیش از پیدایش رادیو و سینما و تلویزیون متداول بوده اما با پیدایش رسانه های گروهی و تسلط زبان (لفظ قلم) با لهجه تهرانی و زبان رسمی دولتی گویش محلی کم کم فراموش گردید و اینک مردم اراک تا حدی بدون لهجه بوده و کتابی یا تهرانی سخن می گویند. ولی در روستاهای اطراف و خود شهر محاوره پیرمردان و پیر زنان همان لهجه قدیمی می باشد که بیشتر لغات و الفاظ ریشه در زبان اوستایی و پهلوی داشته که امروزه در حال نابودی و از بین رفتن است و ضرورت دارد برای حفظ و نگهداری واژه های اصیل و سره قدیمی به روستاها و در بین عشایر رفته و به جستجوی آن پرداخت، تا براین گنجیة ادب دست یافت.

گویش تاتی

گویش تاتی مسلماً یکی از لهجه های قدیمی زبان فارسی است و اگر اقوال شرق شناسان و زبان شناسان را ملاک بدانیم آثاری از زبان قدیم اقوام ماد در آن باقی مانده است.
زبانی که تنها بدان سخن می گویند در زمانها گذشته گسترش بیشتری داشته و به استناد شواهد عینی و پژوهشهایی که انجام گرفته است که زمانی همة اهالی آذربایجان، قزوین و طارم را فرا می‌گرفت. بعدها با اشاعه زبان ترکی، تاتی کم کم از بین رفته و تنها ساکنان چند آبادی در سراسر دیار پیشین، این زبان را نگهداری و تا به امروز رسانده اند. از شمار تاتها کنونی آمار درستی در دست نیست.
از پیشینة تاریخی و سیر تکوینی هنوز آگاهی چندانی در دسترس نیست، ولی می توان گفت به قول احمد کسروی، تاتی کنونی ادامه و بازمانده آذری است.
او را نسکی نوشته است که کلمة تاتی، ظاهراً اگر آغاز بر نژاد و قبیله ای اطلاق نمی شده است. قبایل صحرانشین که اکثراً ترک بوده اند مردم زراعت پیشه و تخته قاپو ایرانی زبان را که در زیر انقیاد خویش درآورده بودند، تات می خواندند. برخی دیگر از دانشمندان زبان شناس کلمة تات را با تاجیک مربوط می دانند.
ملک الشعرا بهار نوشته است تات به معنای تازیک و تاجیک یعنی فارسی زبانان …. . ایرانیان از قدیم به مردم اجنبی تاجیک یا تاژیک می گفته اند، چنانچه یونانیان بربر و اعراب، عجم یا عجمی گویند. این الفاظ در زبان دری تازی تلفظ شرده و رفته رفته خاص اعراب گردید. ولی در توران و ماوراءالنهر لهجه های قدیم باقی مانده و به اجانب تاجیک می گفتند. تات تلفظ ترکی به معنی عناصر خارجس ساکن سرزمین سرزمین ترکان این لفظ در کتیبه های اورخان – قرن هشتم م – آمده است و تاریخی طولانی و پیچیده ای دارد و تغییرات در معنی آن راه یافته و مثلاً به ملل تحت استیلای ترکان و بالاخص – در دوره استیلای ترکان بر ایران – به ایرانیان اطلاق شده است.
بالاخره لفظ تات به گروه هایی از مردم ایرانی نژاد ساکن ایران و قفاز اطلاق شده است که به لهجه های تاتی تکلم می کنند.
نکته دیگری که باید بر آن توجه داشت این است که در زبان ترک تات به معنی لذت و مزه نیز آمده است.
اما در روش تحقیق پیرامون زبانی که در حال نابودی و فاقد خط و کتاب است آگاهی به یک هستة مرکزی یا همان نمونه ای با توجه به مجموعه شرایط، اصیل تر لازم به نظر می رسد. لیکن تعیین چنان هسته یا نمونه اصیل تر دشوارتر است مگر این که به ریشه و چشم اندازی از ویژگیهای زبان مورد نظر در زبانها گذشته پی برده شد.
شواهد و دلایل موجود همان اندازه که وجه اشتراک و ارتباط بین تاتی با اوستایی و پهلویی را تکان می دهد، گویایی پیوستگی های نزدیکی با زبان مادی نیز هست. ام دیاکونوف در تاریخ ماد صفحه 350 براین موضوع تأکید نموده است. تشابه و تفاوت زبان پهلویی با زبانها دیرین مانند تاتی و اوستایی ظاهراً به همان گونه ای است که تشابه و تفاوت تاتی با آن زبانها است. در فرهنگ واژه های تاتی به نمونه های بسیاری برمی خوریم که نشان می دهد زبان یاد شده گاه از زبان پارسی و پهلوی میانه هم به زبانها کهن تر نزدیکتر است، اگرچه مشخصاً نوشته ای به زبان فارسی در دست نیست ولی با آگاهی از این که برخی از دانشمندان مثلاً دیاکونوف و اورانسکی مادی و اوستایی را که زبان جدا از هم دانسته اند باز چنین به نظر می رسد که زبان مزبور تفاوت چندانی با هم نداشته اند و اکنون تفاوتهایی در همان و در بین تاتی و تالشی وجود دارد. علمی ترین بررسی ها را دربارة لهجه های تاتی که بازمانده زبان پیشین آذربایجان است. احسان یار شاطر در کتاب دستور زبان لهجه های تاتی جنوبی، لاهه – پاریس 1969 است.

دین

قبل از حمله اعراب به ایران مردم این منطقه پیرو دین زرتشتی بودند. وجود آتشکوه های بزرگ مثل آتشکوه وره در آشتیان و آتشکده خورهه در محلات و اتشکده برزو در راهجرد در 65 کیلومتری شمال شرقی اراک و اتشکده های دیگر، دلیل بر این مدعا است. اکثر به قریب اتفاق مردم این استان 6/99 درصد مسلمانند. ( شیعه اثنی عشری ) ارمنیان و زرتشتیان مهمترین اقلیت مذهبی استان هستند که پیش از اسلام در این نواحی بصورت پراکنده می زیستند. در حال حاضر عده ایی بسیار کم از برادران و خواهران کلیمی مذهب نیز در استان ساکن هستند.

آداب و رسوم

امروزه مطالعه جلوه ها و ساختار زندگی اجتماعی، شناسایی و آشنایی با شیوه زندگی و معیشت مردم مناطق مختلف جهان، درک آداب و رسوم ونوع عقاید و ارزشهای حاکم بر قومیت ها، طبقات و اقشار متعدد گروههای انسانی با توجه به موقعیت جغرافیایی و استقرار و پراکندگی آنها به عنوان یکی از مهمترین منابع جذب جهانگردان بین المللی بشمار می رود. این رشته در صنعت گردشگری توانسته است گرایش های مختلف توریسم فرهنگی، اجتماعی و مردم شناسی را به طور قابل توجهی در سطح جهان گسترش دهد. ازاین نظر کشور ج. ا. ایران با توجه به تنوع قومی، برخورداری از تنوع آب و هوایی، موقعیت چهار راهی و پل ارتباطی بین شرق و غرب همواره در طول تاریخ بعنوان مرکز تبادل فرهنگ ها و کشور قومیتها، لهجه ها، شیوه های معیشت، مساکن، آداب و رسوم گوناگون و تنوع پوشش و رنگ و لباس به عنوان سرآمد کشورهای جهان مطرح بوده است.
استان مرکزی هم با توجه به قدمت و تاریخ کهن خود، سرشار از اینگونه آداب و رسوم و عقاید مذهبی و اجتماعی است که از جمله مهمترین آنها می توان به مراسم قالی شویان مشهد اردهال، بیل گردانی شهر نیم ور، مراسم اهو اهو روستای خورهه، ججشن کوسه ناقلدی یا جشن سده روستاهای استان، مراسم ازدواج، شب چله، اولین برف زمستان در اکثر مناطق استان، مراسم کردعلی شهرستان خمین، مراسم باران خواهی تفرش، مراسم عید فطر و قربان، عید غدیر و عید نوروز، مراسم نخل گردانی عاشورا تفرش و مراسم تعزیه و عزا و انواع بازی ها و رقصهای محلی، اشاره کرد.

مراسم شب چله

در این شب خانواده های فامیل و عروس و دامادها به خانواده بزرگترها می روند و در آنجا بعد از خوردن شام، انواع میوه و شیرینی صرف می کنند و تا نیمه های شب شعر، قصه و کتاب حافظ می خوانند، در این شب هفت نوع خوراکی و تنقلات از جمله هندوانه می خورند. خانواده های داماد که دختری را به نامزدی پسرشان انتخاب کرده اند، هدیه ای برای او می فرستند. در اکثر روستاها در شب چله گوسفندی را که در فصل بهار وتابستان پروار کرده اند ذبح کرده و برای مصرف میهمان شام می پزند.

مراسم چهار شنبه سوری و عید نوروز

آخرین چهارشنبه سال مردم استان مرکزی هنگام غروب آفتاب آتش روشن کرده و از روی آن با گفتن جملاتی همانند زردی بگیر – سرخی بده، غم برو- شادی بیا، نکبت برو، محنت برو، روزی بیا، سیا برو- قرمز بیا می پرند و شادی می کنند.
همچنین در هنگام تحویل سال جدید، همه اعضای خانواده اطراف سفره هفت سین می نشینند و دعا و قرآن می خوانند تا سال ججدید شروع شود. بعد از تحویل سال اعضای خانواده دست پدر و مادر را می بوسند و پدر به تمامی اعضا خانواده دو عدد تخم مرغ و یک جفت جوراب و مقداری پول داده و شروع به خوردن شیرینی و تنقلات روی سفره می نمایند.

مراسم ازدواج

انجام تشریفات و رعایت آداب و رسوم ازدواج در استان مرکزی از زیبایی ها و جذابیت های خاص خود برخوردار است. خواستگاری توسط واسطه ای از سوی خانواده داماد، نشست خانواده عروس و داماد و فامیل های نزدیک برای خرج بری و بله برون و تعیین مهریه، برگزاری مجلس عقد، حنابندان، عروس برون (بردن عروس)، مراسم پا انداز جلوی عروس، شام شب سوم، دعوت شب هفتم و برگزاری پاتختی و پاگشا برای عروس و داماد از جمله مراسمی است که با رعایت تمام آداب و رسوم سنتی از سوی خانواده عروس و داماد انجام می شود.


آداب و رسوم استان مرکزی 

 

مراسم عید نوروز در استان مرکزی  
  بیل گردانی در نیمور محلات 
 مراسم های عزاداری امام حسین در روستای وفس 
جشن کوسه ناقلدی (کوسه ناقالی) 
  نی چالماک (نی درمانی) 
مراسم خواستگاری و ازدواج در استان مرکزی 
 مراسم اهو اهو 
مراسم شب چله 
 مراسم باران خواهی 
مراسم اول تابستان در فراهان 
مراسم کوسه به در رقاصم 
مراسم كرده  kordeh به كوه (كرد علي)
غذاهای محلی ماه رمضان در استان مرکزی 
آیین خورهه(ششوله)
مراسم سنتی «علم بندان» محرم در روستاهای خمین
بازیهای محلی قره چای 
[ پنجم آبان 1389 ] [ 13:56 ] [ اطلس ایران وجهان ]
برخی آداب و رسوم عروسی در خرم آباد و لرستان

 

1.نافه بریه (Nafa Boriya) و دسگیرو (Das Giro)

 

هنگامی که نوزاد دختری در خانواده ای( در لرستان ) بدنیا می آید ، بعضا ناف او را بنام پسر بچه (معمولا از اقوام نزدیک همچون پسر عمو ) و یا جوانی از خانواده یا طایفه دیگر می برند این عمل را نافه برییه (Nafa Boriya) می گویند و از این زمان به بعد است که نوزاد دختر اصطلاحا دسگیرو (Dasgiro) و یا نامزد طرف مقابل می شود و از جانب پسر و خانواده اش هدیه ای بنام نشونه (Neshona) برای دختر می برند و با برگزاری جشن کوچکی از این هنگام به بعد تا عروسی دختر مذکور ، تهیه لباس و برخی از مایحتاج دختر بعهده داماد خواهد بود.

 

۲- سرنجه گیرو (Serenje Giro)

 

هنگامی که دختری در لرستان به سن ازدواج رسید و بمناسبت های مختلف از سوی خانواده ها و اقوام و آشنایان بعنوان دختر دم بخت به دیگران معرفی و پیشنهاد گردید ، زنان و دختران به سن رسیده خانواده داماد به بهانه های مختلف به منزل دختر دم بخت می روند تا ضمن دیدن از نزدیک و ورانداز وی، او را مورد ارزیابی و سنجش نیز قرار دهند . این مرحله در اصطلاح لری سرنجه گیرو (Serenje Giro) نامیده میشود . واژه سرنجه در زبان لری بمعنی سنجد است  .

 

۳- شیرینی حرونی

 

زمانی که دختر انتخاب شد در روز مقرر خانواده داماد مقداری شیرینی  بهمراه کله های قند و قواره ای پارچه و یک یا چند قطعه طلا به خانه عروس میروند تا با اهدا آن نامزدی وی برای پسرشان را رسمیت داده و مورد تایید و تاکید مجدد قرار دهند . پذیرایی این روز را اصطلاحا شیرینی حرونی می نامند و معمولا رفت و آمد داماد بخانه عروس تا روز عقد بندرت صورت می گیرد.

 

۴- پشت عقد و سیاهه

پس از مراسم شیرینی خوردن ، دو خانواده در مذاکراتی رودر رو به بحث در مورد میزان شیربها و سایر مخارج و احتیاجات زمان عقد و عروسی می پردازند. دو طرف لیستی را که در آن  میزان شیربها یا مبلغ مهریه که اصطلاحا  آن را پشت عقد یا پشت نکاح نیز می نامند و سایر احتیاجات روز عقد و عروسی قید شده است بین دو خانواده عروس و داماد رد وبدل نموده و با توافق و رضایت به امضا مسئولان یا بزرگان خانواده ها می رسد . این لیست که سیاهه (Siyaha) نامیده می شود حتما به نام کلام الله مجید مزین است .

 

۵- آو ازیفه (Ow Azifa)

 

یک روز قبل از مراسم عقد داماد اجناسی از قبیل روغن، چای ، قند ، برنج با چند راس گوسفند (که به دست و پا و پیشانی آنها حنا بسته اند و معمولا گلونی {Golvani - پارچه بلند رنگارنگ} نیز به گردن انها آویخته اند ) به همراه نوازندگانی که با ضرب و کمانچه و سینی حاوی اسفند  دود شده است، روانه خانه عروس می کند . این کالاها و اجناس ارسالی داماد را اصطلاحا آو ازیفه می گویند.

 

۶- آداب دس بوسو(Das Boso)

 

پس از توافق و امضا قرارداد بین دو خانواده عروس و داماد ، خانواده داماد طبق قرار قبلی معمولا یک شب را جهت ادای احترام و کسب رسمی اجازه عروسی و اذن پدر دختر به منزل عروس می روند . در این شب پس از صرف چای و شیرینی ، برای آخرین بار یکی از بزرگان طایفه داماد ضمن کسب اجازه از بزرگان و پدر طایفه عروس با جملاتی چون: خدمت رسیدیم تا با اجازه شما فلانی را به غلامی خود قبول کنید ، به کسب اجازه نهایی و رسمی از پدر عروس می پردازد و پدر دختر نیز معمولا به نشانه احترام با اظهاراتی چون : اختیار با خود شماست و انشالله مبارک است ، رضایت خود از این وصلت را رسما در حضور دیگران اعلام می دارد . بدنبال اعلام موافقت پدر عروس، داماد یا برادر داماد از بین جمع برخاسته و دست پدر دختر را به نشانه سپاس و احترام می بوسد و حضار با فرستادن صلواتی ضمن تبریک به یکدیگر به شادی و پایکوبی می پردازند.

 

- حنا ونو(Hana Vano)

 

        در مراسم حنا ونو (Hana Vano) یا حنا بندان که معمولا شب قبل از عقدی است که ممکن است عروسی هم بدنبال آن باشد ، به دست و پای تازه عروس و همچنین تعدادی از دختران جوان و زنان ، در خانه عروس حنا می گذارند و عروس را آرایش کرده و برای روز عقد آماده می کنند.

 

۸- زو گوشونه (Zo Goshona)

 

         در روز عقد با مواد و اجناسی که داماد بنام آو ازیفه به خانه عروس فرستاده است ، نهار مفصلی آماده می کنند تا به پذیرایی از مدعوین  محدودی که از خانواده عروس و داماد به مهمانی مذکور دعوت شده اند ، بپردازند. صبح یا عصر همین روز توسط یکی از روحانیون ، صیغه عقد در خانه عروس جاری می شود . جناب داماد بایستی هنگام جاری شدن صیغه عقد برای گرفتن بله از زبان عروس خانم معمولا یک قطعه طلا  همراه  خود داشته باشد تا به عروس خانم هدیه کند ، این هدیه به زو گوشونه معروف است .

 

        معمولا جهیزیه عروس را نیز بعد از مراسم عقد به خانه داماد حمل می کنند و رسید آن را نیز دریافت می نمایند. پس از مراسم عقد ممکن است بلافاصله عروسی انجام گیرد . در این صورت با توافق طرفین همان روز عقد خانواده های عروس و داماد تعدادی از دوستان و آشنایان و اقوام خود را به خانه خودشان دعوت می نمایند تا برای پذیرایی از آنها شام مفصلی را  تهیه ببینند.

 

۹- ری گوشونه (Ri Goshona)- پش پرده گیر - مزگانا(Mozgana)

 

           وقتی شام صرف شد ، گروه کوچکی از زن و مرد وابسته به خانواده داماد بخانه پدر عروس می روند تا عروس را بخانه داماد بیاورند. تعدادی زن و مرد نیز از خانواده عروس همراه این گروه می رود . وقتی عروس را بخانه بخت فرستادند همه همراهان باز می گردند بغیر از یک زن که به او پشت پرده گیر گفته می شود .  جناب داماد باید هدیه ای از جمله یک قطعه طلا همراه داشته باشد تا جهت  دیدن جمال رخصار یار به عروس هدیه نماید ، این هدیه را ریگوشونه (Ri Goshona) می نامند. عروسی که انجام شد ، هر موقع شب که باشد پشت پرده گیر دستمالها و یا خبر عروسی را بخانه پدر عروس می برد تا مزگانا (Mozgana) دریافت نماید .

 

۱۰ - دوما سلام (Doma Selam)

 

           فردای شب عروسی از طرف پدر و خانواده عروس صبحانه عروس و داماد را به خانه تازه عروس می برند و معمولا تا مدت سه شبانه روز تهیه غذای عروس و داماد بعهده خانواده عروس می باشد . صبح روز اول عروسی داماد موظف است همراه یک نفر دیگر به خانه پدر عروس برود تا دست پدر زن خویش را مجددا ببوسد ، این ادب  و آداب  را دوما سلام (Doma Selam)  می گویند که معمولا به داماد نیز پس از ادای این ادب هدیه ای داده می شود.

 

۱۱- مجمه - دس - بازنه و سازنه -  شوا

 

        صبح روز اول عروسی ، یعنی در اولین روز زندگی مشترک عروس و داماد ، افرادی که شام یا نهار مهمان عروس و داماد بوده اند . اقدام به ارسال سینی ای به نام مجمه (Majma - سینی مسی چرخی بزرگ و کنگره دار ) به خانه داماد می کنند که درون آن هدایایی برای زوج جوان از جمله کله های قند ، شاخه نبات، پارچه ، لباس ، پول و یا وسایل دیگر است . فردی که هدایا را تحویل می دهد انعامی نیز از دست مبارک داماد دریافت خواهد نمود.

 

       اخیرا با تلفیق و ورود سنن دیگر مناطق کشورمان به لرستان نیز عصر سومین روز عروسی را برخی با عنوان پاتختی جشن گرفته و کلیه زنان خانواده هایی که به عروسی دعوت شده بودند در خانه داماد بصرف چای و شیرینی گرد می آیند تا هنگام پذیرایی هدایای خویش را نیز به عروس و داماد تقدیم نمایند.

 

          در طول مراسم عروسی که پیشتر هفت شبانه روز بود (و بعدا به سه شبانه روز رسید و و اخیرا یک شبانه و ... ) جشنی همراه با ساز و آواز و دهل لری و ضرب و کمانچه برگزار می شود و به سنت دیرینه مردان وزنان لر دست در دست به شادی و پایکوبی و رقص های متنوع سنتی لری می پردازند و اصطلاحا دس (Das) می گیرند . مهمانان و بستگان درجه یک عروس و داماد با دادن مبالغی پول به بازنه (Bazena - افرادی که بازیکنان رقص های محلی و گروهی لری اند ) و سازنه  (Sazena -  نوازندگان ساز و ضرب و و کمانچه ) و چوپی کش (Chopi Kash -  یا سرچوپی به سردسته بازیکنان و فردی گفته می شود که جلو صف رقص محلی  لری ، دستمال را می چرخاند و ریتم رقص های دو پا و سه پا و شونه شکی لری را هدایت می نماید) و همچنین سایرین شوا (Shava - شاباش ، مقداری پول بنشانه  تشویق و ترغیب است که هنگام دادن آن با صدای بلند بنام صاحب پول به فرد مورد نظر داده و اصطلاحا به آن شاباش می گویند)  می دهند. 

 

۱۲- پاگشا ( Pa Gosha)

 

          پس از یک هفته از گذشتن مراسم عروسی ، خانواده عروس مهمانی ترتیب داده و با حضور عروس و داماد و اقوام و آشنایان به پذیرایی از مهمانان و عروس و داماد می پردازند ، این پذیرایی را مراسم پاگشا (Pa Gosha) می نامند . در این مراسم نیز مجددا از طرف مادر و پدر عروس هدایای نفیسی به عروس تقدیم می شود .بدنبال این مراسم دیگر افراد خانواده عروس وداماد بنوبت و با رعایت بزرگتری و کوچکتری ، ضمن  دعوت از عروس و داماد جوان به خانه خودشان اقدام به گشادن پای زوج جدید فامیل یه منازل اقوام و آشنایان می نمایند یا اصطلاحا عروس و داماد را با الگو گرفتن از مهمانی اخیر خانواده عروس ، پاگشا می کنند

 

عروسي عشایر و روستاهای لرستان

 نگاهي به آداب و رسوم مردم لرستان در سال نو

نوروز ،از راه مي‌رسد و نغمه‌هاي عندليبان و بلبلان فضاهاي معطر فصل بهار را آهنگين و دلنشين مي‌كند. در ايران اسلامي مردم با حس كردن بوي بهار به استقبال آن رفته و به گرمي از آن پذيرايي مي‌كنند. مردم استان لرستان همپاي ديگر هموطنان ايراني همواره عيد نوروز را به عنوان عيدي باستاني ارج نهاده و مراسم ويژه آن را برپا مي‌كنند. خانه تكاني، خريد لباس نو، ديد و بازديدها و مسافرتهاي نوروزي از جمله آداب و رسوم ديرينه اين استان مي‌باشد. با نزديك شدن سال نو مردم اين‌استان با شستن فرشها، پاك كردن شيشه‌ها، درب و پنجره‌ها و تميز كردن خانه‌هاي خود به استقبال سال
جديد مي‌روند. مردم ديار لرستان با خانه تكاني و معطر كردن خانه‌هاي خود با عطر و گلاب و عنبر ايام عيد نوروز را از ساير روزها مجزا مي‌كنند. آنان علاوه بر خانه تكاني غبار دل و قلبهاي خود را نيز مي‌زدايند و با كمك به همنوعان خود در اين ايام آنان را نيز در عيد باستاني خود شريك مي‌كنند. از جمله نشانه‌هاي نزديك شدن سال جديد در اين استان شور و شوق و جنب و جوش خاصي است كه در بين مردم، گذرگاهها و اماكن بوجود مي‌آيد. از رسوم برجسته مردم لرستان زيارت اهل قبور درجمعه آخر سال است به شكلي كه افراد معمولا خود را مكلف مي‌دانند كه به زيارت اهل قبور روند. طبق اين سنت مذهبي افراد در بعدازظهر پنجشنبه باحاضرشدن بر قبرستانها به قرائت فاتحه و قرآن كريم مي‌پردازند. بر اساس سنت قديمي، مردم اين استان در لحظات نزديك شدن به سال نو سفره هفت سين را چيده و با پوشيدن لباس نو دور آن جمع مي‌شوند وبزرگ خانواده با قرائت قرآن مجيد و دعاي تحويل سال و راز و نياز با خدا درانتظارتحويل سال ثانيه‌شماري مي‌كنند. آنان هنگام تحويل سال نو در و پنجره‌هاي منازل خود را باز كرده و خير و بركت را به خانه‌هاي خود فرا مي‌خوانند. غذاي شب عيد اغلب مردم در اين استان سبزي پلو با ماهي و قورمه سبزي است كه به اعتقاد آنان پختن اين غذاها در شب عيد به دليل رنگ سبزشان چندان با سرسبزي بهار بي‌ربط نبوده و اعتقاد دارند با پخت اين غذاها خير و بركت به سفره ارزاني مي‌شود. ديد و بازديدهاي نوروزي دراين استان از ديگر آدابي است كه بلافاصله بعد ازلحظه تحويل سال آغاز و معمولا تا پايان تعطيلات نوروزي نيز ادامه خواهد داشت. مردم استان لرستان بعضي از روزهاي نوروز را در كوه و دشت و مناطق سرسبز سپري مي‌كنند وبه‌بازيهاي محلي و مرسوم اين منطقه نظير چوگان بازي "دارپلان" "كورم گردله" ،
و "قاوان" كه خاص اين منطقه است، مي‌پردازند. برخي خانواده‌هاي عزادار و داغديده اين استان سال جديد را بر سر خاك عزيزان خود سپري مي‌كنند و برخي نيز سفره هفت سين را بر سر قبر آنان پهن مي‌كنند. مردم اين استان با شيريني، آجيل و ميوه‌اي كه از قبل براي فرارسيدن سال نو تدارك ديده‌اند از ميهمانان نوروزي خود به گرمي و با شور و شوق خاصي پذيرايي مي‌كنند. در اين ايام عشاير اين استان با ذبح گوسفند غذاي شب عيد خود را تدارك مي‌بينند. مردم اين استان در روز سيزده‌نوروز كه در اصطلاح عاميانه "سيزده بدر" نام دارد درحركتي گسترده وتجمعي به دامان طبيعت سرسبز و زيباي اين استان رفته و آخرين روز از تعطيلات خود را با انجام بازيهاي محلي، با خاطره‌اي خوش به پايان مي‌رسانند.
آنان در روز سيزده بدر سبزه‌هايي كه براي سفره‌هاي هفت سين خود تهيه كرده‌اند را باآروزي سلامتي و بهروزي براي خانواده‌هاي خود به درون آب روان رودخانه مي‌اندازند.

        مراسم نافه بر و دستگیرونی که انجام شد و کلیکونه (Kelekona - حلقه نامزدی) را عروس در انگشت کرد ، مطابق قرار قبلی روزی تعدادی زن و مرد به خانه عروس می روند و گوسفندی با همراه مقداری  کالای لازم با خود می برند. از جمله این کا

آداب و رسوم مردم لرستان در ماه رمضان

م‍ردم‌ ‌اس‍ت‍‍ان‌ ل‍رس‍ت‍‍ان‌ رسم و رسوم گرم خاص خودشان را در ماه رمضان دارند. رسم و رسومی که شاید در ظاهر چندان عجیب و ناشناخته به نظر نرسند اما مهم ترین ویژگی آنها، زنده ماندن شان در طول دوران است.

 

کاسم سا

رمضان

اهالی لرستان، مثل بیشتر مسلمانان چ‍ن‍د‌ روز ق‍ب‍ل‌ ‌از ف‍ر‌ارس‍ی‍دن‌ ماه رمضان را روزه می گیرند تا پاک تر و آماده تر به‌ ‌اس‍تقبال‌ این ماه‌ بروند. آنها‌ در هنگام سحر و افطار بخ‍شی‌ ‌از ‌غذ‌ا‌ها‌ی‌ خود را به‌ منزل ‌همسایگان می فرستند که به‌اص‍طلاح‌ ‌عامی‍‍انه‌ ب‍ه‌ ‌آن‌ "کاسم‌ س‍ا" م‍‍ی‌ گ‍وی‍ن‍د. زنان‌ ل‍رس‍ت‍‍ان‍‍ی‌ ب‍‍ا پ‍خ‍ت‍ن‌ ‌ان‍و‌ا‌ع‌ ‌آش‌، ش‍ل‍ه‌ زرد، ف‍رن‍‍ی، ح‍ل‍و‌ا و ش‍ی‍رب‍رنج‌ سعی می کنند نه تنها سفره خودشان، که سفره دوستان و همسایگانشنان را هم رنگین تر کنند. نذری دادن بین لرستانی ها آنقدر در این ماه رواج دارد که کمتر نیازمندی از برکت این نذری ها بی نصیب می ماند.

 

لرها در روزهای عزاداری و شب های قدر، حلوای نذری می پزند و  ب‍ن‍‍ا ب‍ه‌ س‍ن‍تی دی‍ری‍ن‍ه‌ م‍ق‍د‌ار‌ی‌ ‌از این ح‍ل‍و‌ا‌ی‌ ن‍ذر‌ی‌ را به عنوان شیرینی عید فطر نگه می دارند.

 آنها معتقدند این حلوا مقدس و خوش یمن است و به همین دلیل اولین صبحانه ماه شوال را در روز عید فطر، با این حلوا کامل می کنند

 

افطار و سحر

رمضان

ترخینه

، یکی از غذاهای سنتی این استان است که معمولا در ماه رمضان سر سفره افطار به چشم می خورد. مثل «چزنک رغو» که یک نوع فطیر نازک و روغنی است و «سغدو» که برنج مخصوصی است که با آلو مخلوط می شود و در درون شکمبه گوسفند طبخ می شود.

 آبگوشت، شومی کوو (شامی کوکو)، نان برساق و سمنو  هم دیگر اجزای سفره سحر و افطار لرها هستند که به این سفره های محلی رونق می دهند.

اگر در ماه رمضان سری به لرستان زده باشید، می بینید که هنوز هم در گوشه و کنار شهرها لرهایی هستند که وقت سحر به در منزل همسایگانشان می روند و آنها را برای سحری خوردن بیدار می کنند.

 

حلوای مقدس

رمضان

آنها در روزهای عزاداری و شب های قدر، حلوای نذری می پزند و  بنا به‌ س‍ن‍تی دی‍ری‍ن‍ه‌ م‍ق‍د‌ار‌ی‌ ‌از این حلو‌ا‌ی‌ نذر‌ی‌ را به عنوان شیرینی عید فطر نگه می دارند. آنها معتقدند این حلوا مقدس و خوش یمن است و به همین دلیل اولین صبحانه ماه شوال را در روز عید فطر، با این حلوا کامل می کنند.

در روز عید فطر، لرها فطریه فامیل را جمع می کنند و به ‌م‍ست‍مند‌انی‌ که می شناسند، به‌ خصوص‌ ‌افر‌اد‌ی‌که نسبت ف‍‍ام‍ی‍ل‍‍ی‌ د‌ارن‍د می بخشند.

[ پنجم آبان 1389 ] [ 13:52 ] [ اطلس ایران وجهان ]
آداب و رسوم

آداب‌ و رسوم‌ و كنش‌هاي‌ فرهنگي‌ يكي‌ از جالب‌ترين‌ مناطق‌ عشايري‌ايران‌ است‌. مراسم‌ ويژه‌ عشايري‌ در ارتباط‌ با زندگي‌ كوچ‌ و كوچ‌ نشيني‌، انجام‌ مراسم‌ ويژه‌ در اعياد ملي‌ ومذهبي‌، نحوه‌ ازدواج‌ و همسرگزيني‌، چگونگي‌ انجام‌ سوگ‌ها و عزاهاي‌ خصوصي‌ و مذهبي‌، موسيقي‌ و رقص‌بومي‌، نوع‌ پوشش‌ زنان‌ و مردان‌ و... از جمله‌ جاذبه‌هاي‌ فرهنگي‌ منطقه‌ محسوب‌ مي‌شوند

جشن ها و آیین ها
بختیاری ها قبل از عید محل چادر های خود را تغییر می دهند ودر محلی سبز و خرم که دارای آب کافی باشد ، مستقر می شوند . عید در چادر های خود می مانند ، ولی روز اول عید با لباس های مخصوص خود ، کلاه های لری را کج به سر گذاشته و به دید و بازدید می پردازند .
بختیاری ها معتقدند لباس سیاه عزا را حتماً باید تا پیش از نوروز از تن در آورد ، زیرادر غیر این صورت باروری نعمت و برکت از طایفه می رود . روز سیزده فروردین (سیزده بدر ) ، از گل های صحرایی تاج گل می آرایند و برروی مشک های دوغ می گذراند .
 
مراسم ازدواج
بختیاری ها معمولاً در بین خود ازدواج می کنندوکمتر پیش آمده که مرد بختیاری بازن غیر بختیاری یا زن بختیاری با مرد غیر بختیاری ازدواج کند . رقس محلی یکی از زیباترین و جذاب ترین قسمت جشن های این استان می باشد که هر کدام پیشینه ای خاص دارد و مهمترین و معروف ترین آنها رقص عروسی (به صورت گروهی ) ، رقص دستمال ، رقص آرام ،رقص تند و رقص مجسمه است
پوشاک
پوشاک بختياري اما همچنان درمناطق دور از بافت شهري ويژگي هاي خود را پاس داشته و با وجود تخته قاپوي ايل در بسياري از نواحي اين استان، لباس بومي مولفه هاي سنتي خود را حفظ کرده است. پوشاک منطقه چهارمحال و بختياري هماهنگ با ويژگي هاي ساير لباس مناطق لرنشين اما حائز برخي نمادهاي مخصوص به خود است. اولين نشانه تفکيک پوشاک مردان در دو ايل هفت لنگ و چهارلنگ بختياري کلا ه است. کلا ه سياه نمدي هفت لنگ که به کلا ه خسروي معروف است و کلا ه نمدي شوشتري چهارلنگ که به آن کلا ه دزفولي مي گويند دو نوع کلا ه ايل بختياري است. کلا ه مردان کاربردهايي غير از پوشش سرنيز دارد. مردان بختياري از کلا هشان براي اندازه گيري غله و گاهي براي حمل آب نيز استفاده مي کنند و اما «چوخا» يا «چوقا» بالا پوش همه مردان بختياري است. چوقا از منطقه ليوس لرستان گرفته شده و به همين سبب به «چوقاليوسي» هم معروف است.
چوقا بالا پوش بدون آستيني است که تا سر زانو ادامه مي يابد در نقش چوقا خطوط سياه به صورت عمودي وارد خطوط سفيد مي شوند که اين نقوش از روي پاسارگاد قبر کورش بزرگ ساخته شده است و بيانگر پيروزي سپنتامينو بر انگره مينو در آيين زرتشت: سپنتامينو فرشته نيکي و انگره مينو اهريمن است. به طوري که خط هاي سپيد سپنتامينو از پايين به بالا  مي آيند و خط هاي سياه که بيانگر انگره مينو است از بالا  به پايين مي آيند و بيانگر پيروزي نيکي بر شومي است.
شلوار دبيت که دمپاچه هاي بسيار گشادي دارد و زيبايي ويژه اي را به مرد بختياري مي بخشد نشان دهنده مرد بختياري است که با تفنگ بسيار زيباتر هم مي شود.
مردان ايل، کلا هي به رنگ سياه يا سفيد بر سر مي گذارند. کفش آنها هم گيوه است و بهترين گيوه، گيوه ملکي است که امروزه به سبب گراني اش کمتر مورد استفاده قرار     مي گيرد.

 پوشاك زنان بختياري

پوشاك زنان بختياري، آميزه اي از پوشاك فرهنگ و تمدن ايران كهن مي باشد، در برخي متون آمده است كه پوشاك زنان بختياري شبيه ترين نوع پوشاك به پوشاك زنان زردتشتي مي باشد. انواع مختلف پوشاك بختياري به شرح زير مي باشد:
لچک(کلاهک): کلاهی است که در زیر میناقرار می گیرد وبا پشت سوزنی به مینا متصل میگردد اندازه دقیقش25در10 سانتی متر استدو بند دارد که در زیر گلو بسته می شوند و زیر لچکی به قسمت گره خورده آنان وصل میگردد.در جلوی آن اشرفی می دوزند بر روی آن منجوق و الماس نما (نگینهای کوچک والوان)می دوزند.
در ايل بختياري زنان سنگ ها، سکه ها و طلا هاي گران قيمت را به لچک مي چسبانند و به دور سر خود مي بندند، اين مزين بيانگر دختر بختياري بودن است،
زیرلچکی(بُنایی):سکه های طلایا نقره را به هم جوشو در زیر گلو به لچک متصل   می کنند.
مینا(روسری):ازپارچه ه ای نازک حریر مانند به رنگهای آبی،زرد ،سرخ و بنفش . جوانان معمولا از رنگهاي روشن و زنان ميانسال و پيرزنان از رنگهاي تيره استفاده مي كنند. براي دوخت مينا از 3-4 متر پارچه استفاده مي كنند. طرز سر كردن مينا به نوعي خاص مي باشد، به ر وش خاص آن را چند بار دور سرشان مي چرخانند و در آخر با بند سوزن كه ريسماني پر از مهره هاي رنگي يا ريال مي باشد در دو طرف سر محكم مي كنند.
بندسوزن(سیزنبن) برای محکم کردن مینا بر روی لچک مورداستفاده قرار            می گیرد که به شکلهای مختلف مهره،گیره سنجاق دیده می شود بنا به استطاعت ملی و قدرت اقتصادی هر فرد از گیره های رنگینیا گیره هایی از جنس طلا و نقره انتخاب می شود.
دستمال(شده): دستمال چهارگوش مشکیابریشمی است که در واقع می توان آنرا نوعی پیشانی بند بحساب آورد.آنرا بر رویپیشانی بسته و از روی دو گوش نیز می گذارنند و در پشت سر دو طرف آنرا به هم گره میزنند.در جلوی این دستمال که به هنگام استفاده آنرا چند تار چند لایه می کننددو گوینقره ای ریشه دار وجود داردکه به آنها گوی سر دستمال می گویند.
جومهّ:پیراهنی است آستین بلندمچ دار که پیش سینه اش چاکدار بوده و سهدکمه برآن می دوزندبال تنه و دامنش صاف و بدون چین می باشدبلندی آن تا زیر زانو میرسدو دو طرف پایین دامنش آنرا به اندازه 20 سانتیمتر چاک می دهند. البته نوع بدون چاك آن نيز وجود دارد. جوه در رنگهاي مختلف بنا به سن فرد تهيه مي شود.
 
شلوارقری:به صورت دامنی بلند و چین دار دوخته میشود معمولا برای تهیه آن از رنگهای شاد استفاده می گرددو در حدود12-6متر پارچه برایدوخت آن لازم است.در قدیم برای تهیه شلوار قری از مخمل استفاده می کنند.
چادر بانوانبختیاری: پوشش دیگری که وضع بانوان بختیاری رامشخص میکند انتخاب چادر آنان است این چادراز جنس پارچه توری و گاه مزین  به تارها ونقشها و حاشیه های مزین است این چادر از جنس پارچه توری و گاه مزین به تارها ونقشها و حاشیه یای مزین است وهمچنین سراسر کناره های چادر اغلب دارای زر و زیور وسکه های تزئینی می باشد.هیئت عمومی زنان بختیاری با این پو شاک و چادر توری وتزئینات  آن یادآور پوشاک دوران گذشته  است. پوشاک بانوان بختیاری روی هم رفته(باحفظ شخصیت ملی)آمیخته است از پوشاک گذشته و فرهنگ اصيل ايران.
گیوهملکی:نوعی گیوه محلی است که امروزه چنداناستفاده نداردبه علت استفاده از کفشهای شهری جوراب آنها نیز بیشتر پشمی بوده كه بافته خودشان بوده است ولی رفتآمد به شهر و همجواری با شهر نشینان باعث شده که امروزه از جورابهای شهری بیشتراستفاده شود.

 هر ناحيه از ايران با طعمي که در غذاهايش يافت مي شود وجوه متفاوت فرهنگي نيز مي يابد، غذا جزئي از فرهنگ اقوام ايراني است که با طعمها، مزه ها و بوها از يکديگر تفکيک مي شوند.

نظام پخت و پز ايل بختياري را مبتني بر مواد اوليه  طبيعي شکل داده است. غير از گوشت شکا ر که تابع قواعد زندگي در طبيعت است، غذاي ايل بختياري دو شاخه کلي دارد: نان و خورش. زنان ايل بختياري، پنج نوع نان متفاوت طبخ مي کنند: نان تيري، برکوه، بلوط، گرده و برچاله، هر کدام از اين انواع نان طعم و مزه خاص خود را دارد. غير از غذاهايي که با گوشت شکار فراهم مي آيد، غذاي بختياري متکي بر لبنيات و گياهان شکل گرفته است.
در گذشته مردمان اين استان  سوخت ويژه اي را با نام «سورده» از مدفوع حيواني تهيه مي کردند که آتش کرسيهاي قديم را نيز تامين مي کرده است. جوانترها در ميان سورده،  سيب زميني مي انداختند و بعد از  طبخ، سيب زميني را با روغن حيواني       مي خوردند. به اين غذا شهر کرديها «خل پز» مي گفتند اما همان طور که در شهرهاي اين استان، شيوه زندگي، آداب و سنت و لباس بختياري  جاي خود را به الگوهاي زندگي شهري داده، خوراک شهري نيز تابع اين قواعد تغيير شده است.
[ پنجم آبان 1389 ] [ 13:46 ] [ اطلس ایران وجهان ]
صنایع دستی عشایر استان کهگیلویه و بویراحمد همانند دیگر عشایر ایران از جایگاه ویژه ای برخوردار است و چون دامپروری و پرورش دام یکی از محورهای اصلی زندگی آنهاست. پشم و موی حاصل از طریق دامداری به مصرف تهیه و تولید صنایع دستی و دستبافت های متعددی می گردد. که عشایر این خطه می توانند علاوه بر مصرف شخصی، بخشی از آنها را به عنوان صنعت دستی به جامعه غیرعشایری عرضه کنند.
از جمله این صنایع دستی می توان به قالی و قالیچه، گلیم، گبه، خورجین، جاجیم و … اشاره نمود.

قالی و گلیم بافی استان کهگلویه و بویر احمد



توبره:

توبره یا به گویش محلی عشایر کهگیلویه و بویر احمد توربه کیف مستطیل شکل زیبایی است که ابعاد آن 60 × 50 سانتیمتر است و دختران ایل به عنوان جهیزیه آن را به خانه شوهر می برند. این دستباف، مصرف شخصی و خانگی دارد و زنان عشایر از آن برای حمل علفهای چیده شده از کوه و دشت برای گوسفندان استفاده می کنند. این بافته کیف مانند بوسیله دسته هایی که در طرفین آن قرار دارد به روی دوش حمل می شود. از این جهت حمل آن بسیار آسان و دستها هنگام حرکت آزاد می باشند.
در قسمت بالا و سمت رویی توبره، شکافهایی وجود دارد و در پشت توبره و در همان ارتفاع نوارهای بافته شده باریکی از جنس پشم و منطبق با شکاف های قسمت رویی دیده می شود. حلقه های بکار رفته در داخل شکاف ها بطرف جلو کشیده شده و زنجیروار در یکدیگر فرو رفته و حلقه آخر بوسیله تکه طناب کوتاهی که به انتهای توبره وصل است، گره می خورد.
توبره دستبافتی است متناسب با شرایط زندگی عشایر نواحی منطقه که در زندگی روزمره آنها کاربرد فراوانی دارد. نقوش رایج در توبره بیشتر به دو شکل گل توبره ای و گل آدمی می باشد.

آئینه دان یا چنته:

این دستباف در هر خانه و سیاه چادری به چشم می خورد. کیفی دسته بلند است که جهت وسایل شخصی زنان و نگهداری قرآن و آینه کاربرد دارد. بافت چنته و مواد بکار رفته در بافت آن گاهی شبیه به گلیم و گاهی شبیه قالی و یا هر دو می باشد. به این معنی که یک چنته ممکن است هر دو روی آن گلیم بافت و یا قالی بافت یا یک روی آن گلیم بافت و روی دیگر به شیوه قالی بافته شده باشد.
نقوش معمول در چنته همان نقوش فرش ها و گلیم ها، ولی در ابعاد کوچکتر می باشد.

نمکدان:

این محصول کاملاً عشایری است که در گذشته برای نگهداری نمک و حمل آن استفاده می شده است و در حال حاضر چندان کاربردی در زندگی آنان ندارد. البته هنوز هم نمونه هایی از آن در میان عشایر کوچرو دیده می شود.
وسایل بافت نمکدان همان وسایل بافت گلیم و قالی است و مواد اولیه آن مخلوط مو و پشم است .
نقوش نمکدان ها معمولاً از چند ردیف لوزی های کوچک و رنگارنگ که به صورت متناوب با نوارهای رنگی قرار گرفته اند تشکیل می شود.

خورجین:

خورجین بافته ای عشایری است که جهت حمل آذوقه بر پشت چهارپایان مورد استفاده قرار می گیرد . شکل کلی خورجین شبیه به دو کیسه متصل بهم است و بافت آن مانند گلیم دارای پود پشمی و تار پنبه ای است. در میان خورجین های قدیمی، خورجین هایی با بافت مشابه قالی نیز دیده می شود که بنظر می رسد بیشتر جنبه تزئینی داشته باشند، چرا که بعلت سنگینی وزن قالی بعید می نماید که بتوان در حمل و نقل مورد استفاده واقع شود.

سفره:

از بافت های عشایری است که ابعاد تقریبی آن 170 × 150 سانتیمتر می باشد. زنان عشایر از سفره به هنگام پخت نان استفاده می کنند و چانه های خمیر نان را روی آن می چینند.
تار سفره مخلوطی از مو و پشم و پود آن از پشم سفید بوده و جهت ایجاد نقوش از پشم رنگی استفاده می شود. البته در سالهای اخیر برای بافت سفره از نخ پنبه ای به عنوان تار و زمینه و از کاموای رنگی به منظور پود استفاده می شود.
زمینه سفره سفید رنگ با نقوش ساده و مجزا از یکدیگر بوده و نقوش به وسیله حاشیه های زیبایی از یکدیگر مجزا می شوند.

پشتی :

پشتی از دستبافتهایی است که توسط بعضی از عشایر اسکان یافته کهگیلویه و بویر احمد تولید می شود.
در واقع پشتی قالی یا گلیم مربع شکلی است که توسط سراجان شهرهای شیراز و کازرون تبدیل به پشتی می شود. جنس پشتی همان جنس قالی یا گلیم است . گاهی اوقات هر دو روی پشتی از جنس قالی یا گلیم و پاره ای اوقات قسمت رویه پشتی قالی بافت و قسمت پشت آن گلیم بافت می باشد.
ابعاد تقریبی آن 70 × 75 یا 70 × 70 سانتی متر است و نقوش رایج این محصول همان نقوشی است که در فرش ها و گلیم ها بکار می روند با این تفاوت که ابعاد پشتی کوچکتر از قالی گلیم است

حور ( خور) یا جوال :

عشایر کهگیلویه و بویر احمد از حور یا به گویش محلی خور جهت حمل و نقل مواد مورد نیاز خود مانند کاه، بذر، آذوقه و .... استفاده می کنند. حور بافتی شبیه به گلیم دارد و با همان ابزار کار گلیم بافی بافته می شود. حور بافته ای مربعی شکل با اندازه 5/1 ×5/1 می باشد که از دو بخش مساوی تشکیل شده است . بخش رویی خور نقوش متنوعی دارد و قسمت پشت حور دارای نقوش کمتر و راه راه است . پس از بافت مربع به منظور تهیه حور یا جوال، مربع بافته شده از وسط تا شده و اطراف آن دوخته می شود تا به شکل کیسه درآید. در سمت رویه و پشت آن دو دسته از جنس مو و پشم مخلوط تعبیه می شود تا جهت حمل و نقل و جابجایی حور مورد استفاده واقع شود.
نقش « بگم » رایج ترین نقشی است که در حورهای بافته شده عشایر کهگیلویه و بویر احمد بکار می رود.

جانماز (سجاده):

عشایر کهگیلویه و بویراحمد جهت نمازگزاردن محصولی تولید می کنند که در واقع گلیم کوچکی است که تار آن از موی بز و پشم و پود آن از پشم است. آنها معتقد هستند که عبادت کردن برسجاده بافته شده از کرک شتر سنت پیامبر اسلام «ص ) بوده است و ثواب فراوان دارد. از اینرو معمولاً حاشیه جانماز ها را با پشم گوسفند و زمینه مرکزی آن را با کرک شتر می بافند. جانماز بافته ای ساده و بدون نقش است که با حاشیه ای در اطراف محدود می شود.

شله یا آلاتی:

این محصول بیشتر از پارچه های فرسوده بویژه از لباس سنتی زنان ( که دامنی بسیار گشاد و بلند داشته و در دوخت آن 12 تا 15 متر پارچه مصرف می شود ) استفاده می شود. پس از شستن پارچه های فرسوده، آنها را به پهنای یک انگشت رشته، رشته کرده و بوسیله پرده می تابانند و از رشته های تابیده شده محصولات راه راه و زیبایی می بافند که به مصرف زیرانداز می رسد.

جل:

عشایر جهت پوشاندن چهارپایان خصوصاً اسب و الاغ از این بافته استفاده می کنند. بافت جل شبیه به گلیم و بسیار ساده است . جهت بافت این محصول ساده و بدون نقش در گذشته از پشم استفاده می شد، ولی در حال حاضر بیشتر نخ پنبه ای به مصرف می رسد. بندرت دیده شده است که روی جل ها سوزندوزی هندسی انجام شود. این نوع جل از یک طرف دارای نقش و یک رویه است.

طناب :

از آنجائیکه طناب در زندگی عشایر کهگیلویه و بویر احمد نقش مهمی دارد و استفاده از آن برای انجام کارهای مختلف روزانه ضروری است، زنان عشایر کهکیلویه و بویر احمد با استفاده از مو یا پشم تابیده شده طنابهایی می بافند که مصارف گوناگون دارد: در برپایی سیاه چادر، مهار گوسفندان، محکم کردن ابزار کشاورزی و ... .
نوعی از طناب که برای مهار چهارپایان استفاده می شود گیس بافت است که در انتهای آن یک حلقه جادکمه ای مانند متصل است ودر صورت لزوم پای چهارپایان را درون حلقه جای داده با یک میخ چوبی به زمین محکم می کنند. نوع دیگر طناب که جهت مهار گوسفندان بکار می رود از یک رشته اصلی به طول تقریبی دو متر و یک حلقه متصل به انتهای آنان تشکیل شده است به این رشته اصلی که گیس بافت است حلقه هایی متصل است که در موقع لزوم حلقه ها از سر گوسفندان گذرانده می شود و حلقه انتهایی رشته اصلی که قابل تنگ و گشاد شدن است به میخ چوبی محکم می شود. این نوع طناب مخصوص مهار گوسفندان است .
است و نقوش رایج این محصول همان نقوشی است که در فرش ها و گلیم ها بکار می روند با این تفاوت که ابعاد پشتی کوچکتر از قالی گلیم است

حور ( خور) یا جوال :

عشایر کهگیلویه و بویر احمد از حور یا به گویش محلی خور جهت حمل و نقل مواد مورد نیاز خود مانند کاه، بذر، آذوقه و .... استفاده می کنند. حور بافتی شبیه به گلیم دارد و با همان ابزار کار گلیم بافی بافته می شود. حور بافته ای مربعی شکل با اندازه 5/1 ×5/1 می باشد که از دو بخش مساوی تشکیل شده است . بخش رویی خور نقوش متنوعی دارد و قسمت پشت حور دارای نقوش کمتر و راه راه است . پس از بافت مربع به منظور تهیه حور یا جوال، مربع بافته شده از وسط تا شده و اطراف آن دوخته می شود تا به شکل کیسه درآید. در سمت رویه و پشت آن دو دسته از جنس مو و پشم مخلوط تعبیه می شود تا جهت حمل و نقل و جابجایی حور مورد استفاده واقع شود.
نقش « بگم » رایج ترین نقشی است که در حورهای بافته شده عشایر کهگیلویه و بویر احمد بکار می رود.

جانماز (سجاده):

عشایر کهگیلویه و بویراحمد جهت نمازگزاردن محصولی تولید می کنند که در واقع گلیم کوچکی است که تار آن از موی بز و پشم و پود آن از پشم است. آنها معتقد هستند که عبادت کردن برسجاده بافته شده از کرک شتر سنت پیامبر اسلام «ص ) بوده است و ثواب فراوان دارد. از اینرو معمولاً حاشیه جانماز ها را با پشم گوسفند و زمینه مرکزی آن را با کرک شتر می بافند. جانماز بافته ای ساده و بدون نقش است که با حاشیه ای در اطراف محدود می شود.

شله یا آلاتی:

این محصول بیشتر از پارچه های فرسوده بویژه از لباس سنتی زنان ( که دامنی بسیار گشاد و بلند داشته و در دوخت آن 12 تا 15 متر پارچه مصرف می شود ) استفاده می شود. پس از شستن پارچه های فرسوده، آنها را به پهنای یک انگشت رشته، رشته کرده و بوسیله پرده می تابانند و از رشته های تابیده شده محصولات راه راه و زیبایی می بافند که به مصرف زیرانداز می رسد.

جل:

عشایر جهت پوشاندن چهارپایان خصوصاً اسب و الاغ از این بافته استفاده می کنند. بافت جل شبیه به گلیم و بسیار ساده است . جهت بافت این محصول ساده و بدون نقش در گذشته از پشم استفاده می شد، ولی در حال حاضر بیشتر نخ پنبه ای به مصرف می رسد. بندرت دیده شده است که روی جل ها سوزندوزی هندسی انجام شود. این نوع جل از یک طرف دارای نقش و یک رویه است.

طناب :

از آنجائیکه طناب در زندگی عشایر کهگیلویه و بویر احمد نقش مهمی دارد و استفاده از آن برای انجام کارهای مختلف روزانه ضروری است، زنان عشایر کهگیلویه و بویر احمد با استفاده از مو یا پشم تابیده شده طنابهایی می بافند که مصارف گوناگون دارد: در برپایی سیاه چادر، مهار گوسفندان، محکم کردن ابزار کشاورزی و ... .
نوعی از طناب که برای مهار چهارپایان استفاده می شود گیس بافت است که در انتهای آن یک حلقه جادکمه ای مانند متصل است ودر صورت لزوم پای چهارپایان را درون حلقه جای داده با یک میخ چوبی به زمین محکم می کنند. نوع دیگر طناب که جهت مهار گوسفندان بکار می رود از یک رشته اصلی به طول تقریبی دو متر و یک حلقه متصل به انتهای آنان تشکیل شده است به این رشته اصلی که گیس بافت است حلقه هایی متصل است که در موقع لزوم حلقه ها از سر گوسفندان گذرانده می شود و حلقه انتهایی رشته اصلی که قابل تنگ و گشاد شدن است به میخ چوبی محکم می شود. این نوع طناب مخصوص مهار گوسفندان است .

[ پنجم آبان 1389 ] [ 13:44 ] [ اطلس ایران وجهان ]

سمنوپزان

بشر از ديرباز براي رسيدن به خيلي از حاجات و آرزوهايش كه از يد قدرتش خارج بوده متوسل به قدرت‌هاي مافوق بشري مي‌شده و اعمالي به شكل نذر و دعا جهت رفع آن حاجات انجام مي‌داده است. مسلمانان نيز از اين امر مستثني نيستند و بسياري از امور مشكل را با دعا، نذر، صدقه، اطعام ... رفع مي‌كنند. يكي از نذور پسنديده مسلمانان ايراني كه ديرينه بسيار طولاني دارد تهيه سمنو و توزيع آن بين اهالي و فاميل و آشنا به نيت رسيدن به حاجت مي باشد.
سمنوپزان از جمله نذور نه چندان آسان طباخي است چرا كه تهيه و فراهم كردن آن بر خلاف ساير اغذيه چندين روز وقت مي‌برد! و پخت آن نيز حدود 15 تا 18 ساعت طول مي‌كشد!
نحوه كار به شكل خلاصه بدين نحو است كه فرد نذر كننده در اوايل فصل زمستان گندم مرغوب و اعلا تهيه نموده و آنها را در ظروف تخت نظير سيني ريخته و با آبياري و آفتابرساني روزانه گندم‌ها جوانه مي‌زند اينكار بين 10 تا 15 روز طول مي‌كشد بعد از آن جوانه‌هاي سفيد گندم را چرخ نموده و آنرا صاف مي‌كنند تا شيره اي شفاف بدست آيد.
از طرف ديگر در وسط روز و در فضاي باز كه معمولاً حياط منزل باني است با آجر و گل چيزي شبيه اجاق مي‌سازند كه بتوان از سوراخي كه در پائين اجاق تعبيه شده هيزم‌ها را داخل آن نمود سپس ديگ را روي اجاق گذاشته و شيره‌ها را داخل ديگ مي‌ريزند صاحبخانه به ميل خود مي‌تواند تعدادي بادام و گردو با پوست به مواد اضافه نمايد. تمام اين كارها چند ساعت طول مي‌كشد و ديگر نزديك غروب شده است. فردي مسن كه تجربه پخت سمنو دارد و به قول معروف استاد اين كار است از قبل دعوت مي‌شود تا بر كار نظارت داشته باشد.
اهلي محل، فاميل‌ها و دوستان وآشنايان (شايد با شيريني و گل) مي‌آيند و ملاقه دسته بلند را از استاد گرفته و به نيت گرفتن حاجت مواد را به هم مي زنند خدا مي‌داند در دل آنها چه مي‌گذرد و در ضميرشان چه چيزهاي مرور مي‌شود و چه حاجاتي را از خدايشان طلب مي‌كنند. هر كس كه پاي ديگ، سمنو را هم مي‌زند ناخودآگاه اشكش سرازير مي‌شود و اين نه به خاطر دود هيزم‌هاست بلكه تضرع و زاري به درگاه خداي مهربان و تواناست.
مردم معتقدند سمنو متعلق به بي‌بي حضرت فاطمه زهرا (س) است و در حين دعاهايي كه در دل زمزمه مي‌كنند متوسل به حضرت فاطمه زهرا (س) مي‌شوند كه شفيع شده و حاجات آنها را برآورده كند. فردي مداح يا روحاني در آن شب مداحي و روضه‌خواني مي‌كند و سپس فاميل‌ها و دوستان شام را با هم صرف مي‌كنند. اواخر شب كه شيره‌ها تقريباً سفت شده و حالت مايع ندارد با نظر استاد در ديگ را گذاشته و رويش را با مقدار زيادي آتش و خاكستر مي پوشانند. تعدادي از بانوان آن شب را در كنار ديگ يا در ساختمان بيدار مي‌مانند و دست به دعا برمي‌دارند و نماز به پاي مي‌دارند و حاجت خود را با خدا در ميان مي‌گذارند صبح زود استاد سمنوپز و بيدارماندگان با دعا و صلوات در حالي كه اشك در چشمانشان حلقه زده است در ديگ را برمي‌دارند و همه با بيم و اميد منتظر ديدن نقوش و اشكال روي سمنو هستند و معتقدند اگر حضرت زهرا (س) حاجت آنها را داده باشد شكلي شبيه پنجه دست روي سمنو نقش بسته است. در اين هنگام همه اشك شوق مي‌ريزند و خدا را سپاس مي‌گويند. حال ظروف كوچك و بزرگ چيني و ترمه و آبگينه و سفال رديف مي‌شوند تا نذر را تقسيم كنند. در هر ظرفي كه گردو يا بادام افتاده باشد به فال نيك گرفته مي‌شود مردم به نيت تبرك و شفا آنرا ميل مي‌كنند و مقداري از آنرا براي سفره هفت‌سين عيد نوروز نگه مي‌دارند چرا كه تا صبح در كنار اين سمنو دعا و مناجات برپا بوده است.
سمنو علاوه بر اينكه بسيار شيرين و خوشمزه مي‌باشد ماده‌اي مقوي نيز به شمار مي‌رود.

آري نذر هم نذرهاي قديمي‌ها كه نذري علاوه بر تبرك باعث تقويت جسمي و رفع مقداري از منابع معدني بدن بوده اغذيه نذري از قبيل شله‌زرد، نان و پنير و سبزي، آشهاي مختلف، حليم ...... جزء نذري‌هاي خوب محسوب مي‌شود بر خلاف امروزه كه مثلاً مقداري گرد رنگي را با آب و شكر مخلوط كرده و در ظروف يكبار مصرف پلاستيكي ريخته و به اسم شربت پرتقال بين مردم در مراسمهاي مختلف توزيع مي‌كنند.


تفاُل شب چهارشنبه سوري

بشر از ديرباز هميشه منتظر فردا و روز بعد و سال بعد بوده و مايل بداند در آينده چه سرنوشتي خواهد داشت. براي دسترسي به اطلاعات و به تعبيري ”پيشگويي“ به كارهاي مختلفي دست مي‌زد. از بررسي تغيير و حركت ستارگان آسمان گرفته تا گوش سپردن به صداهاي مختلف و ..... !
 

فالگوش

يكي از مراسم آخر سال فال ”فالگوش“ است كه بعضي از خانمها در سرشب آخرين چهارشنبه سال به طور شانسي درب يكي دو تا از منازل اطراف رفته و چند دقيقه‌اي به صداهاي داخل آنجا گوش مي‌دهند حال اين صدا مي‌تواند صداي اذان و قرآن يا صداي گريه و سروصداي بچه يا خنده وشوخي و .... باشد. كلاً با هر صداي شنيده شده فال مي‌گيرند مثلاً صداي خنده و شوخي يعني سال آتي هميشه لبخند بر لب خواهند داشت.
 

قاشق‌زني

رسم ديگر ”قاشق‌زني“ است كه فرد با پوشيدن لباسهاي ناشناس و مندرس به نحوي كه شناخته نشود با بدست گرفتن قاشق و كاسه فلزي به درب منزلي رفته و شروع به زدن قاشق به كاسه مي‌كند صاحبخانه از سر لطف تكه‌اي نبات يا پول خرد يا هر چيز خوشايند ديگري در كاسه اش مي‌اندازد. اما اگر كودك يا فردي ناوارد با قاشق‌زن روبرو شود و به جاي استقبال از او، حرف نامربوط يا برخورد ناشايست كند مي‌گويند سال آينده براي آنها سال خوب يا بدي خواهد بود.
 

فال بولوني

ايرانيان خوش ذوق و قريحه مردماني هنردوست و هنرپروراند و براي هنر و هنرمند ارزش ويزه‌اي قايل هستند و در اين ميان شعرا جايگاه ويژه اي دارند يكي از شاعراني كه بي شك هر ايراني نامش را شنيده لسان‌الغيب مي‌باشد كه در منزل هر ايراني در كنار كتاب آسماني‌اش يك جلد ديوان حافظ به چشم مي‌خورد و بسياري از پارسي زبانان با كتاب حافظ تفال مي‌زنند و جواب خود را نيز مي‌گيرند. فال گرفتن با شعر حافظ به صورت‌هاي مختلف و در موقعيت هاي مخصوص انجام گرفته و مي‌گيرد.
نجف‌آبادي‌ها نيز مثل ساير هموطنان به حافظ ارادت خاص دارند و هنگام نزديك شدن به ايام نوروز با استفاده از ديوان حافظ فال مخصوصي به نام فال بولوني مي گيرند.
بولوني ظرف سفالي شبيه كوزه مي باشد با اين تفاوت كه دهانه‌اش به تنگي دهانه كوزه نيست و ظرف مخصوص نگهداري ترشي نيز مي‌باشد. عصر آخرين سه‌شنبه سال (شب چهارشنبه‌سوري) يكي از خانمهاي فاميل به تعداد افراد فاميل يا به تعداد افراد مورد نظر اشياء ريز شبيه دانه‌هاي مختلف تسبيح، دگمه و چيزهايي از اين دست را داخل بولوني مي‌ريزد، هر كدام از دانه‌ها براي يكي از افراد در نظر گرفته مي‌شود. آن شب درب بولوني را با چيزي مي‌پوشاند و آن را داخل تنور گذاشته و در تنور را مي‌گذارد. فردا صبح مواد مخصوص تهيه آش رشته يا كوفته را آماده ساخته و غذا را تهيه مي‌كند.
مدعوين دور هم جمع شده و بولوني را از داخل تنور بيرون آورده و آنرا كنار دختر بچه‌اي گذاشته و يكي از سالمندان فاميل ديوان حافظ را در دست مي‌گيرد دختر بچه دستش را داخل بولوني كرده و يكي از دانه‌ها را بيرون مي‌كشد و كسي كه كتاب حافظ در دست دارد كتاب را باز مي‌كند، فال گرفته شده مربوط به همان كسي است كه دانه‌اش از بولوني بيرون كشيده شده. شعر با صداي بلند خوانده مي‌شود و بقيه شعر را مطابق نيت فرد تعبير و تفسير مي‌كنند اين كار تا آخرين دانه داخل بولوني ادامه مي‌يابد و در آخر نيز غذا صرف مي‌شود.
فلسفه اين كار هر چه بوده اما دو اثر مثبت آن كاملاً مشخص است: يكي صله رحم فاميل و ديگري مانوس شدن بيشتر با اشعار حافظ ...

البته اين كارها تقريباً فراموش شده است و خيلي‌ها حتي نامش را نشنيده‌اند اما هنوز برخي از سر اعتقاد يا به خاطر تفنن و سرگرمي سالي يكبار به اين كار مبادرت مي‌‌كنند.
در نطنز و آبادى‌هاى آن رسم است که در شب‌هاى هفدهم، هيجدهم و نوزدهم دى‌ماه کودکان در دسته‌هاى مختلف جمع مى‌شوند و هر دسته در يکى از تپه‌ها و بلندى‌هاى آبادى بوته و خار و هيزم را که از پيش جمع کرده‌اند آتش مى‌زنند به‌طورى‌که شعله‌هاى آتش سراسر آبادى را روش کند. آنها معتقدند روشنائى اگر به درخت‌ها برسد آن‌ سال ميوه و سردرختى بيشتر مى‌شود و آفات از بين مى‌رود.

 برخى به نيت آنکه درختان ميوه بيشترى بدهند به قبرستان رفته و سنگ‌هاى کوچک و بزرگ جمع مى‌کنند و به شاخه‌هاى درختان مى‌آويزند. در مراسم آتش‌افروزى بعد از خاموش شدن آتش‌ها و تاريکى دوباره به ده برمى‌گردند و به يک نفر توبرهٔ بزرگى مى‌دهند و به‌حالت گروهى به در خانه‌ها رفته، گاهى دسته‌ها با هم برخورد مى‌کنند و با هم درگير مى‌شوند تا يکى پيروز شود.

 


 شب اسفند
در کاشان و اطراف آن ماه را سى‌روز محاسبه مى‌کنند و براى گرفتن جشن شب اول اسفند قرار جشن مى‌گذارند. از يک‌ماه تا چهل روز پيش از اسفند قرار مى‌گذارند که در يک روز و يک شب همهٔ اهل آبادى شب اسفند بگيرند. اين نوع محاسبه را به کاشى‌ها منسوب مى‌دارند. Image

 


چلهٔ بزرگ و چلهٔ کوچک
در مرق (Marag) کاشان براى زمستان تقسيم‌بندى مخصوص دارند: ده روز اول زمستان و چهل روز بعد از آن‌را ”چلهٔ بزرگ“ و بيست روز بعدى را ”چلهٔ کوچک“ مى‌دانند و به ده روز بعد ”امن و بهمن“ مى‌گويند. از ده روز باقى‌مانده هفت رو”سرما پيرزن“ و سه روز ”سرما عجوزه“ است.


در جوشقان استرک کاشان هم چله از دهم دى‌ماه شروع مى‌شود و تا بيستم بهمن ادامه دارد. اين چهل روز را به چهار قسمت کرده‌اند که هر قسمت ده روز است و هر ده روز نامى دارد: ده روز اول را چلهٔ بزرگ يا چلهٔ قوس مى‌نامند. ده روز دوم را چلهٔ کوچک و ده روز سوم را چلهٔ برزگر و ده روز چهارم را چلهٔ جولا مى‌نامند. در اين مدت بنا به‌رسم محل برزگران به‌خانهٔ مالک مى‌روند و برف بام‌ها را پائين مى‌کنند. در آن روز زن ارباب آش هوا مى‌پزد تا بعد از روئيدن برف‌ها از اين آش ميل کنند.

 


 اسنبدى کاشان
مردم کاشان و اطراف آن ماه‌هاى سال ار سى روز حساب مى‌کنند و يک سال را سيصد و شصت روز و حساب پنج‌روز باقيمانده را جدا نگه مى‌دارند و آن‌را پنجه مى‌نامند. به اين ترتيب، بيست و پنجمين بهمن ماه تقويم رسمى شب اول اسفند است که آن‌را شب اسبند رعينى يا زراعتى مى‌نامند و عقيده دارند هر سال ده پانزده روز قبل از رسيدن اسفند باد معتدل مى‌وزد که به آن ”باد اسبند“ مى‌گويند و آن‌را پيک بهار مى‌دانند.


در اين شب دکاندارها دکان‌ها را چراغانى مى‌کنند. آرايش دکان‌هاى سبزى‌فروشى بسيار زيبا صورت مى‌گيرد. آجيل‌فروشان براى اسبندى آجيل آچار درست مى‌کنند و خوردن اين آجيل در اين شب رسم است.
اهالى کاشان در اين شب براى شام پلو مى‌پزند و پلو ماهى دودى يا چلو با کوکو مى‌پزند يا کشمش‌پلو مى‌خورند. پنير و ماست نيز بر سر سفره براى شگون مى‌گذارند. معتقدند در اين شب نبايد تخم‌مرغ خوردو بايد آن‌را در خانه نگاه داشت.

 


 مراسم ازدواج
ازدواج با خواستگارى آغاز مى‌شود. اگر والدين دختر موافقت خود را اعلام نمايند. داماد در شبى خوش‌يمن خوانچه به خانهٔ عروس مى‌فرستد. اين خوانچه از شيريني، يک جلد قرآن، آئينه، سبزي، شربت، حنا، هل، ميخک، دارچين، نمک، کندر، تخم‌مرغ، شانه، اسفند و ابريشم هفت‌رنگ است. اين شکل از مراسم بيشتر از جندق مشاهده مى‌شود.


هنگام بردن خوانچه کسى پيشاپيش گروه قصيده‌اى در مدح ائمه اطهار مى‌خواند و بقيه صلوات مى‌فرستند. و وارد خانه عروس مى‌شوند. بعد از اين مرحله مراسم عقد با حضور بستگان دو طرف برگزار مى‌شود. در اين مراسم زنى با سوزن خياطى ابريشم هفت رنگ را به سر عروس و داماد مى‌کشد يعنى آنها را به‌هم مى‌دوزد تا پيوند آنها ابدى شود.


صبح روز بعد دو مرد و دو زن از بستگان عروس و داماد مردم را براى صرف چاى و شيرينى دعوت مى‌کنند. به اين رسم طلبون مى‌گويند. در اين مجلس يک زن خوش‌شانس حلقه‌اى به‌دست عروس و کفشى به پاى او مى‌کند. سه روز بعد مجلس سيمان عروس برگزار مى‌شود که مردها در خانه داماد و زن‌ها درخانه عروس جمع مى‌شوند.


مراسم زفاف و بردن عروس سه چهار روز بعد از عقد يا چند ماه و حتى دو سال هم مى‌تواند طول بکشد. يک هفته پيش از آن مراسم رخت برون و يک روز پيش مراسم آرايش عروس برگزار مى‌شود. سپس عروس را به حمام مى‌برند و حنابندان انجام مى‌شود. همين مراسم به‌طور جداگانه براى داماد برگزار مى‌شود. سپس همه به خانهٔ عروس مى‌روند و داماد يکى دو ساعت کنار عروس مى‌نشيند و زن‌ها براى ديدن عروس مى‌آيند و سر و صدا را مى‌اندازند. سپس داماد به‌خانهٔ مى‌رود تا مقدمات را فراهم کنند اواخر شب داماد و عده‌اى از مدعوين به خانه عروس رفته تا عروس را بياورند.

 اين مراسم با دايره دمبک و غزل‌خوانى برگزار مى‌شود. عروس را از زير قرآن رد مى‌کنند و زنى آئينه بزرگى روبه‌روى صورت عروس مى‌گيرد. عروس از پدر و مادر خود خداحافظى مى‌کند. و مردها با قصيده و غزل‌خوانى از جلو و زن‌ها با گفتن هولولو و شاباش از ؟؟؟ به‌سمت خانه داماد به‌راه مى‌افتند. مقابل خانه داماد عروس مى‌ايستد تا داماد پاانداز را تقديم کند. سپس داماد چند انار يا سيب به سمت عروس پرت مى‌کند.

 جلو در خانه داماد عروس را در آغوش مى‌گيرد و به حجله مى‌برد. دائى يا عموى عروس وارد حجله مى‌شود و سوره الرحمن تلاوت مى‌کند و سر عروس و داماد را به‌هم مى‌زند تا خجالت آنها بريزد. جمعيت متفرق مى‌شوند. داماد و عروس بايد با آفتابه لگن پاى يکديگر را بشويند. داماد اين آب را به چهارگوشه خانه مى‌ريزد.
روز بعد والدين عروس ناهار مى‌فرستند و اقوام هديه‌اى به‌نام در حجلگى مى‌برند.

 


مراسم نوروز


چهارشنبه‌سورى
غروب سه‌شنبه آخر سال بانوى خانه بوته‌اى را آتش مى‌زد و آن‌را در کوچه مى‌انداخت. کوزه آبى با چند دانه اسفند هم روى آتش مى‌ريخت تا بلا دور شود. شب چهارشنبه‌سورى فالگوشى و فال‌کوزه انجام مى‌شد.


 تحويل سال

راوي فال بولوني خانم خديجه توكلي
تهيه كننده اعظم توكلي

[ پنجم آبان 1389 ] [ 13:41 ] [ اطلس ایران وجهان ]
آداب و رسوم

حدودا 4 درصد (دو و نيم ميليون نفر) جمعـيت ايران عـرب تبار هستـند که بـيشتر آنها در استان خوزستان و جزاير خليج فارس سکنا گزيده اند. به مردم عـرب ساکن نوار ساحلي جنوب، که مي توان بسياري از ويـژگيهاي فارس ها را در آنها ديد، بندري مي گويـند. لباس بلند سنتي مردان عـرب ثوب يا دشداشه و دستاري که بر سر مي گذارند  " گتره " نام دارد. اکثر عـربهاي ايران هنوز به زبان عـربي تکلم مي کنند.   

آغاز کوچ عربها به خوزستان از پیش از اسلام در دوران ساسانیان بوده است. البته پس از اسلام نیز قبایل عرب در پی لشکریان فاتح به سوی کشورهای گشوده شده از جمله مناطقی از ایران کوچ کردند که در خوزستان به علت وجود اعراب پیش از اسلام، پس از اسلام نیز قبایل و عشایر بسیاری به این منطقه آمدند. البته امروزه جمعیت عربهای خوزستان نسبت به اقوام فارسي زبان (بختیاریها، شوشتری و دزفولیها) در اقلیت قرار دارند.

آداب و رسوم مردم ایذه

 

آداب و رسوم مردم ایذه

رسوم تولد نوزاد

 

هنگام تولد

در گذشته برای جلو گیری از "آل"(نوعی جن که معتقد بودند به زائو آسیب می رساند) ،مک،قیچی و پنجه گرگ بالای سر زائو می گذاشتند .همچنین در روش دیگری پیازی را به سیخ میزدند و آن رادر کنار بستر نوزاد می گذاشتند .آنها  این کار را  برای جلوگیری از عوض کردن نوزاد توسط"از ما بهتران"انجام میداد ند.اجرت قابله معمولا لباس،مقداری پارچه و شیرینی بود. معمولا اسم اقوام نزدیک نوزاد  را بر روی او نمی گذارند زیرا آن را بد شگون می دانند.اسامی افراد درگذشته را نیز به عنوان نام نوزاد تعیین نمی کنند.اسامی مذهبی نیز مرسوم است.در گذشته قبل از تولد نوزاد ،2 نام تعیین میکردند تا درصورت پسر بودن یا دختر بودن نوزاد اسم او از قبل انتخاب شده باشد.

 

حمام زایمان

نوزاد را، 3 روز پس از تولد ،به حمام میبرند.هفت روز پس از تولد نیز، هم نوزاد و هم زائو به حمام میروند.زائو قبل از حمام چهلم ، به نزد دعا نویس رفته،برای او دعای چله می گرفت.دعای چله بر را به پیراهن کودک می بستند.در حمام مقداری نمک در آب ریخته،ظرف  آب را روی سر زائو و کودک میریزند.آنها معتقدند با این کار،چله کودک و زائو پریده شده،از ما بهتران و "آل" به آنها آسیبی وارد نمیکند.

 

دندان در آوردن کودک

بو دادن مقداری گندم و نخود، از کارهاییست که مادر کودک هنگام دندان در آوردن او،انجام میدهد.نخود و گندم بو داده شده ،به همسایگان داده میشود.همسایگان پس از خالی نمودن ظرف،مقداری شیرینی یا پول خرد در کاسه می ریزند که به این رسم دونگو Dungoمیگویند.

ختنه سوران

در گذشته کار ختنه را،دلاک(یا سلمانی ،پیرایشگر موی مردان)انجام میداد.این سنت در روستای باجول( در زمان انجام تحقیق) مرسوم بود. برای کودک به این مناسبت جشنی نیز بر پا میشود.نوازنده محلی موسیقی محلی (توشمال)مینوازد.پسربچه ،دامن قرمز رنگی میپوشد.اقوام به دیدن او می آیند و هر کدام پولی به او میدهند.دلاک نیز به صورت نقدی وجهی دریافت میکرد.

 

آداب و رسوم ازدواج

 

همسر گزینی

اصولا در جوامعی که دارای بافت اجتماعی و فرهنگی سنتی هستند، اجبارها ی اجتماعی در همه حوزه ها دیده میشود.ازدواج نیز از این قاعده جدا نیست.در هنگام همسر گزینی، پسرو دختری که در این جوامع زندگی میکنند، نگاهی نیز به محدودیتهای فرهنگی و اجتماعی انتخاب  خود دارند.در مناطق بختیاری از گذشته این گونه اجبارها وجود داشته است.بدین شکل که والدین گزینه هایی را برای دختر یا پسر نشان میکردند و آنها کمتر می توانستند اعتراضی به این گزینه ها داشته باشند.اما امروزه با افزایش آگاهی والدین در مورد حق طبیعی دختر یا پسر در انتخاب هایشان ، افزایش سطح تحصیلات و افزایش سطح مراودات اجتماعی گزینه ها بیشتر شکل پیشنهاد دارند تا اجبار.البته چنانچه پسری انتخابی غیر از گزینه پیشنهادی خانواده داشته باشد،ممکن است با رفتارهایی  مانند طرد شدن ،از سوی خانواده خود مواجه شود که این تنها مختص قوم بختیاری نیست.

در گذشته در جریان همسر گزینی  رسمی به نام "ناف بران"مرسوم بوده است. بدین صورت که با به دنیا آمدن نوزاد دختر،ناف او را به نام پسر مورد نظر میبریدند و در عرف محلی میگفتند این دختر ناف بر فلانیست.بر این اساس در آینده بایستی با هم ازدواج میکردند.مردم محل نیز با دانستن این موضوع،هنگامی که دختر به سن ازدواج میرسید،به خواستگاری او نمی رفتند.

خواستگاری

 خواستگاری را در اصطلاح محلی،کد خداییKa-xodaee میگویند.در جلسه خواستگاری بزرگان و ریش سفیدان  هر دوطرف پس از گفتگو نظر خود را اعلا م مینمایند.در جلسه خواستگاری در موردمهریه و شیر بها،تاریخ عقد و عروسی و...بحث می شود. تمام توافقات جلسه مکتوب میشود.اعراب کلدوزخ به  خواستگاری،xotibe  میگویند.


مهریه، شیربها وجهیزیه

مهریه بیشتر به صورت سکه یا زمین است.مهریه را پشت قباله نیز میگویند.شیربها به صورت نقد پرداخت میشود.خانواده دختر مقداری پول به آن اضافه میکنند و کمبود جهیزیه دختر را تامین میکنند.اعراب کلدوزخ به مهریه،Mahruneh  میگویند.

درگذشته گاهی در عوض شیر بها،گاو و گوسفند یا گاومیش میدادند. در صورتی که داماد تمام وسایل زندگی را تهیه می کرد،مبلغ شیربهای پرداختی، کمتر تعیین می شد.

اسباب و اثاثیه ای که عروس از خانواده خود دریافت می کرد،قبل از روز جشن عروسی یا همزمان به خانه داماد برده میشد.رسم است چمدانی پر از اجناسی مانند دستمال،جوراب،حوله،پیراهن،زیر پیراهن،دستمال ابریشمی زنانه،برای پدر، مادر،خواهران،براداران،عمه ها،خاله ها،عموها،مادر بزرگ داماد برده میشود.

عقد و حنابندان- جشن عروسی

بعد از توافقات در جلسه خواستگاری،تاریخی نیز برای عقد تعیین میشود.والدین دختر و پسر (معمولا مادر عروس و چند زن از خانواده طرفین)به بازار رفته، خرید انگشتری حلقه،لباس کاملی برای عروس،کت و شلوار و کفش وساعت برای پسر است را انجام می دهند. 

در روستاها برای عقد به ایذه می روند.معمولا والدین عروس و اقوام و ریش سفیدان نیز آنان را همراهی میکنند.تعداد نفرات دعوت شده معمولا شامل نزدیکان درجه یک عروس و داماد میشود.

در صورتی که داماد از لحاظ مالی هنوز آمادگی لازم را جهت برگزاری جشن عروسی نداشته باشد،بین عقد و عروسی فاصله می اندازند.گاهی این فاصله ممکن است تا 1 سال هم به طول بیانجامد.

مقدمات عروسی معمولا 2 تا 3 روز طول میکشد. روزاول،حنابندان است.توشمال ها در این روز می نوازند.رقص و چوب بازی نیز در این روزها برپاست.در عصر روز حنابندان،خواهران  داماد،سایر زنان واقوام خانواده داماد، در حالیکه توشمال پیشاپیش آنها می نوازد،به نزد عروس می روند.مقداری حنا نیز به خانه عروس برده میشود.هنگام شب ،حنای خیس شده  را در بشقاب کوچکی قرار میدهند.خانواده داماد ،بشقاب حاوی حنا را به اطاقی که عروس در آنجا نشسته است برده،مقداری از آن را بر سر و دست عروس می گذارند. متقابلا همین کار را خانواده عروس انجام میدهند.آنها ضمن خواندن ترانه ای  به  سر داماد حنا میزدند.البته این کار امروز کمتر صورت میگیرد.

در این مراسم مضمون ترانه ای که میخوانند به این صورت میباشد:

حنا حنا گل گل بند حنا

حنا حنا گل گل بند حنا

دوما حنا ایبنده                                             ز شو تا صب ایبنده

ایر حنا نبنده                                                  ورق طلا ایبنده

معمولا جشن عروسی در خانه داماد برگزار میشود.البته امروزه بسیاری از  مردم جشن عروسی را در تالارهای جشن بر گزار میکنند.در کنار آن هنگامی که عروس به خانه داماد برده میشود رقص و پایکوبی در آنجا انجام میشود.رسم است چنانچه کسی از اقوام عروس یا داماد فوت کرده باشد و از چهلم آنان نیز گذشته شده باشد،خانواده عروس یا داماد نزد آنها رفته، برای برگزاری مراسم از آنها اجازه بگیرند.

در روز عروسی ،تا هنگام ناهار نوازندگان توشمال مینوازند.زنان ومردان به شکل گروهی دستمال بازی میکنند.جوانترها نیز چوب بازی میکنند.

در گذشته عروس را سوار بر اسب تزیین شده میکردند.افسار اسب را یکی از اقوام عروس در دست میگرفت.

هنگامی که عروس می خواهد از خانه بیرون بیاید،مقداری قند،نان یا پنیر در پار چه سبز رنگی میگذارند،پارچه را به کمر عروس می بندند.این کار را برادر،پسر عمو یا پسر دایی عروس انجام میدهد.این کار را به این نیت که عروس،به خانه داماد،خیر و برکت ببرد انجام میدادند.

هنگامی که عروس به طرف خانه داماد میرود ،پسر بچه ای در بغل او میگذارند به این نیت که اولین فرزند او پسر باشد.قربانی کردن گوسفند، هنگام ورود عروس به خانه داماد از آیین های برگزاری جشن عروسی است و همزمان با آن نیز، یکی از زنان نقل و شیرینی میریزد.رسم بر این است که خون کف کفش عروس را رنگین میکنند.مادر داماد  نیز مقداری اسفند  دود کرده،همراه با قرآنی که درون سینی گذاشته شده است،به استقبال عروس می رود.او بر سر عروس و داماد نمک می پاشد. مردم معتقدند با این کار آنها چشم نمی خورند.  پس از ورود عروس و داماد به خانه ،آنها کنار هم می نشینند و مراسم جشن تا پاسی از شب ادامه می یابد.

در شب عروسی مهمانان مبلغی پول به عنوان هدیه به داماد میدهند که این مبلغ و نام فرد دهنده پول یادداشت می شود.به این پولOWZIمیگویند.

مراسم بعد از عروسی

چند روز بعد از مراسم عروسی،عروس و داماد به خانه پدر عروس  می روند .پد ر عروس هدایایی چون لباس ،طلا،پیراهن به دختر و داماد خود می دهد.به این رسم پانگونpanegun می گویند.

باورها

یکی از باورهای ی مردم این است که زن بیوه نباید در کارهای مربوط به عروسی دخالت داشته باشد.همراه عروس نیز بایستی زن شوهر دار باشد.همچنین لباس عرو س را بایستی او تن عروس نماید .

آداب و رسوم مردم بهبهان

 

آداب و مراسم هنگام زايمان:

هنوز هم در روستاهايي چون محمودآباد حضور ماماي محلي مرسوم است. وقتي زن دچار درد زايمان مي­شود ظرف صاف به شكم او مي­مالند، و نيز دم كرده گياهي موسوم به "سريز بخاس" به او مي­دهند.

در گذشته اگر زايمان طول مي­كشيد هلهله مي­كشيدند يا اذان بي­موقع مي­گفتند، و هنگامي كه زن      بي­هوش مي­شد مي­گفتند يال yâl(آل) او را زده است، دور از او اسپند دود مي­كردند يا دعايي برايش مي­نوشتند. در روستاي بجك جوجه­اي مي­كشند و دل وروده آنها را بالاي سر زائو مي­گذاشتند و قطعه آهني نيز در كنار او مي­نهادند. در روستاهاي ديگر در اين موقع تير شليك مي­كردند يا دور تا دور زن را با ريسماني از موي بز به صورت دايره محصور مي­نمودند. به هنگام تأخير در زايش اعتقاد بر اين بوده كه جفت يا رفيق طفل دور جنين را گرفته است.

در بهبهان قبل از زايمان دو استكان "عرق اترج" به زن مي­دادند، علاوه بر آن سير سرخ كرده با تخم­مرغ به او مي­دادند تا زودتر فارغ شود.

حمام:

زائو را در روزهاي سوم و هفتم به حمام مي­برند كودك را نيز ده روز بعد به حمام مي­برند. در روستاي قلعه مدرسه در روز هفتم بچه را با آب گرم و پودر سدر مي­شويند. در چهلم نيز زائو و بچه با هم حمام مي­كنند، آب چله به اين صورت است كه چهل ريگ كوچك و چهل تكه آهني كوچك به نام چهل "كچ" koč در ظرفي گذاشته و چهل قطره آب روي آن­ها مي­ريزند سپس آب را به خورد زائو مي­دهند. بعد چهل ريگ و چهل كچ را روي بچه مي­ريزند. آب ظرف گچ را چهل بار توي ظرف ديگر ريخته و چهل بار روي مادر و بچه مي­ريزند.

طرز تهيه دعاي چله­بر به اين صورت است كه نخ سياه و سفيد به نزد دعانويس برده و او به آن دعا   مي­خواند و با خواندن اين دعا نخ سياه و سفيد را مي­بندد و به هم مي­تابد و گره مي­زند، بعد آن را به بازو و كمر بچه مي­بندند.

ختنه سوران:

كودك را در بين سنين 3 تا 5 سالگي ختنه مي­كنند. در گذشته اين امر به وسيله دلاك انجام مي­گرفت. پدر كودك تمامي افراد و همسايگان را دعوت نموده و ناهار مي­دهد. در گذشته وقتي كه كودك ختنه مي­شد كيسه از خاكستر گرم تهيه نموده محل زخم را در آن قرار مي­دادند تا ضدعفوني گردد. براي ختنه سوران "توشمال" (نوازنده) نيز مي­آورند كساني كه دعوت شده­اند به كودك پول مي­دهند. كودك براي مدتي دامن سرخ رنگي مي­پوشد تا محل زخم خوب شود. در روستاهاي منطقه به دلاك، "خطير" xatir نيز مي­گويند.

 

ازدواج:

در بهبهان و مناطق اطراف آن رسم ازدواج كمتر دستخوش تغيير گشته است و بسياري از آداب به جاي مانده از گذشته امروزه نيز هم­چنان اجرا مي­گردد.

همسرگزيني:

 درگذشته پسر خود نقشي در تعيين همسر آينده خويش نداشت و پدر و مادر او دختري را برايش انتخاب مي­كردند. گاهي نيز پسر، خود دختري را انتخاب مي­نمود و به خانواده­اش اطلاع مي­داد ولي باز هم بايد خانواده­ها موافقت خود را اعلام مي­نمودند. به طور معمول مادر پسر در انتخاب همسر براي فرزندش خانه­داري، اخلاق، خانواده دختر و زيبائي را در نظر مي­گرفت. در مجالس عروسي، ختم قرآن و روضه­خواني­هاي زنانه دختران دم­بخت مورد توجه زناني كه پسر بزرگ دارند بوده و    خانواده­هاي دختران نيز سعي مي­كنند كه دختران خود را هميشه به اين مجالس بفرستند. در گذشته در شهر بهبهان زناني موسوم به "دلاله" dalâle از طرف خانوادۀ پسر، دختري را براي آنان جستجو مي­نمود و بعد از انتخاب دختراني كه با معيارها و شرايط خانوادۀ داماد وفق پيدا كنند به مادر پسر اطلاع داده او نيز در فرصتي مناسب دختر را مي­ديد. در صورتي كه او را مي­پسنديد پسر خود را خبر مي­داد تا وي نيز به نحوي او را ببيند. در صورت موافقت پسر، دلاله به نزد خانوادۀ دختر رفته و به آنان اطلاع مي­داد كه فلان خانواده مي­خواهند به خواستگاري دخترتان بيايند.

خواستگاری

در شهر بهبهان براي خواستگاري ابتدا چند نفر از ريش­سفيدان خانوادۀ پسر به خانۀ دختر مي­روند و براي خواستگاري اجازه مي­گيرند. در صورت موافقت پس از چند روز خانوادۀ پسر يكي از   ريش­سفيدان را به خانۀ دختر مي­فرستند، خانوادۀ دختر نيز موارد مشروط خود را در كاغذي نوشته با جعبه­اي شيريني براي خانۀ پسر مي­فرستند. به اين كاغذ" مسوده" mosavade مي­گويند. در صورتي كه خانوادۀ پسر با آن موافق نبود در كاغذ ديگري موارد موافقت خود را نوشته و با يك جعبه شيريني به خانۀ دختر مي­فرستند. در نهايت، در صورت رضايت خانوادۀ دختر چند روز بعد به خواستگاري رفته و تاريخ عقد و ديگر مراسم را به بحث مي­گذارند.

عقد:

در روستاهاي بهبهان روحاني يا عاقد را به طور معمول به روستا مي­آورند و در همانجا دختر و پسر را عقد مي­كنند. ميزان مهريه و شيربها را از روي صورت مجلس كه در آن تمامي موارد قيد شده در سند مي­نويسند. در بعضي از مواقع عقد و عروسي با هم انجام مي­گيرد كه اين امر بستگي به وسع مالي داماد وجود دارد. امروزه به طور معمول بين عقد و عروسي بسته به شرايط طرفين از چند ماه تا يك سال فاصله دارد. در اين مدت داماد سعي در خريد وسايل مورد نياز و تهيۀ خرج عروسي دارد. در شهر بهبهان بعد از عقد خانوادۀ داماد اقوام و خانوادۀ عروس را به نهار دعوت مي­كنند. و بعد به همۀ مهمانان شيريني مي­دهند سپس تاريخ عروسي را در همان مجلس تعيين مي­كنند. در گذشته گستردن سفرۀ عقد مرسوم نبوده لكن امروزه باب شده است. معمولاً در سفرۀ عقد آيينه، مقداري حنا، شيريني، شمعدان، گل و ميوه مي­گذارند. در روستاهاي لرنشين عقد را "بلك اسدن" balak esadan يا "بله گرفتن" مي­گويند.

حنابندان:

شب قبل از عروسي، عروس و داماد دست و پاي خود را حنا مي­بندند حنا را از خانۀ داماد براي عروس مي­فرستند. دوستان عروس و داماد نيز به طور معمول دست و پاي خود را حنا مي­بندند. به هنگام حنابندان كار نوازندگي توسط "مهتر" mehtar يا "خطير" xatir انجام مي­شود. بعضي از اشعاري كه در موقع حنابندان خوانده مي­شود به اين گونه است:

Dumâ banâ mibande šow tâ sabâ mibande age hanâ

nabâše šemše talâ mibande

معني:

داماد حنا مي­بندد، از شب تا صبح مي­بندد، اگر حنا نباشد، شمش طلا مي­بندد.

 

در بين اعراب آغاجاري مادر داماد يك روز قبل از عروسي زنان را دعوت مي­كند. در گذشته در بهبهان در شب حنابندان يك طشت حناي خيس شده كه چند شمع روشن نيز در آن قرار دارد را به خانۀ عروس مي­فرستادند.

 

آوردن عروس:

 

شب عروسي را"خونه روون" xune rovan مي­گويند. در اين شب عروس را سوار ماشين نموده و در سطح شهر مي­گردانند. در گذشته اگر راه دور بود عروس را سوار اسب مي­كردند و با ساز و دهل به طرف خانۀ داماد مي­بردند. تمامي اقوام عروس به خصوص زنان خانواده عروس او را همراهي مي­نمودند، كه امروزه نيز مرسوم است اشعاري كه در هنگام بدرقۀ عروس خوانده مي­شود به اين گونه است:

صلي علي خدا گفت                          در شأن مصطفي گفت

                        جبريل بارها گفت                              صل علي محمد صلوات بر محمد(ص)

وقتي به نزديك خانۀ داماد مي­رسيدند عروس را متوقف نموده و اقوام عروس به صداي بلند مي­گفتند كه داماد بايد غلام شود به اين صورت داماد عروس را از اسب پياده مي­كرد و چند قدمي او را راه   مي­برد و مجدد به خانه برمي­گشت. به اين رسم در لهجۀ بهبهان "غلوم و بيده" qolumobide      مي­گويند. وقتي كه عروس مي­خواهد وارد خانه شود او را از زير قرآن رد مي­كنند و جلوي پاي او گوسفندي سر مي­برند.

مراسم بعد از عروسي:

پس از شب زفاف عروس تا سه روز دست به هيچ­كاري نمي­زند. در شهر بهبهان در اين مدت براي عروس از خانه­اش غذا مي­فرستند و به اين رسم "پوسري" poiseri مي­گويند. اعراب آغاجاري آن را "عظيمه" azime مي­نامند. در شهر بهبهان در گذشته اگر داماد موفق به زفاف مي­شد برايش نان تنوري، حلوا و كباب مي­فرستاند و نيز اگر موفق نمي­شد برايش پشمك مي­فرستادند.

 

[ پنجم آبان 1389 ] [ 13:37 ] [ اطلس ایران وجهان ]
صنايع دستي Minimize
ک‍پ‍وب‍‍اف‍‍ی‌ : ی‍ک‍‍ی‌ ‌از ص‍ن‍‍ای‍‍ع‌ دس‍ت‍‍ی‌ ب‍وم‍‍ی‌ و خ‍‍اص‌ ‌اس‍ت‍‍ان‌ م‍ح‍ص‍ولات‍‍ی‌ ب‍ه‌ ن‍‍ام‌ ک‍پ‍و م‍‍ی‌ ب‍‍اش‍د ک‍ه‌ ب‍‍ا پ‍ی‍چ‍ش‌ س‍‍اق‍ه‌ ‌ه‍‍ا‌ی‌ م‍رک‍ز‌ی‌ و ج‍و‌ان‌ ن‍خ‍ل‌ ب‍ه‌ دور س‍‍اق‍ه‌ ‌ه‍‍ا‌ی‌ ک‍رت‍ک‌ ش‍ک‍ل‌ م‍‍ی‌ گ‍ی‍رد و ب‍‍ا ن‍ق‍ش‌ ‌ان‍د‌از‌ی‌ ک‍‍ام‍و‌ا‌ه‍‍ا‌ی‌ ‌ال‍و‌ان‌ ، زی‍ب‍‍ای‍‍ی‌ ‌آن‌ چ‍ن‍د ب‍ر‌اب‍ر م‍‍ی‌ ش‍ود . م‍رک‍ز ب‍‍اف‍ت‌ ک‍پ‍و ، د‌ه‍س‍ت‍‍ان‌ "ش‍‍ه‍ی‍ون‌ " و‌اق‍‍ع‌ در ش‍‍ه‍رس‍ت‍‍ان‌ دزف‍ول‌ ب‍وده‌ و م‍‍ع‍م‍ولاً ب‍ه‌ ش‍ک‍ل‌ س‍ب‍د‌ه‍‍ا‌ی‌ در د‌ار و ب‍دون‌ در ب‍ه‌ ص‍ورت‌ س‍ی‍ن‍‍ی‌ در ‌ان‍د‌ازه‌ ‌ه‍‍ا‌ی‌ م‍خ‍ت‍ل‍ف‌ رن‍گ‍‍ی‌ و س‍‍اده‌ ب‍‍اف‍ت‍ه‌ م‍‍ی‌ ش‍ود .
ح‍ص‍ی‍ر : ح‍ص‍ی‍رب‍‍اف‍‍ی‌ ‌از ق‍دی‍م‍‍ی‌ ت‍ری‍ن‌ ص‍ن‍‍ای‍‍ع‌ دس‍ت‍‍ی‌ و ش‍‍ای‍د ک‍‍ه‍ن‌ ت‍ری‍ن‌ ‌آن‍‍ه‍‍ا در ‌اس‍ت‍‍ان‌ م‍‍ی‌ ب‍‍اش‍د . ‌ای‍ن‌ ‌ه‍ن‍رـ ص‍ن‍‍ع‍ت‌ در خ‍وزس‍ت‍‍ان‌ ب‍س‍ی‍‍ار پ‍ررون‍ق‌ ب‍وده‌ ب‍ه‌ طور‌ی‌ ک‍ه‌ ف‍ر‌آورده‌ ‌ه‍‍ا‌ی‌ ‌آن‌ در ‌ه‍م‍ه‌ ن‍ق‍‍اط ‌ای‍ر‌ان‌ ‌ع‍رض‍ه‌ م‍‍ی‌ ش‍ود . ‌ام‍روز در ن‍ق‍‍اط م‍خ‍ت‍ل‍ف‌ خ‍وزس‍ت‍‍ان‌ ‌ه‍ر ج‍‍ا ک‍ه‌ دس‍ت‍رس‍‍ی‌ ب‍ه‌ ب‍رگ‌ ن‍خ‍ل‌ و ن‍‍ی‌ و ت‍رک‍ه‌ ‌ام‍ک‍‍ان‌ پ‍ذی‍ر ب‍‍اش‍د م‍‍ی‌ ت‍و‌ان‌ ح‍ص‍ی‍رب‍‍اف‍‍ی‌ ر‌ا دی‍د . ش‍‍ه‍ر‌ه‍‍ا‌ی‌ ‌آب‍‍اد‌ان‌ خ‍رم‍ش‍‍ه‍ر ، ش‍‍ادگ‍‍ان‌ و دش‍ت‌ ‌آز‌ادگ‍‍ان‌ ‌از م‍ر‌اک‍ز ‌ع‍م‍ده‌ ت‍ول‍ی‍د ‌ای‍ن‌ م‍ح‍ص‍ول‌ ‌اس‍ت‌ .
ق‍‍ال‍‍ی‌ م‍ح‍ل‍‍ی‌ : ن‍و‌ع‍‍ی‌ ق‍‍ال‍‍ی‌ ب‍‍ا ک‍ی‍ف‍ی‍ت‌ ب‍‍الا و ن‍ق‍وش‌ ب‍س‍ی‍‍ار م‍ت‍ن‍و‌ع‌ در ش‍م‍‍ال‌ ‌اس‍ت‍‍ان‌ ت‍وس‍ط زن‍‍ان‌ و دخ‍ت‍ر‌ان‌ ب‍خ‍ت‍ی‍‍ار‌ی‌ ب‍دون‌ ب‍ک‍‍ارگ‍ی‍ر‌ی‌ ن‍ق‍ش‍ه‌ ‌از پ‍ی‍ش‌ طر‌اح‍‍ی‌ ش‍ده‌ و ف‍ق‍ط ب‍‍ا ت‍ک‍ی‍ه‌ ب‍ر ذ‌ه‍ن‌ خ‍لاق‌ ‌آن‍‍ان‌ ت‍ول‍ی‍د م‍‍ی‌ ش‍ود . ن‍ق‍وش‌ ‌ای‍ن‌ ق‍‍ال‍ی‍‍ه‍‍ا ب‍س‍ی‍‍ار م‍ت‍ن‍و‌ع‌ و چ‍ش‍م‌ ن‍و‌از ‌اس‍ت‌ و ‌اک‍ث‍ر ن‍ق‍وش‌ ‌از طب‍ی‍‍ع‍ت‌ و م‍ح‍ی‍ط ‌اطر‌اف‌ زن‍دگ‍‍ی‌ ‌آن‍‍ان‌ م‍‍ان‍ن‍د گ‍ل‌ ، ک‍‍اس‍ه‌ ، م‍‍ا‌ه‍‍ی‌ ، پ‍رو‌ان‍ه‌ ، ش‍‍ان‍ه‌ و ... ت‍ش‍ک‍ی‍ل‌ م‍‍ی‌ گ‍ردد . ش‍‍ه‍ر‌ه‍‍ا‌ی‌ م‍س‍ج‍د س‍ل‍ی‍م‍‍ان‌ ، ‌ان‍دی‍م‍ش‍ک‌ و ‌ای‍ذه‌ ‌از م‍ر‌اک‍ز ت‍ول‍ی‍د ‌ای‍ن‌ م‍ح‍ص‍ول‌ م‍‍ی‌ ب‍‍اش‍د .
[ پنجم آبان 1389 ] [ 13:37 ] [ اطلس ایران وجهان ]
صنايع دستي Minimize
ک‍پ‍وب‍‍اف‍‍ی‌ : ی‍ک‍‍ی‌ ‌از ص‍ن‍‍ای‍‍ع‌ دس‍ت‍‍ی‌ ب‍وم‍‍ی‌ و خ‍‍اص‌ ‌اس‍ت‍‍ان‌ م‍ح‍ص‍ولات‍‍ی‌ ب‍ه‌ ن‍‍ام‌ ک‍پ‍و م‍‍ی‌ ب‍‍اش‍د ک‍ه‌ ب‍‍ا پ‍ی‍چ‍ش‌ س‍‍اق‍ه‌ ‌ه‍‍ا‌ی‌ م‍رک‍ز‌ی‌ و ج‍و‌ان‌ ن‍خ‍ل‌ ب‍ه‌ دور س‍‍اق‍ه‌ ‌ه‍‍ا‌ی‌ ک‍رت‍ک‌ ش‍ک‍ل‌ م‍‍ی‌ گ‍ی‍رد و ب‍‍ا ن‍ق‍ش‌ ‌ان‍د‌از‌ی‌ ک‍‍ام‍و‌ا‌ه‍‍ا‌ی‌ ‌ال‍و‌ان‌ ، زی‍ب‍‍ای‍‍ی‌ ‌آن‌ چ‍ن‍د ب‍ر‌اب‍ر م‍‍ی‌ ش‍ود . م‍رک‍ز ب‍‍اف‍ت‌ ک‍پ‍و ، د‌ه‍س‍ت‍‍ان‌ "ش‍‍ه‍ی‍ون‌ " و‌اق‍‍ع‌ در ش‍‍ه‍رس‍ت‍‍ان‌ دزف‍ول‌ ب‍وده‌ و م‍‍ع‍م‍ولاً ب‍ه‌ ش‍ک‍ل‌ س‍ب‍د‌ه‍‍ا‌ی‌ در د‌ار و ب‍دون‌ در ب‍ه‌ ص‍ورت‌ س‍ی‍ن‍‍ی‌ در ‌ان‍د‌ازه‌ ‌ه‍‍ا‌ی‌ م‍خ‍ت‍ل‍ف‌ رن‍گ‍‍ی‌ و س‍‍اده‌ ب‍‍اف‍ت‍ه‌ م‍‍ی‌ ش‍ود .
ح‍ص‍ی‍ر : ح‍ص‍ی‍رب‍‍اف‍‍ی‌ ‌از ق‍دی‍م‍‍ی‌ ت‍ری‍ن‌ ص‍ن‍‍ای‍‍ع‌ دس‍ت‍‍ی‌ و ش‍‍ای‍د ک‍‍ه‍ن‌ ت‍ری‍ن‌ ‌آن‍‍ه‍‍ا در ‌اس‍ت‍‍ان‌ م‍‍ی‌ ب‍‍اش‍د . ‌ای‍ن‌ ‌ه‍ن‍رـ ص‍ن‍‍ع‍ت‌ در خ‍وزس‍ت‍‍ان‌ ب‍س‍ی‍‍ار پ‍ررون‍ق‌ ب‍وده‌ ب‍ه‌ طور‌ی‌ ک‍ه‌ ف‍ر‌آورده‌ ‌ه‍‍ا‌ی‌ ‌آن‌ در ‌ه‍م‍ه‌ ن‍ق‍‍اط ‌ای‍ر‌ان‌ ‌ع‍رض‍ه‌ م‍‍ی‌ ش‍ود . ‌ام‍روز در ن‍ق‍‍اط م‍خ‍ت‍ل‍ف‌ خ‍وزس‍ت‍‍ان‌ ‌ه‍ر ج‍‍ا ک‍ه‌ دس‍ت‍رس‍‍ی‌ ب‍ه‌ ب‍رگ‌ ن‍خ‍ل‌ و ن‍‍ی‌ و ت‍رک‍ه‌ ‌ام‍ک‍‍ان‌ پ‍ذی‍ر ب‍‍اش‍د م‍‍ی‌ ت‍و‌ان‌ ح‍ص‍ی‍رب‍‍اف‍‍ی‌ ر‌ا دی‍د . ش‍‍ه‍ر‌ه‍‍ا‌ی‌ ‌آب‍‍اد‌ان‌ خ‍رم‍ش‍‍ه‍ر ، ش‍‍ادگ‍‍ان‌ و دش‍ت‌ ‌آز‌ادگ‍‍ان‌ ‌از م‍ر‌اک‍ز ‌ع‍م‍ده‌ ت‍ول‍ی‍د ‌ای‍ن‌ م‍ح‍ص‍ول‌ ‌اس‍ت‌ .
ق‍‍ال‍‍ی‌ م‍ح‍ل‍‍ی‌ : ن‍و‌ع‍‍ی‌ ق‍‍ال‍‍ی‌ ب‍‍ا ک‍ی‍ف‍ی‍ت‌ ب‍‍الا و ن‍ق‍وش‌ ب‍س‍ی‍‍ار م‍ت‍ن‍و‌ع‌ در ش‍م‍‍ال‌ ‌اس‍ت‍‍ان‌ ت‍وس‍ط زن‍‍ان‌ و دخ‍ت‍ر‌ان‌ ب‍خ‍ت‍ی‍‍ار‌ی‌ ب‍دون‌ ب‍ک‍‍ارگ‍ی‍ر‌ی‌ ن‍ق‍ش‍ه‌ ‌از پ‍ی‍ش‌ طر‌اح‍‍ی‌ ش‍ده‌ و ف‍ق‍ط ب‍‍ا ت‍ک‍ی‍ه‌ ب‍ر ذ‌ه‍ن‌ خ‍لاق‌ ‌آن‍‍ان‌ ت‍ول‍ی‍د م‍‍ی‌ ش‍ود . ن‍ق‍وش‌ ‌ای‍ن‌ ق‍‍ال‍ی‍‍ه‍‍ا ب‍س‍ی‍‍ار م‍ت‍ن‍و‌ع‌ و چ‍ش‍م‌ ن‍و‌از ‌اس‍ت‌ و ‌اک‍ث‍ر ن‍ق‍وش‌ ‌از طب‍ی‍‍ع‍ت‌ و م‍ح‍ی‍ط ‌اطر‌اف‌ زن‍دگ‍‍ی‌ ‌آن‍‍ان‌ م‍‍ان‍ن‍د گ‍ل‌ ، ک‍‍اس‍ه‌ ، م‍‍ا‌ه‍‍ی‌ ، پ‍رو‌ان‍ه‌ ، ش‍‍ان‍ه‌ و ... ت‍ش‍ک‍ی‍ل‌ م‍‍ی‌ گ‍ردد . ش‍‍ه‍ر‌ه‍‍ا‌ی‌ م‍س‍ج‍د س‍ل‍ی‍م‍‍ان‌ ، ‌ان‍دی‍م‍ش‍ک‌ و ‌ای‍ذه‌ ‌از م‍ر‌اک‍ز ت‍ول‍ی‍د ‌ای‍ن‌ م‍ح‍ص‍ول‌ م‍‍ی‌ ب‍‍اش‍د .
[ پنجم آبان 1389 ] [ 13:37 ] [ اطلس ایران وجهان ]
صنايع دستي يزد
شهر : يزد





استان یزد یکی از مهم ترین استان های کویری ایران است که صنایع دستی آن را سرامیک و سفال، کاشی سازی، زرگری، زیلوبافی، شعربافی، ترمه بافی، فرش بافی، شمد، دستمال، مخمل، دارایی، چادرشب بافی، قناویز، دندانی، گیوه بافی، حصیر بافی، خورجین بافی، روفرشی، سفره، احرامی، قلم‌زنی، شيشه‌گری، چرم‌سازی، موتابی و نمدمالی تشکیل می دهند. سراميک و سفال: هنر سفال‌گری در استان يزد به ويژه در شهر ميبد دارای طرح‌های ويژه‌ای است و از حال و هوای كوير نشأت گرفته است. در اصطلاح محلی به توليدات سفال ”كواره“ می‌گويند. سفال و سراميک ميبد با نقش‌های اصيل «خورشيد خاتم» و «مرغ و ماهی» شهرت فراوان دارد. «خورشيد» سمبل آفتاب درخشان كوير، «مرغ» نماد گونه‌ای از گنجشكان نواحی كويری و «ماهی» كنايه از كم آبی اين سرزمين است. طرح سراميک ميبد با نقش خورشيد، مرغ و ماهی در نمايشگاه بين‌المللی مونيخ در سال 1971 ميلادی (1350 هـ..ش) برنده مدال طلا شد و در ساير نمايشگاه‌ها با استقبال بازديدكنندگان و تاييد صاحب‌نظران روبه رو شد. كوزه‌ها و كاسه‌های ساخت استان يزد، به ويژه ساخته‌های شهر ميبد از ظرافت و زيبايی خاصی برخوردارند و نمونه‌های آن در سفال‌های ساير نقاط ايران به چشم نمی‌خورد. كواره‌های ساخت ميبد عبارتند از:سفال ساده بی لعاب، سفال لعاب دار، اشيای كاشی و سراميک. كاشی‌سازی: كاشی‌سازی عبارت از به كارگيری كاشی‌های زيبا و گوناگون سنتی در معماری بناها است. اين هنر در استان يزد قدمتی هفت صد ساله دارد. هنرمندان ابتدا اشكال دل خواه كاشی را تهيه و سپس روی آن‌ها را نقاشی می‌كنند و بعد آن‌ها را لعاب داده و پخت می‌كنند.انواع كاشی اين استان عبارت اند از: كاشی يزدی، كاشی كمک، كاشی شبكه، كاشی شش گوش، كاشی حاشيه، كاشی اكمند، كاشی هفت‌رنگ و كاشی جوک. زرگری: زرگری يكی از هنرهای دستی استان يزد است. زرگرها با طرح‌های بسيار زيبا از نقوش ساده هندسی و نمادين با تلفيق سنگ‌ها و گوهرهای قيمتی زيورهای بسيار متنوع برای زينت زنان و دختران می‌آفرينند.اين زيورآلات شامل گوشواره، گردن بند و سينه‌ريز، دست بند، انگشتر، ‌حلقه و النگو است. در استان يزد سال‌ها است كه راسته‌ای تحت عنوان راسته زرگرها در بازار خان ساخته شده است. از جمله ابزار زرگری كه تا پنجاه سال پيش مورد استفاده بود و در حال حاضر منسوخ شده، می‌توان به ترازوهای مثقالی، بوته، كوره‌های گلی، انبر سركج،‌ رجه با شيارهای كوچک و بزرگ، حديده با سوراخ‌های متعدد در انواع ياقوتی و الماس اشاره كرد. در حال حاضر از وسايل بسيار مدرن استفاده می‌شود كه در يک ساعت چند كيلوگرم طلا و نقره را به مفتول و تسمه تبديل می کند. زيلوبافی (پلاس‌بافی): اين دست‌بافته زيبا، خاص مناطق حاشيه كويری است. اين فرش با نوع زندگی مردم منطقه تطابق دارد و بخشی از اعتقادات مذهبی، تاريخ، معماری، طبيعت و گويش مردم اين نواحی نيز، بر تار و پود آن نقش بسته است. زيلوبافی در شهر ميبد سابقه‌ای ديرينه دارد. برخی سابقه زيلوبافی در شهر ميبد را به قرن هشتم هـ.ق و دوره ی مظفريان نسبت می‌دهند. قديمی‌ترين و در عين حال نفيس‌ترين زيلوهای ميبد، به قرن دوازدهم هـ.ق تعلق دارد و بر روی آن بيست‌وچهار سجاده طراحی شده است. در مجموع رنگ‌های آن با اندكی اختلاف،‌ يكسان و چشم‌نواز است. در حاشيه اين زيلو، نام واقف و تاريخ 1188 هـ.ق نقش شده است. سه تخته زيلو در مسجد جامع «هفتادر» در عقدا وجود دارد كه در نوع خود بی نظير است. دوتخته آن بافته «حاجی باقر ميبدی» در سال‌های 1070 و 1083 هـ. ق است و زيلوی فرسود ديگر، مربوط به سال 1023 هـ.ق است. از ديگر زيلوهای تاريخی ميبد می توان به زيلوی آويخته مسجد اميرچقماق (مربوط به سال 1279 هـ.ق) و زيلوهای كهنه مسجد ركن‌آباد ميبد اشاره كرد
[ پنجم آبان 1389 ] [ 13:32 ] [ اطلس ایران وجهان ]
عيد سعيد فطر بين مردم استان دارالعباده يزد نيز همچون تمام بلاد مسلمين از اهميت ، ارزش و قداست والايي برخوردار است.
   
جايگاه اين روز سراسر رحمت، بركت و نور در استان يزد موجب شده است تا از چند روز قبل خانواده ها براي برگزاري مراسم آن لحظه شماري كنند.

نظافت منازل، خريد لباس نو، تهيه شيريني و ميوه هاي تازه فصل و برنامه ريزي براي ديد و بازديد در اين روز از جمله مقدمات براي حلول عيد سعيد فطر و بزرگداشت آن در بين مردمان مومن اين استان است.

بااعلام روز اول ماه شوال و فرارسيدن عيد سعيد فطر،مردم پس ازعمل مستحبي غسل و پوشيدن لباسهاي نظيف و معطر در سطح محله ها ومناطق مختلف تكبيرگويان راهي مصلاي اقامه نماز عبادي سياسي و شكوهمند اين روز مبارك مي شوند.

مردم با ورود به مصلاي نماز عيد فطر ضمن مصافحه و تبريك اين عيد بزرگ به هم براي اقامه نماز آماده مي شوند.

رسم اين است كه قبل از اقامه نماز عيد ، مكبر و مجري اين مراسم چندين مرتبه ذكرهاي وارد شده اين روز را بلند قرائت و نمازگران نيز با او تكرار مي كنند.

مهمترين اين ذكرها گفتن'الله اكبر، لااله الاالله، صلوات بر محمد و آل محمد (ص)' و خواندن دعاي سلامت امام زمان (عج) است.

از قديم الايام رسم بر اين بوده است كه كساني كه نذر و نيازي دارند با تهيه شيريني، آن را در محل برگزاري نماز عيد فطر و قبل ازاقامه نماز بين مردم توزيع مي كردند.

طبخ آش معروف به حضرت'ابوالفضل العباس(ع) و توزيع آن در صبحگاه عيد بين مردم از ديگر آداب و رسوم قديمي اين روز در بين يزديهاست.

در اكثر مناطق استان براساس يك سنت ديني وارزشي، مردم بلافاصله پس از اتمام نماز عيد سعيد فطر و قبل از رفتن به منازل خود، بر سرقبور مطهر شهيدان رفته و با به همراه بردن خيرات از قيبل خرما، شيريني و گل، ياد شهدا و گذشتگان خود را گرامي مي دارند.

شستن قبور شهدا و اموات، قرائت آيات كلام وحي و ذكر ادعيه از ديگر مواردي است كه در اين روز صورت مي گيرد.

مردم مومن استان يزد در ادامه آداب و رسوم خود در اين روز مبارك به ديد و بازديد بزرگترها و ريش سفيدان خانواده و محل سكونت خود مي روند و اين عيد را به آنها تبريگ مي گويند.

برگزاري جشنهاي اسلامي شامل مولودي خواني و مديحه سرايي همراه با دعوت اقوام و بزرگان فاميل از ديگر آداب حسنه اين عيد بزرگ اسلامي است كه در بين يزديها رايج است.

در بين زنان يزدي نيز رسم است كه در روز عيد سعيد فطر بصورت دسته جمعي به خانه فردي كه جلسات ختم قرآن مجيد در طول ماه مبارك رمضان در منزل او برگزار شده است مي روند و با دادن هديه و شيريني، از او تقدير مي كنند.

دربرخي از مناطق استان نيز بانواني كه در جلسه ختم قرآن مجيد ماه رمضان سوره 'اخلاص'
به نامشان ختم شده است در روزعيد فطر از ديگر زنان محل دعوت و با شيريني از آنها پذيرايي مي كنند.

پرداخت زكات فطره و فطريه به نيازمندان جامعه طبق احكام شرعي بويژه به افراد بي بضاعت فاميل نيز مانند بقيه نقاط بلاد اسلامي در دارالعباده با حساسيت خاصي انجام مي شود.

مردم مومن يزد معتقدند عيد سعيد فطر همان روز تولد دوباره انسانها و بازگشت به فطرت پاك انساني و الهي است.

يزديها، در پايان روز، اين تولد دوباره را تا پاسي از شب به شكرانه حضورشان در يك ماه ميهماني خدا و انجام عبادات و ترك معصيتها به شادي و شادماني مي گذارنند.
[ پنجم آبان 1389 ] [ 13:32 ] [ اطلس ایران وجهان ]
عيد فطر در پايان ماه رمضان و اولين روز شوال برگزار مي گردد و عيد قربان يا اضحي دهمين روز ذيحجه مي باشد. غير از اين دو عيد، كه از نظر اسلام اعياد رسمي هستند، ايام ديگري نيز مثل تولد حضرت پيغمبر و بعثت، عيد محسوب مي شود و در آن روزها به نحوي اظهار مسرت وشادي مي كنند
 
مادر بزرگان اردبيلي چند روزي مانده به ماه رمضان به تكاپو مي ‌افتند تا لوازم و مواد لازم براي تهيه انواع خوراك مخصوص سفره ‌هاي افطاري و سحري را فراهم كنند، دادن برنج به آسياب به منظور تهيه فرني، درست كردن انواع مربا و...
 
وقتي شخصي در مي گذشت اولين كار افراد خانواده او آگاه كردن كسان و‌آشنايان بود. اين كار در مورد نزديكان با فرستادن پيك و در باره ديگران از طريق مناجات صورت مي گرفت. مناجات بوسيله موذن مسجد محله متوفي بعمل مي آمد.
 
از مراسم ديگر عزاداري كه خاص اردبيل است يكي هم طشت گذاري در مساجد و تكايا است. سه روز به آغاز محرم مانده طشت گذاري آغاز مي شد و روز اول محلات بزرگتر اقدام به طشت گذاري مي كردند و اين سنت امروز نيز معمول است
 
در اين بازي دسته اي از کودکان يک نفر را از بين خود وادار به بستن چشم يا روي کردن بديوار مي نمودند.آنگاه خود بي سرو صدا و به نحوي که او در نيابد از کنار وي دور شده هر يک در جائي پنهان مي گشتندبعد آنکه چشمش بسته بود با صداي بلند داد مي زد «گيزلين پاچ و گلديم قاچ»
 
مردم آذري نيز شب چله را دور هم جمع مي شوند و بهترين غذاهاي سنتي و بومي خوشمزه را براي اين شب تدارك مي بينند و در اين شب چيله قارپوزي يعني هندوانه چله مي خورند و باور دارند كه هندوانه، سوز سرما را از آنها دور مي كند.
 
سابقاً در اردبيل زايشگاه و بيمارستان نبود و زايمان ها در خانه ها صورت مي گرفت قابله هاي تحصيلكرده مثل امروز وجود نداشت و به جاي آنها زنان سالخورده بنام ماما كه در عوض تحصيلات تجربياتي در كار خود داشتند در امر زايمان دخالت مي نمودند.
 
پس از آنكه دختري مورد پسند قرار مي گرفت اقدام به خواستگاري رسمي مي شد علامت قبول ازدواج ازطرف خانواده دختر چاي شيرين بود و در اين روز از اقرباي دختر هم عده اي بدين مجلس كه به «شيرني ايچدي» معروف بود دعوت مي شدند. در اين مجلس ميزان مهريه و شرايط طرفين و تاريخ عقد مشخص مي شد نامزدي رسمي صورت مي گرفت
 
از سنن تاريخي مردم اردبيل بجاي آوردن مراسم جشن نوروز باستاني است. تشريفات برگزاري اين جشن نسبت به نقاط ديگر ايران تا حدي مفصل و وسيعتر بوده است و با آمدن «تكمچي »ها آغاز مي گشته است
 
مردم آذري نيز شب چله را دور هم جمع مي شوند و بهترين غذاهاي سنتي و بومي خوشمزه را براي اين شب تدارك مي بينند و در اين شب چيله قارپوزي يعني هندوانه چله مي خورند و باور دارند كه هندوانه، سوز سرما را از آنها دور مي كند
زبان و گويش‌هاي مادري به عنوان نخستين عامل در برقراري ارتباط بين انسان‌ها از زماني كه بشر در زندگي اجتماعي تكلم را آموخت، همواره با او بوده و بعد از مرگش هم به نسل‌هاي آينده منتقل شده است.

اين عامل دست كم براي زماني طولاني همواره نقش پيوند چندين نسل به همديگر را بازي مي‌كند و علاوه بر كاركرد بيان عاطفه و احساسات، اطلاع رساني و بيان خواسته‌ها و نيازهاي دروني انسان به همديگر، آداب، فرهنگ و آيين‌هاي حاكم بر جامعه را هم به نسل‌هاي ديگر و آينده منتقل مي‌كند.

اين عطيه پروردگار به اشرف مخلوقات به اندازه‌اي قوي و عجين شده با زندگي اوست كه به آساني زوال نمي‌پذيرد، اما در طول زمان دستخوش تداخلات و تغييراتي مي‌شود.

زبان و يا گويش مادري بهترين وسيله براي تقويت محبت و صميميت بين افراد است و اطلاق زبان مادري به زبان و يا گويش بومي و محلي هم باتوجه به اينكه مادر نماد محبت و دوست داشتن است، به احتمال زياد روي اين اعتقاد انجام شده است.

البته منظور آن نيست كه انسان به ساير اقوام و افرادي كه با زبان‌هاي ديگر تكلم مي‌كنند، محبت و علاقه‌اي نداشته باشد چرا كه پروردگار متعال بنابه تصريح معتبرترين كتاب آسماني خود همه انسان‌ها را با هر قيافه، نژاد، رنگ پوست و زبان بطور يكسان آفريده است و انسان‌ها از اين نظر هيچ تفاوتي با همديگر ندارند.

بلكه انسان‌ها در گستره دنياي بزرگ كه زبان‌ها و گويش‌هاي گوناگون را در خود جاي داده است همواره به زبان و گويش مادري خويش تسلط كافي دارند و به همين دليل مطالب و افكار خويش را با اين زبان راحت تر بيان مي‌كنند.

در فلات آذربايجان هم كه استان اردبيل بخشي از آن را تشكيل مي‌دهد، گويش ها و لهجه‌هاي گوناگوني وجود دارد.

پرداختن به ريشه و تاريخ زبان مردم منطقه نيازمند صرف زمان‌هاي متمادي براي تحقيق و مطالعات فراوان است و اين درحاليست كه اسناد و مدارك معتبري هم شايد در اين زمينه موجود نباشد.

شادروان بابا صفري در كتاب " اردبيل در گذرگاه تاريخ " مي‌نويسد: زبان تركي، ره‌آورد تركان است كه با نفوذ تدريجي آنان در اين منطقه كم كم رايج شده است.

به نوشته‌ي وي، در عهد اشكانيان و ساسانيان طوايف ترك نژاد براي به دست آوردن مراتع و چراگاه از مشرق به سمت ايران وارد شدند.

دكتر حسن احمدي گيوي، در مقدمه كتاب "دستور تطبيقي زبان تركي و فارسي" مي‌نويسد: زبان تركي از نظر خاستگاه در شمار زبان‌هاي اورال ، آلتايي است كه متكلمان به آن زبان از سرزميني واقع در ميان كوه‌هاي اورال و آلتايي (در شمال تركستان) و در زمان‌هاي گوناگون به سرزمين‌هاي گوناگون مهاجرت كرده‌اند.

وي مي‌نويسد: زبان تركي آذربايجاني، زبان بخش بزرگي از شمال غرب ايران شامل استان‌هاي آذربايجان شرقي ، آذربايجان غربي ، اردبيل ، زنجان و نيز بخشي از مناطق مركزي ايران از جمله تهران، كرج، ساوه، قزوين ، همدان و شهرهاي استان مركزي است.

به نوشته احمدي‌گيوي، اين زبان بخشي از استان پهناور شمالي يعني گيلان را نيز دربرمي‌گيرد و در سرزمين‌هاي برون مرزي نيز زبان تركي، زبان رسمي آذربايجان و مناطق گسترده‌اي از ازبكستان، گرجستان، داغستان، قزاقستان و اوكراين است.

وي مي‌نويسد: زبان تركي آذربايجاني داراي گويش‌هاي فراواني است و گويش‌هاي باكو، تبريز، لنكران، قره‌باغ و اردبيل از جمله آن‌هاست.

وي در اين كتاب مي‌نويسد: " من هم ايران را دوست دارم هم آذربايجان را ، برهر دو عشق مي‌ورزم منتها من ايراني را دوست دارم كه آذربايجان را اندامي از پيكر خود بداند و پاره‌ي تن خود بشمارد و بر رشد و توان و بالندگي آن همت گمارد و نيز آذربايجاني را دوست دارم كه چون سروي سرفراز و شاخه گلي دلنواز در بوستان دل ستان ايران عزيز و در كنار گل‌ها و سروهاي شيراز و اهواز و ... ببالد و سايه و رنگ و بوي آن ديده و مشام ايران و ايراني را نوازش دهد."
وي مي‌نويسد: " هم زبان تركي را دوست دارم و هم زبان فارسي را ، زبان تركي را از آن رو دوست دارم كه زبان مادري من است و مادرم به آن زبان شيرين و دلنشين، مرا لالايي گفته و با مفاهيم والاي پدر و مادر، خدا، عشق، ايمان، ميهن، ملت، انسان، آيين‌ها و باورهاي بومي و قومي آشنايم ساخته است.

اما به زبان فارسي به آن سبب عشق مي‌ورزم كه زبان ملي و زبان رسمي وطن من است و من آن را سازنده‌ترين و مهم‌ترين عامل وحدت ملي مي‌شناسم و يگانه وسيله‌اي مي‌دانم كه از يك سو مرا با هم ميهنان شيرازي ، اهوازي، بوشهري، بهشهري ، كرماني ، كرمانشاهي و مردم ديگر نقاط ايران عزيزم پيوند مي‌دهد و تفهيم و تفاهم مي‌آفريند.

به وسيله اين زبان فاخر و شيرين است كه گنجينه گرانسنگ آثار ذوق و انديشه فردوسي، مولوي، ناصر خسرو، نظامي، عطار، سنايي ، سعدي ، حافظ، حلاج، خرقاني ، ابن سينا ، بيروني ، بوسعيد ، غزالي ، بايزيد بسطامي ، بلعمي و بيهقي و ديگر صاحبان سخن، ذوق، انديشه، دانش و بينش ميهنم مرا گوهرها مي‌بخشد و بر حيثيت و شخصيت و افتخار و غرورم مي‌افزايد." استاد زبان و زبان شناسي دانشگاه‌هاي اردبيل دراين زمينه مي‌گويد: خداوند زيبايي را دوست دارد و اين در زوايا و مظاهر آفرينش پروردگار بزرگ از جمله خلقت گل‌هاي رنگارنگ با عطرهاي گوناگون آشكار است.

[ پنجم آبان 1389 ] [ 13:27 ] [ اطلس ایران وجهان ]
صنایع دستی

انواع صنایع دستی که در استان گیلان تولید می شود عبارتند از: خراطی و نازک کاری چوب، منبت کاری ، معرق کاری ، حصیر بافی، بامبو بافی، مروار بافی، سفالگری و سرامیک سازی، نقاشی روی کدو، نمد مالی، شالبافی، ابریشم بافی، جاجیم بافی، گلیم بافی، چموش دوزی، قلابدوزی، چادر شب بافی، قالی بافی.

منبت کاری:

منبت یکی از ظرایف صنایع دستی ایران است که چونان دیگر انواع این صنعت پر پیشه تلفیق بلیغی از هنر و حوصله محسوب می شود و دست اندر کاران آن از مواد اولیه ای ارزان و فراوان محصولاتی گرانبها با ارزش های مصرفی و هنری فوق العاده بالا به وجود می آورند. منبت کاری هنری است مشتمل بر حکاکی و کنده کاری برروی چوب براساس نقشه ای دقیق. از آنجا که چوب دارای مقاومت قابل ملاحظه ای در برابر رطوبت، عوامل جوی و ... نیست متأسفانه نمونه و اثری از چوبهای منبت کاری شده در دوره پیش از اسلام در دست نیست.

در استان گیلان به دلیل وجود جنگل و درخت چوبهای زیادی نیز در دسترس است. در نتیجه کارهای بسیار زیبایی را می توان در اینجا مشاهده کرد.

خراطی و نازک کاری با چوب:

خراطی، آن دسته از کارهای چوبی است که معمولاً با قرار گرفتن چوب برروی دستگاههای خراطی که طی آن چوب حول مرکزیتی به دوران می آید انجام می شود.
فرآورده های تولیدی این رشته شامل گلدان، قندان، شکلات خوری، آجیل خوری، زیر سیگاری، میان قلیان، عصا و ... است.
نازک کاری چوب، روشی از ساخت فرآورده های چوبی است که طی آن بوسیله وسایل نخاری نظیر اره، رنده، سوهان، مغار و ... قطعات کوچک چوبی آماده می شود. سپس بصورت روکش برروی بدنه چوبی چسبانده می شوند. قطعات چسبانده شده تحت فشار قرار گرفته و شکل می گیرند. از این روش انواع شکلات خوری، زیر سیگاری، قاب عکس و نظایر آن تولید می شود.

معرق روی چوب:

عمدتاً این هنر در شهر رشت و به صورت خصوصی کار می شود

حصیربافی:

مهمترین مراکز عمده بافت: رشت، خمام، حسن رود، انزلی، اطراف لنگرود و رودسر است.
بامبو بافی:
شروع کار بامبو بافی با کشت چای در گیلان آغاز و رواج یافت و مهمترین مرکز تولید آن لاهیجان علی الخصوص منطقه لیالستان است. بامبو در فارسی به نی خیزران شهرت دارد که به طور طبیعی در مرداب ها و اطراف رودخانه های لاهیجان و رشت می روید.

مرواربافی:

مرواربافی یکی از رشته های صنایع دستی است که طی سالیان اخیر در گیلان رواج یافته است. مروار یک نوع چوب ترکه ای است که در منطقه سولقان در اطراف تهران کاشته می شود و از آن انواع و اقسام سبد در سایزهای مختلف, جامیوه ای, جانانی, جا لیوانی و ... می بافند. از نظر شکل و ظاهر به محصولات بامبوبافی بسیار شبیه است.

سفالگری و سرامیک سازی:

از مراکز مهم این رشته در استان گیلان می توان آستارا, انزلی, رودسر, صومعه سرا, لاهیجان و تالش یاد کرد. در استان گیلان مواد اولیه و مورد مصرف سفال بسیار یافت می شود و به دلیل رطوبت هوا و بارندگی های تقریباً دائمی از گذشته های دور مصرف سفال سقف برای پوشش ساختمانها استفاده می شد.

نقاشی روی کدو:

در لیالستان لاهیجان نوعی کدو کشت می شود که به کدوی قلیایی معروف است و در شرایط خاص پرورش می یابد. ابتدا کدوی نارس را درون قالبی چوبی که جداره آن به شکلهای زیبا و متفاوت مشبک است قرار می دهند و دهانه آن را می بندند به طوریکه فقط ساقه کدو از دهانه قالب بیرون می ماند. کدو که به تدریج رشد می کند شکل قالب چوبی را به خود می گیرد و از داخل روزنه های قالب مشبک به بیرون نفوذ می کند. پس از رسیدن کامل کدو آنرا از ساقه جدا کرده و با احتیاط قالب را باز می کنند و سپس آنرا نقاشی کرده و برای آنکه رنگ آن تیره قهوه ای بشود, آنرا درون ظرف بزرگی با پوست انار و زاج سیاه می جوشانند و سپس قسمتهایی از پوست کدو را که باقی مانده است می تراشند و در نتیجه نقش و نگار روی آن ظاهر می شود. این کدو پس از رسیدن خود به خود توخالی می شود. از این محصول بیشتر برای قلیان، پایه آباژور و ... استفاده می کنند. این هنر از هنرهای تزئینی است.

نمد مالی:

نمد به عنوان یکی از زیراندازها و تن پوش های سنتی ایران سابقه ای طولانی دارد. ماده اولیه مورد نیاز برای تهیه نمد بطور معمول ضایعات پشم و کرک قالی است. ولی از آنجا که تولید نمد بنا بر سفارش متقاضی به نمدمال صورت می گیرد از پشمهای مرغوب نیز در آن استفاده می شود
[ پنجم آبان 1389 ] [ 13:26 ] [ اطلس ایران وجهان ]

صداى پاى بهار که مىرسد، گيلان اين سرزمين جنگل و دريا باطبيعت دل انگيز و مردمان مهمان نوازش با آيين هاى خاص خود به استقبال زيبايى مىروند.
درفرهنگ عامه گيلان نوروز واژه اى آشناست و درخود نوشکفتن و تازه شدن را به ارمغان دارد.
مردم اين استان با يک باور قديمى هرسال در آستانه سال جديد با زدودن کهنگىها از دل و محيط اطراف خود به پيشواز طراوت و تازگى مىروند.
مردمان گيل و ديلم در سرزمين کوه و جنگل و دريا از آداب و سنن ويژه اى برخوردارند که گوياى باورهاى قلبى آنان در تحول و نوشکفتن است .
بهار که از راه مىرسد صداى نوروزخوانان گوش هرشنونده اى را نوازش مى دهد و آنان را در استقبال از طراوت و شادابى فرا مىخواند.
اگرچه بسيارى از آيين ها و آداب رايج مردمان اين سامان در گذر زمان به فراموشى سپرده شده اما هنوز هم در مناطق مختلف گيلان کسانى هستند که با باورهاى خود سر مىکنند.
خانه تکانى، چهارشنبه سورى، قاشق زنى، نوروز خوانى، پخت شيرينى رنگ آميزى تخم مرغ ، دوخت لباس هاى محلى، ديد و بازديد و مراسم تحويل سال با استخاره قرآن و دهها مراسم ديگر ازآداب و رسومى است که در باور مردمان اين سامان نشسته است .
سفيد کردن ديوارهاى گلى با آب آهک ، شستن لباس ها و فرش هادرآب رودخانه از جمله مراسمى است که همچنان در برخى از روستاهاى منطقه رواج دارد.
زنان روستايى با خواندن ترانه هاى شاد محلى هنگام رفت و روب خانه طلايه داران اعلام نزديک شدن نوروز هستند.
پخت انواع شيرينى، نقل و نبات ، تنقلات از جمله سننى است که هنوز در سراسر استان در اين ايام رواج دارد.
در سالهاى گذشته زنان شيرينىهاى عيد نوروز را در خانه تهيه مىکردند که اين کار بخشى از هزينه هاى نوروز را کاهش مىداد.
حلوا کوچول، حلوايى دستى، نان برنجى، نان خلفه ، نان گندمى، آب نباتى و پشمک ، کلوچه هاى محلى از شيرينى هاس سنتى اين ايام است .
براى تهيه شيرينى از دوشاب، کنجد، تخم مرغ ، پوست مرکبات و آرد برنج و گندم استفاده مىشود.
خريد و دوخت لباس هاى محلى از بازار با رنگ هاى شاد آذين شده جلوه اى ديگراز نوروز دراين استان است .
پس از حلول سال نو خانواده هاى گيلانى به ديد و بازديد يکديگر مىروند و براى هم سالى خوش همراه با سلامتى را آرزو مىکنند.
اين ديد و بازديدها تا قبل از روز سيزده بدرادامه دارد. 



حنابندان
پيش از فرار رسيدن عروسي مراسمي به نام "حنابندان" در شهرها بر پا مي شد. در اين مراسم عروس مي بايد در اين شب دست و پايش را حنا ببندد.

نارنج زني
از ديگر مراسم ازدواج "نارنج زني" است. رابينو که در اوايل قرن بيستم در گيلان به سر مي برد، خود شاهد اين مراسم بود. وي مي نويسد که هنگام ازدواج، داماد نقل و سکه بر سر عروس مي پاشد، بعد نارنج يا پرتقالي به طرف او مي اندازد. آنگاه عروس و داماد دور چاه مي گردند. عروس سکه اي به نشانه خوشبختي در چاه مي اندازد و پس از آن درخت توتي در خانه مي نشانند.

گيشه بري
گيشه بري از ديگر مراسم مربوط به ازدواج است. بردن عروس به خانه داماد را گيشه بري مي نامند. اين مراسم پرشور با صداي ساز و نقاره و ترانه خواني و شادماني خانواده عروس و داماد و ديگر مهمانان همراه است.

در شهرها معمولاً ازدواج با پا درمياني خانواده و معرفي چند دختر به پسر مورد نظر صورت مي پذيرفت. گاه دلاک حمام را براي آشنايي و پرسيدن نظر دختر نزد او مي فرستادند و يا در حمام هاي عمومي دختر مورد نظر را برانداز کرده و پس از پسنديدن به خواستگاري او مي رفتند. مراسم خواستگاري و تعيين مهريه و شيربها از موارد مطرح براي دو خانواده است.
نوروز خواني


نوروز خواني از مراسم آخر هر سال در گيلان است. نوروزخواني که هم اکنون نيز کم و بيش رواج دارد، در گيلان نماد ورود بهار و خير و برکت است. براي اين کار گروهي نوروزخوان در کوچه و خيابان به راه مي افتند و اشعاري مي خوانند. از معروف ترين اين اشعار مي توان به "دوازه امام" و "عروس گوله" اشاره داشت.

اغلب نوروزخوانان نخست دوازده امام را مي خوانند و وقتي به قسمت ترجيع بند مي رسند، آن را دو نفري تکرار مي کنند و بعد نوروز و نوسال مي خوانند.

اين شعر چنين آغاز مي شود:

"همي خوانم امام اولين را شه کشور اميرالمؤمنين را
وصي و جانشين يعني علي را
به ياسين والف لام و به فيروز دهيد مژده که آمد عيد نوروز
امام دومين هم دسته گل شفاعت مي کند او بر سر پل
حسن بابش سوار است او به دلدل
به ياسين و الف لام و به فيروز دهيد مژده که آمد عيد نوروز "

اين شعر در مدح دوازده امام ادامه مي يابد.

عروس گوله


نمايش "عروس گوله" نيز از ديگر مراسم قبل از حلول سال نو به شمار مي رفت. اين نمايش همراه با آواز ريتميک داراي مفاهيم اخلاقي و آييني خاصي بود. بازيگران اين نمايش معمولاً سه نفر بودند و به نقش غول، پيربابو و نازخانم ظاهر مي شدند. نقش نازخانم را بيشتر مواقع پسر جواني که لباس زنانه پوشيده بود اجرا مي کرد.

پير بابو يا کوسه نقش پيرمردي بود که با غول بر سر تصاحب نازخانم به بحث و جدل مي پرداخت. غول هم خود را با کلاهي از کلوش (ساقه برنج)، زنگوله ها و چماق به هيبتي عجيب مي آراست. اين گروه به منازل مختلف رفته، به ايفاي نقش خود مي پرداختند و در ازاي تهنيت گويي خويش و آرزوي سالي پربرکت و پر يمن براي صاحبخانه، از او هدايايي دريافت مي کردند.

گاه نقش يک شخصيت ديگر به اسم "کاس خانم" نيز به اين جمع اضافه مي شد
گل گل چهارشنبه


از ديگر مراسم کهن ايرانيان که در گيلان هم با بعضي تغييرات جزيي به آن مي پردازند، "چهارشنبه سوري" است که در غروب آخرين سه شنبه سال و در شب چهارشنبه انجام مي شود. به اين منظور خار، بوته، گون و کاه جمع آوري مي شد و با درست کردن پشته هايي که معمولاً رو به سمت قبله مي نهادند و سپس آتش زدن آنها، از روي آتش مي پريدند و هنگام پريدن با خوشحالي مي خواندند:
گل گل چهارشنبه به حق پنج شنبه

زردي بشه، سرخي بايه نکبت بشه، دولت بايه

يعني: اي شعله آتش چهارشنبه، به حق پنج شنبه، زردي و ضعف و بيماري رخت بر بندد و نوبت سرخي و نشاط و خرمي فرا رسد. دوره نکبت و ناکامي به سر آيد و دولت و اقبال روي نمايد.
اين سنت که از روزگار زرتشت و حتي جلوتر بر جاي مانده، در دوران اسلامي با اعتقادات مردم در هم آميخته و رنگ و بويي ديني گرفته است. دود کردن اسپند هم از اين رسوم است که سعي مي شد از سادات خريداري شود و به هنگام دود کردن آن زمزمه مي کردند:

عاطتيل کن، باطيل کن تي مرده ماره بيرون کناسفند دوکن چاووس بايه مردمار به هوش بايه



يعني: عاطل و باطلش کن و چشم زخم را از وجودها دور ساز. مادر شوهرت را بيرون کن. اسپند دود کن تا چاووش بيايد. تا مادر شوهرت به هوش بيايد.

علاوه بر اين به نيت اين که دختران به زودي به خانه شوي بروند، دختران دم بخت را چند ساعتي از خانه بيرون و خانه تکاني مي کردند. شکستن کاسه و کوزه و ظروف کهنه به علامت دور ساختن نفرت و رفع قضا و بلا از ديگر آداب اين روز به شمار مي رفت.

مراسم چهارشنبه سوري در نواحي مختلف گيلان با تفاوتي اندک اما شبيه به هم اجرا مي شد و گاه شليک تير و ترکاندن ترقه نيز در برنامه جاي داشت. گاه نيز به نيت برکت، يکي از اهالي با تبر به سمت درختي که بار نمي داد مي رفت اما با ضمانت ديگران براي بار آوردن درخت در سال بعد، شخص تبر به دست از قصد خود منصرف مي شد.

فالگوش ايستادن


از ديگر برنامه هاي چهارشنبه سوري بود. براي اين کار، در گذرگاه ها مي ايستادند و با شنيدن پنهاني نخستين کلمات عابرين، مفهوم آن را حمل بر توفيق يا ناکامي خود در سال آتي مي شمردند.
قاشق زني

از ديگر رسوم اجرايي اين شب بود که معمولاً جوانان و بيشتر دختران به در خانه همسايه ها مي رفتند و با پنهان کردن روي خود و بدون دادن آشنايي، خواستار هديه مي شدند. نقل و نبات و تنقلات از عمده ترين چيزهايي بود که در کاسه قاشق زنان جاي مي گرفت.

شال اندازي

در مناطق روستايي کوهستاني از رسوم شايع چهارشنبه سوري بود و گاه حالت نوعي خواستگاري از دختر صاحب خانه را داشت. معمولاً به گوشه شال اينان مقداري شيريني و آجيل به عنوان هديه صاحب خانه بسته مي شد و شال اندازان بدون مشخص کرن هويت خويش به خانه فرد ديگري مي رفتند.

آینه تکم


یکی دیگر از مراسم قبل از سال نو، اجرای یک نمایش عروسکی به نام "آینه تکم" است که در نواحی غربی استان گیلان انجام می شد. "تکم چی ها" از آذربایجان به نقاط هشتپر و حتی انزلی و رشت می آمدند و پیام آور رسیدن سال نو و نوروز می شدند.
"تکم" عروسکی به شکل بز بود که به دسته ای متصل می شد و آن را با پارچه ها و منجوق های رنگی و پر می آراستند و با بالا و پایین بردن دسته ای که از میان چوبی سوراخ دار می گذشت، آن را به حرکت و جنبش وا می داشتند. در کنار این نمایش با صدای دو چوب که به هم می خورد و آهنگی شاد را تداعی می کرد، تکم چی ها ترانه هایی خوش آهنگ می خواندند.
سيزده سال


آخرين مراسم نوروز، سيزده سال است. در اين روز مردم گيلان بيشتر به کنار رودخانه ها و در دل جنگل ها مي روند و به صورت گروهي، آخرين روز نوروز را گرامي مي دارند. دختران گيلاني در اين روز سبزه گره مي زنند. اين مراسم معمولاً با بندبازي، کشتي گيله مردي و نواختن ساز و نقاره همراه است.

بندبازی (لافندبازی)





از نمایش های سنتی گیلان که بیشتر در جشن هایی مثل عروسی، عید نوروز و یا در بازارهای هفتگی اجرا می شد، بندبازی است. در گیلان به آن "لافندبازی" نیز گفته می شود و مانند همان بندبازی در سیرک است. نمایش بر روی طنابی که از روی دو میله فلزی و چوبی محکم و ضربدری شکل گذشته و در دو طرف مهار شده، انجام می شود. اصلی ترین فرد نمایش "پهلوان" نام دارد که بر روی طناب ها با پای برهنه راه می رود و برای تعادل خود چوبی بزرگ به نام لنگر در دست می گیرد. پهلوان با ایستادن داخل تشت و یا قابلمه بر روی طناب راه می رود. گاه با دوچرخه ای که لاستیک آن را برداشته اند فواصل دو تیر را می پیماید. قرار دادن صندلی داخل یک سینی و نشستن روی صندلی و حفظ تعادل در همان حالت، از جمله عملیات دشوار این افراد است. در پایین طناب شخصی که لباس مسخره ای پوشیده و به "یالانچی پهلوان" مشهور است با لودگی و مسخرگی به تقلید از پهلوان می پردازد. نقاره چی و سرناچی نیز با نواختن آهنگ، تماشاگران را در فضای شاد این نمایش سهیم می سازند.

کشتی گیله مردی


این کشتی که امروزه همچنان پای برجاست، یادگار صلابت و دلاوری مردم این خطه است. کشتی "گیله مردی" ریشه در تاریخ دارد. "مقدسی" در قرن چهارم هجری از این کشتی یاد کرده است.
"ظهیرالدین مرعشی" در مورد آن می گوید رسم مردم دیلم است که جوانان روغن بر خود بمالند و پس از استراحت و خوراک کافی و لذیذ از گوشت، روغن، عسل و ... زور آنها زیاد شده و قدرت می یابند که با فرد دیگری کشتی بگیرند.
کشتی گیران گیله مرد مراتب خاصی نظیر تنگوله یا نوچه، پهلوان، سرپهلوان یا میداندار دارند. این کشتی در محوطه ای محصور به نام "سیمبر" یا "سبزه میدان" برگزار می شود. کشتی گیله مردی معمولاً در تابستان و اعیاد و عروسی ها انجام می شود. کشتی گیران که شلوارهایی به نام "لاسپار" به پا دارند با بالاتنه لخت، ابتدا به حضار احترام می گذارند و سپس با حرکات نمایشی قدرت خویش را به رخ حریفان می کشانند. این حرکات نمایشی "فوزوما" یا "فزّومما" خوانده می شود.
پس از رجزخوانی، حریف با کف زدن به او پاسخ می دهد. نبرد ابتدا با حواله کردن مشت ها آغاز می شود. این بخش در موارد بسیار منجر به مجروح شدن و شکستگی استخوان یکی از طرفین می شود. در این کشتی هرگاه دست یکی از طرفین با زمین برخورد کند بازنده محسوب می شود. جایزه این مسابقات به صورت غیر نقدی و شامل پارچه، آینه، پیراهن، گوسفند و گاو و ... است. به این جایزه "برم" می گویند.
شب چله


شب چله از مراسم باستاني ايران، در گيلان هم از منزلت خاصي برخوردار است. شب اول دي ماه هر سال را اهل خانواده و خويشان و گاه همسايه ها گرد هم مي آيند تا آيين شب چله را برگزار نمايند. براي مراسم شب چله، معمولاً خوردني ها و تنقلات و آجيل زيادي فراهم مي آورند. هندوانه به سفره اين شب رنگ و بويي ديگر مي بخشد و به قولي اگر هر کس در شب چله هندوانه بخورد، در تابستان احساس تشنگي نمي کند. يکي از ترانه هايي که در اين شب زمزمه مي شود، چنين است:
امشو، شب چله، خانم جير پله چاقو بزنيم هندوانه کله
يعني: امشب شب چله و خانم زير پله است، چاقو به هندوانه بزنيم.
از ديگر خوردني هاي اين شب، برنج برشته، عدس و گندم برشته، کونوس (ازگيل وحشي)، آجيل، پرتقال، ليمو، خوج (گلابي محلي) و ميوه هاي ديگر است.
تفال به ديوان حافظ از ديگر آداب اين شب است. پس از نيت و سوگند دادن حافظ به شاخ نبات، ديوان را مي گشايند و اولين غزل صفحه جلوتر را مي خوانند. اعتقاد بر اين است که بيش از سه بار نبايد فال گرفت چون حافظ ناراحت مي شود و حرف هاي خوش نمي زند
 بازی ( آب پاشان، آبریزان، تیرماسیزه)



از مراسم متداول گیلان در گذشته، آب بازی بود که امروز کمتر اثری از آن می توان یافت. این جشن در شرق گیلان و غرب مازندران به "تیرماسیزه" به معنی سیزدهم ماه تیر مشهور شده و احتمالاً همان تیرگان است. در فرهنگ ایران پیش از اسلام روز سیزدهم هر ماه تیر نام داشت و روز سیزدهم تیر را جشن می گرفتند. این مراسم به "آبریزان" یا "آب پاشان" نیز معروف بود.

جشن آبریزان تا عهد شاه عباس در طبرستان و گیلان برقرار بود و سپس به تدریج از یاد رفت.

کتاب "عالم آرای" عباسی با توجه به این که در تقویم دیلمی سال 360 روز بود و 5 روز آخر به حساب نمی آمد، مراسم آبریزان را با محاسبه ایام "خمسه مسترقه" یعنی همان 5 روز آخر سال و افزودن آن پس از پایان سه ماه بهار، در روز 13 ماه تیر محاسبه می نماید و می افزاید "در میان عجم یعنی ایرانیان، این روز به روز آب پاشان معروف است. در این مراسم بزرگ و کوچک، مذکر و مونث به کنار دریا می رفتند آب بازی می کردند و به طرب و خرمی می پرداختند و به راستی مراسمی تماشایی به وجود می آمد". این رسم در بعضی از نقاط کشور مانند یزد، کرمان و اصفهان نیز معمول بود و در 13 تیرماه هر سال مردان و زنان در حالی که هر یک ظرفی همراه داشتند، به کنار رودخانه می رفتند و به سرو روی یکدیگر آب می پاشیدند.

زکریا قزوینی نویسنده کتاب "عجایب المخلوقات" نیز از جشنی به نام "آب پاشان" یاد کرده و انگیزه آن را به قحطی شدید و توسل فیروز (جد انوشیروان) به خداوند و دعای او برای باریدن باران و رفع قحطی و گرسنگی نسبت داده است. در این باره آمده که مردم در این روز به تبرک باران، از شدت شادی به یکدیگر آب می ریختند و این کار از آن زمان متداول شد.

از مراسم دیگر این روز "فال گیری" و "لال شوش زنی" است. در این مورد، بزرگ خاندان بر بدن اهل خانه و دام ها و نیز به در و دیوار و همه چیز چوب می زد و خاموشی اهل خانه در برابر ضربات ترکه چوب، به باور آنها باعث برکت و رونق اقتصادی و معیشتی آنان می شد.
ورزا جنگ


از رسوم و نمایش های دیرین گیلان و بعضی از نقاط ایران، جنگ گاوهای نر است. در گیلان به آنها "ورزا" یا "ورزو" گفته می شود. گاوهای جنگی معمولاً توسط ملاکین یا روستاییان مرفه نگهداری می شدند و فقط به درد مبارزه و جفت گیری می خوردند. این گاوها از شاخ های محکم برخوردارند که وسیله دفاع و حمله آنهاست. کوهان پشت ورزاها به آنها صلابتی می بخشد که هنرمندان سفالگر هزاران سال قبل را به الهام و ساخت شمایل سفالی آنان واداشته است. ساخت سفالینه های قرمز رنگ ملهم از این گاوهای نر زورمند از مشخصه های هنر باستانی گیلان است.

قدیمی ترین سندی که به چنین نمایشی در گیلان اشاره دارد فرمانی است نوشته بر روی سنگ مرمر قهوه ای و به خط نستعلیق بر ایوان ورودی مسجد جامع لاهیجان که به دستور "سلطان حسین صفوی" نگاشته شده و طی آن اهالی را از ارتکاب اعمال خلاف بازداشته و امر به تأدیب و تنبیه خلافکاران کرده است.


این فرمان که تاریخ 1106هـ. ق را دارد مردم را از کبوتر پرانی، گرگ دوانی و نگهداری گاو و قوچ و سایر حیوانات به منظور جنگ با یکدیگر بازداشته و این اعمال را ممنوع شمرده است.



چوگان بازی


این بازی که توسط اسب سواران انجام می شد اولین بار در زمان شاه عباس صفوی به هنگامی که لاهیجان را فتح نمود در گیلان مورد توجه قرار گرفت. پس از فرار "خان احمدحان" آخرین حاکم کیای بیه پیش، ملک موروثی او به دست صفویان افتاد. به دستور شاه عباس باغ بزرگ او را برای ایجاد زمین این بازی خراب کردند و از آن پس این محل به سبزه میدان مشهور شد.

پولو(polo) کلمه ای انگلیسی مأخوذ از واژه ای تبسی و به معنی چوگان است.



چاه نخجیر


حکام قدیم گیلان به شکار علاقه فراوان داشتند. در عملیات شکار که "چاه نخجیر" نامیده می شد، ابتدا قسمتی از جنگل به عنوان شکارگاه انتخاب می شد. سپس با در هم پیچیدن شاخه های درختان دو رشته پرچین محکم به مساحت یک یا دو فرسخ درست می کردند. این دو پرچین طوری تهیه می شد که به تدریج بر یک نقطه متمرکز می شدند به گونه ای که در آخرین مرحله به زحمت گذرگاهی برای عبور یک شکار باقی می ماند. این دالان در انتها، به محوطه ای در عرض ده متر با پرچین های محکم و لانه هایی موسوم به چاه، محصور می شد. در روز شکار مردان گیل و دیلم پشت پرچین ها جمع می شدند و عده ای فریاد زنان با ساز و نقاره هیاهوی وحشت انگیزی ایجاد می کردند. این گروه بین دو پرچین پیش می آمدند و به آرامی شکار را به طرف محوطه مورد نظر می راندند. اطراف محوطه و کمی بالاتر، صفه کوچکی ایجاد می شد که در آنجا مردان جای می گرفتند و هنگامی که حیوان به دام می افتاد درهای لانه ها را می بستند.

وقتی که گرازها، گرگ ها، شغال ها و ... در این لانه ها محبوس می شدند، گوزن ها که نمی توانستند از دالان به لانه ها راه یابند با ضربات پیکان و تبر کشته می شدند. والی و بزرگان دولت آنگاه روی صفه آمده و برای گشودن در لانه ها فرمان می دادند، به نحوی که تنها یک گراز می توانست در آن واحد خارج شود. در این موقع مردی جوان برای ورود به محوطه انتخاب می شد و هنگامی که گراز به طرف جوان حمله ور می شد او با یک ضربه گراز را از پای در می آورد.

شاه عباس صفوی پس از تسخیر گیلان چند بار چنین شکارهایی را ترتیب داده بود. در سال 1003هـ.ق عملیات شکاری توسط او با 10هزار مأمور تعقیب شکار انجام شد. در 1023 هـ.ق شاه عباس بار دیگر به گیلان آمد و به فرمان او 30 هزار نفر مأمور تعقیب شکار از نواحی بیه پس و بیه پیش گرد آمدند و برای تعقیب شکار به جنگل رانکوه اعزام شدند. در این شکار تعداد بسیار زیادی از حیوانات وحشی کشته شدند. این شکار چنان مقبول طبع شاه افتاد که با وجود مرگ 2700 نفر از ماموران، از پایان دادن شکار امتناع ورزید. پس از سقوط فرمانروایان گیلان و ترک بازدیدهای شاهانه، این گونه کشتارهای وسیع پایان گرفت.
آداب و رسوم ازدواج در گیلان


صورت فاگيري ( جشن نامزدي )

پس از خواستگاري روزي تعيين مي شود و فاميل طرفين درخانه عروس جمع شده، طلا و جواهر و ساير وسايلي كه داماد بايد بخرد مشخص مي شود و در كاغذي به نام ( صورت نامه ) ثبت شده و به اعضاي معتقدان و حضار مي رسد. پس از اتمام كار، مردها مي روند و تا ساعتي مجلس زنانه است و خانم ها به شادي مشغول مي شوند.



اسباب واچيني ( خريدن وسايل ):

چند روز پس از جشن نامزدي مطابق قرار چند تن از زن هاي فاميل و همسايه همراه پدر و مادر عروس و داماد به بازار مي روند و مطابق صورت نامه وسايل عروسي را مي خرند كه از آن جمله است: قرآن كريم، طلا، چمدان، لباس، آينه و شمعدان و غيره. در اين مراسم براي سادات و زن هاي مسن و بچه هاي همراه نيز چند تكه پارچه مي خرند و به آنها هديه مي كنند.



چادر واويني ( برش چادر ):

مدتي پس از مراسم اسباب واچيني و قبل از عقد، مادر داماد همراه با عمه داماد و چند نفر همسايه و يك نفر خياط به خانه عروس مي روند و چادر عقد عروس را برش داده و با نخ كوك مي زنند. اين مراسم براي اعلام نزديكي جشن عقد و اجازه به عروس كه لباس هايش را براي مراسم عقد آماده كند.



جهاز بري ( حمل جهيزيه ):

بعد از چند روز پدر داماد و چند نفر از معتمدين به خانه عروس دعوت مي شوند و ضمن صرف چاي و شيريني جهيزيه عروس را يكي يكي در مجلس حاضر كرده و ضمن تعيين بهاء آن در ورقه اي به نام جهاز نامه ثبت مي كنند. پس از آن زنان فاميل جهت ملاحظه جهاز به تماشا و پايكوبي مي نشينند. و سر انجام تمام آن وسايل را به خانه داماد مي فرستند. در اين مراسم عروس موظف است كه به نزديكان داماد شيريني، عطر، آيينه، پارچه و پيراهن و جوراب و جانماز اهداء مي نمايد. در اين موقع عروس رسما از پدر و مادر خود خداحافظي كرده و خانه شوهر مي رود.



حنابندان:

اين جشن كه مراسم خداحافظي عروس است در آخرين شبي كه عروس به طور رسمي در خانه پدرش به سر مي برد برگزار مي گردد. در اين شب از خانه داماد هفت سيني با حنا و شمع و شيريني به خانه عروس فرستاده مي شود در حالي كه سيني بر سر خواهر بزرگ داماد قرار دارد وارد مجلس مي گردد بعد طلاجات عروس و ديگر وسايلي كه در اسباب واچيني خريداري شده به حاضرين نشان داده مي شود. پس به دست عروس و داماد حنا مي گذارند و حناي اضافي را نيز ميان مجلس مي گردانند. و همه ي خانم ها بر مي دارند.




شاباش ( رونما ):

از جمله رسوم این منطقه در عروسیها این است که بیشتر مدعوین به عروس و داماد پول نقد یا جنس هدیه می دهند و نام هدیه کننده به آوازه بلند در مجلس اعلام می شود و شخصی هم مامور ثبت نام و نشان و نوع و میزان هدیه می شود تا مدرکی برای انجام عمل متقابل در موقع مشابه بوده باشد و این تشریفات را شاباش یا رونمای عروسی گویند.


منبع تبيان استان ها
[ پنجم آبان 1389 ] [ 13:24 ] [ اطلس ایران وجهان ]
صنایع مستظرفه چوبی
گیلان به سبب شرایط خاص اقلیمی و وجود مناطق وسیع جنگلی و جلگه ای دارای تنوع مختلف ‏درختی بوده و از زمانی که بشر زندگی را در این خطه سر سبز آغاز نموده و به طرق مختلف از آن برای ‏مصارف گوناگون از جمله ظروف مصرفی استفاده نموده است. به همین خاطر یکی از مناطقی بوده که ‏تولید انواع صنایع دستی چوب در حجم بالا و متنوع در آن رایج می باشد. اگر چه در تمامی شهرهای ‏استان کم و بیش صنایع دستی چوبی تولید و به بازار عرضه می شود ولی عمده مرکز تولید آن شهر ‏رشت و بندر انزلی می باشد.‏

مروار بافی
یکی از صنایع بسیار رایج و متداول استان که جنبه های کاربردی هم در زندگی روزمره مردم دارد ‏مروار بافی می باشد و مواد اولیه آن نوعی ترکه میباشد که از اطراف تهران و ملایر خریداری می گردد ‏‏. و گروه کثیری از صنعت گران اعم از زنان و مردان به بافت انواع وسایل مصرفی و تزیینی اشتغال دارند ‏و تنوع در آن بسیار زیاد است . وجه تسمیه مروار از نام گونه ای درختان بید بوده که به نام بید مروار ‏معروفند و دارای ساقه های متعدد و بسیار نرم و حالت پذیر و با دوام می باشد . از شهرستان های آستانه ‏اشرفیه و صومعه سرا می توان جهت مراکز تولید آن نام برد .‏

چادر شب بافی
‏شاید به جرأت بتوان گفت که اکثر تولیدات صنایع دستی چه در استان و یا سایر مناطق کشور در ایام ‏قدیم بیشتر جنبه مصرفی داشته و با پیشرفت فن آوری و ورود تولیدات مصنوعی مشابه ،صنایع دستی ‏یشتر جنبه تزیینات و گاهی موزه ای پیدا کرده است .از جمله این موارد چادر شب بافی بوده که در ‏بخش وسیعی از شرق گیلان در منطقه بین کلاچای و چابکسر تولید می شود . این دست بافته زیبا که در ‏گذشته از ابریشم خالص و برای جهیزیه دختران بافته می شد ،امروزه با نخ مصنوعی ابریشم و پشم و ‏الیاف مصنوعی تولید می شود و بیشتر به علت نوع رنگ و نقش جذاب و مردم پسند می باشد که ‏درصورت عدم حمایت در معرض خطرنابودی می باشد.چادر شب بر روی یک دستگاه چوبی دست ‏ساخته به نام پاچال به صورت نواری تولید شده و سپس برش داده و به صورت عرضی دوخته می شود‏

حصیر بافی
یکی از صنایع دستی و خانگی بسیار رایج مردم استان گیلان است که اکثر نقاط این استان متداول بوده ‏و در مناطق خمام ،گلشن و جفرود و غازیان و بندر انزلی و روستاهای اطراف آنها دارای شهرت ‏بیشتری بوده و مواد اولیه این محصول (لی )یا (سوف )می باشد که به صورت خودرو و در حاشیه ‏مرداب ها و آبگیر ها می رویند . تولید این محصول در فصول غیرکشاورزی پر کننده ساعات و روز ‏های کثیری از مردان و زنان روستایی و رونق بخش بازار داد و ستد بسیاری ار بازار روزهای سنتی استان ‏است .فرآورده های حصیری با توجه به تنوع و گوناگونی شکل تولید جنبه های مصرفی زیادی دارد .

گلیم بافی
گلیم به عنوان نخستین زیرانداز بشر دارای سابقه تولیدی بسیار طولانی است و ایرانیان بافت آن را از ‏مردم چین فراگرفته و بنا به سلیقه خود تغییراتی در آن بوجود آوردند. گلیم بافی که یکی از زیر ‏اندازهای سنتی این مرز و بوم می باشد و عمری به قدمت تاریخ دارد. هیچگاه فراموشی به رخساره آن ‏ننشسته است و در گیلان توانسته است مقامی در خور صنعت گلیم بافی کشور کسب نماید و دارای ‏ویژگی های خاص خود بوده و از بسیاری جهات قابل قیاس با گلیم نواحی دیگر نیست و از بازار ‏صادارات خوبی برخوردار می باشد.‏
از مراکز عمده تولید آن : شهرستان های تالش ، رضوانشهر ، آستارا و شهر رشت می باشد.‏

پوشاک سنتی
بررسی تحول پوشاک و تزیینات دوختی روی آن نه تنها از نظر تاریخ و هنر قابل اهمیت است بلکه از ‏دید جامعه شناسی فهم و روان شناسی ملت ها نیز شایان دقت و توجه است .‏
زنان و مردان گیلانی با پوشیدن انواع لباس های زیبایشان آداب و سنن ویژه ای دارند و زنان گیلانی از ‏پارچه های الوان لباس های زیبایی تهیه می کنند ،نوار دوزی،تکه دوزی و سکه دوزی بر روی انواع ‏لباس ها در نقاط مختلف گیلان مخصوصاًقاسم آباد رودسر و دیلمان و ماسال رایج است . شولا نوعی ‏تن پوش نمدی دامداران و چوپانان و جنگل نشینان گیلان است که خاصیت نفوذ ناپذیری در برابر باران ‏و رطوبت را دارد . مهارت زنان گیلان در بافتن روسری های ابریشمی ،جوراب پشمی و ابریشمی با ‏طرح و نقش های سنتی جالب و دارای رنگ های زنده و قشنگ و شگفت انگیز می باشد .

نمد مالی
از انواع تولیدات ساخته و بافته شده از پشم ، نمد مالی جایگاه ویژه ای دارد . تولیدات نمدی در استان ‏گیلان از زیبایی و ظرافت و استحکام و مرغوبیت بسیار خوبی برخوردار است . که به صورت پراکنده ‏در بعضی از شهرهای استان از جمله: رودسر ،املش ،رودبار و شفت تولید می شود . این محصول به ‏علت خاصیت ضد رطوبت خود در ایام گذشته مورد استفاده فراوان داشته که به علت زحمت زیاد تولید ‏و فراوانی جایگزین های ماشینی روز به روز از تولید کنندگان آن کاسته شده است.

تولیدات دستبافت پشمی
یکی از فراورده های دامداری پشم چیده دام است که پس از طی مراحل به صورت های مختلف و برای ‏امور متعددی قابل بهره برداری است که بخشی از این پشم توسط دستگاههای کوچک دستی ریسیده ‏شده و پس از آن به صورت خود رنگ یا رنگ رزی شده آن به صورت شیمیایی یا گیاهی جهت تولید ‏انواع دستبافت های پشمی مورد استفاده قرار می گیرد که عمدتا زنان مناطق کوهستانی به منظور تأمین ‏تن پوش گرم و زمستانی با ابزار ساده بافندگی تولیدات از قبیل دستکش ،جوراب ،شال گردن ،بلوز و ‏غیره آن را با رنگ هایی الوان و نقوش سنتی و زیبا می بافند . یکی از صنایع پر قدمت برخی از مناطق ‏استان می توان از صنعت نساجی شالبافی نام برد که زنان با استفاده از الیاف پشمی ریسیده شده پارچه ‏های ضخیم تولید می نمایند . ‏

سفالگری و سرامیک سازی
از انتزاعی ترین هنر جهان هنر سفالگری می باشد و به اعتقاد اکثر محققان و باستان شناسان زادگاهش ‏ایران بوده ،و از این کشور به سایر نقاط جهان راه یافته است اصولاًظروف سفالینه از اولین ظروف مورد ‏استفاده بشر بوده و در طول سالیان دراز به نقطه اوج رسیده ،سفالگری تقریباًدر تمامی مناطق استان ‏گیلان از جمله رودسر ،لنگرود ،لاهیجان ،سیاهکل ،رشت ،صومعه سرا ،تالش،آستارا و... متداول است . ‏تولیدات سفالی دارای تنوع بسیار است ، از جمله آنها سفال سقف برای پوشش ساختمان ها که مورد ‏مصرف نقاط وسیعی از گیلان در مرکز ،شرق و خصوصاًغرب می باشد . ونیز تولید انواع ظروف ‏مصرفی که به جای بسیاری از تولیدات مشابه ماشینی مورد مصرف روزمره در زندگی مردم این سامان ‏دارد .‏

بامبو بافی
بامبو در فرهنگ دهخدا به معنی خیزران _نی آمده است . بامبو نوعی خیزران است که کلمه چینی ‏میباشد . و در زمین های مردابی و پرآب به عمل نمی آید . صنعت بامبو بافی همزمان با رواج کشت ‏چای به جهت پیوستگی غیر مستقیم که با آن داشته ،در گیلان متداول شده است . خاصیت ارتجاعی و ‏شکل پذیری نی بامبو این امکان را فراهم می آورد تا با استفاده از آن محصولات متنوعی و در عین ‏حال با ظرافت و زیبایی فراوان ساخته و یا بافته شود . مرکز اصلی تولید و بافت محصولات بامبویی ‏اطراف شهرستان لاهیجان خصوصاًروستای لیاستان می باشد .‏

چاروق و چموش دوزی
یکی از پای افزارهای قدیمی مردم گیلان زمین خصوصاًدر ارتفاعات و مناطق کوهستانی که دامداری ‏در آن منطقه رواج دارد چاروق ، چموش بوده که جنس آن از چرم طبیعی می باشد . از ویژگی های ‏قابل ذکر این هنر ، صنعت آن است که در تولید آن از میخ و چسب و سایر موارد استفاده نشده و کلیه ‏اتصالات صرفاً با دوخت بوده و فاقد پاشنه می باشد . از جمله تولید این محصول شهرک تاریخی ماسوله ‏از توابع شهرستان فومن را می توان نام برد . ‏
[ پنجم آبان 1389 ] [ 13:17 ] [ اطلس ایران وجهان ]
شب چله
مردم استان قزوین نیز همچون دیگر هموطنان ایرانی، این آیین کهن را با رفتن به خانه بزرگ ترها می‌گذرانند. به عقیده بزرگ‌ترها صرف میوه‌های مختلف خشک و تر و میوه‌های سرخ فام که به «شب چره» معروف است، همراه با خوراکی‌های دیگر شگون داشته و زمستان پربرکتی را نوید می‌دهد. در بعضی مواقع که مادربزرگ‌ها در آوردن تنقلات تاخیر می‌کنند کوچک ترها شعر «هرکه نیارد شب چره- انبارش موش بچره» سر می‌دهند، که مادربزرگ در آوردن «شب چره» تعجیل می‌کند. در این شب اغلب مردم قزوین با خوردن سبزی پلو با ماهی دودی و سپس هندوانه، انار، انواع تنقلات از جمله کشمش، گردو، تخمه، آجیل مشکل گشا و انجیرخشک، شب نشینی خود را به اولین صبح زمستانی گره می‌زنند. به عقیده مادربزرگ‌های قزوینی اگر در این شب ننه سرما گریه کند باران می‌بارد، اگر پنبه‌های لحاف بیرون بریزد برف می‌آید و اگر گردنبند مرواریدش پاره شود تگرگ می‌آید. یکی دیگر از آداب و رسوم «شب یلدا» فرستادن «خونچه چله» از سوی داماد به عنوان هدیه زمستانی برای عروس است. در این خونچه برای عروس پارچه، جواهر، کله قند و ۷ نوع میوه مثل گلابی، هندوانه، خربزه، سیب و به با تزئینات خاصی فرستاده می‌شود.

جشن انار

مردم بخش «تارم» اواخر شهریور یا اوایل مهر ماه در یک روز معین، دسته جمعی به مزارع انار می‌روند و با نواختن دایره یا سرنا و دهل، شروع به چیدن انار می‌کنند. تا پیش از این روز کسی حق چیدن انار را ندارد.

جشن فندق

«رودبار شهرستان» از مناطقی است که بیشتر به کشت فندق اختصاص دارد. در بسیاری از روستاهای این ناحیه، در اواسط مرداد ماه جشن فندق برپا می‌شود. اهالی روستا در روز معینی با هم به مزارع می‌روند. در ابتدا شخصی به خواندن اشعاری بیشتر به صورت بداهه می‌پردازد و دیگران تکرار می‌کنند. سپس همه شروع به چیدن فندق می‌کنند. دوشیزگانی که نامزد شده اند، برای همسران خود از هسته فندق گردنبند درست می‌کنند و به آن «گلوانه» می‌گویند. آن‌ها این گردنبند را در فصل زمستان به شوهران خود هدیه می‌دهند.

جشن تیرگان

این جشن همان جشن تیرگان ایران باستان است، که در روز سیزدهم تیرماه برگزار می‌شود. به این ترتیب شخص خوش قدم، صبح زود به خانه دعوت می‌شود تا با تکه چوبی از درخت «داغ داغان» به کیسه‌های گندم، آرد ، حبوبات و... بزند تا به آن‌ها برکت بدهد. او هم چنین با چوب به اعضای خانواده می‌زند تا سلامت بمانند. در حین انجام مراسم کسی نباید صحبت کند. در شب سیزده تیر ماه مراسم شال اندازی انجام می‌شود. در این روز پاشیدن آب را به یکدیگر خوش یمن می‌دانند.

نوروز

مردم استان قزوین مانند مردم دیگر مناطق ایران، از اوایل اسفندماه خود را برای برگزاری مراسم سال نو آماده می‌کنند. آن‌ها همراه خانه تکانی و نظافت، به خانه تکانی دل‌های خود می‌پردازند و در روز عید با چیدن سفره‌های رنگین، پذیرای میهمانان خود می‌شوند. آن‌ها در سفره‌های پارچه ای قلمکار و ظروف رنگارنگ بلوری، انواع شیرینی‌های خانگی، انجیر، آلبالوی خیس شده، نخود، کشمش و نقل و نوعی توت را که با خمیر پودر پسته و بادام درست می‌کنند، می‌چینند و به میهمانان تخم مرغ رنگ شده (با پوست پیاز) عیدی می‌دهند. امروزه از روز اول عید، دید و بازدیدهای خانوادگی آغاز می‌شود و تا قبل از سیزده به در پایان می‌گیرد.

نوروزی خوانی

نوروزی خوانی یکی از مراسم مربوط به روزهای پایانی سال است و جزئی از مراسم استقبال نوروز به شمار می‌رود. نوروزی خوان‌ها بیشتر از اهالی روستاهای منطقه «الموت» و «طالقان» هستند؛ آن‌ها در دسته‌های ۲ تا ۴ نفره، در کوچه و خیابان به راه می‌افتند و با خواندن اشعار کوتاه و بلند، طلیعه سال نو را به مردم مژده می‌دهند و بیت یا ۲ بیت دیگر را، ۲ نفر دیگر پاسخ می‌دهند. ساکنان منازل با شنیدن صدای نوروزی خوان‌ها، به استقبال آن‌ها رفته و با دادن پول و شیرینی از آن‌ها پذیرایی می‌کنند.

سیزده بدر

در روز سیزده فروردین، مردم به طبیعت می‌روند و دور هم جمع می‌شوند و به شادی می‌پردازند و نیز رسم است که هر کس کنار رود برود و ۷ سنگ کوچک را به نیت رفع و دفع بلا و بیماری به داخل آب پرتاب کند و دختران دم بخت سبزه گره بزنند. در پایان نیز سبزه‌ها را به آب انداخته و به خانه‌های خود بازمی‌گردند.

خواستگاری

در این مراسم مادر و چند تن از خانم‌های خانواده داماد به دیدن دختر می‌روند. اگر پسندیدند در جلسه بعد داماد را با خود می‌برند. چنان چه داماد هم دختر را پسندید مادر او هدیه ای را که به آن نشانه می‌گویند، به خانواده دختر می‌دهد.

چمچه خاتون

از دیگر رسوم باران خواهی است. در این مراسم درون یک قدح آب ریخته به پشت بام می‌برند و به وسیله یک چمچه، کم کم آب را از قدح به طرف آسمان می‌پاشند.
 
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
[ پنجم آبان 1389 ] [ 13:7 ] [ اطلس ایران وجهان ]

هنرهای دستی سنتی

 

صنعتگران هنرمند قزويني از دير باز به نو آوري ، خلاقيت و ظرافت در كار شهرت داشته اند . ناصر خسرو پژوهشگر و جهانگرد پر آوازه ايراني قريب به هزار سال پيش از فراواني صنايع در بازار قزوين به اين شرح ياد كرده است : “ … به قزوين رسيدم ، باغستان بسيار داشت بي ديوار و خار و هيچ مانعي از دخول در باغات نبود . و قزوين را شهري نيكو ديدم . با رويي حصين و كنگره بر آن نهاده و بازارهايي خوب؛ مگر آنكه آب در وي اندك بود و منحصر به كاريزها در زير زمين… و از همه صناع ها كه در آن شهر بود كفشگربيشتربود “. ديگران نيز به صادرات صنايع دستي قزوين همچون كمان ، پوشاك ، و … به شهرهاي همجوار اشاره كرده اند . با آنكه بسياري از استادكاران قويدست و توانا هم اينك روي درنقاب خاك كشيده و هجوم سيل آساي تجدد، انبوهي از صنايع دستي را در نورديده باز هم مي توان در پيدا و پنهان اين استان رد پايي از آن بزرگان يافت و چشم و جان را به تماشاي آثار بازماندگان و شاگردانشان روشني و صفا بخشيد . در اين مختصر به بعضي از صنايع دستي متداول در قزوين اشاره مي رود

   سوزن دوزي

   گلابتون دوزي

   ابريشم دوزي

   آينه خانه

   حكّاكي و قلمزني

   گليم، جاجيم و چادر شب

   سفالگري

   چوب ساخته ها

   هنرهاي ديگر

   نقاشي و تذهيب

   نقاشي پشت شيشه

[ پنجم آبان 1389 ] [ 13:6 ] [ اطلس ایران وجهان ]
آداب و رسوم مردم کردستان

جشن‌ها و اعیاد

جشن‌ها
وآیین‌هایی‌ که‌ در میان‌ کردان‌ مرسوم‌ است‌، در برگیرندة‌
جشن‌های‌مذهبی‌،قومی‌ و باستانی‌ است‌ که‌ ریشه‌ در باورهای‌ کهن‌ مردم‌
دارد و اغلب‌ تاریخی‌ وپاره‌ای‌ اسطوره‌ای‌ است‌.

جشن‌ نوروز

یکی‌ از مراسم‌ سنتی‌ و باستانی‌ کردستان‌، جشن‌ نوروز است‌. در این‌ مراسم‌ جشن‌ها و نمایش‌ها جایگاه‌ ویژه‌ای‌ دارد.
میرنوروزی‌ و مراسم‌ کوسه‌ گردی‌
میرنوروزی‌
و مراسم‌ کوسه‌ گردی‌ از جمله‌ بازی‌ها و نمایش‌هایی‌ بود که‌ تا دو دهه‌
پیش‌ به‌ عنوان‌ مقدمه‌ نوروز در اسان‌ کردستان‌ برگزار می‌شد مراسم‌
کوسه‌ گردی‌ توسط‌ دو نفر به‌ اجرا در می‌آمد. یکی‌ را کوسه‌ و دیگری‌ را
زن‌ کوسه‌ می‌نامیدند. کوسه‌ لباس‌ مضحک‌ و گشاد و کوتاهی‌ می‌پوشید و
ریش‌ و سبیل‌ انبوهی‌ از پشم‌ گوسفند می‌گذاشت‌ و با گذاشتن‌ کلاه‌ بلند و
شاخ‌ بر سر و آویزان‌ کردن‌ زنگوله‌ای‌ به‌ دور گردن‌ خود، به‌ همراه‌ زن‌
کوسه‌ که‌ او نیز لباسی‌ زنانه‌ می‌پوشید و به‌ نحو مضحکی‌ آرایش‌ می‌کرد،
در کوچه‌ها و معابر به‌ راه‌ می‌ا فتاد و موجب‌ خنده‌ و شادی‌ اهالی‌
می‌شد.
مراسم‌ میرمیرین‌ یا امیربهادری‌
یکی‌ دیگر از مراسم‌ که‌ از
دیرباز در میان‌ کردها رواج‌ اشت‌ و هر سال‌ به‌ مناسبت‌ فرا رسیدن‌ نوروز
با تشریفات‌ و شکوه‌ خاصی‌ برگزار می‌شد، «میرمیرین‌» یا «امیربهادری‌»
است‌. در گذشته‌ این‌ مراسم‌ سنتی‌ از جایگاه‌ ویژه‌ای‌ برخوردار بود. در
این‌ مراسم‌ ضمن‌ تفریح‌  و سرگرمی‌، انتقاد از برخی‌ حکام‌ زورگوی‌ محلی‌
رایج‌ بود و تمثیل‌های‌ فکاهی‌ از فرمانروای‌ مستبد به‌ صورت‌ کمدی‌ و
نشاط‌انگیز به‌ کار می‌رفت‌.
جشن‌های‌ مذهبی‌
جشن‌های‌ مذهبی‌
عبارتند از عید فطر و عید قربان‌ که‌ با نماز مخصوص‌ آن‌ روز و پوشیدن‌
لباس‌ نو و دید و بازدید همراه‌ است‌ و نیز جشن‌ مولودی‌ یا عید تولد
پیامبر (ص‌) که‌ سراسر سرور و شادی‌ است‌ برگزار می‌شود مراسم‌ توام‌ با
پخت‌ غذاهای‌ نذری‌ و آش‌ مخصوص‌ و تقسیم‌ آن‌ در میان‌ مردم‌ است‌ و
همراه‌ با آن‌ مراسم‌ ذکر دراویش‌ و نواختن‌ دف‌ و خواندن‌ اذکار مخصوص‌
شامل‌ مولودی‌ خوانی‌، حمد و ستایش‌ حضرت‌ محمد (ص‌) و نیایش‌ به‌ درگاه‌
خداوند نیز اجرا می‌شود. البته‌ مولودی‌ خوانی‌ در ماه‌های‌ دیگر سال‌،
به‌ جز ماه‌های‌ محرم‌ و صفر، نیز برگزار می‌شود.

مراسم‌ پیر شالیار
مراسم‌
وجشن‌های‌ سنتی‌ دیگری‌ نیز در میان‌ کردان‌ دیده‌ می‌شود که‌ ریشه‌ در
باورهای‌اساطیری‌ و ادیان‌ باستانی‌ ایشان‌ دارد. برگزاری‌ جشن‌ عروسی‌
پیر شالیار از آن‌جمله‌ است‌.
جشن‌ عروسی‌ پیر شالیار (شهریار) مراسمی‌
بسیار کهن‌ است‌. اگرچه‌ این‌ مراسم‌ در طول‌ زمان‌ با تغییرات‌ بسیار
مواجه‌ بوده‌، ولی‌ ریشه‌های‌ کهن‌ اساطیری‌ خود را به‌ خوبی‌ حفظ‌ کرده‌
است‌ در منابع‌ مکتوب‌ تاریخی‌ آمده‌ است‌: پیر روحانی‌ از مغان‌ زرتشت‌
به‌ نام‌ پیر شالیار نزد مردم‌ اورامان‌ بسیار محترم‌ است‌ و کتابش‌ را
به‌ بیگانگان‌ نشان‌ نمی‌دهند و کلماتش‌ به‌ جای‌ ضرب‌المثل‌ به‌ کار
می‌رود. جشن‌ بزرگ‌ مردم‌ اورامان‌ در بهمن‌ماه‌ که‌ سال‌ روز ازدواج‌
اوست‌ برگزار می‌شود.
این‌ مراسم‌ هر سال‌ در بهمن‌ماه‌، در آغاز چله‌ کوچک‌، در سه‌ مرحله‌ و طی‌ سه‌ هفته‌ انجام‌ می‌شود.
در
اولین‌ هفته‌ بهمن‌ماه‌، گردوهایی‌ که‌ از باغ‌ پیر شالیار چیده‌ شده‌،
برای‌ اهالی‌ ارسال‌ می‌شود و به‌ این‌ ترتیب‌ اهالی‌ از شروع‌ مراسم‌ با
خبر می‌شوند.
در دومین‌ مرحله‌ مراسم‌، که‌ شب‌ چهارشنبه‌ بعد آغاز
می‌شود بچه‌های‌ روستا پیش‌ از طلوع‌ آفتاب‌ به‌ پشت‌ بام‌ می‌روند و با
خواندن‌ اشعار و گرفتن‌ هدایایی‌ از اهالی‌، خبر از برآمدن‌ خورشید و آغاز
مراسم‌ قربانی‌ می‌دهند. با طلوع‌ اولین‌ اشعه‌ آفتاب‌، نوبت‌ ذبح‌
گوسفندان‌ و گاوهای‌ قربانی‌ در بین‌ اهالی‌، شب‌ هنگام‌ همه‌ مردان‌ در
خانه‌ پیر جمع‌ شده‌، گروه‌ گروه‌ در جایگاه‌ مخصوص‌ طایفه‌ خود می‌نشینند
و برای‌ تبرک‌ رشته‌ تسبیح‌ چوبین‌ دانه‌ درشت‌ و تخت‌ گیوه‌ به‌ جای‌
مانده‌ از پیر را می‌بوسند. سپس‌ مراسم‌ نواختن‌ دف‌ و گفتن‌ ذکر آغاز
می‌شود.
در سومین‌ جمعه‌ بهمن‌ماه‌، مردان‌ نان‌هایی‌ را که‌ به‌ شکل‌
قرص‌های‌ طلایی‌ رنگ‌ از آرد گندم‌ و مغز بادام‌ کوبیده‌ تهیه‌ شده‌ و با
گیاهان‌ خشک‌ چون‌ ریحان‌ و سیاه‌دانه‌ تزیین‌ شده‌ است‌، بر سر مزار پیر
شالیار می‌برند و پس‌ از جمع‌ شدن‌ بر سر مزار پیر، نان‌ها را روی‌ هم‌
می‌ریزند و آنها را خرد کرده‌، با ماست‌ بین‌ حاضران‌ تقسیم‌ می‌کنند.
هر
سال‌ در دومین‌ هفته‌ اردیبهشت‌، اهالی‌ اورامان‌ و رستاهای‌ مجاور به‌
رسم‌ تبرک‌ و برای‌ شفای‌ بیماران‌ قطعه‌ای‌ از تخته‌ سنگ‌ کنار مزار پیر
شالیار را می‌کنند و با خود می‌برند و بر این‌ باورند که‌ کرامت‌ و پیر
شالیار باعث‌ تبرک‌ این‌ سنگ‌ شده‌ و هر سال‌ دوباره‌ سبز خواهد شد.
به‌
نظر می‌رسد این‌ مراسم‌ که‌ هم‌ زمان‌ با جشن‌ سده‌ بر پا می‌شود یادگار
روزگار پرستش‌ مهر در این‌ سامان‌ است‌. مراسمی‌ که‌ در آن‌ ایزد مهر
برکت‌ بخشنده‌ رادر چهلمین‌ روز زایشش‌، در آن‌ هنگام‌ که‌ زمین‌ آغاز به‌
دم‌ زدن‌ میکند و گوسفندان‌ بار بر زمین‌ می‌نهند، می‌ستاید و با ریختن‌
خون‌ قربانی‌ یاد ایزد حامی‌ دهقانان‌ و تولیدکنندگان‌ را که‌ با کشتن‌
گاو باعث‌ برکت‌ کشت‌ و دام‌ و روییدن‌ رستنی‌ و گیاهان‌ سودمند و خرمی‌ و
شادی‌ ما در زمین‌ می‌گردد، گرامی‌ می‌دارد و پیروان‌ او در مهرابه‌های‌
باستانی‌ بقایای‌ متبرک‌ را که‌ در شمعدان‌ سنگی‌ است‌ بر سکوهای‌ چوبی‌
پاس‌ می‌دارند و جانشین‌ او پیری‌
است‌ با کراماتی‌ شبیه‌ او.

نذری‌ها
یکی‌
دیگر از رسم‌های‌ رایج‌ در منطقه‌، توزیع‌ نذوراتی‌ است‌ که‌ زنان‌ برای‌
برآورده‌ شدن‌ حاجات‌ خود یا اعضای‌ خانواده‌ تهیه‌ می‌کنند. این‌ نذورات‌
شامل‌ نقل‌ و شیرینی‌ است‌ که‌ در مراسم‌ مولودی‌ خوانی‌ تقسیم‌ می‌شود.
گاهی‌ زنان‌ پارچه‌های‌ سبزرنگ‌ نذر می‌کنند و آنها را به‌ زیارتگاه‌های‌
اطراف‌ شهر یا روستا می‌برند و به‌ درختان‌ زیارتگاه‌ها می‌بندند تا حاجت‌
آنها برآورده‌ شود.
ادبیات شفاهی
کردستان‌ سرزمین‌ ترانه‌ها و
آهنگ‌هاست‌ و در هر منطقه‌ آن‌ صدها آهنگ‌، ترانه‌، بیت‌ و لالایی‌ وجود
دارد این‌ ترانه‌ها با رنگ‌های‌ شاد و گوناگون‌ نوازشگر اهل‌ دل‌ است‌.

ترانه‌های‌ مذهبی‌
سرچشمه‌
ترانه‌ به‌ مذاهب‌ اولیه‌ انسان‌ یعنی‌ به‌ دوره‌ میتراییسم‌ می‌رسد و
ترانه‌های‌ مذهبی‌ بر کار و کشاورزی‌ مقدم‌ است‌ از این‌رو دو مقام‌ مشهور
موسیقی‌ کردها یعنی‌ حیران‌ و لاووک‌ به‌ دوره‌های‌ پیش‌ از اسلام‌ نسبت‌
داده‌ می‌شود.

ترانه‌های‌ کار
این‌ ترانه‌ها
نیز از قدمت‌ دیرین‌ برخوردارند این‌ ترانه‌ها از آرزوهای‌ انسان‌ها،
زندگی‌ و آینده‌، شادی‌ها و رنج‌ها و بالاخره‌ امید، تلاش‌ و پویندگی‌
سخنی‌ می‌گوید. در فولکور کردی‌ ترانه‌های‌ عروسی‌، رقص‌، مشک‌زنی‌،
خرمن‌کوبی‌ و دوشیدن‌ گاو وجود دارد. اشعار این‌ ترانه‌ها و واژه‌های‌ آن‌
از زبان‌ ساده‌ترین‌ انسان‌ها گرفته‌ شده‌ و تصویری‌ طبیعی‌ از احساسات‌
دلدادگان‌ جوان‌ را بیان‌ می‌کند.

ترانه‌های‌ خانقاهی‌
از
بخش‌های‌ اساسی‌ آوازهای‌ کردی‌، ترانه‌های‌ خانقاهی‌ است‌. دراویش‌ کرد
آنگاه‌ که‌ از شقاوت‌ بی‌امان‌ روزگار و تبعیض‌های‌ ناروا به‌ ستوه‌
می‌آیند برای‌ رهایی‌ از نامردی‌ها و زرق‌ و برق‌ دنیای‌ مادی‌، سر بر
آستان‌ خانقاه‌ می‌سایند، موهای‌ بلند را رها می‌کنند و هماهنگ‌ با ذکر
«لاالله‌ الالله‌» و نوای‌ پرطنین‌ دف‌ و نی‌ و خواندن‌ اشعار عرفانی‌،
به‌ خلسه‌ فرو می‌روند، به‌ تزکیه‌ روح‌ خود می‌پردازند و از پیر و مرشد
خویش‌ طلب‌ یاری‌ می‌جویند.

مولودی‌ خوانی‌
مولودی‌خوانی‌
نیز از مراسم‌ عرفانی‌ و پرشکوه‌ کردها در روزها و شب‌های ربیع‌الاول‌
است‌. در این‌ شب‌ها در مساجد، خانقاه‌ها و منازل‌، میلاد حضرت‌ محمد (ص‌)
جشن‌ گرفته‌ می‌شود. دراویش‌ گورانی‌ آهنگ‌ مخصوص‌ مولودی‌ را با گروه‌
دف‌زن‌ سر می‌دهند.
نوای عزاداری
زنان‌ میان‌ سال‌ هنگام‌ عزاداری‌ آهنگی‌ به‌ نام‌ «لاونوره‌» را برای‌ بازماندگان‌ فرد رفته‌، سر می‌دهند.

لالایی‌
مادران‌
برای‌ خواباندن‌ کوکان‌ خود لالایی‌ می‌خوانند این‌ لالایی‌ها از
بی‌وفایی‌های‌ می‌گوید اما مفهوم‌ لغوی‌ ترانه‌ها سرشار از عشق‌ مادر به‌
کودک‌ و آرزوهایی‌ خوش‌ برای‌ فردای‌ اوست‌. مادر در حین‌ خواباندن‌ کودک‌
آموزش‌ روح‌ فرزند خود را مد نظر دارد و او را با ریتم‌ و وزن‌ که‌ اساس‌
زندگی‌ آینده‌ او بر آن‌ استوار است‌. آشنا می‌سازد در قالب‌ این‌
لالایی‌ها آینة‌ تمام‌ نمای‌ فرهنگ‌ قوم‌ کرد است‌.
لالایی‌ در لهجه‌
کردی‌ «لای‌، لای‌» یا «لاوه‌، لاوه‌» گفته‌ می‌شود. «لاو» به‌ معنی‌ طفل‌
است‌ و «لاوه‌» به‌ معنی‌ برو کنار از مصدر «لاوندن‌» در لالایی‌ پایگاه‌
و نظام‌ اجتماعی‌ مادر، و از طریق‌ آن‌ درد و رنجی‌ که‌ منتقل‌ می‌شود،
دارای‌ نقش‌ اساسی‌ است‌. در هر حال‌ لالایی‌ بر پایة‌ اعتقادات‌ محکم‌
مذهبی‌ بنا شده‌ و مادر برای‌ سلامت‌ فرزندش‌ از خداوند و گاه‌ از
امامزادة‌ ولایت‌ خود کمک‌ می‌گیرد. مادر این‌ احساسات‌ رادر قالب‌ شعر
ادا می‌کند:

الله‌ بوبکم‌ توخوا
باروله‌ کوسه‌ هجیج‌ نگادارت‌ بی‌
الله‌ لای‌ کورپه‌ لای‌ روله‌ لای‌
یعنی‌
برای‌ تو ای‌ فرزندم‌ تا کوسه‌ هجیج‌ نگهدارت‌ باشد. کوسه‌ هجیج‌
زیارتگاه‌ پیری‌ است‌ که‌ به‌ اعتقاد اهالی‌، برادر امام‌ رضا (ص‌) و
صاحب‌ کرامات‌ بسیار است‌.
در بعشی‌ از نقاط‌ کردنشین‌ لالایی‌هایی‌ با
مضمون‌های‌ خاص‌ برای‌ فرزندان‌ خوانده‌ می‌شود تا کودک‌ از درون‌ گهواره‌
برای‌ جدال‌ با زندگی‌ آمادگی‌ یابد. از آنجا که‌ انسان‌ روستایی‌ وابسته‌
به‌ زمین‌ است‌ و زمین‌ پشتوانة‌ عظیم‌ مادی‌ و معنوی‌ او محسوب‌ می‌شود
که‌ به‌ نیروی‌ کار انسانی‌ می‌توان‌ از آن‌ بهره‌ گرفت‌، این‌ نیروی‌ کار
در خانواده‌ در واژه‌ «کور» یا «پسر» خلاصه‌ می‌شود.
ترانه‌های‌ محلی‌ و اشعار مذهبی‌
بخش‌
مهمی‌ از فولکلور کردی‌ در ترانه‌های‌ بومی‌ و محلی‌ تجلی‌ می‌یابد که‌
مانند داستان‌های‌ غنایی‌، ریشه‌ در فرهنگ‌ اقوام‌ دارد. سابقة‌ تاریخی‌
ترانه‌های‌ حتی‌ به‌ نخستین‌ روزهای‌ زندگی‌ قبیله‌ای‌ و غارنشینی‌
می‌رسد. تصاویر این‌ اشعار از بافت‌ زندگی‌ اجتماعی‌ و تولیدی‌ در
چهارچوب‌ نظام‌ شبانی‌ و دام‌داری‌ الهام‌ می‌گیرد.
نمونه‌ای‌ از این‌ ترانه‌ها که‌ توسط‌ زنان‌ خوانده‌ و منتل‌ می‌شود، ترانه‌ای‌ است‌ که‌ در هنگام‌ مشک‌زنی‌ خوانده‌ می‌شود:
های‌ ماله‌ بابم‌ مه‌ شکه
مه‌ شکه‌ م‌ مه‌ شکه‌ م‌ مانگایه‌
دخه‌ ی‌ ژینی‌ ثه‌ و ره‌ عنایه
وه‌ ک‌ پاله‌ وانی‌ وایه‌
هه‌ ی‌ ماله‌ بابم‌ مه‌ شکه‌
نه‌ وه‌ نه‌ و رو به‌ هاره‌
مه‌ شکه‌ م‌ رونی‌ به‌ باره
چه‌ نده‌ جوانه‌ چه‌ نده‌ له‌ باره‌
یعنی‌:
خانه‌ پدری‌ام‌ مشک‌ است‌
مشک‌ من‌ مشک‌ ماده‌ گاو است‌
آن‌ را به‌ هم‌ می‌زند آن‌ دختر زیبا
به‌ مانند پهلوانی‌ می‌ماند
خانه‌ پدری‌ام‌ دارای‌ مشک‌ است‌
بنگر امروز بهار است‌
و بار مشک‌ من‌ روغن‌ است‌
وه‌ که‌ زیبا و با طراوت‌ است‌.
زنان‌
کرد وقت‌ بافتن‌ قالی‌ و گلیم‌ اشعاری‌ می‌خوانند که‌ به‌ آن‌
«به‌رته‌ونانه‌» می‌گویند. این‌ اشعار سرشار از مفهوم‌ احساسی‌ خواننده‌
است‌ که‌ از روزگار خود شکایت‌ دارد. این‌ اشعار را می‌توان‌ رنج‌نامه‌ای‌
دانست‌ که‌ عروس‌ها در خانة‌ شوهر سر می‌دهند.
از دیگر اشعار زایج‌ که‌
توسط‌ زنان‌ خوانده‌ می‌شود، ترانه‌ «لون‌ هواران‌» است‌. این‌ ترانه‌ نیز
حکایت‌ از رنج‌ و فراق‌ زنان‌ دارد و ضمن‌ توصیف‌ زیبایی‌های‌ منطقه‌، بر
ارزش‌ها و هنجارها تاکید می‌کند. این‌ ترانه‌ را زنان‌ وقت‌ دوشیدن‌ شیر،
یا در حالی‌ که‌ مشک‌ بر پشت‌ راه می‌روند و یا نخ‌ می‌ریسند، می‌خوانند.

ضرب‌المثل‌ها
زمانت‌ ره‌ مه‌ ت‌ بی‌ سه‌ رت‌ سلامه‌ ته‌
یعنی‌: زبانت‌ آرام‌ بگیرد، سرت‌ سلامت‌ است‌.
که‌ ته‌ که‌ و ته‌ زاریک‌ ده‌ که‌ ویته‌ شاریک‌
یعنی‌: وقتی‌ حرف‌ به‌ دهان‌ افتاد، در یک‌ شهر نیز رایج‌ می‌شود.
له‌ نالیشی‌ ده‌ وله‌ بز یاریج‌
یعنی‌: یکی‌ به‌ نعل‌ بزن‌ یکی‌ به‌ میخ‌
گوشتی‌ راین‌ خوم‌ ئه‌ خوه‌م‌ و منتی‌ قه‌ساب‌ ناکشیم‌
یعنی‌: گوشت‌ ران‌ خودم‌ را می‌خورم‌ ولی‌ منت‌ قصاب‌ را نمی‌کشم‌
گاو سن‌ له‌ چاوی‌ خوی‌ دانابینی‌ ده‌ رزی‌ له‌ چاوی‌ خه‌ لکائه‌ بینی‌
یعنی‌: گاوآهن‌ را در چشم‌ خود نمی‌بیند سوزن‌ را در دیگران‌ می‌بیند.
له‌ هه‌ر لاییکوبای‌ بیت‌ شه‌ن‌ ئه‌ کات‌
یعنی‌: از هر طرف‌ که‌ باد بوزد او خرمن‌ را باد می‌دهد.
وه‌ ک‌ کاسه‌ی‌ چاور هیچ‌ ناگریته‌ خوس‌
یعنی‌: کاسة‌ چرب‌ هیچ‌ چیز به‌ خودش‌ نمی‌گیرد.
خوا نجار نیه‌ تخت‌ تاشی‌
یعنی‌: خداوند نجار نیست‌ اما تخته‌ تراش‌ است‌.

پوشاک‌
پوشاک‌
مردان‌ و زنان‌ کرد شامل‌ تن‌پوش‌، سرپوش‌ و پای‌افزار است‌. ساخت‌ و
کاربرد هریک‌ از این‌ اجزا، بسته‌ به‌ فصل‌، نوع‌ کار و معیشت‌ و مراسم‌ و
جشن‌ها با یکدیگر تفاوت‌ دارد. هرچند پوشاک‌ نواحی‌ مختلف‌ کردستان‌ مانند
اورامان‌، سقز، بانه‌، گروس‌، سنندج‌، مریوان‌ و... متفاوت‌ است‌، اما از
نظر پوشش‌ کامل‌ بدن‌، همه‌ با هم‌ یکسان‌ هستند. پیش‌ از ورود پارچه‌،
کفش‌های‌ خارجی‌ و سایر محصولات‌ داخلی‌ به‌ استان‌ کردستان‌، بیشتر
پارچه‌ها و نیز پای‌افزار مورد نیاز توسط‌ بافندگان‌ و دوزندگان‌ محلی‌
بافته‌ و ساخته‌ می‌شد.
از نظر بافت‌ پارچه‌، منطقه‌ سقز و از نظر
ساخت‌ پای‌افزار «گیوه‌» یا «کلاش‌» و «کالی‌» اورامانات‌ و آبادی‌های‌
پیرامون‌ کوهستان‌ شاهو مانند هجیج‌، نودشه‌ و آبادی‌های‌ نوسود شهرستان‌
پاوه‌ چون‌ میریه‌، خانه‌دره‌، مژگان‌، مزوی‌ و وزلی‌ از عمده‌ترین‌
نواحی‌ بافت‌ و صدور پارچه‌ و پای‌افزار در استان‌ به‌ شمار می‌رفتند.
جولایی‌ و بافت‌ پارچه‌ و انواع‌ منسوجات‌ مانند بوزو، برمال‌، جاجم‌،
بره‌، پوشمین‌، موج‌، جوراب‌، دستکش‌، زنگال‌ و کلاء به‌ عنوان‌ حرفه‌ یا
کار جنبی‌ بخشی‌ از آبادی‌ نشینان‌ مناطق‌ مختلف‌ کردستان‌ محسوب‌ می‌شد.

پوشاک‌ مردان‌
لباس‌ مردان‌ کرد عبارت‌ است‌ از:
چوخه‌:
نیم‌تنه‌ای‌ پنبه‌ای‌ یا پشمی‌ است‌ که‌ در ناحیه‌ سقز، بانه‌ و مریوان‌
به‌ آن‌ «کوا» می‌گویند و درسنندج‌ آن‌ را «چوخه‌» می‌نامند.
پانتول‌: شلواری‌ گشاد با دم‌پای‌ تنگ‌ است‌ که‌ «رانک‌» نیز نامیده‌ می‌شود.
ملکی‌: نیم‌تنه‌ای‌ بدون‌ یقه‌ است‌ که‌ از پایین‌ نیم‌تنه‌ تا بالا به‌ وسیله‌ دکمه‌ بسته‌ می‌شود.
لفکه‌
سورانی‌: پیراهنی‌ با آستین‌ فراخ‌ و بلند و زبانه‌ای‌ مثلث‌ شکل‌ در
انتهای‌ آستین‌ است‌ که‌ آن‌ در حال‌ عادی‌ دور مچ‌ یا بازو می‌پیچند.
شال‌:
که‌ به‌ آن‌ «پشتون‌» و «پشتینه‌» نیز می‌گویند، پارچه‌ای‌ است‌ تقریباً
به‌ طول‌ 3 تا 10 متر که‌ بر روی‌ لباس‌ در ناحیه‌ کمر بسته‌ می‌شود.
دستار: یا کلاغه‌که‌ به‌ آن‌ دشلمه‌، مندلی‌، رشتی‌، و سروین‌سربندنیز گویند و مردان‌ به‌ جای‌ کلاه‌ از آن‌ استفاده‌ می‌کنند.
فرنجی‌: یا فره‌جی‌که‌ ویژه‌ مردان‌ ناحیه‌ اورامانات‌ است‌ و از نمد ساخته‌ و آماده‌ می‌شود.
کله‌ بال : نوعی‌ از نمد پوششی‌ است‌ که‌ چوپانان‌ در مناطق‌ چرای‌ گله‌ در صحرا استفاده‌ می‌کنند.

پوشاک‌ زنان‌
لباس‌ زنان‌ کرد عبارت‌ است‌ از:
جافی‌:
شلواری‌ همانند شلوار مردان‌ است‌. این‌ شلوار را زنان‌ کرد، به‌ ویژه‌
زنان‌ روستایی‌، هنگام‌ کار می‌پوشند. در سایر مواقع‌، زنان‌ شلوار گشاد
از جنس‌ حریر به‌ پا می‌کنند.
کلنجه‌: نیم‌تنه‌ای‌ است‌ که‌ روی‌
پیراهن‌ بلند می‌پوشند و رد اورامان‌ آن‌ را «سوخمه‌» می‌نامند و از
پارچه‌ زری‌ یا مخمل‌ دوخته‌ می‌شود.
شال‌: از پارچه‌ای‌ زیبا بر ریو لباس‌ در ناحیه‌ کمر بسته‌ می‌شود.
کلاو:
یا کلاه‌ که‌ از جنس‌ مقوا و به‌ شکل‌ استوانه‌ای‌ کوتاه‌ است‌ که‌ آن‌ را
با پولک‌هایی‌ رنگین‌ به‌ صورت‌ بسیار زیبایی‌ تزیین‌ می‌کنند.
کلکه‌:
روسری‌ یا دستاری‌ است‌ که‌ به‌ جای‌ کلاه‌ مورد استفاده‌ زنان‌ قرار
می‌گیرد کلکه‌ دارای‌ رشته‌ بلندی‌ از ابریشم‌ سیاه‌ و سفید با
ملیله‌دوزی‌ است.


خوراک‌
مردم‌ کردستان‌
به‌ دلیل‌ شیوه‌ معیشت‌ مبتنی‌ بر دام‌داری‌، زراعت‌، باغ‌اری‌، و
زنبورداری‌، از گیاهان‌ طبیعی‌ خوراکی‌ ماند قارچ‌، کرفس‌، کنگر، ریواس‌،
خوژه‌ و... به‌ هر دو صورت‌ تازه‌ و خشک‌ کرده‌، بسیار استفاده‌ می‌کنند
الگوهای‌ غذایی‌ و مواد تشکیل‌ دهندة‌ آن‌ در میان‌ کردها بسیار ساده‌ و
از موادی‌ تشکیل‌ می‌شود که‌ در دسترس‌ خانوارها قرار دارد.
از پنیر
ممتاز کوهستان‌های‌ کردستان‌، شیر، عسل‌، درختان‌ گردو و انجیر آنجا و
اشتغال‌ مردمان‌ به‌ نگه‌داری‌ گوسفند «اصطخری‌» در قرن‌ چهارم‌ ه . ق‌
سخن‌ گفته‌ است‌.
عمده‌ترین‌ خوراک‌ در میان‌ کردان‌ عبارت‌ است‌ از:
ـ پلوکه‌ به‌ صورت‌کته‌ یا شله‌ برنج‌ با گوشت‌ پخته‌ تهیه‌ می‌شود.
ـ دوغه‌وایا آش‌ دوغکه‌ در آن‌ کوفته‌ ریزه‌ هم‌ می‌ریزند و از نخود، کمی‌ سبزی‌ خشک‌ شده‌ با برنج‌ و بلغور تشکیل‌ می‌شود.
ـ ساوار، که‌ از گندم‌جوشانده‌ و خشک‌ و آرد شده‌ با افزودن‌ کره‌ می‌پزند.
ـ گردول‌، خوراکی‌ است‌ک‌ از برنج‌ یا ارزن‌ پخته‌ شده‌ در دوغ‌ با افزودن‌ مغز گردو و گیاهان‌ معطر درست‌می‌شود.
ـ ترخینه‌، عبارت‌ ازبرنج‌ یا گندم‌ پخته‌ همراه‌ با ادویه‌ و ترشی‌ است‌.
ـ شله‌گنیم‌، با گندم‌خرد شده مره‌که‌و گوشت‌ قورمه‌ و کره‌ می‌پزند

عيد نوروز داراي قدمتي بس کهن است. جشن سال نو، که ما آن را نوروز مي‌ناميم، نزد سومريان نيز شناخته شده بود و عناصر اصلي آن در ميان مردم مصر نيز رواج داشته است. پيشينه‌ نوروز نه تنها به دوران مشترک هند و اروپايي باز مي‌گردد،‌ بلکه در ميان اقوام کهن‌تر نيز وجود داشته است.

در اساطير ايران، پيدايش نوروز را به بر تخت نشستن جمشيد پيشدادي نسبت داده‌اند. اما در نزد مردم کُرد، رأي غالب مربوط به داستان کاوه آهنگر و ضحاک مي‌شود. هنگامي که کاوه بر ضحاک پيروز شد مردم به مناسبت اين پيروزي بر کوه‌ها آتش افروختند و دست در دست هم به شادماني پرداختند. از آن سال تاکنون مردم کُرد هر ساله در اول بهار به بزرگداشت آن روز فرخنده،‌آتش روشن مي‌کنند و به شادماني و شادخواري مي‌پردازند. از طرفي ديگر در افسانه‌هاي مردم کُرد،‌ «خاتو زمهريري» که نماد زمستان است دو پسر داشته که با رسيدن فصل بهار مي‌مُردند و سال ديگر در زمستان متولد مي‌شدند. اين افسانه با توجه به وضع اقليمي کردستان توجيه‌پذير است.

در مناطق کُردنشين رسم‌هاي ديگري نظير ميرنوروزي و کوسه‌گردي نيز در نزديکي‌هاي بهار انجام مي‌شده است که همگي آن‌چه گفته شد نشان از اهميت آمدن بهار براي قوم کُرد دارد.

اما اين‌که چگونه و به چه نحو اهالي سنندج به پيشواز نوروز رفته‌ و آن را برگزار کرده‌اند، ‌داستاني است که آقاي ايازي در کتاب آينه سنندج به صورتي بسيار مفيد به آن پرداخته است که ما نيز در اين‌جا گوشه‌هايي از آن را آورده‌ايم.

در شهر سنندج از نيمه‌هاي اسفندماه و شايد زودتر خانواده‌ها دست به تدارک نوروز مي‌زدند. از جمله‌ اين تدارکات تهيه‌ سمنو بود. خانم‌هاي خانه گندم، عدس و کنجد را در پارچه‌اي ريخته و در ظرفي مسي قرار مي‌دادند. بعد از ريختن آب بر روي آن در جلوي نور ملايم خورشيد مي‌گذاشتند تا دانه‌ها جوانه بزند.

پدر خانواده در اين فرصت اندکِ قبل از عيد به بازار مي‌رفت تا براي اهالي خانه لباس و کفش تهيه کند. از ديگر چيزهايي که قبل از عيد آماده مي‌شد آجيل، ‌شيريني، ميوه، برنج، روغن و گوشت بوده است.

لازم به ذکر است مردم سنندج به مانند اعياد مذهبي که روز قبلِ آن را عرفه مي‌نامند،‌ روز قبل از عيد نوروز را نيز عرفه مي‌ناميدند. اين روز شلوغ‌ترين روز سنندج بوده است. خانواده،‌ لباس‌هايشان را از خياطي مي‌گرفتند، مردم‌ها به سلماني مي‌رفتند، و زن‌ها در پي خريد تخم مرغ بودند. در خانواده‌هاي سنندجي کمتر از يک تغار (30 عدد) تخم‌مرغ نمي‌خريدند. تعداد اين تخم مرغ‌ها گاهي به سه تا چهار تغار نيز مي‌رسيد. تخم‌مرغ‌ها آبپز مي‌شد و همگي اعضاي خانواده دست به رنگ کردن آن‌ها مي‌زدند تا با برابر قرار دادن زمين و تخم‌مرغ، با رنگ کردن آن، زمين را نيز رنگ زده باشند.

چند روز قبل از عيد، جوانان روستا، بوته‌هاي خار را جهت فروش به شهر مي‌آوردند. خانواده‌ها آن را تهيه کرده و بر پشت بام مي‌گذاشتند. از ديگر موارد جهت آتشبازي فيشک (فشفشه)، ماتاو، تقه، کوزي و تيزان بود.

از جمله چيزهايي که قبل از عيد توسط بچه‌ها تهيه مي‌شد، «نوروزنامه» بود. نوروزنامه عبارت از يک صفحه سفيد بود که در بالاي آن اشکالي مانند سماور، قليان، سمنو، تخم‌مرغ رنگ شده، شيريني و ماهي نقاشي مي‌شد و پايين آن در چهار ستون اشعاري که هر مصرع در يکي از سطرهاي اين ستون‌ها جاي مي‌گرفت مي‌نوشتند. بچه‌ها اشکال را رنگ‌آميزي کرده و موقع تحويل سال به پدر و مادر خود مي‌دادند و عيدي طلب مي‌کردند.

در نوروز خوانچه‌هايي براي عروس‌هاي نامزد شده يا دخترهايي که به خانه‌ شوهر رفته بودند مي‌بردند. گاه تعداد اين خوانچه‌ها به دوازده نيز مي‌رسيد. طلا، عطر، دستمال، جوراب، تخم‌مرغ رنگ شده، صابون، پارچه، ماهي، شربت، سمنو، شيريني و آجيل و از همه مهمتر سيب سرخ زرورق زده شده، از اقلامي بود که در خواچه‌ها وجود داشت.

در شب نوروز بوته‌هاي خارِ آماده شده توسط پدر خانواده آتش زده مي‌شد و بچه‌ها نيز شروع به آتش‌بازي مي‌کردند. لازم به ذکر است در مناطق کُردنشين،‌ آتش مخصوص نوروز بوده و در چهارشنبه سوري (چوارشه‌مه کوله) به هيج وجه آتش روشن نمي‌شد. بعد از خاموش شدن آتش، خانواده به خانه رفته و شام مي‌خوردند. در سنندج معمولاً اين شام حلوا بوده و غذاي اصلي که پلو خورشت است را براي فرداي آن صرف مي‌کردند.

در قديم که راديو و تلويزيون در سنندج نبود، مردم از روي تقويم‌هاي جيبي منجم‌باشي يا تقويم پيوندي کردستاني ساعت و دقيقه‌ سال تحويل را مي‌دانستند.

مردم سنندج به هنگام تحويل سال، آينه‌ تمام قد سنگي يا نيم قد را به ديوار تکيه داده و در دو طرف آن شمعداني با شمع روشن قرار مي‌دادند. جلوي آينه سفره‌ کوچک سفيدي پهن مي‌کردند که روي آن سمنوي تزئين شده با روبان قرمز، تخم مرغ رنگ شده، ماهي، شيريني، آجيل و تنگ‌هاي رنگارنگ شربت قرار مي‌دادند. پدر خانواده وضو مي‌گرفت و با تحويل سال براي خانواده و آشنايان دعا مي‌کرد.

بچه‌ها «نوروزنامه‌»ها را مي‌دادند و عيدي مي‌گرفتند. خانواده‌هايي که دختر شوهر داده يا عروس داشتند منتظر عيد ديدني بچه‌هايشان مي‌شدند و کوچک‌ترها نيز به عيد ديدني بزرگ‌ترها مي‌رفتند. بچه‌ها هر يک سهم خود را از تخم‌مرغ‌ها دريافت مي‌کردند ‌و جهت انجام «هيلکه شکينه» به کوچه مي‌روند. رسم تخم‌مرغ شکستن در سنندج به اين نحو است که هر يک از دو نفر تخم‌مرغ‌هايشان را در دست گرفته و بر روي هم‌ مي‌زنند. تخم‌مرغ هر کدام شکست، بايد آن را به طرف ديگر که تخم‌مرغ‌اش سالم مانده بدهد. اين رسم به صورت ديگري نيز اجرا مي‌شود. چند نفر که در اين کار شرکت مي‌کنند تخم‌مرغ‌هايشان را به هم مي‌زنند و هر تخم‌مرغي شکسته شد آن را روي زمين گذاشته و اين کار را تا زماني که تنها يک‌نفر تخم مرغ نشکسته داشته باشد ادامه مي‌دهند. تمام تخم‌مرغ‌هاي روي زمين ازان کسي است که تخم مرغ سالم دارد.

در مناطق ديگر کُردنشين رسم‌هاي زيادي در رابطه با نوروز وجود دارد. از جمله‌ي اين رسم‌ها به کوه و دشت رفتن مردم در صبح زود است. آنها دست خود را با شبنم تر کرده و بر صورت و لباس خود مي‌کشند و اعتقاد دارند اگر کسي مريض باشد شفا مي‌يابد. در ديگر مناطق مردم صبح زود از روستا به راه افتاده و با خود آرد مي‌بردند.
وقتي به کوه رسيدند آرد را خمير کرده و دسته‌اي گُل در آن فرو مي‌کنند. خمير و گل را به روستا آورده و روي درب منزل‌شان مي‌گذارند. آنها اعتقاد دارند با اين کار بهار را به خانه‌شان آورده و باعث خير و برکت مي‌شود.

[ پنجم آبان 1389 ] [ 13:1 ] [ اطلس ایران وجهان ]

جشن ها و مراسم خاص 


یکی از مهم ترین مراسم در میان مردم کردستان که نمود عمومی و کلی دارد جشن نوروز و بزگداشت آیین آغاز سال است که به صورت خود جوش در اقصی نقاط استان همراه با مراسم رقص و برپائی آتش برگزار می گردد . عید فطر و عید قربان نیز به عنوان اعیاد مذهبی دارای اهمیتی خاص هستند . از دیگر مراسم مهم می توان به مراسم آئینی و باستانی پیرشالیار در روستای اورامان تخت اشاره نمود که در دو نوبت در چهل و پنجمین روز بهار و چهل و پنجمین روز زمستان طی مراسم با شکوه در این روستا برگزار می گردد .

صنایع دستی و سوغات 


صنایع دستی استان بخشی از فرهنگ مردم استان کردستان است مه بر اساس نیاز و خلاقیت در طی زمان شکل گرفته است . مهمترین صنایع دستی استان عبارتند از : نازک کاری که از محصولات عمده آن می توان به تخته نرد و شطرنج اشاره نمود که شهرت جهانی دارند .
استان کردستان دارای انواع شیرینی های محلی می باشد که مهمترین این شیرینی ها کنجد ، بادام سوخته ، نوعی باسلوق و نان برنجی است که در این میان کنجد شیرینی محلی خاص شهر سنندج به همراه نان برنجی خریداران زیادی دارد .


 



قالی و گلیم استان کردستان از لحاظ تنوع رنگ و گیاهی بودن ، اصالت طرح و کفیت آن شهرت جهانی دارد . شهرهای سنندج و بیجار مهمترین نوع قالی را دارا می باشند به طوری که به علت شهرت جهانی فرش سنندج (سنه) در دائره المعارف بریتانیا معنی واژه سنه را نام نوعی قالی به نام سنه معنی نموده اند .



منبع-سایت کردی
[ پنجم آبان 1389 ] [ 13:0 ] [ اطلس ایران وجهان ]
کوه ها

آق داغ : آق داغ یکی از کوه های مشهور استان کرمانشاه است که 2105 متر ارتفاع دارد .


ارتفاعات بمو : اين ارتفاعات كه جزء زاگرس چين خورده مي باشد به صورت نواري از شمال به جنوب در شمال غرب منطقه از گله در طول خط مرز ايران و عراق امتداد دارد . بلندترين قله اين ارتفاعات 1842 متر ارتفاع دارد .

ارتفاعات قلاجه : اين ارتفاعات كه با جهت شرقي ـ غربي شكل گرفته اند ، حد فاصل استان هاي ايلام و كرمانشاه را شكل مي دهند . تمام اين ارتفاعات داراي درخت و درختچه هاي خودرو مي‌باشد . بلندترين قله آن 2355 متر ارتفاع دارد .

بازي دراز : بازي دراز یکی دیگر از کوه های استان کرمانشاه است که با ارتفاع 2320 متر است .

رشته كوه پراو : در حقيقت امتداد ارتفاعات الوند است كه با جهت شمال غربي به طرف كوه‌هاي طاق بستان پيش مي رود و پس از طاق بستان به طرف كردستان متمايل مي گردد . اين ارتفاعات سنگي و غير مشجر بوده و داراي معابر محدود است . كوه بيستون بلندترين كوه اين رشته كوه است . طول رشته كوه پراو از شمال غربي تا جنوب شرقي 62 كيلومتر و عرض آن از شمال به جنوب در پهن ترين نقاط به 26 كيلومتر مي رسد .

سفيد كوه : اين رشته كوه در10 كيلومتري جنوب شهر كرمانشاه قرار گرفته و به طرف لرستان امتداد دارد . بلندترين قله اين كوه 2805 متر ارتفاع دارد و اكثر اوقات پوشيده از برف است. خط الرأس كوه سفيد مرز طبيعي بين منطقه درود فرامان و سر فيروز آباد ماهيدشت است . اين كوه همانند كوه هاي دالاهو ، پراو و شاهو جزء زاگرس مرتفع مي باشد . ريزابه هاي دامنه شمالي اين كوه به رودخانه قره‌سو و ريزابه هاي دامنه جنوبي آن به رودخانه مرگ مي ريزد .

سه سر : سه سر یکی دیگر از ارتفاعات استان کرمانشاه است که 2593 متر دارد .

شاهو : اين ارتفاعات از جنوب شرقي روانسر آغاز شده و به صورت نواري به هم پيوسته به طرف پاوه ادامه داشته و از آنجا تا نوسود در جهت شمال غربي امتداد مي يابد و در حقيقت مرز طبيعي استان كرمانشاه با استان كردستان را شكل مي دهد . قسمت غربي اين كوه به رودخانه سيروان منتهي مي شود . بلندترين قله شاهو در شمال پاوه در حدود 3370 متر ارتفاع دارد و كوه تخت كه 2985 متر ارتفاع دارد دنباله كوه شاهو بوده و در همان خط سير ادامه داشته و به بخش رزاب منتهي مي گردد .

کوه دالاهو : کوه دالاهو مشرف بر جنگلهای کرند واسلام آباد ، با قله با ارتفاع 2250 متر بالا تر از سطح دریا است .

كوه آتشكده يا آتشگاه : رشته كوهي است كه از كوه شاهو جدا گشته و از مغرب روستاي شمشير واقع در اورامانات گذشته و به دره رودخانه سيروان منتهي مي گردد . بلندترين قله اين رشته كوه در حدود 2462 متر ارتفاع دارد كه خط رأس آن حد طبيعي پاوه و جوانرود را شكل مي‌دهد . كوه گزن دنباله كوه آتشكده بوده كه در غرب رودخانه سيروان مرتفع مي گردد . ارتفاع بلندترين قله اين كوه 2389 متر مي باشد .

كوه نوا : رشته ارتفاعات نوا در جنوب رشته كوه هاي دالاهو قرار گرفته كه تنگه پاطاق بين اين دو رشته كوه واقع گرديده است . بلندترين قله آن در جنوب روستاي سرميل در حدود 3288 متر ارتفاع دارد .
ارتفاعات حد فاصل شهرستان کنگاور ، صحنه و سنقرکلیایی : در حد فاصل شهرستان کنگاور ، صحنه و سنقرکلیایی کوه های مرتفع و متعددی قرار دارد که مهمترین آنها عبارتند از کوه کمر زرد با ارتفاع 2273 متر ، هزار خانی پائین با ارتفاع 3420 متر ، دالاخانی با ارتفاع 3126 متر ، بدر با ارتفاع 3265 متر ، سیردوله با ارتفاع 2485 متر ، پنجه علی با ارتفاع 2883 متر ، سردره شمالی با ارتفاع 2753 متر ، کوه گر با ارتفاع 2430 متر ، امروله با ارتفاع 2987 متر نخود چال با ارتفاع 3322 متر و کوه هجر با ارتفاع 2253 متر .

غارها

غار پراو : اين غار در كوه پراو از سلسله جبال زاگرس در شمال شهرستان كرمانشاه واقع شده است . غار پراو بزرگترين غار آهكي دنياست و ساختمان آن مطلقا آهكي است . نتايج بررسي هاي انجام گرفته نشان مي دهد كه اين غار به دوران سوم زمين شناسي مربوط است .

غار اسنگران : اين غار ، در شمال غربي كوه هاي " پرو " در تنگه اي به نام " تنگ كوه " در 22 كيلومتري جاده بين كرمانشاه و سنندج واقع شده است . غار آسنگران يكي از غارهاي زيباي ايران است .

غار تاريخي بيستون : بر دامنه كوه بيستون و در بالاي سر مجسمه هركول غاري معروف به غار" شكارچيان " قرار دارد . اين غار در سال 1949 م توسط پروفسور " كارلستون كون" باستان شناس امريكايي و استاد رشته پيش از تاريخ دانشگاه فيلادلفيا بررسي و حفاري گرديد.

غار تايله نو ( تايوله ناو ) : اين غار ، در ناحيه " بدره " كرمانشاه واقع شده و چندين دهانه در طبقات مختلف زمين ساختي دارد . در اين غار ، سفال هاي مربوط به دوران پيش از تاريخ به دست آمده است .

غار دو اشکفت : یکی از کهن ترین سکونتگاه های بشر در منطقه کرمانشاه غار دو اشکفت در نزدیکی طاق بستان است . این مکان باستانی شامل دو غار مجاور هم است. یکی از این دوغار (غار شرقی) ، در دوره پارینه سنگی میانی محل سکومنت موقت یا فصلی گروه های شکار ورز ساکن منطقه بود .

غار رتيل : اين غار، در مسير كرمانشاه به كرند و ريجاب در جهت زيارتگاه بابا يادگار واقع شده است . طول اين غار 366 متر است .


غار قوري قلعه : در ميان جنگل هاي بلوط اورامانات و پاوه ، در فاصله 90 كيلومتري كرمانشاه ، غار قوري قلعه كه بزرگترين غار آبي آسيا شمرده مي شود ، واقع شده است . اين غار از روستاي قوري قلعه شروع و به گفته بوميان منطقه ، تا خاك عراق ادامه مي يابد .

غار كاوات : غار كاوات از جمله غارهاي ديدني و معروف استان هاي كرمانشاه و كردستان است كه در سلسله جبال شاهو در شمال دره با صفاي قوري قلعه از توابع جوانرود واقع شده است .

غار مر آفتاب : این غار در دامنه کوه بیستون و در حدفاصل غار های مر تاریک و مردو در قرار دارد . ابزار های سنگی شناسایی شده از این غار نیز متعلق به دوره موستری است .

غار مر تاریک : این غار در دامنه کوه بیستون و در قسمت شمال غربی غار مرخرل قرار دارد . ابزارهای سنگی به دست آمده از این غار نیز متعلق به دوره موستری است .

غار مرخرل : اين غاردر دامنه کوه بیستون در فاصله پانصدمتری از خانه های مسکونی قرار دارد این غار با طول 27 متر بر دشت بیستون مشرف است . جدید ترین آثار مکشوفه از غار مرخرل متعلق به دوره ساسانی است .

غار مردو در : این غار در دامنه کوه بیستون و در قسمت شمال شرقی غار شکار چیان قرار دارد . ابزار های به دست آمده از این غار مربوط به دوره موستری و زارزی است .

غار( پناه گاه سنگی) ورواسی : این پناهگاه سنگی در 11 کیلومتری شمال شرقی کرمانشاه در دامنه کوه ماسی و در دره معروف به تنگ کنشت قرار دارد . آثار بدست آمده از غار عبارتند از : تراشنده ها و سر پیکانهای دندانه دار دوره میانی پارینه سنگی جدید ، قلم حکاکی ، تراشنده ها ، تیغه های روتوش شده و سرپیکان های دوره زیر ین پارینه سنگی جدید و سنگ های مادر ، ریز تیغه ها ، چکش ، قلم حکاکی ، سوراخ کن های دوره فرا پارینه سنگی .

غار شکار چیان : این غار در دامنه کوه بیستون و به فاصله کمی از مجسمه هر کول قرار دارد . در حفاری هایی که در سال 1949 میلادی در این غار صورت گرفت ، در حدود 22 هزار یافته شامل سفال ، ابزار سنگی و قطعات استخوان حیوانی چون گوزن غزال های وحشی ، پلنگ ، شغال ، گراز ، روباه قرمز و بخشی از استخوان ساعد انسان نئاندارتال به دست آمده است . دو قطعه از سفال های مکشوفه متعلق به دوره آشوری و بقیه از نوع سفال های هخامنشی بودند . هم چنین ابزار های سنگی از نوع تیغه های سنگی دوره پارینه سنگی جدید به عبارتی در حدود 40 هزار سال پیش است

منبع- سایت میراث فرهنگی کرمانشاه
[ پنجم آبان 1389 ] [ 11:43 ] [ اطلس ایران وجهان ]
امامزاده ها

امامزاده کوسه هجیج : این امامزاده در 20 کیلومتری غرب پاوه، در روستای هجیج و در کنار روخانه سیروان قرار دارد . در سال های اخیر بنای این امامزاده به صورت چهار طاقی آجری توسط اداره اوقاف احداث شده است. در گذشته مقبره این امامزاده بنایی سنگی بود . پیش نمازان روستای هجیج درباره نام و نسب این امامزاده به نقل از «بحر الانساب» می گویند : نامش عبیدالله و فرزند حضرت امام موسی کاظم(ع) است و پس از رحلت پدر در زمان هارون الرشید با یکی از برادارنش به نام امامزاده اسماعیل به این منطقه پناه آورده است . بعدها برادرش به «اسپریس» یکی از روستاهای اطراف پاوه عزیمت کرد و او در هجیج ماندگار شد . اندک اندک یارانی به دور او جمع شدند .»

امامزاده شیرخان : این امامزاده در شمال روستای «شیرخان» در بخش دینور قرار دارد . بنای امامزاده بر روی تپه ای بلند به نام «تپه امامزاده» از آجر و گچ ساخته شده است . بنای اصلی بقعه از خارج چهار ضلعی و از داخل چهار ایوانی است . هر یک از ایوان ها دارای طاق هلالی است . فضای اصلی بقعه به ابعاد 75/5×75/5 متر است و بر روی آن گنبد مدور آجری قرار دارد . در داخل بنا ، ضریح مشبک چوبی با سقف مسطح دیده می شود . در میان ضریح ، سنگ قبری به طول 27/1 متر و عرض 35 سانتیمتر وجود دارد . بر حاشیه این سنگ قبر «آیه الکرسی» و بر سطح سنگ صلوات حک شده است . ورودی بقعه در ایوان غربی است . در هر یک از ایوان های شمالی و جنوبی ، سه طاقچه با طاق هلالی و در ایوان شرقی یک طاقچه و در ایوان غربی دو طاقچه با طاق هلالی وجود دارد . بر بالای هر یک از ایوان ها نورگیری مستطیل شکل با طاق هلالی دیده می شود . این نورگیرها محوطه مرکزی امامزاده را روشن می کنند .

امامزاده دده بکتر : این بنا در جنوب روستای «دده بکتر بانین» ، در بخش دینور قرار دارد . بنای امامزاده از دو قسمت تشکیل شده است : قسمت اول به جمع خانه معروف است . جمع خانه فضایی مستطیل شکل با در گاهی کوتاه در جبهه شمالی است . پس از ورود به جمع خانه – در سمت راست – در اصلی ورود به بقعه قرار دارد . بقعه اصلی شامل اتاقی چهارگوش است که در وسط آن سنگ قبری به خط کوفی وجود دارد . متأسفانه به دلیل ساییدگی بیش از حد خواندن آن میسر نیست .

امامزاده ابراهیم : این امامزاده در شمال غرب بنای معروف به معبد آناهیتا در شهرستان کنگاور قرار دارد . بنای قدیمی این امازاده در زلزله سال 1336 ش تخریب و بعدها بنایی نوساز و بزرگتر به جای آن ساخته شد . بنای فعلی تقریباً به همان شکل بنای قدیمی ساخته شده است . این امامزاده دارای صحن مرکزی گنبدداری است و گنبد آن از نوع گنبدهای دوپوش است . همچنین این بنا دارای دو مناره آجری است . از بنای قدیمی امامزاده تنها سردر ورودی به محوطه صحن ، بر جای مانده است .

امامزاده سید جمال الدین : این بنا در روستای «فش» کنگاور قرار دارد . این بنای آجری از بیرون به صورت چهار ضلعی و از داخل مدور است . ارتفاع بنا از کف تا پاکار قوس 85/1 متر است . گنبد بنا نیز مدور و با آجر ساخته شده است . در ورودی بقعه در ضلع شمالی است و به ایوان و کفش کن باز می شود . در داخل کفش کن و صحن حیاط امامزاده ، دو سنگ قبر وجود دارد ؛ تاریخ یکی از آنها 1211 ه.ق و دیگری 1242 ه.ق است . در داخل بنا ضریح چوبی ساده ای قرار دارد و در زیر آن سنگ قبری دیده می شود . بر روی این سنگ قبر خطوط کوفی به چشم می خورد که به علت ساییدگی خوانا نیست .

امامزاده باقر : این مقبره در یک کیلومتری شمال روستای گودین کنگاور قرار دارد . این بنا از بیرون به صورت چهار ضلعی و از داخل هشت ضلعی است . در زیر صندوق داخل بقعه ، سنگ قبری به ابعاق 24×48 سانتیمتر وجود دارد و روی آن نوشته شده است : «وفات السید الفاضل بهاء الدین محمد بن محمد باقر الحسین رحمه اله 28 شهر جمد الثانیه سنه . » 1132 در مقابل ورودی این مقبره ، ایوان و کفش کنی ساخته شده است .

آرامگاه ها

*  مقبره بابایادگار(در روستای بان زرده ، نزدیک قلعه یزدگرد، دردامنه کوه دالاهو ، یکی از زیارتگاه های مهم اهل حق)

*  مقبره ابودجانه (ابودجانه یکی از یاران باوفای پیامبر ، معماری آن به سبک چهار طاقی های دوره ساسانی )

*  مقبره احمد بن اسحاق (برروی گنبد مدور - احداث ساختمان جدید توسط اداره اوقاف به جای ساختمان قدیمی - یکی از محدثان معروف امام حسن عسگری (ع) )

*  بقعه مالک ( پوشش گنبدی ،روی تپه ای در مرکز شهر سنقز ، دوره ایلخانی

منبع- سایت میراث فرهنگی کرمانشاه
[ پنجم آبان 1389 ] [ 11:42 ] [ اطلس ایران وجهان ]
معرفی صنایع دستی استان

 

صنايع دستي در استان كرمانشاه از سابقه تاريخي طولاني برخوردار بوده بطوريكه روزگاري كرند غرب زرادخانه مهمي بوده كه سلاح هاي گوناگون را مي ساخته است . در تاريخ يورش هاي تيموريان و جنگ هاي ايران و عثماني از سلاح هاي ساخت كرند ياد شده است . صنايع دستي در استان كرمانشاه به موازات توسعه كشاورزي و دامداري پيشرفت هايي داشته و در اقتصاد و زندگي مردم استان به ويژه عشاير و روستائيان نقش مهمي داشته است .

گليم بافي : گليم بافي از صنايع دستي خانگي است كه در بيشتر نقاط استان كرمانشاه رواج دارد . اكثر كارگاههاي گليم بافي در خانه هاي روستاييان هرسين به عنوان مركز عمده توليد گليم در استان از شهرتي خاصي برخوردار است . وجود مراتع مساعد جهت پرورش دام ها كه تأمين كننده الياف لازم گليم هستند خود دليلي بر متداول بودن گليم بافي در اين نواحي است . نقوش چشمه نظامي و نقوش تركيبي درخت و لانه گنجشك ، مرغابي ، مار ، عروسك ، قيچي ، خطوط افقي ، عمودي ، نقش قرقره راه راه ، پنجه گربه ، قاچ خربزه ، گل مشرفي ، گل ترمه و سوزني از جمله نقوشي هستند كه در گليم هاي استان به ويژه هرسين ديده مي شود . همچنين در زمينه گليم هاي هرسين نشانه هاي بسياري از درهم تنيدگي تمدن و فرهنگ ها ملاحظه مي شود . از جمله مناطق ديگري كه در آن گليم بافته مي شود مي توان به جوانرود ، گيلانغرب و ريجاب اشاره كرد .
جاجيم بافي : جاجيم بافي يكي ديگر از صنايع دستي كرمانشاه است كه از ديرباز بين خانواده هاي روستايي و عشاير رواج داشته است . جاجيم به عنوان بالاپوش گرم مورد استفاده قرار مي گيرد . حتي در بين برخي از خانواده هاي روستاي جاجيم را به عنوان چشم روشني و جهيزيه نوعروسان هديه مي دهند و به عنوان يادگاري ارزنده سال ها در خانوارها باقي مي ماند . مواد اوليه جاجيم پشم است و بافت آن شبيه گليم است با اين تفاوت كه جاجيم در چهار تخته بافته مي شود و پس از بافتن به هم متصل و دوخته مي شود . در منطقه اورامان و ثلاث زنان جاجيم هايي را با نقوش متنوع و جنس مرغوب مي بافند كه در نوع خود كم نظير مي باشد .
سوغات Minimize

علاوه بر صنايع دستي از قبيل گليم ، موج ، سجاده ، قلم كاري ، چاق ، نمد و گيو سوغاتي هاي كرمانشاه شامل شيريني هايي مانند كاك ، نان برنجي ، نان خرمايي و روغن دان (روغن حيواني) است .

منبع- سایت میراث فرهنگی کرمانشاه
[ پنجم آبان 1389 ] [ 11:42 ] [ اطلس ایران وجهان ]
جنگل ها و پوشش های طبیعی

به سبب موقعيت خاص اقليمي و بارندگي به موقع و كافي از مناطق شمال غربي تا جنوب شرقي استان كرمانشاه يعني از ارتفاعات اورامانات تا منطقه زردلان و هليلان دره‌هاي پوشيده از جنگل و مراتع پر بركتي وجود دارد . اين دره ها چون داراي آب و هواي معتدل با مناظر زيباي طبيعي است براي اطراق و تفريح و وجود ايلات در حال كوچ از بهترين نقاط تفريحي ايران است و هميشه يكي از شكارگاه هاي تراز اول ايران محسوب مي شده است . جنگل هاي اين استان عموماً از جامعه بلوط بومي ايران تشكيل يافته و در حدود 60 درصد از اين جامعه را گونه هاي مختلف بلوط و 25 درصد آن را گونه هاي مختلف پسته هاي وحشي ( بنه ) و حدود 5 درصد انواع بادام كوهي و10 درصد بقيه را ديگر گونه ها تشكيل مي دهد . برخي از درختان و درختچه هاي جنگلي استان كرمانشاه عبارتند از : آلبالوي وحشي ، انجير ، اوجا ، بادام وحشي ، بلوط ، بيد ،پسته وحشي ، تمشك ، چنار ، زبان گنجشك ، صنوبر ، سرخ‌و‌ليك ، گردو ، زالزلك . بطور كلي مي توان نواحي جنگلي استان را چنين تقسيم نمود : 1 ـ جنگل هاي منطقه اسدآباد ـ كرمانشاه 2 ـ جنگل هاي منطقه كرمانشاه ـ ايلام 3 ـ جنگل هايي منطقه گيلان غرب ـ قصرشيرين 4 ـ جنگل هاي منطقه اسلام آباد ـ قصرشيرين .

پارك جنگلی طاق بستان : اين پارك در حاشيه شمالي شهر كرمانشاه و در دامنه كوه پرآو قرار دارد . عناصر طبيعي چون كوهستان ، چشمه ، فضاي سبز و درياچه هاي مصنوعي ، وجود نقش برجسته‌هايي از دوره ساساني در كنار زيبايي هاي طبيعي آن ، محيط جذاب و ديدني را به وجود آورده است . به علت موقعيت طبيعي و آب و هواي معتدل ، اين محل مورد توجه پادشاهان ساساني قرار گرفته و آنجا را براي تفريح و شكار گاه سلطنتي خود انتخاب كرده اند بطوريكه در دوطرف ايوان بزرگ طاق بستان ، صحنه هاي شكار شاه ساساني حجاري شده است . اين پارك به علت امكانات تفريحي و آثار تاريخي يكي از پرجاذبه ترين مناطق شهرستان كرمانشاه محسوب مي شود .

منطقه ريجاب و بان زرده : يكي از مناطق زيباي استان كرمانشاه منطقه ريجاب و بان زرده است كه در 120 كيلومتري شمال غربي شهرستان كرمانشاه واقع شده است . اطراف اين منطقه به وسيله كوه‌هاي سر به فلك كشيده دالاهو محصور شده است . اين كوه ها داراي قللي برفگير بوده كه دامنه هاي آن به وسيله جنگل پوشيده شده است . رودخانه زيباي سراب ريجاب كه سرچشمه رودخانه الوند مي باشد در اين منطقه جريان مي يابد . دره هاي اين منطقه به وسيله درختان انجير و گردو پوشيده شده است . حضور آثار تاريخي قلعه يزدگرد و زيارتگاه بابايادگار و ابودجانه بر زيبايي هاي اين منطقه افزوده است .

دشت اسلام آباد :اين دشت از طرف غرب بهوسيله ارتفاعات دالاهو محدود گرديده است . دامنه‌هاي اطراف اين دشت مشجر است . دشتاسلام آباد در حدود 460 كيلومتر مربع وسعت دارد .

دشت بيلوار :اين دشت از رسوبات رودخانه كامياران به وجود آمده است . اراضي ايندشت در حدود 11 هزار هكتار است .

دشت بين ارتفاعات الوند و كوه بيدسرخ :اين دشت به عرض 55 كيلومتر مي باشد كه ارتفاعات شمالي آن نسبتاًصعب العبور ولي از طرف جنوب به كلي باز و هموار است و به همين سبب راه هايي به طرفشهرستان هاي نهاوند و تويسركان از اين منطقه كشيده شده است .

دشت بينارتفاعات پاطاق و خسروي :ارتفاعات اين دشت از سطح دريا كم و به علتهمجواري با خاك عراق ، داراي هوايي نسبتاً گرم است . عرض اين دشت بين 20 تا 70كيلومتر است .

دشت دينور :اين دشت در جنوب سنقر قرارگرفته و مساحت اراضي آن حدود نه هزار هكتار است.

دشت صحنه :اين دشت از پاي ارتفاعات بيد سرخ آغاز و در ارتفاعات نعل شكن خاتمهمي يابد . عرض اين دشت در حدود 90 كيلو متر است .

دشت كرند :اين دشت در امتداد غربي دشت اسلام آباد غرب قرار دارد و مساحت اراضيآن در حدود نه هزار هكتار است .

دشت ماهيدشت :اين دشترا ارتفاعات نعل شكن در شرق و ارتفاعات حسن آباد چهار زبر در غرب احاطه كرده است . عرض آن 25 كيلومتر مي باشد و ازدو طرف كاملاً باز است . اين دشت از مناطق عمدهزراعي استان كرمانشاه محسوب مي شود .

دشت هرسين :دشتهرسين بين راه بيستون به نورآباد قرار گرفته ، مساحت اراضي آن حدود 15500 هكتار است.

استان کرمانشاه گونه های مختلفی از حيات وحش را در خود جای دادهاست . به علت تنوع اقليمی، وجود رودها و سراب ها و پوشش گياهی متنوع ، استانكرمانشاه همواره يكی از شكارگاه های طراز اول ايران و مامن مناسبی برای انواعپرندگان مهاجر و بومی است . به طوری كه فرمانروايان ساسانی نيز در شكارگاه هایگوناگون آن به شكار می پرداخته اند. نقش های كناره طاق بستان ، صحنه هايی از اينشكارگاه ها را نشان می دهد . مناطق صحنه ، كنار گاماسياب ، برتاج و الوند نمونههايی از شكارگاه های امروزی استان كرمانشاه هستند . در بيشه زارها و كوهستان هایاطراف كرمانشاه ، انواع پرندگان وحشی، اعم از بومی و مهاجر زندگی می كنند كه مهمترين آن ها عبارت اند از : كبک ، تيهو ، قمری ، كبوترچاهی ، انواع مرغابی ، درنا ،لک لک، حواصيل ، قرقاول ، شاهين ، عقاب ، كركس ، جغد و سار و هوبره و بلدرچين . ازجانوران وحشی استان كرمانشاه می توان به پلنگ ، خرس ، گرگ ، روباه ، شغال ، گراز ،خوک كل، بز ، قوچ ، ميش و بز كوهی اشاره كرد.

وزش بادهای مرطوب از طرف مديترانهو اقيانوس اطلس و ريزش برف و باران نسبتا فراوان ، باعث ذخيره آب های زيرزمينی و همچنين جريان های متعدد آبی در نواحی مختلف اين استان شده است كه تمام آن ها در نهايتبه خليج فارس و دريای عمان می ريزند . رودهای استان كرمانشاه بيشتر سيلابی و پر پيچو خم می باشند . اين رودها در مسير خود، دره های متعددی را پديد آورده و فاصلهنسبتاً زيادی از يكديگر دارند . برخی از اين رودها هم در استان كرمانشاه و هم درمحدوده استان های مجاور جاری هستند . مهم ترين رودخانه های استان عبارتند از : الوند ، آب کره پويان ، آب دالان ، آب زرشک ، آب سفيد برگ ، آب سيروان ، آب لرن ،آب تالان ، تنگاب ، جگيران ، جاميشان ، چم رش ، چم مره خل ، چم امام حسن ، چم دوآب، خرم رود ، خره بلان ، دياله ، دره گلال ، راز آور ، زرد آب ، زيمكان ، سرابكنگاور ، سيمره ، قايرنه ، قره چای ، قره سو ، كنگاكوش ، کفر آور ، کرند ، کفرآور ،گاماسياب ، گز رو ، گنبد رود ، گيلان ، گردی قاسمان ، گاوه رود ، گرد کانيه ،گفرآور ، ليله و نهر ديالا.
 
منبع- سایت میراث فرهنگی کرمانشاه
[ پنجم آبان 1389 ] [ 11:42 ] [ اطلس ایران وجهان ]
رودخانه ها

رودخانه الوند : اين رودخانه از آب چشمه هاي سياوانه و سراب اسكندر در كوه دالاهو در شمال غربي كرند سرچشمه گرفته و بعد از اينكه در حدود سه كيلومتر جريان يافته فرو مي رود و پس از مسافت كوتاهي از محل ديگري به نام سراب هشتانه خارج گرديده و تشكيل آبشاري در ريجاب داده است . اين رود پس از مشروب نموده دشت ذهاب به طرف قصرشيرين جريان داشته و نهايتاً وارد خانقين عراق شده و در محل دوآب خانقين وارد دياله مي شود . اين رودخانه از لحاظ اينكه از سرپل‌ذهاب ( حلوان ) مي گذرد به نام رودخانه حلوان نيز معروف است .

رودخانه سيروان : اين رودخانه از بخش رزاب و مريوان در كردستان سرچشمه گرفته و پس از عبور از شمال غربي اورامانات ، دوآب و شمال هرتا ، رودخانه هاي ژاد رود ، قشلاق رود ، ليله ، لوشه ، زمكان ، دشت حر به آن پيوسته و سپس وارد كشور عراق مي شود .

روخانه قره‌سو : سرچشمه اصلي اين رودخانه سراب روانسر واقع در 50 كيلومتري شمال غرب كرمانشاه مي باشد . اين رودخانه با جهت شمال غربي به جنوب شرقي جريان پيدا مي كند و در 15 كيلومتري كرمانشاه رودخانه رازآور و شاخه هاي فرعي آن به قره‌سو مي پيوندد و با مسير پر پيچ و خم دار در سطح دشت جريان يافته و در نزديكي روستاي قزانچي رودخانه مرگ به آن متصل مي شود . اين رودخانه با يك شيب آرام از داخل شهر كرمانشاه عبور كرده و در نزديكي فرامان به رودخانه گاماسياب مي پيوندد . در بسياري از نقاط حاشيه اين روخانه گياهان مختلفي رشد كرده كه به زيبائي آن جلوه خاصي داده است .

رودخانه جاميشان : اين رودخانه از ارتفاعات و چشمه سارهاي اطراف سنقر كليايي سرچشمه گرفته و به طرف جنوب غربي از تنگ ميان كوه جاميشان عبور مي كند . پس از عبور از اين تنگ وارد دشت دينور شده و در تنگ دينور به رودخانه دينور آب مي ريزد .

رودخانه دينورآب : يك شاخه اين آب از روستاهاي دامنه غربي اسدآباد سرچشمه مي گيرد و شاخه دوم آن كه به آب زحماني معروف است از سر تخت كليايي سرچشمه گرفته كه در دهكده زحماني با شاخه سوم كه از سراب سنقرچاي مي آيد متصل شده و در ميان راهان با شاخه چهارم متصل مي شود . پس از عبور از پل ميان راهان در دهكده برناج آب برناج به آن اضافه شده و با پيوستن آب نوژي وران به آن ، دينور آب اصلي را شكل مي دهد . اين آب پس از مشروب كردن دشت دينور و چمچمال در جنوب بيستون به گاماسياب مي ريزد .


رودخانه رازآور : اين رودخانه از كوه هاي اطراف كندوله و كامياران سرچشمه گرفته و پس از عبور از كوه هاي جنوب شرقي كامياران ، در پاي كوه قرال به مسيرش ادامه داده و در جنوب قزانچي به رودخانه قره‌سو مي ريزد .

رودخانه گاماسياب : اين رودخانه از سراب سنگ سوراخ و چشمه سارهاي اطراف نهاوند سرچشمه گرفته و پس از اتصال با رودخانه ملاير به رودخانه گاماسياب تغيير نام داده است . به اين رودخانه در مسير خود ، رشته هاي فرعي مختلفي از جمله آب ملاير ، آب نهاوند و آب تويسركان ملحق شده است . اين رودخانه در جنوب بيستون به آب دينورآب پيوسته و به نام گاماسياب ادامه مسير داده و در نزديكي فرامان به رودخانه قره‌سو متصل شده و پس از آن به نام سيمره وارد خاك لرستان مي شود وسپس در استان خوزستان به نام كرخه جريان يافته و وارد هورالعظيم مي شود .


رودخانه مرِگ : اين رودخانه از سراب فيروز آباد واقع در جنوب غربي ماهيدشت سرچشمه گرفته و در شمال شرقي روستاي مير عزيزي به قره‌سو متصل مي شود . پس از عبور از ماهيدشت و دريافت آب سراب كاشنبه ، وارد دشت كوزران شده و در آنجا آب رودخانه زردآب به آن مي پيوندد . پس از آن در پاي كوه ويس به رودخانه قره‌سو مي ريزد .

دریاچه ها ، تالاب ها و سراب ها

تالاب هشيلان : اين تالاب در مسير جاده كرمانشاه روانسر در 26 كيلومتري شمال غربي كرمانشاه و در دهستان الهيارخاني قرار دارد . تالاب هشيلان به صورت ناوديسي است به مساحت تقريبي 450 هكتار كه در گستره دشتي و اراضي پست دامنه كوه هاي خورين و ويس قرار دارد . آب تالاب در بالا دست به صورت سراب و چشمه هاي جوشان مي باشد و در پهنه تالاب به صورت كانال‌هاي بزرگ و كوچك پخش شده است. پوشش گياهي سطح تالاب علفي است كه به صورت گياهان آبزي در داخل آب رشد كرده است . در اين تالاب حدود 110 جزيره كوچك و بزرگ با مساحت تقريبي از 100 متر مربع تا حدود يك هكتار شكل گرفته است . در داخل و حاشيه تالاب جانوراني زندگي مي كنند . بطوريكه بر اساس بررسي هاي به عمل آمده هرساله با شروع باران هاي پاييز و سرد شدن هوا پرندگان زيادي از آسياي مركزي به اين زيست بوم مي آيند و زمستان را در اين تالاب مي گذراندند . اين تالاب مأمن و مأواي مناسبي براي زمستان گذراني تعداد زيادي از پرندگان مهاجر آبزي و كنار آبزي به شمار مي رود . هر ساله گروه‌هاي پرندگان مذكور توجه شكارچيان و علاقمندان به طبيعت را به خود معطوف مي‌دارد .


سراب بيستون : اين سراب در 30 كيلومتري شمال شرقي شهر كرمانشاه و در دامنه كوه بيستون واقع شده است . اين سراب مزارع بيستون و بلوردي را مشروب مي كند .

سراب دربند : این سراب در شمال شهر صحنه و در محلی به نام دربند قرار دارد و مزارع صحنه را آبیاری می کند در کنار این سراب آبشار های زیبا دیده می شود که آب آن با فشار زیاد از شکاف کوهی بیرون می ریزد . این آبشار در فصل بهار از مکان های دیدنی و زیبا صحنه محسوب می شود .

سراب روانسر : این سراب زیبا در داخل شهر روانسر قرار دارد و سرچشمه رودخانه قره سو است . به دلیل وجود این سراب و قرار گرفتن آثار تاریخی در کنار آن و نیز سرسبزی و طبیعت زیبا این مکان یکی از مناطق تفریحی شهر روانسر به حساب می آید .

سراب سنقر : سراب سنقر در پنج کیلومتری جاده سنقر به کرمانشاه و در روستای تازه آباد قرار دارد . آب آن از زیر کوه سراب به سرعت و با فشار به صورت فواره بیرون می ریزد . آب این سراب در زمستان ها گرم و در تابستا نها سرد است . آب گوارای این سرای ، آب آشامیدنی روستا های اطراف را تامین می کند و سپس به رودخانه قره سو می ریزد .

سراب نيلوفر : اين سراب در 14 كيلومتري شمال غربي شهر كرمانشاه در ابتداي منطقه سنجابي و در دامنه كوه كماجار واقع شده است . اين سراب به صورت استخر وسيعي است كه مملو از گل هاي نيلوفر است كه در فصول گرم سال غنچه ها و برگ هاي آن سر از آب برآورده و سطح وسيعي از سراب را مي پوشاند . اين سراب ظزفيت بهره دهي آب فراوان دارد و براي پرورش ماهي نيز مناسب است . در سال هاي اخير جهت رفاه بازديدكنندگان در اطراف اين سراب تأسيسات و پاركي احداث شده است .

سراب هرسين : در داخل شهر هرسين و در دامنه كوه شيرز سراب بسيار زيبايي وجود دارد كه اراضي كشاورزي هرسين را مشروب مي كند . سراسر اين سراب پوشيده از درختان جنگلي است . عناصر طبيعي چون چشمه ، كوهستان ، فضاي سبز و آثار تاريخي ، زيبايي مضاعفي به طبيعت بكر آن داده است .

درياچه مصنوعي استان كرمانشاه : بزرگترين درياچه مصنوعي استان كرمانشاه ، در گیلانغرب است . سد مخزني گيلانغرب در شرق اين شهرستان و در ‪ ۱۶۲كيلومتري كرمانشاه ، بزرگترين درياچه مصنوعي استان كرمانشاه به حساب مي‌آيد . آب اين سد كه ارتفاع آن ‪ ۸۸۸ متر از بستر رودخانه تا سطح دريا است ، عمدتا از رودخانه كله‌شك بالا و پايين و نيز از سيلاب‌هاي فصلي در منطقه تأمين مي‌شود . سد مخزني گيلانغرب از نوع سد خاكي با هسته رسي است و وسعت درياچه ‪۹۴ هكتار با طول تاج سد۷۸۰ متر و ظرفيت ‪ ۱۹ميليون متر مكعب مي‌باشد . اين سد چهار هزار و۸۳۰ هكتار از اراضي كشاورزي حاصلخيز منطقه را زير پوشش قرار داده است و آبياري مي‌كند . بر اساس آمارهاي موجود ، سد مخزني گيلانغرب براي 2500 نفر به طور مستقيم و براي چهار هزار نفر به صورت غيرمستقيم اشتغالزايي دارد . بهبود وضعيت اقتصادي - اجتماعي منطقه ، توسعه و بهبود شبكه آبياري و زهكشي در ‪ ۴۸۳هكتار ساحل سمت چپ و راست ، ارايه الگوي كشت بهينه براي گسترش محصولات زراعي و باغات و ايجاد فرصتهاي شغلي جديد از اهداف احداث اين سد بوده است . افزايش توليد علوفه ، ترويج كشت زير پلاستيك ، اشاعه فرهنگ آبياري تحت فشار ، تأمين آب اراضي خارج از شبكه ، كاهش برق مصرفي سالانه از طريق انتقال آب و بهبود بخشيدن به وضعيت زيست محيطي ، ايجاد محيط تفريحي و توريستي ، پرورش آبزيان از ديگر اهداف احداث اين سد اعلام شده است .

منبع- سایت میراث فرهنگی کرمانشاه
[ پنجم آبان 1389 ] [ 11:42 ] [ اطلس ایران وجهان ]
قلعه ها

قلعه بيستون : اين قديمي در زمره مجموعه آثار تاريخي بيستون مي باشد كه در ابتداي راه بيستون به سنقر كليايي و مسلط بر بستر دينور آب ، واقع شده است .

قلعه خاموش : قلعه خاموش در ميسر كرمانشاه - ريجاب كرند واقع شده و مربوط به دوره ساساني است .

قلعه زرده : واقع در شمال غربي ريجاب و مربوط به دوره ساساني است . قلعه شاهين نیز واقع در 18 كيلومتري جاده كرمانشاه – قصر شيرين و مربوط به دوران ساساني است .

قلعه ساري اصلان : قلعه ساري اصلان بناي عظيمي است كه در شمال شهر كنگاور قرار دارد . مصالح اصلي اين قلعه از آجر ، گل و گچ است .

قلعه ژيان : قلعه ژيان در اسلام آباد غرب واقع شده و متعلق به دوران ساساني است .
قلعه لا مروان ( قلعه مروان ) : اين قلعه در روستاي كندوله ، مركز دهستان كندوله از توابع بخش دينور شهرستان صحنه قرار دارد و بر بالاي كوه" لمه قه لا" ( سينه قلعه ) در شمال شرق كندوله واقع شده است . در بين اهالي معروف است زماني كه مروان خليفه اموي فراري بود در اين قلعه زندگي مي كرده است .

قلعه لاهجير ( قلعه هژير ) : در قله كوه هژير ( هجير ) در كنار روستاهاي جون آوا ( جيحون آباد) و چمه ( 18 كيلومتري شمال غربي صحنه و چهار كيلومتري شرق راه كرمانشاه – سنقر ) آثار ديوارهاي قلعه قديمي عظيمي مشهود است كه بلندي ديوارهاي آن به سه متر مي رسد .

قلعه لاي بزه رو ( قلعه بزه رود ) : در بالاي دست روستاي بزه رود ، 50 كيلومتري شمال غربي صحنه ، در ميان باغ هاي سيب آثار قلعه قديمي باقي مانده است .

قلعه يزد گرد : مجموعه بناهاي يادماني قلعه يزدگرد در 15 كيلومتري سه راهي ريجاب به سرپل ذهاب قرار گرفته است . براي نخستين بار در سال 1962 م مؤسسه انگليسي تحقيقات ايران شناسي بررسي و كاوش هاي باستان شناسي را در اين منطقه آغاز نمود . اين هيئت براساس گچبري هاي مكشوفه از بناي معروف به گچ گمبد ، زمان ساخت مجموعه را به دوره ساساني نسبت داده است . پس از آن در طي فاصله سال هاي 1975 تا 1979 م طي پنج فصل ، توسط موزه شاهنشاهي انتاريو فعاليت هاي جديدي بر روي اين محل انجام گرفت . در نتيجه كاوش هاي اين هيئت مشخص گرديد بسياري از مجموعه بناهاي اين محوطه متعلق به اواخر دوره اشكاني است . محدوده اي كه تحت عنوان قلعه يزدگرد در ادبيات باستان شناسي شناخته مي شود به وسعت تقريبي 40 كيلومتر مربع است كه شامل چند محوطه در كنار هم مي باشد . اين محوطه ها عبارتند از : ديوار گچ ؛ خطي از استحكامات به طول 5/2 كيلومتر و عرض دو تا چهار متر ، آشپزخانه ، دروازه ؛ دو برج منفرد در ابتداي ديوار دفاعي قرار گرفته كه به نام دروازه شناخته مي شود ، جاي دار ، تپه رش ، قلعه يزدگرد (اين بنا در يكي از بلندترين ارتفاعات قرار گرفته كه نام آن بر روي كل محوطه اطلاق مي شود . اطراف اين قلعه را حصاري با برج هاي نيم دايره اي احاطه كرده است ) ، گچ كمبد ( اين محوطه كه به نام ميدان نيز شناخته مي شود به وسعت تقريبي 400 * 800 متر است . قسمت جنوبي آن پرديس بوده و در قسمت شمالي آن ، كاخي قرار گرفته كه تزئينات گچي زيادي از داخل آن به دست آمده است ) ، قلعه داور ( اين بنا در داخل روستاي بان گمبد قرار دارد . كاوش هاي باستان شناختي نشان داده كه اين بنا آتشكده اي از دوره ساساني بوده و در اوايل اسلام با الحاق فضاهايي به آن تبديل به كارگاه شيشه گري شده است ) ، نقاره خانه ؛ اين بنا در شمال شرقي بناي قلعه يزدگرد و بر روي ارتفاعات قرار گرفته است و آشياب .

قلعه گه جبران : قلعه گه یا قلعه کوچک در ابتدای باغ های ریجاب شهرستان اسلام آباد قرار دارد. اهالی محل این مکان را به نام صاحب آن، قلعه "جیران" می نامند . این قلعه دو طبقه به مرور زمان تخریب شده است . در حال حاضر چند اتاق از طبقه اول و پی طبقه فوقانی آن به جای مانده است . در این محل جاده ساسانی با شیب ملایمی به سوی قلعه کشیده شده است . برای جلوگیری از سقوط، در هر دو طرف این جاده دیواری خشکه چین ساخته اند و بقایای آن هنوز بر جای مانده است .

قلعه شاهین : این بنا در 18 کیلومتری سه راهی سرپل ذهاب – قلعه شاهین در روستای "سراب" قلعه شاهین قرار دارد . در این محوطه آثار قلعه ای بزرگ دیده می شود که بر روی صخره ای ساخته شده است . این صخره 150 متر طول و بین 10 تا 80 متر عرض دارد . ارتفاع این صخره در کوتاه ترین قسمت 10 و در بلندترین نقطه بیش از 100 متر است . در کنار این صخره بقایای چهار پله سنگی به چشم می خورد که راه بالا رفتن از صخره است . در بالای صفه آن نیز آتشدانی به قطر 28 سانتیمتر وجود دارد . متأسفانه به دلیل تخریب زیاد ، وضعیت بناهای روی صفه مشخص نیست .

قلعه سرماج : بقایای این قلعه بزرگ در روستای "سرماج" از توابع هرسین قرار دارد . امروزه خانه های روستاییان بر روی ان ساخته شده است . آن چه از این قلعه باقی مانده ، دیوار بزرگی است که از طول آن 37 متر قابل رویت است . نمای خارجی آن با بلوک های سنگی نسبتاً بزرگ و نمای داخلی بالا شه سنگ و ملاط گچ است . در اطراف این قلعه برج هایی وجود داشت . در حال حاضر قسمت اعظم یکی از این برج ها هنوز باقی مانده است . دور قلعه را خندقی برای ذخیره آب به هنگام تهاجم دشمن محصور کرده است . این قلعه در سده چهارم ه.ق نیز مورد توجه واقع شده است و سلسله حسنویه کرد از آن استفاده کرده اند .

قلعه سرخه دیزه : این قلعه ساسانی در روستای "سرخه دیزه" ، بین کرند و سرپل ذهاب قرار دارد و به وسیله لاشه سنگ و ملاط گچ به همراه آجر ساخته شده است . یکی از دیوارهای این قلعه که نسبتاً سالم است ، دارای طولی در حدود 70/5 متر است . تعداد زیادی از خانه های روستای سرخه دیزه بر روی بقایای این قلعه ساخته شده است . در سده های نخستین اسلامی این منطقه به علت موقعیت طبیعی آن به وسیله جنگل ها محصور بود ، "مرجع القلعه" نام داشت . "یعقوبی" مورخ و جغرافیدان معروف اسلامی ، مرج القلعه را ستورگاه خلفا معرفی کرده است .

قلعه مریم : قلعه مریم یا شکربانو در سرچشمه رودخانه قره بلاغ در ارتفاع یک صدمتری قرار دارد . این بنا با لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته شده است . مردم محل بر این باورند که این قلعه را خسرو پرویز برای شکربانو همسر خود ساخته است .

سایر قلاع : قلعه گبري ؛ در سر پل ذهاب مربوط به دوران ساساني ، قلعه منيژه ؛ در راه سرپل ذهاب به ديره ، مربوط به دوره ساساني و قلعه هرسين ؛ مربوط به دوران ساساني از دیگر قلاع استان کرمانشاه هستند .
کاروانسراها

بيستون : اين بنا در شمال كاروانسراي صفوي بيستون و در روبروي فرهاد تراش ، در زير جاده قديمي همدان ، كرمانشاه واقع شده است . بناي مورد بحث كه در جهت شرقي ـ غربي ساخته شده داراي پلاني تقريباً مستطيل شكل بوده و از دو بخش تشكيل شده است . بخش شرقي به ابعاد 80*85 متر مي باشد كه ديوارهاي پيرامون آن به عرض 40/2 متر است . ورودي اين بنا در ضلع شرقي مي باشد . بخش غربي نيز به ابعاد 55*44 متر است كه از طريق يك ورودي به بخش شرقي مرتبط مي شود . اين بخش در حقيقت حياط خلوت مجموعه را شكل مي دهد . در دوره ايلخاني با ساختن 64 اتاق در داخل بنا ، از آن به عنوان كاروانسرا استفاده نموده اند .

 كاروانسراي ايلخاني (بيستون ) : اين كاروانسرا بر روي بقايايي از يك بناي سنگي دوره ساساني ساخته شده است كه به كاخ خسرو معروف مي باشد . به اين ترتيب كه ايلخانيان با الحاق ديوارهايي به ديوارهاي محيطي بناي ساساني ، كاروانسرا را احداث كرده اند . اين كاروانسرا به ابعاد 80 * 85 متر است كه با لاشه سنگ و آجر به همراه ملاط گچ ساخته شده است . درگاه ورودي كاروانسرا در جبهه شرقي بنا قرار دارد . اين درگاه ورودي به حياط مركزي منتهي مي شود . در اطراف حياط نيز مجموعه اي از اتاق ها و ديوارهاي مستطيل شكل قرار دارد . به اين ترتيب كه در سه ضلع شرقي ، شمالي و جنوبي ، رديفي از ايوان ها و اتاق ها قرار گرفته است و به عبارتي ترتيب قرار گرفتن اتاق ها به اين صورت بوده كه در كنار هر ايوان دو اتاق ساخته شده است ولي در ضلع غربي در جلو هر يك از اتاق ها ، ايوان كوچكي وجود دارد .

 كاروانسراي صفوي بيستون : كاروانسراي بيستون در 30 كيلومتري شمال شرقي كرمانشاه و در محل روستاي بيستون كهنه ، واقع شده است . اين كاروانسرا كه به كاروانسراي شاه عباسي نيز معروف است . همانند بسياري از كاروانسراهاي صفوي به سبك چهار ايواني بنا گرديده است . اين بنا به طول 60/83 متر و عرض 50/74 متر است . در چهار گوشه اين بنا ، برج هايي قرار دارد كه برج هاي ضلعي غربي مدور و برج هاي ضلع شرقي هشت ضلعي است . ديوار محيطي اين كاروانسرا در قسمت داخل و بيرون تا كف طاق نماها به وسيله سنگ هاي تراشيده ، و از كف طاق نماها به بالا با آجرهايي به ابعاد5*25*25 سانتي متر ساخته شده است . دروازه ورودي اين كاروانسرا به عرض 50/3 متر در ضلع جنوبي است . در هر طرف اين دروازه هفت طاق نما قرار دارد . در هر يك از اضلاع كاروانسرا ، شش اتاق چهار ضلعي است . جلو هر يك از اتاق ها ، ايواني است كه سطح آنها سنگ فرش است . مقابل درگاه ورودي كاروانسرا ، در ضلع ديگر ، شاه نشين ساخته شده است . در پشت اتاق هاي كاروانسرا ، اصطبل هاي درازي ساخته شده است . اين كاروانسرا به دستور شاه عباس اول صفوي ساخته شده است . با توجه به كتيبه اي كه از شاه سليمان صفوي ( 1105 ـ1077 ه . ق ) باقي مانده است به نظر مي رسد بناي اين كاروانسرا در زمان پادشاهي شاه سليمان و صدارت شيخ عليخان زنگنه خاتمه يافته است .

 كاروانسراي قصرشيرين : اين كاروانسرا در داخل شهر قصرشيرين قرار دارد كه متأسفانه در اثر حملات عرلق آسيب زيادي ديده و تنها قسمت ورودي آن باقي مانده است اين كاروانسرا نيز از نظر پلان تا حدودي شبيه كاروانسراهاي صفوي بيستون و ماهيدشت مي باشد بطوريكه داراي ورودي طاق داري درضلع جنوبي بناست كه در هر طرف ورودي سكويي دراز ايجاد شده است . پس از ورودي ، هشتي گنبد داري قرار دارد كه از طريق آن مي توان وارد حياط مركزي شد . در چهار طرف اين حياط ، ايوانهاي بزرگي با طاق جناغي قرار دارد . همچنين در اطراف ضلع حياط مركزي تعدادي اتاق ساخته شده است در جلو هريك از اين اتاق ها ايوان كوچكي و در پشت اتاق ها ، اصطبل هاي درازي احداث شده است .

كاروانسراي ماهيدشت : اين كاروانسرا نيز در داخل شهر ماهيدشت واقع شده است ، اين كاروانسرا نيز به نام كاروانسراي شاه عباسي معروف است و همانند كاروانسراهاي دوره صفويه به سبك چهار ايواني ساخته شده است . اين بنا به ابعاد 65 *65 متر مي باشد . ورودي آن نيز در قسمت جنوبي بنا است دو سكوي دراز و بلند در طول اين ورودي قرار دارد . گوشه هاي بيروني اين كاروانسرا به صورت مدور مي باشد . در هر طرف ورودي كاروانسرا دو فضاي ايوان مانند دو طبقه قرار دارد . همچنين در نماي جنوبي كاروانسرا نيز در هر طرف ورودي چهار طاق نما با طاق جناغي ساخته شده است . پس از ورودي ، هشتي گنبد داري قرار دارد كه به حياط كاروانسرا منتهي مي شود . در اطراف حياط نيز مجموعه اي از اتاق ها جهت استراحت كاروانيان ساخته شده و در پشت اين اتاق نيز اصطبل هاي سراسري احداث شده است كه در داخل اين اصطبل ها همانند ساير كاروانسراها ، سكوهايي جهت باراندازي وجود دارد . اين كاروانسرا همزمان با كاروانسراي بيستون به دستور شاه عباس اول صفوي احداث شده است و طبق كتيبه بنا در زمان ناصرالدين شاه نيز تعمير گرديده است

پل ها

پل بيستون : پل بيستون در حاشيه شرقي شهر بيستون و بر روي رودخانه دينور آب واقع شده است . اين پل به نام هاي پل كهنه ، پل شاه عباسي ، پل صفوي ، پل نادر آباد و دينور آب معروف است . بر اساس بخش هاي قابل رويت ، اين پل به طول 144 متر و عرض 60/7 متر مي باشد كه با جهت شرقي ـ غربي ساخته شده است . پايه هاي اين پل به صورت شش ضلعي مي باشد كه قسمت داخلي پايه ها به وسيله قلوه و لاشه سنگ به همراه ملاط گچ ساخته شده است ولي روكار آن از سنگ هاي تراشيده مي باشد كه با كمال دقت تراشيده و بر روي هم قرار داده شده است . اين سنگ چيني داراي بندهاي عمودي و افقي باريكي هستند كه ظاهراً بين سنگ ها لايه نازكي از ملاط قرار داده شده است . بر روي برخي از اين سنگ ها علائم سنگ تراشان ساساني به اشكال مختلف نقش شده است . اين پل داراي چهار دهانه است كه به ترتيب دو دهانه آن كوچك و دو دهانه بزرگ مي‌باشد . طاق تمام دهانه ها به جز دهانه سوم از نوع طاق هاي جناغي است ولي دهانه سوم داراي طاقي از نوع طاق هاي هلوچين كند مي باشد . فرم اين نوع طاق ، بيضي نزديك به دايره است ولي در نظر به صورت دايره جلوه مي كند . شواهد و مدارك باستان شناختي نشان مي دهد پايه هاي سنگي اين پل در دوره ساساني ساخته شده و در آن دوره هرگز موفق به تكميل آن نشده اند . در دوره حسنويه كه يكي از سلسله هاي محلي كرد است اقدام به تكميل پل مي نمايند از اين دوره تنها طاق هاي دهانه اول و دوم و همچنين پشتبندهاي مدور آن باقي مانده است پس از حسنويه ها در دوره ايلخاني دهانه چهارم پل كه بزرگترين دهانه است . به همراه پشتبندهاي مثلثي بازسازي مي‌شود و در دوره صفويه نيز اقدام به بازسازي نماي پل مي نمايند . همچنين طاق سوم اين پل در زمان پهلوي ساخته مي شود .


پل خسرو : اين پل در دو كيلومتري جنوب غربي شهر بيستون و بر سر راه قديمي كه از بيستون به تخت شيرين و سرماج مي رود ، بر روي رودخانه گاماسياب ساخته شده است . پل خسرو به طول 80/152 متر و عرض 20/7 متر مي باشد كه شامل 9 پايه و 10 دهانه است . عرض هر يك از پايه ها 20/7 متر و طول آنها 30/14 متر است هر يك از دهانه ها نيز 80/8 متر عرض دارد . از نظر پلان هر كدام از پايه به صورت شش ضلعي مي باشند كه از سه بخش تشكيل شده اند . پل ساساني خسرو در مسير جاده اي از دوره ساساني قرار داشته كه بقاياي آن در دوطرف پل به طول چند كيلومتر ديده مي شود . پهناي جاده 7 متر است كه با قلوه سنگ وملاط فرش شده است .

پل قوزيوند : اين پل در5/3 كيلومتري شمال شرقي شهر بيستون و در مسير جاده آسفالته صحنه به كرمانشاه واقع گرديده است . اين پل كه به نام هاي قوزيوند و اتحاديه معروف است در جهت شرقي ، غربي بر روي رودخانه زرداب ساخته شده است . پل قوزيوند به طول 30/18 متر مي باشد كه شامل سه پايه و دو دهانه است . پايه هاي پل از سه بخش مياني و آبشكن هاي مثلثي در دو طرف آن شكل گرفته اند . اين پايه ها به وسيله لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته شده اند ولي روكار آنها به وسيله سنگ ها پلاك به ابعاد متوسط بين 21*30*30 و 15*43*43 سانتي متر چيده شده است .

پل كوچه :اين پل در هفت كيلومتري شرق كنگاور ،در مسير جاده كنگاور به تويسركان ، در روستاي كوچه واقع شده است . پل كوچه بر رويرودخانه خرم رود به جهت شمال شرقي ، جنوب غربي احداث شده است . اين پل به طول 80/68متر و عرض پنج متر مي باشد كه شامل شش پايه سنگي است كه چهار پايه مركزي آن هر يكبه عرض 10/3 متر است . پايه هاي اين پل از دو بخش تشكيل شده است . بخش اول پايه بهصورت مكعب مستطيل است و بخش دوم شامل آبشكن مثلث شكل مي باشد . اين پل داراي چهاردهانه نامساوي است . دهانه اول به عرض 60/4 متر دهانه دوم 80/4 متر ، دهانه سوم 90/4 متر ، دهانه چهارم 70/4 متر و دهانه پنجم 50/4 متر است . طاق تمام اين دهانهاز نوع طاق هاي جناغي است ولي دهانه پنجم كه در گذشته فرو ريخته بود به هنگامبازسازي آن بدون توجه به فرم اوليه ، به جاي استفاده از آجر و ملاط گچ از سنگ لاشهاستفاده كرده . با توجه به ساختار معماري آن و مقايسه با پل هاي صفوي ، به نظر ميرسد كه اين پل نيز در دوره صفويه ساخته شده باشد .

پل كهنه بيستون :اين پل در حاشيه شرقي شهر كرمانشاه ، نزديك روستاي مراد آباد ، بر رويرودخانه قره‌سو احداث شده است . از اين پل در گذشته عابرين مستقيماً به دروازه شهركه " دروازه اصفهان " ناميده مي شد ، وارد مي شدند . بر اساس بخش هاي قابل رويت ،اين پل به طول 186 متر و عرض 9 متر مي باشد كه با جهت شرقي ـ غربي ساخته شده است . پايه هاي اين پل به صورت شش ضلعي مي باشد كه قسمت داخلي آنها با لاشه سنگ و ملاط گچساخته شده ولي روكار آنها با بلوك هاي سنگي مكعب مستطيل تراشيده چيده شده است . هريك از پايه هاي اين پل به عرض 50/3 متر مي باشد . در جلو پايه‌ها در جهت مخالفجريان آب ، آبشكن‌هاي مثلث شكلي با سنگ‌هاي تراشيده ، ساخته شده است . همچنين دركناره هاي پل ، سيل برگردان هايي با سنگ هاي تراشيده ايجاد كرده اند . پل كهنهداراي شش دهانه مي باشد . هر يك از اين دهانه داراي طاق هاي جناغي هستند كه با آجرساخته شده اند . ارتفاع متوسط هر يك از طاق ها از كف رودخانه تا تيزه طاق در حدود 40/4 متر است . حضور دهليزها و پشتبندهاي مدور دو طرف ورودي آنها ، پل كهنه قره‌سورا به صورت يكي از زيباترين پل‌هاي دوره صفوي در آورده است . به نظر مي رسد كه پايههاي سنگي اين پل متعلق به دوره ساساني است و با توجه به آجرهايي از دوره سلجوقي كهدر اطراف پل پراكنده است ؛ اين پل در دوره سلجوقي تعمير گرديده و همچنين در دورهصفويه به شكل كنوني بازسازي شده است .

پل ماهيدشت :اين پل درداخل شهر ماهيدشت ، بر سر راه كرمانشاه به اسلام آباد و بر روي رودخانه دائمي مِرگساخته شده است . بر اساس قسمت هاي قابل رويت اين پل به طول 50 متر و عرض 10/6 مترمي باشد كه با جهت شمالي جنوبي ساخته شده است . پايه هاي اين پل نيز به وسيله لاشهسنگ و ملاط گچ ساخته شده و روكار آن با سنگ هاي مكعب مستطيل تراشيده چيده شده است . اين پل داراي دو پايه سنگي است . هر يك از پايه ها از سه بخش تشكيل شده ، بخش ميانيكه بخشي از يك مكعب مستطيل به طول 10/6 متر مي باشد و در دو جهت آن ، آبشكن هاي چندضلعي ( بخشي از شش ضلعي ) ساخته شده است . پل ماهيدشت داراي سه دهانه مي باشد كهدهانه مياني ، دهانه اصلي محسوب مي شود . اين دهانه به عرض 70/6 متر مي باشد كهداراي طاق جناغي است . ارتفاع اين دهانه از كف رودخانه تا تيزه قوس 80/7 متر ميباشد . در دو طرف دهانه مياني ، دو دهانه كوچكتر ايجاد شده كه كف آنها بلندتر از كفرودخانه مي باشد . هر يك از اين دهانه به عرض دو متر و به ارتفاع 5/2 متر مي باشدكه داراي طاق جناغي مي باشند.

پل ميان راهان :اين پل در جنوبدهكده ميان راهان ، بر سر راه بيستون به سنقر بر روي رودخانه دينور آب ساخته شدهاست . بناي اصلي اين پل منسوب به دوره صفوي است . اين پل به طول 30/47 متر و عرض 85/4 متر است كه با جهت شمالي ـ جنوبي ساخته شده است . پل ميان راهان شامل سه دهانهو چهار پايه مي باشد . پايه هاي پل نيز از سه بخش مياني و آبشكن هاي مثلثي در دوطرف آن شكل گرفته اند . بلندي دهانه شمالي از سنگ فرش كف رودخانه 10/3 متر و دهانهجنوبي 95/3 متر است . عرض دهانه شمالي 70/4 متر ، دهانه مياني 05/8 متر و دهانهجنوبي هفت متر است

پل نوژي وران :اين پل در اراضي روستاينوژي وران ( نجوبران ) و بر سر راه بيستون به سنقر ساخته شده كه بناي اصلي آن منسوببه دوره صفوي است . اين پل آجري به طول 50 متر و عرض 10/4 متر است كه داراي سه پايهسنگي و دو دهانه مي‌باشد . پايه هاي پل سنگي و از سه بخش تشكيل شده ، بخش مياني كهتقريباً‌ بيضي شكل است و آبشكن هاي مدور كه در دو طرف آن شكل گرفته اند ، با توجهبه شكل كنوني آبشكن ها و عدم چفت و بست آن با بدنه پل ، به نظر مي رسد كه ساختمانآنها بعدها به بناي پل الحاق شده باشد . اين پايه ها به وسيله لاشه سنگ و ملاط گچساخته شده اند . بر روي هر يك از پايه ها ، پشتبندهاي مدور آجري ساخته شده كه تاسطح پل بالا آمدند . عرض جان پناه پل نيز در حدود 30 سانتي متر مي باشد

منبع- سایت میراث فرهنگی کرمانشاه
[ پنجم آبان 1389 ] [ 11:42 ] [ اطلس ایران وجهان ]
مساجد

مسجد امامزاده كنگاور : اين مسجد در محله گج كن كنگاور ، در شمال غربي بقعه شاهزاده ابراهيم واقع شده است . بناي مسجد دو طبقه است .
مسجد جامع پاوه : اين مسجد در خيابان امام محمد شافعي در شمال شهر پاوه واقع شده است . اين بنا ظاهراً بر روي بقايايي از آتشكده دوره ساساني پي ريزي شده است . اين مسجد فاقد صحن بوده و از يك شبستان مستطيل شكل تشكيل گرديده است . اين شبستان به ابعاد 15*20 متر است كه در داخل آن 15 ستون چوبي قرار دارد كه ارتفاع هر يك از ستون ها 30 متر مي باشد . در سال هاي اخير در محراب مسجد تعميراتي انجام شده و شكل اصلي آن تغيير كرده است . اين مسجد داراي يك مناره مي باشد . مردم محل بناي اين مسجد را به صدر اسلام نسبت مي دهند و بر اين باورند كه در روزگار خليفه دوم به دستور فرزندش عبدالله بن عمر بنا شده است . در سال هاي اخير اين مسجد توسعه پيدا كرده و ساختمان جديدي با استفاده از شيوه و سبك مسجد النبي در مدينه منوره در كنار آن ساخته شده است .
مسجد جامع كرمانشاه : اين مسجد در بافت قديم شهر كرمانشاه و در خيابان مدرس واقع شده است . از اين مسجد تنها بخشي از شبستان آن باقي مانده است ؛ اين شبستان داراي چهل و پنج طاق چشمه بوده كه هم اكنون بيست و پنج طاق آن باقي مانده است . در سمت جنوبي مسجد ، دو بالاخانه وجود داشته كه مدرسه بوده است . اين مسجد از نظر ساخت شبيه مساجد دوره زنديه است و طبق كتيبه مسجد در سال 1196 ه . ق مصادف با حكومت علي مرادخان زند ساخته شده است . در قسمت جنوبي مسجد ، مسجد ديگري با صحن و شبستان كنوني وجود دارد كه به مسجد اميري معروف است . باني اين مسجد اميرنظام زنگنه از نوادگان شيخ عليخان زنگنه و از امراي دوره محمدشاه قاجار و اوايل سلطنت ناصرالدين شاه قاجار بوده است .
مسجد جامع كنگاور : بناي اصلي اين مسجد بر اثر زلزله سال 1336 ه.ش به كلي از بين رفته و به جاي آن بناي جديدي ساخته شده است .... ادامه مطلب


کلیساها و آتشکده ها

کلیسای قلب مقدس مسیح : این کلیسا در سال 1914 م به دستور "اسقف یوحنانیان" در زمینی به مساحت 280 متر مربع بنا و توسط ایشان تقدس شد . زیر بنای این کلیسا با احتساب فضای سرایداری، اتاق ها و سایر تأسیسات 160 متر مربع است . مصالح به کار رفته در بنا آجر و دارای مختصر تزیینات و آجرکاری است . نمای خارجی ضلع غربی کلیسا دارای سه طاق نما است . در طاق نمای میانی ، ورودی کلیسا قرار دارد و در طاق نماهای طرفین دو پنجره دیده می شود . این در و پنجره ها با قالب های آجری که در بالا به قوسی زیبا ختم می شوند، تزیین شده اند . تزیین نمای خارجی اضلاع شمالی وجنوبی کلیسای نیز طاق نما و پنجره های قوس داراست. با این تفاوت که در ضلع جنوبی پنجره ها مسدود شده و از آن ها به عنوان طاقچه استفاده می کنند . نمای اصلی کلیسا با سنتوری که در وسط یک نورگیر به شکل صلیب تعبیه شده، تزیین شده است . بام بنا شیروانی و سقف آن از داخل با چوب کار شده است .


کلیسای پنطی کاستی : این کلیسا در سال 1955 م به دستور کشیش "تور ما ناصری" بنا شد . وجه تسمیه این کلیسا به این گونه است : پنطی کاست عبدی از اعیاد یهود و به زبان عبری به معانی پنجاهمین است، یعنی پنجاهمین روز از عید که در آن روز روح القدس ظهور می نماید . چون تاریخ اتمام ساخت این کلیسا مصادف این روز است ، لذا نام پنطی کاستی را بر آن نهاده اند . عرصه کلیسا 720 متر مربع و زیر بنای ساختمان اصی آن 170 مترمربع است . در انتهای زمین و در پشت نمازخانه ساختمان دو طبقه سرایداری با زیر بنای 120 مترمربع در هر طبقه قرار دارد . نقشه نمازخانه مستطیل شکل است و در ضلع جنوبی به یک فضای نیم دایره ختم می شود . این فضا محل خواندن خطبه و دعای کشیش است . ورودی کلیسا در ضلع شمالی و دارای طاق رومی است . این طاق بر دو ستون سنگی استوار است . اضلاع شرقی و غربی دارای یک در و چهار پنجره با قوس های هلالی هستند . در نمای خارجی ، از اره ای به ارتفاع حدود نیم متر از سنگ تیشه ای کار شده است . مصالح به کار رفته در بنا آجر قرمز رنگ (بهمنی) و ملات آن از ماسه و سیمان است.

نمازخانه : این بنای قاجاری در محله قدیمی "فیض آباد" شهر کرمانشاه قرار دارد . در ضلع شرقی آن بنای دیگری احداث شده که به عصر پهلوی تعلق دارد و هم اکنون مسکونی است . مساحت طبقه اول ضلع جنوبی که نمازخانه را شامل می شود ، 162 مترمربع و مساحت کل اعیانی حدود 440 متر مربع است . این بنا در اصل کلیسای کوچکی بود که از آن با نام نمازخانه مسیحیان یاد می شود . این نمازخانه در دوره های بعد به خانه مسکونی تبدیل شد ؛ از این رو معماری آن با خانه های مسکونی هم عصر خویش متفاوت است . تالار نمازخانه در ضلع جنوبی قرار دارد . در حال حاضر این فضا با احداث دیوارهایی به سه قسمت تفکیک شده است . در انتهای تالار سکویی دیده می شود که محل موعظه و انجام مراسم مذهبی توسط کشیش بوده است . تالار با ایوانی ستون دار به حیاط مشرف است. ستون ها با سر ستون های گلدانی تزیین شده اند.

آتشكده چهارقاپي : چهار قاپو يا چهار قاپي به معني چهار در ، از جمله آتشكده هاي زمان ساساني در شهر مرزي قصرشيرين است . اين آتشكده از نوع آتشكده هايي است كه داراي دالان طواف بوده است . اين آتشكده عبارت است از اتاقي مربع شكل به ابعاد 25 * 25 متر كه داراي سقفي گنبدي شكل به قطر 16 متر بوده ولي متأسفانه اكنون اثري از آن باقي نمانده است و تنها بقاياي گوشواره ها در چهار گوشه آن ديده مي شود . اين اتاق مربع شكل داراي چهار درگاه ورودي است كه به رواق اطراف فضاي مركزي منتهي مي شوند. در اطراف اين بنا مجموعه اتاق ها و فضاهايي وجود دارد كه بخش هايي از آنها در نتيجه كاوش هاي باستان شناسي سال هاي اخير شناسايي شده است . اگرچه اكثر باستان شناسان اين بنا را آتشكده اي از زمان خسرو پرويز پادشاه ساساني مي دانند ولي برخي نيز آن را كاخي از همان زمان مي دانند

تکایا و حسینیه ها

تکیه معاون الملک : تکیه معاون الملک یکی از بناهای به جای مانده از دور قاجاریه در شهر کرمانشاه است . کاشی های منحصر به فرد آن، این بنا را از دیگر تکایای شهر متمایز می کند . این بنا در بافت قدیم شهر ، در محله آبشوران قدیم و در خیابان شهید حداد عادل قرار دارد . این تکیه به دستور حسن خان معروف به معاون الملک ساخته شد . این بنا از سه قسمت حسینیه ، زینبیه و عباسیه تشکیل شده است.

حسینیه : مجموعه بنا حدود شش متر از سطح خیابان پایین تر است و برای ورود به حسینیه باید از 17 پله بزرگ عبور کرد . در کنار این پله ها ، سقاخانه کوچکی وجود دارد که با کاشی هایی با شمایل منسوب به حضرت ابوالفضل (ع) تزیین شده است . در این تصویر حضرت ابوالفضل (ع) سوار بر اسب است و شمشیر به کمر و پرچم در دست دارد . روی پرچم «نصر من الله و فتحاً قریب» نوشته شده است . جلوی پای سوار نیز تصویر کودک خردسالی دیده می شود . مردم محل سوار را به حضرت ابوالفضل (ع) و تصویر کودک را به حضرت سکینه (س) نسبت می دهند که از عموی خود – عباس – طلب آب کرده است . مردم این مکان را محترم می شمارند و در آن جا شمع روشن کرده و طلب حاجت می کنند . سراسر نمای مدخل و سردر ورودی بنا نیز با کاشی های نفیس تزین شده است . حسینیه صحن کوچکی است و در اطراف آن حجره های دو طبقه و طاق نماهای متعددی دیده می شود که تمام دیوارهای آن با کاشی کاری زیبا تزیین شده است . داخل طاق نماهای این بخش با مجالس کاشی کاری شده پوشیده است و این مجالس ، صحنه هایی از عزاداری شامل سینه زنی ، قمه زنی و همچنین تصاویری از خلفا سلاطین ایران و بارگاه حضرت سلیمان را نشان می دهد . علاوه بر کاشی های با نقوش انسانی، کاشی هایی نیز با نقوش هندسی زیبا به چشم می خورد . در ذیل تصویر مجلس روضه خوانی مرحوم «اشرف الواعظین»، در دیوار جنوبی حسینیه ، اشعاری در توصیف بنا و تاریخ خاتمه کاشی کاری آن دیده می شود . اشعار سروده «واله» شاعر کرمانشاهی است و دو بیت ماده تاریخ آن چنین است:

این عزاخانه چو از حسن عمل گشت تمام

سال تاریخش واله زلب بانی خواست

گفت با نیش معاون پی تاریخ بگو

به هنگام مرمت حسینیه ، آثاری از آیینه کاری و گچبری بر دیوارهای آن ظاهر شد . ظاهراً بنای اولیه با گچ بری و آیینه کاری تزیین شده بود .

زینبیه : بخش میانی یا زینبیه صحن مسقفی است که اطراف آن به وسیله حجره های متعددی احاطه شده است . غرفه های طبقه فوقانی، محل استقرار زنان شرکت کننده در مراسم سوگواری بود . سقف بنا به صورت گنبدی دو پوش است . گنبد زیرین به صورت عرق چین و نمای گنبد فوقانی فلزی است . تمام دیوارها و حجره های اطراف با کاشی های زیبا شامل 18 مجلس از صحنه های غم انگیز کربلا نظری آمدن زعفر جنی به خدمت امام حسین(ع) ، رزم حضرت علی اکبر(ع) ، رزم حضرت قاسم(ع) ، رزم حضرت ابوالفضل(ع) ، صحنه هایی از قیام توابین ، به خاک سپاری شهدای کربلا توسط قبیله بنی اسد ، صحنه ورود اهل بیت به مدینه ، مجلس مختار و بردن اهل بیت(ع) و امام سجاد(ع) به خرابه های شام و مجلس یزید است . در بالای قسمت دیواره گنبد ، هشت مجلس کاشی کاری شده وجود دارد . این تصاویر عبارتند از : صحنه عروج پیامبر(ص) و دیدن حضرت علی(ع) در معراج ، ضمانت حضرت رضا(ع) از آهو ، قربانی کردن حضرت اسماعیل (ع) توسط حضرت ابراهیم(ع) ، نبرد حضرت علی (ع) با سردار خیبریان ، باطل کردن جادوی جادوگران فرعون توسط حضرت موسی(ع) و مکتب خانه فرزندش حضرت علی(ع) . در حاشیه پایین آن نیز اشکال متعددی از سلاطین و پادشاهان اساطیری و تاریخی دیده می شود . همچنین در اطراف بنا مرثیه های متعددی از محتشم کاشانی به چشم می خورد . خطاط خطوط و اشعار سقف دیوارهای زینبیه و حسنیهف «میرزا حسن خان» خطاط کرمانشاهی بوده است . قبر مرحوم معاون الملک- بانی تکیه - که در سال 1327 ش درگذشت ، در اتاق کوچکی در جنوب شرقی زینبیه قرار دارد .

عباسیه : بنای عباسیه صحن وسیعی است که در قسمت شرقی آنیک بنای دو طبقه و در قسمت جنوبی آن، ایوانی با دو ستون آجری ساخته شده است . دیوارهای عباسیه نیز با کاشی های رنگارنگی با مجالسی از ورود حضرت یوسف به کنعان ، بارگاه حضرت سلیمان و تصاویری از آستان مقدس حضرت علی(ع) و امام حسین(ع) تزیین شده است . در این صحن نیز ، تصاویری از شخصیت های مذهبی ، سیاسی و چهره هایی از رجال دوره قاجار کرمانشاه از جمله حسن خان معاون الملک و آیت الله سید حسین حایری طباطبایی بر روی کاشی ها دیده می شود .

تکیه بیگلربیگی : این بنا در محله قدیمی فیض آباد شهر کرمانشاه قرار دارد . این تکیه که در دوره قاجاریه توسط عبدالله خان ملقب به «بیگلربیگی» ساخته شد ، از لحاظ آیینه کاری در میان تکایای کرمانشاه بی نظیر است . در سمت غربی حیاط ، تالار آیینه کاری بزرگی وجود دارد که به حسینیه معروف است . این تالار با تزیینات عالی و کتیبه های متعددی از دوران سلطنت مظفر الدین شاه ، تزیین شده است . در دو سوی دیگر ، اتاق وسیع میهمان خانه بیگلربیگی قرار دارد .

حسینیه امام جمعه : این بنا در محله سبزه میدان شهر کرمانشاه قرار دارد . حسینیه امام جمعه از دو بخش تشکیل شده است : بخش اول شامل دو اتاق، شاه نشین ها و گنبد خانه است و در روزگار «آقا عبدالله» فقیه معروف و نواده «آقا محمد علی» بنا شد . بخش دوم که جدیدتر است ، صحن سرپوشیده ای است و در سال 1324 ه.ق توسط «آقا اسدالله امام جمعه» فرزند آقا عبدالله بنا شد . در این حسینه حوض سنگی منقشی وجود دارد

منبع- سایت میراث فرهنگی کرمانشاه
[ پنجم آبان 1389 ] [ 11:42 ] [ اطلس ایران وجهان ]
جشن ها و آیین ها
در تاريخ فرهنگ و تمدن ايرانی ، جشن‌ها و روزهای عيد، ريشه در تاريخ افسانه‌ای ايران باستان يعنی سلسله پيشدادی دارند . جشن ها و آیین های استان کرمانشاه به جشن های مذهبی ، ملی و محلی تقسیم می شوند . جشن های بزرگ مذهبی در استان کرمانشاه شامل جشن ميلاد حضرت محمد(ص) ، جشن ميلاد حضرت فاطمه(س) (روز مادر) ، جشن ميلاد حضرت على (ع) (روز پدر) ، جشن های بزرگ نيمه شعبان ، روز ميلاد حضرت امام زمان (عج) ، مراسم های آغاز ماه مبارک رمضان و آداب گرفتن روزه ، جشن بزرگ عيد فطر و عيدقربان ، جشن بزرگ غديرخم و تعيين حضرت علی(ع) به جانشينی حضرت رسول الله(ص) ، جشن بزرگ بعثت حضرت محمد (ص) و جشن ميلاد ديگر امامان معصوم (ع) از جشن های مذهبی مهم استان کرمانشاه به شمار می آيند
آداب و رسوم

چهارشنبه

چهارشنبه سوری ادامه مطلب
شالی در کی (شال اندازی ) ادامه مطلب
سیزده بدر ادامه مطلب
چادر زدن در اویش ادامه مطلب
 عید نوروز ادامه مطلب

آشنایی با فرهنگ و نژاد استان کرمانشاه

 

ـ جمعیت :

 این استان بنا بر برآوردهای سال 1385 مجموعا 1.902.760 نفر جمعیت دارد. مرکز این استان شهر کرمانشاه است که دارای حدود 570.567 نفر جمعیت است که حدود 3 درصد از جمعیت کل کشور را شامل می شود و از این نظر در کل کشور دارای رتبه سیزدهم است . از این تعداد 35/59 درصد در نقاط شهری و 30/39 درصد در نقاط روستائی زندگی می کرده اند و بقیه جمعیت به صورت غیر ساکن می باشند . در این استان در مقابل هر 100 نفر زن ، 106 نفر مرد وجود داشته است . این نسبت در بین اطفال کمتر از یک سال برابر 107 نفر و در بزرگسالان 65 ساله و بیشتر معادل 137 نفر بوده است .

از جمعیت این استان 14/4 درصد در گروه سنی 65 ساله و بیشتر قرار داشته اند . 14/55 درصد بین 15 تا 64 ساله و 71/40 درصد کمتر از 15 ساله می باشند .

در سال 1375 میزان با سوادی در جمعیت 6 ساله و بالاتر استان به 57/76 درصد می‌رسد که این رقم در نقاط شهری 14/97 درصد و در مناطق روستائی و غیر ساکن 30/92 درصد به دست آمده است . به عبارتی دیگر در استان به طور متوسط از هر 10 نفر 9 نفر با سواد می باشد .

 ـ نژاد :

  اگر چه اظهار نظر درباره نژاد کرد ، کاری بس دشوار است ولی به نظر می رسد کردهای کرمانشاه ، همچون کردهای کردستان آریایی تبار و از ساکنان قدیم فلات ایران می باشند . این قوم یکی از شعبات نژاد آریایی است که از هزاره دوم پیش از میلاد وارد ایران شدند و در کوه های زاگرس سکنی گزیدند .
کردها مردمانی ایرانی تبارند که زبان ، فرهنگ و آداب و سنن آنان در ارتباط و پیوند با دیگر مردمان در قلمرو زیست اقوام ایرانی است . در اسناد سومری و آشوری از بخشی از اقوام ساکن در سرزمین کوهستانی شرق آشور ، شمال شرق و شرق بین النهرین و سرزمین سومر به نام کرتی یا گودی و کارتی و کارد نام برده اند و در منابع ارمنی واژه کردوخ بر اینان اطلاق شده است . در آثار یونانی سده چهارم پیش از میلاد صریحاً به واژه کردوخی اشاره شده که محققین معتقدند کردوخی که با کردها ارتباط نژادی داشته اند . از زمان هخامنش تا دوره پس از اسلام اینان به نام « کورد » و « کرد » نامیده شده اند .

 

ـ زبان گویش :

  زبان اهالی کرمانشاه کردی است ، زبان کردی خویشاوند نسبی زبان فارسی است زیرا اشتراک قواعد دستوری و ذخیره لغوی زبان های ایرانی نتیجه خویشاوندی نسبی آنها است . زبان کردی که شاخه ای از زبان شمال غربی ایرانی میانه است به علت داشتن ادبیات مکتوب اهمیت خاصی دارد . با این حال نفوذ زبان های دیگر در این زبان قابل توجه است . زیرا از زبان های عربی ، ارمنی ، ترکی و فارسی لغات بسیار در آن راه یافته است .

 

سابقه تاریخی کردها و پراکندگی آنان موجب پیدایش گویش های بیشماری شده است که از جمله آنها عبارتند از :

ـ گویش کردی کلهری :

  این گویش کردی بیشتر در میان افراد کلهر مورد استفاده واقع می شود و مناطقی که تقریباً با این گویش سخن می گویند شامل ایلات زنگنه ، سنجابی ، احمدوند ، بهتوری ، نانکلی ، پایروندها ،‌اهالی قصرشیرین ، سرپل ذهاب ، قلخانی ، کرندی ، قلعه زنجیری های ساکن کرمانشاه ، صحنه و مردم دینور است . با این تفاوت که تلفظ و لغات مردم کلهر اصیل‌تر و در سایر نقاط با توجه به همجواری با گویش های دیگر کلمات تغییر یافته است .

ـ گویش کردی اورامی :

  اکثر مردم دو ایل بزرگ لهونی در منطقه اورامان جنوبی در کرمانشاه و همچنین طوایف اورامان تخت و اورامان رزاب در حوالی کردستان و نیز ایل بزرگ باجلان که تعدادی از آنها در دشت ذهاب و بسیاری در حوالی خانقین زندگی می کنند . چندین روستا در منطقه گوران و تمامی مردم کندوله در دینور به این گویش تکلم می کنند .

ـ گویش کردی سوراانی :

  طوایف متعدد جاف جوانرود و تعدادی از طوایف مهاجرگوران ، مردم دشت ذهاب و جیگیران ، سراسر بخش روانسر و تیره هایی از اهالی سنجابی با این گویش سخن می گویند . این گویش شیوه ساده ای از کرمانج است .

ـ گویش لکی :

 اهالی هرسین ، طوایف کاکاوند ، بالاوند ، جلالوند و عثمان وند به این گویش تکلم می کنند . این گویش آمیخته ای از گویش کردی کلهری و لری است . همچنین لغاتی از گویش اورامی نیز دارد .

علاوه بر گویش های کردی ، مردم کرمانشاه به زبان فارسی کرمانشاهی و مردم سنقر به زبان ترکی تکلم می کنند . لهجه فارسی کرمانشاهی خاص این دیار است . این لهجه از لحاظ ضرب المثل غنی است و واژگان کردی دگرگون شده با پرداخت در جملات فارسی کرمانشاهی ، جان می گیرد و کاربرد می یابد .

ـ مذهب :

 اکثریت قریب به اتفاق جمعیت استان کرمانشاه را مسلمانان تشکیل می دهد که در حدود 7/99 درصد می باشد . در میان پیروان اسلام بیشتر شیعیان و درصدی نیز  اهل تسنن می باشند . گروهی نیز زیر پوشش بدعت های دینی با نام اهل حق با حفظ آداب و مناسک و معتقدات دین کهن ایران باستان یعنی زردشتی و همچنین با التقاطی از اسلام به حیاط دینی خود ادامه می دهند .

به طور کلی اقلیت های مذهبی استان در مجموع 17/0 درصد از کل جمعیت را تشکیل می‌دهند که مهمترین آنها زردشتیان با 12/0 درصد مسیحیان 2/0 درصد و کلیمیان 3/0 درصد از کل جمعیت را دارد

منبع- سایت میراث فرهنگی کرمانشاه
[ پنجم آبان 1389 ] [ 11:42 ] [ اطلس ایران وجهان ]
کاخ ها، بناها و عمارت های تاریخی

كاخ خسرو :در حاشيه شمالي شهر كنونيقصرشيرين و در نزديكي آتشكده چهار قابي ، ويرانه‌هاي قصر خسرو پرويز ديده مي شود كهامروزه به صورت تلي از خاك در آمده است . اين بنا بر روي مصطبه اي به ارتفاع هشتمتر ايجاد شده است . اين بنا در جهت شرقي ـ غربي به ابعاد 98*285 متر ساخته شده كهراه ورود به داخل بنا از طريق پلكان دو طرفه اي بوده است . در مورد اين كاخ ،مورخين و جغرافي نويسان ايراني و عرب هر كدام مطالبي نوشته‌اند ، اكثر اينها اظهارمي كنند كه اين كاخ توسط خسرو پرويز در ميان باغ وسيعي ساخته شده كه حيوانات وحشيبا كمال آزادي در اين مكان مي زيسته اند و آب فراواني از رودخانه الوند در جدوليمرتفع به اين باغ وارد مي گشته است . با قوت اين كاخ را جزو عجايب جهان به شمارآورده كه در سال 628 ميلادي توسط هراكليوس ويران شده است .


ادامه مطلب
[ پنجم آبان 1389 ] [ 11:42 ] [ اطلس ایران وجهان ]
رتبه  درجهان پرچم   کشور جمعیت           درصدجمعیت جهان [۱۶]
۱۵۹ Flag of Qatar.svg قطر ۸۱۳٬۰۰۰ ۰٫۰۱۲
۱۶۰ الگو:Country data کومور ۷۹۸٬۰۰۰ ۰٫۰۱۲ [۱۷]
۱۶۱ الگو:Country data جیبوتی ۷۹۳٬۰۰۰ ۰٫۰۱۲
۱۶۲ الگو:Country data ریونیون ۷۸۵٬۰۰۰ ۰٫۰۱۲
۱۶۳ Flag of Guyana.svg گویان ۷۵۱٬۰۰۰ ۰٫۰۱۱
۱۶۴ Flag of Bahrain.svg بحرین ۷۲۷٬۰۰۰ ۰٫۰۱۱
۱۶۵ الگو:Country data مونته‌نگرو ۶۲۰٬۱۴۵ ۰٫۰۰۹ [۱۸]
۱۶۶ الگو:Country data ترانس‌نیستریا ۵۵۵٬۳۴۷ ۰٫۰۰۸
۱۶۷ الگو:Country data کیپ ورد ۵۰۷٬۰۰۰ ۰٫۰۰۸
۱۶۸ Flag of Equatorial Guinea.svg گینه استوایی ۵۰۴٬۰۰۰ ۰٫۰۰۸
۱۶۹ الگو:Country data جزایر سلیمان ۴۷۸٬۰۰۰ ۰٫۰۰۷
۱۷۰ الگو:Country data لوکزامبورگ ۴۶۵٬۰۰۰ ۰٫۰۰۷
۱۷۱ Flag of Macau.svg ماکائو (الگو:Country data جمهوری خلق چین) ۴۶۰٬۰۰۰ ۰٫۰۰۷
۱۷۲ الگو:Country data سورینام ۴۴۹٬۰۰۰ ۰٫۰۰۷
۱۷۳ الگو:Country data جزیره گوادلوپ ۴۴۸٬۰۰۰ ۰٫۰۰۷
۱۷۴ الگو:Country data مالت ۴۰۲٬۰۰۰ ۰٫۰۰۶
۱۷۵ الگو:Country data مارتینیک ۳۹۶٬۰۰۰ ۰٫۰۰۶
۱۷۶ Flag of Brunei.svg برونئی ۳۷۴٬۰۰۰ ۰٫۰۰۶
۱۷۷ الگو:Country data صحرای غربی ۳۴۱٬۰۰۰ ۰٫۰۰۵
۱۷۸ الگو:Country data مالدیو ۳۲۹٬۰۰۰ ۰٫۰۰۵
۱۷۹ الگو:Country data باهاما ۳۲۳٬۰۰۰ ۰٫۰۰۵
۱۸۰ Flag of Iceland.svg ایسلند ۳۰۴٬۳۳۴ ۰٫۰۰۵
۱۸۱ Flag of Belize.svg بلیز ۲۸۷٬۷۳۰ ۰٫۰۰۴
۱۸۲ Flag of Barbados.svg باربادوس ۲۷۹٬۰۰۰ ۰٫۰۰۴
۱۸۳ الگو:Country data قبرس شمالی ۲۶۴٬۱۷۲ ۰٫۰۰۴
۱۸۴ الگو:Country data پلینزی فرانسه ۲۵۷٬۰۰۰ ۰٫۰۰۴
۱۸۵ الگو:Country data کالدونیای جدید ۲۳۷٬۰۰۰ ۰٫۰۰۴
۱۸۶ الگو:Country data وانواتو ۲۱۱٬۰۰۰ ۰٫۰۰۳
۱۸۷ الگو:Country data گویان فرانسه ۱۸۷٬۰۰۰ ۰٫۰۰۳
۱۸۸ الگو:Country data ساموآ ۱۸۵٬۰۰۰ ۰٫۰۰۳
۱۸۹ Flag of the Netherlands Antilles.svg آنتیل هلند (Flag of the Netherlands.svg هلند) ۱۸۳٬۰۰۰ ۰٫۰۰۳
۱۹۰ الگو:Country data گوآم ۱۷۰٬۰۰۰ ۰٫۰۰۳
۱۹۱ Flag of Saint Lucia.svg سنت لوسیا ۱۶۱٬۰۰۰ ۰٫۰۰۲
۱۹۲ الگو:Country data سائوتومه و پرنسیپ ۱۵۷٬۰۰۰ ۰٫۰۰۲
۱۹۳ الگو:Country data آبخاز ۱۵۰٬۰۰۰ ۰٫۰۰۲
۱۹۴ الگو:Country data جزایر مانش ۱۴۹٬۰۰۰ ۰٫۰۰۲ [۱۹]
۱۹۵ الگو:Country data قره‌باغ ۱۴۵٬۰۰۰ ۰٫۰۰۲
۱۹۶ الگو:Country data سنت وینسنت و گرنادین ۱۱۹٬۰۰۰ ۰٫۰۰۲
۱۹۷ الگو:Country data مجمع الجزایر ویرجین آمریکا ۱۱۲٬۰۰۰ ۰٫۰۰۲
۱۹۸ الگو:Country data ایالات فدرال میکرونزی ۱۱۰٬۰۰۰ ۰٫۰۰۲
۱۹۹ الگو:Country data گرانادا ۱۰۳٬۰۰۰ ۰٫۰۰۲
۲۰۰ الگو:Country data تونگا ۱۰۲٬۰۰۰ ۰٫۰۰۲
۲۰۱ الگو:Country data آروبا (Flag of the Netherlands.svg هلند) ۹۹٬۰۰۰ ۰٫۰۰۲
۲۰۲ Flag of Kiribati.svg کیریباتی ۹۹٬۰۰۰ ۰٫۰۰۲
۲۰۳ Flag of Antigua and Barbuda.svg آنتیگوا و باربودا ۸۱٬۰۰۰ ۰٫۰۰۱
۲۰۴ الگو:Country data مجمع الجزایر ماریانای شمالی ۸۱٬۰۰۰ ۰٫۰۰۱
۲۰۵ الگو:Country data سیشل ۸۱٬۰۰۰ ۰٫۰۰۱
۲۰۶ الگو:Country data دومینیکا ۷۹٬۰۰۰ ۰٫۰۰۱
۲۰۷ الگو:Country data جزیره مان ۷۷٬۰۰۰ ۰٫۰۰۱
۲۰۸ الگو:Country data اوستیای جنوبی ۷۰٬۰۰۰ ۰٫۰۰۱
۲۰۹ الگو:Country data آندورا ۶۷٬۰۰۰ ۰٫۰۰۱
۲۱۰ الگو:Country data ساموآی آمریکا ۶۵٬۰۰۰ ۰٫۰۰۱
۲۱۱ الگو:Country data برمودا ۶۴٬۰۰۰ ۰٫۰۰۱
۲۱۲ Flag of the Marshall Islands.svg جزایر مارشال ۶۲٬۰۰۰ ۰٫۰۰۰۹
۲۱۳ الگو:Country data گرینلند (Flag of Denmark.svg دانمارک) ۵۷٬۰۰۰ ۰٫۰۰۰۹
۲۱۴ الگو:Country data جزایر فارو (Flag of Denmark.svg دانمارک) ۴۷٬۰۰۰ ۰٫۰۰۰۷
۲۱۵ الگو:Country data جزایر کایمن ۴۵٬۰۰۰ ۰٫۰۰۰۷
۲۱۶ الگو:Country data سنت کیتس و نویس ۴۳٬۰۰۰ ۰٫۰۰۰۷
۲۱۷ الگو:Country data موناکو ۳۵٬۰۰۰ ۰٫۰۰۰۵
۲۱۸ الگو:Country data لیختنشتاین ۳۵٬۰۰۰ ۰٫۰۰۰۵
۲۱۹ Flag of San Marino.svg سن مارینو ۲۸٬۰۰۰ ۰٫۰۰۰۴
۲۲۰ الگو:Country data جبل‌الطارق ۲۸٬۰۰۰ ۰٫۰۰۰۴
۲۲۱ الگو:Country data جزایر تورکس و کایکوس ۲۶٬۰۰۰ ۰٫۰۰۰۴
۲۲۲ الگو:Country data جزایر ویرجین بریتانیا ۲۲٬۰۰۰ ۰٫۰۰۰۳
۲۲۳ Flag of Palau.svg پالائو ۲۰٬۰۰۰ ۰٫۰۰۰۳
۲۲۴ الگو:Country data جزایر کوک ۱۸٬۰۰۰ ۰٫۰۰۰۳
۲۲۵ الگو:Country data والیس و فوتونا ۱۵٬۰۰۰ ۰٫۰۰۰۲
۲۲۶ Flag of Nauru.svg نائورو ۱۴٬۰۰۰ ۰٫۰۰۰۲
۲۲۷ الگو:Country data آنگویلا ۱۲٬۰۰۰ ۰٫۰۰۰۲
۲۲۸ الگو:Country data تووالو ۱۰٬۰۰۰ ۰٫۰۰۰۲
۲۲۹ الگو:Country data سنت پیر و ماژلان ۶٬۰۰۰ ۰٫۰۰۰۱
۲۳۰ الگو:Country data سنت هلن ۵٬۰۰۰ ۰٫۰۰۰۰۸ [۲۰]
۲۳۱ الگو:Country data مونتسرات ۴٬۰۰۰ ۰٫۰۰۰۰۷
۲۳۲ الگو:Country data جزایر فالکلند ۳٬۰۰۰ ۰٫۰۰۰۰۵
۲۳۳ الگو:Country data نیئه ۱٬۰۰۰ ۰٫۰۰۰۰۲
۲۳۴ الگو:Country data توکلائو ۱٬۰۰۰ ۰٫۰۰۰۰۲
۲۳۵ Flag of the Vatican City.svg واتیکان ۱٬۰۰۰ ۰٫۰۰۰۰۲
۲۳۶ الگو:Country data جزایر پیت کرن ۶۷ ۰٫۰۰۰۰۰۱۱

[ویرایش] پانویس

  1. به‌جز هنگ کنگ، ماکائو و تایوان
  2. از چین قاره‌ای
  3. شامل جامو و کشمیر (هندوستان)، کشمیر آزاد (پاکستان)، و کشمیر چین (جمهوری خلق چین).
  4. برآورد اداره آمار پادشاهی متحده از ۲۰۰۵: ۶۰٬۲۰۹٬۵۰۰
  5. شامل جزیره‌های [[تایوان}}، [[جزایر پسکادرس|پسکادرس}}، [[کینمن}}، [[جزایر ماتسو|ماتسو}}، [[List of islands of the تایوان|etc.}} آمار جمعیتی از سازمان جاسوسی آمریکا (۲۰۰۵-۰۷-۰۱).
  6. شامل [[جزیره کریسمس}} (۱٬۵۰۸)، [[جزایر (کیلینگ) کوکو}} (۶۲۸) ، و [[جزیره نورفاک}} (۱٬۸۲۸)
  7. INE (2006), Estimativas de população residente, por sexo e grandes grupos etários e índices em 31/XII/2005 (NUTS novas), Lisbon, Portugal
  8. Geohive.com: آمار ۱۹۹۱ شامل کوزوو (با ۱٫۹۶ میلیون).
  9. شامل الگو:Country data جزایر الند
  10. شامل الگو:Country data والبارد (۲٬۷۰۱) و [[جزیره بان ماین}}
  11. به‌جز الگو:Country data آبخاز (۱۵۰٬۰۰۰) و الگو:Country data اوستیای جنوبی (۷۰٬۰۰۰)
  12. Central Statistics Office: 2006 Prelliminary Census figure is 4٬234٬925.
  13. شامل الگو:Country data ترانس‌نیستریا (۵۵۵٬۳۴۷)
  14. آمار ۲۰۰۵ دولت الگو:Country data بوتان: ۶۷۲٬۴۲۵.
  15. شامل آگالگا Agalega , رودریگز (جزیره)Rodrigues (island) , کارگادوس کارایوسCargados Carajos ،
  16. شامل الگو:Country data قبرس شمالی (۲۶۴٬۱۷۲).