معرفی شهرهای املش ، تالش و دیلمان در استان گیلان

املش
"رومن گیرشمن" رئیس هیأت كاوش های باستان شناسی وقت ایران ، اشیای به دست آمده از املش را متعلق به قرن 8 و 9 ق . م می داند و معتقد است اطلاعاتی كه از دوران آغاز تمدن ایرانی به دست آمده نتیجه كشفیات اتفاقی دهقانان در ناحیه جنوب غربی دریای مازندران است.
عمده آثاری كه از آن به عنوان هنر املش یاد می شود از تپه ها و گورستان هایی یافت شده كه در حوزه ی جنوبی شهرستان رودسر واملش و بیشتر در نقاط كوهستانی مستقر بوده اند. این آثار متأسفانه توسط حفاران غیر مجاز مورد دستبرد قرار گرفته اند. بیشتر آثاری كه منسوب به املش است و در موزه های گوناگون عرضه شده ، از منطقه قیس آباد ( غیاث آباد ) به دست آمده اند.
گیرشمن آثار به دست آمده از قبور املش را متعلق به دوره مگالتیك یعنی سه هزار سال قبل می داند. او معتقد است در هنر املش آثار زیادی از نفوذ هنر بین النهرین مشهود نیست. كوه های مرتفع و صعب العبوری كه این مردم در آن زندگی می كردند دنباله جبال قفقاز است و آثار هنر ایران شباهت به آثاری دارد كه در آغاز عصر آهن در قفقاز پرورش یافته بود. وجود مجسمه های كوچك برنزی در این ناحیه ما را وا می دارد تصور كنیم رابطه ای میان هنرمندان املش با نواحی قفقاز وجود داشته و شاید این هنرمندان از همان مردمانی باشند كه پیش از آمدن به سرزمین ایران از كوه های قفقاز عبور كرده اند.
پروفسور آندره گدار كه اولین رئیس مؤسسه ی باستان شناسی ایران بود ، جنس اشیای به دست آمده از گورستان های نواحی املش ، پیركوه ، دیلم و دیگر روستاها را بیشتر از سفال سرخ رنگ دانسته است. طبق نظر او در گورستان های دیلم ، اشیای سفالی منقوش اگر هم وجود داشته باشد كشف نشده است ، اما مقدار زیاد اشیای طلا و نقره كشف شده در این ناحیه نشان می دهد تزئینات آنها گاهی با هنر یونانی ها یا هنر آتروسك وابسته بوده است.
از آثار كشف شده از املش باید از دو چشم بند برنزی مربوط به زین و یراق اسب نام برد كه كتیبه ای به خط میخی بر روی آنهاست و اسامی دو تن از شاهان مانایی و اورارتویی یعنی "منوا" و "آرگیشتی" بر روی آن حك شده است.
شاه آرگیشتی همان حاكم اورارتویی است كه به وجود كتیبه ای از او در آبادی رازلیق نزدیك سراب اشاره شده است. پیدا شدن نام او بر روی چنین وسیله ای در املش خبر از ارتباط فرهنگی – هنری و یا به نوعی بازرگانی بین مناطق حاشیه دریای مازندران و ممالك تحت سیطره اورارتورهاست و شاید هم هدیه ای ارسالی برای یكی از حكام دوره آغاز تاریخی املش باشد.

تالش
نخستین كسی كه در منطقه شمال ایران به تحقیقات باستان شناسی پرداخت "ژاك دمرگان" فرانسوی است. وی كه مدت ها در نواحی ساحلی جنوب دریای مازندران تحقیق می كرد، حاصل مطالعات خویش را در مورد تالش تحت عنوان تحقیقات باستان شناسی هیأت علمی فرانسه به چاپ رساند. حفریات وی به همراه برادرش هانری در حوالی سال های 1899 و 1902 ق در مناطق تالش و نقاط همجوار آن در خاك آذربایجان انجام شد.
كاوش های اینان در مناطق شرق آذربایجان و اطراف شهر نمین و ناحیه تالش در گورستان های پیش از تاریخ نواحی حسن زمینی ، شیر شیر ، دوخالیان ، آق اولر ، قیلاخانه ، لرداغی ، وجالیك ، تاش كپرو، خواجه دودكپرو و گورستان های باستانی ناحیه نمین انجام شد.
در نتیجه این عملیات و كاوش ها مشخص شد كه قبور گورستان های این مناطق به صورت دخمه یا "تومولوس" است كه در فارسی به آن "گوركان" می گویند . قسمت عمده ای از این گورستان ها مورد تجاوز عتیقه جویان قرار گرفته بود و از قبور دست نخورده ، اشیایی مانند ظروف سفالین به رنگ سیاه و قرمز و خاكستری بدون نقش و اشیای فلزی محدودی از جنس برنز و آهن به دست آمد. از آثار دیگر كشف شده ، وسایل زینتی و نیز زیورآلات طلایی و نقره ای مربوط به زنان بود.
با بررسی آثار به دست آمده می توان آنها را متعلق به عصر برنز جدید یا آهن قدیم دانست. این منطقه احتمالاً قلمرو اقوام "كادوسی" بود و نوع قبور آنها با آرامگاه سكاییان و سنت تدفین این قوم تشابه دارد.
در كاوش های باستان شناسی سال 1379 در محوطه مریان ، آق اولر ، توجه هیأت اعزامی روی گورستان شماره دو معطوف شد.
طی این كاوش ها بخشی از گورهای چهار چینه ی گورستان كه با تراكم فوق العاده ای در كنار هم قرار داشتند ، به دست آمد. با كشف تعدادی گور حاوی اسكلت انسانی و آثار سفالی و مفرغی همچون ظرف ، سلاح ، اشیای تزیینی و ... متعلق به دوره هزاره یكم پیش از میلاد مسیح ، كار مطالعات انسان شناسی و آسیب شناسی و باستان شناسی بر روی این آثار آغاز شد.
در یكی از گورهای كاوش شده ، پیكر یك زن به دست آمده كه در دست آن ، یك زره جنگی قرار داشت. محمدرضا خلعتبری ، سرپرست هیأت كاوش ، معتقد است كه دلیل برجای ماندن اسكلت ها پس از سالیان دراز دراین گورستان ، قلیایی بودن خاك این منطقه است. در تمامی گورهای كاوش شده ؛ در كنار پیكر افراد مدفون ، اشیایی همچون ظروف سفالی و مفرغی ، ابزار و ادوات جنگی ، وسایل تزیینی و آیینی ( همچون گردنبند ، دست بند و .... ) به دست آمده است ، كه این امر نشان دهنده رواج نظریه اعتقاد به زندگی پس از مرگ در میان این مردمان در حدود سه هزار سال پیش از این است.

دیلمان
حدود سال های 1965 تا 1971 م هیأتی ژاپنی در منطقه دیلمان لاهیجان به حفاری پرداخت و در حسنی محله ، قلعه كوتی ، نوروز محله ، لسلوكان ، ( رسول خان ) و تپه ی خرم رود ، كاوش هایی انجام داد . در گزارش حفریات هیأت باستان شناسی ژاپنی آمده كه در ناحیه دیلمان میان كوه های البرز، آنجا كه رودخانه ی " پل رود " جریان دارد، دهكده های كوچكی چون دیلمان ، دیارجان و امام ، جای گرفته اند. این ناحیه حوزه آبگیری میان كوهستان است. سیمای طبیعت آن زیبا ، با موقعیت سوق الجیشی و نیز مهد حكومت سلسله آل بویه بود . آثار به جای مانده دوره برنز و آهن در تمام این ناحیه پراكنده است. در این حفریات آثار زیادی از جنس مفرغ ، سفال ، اشیای زینتی و ظروف شیشه ای كشف شد و نتایج این كاوش ها در كتاب چهار جلدی دیلمان ، به زبان انگلیسی و ژاپنی در سال های 1965 تا 1971 توسط دانشگاه توكیو منتشر گردید.
از مهم ترین این آثار كه توجه بسیاری را برانگیخت آثار و ظروف شیشه ای مربوط به عصر پارت و ساسانی است. كاوشگران ژاپنی معتقدند كشف این آثار مؤید این نكته است كه زادگاه اشیایی كه در ژاپن كشف شده اند فلات ایران بوده است.
"فوكایی " ارتباطات فرهنگی و مبادلات بازرگانی بین ژاپن و ایران در عصر پارت و ساسانی را مطرح كرده و معتقد است بسیاری از پیاله های شیشه ای مدور كه در گیلان یافت شده ، پاسخگوی سؤالاتی چون محل ساخت پیاله ی شیشه ای آرامگاه امپراتور آنكان و مشابه دیگر اشیای مهم مكشوفه در ژاپن نیز هست؛ مثل تكه های پیاله ی شیشه ای ، تراش برجسته كه سال 1953 در جزیره " اكینوشیما " یافت. شد یا پیاله ای شیشه ای با تراش های مدور كه در سال 1963 م از مقابر كاشیوا بارا در نارا ( قرن 5 میلادی ) به دست آمده است.
در سال 1340 هیأتی به سرپرستی محسن مقدم ، سال 1344 و سال های بعد به سرپرستی علی حاكمی ، سال 1353 به سرپرستی سید محمود موسوی و سال 5-1374 به سرپرستی رضا صدر كبیر در گیلان حفاری نمودند و آثار ارزشمندی را از خاك به دل موزه ها سپردند
معرفی محوطه های باستانی ماسوله

چراغعلی تپه ( مارلیك )
در پاییز سال 1340 ش هیأتی به سرپرستی دكتر عزت اله نگهبان جهت بررسی و تحقیق عازم مناطق رحمت آباد رودبار شد. این حفاری كه به مدت 14 ماه از پاییز 1340 تا آخر پاییز 1341 ادامه داشت، منجر به پیدایش 53 آرامگاه به طور منظم و پراكنده در سطح تپه گردید. این حفاری كه آثار واشیای ارزنده و نادری از خلال آن به دست آمد، خبر از سكونت اقوامی می داد كه از ثروت بیكرانی برخوردار بودند.
كیفیت هنری و صنعتی این آثار بیانگر وجود یك مكتب والای هنری و صنعتی در روزگار باستان در این منطقه از كشور ما بود كه قدمت آن به حدود سه هزار سال ، پیش یعنی اواخر هزاره دوم و اوایل هزاره اول پیش از میلاد مسیح می رسید.
قبور و آرامگاه مكشوفه از مارلیك عموماً از سنگ و گل ساخته شده است. برای ایجاد این آرامگاه ها از تخته سنگ های بزرگ طبیعی كه در سطح تپه وجود داشت، استفاده شده و فاصله ی این تخته سنگ ها به وسیله دیوارهایی كه از سنگ شكسته و گل به وجود آمده مسدود گردیده است. بدین ترتیب محفظه بزرگی كه فاقد شكل منظم هندسی بود ، به وجود آمد كه به عنوان آرامگاه مورد استفاده قرار گرفت. در بعضی قسمت های آرامگاه ها از سنگ های زردرنگی استفاده شده كه از 15 كیلومتری و از دره گوهر رود به این محل انتقال یافته اند.

عموماً اجساد را با لباس رسمی و تزیینات كامل بر روی تخته سنگ و به پهلو قرار می داده اند ، در این حالت زانوان اندكی خمیده بود. همراه مردگان تشریفات مذهبی ، مجسمه ها ، زیورآلات ، اسلحه ، ابزار و ادوات ، ظروف و ادوات آشپزخانه ، مدل و نمونه ادوات مختلف و اسباب بازی كودكان دفن می شد. این امر نمایانگر هویت و حرفه صاحب آرامگاه و نیز مُعـّرف عقاید مذهبی اقوام ساكن در محل بود.
"دكتر نگهبان" ساكنان این منطقه را از اقوام هند و اروپایی و احتمالاً قوم باستانی ماردها یا امردها دانسته كه پیشقدمان آنها در نیمه دوم هزاره دوم ق. م به این منطقه وارد شده و در دامنه ی شمالی جبال البرز و كرانه های جنوبی دریای مازندران مستقر گردیده اند. وی دوره سكونت ماردها را دو یا سه قرن و احتمالاً از قرن چهاردهم تا دهم ق.م می داند و معتقد است كه در پایان این دوره اقوام مزبور به سمت سیلك كاشان رفتند.
خروج ناگهانی اقوام ساكن مارلیك احتمالاً بر اثر حمله ناگهانی اقوام مهاجم و به احتمال قوی آشوری ها ، صورت گرفته و موجب مهاجرت ماردها به سمت مشرق شده است.
در حفاری های مارلیك از نمونه اشیایی كه به تعداد زیاد به دست آمده می توان به آثار فلزی اشاره داشت. آثار و اشیای فلزی از جمله ظروف مكشوفه از مارلیك به چند دسته از جمله ؛ ظروف زرین ، سیمین و مفرغی تقسیم شده اند.
بررسی جزیی این ظروف با توجه به اهمیت فوق العاده آنها ، در این مبحث نمی گنجد، اما به دلیل شهرت جهانی برخی از ظروف حاصل از این كاوش ها ، به شرح مختصر آنها می پردازیم.
جام طلایی مارلیك
جام طلایی مارلیك به ارتفاع 5/17 سانتیمتر و قطر دهانه فشرده 14 سانتیمتر ، از آرامگاه شماره 26 كشف شده است. این جام از فلز طلای نسبتاً خالص و از خاصیت فرم گیری و شكل پذیری بالایی برخوردار است. این جام از زیباترین جام های مكشوفه از مارلیك می باشد و بر روی آن چهار گاو بالدار نقش شده اند كه هر جفت از گاوها به طور قرینه در حال بالا رفتن از یك درخت تزیینی شبیه نخل هستند. قسمت بالایی بدن و سر حیوانات به صورت برجسته نقش شده است. این حیوانات خیالی پاهای جلویی را بلند كرده و بر شاخه های درخت تكیه داده و روی دو پای عقب ایستاده اند.
در ساخت این ظرف نهایت مهارت هنر چكش كاری و قلم زنی قابل مشاهده است. قسمت های خالی صحنه و حاشیه های بالایی نزدیك لبه و قسمت حاشیه نزدیك به كف با تزیینات زنجیره ای آراسته شده و در كف ظرف یك ترنج هندسی در نهایت زیبایی و شكوه جای دارد.

جام طلای افسانه حیات
ظرف مشهور دیگری كه از مارلیك به دست آمده و از شهرت خاصی برخوردار است جام طلا با نقش داستان افسانه حیات یا زندگی است.
این جام 20 سانتیمتر ارتفاع دارد و قطر دهانه آن 14 سانتیمتر است. بدنه جام ظرافت و نازكی خاصی دارد و در ساخت آن از طلای نسبتاً نرمی استفاده شده است. در لبه ظرف برای استحكام بیشتر، حالت نوار مفتولی ایجاد كرده اند. این ظرف به علت فشار خاك تا حدی فشرده شده و از حالت اولیه برخوردار نیست.
بر روی این جام در چهار ردیف ، اشكالی ترسیم شده كه نقوش هر ردیف با تكرار در دورادور ظرف ، تمامی صحنه را پر كرده است . تصویر ردیف پایین نشانگر یك بز كوهی در حال شیردادن به نوزادش است. در ردیف دوم دوران بلوغ بز نوزاد تصویر شده كه با نهادن دو پای جلویی بر روی درخت و ایستادن بر پاهای عقبی در حال خوردن برگ های یك نخل تزیینی است.
صحنه ای كه در ردیف سوم تكرار شده نمایش یك گراز وحشی است كه شش بار دور ظرف نقش شده است. در فاصله هر دو گراز از بالای سر حیوان ، یك پرنده كه احتمالاً لاشخور است، دیده می شود. در بالاترین صحنه قسمت مرگ بزكوهی و دریده شدن لاشه او توسط لاشخورها به نمایش گذارده شده است. بالای سر دو لاشخوری كه رو به روی هم قرار گرفته و در حال خوردن جسد بز كوهی هستند، موجودی شبیه پرنده در مقابل درخت كوچكی به حالت چمباتمه دیده می شود.
تسلسل وقایع از حیات تا ممات به طرز زیبایی بر این جام نقش بسته و وقایع زندگی و خاتمه حیات یك موجود ، به صورت داستانی كه بر پرده نقش بندد، تصویر شده است. ظرافت و دقتی كه در ارائه جزئیات این نقوش به كار بسته شده ، شایان كمال توجه است.
ظروف دیگری نظیر كاسه زرین با نقش رب النوع ، جام زرین با نقش سیمرغ و گاو بالدار ، جام طلای مارلیك با نقش گاو بالدار و درخت تریینی ، كاسه زرین با نقش عقاب و قوچ ، فنجان طلا با نقش بز كوهی در حالت آرمیدن ، جام تزیینی اسب شاخ دار و همچنین جام سیمین با نقش سردار در حال رام نمودن پلنگ و بز كوهی ، جام نقره با نقش گوزن در حال جهش ، به همراه ظروف ظریف مفرغی از دیگر نمونه های جالب توجهی هستند كه هر یك به تنهایی در خور تحقیقات علمی مفصّل است.
از مقایسه این آثار با تمدن و فرهنگ های آشوری- اورارتویی و تپه ی حسن لو و .... می توان چشم انتظار نتایج افزون تر بود.
از جمله آثاری كه در مارلیك به تعداد زیاد كشف شده مهرها هستند. این مهرها كه به دو شكل استوانه ای و مسطح ساخته شده اند عموماً از جنس مفرغ ، سنگ ، استخوان و گل پخته هستند و نقش مهمی در معرفی صاحب آن و نیز ارضای حس تملك او ایفا می نموده اند.
این مهرها از دوران آغاز ادبیات تا دوران هخامنشی را در بر می گیرد.
به غیر از این اشیا ، بسیاری آثار و ادوات جنگی از جنس مفرغ مانند خنجرها ، پیكان ، سرنیزه ونیز وسایل تزیینی مانند گوش پاك كن ، ناخن پاك كن ، گوشواره ، دستبند، گردنبند، پیشانی بند ، موبند و سنجاق سر و همچنین ادوات و وسایل مورد استفاده نظیر ظروف ، دوك نخ ریسی ، دیگ ، ملاقه ، سیخ كباب و ظروف سفالین و پیكرك ها و مجسمه های سفالین و فلزی در مارلیك یافت شده اند. وسایل رزمی مانند خنجر ، شمشیر ، سرنیزه ، سرگرز ، مچ بند و بازوبند رزمی ، تیردان مفرغی از وجود اقوامی جنگجو و دلاور خبر می دهند
جاذبه های طبیعی استان گیلان

گیلان به لحاظ موقعیت طبیعی ، دارای جاذبه های گسترده ای است كه سرتاسر این استان را در بر گرفته است. برخی از این جاذبه ها در فصول خاصی مورد استفاده قرار می گیرند اما برخی دیگر محدودیت فصلی نداشته و در همه فصول قابل استفاده هستند . به طور كلی جاذبه های طبیعی گیلان عبارت اند از :
سواحل دریا
طول سواحل دریا در استان گیلان به 22 كیلومتر می رسد. در این مسیر شهرهای آستارا ، بندر انزلی و كیانشهر مستقیماً در كنار دریا قرار دارند. یكی از مشخصات و امتیازات سواحل گیلان ، ماسه ای بودن بخش عمده آن و نزدیكی به جنگل است. در سواحل گیلان می توان به قایقرانی و دیگر ورزش های آبی پرداخت .
تالاب ها ، دریاچه ها
تالاب انزلی ؛ از جمله زیباترین مناظر آبی گیلان است. این تالاب محل تخم ریزی آبزیان و پناهگاه و مأمن پرندگان بومی ومهاجر است. در داخل تالاب ، جزایر زیبایی وجود دارد ودوشهر زیبای انزلی وآب كناردرساحل آن قراردارند. ازدیدنی های چشم نواز تالاب انزلی می توان از گل های نیلوفر آبی نام برد كه غنچه ها و برگ های آن سر از آب برآورده و سطح وسیعی از تالاب را می پوشاند. رویش نی در تالاب هم هر چند از نظر اكولوژیكی مشكلات زیادی ایجاد كرده است، اما در جای خود یكی از مظاهر اصلی اكوسیستم طبیعی تالاب به شمار می آید. انبوه پرندگان در این نیزار زندگی می كنند و ضمن تهیه غذای خود ، به تخم گذاری و تولید مثل در آن ادامه می دهند. تالاب برای پرندگان مهاجر نیز زیستگاه مطلوبی به شمار می رود.
همه ساله هزاران هزار پرنده مهاجر از بخش های شمالی برای زمستان گذرانی و ادامه حیات به تالاب انزلی روی می آورند. نیزارها ، گذشته از آن كه زیستگاه مناسبی برای پرندگان به شمار می روند، رویشگاه گیاهانی با قابلیت انعطاف فراوان هستند كه در صنایع دستی و بومی گیلان كاربرد قابل توجهی دارند. حصیر ، زنبیل ، سبد ، ظروف حصیری و .... از این گیاهان ساخته می شود.
تالاب انزلی محل مناسبی برای ورزش های آبی از جمله قایق سواری است.
دریاچه ؛در جنوب شهر آستارا ، یكی از دریاچه های زیبای ساحلی گیلان در مساحتی كوچك قرار دارد. این دریاچه در شمار بهترین زیستگاه های طبیعی پرندگان است. برای جلوگیری از هجوم مردم به این دریاچه ، این محل جزو مناطق حفاظت شده است.
در روستای جوكندان واقع در 12 كیلومتری شمال شهر تالش ، برروی رودخانه كوچكی كه در پای كوه از دره ها خارج می شوند، یك آب بند مصنوعی ساخته شده كه در پشت آن دریاچه كوچكی به وجود آمده است.
عمق این دریاچه به حدود سه متر می رسد و در میان آن درختان جنگلی ، سازگار با محیط آبی از آب سر برآورده اند. گیاهان آبی ساحل دریاچه مانند زنبق در رنگ های مختلف ، چشم انداز زیبایی به دریاچه می بخشند.
در حوالیفومن ، صومعه سرا ، ضیابر و جمعه بازار بركه های كوچكی وجود دارد كه علاوه بر اهمیت اكولوژیكی ، چشم انداز طبیعی زیبایی به نواحی جلگه ای ، واقع در حاشیه شهرهای فوق می بخشد.
در كناره های سفیدرود و شعبات فرعی آن نیز دریاچه های ساحلی زیبایی را مشاهده می كنیم. این دریاچه ها كه در مواقع پرآبی گسترش می یابند ، به نواحی ساحلی شهرستان های لنگرود و رودسر زیبایی خاصی می بخشند.
دریاچه هایی كه در پشت سدهای ساخته شده بر روی سفیدرود به وجود آمده ، به سهم خود از مناظر زیبای گیلان به شمار می روند. دریاچه اصلی سد سفیدرود كه در دره های جنوبی و غربی شهر منجیل تشكیل شده است، نخستین منظره آبی برای مسافرینی است كه از جاده قزوین وارد گیلان می شوند. در پشت سد انحرافی ، تونل تاریك فومن و سد سنگر ، دریاچه های موضعی كوچك با دره های پوشیده از جنگل و یا زمین های كشاورزی ، جاذبه های چشم نوازی را به وجود آورده است.
رودها
بستر رودهای گیلان عمدتاً در مسیر دره های كوهستانی و كوهپایه ای كه از جنگل های سرسبز و انبوه پوشیده شده اند قرار گرفته است. از این رو ، برای استفاده از مظاهر طبیعت از بهترین نمونه ها و امكانات طبیعی به شمار می روند و از نظر گردشگری در اغلب فصول سال ، گردشگران زیادی را به خود جلب می كنند. اغلب این رودها برای ورزش های آبی بسیار مناسب هستند.

آب های معدنی
چشمه ی آب گاز سنگرود؛ در روستای سنگرود از توابع دهستان عمارلو شهرستان رودبار قرار دارد.
چشمه كلشتر منجیل ؛ این چشمه حدود یك كیلومتر پایین تر از سد سفیدرود در فاصله پانصدمتری جاده اصلی قزوین به رشت قرار دارد.
چشمه آب معدنی ماسوله ؛ در ابتدای ورودی شهر تاریخی ماسوله در كنار پارك شهر قرار دارد.
چشمه چشماگل ؛در روستای طالم از توابع سنگر قرار دارد.
چشمه ماستخور؛در روستای ماستخور نزدیك رودبار در جبهه غربی سد منجیل قرار دارد.
چشمه آب معدنی سجیران ؛ در اشكور بالا، نزدیكی روستای سجیران واقع است.
جنگل ها
جنگل های گیلان از مناظر طبیعی زیبای گیلان است. جذابیت جنگل های گیلان در تنوع گونه های جنگلی آنهاست و همین امر آنها را از جنگل های سوزنی برگ متمایز می سازد. سطح زمین های جنگلی گیلان را در فواصل درختان ، فرشی از چمن می پوشاند. جنگل های گیلان با این بستر سبز، امكانات زیادتری را از نظر تغذیه ، حیات وحش و اوقات فراغت فراهم ساخته است. جنگل های سراوان - نزدیك رشت – جنگل های تالش ، جنگل های لاهیجان و جنگل های دیلمان از جمله جنگل های زیبا و دیدنی گیلان است.
ییلاق ها
مناطق ییلاقی گیلان كه در حال حاضر مورد استفاده قرار می گیرد عبارت اند از :
نواحی ییلاقی جواهر دشت؛ در ارتفاعات شرق گیلان قرار دارد و ییلاقِ نواحی چابكسر و واجارگاه و رحیم آباد به شمار می روند.
ییلاق های واقع در مسیر دره رودخانه پل رود؛ دره بسیار زیبای پل رود ، پس از گذشت از روستای دیماین به نواحی ییلاقی این ناحیه می رسد. دره پل رود به دو شاخه تقسیم می شود و هر یك به ییلاق های واقع در مسیر خود می رسد.
ییلاق های دیلمان و اسپیلی؛ ییلاق های این ناحیه ، هم از نظر چشم انداز و هم از نظر آثار تاریخی و فرهنگی دارای اهمیت بسیار است.
ییلاق های نواحی رودبار ؛ این ییلاق ها را می توان به دو قسمت تقسیم كرد: نخست ییلاق های واقع در شرق سفیدرود كه عمدتاً در عمارلو ، توتكابن و پره سر قرار دارند.
ییلاق های تالش و آستارا ؛ ماسوله جنوبی ترین ییلاق تالش است و پس از آن ییلاق های ماسال و شاندرمن قرار دارند. ییلاق « تالش دولاب » ، ییلاق « مریان» ، ییلاق « سوباتان » در این منطقه ، از این زمره اند. شهر آستارا ، از طریق گردنه حیران به نواحی ییلاقی آستارا مربوط می شود.سهل و جبل دانسته و می نویسد: سهل از آن گیلان است به هر حال ساکنان کوه ها دیلمیان بودند. این بخش شامل دهستانهای دیلمان و پی کوه است که دیلمان دارای 61 آبادی دارای سکنه می باشد که از جمله آبادیهای مهم آن می توان به آسیابر، اسپیلی، سیاه خانی، ایشکوه بالا و پایین، نوروز محله و کوه پس اشاره نمود.
دیلمان یکی از مهمترین مناطق فرهنگی، تاریخی و گردشگری استان گیلان، اسرار شگفت انگیز بسیاری در دل خود نهفته دارد که نیازمند بررسی، تحقیق و کاوشهای باستان شناختی و مردم شناسی است.
تعداد 200 اثر فرهنگی، تاریخی و طبیعی در این منطقه شناسایی، مستند سازی و در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. از جمله این آثار ارزشمند می توان به پناهگاه صخره ای تیر شلمان، مراتع تاریخی ارده سامان، شاجان و لشگستان و غار تاریخی دعاکوه یا نیازخانه و بقعه گروکول، محوطه ها و تپه های باستانی فیروزکوه، یسین، نقار کول، مشکی چال و خسرو خانی و برخی دیگر همچون کاروانسرای تی تی که در روستای بالا رود و در 10 کیلومتری جاده سیاهکل به دیلمان واقع شده است نیز اشاره نمود که این روستای زیبا در محل اتصال دو شاخاب رودخانه شمیم رود بر پای تپه ای نسبتا بلند و سرسبز قرار دارد. در گذشته راه اصلی کاروان رو از لاهیجان به دیلمان و طالقان از این مسیر می گذشت. این کاروانسرا متعلق به دوره کیائیان هم عصر سلسله صفوی دیوارهای این کاروانسرا از کف تا زیر طاق از جنس قلوه و ملات ساروج می باشد و سقف آن به وسیله گنبدهای زیبای آجری پوشیده شده است.
قلعه و برج گرماور نیز یکی دیگر از زیباترین نقاط تاریخی دیلمان است زیرا این قلعه بر فراز کوه بلند و در کنار روستای گرماور و در فاصله 3 کیلومتری دهکده تاریخی مربو واقع شده است. با توجه به موقعیت سوق الجیشی کوه گرماور، مکان مناسبی برای دیده بانی و کنترل دشتهای اطراف به شمار می رود. در حال حاضر از بنای اصلی قلعه فقط برج دیده بانی بر جای مانده و در بخش غربی برج نشانه هایی از ساختمان با آثار خشت قرمز رنگ مشاهده می شود. مصالح به کار رفته در قسمت تحتانی برج قطعات سنگ های صیقل داده شده با ملات گل و آهک می باشد. در بخش فوقانی امن از خشت خام استفاده شده است. قدمت این قلعه را به دوران پیش از اسلام نسبت می دهند.
حمام دیلمان نیز یکی دیگر از آثار قدیمی و تاریخی باشکوه منطقه دیلمان می باشد. این بنا که در بافت شهر واقع شده است، به حمام میر بلوک نیز شهرت دارد. بنای حمام به دستور میرزاعلی میر بلوک از زیر لایه های خاک بیرون آورده شده و مورد تعمیر و بهره برداری قرار گرفته است. به همین مناسبت به حمام میر بلوک شهرت یافته است و به احتمال قوی جزء بناهای دوره ایلخانی است که در دوره های مختلف ضمن اضافه کردن الحاقات، مورد بازسازی واقع شده است.
حمام دیلمان دارای یک صحن مرکزی است که چهار صحن دیگر در چهار جهت اصلی محوطه مرکزی حمام را احاطه نموده اند همچنین در چهار گوشه (کنج) چهار اطاق یا محوطه برای گرم خانه و سردخانه و محل نظافت پا، تنویرخانه و سربینه ساخته شده است. سابقا سه پله به طرف پایین حمام امتداد داشت که افراد از آن طریق به داخل حمام می رفتند و یک حوض آب سرد برای شستشوی پا در جلوی سر بینه تعبیه شده بود که توسط افراد ساکن دیلمان قسمت سربینه درگاه ورودی تخریب شده است. تون حمام در پشت بنا ساخته شده و گرم خانه در بالای تون و خزینه حمام مابین گرم و سردخانه ساخته شده است.
نورگیرها در بالای گنبد حمام قرار دارد و به علت در دسترس نبودن شیشه شفاف، از سنگ و مرمر شفاف برای عبور نور استفاده می شده، آب حمام را به وسیله تنبوشه هایی سفالی به مخزن انتقال می دادند. در گذشته این حمام برای شستشو و استحمام آزاد ساکنین دیلمان و کاروانیان و مسافران مورد استفاده قرار می گرفت و با توجه به موقعیت کوهستانی و اقلیم سرد منطقه، جزء بناهایی محسوب می شود که با شرایط خاص کوهستانی طراحی و ساخته شده است به عبارتی بیشترین توجه به مسئله آب و هوا و سرما و مقابله آن معطوف شده است و این بنا دارای ساختار ساده ولی بی پیرایه ای است که بیشترین سعی معمار آن به استحکام و عوامل کاربردی متوجه شده.
امام زاده تورار بقعه ای است در حد و مرز اراضی شمال شرقی کلیشم و روستای جلیسه و در یک دشت مرتفع نسبتا فراخ و به ارتفاع 2200 متری نسبت به سطح آبهای ازاد قرار گرفته است که یکی دیگر از جلوه های زیبای دیلمان است. این بنا با توجه به ویژگی های خاص یکی از بناهای مستحکم و شاخص استان گیلان به شمار می رود. این بنا حدود زیادی فرهنگ بناهای مرکز فلات ایران را در بر دارد، پلان بنا به صورت مربع و هر کدام از ضلع های آن برابر با 10 متر است. طاق هلالی و طاق نماهای زیادی در بیرون بنا مشاهده می شود، سقف این بنا به شکل گنبد مدور و دو پوشه و ارتفاع بنا از راس گنبد تا کف 8 متر است. مصالح به کار رفته در آن آجر، گچ و ملات ساروج است.
دیلمان یکی از زیباترین و جذابترین مناطق گیلان است که سالانه گردشگران زیادی از آن دیدن می کنند