10 زن اول قدرتمند جهان

10 زن اول قدرتمند جهان

"آنجلا مرکل" در حالی برای چهارمین سال متوالی در صدر فهرست "قدرتمندترین زنان جهان" قرار گرفت که هیچ اثری از زنان ایرانی در بین یکصد زن قدرتمند دنیا دیده نمی شود.

به گزارش عصر ایران مجله معتبر فوربس مطابق روال سالیان اخیر در گزارشی اسامی یکصد زن قدرتمند جهان در سال 2009 را منتشر کرد و صدراعظم آلمان را در صدر این فهرست قرار داد. براساس این گزارش، نفوذ روزافزون زنان در عرصه های تجارت، سیاست و سازمان های غیرانتفاعی قدرت زیادی به آنها بخشیده است. در اعلام فهرست جدید زنان قدرتمند جهان از سوی فوربس، معیارهایی چون "محبوبیت" یا "معروفیت" زنان، ملاک قرار نگرفته بلکه این زنان بر اساس میزان نفوذ خود در عرصه های مختلف سیاسی، تجاری و سازمان های غیرانتفاعی معرفی شده اند.

در این فهرست زنانی انتخاب شده اند که اداره کننده کشورها، شرکت های بزرگ یا سازمان های غیرانتفاعی ذی نفوذ هستند. رتبه بندی این زنان همچنین بر اساس عواملی چون میزان توجه رسانه های عمومی به آنها و نیز اندازه سازمان یا کشوری که تحت رهبری این زنان قرار دارد انجام شده است.
رتبه اول این فهرست برای چهارمین سال متوالی در اختیار آنجلا مرکل قرار گرفته است. مرکل رهبر چهارمین اقتصاد بزرگ جهان است و در حال حاضر با چالش های اقتصادی بزرگی روبروست. "شیلا بیر" مدیرکل شرکت بیمه ذخیره فدرال آمریکا نیز کماکان در رتبه دوم قرار دارد. او امسال بیش از 77 بانک را زیر سلطه خود درآورده است. "ایندرا نویی" مدیرعامل شرکت پپسی کولا در مقام سوم این فهرست قرار دارد و "سینتیا کارول" مدیرکل شرکت معدنی آنگلوآمریکن در رتبه چهارم دیده می شود.

"هو شنگ" رئیس شرکت بزرگ اقتصادی تاماسک سنگاپور که اکنون به دنبال جانشین می گردد در رتبه پنجم فهرست فوربس قرار گرفته و "آیرن روزنفلد" مدیرکل شرکت مواد غذایی کرفت فود نیز در جایگاه ششم قرار دارد. اما "الن کولمن" مدیرعامل شرکت آمریکایی دوپونت، "آنجلا برالی" مدیرعامل شرکت بیمه ول پوینت، "آن لوورژن" مدیر شرکت اتمی فرانسوی آورا و "لین السنانس" مدیر شرکت سونوکو در جایگاه های هفتم تا دهم این فهرست قرار گرفته اند.

در فهرست امسال فوربس نام تعدادی از چهره های تازه وارد دیده می شود به نحوی که "سونیا سوتومایر" قاضی ارشد دیوان عالی آمریکا برای اولین بار در رتبه 54 ظاهر شده است. "میشله اوباما" بانوی اول آمریکا و همسر باراک اوباما نیز برای اولین بار به این فهرست راه یافته و در رتبه چهلم قرار گرفته است. اما دیگر چهره سرشناس این فهرست "ملکه رانیا" بانوی اول اردن (رتبه 76) است که از جمله پرنفوذترین زنان خاورمیانه به شمار می رود و حدود 600 هزار هوادار در توئیتر دارد.

از دیگر چهره های سرشناس این فهرست می توان به کریستینا فرناندز رئیس جمهور آرژانتین (11)، سونیا گاندی رئیس حزب کنگره ملی هند (13)، کریستین لاگارد وزیر اقتصاد فرانسه (17)، میشله باچلت رئیس جمهور شیلی (22)، نانسی پلوسی رئیس مجلس نمایندگان آمریکا (35)، هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا (36)، اپرا وینفری مجری مشهور تلویزیونی آمریکا (41)، ملکه الیزابت بریتانیا (42)، یولیا تیموشنکو نخست وزیر اکراین (47) و شیخ لبنا القاسمی وزیر تجارت امارات (95) اشاره کرد. در حالی نامی از زنان ایرانی در بین یکصد زن قدرتمند جهان دیده نمی شود که سال گذشته کریستین امانپور خبرنگار ایرانی الاصل شبکه آمریکایی CNN در رتبه هفتادوچهارم مجله فوربس قرار داشت.


لیست صد شرکت اول دنیا

مجله فوربس بزرگ‌ترین شرکت‌ها را معرفی کرد
100 غول تجاری دنیا را بشناسید


فهرست 2000 شرکت بزرگ و قدرتمند دنیا که توسط مجله فوربس منتشر می‌شود در واقع تمام غول‌های تجارت جهان را معرفی می‌کند. این شرکت‌ها معمولا با سرعتی نجومی پیشرفت می‌کنند؛ اما قاعدتا وقتی ماجرایی مثل بحران اقتصادی دنیا پیش می‌آید آ نها هم شرایط متفاوتی را تجربه می‌کنند. با این وجود، هیچ وقت نمی‌شود گفت که در جریان بحران اقتصادی، وضع آنها «بد» شده است.   البته بلندپروازی‌های عجیب و غریب و عملکرد ضعیف هر کدام از این کشورها باعث می‌شود که نام آنها به کل از فهرست شرکت‌های بزرگ دنیا خط بخورد. اما رده‌بندی فوربس در واقع بهترین نگاه اجمالی است که می‌توان به وضعیت غول‌های تجاری دنیا انداخت و آنها را با هم مقایسه کرد. آن‌طور که از این فهرست بر‌می‌آید، شمار شرکت‌هایی از کشورهای توسعه‌یافته در این فهرست به تدریج رو به کاهش گذاشته است. این در حالی است که دغدغه فوربس در تعیین فهرست بزرگ‌ترین شرکت‌های دنیا نه فقط به حجم فعالیت‌های این شرکت‌ها؛ بلکه به نحوه سرمایه‌گذاری و هدایت آنها معطوف بوده است.  بسیاری از فهرست‌های دیگری که در مورد بزرگ‌ترین شرکت‌های دنیا تدوین شده‌اند صرفا به معیارهای کمی بسنده کرده‌اند؛ مثلا به میزان فروش هر شرکت. اما در فهرست فوربس، مسایل مختلفی مانند میزان فروش، میزان سوددهی، سرمایه و ارزش در بازار مورد توجه قرار گرفته‌اند و همین نکته می‌تواند شاهدی بر پویایی کسب و کار و تجارت درجهان هم باشد. در این فهرست، نام شرکت‌هایی از 62 کشور دنیا را می‌بینیم و آمریکا در این میان بیشترین سهم (یعنی 515 شرکت) را دارد. ژاپن هم البته وضعیت خوبی دارد و نام 210 شرکت خود را در این فهرست می‌بیند.
در فهرست امسال فوربس، برخی کشورهای دیگر هم سهم زیادی دارند؛ مثلا چین 113 شرکت، کانادا 62 شرکت، و هند 56 شرکت خود را در این فهرست می‌بینند. نامی از شرکت‌های ایرانی در فهرست 2000 شرکت بزرگ دنیا دیده نمی‌شود، اگر چه کشورهایی چون ونزوئلا، اردن، قزاقستان، کویت، لبنان، مراکش، پاکستان، نیجریه و پرو در فهرست امسال نماینده دارند. اگر درآمد کل شرکت‌هایی که نامشان در این فهرست آمده را حساب کنیم، بالغ بر 30 تریلیون دلار می‌شود. این در حالی است که از سال گذشته میلادی تمام مشخصه‌های تجاری در این شرکت‌ها به تبع بحران اقتصادی کاهش یافته‌اند و فقط شاخص ارزش در بازار است که در همین فاصله زمانی افزایش نیز یافته است.
اما ارزیابی‌های انجام شده از وضعیت این شرکت‌ها نشان می‌دهد که با وجود مشکلات ناشی از بحران مالی، بانک‌ها هنوز هم قدرت خود را حفظ کرده‌اند. در همین حال، بخش نفت و گاز نیز که نام 115 شرکت خود را در فهرست فوربس می‌بیند، هنوز هم وضعیت خوبی را تجربه می‌کند؛ چه در میزان فروش، چه در سوددهی و چه در ارزش سهام در بازار. بخشی مانند بیمه نیز شاهد افزایش قابل توجه (27‌درصدی) رشد فروش بوده و در حوزه سوددهی نیز شرکت‌های دارویی و بیوتکنولوژی رشدی 20‌درصدی را تجربه می‌کنند.
در فهرست فوربس می‌توان نام شرکت‌های بزرگ صنعتی را نیز دید؛ شرکت‌هایی که گام‌های استراتژیک و مهمی برای برون رفت از دوران بحران مالی برداشته‌اند؛ مثلا شرکت «ایسر» تایوان که می‌خواهد تا سال 2011 میلادی به بزرگ ترین فروشنده لپ تاپ و نوت بوک در دنیا تبدیل شود.  در همین حال، فوربس در سال‌های اخیر یک زیرمجموعه نیز برای فهرست 2000 شرکت بزرگ دنیا در نظر گرفته است؛ فهرستی از شرکت‌هایی که نرخ رشدشان استثنایی بوده است و مثلا شرکت «ایسر» از جمله شرکت‌هایی است که در این فهرست جا دارد. از میان 130 شرکتی که نامشان در این فهرست زیرمجموعه قرار گرفته، 77 شرکت در خارج از آمریکا قرار دارند؛ مثلا شرکت H&M سوئد و شرکت هوندا موتور از ژاپن. از شرکت‌های مهم آمریکایی در این فهرست نیز می‌توان به اپل، مک دونالد، گوگل و نایک اشاره کرد.

رتبه    شرکت    کشور    صنعت    فروش
(میلیارد دلار)    سود
(میلیارد دلار)    دارایی
(میلیارد دلار)    ارزش بازار
(میلیارد دلار)
1    JPMorgan Chase    آمریکا    بانکداری    63/115    65/11    99/2031    19/166
2    General Electric    آمریکا    گروه تولیدی    78/156    03/11    82/781    65/169
3    Bank of America    آمریکا    بانکداری    45/150    28/6    30/2223    63/167
4    ExxonMobil    آمریکا    نفت و گاز    56/275    28/19    32/233    77/308
5    ICBC    چین    بانکداری    86/71    27/16    46/1428    23/242
6    Banco Santander    اسپانیا    بانکداری    57/109    34/12    68/1438    12/107
7    Wells Fargo    آمریکا    بانکداری    64/98    28/12    65/1243    69/141
8    HSBC Holdings    انگلیس    بانکداری    74/103    83/5    83/2355    27/178
9    Royal Dutch Shell    هلند    نفت و گاز    19/278    52/12    64/278    63/168
10    BP    انگلیس    نفت و گاز    27/239    58/16    45/235    13/167
11    BNP Paribas    فرانسه    بانکداری    06/101    37/8    22/2952    67/86
12    PetroChina    چین    نفت و گاز    22/157    80/16    95/174    84/333
13    AT&T    آمریکا    خدمات مخابراتی    02/123    54/12    75/268    55/147
14    Wal-Mart Stores    آمریکا    خرده فروشی    21/408    34/14    71/170    37/205
15    Berkshire Hathaway    آمریکا    خدمات مالی-پولی    49/112    06/8    12/297    86/190
16    Gazprom    روسیه    نفت و گاز    25/115    33/24    77/234    58/132
17    China Construction Bank    چین    بانکداری    16/59    59/13    20/1106    32/184
18    Petrobras-Petróleo Brasil    برزیل    نفت و گاز    81/104    63/16    26/198    34/190
19    Total    فرانسه    نفت و گاز    68/160    10/12    29/183    80/131
20    Chevron    آمریکا    نفت و گاز    29/159    48/10    62/164    23/146
21    Barclays    انگلیس    بانکداری    91/65    17/15    04/2223    15/56
22    Bank of China    چین    بانکداری    20/52    45/9    31/1016    00/147
23    Allianz    آلمان    بیمه    06/130    16/6    04/834    74/52
24    GDF Suez    فرانسه    آب و برق و ...    65/114    42/6    95/245    36/83
25    E/ON    آلمان    آب و برق و ...    38/117    05/12    58/214    26/68
25    Goldman Sachs Group    آمریکا    خدمات مالی-پولی    67/51    39/13    00/849    95/84
27    EDF Group    فرانسه    آب و برق و ...    17/95    60/5    63/342    23/92
28    AXA Group    فرانسه    بیمه    86/145    17/5    70/1016    02/46
29    Lloyds Banking Group    انگلیس    بانکداری    67/106    57/4    78/1650    25/50
29    Procter & Gamble    آمریکا    لوازم خانگی    78/76    05/13    29/135    47/184
31    ENI    ایتالیا    نفت و گاز    01/121    27/6    52/163    22/82
32    Telefónica    اسپانیا    خدمات مخابراتی    11/79    84/10    98/154    19/108
33    IBM    آمریکا    نرم‌افزار و خدمات    76/95    43/13    02/109    01/167
34    UniCredit Group    ایتالیا    بانکداری    17/92    59/5    91/1438    95/43
35    Hewlett-Packard    آمریکا    تکنولوژی سخت‌افزاری و قطعات    92/116    13/8    62/113    33/121
36    Nestlé    سوئیس    مواد غذایی، تنباکو    08/97    07/10    16/105    67/173
37    Verizon Communications    آمریکا    خدمات مخابراتی    81/107    65/3    25/227    21/82
38    China Mobile    هنگ کنگ/چین    خدمات مخابراتی    22/66    87/16    46/104    73/199
39    ConocoPhillips    آمریکا    نفت و گاز    02/136    86/4    59/152    72/72
40    Pfizer    آمریکا    داروسازی و بیوتکنولوژی    01/50    64/8    95/212    23/143
41    Nippon Telegraph & Tel    ژاپن    خدمات مخابراتی    98/106    53/5    48/181    68/68
42    ENEL    ایتالیا    آب و برق و ...    87/91    74/7    26/221    92/50
43    Deutsche Bank    آلمان    بانکداری    98/62    93/6    60/2150    75/39
44    Credit Suisse Group    سوئیس    خدمات مالی-پولی    26/50    11/6    91/988    93/53
45    Sinopec-China Petroleum    چین    نفت و گاز    47/208    37/4    66/110    06/130
46    Vodafone    انگلیس    خدمات مخابراتی    35/58    38/4    97/217    26/112
47    Johnson & Johnson    آمریکا    داروسازی و بیوتکنولوژی    90/61    27/12    68/94    90/174
48    BBVA-Banco Bilbao Vizcaya    اسپانیا    بانکداری    27/49    03/6    39/760    20/48
49    Microsoft    آمریکا    نرم‌افزار و خدمات    69/58    26/16    10/82    52/254
50    Siemens    آلمان    گروه تولیدی    23/112    36/3    94/133    07/80
51    Banco Bradesco    برزیل    بانکداری    10/59    60/4    40/281    50/54
52    Banco do Brasil    برزیل    بانکداری    10/56    82/5    46/406    78/42
53    Royal Bank of Canada    کانادا    بانکداری    41/35    58/3    05/608    17/78
54    Intesa Sanpaolo    ایتالیا    بانکداری    71/50    56/3    66/877    67/44
55    Samsung Electronics    کره جنوبی    لوازم الکترونیکی    28/97    43/4    30/83    48/94
56    France Telecom    فرانسه    خدمات مخابراتی    92/65    30/4    06/132    39/62
57    Sanofi-aventis    فرانسه    داروسازی و بیوتکنولوژی    99/41    54/7    85/114    07/98
58    Ford Motor    آمریکا    خودروسازی    31/118    72/2    85/194    80/41
59    Commonwealth Bank    استرالیا    بانکداری    84/31    81/3    20/500    10/75
60    RWE Group    آلمان    آب و برق و ...    57/66    98/4    36/130    93/47
61    Novartis    سوئیس    داروسازی و بیوتکنولوژی    27/44    40/8    89/90    22/126
62    BHP Billiton    استرالیا/انگلیس    معدن و مصالح ساختمانی    21/50    88/5    86/74    45/192
63    Zurich Financial Services    سوئیس    بیمه    27/70    22/3    66/366    71/34
64    Statoil    نروژ    نفت و گاز    76/79    16/3    09/97    26/72
65    Generali Group    ایتالیا    بیمه    14/123    83/1    37/607    19/35
66    Roche Holding    سوئیس    داروسازی و بیوتکنولوژی    35/47    51/7    64/69    19/146
67    Westpac Banking Group    استرالیا    بانکداری    19/31    04/3    03/519    99/70
68    Rio Tinto    انگلیس/استرالیا    معدن و مصالح ساختمانی    83/41    87/4    01/95    34/118
69    Lukoil    روسیه    نفت و گاز    34/86    14/9    94/70    18/45
70    Anheuser-Busch InBev    بلژیک    مواد غذایی، تنباکو    76/36    61/4    58/111    48/81
71    GlaxoSmithKline    انگلیس    داروسازی و بیوتکنولوژی    83/45    94/8    38/65    36/95
72    Merck & Co    آمریکا    داروسازی و بیوتکنولوژی    43/27    90/12    09/112    11/116
73    Crédit Agricole    فرانسه    بانکداری    96/91    61/1    22/2227    42/34
74    Munich Re    آلمان    بیمه    31/59    67/3    21/284    12/30
75    Apple    آمریکا    تکنولوژی سخت‌افزاری و قطعات    71/46    36/9    93/53    51/189
75    Cisco Systems    آمریکا    تکنولوژی سخت‌افزاری و قطعات    53/35    07/6    40/76    85/140
77    Rosneft    روسیه    نفت و گاز    70/34    51/6    11/83    19/83
78    Mitsubishi Corp    ژاپن    بازرگانی    12/63    80/3    74/109    64/42
79    National Australia Bank    استرالیا    بانکداری    50/32    29/2    41/574    80/48
80    Vale    برزیل    معدن و مصالح ساختمانی    82/27    88/5    81/100    14/145
81    CVS Caremark    آمریکا    خرده‌فروشی    73/98    70/3    64/61    85/47
82    Itaúsa    برزیل    گروه تولیدی    36/66    25/2    63/342    74/28
83    ANZ Banking    استرالیا    بانکداری    91/26    60/2    52/420    72/53
84    Tesco    انگلیس    بازار غذایی    94/77    10/3    61/65    43/51
85    Unilever    هلند/انگلیس    مواد غذایی، تنباکو    05/57    83/4    05/52    33/91
86    Honda Motor    ژاپن    خودروسازی    82/102    41/1    24/117    22/63
86    Toronto-Dominion Bank    کانادا    بانکداری    60/23    90/2    28/517    43/55
88    Iberdrola    اسپانیا    آب و برق و …    15/35    94/3    21/125    16/42
89    Comcast    آمریکا    رسانه    76/35    64/3    73/112    76/47
90    China Life Insurance    چین    بیمه    01/24    12/3    13/153    75/118
91    Bank of Nova Scotia    کانادا    بانکداری    27/23    29/3    93/460    26/47
92    UnitedHealth Group    آمریکا    تجهیزات پزشکی    14/87    82/3    05/59    40/39
93    Sberbank    روسیه    بانکداری    27/23    20/3    62/220    70/57
94    United Technologies    آمریکا    گروه تولیدی    92/52    83/3    76/55    28/65
95    Nordea Bank    سوئد    بانکداری    81/22    41/3    06/729    42/39
96    Bank of Communications    چین    بانکداری    05/19    17/4    83/392    34/57
97    BASF    آلمان    شیمیایی    63/72    02/2    06/72    12/52
98    Walt Disney    آمریکا    رسانه    29/36    31/3    31/69    17/61
99    Standard Chartered Group    انگلیس    بانکداری    94/20    38/3    56/435    16/46
100    AstraZeneca    انگلیس    داروسازی و بیوتکنولوژی    80/32    52/7    63/53    56/63


نگاهی به صنعت  تلویزیون وفیلم درامریکا

 

شرکت تحقیقاتی Nielsen پس از انجام بررسی گسترده روی مردم آمریکا در نوامبر 2009 اعلام کرد میزان استفاده از گیرنده‌های تلویزیونی نسبت به سال‌های قبل بسیار افزایش یافته است.

به گزارش فارس به نقل از سی‌نت، این شرکت تحقیقاتی در پایان بررسی‌های خود دریافت که هم‌اکنون 9/29 درصد از مردم آمریکا در منازل خود دست‌کم چهار گیرنده تلویزیونی دارند و بر این اساس می‌توان گفت که یک‌سوم از 115 میلیون خانواده در این کشور صاحب 4 گیرنده تلویزیونی هستند.

این بررسی نشان داده است که 1/25 درصد از خانواده‌های آمریکایی صاحب 3 تلویزیون، 3/28 درصد صاحب 2 دستگاه تلویزیون و 7/16 درصد صاحب یک گیرنده تلویزیونی هستند.

شرکت تحقیقاتی Nielsen در گزارش مربوط به بررسی اخیر خود اظهار داشته است که هم‌اکنون 6/103 میلیون خانه در آمریکا برنامه‌های تلویزیونی را از طریق خطوط کابلی یا ماهواره‌ای دریافت می‌کنند و بیش از 51 میلیون خانه در آمریکا مجهز به کابل‌های دیجیتالی هستند.

علاوه بر این، 4/47 میلیون خانه آمریکایی نیز از کابل‌های HD استفاده می‌کنند و برنامه‌های تلویزیونی را با بهترین کیفیت در اختیار می‌گیرند.

گزارش شرکت تحقیقاتی Nielsen همچنین بر آن است که مردم آمریکا در حال کنار گذاشتن سیستم‌های سنتی و قدیمی الکترونیکی و دیجیتالی و جایگزین کردن آن‌ها با سیستم‌های جدید هستند.

در حال حاضر 8/75 میلیون دستگاه پخش CD در خانه‌های آمریکا مورد استفاده قرار می‌گیرد که این رقم کاهش 10 درصدی میزان استفاده از این دستگاه‌ها را نسبت به سال 2007 نشان می‌دهد. علاوه بر این، در حال حاضر 101 میلیون دستگاه پخش دیسک‌های DVD در خانه‌های آمریکایی‌ها موجود است که این رقم نیز گویای رشد یک درصدی استفاده از این دستگاه‌ها نسبت به سال 2007 است.

شرکت تحقیقاتی Nielsen در ادامه اعلام کرده است که 99 درصد مردم آمریکا برنامه‌های ویدیویی مورد علاقه خود را در تلویزیون تماشا می‌کنند. هر یک فرد آمریکایی به‌طور میانگین هفته‌ای 5/31 ساعت برنامه تلویزیونی و ویدیویی تماشا می‌کند و در این میان، کودکان بین سنین 6 تا 11 سال هفته‌ای 28 ساعت تلویزیون می‌بینند

ناخالص ملی (GNP) است.این نمودار مهم است،چون«ارزش» مخاطبین نوعی یک برنامه را به یک تبلیغ‏دهنده یا شبکهء تلویزیونی‏ پولی نشان می‏دهد.در جدول زیر مشاهده می‏کنیم که در سال‏ 1993 آمریکایی‏ها بیش از دو برابر هر کشوری در دنیا گیرنده‏ تلویزیونی داشته‏اند.میزان تولید ناخالص ملی آمریکایی‏ها نیز به‏ طرز قابل توجهی از سایر رقبا بالاتراست.همان‏طور که خواهیم‏ دید وجود همین ثروت است که نشان می‏دهد چرا در سال 1989، در حالی که فقط 5 درصد از بیننده های تلویزیونی دنیا آمریکایی‏ بوده‏اند،این کشور تولیدکنندهء یک‏سوم از کل تولیدات برنامه‏های‏ تلویزیونی دنیا بوده است.

جدول 1

تعداد گیرنده‏های تلویزیونی(به میلیون)

(به تصویر صفحه مراجعه شود) منبع:آمار فوق از کتاب راهنمای آمرای یونسکو(1995)استخراج شده است.

جدول 2

بزرگ‏ترین بازارهای فیلم دنیا در سال 1994: کشورهایی که بیش‏ترین درآمد گیشه‏ای را داشته‏اند. (ارقام به میلون دلار است)

(به تصویر صفحه مراجعه شود) *سال 1993**سال 1992

منبع: Screen Digest سپتامبر 1995 صفحات 206-207

جدول 3

بزرگ‏ترین بازارهای ویدئویی دنیا در سال 1994:کشورهایی که بیش‏ترین درآمد کرایه و یا فروش نوارهای ویدئویی را داشته‏اند (ارقام به میلیون دلار است)

(به تصویر صفحه مراجعه شود) منبع: Screen Digest ماه می و نوامبر 1995

بهترین نمودار بزرگی یک بازار فیلم،گیشه و فروش فیلم‏ها در یک کشور است.جدول شماره 2 نشان می‏دهد که بازار(فیلم) آمریکا حدود 5/3 برابر بزرگ‏تر از ژاپن و 8/6 برابر بزرگ‏تر از فرانسه،یعنی نزدیک‏ترین رقبای خود است.

خرده‏فروشی نوارهای ویدئویی(کرایه و فروش جمعا)در سال‏ 1994 در جدول شمارهء 3 آمده است.خرده‏فروشی نوارهای‏ ویدئویی در آمریکا حدود 6/3 برابر ژاپن و 5/11 مرتبه بیش‏تر از بریتانیا یعنی دو کشور رقیب بوده است.البته باید به خاطر داشت که‏ رواج نوارهای قاچاق بدان معنا است که ارقام واقعی بازار،در برخی‏ موارد بسیار بزرگ‏تر از ارقام بازار رسمی است.

اما عظمت بازار داخلی آمریکا به خودی خود،دلایل کافی در مورد تسلط آمریکا در زمینه تجارت بین المللی سمعی-بصری در اختیار ما نمی‏گذارد.

به عنوان نمونه ژاپن در به وجود آوردن صنایعی چون تولید گیرنده‏های تلویزیونی و دوربین‏های ویدئویی جهت فروش و صادرات-به خصوص به آمریکا-بسیار موفق بوده است.ولی چه‏ عاملی مانع شده که ژاپن یا هر کشور دیگری همان موفقیت را در زمینهء تولید برنامه‏های تلویزیونی یا فیلم‏های سینمایی به دست‏ نیاوردند؟پاسخ این است که یک دوربین تلویزیونی از لحاظ فرهنگی،خنثی است.کشور تولیدکننده در چگونگی استفاده از آن‏ نقشی ندارد و از بهره‏برداری خوب از آن سهمی نمی‏برد.بعید است‏ که هیچ یک از مشخصه‏های کالا،سرنخی از«ژاپنی بودن»آن در اختیار ما بگذارند(در سال‏های اخیر این قضایا حتی در مورد دفترچهء راهنمای کالا هم مصداق پیدا کرده است).در مورد یک‏ برنامهء تلویزیونی یا فیلم ژاپنی که در آن زبان و ویژگی‏های فرهنگی‏ برایش یک«تنزیل فرهنگی» (Cultural discount) به وجود می‏آورد،چنین چیزی صدق نمی‏کند.

البته گونه‏ای تنزیل فرهنگی در مورد دریافت برنامه‏های

سلطهء تجرای تهیه‏کنندگان آمریایی‏ برنامه‏های تلویزیونی،فیلم‏های سینمایی‏ و ویدیوئی،باعث نگرانی سیاستگذاران و مسئولین سمعی-بصری کشورهای‏ مختلف دنیا شده است. ایالات متحده از یک ترکیب بی‏نظیر، یعنی داشتن جمعیت زیاد با زبانی‏ مشترک و بالا بودن درآمد سرانه سود می‏برد؛همین مسئله باعث شده که‏ آمرکیا،بزرگ‏ترین بازار داخلی دنیا در زمینه مصرف برنامه‏های تلویزیونی، فیلم‏های سینمایی و ویدئویی باشد.

تلویزیونی،فیلم و ویدئوهای آمریکایی نیز وجود دارد.ولی‏ تهیه‏کنندگان غیر آمریکایی که سعی دارند به بازار آمریکا راه یابند بازار داخلی‏شان کوچک‏تر است و در نتیجه تفاوت عظیمی که با منهای بازار داخلی آن‏ها از بازار داخلی آمریکا به وجود می‏آید باعث ی‏شود که کل درآمد آن‏ها هم در مقایسه با درآمد یک‏ تهیه‏کنندهء آمریکایی،بسیار کم‏تر باشد.

دنیایی را تصور کنید که فقط از دو کشور ایالات متحده و کانادا تشکیل شده باشد:ایالات متحده‏ای که بازارش یازده برابر بازار کانداست.فرض کنید که یک فیلم یک ساعتهء تلویزیونی معمولی در هر دو کشور 15/1 میلیون دلار هزینه برمی‏دارد.این مسئله را هم‏ فرض بگیریم که بدون وجود یک تنزیل فرهنگی(زبان و غیره)،هر دو فیلم 1/1 میلیون دلار در بازار آمریکا و 100 هزار دلار در بازار کوچک‏تر کانادا کسب کند(براساس داده‏های به دست آمده،این‏ ارقام مختص برنامه‏ای است که در ساعتی پربیننده به نمایش‏ گذاشته می‏شود).اگر تنزیل فرهنگی‏ای در میان نباشد بنابرانی‏ منفعتی هم به تهیه‏کنندهء آمریکایی با آن بازار بزرگ‏ترش نمی‏رسد و درآمد حاصله از نمایش هر برنامه در هر دو بازار جمعا 2/1 میلیون‏ دلار خواهد شد.(این وضعیت در واقع در مورد یک کالای خنثی‏ فرهنگی مثل یک دوربین ویدئویی هم پیش می‏آید).اما اگر یک‏ تنزیل فرهنگی،گیریم 25 درصدی فروش در کشوری دیگر را در نظر بگیریم،درآمد حاصله از فروش دو برنامه به قرار زیر خواهد بود:

تهیه‏کننده آمریکایی:

دلار 000/175/1/-000/100(25/0-1)+000/100/1

تهیه‏کننده کانادایی:

دلار 000/925-000/100/1(25/0-1)+000/100

با در نظر داشتن این مسئله که هزینهء اضافی جهت صادرات کالا چندان زیاد نیست،برنامهء آمریکایی 25 هزار دلار سود می‏کند حالا آن‏که تهیه‏کنندهء کانادایی 225000 دلار ضرر می‏دهد.به دلیل وجود عامل تنزیل فرهنگی،اندازهء بازار داخلی اهمیت خود را پیدا می‏کند؛فقط برنامهء آمریکایی است که می‏تواند تولید شود و سود برساند.

نمونهء دیگر براساس ارقام و قیمت‏های واقعی برنامه‏های‏ صادراتی(از سالنامهء تجارت بین المللی تلویزیون TBI در سال‏ 1995)وام گرفه شده و فرصت‏های متعددی را که برای صادرات‏ وجود دارد،ارائه می‏دهد. TBI قیمت برنامه‏های مختلف(برای‏ نمایش از یک شبکه تجاری)را چاپ کرده که ما از پایین‏ترین‏ قیمت‏ها که فرضا می‏تواند در مورد فیلم‏های مستند صادق باشد- در این بحث استفاده می‏کنیم.با منظور کردن همان تنزیل اقتصادی، TBI ،اعلام می‏دارد:«ارقام ذیل،مبالغی هستند که تهیه‏کنندگان و پخش‏کنندگانی که در خارج از فرهست کشورهای نام‏برده زندگی‏ می‏کنند،می‏توانند وصول نمایند.بدهیی است که تهیه‏کنندگان‏ محلی معمولا محصولات خود را به قیمت‏های بالاتری به‏ شبکه‏های تلویزیونی کشورشان می‏فروشند.»در این‏جا هم باز از همان مثال تهیه‏کنندهء آمریکایی و کانادایی استفاده می‏کنیم:هر یک‏ از آن‏ها خیال دارد یک برنامهء مستند وزین با بودجهء 200 هزار دلاری‏ تهیه کند.ما فرض را بر این می‏گیریم که هر یک از آن‏ها می‏تواند برنامه خود را به بازار آن یکی بفروشد.به علاوه آن‏ها می‏توانند فیلم‏ خود را به شبکهء ITV بریتانیا به 20 هزار دلار،به آلمان،15 هزار دلار؛به فرانسه،8 هزار دلار؛به هلند 4 هزار دلار؛به سوئد 3 هزار دلار و به جامائیکا به قیمت 100 دلار بفروشد.بدین‏ترتیب جمع‏ فروش به این کشورها 81100 دلار می‏شود.تهیه‏کنندهء کانادایی‏ می‏تواند فیلم خو.د را به یک شبکهء آمریکایی به قیمت 100 هزار دلار بفروشد،حال آن‏که تهیه‏کنندهء آمریکایی می‏تواند برنامه خود را به قیمت 12 هزار دلار به شبکه انگلیسی CBC کانادا بفروشد.با در نظر داشتن این مسئله که این فروش‏های خارجی یک تنزیل 25 درصدی فرهنگی را هم دربرمی‏گیرد،تهیه‏کنندهء کانادایی برنامهء خود را به 16 هزار دلار در بازار داخلی می‏فروشد،در حالی که تهیه‏کنندهء آمریکایی برنامهء خود را به 133 هزار دلار در بازار داخلی خود به‏ فروش می‏رساند.کل فروش تهیه‏کنندهء کانادایی(با منظور کردن بازار داخلی)بالغ بر 197 هزار دلار خواهد بود،حال آن‏که کل فروش‏ تهیه‏کنندهء آمریکایی به 229 هزار دلار می‏رسد.با فرض این‏که‏ صادارت بیش‏تر،خرج زیادی روی‏دست تهیه‏کننده نمی‏گذارد،از آن‏جا که این فیلم مستند 200 هزار دلار هزینه برداشته،برنامهء آمریکایی ساخته و به سوددهی می‏رسد و برنامهء کانادایی،خیر.

اجازه بدهید نگاهی به نمونه‏ای ارقامی در صنعت فیلم‏ بیندازیم.

فرض کنید دو ملت داریم یکی استرالیا با 4 میلیون و آمریکا با 60 میلیون سینماروی بالقوه.بینندگان واقعی درصدی از بینندگان‏ بالقوه را تشکیل می‏دهند و این درصد،بستگی به بودجهء فیلم دارد؛

 

بزرگتریت شرکتهای  آلومينيوم جهان

نشريه‌ اقتصادي فوربس در تازه‌ترين گزارش خود بزرگترين شركتهاي آلومينيوم جهان را معرفي كرد.

به گزارش ايسنا، در اين رده‌بندي شركت آمريكايي آلكوآ با فروش 25 ميليارد دلاری بزرگترين شركت توليدكننده آلومينيوم در جهان لقب گرفته و رده‌هاي دوم و سوم نيز به آلومينيوم چين با 22.6 ميليارد دلار فروش و نورسك هيدرو نروژ با 16.3 ميليارد دلار فروش تعلق گرفت.

تنها پنج شركت آلومينيوم‌ساز در بين 2000 شركت بزرگ قرار دارند. اين پنج شركت نيز به پنج كشور مختلف شامل آمريكا، نروژ، چين، هند و روسيه تعلق دارند. از نظر ارزش بازار نيز در رده‌بندي اعلام شده از سوي فوربس رتبه‌ نخست به شركت آلومينيوم چين با ارزش بازاري معادل 12.7 ميليارد دلار اختصاص يافته است.

از نظر ميزان سودآوري هم روسال با 2.9 ميليارد دلار صدرنشين شد و از نظر حجم دارايي نيز شركت آلكوآ رده نخست را در بين شركتهاي صنعت آلومينيوم جهان به خود اختصاص داد

بزرگترین شركت های فولادسازی جهان

شركت امریکایی  آرسلورمیتال بزرگترین شركت فولادسازی جهان در سال گذشته شناخته شد.
اگرچه از نظر تولید دارای یك افت نامحسوس بود، اما این شركت چندملیتی همواره به.عنوان اولین شركتی كه قدم به بازی ادغام گذاشته در جدول برترین تولیدكنندگان فولاد جهان مطرح است كه میزان تولید آن تقریبا در حدود ۵/۳ برابر نزدیكترین رقیبش یعنی نیپون استیل بوده است.
در سال ۲۰۰۷ در حدود ۶۳ شركت چینی در جدول برترین تولیدكنندگان فولاد دنیا (میزان تولید بیش از ۲.میلیون تن در سال) قرار داشتند كه این تعداد در سال ۲۰۰۶ برابر ۵۵ و در سال ۲۰۰۵ برابر با ۴۷ شركت بوده است.
همچنین در این سال اشاره.ای به نقش كشور هند در این رده.بندی شده كه انتظار می.رود به.عنوان دومین ابرقدرت صنعت فولاد آینده جهان معرفی شود كه این امر دور از دسترس نیست. تمامی فولادسازان خصوصی كشور هند رشد قابل.توجهی در این جدول داشته.اند.


بزرگترین افزایش، نه براساس میزان تولید بلكه براساس میزان صعود، مربوط به صعود چشمگیر ۳۷۰.درصدی شركت تاتا استیل هند است. این شركت فولادساز هندی بعد از خرید شركت كورس (corus) انگلستان كه بزرگترین خرید در صنعت فولاد دنیا در سال ۲۰۰۷ بوده است، با یك جهش چشمگیر از رده پنجاه و یكم به رده ششم جدول رده.بندی بزرگترین تولیدكنندگان فولاد دنیا صعود كرده است و همچنین برای اولین بار یك شركت بومی هندی جزو ۱۰ شركت برتر فولاد دنیا قرار گرفته است. كشور چین جایگاه خود را در بین ۱۰ شركت بزرگ تولیدكننده فولاد دنیا استحكام بخشیده و تا رده دهم دو برابر گذشته؛ یعنی چهار شركت چینی به چشم می.خورند. شركت.های Tangshan، Shagang، Baosteel و Wuhan دارای رشد بسیار خوبی بوده.اند. افزایش ۲۶/۸.میلیون تنی تولیدات شركت شاگانگ این شركت را تا رده هفتم جدول بالا برده است كه بعد از تاتا استیل دارای بیشترین جهش است.
در سال ۲۰۰۶ در بین ۱۰ شركت برتر تولیدكننده فولاد دنیا سه شركت اروپایی، دو شركت ژاپنی، دو شركت چینی، دو شركت آمریكایی و یك شركت كره.ای به چشم می.خورند. در سال ۲۰۰۷ دو شركت از شركت.های اروپایی و یك شركت آمریكایی از بین ۱۰ شركت برتر خارج شدند كه البته شركت اروپایی كورس به مالكیت شركت تاتا استیل هند درآمد.
● ادغام در بین شركت.های چینی
با وجود افزایش شمار شركت.های برتر تولیدكننده. فولاد چینی، سال ۲۰۰۷ نشانگر یك دلیل محكم در افزایش سرعت رشد شركت.های چینی نسبت به قبل از دوره فرآیند ادغام آنها است، چیزی كه در سال ۲۰۰۸ نیز باید ادامه پیدا كند.
افزایش در ظرفیت شركت شاگانگ نه تنها در بخش تولیدی بوده؛ بلكه خرید شركت.های دیگر نیز نقش تعیین.كننده.ای را در افزایش ظرفیت این شركت داشته.اند كه از آن جمله می.توان به خرید شركت Xinjiang Bay اشاره كرد. این امر با توجه به خرید شركت kuming توسط شركت Wuhan در مورد این شركت نیز صدق می.كند كه در صورت اضافه كردن ظرفیت شركت Liuzhou به شركت Wuhan كه این خرید در حال تكمیل شدن است، این شركت جای شركت تاتا استیل را در رده ششم جدول می.گیرد. هنگامی كه ادغام دو شركت Anshan-Benxi در اواخر سال ۲۰۰۷ كامل شود با مجموع تولیدات مشترك آنها، این دو شركت ادغام شده می.تواند تا رده هفتم در جدول بالا بیایند و شركت بائواستیل در حال انجام مذاكراتی با شركت بائوتائو است. سهم شركت.های برتر تولیدكننده در صنعت فولاد كشور چین موجب افزایش ظرفیت این كشور به ۲/۷۷.درصد در سال ۲۰۰۷ نسبت به ۸/۷۴.درصد در سال ۲۰۰۶ شده است و با وجود افزایش تعداد شركت.ها میانگین تولید این كشور از ۷/۵ به ۹۹/۵.میلیون تن افزایش پیدا كرده است. مهمتر اینكه تولیدات ۱۰ شركت برتر چینی از ۵/۱۲۸.میلیون تن (در حدود ۴/۳۰.درصد از كل تولید فولاد كشور) به ۵/۱۷۲.میلیون تن (۳/۳۵.درصد از كل) افزایش پیدا كرده است.
آهنگ ادغام شركت.های چینی را نمی.توان به این سرعت توصیف كرد اما امسال قدرت بزرگترین تولیدكنندگان فولاد كشور چین باید رشد بیشتری داشته باشد كه به.عنوان مثال با صرف.نظر از ادغام شركت.هایAnshan-Benxi، انتظار طولانی برای ادغام دو شركت Jinan و Laiwu در استان Shandong كه می.تواند صورت بگیرد.
این ادغام می.تواند موجب بلعیده شدن شركت.های تازه به بالای جدول رسیده از قبیل شركت Rizhao Steel كه در جدول قبلی باید دیده شده باشد، شود.
به.طور كلی در سال گذشته تولید فولاد خام چین افزایشی كمتر از ۱۶.درصد داشت و به ۴۸۹.میلیون تن رسید. اما تقریبا تولیدات نیمی از ۶۳ شركت برتر چینی افزایشی بیشتر از ۲۰.درصد داشته.اند.
در سال ۲۰۰۷، ۱۳۰ تولیدكننده برتر وجود داشت كه یك شركت بیشتر از سال ۲۰۰۶ است (بعد از ادغام دو شركت Rizhao و Sidenor یونانی در سال ۲۰۰۶ كه در سال ۲۰۰۶ به اشتباه حذف شده بود).
۹ شركت از آنها جدید هستند، ۶ شركت چینی هستند و دیگر تازه.واردان به این جدول شركت استرالیایی One Steel، شركت.های آلمانی Schmolz و Bickenbach و شركت ترك Colakoglu هستند. به جز شركت.های میتال استیل و آرسلور و شركت كورس و دو شركت چینی خریداری شده كه ذكر شد، جدول سال ۲۰۰۷ شركت.های، Ipsco، Algoma، Dofasco و Outokumpo را از دست داده است.
شركت آرسلور ـ میتال افت اندكی در میزان تولید خود داشته كه این امر با توجه به كاهش تولیدات در اكثر كشورها در طول سال ۲۰۰۷ كه توسط IISI گزارش شده، جای تعجب ندارد. تولید كلی ایالات متحده كه یكی از سومین تولیدكنندگان برتر فولاد دنیا است، با كاهش ۴/۱.درصدی به ۲/۹۷.میلیون تن، تولید فولاد فرانسه با نزول ۳.درصدی به ۳/۱۹.میلیون تن، بلژیك با نزول ۸/۷.درصدی به ۷/۱۰.میلیون و آفریقای.جنوبی با نزول ۲/۶.درصدی به تولید ۱/۹.میلیون تن فولاد رسیدند.
● كاهش در تولیدات اتحادیه اروپا و NAFTA
در منطقه. آمریكای.شمالی و اروپا آرسلور ـ میتال تنها شركتی نبود كه با كاهش ظرفیت تولید مواجه شد. بسیاری از تولیدكنندگان برتر فولاد در این مناطق با كاهش میزان تولید در سال ۲۰۰۷ مواجه بودند.
در آمریكای.شمالی كه تعداد تولیدكنندگان برتر از ۱۱ به ۷ كاهش یافت، همچنین شركت US Steel كه كارخانه.هایی نیز در اروپا دارد، شركت Nucor، شركت Stelco، شركت Commercial Metals كه در اروپا نیز كارخانه.هایی دارد و شركت Wheeling-Pittsburgh نیز دچار این افت تولید شدند. شركت Stelco نیز دارای یك نزول ۱۱.درصدی در میزان تولیدات خود است كه این امر با توجه به بهبود عملكرد مالی این شركت در خرید شركت US Steel در سال گذشته بسیار جای تعجب دارد. كاهش تولیدات شركت Severstal به غیر از كارخانه.های روسی متعلق به این شركت در كارخانه.های آمریكایی و اروپایی آن محتمل است.
در اروپا كه تعداد تولیدكنندگان برتر با كاهش یك عددی همراه بوده این كاهش تولید در شركت.های Beltrame، Duferco، Riva و Rautaruukki به چشم می.خورد. میزان تولید شركت Duferco تحت تاثیر تعمیر كوره بلند Carsid در كشور بلژیك كه مجدد به بهره.برداری رسید، قرار گرفت.
ظرفیت تولید شركت Rautaruukki كه بیش از یك فولادساز به.عنوان یك تولیدكننده قطعات فولادی گوناگون مطرح است، برای بار سوم از سال ۲۰۰۵ به دلیل اعتصابات سال ۲۰۰۶ و همچنین به دلیل فروش كارخانه Fundia به كارخانه Celsa كاهش یافت.
اما فولادسازانی نیز در آمریكای.شمالی و اروپا وجود داشتند كه میزان تولید خود را برخلاف دیگر تولیدكنندگان افزایش داده.اند. شركت Steel Dynamics Inc از نمونه.های بارز شركت.های آمریكایی است كه از سال ۲۰۰۵ با افزایش ۵۰.درصدی ظرفیت تولید همراه بوده است.
دیگر شركت.های آمریكایی كه شامل داستان.های افزایش میزان تولید می.شوند شركت.های چندملیتی از قبیل شركت برزیلی Gerdau Group و شركت SSAB هستند كه گاهی اوقات از آمارها پنهان می.مانند.
بر اساس گزارش.های آماری سال ۲۰۰۷، این شركت فولادساز سوئدی سود بسیار خوبی از خرید شركت كانادایی IPSCO به.دست آورد..درصد افزایش تولیدات این شركت بعد از شركت.های هندی و چینی در بالاترین میزان خود نسبت به دیگر تولیدكنندگان است.
همچنین رده.بندی فولادسازان نشان.دهنده یك سال وحشتناك برای صنعت فولاد ضدزنگ در سال ۲۰۰۷ است. كاهش ۱۹.درصدی تولید شركت Outokumpu تا ۷/۱.میلیون تن باعث نزول چند پله.ای این شركت در جدول شد. ظرفیت تولید شركت Acerinox نیز با یك افت ۱۵.درصدی همراه بوده است.
فولاد ضدزنگ محصولی كاملا متفاوت نسبت به فولادهای ساده كربنی است و ظرفیت تولید این فولادها بسیار پایین است، اما تولیدكنندگان فولاد ضدزنگ در زمره بزرگترین تولیدكنندگان فولاد دنیا هستند.
به تعبیر دیگر با توجه به نتایج ذكر شده برای بزرگترین تولیدكنندگان فولاد ضدزنگ دنیا وضعیت مناسبی در این سال برای آنان وجود نداشته است

بزرگترین کمپانی خدمات مالی جهان

سیتی گروپ

 

سیتی گروپ بزرگترین کمپانی خدمات مالی جهان است که در شهر نیویورک قرار دارد.در ۲۰۰۷ دارایی کلی ان ۲.۲ تریلیون دلار بوده است.۳۵۸۰۰۰پرسنل در ۱۰۰ کشور جهان دارد.بیش از ۲۰۰۰۰۰۰۰۰نفر مشتری در سراسر دنیا دارد.تاریخ این کمپانی به سال ۱۸۱۲ بر می گردد.در ان زمان بانک نیویورک نام داشته است و به بازرگانان نیویورکی خدمات می داده است.بعدن در ۱۹۹۸ سیتی کورپ و تراولرز گروپ با هم ادغام شدند و سیتی گروپ را تشکیل دادند.این بانک به سه دسته ی تجاری ۱- مصرف کننده جهانی ۲- مدیریت سرمایه جهانی و ۳- سرویس های جهانی تقسیم می گردد

معرفي بزرگترین سازندگان تجهیزات ارتباطی جهان

نشريه‌ اقتصادي فوربس در تازه‌ترين گزارش خود بزرگترين شركتهاي سازنده تجهیزات ارتباطی جهان را معرفي كرد.

به گزارش ايسنا، در اين رده‌بندي شركت فنلاندی نوکیا با فروش 50.1 ميليارد دلاری بزرگترين شركت سازنده تجهیزات ارتباطی در جهان لقب گرفته و شرکتهای سیسکو سیستمز از آمریکا با فروش 44.8 میلیارد دلار و اریکسون سوئد با فروش 32.9 میلیارد دلار نیز در رده‌های دوم و سوم قرار گرفتند.

در مجموع 15 شركت سازنده تجهیزات ارتباطی در بين 2000 شركت بزرگ قرار دارند. بيشترين تعداد شركتهاي بزرگ سازنده تجهیزات ارتباطی جهان متعلق به آمريكا با 7 شركت است.

از نظر ارزش بازار در رده‌بندي اعلام شده از سوي فوربس رتبه‌ نخست به شركت کوالکام آمریکا با ارزش بازاري معادل 110.6 ميليارد دلار اختصاص يافته است.

از نظر ميزان سودآوري نيز سیسکو سیتمز با هفت ميليارد دلار صدرنشين شد و از نظر حجم دارايي نيز مجددا سیسکو سیستمز رده نخست را در بين شركتهاي سازنده تجهیزات ارتباطی جهان به خود اختصاص داد. از دیگر شرکتهای معروف سازنده تجهیزات ارتباطی در جهان می توان به موتورولا، آلکاتل-لوسنت و اچ.تی.سی اشاره کرد.

معرفی بزرگترین پالیشگاههای نفت دنیا

اولین پالایشگاه جهان در پولشیتی، رومانی در سال ۱۸۵۶ ساخته شده، تا قبل از اشغال رومانی توسط نازی‌ها چندین پالایشگاه دیگر نیز با سرمایه گذاری شرکت‌های آمریکایی در همان محل تأسیس گردید. اکثر این پالایشگاه‌ها در طی بمباران نیروی هوایی آمریکا در عملیات تیدال ویو در ۱۹۴۳ از کار افتادند. پس از این حادثه این پالایشگاه‌ها دوباره سازی گردیده‌اند. پالایشگاه قدیمی دیگر پالایشگاه Oljeon می‌باشد که هم اکنون به عنوان موزه در میراث جهانی یونسکو به عنوان سایت انگلسبرگ (Engelsberg) ثبت شده‌است. این پالایشگاه در ۱۸۷۵ افتتاح گردیده‌است. پالایشگاه‌های اولیه درایالات متحده تنها نفت سفید را پالایش می‌کردند و مابقی محصولات پالایش نشده به نزدیک‌ترین رودخانه تخلیه می‌گردید. با اختراع اتومبیل پالایشگاه‌ها به سمت تولید بنزین و سوخت دیزل هدایت شدند که تا به امروز به عنوان اصلی‌ترین فرآورده پالایشگاه شناخته می‌شوند. پس از نیمه دوم قرن بیستم در ایالات متحده سازمان‌های محیط زیست قوانین بسیار محدودکننده‌ای برای احداث پالایشگاه‌های جدید (از نظر آلودگی‌های آب و هوا) و ضع نموده‌اند. این شرایط احداث پالایشگاه‌های جدید در آمریکا را بسیار محدود و پرهزینه کرده‌است بطوریکه آخرین پالایشگاه نفت احداث شده در ایالات متحده مربوط به سال ۱۹۷۶ می‌باشد. تشخیص اینکه کدام پالایشگاه هم اکنون بزرگ‌ترین پالایشگاه جهان است کار مشکلی است. زمانی ادعا می‌شد پالایشگاه راس التانورا در عربستان سعودی متعلق به آرامکو صاحب این عنوان است.  هم اکنون کتاب ثبت رکوردهای گنیس (اکتبر ۲۰۰۶) پالایشگاه BP Ameco واقع در تگزاس ایالات متحده را به عنوان پالایشگاه دارای بیشترین ظرفیت پالایش (با ظرفیت ۴۳۳،۰۰۰ بشکه در روز) ثبت کرده‌است.

نفت به صورت خام یا فراورش نشده خیلی مفید نیست و به صورتی که از دل زمین بیرون آمده کاربرد چندانی ندارد. با اینکه نفت شیرین (با لزجت کم و نیز با گوگرد کم) به صورت تصفیه نشده در وسایل محرکه با قوه بخار به کار برده می‌شد، گازها و سایر محلول‌های سبک تر آن معمولاً داخل مخزن سوخت جمع شده و باعث بروز انفجار می‌گردید. غیر از مورد گفته شده برای استفاده از نفت برای تولید محصولات دیگر مانند پلاستیک، فوم‌ها و ... نفت خام به طور حتم باید پالایش گردد. فرآورده‌های سوختی نفتی در گستره وسیعی از کاربردها، سوخت کشتی، سوخت جت، بنزین و بسیاری دیگر موارد استفاده می‌شود. هر کدام از مواد فوق الذکر دارای نقطه جوشی متفاوت می‌باشند از این رو می‌توان آنها را توسط فرآیند تقطیر از همدیگر جدا نمود. از آنجائیکه تقاضای زیادی برای اجزای مایع سبک تر وجود دارد از این رو در یک پالایشگاه مدرن نفتی هیدروکربن‌های سنگین و اجزای گازی سبک در طی فرآیندهای پیچیده و انرژی بری به مواد با ارزش تری تبدیل می‌شوند. نفت به خاطر دارا بودن هیدروکربن‌هایی با وزن و طول‌های مختلف مانند پارافین، آروماتیک‌ها، نفتا، آلکن‌ها، دین‌ها و آلکالین‌ها می‌تواند در موارد متعددی مفید واقع گردد. هیدروکربن‌ها مولکول‌هایی با طول‌های متفاوت هستند که تنها از هیدروژن و کربن تشکیل شده‌اند، ساختارهای مختلف به آنها خواص متفاوتی می‌دهد. فن پالایش نفت در واقع عبارتست از جداکردن و بالابردن درجه خلوص اجزا تشکیل دهنده نفت از هم می‌باشد. همینکه اجزا از هم جدا گردیده و خالص شدند می‌توان ماده روغنکاری یا سوخت را به طور مستقیم روانه بازار مصرف کرد. می‌توان با ترکیب مولکول‌های کوچک‌تر مانند ایزوبوتان و پروپیلن و یا بوتیلن طی پروسه‌هایی همانند آلکالنین کردن یا دیمرازسیون می‌توان سوختی با اکتان موردنظر تهیه نمود. همچنین درجه اکتان بنزین را می‌توان طی فرآیند بهسازی توسط کاتالیزور بهبود بخشید که طی آن هیدروژن از هیدروکربن جداشده و هیدروکربن آروماتیکی تشکیل می‌گردد که درجه اکتان بسیار بیشتری دارد. تولیدات میانی برج جداکننده را می‌توان طی پروسه‌های کراکینگ گرمایی، هیدروکراکینگ و یا کراکینگ کاتالیزوری سیالی به محصولات سبک تری تبدیل نمود. مرحله نهایی در تولید بنزین ترکیب مواد هیدروکربن مختلف با درجه‌های اکتان متفاوت با همدیگر است تا به مشخصات محصول موردنظر دست یابیم. معمولاً پالایشگاه‌های بزرگ توانایی پالایش از صدهزار تا چندین صدهزار بشکه نفت در روز را دارا می‌باشند. به دلیل ظرفیت بالای مورد نیاز، بسیاری از پالایشگاه‌ها به صورت دائم برای مدت طولانی از چندین ماه تا چندین سال بطور مداوم کار می‌کنند.

پالایشگاه‌های نفت بسته به نوع خوراکی که بر مبنای آن طراحی شده اند دارای پیچیدگی‌های متفاوتی هستند که بر اساس آن میزان و نوع محصولات متفاوتی تولید می‌کنند. میزان سرمایه گذاری برای احداث یک پالایشگاه با پیچیدگی متوسط بین ۱۸ تا ۱۹ هزار دلار به ازای هر بشکه ظرفیت پالایش است و با افزایش درجه پیچیدگی گاه تا ۲۴ تا ۲۵ هزار دلار در هر بشکه سرمایه گذاری نیاز دارد.

نگاهی به خلیج همیشه فارس

خلیج فارس   «. نام بین المللی :
خلیج فارس Persian Gulf نام تاریخی دریای پارس - پرسیکون کاای تاس- سینوس پرسیکوس موقعیت جغرافیایی جنوب غربی آسیا، منطقه خاورمیانه نوع(اقیانوس‌شناسی) خلیج مساحت ۲۵۱٬۰۰۰ کیلومتر مربع منطقه اقیانوس هند سرچشمه نخستین دریای عمان ژرفای بیشینه ۹۰ متر ژرفای میانگین ۵۰ متر درازای بیشینه ۹۸۹ کیلومتر کشورهای ساحلی ایرانعمانامارات متحده عربیعربستانقطربحرینکویتعراق منابع مهم منابع سرشار نفت و گاز     نام خلیج فارس است به زبان لاتین قدیمی: Sinus Persicus امروزه:Sinus Persici در نقشه آورده شده‌است.
خلیج فارس (یا شاخاب پارس) آبراهی است که در امتداد دریای عمان و در میان ایران و شبه جزیره عربستان قرار دارد. مساحت آن ۲۳۷٬۴۷۳ کیلومتر مربع است،[۱] و پس از خلیج مکزیک و خلیج هودسن سومین خلیج بزرگ جهان بشمار می‌آید. خلیج فارس از شرق از طریق تنگه هرمز و دریای عمان به اقیانوس هند و دریای عرب راه دارد، و از غرب به دلتای رودخانه اروندرود، که حاصل پیوند دو رودخانهٔ دجله و فرات و پیوستن رود کارون به آن است، ختم می‌شود.[۲] کشورهای ایران، عمان، عراق، عربستان سعودی، کویت، امارات متحده عربی، قطر و بحرین در کناره خلیج فارس هستند. در این میان سواحل شمالی خلیج‌فارس تماماً در جغرافیای سیاسی ایران قرار دارند.[۳] به سبب وجود منابع سرشار نفت و گاز در خلیج فارس و سواحل آن، این آبراهه در سطح بین‌المللی، منطقه‌ای مهم و راهبردی بشمار می‌آید. نام تاریخی این خلیج، در زبان‌های گوناگون، ترجمه عبارت «خلیج فارس» یا «دریای پارس» بوده‌است. همچنین در تمام سازمان‌های بین‌المللی نام رسمی این خلیج، «خلیج فارس» است اما برخی از کشورهای عربی آن را خلیج عربی یا به سادگی، خلیج می‌نامند.[۴] سازمان آب‌نگاری بین‌المللی از نام «خلیج ایران» برای این خلیج استفاده می‌کند.[۵]   تاریخچه پیدایش خلیج فارس زمین شناسان معتقدند که در حدود پانصدهزار سال پیش، صورت نخستین خلیج فارس در کنار دشت‌های جنوبی ایران تشکیل شد و به مرور زمان، بر اثر تغییر و تحول در ساختار درونی و بیرونی زمین، شکل ثابت کنونی خود را یافت. خلیج فارس در آغاز، بسیار پهناور بوده به طوری که تا اواخر دوره سوم زمین شناسی بیشتر جلگه‌های برازجان، بهبهان و خوزستان ایران تا کوه‌های زاگرس در زیر آب بوده‌اند.[۶] ویژگی‌های جغرافیایی خلیج فارس جغرافیای مکانی خلیج فارس خلیج فارس در ۲۴ تا ۳۰ درجه و ۳۰ دقیقه عرض شمالی و ۴۸ تا ۵۶ درجه و ۲۵ دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار دارد. این خلیج توسط تنگه هرمز به دریای عمان و از طریق آن به دریاهای آزاد مرتبط است. از بین کشورهای همسایه خلیج فارس، کشور ایران بیشترین مرز آبی مشترک را با خلیج فارس دارا می‌باشد. طول مرز آبی کشور ایران با خلیج فارس، با احتساب جزایر در حدود ۱۸۰۰ کیلومتر و بدون احتساب جزایر در حدود ۱۴۰۰ کیلومتر می‌باشد.[۷] طول خلیج فارس از تنگه هرمز تا آخرین نقطه پیشروی آن در جهت غرب در حدود ۸۰۵ کیلومتر است.عریض ترین بخش خلیج فارس ۱۸۰ مایل (۲۹۰ km) می‌باشد. عمیق ترین نقطه خلیج فارس با عمق ۹۳ متر در ۱۵ کیلومتری تنب بزرگ و کم عمق ترین نقطه آن با عمقی بین ۱۰ تا ۳۰ متر در سمت غرب می‌باشد. همچنین جزایر متعددی در خلیج فارس وجود دارند. محدوده رسمی و بین المللی مرزهای آبی خلیج فارس بر اساس اعلام سازمان آبنگاری بین المللی :[۸] محدوده شمال شرقی دریای عمان". خط Ràs Limah (25°57'N) شبه جزیره عربی and Ràs al Kuh (25°48'N) ساحل ایران [۲] زمین شناسی منطقه خلیج فارس از دیدگاه زمین شناسی، خلیج فارس فرونشست زمین ساختی کم ژرفایی است که دوره ترشیری پیش در حاشیه جنوبی رشته کوه زاگرس تشکیل شده‌است. در واقع این دریا بازمانده گودال بزرگی است که از دوران گذشته زمین شناختی تحت تاثیر فشار ناشی از آتش فشان‌های فلات ایران بوده و پایداری فلات عربستان در مقابل این واکنش‌های تکتونیکی سبب ایجاد و توسعه پهنا-ژرفای آن شده‌است. شدیدترین چین خوردگی‌های دوران پلیو پلیستوسن، کرانه‌های شمالی خلیج فارس (زاگرس) را چین داده‌است. میزان این چین خوردگی‌ها که در خشکی‌های کشور ایران شدید است با شیب‌های کمتر به طرف دریا ادامه پیدا می‌کند به طوری که در دریا این شیب به ۱۰ تا ۲۰ درجه می‌رسد. محور اصلی خلیج فارس نیز یکی از پیامدهای زمین ساختی پدیده چین خوردگی زاگرس است که در دوران پلیو پلیستوسن شکل گرفته‌است. در پایان دوره پلیوسن، سطح دریا احتمالا ۱۵۰ متر بالاتر از سطح کنونی بوده‌است. این سطح در حدود ۱۰۰، ۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح و به تدریج به سطح کنونی رسیده‌است که آثار آن به صورت پادگانه‌های دریایی و سخا، در کرانه‌های جنوبی خلیج فارس بر جای مانده‌است.[۹][۱۰] زمین ریخت شناسی خلیج فارس از نظر ریخت شناسی، خلیج فارس نامتقارن بوده و شیب سواحل جنوبی آن ملایم تر از شیب سواحل شمالی است. کرانه جنوبی خلیج فارس، به ویژه در شرق شبه جزیره قطر، منطقه وسیع و کم عمقی است (۱۰ تا ۲۰ متر) که بطور عمده با ریخت شناسی بست، محیط تبخیری و منطقه جزر و مدی مشخص است.خلیج فارس از رسوبات سخت و بلند با اشکال خطی ساخته شده و با واسطه یک دشت ساحلی باریک با دریا در ارتباط است. جزایر ایرانی خلیج فارس بصورت پشته‌های کشیده و موازی ساحل که در واقع دنباله رشته کوه زاگرس هستند که بر اثر بالا آمدن آب بشکل جزیره درآمده‌اند مانند قشم و کیش و یا اینکه کم و بیش دایره‌ای شکل هستند مانند هرمز و ابوموسی که گنبدهای نمکی سری هرمز هستند. سطح جزایر خلیج فارس از رسوبات تخریبی و مارن تشکیل شده‌است که کم و بیش صدف دارند. خاک این جزایر عمدتا شور یا حاوی گچ است که در نتیجه رشد گیاهان را به گونه‌های خاص محدود می‌کند. شکل ساحلی خلیج فارس در مجاورت ایران از نوع طولی است که موازی با محور ارتفاعات مجاور است که گاهی تراکم آبرفت‌ها فاصله زیادی بین خط ساحل و ارتفاعات زاگرس ایجاد کرده مانند جلگه بوشهر، و گاهی دامنه تاقدیس‌ها در خط ساحلی قرار گرفته‌اند مانند غرب خور موج.[۱۱][۱۲] اقلیم شناسی خلیج فارس آب و هوای خلیج فارس خشک و نیمه استوایی است. در تابستان دما گاهی تا ۵۰ درجه سانتی گراد می‌رسد و میزان تبخیر بیشتر از میزان آب‌های وارده می‌شود. در زمستان دما تا ۳ درجه سانتی گراد هم گزارش شده‌است. در عین شوری زیاد آب خلیج فارس، ۲۰۰ چشمه آب شیرین در کف و ۲۵ چشمه آب کاملا شیرین در سواحل آن جریان دارند که منشا همگی آن‌ها از کوه‌های زاگرس در ایران است. آب‌های شیرینی که وارد خلیج فارس می‌شوند عمدتا محدود به روان آب‌های کوه‌های زاگرس در ایران و کوه‌های ترکیه و عراق است. رودخانه‌های اروند، کارون، جراحی، مند، دالکی و میناب بزرگترین و پرآب ترین رودخانه‌هایی هستند که به خلیج فارس می‌ریزند که بیشتر سرچشمه‌های آن‌ها در کوه‌های زاگرس قرار دارند. در کرانه جنوبی آب‌های ورودی به خلیج فارس بسیار کم است که موجب بالا بودن رسوبات کربناتی در این بخش شده‌است. به دلیل محصور بودن، اثر اقیانوس بر خلیج فارس بسیار ناچیز است و به همین علت سرعت جریان‌های زیرین و افقی آن بسیار کم و در حدود ۱۰ سانتی متر در ثانیه‌است. شوری بیشتر خلیج فارس نسبت به اقیانوس موجب پیدایش جریان آبی از اقیانوس هند به خلیج فارس می‌شود که به موازات ساحل ایران و در جهت پادساعتگرد است. جریان ذکر شده با کاهش دما و شوری همراه است به طوری که در تنگه هرمز مقدار نمک ۳۶,۶ گرم در لیتر و در انتهای شمال غربی و در دهانه کارون در حدود ۴۰ گرم در لیتر است. میزان بارندگی در سواحل جنوبی کمتر از ۵ سانتی متر در سال و در سواحل شمالی بین ۲۰ تا ۵۰ سانتی متر در سال است.[۱۳][۱۴] جغرافیای تاریخی خلیج فارس نام خلیج فارس   بدون هیچ تردیدی نام درست جغرافیایی آن در طول تاریخ خلیج فارس است.سر ریچارد دالتون. [۱۵] در اسناد به جا مانده از بسیاری از تمدن‌های گذشته اینگونه بیان شده که سرزمینهای جنوب خلیج فارس که شامل قطر، شمال عمان، امارت متحده عربی، شرق عربستان و کویت می‌شده به ایران تعلق داشته‌اند و بنا بر این این خلیج فارس جزو آبهای داخلی ایران به حساب می‌آمده و به همین علت یونانیان به آن سینوس پریسیکوس گفته‌اند.[۱۵] چارلز بلگریو نماینده و کارگذار دولت بریتانیا در خلیج فارس، در سال ۱۹۳۵ نامه‌ای به دولت مطبوعش می‌نویسد و در آن ذکر می‌کند: «اکنون که تمام صفحات جنوبی خلیج فارس را عربی کرده‌ایم، خوب است نامش را هم عوض کنیم» ولی انگلستان که آن زمان بر سر نفت با ایران اختلاف داشت، این پیشنهاد را برای جلوگیری از تیره‌تر شدن روابط با تهران، نپذیرفت.[۱۵] کهن‌ترین نام جغرافیایی که از خلیج فارس وجود دارد نارمَرتو (narmarratu) است که در کتیبه‌های آشوری بر جای مانده‌است و به معنای رود تلخ است.[۱۶] فلاویوس آریانوس در سدهٔ دوم میلادی در آثار خود خلیج فارس را پرسیکون کاای تاس که خلیج فارس معنا می‌دهد استفاده کرده‌است.[۱۷]   جغرافی دانان و تاریخ نگاران عرب اسلامی دوره آغازین اسلام، همچون طبری، مسعودی و یعقوبی به اتفاق در کتب خطی به جای مانده از خود اذعان دارند که تمامی نواحی خلیج پارس در دوره‌های پیش از اسلام به ایران تعلق داشته‌است. استخری در مسالک و ممالک و «ابن حوقل بغدادی» در کتاب خود «صورة العرض» که در سال ۱۹۹۳. م در لندن به زبان انگلیسی به چاپ رسید، عنوان می‌کند که: «همان طور که بارها گفته شد، دریای پارس دریایی است از اقیانوس احاطه کننده جهان که در اطراف چین از آن منشعب می‌شود؛این دریا از سرزمین‌های سند(هند) و کرمان تا فارس ادامه می‌یابد و در میان همه سرزمین‌ها به نام پارس خوانده می‌شود، زیرا پارس ا ز همه کشورها پیشرفته تر است و شاهان آن محکم ترین کنترل (حاکمیت) را در دوران کهن داشته‌اند و حتی اکنون نیز تمامی کرانه‌های دور و نزدیک این دریا و همه سرزمین‌های پارس و دیگر را تحت کنترل دارند».[۱۸][۱۹] تا پیش از دهه ۶۰ قرن بیستم میلادی، کشورهای عربی از عبارت خلیج فارس در مکاتبات رسمی خود استفاده می‌کردند.[۲۰][۲۱]   در سال‌های اخیر و به ویژه از دههٔ شصت میلادی به این سو، نام جعلی خلیج عربی نیز در برخی منابع تحت حمایت بیشینهٔ دولت‌های عربی و گاه غیر عربی به گونه‌ای فزاینده در حال رقابت با نام خلیج فارس است، این امر خشم ایرانیان سراسر جهان را برانگیخته و باعث پدیداری نام «خلیج همیشه فارس» یا «خلیج همیشگی فارس» از سوی ایرانیان گشته‌است. تا کنون کارهایی برای مقابله با این جعلی سازی صورت گرفته از جمله صادر شدن دو رهنمود در دبیرخانه سازمان ملل متحد در زمان حکومت «محمد رضا شاه پهلوی» برای پاسداری از نام خلیج فارس یا Persian Gulf و یا برگزاری جام خلیج فارس و چندین نام گذاری و تهیهٔ نقشه و اسناد و کتب جغرافیایی در حال حاضر با نام درست. سازمان جغرافیایی بریتانیا و آمریکا نام خلیج فارس را سیاست رسمی کشورهای خوددانسته‌اند.[۲۲] روز ملی خلیج فارس یکی از اقدامات دولت برای پاسداری از میراث معنوی و فرهنگی خلیج فارس رسمیت دادن به روز ملی خلیج فارس(که قبلا توسط وبلاگ نویسان در سایتهای آنلاین انجام شده بود)در تقویم رسمی کشور بود.   . ایر pars sea جزایر خلیج فارس جزایر زیادی در خلیج فارس وجود دارند که برخی از آن‌ها از اهمیت کم و برخی از اهمیت بالایی برخوردارند. جزایر مهم خلیج فارس عبارت‌اند از: قشم، بحرین، کیش، خارک، ابوموسی، تنب بزرگ، تنب کوچک و لاوان که تمامی آنها به جز قسمتی ازبحرین به ایران تعلق دارد. جزایر ایرانی خلیج فارس کشتی یونانی در آب‌های ساحلی جزیره کیش در خلیج فارس از میان جزایر خلیج فارس بیش از ۳۰ جزیره مسکونی و غیر مسکونی آن متعلق به کشور ایران است. برخی از این جزایر به علت برکشند و فروکشند در زیر آب قرار می‌گیرند و غیر مسکونی هستند. جزایر غیر مسکونی خلیج فارس به عنوان زیستگاه مرجان‌های دریایی، محل تخمگذاری پرستوهای دریایی و لاک پشت‌ها و همچنین زیستگاه انواع پرندگان مهاجر از اهمیت ویژه جهانی برخوردار است.[۲۴][۲۵][۲۶] جزایری که در استان هرمزگان ایران قرار دارند: جزیره کیش - جزیره قشم - جزیره تنب بزرگ - جزیره تنب کوچک - جزیره ابوموسی - جزیره لاوان - جزیره شتور - جزیره هندرابی - جزیره فرور بزرگ - جزیره فرور کوچک - جزیره سیری - جزیره لارک - جزیره ناز - جزیره هرمز - جزیره هنگام جزایری که در استان بوشهر ایران قرار دارند:[۲۷][۲۸][۲۹] جزیره خارک - جزیره خارکو - جزیره عباسک - جزیره میر مهنا - جزیره فارسی - جزیره نخیلو - جزیره تهمادو - جزیره گرم - جزیره ام الکرم - جزیره شیخ الکرامه - جزیره شیف - جزیره متاف - جزیره مرغی - جزیره چراغی - جزیره ام سیله - جزیره سه‌دندون - جزیره مولیات جزایری که در استان خوزستان ایران قرار دارند: جزیره مینو - جزیره خور موسی - جزیره بونه - جزیره دارا - جزیره قبر ناخدا اهمیت خلیج فارس   خلیج فارس در واقع محور ارتباط بین اروپا، آفریقا، آسیای جنوبی و جنوب شرقی است. از نظر راهبردی در منطقه خاور میانه، به عنوان بزرگ ترین و مهم ترین مرکز ارتباطی بین این سه قاره‌است و بخشی از یک سیستم ارتباطی شامل اقیانوس اطلس، دریای مدیترانه، دریای سرخ و اقیانوس هند می‌باشد. به همین دلیل از دیرباز مورد توجه قدرت‌های جهانی و همچنین بازرگانان و تجار دنیا بوده‌است. همچنین این منطقه منبع مهم انرژی جهان می‌باشد. در مجموع خلیج فارس از نظر جغرافیای سیاسی، استراتژیک، انرژی و تاریخ و تمدن یک پهنه آبی مهم و حساس در دنیا محسوب می‌شود.[۳۰][۳۱] اهمیت اقتصادی خلیج فارس افق خلیج فارس در منطقه پارس جنوبی بزرگترین عامل اهمیت خلیج فارس وجود معادن سرشار نفت و گاز در کف بستر و سواحل آن است به طوری که این منطقه را «مخزن نفت جهان» نام نهاده‌اند. خلیج فارس مسیر انتقال نفت کشورهای ایران، عراق، کویت، عربستان و امارات متحده عربی است، و به همین سبب، منطقه‌ای مهم و راهبردی به شمار می‌آید. در حدود ۳۰ درصد نفت جهان از منطقه خلیج فارس تامین می‌شود[۳۲] که این مقدار گاهی افزایش و گاهی کاهش می‌یابد. نفت تولید شده در حوزه خلیج فارس باید از طریق این پهنه آبی و از راه تنگه هرمز به سایر نقاط جهان حمل شود.[۳۳] خلیج فارس از نظر ذخایر نفتی در مقایسه با سایر نقاط جهان دارای مزایای زیادی مانند سهولت استخراج، هزینه پایین تولید، مازاد ظرفیت تولید، کیفیت بالای نفت خام منطقه، سهولت حمل و نقل، توان بالای تولید چاه‌ها و امکان کشف ذخایر جدید نفتی وسیع در منطقه می‌باشد. طبق آخرین برآوردهای انجام شده حوزه خلیج فارس در حدود ۷۳۰ میلیارد بشکه ذخیره نفت اثبات شده و بیش از ۷۰ تریلیون مترمکعب گاز طبیعی را در خود جای داده‌است.[۳۴][۳۵] همچنین بندرهای مهمی در حاشیه خلیج فارس وجود دارد که از آنها می‌توان بندرعباس، بوشهر، بندرلنگه، کیش، خرمشهر و بندر ماهشهر در ایران، و شارجه، دوبی و ابوظبی را در امارات متحده عربی و بندر بصره و فاو در عراق را نام برد. اهمیت نظامی-راهبردی خلیج فارس از منظر نظامی، وجود پایگاه‌های نظامی متعدد اعم از دریایی، هوایی و زمینی در منطقه خلیج فارس که عمدتا متعلق به کشورهای آمریکا و انگلستان هستند و همچنین حضور ناو‌های جنگی کشورهای غربی بخصوص آمریکا در آب‌های خلیج فارس، اهمیت نظامی و راهبردی خلیج فارس را نمایان می‌سازد. جنگ نفت‌کش‌ها که در جریان جنگ ایران و عراق رخ داد یکی از عوامل حضور نظامی کشورهای غربی به ویژه آمریکا در خلیج فارس شد. اهمیت نظامی-راهبردی خلیج فارس به طور ویژه در جریان جنگ ایران و عراق، جنگ خلیج فارس و جنگ عراق آشکار شد.[۳۶] پیشینه دریانوردی در خلیج فارس پیشینه دریانوردی در خلیج فارس به گذشته‌های بسیار دور، دست کم دو هزار سال پیش از میلاد، باز می‌گردد. مردمان تمدن‌هایی مانند سومر، آکاد، ایلام مسیر خود بین میان‌رودان و موهنجودارو در دره سند را از طریق این پهنه آبی می‌پیمودند. بررسی‌های اخیر نشان می‌دهد که فنیقی‌ها، نخست در جزیره‌ها و سرزمین‌های پیرامون خلیج فارس زندگی و دریانوردی می‌کردند. در دوره هخامنشیان، داریوش اول از دریانوردان برجسته ایرانی، فینیقی و ساتراپ‌های یونانی نشین امپراتوری پارس خواست تا برای کشف یرزمین‌های جدید به دریانوردی بپردازند که در نتیجه شناخت ایرانیان نسبت به خلیج فارس بیشتر شد. در یکی از کهن ترین اسناد پیرامون دریانوردی در خلیج فارس که به سده چهارم پیش از میلاد مربوط می‌شود، دریانوردی به نام نیارخوس (نئارخوس) در یازدهمین سال فرمان روایی اسکندر مقدونی و به دستور او سفر دریایی خود را آغاز کرد و در این سفر از دهانه رود سند به دهانه تنگه هرمز رفته و پس از عبور از خلیج فارس در ساحل رود کارون لنگر انداخت. او که در این سفر چند دریانورد ایرانی ازجمله بگیوس پسر فرناکه، هیدارس بلوچ و مازان قشمی نیز او را همراهی می‌کردند، سفرنامه‌ای از سفر ۱۴۶ روزه خود نوشت که چکیده‌ای از آن باقی مانده‌است. او در سفرنامه خود به فانوس‌های دریایی بزرگ و شگفت انگیز در خلیج فارس اشاره می‌کند.[۳۷] منابع غذایی خلیج فارس بیش از ۱۵۰ نوع ماهی متفاوت در خلیج فارس یافت می‌شود. بیشتر آبزیان خلیج فارس بجز چند مورد که وارد آبهای کارون، بهمن شیر و اروند می‌شوند مابقی در آب‌های شور زندگی کرده و در همان جا تخم ریزی و تولید مثل می‌کنند. از مهمترین انواع ماهی‌های تجاری خلیج فارس می‌توان به زبیده، حلوا سفید، قباد، شیر ماهی، شانک، سنگسر، پیش ماهی، هامور، سیکین، کارفه، طوطی، حلوا سیاه، شوریده، خبور، کفشک، سرخو، خابور و سبور اشاره کرد. از دیگر محصولات غذایی باارزش خلیج فارس می‌توان به میگو اشاره کرد. انواع صدف‌های خوراکی نیز در برخی سواحل مانند ساحل بندرعباس و ساحل گشه(ساحل صدف) در بندر لنگه و همچنین در اطراف بعضی جزایر مانند هرمز، قشم و لارک یافت می‌شوند که بازار عمده آن کشورهای اروپایی است.[۳۸] محیط زیست خلیج فارس پستاندار دریایی به نام داگونگ به همراه فرزندش در ساحل کم عمق خلیج فارس خلیج فارس یکی از بزرگ ترین پناهگاه‌های موجودات دریایی مانند مرجان‌ها، ماهی‌های تزئینی کوچک، ماهی‌های خوراکی و غیر خوراکی، صدف‌ها، حلزون‌ها، نرم تنان، شقایق‌های دریایی، اسفنج‌های دریایی، عروس‌های دریایی، لاک پشت‌ها، دلفین‌ها، کوسه ماهی‌ها و بسیاری از موجودات دریایی دیگر می‌باشد. متخصصان محیط زیست به دلیل نبود کارشناس و متخصص ویژه، هزینه‌های پژوهشی بالا و فقدان دانش کافی، گونه‌های مختلف جانوری پستاندار در خلیج فارس را در معرض خطر و آسیب می‌بینند. خشکسالی و عدم ورود مواد مغذی به آب، موجب کوچک ماندن و عدم رشد کافی برخی از آبزیان خلیج فارس شده‌است.[۳۹][۴۰] لاک پشت‌های خلیج فارس ۵ گونه از ۸ گونه لاک پشت‌های موجود در جهان در آب‌های خلیج فارس و دریای عمان زندگی می‌کنند که ۲ گونه لاک پشت عقابی و لاک پشت سبز در سواحل و جزایر ایران تخم گذاری می‌کنند. این دو لاک پشت در سواحل جزایری چون هرمز، لارک، قشم، فارور و بنی فارور و مکان‌های کم عمق ساحلی سکونت دارند و عمده مکان‌های تخم ریزی آن‌ها در جزایر هرمز، هنگام، فرور، شیدور، لاوان، کیش، نخیلو و ام الگرم گزارش شده‌است. وارد شدن نفت به آب‌های خلیج فارس می‌تواند باعث ایجاد مسمویت در این لاک پشت‌ها شود. همچنین فعالیت‌های صیادی، وجود زباله، فاضلاب‌ها، تردد شناورها، انفجارات جهت اکتشاف معادن و آلودگی حرارتی تهدیداتی برای زندگی آن‌ها محسوب می‌شوند.[۴۱] دلفین‌ها و نهنگ‌های خلیج فارس دلفین‌های سواحل جنوبی ایران، در اطراف جزیره هنگام دلفین‌ها و نهنگ‌ها از جمله پستانداران آبی هستند که در خلیج فارس و دریای عمان زندگی می‌کنند. دلفین‌هایی با نام پورپویز و همچنین دلفین‌های بینی بطری در جنوب جزیره قشم و در جوار جزیره‌های هنگام، سالارک و هرمز زندگی می‌کنند که در معرض مخاطرات گوناگون هستند. نبود تحقیقات کافی و نبود متخصص زبده باعث کاهش تعداد دلفین‌های گوژپشت و نهنگ‌های خاکستری شده‌است. برخورد دلفین‌ها و نهنگ‌ها با شناورها و پروانه موتور قایق‌ها و همین طور آلودگی برخی از نقاط آب‌های خلیج فارس به آلاینده‌های نفتی و شیمیایی زندگی این پستانداران را تهدید می‌کند. طبق برخی گزارش‌ها نهنگ خلیج فارس در معرض خطر انقراض قرار دارد.[۴۲][۴۳] کوسه‌های خلیج فارس ۷ گونه از کوسه‌ها در آب‌های خلیج فارس زندگی می‌کنند که از میان آن‌ها می‌توان به کوسه ماهی درنده، کوسه گربه ماهی، نهنگ کوسه یا کوسه کر، کوسه سرچکشی، کوسه ماهی شکاری و کوسه ماهی گورخری اشاره کرد. به دلیل گرانی قیمت کوسه در مقایسه با دیگر ماهیان خلیج فارس، صید بی رویه این آبزی در سال‌های اخیر افزایش چشمگیری یافته‌است و نسل آن‌ها را در معرض انقراض قرار داده‌است. از آنجایی که اغلب گونه‌های کوسه ساکن خلیج فارس زنده زا هستند، نمی‌توان برنامه‌های مناسبی برای احیای نسل ان‌ها به روش پرورشی انجام داد. همچنین این کوسه‌ها در زمان زاد و ولد به سوی اب‌های با عمق کمتر (که کمینه دما را برای بچه‌های انان فراهم می‌کند) می‌آیند، افزایش تخریب مناطق ساحلی خطری دیگر برای تداوم نسل آن‌ها به حساب می‌آید.[۴۴] آلودگی محیط زیست خلیج فارس در دهه‌های گذشته آلودگی زیست محیطی یکی از چالش‌های مهم در این پهنه آبی بوده‌است. از آن جایی که ۶۰ درصد از ذخایر نفت جهان در خلیج فارس است، احداث سکو‌های نفتی و مجتمع‌ها و پالایشگاه‌ها در اطراف خلیج فارس و ورود نفت، مواد شیمیایی و پساب‌ها به داخل آب از عوامل مهم این آلودگی می‌باشند. یکی از مهمترین آلودگی‌های خلیج فارس در زمان جنگ ایران و عراق رخ داد بطوری که در حدود ۵,۸ میلیون بشکه نفت در آب رها شد و همچنین آتش سوزی چاه‌های نفت که باعث ورود حجم عظیمی از نفت خام به دریا شد.[۴۵][۴۶] همچنین عبور سالانه بیش از ۱۰،۰۰۰ شناور از خلیج فارس و دریای عمان که ۷۵ درصد آن‌ها به حمل و نقل نفت خام و محصولات نفتی مربوط است و در پی آن تخلیه مواد زائد مختلف مانند آب شستشوی موتور، فاضلاب، آب توازن کشتی و بسیاری موارد دیگر سبب بروز مداوم انواع آلودگی‌ها در منطقه می‌شود که اثرات قابل توجهی بر محیط زیست دارد. طبق مطالعات انجام شده سالانه در حدود ۱,۵ میلیون تن نفت به خلیج فارس نشت می‌کند و به همین علت سازمان بین المللی دریانوردی(IMO) این منطقه را در سال ۲۰۰۷.م به عنوان منطقه ویژه دریایی اعلام کرد. طبق آمارها میزان آلودگی این منطقه بیشتر از حد متوسط بین المللی است.[۴۷][۴۸] آلودگی ناشی از گرد و غبار یکی از عواملی که بر محیط زیست حاشیه خلیج فارس و تمامی شهرهای غربی ایران اثرات زیست محیطی منفی ناگواری برجای گداشته گرد و غبار عربی است هر سال در فصل خشک" توفانی از گرد و غبار" از سوی عراق - کویت و شمال عربستان بسوی سواحل شمال خلیج فارس و غرب ایران وزیدن می گیرد این گرد و غبار مخرب حتی گاهی اوقات تا تهران نیز می رسد و موجب تعطیلی زندگی و کسب و کار می شود.گرد و غبار باعث فرار پرندگان و حیواناتشده و بر توع زیستی سواحل خلیج فارس آسیب زده است. [۷]

نگاهی به دریاچه ارومیه

دریاچه ارومیه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
 
دریاچه ارومیه
نام باستانی : چیچَست
موقعیت ایران, آذربایجان شرقی
آذربایجان غربی
مختصات شرقی′۱۹°۴۵ شمالی′۴۲°۳۷ / ۴۵٫۳۱۷غرب ۳۷٫۷جنوب / -۴۵٫۳۱۷;-۳۷٫۷
خروجی اولیه تبخیر
مساحت آبخیز ۵۱٬۸۷۶ کیلومتر مربع
کشور منشا Iran
حداکثر طول ۱۴۰ کیلومتر
حداکثر عرض ۵۵ کیلومتر
مساحت سطح ۵٬۲۰۰ کیلومتر مربع
حداکثر عمق ۱۶ m (۵۲ ft)
ارتفاع از سطح آبهای آزاد ۱٬۲۶۷ متر
جزیره‌ها ۱۰۲
نقشه درياچه اروميه در نقشه ایران در دوره افشاریه.
نام دریاچه در نقشه، دریاچه شاهی ذکر شده‌است.

دریاچه اُرومیهبا نام سابق دریاچه رضاییه در شمال غربی ایران و در منطقهٔ آذربایجان واقع شده‌است. این دریاچه طبق آخرین تقسیمات کشوری، بین دو استان آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی تقسیم شده‌است. دریاچهٔ ارومیه، بزرگ‌ترین دریاچهٔ داخلی ایران و دومین دریاچهٔ آب‌شور دنیا است.[۱] آب این دریاچه بسیار شور بوده و عمدتاً از رودخانه‌های زرینه‌رود، سیمینه‌رود، گادر، باراندوز، شهرچای، نازلو و زولا تغذیه می‌شود.

حوضهٔ آبریز دریاچه ارومیه، ۵۱٬۸۷۶ کیلومتر مربع است[۲] که پیرامون ۳٪ مساحت کل کشور ایران را دربر می‌گیرد. این حوضه با داشتن دشت‌هایی مانند دشت تبریز، ارومیه، مراغه، مهاباد، میاندوآب، نقده، سلماس، پیرانشهر، آذرشهر و اشنویه، یکی از کانون‌های ارزشمند فعالیت کشاورزی و دامداری در ایران به‌شمار می‌رود.

تصویر ماهواره ای از دریاچه ارومیه که در سال ۲۰۰۳ گرفته شده است.دو نیم شدن دریاچه به خاطر پل میان گذر دریاچه در مرکز آن مشخص است.

دریاچه ارومیه بزرگ‌ترین آبگیر دایمی آسیای غربی است که در شمال غرب فلات ایران قرار گرفته‌است. پارک ملی دریاچه ارومیه پس از مرداب انزلی، از جالب‌ترین و نغزترین زیستگاه‌های طبیعی جانوران در ایران به‌شمار می‌رود. در حال حاضر ۲۷ گونه پستاندار، ۲۱۲ گونه پرنده، ۴۱ گونه خزنده، ۷ گونه دوزیست و ۲۶ گونه ماهی حیات وحش این دریاچه را تشکیل داده‌اند.[۳]

آب دریاچهٔ ارومیه بسیار شور و میزان نمک محلول در آن دو برابر اقیانوس‌ها است. به این دلیل، هیچ ماهی و نرم‌تنی به جز گونه‌هایی از سخت‌پوستان در آن زندگی نمی‌کنند و آب آن هیچ‌وقت یخ نمی‌زند. شناکنندگان نیز می‌توانند بر روی آب آن شناور بمانند.[۴]

دریاچهٔ ارومیه دارای ۱۰۲ جزیره‌است که همهٔ آن‌ها از سوی سازمان یونسکو به عنوان اندوختهٔ طبیعی جهان به ثبت رسیده‌اند. جزیرهٔ اِشک، زیستگاه پرندگان زیبای کوچک، از جمله مرغ آتش و تنجه و همچنین تعدادی گوزن زرد ایرانی و گوسفند وحشی (قوچ و میش) به آن انتقال داده شده‌اند. برای گشت و گذار در دریاچه و جزیره‌های آن می‌توان از دو کشتی سهند و نوح، یا قایق‌های گوناگون در بندر گلمانخانه بهره گرفت.

 وجه تسمیه

 

اين‌ درياچه‌ را در زبان‌ سريانى‌ ارميا، در ارمنى‌ اُرمى‌، در عربى‌ ارميه‌، در فارسى‌ و تركى‌ عهد عثمانى‌ اروميه‌ نوشته‌اند. نام‌ مذكور ايرانى‌ به‌ نظر نمى‌رسد. مؤلفان‌ دربارة نام‌ اين‌ درياچه‌ به‌ گونه‌هاي‌ مختلف‌ داوري‌ كرده‌اند: پورداود نام‌ اورميه‌ را تركيبى‌ از دو واژة آرامى‌ «اور» به‌ معناي‌ شهر و «مياه‌» به‌ معنای آب‌ نوشته‌ است‌. در هزوارش‌ پهلوي‌، نوشتة آرامى‌ «مياه‌» آب‌ خوانده‌ مى‌شود، ولى‌ در شهر ناميدن‌ «اور» جاي‌ ترديد است‌. «اور» در زبان‌ عبري‌ به‌ معناي‌ نور آمده‌ است‌ مينورسكى‌ با تكيه‌ به‌ متنى‌ سريانى‌ كه‌ در آن‌ اسم‌ مكانى‌ به‌ نام‌ ارميت‌ در كنار درياچه مزبور آمده‌است‌، نام‌اورميه‌ را «ارميه» (ارميا) و به‌ظاهر سريانى‌ خوانده‌ است‌. اين‌نام‌ در متون‌ اسلامى‌ به‌ صورت‌ اُرميه‌ و اُرمى‌ آمده‌ است‌. مردم‌ محلى‌ درياچة مزبور را اورمى‌ مى‌نامند. برخى‌ مؤلفان‌ ترك‌ اين‌ درياچه‌ را اروميه‌ يا روميه‌ نوشته‌، و چنين‌ پنداشته‌اند كه‌ منسوب‌ به‌ روم‌ شرقى‌ است‌. اين‌ نظر در همة موارد قاطع‌ نيست‌، زيرا در نوشته‌هاي‌ برخى‌ مؤلفان‌ معاصر ترك‌ نيز نام‌ درياچه‌ به‌ صورت‌ اورميه‌ آمده‌ است‌ (در متون‌ كهن‌ ايرانى‌ نام‌ اين‌ درياچه‌ به‌ صورت‌ چيچست با ياء مجهول‌ آمده‌ است‌ ) واژه اوستايى‌ چيچست‌ به‌ معناي‌ درخشنده‌ و شفاف‌ است‌ گمان‌ مى‌رود شوري‌ و ذرات‌ نمك‌ فراوان‌ موجب‌ درخشندگى‌ آن‌ شده‌ باشد. مؤلفان‌ عهد اسلامى‌ اغلب‌ از شوري‌ آب‌ اين‌ درياچه‌ ياد كرده‌اند.[۵]

در شاهنامة فردوسى‌ و در نسخه‌اي‌ از نزهة القلوب‌ نام‌ چيچست‌ به‌ صورت‌ خنجست‌ آمده‌ است‌ (بارتولد، كه‌ آن‌ را تصحيف‌ همين‌ اسم‌ دانسته‌اند ). از ديگر نامهای كهن‌ اين‌ درياچه‌، كبودان‌ است‌. استرابن‌ كه‌ در حدود سده 1م‌ مى‌زيسته‌، اين‌ درياچه‌ را كپوتا نوشته‌ است‌. پورداود معتقد است‌ نام‌ دو هزار سالة كپوتا بايد از واژة كپوت‌ (كبود) در زبان‌ پارسى‌ باستان‌ باشد. در منابع‌ اسلامى‌ نيز اين‌ نام‌ به‌ صورت‌ درياي‌ كبوذان‌ و كبودان‌ آمده‌ است‌.[۶]

درياچه اورميه‌ را درنوشته‌ها به‌نام‌جزيره‌های درون‌ آن‌ نيزخوانده‌اند. يكى‌ از اين‌ جزيره‌ها كبودان‌ است‌. شايد نام‌ جزيره‌ از نام‌ درياچه‌ و يا به‌ عكس‌ گرفته‌ شده‌ باشد. پورداود نام‌ جزيره‌ را برگرفته‌ از نام‌ درياچه‌ دانسته‌ است‌. بطلميوس‌ نام‌ درياچه‌ را مارگيانه‌ (مانتيانه‌، به‌ احتمال‌ مراغه‌) نوشته‌ است‌. هرودت‌ از قومى‌ با نام‌ ماتينوي‌ ياد كرده‌ كه‌ به‌ نام‌ مانتيانه‌ نزديك‌ است‌ مينورسكى‌ نام‌ مانتيانه‌ را با نام‌ مانّاها كه‌ در حوالى‌ اين‌ درياچه‌ مى‌زيسته‌اند، نزديك‌ دانسته‌ است‌ ابوالفدا درياچه مزبور را «بحيرة تلا» ضبط كرده‌، دژی را نيز بر كوهى‌ در اين‌ درياچه‌ به‌ همان‌ نام‌ ناميده‌، و مدعى‌ شده‌ است‌ كه‌ هلاكو اموال‌ خود را در آن‌ دژ نهاده‌ بود. طبري‌ از دژ نام‌ برده‌، و نوشته‌ است‌ كه‌ محمد بن‌ بعيث‌ در 220ق‌ به‌ دژي‌ در ميان‌ اين‌ درياچه‌ كه‌ شاهى‌ ناميده‌ مى‌شد، رفت‌. پورداود مى‌نويسد كه‌ اين‌ درياچه‌ را گاه‌ به‌ نام‌ يكى‌ از جزيره‌هاي‌ بزرگ‌ كوهستانى‌ آن‌ كه‌ «شاهى‌» نام‌ دارد، درياچة شاهى‌ خوانند. حمدالله‌ مستوفى‌ آن‌ را به‌ نامهاي‌ بحيرة چيچست‌، درياي‌ شورِ طسوج‌ (طروج‌) ناميده‌ است‌. اين‌ درياچه‌ را اصطخري‌ «بحيرة الشراة» نيز ناميده‌ كه‌ به‌ معناي‌ درياچة خوارج‌ است‌. اين‌ نام‌ به‌ احتمال‌ از آنجا ناشى‌ شده‌ كه‌ به‌ نوشتة ياقوت‌ در كوه‌ جزيرة وسط درياچه‌، دژي‌ استوار وجود داشته‌ كه‌ ساكنانش‌ بر واليان‌ آذربايجان‌ عاصى‌ بوده‌اند. محتمل‌ است‌ اين‌ همان‌ جزيرة شاهى‌ يا شاهو باشد كه‌ طبري‌ (همانجا) از آن‌ ياد كرده‌، و رشيدالدين‌ آن‌ را «شاهوتله‌» نوشته‌ است‌[۷]

تاریخچه

نام کهن این دریاچه چیچَست بوده‌است. این واژه، واژه‌ای است از زبان اوستایی و پارسی باستان و تلفظ آن چَئِچَستَ بوده‌است. دریاچهٔ چیچست در اسطوره‌های ایرانی نقشی بنیادین دارد. عرصهٔ بسیاری از رویدادهای مهم زندگی کیخسرو، کرانهٔ این دریاچه بوده‌است. دژ بهمن که کیخسرو در نبردی غول‌آسا و سهمگین آن را می‌گشاید و از چنگ دیوان به‌در می‌آورد، در نزدیکی همین دریاچه بوده و بسیاری از اسطوره‌های دیگر.

در دوران پهلوی به مناسبت پادشاهی رضاشاه پهلوی، به این دریاچه نام رضائیه داده شد.

دریاچهٔ ارومیه یکی از زیستگاه‌های طبیعی مهم در منطقهٔ آذربایجان که در عین حال برای ورزش‌های آبی همانند شنا، قایقرانی و اسکی روی آب نیز بسیار مناسب می‌باشد، در آستانهٔ خشک شدن است. این دریاچه که با سواحل زیبا و آب‌شور خود گردشگران بسیاری را در فصول مختلف و علی‌الخصوص در تابستان به‌سوی خود جلب می‌نماید، از نظر داشتن موادّ معدنی گوناگون، دارای یکی از کمیاب‌ترین منابع طبیعی بوده و امروزه با تهدیدی بسیار جدی روبروست.

سیر عقب نشینی ساحل دریاچه بین سالهای ۱۳۶۳ و ۱۳۹۰ (براساس تصاویر ماهواره‌ای ناسا)

دوره افشاریه

نام دریاچه در نقشه ایران در دوره افشاریه، دریاچه شاهی (L. of Shahi) ذکر شده‌است. [۸]

 خشکیدن دریاچه

این دریاچه در خطر خشک شدن کامل قراردارد و طی ۱۳ سال گذشته ۶ متر کاهش سطح داشته‌ است. اختصاص ۹۰٪ منابع آبی منطقه به بخش کشاورزی، تبخیر زیاد در پی گرم شدن هوا و برداشت غیرمجاز از آب‌های زیرزمینی در پی حفر چاه از دلایل خشک شدن این دریاچه می‌باشند. کارشناسان ابراز داشته‌اند در صورت خشک شدن این دریاچه هوای معتدل منطقه تبدیل به هوای گرمسیری با بادهای نمکی خواهد شد و زیست محیط منطقه را تغییر خواهد داد.[۹] [۱۰] در اعتراض به خشک شدن دریاچه در فروردین سال ۱۳۹۰ اعتراضی صورت گرفت.[۱۱]

یکی از طرح‌هایی که برای نجات دریاچه ارومیه مطرح شده انتقال آب از نقاط دیگر به ویژه رود ارس است. به گفته نماینده ارومیه در مجلس نادر قاضی‌پور، تنها راه نجات دریاچه ارومیه آبهای رود ارس و شهرستان پیرانشهر است. اما این ایده با مخالفت‌هایی روبروست. روزنامه اقتصاد پویا در سرمقاله‌ای مقصر خشکیدن دریاچه ارومیه را مردم و نمایندگانی می‌داند که برای تأمین نیازهای کشاورزی و خانگی آذربایجان بارها خواستار انتقال آب رودخانه‌هایی که به دریاچه ارومیه می‌ریزند به نقاط دیگر شده‌اند و از حکومت درخواست داشتند تا آب این رودخانه‌ها برای تأمین نیاز باغ‌های مراغه و دیگر شهرهای استان استفاده شود و یا با فشار بسیار بر مسئولین طرح میان‌گذر دریاچه ارومیه را اجرایی کردند. بر اساس این نظریه برای نجات دریاچه ارومیه به جای خشکاندن ارس و از بین بردن زمین‌های بارور نقاط دیگر باید از مصرف آب کاسته و به وزارت نیرو اجازه داده شود تا آب رودخانه‌هایی را که به طور طبیعی به این دریاچه می‌ریخته‌اند دوباره به سوی آن رها کند.[۱۲]

در مرداد ماه سال ۱۳۹۰ مجلس شورای اسلامی با دو فوریت طرح انتقال آب به دریاچه ارومیه موافقت نکرد[۱۳] و این امر به احتمال زیاد به بحرانی تر شدن اوضاع دریاچه دامن خواهد زد، علاوه بر این پیش بینی میشود در صورت خشک شدن احتمالی دریاچه شاهد بارش باران نمک در بسیاری از استان های همجوار باشیم و در ادامه این امر منجر به آواره شدن ۱۳ میلیون نفر خواهد شد [۱۴]

 پارک ملی دریاچه ارومیه

 

پارك ملي درياچه اروميه با وسعت 462600 هكتار همچنین یکی از 9 ذخیره‌گاه زیست‌کره در ایران است.[۱۵]

 

شرکت بزرگ ادیداس المان

آدیداس

آدیداس
نوع شرکت سهامی عام
ISIN DE0005003404
تأسیس ۱۸ اوت ۱۹۴۹
دفتر اصلی هرتزوگن‌آوراخ، بایرن
مدیریت

هربرت هاینر

کارکنان (۲۰۰۹) ۳۹٬۵۹۶
درآمد ۱۰٫۳۸۱ میلیارد یورو (۲۰۰۹)
محصولات

لوازم ورزشی

وب‌گاه adidas-group.com

آدیداس (به آلمانی: adidas AG) یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های تولیدکنندهٔ وسائل ورزشی در دنیا می‌باشد. این شرکت شامل چند شرکت کوچک‌تر است که عبارت‌اند از: شرکت ریبوک که لباس ورزشی تولید می‌کند، شرکت «تیلور مید» و «مکس فلی» که توپ و وسائل گلف تولید می‌کنند.

شرکت آدیداس دومین بزرگ‌ترین تولیدکنندهٔ لباس‌های ورزشی در جهان می‌باشد.

نام این کمپانی برگرفته از نام بنیان‌گذار آن «آدولف دسلر» است که در ۱۸ اوت سال ۱۹۴۸ آن را پایه گذاشت. آدولف با کمک برادرش رودولف در سال ۱۹۲۰ با تولید کفش‌های ورزشی در «هرتزوگن‌آوراخ» نزدیک شهر نورنبرگ کارش را آغاز کرد. رودولف بعدها خود، شرکت تولید کفش پوما را تأسیس کرد.

این شرکت، تولیدکنندهٔ توپ‌های جام جهانی فوتبال ۲۰۰۶ و یورو ۲۰۰۸ و جام جهانی فوتبال ۲۰۱۰ بوده‌است

شرکت بوش المان

روبرت بوش (شرکت)

 
 
روبرت بوش گ ام ب ها
Robert Bosch GmbH
نوع شرکت GmbH
تأسیس ۱۵ نوامبر ۱۸۸۶
دفتر اصلی اشتوتگارت، آلمان
کارکنان ۳۰۰٬۰۰۰ (۲۰۱۱)
درآمد ۴۷٫۳ میلیارد یورو (۲۰۱۰)
وب‌گاه www.bosch.com
نشان تجاری شرکت بوش در دفتر مرکزی شرکت

روبرت بوش گ ام ب ها یا به مختصر ‌بوش (به آلمانی: Robert Bosch GmbH) یک شرکت بر پایه فن‌آوری است که در سال ۱۸۸۶ توسط روبرت بوش در شهر اشتوتگارت آلمان بنیان نهاده شد. این شرکت بزرگ‌ترین تأمین‌کننده لوازم خودکار در جهان است.

دفتر مرکزی این شرکت در شهر گرلینگن در آلمان قرار دارد.

با فعالیت در حوزه فن‌آوری‌های خودکار و صنعتی، کالاهای مصرفی و فن‌آوری‌های ساختمانی، این شرکت در سال ۲۰۱۰ فروشی معادل ۴۷,۵ میلیارد یورو داشت که با رشدی معادل ۲۷ درصد در سال، سریعترین رشد سالانه را در تاریخ ۱۲۵ ساله خود ثبت کرد

شرکت بزرگ هایدلبرگرالمان

هایدلبرگر دروکماشینن آ گ (به آلمانی: Heidelberger Druckmaschinen AG)(معروف به هایدلبرگ؛ Heidelberg) در شهر هایدلبرگ آلمان مستقر گشته و کارخانه‌های آن در شش کشور جهان قرار دارند. با در اختیار داشتن بیش از ۴۷ درصد از سهم بازار جهانی ماشین آلات صنعت چاپ افست، شرکت هایدلبرگ تنها ارائه کننده راهکارهای یکپارچه و متمرکز در صنعت رسانه چاپ جهان است.

 

 تاریخچه

درسال ۱۸۵۰ اندریاس هام یک کارخانه ریخته‌گری و تولید ماشین آلات را در فرانکنتال آلمان پایه گذاری کرد. کارخانه‌ای که در واقع هسته مرکزی آنچه را امروز به نام کمپانی هایدلبرگ می‌شناسیم پایه ریزی کرد. در سال ۱۸۹۶ شهر هایدلبرگ، دفاتر مرکزی کارخانه هام با نام کمپانی ماشین آلات سریع الف. هام هایدلبرگ را در خود جای داد. کارخانه‌ای که با تولید اولین ماشین چاپ خود، شهرت و اعتباری بین المللی را برای این شرکت به ارمغان آورد، ماشین چاپ ملخی هایدلبرگ که در سال ۱۹۱۴ پا به عرصه وجود گذاشت. اولین شعبه کمپانی هایدلبرگ در سال ۱۹۲۶ در ژاپن تاسیس گشت. کمپانی، مقر واقع در شهر هایدلبرگ خود را توسعه و گسترش داده و در سال ۱۹۵۷ کارخانه ویسلوخ- والدورف را افتتاح نمود که تا امروز بزرگترین و پیشرفته ترین کارخانه تولید وری چاپ Ĥ ماشین آلات چاپ در جهان محسوب می‌گردد. کمپانی هایدلبرگ در سال ۱۹۶۲ پا به حیطه فن افست گذاشت و با تولید نخستین ماشین چاپ دو ورقی چهار رنگ از خانواده اسپیدمستر در سال ۱۹۷۴ جهشی عظیم را در زمینه کیفیت، دقت و سرعت ماشین آلات چاپ افست ایجاد نمود. در سال ۱۹۷۵ اولین ماشین چهار ونیم ورقی دو رنگ پشت و روزن کمپانی به بازار عرضه گردید. در سال ۱۹۸۵ کارخانه جدید ریخته گری کمپانی واقع در آمشتتن آلمان کار خود را شروع نمود. در سال ۱۹۹۲ کمپانی هایدلبرگ سنگ بنای کارخانه براندنبورگ را پی گذاشت.[۱]

مركز نمايشگاهی رسانه چاپ هايدلبرگ

 تولیدات

تولید کننده و عرضه کننده ماشین آلات چاپ دقیق و قدرتمند، تجهیزات پیش از چاپ و نگاشت پلیت، ماشین آلات پس از چاپ و نرم افزارهایی برای یکپارچه سازی و پیوستن کلیه ماشین آلات در سراسر زنجیره و فرآیند تولید است. علاوه بر آن، کمپانی هایدلبرگ ارائه کننده خدمات مشاوره‌ای، خدمات سرویس، قطعات یدکی، گستره وسیعی از مواد مصرفی صنعت چاپ، ماشین آلات دست دوم و خدمات آموزشی در آکادمی رسانه چاپ خود است.

نیروی کاری

این کمپانی با دارا بودن بیش از ۲۵۰ دفتر فروش در سراسر جهان، خدمات خود را در اختیار بیش از ۲۰۰،۰۰۰ نفر از مشتریان خود در کشورهای صنعتی و در حال رشد، در آسیا و اروپای شرقی قرار می‌دهد. در حال حاضر کمپانی هایدلبرگ دارای نیروی کاری معادل ۱۹،۵۹۶ نفر است که عمده آنها در بخش‌های تحقیق و توسعه، تولید و فروش مشغول به کار می‌باشند.

مرکز نمایشگاهی رسانه چاپ هایدلبرگ

این مرکز یکی از چندین مرکز نمایشگاهی هایدلبرگ که برای مشتریان کمپانی از سراسر جهان این فرصت را فراهم می‌سازد که از نزدیک با آخرین، جدیدترین و پیشرفته ترین راهکارهای صنعت چاپ آشنا گردند. مرکز نمایشگاهی اصلی در شهر هایدلبرگ قرار گرفته که با امکانات موجود در کارخانه ویسلوخ مجموعا حدود ۳۸۰۰ متر مربع فضای نمایشگاهی را در اختیار بازدیدکنندگان خود قرار می‌دهد. تقریبا کلیه محصولات و راهکارهای هایدلبرگ در هر سه بخش پیش از چاپ، چاپ و پس از چاپ در معرض بازدید علاقمندان قرار می‌گیرد و تنها در سال گذشته بیش از ۱۳۰۰ گروه از مشتریان هایدلبرگ از این مرکز بازدید به عمل آوردند

معرفی بزرگترین سازندگان لوازم خانگی دنیا درسال2011

فوربس منتشر کرد:

نشریه‌ اقتصادی فوربس در تازه‌ترین گزارش خود بزرگترین شرکتهای سازنده لوازم خانگی جهان را معرفی کرد.

 نشریه‌ اقتصادی فوربس در تازه‌ترین گزارش خود بزرگترین شرکتهای سازنده لوازم خانگی جهان را معرفی کرد.

 در فهرست منتشر شده از سوی فوربس نام شش شرکت سازنده لوازم خانگی به چشم می‌خورد که در میان دو هزار شرکت بزرگ جهان قرار گرفتند. بزرگترین شرکت سازنده لوازم خانگی در دنیا از نظر میزان فروش شرکت ویرپول آمریکا با فروشی معادل ۱۸٫۷ میلیارد دلار است.

رده‌ دوم به شرکت جی.دی میده‌آ هولدینگ چین با ۱۴٫۸ میلیارد دلار فروش و رده‌ سوم نیز به گروه سوئدی الکترولوکس با فروشی معادل ۱۴٫۷ میلیارد دلار اختصاص یافت. سه شرکت لوازم خانگی گری الکتریک از چین، کینگ دائو حایر از چین و ال.جی از کره‌جنوبی نیز چهارم تا ششم شدند.

همچنین از نظر میزان سودآوری شرکت ال.جی کره‌جنوبی با ۹۰۰ میلیون دلار صدرنشین شد. از نظر حجم دارایی‌ نیز رده‌ نخست به شرکت‌ ویرپول تعلق داشته و از نظر ارزش بازار نیز رده‌ اول به ال.جی رسید.