دانستنیها ی تاریخ وجغرافیایی ایران وجهان
اشنایی کامل با شهرهای ایران وجهان- تاریخ ایران وجهان وهزاران جدول اماری 
قالب وبلاگ

ملخ

.

ملخ
محدوده زمانی: پرمیان پسین تا امروزه
Immature grasshopper
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: جانوران
شاخه: بندپایان
زیرشاخه: شش پایان[۱]
رده: حشرات
راسته: راست‌بالان[۲]
زیرراسته: Caelifera
Superfamilies

مَلَخ‌ها جاندارانی از دودمان بندپایان رده حشرات، راسته راست‌بالان و زیرراسته ملخی‌ها (Caelifera) هستند.

ملخ

 

گریز از خطر [ویرایش]

همه حشرات به‌ وسیله پرواز کردن از خطر فرار می‌کنند، اما ملخها و جیرجیرک‌ها جهش نیز می‌کنند. این حشرات دارای پاهای جهنده در عقب بدن خود هستند. این حشرات معمولاً می‌توانند ۱ متر (۳ پا) یا بیشتر جهش کنند. ملخها و جیرجیرکها دارای آرواره‌های قوی هستند و عموماً از گیاهان تغذیه می‌کنند. در طول فصل زادآوری (تولید مثل)، آنها صداهای بلند از خود در می‌آورند و این کار را به‌وسیله مالیدن اعضاء بدنشان به یکدیگر انجام می‌دهند.

ملخها بیشتر عمر خود را روی زمین می‌گذرانند اما آنها قادرند بعد از جهش از روی زمین با قدرت پرواز کنند. چهار عدد بال‌های جلویی ضخیم و محکم می‌باشند، اما بالهای عقب نازک و نیمه شفاف هستند و در طول پرواز مثل یک بادبزن می‌شوند.

ملخ جهنده چمنزار مثل تعداد زیادی از فامیلهایش، دارای پاهای عقبی بزرگ بوده که آنها را برای جَستن به کار می‌برد. در عین حال، او برخلاف بیشتر ملخهای دیگر قادر به پروار نیست، چرا که فاقد بالهای مناسب برای پرواز است. ملخ جهنده چمنزار در اواخر پاییز می‌میرد. تخمهای آنها در طول زمستان زنده می‌مانند و در بهار سال بعد نسل جدیدی از این ملخها را بوجود می‌آورند.

ملخ‌های آسیایی [ویرایش]

ملخهای بالدار مهاجر آسیایی آفریقایی از خانواده ملخهای جهنده صدادار هستند.آنها در گروههای بزرگ زندگی می‌کنند. بزرگ‌ترین گروه ملخها که تا کنون ثبت شده، در سال ۱۸۷۵ در نبراسکا دیده شده، که در حدود بیش از ۱ هزارمیلیارد ملخ بالدار در کنار هم وجود داشته‌است. جیرجیرک زیرزمینی بیشتر عمر خود را زیر زمین می‌گذراند. صدای آنها از همه حشرات بلندتر و در فاصله بیش از ‎۱/۶ کیلومتر (یک مایل) صدای آنها قابل شنیدن است.اندام تنفسی ملخ نای او است وبدین صورت تنفس می‌کند.

واژه ملخ [ویرایش]

واژه ملخ در زمان شکلگیری فارسی استاندارد در حدود هزار سال پیش از زبان سغدی وارد فارسی شده‌است.[۳][۴] واژه خویشاوند با ملخ در زبانهای ایرانی غربی «میگ» بوده که بعدها در جنوب ایران بصورت میگو درآمده و برای نامیدن یکی از آبزیان همانند با ملخ بکار رفته‌است.

دگردیسی ملخ [ویرایش]

ملخ یکی از جانورانی است که دگردیسی ناقص دارد. ملخ زمانی که از تخم در می‌آید( نَمف ) شبیه جانور بالغ است با این تفاوت که تولید مثل نمی‌کند، بال ندارد و کوچکتر است

[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 23:48 ] [ اطلس ایران وجهان ]

سوسک

ا

سوسری جانداری است بندپا از ردهٔ حشرات، زیرردهٔ بالداران (Pterygota) فرو-ردهٔ نوبالان (Neoptera)، راستهٔ سوسریان (Blattodea). سوسک نامی کلّی است برای خانوادهٔ سوسری‌ها.

سوسک‌ها بزرگ‌ترین گروه حشره‌ها را به خود اختصاص داده‌اند و در محیط زیست‌های مختلفی دیده می‌شوند. از زمین‌های سنگلاخی تا جنگل‌های استوایی تحت قلمرو خیاطی‌ها به حساب می‌آید. بیشتر سوسک‌ها قدرت پرواز دارند. آنها دارای بال‌هایی هستند که وقتی در حال پرواز نیستند آنهارا در محفظه محکمی روی پشت خود جمع می‌کنند و در زیر این محفظه نگهداری می‌کنند. سوسکها از انواع مختلف گیاهان، گونه‌های حیوانات و لاشه‌های مرده آنها تغذیه می‌کنند.

تمام سوسک‌ها دارای بخش‌هایی برای نیش زدن و جویدن در ناحیهٔ دهان خود هستند. بعضی از سوسک‌ها دارای آرواره‌های بزرگی هستندکه آنها را قادر می‌سازد که طعمه خود حمله کرده و او را قطعه قطعه کنند. سوسک‌های دیگر مثل شپشه گندم دارای آرواره‌های کوچکی در انتهای پوزه درازشان می‌باشند. شپشه گندم پوزه بلند خود را برای سوراخ کردن اجسام سخت و رسیدن به غذا، به کار می‌برد.او دارای شاخک‌های زانویی بوده که می‌تواند آنها را خم کرده و در شیار پوزه اش پنهان کند. کوچک‌ترین حشره‌های جهان سوسک‌های دارای بال‌های پردار می‌باشند. بدن بعضی از آنها دارای طول کمتر از ۵ میلیمتر می‌باشد. نوع نر خیاطی گرد آمریکایی جنوبی درازترین سوسک در جهان است. این سوسک دارای دو شاخ بزرگ است و می‌تواند تا ۱۵ سانتیمتر (۶ اینچ) رشد کند و قد بکشد. بیشتر سوسک‌ها هرگز آب نمی‌نوشند. بچه برخی از سوسک‌ها می‌توانند بدون غذا تا ۵ سال زنده بمانند.

در حدود ۳۷۰٫۰۰۰ گونه مختلف سوسک شناخته شده‌است. آنها در تمام نقاط جهان، روی زمین، رودخانه‌های آب شیرین و دریاچه‌ها پراکنده هستند.

طبق شواهد بسیار سوسک‌ها تکامل یافتهٔ موریانه‌ها هستند اما آنها را جزو گروه موریانه‌ها دسته بندی نمی‌کنند.

محتویات

 [نهفتن

چند نمونه [ویرایش]

کاربرد سوسک‌ها در پزشکی [ویرایش]

نتایج تحقیقات تیم «سایمون لی» از دانشگاه ناتینگهام که در همایش انجمن میکروبیولوژی عمومی انگلیس ارائه شده‌است نشان می‌دهد که از مغز سوسک حمام می‌توان برای تولید آنتی بیوتیک‌هایی که قادرند ۹۰ درصد از باکتری‌هایی که به طور بالقوه برای انسان مرگبارند ساخت.

از جمله این باکتری‌ها می‌توان به باکتری استافیلوکوکوس MRSA و برخی از نمونه‌های سمی «اشریشیا کولی» اشاره کرد. این آنتی بیوتیک علاوه بر مغز سوسک در مغز ملخ نیز یافت می‌شود. [۷]

رکورد گینس [ویرایش]

یک مرد آمریکایی به نام تراویس فسلر توانسته‌است ۱۱ سوسک حمام زنده را به مدت ۱۰ ثانیه در دهان خود نگه داشته و نام خود را در کتاب رکوردهای جهانی گینس ثبت نماید.[۸]

[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 23:47 ] [ اطلس ایران وجهان ]

موریانه

موریانه
محدوده زمانی: تریاسیک پسین - عصر حاضر
موریانه زیرخاکی فورموزی، سربازان سرهای قرمز و کارگران سرهای کم‌رنگ دارند.
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: جانوران
شاخه: بندپایان
رده: حشرات
زیررده: بالداران
فرورده: نوبالان
بالاراسته: سوسری‌ها و آخوندک‌ها
راسته: جوربالان
خانواده‌ها

Mastotermitidae
Kalotermitidae
Termopsidae
Hodotermitidae
Rhinotermitidae
Serritermitidae
Termitidae

موریانه حشره‌ای است از راسته جوربالان (Isoptera)، بالاراستهٔ سوسری‌ها و آخوندک‌ها (Dictyoptera).

موریانه‌ها حشراتی هستند که بدنی نرم دارند و به کندی حرکت می‌کنند به حکم طبیعت تا پایان عمر در دژ تاریکی که محل اجتماع آن‌هاست به سر می‌برند. زیرا در روشنایی آفتاب و فضای باز یارای ایستادگی در برابر دشمنان بی‌شمار خود را ندارند.

موریانه‌ها حشراتی هستند اجتماعی که دو نوع از آنها دیده می‌شود: یک نوع در داخل چوب‌های منازل زندگی می‌کنند و نوع دیگر مخصوص سرزمین‌های استوایی بوده و در بیابان‌ها برای خود مسکن می‌سازند و طول خانه‌هایشان گاهی به ۵ متر و قطرش به ۸ متر می‌رسد و بسیار هم سخت است، بطوری که با کلنگ هم شکسته نمی‌شود.

در حالت کلی موریانه‌ها، شاه، ملکه، شاهزاده، کارگر و سرباز دارند و اگر تپه آن‌ها را بشکافید همه این‌ها را از هم تشخیص خواهید داد. تعداد زیادی از موریانه‌ها با استفاده از چوب‌های جویده شده و یا گل لانه‌های بزرگی درست می‌کنند. این لانه‌ها بسیار اصولی ساخته شده و برای ساخت آن هر موریانه وظیفه مشخصی دارد. معمولاً موریانه‌ها در درون لانه‌هایشان پنهان می‌شوند، ولی در صورتی که کسی مزاحم آنها شود یا برای تشکیل اجتماع جدید قصد پرواز داشته باشند، از لانه‌هایشان بیرون می‌آیند.

 

گونه‌گونی موریانه‌ها در هر دسته [ویرایش]

امروزه در حدود دو هزار گونه موریانه در دنیا می‌شناسیم که در مناطق گرمسیر و نیمه‌گرمسیر فراوانند یکی از نمونه‌های بزرگ و معروف آن موریانه تپه‌سیاه[۱] است که در دماغه امید آفریقای جنوبی به سر می‌برند. گونه دیگری که خیلی نزدیک به این نوع و دارای عادات مشابه است در آفریقا و همچنین در استرالیا و بعضی نواحی آمریکا و هندوستان و مالایا و کرانه‌های مدیترانه یافت می‌شود. البته بطور عمده در سراسر ایالات متحده آمریکا و نیز در قسمت جنوبی کانادا یافت می‌شود. در اروپا تا مناطق شمالی این قاره مثلاً تا پاریس و وین جای زیست موریانه است، اما پرشمارترین موریانه‌ها در مناطق باران‌خیز مدارگانی یافت می‌شوند.

در موریانه‌ها نیز مانند مورچه‌ها چند شکلی در هر دسته دیده می‌شود. یعنی در هر اجتماع موریانه تعداد زیادی موریانه‌های کارگر و و موریانه‌های مدافع یا سرباز موجود هستند. وظیفه کارگران تهیه غذا برای مجتمع است، یعنی چوب را می‌خورند و سپس گوارده آن را در اختیار دیگر موریانه‌ها قرار می‌دهند. سربازان بال ندارند، کور هم هستند، ولی با این وصف جنگجویان دلیری به شمار می‌روند. موریانه ملکه می‌تواند تا سی هزار تخم در یک روز بگذارد. او قادر به حرکت نیست و برای زنده ماندن کاملاً به موریانه‌های کارگر متکی است. بعضی از موریانه‌های ملکه می‌توانند تا ۵۰ سال زندگی کنند.

ساختار بدن موریانه‌ها [ویرایش]

بسیاری از مردم موریانه را با مورچه سفید اشتباه می‌گیرند. اگر چه موریانه‌ها نیز مانند مورچه‌ها جانورانی اجتماعی هستند، ولی به کلی با آنها تفاوت دارند. موریانه کمری کلفت، رنگی روشن و شاخک‌های یکنواخت و خمیده دارد. شکل هر موریانه به نوع وظیفه‌اش در اجتماع موریانه‌ها، بستگی دارد. برای مثال کارگرانی که وظیفه غذا دادن و تمیز کردن ملکه را به عهده دارند، معمولاً کور بوده و بدون بال هستند و دستگاه تناسلی هم ندارند. فقط موریانه نر دارای ۴ بال است و بیش از چند روزی زندگی نمی‌کند، یعنی پس از جفت گیری با نر تنها فرد ماده (ملکه) است که در اجتماع موریانه‌ها زندگی می‌کند و دارای شکمی بزرگ است و کارش فقط تخم‌گذاری است.

در دستگاه گوارش موریانه‌ها که از چوب استفاده می‌کنند، عده‌ای از تک‌یاختگان از دسته تاژَک‌ها به نام «پلی‌ماستیژین» زندگی می‌کنند که با موریانه‌ها زندگی اشتراکی دارند، بدین شیوه که این تک‌سلولی‌ها دیاستازی به نام سلولاز ترشح می‌کنند که موجب گواردن و نرم شدن چوب‌ها می‌شود و در این حالت موریانه‌ها چوبهای نرم شده را می‌خورند.

تپه‌های موریانه‌ای و زندگی اجتماعی موریانه‌ها [ویرایش]

تپه‌های موریانه‌ای که به‌وسیله موریانه‌های تپه‌سیاه ساخته می‌شوند ممکن است به شکل لکه‌های نمایانی در تمام نقاط دامنه‌های کوهستانی جنوب غربی دماغه امید دیده شوند. سطح هر تپه درست مانند سطح بیرونی مغز دارای برجستگی‌ها و شیارهای مخصوصی است. بزرگ‌ترین آنها در حدود ۶۰ سانتیمتر بلندی دارد و پهنای قاعده آن نیز به ۶۰ سانتیمتر می‌رسد اگر یکی از آنها را بشکافیم دیده می‌شود که داخل آن مانند اسفنج است و از تعداد زیادی اتاقک تشکیل شده که عرض هر کدام از آنها ۲.۵ سانتیمتر است و با دریچه‌های کوچک راه دارد.

گرچه در یک تپه موریانه‌ای بزرگ ممکن است بیش از ۵۰۰۰۰ موریانه زندگی کنند ولی داخل آن همیشه تمیز است. این تمیزی به این دلیل است که موریانه‌ها مدفوعات خود را به منزله سیمان در ساختن دیواره‌های تپه و اتاقک‌ها بکار می‌برند و لاشه‌ها را نیز می‌خورند و مصرف می‌کنند. بیشتر ساکنین تپه حشرات کوچکی به طول ۵ میلیمتر هستند که سرهایی سفید و بدنی به رنگ خاکستری تیره دارند. اینها کارگرها را تشکیل می‌دهند کارگرها ممکن است نر یا ماده باشند اندام تناسلی آنها رشد نمی‌کند و فعالیتی ندارد و فقط اثری از آن باقی است موریانه‌های کارگر کاملاً کورند و کارشان جمع‌آوری خوراک و رسیدگی به بچه‌ها و پرستاری از شاه و ملکه و شاهزاده هاست.

موریانه ملکه می‌تواند تا ۳۰۰۰۰ تخم در یک روز بگذارد او قادر به حرکت نیست و برای زنده ماندن کاملاً به موریانه‌های کارگر متکی است. بعضی از موریانه‌های ملکه می‌توانند تا ۵۰ سال زندگی کنند که از طول عمر همه حشرات دیگر بیشتر است. افراد دیگری که در حدود یک دهم ساکنین تپه را تشکیل می‌دهند و با کارگران تفاوت دارند سربازها هستند که رنگشان زرد و سرشان بیضی شکل است و یک جفت آرواره بلند و نوک تیز دارند که سلاح آنها را تشکیل می‌دهد کار آنها دفاع در برابر هجوم دشمنان خارجی است. سربازها در کار کارگرها شرکت ندارند ولی همیشه برای حمله به دشمنانی که می‌خواهند به زور وارد جایگاه آنها شوند آماده‌اند. بزرگ‌ترین دشمن موریانه‌ها، مورچه‌ها هستند که اگر آنها را بگیرند فورا می‌کشند و لاشه شان را برای تغذیه به لانه خود می‌برند.

لانه‌سازی [ویرایش]

در مناطق مدارگانی، بسیاری از موریانه‌ها لانه‌سازی می‌کنند. لانه‌هایی به صورت تپه‌ها و گنبدها که حدود ۲۰ متر وسعت و ارتفاعی شاید بیشتر از ۱۰ متر از سطح زمین دارند. برخی دیگر از موریانه‌ها درخت آشیان هستند، یعنی آشیانه‌هایی به اندازه‌های گوناگون معمولاً به بزرگی یک توپ بستکبال، بر فراز درختان می‌سازند. موریانه‌ها در داخل چنین آشیانه‌هایی خود را از خطر حمله پرندگان، سوسمارها، عنکبوت‌ها و مورچه‌ها مصون می‌دارند.

آشیانه برخی از موریانه‌های آفریقایی مانند چتر است، طوری که آب باران به اطراف آن سرازیر می‌شود. دسته‌ای دیگر از موریانه‌ها، لانه خود را به گونه‌ای می‌سازند که دمای درون آن هماهنگ‌پذیر گردد. لانه و آشیانه سازی موریانه‌ها نمونه شگرفی از کار غریزی است. این کار بر عهده کارگران نوزاد نهاده شده است. چرا که کارگران تازه تولد یافته هیچگاه در لانه پدر و مادر خود زیست نمی‌کنند و در نتیجه راهی برای آموختن لانه‌سازی ندارند.

[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 23:47 ] [ اطلس ایران وجهان ]

مورچه

 
 
مورچه
محدوده زمانی: کرتاسه - حال
گونه‌ای از یک مورچه از سرده مورچه‌های شکاری (پلکتروکتنا) که با حمله به مورچهٔ دیگری از نژاد خودش، از قلمروی خود محافظت می‌کند.
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: جانوران
شاخه: بندپایان
رده: حشرات
راسته: پرده‌بالان
زیرراسته: Apocrita
بالاخانواده: Vespoidea

مور یا مورچه (به انگلیسی: Ants ) حشره‌ای اجتماعی است همانند زنبور عسل از راستهٔ نازک بالان که در میانه‌های دورهٔ کرتاسه یعنی حدود ۱۱۰ تا ۱۳۰ میلیون سال پیش تکامل یافته‌است. امروزه بیش از ۱۲۰۰۰ گونه مورچه طبقه بندی شده‌اند و تخمین زده می‌شود این تعداد تا ۲۲۰۰۰ گونه نیز برسد. مورچه‌ها به راحتی از شاخک‏های آرنج دارشان و ساختار گره مانندشان و کمر باریکشان قابل شناسایی هستند.

اندازهٔ اجتماع مورچه‌ها می‌تواند از چند ده مورچه شکارچی در یک حفره تا چند میلیون مورچهٔ ساده و مورچه نازای ماده و طبقه‌ای از کارگرها و سربازها و سایر گروه‌ها را در یک محدوده جغرافیایی وسیع شامل شود.همچنین اجتماع مورچه‌ها شامل تعدادی نر دارای نطفه و همچنین یک یا چند ماده که توانایی بارور شدن دارند و ملکه نامیده می‌شوند، می‌شود.همچنین گاهی اجتماع مورچه‌ها یک ابرجامعه توصیف شده‌است ٬زیرا مورچه‌ها در آن با یکدیگر کار می‌کنند و از اجتماع خود دفاع می‌کنند...

مورچه‌ ای در حال مکیدن یک دانه شکر

تقریباً تمام مناطق کره زمین مورچه دارد. فقط مناطقی مانند جزایر دور افتاده و غیرقابل دسترسی استثنا هستند. مورچه به بیشتر محیط زیست‌های زمین چیره گشته‌است و در بیشتر محیط زیست‌ها توانایی زندگی دارد. این موجود ۱۵-۲۰٪ موجودات زنده خشکی‌زی زمین را تشکیل می‌دهد. علت موفقیت آنها به زندگی اجتماعی، توانایی بالای انطباق پذیری و توانایی تغییر دادن محیط زیستشان و بهره برداری از منابع و دفاع از یکدیگر برمی‌گردد. انواع مورچه‌ها به صورت‌های مختلفی مانند زندگی انگلی و برده‌داری، همزیستی مسالمت آمیز و … تکامل یافته‌اند.

جامعهٔ مورچه‌ها دارای سیستم تقسیم کار ٬ارتباط بین اشخاص و توانایی حل مشکلات پیچیده‌است.این تشابه با جوامع انسانی سالهاست که الهام بخش و موضوع مطالعات بوده است.

خیلی از تمدن‌های انسانی از مورچه‌ها در مراسم مذهبی ،تغذیه و موارد پزشکی سود می‌جویند.برخی از گونه ها بخاطر نقشی که در کنترل زیستی آفت ها ایفا می‌کنند بسیار ارزشمند هستند،هرچند توانایی آنها برای استفاده از منابع باعث تعارض آنها باانسانها شده است.آنها می‌توانند به محصولات کشاورزی صدمه زده و وارد خانه‌ها شوند.

مورچه‌ها قویترین حیوانات خشکی می‌باشند، چرا که می‌توانند چند برابر وزن خود بار حمل کنند، مطالعه در زندگی مورچه‌ها دانشمندان را به شگفتی واداشته‌است، چون وقتی آن‌ها انبار غذای بعضی از مورچه‌ها را بررسی کرده‌اند، با کمال تعجّب دیده‌اند آن‌ها، به طور دقیق دانه‌های جمع آوری شده را به طور منظّم در کنار هم قرار می‌دهند؛ آن‌ها دانه‌های گندم را از وسط به دو نیم می‌کنند تا هنگام رسیدن رطوبت سبز نشود، ولی دانه‌های خربزه را به جای نصف به چهار قسمت تقسیم می‌کنند، زیرا می‌دانند که دانه‌های خربزه (تخم خربزه) اگر به دو نصف تقسیم شوند، باز هم قابلیت سبز شدن را دارند و به محض تماس با آب رشد خواهند کرد و لانهٔ مورچه‌ها را از بین خواهند برد [۱]



لانه مورچه‌ها زیر خاک

محتویات

 [نهفتن

رفتار [ویرایش]

ارتباط [ویرایش]

مورچه ها برای برقراری ارتباط با یکدیگر از فرومون استفاده می‌کنند. این سیگنال‌های شیمیایی در مورچه‌ها نسبت به سایر نازک‌ بالان تکامل یافته تر است. همانند سایر حشرات مورچه ها برای تشخیص بوی فرومون، از شاخکهای بلند و نازکِ متحرک خود استفاده میکنند. مورچه بوسیله دو شاخک خود اطلاعاتِ لازم درمورد جهت و شدت بو را استخراج می‌کند. از آنجایی که اغلب مورچه‌ها در روی سطح زمین زندگی می‌کنند، آنها از سطح خاک برای بر جا گذاشتن رد فرومون استفاده می‌کنند تا دیگر مورچه ها نیز بتوانند آنرا دنبال کنند.

برخی از انواع مورچه [ویرایش]

  • مورچه خرمن چین
  • مورچه شیردوش یا گله‌دار
  • مورچه‌های باغبان
  • مورچه‌های آسیابان
  • مورچه فرعون:یکی از انواع مورچه‌ها که تقریبا در تمام جهان زندگی می‌کند و به رنگ زرد یا قرمز است و در خانه‌ها زندگی می‌کند مورچهٔ فرعون است.این مورچه‌ها اولین بار در مصر دیده شد و برای همین به مورچهٔ فرعون معروف است.این مورچه در دیوارها زندگی می‌کنند و از غذاهای چرب بیشتر ای غذاهای گیاهی استفاده می‌کند.از بین بردن آنها نیز بسیار سخت است زیرا در دیوارها نیز لانه دارند.
  • مورچه آتشی سرخ: با نام علمی Solenopsis invicta، که بومی آمریکای جنوبی است، با احساس خطر بر روی آب، دست به دست هم داده و از گروه خود، قایقی درست می‌کنند که می‌تواند وزن‌های سنگینی را حمل کند.[۲]
[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 23:47 ] [ اطلس ایران وجهان ]

مگس

 
مگس
محدوده زمانی: تریاس میانه تا امروزه
یک نگاره با ۱۶ گونه مختلف از مگس‌ها
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: جانوران
شاخه: بندپایان
رده: حشرات
زیررده: بالداران[۱]
فرورده: نوبالان[۲]
بالاراسته: درون‌بالداران[۳]
راسته: دوبالان
کارل لینه٬ ۱۷۵۸
Suborders

Nematocera (includes Eudiptera)
Brachycera

مَگَس به دسته‌ای از حشرات از راستهٔ دوبالان گفته می‌شود. این دسته یکی از بزرگترین گروه‌های حشرات هستند که در حال حاضر بیش از ۷۵۰۰۰۰ نوع از آن‌ها وجود دارد.

مگس‌ها دارای دو جفت بال جلویی مشخص هستند. دو جفت بال عقبی آنها تبدیل به بالچه چاقوشکل به نام توازنگر (هالتر یا بالانسیـِر) شده‌است.

مگس‌ها به دلیل داشتن رژیم غذایی متفاوت، در مکانهای مختلفی دیده می‌شوند و منبع غذایی مهمی برای بسیاری از حیوانات نظیر قورباغه‌ها، وزغ‌­ها، مارمولک‌ها و پرندگان محسوب می‌­شوند. مگس‌ها بطور گسترده در میان انسان‌ها زندگی می‌کنند و می‌توانند عامل پراکندگی بیماری‌ها بشوند.

مگس‌ها از عوامل گرده‌­افشانی گیاهان در طبیعت بوده و یکی از مهمترین زنجیره‌های چرخه‌­ی غذایی می‌­باشند؛ برخی از این حشرات پوسیده‌خوار هستند و باعث تسریع تجزیه‌­ی لاشه‌­ی جانوران، مدفوع حیوانات و اجزای گیاهی گوناگون شده و در پاکسازی محیط زیست انسان را یاری می‌کنند. برخی گوشتخوار بوده و به عنوان دشمن دیگر حشرات در اکوسیستم نقش ایفا می‌کنند. در حدود ۵۰۰۰ گونه از مگس‌­ها از دیگر حشرات به عنوان طعمه استفاده می‌­کنند به نحوی که گاهی از آنها به عنوان عامل کنترل بیولوژیکی یاد می‌گردد. برخی نیز گیاهخوار بوده و به عنوان آفت گیاهان شناخته می‌شوند

[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 23:47 ] [ اطلس ایران وجهان ]

کک

کک
تصویر میکروسکوپی از یک کک
طبقه‌بندی علمی
دامنه: Eukaryota
فرمانرو: جانوران
شاخه: بندپایان
رده: حشرات
زیررده: بالداران[۱]
فرورده: نوبالان[۲]
بالاراسته: درون‌بالداران[۳]
راسته: لوله‌بالان[۴]
لاتریه٬ ۱۸۲۵
فروراسته‌ها

Ceratophyllomorpha
Hystrichopsyllomorpha
Pulicomorpha
Pygiopsyllomorpha

مترادف‌ها

Aphaniptera

کَک‌ها حشرات بدون بال، خونخوار، بسیار ریز و از راسته لوله‌بالان هستند که کمتر از ۳ میلی‌متر طول دارند. کک‌ها حرکتهای جهشی دارند. ککها بیشتر از پستانداران و گاهی از پرندگان خونخواری می‌کنند. به طور کلی از ۳۰۰۰ گونه کک فقط ۱۲ گونه به انسان حمله می‌کنند. مهمترین گونه‌های کک، کک جوندگان، کک انسان و کک گربه (Ctenocephalides felis) و کک سگ (Ctenocephalides canis) هستند. گزش آنها باعث تحریک، ناراحتی شدید و خونریزی می‌شود. کک جوندگان ناقل مهم طاعون خیارکی و تیفوس منتقله توسط کک است. کک‌های گربه کرمهای نواری (ستودها) را منتقل می‌کند. کک تونگا (کک شنی) پوست انسان را سوراخ کرده و باعث عفونت می‌شود. کک‌هایی که انسان را می‌گزند در بیشتر نقاط جهان یافت می‌شوند. کک‌ها از جمله پارازیتهایی هستند که در تهران اغلب منازلی که حیوانات خانگی از جمله سگ و گربه نگه داری می‌شود را در گیر می‌کنند. عمومیترین انگل در سگ‌ها در حقیقت از طریق کک به او سرایت می‌کند. عموماً کک‌های سگ در اروپا یافت می‌شوند بطوری که کک‌های گربه عموماً در آمریکا یافت می‌شوند. کک‌های گربه در موارد نادر با خود بیماریهایی را حمل می‌کنند. کک‌ها می‌توانند به لباسها یا حیوان شما بچسبند. آنها در حیاطها، پرورش گاههای سگ و گربه، جنگلها و پارکها یافت می‌شوند یا در مکانهای دیگری که حیوانات در آنجا زندگی می‌کنند. چون برای آنکه اینها مکانهایی هستند که آنها می‌توانند میزبانهای خود را پیدا کرده و تولید مثل کنند.

یک کک ماده می‌تواند در روز ۵۰ تا تخم بگذارد. بر اساس تحقیقات آزمایشگاهی همانگونه که در تصویر هرم چرخه زندگی کک‌ها در کادر مقابل مشاهده می‌نمایید، فقط ۵۰% از تخمهای هر کک به لارو تبدیل می‌شوند و در حدود ۳۵% از لاروها موفق به تنیدن پیله و تشکیل پوپ می‌گردند. جای خوشبختی است که از کل تخم‌های اولیه کک فقط ۵% آنها به بالغ تبدیل می‌گردند. چرخه زندگی ککها شامل ۴ مرحله تخم، لارو، شفیره و بالغ است. کک‌های بالغ ۱-۴ میلیمتر طول و بدنی بیضی شکل دارند و در طرفین فشرده و بدون بال هستند. همچنین پاهای آن‌ها رشد مناسبی داشته و برای پریدن سازگاری دارند. تخم ککها حدود ۰٫۵ میلیمتر طول دارد، تخم مرغی شکل و سفید می‌باشد. کک روی میزبان خود تخم گذاری می‌کند، که این تخمها از بدن میزبان روی فرش، زمین، خاک یا هر جای دیگری می‌افتند و در شرایطی که دمای هوا اندکی بالا و هوا نسبتاً مرطوب باشد می‌توانند دوام بیاورند و چرخه زندگی خود را کامل کنند.

در عرض ۱۰ روز پس از قرار گرفتن تخم در محیط مناسب، لارو کرم مانندی که فاقد ضمائم حرکتی است خارج می‌شود. این لاروها از زیر سطح خاک حرکت می‌کنند و یا اگر داخل اتاق باشد به داخل فرشها و یا شکافهای کف نفوذ می‌کنند، لاروها از مدفوع ککهای بالغ تغذیه می‌کنند و در عرض ۵-۱۲ روز پیله‌ای ابریشم مانند در اطراف خود تولید و در آن شفیره گذاری می‌کنند. خروج حشره بالغ از پیله بسته به شرایط ممکن است از ۵ تا ۱۴۰ روز طول بکشد، پس از خارج شدن حشره بالغ از پیله، خود را به میزبانش می‌رساند و ادامه عمرش را که حدود ۱۰۰ روز می‌باشد روی میزبان سپری می‌کند.

چرخه زندگی کک معمولاً در عرض ۳-۴ هفته کامل می‌شود. ککها ۴۸ ساعت پس از اولین خونخواری، جفت گیری کرده و به تولید تخم می‌پردازند. ککها نسبت به سرما حساسند و در زمستان قادر به تحمل سرمای هوای بیرون از منزل نیستند. ساختمان‌هایی که هوای گرم و مرطوب و غذای کافی وجود دارد بسر می‌برند.

[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 23:46 ] [ اطلس ایران وجهان ]
ساس
ساس معمولی
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: جانوران
شاخه: بندپایان
رده: حشرات
راسته: نیم‌بالان[۱]
زیرراسته: ناجوربالان[۲]
تیره: بسترساسان
کیرکالدی، ۱۹۰۹
سرده‌ها و گونه‌ها

سرده ساس

  • Cimex lectularius
  • Cimex hemipterus (C. rotundatus)
  • Cimex pilosellus
  • Cimex pipistrella

سرده Leptocimex

  • Leptocimex boueti

سرده Haematosiphon

  • Haematosiphon inodora

سرده Oeciacus

  • Oeciacus hirudinis
  • Oeciacus vicarius

سرده Afrocimex

  • Afrocimex constrictus
ساس

ساس حشره‌ای از راستهٔ نیم‌بالان و خانوادهٔ بسترساسان (Cimicidae) است.

ساس از کک بزرگ‌تر است و لای درز تشک و متکا و شکاف اجناس چوبی مخفی می‌شود و شب خارج شده و به انسان نیش می‌زند. آنها اغلب در شب فعالیت می‌کنند اما اگر یک هفته از خانه دور باشید، همین که به استراحت بپردازید یا روی مبل بنشینید به سراغ شما خواهند آمد. می‌بینید که روشن گذاشتن چراغ‌ها در مورد این خون‌آشام‌های کوچک، مخصوصا زمانی که گرسنه هستند، چندان مؤثر نیست.[۳]

ساس از راه خون‌خوراکی از انسان و دیگر جانداران خون‌گرم تغذیه می‌کند.[۴]

دو نوع ساس که از نظر بهداشتی برای انسان اهمیت دارد، ساس معمولی (ساس تختخواب، Cimex lectularius) و ساس گرمسیری (Cimex hemipterus) هستند. این دو نوع ساس از روی پیش‌سینه یعنی بخش اول سینه از هم تشخیص داده می‌شوند.[۵]

 

چرخهٔ زندگی [ویرایش]

در محل سکونت انسان مانند منازل، هتل‌ها، خوابگاه‌ها، زندان‌ها، سرباز خانه‌ها، بیمارستان‌ها، سرای سالمندان و... یافت میشود. این انگل‌ها در شکاف دیوار، کف خانه‌ها، اثاثیه، لابلای کارتن‌ها، پشت کاغذ دیواری، کمدها و درهای چوبی و قفسهٔ کتابخانه‌ها مبلمان، تشک‌ها، و پشتی‌ها مخفی میشوند. در شب و نور کم فعال هستند و از میزبان خفته تغذیه می‌کنند. اگر انسان در دسترس آن‌ها نباشد از سایر حیوانات خونخواری می‌کنند. ساس‌ها هنگام خونخواری ۳ یا ۴ بار با فاصله چند دقیقه شخص را می‌گزند تا سیر شوند.

ماده بالغ روزی ۲-۳ تخم می‌گذارد. که در طول زندگی جمعا ۲۰۰-۵۰۰ تخم می‌رسد. تخم‌های یک میلیمتری سفید مروارید شکل اند. در مکانهای یاد شده قرار داده میشوند. زمان باز شدن تخم‌ها که معمولاً ۱۰-۹ روز بعد از جنیندار شدن است به درجه حرارت بستگی دارد. ۵ مرحله نمفی وجود دارد. که هر مرحله قبل از پوست اندازی به یک وعده خون نیاز دارد تا تبدیل به مرحله بعدی گردد.

مراحل تخم تا بلوغ کامل و تخم گذاری مجدد بسته به حرارت محیط بین ۱۹-۷ هفته متغیر است. در حرارت ۲۷ درجه تخم‌ها در کمتر از یک هفته شکفته می‌شوند. درطول سال چند نسل ساس بوجود می‌آید. در دسترس بودن منبع خون در زمان تولید مثل تاثیر می‌گذارد. ساس‌های بالغ در تابستان هر هفته تغذیه می‌کنند. در ماه‌های سرد تر تغذیه آنها کمتر صورت می‌گیرد. در زمستان چیزی نمی‌خورند و در بهار برای تغذیه ظاهر می‌شوند. ساس‌ها گرسنگی را تا ۵۵۰ روز تحمل میکنند! خانه‌های مستأجری بیشتر در معرض آلودگی قرار دارند.

راه های مبارزه [ویرایش]

از آنجایی که ساس از سطوح چوبی به راحتی بالا می رود، پس بایستی پایه های تخت را در داخل صفحات فلزی قرار داد و تخت ها را از دیوار فاصله داد. برای کاهش آلودگی به ساس دما را می توان به بالای ۳۷ - ۳۶ درجه رسانید. تماس طولانی با دمای (۹-۰) درجه نیز در عرض چند ساعت، ساس های بالغ را نابود می کند. ملحفه ها و روبالشی های آلوده را در یک کیسه نایلونی سیاه و در آفتاب قرار دهید. تمام درزها و شکاف های موجود در اتاق را مسدود کنید. پرده ها را با آب داغ مورد شستشو قرار دهید و اگر ملحفه ها و روبالشی ها آلوده به ساس است به روش های کنترل فیزیکی مانند جاروبرقی توجه خاصی داشته باشید.

درمان [ویرایش]

خارش ناشی از گزش ساس‌ها به درمان‌های علامتی پاسخ می‌دهد.

کنترل:

  • بهسازی محیط
  • سم‌پاشی

بهسازی محیط:

  • دور انداختن وسایل آلوده و سوزاندن آنها
  • حذف درزها و شکاف‌ها و برداشتن کاغذهای دیواری
  • گچ کردن ساختمان(در ساختمانهایی که گل – گچ هستند یا درز و شکاف در کف و دیوار دارند)
  • دوغاب کف ساختمان با سیمان
  • پهن کردن وسایل خانه در آفتاب

بعضی از لباسها را با جوشاندن سالمسازی کنید. در صورتی که حجم آلودگی پایین باشد با رعایت مسائل ایمنی می‌توان با مشعل‌های گازی شکاف‌ها و درزها را حرارت داد (باید مواظب اشتعال و سایل سوزنده و سیم کشی برق داخل و خارج دیوارها باشید) استفاده از جارو برقی می‌تواند مفید باشد به شرط این‌که از کیسهٔ یک‌بار مصرف استفاده شود و در نهایت کیسه سوزانده یا جوشانده شود در صورتی که کیسه یک‌بار مصرف در دسترس نباشد، کیسه را فوراً بعد از جاروکشی بجوشانید.

سموم مؤثر بر ساس‌ها:

سم HCH و سم BHC سم دی اکساکارب و سم بندیو کارب، سم ددت، سم دیازینون سم فن کلروفوس، یودفن فوس لیندین، مالاتیون و پرویوکسور موثر هستند. اضافه کردن پیرترین یا پیرتروئیدهای ترکیبی مثل بیورزمترین مفید است چون باعث خارج شدن ساس از پناهگاه هایشان می‌شود و تماس آنها را با سطوح سمپاشی شده افزایش می‌یابد. سمپاشی به صورت دستی یا کمپرسی روی دیوارها و کف اطاقها صورت می‌گیرد. رختخواب کودکان و گهواره اطفال نباید سمپاشی شود. در این مورد لباس‌ها و… را بجوشانید. از آنجایی که ساس از سطوح چوبی به راحتی بالا می رود، پس بایستی پایه های تخت را در داخل صفحات فلزی قرار داد و تخت ها را از دیوار فاصله داد. برای کاهش آلودگی به ساس دما را می توان به بالای ۳۷ - ۳۶ درجه رسانید. تماس طولانی با دمای (۹-۰) درجه نیز در عرض چند ساعت، ساس های بالغ را نابود می کند. ملحفه ها و روبالشی های آلوده را در یک کیسه نایلونی سیاه و در آفتاب قرار دهید. تمام درزها و شکاف های موجود در اتاق را مسدود کنید. پرده ها را با آب داغ مورد شستشو قرار دهید و اگر ملحفه ها و روبالشی ها آلوده به ساس است به روش های کنترل فیزیکی مانند جاروبرقی توجه خاصی داشته باشید

[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 23:46 ] [ اطلس ایران وجهان ]

سنجاقک

سَنجاقَک حشره‌ای است از راسته سنجاقکان (Odonata).

سنجاقک‌ها شکارچیان سریعی هستند که طعمه خود را در هوا شکار می‌کنند آنها به طور استثنایی قدرت دید بالایی دارند و می‌توانند حشرات در حال پرواز را تعقیب کنند و پاهای تیغه دار خود را در بدن طعمه فرو کنند بر خلاف این دسته از سنجاقکها سنجاقکهای یکروزه پرندگان ضعیفی هستند سنجاقک یکروزه بالغ غذا نمی‌خورد آنها طول زندگی کوتاهشان فقط می‌توانند جفت‌گیری کنند و تخم بگذارند.

سنجاقک آبی در جلگه‌های استان گیلان

در طول دوران کربونیفر بعضی از سنجاقکها دارای بالهایی به طول ۶۱ سانتیمتر (۲ پا) بودند بزرگ‌ترین گونه از خانواده سنجاقکها امروزه جزو سنجاقکهای بزرگ آمریکای جنوبی هستند که بالهایی به طول۱۸ سانتیمتر(۷اینچ) دارند سنجاقکها جزو سریعترین حشرات پرنده هستند بعضی از این سنجاقکها می‌توانند در فواصل کوتاه با سرعت ۵۶ کیلومتر (۳۵ مایل) در ساعت پرواز کنند.

سنجاقک

محتویات

 [نهفتن

دگردیسی [ویرایش]

سنجاقک و گونه‌های آن تا حدود ۵ سال در زیر آب زندگی می‌کنند در طول این مرحله از زندگیشان آنها را پوره می‌گویند و رنگ خاکستری مایل به قهوه‌ای دارند وقتی یک پوره رشد می‌کند در طول رشد بارها شکل عوض می‌کند بعد از هر شکل عوض کردن سطح بالهای او قدری بزرگ‌تر می‌شود ولی برعکس بدنش همیشه یکسان می‌ماند و تغییر نمی‌کند وقتی به رشد کامل رسید پوره از ساقه یک گیاه آبی صعود می‌کند و به بیرون آب می‌آید و برای آخرین بار پوست اندازی می‌کند و شکل خود را به عنوان یک سنجاقک ظاهر می‌سازد رنگ نهایی بدن بعد از چندین روز ظاهر می‌گردد.

سنجاقک‌ها و سنجاقک یکروزه دو راسته مختلف از حشرات را تشکیل می‌دهند در حدود ۵۰۰۰ گونه در راسته سنجاقکها وجود دارد که شامل یوغ بالان می‌شود تمام گونه‌های سنجاقکها در سراسر جهان در نزدیکی آبها یافت می‌شوند راسته سنجاقکهای یکروزه در حدود ۲۰۰۰ گونه را شامل می‌شوند این گونه‌ها نیز در نزدیکی آبها یافت می‌شوند ولی مجموعاً در مناطق سردتر آب یافت می‌شوند.

سنجاقکهای یک روزه (مگس‌های یک روزه) [ویرایش]

این سنجاقک در زیر آب رشد می‌کند و می‌تواند تا ۳ سال در زیر آب بماند در اوایل تابستان پوره این سنجاقک از آب بیرون می‌آید و دوبار پوست اندازی می‌کند و به سن بلوغ می‌رسد نوع بالغ این حشره دارای سیستم گوارشی فعال نیست و بنابراین غذا نمی‌خورد آنها جفت گیری می‌کنند تخم می‌گذارند و در طول چند ساعت می‌میرند.

سنجاقک سبز [ویرایش]

سنجاقک از بزرگ‌ترین سنجاقکها در آمریکای شمالی است سنجاقک سبز اوایل تابستان پوره این حشره از طریق صعود به‌وسیله ساقه گیاهان کناره آب بالا می‌آید و پوست اندازی کرده و دوران بلوغ را آغاز می‌کنند.


[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 23:46 ] [ اطلس ایران وجهان ]
[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 23:40 ] [ اطلس ایران وجهان ]
[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 23:39 ] [ اطلس ایران وجهان ]

پروانه

پروانه
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: جانوران
شاخه: بندپایان
رده: حشرات
راسته: پولک‌بالان
(طبقه‌بندی‌نشده): گُرزشاخکان
تیره‌ها

پَروانه حشره‌ای است از راسته پولک‌بالان (Lepidoptera)، از خانواده طبقه‌بندی‌نشده گُرزشاخکان.

الگوهای گوناگون رنگارنگ بر روی بال‌های پروانه‌ها و پرواز نامنظم ولی باوقار آن‌ها باعث شده تا تماشای پروانه یکی از سرگرمی‌های محبوب در برخی کشورها به‌شمار بیاید.

پروانه‌ها دارای چهار مرحله در زندگیشان هستند: مرحلهٔ اول تخم است، که پروانهٔ بالغ تخم گذاری می‌کند. مرحلهٔ دوم که تبدیل به لارو یا کرم می‌شود. در این مرحله لارو (کرمینه) مقدار زیادی برگ می‌خورد تا خود را برای مرحلهٔ بعد آماده کند. مرحلهٔ سوم شفیره است که کرم تاری به نام پیله به‌دور خود می‌بافد و مدتی در آن بدون هیچ غذایی زندگی می‌کند. مرحلهٔ چهارم که پروانه است و جانور بالغ که دارای بال است از پیله بیرون می‌آید.

محتویات

[ویرایش] ساختار بدن

بدن یک حشره شامل ۶ قطعه بهم جوش خورده است که ۴ قطعه آن دارای زائده هستند. آرواره‌های پایین و اولین آرواره بالا نسبت به دهان در اطراف واقع می‌شوند و یک لب بالایی دهان را از جلو محافظت می‌کند. ماگزیلای دوم لب پایینی را می‌سازد. این اندامهای ذکر شده قطعات دهانی خرد کننده و جونده را تشکیل می‌دهند. در پروانه آرواره بالا به صورت قطعات دهانی مکنده خارج می‌شود.

هر یک از ۳ قطعه سینه در بردارنده یک جفت پا است و به قطعات دوم و سوم یک جفت بال نیز متصل است. در شکم حشره، ۷ قطعه اول بدون زائده هستند. در قطعات هشتم و نهم زائده‌ای وجود دارد که به کار تخم‌گذاری کمک می‌کنند. مخرج در قطعه دهم قرار دارد. دو قطعه آخر سینه‌ای و ۸ قطعه اول شکمی دارای روزنک‌های زوجی هستند که به دستگاه تنفسی نایی منتهی می‌شوند.

[ویرایش] پوست بدن

سطح بدن دارای پوششی ویژه است که در دوران رشد پس جنینی و به هنگام پوست اندازی به شدت تحت تأثیر اعمال فیزیولوژیک مختلف قرار می‌گیرد. پوست بدن بر عکس کرم‌ها و نرم‌تنان از استحکام و مقاومت زیادی برخوردار است. بررسیهای بافت‌شناسی پوست که به‌وسیله میکروسکوپ نوری انجام شده نشان می‌دهد که پوست از دو لایه مشخص یکی یاخته‌های روپوستی و دیگری لایه کوتیکول تشکیل می‌شود. پوست بدن بطور کلی وظایف زیر را انجام می‌دهد:

• بدن را در برابر عوامل فیزیکی و مکانیکی مختلف محیط مانند زرهی محافظت می‌کند.
• از تبخیر آب بدن که در زندگی حشرات دارای اهمیت ویژه‌ای است جلوگیری کرده و مانع نفوذ مواد سمّی و خارجی به بدن می‌شود.
• حشره را در برابر تغییرات بیش از اندازه گرمای محیط محافظت می‌کند.


غده‌های پوستی
غده‌های پوستی اعم از تک سلولی یا چند سلولی بلافاصله در زیر کوتیکول و یا اندکی فراتر قرار می‌گیرند. ترشحات آنها در مراحل مختلف زندگی حشره، اعمال بسیار گوناگونی را انجام می‌دهند. مهم‌ترین غده‌های پوست عبارتند از: غده‌های چرب کننده، غده‌های مومی، غده‌های لاکی، غده‌های ابریشم‌ساز و غده‌های پوست‌اندازی.

[ویرایش] ماهیچه‌های بدن

بیش از یک قرن است که معلوم شده است ماهیچه‌های بدن حشرات مانند دیگر بندپایان بجز در موارد استثنایی عموماً از نوع ماهیچه‌های مخطط است. رنگ آنها معمولاً روشن و یا خاکستری است اما ماهیچه‌های بال زرد، نارنجی و یا قهوه‌ای روشن هستند. اینگونه رنگ آمیزی به سبب وجود رنگدانه‌های گوناگونی است که در ساختمان آنها پراکنده‌اند. چون بدن حشرات و پیوستهای آنها از بندهای زیادی تشکیل شده است به این دلیل تعداد ماهیچه‌ها برای تامین حرکات آنها بسیار زیاد و قابل توجه است؛ چنانچه در بدن لارو بعضی از پروانه‌ها تعداد آنها ۳۰۰۰ و گاهی بیشتر است.

[ویرایش] دستگاه تنفس

تنفس به‌وسیله شبکه‌ای از لوله‌های میان تهی ویژه به نام نایژه صورت می‌گیرد. مجموع این لوله‌ها و انشعابات متعدد آنها بطور کلی دستگاه تنفسی حشره را بوجود می‌آورد. نایژه‌ها لوله‌های برون‌پوستی منشعبی هستند که در دو طرف جانبی بدن به‌وسیله روزنه‌های متقارن به نام استیگمات به بیرون باز می‌شوند.

نایژه‌ها به رنگ نقره‌ای شفاف بوده و درون آنها دارای پوشش کوتیکولی مارپیچی به نام تنیدیوم می‌باشد. انتهای هر یک از لوله‌های تنفسی به یک سلول نایژه‌ای و لوله‌های تنفسی بسیار باریک به نام تراکئول ختم می‌شود. این تراکئولها که قطر آنها کمتر از یک میکرون می‌باشد برای اکسیژن رسانی بطور مستقیم به سوی اندامها، بافتها و سلولهای بدن کشیده می‌شود.

[ویرایش] دستگاه گردش خون

دستگاه گردش خون حشرات در مقایسه با دیگر جانوران بی‌مهره سلوم‌دار بسیار ساده بوده و تنها از یک لوله پشتی تشکیل شده است. این لوله در ناحیه شکم معمولاً قلب و در قفسه سینه و سر، آئورت را بوجود می‌آورد. در پروانه لوله پشتی با خانه‌های قلب است. در این حالت قلب به تعدادی اطاقک که در بیشتر موارد تعداد آنها به ۸ عدد می‌رسد تقسیم شده است. جریان خون به داخل قلب به‌وسیله روزنه‌های جانبی آن که در حد فاصل خانه‌ها قرار دارند انجام می‌گیرد.

[ویرایش] تولید مثل

در پروانه جنین به صورت رشد نیافته‌ای از تخم درمی‌آید و در ظاهر به کرم های حلقوی می‌ماند. این لاروها طی پوست اندازیهای متوالی رشد می‌کنند و سرانجام محفظه‌هایی در دیواره بدن پدید می‌آید و قرصک‌های شفیره‌ای آغاز به پیدایش می‌کنند. این دیسکها جوانه‌های درونی هستند که بعدها زائده‌های جانور بالغ مانند بالها، پاها و قطعات دهانی جدید از آنها حاصل می‌شوند. تغییر شکل لارو کرمی شکل به جانور بالغ در درون پیله انجام می‌شود. در این مرحله محفظه‌هایی که محتوی قرص‌های شفیره‌ای هستند باز می‌شوند و زواید بدن جانور بالغ کم‌کم ظاهر می‌شوند.

[ویرایش] انواع پروانه

میوهٔ اژدها، پرتقال، موز و گریپ‌فروت از غذاهای مورد علاقه پروانه‌ها هستند.

پروانه اطلسی
این حشره شب‌زی بزرگ‌ترین بالها را در میان گروه پروانه‌ها دارد. اما بدن او کوچک است و در حدود ۵ سانتیمتر طول دارد. بالهای جلویی نوع بالغ به سمت عقب خم شده و هر چهار بال او دارای طرحهای نیمه شفاف می‌باشند.

پروانه بلوطی

این پروانه درشت هیکل دارای شاخک های بسیار کوچکی است و تا به سن بلوغ نرسد، غذا نمی‌خورد. نرها و ماده‌ها از نظر اندازه و رنگ با همدیگر فرق دارند. نوع نر خیلی بزرگ‌تر از نوع ماده است. نوع ماده تا زمانی که نوع نر آن را پیدا کند و با او جفتگیری نماید، پرواز نمی‌کند.

پروانه شطرنجی دم چلچله‌ای
این پروانه
استوایی که در همه جا پراکنده است، یک پرواز کننده قوی می‌باشد و احتمالاً برای پیدا کردن غذا مهاجرت می‌کند. پیله این پروانه به خوبی استتار شده و در صورت مورد تهدید قرار گرفتن، شاخ چنگالی شکل پشت سرشان را باد می‌کند. این شاخ بوی تنفر انگیز و بدی را در فضا منتشر می‌کند.

پروانه فینیقیه‌ای
نام دیگر این پروانه آپولوی کوچک می‌باشد. این پروانه در مناطق کوهستانی زندگی می‌کند و به ندرت درمناطق پایین‌تر دیده شده است. طرح روی بالهای این پروانه متغیر است بالهای او بسیار نازک بوده و دارای
پولک های ظریفی می‌باشند که نیمه شفاف به نظر می‌آید. پروانه فینیقیه در مقابل سرما بسیار مقاوم است و با وجود آن فقط در فصل تابستان فعال است.

پروانه کوچک پستچی
این پروانه استوایی در حاشیه جنگلها زندگی می‌کند و از شهد گل ساعتی تغذیه می‌کند. گونه این پروانه دارای ۳۰ رنگ مختلف بوده و با لرزاندن بالهای خود پرندگان مزاحم را از خود دور می‌کند

[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 23:31 ] [ اطلس ایران وجهان ]

پشه

 
پشه
پشه آنوفل (Anopheles gambiae)
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: جانوران
شاخه: بندپایان
زیرشاخه: شش‌پایان
رده: حشرات
زیررده: بالداران
فرورده: نوبالان
بالاراسته: هام‌دگردیسان
راسته: دوبالان
زیرراسته: نخ‌سرونیان
فروراسته: پشه‌شکلان
بالاخانواده: پشه‌سانان
تیره: پشگان
جنس‌ها

متن را ببینید.

گونه‌گونی
۴۱ گونه

برای پشه به عنوان یکی از خال‌های ورق بازی گشنیز (ورق) را ببینید.

پَشه یک حشره است. این حشره از خون انسان و جانوران دیگر تغذیه و از راه تخم‌گذاری تولید مثل می‌کند. نیش برخی پشه‌ها ناقل بیماری‌ها است. تولید مثل پشه‌ها بسیار فراوان است . نام‌های دیگر قدیمی برای پشه در فارسی عبارت است از: موشه، سارخک. سارشک. سپیدپر. دَر. بُدّ و خموش.[۱]

[ویرایش] طبقه‌بندی

پشه از زیرشاخهٔ شِش‌پایان (Hexapoda)، زیرردهٔ بالداران (Pterygota)، بالاراستهٔ هام‌دگردیسان (Endopterygota)، زیرراستهٔ نخ‌سرونیان (Nematocera)، فروراستهٔ پشه‌شکلان (Culicomorpha)، بالاخانوادهٔ پشه‌سانان (Culicoidea)، خانوادهٔ پشگان (Culicidae) است.

[ویرایش] جستارهای وابسته

[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 23:30 ] [ اطلس ایران وجهان ]

جیرجیرک

 
جیرجیرک
The common black cricket, Gryllus assimilis
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: جانوران
شاخه: بندپایان
رده: حشرات
راسته: راست‌بالان[۱]
زیرراسته: شمشیری‌ها
بالاخانواده: Grylloidea
تیره: جیرجیرک‌ها
Bolívar٬ ۱۸۷۸
Subfamilies

See Taxonomy section

جیرجیرک حشره‌ای است از تیره راست‌بالان رده آنسیفرا یا شمشیری‌ها (Ensifera) خانواده جیرجیرک‌ها (‎Gryllidae‏) [۱].

راست‌بالان حشراتی هستند که در حالت استراحت بال‌ها به صورت جمع نشده و مماس با سطح پشتی بدن قرار می‌گیرد این فرم بیشتر در حشرات ابتدایی دیده می‌شود نام راست بالان بدین جهت بر آنها گذاشته شده‌است. ملخ‌ها، سوسری‌ها، جیرجیرک‌ها، و آخوندک‌ها (البته امروزه بیشتر این گروه‌ها به صورت جداگانه‌ای طبقه بندی می‌شوند)در این راسته قرار دارند. معمولاً شب فعالند. قطعات دهانی جونده هستند. بال‌های جلویی باریک و بال‌های عقبی نازک و تاشده در زیر بال‌های جلویی هستند. دارای دگردیسی ناقص هستند.اغلب همه چیز خوارند و یا زباله‌خوار[۲] می‌باشند و ۲۵ هزار گونه دارد. گونهٔ نر این حشرات برای جلب نظر ماده‌ها، با ایجاد اصطکاک بین بال‌های جلویی و یا بال به پاها و … ایجاد صدا می‌کند.

جیرجیرک آفریقایی

جیرجیرک‌ها خویشاوند ملخ‌ها هستند.آن‌ها می‌توانند به کمک پاهای عقبی بزرگشان به اندازهٔ چند برابر طول بدن خود بپرند.جیرجیرک‌ها معمولاً شب‌ها فعال‌اند.بعضی از آن‌ها مجراهایی حفر می‌کنند و تا زمانی که هوا روشن است در آن استراحت می‌کنند.بیش تر گونه‌های جیرجیرک برگ می‌خورند.اما بعضی از جیرجیرک‌های درختچه‌ای از حشره‌های دیگر تغذیه می‌کنند.[۳]

جیرجیرک‌ها مانند ملخ‌ها٬ آواز می‌خوانند.آن‌ها برای تولید صدا دندانه‌های شانه مانند یک بال خود را روی ناحیهٔ ضخیم بال دیگر می‌کشند.جلو بدن آن‌ها به صورت تشدیدگر عمل می‌کند و صدا بلندتر می شود.بعضی از جیرجیرک‌های گرمسیری به قدری بلند آواز می‌خوانند که می‌توان صدای آن‌ها را از فاصلهٔ ۱/۵ کیلومتری شنید.گوش جیرجیرک‌ها روی زانوهای جلویی آن‌ها قرار دارد

[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 23:29 ] [ اطلس ایران وجهان ]
دوستان از امروز  سعی میکنم به تک تک نظرات دوستان جواب دهم اگر نظر یا پیشنهادی دارید لطفا بیان نماید

                امید که بتوانم جوابگو باشم

[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 23:26 ] [ اطلس ایران وجهان ]

هوبره

هوبره
هوبره (حباری) در صحرای جبل حارم
وضعیت بقا
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: جانوران
شاخه: طنابداران
رده: پرندگان
راسته: درناسانان
تیره: هوبرگان
سرده: Chlamydotis
گونه: C. undulata
نام علمی
Chlamydotis undulata
(Jacquin, 1784)

هوبره ( (Houbara Bustard، از پرندگان بسیار‏‎ ‎زیبا و باشکوه کویرهاست‌‏‎.طول بدنش از نوک منقار تا انتهای‌‏‎‎ دم، حداکثر به ۶۵سانتی‌متر می‌رسد‏‎. نر و ماده ‏‎ شبیه هم هستند، ولی نرها حدود 10‏‎‎ درصد از ماده‌ها بزرگتر‏‎ می‌باشند‏‎. «هوبره نر» دارای دمی نسبتا بلند و بالهایی باریک در‏‎ ‎هنگام پرواز است.‏‎ دو رشته پرهای زینتی‌‏‎ سیاه و سفید در حاشیه گردن دارند ‏‎که‌‏‎ سیاهی‌‏‎ آنها در پشت گردن به خوبی مشخص است. «هوبره» عموما پرنده‌ای مهاجر است که در بیابانها و دشتهای نیمه بیابانی و خشک زندگی می‌کند و در دو فصل بهار و پاییز به سرزمینهایی بسیار دور دست مهاجرت می‌کند. این پرنده در مناطق جنوب غرب استان هرمزگان به آن چرز می‌گویند.

 

انواع هوبره [ویرایش]

در حدود ۳۲ نوع هوبره در دنیا وجود دارد، نسبت بزرگ آنان در قارهٔ آفریقا موجود است، که ۲۳ نوع در بر می‌گیرند. مشهورترین آنان (حُباره عربی) است بارنگ خاکی و خاکستری، اما «حباره آسیوی» (هوبره آسیوی) مایل به رنگ زرد وخاکی، و «هوبره آفریقایی» مایل به سیاه رنگ است. نر هوبره از ماده بزرگتر است، ودور گردنش از پر خاکستری پوشیده‌است، دو طرف گردنش با خط سیایی کشیده نمایان است. «هوبره» تکزیست وگاهی هم در مجموعات کوچکی زندگی می‌کند، أما هنگام تزاوج و جفت‌گیری و تخم گذاری جفت جفت دیده می‌شوند. ودر مسافاتی تا حدود ۵ کیلومتر انتشار می‌یابند. در شب پرواز می‌کنند، نیاز زیادی به آب ندارند، اما در عصرها در مناطقی که آب وجود دارد مانند (آبدان‌ها) وغدیر، وحوضچه‌های آبی به وضوح دیده می‌شوند. دشتهای اطراف شهرستان بستک بویژه دشت « صحرای خلوص » در فصل بهار میزبان «هوبره‌ها» هستند و مردم از نزدیک می‌توانند با این پرنده زیبا آشنایی بیشتری بیدا کنند.

مشخصات کلی [ویرایش]

پرنده حبارى در صحرای خلوص
هوبره
هوبره
هوبره

این پرنده از میش مرغ کوچکتر و از زنگوله‌بال بزرگتر است، از لحاظ ظاهری به بوقلمون ماده شباهت دارد، گردن و دم خرمائی رنگش دراز است، نر و ماده در تمام فصول از روی دسته پرهای سیاه و سفید بلندی که در طرفین گردن آنها آویزان است، کاکل کوتاه سیاه و سفید و چشم‌های درشت تشخیص داده می‌شوند .سطح پشتی این پرنده قهوه‌ای و خاکی کمرنگ، با خطوط مجدار فراوان، سطح شکمی آن سفید و ناحیه گلویش، خاکستری کمرنگ است . در پرواز پشت و پوشپرهای بال، به رنگ خاکی یکدست به‌نظر می‌آید، شاهپرهای سیاه بال دارای یک قسمت سفید رنگ در قاعده شاهپرهای نخستین می‌باشد ولی مقدار آن از سفیدی بالهای زنگوله بال و میش مرغ بسیار کمتر است . آهسته بال می‌زند، بالهایش دراز است . در پرنده‌های نر دو رشته پرهای زینتی‌‏‎ سیاه و سفید در حاشیه گردن دارند ‏‎که‌‏‎ سیاهی‌‏‎ آنها در پشت گردن به خوبی مشخص است. زمینه پر و بالشان خاکی رنگ است ‏‎که در زیر‏ ‎بالها کم و بیش سفید می‌شود. سر و تاجی با رگه‌های سیاه و سفید بر زمینه‌ای ‏‎خاکی رنگ‌‏‎ دارند و بالای دمشان خاکستری ‎با رگه‌های عرضی تیره‌تر است‌‏‎. نرهای‌‏‎ نابالغ شبیه ماده به نظر می‌رسند‏‎، اما پرهای زینتی‌‏‎ حاشیه گردن، أما در «ماده‌ها» کمتر است.‏‎

تغذیه [ویرایش]

معمولاً از راه خوردن حشرات تغذیه می‌کند. در زمستان و تابستان «هوبره‌ها»، گیاهان کوچک، حشرات، قورباغه‌ها، کرم‌ها، خزندگان را می‌خورند. همچنین دانه‌های میوه‌های خشک، عقرب، ملخ نیز می‌خورند.

زيستگاه هوبره در ايران [ویرایش]

اين پرنده زيبا در بخشهاي جنوبي استان يزد مثل شهرستان خاتم بسيار وجود دارد همچنين این پرنده در جنوب و جنوب شرقی ایران در بیابان های اطراف بندرعباس، لار.خنج و شمال و جنوب و جنوب شرق سیستان و بلوچستان یعنی اطراف روستاهای شهرستان کنارک ساکن شده و همچنین در مرکز ایران در صحرای ولدآباد و ابراهیم آباد در شرق تاکستان در جنوب قزوین هم دیده شده است. این پرنده نادر و کمیاب در مناطق شنی، تپه ماهورها، ریگزاهار و نواحی مرکزی با بوته های پراکنده، علف های کوتاه و حاشیه گندمزارها به سر می برد و این گونه آشیانه خود را بر روی زمین می سازد.مرجع حيات وحش ايران

شكارهوبره در ايران [ویرایش]

هوبره یکی از پرندگان نادر و ارزشمند حیات وحش کشورمان است که به عنوان گونه‌ای حمایت شده مورد حفاظت قرار می گیرد و در مقیاس جهانی به عنوان گونه‌ای آسیب‌پذیر در فهرست قرمز IUCN به ثبت رسیده است، متاسفانه علاقه شیوخ عرب به شکار هوبره سبب شده است هر ساله در فصل پاییز و همچنین فصل بهار که فصل تخمگذاری و جوجه‌آوری هوبره تعدادی از افراد سودجو و فرصت‌طلب که در قالب باندهای حرفه‌ای از سوی عرب‌ها تطمیع می شوند، عمدتاً از استان‌های جنوبی به زیستگاه‌های هوبره در نقاط مختلف کشور گسیل شوند و اقدام به زنده گیری و صید هوبره کنند. شکار هوبره با استفاده از تله مخصوص انجام میگیرد که این روش مستلزم قطع بیشمار بوته ها و درختچه های مناطق خشک بیابانی است. درختچه های تاغ که تنها پوشش غالب این مناطق است و فواید بیشماری هم برای محیط زیست و هم برای مردم دارد از بین میروند.مرجع حيات وحش ايران

[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 23:18 ] [ اطلس ایران وجهان ]

مرغ مینا

 
مرغ مینا
مینای بالی (Leucopsar rothschildi)
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: جانوران
شاخه: طنابداران
رده: پرندگان[۱]
راسته: گنجشک‌سانان[۲]
تیره: ساران[۳]

مرغ مینا پرنده‌ای کوچک است که قابلیت بسیار خوبی برای تقلید صدا دارد و این توانایی شگفت انگیز باعث شده‌است که آدمی از سالیان بسیار دور به پرورش و نگهداری از این پرنده علاقمند شود. تاریخ اهلی شدن آن چندان مشخص نیست اما به نظر می‌رسد که لا اقل سه هزار سال قبل این پرنده برای اولین بار در هندوستان اهلی شده باشد.

مینا پرنده‌ای از خانواده سار «استوماتیده» است که به دو صورت وحشی واهلی یافت می‌شود و دارای نژادهای مختلفی است که معروف‌ترین این نژادها مینای گوشواره‌ای و مینای معمولی است، نام این پرنده در زبان فارسی «مینا»، «مرغ مینا» و «مینای سخنگو» و «مرغ مقلد» است، در زبان عربی «المینه» ودر زبان انگلیسی Myna، Mynah، Mina، Mynas، Minah و در زبان فرانسوی و اسپانیایی به آن Martin و در زبان آلمانی به آن Beo و در زبان ترکی Mina است. نام «مینا» در حقیقت یک نام هندی است که ریشه‌ای سانسکریتی دارد و از زبان هندی به سایر زبان‌ها راه یافته‌است. گونه وحشی این پرنده در جنگل‌ها و دشت‌ها پراکنده‌است و گونه اهلی آن را می‌توان در بسیاری از خانه‌ها مشاهده کرد. مرغ مینا پرنده‌ای کاملاً اجتماعی و پر سر وصدا است که تا حدودی مانند سارها حالت تهاجمی دارد. اگر به هر دلیلی مورد آزار و اذیت قرار گیرد یا احساس خطر کند و به درختی نزدیک در حوالی لانه اش رفته، صداهای بسیار بلند و ناهنجاری را به معنای اعتراض از خود در می‌آورد. آن‌ها خود را سریعاً با محیط وشرایط اطراف شان تطبیق می‌دهند. بیشتر اجتماع آن‌ها در زمین‌های بایر واطراف باغ‌ها می‌باشد.

زیستگاه [ویرایش]

زیستگاه مینای معمولی به طور طبیعی در مناطقی از شرق افغانستان تا جنوب غربی چین واقع شده‌است. آن‌ها اغلب سرزمین‌های باز وکم درخت را برای زندگی ترجیح می‌دهند. اما در بعضی از موارد در میان تمدن شلوغ شهری هم مانند پارک‌ها، گلخانه‌ها و مزارعی که به دست انسان‌ها ساخته شده‌است دیده می‌شوند. این پرنده انسان را از وجود مار مطلع می‌سازد و با مشاهده این حیوان با سروصدای زیاد محل وجود مار را به انسان نشان می‌دهد.

مینا قادراست که واژه‌ها را تقلید کند و کلمات زیادی را حفظ کند، به همین علت در هندوستان و بسیاری از کشورهای دیگر آسیایی به عنوان پرنده‌ای اهلی و خانگی مورد استفاده قرار می‌گیرد. این پرنده در هندوستان رمز عشق به شمار می‌روند زیرا که در طول زندگی بسیار ازدواج می‌کنند و برخی از دلباختگان هندی برای به دست آوردن دل محبوبه خود مرغ مینایی را تهیه کرده و پس ازآموزش دادن چند کلمه محبت آمیز آن را به محبوبه خود پیشکش می‌کنند.

مرغ مینا
مرغ مینا

رده بندی علمی مینا [ویرایش]

خانواده ساران «Sturnidae» خانواده‌ای است که سه جنس مرغ مینا را در بر می‌گیرد و این جنس‌ها عبارتند از: جنس مینای گوشواره‌ای یا گراکولا Gracula (دوازده گونه)، جنس مینای معمولی یااکری دوتریس Acridotheres (هشت گونه) و بالاخره جنس مینای بالی یا لیکوپسار Leucopsar (یک گونه).

رنگ واندازه وشکل ظاهری مینا [ویرایش]

مینای معمولی سر و گردنی سیاه رنگ و پشت و سینه آن قهوه‌ای رنگ و در هنگام پرواز لبه‌های دم و زیر بال‌ها به رنگ سفید دیده می‌شوند. منقار و پاها و پوست پشت چشم‌ها به رنگ زرد است. رنگ پر مینای ماده همانند مینای نر است اما جثه کوچک تری دارد و رنگ پر و بال آن کم رنگ تر است. این پرنده برخلاف بسیاری از پرندگان به جای جهیدن بر روی زمین راه می‌روند. لکه‌های زرد موجود در پس سر مینای گوشواره‌ای در مینای معمولی دیده نمی‌شود و یا به صورت‌های دیگر و رنگ‌های دیگر ظاهر می‌شوند برای مثال در «مینای بانک» این لکه به رنگ پرتقالی است. لبه‌های دم پرنده در گونه مینای معمولی به رنگ سفید است و در مینای دمگاه سفید، رنگ پرهای اطراف دم پرنده نیز به رنگ سفید است.

مینای گوشواره‌ای: به طور کلی رنگ پر و بال تمام انواع مینای گوشواره‌ای سیاه متالیک است که در صورت تابش نور به رنگ‌های ارغوانی رنگین کمان، فیروزه‌ای و یا سبز تیره در می‌آیند. تمامی انواع مینای گوشواره‌ای، لکه‌های زردی در پشت و زیر چشم دارند که اندازه آن ازگونه‌ای به گونه دیگر متفاوت است و رنگ آن از زرد تیره تا زرد روشن متفاوت است، به این لکه‌ها «گوشواره» می‌گویند. تعداد این لکه‌ها معمولاً در پس سر دو عدد و در زیر چشم یک عدد می‌باشد و در برخی از گونه‌ها ممکن است که این لکه‌ها به یکدیگر متصل شده و لکه زرد بزرگی در پس سر پرنده تشکیل دهند.

نژادهای مینا [ویرایش]

در جهان بالغ بر بیست ویک گونه مینا وجود دارد که این گونه‌ها در سه جنس رده بندی شده‌اند و این سه جنس عبارتند از: جنس مینای گوشواره‌ای (شامل دوازده گونه)، جنس مینای معمولی (شامل هشت گونه) و جنس مینای بالی (شامل یک گونه). رنگ تمامی گونه‌ها به استثنای مینای بالی سیاه و تیره‌است و تنها مینای بالی به رنگ سفید است. در این جا به ترتیب گونه‌های مختلف مینا را شرح می‌دهیم:

  1. مینای گوشواره‌ای Hill Mynah
  2. مینای معمولی Common Mynah
  3. مینای بالی Bali Mynah

تغذیه مینا [ویرایش]

مینا پرنده‌ای همه چیز خوار است و در طبیعت بیشتر بر انواع میوه‌ها، دانه‌ها، حشرات و جانوران کوچک نظیر ملخ و پروانه تغذیه می‌کند و معمولاً با پرسه زدن روی زمین به دنبال غذا می‌گردد. برگ‌ها را زیر و رو می‌کند و سعی می‌کند کرم‌ها و حلزون‌های مخفی شده در زیر برگ‌ها را صید کند. البته علاوه بر میوه جات و دانه جات بر کرم خاکی، گل، شهد گل و فضله ماکیان نیز تغذیه می‌کند. از موش و قورباغه و مارمولک نمی‌ترسد و آن‌ها را شکار می‌کند و حتی در صورت لزوم به تخم سایر پرندگان نیز رحم نمی کند. گاهی اوقات نیز بر روی پشت گاوها می‌نشیند و سعی می‌کند که حشرات موجود بر روی آن و یا حشرات موجود در اطراف تغذیه نماید. مینا بر روی زمین‌های شخم زده نیز به دنبال حشراتی می‌گردد که براثر شخم زدن از زیر خاک بیرون آمده‌اند، به هرحال پرنده‌ای مفید به شمار می‌رود که می‌توان به راحتی از آن برعلیه آفات کشاورزی استفاده کرد.

تولید مثل مینا [ویرایش]

در شهر، مینای بالغ لانه خود را زیر لبه پشت بام می‌سازد و اما در بیرون شهرها معمولاً لانه خود را در سوراخ درخت‌ها می‌سازد و یا این که از لانه‌های قدیمی پرندگان دیگر استفاده می‌کند. لانه مینا از علف و شاخه‌های نازک همراه با تکه‌های کاغذ و غیره ساخته می‌شود. هردو والدین جوجه‌ها را بزرگ می‌کنند و لانه را نیز به کمک هم می‌سازند. قبل از تخمگذاری پرنده نر چنانچه کاکل داشته باشد کاکل خود را بر می‌افرازد و در معرض دید پرنده ماده می‌گذارد و منقار خود را بالا و پایین می‌برد و از خود صدای مخصوصی در می‌آورد و اقدام به تمیز کردن پر وبال پرنده ماده می‌کند و بدین گونه سعی می‌کند توجه پرنده ماده را به طرف خود جلب کند. البته گاهی نیز دیده شده که دو پرنده نر در کنار هم این رفتارها را از خود نشان داده‌اند. پرنده ماده نیز در قبال رفتارهای جنسی پرنده نر تحریک شده و به آرامی روی نشیمنگاه نشسته و با پایین آوردن بدن خود، پرنده نر را به جفتگیری دعوت می‌کند. جفتگیری چند ثانیه بیشتر به طول نمی‌کشد و ممکن است که پرنده نر چندین بار در یک روز جفتگیری کند اما در واقع برای بارور کردن یک خوشه تخم، فقط یک بار جفتگیری کافی است. پس از جفتگیری پرنده ماده خود را برای تخمگذاری آماده می‌کند

[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 23:18 ] [ اطلس ایران وجهان ]

لک‌لک

لک لک پرنده‌ای بزرگ، با پاها و گردن دراز و منقار بلند و راست می‌باشد که آهسته به پرواز در می‌آیند ودرحال پرواز پاها و گردن را کشیده و اندک رو به پائین نگه می‌دارند. آرام و کند راه می‌روند. نر وماده هم شکلند. روی درخت‌ها، صخره‌ها یا ساختمان‌ها آشیانه می‌سازند.

تغذیه [ویرایش]

از ماهی‌ها، دوزیستان، حلزون‌ها وغیره تغذیه می‌کنند.

لک‌لک سفید [ویرایش]

طول بدن ۱۰۰ سانتیمتر است. این پرنده به‌وسیله پر و بال سفید، شاهپرهای بالی سیاه براق، گردن دراز، منقار و پاهای دراز برنگ سرخ و روشن به آسانی تشخیص داده می‌شود. روی درخت‌ها وساختمان‌ها می‌نشیند ودر این حالت اغلب یک پای خود را جمع می‌کند. آرام وبا تأنی راه می‌رود. در پرواز آهسته بال می‌زند واغلب بالباز اوج می‌گیرد ودر ارتفاع زیاد پرواز می‌نماید. طرح بدن درحال پرواز با گردن دراز کشیده آن را از حواصیل، پلیکان و کرکس مشخص می‌کند. بصورت گله‌های نامنظم مهاجرت می‌کند. زود انس می‌گیرد.

لک‌لک سیاه [ویرایش]

لک‌لک سیاه بطول ۹۵ سانتیمتر پر وبالش سیاه براق است با جلای زرشکی و سبز و سطح شکمی سفید، منقار، دور چشم و پاهایش سرخ رنگ است. پرنده‌ای است تک زی ودیر انس به تنهائی یا دسته جمعی مهاجرت می‌کند.

لک لک ماداگاسکار [ویرایش]

لک لک ماداگاسکار به طول ۵۰ سانتی متر، بومی جنگل‌ها ماداگاسکار می‌باشد.

زیستگاه [ویرایش]

زیستگاه در تالاب‌ها و مناطق پر درخت و جنگلی و علفزارها بسر می‌برند.

پراکندگی [ویرایش]

لک‌لک سفید در تابستان فراوان اما لک‌لک سیاه به تعداد کم است.

پانویس‌ها [ویرایش]

[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 23:17 ] [ اطلس ایران وجهان ]

گنجشک

گنجشکان نیمکره‌شرقی
گنجشک خانگی
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: جانوران
شاخه: طنابداران
رده: پرندگان
راسته: گنجشک‌سانان[۱]
زیرراسته: مرغان آوازخوان[۲]
تیره: گنجشکیان[۳]
ایلیگر، ۱۸۱۱
سرده‌ها

Passer
Petronia
Carpospiza
Montifringilla

گُنْجــِشْکْ به پرندگان خانوادهٔ گنجشکیان گفته می‌شود که خود در راستهٔ گنجشک‌سانان می‌گنجند. گنجشک خانگی معروفترین گونهٔ گنجشک است که در تعداد بسیار زیاد در تمامی قاره‌های جهان و عمدتأ در مناطق شهری زندگی می‌کند. گنجشک‌ها را نزدیک‌ترین حیوان وحشی به انسان توصیف می‌کنند. گنجشک پرنده‌ای است کوچک با منقار کلفت و مخروطی و پاهای نسبتاً کوتاه که اغلب پر و بال رنگارنگ ندارد. گنجشکان بیشتر بصورت اجتماعی بسر می‌برند و بطور دست‌جمعی زاد و ولد می‌کنند. پروازی نیرومند دارند. در بیشتر گونه‌ها دودیسی جنسیتی (تفاوت نر و ماده) مشاهده می‌شودد. در سوراخ‌های درختان، شکاف دیوار و صخره‌ها لانه می‌سازند. بیشتر از دانه‌ها و مواد گیاهی و گاه جانوری تغذیه می‌کنند.

 

انواع گنجشک [ویرایش]

  • گنجشک معمولی.
  • گنجشک سینه‌سیاه.
  • گنجشک باغی.
  • گنجشک درختی.
  • گنجشک رودخانه‌ای.
  • گنجشک کویری.
  • گنجشک خاکی.
  • گنجشک گلوزرد.
  • گنجشک کوهی. برخی از انواع گنجشک هستند.

گنجشک معمولی [ویرایش]

گنجشک معمولی به طول ۱۴ تا ۱۵ سانتیمتر است. گنجشک نر تارک خاکستری پررنگ پس گردن بلوطی، گلوی سیاه، گونه‌ها وسطح شکمی سفید مایل به خاکستری است. در پرواز خط بالی کوتاه و نسبتاً واضح ودمگاه خاکستری دارد. پرنده ماده و نابالغ فاقد سیاهی گلو، در سطح پشتی قهوه‌ای تیره ودر سطح شکمی سفید چرک است.

زیستگاه [ویرایش]

زیستگاه مناطق مسکونی، کشاورزی، و بندرت دور از محل آدمی زندگی می‌کند. در سوراخها وپرچین‌ها، روی شاخه‌های درخت ودر مناطق مختلف لانه می‌سازد. گنجشک امروزه تقریباً در همه جای دنیا یافت می‌شود. بیشتر گنجشکان آوازی دلفریب وموزیکال دارند. اغلب گنجشکان لانه خودرا در بوته زارها وعلفزارها می‌سازند، اما نوعی گنجشک لانه اش را در جاهای بلندتری نسبت به گنجشکان دیگر می‌سازد. گاهی لانه را بر فراز درختان همیشه سبز تا ۸ متر ارتفاع می‌سازد. لانه آنها از خار و خاشاک و الیاف گیاهی، وگاهی از شاخه‌های کوچک درختان است.

موسم تخمگذاری [ویرایش]

موسم تخم گذاری و جفت‌گیری گنجشکها معمولاً از نیمه فصل بهار آغاز می‌شود و تا اواخر پائیز ادامه دارد. ماده از ۴ تا ۶ تخم سفید رنگ باعلائم سرخ ــ قهوه‌ای می‌گذارد. گنجشکانی که در نواحی معتدل بسر می‌برند گاه بافرا رسیدن پائیز و زمستان بسوی نواحی گرم مهاجرت می‌کنند

[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 23:17 ] [ اطلس ایران وجهان ]

غاز

 
پرش به: ناوبری, جستجو
غاز
پرواز غازها
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: جانوران
شاخه: طنابداران
رده: پرندگان
بالاراسته: Galloanserae
راسته: غازیان
تیره: مرغابی‌سانان
زیرخانواده: غازسانان
تبار: Anserini
سرده‌ها

Anser
Branta
متن را نیز ببینید.

غاز گونه‌ای از پرندگان است که متعلق به خانوادهٔ مرغابی‌سانان (Anatidae) هستند. خانواده مرغابی‌سانان شامل قوها می‌شود که تیره تر از غازها هستند.این نوع از غازها در زیرخانواده غازسانان (Anserinae) و به گروه آنسرینی (Anserini) تعلق دارند. تعدادی از مرغابی‌ها که از خانواده مرغابی‌های وحشی هستند به نام غاز معروفند.


 

توصیف [ویرایش]

غازها پرندگان نسبتا بزرگی هستند که حضورشان (حیاتشان) وابسته به آب است. نوع بیشتر غازها در اروپا، آسیا و آمریکای شمالی به طور جدی از نوع پرندگان وحشی و مهاجر هستند که برای گذراندن زمستان از شمال به جنوب می‌آیند. غازها قرنها در یک جا (بدون مهاجرت)زندگی می‌کردند.در مغرب (اروپا) غازها از خانواده گری‌لگ (Greylag) هستند اما در آسیا غازهای کمی (از نوع گرلگ) پرورش یافته‌اند.همه غازها اکثرا گیاه خوارند و می‌توانند آفت‌های گلوله‌های پشمی (کاه) که محصول زمینهای زراعتی است بخورند و یا در استخرها (آبگیر) و مناطق پر علف شهری ساکن می‌شوند.آنها همچنین در فرصتهای مناسب بی مهرگان را برای خودشان می‌گیرند و می‌خورند، غازهای محلی انواع غذا را امتحان می‌کنند. غازها معمولاً برای ادامه زندگی جفت گیری می‌کنند گرچه شمار کمی از غازها پس از جفت گیری از هم جدا می‌شوند. غازها گرایشی برای تخم گزاری و نگهداری از آنها دارند. همچنین غازها از آشیانه وجوجه غازها مراقبت می‌کنند که این کار باعث ادامه بقای آنها می‌شود.


خاستگاه و منشأ گونه‌های غاز اهلی: [ویرایش]

غازها از خانواده Anatidae و دسته Anser هستند و در تمام نقاط جهان دیده می‌شوند و جزء نخستین حیواناتی می‌باشند که اهلی شدند ( بعضی از متون، اهلی شدن غازها را مربوط به ۳۰۰۰ سال قبل در مصر می‌دانند) . غازها به راحتی با زندگی در شرایط آب و هوایی گرم و شرایط جوی سرد وفق پیدا کرده‌اند، حتی دیده شده‌است که بدون حفاظ و سرپناه، زمستان را پشت سر گذاشته‌اند، لذا این نکته می‌تواند دلیل اصلی پراکندگی غازها در نقاط مختلف جهان باشد . غازهای اهلی را در رنگها و شکلهای متفاوتی می‌توان یافت که از نظر جثه بسیار بزرگتر از اجداد وحشی خود هستند . دو گونه اصلی از غازهای وحشی وجود دارند : گروه اول که خاستگاهشان در اروپا است و از نسل غازهای وحشی اروپایی محسوب می‌شوند و به نام Anser anser شهرت دارند . گروه دوم خاستگاه آسیایی دارند و از نسل غازهای Swan (Anser cygnoides) می‌باشند . تلاقی بین غازهای اهلی که خاستگاهشان از این ۲ گونه غاز وحشی است، نتیجه بسیار مناسبی را در بر داشته‌است که در ائامه به آن می‌پردازیم . باید توجه داشت که در بسیاری از کشورها، غازهای اهلی از نظرژنتیکی بهبود یافته‌اند . از انواع غازهای اهلی که در مناطق آب و هوایی معتدل زندگی می‌کنند می‌توان از، غازهای کانادایی ( Branta canadansis) در امریکای شمالی، غازهای قو شکل امریکایی (Coscoroba coscoroba) در امریکای جنوبی نام برد و از انواع غازهای اهلی که در مناطق گرمسیری هستند می‌توان به، غازهای مصری (Alopochen aegyptiacus) در افریقا، غاز نِنی (Branta sandvicensis) در جزیره هاوایی، غازهای سر نواری (Anser Indicus) در هند و مرکز آسیا، غاز اسپور وینگد (Plectropectus gambensis) در افریقا و غاز سیاه و سفید (Anseranas semipalmata) در استرلیا و گینه نو اشاره نمود .

نژادهای اهلی غاز : [ویرایش]

Canada Geese (Branta canadensis) in flight.jpg
غاز کانادا (Branta canadensis)
Galuu goose.ogv
رفتار غاز
نوشتار اصلی: نژادهای غاز

نژادهای استاندارد شده‌ای که از غاز امروزه در ایالات متحده آمریکا وسایر نقاط دنیا وجود دارد، اغلب از نژاد وحشی خاکستری بوجود آمده‌است . نژادهای اقتصادی که امروزه در اغلب پرورشگاه‌های مخصوص غاز در دنیا وجود دارند عبارتند از :

۱ . نژاد تولوز Tuolouse : نژاد فرانسوی ومنسوب به شهر تولوز است و بیش از هر نژاد دیگر از نظر تولید گوشت مورد توجه قرار گرفته‌است زیرا دارای جثه بزرگ بوده واصلاح شده می‌باشد . وزن در غازهای نر بالغ در حدود ۷/۱۱ کیلوگرم ودر غازهای ماده بالغ در حدود ۹ کیلوگرم می‌رسد . بدن حجیم، پهن پایین افتاده وجمع وجور وتقریباً کم پر است .

۲ . نژاد امبدن Embden  : به این نژاد آمدن Emden نیز می‌گویند . این نژاد آلمانی است وابتدا در شهر برمن Bermen آلمان پرورش داده می‌شد وبه همین نام نامیده می‌شد، ولی چون اولین بار از شهر آمدن آلمان به انگلستان برده شد، از این رو به نام نژاد آمدن معروف گردید .نژاد مذکور یکی از نژادهای محبوب غاز است که از نظر تولید گوشت قابل توجه است زیرا دارای جثه‌ای بزرگ است ولی بدن مانند نژاد تولوز پایین افتاده وجمع وجور نیست . پر وبال‌ها نارنجی سایه دار می‌ باشد . رنگ منقار روشن تر از رنگ پاهاست ورنگ چشم‌ها آبی درخشان است .

۳ . نژاد چینی Chines : نژاد چینی از نظر وزن وجثه به پای دو نژاد تولوز وامبدن نمی‌رسد ولی از نظر شکل ظاهر کاملاً از دو نژاد دیگر متمایز است . بدن کاملاً مستقیم است وپاها وگردن نسبت به بدن تقریباً بلندتر می‌باشد . این نژاد یک برجستگی دگمه مانند در قاعده منقار دارد . از نظر رنگ دو نوع از این نژاد وجود دارد . یکی نوع قهوه‌ای ودیگری نوع سفید است .


۴ . نژاد آفریقائی African : یکی از نژادهای سنگین وزن غاز است که استاندارد شده‌است . این نژاد برای اولین بار در سال ۱۸۷۴ معرفی گردید ودر دو گونه قهوه‌ای ( یا خاکستری ) وسفید وجود دارد . این نژاد از نژاد چینی بوسیله بدن سنگین وگردن ستبر وکلفت خود متمایز می‌گردد . دارای بدنی عمیق، طویل بوده وجناغ کشیده می‌باشد و بدن را تقریباً مستقیم نگه می‌دارد . پرنده‌های بالغ این نژاد دارای برجستگی دگمه مانند وبزرگی در انتهای بالای منقار می‌باشند . رنگ این دگمه ممکن است در اثر سرما ویا هنگام عصبانیت وآزار تغییر کند .

۵ . نژاد کانادائی Canada : نژادی بزرگ وزیبا با گردنی راست وبلند وسیاه ولکی سفید مانند کروات در زیر گلو است وبه همین دلیل « غاز کروات » نیز نامیده می‌شود . این غاز از غازهای وحشی آمریکای شمالی سرچشمه می‌گیرد که وزن آن از ۵/۱ کیلو تا ۶ کیلوگرم متغیر است . به علت وحشی بودن بهتر است آن‌ها را در محیط‌های بسته نگهداری کرد ویا این که به موقع پرهای آن‌ها را قطع کرد . چنانچه مدت مدیدی نگهداری شود به خوبی اهلی وخانگی می‌شود .

۶ . نژاد سبواستوپول Sevastopol  :غازی سفید با جثه متوسط است که به خاطر پرهای بلند فر دار معروف است وپرهای مذکور تمامی بدن پرنده را می‌پوشاند . وزن غاز نر آن در حدود ۵ تا ۶ کیلوگرم ووزن غاز ماده آن در حدود ۴ تا ۵ کیلوگرم است . منقار وساق پا به رنگ نارنجی وچشم‌ها به رنگ آبی روشن است . منشأ این نژاد قاره اروپا ودر امتداد رودخانه دانوب ودر اطراف دریای سیاه می‌باشد .

۷ . نژاد زرد آمریکایی American Buff  : این نژاد جزو نژادهای متوسط الجثه می‌باشد وغاز نر آن در حدود ۸ کیلوگرم وغاز ماده در حدود ۷ کیلوگرم وزن دارند . چشمان آن به رنگ فندقی تیره ورنگ منقار وساق پا وپنجه‌ها نارنجی است .

۸ . نژاد زرد بریکون Brecon Buff : این نژاد در سال ۱۹۳۰ میلادی در ایالت ولز انگلستان به وجود آمد واولین نژاد از نژادهای زرد بود که استاندارد گردید . این نژاد جزو نژادهای متوسط غاز بوده وساق پای آن صورتی رنگ است وپنجه پا ومنقار وچشم به رنگ قهوه‌ای است .

۹ . نژاد فرانکونیان Frankonian : نژادی کهن وآلمانی است که از بخش شمالی ایالت باواریا Bavaria آمده‌است ونژادی کوچک است که وزن آن در حدود ۴ تا ۶ کیلوگرم است وروش نگهداری آن بسیار ساده وآسان است . معمولاً به دو گونه قهوه‌ای وآبی روشن دیده می‌شود و گونه آبی روشن آن آخیراً به وسیله موسسه استاندارد آلمان پذیرفته شده‌است .

۱۰ . نژاد لینی Leine  : این نژاد در نزدیکی اولدنبرگ Oldenburg آلمان به وجود آمده‌است واز نژادهای متوسط الجثه بوده که به خوبی چرا می‌کنند ومی تواند در مسافت‌های طولانی به چرا بپردازد . اندامی عمودی وقائم دارد وناحیه خلفی بدن را مستقیم نگه می‌دارد، معمولاً به دو رنگ سفید وخاکستری دیده می‌شود . وزن غاز نر در حدود ۷ کیلوگرم ووزن غاز ماده در حدود ۵ تا ۶ کیلوگرم است . این نژاد توجه کافی به جوجه‌های خود مبذول می‌کند .

۱۱. نژاد لیپی گانز Lippeganse : نژادی آلمانی وبسیار نادر است که اطلاعات چندانی در مورد آن موجود نیست . معمولاً به رنگ سفید است و منقار آن نوک تیز وصورتی رنگ است .

۱۲. نژاد نرماندی Normandy : این نژاد متعلق به منطقه نرماندی فرانسه می‌باشد واز مشخصات ممیزه آن امکان تفکیک نر وماده از روی رنگ می‌باشد، به طوری که غاز نر همیشه سفید رنگ است، در حالی که غاز ماده به رنگ سفید وخاکستری است . رنگ چشم‌های این نژاد همیشه آبی است . غاز نر در حدود ۵/۴ تا ۵/۵ کیلوگرم وغاز ماده در حدود ۴ تا ۵ کیلوگرم وزن دارد .

۱۳. نژاد سفید نروژی Norwegian White : این نژاد نروژی به منظور تامین گوشت مناسب به وجود آمده‌است . غاز نر در حدود ۹ کیلوگرم وزن دارد، در حالی که وزن غاز ماده در حدود ۸ کیلوگرم است . متاسفانه این نژاد امروزه در نروژ بسیار کمیاب شده‌است . نژادی مقاوم، دلیر وخودکفاست . غاز ماده مادر خوبی برای جوجه‌های خود می‌باشد وقادر است که سالیانه در حدود ۱۰۰ عدد تخم بگذارد، البته به شرطی که مجبور نباشد بر روی تخم‌ها بخوابد .

۱۴. نژاد مهاجر Pilgrim : این نژاد را نیز می‌توان از روی رنگ تعیین جنسیت کرد، به طوری که غازهای نر همگی به رنگ سفید وبا چشم‌های آبی می‌باشند، اما غاز ماده به رنگ خاکستری بالکه سفید بر روی سر وچشم قهوه‌ای می‌باشند . منقار وپاها در هردوجنس نارنجی است . جوجه یک روزه نر، زرد یا نقره‌ای با منقاری روشن است، در حالی که جوجه یک روزه ماده خاکستری سبز فام با منقاری تیره‌است .

تولید مثل غاز : [ویرایش]

تخمگذاری در غازها در اوائل پاییز شروع می‌شود . برای جمع آوری تخم غاز مخصوص جوجه کشی باید غازهای تخمی را مورد انتخاب قرار داد وبهترین آن‌ها را از نظر وزن وتعداد تخم وسلامت بدن وبنیه انتخاب نمود . معمولاً با این منظور غازهائی را انتخاب می‌کنند که دارای وزن متوسط هستند . از چند ماه قبل از جمع آوری تخم جوجه کشی، غاز نر وماده را برای جفت گیری بین هم رها می‌کنند . تشخیص جنسیت در غازها به خصوص در غازهای جوان مشکل است غازهای نر معمولاً بزرگ تر ووحشی تر از غازهای ماده هستند . غازهای ماده دارای طبعی ملایم وآرام بوده وکم وبیش ترسو به نظر می‌رسند . غازهای نر اغلب وحشی وجنجو می‌باشند وحتی بعضی اوقات بدون هیچگونه دلیلی به اطفال وپرندگان دیگر حمله می‌کنند . غازنر دارای صدائی بلند است درحالی که غاز ماده دارای صدای بم ووحشی می‌باشد . گردن غاز نر بلند تر از غاز ماده بوده وحجیم تر می‌باشد . اگر جمع آوری تخم جوجه کشی در بهار انجام گیرد باید از پاییز غازهای نر وماده را بین هم انداخت معمولاً جفتگیری بین غازها در تمام مدت سال انجام می‌گیرد .


تغذیه غاز  : [ویرایش]

غاز می‌تواند سریع‌ترین میزان رشد را در بین تمام گونه‌های طیور اهلی داشته باشد . اما محدودیت عمده‌ای که از گسترش پرورش آن در سطح تجاری جلوگیری می‌کند، بدون شک کیفیت لاشه می‌باشد . همانند اکثر پرندگان آبزی، غازها نیز به ذخیره چربی مستعد هستند . همچنین ثابت شده‌است که قسمت عمده‌ای از این رشد سریع به واسطه افزایش میزان پوست، پرها وچربی می‌باشد

[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 23:17 ] [ اطلس ایران وجهان ]

عقاب

 

عقاب یکی از بزرگ‌ترین و نیرومندترین پرندگان جهان است. عقابها منظری مغرور و ترسناک و قدرت شکارگری بسیار دارند. برخی از عقابها حین پرواز شکار خود را صید می‌کنند. عقاب طلائی را گاه سلطان پرندگان گفته‌اند. عقابها سخت از خطر، مخصوصاً انسان گریزان هستند وبندرت به آدمی حمله می‌کنند. عقاب توانائی بلند کردن یک آدم کوچک اندام را دارد.

مشخصات [ویرایش]

عقاب معمولاً از ۷۶ تا ۸۹ سانتی متر از نوک منقار تا انتهای دم طول، و از ۳ تا ۶ کیلوگرم جرم و بال‌هایش حدود دو متر بلندی دارد.

سر عقاب بزرگ و پوشیده از پر است. چشمانی درشت دارد که هریک از آن‌ها در یک طرف سرش قرار دارد. از قدرت بینائی فراوان بهره‌مند می‌باشد. عقاب‌ها می‌توانند از فراز آسمانها شکار خود را ببینند واز نقاط بلند همچون صاعقه بر سر شکار نگون بخت فرود آیند. منقار نیرومند وتندی دارند. منقار عقاب طلائی به پنج سانتی متر می‌رسد. برخی از عقابها منقاری بزرگ‌تر دارند.

رنگ و بال و طول و شکل عقابها از منطقه تا منطقهٔ دیگر اختلاف دارد به طوری‌که در عقابهای آسیائی و اوروپائی وآمریکائی تفاوت آن نمایان است. عقابها پاهایی نیرومند و به رنگ زرد و روشن دارند. عقابها برای درهم شکستن شکار خود از منقار و چنگال پاهای خود استفاده می‌کنند. پاهای عقاب طلائی پوشیده از پر (ریش) است، اما قسمت پائین پاها بدون پر می‌باشد.

محل زندگی [ویرایش]

عقابها در علفزار و جنگل‌های زمین‌های پست و بر فراز کوه‌های بلند و ناهموار و در نقاط دوردست و تقریباً دست نخورده توسط انسان زندگی می‌کنند.

با پرها و بالهای بلند، عقاب می‌تواند به آسانی پرواز وشکار خود را از زمین بلند کند. عقاب گاه، با بالهای خود به شکار ضربه می‌زند. اما نمی‌تواند با بال‌هایش بجنگد. عقاب هنگام جنگ از منقار و پاهای نیرومند خود استفاده می‌کند، بیشتر عقابها قهوه‌ای رنگ و یا سیاه رنگ هستند. جوجه عقابها تا سن بلوغ خود که چهار سال طول می کشد پر و بال کامل ندارند.

سّن عقاب [ویرایش]

عقابها معمولاً از ۲۵ تا ۳۵ سال تقریباً عمر می‌کنند، البته گاه تا ۴۵ سال و حتی بیشتر هم عمر کرده‌اند. قلمرو عقاب از پنجاه تا ۱۷۰ کیلومتر مربع پیش بینی کرده‌اند. آشیانه عقاب‌ها بیشتر بر فراز بلندی‌ها، بالای درختان بلند و شکاف صخره‌ها و کوه‌های مرتفع و پرتگاه‌ها می‌باشد.

نماد عقاب در ملل مختلف [ویرایش]

  • یکی از سمبل های ملی ایالات متحده امریکا که در لوگوی وزارت خانه های مختلف آن نیز دیده میشوند.
  • روی کت نیروهای نظامی آلبانی یک عقاب سیاه دو سر وجود دارد.
  • بر روی لباس نظامی نیروهای ارمنستان یک عقاب و شیر طلایی وجود دارد.
  • روی لباس نظامی نیروهای اتریش یک عقاب سیاه وجود دارد.
  • روی کت نیروهای نظامی مصر یک عقاب طلایی که به سمت چپ نگاه می‌کند وجود دارد.
  • همچنین روی لباس فرم نظامی بسیاری از کشورها از جمله مکزیک، اردن، عراق، اندونزی، نیجریه، نیروی هوایی پاکستان، فیلیپین، پاناما، روسیه، رومانی، صربستان، سوریه نیز عقاب وجود دارد.
  • عقاب دوسر نماد امپراتوری بیزانس بود.
  • پرچم سلطنتی هخامنشیان منقش به عقاب بود[۴].

جستارهای وابسته [ویرایش]

نگارخانه [ویرایش]

[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 23:17 ] [ اطلس ایران وجهان ]

فلامینگو

 
فلامینگو
محدوده زمانی: ائوسن[۱] - امروزه
یک فلامینگوی آمریکایی[۲] (سمت چپ) به همراه یک فلامینگوی شیلیایی[۳]
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: جانوران
شاخه: طنابداران
رده: پرندگان
فرورده: نوآروارگان[۴]
راسته: آتش‌مرغ‌سانان[۵]
Fürbringer, 1888
تیره: Phoenicopteridae
Bonaparte, 1831
سرده: Phoenicopterus
Linnaeus, 1758

فلامینگو یا مُرغ آتشی پرنده‌ای است از راستهٔ آتش‌مرغ‌سانان.

فلامینگو پرنده‌ای است با پاهای دراز و منقاری منحنی و گردنی بلند خمیده، آبچر بابدنی بسیار کشیده و پر و بالی به رنگهای سفید و صورتی است.
در پروازها باها و گردنش کشیده و قدری پائین تر از سطح بدن قرار می‌کیرد. بالهایش ترکیب زیبائی از رنگهای سرخ و سیاه است. پرنده نابالغ قهوه‌ای مایل به خاکستری چرک است. فلامینگو به آرامی راه می‌رود ودر حالیکه سر ومنقار خودرا در آب کم عمق فرو برده تغذیه می‌کند. فلامینکو از ۹۰/۰ تا ۵/۱ متر بلندی دارد. بیشتر فلامینگوها حلزون وگیاهان آبی را می‌خورند. این پرندگان یصورت دست جمعی و در دسته‌های چند هزارتایی زندگی می‌کنند.

 

گونه‌ها [ویرایش]

گونه منطقه جغرافیایی
فلامینگوی بزرگتر
(P. roseus)
دنیای قدیم بخش‌های از آفریقا, جنوب اروپا و جنوب و جنوب غرب آسیا
فلامینگوی کوچکتر
(P. minor)
آفریقا تا شمال غرب هند
فلامینگوی شیلیایی
(P. chilensis)
دنیای جدید جنوب آمریکایی جنوبی.
فلامینگوی جیمز
(P. jamesi)
ارتفاعات آند در پرو، شیلی، بولیوی و آرژانتین
فلامینگوی آندی
(P. andinus)
ارتفاعات آند در پرو، شیلی، بولیوی و آرژانتین
فلامینگوی آمریکایی
(P. ruber)
کارائیب و گالاپاگوس.

جفتگیری [ویرایش]

سالی یکبار جفتگیری می‌کند. ولانه‌ای گلین برای تخمگذاری می‌سازد. بیشتر فلامینگوهای ماده یک تخم در سوراخ لانه می‌گذارند ونر و ماده هردو به نوبت روی تخم می‌خوابند. پس از سی روز جوجه از تخم بیرون می‌آید. جوجه فلامینگو بعد از ۵ روز لانه را ترک می‌گوید وبه گروه فلامینگوهای جوجه می‌پیوندد. اما برای تغذیه به لانه‌ای که درآن تولد یافته و پدر ومادر برایش خوراک آماده کرده‌اند باز می‌گردد. بعد از دوهفته خود به جستجوی خوراک می‌پردازد. فلامینگو در محیط طبیعی از ۱۵ تا ۲۰ سال زندگی می‌کند. بیشتر پرنده‌شناسان فلامینگوها را به چهار گونه تقسیم کرده فلامینگوهای بزرگ در آفریقا، جنوب آسیا و اروبا و جنوب آمریکای جنوبی و هند غربی زندکی می‌کنند. فلامینگوهای کوچک در دره بزرگ نشستی کنیا و تانگانیکا در آفریقا به سر می‌برند. فلامینگوهای دیگر دو گونه هستند. گونه کمیاب فلامینگوهای آندی وجیمس می‌باشند که در کرانهٔ دریاجه‌های بلند کوههای آند در آمریکای جنوبی به سر می‌برند. فلامینگوهای وحشی روزگاری در فلوریدای جنوبی می‌زیستند، اما مردم آنها را به خاطر برهای زیبایشان کشتند.

زیستگاه [ویرایش]

مردابهای ساحلی کم عمق. مانداب‌های حاصل طغیان دریاچه‌ها، لجن‌زارها و غیره به سر می‌برند.

تغذیه [ویرایش]

رژیم غذایی فلامینگو سخت پوستی به نام آرتمیا می‌باشد.

پراکندگی در ایران [ویرایش]

در دریاچهٔ ارومیه و در تابستان در فارس به سر می‌برند وممکن است در خوزستان زاد و ولد کنند

[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 23:17 ] [ اطلس ایران وجهان ]

هدهد

هدهد
وضعیت بقا
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: جانوران
شاخه: طنابداران
رده: پرندگان
راسته: سبزقباسانان
تیره: هدهدیان
سرده: Upupa
گونه: U. epops
نام علمی
Upupa epops
لینه، ۱۷۵۸
نارنجی=لانه‌سازی، سبز=تمام سال، آبی=زمستان‌گذرانی

هُدهُد یا شانه‌بسَر (Upupa epops) پرنده‌ای از راستهٔ سبزقباسانان است. این گونه تنها بازمانده از خانوادهٔ زیستی خود هدهدیان (Upupidae) است. هدهد غول‌پیکر گونهٔ بومی جزیرهٔ سنت هلن منقرض شده‌است. برخی نیز هدهد ماداگاسکار زیرگونهٔ بومی ماداگاسکار هدهد را گونه‌ای مستقل می‌دانند.

 

نام [ویرایش]

این پرنده نام‌های مختلفی در زبان فارسی دارد. هدهد و شانه به‌سر دو نام اصلی اویند که اولی به صدای وی و دیگری به کاکل شانه‌مانند روی سرش اشاره دارد. پوپک نام دیگری است که آن هم از آواز این پرنده گرفته شده و مرغ سلیمان هم نامی ست که به نقش وی در ماجرای پیام‌بری او از سلیمان به بلقیس ملکهٔ سبا اشاره دارد.

زیستگاه [ویرایش]

زیستگاه این پرنده در آسیا، اروپا، شمال آفریقا، آفریقای جنوب صحرا و ماداگاسکار است. بیشتر هدهدهای شمال آسیا و اروپا در زمستان به نواحی گرمسیری مهاجرت می‌کنند، اما هدهدهای آفریقایی تمام طول سال را در یک جا می‌مانند. این پرنده به‌طور سرگردان در بسیاری از نواحی دیگر دنیا از جمله در آلاسکا هم مشاهده شده‌است.

زیستگاه هدهد بایستی دو ویژگی اصلی را داشته باشد؛ وجود زمین‌های بایر یا با پوشش گیاهی اندک که بتواند در آن‌ها به دنبال حشرات، غذای اصلیش، بگردد و و وجود اجسام عمودی دارای شکاف (مثل درخت‌ها، صخره‌ها و حتی دیوار) که بتواند در آن لانه‌سازی کند. این دو ویژگی در بسیاری از زیست‌بوم‌ها دیده می‌شود، در نتیجه هدهدها در زیستگاه‌های مختلف و متفاوتی مانند مناطق گرمسیری، استپ‌های جنگلی، ساوانا، علفزار و فضاهای خالی درون جنگل‌ها زندگی می‌کنند و در زمین‌های تغییریافته توسط انسان‌ها همچون مراتع، زمین‌های کشاورزی، باغ‌ها و حتی نواحی شهری هم دیده می‌شوند. اما در زمین‌های شدیدأ زراعتی کمتر دیده می‌شوند در جنوب اروپا و آسیا هم شکار عامل دیگر کاهش جمعیت آن‌ها در نواحی نزدیک به سکونت انسان‌هاست.

مشخصات [ویرایش]

هدهدی در هند

اندازه هدهد ۲۵ تا ۲۹ سانتی‌متر است، طول بالهایش به ۴۴ تا ۴۸ سانتی‌متر می‌رسد. این پرنده سیاه و سفید و صورتی در واقع یکی از بی اشتباه‌ترین پرنده‌ها است مخصوصا پرواز نا منظم این پرنده بی نظیر است. می‌توان به آن عنوان یک پروانه غول‌پیکر را اعطا کرد. کاکل شانه‌مانند این پرنده بیشتر اوقات بسته است.

این پرنده سر و بدن قهوه‌ای مایل به صورتی کم رنگ، دم و بالها با راه راه عرضی پهن سیاه و سفید، کاکل بلند با پرهای بلند نوک سیاه و منقار دراز و خمیده دارد.

هدهد ماده در هنگام لانه سازی و پرورش جوجه‌ها از انتهای بدنش ترشحات بد بویی خارج می‌شود و موجب می‌شود تا بوی بسیار بدی از لانه بیاید. این بو شکارچیان این جانور و انگل‌ها را فراری می‌دهد و خصوصیات ضدمیکروبی نیز دارد. این ترشحات با خروج جوجه‌ها از لانه متوقف می‌شود. این درحالی‌ست که اکثر مردم بر این تصورند که بوی بد به علت مدفوع این حیوان است.

هدهد پرنده‌ای است که بیشتر روی زمین و در فضای باز تغذیه می‌کند، پروازش کند و موجی‌ست، توام با باز و بسته کردن آهسته بالهاست.

تشخیص این پرنده خیلی آسان است، نر و ماده همشکل هستند، نشانه‌های تشخیص آن عبارت است از سر وبدن حنایی کمرنگ دم وبالها را راهراه عرضی پهن سیاه وسفید. کاکُل بلند (تاجی قشنگ) بر سر دارد. باپرهای بلند نوک سیاه، ومنقار دراز خمیده، بیشتر روی زمین ودر فضای باز تغذیه می‌کند. پروازی کند وموجی وهمراه با باز و بسته کردن آهسته بالهاست. در زمین‌های باز و پردرخت دیده می‌شود.

زیستگاه [ویرایش]

زمستان در فضای‌های بازتر و بوته زار می‌گذارند. در سوراخهای کهن و گاهی در خرابه آشیانه می‌سازد. در تابستان فراوان است. و در پشت رودخانه و گاهی هم در باغ‌ها زیاد دیده می‌شود.

هدهد در ادبیات و باور مردم [ویرایش]

هدهد.jpg
  • داستان هدهد قاصد پیغمبر سلیمان در قرآن مشهور است. هدهد نامه سلیمان پیغمبر را به " ملکه بلقیس " در مملکت سبا رسانید. ملکه بلقیس به اعیان دربار خود گفت یک نامه گرامی به پیش من انداخته شده است واین نامه از طرف سلیمان است. بلقیس خط را خوانده مشاورین واهل دربار خودرا جمع کرده گفت که "این خط بیک طریق عجیب وغریب از طرف یک پادشاه بسیار ارجمند (سلیمان) به من رسیده است. این نامه بنام "خدای بخشنده مهربان" آغاز شده است. گمان نمی‌رود که چنین نامه مختصر وجامع وباعظمت را در دنیا کسی نوشته باشد مطلب این بود که در مقابل من نبردآزمائی سودی ندارد، خیر شما در این است که اسلام را قبول کنید. این داستان مشهور است در قرآن کریم.
  • در افسانه‌های یونان ترِاوس (پسر آرس همسر پرونس ) ترِاوس به خواهر همسر خود فیلوملا علاقمند می‌شود، و پس از اینکه با او رابطه برقرار نمود زبان او را قطع می‌کند تا حرفی نزند، و به همسرش پرونس می‌گوید که خواهرش مرده است، فیلوملا مخفیانه بر روی پرده‌ای به خواهر خود نامه می‌نویسد و گناه و جرم ترِاوس را فاش می‌کند، در مقابل پرونس ایتیس فرزندی که از ترِاوس داشته را می‌کشد و گوشتش را به عنوان غذا به همسر خود ترِاوس می‌دهد و وقتی ترِاوس متوجه می‌شود سعی می‌کند هر دو خواهر را بکشد اما هر سه توسط خدای خدایان به پرنده تبدیل می‌شوند ترِاوس هدهد می‌شود، پرونس بلبل (مرغ هزار دستان) می‌شود که هر روز صبح برای غم از دست دادن پسرش آواز می خواند فیلوملا پرستو می‌شود و از آنجایی که زبان نداشته است نمی‌توانسته آواز بخواند و صدای لرزان پرستو به خاطر این می‌باشد
[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 23:16 ] [ اطلس ایران وجهان ]
قو   قو قوهای گنگ طبقه‌بندی علمی فرمانرو: جانوران شاخه: طنابداران رده: پرندگان راسته: غازسانان تیره: مرغابی‌سانان زیرخانواده: غازان تبار: قو
Cygnusبشتاین، ۱۸۰۳ گونه‌ها ۶-۷ گونه زنده، متن را ببینید.
قو پرنده‌ای از خانواده اردکیان، که غازها و اردک‌ها را نیز در بر می‌گیرد، است و دارای جثه بزرگتری نسبت به دیگر اعضای این خانواده‌است. این پرنده از بزرگ‌ترین و زیباترین پرندگان آبزی جهان است. قوها در بیشتر مناطق نیمکره شمالی یافت می‌شوند. در قاره استرالیا و آمریکای جنوبی نیز دو نژاد از این پرنده زندگی می‌کنند. در دیدگاه همگانی این پرنده بیشتر با رنگ سفید پرهایش به یاد آورده می‌شود، با این حال یک نژاد از قو دارای پرهای کامل سیاه‌است و یک نژاد دیگر دارای پرهای سیاه بر گردن. قوها مانند دیگر اعضای خانواده اردکیان گیاهخوار هستند و در طول زندگی به طور معمول تک‌همسر هستند. این پرندگان در حالت کلی آرام هستند و تنها در صورت نزدیک شدن مهاجمان در هنگام نگهداری از جوجه‌هایشان به شدت خشن می‌شوند. به دلیل وفاداری زوج‌ها به هم در میان قوها، این پرنده در داستان‌ها و افسانه‌های اروپایی جایگاه ویژه‌ای دارد.   رده‌بندی و فرگشت [ویرایش] زیرخانواده غازان (Anserinae) شامل اردک‌های سوت‌زن، قوها، و غازها است.[۱] نخستین رده‌بندی مربوط به قوها و دیگر اعضای خانواده اردک‌ها و غازها توسط لینه در سال ۱۷۵۸ و با انتشار نام ۳۵ گونه از جمله یک گونه از قو صورت گرفت.[۲] در طی ۲۴۰ سال پس از انتشار کتاب لینه با نام «سامانه طبیعی»[پانویس ۱]، پیشرفت‌های زیادی در رده‌بندی اردک‌ها، قوها، و غازها صورت گرفت و دقیق‌ترین این رده‌بندی‌ها در طول دهه ۱۹۹۰ و با کمک دانش‌های سنگواره‌شناسی و بررسی دی‌ان‌ای صورت گرفتند. با این حال تفاوت‌های بسیار در زمینه نام‌گذاری گونه‌ها و تیره‌هایشان از سوی آرایه‌شناسان و پرنده‌شناسان باعث شده‌است که رده‌بندی‌ای یکتا برای این جانوران پدید نیاید.[۳] جوجه قوی سیاه در ناحیه یورک، انگلستان سنگواره‌های برجای مانده از خانواده غازیان نقش بنیادین در پی بردن به چگونگی فرگشت این جانوران داشته‌اند و از آنجا که این پرندگان در مناطق آبخیزی زندگی می‌کردند که در آن‌ها احتمال آنکه لاشه پس از مرگ به میان گل و لای فرو رود زیاد بوده، اطلاعات مناسبی درباره روند فرگشتی اعضای این خانواده در دست هستند.[۴] کهن‌ترین سنگواره‌های یافت‌شده از زیرخانواده غازان به دوره اولیگوسن (۳۲ تا ۲۳ میلیون سال پیش) باز می‌گردند.[۵] سنگواره‌های قوهایی چون قوی سوت‌زن مربوط به دوره‌های پلیستوسن و هولوسن در آمریکای شمالی پیدا شده‌اند.[۶] بررسی‌ها نشان می‌دهند که قو در اروپا و اوراسیای غربی در دوره میوسن تکامل یافت و تا دوره پلیوسن در همه نیمکره شمالی پراکنده شد. اینکه گونه‌های ساکن در نیمکره جنوبی در چه زمانی از گونه‌های شمالی جدا گشتند مشخص نیست. قوی گنگ به دلیل ظاهر آن و پراکندگی‌اش، به ویژه در مناطقی که در طی واپسین عصر یخبندان زندگی ناپذیر بودند، همچنین همانندی زیادش به قوی سیاه از انواع جدیدتر این گونه به شمار می‌آید.[۷] توصیف ظاهری [ویرایش] تصویری از سر یک قوی گنگ. قوها از لحاظ بدنی بزرگ جثه ترین عضو خانواده اردکیان هستند و جزو بزرگترین پرندگان دارای توانایی پرواز به شمار می‌آیند. جثه قوهای گنگ، ترومپت‌زن وفریادکش می‌تواند به ۵/۱ متر طول و ۱۵ کیلوگرم وزن برسد. طول بال‌های بازشده آنان نیز به ۳ متر می‌رسد. در مقایسه با غازها، قوها اندازه بزرگتری دارند و دارای پاهای بزرگتر و گردن درازتر اند.[۸] پوشش پر روی بدن هر دو جنس نر و ماده یک شکل است، با این حال نرها از لحاظ جثه و وزن بزرگتر از ماده‌ها هستند. نژادهای قوی ساکن در نیمکره شمالی دارای پوشش پر کامل سفید اند ولی نژادهایی که در نیمکره جنوبی زندگی می‌کنند دارای پرهای مختلط سفید و سیاه بر بدن خود هستند. قوی سیاه استرالیایی دارای پرهای کامل سیاه‌است به استثنای شاهپرهایش که سفید رنگ اند. قوی گردن سیاه ساکن آمریکای جنوبی نیز دارای بدنی به رنگ سفید و گردنی سیاه رنگ است.[۹] پاهای قو در حالت کلی به رنگ خاکستری است، به استثنای گونهٔ قوی ساکن آمریکای جنوبی که پاهای صورتی دارد. رنگ نوک نیز تغییر پذیر است: چهار نژاد قوی ساکن در بخش‌های نزدیک قطب شمال نوک‌های سیاه با معدود موارد زرد دارند و دیگر گونه‌ها دارای نوک‌های قرمز و سیاه هستند.[۱۰] با اینکه در حالت کلی پرندگان دندان ندارند قوها در این باره استثنا شمرده می‌شوند. ردیف شیارهای کوچک روی منقار به آن‌ها توانایی گرفتن و خوردن جانوران آبزی ریز را می‌دهد. دم قوها نقش هدایت‌کننده هوایی آن‌ها را بازی می‌کند و در هنگام پرواز به کمکشان می‌آید. شکل دوکی‌شکل دم باعث می‌شود که قوها بتوانند تعادل خود در هوا را حفظ کرده و به سادگی در آن تغییر جهت دهند.[۱۱] پراکندگی [ویرایش] قوها به گونهٔ معمول در نواحی معتدل زمین زندگی می‌کنند و به ندرت در مناطق گرمسیری پیدا می‌شوند. چهار نژاد قو در نیمکره شمالی، یک نژاد در استرالیا و نیوزلند و یک نژاد در آمریکای جنوبی یافت می‌شوند. قوها در بخش‌های گرمسیری آسیا، آمریکای مرکزی، بخش‌های شمالی آمریکای جنوبی و نیز کل آفریقا دیده نمی‌شوند.[۸] در میان نژادهای این پرنده چندین نژاد مهاجر هستند. قوی گنگ در اروپای غربی مهاجرت پاره‌ای دارد حال آنکه مهاجرت کامل خود را میان اروپای شرقی و آسیا انجام می‌دهد.[۱۲] قوهای فریادزن و توندرا نیز مهاجرت کننده هستند. همچنین قوی سیاه مهاجرت خود را در میان بخش‌های شرقی و غربی قاره استرالیا انجام می‌دهد.[۱۳] قوها همچنین به عنوان پرندگان آبزی در بسیاری از باغ‌ها و باغ‌وحش‌های سراسر جهان نگهداری می‌شوند؛ در ایران باغ پرندگان شهر اصفهان از جمله مکان‌هایی است که دو گونه قوی گنگ و سیاه را در خود جای داده‌است.[۱۴] تغذیه [ویرایش] قوها درون آب و روی زمین تغذیه می‌کنند. غذای این پرندگان را بیشتر ریشه، برگ، و جوانه‌های گیاهان آبی تشکیل می‌دهد. در سال‌های اخیر قوها تمایل بیشتری به تغذیه از کشتزارهای گندم، سیب‌زمینی، و چغندر قند کاشته شده توسط انسان‌ها پیدا کرده‌اند.[۱۵] آن‌ها تقریبا به گونهٔ کامل گیاهخوار هستند، با این حال گاهی تعداد کمی از جانوران آبزی مانند ماهی‌های ریز هم طعمه آن‌ها می‌شوند.[۱۶] پروتئین نقش مهمی در تامین انرژی قوها بازی نمی‌کند و آن‌ها برای به دست آوردن انرژی به ذخیره کربوهیدرات‌ها و چربی می‌پردازند.[۱۷] کربوهیدرات که به صورت گلیکوژن در کبد و بافت‌های ماهیچه‌ای ذخیره می‌شود سریع‌ترین منبع انرژی برای قوها است اما به سرعت به پایان می‌رسد و می‌تواند قو را در مدت ۲ روز بی دسترسی به غذا از پای درآورد. از این رو قوها و دیگر wildfowl بیشتر ذخیره انرژی‌شان را به صورت چربی ذخیره می‌کنند که برای آن‌ها دو برابر پروتثین انرژی تولید می‌کند.[۱۸] این پرنده در سال میزان بسیار زیادی از گیاهان روییده در زیر آب را می‌خورد و به دلیل اهمیت این گیاهان برای زندگی دیگر گونه‌ها می‌تواند عاملی تهدید کننده برای طبیعت باشد. برای نمونه، طبق برآورد سازمان ماهی‌ها و حیات وحش ایالات متحده قوهای گنگ ۱۲ درصد کل گیاهان زیرآبی خلیج چساپیک، واقع در میان دو ایالت ویرجینیا و مریلند، را مصرف می‌کنند.[۱۹][۲۰] رفتار [ویرایش] قوها تک‌همسر هستند، در دو سالگی زوج انتخاب می‌کنند و زوج شدن میان آن‌ها می‌تواند تا سال‌ها، و گاه تا پایان عمر، ادامه پیدا کند. دانشمندان دلایل گوناگونی برای چرایی ایجاد تک‌همسری در میان غازها و قوها عنوان کرده‌اند. یکی از این دلایل آن است که قوی نر با ماندن در کنار شریکش می‌تواند اطمینان حاصل کند که قوی ماده مواد غذایی/چربی مورد نیاز برای فصل جفت‌گیری را به دست خواهد آورد و نر می‌تواند بچه‌های تندرستی از ژن خود داشته باشد.[۲۱] قوهایی که چندین سال با هم سر می‌کنند روحیه همکاری بیشتری با هم خواهند داشت و این احتمال به ثمر رسیدن بهتر جوجه‌ها را بالا می‌برد. از دیگر دلایل تک‌همسری در میان قوها همچنین می توان به این نکته اشاره کرد که به دلیل آنکه قوها اغلب مهاجرت می‌کنند و این مهاجرت انرژی بسیار زیادی از آن‌ها می‌برد، آن‌ها نیاز به این دارند تا در فصل‌های مشخصی از سال و در مدت زمان کم میزان غذای زیادی دریافت کنند. اینکه ماده‌ای بتواند نری را در همه طول سال در کنار خود داشته باشد این امکان را به او می‌دهد که با افزایش سلطه[پانویس ۲] خود، زمین‌های پر غذای بیشتری را در اختیار داشته باشند و ساده تر به تغذیه و ذخیره کردن مواد غذایی بپردازند.[۲۲] بررسی‌ها نشان می‌دهند که میزان وفاداری به همسر در میان قوها و غازها ۹۲ تا ۱۰۰ درصد همه جفت‌شدن‌ها است.[۲۳] با این حال جدایی نیز در میان آن‌ها دیده می‌شود که گاهی در نتیجهٔ ناکامی در تخم‌گذاری پدید می‌آید.[۲۴] در میان قوهای کوچک هیچ موردی از «جدایی» زوج‌ها دیده نشده‌است و نرخ جدایی در میان قوهای فریادکش و گنگ به ترتیب ۰٫۷ درصد و ۵٫۸ درصد است.[۲۵] رفتارهای همجنس‌گرایانه و تراجنس‌گرایانه نیز در میان قوها، به ویژه قوی گنگ و قوی سیاه، دیده می‌شود.[۲۶] طول عمر قوها می‌تواند به بیش از بیست سال برسد.[۲۷] آن‌ها پس از انتخاب همسر در مناطق باتلاقی قلمرویی برای آشیانه خود تعیین می‌کنند، وهر گاه نیاز باشد پرنده نر به دفاع از آن می‌پردازد. قوها تخم‌های خود را در لانه‌ای به طول تقریبی یک متر روی خشکی و در کنار آب می‌سازند. ماده ۴ تا ۶ تخم سفید رنگ می‌گذارد وبه تنهایی روی آن می‌خوابد تا جوجه‌ها به دنیا بیایند. بر خلاف اردک‌ها و غازها، جنس نر به جنس ماده در ساختن آشیانه کمک می‌کند. همچنین قوهای نر در نگهداری از تخم‌ها و پرورش جوجه‌ها به جفت خود کمک می‌کنند.[۲۸] نژادهای قو [ویرایش] نژادهای قو شامل گونه‌های زیر است: قوی گنگ با نام علمی Cygnus olor قوی ترومپت‌زن با نام علمی Cygnus buccinator قوی فریاد کش با نام علمی Cygnus cygnus قوی توندرا با نام علمی Cygnus columbianus قوی سوت‌زن با نام علمی Cygnus columbianus columbianus قوی کوچک با نام علمی Cygnus columbianus Bewickii قوی سیاه با نام علمی Cygnus atratus قوی گردن سیاه با نام علمی Cygnus melanocorypha قوی گنگ [ویرایش] قوی گنگ خشمگین قوهای گنگ از جمله بزرگ‌جثه‌ترین قوها هستند. طول بدنشان میان ۱٫۴۵ تا ۱٫۶ متر است، طول بال‌های باز شده آن‌ها به ۲ متر می‌رسد، و رنگ همه پرهایش سفید است.[۲۹] جثه قوی گنگ به اندازه قوی فریادکش ولی بزرگ تر از قوی کوچک است و نشانه تشخیص آن از هر دوی آن‌ها، منقار نارنجی با قاعده برآمده و سیاه می‌باشد.[۷] منقار پرندهٔ نر اندکی بزرگ‌تر از منقار پرندهٔ ماده‌است و هر دو زایده‌ای سیاه‌رنگ و گوشتی در جلوی چشم‌ها و بالای نوک دارند. جوجه‌ها به رنگ قهوه‌ای نقره‌ای هستند با زیربدن سفید و نوک سیاه. قوهای جوان دارای رنگ خاکستری-قهوه‌ای محو هستند که در پایان سال یکم زندگی به سفیدی خواهد گرایید. نوک آن‌ها با گذشت زمان صورتی‌تر می‌شود تا آنکه به سیاهی گراید.[۳۰] نام 'گنگ' به این دلیل به این گونه داده شده‌است که از دیگر نژادهای قو کمتر صدا تولید می‌کند.[۳۱] قوهای بالغ توانایی تولید فش‌فش‌ها و خرخرهایی، به ویژه در هنگام جفت‌گیری، را دارند و فش‌فش کردنشان به ویژه در هنگامی که به دلیل پاسداری از کودکانشان خشن می‌شوند، بلند است. آن‌ها به شدت از قلمرو خود دفاع می‌کنند و از ورود قوهای دیگر به محدوده‌شان با تعقیب کردن آن‌ها، کتک زدنشان با بال، یا نوک زدن و کندن پرهای مهاجم جلوگیری می‌کنند. به طور میانگین، این قوها در هر جفت‌گیری ۶ تخم می‌گذارند و ۳۶ روز روی آن‌ها می‌خوابند. گرم کردن تخم‌ها بر دوش ماده‌است ولی قوی نر نیز در صورتی که ماده در کنار لانه نباشد بر روی آشیانه می‌نشیند.[۳۲] قوی گنگ گستره وسیعی از مناطق آبی را که شامل آبگیرها، دریاچه‌ها و زمین‌های مرطوب آب شیرین یا شور می‌شوند برای زندگی بر می‌گزیند و آشیانه خود را، با میانگین شش تخم در هر آشیانه، بر پا می‌سازد. زمان خوابیدن والدین بر روی تخم‌ها ۳۵ روز است و در این هنگام بسیار پرخاشگر می‌شوند.[۲۰] این گونه از قوها جز در فصل جفتگیری همیشه به صورت دسته جمعی زندگی می‌کنند و گاهی به صورت گروه‌هایی با جمعیت به نسبت بسیار بالا دیده می‌شوند. قوهای گنگ پرجمعیت‌ترین قوهای روی زمین هستند و تعداد آن‌ها در غرب و مرکز آسیا تا دریای مازندران به ۲۵۰٬۰۰۰ عدد می‌رسد.[۳۱] قوهای گنگ بومی اوراسیا هستند و در میانه قرن ۱۹ام میلادی توسط انسان به مناطق شمالی قاره آمریکا برده شدند. در قاره آسیا، آن‌ها در مناطق شمالی و مرکزی روسیه تخم‌گذاری می‌کنند و به مناطق کرانه‌ای جنوب ایران مهاجرت می‌کنند. همچنین مناطق شمال‌غربی ایران و آذربایجان از مکان‌های اقامت دایم این پرندگان هستند.[۳۳] جمعیت این گونه در مناطق غربی میانی ایالات متحده پیوسته در حال افزایش است.[۲۹] قوی گنگ در اروپا به صورت شبه‌اهلی‌شده[پانویس ۳] به خاطر گوشت و پرهایش پرورش داده می‌شد و برای جلوگیری از پروازشان، پیش از بدست آوردن توانایی پرواز شاه‌بال آن‌ها کوتاه می‌شد. این روش برای نزدیک به یک هزاره در انگلستان اجرا می‌شد و هیچ کس در اروپا تا آغاز سده پیشین صدای بال زدنشان را نشنیده بود.[۳۴] برای بهره‌گیری از گوشت این پرندگان، قوهای جوان را از والدینشان جدا می‌کردند و پس از آنکه مدتی را صرف چاق کردنشان در یک برکهٔ جداگانه می‌کردند، خوراک‌های پادشاهی از گوشت بریان آن‌ها تهیه می‌کردند. هیچ جشنی در سده‌های میانی در انگلستان بی وجود یک یا دو قوی سرخ کرده معنا پیدا نمی‌کرد و در جشن‌های بزرگ گاه تا ۴۰۰ قوی بریان نیز آماده می‌شد.[۳۵] قوی گنگ پرنده ملی غیررسمی کشور دانمارک است و در سال ۱۹۲۶ در این کشور جانوری حفاظت‌شده نامیده شد.[۳۶] قوی ترومپت‌زن [ویرایش] قوی ترومپت زن در انتاریو، کانادا این نوع قو، بزرگ‌ترین پرنده آبزی جهان است و وزن جنس نر آن به ۱۲٫۷ و جنس ماده آن به ۱۰ کیلوگرم می‌رسد. اندازه تخم‌های این پرنده گاه به ۱۲٫۶ سانتی‌متر می‌رسد.[۳۷] نوک این پرنده همانند یک زاویه هندسی است و به دلیل وجود پرهای سیاه بر بخشی از صورت، این تصور القا می‌شود که تا چشم ادامه می‌یابد. دو جنس نر و ماده شبیه هم هستند. رنگ پاها سیاه‌است و در نمونه‌های لیوسیستی بالغ، فاصله میان چشم و نوک به رنگ زرد روشن یا زیتونی درمی‌آید با پاهایی زرد.[۳۸] این قوها صدایی عمیق و شیپورمانند تولید می‌کنند که نام «ترومپت‌زن» از همان گرفته شده. صداهای تولیدی در شرایط گوناگون فرق می‌کنند؛ فریادهای بلند با دهان باز هنگامی ادا می‌شوند که قو رفتار پرخاشگرانه دارد و یا فریاد پیروزی به نمایش می‌گذارد، صداهای از بینی اما برای روابط میان یک جفت به کار می‌روند.[۳۹] قوی ترومپت زن در مناطق شمالی، چمنزارها و پارک‌های طبیعی سرتاسر کانادا و آمریکا، از جیمزبای تا رشته‌کوه‌های راکی و در جنوب از میسوری تا وایومینگ، پراکنده‌اند. در کانادا این پرنده در مناطق مرکزی آلبرتا، ساسکاچوان، مانیتوبا و در طول سواحل جیمزبای انتاریو تا استان کبک زندگی می‌کند.[۴۰] این پرندگان در هنگام تخم‌گذاری به شدت از قلمروشان پاسداری می‌کنند و در این هنگام به انسان‌ها نیز حمله می‌کنند. آن‌ها در هر بار ۴ تا ۶ تخم می‌گذارند و ماده، و بسیار کمتر نر، برای ۳۲ تا ۳۸ روز روی تخم‌ها می‌خوابد.[۴۱] در آغاز دهه ۱۹۰۰ میلادی، قوهای ترومپت‌زن تقریباً رو به انقراض بودند چرا که تعداد زیادی از این پرندگان برای بهره‌گیری از پر و گوشتشان شکار می‌شدند. کاهش فزاینده تعداد آنان باعث شد که مناطق لانه گزینی آنان، به ویژه در مناطق جنوبی، به شدت رو به کاهش گذارد به گونه‌ای که در سال ۱۹۳۰ تنها منطقه شناخته شدهٔ لانه سازی آنان پارک ملی وایومینگ بود و تنها چند گله پراکنده از این پرنده نیز در آلبرتا، آلاسکا و مونتانا وجود داشتند.[۴۲] با این حال اکنون جمعیت این گونه قو در ایالات متحده در حال افزایش است،[۴۳] سرشماری‌های مربوط به سال ۲۰۰۰ میلادی بیش از ۲۳٬۰۰۰ قوی ترومپت‌زن در آمریکای شمالی را شمارش کردند.[۳۹] قوی فریادکش [ویرایش]قو سر یک قوی فریادکش این پرنده ۱۴۰ تا ۱۶۵ سانتی‌متر طول دارد و از لحاظ جثه به اندازه قوی گنگ اما از لحاظ چهره همانند قوی کوچک است، با این تفاوت که گردن و منقارش بزرگ‌تر و زردی روی منقارش بیشتر است. منقار این پرنده دارای قاعده زردرنگ است و سر منقار به رنگ سیاه. این نوع قو به علت نداشتن برآمدگی روی پیشانی به راحتی از گونه‌های دیگری چون قوی گنگ تشخیص‌پذیر است. گردن را راست نگه می‌دارد و در پایین گردن خمیدگی ویژه‌ای دارد. آواز تولیدی توسط آن پرطنین‌تر از قوی کوچک است.[۴۴] بدن این قو حالتی مربع شکل دارد. پروازش آرام و بی صداست، اما مانند قوی گنگ بال زدن محکمی دارد. پرنده نابالغ و جوان، همانند قوی کوچک نابالغ است با این تفاوت که سر و گردنش بزرگ تر است. در نخستین زمستان، بیشتر پرندگان جوان همراه پرندگان بالغ اند. این پرنده بیشتر زندگی خود را صرف شنا کردن بر آب و پیدا کردن غذا می‌کند چرا که پاهایش توانایی نگه داشتن بدن برای زمان طولانی را ندارند.[۴۵] این نوع قو در کشورهای ایسلند، نروژ، سوئد، فنلاند، روسیه، سیبری، کانادا، آلاسکا، و نیز جزایر ژاپن و برخی از نواحی آسیای مرکزی زندگی می‌کند. این پرندگان در زمستان به سوی مناطق جنوبی کوچ کرده و عازم مناطق غرب ومرکز اروپا واطراف دریای سیاه، رشته‌کوه‌های آرال، دریای خزر، انگلیس، شمال هند، چین و ژاپن می‌شوند.[۴۶] قوهایی که در زمستان به اسکاتلند کوچ می‌کنند در حوالی ماه اکتبر بدین منطقه می‌رسند و در طی ماه آوریل دوباره به ایسلند باز می‌گردند.[۴۷] قوهای فریادکش در اسارت با قوهای گنگ، سوت‌زن، کوچک، و ترومپت‌زن جفت‌گیری می‌کنند و فرزندان دورگه پدید می‌آورند. آن‌ها در حیات وحش نیز با قوهای گنگ آمیزش می‌کنند و در انگلستان و سوئد نمونه‌هایی از جفت‌شدن این دو گونه قو به همراه فرزندآوری دیده شده‌است.[۴۸] آن‌ها در هر بار جفت‌گیری ۲ تا ۷ (میانگین ۴ یا ۵) تخم می‌گذارند. همانند دیگر قوها، قوهای فریادکش به شدت از قلمروشان دفاع می‌کنند و این حالت تا هنگامی که جوجه‌هایشان به سن جوانی برسند ادامه پیدا می‌کند. آن‌ها در زمستان‌ها بیشتر اجتماعی می‌شوند اما در برابر قوهای مزاحم و دیگر جانوران بالقوه مهاجم رفتار بسیار تهاجمی می‌گیرند. در این هنگام یک یا هر دو قو از یک جفت به دنبال جاندار مهاجم می‌روند. با آنکه این پرندگان تک‌همسر هستند، نرخ جدایی نزدیک به ۶ درصد در میانشان دیده شده‌است و بررسی‌ها نشان داده‌اند که شکست در به دنیا آوردن فرزند عامل تعیین کننده اصلی در این جدایی‌ها نبوده‌است و آن‌ها ممکن است به دلایلی نه صرفاً زایشی از هم جدا شوند.[۴۹] قوی توندرا [ویرایش] قوی توندرا (Cygnus columbianus) از جمله قوهایی است که دارای پرتعدادترین سنگواره‌های به جای مانده از دوران‌های پلیستوسن و هولوسن در مناطق آلاسکا تا کالیفرنیا و فلوریدا است.[۶] این گونه از قو دارای دو زیرگونه سوت‌زن (Cygnus columbianus columbianus) و کوچک (Cygnus columbianus Bewickii) است که هر دو در مناطق توندرایی آمریکای شمالی و مناطق شمالی و مرکزی کانادا زندگی می‌کند.[۵۰] قوی سوت‌زن [ویرایش] قوهای سوت‌زن دارای نوکی کوتاه و مانند نوک اردک است که به رنگ سیاه بوده و لکه‌ای زرد در قاعده آن دیده می‌شود؛ بخش زردرنگ نوک محدود به ناحیه کوچکی در جلوی چشم‌ها اغلب بالغ‌ها می‌شود که در قوهای جوان‌تر وجود ندارد، سیاهی منقار نیز تا نزدیک چشم ادامه می‌یابد اما دور تا دور چشم را فرا نمی‌گیرد. از لحاظ رنگ‌آمیزی بالغ‌ها و جوجه‌ها، این قو همانند دیگر گونه‌های قو است، همچنین تاکنون هیچ نمونه‌ای از لیوسیسم در آن‌ها گزارش نشده. طول آن‌ها ۱۲۰ تا ۱۵۰ سانتی‌متر است و اندکی از قوی کوچک بزرگ‌ترند. دلیل نامگذاری این قو به سوت‌زن اینست که در هنگام مهاجرت با به هم زدن بال‌های نیرومند خود صدایی مانند سوت تولید می‌کند و کسانی که تا کیلومترها در اطراف باشند می‌توانند این صدا را آشکارا بشنوند.[۵۱] این گونه از قو همانندی بسیاری به قوی فریادکش دارد ولی از لحاظ جثه کوچک‌تر است و در هنگام پرواز همانند غاز پرواز می‌کند.[۵۲] این پرنده ساق‌ها و پنجه‌های سیاهی دارد و همگی پرهای بدن آن سفید هستند. قوهای سوت‌زن تولید صدای بسیار دارند و این شامل ارتباط صدایی پدر و مادر با فرزندان، نوای پیروزی[پانویس ۴]، خوشامدگویی به دیگر قوها، در هنگام پرواز و پیش از آن می‌شود.[۵۱] قوهای سوت‌زن در مناطق توندرایی قطب شمال از شمال غربی کبک و شمال انتاریو، قلمروهای شمال‌غربی، یوکان تا آلاسکا با بیشترین تراکم در دلتای رودخانه‌ها تخم گذاری می‌کنند. در جزایر الوشن و چوکوتکا میان این قوها و قوی کوچک جفت‌گیری صورت می‌گیرد. در هنگامی جز فصل جفت‌گیری و تخم‌گذاری، این پرنده‌ها به مناطق جنوبی‌تر مهاجرت می‌کنند. مناطق جنوبی ونکوور، ایالت واشنگتن، اورگن، نوادا، و یوتا در غرب ایالات متحده و کرانه‌های اقیانوس اطلس در نیو جرسی و کارولینای جنوبی در شرق از جمله مکان‌های اقامت‌گزینی این قوها هستند. جمعیت این قوها به تدریج در حال زیادتر شدن است و از دهه ۱۹۵۰ به این سو ۲ برابر شده‌است. سرشماری‌های مربوط به تعداد قوهای ساکن در شرق آمریکای شمالی در سال ۲۰۰۰ میلادی عدد ۱۰۰٬۰۰۰ قو را برآورد می‌کنند.[۵۳] قوی کوچک [ویرایش] سر یک قوی کوچک نام علمی آن Cygnus Bewicki است و زیرگونه‌ای مستقل از قوی توندرا است.[۵۴] نام این گونه از نام توماس بیویک، پرنده شناس و نقاش انگلیسی، گرفته شده‌است.[۵۵] این پرنده ۱۲۲ سانتی متر طول دارد. از قوهای دیگر کوچک تر است و گردن و منقاری کوتاه تر دارد. لکه‌های بخش زرد منقار رقیق تر بوده و گسترش کمتری دارند. پرنده بالغ همانند قوی فریاد کش است، با این تفاوت که زردی منقارش در قاعده، کمتر از قوی فریاد کش است و از قوی گنگ، به واسطه رنگ منقار و کوچکی جثه‌اش متمایز است.[۵۶] گردنش را راست نگه می‌دارد و صدایش بسیار آرام است. پرنده نابالغ، همانند قوی فریادکش است و منقارش صورتی مایل به بنفش، بی قاعدهٔ سیاه رنگ. بال زدنش از قوی گنگ سریع تر است و بیشتر همانند غازها پرواز می‌کند.[۵۷] صدای این قو مانند قوی فریاد کش است و هنگام پرواز و حرکت روی آب با آهنگی دلنشین به گوش می‌رسد و گاهی از فاصله دور مانند عوعو کردن سگ شنیده می‌شود.[۵۸] این پرنده بومی مناطق شمالی روسیه، از دلتای کانین تا دلتای لینا بوده و زمستان‌ها را در شمال ژاپن، جزایر انگلستان، شمال اروپا، دانمارک وایرلند می‌گذراند ولانهٔ خود را به گونه معمول در جزایر کوچک در مصب رودخانه‌ها، دریاچه‌ها و نزدیک آبگیرهای توندرا می‌سازد. به صورت مهاجر زمستانی، در شمال ایران و ترکیه، عراق، شمال غربی عربستان سعودی و عمان نیز دیده می‌شود.[۲۸] این پرنده معمولن ۳ تا ۷ تخم می‌گذارد و قوی ماده به تنهایی و برای ۲۹ تا ۳۰ روز بر روی آن‌ها می‌خوابد.[۵۷] قوی سیاه [ویرایش] نوشتار اصلی: قوی سیاه قوی سیاه نام علمی این گونه قو Cygnus Atratus است. این گونه در استرالیا و تاسمانی یافت می‌شود و بعدها به نیوزلند و انگلستان در قاره اروپا نیز وارد شد.[۵۹] قوی سیاه بیشتر در تالاب‌های جنوب استرالیا زندگی می‌کند و تمایلی به زندگی در مناطق شمالی ندارد. این نوع قو در گستره‌ای از جنوب شرقی تا جنوب غربی استرالیا و جنوب شرقی تاسمانی دیده می‌شود. این پرنده در آغاز به عنوان جانور خانگی وارد اروپا شد ولی اکنون می‌توان آن را به صورت وحشی نیز در این قاره پیدا کرد. تعداد این نوع قو در مناطقی از استرالیا از جمله نیوساوت ولز به هزاران عدد می‌رسد.[۶۰] قوی سیاه در دریاچه‌ها، رودخانه‌ها و باتلاق‌های آب شور زندگی می‌کند و ترجیح می‌دهد که در جاهایی که گیاهان آبزی به فراوانی یافت می‌شوند زندگی کند و در هنگام خشکسالی نیز به ناچار به کشتزارهای موجود در زمین‌های خشک روی می‌آورد.[۶۱] قوی گردن سیاه [ویرایش] قوی گردن سیاه نام علمی آن Cygnus Melanocorypha است. بلندی این پرنده ۱۱۳ تا ۱۳۷ سانتی متر و وزن آن میان ۴ تا ۷ کیلوگرم است و در آمریکای جنوبی زندگی می‌کند.[۶۲] قوی گردن سیاه کوچک‌ترین نوع قو در جهان است، همچنین تنها گونه‌ای از قو است که رنگ بدن آن کامل سفید است و تنها رنگ گردن آن مشکی است و خطوط سفیدی در اطراف چشم دارد. قوی گردن سیاه منقاری خاکستری رنگ دارد که در نزدیکی قاعده آن زائده‌ای سرخ رنگ قرار گرفته‌است. جنس نر آن معمولن بزرگتر از جنس ماده‌است. قوهای جوان به رنگ خاکستری روشن با منقار و پاهای مشکی می‌باشند و در سال‌های بعد رنگ بدن آن‌ها به رنگ سفید در می‌آید. به دلیل آنکه جمعیت این پرنده در سال‌های گذشته به نسبت ثابت مانده‌است و میزان زایش در وضعیت مطلوبی قرار دارد، این گونه کمینه نگرانی را در وضعیت بقا دارد.[۶۳] بیماری‌ها و عوامل مرگ [ویرایش] قوها می‌توانند قربانی بیماری‌های مشترک میان پرندگان، از جمله آنفلوآنزای پرندگان، شوند.[۶۴] همچنین دشمنان طبیعی آن‌ها را راکون، روباه، سمور آبی، کایوت و سگ‌ها تشکیل می‌دهند که با حمله به آشیانه در هنگام خلوت بودن، اقدام به خوردن و دزدیدن تخم‌ها و جوجه‌ها می‌کنند.[۲۰] با این حال عوامل دیگری از جمله عوامل زیر نیز باعث مرگ و میر آن‌ها می‌شوند: برخورد با خودروها و خطوط برق فشار قوی مسمومیت به خاطر تماس با آفت کش‌ها مرگ به دلیل مسمومیت با میزان بالایی از سرب: در این موارد قوها با خوردن ناآگاهانه وزنه‌های سربی قلاب ماهیگری، که برای سنگین شدن آن و پایین رفتنش در آب به کار برده می‌شوند، و یا زندگی در آبی که توسط پسماندهای حاصل از کاوش‌های معدنی آلوده شده باشد دچار مسمومیت می‌شوند. در یک بررسی انجام گرفته در سال ۱۹۹۴ میلادی، تعداد ۱۰٬۰۰۰ قوی کشته شده توسط این عامل در ۱۴ کشور جهان شناسایی شدند.[۶۵] در فرهنگ عامیانه [ویرایش] لدا و قو, نقاشی قرن ۱۶ام کپی شده از نقاشی اصلی اثر میکل آنژ (گالری ملی، لندن) قو در میان فرهنگ‌های گوناگون دارای نقش نمادین مهمی است و تصویر آن در پرچم‌های محلی و نشان‌های کشورهای گوناگون جهان دیده می‌شود. در داستان‌های عامیانه بومیان استرالیا درباره اینکه چگونه پیشینیان مردم نیونگار، مردم بومی ساکن در جنوب غربی استرالیا، از هیبت قوهایی سیاه به شکل انسان درآمدند سخن به میان آمده‌است.[۶۶] در میان مردم انگلستان باوری دیرین وجود دارد که همه قوها را جزو دارایی‌های پادشاه می‌داند. این باور پس از آنکه پارلمان این کشور در سال ۱۴۸۲ اجازه مالکیت بر قوهای ساکن در املاک را به زمین داران داد، شکل گرفت.[۱۶][۶۷] از قو در افسانه‌های یونان باستان نیز سخن به میان آورده شده‌است. در داستان لدا و قو، زئوس در هیبت یک قو بر لدا پدیدار شده و در کنار او می‌خوابد. در داستان‌های کودکان داستان جوجه اردک زشت نمایش‌دهندهٔ جوجه اردکی است که به دلیل زشتی و کم تحرک تر بودن نسبت به همسالان خود رانده می‌شود ولی پس از رانده شدن از گروه به بلوغ رسیده و زیبایی بی‌نظیر به دست می‌آورد. قو همچنین به دلیل وفاداری و عشق خود نسبت به جفتش دستمایه تعدادی از آثار هنری رمانتیک از جمله اپرای پارسیفال اثر ریچارد واگنر شده‌است. قوی سپید و قوی سیاه همچنین شخصیت‌های اصلی بالهٔ نامدار دریاچه قو اثر چایکوفسکی را تشکیل می‌دهند. در آیین هندو قو ابزار حرکت و جابجایی سرسوتی، ایزدبانوی آموزش، هنر، خنیاگری و رودخانه‌ها است. قوی نسشته در کنار او توانایی تشخیص شیر از آب را در مخلوطی از آن‌ها داراست؛ از این رو نماد درست‌آزمایی میان درست و نادرست و خوبی و بدی است.[۶۸]  
[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 21:58 ] [ اطلس ایران وجهان ]

قرقاول

 
قرقاول
قرقاول دورگهٔ بالغ، لهستان
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: جانوران
شاخه: طنابداران
رده: پرندگان
زیررده: نومرغان[۱]
فرورده: نوآروارگان[۲]
بالاراسته: Galloanserae
راسته: ماکیان‌سانان[۳]
تیره: قرقاولان[۴]
سرده: Phasianus
گونه: P. colchicus
نام علمی
Phasianus colchicus
لینه، ۱۷۵۸

قرقاوُل کلمه ای ترکی است و نام یک نوع پرنده می باشد. نام این پرنده در زبان فارسی کهن تَذَرو بوده است.

Phasianus colchicus

قرقاول پرنده‌ای است که به خاطر داشتن دم بلند و راه رفتن باشکوهش از سایر ماکیان متمایز می‌شود. این پرنده یکی از عجیب‌ترین پرندگان جهان است. در ۲ یا۳ هفته اول زندگی یک جفت پنجه روی هر بال این پرنده وجود دارد. قرقاول‌ها روی درختان زندگی می‌کنند و انواع بالغ از برگ‌های درختان، حشرات، تمشک، دانه‌ها و میوه‌های جنگلی تغذیه می‌کنند و افزایش و کاهش میوه‌های جنگلی و حشرات در جمعیت این پرنده موثر است. پس از خوردن یک غذای کامل، وزن آن‌ها آن‌قدر سنگین می‌شود، که پرواز برایشان بسیار دشوار می‌شود. قرقاول را در زبان انگلیسی Pheasant ودر زبان فرانسوی Faisan ودر زبان عربی « الفزان» و « طائر التدرج » گویند. این پرنده هنگام احساس خطر معمولاً پرواز نمی کند، بلکه به سرعت می دود و پنهان می شود. پروازش پرتوان و آغاز آن پرسر و صداست. در ارتفاع کم پرواز می‌کند و مدت پروازش معمولاً کوتاه است.

زیستگاه [ویرایش]

زیستگاه این پرنده در جنگل‌های مرطوب، بوته‌زارهای تمشک و درختان پهن‌برگ یا خزان‌کننده‌است که در زیر بوته‌های آن‌ها آشیانه می‌کند. قرقاولها وابستگی زیادی به جنگل‌های و بوته‌زارها دارند آنها معمولاً در جنگلها استراحت و در نقاط باز و کم‌درخت و کشتزارها به تغذیه می‌پردازند.

جنس نرو ماده [ویرایش]

جنس نرو ماده این پرنده کاملا با هم تفاوت دارندو رنگ پر آنها برحسب زیرگونه جنس و سن تغییر می‌کند. نرهای بالغ پروبال رنگین و پر زرق و برق و دمی دراز تر و سر و گردن آنها به رنگ سبز تیره براق است. در قرقاول‌های ماده رنگ پرها نخودی تیره با لکه‌های قهوه‌ای زیاد به رنگ محیط اطراف است که باعث می‌شود در دوران طولانی خوابیدن روی تخم‌ها و زمان پرورش جوجه‌ها از دید دشمنان پنهان بماند. در جنس نر سروگردن غالبا به قرقاولهای نابالغ از لحاظ دم شبیه به کبک و دارای دمهای کوتاه هستند و از این لحاظ بایستی آنها را با کبک‌ها حتی زمانی که همراه قرقاولهای بالغ دیده می‌شوند تشخیص داد.


این پرنده سالانه ‪ ۱۲‬تخم در اواسط اردیبهشت ماه به جا می‌گذارد و مدت نشستن روی تخم‌ها نیز حدود ‪۲۰‬ روز است.

شکل ظاهری قرقاول [ویرایش]

قرقاول نظیر مرغ وخروس وانواع بوقلمون جزو ماکیان تقسیم بندی شده و به این ترتیب از نظر مشخصات ظاهری وفیزیولوژیکی کم وبیش تمام خصوصیات گروه ماکیان را دارند. قد پرنده به اندازه مرغ وخروس معمولی بوده ولی پرهای دم در قرقاول رشد بسیار زیادی کرده، به طوری که در برخی از نژادها، طول دم به۵/۱ متر می رسد وبدین گونه درازای پرنده از سر تا دم به دو متر هم می رسد. ارتفاع قرقاول‌ها از ۵۰ تا ۱۰۰ سانتی متر است. بلندی پرهای دم را در هنگام پرواز می توان به خوبی تشخیص داد زیرا که در این موقع دم وضعیت خاص ومشخصی را به خود می گیرد. وزن قرقاول‌های بالغ بین دو تا سه کیلوگرم است وتنها در یکی از نژادها که به غول قرقاول یا آرگوس معروف است وزن پرنده به پنج تا شش کیلوگرم می رسد. رنگ پر وبال پرنده در نرها رنگین ودر ماده‌ها خاکستری مایل به قهوه ای است. سر پرنده کوچک بوده ودارای منقاری کوتاه وخمیده می باشد. سوراخ بینی ظریف بوده وبه وسیله پرهای رنگین پوشیده شده است. پاها لخت بوده، اما بلندی ولختی پاهای طاووس را ندارد.

تاریخچه پرورش قرقاول [ویرایش]

جانورشناسان معتقدند که زیست گاه اولیه قرقاول مشرق زمین ومخصوصاً قفقاز وسواحل دریای خزر است واین موضوع از قدیم مورد تأیید دانشمندان بوده است به طوری که شاردن معروف در جلد دوم سفرنامه خود می نویسد: « آن چه که در دهانه رودخانه ایونی در مجاورت دریای سیاه کاملاً مطابق نوشته‌های مورخین باستان یافتم، قرقاول‌های شکیل وعظیم آن است که از حیث لطافت در سرتاسر آفاق بی نظیر است وبه نظر من چنان پرندگانی با چنین گوشت مطبوع وذائقه نواز در هیچ جای جهان پیدا نمی شود...». صرفنظر از نوشته شاردن توجه به نام Faisan نشان می دهد که از کلمه Phase فاز مشتق شده که نام رودخانه ای است که از کوه‌های قفقاز سرچشمه می گیرد و امروزه به نام محلی فاکزFachs نامیده می‌شود ودر گرجستان امروزی جاری است که در قدیم به آن کلشید می گفته اند وپیداست که نام علمی قرقاول معمولی Ph.Colchicus از نام آن گرفته شده است. مارسیال Martial دانشمند وشاعر یونانی در نوشته‌های خود ذکر می‌کند که قرقاول برای اولین بار از قاره آسیا به یونان برده وسپس از آن جا به سایر کشورهای دیگر منتقل شده است. مورخ مذکور می نویسد که آرگونوت Argonaute قهرمان افسانه ای یونان در سفرهایی که با کشتی معروف وتاریخی خود Argo به نقاط مختلف جهان کرد، موفق شد قرقاول را به همراه حیوانات شگفت آور دیگری به عنوان هدیه برای مردم یونان بیاورد. امروزه نیز با این که قرقاول به تمام نقاط دنیا برده شده است ولی پرنده مذکور تنها در مناطق مرطوب ومعتدل وپوشیده از بوته و درخت وجنگل به زاد و ولد پرداخته وبه آسانی پرورش می یابد. بعد از یونانی ها، رومی‌ها جزو اولین ملل اروپایی بودند که به مطالعه این پرنده پرداختند. در قرون وسطی قرقاول به کشور فرانسه راه یافت وفرانسویان در آغاز بدان خروس لیموژCoq de limoge می گفتند. در اوایل پرورش قرقاول در فرانسه ومتعاقب آن در انگلستان فقط به خاطر استفاده از گوشت لذیذ پرنده بوده است وبه این ترتیب به زیبایی پرنده توجه چندانی مبذول نمی شد. علت این امر نیز بیشتر به خاطر علاقمندی شاهان وسرداران آن زمان به خوردن غذاهای خوشمزه و به اصطلاح عادت آنان به پرخوری وشکم پرستی بوده است. آثار موجود نشان می دهد که در اوایل قرن چهاردهم خوردن گوشت قرقاول در فرانسه واروپا متداول گردید واین علاقمندی به حدی شدید بود که شاهان ترجیح می دادند، پرنده را پس از طبخ با همان پرهای الوان ودم بلند و پاها، بر سر سفره به معرض تماشای مدعوین قرار دهند. شارل هفتم یکی از طرفداران جدی گوشت قرقاول بود ودستور می داد که در تمام میهمانی‌های رسمی فقط از گوشت پرنده مزبور استفاده شود. در هرحال پیشرفت پرورش قرقاول در اروپا مدیون فعالیت‌های شاهانی نظیر: هنری چهارم، لویی سیزدهم ومخصوصاً لویی چهاردهم وپانزدهم می باشد. گذشته از مصرف گوشت، علاقمندی بسیاری از امپراتوران وسرداران اروپا به شکار وشرکت در مراسم مزبور موجب می گردید که عده ای از افراد به پرورش چنین پرندگانی مأموریت می یافتند وبه این ترتیب در ازدیاد طبیعی پرندگان و حیوانات شکاری کوشش واهتمام لازم به عمل می آمد. به طور کلی باید در نظر داشت که تا قبل از سال ۱۸۶۱ میلادی حداکثر تلاش مأمورین مذکور وهم چنین پرورش دهندگان بر این بود که از راه طبیعی به ازدیاد قرقاول‌ها بپردازند و به این ترتیب هیچ گاه اقدامی به منظور پرورش دستی پرنده مزبور به عمل نمی آمد، ولی از آن به بعد به خاطر این که زاد وولد وتکثیر قرقاول‌ها تحت کنترل قرار گرفت و بشر موفق گردید در پرورش این حیوان دخالتی بیشتر نماید، کم و بیش نگهداری قرقاول در نزد پرورش دهندگان رواج یافت وفعالیت مزبور نیز به کارهای دیگر دامپروری افزوده شد. اولین کشوری که در این راه قدم پیش گذارد انگلستان بود، پرورش دهندگان انگلیسی به خاطر این که به تقاضای خریداران داخلی وخارجی این پرنده جواب مثبت بدهند سعی کردند مراکز نسبتاً بزرگی برای پرورش دستی قرقاول تهیه نمایند وکم وبیش از راه وروش‌های علمی وصحیح برای پرورش این پرنده پیروی نمایند.

نژادهای قرقاول [ویرایش]

به طور کلی نژادهای متعدد قرقاول در دو دسته قرار گرفته اند : گروه اول، قرقاول‌های دم دراز هستند که در این گروه پرهای دم طویل بوده واز چند ردیف تشکیل یافته است. تعدادی از قرقاول‌های دسته مذکور حتی قادر هستند پرهای دم را تا اندازه ای به شکل چتر درآورند ولی هیچ گاه این قدرت به اندازه پرها وچتر طاووس نمی باشد. در این دسته بسیاری از قرقاول‌های عادی و اهلی که امروزه پرورش داده می شوند وهم چنین تعدادی از قرقاول هایی که شکار خوبی برای شکارچیان به شمار می روند قرار دارند و روی هم رفته پراکندگی آن‌ها در دنیا نسبت به دسته دیگر بیشتر است. نژادهای گروه دم دراز در دنیا پراکندگی بیشتری دارند. گروه دوم، قرقاول‌های دم کوتاه هستند که تعداد آن‌ها کم واکثراً در نواحی مرتفع به خصوص در ارتفاعات هیمالیا وچین زندگی می نمایند. نژادهای گروه مزبور

[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 21:57 ] [ اطلس ایران وجهان ]

شترمرغ

شترمرغ
نر (چپ)، ماده (راست)
وضعیت بقا
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: جانوران
شاخه: طنابداران
رده: پرندگان
راسته: سینه‌پهنان
تیره: شترمرغیان
سرده: شترمرغ
گونه: S. camelus
نام سه‌جمله‌ای
Struthio camelus
پراکنش کنونی زیرگونه‌های شترمرغ

شترمرغ از پرندگان بی‌پرواز دستهٔ سینه‌پهنان (Ratites) راستهٔ شترمرغیان (Struthioniforme) است. این پرنده از خانواده شترمرغان (Struthionidae)، جنس شترمرغ (Struthio) و بومی آفریقا است.

شترمرغ گردن و پاهای درازی دارد و می‌تواند با سرعتی در حدود ۶۵ کیلومتر در ساعت بدود. شترمرغ بزرگ‌ترین پرنده موجود است . طول قد آن به ۵/۲ متر و وزن آن به ۱۴۰ کیلوگرم می‌رسد. تخم این پرنده تا ۲۰ سانتیمتر قد و وزن ۱/۵ کیلوگرم می‌رسد که ظرف حدود نیم ساعت پخته می‌شود. این پرنده خوراکش دانه‌ها و گیاهان و حشرات کوچک است. شترمرغ برای دفاع از خود در مقابل شکارچیان و حیوانات وحشی از پاهای پر قدرت خود بهره می‌گیرد و قادر است با لگد خود انسان و حتی شیر را از پا در آورد. جوجه این پرنده ظرف ۴۰ روز سر از تخم بیرون می‌آورد و ظرف سه تا چهار سال یک پرنده بالغ می‌شود. شترمرغ نر پرهای سیاهی دارد و انتهای پرها و بال‌های آ سفید است ولی پرهای شترمرغ ماده قهوه‌ای رنگ است . سر و گردن شترمرغ بدون پر و طاس است. این پرنده اغلب بصورت گروهی در بین گورخرها و یا حیوانات دیگرچون گاومیش به سر می‌برد.

محتویات

 [نهفتن

تولید مثل [ویرایش]

پرنده نر به‌هنگام جفت‌گیری با باد کردن گلوی خود غرشهای رسائی بر می‌آورد ولی به طور کلی و در سایر موارد شترمرغ ها فاقد صدای خاصی می‌باشند

شترمرغ به صورت یک روز در میان تخمگذاری نموده و در هر مرحله 14 تا 21 تخم می‌گذارد. پرندگانی مانند ایمو، کسوری و ری‌ها با اندک اختلافی در رنگ و پرها و محل زندگی، از تیره شترمرغ‌ها هستند.--

اهمیت دامی [ویرایش]

این دام به دلیل قدرت متابولیسمی بالا و تبدیل غذا به انرژی، رشد سریع، عمر مفید و طولانی و تولید مثل بالا از دیگر دام‌ها متمایز می‌باشد.

این دام به دلیل سازگاری با محیط زیست و آب و هوای متفاوت (از ۳۰ درجه سانتیگراد زیر صفر تا پنجاه بالای صفر) از نظر نگهداری، کم هزینه‌ترین جایگاه را به خود اختصاص داده‌است. با حصارکشی روی زمین‌های خاکی و ایجاد سایه‌بان، می‌توان از شترمرغ نگهداری کرد و حتی غذای این پرنده، یونجه، علف و گیاهان دانه‌دار می‌باشد.

این پرنده برخلاف سایر دام‌ها می‌تواند در دشت‌ها و فلات‌ها نیز زندگی کند و به دلیل داشتن سیستم گوارشی مناسب، آن هم به گونه‌ای که غذا به مدت ۴۲ ساعت در معده این پرنده گردش می‌کند، تمام مواد مغذی در بدنش جذب می‌شود.

شترمرغ با رشد سریعی که دارد، پس از یک ماهگی، روزی یک سانتیمتر رشد کرده و در سن ده ماهگی قابل کشتار می‌باشد و این نشان دهنده رسیدن این پرنده به رشد اصلی است.

انواع [ویرایش]

پنج زیرگونه از شترمرغ شناخته شده‌است:

  • شترمرغ جنوبی: یا شترمرغ سیاه (S. c. australis) در جنوب آفریقا که در سواحل جنوبی رودخانه‌های زامبزی و کونن زندگی می‌کند.
  • شترمرغ شمال آفریقا: یا شترمرغ گردن‌قرمز (S. c. camelus) پرتعدادترین نوع شترمرغ که زیستگاه از اتیوپی و سودان در شرق به سوی حاشیه صحرای بزرگ آفریقا تا سنگال و موریتانی در غرب ادامه می‌یابد. این زیرگونه در گذشته در نواحی شمالی‌تر مثل مصر و جنوب مراکش نیز می‌زیسته‌است. شترمرغ شمال آفریقا با ۲٫۷۴ متر قد و ۱۵۴ کیلو وزن و سرعتی بیش از ۷۲ کیلومتر بر ساعت، بزرگ‌ترین و سریع‌ترین پرنده روی زمین است.[۱] سر آن سرخ‌رنگ، پووشش بدن نرها سیاه و سفید و ماده‌ها خاکستری است.
  • شترمرغ ماسائی: (S. c. massaicus) در شرق آفریقا. پرهای کوچکی به رنگ نارنجی روشن بر روی سر، گردن و ران‌هایشان دارند. فقط در جنوب کنیا، اتیوپی و بخش‌هایی از جنوب سومالی حضور دارند.
  • شترمرغ عربی: (S. c. syriacus) زیرگونه انقراض یافته‌ای که در گذشته در تعداد بسیار در شبه‌جزیره عربستان، سوریه و عراق زندگی می‌کرد و نسل آن در حدود سال ۱۹۶۶ به‌کلی نابود شد.
  • شترمرغ سومالی: (S. c. molybdophanes) در شمال شرقی کنیا، جنوب اتیوپی و سومالی. گردن و ران آن‌ها سربی‌رنگ است. برخلاف دیگر شترمرغ‌ها گله‌ای زندگی نمی‌کند بلکه بیشتر تنها یا جفتی دیده می‌شوند. در شمال شرق کنیا با شترمرغ ماسائی زیستگاه مشترکی دارند.

محصولات شترمرغ [ویرایش]

دستهٔ شترمرغ در پرورشگاهی در منطقهٔ لواسان، تهران
  • گوشت قرمز که کم چرب و کم کلسترول با طبیعتی گرم و دارای آهن است که گوشت این پرنده را از سایر گوشت‌های قرمز متمایز می‌سازد.
  • پوست نرم، لطیف و با مقاومت بالا که با داشتن فولیکول‌های پر روی پوست، امتیاز دیگر این پرنده نسبت به سایر دام‌ها است. به طوری که پوست شترمرغ در بازارهای جهانی تا ۴۰۰ دلار قیمت دارد.
  • پر این پرنده در دوران باستان نماد پادشاهان و سرداران بوده‌است.
  • مغز این پرنده در درمان بیماری آلزایمر موثر است و از بافت زانوی شترمرغ جهت دستگاه‌های الکترونیکی، مخابراتی استفاده می‌شود. حتی می‌توان قرنیه چشم این پرنده را به قرنیه چشم انسان پیوند زد.
[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 21:57 ] [ اطلس ایران وجهان ]

طاووس

طاووس
طاووس در پارک ملی بمبئی هندوستان.
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: جانوران
شاخه: طنابداران
رده: پرندگان
راسته: ماکیان‌سانان
تیره: قرقاولیان
زیرخانواده: Phasianinae
سرده: Pavo
Linnaeus, 1758
گونه‌ها

Pavo cristatus
Pavo muticus

طاووس نام دو گونه از پرندگان است که جنس نر آن پرهای بسیار زیبایی به‌ویژه در ناحیه دم دارد. این دو گونه عبارت‌اند از طاووس هندی با نام علمی (Pavo cristatus) و طاووس سبز Pavo muticus.

طاووس هندی بومی هند، پاکستان و سری‌لانکا است و پرندهٔ ملی هند به‌شمار می‌رود. و طاووس سبز که پرنده‌ای در معرض انقراض است بومی شرق میانمار تا جاوه است. طول قد آن به ۲٫۳۰ متر می‌رسد. معمولاً پرهایش را برای زیبایی خود می‌گستراند تا در مقابل ماده خود که فاقد این گونه پرهاست خودنمایی کند. این پرنده صدایی بلند دارد و از پرندگان دانه و میوه‌خوار است.


[ویرایش] نگارخانه

[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 21:57 ] [ اطلس ایران وجهان ]

طوطی

 
طوطی
یک جفت طوطی سنگالی در آفریقا.
Poicephalus senegalus
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: جانوران
شاخه: طنابداران
رده: پرندگان
راسته: طوطی‌سانان
واگلر، ۱۸۳۰ .
سیستماتیک

(but see below)

Family طوطی کاکل سفید (cockatoos)

  • Subfamily Microglossinae (Palm Cockatoo)
  • Subfamily Calyptorhynchinae (dark cockatoos)
  • Subfamily Cacatuinae (white cockatoos)

Family Psittacidae (true parrots)

(هم‌نیایی)

طوطی پرنده‌ای اغلب سبزرنگ و از راسته طوطی‌سانان (Psittaciformes) است که توانایی تقلید آوای آدمی در آن قابل تحسین است. طوطی‌ها عموما در نواحی گرم و مرطوب آفریقا و هند زیست می‌کنند. ۳۷۲ گونه از پرندگان را که در ۸۶ جنس طبقه‌بندی می‌شوند، از راستهٔ طوطــی‌ها به‌شمار می‌آورند. این پرندگان بیشتر در نواحی گرمسیر استوایی زندگی می‌کنند و به‌طور کلی در دو خانواده Cacutuidae و psittacidae قرار می‌گیرند.

واژه‌ی طوطی معرب توتی است و معنای آن پرنده‌ای است سبز رنگ که به عرف آن را طوطا نامند و شکرشکن، شکرفشان، شکرمقال، شکرین‌مقال، شیرین‌زبان، شیرین‌سخن، خوش نوا و خوش حرف که همه اینها از صفات اوست. ناگفته نماند که در ادبیات فارسی و خصوصا در بین اشعار شعرایی چون مولوی و عطار از طوطی و صفاتش که غالبا به آمیخته با صفاتی انسانی است، به نیکی یاد شده است.

بیشتر جمعیت طوطی‌ها در مناطق گرم و حاره‌ای و همچنین در مناطق معتدل نیمکرهٔ جنوبی پراکنده شده‌ است. بیشترین تنوع گونه‌ای این راسته در امریکای جنوبی و استرالاسیا(منطقه‌ای که شامل استرالیا و نیوزلند و جزیره‌های جنوب غربی اقیانوس آرام می‌شود)است. از ویژگی‌های مورفولوژیکی طوطی‌ها که مختص این راسته می‌باشد می‌توان به نـــوک کـج و قوی، قامت راست، پاهای قوی و پاهای پنجه‌دار که حالت زیگو داکتیل دارد اشاره کرد. رنگ اکثر طوطی‌ها سبز می‌باشد که این رنگ با رنگهای روشن دیگر ترکیب شده است. گاهی نیز طوطی‌ها دارای چندیدن رنگ مختلف هستند.

طوطی‌های کاکــل دار(کوکاتوها)دارای تنوع رنگی از رنگ یـــکدست سفید تا یکدست سیاه هستند. ویژگی دیگر این خانواده وجود یک کاکل متحرک از جنس پر بر روی سرشان است. همینطور، حالت کمی از دیمرفیسم جنسی در این‌ گونه دیده می‌شود. طوطی کوچک وزنی به اندازه ۱۰ گرم و طولی به اندازه‌ی ۸ سانتیمتر دارد در حالی که طوطی یاقوت به عنوان بزرگترین این راسته دارای طول ۱ متر طول و وزنی حدودا ۴ کیلوگرم است.

تغذیه در طوطی‌ها بیشتر از مواد گیاهی مانند دانه، تخم گیاهان، غنچه‌ها و .... می‌باشد. قابل ذکر است که عدهٔ کوچکی از این راسته حشرات و حیوانات کوچک چون موش های صحرایی را می‌خورند.

بیشتر طوطی‌ها در حفره‌های درختان و صخره‌ها لانه سازی می‌کنند، تخم‌های سفید رنگ می‌گذارند و جوجه‌های آشیان نشین دارند. طوطی‌ها چون عده‌ای از کلاغ‌ها (کلاغ سیاه و کلاغ کبود)، از با هوش‌ترین پرندگان در سطح جهان محسوب می‌شوند. قدرت تقلید صدای انسان ‌در طوطی باعث شکار گونه‌های وحشی آن برای فروش به‌عنوان حیوان خانگی شده است.

شکار طـوطـی‌هـای وحشی بـه‌مـنظور فـروش آنها و یا برای تــفریـح نه‌تنها باعث تخریب زیستگاهشان بلکه کاهش شمار آنها شده است. البته اداره‌ی حفاظت محیط زیست اخیراً اقداماتی را جهت مراقبت از زیستگاه این پرندگان زیبای در حال انقراض، انجام داده‌ است که باعث حفظ سایر گونه‌های این پرنده شده‌ است .


 

[ویرایش] منشأ و تکامل

فسیل‌های بدست آمده از راسته طوطی‌ها بسیار کم است که این امر باعث گمانه‌زنی در مورد نحوه تکامل این پرنده شده است. یک فسیل هفتاد میلیون ساله‌ی ۱۵ میلی‌متری که از منقار پایینی یک طوطی در سازند لانس کریک واقع در دهکدهٔ نیوبرا در ویوسیگ پیدا شده‌ است جزو فسیل اولین طوطی هایی به‌شمار می‌آمد که در دورهٔ کرتاسه زندگی می‌کرده‌اند. در حالی که تحقیقات بعدی نشان داد که این تکه فسیل پیدا شده احتمالاً متعلق به دایناسورهای کائگناتید(گروهی از دایناسورها که پرنده مانند نبوده ولی دارای منقاری شبیه به پرندگان بوده‌اند) بوده‌ است.

چیزی که امروز به عنوان یک فرضیه‌ی پذیرفته شده وجود دارد این است که راستهٔ طوطی‌ها و اجدادیشان در معرض سومین انقراض بزرگی بوده اند که حدود ۶۵ میلیون سال پیش در کرتاسه رخ داده است. اگر چنین فرضی درست باشد، طوطی‌ها نباید از یک جد دایناسورشان که شباهتی مورفولوژیکی با طوطی‌ها داشته‌ است تکامل یافته‌، بلکه فقط تبدیل به پرندگانی درخت نشین شده ‌باشند.

اروپا اولین مکانی است که اولین فسیل طوطی‌های درخت نشین در آن دیده شده‌است. این اولین تکه استخوان پیدا شده استخوانی است از بال موپسیتا تانتا که در دانمارک کشف شده است و سنی حدود ۵۴ میلیون سال دارد. آب و هوای اروپا در آن زمان حاره‌ای بوده است (مطابق با دوران گرم پالوئین و ائوسین). جدیدترین فسیلی که در اروپا پیدا شده‌ است سنی حدود ۵۰ میلیون سال دارد. چند فسیل تقریباً کامل طوطی مانند نیز در انگلستان و آلمان پیدا شده‌ است. تعدادی فسیل نیز هستند که هنوز دقیقا تشخیص داده نشده‌اند.

چیزی که در مجموع در باره‌ی این فسیل‌ها می‌دانیم این است که این فسیل‌ها، فسیل خویشاوندان طوطی‌های امروزی نیستند بلکه اجدادی از آنهایند که در نیمکرهٔ شمالی تکامل پیدا کرده‌ و بعدها منقرض شده‌اند. البته اینها دقیقاً حلقه‌های گمشده ما بین طوطی‌های امروزی واجدادی نیستند ولی می‌توان گفت که طوطی‌هایی هستند که همگام با طوطی‌ها و کوکاتوها از خویشاوندان و اجدادیشان تکامل پیدا کرده‌اند.

جدیدترین فسیلی که از طوطی‌های امروزی پیدا شده‌ است، سنی در حدود ۲۰ تا ۲۳ میلیون سال دارد که مشابه آن در اروپا نیز پیدا شده‌است. متعاقب آن نیز فسیلی است حاوی استخوان‌هایی مربوط به طوطی‌های امروزی.

[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 21:57 ] [ اطلس ایران وجهان ]

قناری

 
قناری
وضعیت بقا
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: جانوران
شاخه: طنابداران
زیرشاخه: مهره‌داران
(طبقه‌بندی‌نشده): جمجمه‌داران
رده: پرندگان
راسته: گنجشک‌سانان
تیره: سهرگان
گونه: قناری

قناری یک پرنده آوازخوان بومی جزایر قناری است که از خانواده سهره‌ها می‌باشد.پرنده وحشی اغلب سبز و زرد می‌باشد و با رگه‌هایی مایل به قهوه‌ای در پشتش.در اسارت در رنگ‌های مختلف تکثیر شده است.

طول این پرنده ۱۲.۵ سانتیمتر و فاصله نوک بال‌ها ۲۰ تا ۲۳ سانتیمتر و وزنش ۱۵ تا ۲۰ گرم است.پرنده نر سر بیشتر سبز و زرد دارد که بخش‌های زیرین زردتر است.شکم و بخش‌های مخفی زیر دم تقریبا سفید رنگ با مقداری خطوط تیره در اطراف هستند.و بخش‌های بالایی سبز و خاکستری با خطوط تیره هستند.ماده‌ها مانند نرها هستند اما سری خاکستری‌تر و سینه‏ و بخشهای زیرین زرد کم رنگ‌تر دارند.پرندگان جوان بیشتر قهوه‌ای با خطوط تیره هستند.

قناری یک پرنده اجتماعی است که همراه با گروه زندگی کرده و هر جفت باهم لانه می‌سازند و از یک محدوده کوچکی دفاع می‌کنند.لانه فنجانی شکل این پرنده ۱ تا ۶ متر و اغلب ۳ تا ۴ متر بالاتر از سطح زمین و بر روی یک درخت یا بوته ساخته می‌شود.لانه در میان برگ‌ها بسیار خوب پنهان می‌شود و معمولاً روی انتهای یک شاخه و یا یک شاخه دوراهی ساخته می‌شود.لانه از شاخه‌های کوچک، خزه، علف و دیگر مواد گیاهی ساخته می‌شود و با مواد نرم مثل پر و مو پر می‌شود.

تخم‌ها بین دی‌ماه تا خردادماه در جزایر قناری گذاشته می‌شود.هر دوره تخم گذاری شامل ۳ یا ۴ و گه‌گاه تا ۵ تا هستند و هر ساله ۲ یا ۳ جوجه پرورش می‌یابد.پرنده ۱۳ یا ۱۴ روز روی تخم‌ها می‌خوابد و جوجه‌ها ۱۴ تا ۲۱ روز و معمولاً ۱۵ تا ۲۷ روز پر و بال درمی‌آورند.

قناری‌ها با گروه تغذیه می‌کنند.آنها معمولاً در میان علف‌های روییده بر روی زمین کنکاش می‌کنند و از گیاهان نو رسته تغذیه می‌کنند.غذای اصلی آنها دانه گیاهانی مانند علف هرز و انجیر است.همچنین قناری‌ها از حشرات و سایر مواد گیاهی تغذیه می‌کنند.

قناری اهلی اغلب به عنوان حیوان خانگی انتخاب می‌شوند.تکثیر آنها باعث بوجود آمدن قناری‌هایی با رنگ و شکل‌های مختلف گشته است.پرنده زرد بسیار متداول بود تا زمانی که قناری سرخ رنگ با استفاده از جفت گیری با سهره سرخ بوجود آمد.سابق بر این از قناری‌ها در معادن برای هشدار دادن در موقع نشت گازهای خطرناک استفاده می‌شد.همچنین این پرنده در پژوهش‌های علمی به طور گسترده بکار برده می‌شد.

 

[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 21:56 ] [ اطلس ایران وجهان ]

کرکس

 
سر کرکس - پارک ملت
یک دال در حال گشت‌زنی

کَرکَس یا لاشخور پرندگانی هستند که بیشتر از مردار تغذیه می‌کنند. این پرنده یا پرنده‌های هم‌خانواده با آن را در فارسی مرغ مردارخوار، دژکاک، دال و لشخور نیز نامیده‌اند.

کرکس‌ها در همه قاره‌ها یافت می‌شوند به‌جز در اقیانوسیه و جنوبگان.

از ویژگی‌های کرکس‌ها سر بی‌پر و تاس آن‌ها است. ویژگی دیگر آن‌ها این است که بر خلاف بیشتر پرندگان دیگر، آن‌ها آشیانه نمی‌سازند.[۴] کرکس‌ها به تیزپروازی، دوربینی و درازی عمر معروفند.

کرکس دارای منقار قوی برگشته و گردن و سر سخت و بال‌های پهن بزرگ می‌باشد. در نواحی کوهستانی زندگی می‌نماید و بیشتر از لاشه تغذیه می‌کند. هنگام پرواز گسترش بال‌های کرکس بالغ بر سه متر می‌شود. پنجه‌های کرکس برخلاف منقار پرقدرتش نسبتاً ضعیف است بطوری که به‌وسیله پنجه‌هایش قادر نیست جز طعمه‌های بسیار کوچک را نگهداری کند و به همین جهت است که بیشتر از لاشه حیوانات دیگر تغذیه می‌کند. پرواز وی نسبتاً آهسته ولی دارای اوج است و در مدت طولانی صورت می‌گیرد. قدرت دید این پرنده بسیار زیاد است به گونه‌ای که از فاصله‌های دور طعمه‌های کوچک را به‌خوبی می‌بیند و کوچک‌ترین حرکت از دیدش پنهان نمی‌ماند.[۵]

کرکس‌ها به‌ندرت به حیوانات تندرست حمله می‌کنند ولی ممکن است حیوانی زخمی یا بیمار را بکشند. در زمان جنگ‌ها بر فراز نبردگاه‌ها شمار زیادی کرکس دیده شده‌است. کرکس‌ها حیواناتی سودمند برای جلوگیری از گندیدگی و عفونت‌زایی مردارها هستند به ویژه در مناطق گرمسیر

[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 21:56 ] [ اطلس ایران وجهان ]

باز (پرنده)

 
باز
باز جوان (چپ) و بالغ
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: جانوران
شاخه: طنابداران
رده: پرندگان
راسته: شاهین‌سانان[۱]
تیره: عقابیان یا قوشیان[۲]
سرده: Accipiter
گونه: A. gentilis
نام علمی
Accipiter gentilis
(لینه، ۱۷۵۸)

باز (نام علمی: Accipiter gentilis) یکی از انواع پرندگان شکاری است.

بازها معمولاً بیش از ۶۱ سانتی‌متر طول دارند. این پرندگان در نواحی قطبی شمال آمریکا، اروپا و آسیا زندگی می‌کنند. کوچکترین پرنده این خانواده از آن آسیای جنوبی است با طول حدود ۱۵ سانتیمتر. ماده‌ها گاه از نرها بزرگ‌ترند اما هردو معمولاً همرنگ هستند. هردو جنس نیز منقاری قوی، تیز، وپاهای نیرومند دارند. شاهین‌ها به پرندگانی به اندازه خود وگاه بزرگ‌تر از خود نیز حمله می‌کنند، وبسیاری از پرندگان را می‌کشند. شاهین‌ها روزگاری در سراسر دنیا می‌زیست. اما امروزه به شدت کمیاب شده ودر برخی جاها دیده می‌شوند. احتمالاً معدودی از پرندگان می‌توانند تندتر از شاهین‌ها پرواز نمایند. گاه سرعتش هنگام شکار به ۲۹۰ کیلومتر در ساعت می‌رسد. به آسانی می‌تواند تندپروازترین اردک‌ها، کبوتر‌ها، کبک‌ها را شکار نماید. طول آن به ۴۶ سانتیمتر می‌رسد، بال‌های گسترده‌اش به حدود ۱۰۹ سانتیمتر می‌رسد. قسمت بالای بدنش آبی خاکستری، و قسمت پائین سفید و بالکه‌های مایل به سیاه‌است. لانه‌اش را درکنار صخره‌های بزرگ می‌سازد و ۲تا ۶ تخم می‌گذارد.

[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 21:56 ] [ اطلس ایران وجهان ]

کبوتر

کبوتر
محدوده زمانی: میوسن پیشین[۱] - امروزه
کبوتر وحشی[۲] در پرواز
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: جانوران
شاخه: طنابداران
رده: پرندگان
راسته: کبوترسانان[۳]
تیره: کبوتریان[۴]
زیرتیره‌ها

مقاله را ببینید.

کبوتر یا در عامیانه کفتر به گروهی از پرندگان متوسط تا بزرگ جثه از خانواده کبوترسانان گفته می‌شود که به دو صورت وحشی و اهلی یافت می‌شود و رنگ‌ها و نژادهای مختلفی دارد که معروف‌ترین آن‌ها کبوتر خانگی، کبوتر چاهی و کبوتران خانگی وحشی شده است.

[ویرایش] نام

كبوتر

نام علمی کبوتر خانگی Columba livia domestica است. نام علمی کبوتر چاهی که اکثر کبوتران خانگی از نسل آن‌هایند Columba livia است. به این پرنده در زبان عربی، حمام(طیر) و در ترکی، گورچین گویند. واژه کبوتر یک واژه فارسی است که از دو واژه «کبود» (آبی) و «تر» تشکیل شده‌است. در زبان سانسکریت به آن Kap^ota و در زبان پهلوی به آن Kapotar می‌گفته‌اند.

در فارسی محاوره‌ای متداول، به کبوتر، کَفتر می‌گویند که مُبدَّل کبوتر است و نام‌های محلی آن در کردستان و کرمانشاه کوتر، کموتر و در بعضی نقاط جنوب کپتر و کبتر است. در لغتنامه دهخدا، نام‌های زیر به این پرنده نسبت داده شده‌است: کفتر، کبتر، حمام، حمامه، نامه‌بر، کوتر، عفد، فاخته، سعدانه، صلصله و بالاخره ورقاء.

نژادهای کبوتر بسیار متنوع بوده ودر سراسر جهان پراکنده‌است.

[ویرایش] رده بندی علمی کبوتر

جمع‌آوری اطلاعات در مورد گونه‌های کبوتر، با توجه به فراوانی آن‌ها واختلاف صفات، رنگ‌ها وشکل آنان، کار چندان آسانی نیست چرا که آمیزش گونه‌های مختلف با هم، بسیار رواج دارد و این آمیزش‌ها باعث پدیدآمدن گونه‌های جدید شده‌است. برخی معتقدند که انواع کبوترها، از هزار گونه نیز بیشتر است.

[ویرایش] تاریخ اهلی شدن کبوتر

تاریخ دقیق پیدایش کبوتر و زمان اهلی شدن و استفاده از آن در جنگ و صلح به درستی معلوم نیست. ولی آن چه مسلم است این است که از سه هزار سال قبل از میلاد مسیح، کبوتر در مصر وجود داشته و فراعنه مصر، به عنوان پِیک از آن استفاده می‌کردند و حتی آن را پرنده‌ای مقدس می‌دانستند. یونانی‌ها هم چندین هزار سال قبل از میلاد از کبوتر به عنوان قاصد استفاده می‌کردند و نام برندگان ورزش‌های المپیک را به پای آن‌ها می‌بستند و به وطن شان می‌فرستادند. پس از مصر، ایران، چین، یونان و روم از قدیمی‌ترین مراکز پرورش و تربیت کبوتر در اعصار گذشته بوده‌اند. تاریخ نشان می‌دهد که کورش کبیر برای ارسال اخبار محرمانه به نقاط مختلف کشور پهناور خود، کبوترانی در اختیار داشته و ژولیوس سزار، امپراتور روم، اولین کسی بوده که برای فتح گال (فرانسه امروزی) از کبوتران نامه‌بر استفاده کرده‌است. دریانوردان فنیقی و قبرسی، در هنگام سفر کبوترها را با خود می‌بردند و پس از رسیدن به مقصد، آن‌ها را با نامه‌هایی به محل سکونت خود می‌فرستادند، تا خانواده‌هایشان را از وضعیت و تاریخ بازگشت خود مطلع سازند. در کشورهای یاد شده، پرورش متراکم کبوتر متداول بوده، بشر با ساختن برج‌هایی، که امروزه کبوترخانه نامیده می‌شود و حفره‌های زیادی دارد، کود این پرنده را جمع‌آوری می‌کرده‌است، این رسم هنوز در کشور ما متداول است.

[ویرایش] کبوتر بازی در ایران

کبوتر بازی یکی از بازی‌های سنتی ایرانیان به‌شمار می‌رود و این بازی منحصراً به مردان اختصاص داشت و امروزه نیز در اکثر شهرهای ایران هنوز هم رواج دارد. اصولاً کبوتر بازی در ایران به دو شکل مختلف انجام می‌شود: شکل اول رقابت بازیکنان بوسیله کبوتران در حین پرواز و شرط‌بندی بین صاحبان کبوتر است. در این روش کبوتر باز می‌کوشد کبوتران حریف را در حین پرواز به بام خود بکشاند و آن‌ها را تصاحب کند.

[ویرایش] جایگاه و محل نگهداری کبوتر

جایگاه نگهداری کبوترها بسیار متفاوت می‌باشد و برحسب محل نگهداری آن‌ها در منازل، پشت بام‌ها و یا برج‌های مخصوص در مزارع متغیر است، ولی به هرحال این جایگاه به صورت یکی از اشکال زیر می‌باشد: ۱. در صورت نگهداری کبوتر در خانه، معمولاً جایگاه آن‌ها را از قفس‌های چوبی، فلزی، جعبه‌های حلبی، سنگ‌های ساختمانی و یا چیزی نظیر آن می‌سازند. این جایگاه‌ها معمولاً کوچک بوده و برای یک تا دو جفت پرنده ساخته می‌شود. ۲. کبوترهایی که بر روی پشت بام‌ها و یا در مزرعه نگهداری می‌شوند. در قفس‌های بزرگی که از چوب یا فلز و یا حلبی ساخته شده، جای داده می‌شوند. این قفس‌های بزرگ معمولاً دارای یک یا چند در کوچک یا بزرگ است که به کبوترها اجازه ورود و خروج می‌دهد و گاهی اوقات آشیانه‌های کوچکی به اندازه ۴۰×۵۰×۴۰ سانتی‌متر برای هر دو جفت کبوتر در داخل آن تعبیه می‌شود. اندازه قفس‌های بزرگ معمولاً ۳×۲×۲ متر است که گنجایش ۵۰ جفت کبوتر را دارد.

کبوتران را به سه گروه تقسیم می‌کنند.

  • کبوتران وحشی (چاهی ـ صحرایی)
  • کبوتران خانگی
  • کبوتران نامه بر

[ویرایش] کبوتران وحشی

كبوتر
كبوتر وحشی، میلان، ایتالیا

دسته‌ای از کبوتران هستند که به صورت گروهی در شهرها و حومه شهر دیده می‌شوند و بعد از بلوغ (حدود ۸ تا ۱۲ ماه پس از تولد بسته به نژاد) با انتخاب جفت، زادوولد حیرت انگیزی می‌کنند که در نوع خود جالب است. عموماً کبوتران وحشی، خاکستری و گاه سیاه خاکستری هستند که با آمیخته شدن با نسل کبوتران خانگی که وحشی شده‌اند، اینگونه کبوتران را با تلفیقی از رنگ‌های کبوتران وحشی و خانگی می‌توان شناخت. مانند همه گونه‌ها ۲ تخم می‌گذارند و بعد از ۱۴ تا ۱۹ روز (بسته به شرایط محیط) جوجه‌ها به دنیا می‌آیند و تا دو روز از نوعی شیر مخصوص (پرنده محتویات معده را که کاملاً آسیاب شده و با آب مخلوط کرده، به نوعی شیره تبدیل می‌کند) جوجه‌هایش را تغذیه می‌کند. نوع نر پرنده، معمولاً بزرگ تر (به لحاظ جثه و حجم جمجمه) از نوع ماده، قابل شناسایی است. نوع ماده با جثه‌ای کوچک‌تر و نوکی درازتر از نوع نر قابل شناسایی است.

[ویرایش] کبوتران خانگی

از قدیم از پرندگان خانگی بوده و دارندگان این حیوان را کبوتر باز می‌گویند. کبوتران خانگی به علت تغذیه مناسب و شرایط استراحت گاه (از لحاظ جثه) از همنوعان وحشی خود بزرگ‌ترند. کبوتران خانگی را معمولاً آموزش می‌دهند تا خانه صاحبش را مرکز قطب نمای درونی خود قرار دهد و جلد شود. از این غریزه ذاتی برای آموزش آن‌ها استفاده می‌شود و مسابقاتی نیز برای محک زدن این قدرت برگزار می‌شود که معمولاً کبوتران بازنده به صاحب کبوتران برنده می‌رسند. برای جلد کردن کبوتر، معمولاً پرهای کبوتر را (به غیر از شه پر) می‌برند (قیچی می‌کنند) و مدتی بسته به خصوصاً نژاد حیوان نگهداری می‌کنند تا قطب نمای درونی حیوان تغییر مرکز داده و خانه جدید را مرکز قطب نما کند. کبوتر بازان خاطرات فراوانی از کبوترانی دارند که بعد از سال‌ها به خانه قبلی خود بازگشته‌اند و هیچ‌گاه این قطب نما تغییر نکرده‌است. اساساً نژاد کبوتران اصیل را در ظاهر و جمجمه و میزان وفاداری (جلد بودن) به اولین خانه می‌دانند.

 کبوتر نامه‌بر

دو نوع هستند از لحاظ جثه که گونه اول جثه‌ای بسیار بزرگ تر از کبوتران چاهی و خانگی دارد که پاهای بزرگ و قرمز شفاف از ویژگی‌های خاص این نوع است که رفته رفته در خطر انقراض قرار گرفته‌است. گونه دوم کاملاً شبیه به کوتران وحشی است که فقط توانایی دوقطبی بودن را دارد. یعنی حیوان بر اثر آموزش توانایی دارد که دو نقطه جغرافیایی را مرکز قطب نمای خود قرار داده و از یاد نبرد.

کبوترها لانه خود را بر درخت و یا روی زمین و یا در ساختمان‌ها می‌سازند. به ندرت اتفاق می‌افتد کبوترها درون تنه درختان، یا داخل سوراخ‌های زمین آشیانه بسازند. طرز لانه ساختن آن‌ها بسیار ساده‌است. کبوترهای ماده حداکثر ۲ و حداقل یک تخم می‌گذارند، رنگ تخم بیشتر کبوترها سفید است.

[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 21:56 ] [ اطلس ایران وجهان ]

کبک (پرنده)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو

کبک پرنده‌ای زیبا، آرام و وحشی است که در بسیاری از دشت‌ها، دامنه هاو کوهپایه هاپراکنده‌است. این پرنده در نواحی وسیعی از جهان نظیر شمال آمریکا، شرق اروپا، خاورمیانه، آسیای مرکزی، شبه قاره هندوستان و باختر دور پراکنده‌است. نام این پرنده در زبان انگلیسی Partridge و در زبان فرانسه Perdrix و در زبان آلمانی Rebhuhn و در زبان عربی «الحجل» است، که به کبک چوکار «الشنار» نیز گفته می‌شود و در زبان فارسی به آن کبک می‌گویند. استاد دهخدا در لغت نامه خود در باره کبک گوید: «کبک، مرغی معروف و پرنده‌ای مشهور است که بر دو قسم می‌باشد دری و غیر دری، هر دو به یک شکل و شمایل لیکن دری بزرگ تر و غیر دری کوچک تر است. این پرنده بیشتر در کوهسارها زیست کند. قبج، معرب کبگ است. کبک پرنده‌ای از دسته ماکیان‌ها است که به جهت استفاده از گوشت وی آن را شکار کنند. اعراب گوشت او را از جمله طعام‌های بسیار لذیذ شمارند و چون خواهند این مرغ را بگیرند از هر طرف او را بپرانند تا وقتی از پرواز باز ماند و خسته شود خود را در برف پنهان کند تا با دست بگیرند».

[ویرایش] مشخصات ظاهری کبک

وزن کبک‌ها بین۵۱۰ تا ۶۸۰ گرم است و میانگین وزن در آنان ۵۹۵ گرم است، البته باید افزود که وزن کبک نر بین ۵۱۰ تا۸۰۰ گرم و وزن کبک ماده ۴۵۰ تا۶۸۰ گرم است. ترکیب پرها در هر دو جنس نر و ماده یکسان است. رنگ این پرنده قهوه‌ای مایل به خاکستری در بالا و زرد کم رنگ در قسمت شکم است. یک خط سیاه از قسمت جلوی سر آغاز شده و پس از عبور از چشم‌ها و گردن، در قسمت بالای سینه تمام می‌شود و سر و سینه خاکستری پرنده را از قسمت سفید رنگ گلو جدا می‌کند. پهلوی پرنده با ترکیبی از رنگ سیاه و شاه بلوطی متمایل به سفید پوشانده شده و پرهای انتهایی بال، به رنگ شاه بلوطی هستند. نوک، لبه پلک‌ها، ساق و پاهای کبک به رنگ صورتی تا قرمز تیره هستند. اگرچه هر دو جنس نر و ماده ممکن است دارای یک سیخک کوچک در قوزک پا باشند که به آن «مهمیز» می‌گویند، ولی این صفت معمولاً از مشخصات جنس نر است. کبک‌های نابالغ کوچکتر هستند و به رنگ قهوه‌ای و خاکستری هستند.

[ویرایش] تاریخچه پرورش کبک

پرورش کبک قدمت چندانی ندارد اما صید و شکار کبک تاریخچه‌ای بسیار کهن دارد. صید کبک یکی از تفریحات شاهزادگان و امرا و اشراف زادگان در بین سلسله‌های پادشاهان هخامنشی، اشکانی و ساسانی در دوران ماقبل اسلام در ایران بوده‌است. بعد از ظهور اسلام نیز بسیاری از پادشاهان سلسله‌های سامانیان، غزنویان، سلجوقیان و خوارزمشاهیان همانند شاهان گذشته علاقه زیادی به صید و شکار از خود نشان می‌دادند و با انتشار فرهنگ ایرانی در میان اعراب در دوران خلفای عباسی، بسیاری از خلفای خاندان عباسی نیز به آداب و رسوم درباری شاهان ایرانی علاقه مند شده و همانند آنان عازم صید و شکار می‌شدند. در سرزمین باستانی بدخشان که جزو قلمرو فرهنگی ایران محسوب می‌شود، کبک نماد و سمبل فرارسیدن نوروز می‌باشد و در بین آثار باستانی یافت شده در گورهای «کوشانی‌ها» در بدخشان تاجیکستان، مهری یافت شده که بر روی آن نقش یک کبک که شاخه گندم بر منقار دارد دیده می‌شود.

[ویرایش] تعیین جنسیت کبک

هر دو جنس کبک از نظر ظاهر و رنگ پرها بسیار به یکدیگر شبیه هستند. در نتیجه تعیین جنسیت آن‌ها از یکدیگر کمی دشوار است. اما می‌توان کبک‌های نر و ماده بالغ را از روی اندازه بدن و فرم سر تشخیص داد. کبک‌های نر عموماً جثه‌ای بزرگ تر و سنگین تر دارند. سر کبک‌های نر گرد و بزرگ تر و سر پرنده ماده بیضوی است. پاهای کبک‌های نر بلندتر بوده و پولک‌های درشت تری دارد و سریع تر از ماده‌ها راه می‌روند. هر دو جنس برآمدگی سیخ مانندی در پشت پا دارند ولی این برآمدگی در جنس نر بزرگ تر از برآمدگی پای پرنده ماده‌است و به آن «مهمیز» می‌گویند. گردن کبک نر معمولاً باریک تر و قوی تر از کبک ماده‌است. معمولاً در مراکز پرورش کبک، جوجه کبک‌ها را از طریق دیدن منافذ جنسی در ناحیه کلواک یا مقعد تعیین جنسیت می‌کنند که این امر نیاز به دقت فراوان دارد.

[ویرایش] شکار کبک در ایران

شکار کبک در قبل از اسلام توسط شاهزادگان، امرا، سپاهیان و حتی شکارچیان معمولی رایج و متداول بوده‌است. معمولاً گونه‌های «کبک دری» و «کبک سی سی» و «کبک شنی» از رایج ترین گونه‌های کبک بوده‌است. در دوره اسلامی نیز شکار کبک ادامه یافت و امروزه شکار آن در بسیاری از استان‌های کشور رایج و متداول است. فصل شکار کبک در ایران در اواسط تیرماه می‌باشد و تقریباً در اواسط تیرماه جوجه‌های کبک به سن سه ماهگی رسیده و می‌توانند جدا از پدر و مادر به زندگی خود ادامه دهند. شکار کبک به روش‌های مختلفی صورت می‌گیرد و در آن از ابزارهای متفاوتی نظیر: تور، تله و اسحله شکاری استفاده می‌شود. راحت ترین روش برای شکار کبک، گذاشتن تله در اطراف منابع آب است که در چنین حالتی باید بامداد و یا هنگام غروب خورشید در کنار این منابع آبی در کمین نشست و پس از رسیدن کبک‌ها به این منطقه آن‌ها را با تور و یا تله شکار کرد و معمولاً در این روش از سوت‌های مخصوصی استفاده می‌شود که می‌توانند صدایی شبیه صدای کبک تولید نمایند و برخی از افراد نیز اقدام به ضبط صدای طبیعی کبک نر نموده و با پخش آن تلاش می‌کنند تا کبک را به نزد محل تله گذاری شده فراخوانند. گروهی دیگر از شکارچیان نیز برای شکار کبک از سگ‌های شکاری استفاده می‌کنند در این روش سگ‌های شکاری را در بین درختچه‌ها و چمن زارهای محل سکونت کبک رها کرده و سگ پس از یافتن کبک اقدام به شکار آن‌ها می‌نماید. استان کردستان یکی از استان‌های کبک خیز کشور است که شکار کبک در آن بسیار رایج و متداول است.

[ویرایش] نژادهای کبک

۴۵ گونه کبک در جهان وجود دارد که برخی از این کبک‌ها عبارتند از:

۱. کبک برفی

۲. کبک عربی

۳. کبک پرزیوالسکی

۴. کبک کوهی

۵. کبک چوکار

۶. کبک فیلبی

۷. کبک بربری

۸. کبک پا قرمز

۹. کبک سی سی

۱۰. کبک دری

۱۱. کبک شنی

۱۲. کبک منقار بلند

۱۳. کبک خاکستری

[ویرایش] تولید مثل کبک

در طبیعت کبک‌ها در بوته زارها جفت گیری می‌کند. کبک‌ها بسته به شرایط محیطی، یک مرتبه در سال تولید مثل می‌کنند و معمولاً تولید مثل از اواخر فروردین آغاز شده و بسته به منطقه جغرافیایی ممکن است تا اواخر تیر و اوایل مرداد نیز در مناطق سردسیر ادامه یابد. کبک ماده در حدود هفت ماهگی یا سن ۲۸ هفتگی شروع به تخم گذاری می‌کند و در هر بار ۷ تا ۲۱ تخم می‌گذارد و به طور متوسط ۲۴ روز بر روی تخم‌ها می‌خوابد و این عمل معمولاً وظیفه کبک ماده‌است. اندازه تخم‌ها ۴/۶۵× ۹/۴۶میلی متر است. از اواسط اردیبهشت تا اواسط مرداد، جوجه‌ها به تدریج از تخم بیرون می‌آیند. جوجه‌ها در هنگام بیرون آمدن از تخم، پر تحرک، باهوش و توانا هستند و می‌توانند پس از چند هفته، پرواز کنند. پس از گذشت ۱۲ هفته، جوجه‌ها بالغ می‌شوند اما برای جفت گیری آمادگی نخواهند داشت. نرها معمولاً تا زمان پرورش جوجه‌ها با خانواده می‌مانند، اگرچه بعضی از آن‌ها پس از تخم گذاری کبک ماده، خانواده را ترک و به کبک‌های نر دیگر ملحق می‌شوند. کبک‌ها تک همسر هستند و در فصل جفت گیری در اواخر اسفندماه، کبک‌های نر برای جلب توجه کبک‌های ماده، دم خود را به حالت چتر باز کرده در حالی که اندکی بال‌های خود را انداخته و سر خود را کج نگه داشته‌اند درجلوی کبک ماده حرکت می‌کنند و کبک ماده نیز با مشاهده این رفتار، نسبت به کبک نر رفتاری مهر آمیز نشان می‌دهد. هنگام خشک سالی و کمبود غذا، عمل تولید مثل ممکن است محدود به چند پرنده شود

[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 21:56 ] [ اطلس ایران وجهان ]

شاهین

 
شاهین
Brown Falcon
Falco berigora
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: جانوران
شاخه: طنابداران
رده: پرندگان
راسته: شاهین‌سانان[۱]
تیره: شاهینیان[۲]
سرده: شاهین
Linnaeus, 1758

شاهین پرنده ای از راسته ی شکاریان روزانه از تیره بازها است. شاهین جزو شکاریان بسیار جسور و با شهامت است، و با وجود آنکه از قوش کوچک‌تر است ولی بعلت جسارتی که دارد گاهی عموماً به عقاب وقوش حمله می‌کند. در حدود ۴۰ گونه از این پرنده شناخته شده است که با نامهای گوناگون زیستگاهشان در سراسر کره زمین پراکنده است. شاهین عموماً آشیانه خود را در کوهستانهای بلند و دور افتاده و در غارهای مشرف به پرتگاه‌ها و صخره‌ها بلند می‌سازد ولابلای صخره‌های کوهستانی تخم گذاری می‌کند. گونه‌های مختلف این پرنده در کوه‌های ایران فراوان است. شاهین را صیادان جهت شکار تربیت می‌کنند. زیستگاه این پرنده در کوهستانهای بلند و دور افتاده، و آشیانه خود را در غارها مشرف به پرتگاه‌ها و صخره‌ها بلند می‌سازد.

محتویات

 [نهفتن

نمای ظاهری [ویرایش]

شاهین دارای قرنیه‌ای سیاه رنگ و پرهایی زرد رنگ است که به خاکستری می‌گراید، و زیر گلو وزیر شکمش قهوه‌ای و دارای خالهای تیره است. نر این پرنده قدری کوچک‌تر از ماده است.

ریشه تاریخی [ویرایش]

شاهین در پارسی یعنی «شاهانه»، مانند آهنین که ریشه اش از آهن می‌آید. شکار کردن با شاهین با آنکه تاریخ اش به دوره پادشاهی آشور می‌رسد، بدون شک در دوره ساسانی ورزش شاهان بوده زیرا در دوره اسلامی گسترش یافت. شکار با شاهین پس از آن به اروپا گسترش پیدا کرد. نام شاهین می‌تواند از شکار کردن شاه با پرنده شکاری ریشه گرفته باشد.

شاهین روزگاری در سراسر دنیا می‌زیست. اما امروزه به شدت کمیاب شده ودر بعضی جاها دیده می‌شود. احتمالاً معدودی از پرندگان می‌توانند تندتر از شاهین‌ها پرواز نمایند. گاه سرعتش هنگام شکار به ۲۹۰ کیلومتر در ساعت می‌رسد. طول آن به ۴۶ سانتیمتر می‌رسد. بالهای گسترده اش به ۱۰۹ سانتیمتر می‌رسد. شاهین‌ها به پرندگان به اندازه خود وگاه بزرگ‌تر از خود نیز حمله می‌کنند، بسیاری از پرندگان را می‌کشند. در فرهنگ معین آمده است که برخی خلبانان از حمله شاهین به هواپیما گزارش کرده اند و این نشان دهنده جسارت شگفت این پرنده است.

نگارخانه [ویرایش]

[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 21:55 ] [ اطلس ایران وجهان ]

کلاغ

کلاغ
کلاغ سیاه
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: جانوران
شاخه: طنابداران
رده: پرندگان
راسته: گنجشک‌سانان
تیره: کلاغیان
سرده: Corvus
لینه، ۱۷۵۸

کَلاغ [۱] پرنده‌ای است از راستهٔ گنجشک‌سانان (سبکبالان) و از دستهٔ شاخی‌نوکان و خانوادهٔ کلاغان (Corvidae) که دارای قدی متوسط (به جثهٔ یک مرغ خانگی) و پرهای سیاه در قسمت سر و بال و دم و گردن است ولی در ناحیهٔ پشت و شکم دارای پرهای خاکستری مایل به سفید است. منقار کلاغ نسبتاً بلند و قوی است. کلاغ تقریباً همه چیز خوار است. خوراکش حشره و جانوران کوچک است و طول عمرش طولانی است.

[ویرایش] گونه‌ها

کلاغی در حال پرواز در ایران
کلاغ ابلق، نژادی که در اروپا و خاورمیانه می‌زید.
کلاغ جنگلی در حال خوردن لاشهٔ یک کوسه در سواحل ژاپن
  • Corvus alberculos - غراب گردن سفید (جنوب، مرکز و شمال آفریقا)
  • Corvus albus - کلاغ زنگی (سواحل میانی تا جنوبی آفریقا)
  • Corvus bennetti - کلاغ کوچک (استرالیا)
  • Corvus brachyrhynchos - کلاغ آمریکایی (ایالات متحده، جنوب کانادا و شمال مکزیک)
  • Corvus capensis - کلاغ دماغه امید نیک (شرق و جنوب آفریقا)
  • Corvus caurinus - کلاغ شمال غربی (شبه‌جزیره المپیک تا جنوب غربی آلاسکا)
  • Corvus corax - غراب (از جنوب منطقه قطب شمال تا جنوب اروپا، آسیا و نیکاراگوا)
  • Corvus corone - کلاغ لاشه (غرب اروپا و شرق آسیا)
  • Corvus cornix - کلاغ ابلق (شرق و شمال اروپا و خاورمیانه)
  • Corvus coronoides - غراب استرالیایی (شرق و جنوب استرالیا)
  • Corvus crassirostris - غراب منقار کلفت (اتیوپی)
  • Corvus cryptoleucus - غراب چیهواهوایی (جنوب غرب آمریکا و شمال غرب مکزیک)
  • Corvus dauuricus - زاغچه داوریایی (شرق آسیا)
  • Corvus enca - کلاغ منقار باریک (مالزی، فیلیپین، اندونزی)
  • Corvus florensis - کلاغ فلورس (جزیره فلورس)
  • Corvus frugilegus - کلاغ سیاه (اروپا، آسیا و نیوزیلند)
  • Corvus fuscicapillus - کلاغ سر قهوه‌ای (گینه نو)
  • Corvus hawaiiensis - کلاغ هاوایی (جزیره هاوایی)
  • Corvus imparatus -کلاغ تامالیپاس (خلیج مکزیک)
  • Corvus jamaicensis - کلاغ جامائیکایی (جامائیکا)
  • Corvus kubaryi - کلاغ ماریانا (گوام، روتا)
  • Corvus leucognaphalus - کلاغ گردن‌سفید (هائیتی، دومینیکن، پوئرتوریکو)
  • Corvus macrorhynchos - کلاغ منقاربزرگ (شرق آسیا، هیمالیا، هند، برمه، فیلیپین)
  • Corvus meeki - کلاغ جزایر سلیمان (حزایر سلیمان شمالی)
  • Corvus mellori - غراب کوچک (جنوب شرق استرالیا)
  • Corvus monedula - کلاغ گردن‌بور (بریتانیا و غرب اروپا، اسکاندیناوی، آسیا)
  • Corvus moneduloides - کلاغ نیوکالدونیایی (کالدونیای جدید)
  • Corvus nasicus - کلاغ کوبایی (کوبا)
  • Corvus orru - کلاغ استرالیایی (استرالیا، گینه نو و جزایر هم‌جوار)
  • Corvus ossifragus - کلاغ ماهیگیر (ایالات متحده آمریکا)
  • Corvus palmarum - کلاغ نخل (کوبا، هائیتی، دومینیکن)
  • Corvus rhipidurus - کلاغ دم‌کوتاه (حاورمیانه، شمال شرق آفریقا)
  • Corvus ruficolis - غراب گردن قهوه‌ای (شمال آفریقا، خاورمیانه، جنوب و شرق آسیا)
  • Corvus sinaloae - کلاغ سینالوایی (جزایر اقیانوسیه)
  • Corvus splendens - کلاغ هندی (شبه‌جزیره هند، خاورمیانه، شرق آفریقا)
  • Corvus tasmanicus - غراب جنگلی (تاسمانی و سواحل جنوب شرق استرالیا)
  • Corvus torquatus - کلاغ طوقی (شرق چین، ویتنام)
  • Corvus tristis - کلاغ خاکستری (گینه نو و جزایر همسایه)
  • Corvus typicus - کلاغ نی‌زن (اندونزی)
  • Corvus unicolor - کلاغ بانگی (جزیره بانگای) - احتمالا منقرض شده
  • Corvus validus - کلاغ منقار دراز ()
  • Corvus woodfordi - کلاغ منقارسفید (جزایر سل
[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 21:55 ] [ اطلس ایران وجهان ]

دارکوب

ظاهراً این گروه از پرندگان با توکان‌ها تفاوت دارند اما جزو خانواده‌های نزدیک به هم هستند هر دوی این پرندگان دارای پاهایی هستند که ۲ چنگال به سمت جلو و ۲ چنگال به سمت عقب دارند وقتی پرواز می‌کنند بال‌هایشان را به سرعت به هم می‌زنند و در نتیجه در هنگام حرکت در هوا بالا و پایین می‌شوند.

در حدود بیش از ۲۰۰ گونه دارکوب در جهان وجود دارد. دارکوب‌ها تقریباً در هر جا که درخت باشد دیده می‌شوند.

دارکوبها منقارهای نیرومندی دارند که برای سوراخ کردن پوست درختان و جستجوی حشرات به کار می‌برند آن‌ها طعمه‌های خود را به وسیله زبان بلند که دارای نوک چسبناکی است از مخفیگاهشان بیرون می‌کشند.

داركوب

گونه‌ها [ویرایش]

از انواع دارکوب:

[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 21:42 ] [ اطلس ایران وجهان ]

درنا

از.
درنا
درنای هندی
Gruzs antigone antigone
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: جانوران
شاخه: طنابداران
رده: پرندگان
راسته: کلنگیان
تیره: درنایان
ویگورس، ۱۸۲۵
گونه‌ها

دُرنا یا کُلَنگ پرنده‌ای است از خانواده درنایان (Gruidae).

درناها پرندگانی هستند بزرگ، با پاها و گردن دراز، دم نسبتاً کوتاه، بالهای دراز و منقاری بلند و کلفت، ظاهر شبیه لک‌لک، شاهپرهای ثانوی داخلی بالهای آنها خیلی بلند شده، روی دم را می‌پوشاند. در پرواز گردن وپاهای خودرا کشیده نگه می‌دارد. گله‌های آنها هنگام مهاجرت دریک خط به شکل هفت پرواز می‌کنند. نر وماده آنها همشکل هستند. روی زمین آشیانه می‌سازند. این پرنده را در هنگام پرواز می‌توان از مرغ ماهیخوار، حواصیل تشخیص داد. بزرگ‌ترین درنا در آمریکای شمالی بسر می‌برد. این پرنده حدود ۵/۱ طول دارد وبلندی قامتش از ۵/۱ تا ۲/۱ می‌باشد. بالهای گسترده اش از ۸/۱ تا ۲ متر است. بالهایش سفید باخط سیاه می‌باشد. درناها، زمستانها را در جاهای گرم وتابستانها را در نواحی سرد می‌گذرانند.

از گونه‌های درنا می‌شود به درنای سیبری (Grus leucogeranus) اشاره کرد.

محتویات

 [نهفتن

تغذیه [ویرایش]

درناها، گیاهان کوچک، حشرات، قورباغه‌ها، کرم‌ها، خزندگان وماهیان کوچک، وتخم جانوران آبی را می‌خورند.

جفت گیری [ویرایش]

گروههای درناها هنگام فصل جفت گیری، گرد می‌آیند وبه رقص می‌پردازند. درناها هنگام رقص با هیجان می‌رقصند. در اوقات دیگر درناها روی یک پا می‌ایستند. این پرنده دربوته زارها یا مردابها بسر می‌برند. هر درنای ماده در فصل یک تخم می‌گذارد

[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 21:42 ] [ اطلس ایران وجهان ]

زاغ

زاغ
زاغ نوک‌زرد
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: جانوران
شاخه: طنابداران
رده: پرندگان
راسته: گنجشک‌سانان
تیره: کلاغیان
سرده: Pyrrhocorax
گونه

زاغ نوک‌سرخ (P. pyrrhocorax)
زاغ نوک‌زرد (P. graculus)

      زاغ نوک‌زرد
      زاغ نوک‌سرخ
      هر دو

زاغ سرده‌ای از پرندگان در خانواده کلاغیان است. این سرده دو گونهٔ زاغ نوک‌زرد و زاغ نوک‌سرخ را در بر می‌گیرد که در مناطق کوهستانی جنوب اورآسیا و شمال آفریقا سکونت دارند.

بدن زاغ به رنگ سیاه و پاهای آن سرخ‌رنگ است. تک‌همسرند و زوج تا آخر عمر به یکدیگر وفادار می‌مانند. غذای اصلی آن‌ها بی‌مهرگان است و در کنار آن (به‌ویژه در زمستان) از سبزیجات و منابع غذایی سکونتگاه‌های انسانی استفاده می‌کنند.

بحری، عقاب طلایی و شاه بوف مهمترین دشمنان طبیعی این حیوان می‌باشند و غراب معمولی هم جوجه‌های آن‌ها را شکار می‌کند. در اسپانیا زاغ‌های نوک‌سرخ علاقه دارند تا در کنار اجتماعات دلیجه کوچک لانه‌سازی کنند، چرا که حضور در کنار این شاهین‌های حشره‌خوار امنیت بیشتری را برای آنان فراهم می‌آورد.

ویژگی‌های جسمی [ویرایش]

اندازه و مشخصات جسمی[۱]
ویژگی زاغ‌نوک‌سرخ زاغ نوک‌زرد
وزن ۲۸۵–۳۸۰ گرم ۱۹۱–۲۴۴ گرم
بال ۲۴۹–۳۰۴ میلی‌متر ۲۵۰–۲۷۴ میلی‌متر
دُم ۱۲۶–۱۴۵ میلی‌متر ۱۵۰–۱۶۷ میلی‌متر
ساق پا ۵۵–۵۹ میلی‌متر ۴۱–۴۸ میلی‌متر
منقار ۴۱–۵۶ میلی‌متر ۳۱–۳۷ میلی‌متر
رنگ منقار سرخ زرد
نما در پرواز:
زاغ نوک‌سرخ پرهای انگشتی ژرف‌تر و دم کوتاهتری از زاغ نوک‌زرد دارد.
[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 21:42 ] [ اطلس ایران وجهان ]

چکاوک

 

چکاوک (قـُبـره ) پرندگانی خوش آواز باپر وبال رگه رگه وقهوه‌ای رنگ هستند که اغلب درحال پرواز آواز می‌خوانند. روی زمین بیشتر راه می‌روند یا می‌دوند. معمولاً ناخن انگشت عقبی پای آنها دراز، راست ونوک تیز است. اغلب بطور دسته جمعی دیده می‌شوند. جز در مورد استثنائی. نر وماده آنها همشکل است. روی زمین آشیانه می‌سازند. از دانه‌ها، حشرات ونرم تنان تغذیه می‌کنند.

محتویات

 [نهفتن

انواع چکاوک [ویرایش]

پرنده چکاوک انواع متعددی دارند که به شرح زیر می‌باشند:

چکاوک سنگلاخ [ویرایش]

چکاوک سنگلاخ طولش ۱۵ سانتینتر است. چکاوکی خاکی رنگ وبدون نشانه‌های خاص. باسر کاملاً گرد ورنگ یکدست که از قهوه‌ای خاکی یا قهوه‌ای مایل به خاکستری تا قهوه‌ای مایل به خرمائی کمرنگ متغیر است تشخیص داده می‌شود. رگه‌های بسیار کمرنگ روی سینه اش از فاصله کم نمایان است. دمش فاقد رنگهای سیاه وسفید می‌باشد. کمتر از سایر چکاوکها اجتماعی است و غالباً جفت جفت یا بصورت گروهای کوچک دیده می‌شود. بالهایش کاملاً گرد است. پرواز خاص دارد وبال زدنش توام با تکانهای مخصوصی است.

پرنده چكاوک (قـُبـره)
لانه چكاوک (قـُبـره)

زیستگاه [ویرایش]

بیابانهای سنگلاخ ودامنه‌های صخره‌ای کوهستانی را ترجیح می‌دهد واز بیابانهای ماسه‌ای باز دوری می‌جوید.

پراکندگی [ویرایش]

بومی وفراوان است. خانواده چکاوک عمدتاً در نیمکره شرقی زندگی می‌کنند شاید معروفترین چکاوک، چکاوک آسمانی است که در سراسر اروپا ونواحی معتدل آسیا زندگی می‌کنند. بلندیش به ۱۸ سانتیمتر می‌رسد. پوشش پشتی رنگ پرهایش قهوه‌ای تیره‌است. چکاوک آسمانی معمولاً لانه اش را روی زمین میان کشتزارهای باز می‌سازد. ممکن است در ساختن لانه از علف، مو، تکه‌های پارچه وغیره استفاده نماید. چکاوک آسمانی بواسطهٔ آوازه خوان هنگام پرواز شهرت دارد. مردم اغلب آواز آنها را هنگام پرواز می‌شنوند.

جفت گیری وتخم گذاری [ویرایش]

پس از جفت گیری چکاوک ماده مابین ۴ تا ۵ تخم می‌گذارد که به رنگ خاکستری با علائم قهوه‌ای زیتونی است. چکاوک ممکن است در یک فصل دو جوجه پرورش دهد. چکاوک روی زمین ومیان بوته‌های کوتاه لانه می‌سازد

[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 21:41 ] [ اطلس ایران وجهان ]

جغد

 
جغد
یک شاهین‌بوف شمالی[۱] در باغ وحش بلَیدورپ روتردام هلند.
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: جانوران
شاخه: طنابداران
رده: پرندگان
زیررده: نومرغان[۲]
فرورده: نوآروارگان[۳]
بالاراسته: نوپرندگان[۴]
راسته: بوف‌سانان[۵]
وگلر، ۱۸۳۰
خانواده‌ها
مترادف‌ها

‎ Strigidae sensu Sibley & Ahlquist

جُغد (بوف، بوم) نام پرنده‌ای شکاری است از راسته بوف‌سانان ٬ که دارای قدرت شنوایی و بینایی بسیار بالاییست.[۶] جغدها در همه قاره‌ها به استثناء جنوبگان مشاهده شده‌اند.

جغد پرنده سودمندی است زیرا خوراکش انواع موش است و در شکاف‌های تنه درختان و آشیانه‌های متروک زاغان لانه می‌گذارد. جغدها معمولاً شب‌رو و پگاه‌رو هستند یعنی هنگام پگاه و شفق از لانه بیرون آمده و شکار می‌کنند.[۶]

کوچکترین جغد، جغد کوتوله آمریکای شمالی می‌باشد طول آن فقط ۱۵ سانتیمتر یعنی به بزرگی یک گنجشک است. تخم جغد همیشه به فاصله چند روز می‌شکند و نوزاد به دنیا می‌آید.[۷]

نقش و رنگ‌ پرهای جغدها حالت استتاری دارند تا به هنگام استراحت روزانه‌شان از مزاحمت‌ها بکاهند.

جغدی به نام اشوزوشت در اسطوره‌های ایرانی نقش زیادی در یاری نیروی خوبی دارد.[۸]

 

نام [ویرایش]

واژهٔ جغد از زبان سغدی وارد فارسی شده‌است و اصل سغدی آن چَغوت است.[۹]

در متون فارسی واژه‌های مترادف دیگری که برای جغد به‌کار رفته عبارت است از: بوف، بوم، بهمن‌مرغ، کوف، یوف، گول، چغد، چغو، کُنگُر، کوچ . کوج . پسک . پش . کوکن . کگران . کوال . نهام . نهار. بیقوچ، بیقوش . بایقوش . قوش . سار. کوره بو (در تنکابن).[۱۰]

ویژگی‌ها [ویرایش]

جغد پرنده‌ای است با صورتی پهن، منقاری خمیده و چشم‌هایی درشت و پاهای بزرگ، در دو طرف سرش دو دسته پر شبیه گوش گربه قرار دارد که گوش‌پر نامیده می‌شوند.[۶]

دارای سر بزرگ، صورت پهن و منقار قوی قلاب‌مانند و نیم‌پیدا و چنگال‌های تیز و نیرومند است.[۱۱] منقار قلاب‌شکل نیرومندش به همراه چنگال‌های قوی او برای نگه داشتن طعمه به کار می‌رود. رنگش معمولاً کرم قهوه‌ای است. در نوکش یک شکاف هست. سرش بزرگ است. او هوای تاریک را دوست دارد. شب‌ها پرواز می‌کند.

جغد نوکی کوچک و ظریف دارد. دور دهانش پرهای زبری هست که شبیه مو می‌باشد ولی مو نیست. پاهایش کوچک است و پنجه‌هایش ضعیف و بی‌طاقت. پر و بال او صاف است و خیلی آرام پرواز می‌کند. نوک پرهای جغد به شکلی طراحی شده که در هنگام حمله به طعمه صدای پرها کم باشد.

پرواز آنها بی‌صداست، بعضی از آنها گوش‌پرهای مشخصی دارند. پاهای پوشیده از پر دارند. تک‌زی‌اند و بیشترشان روی درخت زندگی می‌کنند. نر و ماده آنها همشکل است ولی ماده‌ها بزرگ‌ترند.[۱۱]

جغدها همیشه طعمه خود را درسته می‌بلعند و پس از آن‌که بخش‌های گواردنی آن را گواردند بازمانده آن را به شکل تفاله از راه دهان بیرون می‌اندازند.[۷]

بینایی و شنوایی [ویرایش]

جغد چشم‌های بزرگ و رو به جلو دارد که استفاده از هر دو چشم را در یک زمان برای او میسر می‌سازد و دید دوچشمی را فراهم می‌کند. دید دوچشمی برای برآورد فاصله‌ها به هنگام حمله سودمند است. چشم‌های جغد بسیار حساس است و به خاطر بزرگی چشم‌ها حتی در نور خیلی کم می‌تواند ببیند و به همین خاطر خوب شکار می‌کند. چشم‌های جغد اما به چشمخانه چسبیده و در حدقه ثابت است و از این‌رو برای دنبال کردن حرکات طعمه، جغد ناچار است همه سر خود را به پهلو یا پشت بچرخاند. جغد گردن دراز و انعطاف‌پذیری دارد که در زیر پرهایش پنهان شده و این گردن چرخاندن کامل سر را برای او میسر می‌سازد.[۱۲]

نیروی شنوایی جغدها قوی است و شکل پهن و قرص‌مانند صورت آن‌ها به هدایت صدا به سوی گوش‌های بزرگشان کمک می‌کند. منقار رو به پایین آن‌ها نیز برای این است که برای دریافت صدا کمترین مانع را ایجاد کند. در بیشتر گونه‌های شب‌بیدار جغد، یکی از گوش‌ها کمی بالاتر از گوش دیگر قرار گرفته تا صداها را در حالت حرکات عمودی طعمه نیز دریافت و دنبال کند. جغدها با این قدرت شنوایی خود می‌توانند جهت حرکت طعمه را با دقت بالایی تشخیص دهند.[۱۲] برخی از جغدها دارای چنان قدرت شنوایی هستند که می‌توانند یک طعمه را در تاریکی مطلق تشخیص دهند.

[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 21:41 ] [ اطلس ایران وجهان ]

پلیکان

 

پلیکان نوعی پرنده است. بزرگترین عضو از خانواده پلیکان‌ها پلیکان پا خاکستری به شمار می‌رود که در ایران نیز یافت می‌شود.

[

[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 21:40 ] [ اطلس ایران وجهان ]

خروس (حیوان)

 
 
خروس
خروس
خروسی که اطراف پایش پر از پر است. (باغ پرندگان اصفهان)

خروس گونه نر مرغ از پرندگان است. این پرنده از خود صدای قوقـولی قوقـو در می‌آورد .بهره هوشی این پرنده در مقایسه با گونه ماده اش بیشتر است.

خروس معمولاً بیشتر از یک جفت (مرغ) برای خود انتخاب می‌کند، و چون نمی‌تواند محافظت از تک تک لانه مرغها انجام بدهد، لذا عموماً منطقه‌ای را که مرغهایش در آنجا هستند مراقبت می‌کند و چنانچه خروس دیگری به محدوده او نزدیک شود به او حمله خواهد کرد. در طی روز خروس در جائی بلند تر از زمین (بین یکی دو متر) می‌نشیند و مراقبت از محدوده و مرغهایش را در مقابل خطر حمله دیگر جانوران و خروسهای دیگر انجام می‌دهد، و چنانچه احساس خطری بکند با درآوردن صداهایی از خود به مرغها اعلام خطر می‌کند. خروس دارای نژادهای متعدد ومتفاوتی است که در هر نژاد خصوصیات منحصر به فردی مشاهده می‌شود .نژادهای مرغ وخروس از لحاظ تقسیم بندی به پنج گروه زیر تقسیم می‌شوند:

نژادهای آمریکایی

نژادهای انگلیسی

نژادهای آسیایی

نژادهای مدیترانه‌ای

نژادهای متفرقه

وبا توجه به این که نژادهای خروس به تنهایی ذکر نمی‌شوند، معمولاً نژادهای مرغ (ماکیان) به معنی نژاد مشترک مرغ وخروس مطرح می‌شود، هرچند که در برخی از نژادها شکل ظاهری خروس با شکل ظاهری مرغ از همان نژاد تفاوت آشکاری دارد، اما معمولاً در اغلب نژادهای ماکیان شباهت‌های زیادی بین مرغ وخروس در یک نژاد مخصوص دیده می‌شود.

در ادبیات [ویرایش]

صادق چوبک در داستانی به نام قفس می‌نویسد: "مرغ و خروس‌های خصی و لاری و رسمی و کله‌ماری و زیره‌ای و گل‌باقلایی و شیربرنجی و کاکلی و دم‌کل و پاکوتاه و جوجه‌های ..."

وی ظاهراً از اصطلاحات خروس‌بازان برای بازگویی انواع مرغ و خروس استفاده کرده‌است.که در برخی از آن‌ها رنگ خروس ذکر می‌شود مثل گل باقلایی وشیربرنجی ودر برخی دیگر نژاد خروس ذکر می‌شود، مثل لاری وکاکلی وغیره [۱]

نگارخانه [ویرایش]

[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 21:40 ] [ اطلس ایران وجهان ]

بوقلمون

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
 
بوقلمون
محدوده زمانی: پلیوسن پیشین تا امروزه
Wild Turkey, Meleagris gallopavo
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: جانوران
شاخه: طنابداران
رده: پرندگان
راسته: ماکیان‌سانان[۱]
تیره: Meleagrididae
Gray, 1840
سرده: Meleagris
Linnaeus, 1758
Species

M. gallopavo
M. ocellata

بوقَلَمون (در فارسی دری افغانستان: فیل‌مُرغ) گونهٔ بزرگی از پرندگان است که از سردهٔ (جنس) ملیگریس (Meleagris) و بومی آمریکای شمالی می‌باشد. بوقلمون‌ها در راسته ماکیان‌سانان (Galliformes) قرار دارند.

بوقلمون‌ها با یک ریش گوشتی که از زیر نوک آویزان است و با یک برآمده‌گی گوشتی که از بالای نوک آویزان است و اسنود (snood) نامیده می‌شود، متمایز می‌گردنند. با طول بالی از ۱٫۵ تا ۱٫۸ متر، بوقلمون‌ها بزرگ‌ترین پرندگان جنگل‌های محل زندگی خود هستند. همچون بسیاری از دیگر گونه‌های راستهٔ ماکیان‌سانان، بوقلمون نر بزرگ‌تر و رنگارنگ‌تر از بوقلمون ماده است.

 

 نامیدن

Male north american turkey supersaturated.jpg

هنگامی که این پرنده مضطرب یا هیجان‌زده می‌شود پوست برهنه در ناحیه گلو و سر می توانند از خاکستری به رنگهای قرمز، سفید و آبی تغییر رنگ دهند. به همین علت در زبان فارسی به آن بوقلمون می گویند.(بوقلمون نوعی از پارچه دیبا است که با تغییر جهت تابش نور به آن از رنگی به رنگی دیگر در می آید).

زمانی که اروپاییان برای نخستین بار با بوقلمون در شمال آمریکا برخورد کردند آن را به طور اشتباه پرنده گینی نامیدند. همچنین مشخص شد که بوقلمون نر از راه ترکیه وارد مرکز اروپا شد و نام این کشور بر روی این پرنده باقی ماند(به زبان انگلیسی) و این اشتباه همچنین موجب شد که نام علمی شود: ملیگریس (نام پرنده گینی در یونان است). همچنین نام‌های زیادی در زبانهای دیگر برای بوقلمونها که خاستگاه غیر بومی دارند، دیدگاهایی از زمان قدیم درباره این پرنده دیده شده‌است و باید اضافه کرد که معلوم نیست که بوقلمونها واقعا از کجا آمده‌اند.

[ویرایش] پرواز

بوقلمون‌های بزرگ محلی قادر به پرواز (پریدن) نیستند، اما بوقلمون‌هایی کوچک وحشی توانایی پریدن تا چند متر را دارند. آن‌ها می‌توانند با این پرش‌ها که تا شاخه‌ای از درخت که تقریبا به طول ۱٫۰ تا ۲ متر است خود را از دست شکارچیان نجات دهند. بوقلمون‌ها تا دو هفته بعد از بیرون آمدن از تخم نمی‌توانند پرواز کنند.

[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 21:37 ] [ اطلس ایران وجهان ]

پرستو

پرستو(چلچله)
پرستوی دمگاه خرمایی.

پَرَستو پرنده‌ای حشره خوار است که تاکنون ۷۴ گونه از آنرا شناسایی کرده‌اند و در بسیاری از مناطق یافت می‌شود. این پرندهٔ کوچک را با قد و بدن کشیده (حدود ۲۰ سانتیمتر)، بالهای باریک و نوک‌تیز، منقار کوتاه و پاهای سست و کوچک، به آسانی می‌توان از دیگر پرندگان باز شناخت. برخی از گونه‌های آن دم‌های شاخه‌دار دارند. پر و بال پرستوها می‌تواند یک‌دست و یا دارای نشان‌هایی به رنگ آبی و سبز با جلای فلزی باشد.

 

[ویرایش] نام‌های دیگر

پلپلاسی (در سیستان)، پرستوک، پرستک، خطّاف، فرشتو، فرشتوک، فراشترو، فراشتروک، فراشتک، فراستوک، پلستک، پیلوایه، حاجی حاجی، پالوانه، پالوایه، بادخورک، فرستو، فرستوک، بالوایه، ابابیل (در تداول عامه )، بهار، زازال، چلچله، فرتوک، بلوایه، دُمسنجه، دُمسیجه، بلسک، داپرزه، دال بوز، دال پوز، دال بوزه، دال پُوزه، از نامهای دیگر معادل پرستو در زبان فارسی می‌باشند. در گویش کرمانی اسپریچو به معنای پرستو آورده شده است. در گویش دزفولی به آن شوپلیشک یا شوپلشک می گویند.

[ویرایش] موسم تخمگذاری

در موسم جفت‌گیری و تخم‌گذاری پرستوی ماده تا پنج تخم می‌گذارد، ومدت پانزده روز روی تخم‌ها می‌خوابد، و پس از بیرون آمدن جوجه‌ها از تخم (تفقیص) و سپری شدن ۲۵ روز جوجه‌ها برای ترک لانه آماده می‌شوند. اما چند شب نخست را به آشیانه برمی‌گردند، و از آن پس برای همیشه لانه را ترک می‌گویند.

[ویرایش] آشیانه

دو پرستوی صخره‌ای در حال ساختن آشیانه گِلی

ساختن آشیانه به کمک هردو پرستوی نر وماده صورت می‌گیرد. لانه را از گِل و ساقهٔ علفها ی خشک و پـَر ساخته می‌شود. بدلیل یکسانی رنگ پرهای پرستو (چلچله) نر و ماده و باز شناختن آنها از یگدیگر آسان نیست.

[ویرایش] پرجمعیت‌ترین گونهٔ پرستو

پرجمعیت‌ترین گونهٔ پرستو، چلچلهٔ سینه خاکستری است که در آسیا، اروپا، و آمریکای شمالی زندگی می‌کند. این گونه پرستو گاه در یک فصل سه بار تخم می‌گذارد. و جالب اینجاست که وقت تخمهای نوبت اول به جوجه تبدیل شدند، پس از ترک لانه جای دوری نمی‌روند، بلکه در نزدیکی آشیانه می‌مانند و در غذا دادن به جوجه‌های نوبت دوم و سوم به پدر و مادرشان کمک می‌کنند.

[ویرایش] کوچ پرستوها

دو جوجه پرستو در انتظار غذا از سوی پرستوی مادر

از دیر باز تاکنون انسان می‌خواسته پی به انگیزهٔ مهاجرت پرندگان ببرد وبداند که چه عواملی در جهت‌یابی آن‌ها نقش دارد. در هرسال گروه‌های زیادی از پرندگان که به (پرندگان مهاجر) مشهورند گاهی از شمال به جنوب، وگاهی هم از جنوب به شمال مهاجرت می‌کنند، ودر این مهاجرت هزاران مایل راه را طی می‌کنند ودها هزار ده وشهر وروستا را پشت سر می‌گذارند. البته عوامل طبیعت، دما، آب وهوا، سرما و گرما در این هجرت سالیانهٔ پرندگان نقش مهمی دارد. «پرستوها» سالانه هفده هزار کیلومتر راه را می‌پیمایند، واز قاره‌ای به قارهٔ دیگر کوچ می‌کنند، و دارای رکورد سرعت در بین دیگر مهاجران هستند. به طوری که نوشته‌اند چهار هزار کیلومتر را در بیست وچهار ساعت می‌پیمایند. یعنی باسرعت ساعتی حدود صد وهفتاد کیلومتر. گفته می‌شود که انسان به «پرستو» علاقه‌ای خاص دارد چنانکه سرخ پوستان آمریکایی (در سنتی پیش از دوران مکاشفات کریستوف کلمب) کدو حلوایی را به شاخه‌ای می‌آویختند تا پرستوها درون (مغز) کدو را بخورند ودر میان آن، برای خود لانه‌ای بسازند. در مورد کوچ پرندگان نظرات متعددی وجود دارد. تا پیش از ابراز نظریهٔ جدید گمان بر این بود که رهبری پرندگان با تجربه و مسن، میدان مغناطیسی زمین، نیروی کوربولیس، تابش آفتاب، وساعت فیزیولوزیکی، در کوچ وجمعیت یابی پرندگان مؤثرند. در سال ۱۹۰۶ میلادی دانشمند زیست‌شناسی آلمانی «اشنایدر» این حقیقت را حدس زد که پرندگان از روی حرکت خورشید جمعیت یابی می‌کنند. پس از عرضهٔ فرضیهٔ اشنایدر، دکتر (کرامر) نخستین دانشمندی بود که درستی فرضیه اشنایدر را به کمک آزمایشهای گوناگون، بررسی و ثابت کرد. وی دریافت که حس جهت یابی پرندگان از روی حرکت خورشید به قدری دقیق است که آنها حتی مقدار تغییر وضع ساعت به ساعت خورشید را هم می‌سنجند.و بدین صورت به قدرت خدا بیشتر پی می بریم.

[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 21:37 ] [ اطلس ایران وجهان ]

بلدرچین

 
بلدرچین
بلدرچین معمولی، باغ وحشی در لهستان
بلدرچین آبی آسیایی
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: جانوران
شاخه: طنابداران
رده: پرندگان
زیررده: نومرغان
فرورده: نوآروارگان[۱]
راسته: ماکیان‌سانان
تیره: قرقاولیان
سرده: بلدرچین
نام علمی
Coturnix
بوناتره، ۱۷۹۱

بلدرچین (به پارسی سره: بَدبَده) (نام علمی: Coturnix کُتورنیکس) پرنده‌ای کوچک از تیره قرقاولیان، راسته ماکیان‌سانان است.

بلدرچین‌ها جثهٔ کوچک و خپلی دارند و زندگی بر روی زمین را ترجیح می‌دهند. از دانه‌ها و نیز حشرات و دیگر جنبندگان کوچک تغذیه می‌کنند. بر روی زمین لانه می‌سازند و بر پروازهای کوتاه و سریع قادرند، برخی گونه‌ها همچون بلدرچین ژاپنی و بلدرچین معمولی پرندگانی مهاجرند و توانایی پرواز در مسافت‌های طولانی را دارند. در برخی کشورها برخی گونه‌های بلدرچین در تعداد زیاد پرورش داده می‌شوند تا از تخم و گوشت آن‌ها استفاده شود و یا حتی در شکارگاه‌ها رها شوند. این پرنده در سکونت‌گاه‌های خود هم توسط انسان‌ها بطور گسترده‌ای شکار می‌شود تا از گوشت و پرهایش استفاده شود.

 

 نام

پراکندگی وسیع و فراوانی نِسبی این پرنده در خاورمیانه با نام‌های مختلف برای آن در میان فارسی‌زبانان همراه بوده‌است. به‌جز «بلدرچین» که واژه‌ای در اصل ترکی و اصلی‌ترین نام این پرنده است. واژهٔ «کَرَک» به‌ویژه در گویش هراتی و گویش‌های زبان کردی، در فارسی جدید به‌ویژه در گویش کرمانی واژهٔ «بدبده»، در فارسی کلاسیک واژهٔ «وَرْتِج/وَرْتیج/وَرْدیج» و در برخی مناطق مازندران، گیلان و سمنان «وَرده» از نام‌های دیگر این پرنده است. در زبان گیلکی نیز آن را «وُشُم/وُشوم» می‌نامند و سومین پادشاه زیاری را به جهت علاقه‌اش به شکار بلدرچین وشمگیر می‌نامند. در عربی از واژه‌های «سَمانی» و «سَلویٰ» استفاده می‌شود که به فارسی نیز راه یافته‌است. لامعی گرگانی شاعر سدهٔ پنجم می‌سراید:

باران و برف بارد بَر ما کنون زِ ابر چون بر بنی سرائیل از آسمانْ سَمان

[ویرایش] اسطوره‌ها

مریم بلدرچین اثر پیسانلو
Coturnix coturnix

به روایت عهد عتیق (سِفْرِ خروج ۱۳:۱۶، سفر اَعداد ۳۱ـ۳۳:۱۱) بلدرچین یکی از مائده‌های آسمانی بود که یهوه برای اسرائیلیان سرگردان پس از مهاجرت از مصر فرو فرستاد. به این موضوع در قرآن (بقره : ۵۷، اَعراف : ۱۶۰ و طه : ۸۰) نیز اشاره شده‌است. این پدیده با توجه به مهاجرت بلدرچین‌ها از منطقه مدیترانه قابل تبیین است. این پرنده‌ها هر سال بهار در گله‌های پرشمار از مسیر صحرای سینا از آفریقا به اروپا و آسیا مهاجرت می‌کنند و در پائیز مسیر رفته را بازمی‌گردند. از آن‌جا که این پرندگان در ارتفاع بسیار کم پرواز کرده و خیلی زود خسته می‌شوند و بر زمین می‌نشینند، به راحتی شکار می‌شوند.[۲]

در برخی کتب قدیمی عربی از جمله برهان قاطع افسانه‌ای دربارهٔ بلدرچین نقل شده که خاستگاه وی را از دریا می‌داند. مرتضی زبیدی در این مورد می‌نویسد: «سُمانی (بلدرچین) ... از پرندگان مهاجر است، ولی دانسته نیست از کجا می‌آید. حتی برخی می‌گویند که از دریای شور بیرون می‌آید، و دیده می‌شود که با بالی فرورفته در آب دریا و بال دیگر مانند بادبانی گسترده بر روی آب، بر سطح دریا پرواز می‌کند...» این افسانه از آن‌جا نشأت گرفته که چون بلدرچین توانایی جسمی برای پروازهای طولانی را ندارد در فصل مهاجرت از بادهای موافق برای پروازهای کمک می‌گیرد و گله‌های بزرگ بلدرچین در پاییز از اروپا به شمال آفریقا و شرق مدیترانه کوچ می‌کنند و در بهار به اروپا باز می‌گردند. در هنگام عبور از مدیترانه اغلب خسته شده به دریا می‌افتند و با همان روشی که زبیدی آورده: «با بالی فرورفته در آب دریا و بال دیگر مانند بادبانی گسترده بر روی آب» خود را به ساحل می‌رسانند. تا دهه ۱۳۲۰/۱۹۴۰ هر سال در دو فصل بهار و پائیز میلیون‌ها بلدرچین در سواحل مدیترانه بدین‌سان گرفته می‌شد ولی شمار آن‌ها از آن پس کاهش یافته‌است.[۳]

این پرنده را در عربی کلاسیک، «قَتیل الرَّعد» می‌نامند، زیرا تصور می‌کنند از شنیدن غُرّش آذرخش از ترس می میرد.

در فارسی نیز آن را «بَدبَده» نامیده‌اند چرا که بر پایه افسانه‌ای ایرانی این پرنده به‌ناحق دانه‌ای گندم از مال کودک صغیری خورد، و سپس از این کارِ بد خود پشیمان شده، دائماً تکرار می‌کند که «بَد بَده» [=] کار بَدْ بد است.

[ویرایش] نماد

تصویر بلدرچین

w

در خط هیروگلیف مصری به جای حرف و به کار میرفته است.

خواص درمانی در پزشکی سنتی

در پزشکی سنتی خواص گوناگونی برای بلدرچین برشمرده‌اند، از جمله این‌که بگفتهٔ شریف ادریسی «لیسیدنِ زهره بلدرچین برای درمان صرع سودمند است، و چکانیدن خون آن در گوش دردمند، گوش‌درد را درمان می‌کند، و استمرار در خوردن گوشتِ آن دلِ سخت را نرم می‌سازد، و گویند که این خاصیت فقط در قلب اوست».

عبدالملک بن زُهْر اندلسی طبیب قرن ششم هم به این اشاره می‌کند که «گوشتِ بلدرچین سنگ کُلیه و مثانه را خُرد می‌کند، و مدرّ بول است».

برخی پزشکان قدیم و بسیاری از عوام نیز تصور می‌کنند که تخم بلدرچین زبان انسان را گویا کرده و موجب می‌شود تا کودکان پیش از موعد زبان باز کنند. این باور ناشی از پربانگی و صدای بلند بلدرچین نسبت به جثهٔ اوست که آن را حمل بر فصاحت وی کرده‌اند.

 

[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 21:36 ] [ اطلس ایران وجهان ]

مرغابی

 
 
اردک موسکووی (نام علمی: Cairina moschata) در پارک ملت
مرغابی در حال شنا کردن
یک مرغابی در حال پرواز
مرغابی نر هنگام شروع پرواز

مرغابی، اردک، بَت [۳] (با املای دیگر بَط) یا سیکا [۴] نامی است که معمولاً برای تعدادی از گونه‌های مرغابی سانان در خانواده پرندگان Anatidae به کار می‌رود. مرغابی ها به چندین زیرخانواده تقسیم می‌شوند. مرغابی‌ها اغلب پرندگان آبی هستند که بیشترشان کوچک‌تر از هم‌خانواده‌های غاز و قو هستند. مرغابی‌ها هم در آب دریا و هم در آب شیرین زندگی می‌کنند.

مرغابی پرنده‌ایست تخم‌گذار که بیشتر در آب زندگی می‌کند. گونه‌های زیادی از مرغابی در دنیا هستند که هنوز شناخته نشده‌اند.این پرنده پرهای چربی دارد تا با تماس به آب، پرها خیس نشود و پرنده پس از خارج شدن از آب سنگین نشود.


[ویرایش] تاریخچه پرورش مرغابی

مرغابی یکی از اولین گونه‌های پرندگان است که توسط آدمی اهلی شده‌است و به نظر می‌رسد که نخستین بار، اهلی کردن آن در کشور مصر صورت گرفته‌باشد، زیرا در حفاری‌های به‌عمل‌آمده بر روی گور امنحوتب سوم، یکی از فراعنهٔ باستانی مصر، که در حوالی ۱۵۰۰ سال قبل از میلاد می‌زیسته‌است، تصویر یک اردک در بین گل‌های لوتوس مشاهده شده‌است، و گفتنی است که مصریان باستان یکی از اولین اقوام کهن بشری هستند که اقدام به جوجه‌کشی از این پرنده نمودند، و شاید علت توجه مصریان باستان به پرورش این پرنده، کانال‌های متعدد آبی و رودخانه طویل و ممتد نیل بوده‌باشد. امروزه نیز پرورش مرغابی به شدت در مصر متداول است.

[ویرایش] خصوصیات عمومی مرغابی

مرغابی پرنده‌ای با بدن کشیده و پاهای کوتاه است که باعث می‌شود بدنش نزدیکِ زمین قرار گیرد. مرغابیاز پرندگان نوک‌پهنی است که در جانورشناسی به آن‌ها لاملیورستر Lamelliorostere می‌گویند. درازا و حجم بال اردک نسبت به سایر طیور متوسط است و مرغابی اهلی بدین دلیل به خوبی نمی‌تواند پرواز کند. حرارت طبیعی بدن اردک ۷/۴۰ درجهٔ سانتی‌گراد و تعداد نبض آن به طور متوسط ۳۱۲ دفعه در دقیقه و تعداد تنفسش ۱۶ – ۲۸ بار در دقیقه است. سرِ بزرگ و قطر منقار آن در بالا و پایین کم است. بدین ترتیب، از اتصال منقار به یکدیگر برجستگی خاصی از نیمرخ در آن‌ها دیده نمی‌شود. حجم منقار در مرغابی ها نسبت به سایر طیور و به‌خصوص غاز زیادتر است و سطح بیشتری را نسبت به سر و جثّهٔ حیوان اشغال می‌کند. منقار در محل اتصال به سر نازک‌تر از قسمت آزاد است؛ ازاین‌رو تقریباًً به صورت یک بیلچه درآمده‌است. منقار از غشایی صاف و هموار پوشیده شده‌است که لبه‏ آن از یک قسمت شاخی پوشیده می‌شود. زبان در مرغابی قوی و عضلانی است و غدد چشائی فراوانی دارد که به‌وسیلهٔ آن‌ها می‌تواند تا اندازه‌ای طعم مواد غذائی را حس کند. گردن مرغابی کوتاه و قطر آن متوسط است. پرها تمام بدن اردک‌ها را پوشانده و غشای ضخیمی را در روی پوست تشکیل می‌دهد. این پرها به‌خوبی روغنی‌اند و این امر مانع از رسیدن آب و رطوبت به بدن آن می‌شود.


[ویرایش] نژادهای اهلی مرغابی

نژادهای متعددی از مرغابی اهلی در جهان وجود دارد که این نژادها به گروه‌های گوشتی، تخم‌گذار، دومنظوره و تزئینی تقسیم می‌شوند. اینک به معرفی این نژادها می پردازیم:

۱ . نژاد پکین Peckin : منشأ این نژاد کشور چین است و اولین بار در سال ۱۸۷۳ به عنوان یک نژاد مشخص معرفی شده‌است و درحال حاضر بیشتر مزارع پرورش اردک گوشتی در آمریکا از این نژاد استفاده می‌کنند . وزن اردک نر بالغ در حدود ۴ تا ۵/۴ کیلوگرم واردک ماده بالغ ۶/۳ تا ۴ کیلوگرم است . این نژاد تخمگذار خوبی نیز هست به طوری که سالیانه بین ۱۵۰ تا ۱۸۰ عدد تخم می‌گذارد ووزن هر یک عدد تخم آن در حدود ۸۵ گرم بوده ورنگ پوسته آن سفید کرمی ویا سبز فام است . این نژاد دارای بدنی کشیده وسینه‌ای پهن بوده ورنگ آن سفید کرمی ورنگ پوست آن زرد ورنگ منقار وپاها پرتقالی است. وجه تمایز مرغابی نر از ماده، وجود دو پر کوچک تابیده در منتهای الیه دم است . امتداد بدن از شانه به طرف پشت، شیب دار بوده ودر حقیقت قسمت انتهایی بدن ودم نزدیک زمین قرار گرفته‌است . این طرز ساختمان بدن وهمچنین طرز راه رفتن، پرنده را شبیه به پنگوئن‌ها می‌سازد . طرز ساختمان بدن سبب شده‌است که حیوان نتواند به آسانی بر روی زمین جفتگیری کند از این رو برای جفتگیری باید در آب برود.. بهترین سن برای عرضه در بازار سن ۸ تا ۱۲ هفتگی است ودر این سن وزن اردک بین ۲ تا ۳ کیلوگرم خواهد بود، وپس از آن بتدریج از کیفیت گوشت کاسته می‌شود . این نژاد آرام بوده وشرایط محیطی را بخوبی تحمل می‌کند ودر مقایسه با سایر نژادها از بال کوچک تری برخوردار است وزیباتر به نظر می‌رسد . مرغابی ماده آن علاقه چندانی به خوابیدن بر روی تخم ندارد .

۲ . نژاد روئن Rouen: منشا این نژاد شهر روئن درایالت نرماندی فرانسه است که نام نژاد نیز از نام آن گرفته شده‌است واین نژاد تا حدودی شبیه نژاد پکین است . این نژاد در اصل از نژاد اردک وحشی مالارد منشعب شده ومرغابینر آن دارای بال وپرهای زیبای آبی وسبز وسیاه است ودر لابلای آن خطوطی سفید قرار دارند . وزن اردک نر در حدود ۵/۴ کیلوگرم ووزن اردک ماده ۴ کیلو گرم است . از نظر رنگ، نر وماده در این نژاد اختلاف دارند ورنگ نرها زیباتر از رنگ ماده‌ها می‌باشد . جثه نرها نیز از جثه ماده‌ها بزرگ تر است .رنگ اردک ماده سفید وقهوه‌ای روشن است وپاها ومنقار به رنگ پرتقالی وپوست به رنگ زرد است ومرغابی ماده آن علاقه چندانی به خوابیدن بر روی تخم ندارد .ماده مرغابی ها سالیانه ۸۰ عدد تخم می‌گذارند که رنگ پوسته تخم خاکستری آبی فام تا سبز می‌باشد. گوشتشان بسیار لذیذ و خوش‌خوراک است.

۳ . نژاد ایلسبوری Aylesbury: مرغابیی تنبل وسنگین وزن از اردک‌های نژاد گوشتی است که منشا آن دره ایلسبوری در حومه شهر لندن در انگلیس است، و وزن مرغابی نر آن در حدود ۵/۴ کیلوگرم ووزن مرغابی ماده در حدود ۴ کیلوگرم است . این نژاد برای تولید گوشت مناسب است . امرغابی ایلسبوری منقاری بلند، راست وبه رنگ سفید صورتی فام، وپاهای پرتقالی رنگ دارد و برخلاف رنگ پوست سایر نژادهای مرغابی که معمولاً زرد است رنگ پوست مرغابی ایلسبوری سفید است . میزان تولید تخم آن سالیانه در حدود یکصد عدد تخم است .

۴ . نژاد آنکونا Ancona: این مرغابی جزو نژادهای گوشتی است ومعمولاً جوجه‌های آن به رنگ شوکولاتی وسفید واردک‌های بالغ به رنگ سیاه وسفید اند . سر وگردن وسینه معمولاً به رنگ سفید وباقی اجزای بدن به رنگ سیاه است .

۵ . نژاد خالدار استرالیایی Australian Spotted :این نژاد در سال ۱۹۲۰ میلادی در آمریکا بوجود آمد ودر سال ۱۹۲۸ برای اولین بار به نمایش گذاشته شد، این نژاد از تلاقی نژادهای مالارد، دم دراز وکال وبرخی نژادهای خالدار از گله‌های اردک وحشی استرالیایی بوجود آمد . اندازه جثه این مرغابی ها حد واسطی بین گونه مالارد نوک دراز وگونه کال نوک کوتاه می‌باشد . وزن مرغابینر آن یک کیلو تا ۲/۱ کیلوگرم ومرغابی ماده بین ۸۷۰ گرم تا ۱۰۵۷ گرم می‌باشد . این نژاد از لحاظ رنگ واریته‌های مختلفی نظیر : سرسبز، سر آبی وسر نقره‌ای دارد . اردک خالدار استرالیایی تخمگذار خوب ومادری ممتاز است . جوجه مرغابی های بسیار فرز وچالاکی دارد واز لحاظ قدرت پرواز همانند نژاد کال Call پرندگانی توانا هستند .

[ویرایش] جایگاه مرغابی

مرغابی از حیواناتی به شمار می‌رود که علاقه زیادی به آب دارد وبسیاری گمان می‌کنند که زندگی در خشکی برای حیوان با لذت ورضایت همراه نیست . ولی باید دانست که برخلاف تصور، تجربه نشان داده‌است که اردک خیلی زود به تغییر محیط ووضع موجود عادت کرده وبه آسانی قادر است کمبود آب ودریاچه وامثال آن را با مراتع وعلف زارهای سبز وخرم جبران نموده وحتی پرورش به طریقه بسته را به نحوی که در مویر سایر طیور اهلی جریان دارد به آسانی وخوبی تحمل نماید . در مورد ساختمان جایگاه ولانه مرغابی ها شرایط واصولی که برای مرغداری‌ها باید در نظر گرفته شود عیناً جهت لانه‌های مرغابی قابل اجرا می‌باشد، منتهی باید در نظر داشت، چون مرغابی ها عادت دارند تمام مدت شب وروز را در هوای آزاد زندگی کنند ودائماً در حال حرکت وفعالیت باشند لذا باید سعی شود تا حد امکان محوطه‌های محصور ووسیع وبزرگی را در جلوی هر لانه برای مرغابی ها اختصاص داد که حیوانات بتوانند در مواقع لزوم از جایگاه‌های خود خارج شده ودر آن قسمت به جست‌وخیز بپردازند.


[ویرایش] تغذیه اردک :

برخلاف سایر انواع طیور اهلی، جوجه مرغابی ها از همان ساعات اولیهٔ خروج از تخم، علاقهٔ عجیبی به خوردن غذا از خود نشان می‌دهند و معمولاٌ در چنین هنگامی بهتر است از خوراک‌هایی که در آب وجود دارد یا مواد غذایی که منشأ حیوانی دارند برای تغذیهٔ جوجه استفاده شود. ولی چنانچه این کار مقدور نباشد می‌توان روزی پنج الی شش بار مقداری آرد سبوس وپودر شیر وآرد مواد علوفه‌ای را به صورت خمیر درآورده ودر اختیار جوجه‌ها قرار داد . تجربه نشان داده‌است که ترکیبات مزبور که البته می‌توان اجزای آن را با مواد غذایی وعلوفه ودانه‌های دیگر تعویض نمود، غذای کامل وخوبی برای اردک‌ها به شمار می‌رود وبخصوص در رشد ونمو جوجه‌ها تاثیر زیادی دارد .رشد جوجه اردک نسبت به سایر طیور اهلی کم وبیش سریع تر است واگر غذا به میزان کافی ومتعادل در اختیار حیوان گذاشته شود، حیوان رشد عجیبی خواهد کرد . تغذیه حیوان از دو هفتگی به بعد تدریجاً کم شده ودر سن سه تا چهار هفتگی تعداد دفعات غذا به دو بار در روز تقلیل می‌یابد .

[ویرایش] نگاره

[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 21:36 ] [ اطلس ایران وجهان ]

پنگوئن

 
پنگوئن
محدوده زمانی: پالئوسن-دوران اخیر
پنگوئن چانه‌نواری (Pygoscelis antarctica)
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: جانوران
شاخه: طنابداران
رده: پرندگان
راسته: گوه‌سانان
شارپ، ۱۸۹۱
تیره: گوه‌گان
بناپارت، ۱۸۳۱
سَرده‌های امروزی

پَنگوئن‌ها پرندگانی هستند بدون قدرت پرواز از راسته گُوِه‌سانان (Sphenisciformes) از خانواده گُوه‌گان (Spheniscidae) که از ماهی‌ها تغذیه می‌کنند آنها بال‌های کلفتی دارند که به عنوان باله شنا از آن بهره می گیرند. پنگوئنها در جاهای سردسیر نیمگردی پایینی زمین زیست میکنند.

نام راسته و خانواده آنها نمایانگر شکل گوه‌ای بدن آنها است.

از نظر ریشه‌ای نام پنگوئن متعلق به پنگوئن اقیانوس منجمد شمالی می‌باشداین پرندگان قادر به پرواز نیستند زمانی که ملوانها به اقیانوس منجمد جنوبی رسیدند همین نام را به پرندگان آنجا که قادر به پرواز نبودند اطلاق کردند. در مورد ریشه این نام گوناگون گویند.

 

[ بیست و سوم تیر 1391 ] [ 21:35 ] [ اطلس ایران وجهان ]

تمساح

 
تمساح
محدوده زمانی: کرتاسه پسین[۱] - امروزه
تمساح نیل
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: جانوران
شاخه: طنابداران
رده: سوسماریان[۲]
راسته: تمساح‌ها[۳]
تیره: Crocodylidae
Cuvier, ۱۸۰۷
Genera

See full taxonomy.

تِمساح یا کروکودیل جانوری است خزنده و سخت‌پوست دارای چهار دست و پا، در آب به راحتی شنا می‌کند، اما همیشه در آب نمی‌ماند و تخم‌هایش را در خشکی می‌گذارد. این حیوان دارای فک و دندان‌های بسیار نیرومند است و به خانواده کروکودیلیان تعلق دارد. این خزندهٔ آبی و خشکی بزرگ در سراسر مناطق استوایی آفریقا، آسیا، آمریکا و استرالیا زندگی می‌کند. کروکودیل مانند سایر موجودات ساکن در رودخانه‌ها و دریاچه‌ها و سرزمین‌های مرطوب در آب‌های شیرین و گاهی در آب‌های کمی شور زندگی می‌کند.

 

تغذیه

تمساح اغلب از مهره‌داران دیگر مانند انواع ماهی‌ها، خزنده‌ها و پستانداران و بعضی وقت‌ها از بی‌مهرگانی مانند صدف‌ها و