ارومیه

اُرومیّه ( تلفظ ) یکی از کلان‌شهرهای ایران، مرکز استان آذربایجان غربی و شهرستان ارومیه در شمال غربی ایران که در منطقه آذربایجان واقع شده‌است. این شهر طبق سرشماری سال ۱۳۹۵ با ۷۳۶٬۲۲۴ نفر جمعیت، دهمین شهر پرجمعیت ایران و دومین شهر پرجمعیت منطقهٔ آذربایجان بعد از کلانشهرتبریز به‌شمار می‌آید. ارومیه با ۱۳۳۲ متر ارتفاع در غرب دریاچه ارومیه، در دامنه کوه سیر و در میان دشت ارومیه قرار گرفته‌است. هوای ارومیه در تابستان نسبتاً گرم و در زمستان سرد می‌باشد.

در سده‌های گذشته رخدادها و حوادث متعددی از قبیل اشغال توسط عثمانی‌ها و روس‌ها را تجربه کرده‌است. این شهر به سبب موقعیت مناسب که در میان شاه‌راه ارتباطی قفقاز، میان‌رودان و آسیای صغیر داشته در گذشته از مراکز تجاری منطقه به‌شمار می‌رفته‌است. نقل مهم‌ترین سوغات ارومیه است.

ارومیه به عنوان شهر دارای اولین بیمارستان به شیوه نوین، نخستین مرکز آموزش پزشکی، اولین مدرسه به شیوه نوین، اولین شبکه تلویزیون محلی، اولین نشریه محلی در ایران، پایتخت والیبال ایران، دومین شهر پرترافیک ایران شناخته می‌شود. دارالنشاط ، پاریس ایران ، شهر آب ، شهر ادیان، مذاهب و اقوام از القاب ارومیه است. ارومیه مدتی در دوره پهلوی به رضائیه تغییر نام داد.

نام‌گذاری

اور در زبان آشوری به معنای شهر است (همان واژه‌ای که در نام اورشلیم (شهر آشتی) هم وجود دارد) و میه به معنای آب است (هم‌ریشه با مآء عربی) یا ارومیه در زبان آشوری به معنای «شهر آب» می‌باشد. نام این شهر در شروع دوره پهلوی به دلیل علاقه رضا شاه به این شهر به رضائیه تغییر نام داد و بعد از انقلاب اسلامی دوباره به نام ارومیه برگشت. ارومی، ارومیه، ارْمیه، اورمیه، ارم از دیگر نام‌های آن بوده‌است. در بین آذربایجانی‌ها نام اورمی رواج دارد.

پیشینه

عقیده بر این است که شهر ارومیه در هزاره دوم قبل از میلاد مسیح تأسیس شده‌است.

پیش از اسلام

از تل‌های متعدد در نزدیکی شهر (گوک تپه، دیگاله، ترمنی، احمد، سارالان، دیزه تپه) تا به حال اشیای بسیار قدیمی به دست آمده‌است. ارومیه در اورارتوی باستانی قرار داشت (اواخر هزاره دوم قبل از میلاد-اوایل هزاره اول قبل از میلاد) که دارای ارتباطات زبانی با هوریان آناتولی بود ولی شدیداً تحت تأثیر آشوریان بود. درست زیر دریاچه ارومیه شهر و امارت منا قرار داشت، که در قرن هشتم با قدرت فزاینده آشور که سارگون شاه آن اورارتویی‌ها را در ۷۱۴ قبل از میلاد شکست داده بود، علیه اورارتو درآمد گرچه شاهان اورارتو تا قرن ۷ قبل از میلاد همچنان حضور داشتند.

پس از اسلام

صدقه بن علی، از خدمهٔ عضدالدوله دیلمی ارومیه را فتح کرد، و قلعه‌های زیادی در آنجا بنا کرد؛ بنا بر روایتی دیگر، عتبة بن فرقد که عمر او را ۲۰ق/۶۴۰م گسیل داشته بود تا موصل را فتح کند، ارومیه را گرفت. جغرافیدانان قرن ۴ هجری نظیر ابن حوقل و اصطخری در بین شهرهای آذربایجان (پس از اردبیل و مراغه) جایگاه سوم را می‌دهند و به پرآب بودن، و غنایش از نظر میوه و حاصلخیزی تأکید می‌کنند. المقدسی، ارومیه را در ارمنستان قرار می‌دهد و می‌گوید از دوین اداره می‌شده‌است. در این دوره، ارومیه بر سر بزرگراه اردبیل-مراغه-ارومیه-برکری (به شمال غرب دریاچه وان)-آمِد قرار داشت. از آنجا که تبریز هنوز اهمیت چندانی نداشت، جاده به جنوب منحرف می‌شد تا از شهرهای اصلی رد شود. ممکن است حضور عوامل غیر مطیع در شمال آذربایجان هم بر انحراف جاده به جنوب تأثیر گذاشته باشد. ناحیه ارومیه با ساکنان کرد و مسیحی، در تاریخ اسلام هرگز نقش عمده‌ای ایفا نکرده‌است. تیولی بوده‌است که در آن انشعابات دودمان‌هایی که در آذربایجان حکومت می‌کردند، به انزوا می‌زیستند. در دوره سیطره دیلمیان بر آذربایجان، در ارومیه به جستان بن شرمزن برمی‌خوریم. این سردار از ۳۴۲ق/۹۵۳م به عنوان یکی از جنگجویان وفادار دیسم کرد ظهور کرد. بعدتر که دیلمیان ارمنستان را شکست دادند، او تحت امر مرزبان حاکم ارمنستان درآمد. وقتی جستان در ۴۳۶–۸ق/۹۵۷م جایگزین پدرش مرزوبان شد جستان بن شرمزن زیر بار سروری و اقتدار او نرفت. اول ارومیه را ترک کرد و با ابراهیم بن مرزبان که مراغه را برایش فتح کرده بود متحد شد. او بعدتر او را ترک کرد و به ارومیه برگشت و دور آن دیوار کشید و سربازخانه مستحکمی هم در آنجا ساخت. سپس به خدمت مدعی خلافت؛ المستجیر بالله درآمد و از حمایت کردهای قحطانی برخوردار شد؛ ولی پسران مرزوبان (جستان و ابراهیم) او را با کمک کردهای هذبانی شکست دادند. در ۳۴۹ق/۹۶۰–۹۶۱م به تحریک وهسودان، برادر مرزوبان او بر ابراهیم بن مرزوبان شکستی را تحمیل کرد، بازمانده سپاه او را تسخیر کرد و مراغه را به ارومیه منضم کرد. در ۳۵۵ق/۹۶۶م به میانجیگری رکن الدوله بویی، او دوباره اقتدار ابراهیم را به رسمیت شناخت. وقتی غزها در ۴۲۰–۴۳۲ق/۱۰۲۹–۱۰۴۱م آذربایجان را اشغال کردند، حاکم ارومیه ابوالهیجا بن ربیب الدوله، رئیس کردهای هذبانی بود که مادرش خواهر امیر تبریز، وهسودان روادی بود. این پسر ربیب الدوله به خود می‌بالید ۲۵۰۰۰ تا از ۳۰۰۰۰ غزی را که سعی می‌کردند از سرزمینش عبور کنند را در نزدیکی یک پل نابود کرده‌است.

همهٔ اغوزها از آذربایجان مراجعت نکرده و عده‌ای در منطقه ماندند. احتمالاً این عده در ارومیه ساکن بودند. اغوزهای تحت امر دانا که در ارومیه مانده بودند، بعد از خروج از شهر به ارامنه حمله کرده عدهٔ زیادی را کشتند یا اسیر نمودند و غنایمی به دست آوردند. کردهای هذبانی تحت امر ابوالهیجا که ساکن حوالی ارومیه بودند، به جنگ با اغوزها پرداختند. اغوزها بعد از غارت روستاهای کردها عدهٔ زیادی از آنان را کشتند. سکونت اغوزها در ارومیه و دادن شهر به عنوان تیول به آنان می‌باید در ارتباط با ازدواج فرمانده اغوزها با یکی از اقربای وهسودان، حاکم آذربایجان، صورت پذیرفته باشد. چون ابوالهیجا رئیس کردهای این منطقه با وهسودان عداوت داشت.

در محرم ۴۵۵ق/ ژانویه ۱۰۶۳م سلطان طغرل از ارومیه گذر کرد. وقتی مسعود از بغداد به آذربایجان برگشت، امیر حاجب تاتار موضع خود را در ارومیه مستحکم کرده بود ولی بعدتر به سلطان تسلیم شد. در ۵۴۴/۱۱۴۹ ارومیه به ملک محمد بن محمود بن محمد، برادرزاده و داماد مسعود بن محمود بن ملکشاه تعلق داشت. وقای آخرین طغرل سلجوقی با عمویش به نزاع برخاست، قزل ارسلان از حمایت امیر حسن بن خفجخ برخوردار بود و ارومیه را در ۵۸۵ق/۱۱۸۹م محاصره کرد. شهر در اثر طوفان تسخیر، تاراج و نابود شد. در ۶۰۲ق/۱۰۲۵م، ابوبکر اتابک تبریز، اشنویه و ارومیه را به علا الدین، اتابک مراغه داد تا جبران خسران مراغه را بکند. یاقوت، که ارومیه را در ۶۱۷ق/۱۲۲۰م دیده از نبود امنیت به دلیل ضعف حکمران آن ازبک بن پهلوان می‌گوید. در جریان حکومت جلال الدین خوارزمشاه بر آذربایجان، اورمیه، سلماس و خوی حوزه امیره سلجوقی بود که جلال الدین او را از دست شوهر اولش ازبک به درآورده بود. در ۶۲۳ق/۱۲۲۶م ترکمان‌های ایوایی ارومیه را تسخیر کرده و خراج وضع کردند. با شکایت امیره، شوهرش جلال الدین قشون فرستاد که ترکمانان را شکست دادند. از طرف دیگر، بنا بر جوینی، سرداران گرجی شلوا و ایوانه که در نبرد گرنی زندانیان را گرفتند و در ابتدا توسط جلال الدین با احترام مورد رفتار قرار می‌گرفتند کوتاه مدتی مرند، سلماس، ارومیه و اشنویه را در اختیار گرفتند. در ۶۲۸ق/۱۲۳۰–۱۲۳۱م که خوارزمشاه شدیداً تحت فشار مغولان بود، زمستان را در ناحیه اورمیه-اشنو گذراند. ماندن او در آنجا ممکن است توضیح دهنده ساخته شدن سه‌گنبد توسط او و حتی تدفین او در ارومیه باشد. تا اواخر قرن دهم هجری، ارومیه هنوز یک شهر عمدتاً کردنشین سنی مذهب بود.

بنا بر وقایع‌نامه‌های محلی، تیمور، ارومیه را به عنوان تیول به گرگین بیگ از ایل افشار داده بود. او در دژ توپراق‌قلعه در یک چهارم فرسخی ارومیه مستقر شد. هرچند ظفرنامه از تیزک نامی به عنوان حاکم ارومیه یاد می‌کند که حقوقش در ۷۸۹ق/۱۳۰۷م توسط تیمور تفیذ شده بود. در سال ۸۰۲ ه‍.ق امیر تیمور طایفه اوصانلو افشار را به منظور سرکوب کردها و عشایر شورشی ارومیه روانه آن نموده و گرگین بیگ اوصانلو را به حکومت ارومیه منصوب نمود وی در قریه توپراق قلعه که اکنون دهکده‌ای در ربع فرسخی شمال قلعه ارومیه قرار دارد و در آن وقت حاکم نشین بوده نزول کرد بعد از وفات او الامه سلطان پسرش به جای پدرش نشست و به مدت ۳ سال شهر ارومیه از تحمیلات دیوانی معاف داشت و بعد از وی برادر کهترش یادگار سلطان اوصانلو افشار به جای برادر کهترش حکومت ارومیه را به دست گرفت نیکتین تعداد حکمران افشار اوصانلو را در این دوره ۶ نفر ذکر نموده‌است.

بنابر تاریخ عالم آرای عباسی در ۱۵۵۹م، در دوره شاه طهماسب کبیر به دلیل شاهسون شدن کردهای برادوست مناطق ترگور و مرگور به آنان داده شد. شاه عباس در ۱۰۱۲/۱۶۰۳ چونکه امیرخان برادوست تسلیم عثمانی‌ها نشده بود حکومت ارومیه و اشنویه را به او داد. اگرچه بعدهااو در مظان اتهام قرار گرفت. به نظر می‌رسد نوکیشی به تشیع در دوران صفویه، در میان مردم بومی ارومیه حالتی ایزوله داشته‌است؛ تا جایی که امروز کردها و تعدادی روستا هنوز بر مذهب تسنن هستند. نفوذ طریقت تسنن نقشبندی را می‌توان از این امر که در سال ۱۰۴۹ق/۱۶۳۹م، سلطان مراد عثمانی، شیخ محمود ارموی را که ۳۰ تا ۴۰ هزار طرفدار دو آتشه داشت، در دیاربکر اعدام کرد فهمید. برای سال ۱۰۶۵ق/۱۶۵۵م ما گزارش پرجزئیات اولیای چلپی را داریم. شوربختانه سفرنامه اولیای چلپی بسیار درهم و برهم است. او برج و باروی شهر و دیوارهای گچ‌مالی شده آن را توصیف می‌کند و می‌گوید که: «همچون قویی سفید» به نظر می‌آید. محیط شهر ۱۰ هزار گام، ارتفاع دیوارها ۷۰ ذراع و پهنایشان ۳۰ ذراع، پهنای جوی شهر ۸۰ ذراع و دور تا دورش ۱۵ هزار ذراع بوده. مشعل‌ها در طول شب دیوارها را روشن می‌کردند. نیروی مستقر در پادگان آن شامل ۴ هزار نفر و ۳۱۰ اسلحه بود. خان ۱۵ هزار سرباز و ۲۰ هزار نوکر یا خدمتکار داشت. شهر ۶۰ محله، ۶ هزار خانه و ۸ مسجد جامع داشت؛ از آن جمله مسجد اوزون حسن آق‌قویونلو که بنایش توسط پسرش یعقوب به پایان رسید. ۳۰۰ هزار روستایی نیز در ۱۵۰ روستای دشت ارومیه زندگی می‌کردند. اولیای چلپی شهر را «فوق‌العاده باشکوه» توصیف می‌کند و فهرستی از مکان‌های مقدس، مکتب‌ها، مدارس، کافه‌ها و نرخ قیمت‌ها ارائه می‌دهد.

در سده ۱۸ میلادی که سرنوشت ارومیه به سرنوشت افشارهای مستقر در دشت ارومیه گره خورده بود، رئیسشان به عنوان بیگلربیگی نائل آمد. روئسای آنان به‌طور مکرر با همسایگانشان می‌جنگیدند و حتی گاهی به شرق دریاچه ارومیه نیز لشکرکشی می‌کردند.

عثمانی‌ها طی نبرد ۱۷۲۴م کردهای حکاری را برای دفع افشارها —که آذوقه ارتش ایران را تأمین می‌کردند— به خدمت گرفتند. وقتی ترک‌ها در سال ۱۷۲۵م به زمامداری این سرزمین رسیدند، حکومت موروثی طایفه قاسملو افشار را بر ارومیه -با عنوان خانات ارومیه- به رسمیت شناختند. نادر مراغه، مهاباد و دیمدم را در سال ۱۷۲۹م از ترک‌ها بازپس‌گرفت ولی حکیم اوغلو پاشا علی و رستم پس از یک ماه مقاومت مذبوحانه در سال ۱۷۳۱ ارومیه را اشغال کردند. ارومیه به رئیس ایل بنیانشین حکاری واگذار شد. تنها پس از قرارداد ۱۷۳۶م بود که ترک‌ها از آذربایجان بیرون رفتند.

پس از انقراض افشاریان در ۱۱۶۱ق/۱۷۴۸م، آزادخان یکی از فرماندهان ارتش نادر، فرزند یکی از روئسای افغان ابتدا به شهرزور رفته و از کشمکش میان افشاریان کمال استفاده را کرده و ارومیه را تصرف کرد. او ارومیه را با رضایت فتح‌علی خان گرفت. ارومیه به پایتخت امیرنشین زودگذر آزاد تبدیل شد. نام کوه اوغان داغی در شمال ارومیه به نظر می‌آید که از اسم این حاکم افغان به یادگار مانده‌است.

محمدحسن‌خان قاجار در سال ۱۱۶۹ق/۱۷۵۵–۶م آزاد را در گیلان شکست داده و ارومیه را تصرف کرد. فتح علی خان افشار به محمد حسن خان پیوست. با مرگ او علی خان افشار دوباره به صحنه برگشت و از ارومیه، مراغه و تبریز را تصرف کرد. کریم خان زند ارومیه را در زمستان ۱۱۷۳ق/۱۱۷۳م محاصره کرد. ارومیه پس از محاصره چند ماهه گرفته شد. تا سال بعد آذربایجان جزئی از قلمرو کریم خان شد. پس از پایان سلسله زندیه، افشارهای ارومیه به همراه شقاقی‌های سراب و دنبلی‌های خوی، ائتلافی علیه قاجاریان تشکیل دادند ولی موفقیتی حاصل نکردند. فتحعلی‌شاه قاجار به محمد علی خان اجازه داد که تا هنگام مرگ بر حکومت ارومیه قرار داشته باشد. او با خواهر حسین قلی خان افشار ازدواج کرد. پسرانش نخستین حاکمان ارومیه بودند که از طرف حکومت مرکزی منصوب می‌شدند. سربازان روس طی جنگ ایران و روسیه، در سال ۱۸۲۸م ارومیه را چند ماه اشغال کردند. در نبود حاکم شهر -شاهزاده ملک میرزا قاسم- بیگلربیگی نجف قلی خان افشار بر ارومیه حکم می‌راند.

شیخ عبیدالله از اهالی شمدینان در سال ۱۸۸۰م به آذربایجان حمله کرد. کردها ارومیه را محاصره کردند و تا مرز تسلیم شدن شهر پیش رفتند که خان ماکو سررسید و شهر را نجات داد.

دوره معاصر

پس از درماندگی روسیه به دلیل شکست‌های پی‌درپی در جبهه شرق دور، عثمانی در اوت ۱۹۰۶ منطقه ارومیه -به جز شهر ارومیه- را به بهانه اختلافات مرزی -چون که هیچگاه مرز ایران و عثمانی مشخص نبود- اشغال کرد. سربازان عثمانی با شروع جنگ بالکان به آنجا فراخوانده شدند. پس از درگیری‌های تبریز، در دسامبر ۱۹۱۱م سربازان روس، ارومیه را اشغال کردند.

در طی جنگ جهانی اول ارومیه چندین نوبت دست به دست گشت. پس از فروپاشی ارتش روسیه در سال ۱۹۱۷م، مسئولیت حقیقی اداره امور در شهر به دست شورای مسیحیان آشوری (موتاوا) سپرده شد. پس از یک سلسله رویدادهای پی‌درپی غم‌انگیز و وقایع خونینی چون کشتار مسلمانان ارومیه به دست مسیحیان در ۲۲ فوریه ۱۹۱۸، ترور مطران مارشیمون به دست کردهای طرفدار سمکو در ۲۲ فوریه، رسیدن ۲۰ هزار ارمنی پناهجو از وان، جنگ‌های بین آشوری‌ها و ترک‌ها در نتیجه همهٔ جمعیت آشوریان در جلگه ارومیه جمع شدند. این جمعیت ۵۰ تا ۷۰ هزار نفری از آشوریان به سوی جنوب حرکت کردند تا تحت‌الحمایه بریتانیا قرار گیرند. این مهاجرت دسته‌جمعی به همراه زنان، کودکان و رمه‌ها از طریق صائین قلعه و همدان، در میان نبرد با ترک‌ها و کردها صورت گرفت. پناهجویان در بعقوبه -در نزدیکی شمال بغداد - اسکان یافتند. پس از رفتن آشوریان، سونتاگ، عالی‌جناب اسقف کاتولیک و اچ فلاومر، مبلغ باپتیست در آگوست ۱۹۱۸م در ارومیه به قتل رسیدند.

اسماعیل آقا معروف به سمکو شکاک در سال ۱۲۹۹ش به کمک ارشدالملک شهر ارومیه را گرفت. پس از رسیدن نیروی ارتش در سال ۱۳۰۱ش سمکو متوالی شد و مدتی بعد کار او پایان گرفت. پس از ویرانی و خالی از سکنه شدن شهر، آرامش بر ارومیه حکمفرما شد. رفته رفته حکومت مرکزی در تهران توانست قدرت حامیتی خود را در غرب دریاچه ارومیه بدست آورد.

اوضاع شهر ارومیه در دوره پهلوی رفته رفته بهبود یافت. رقابت سیاسی روس‌ها و انگلیس‌ی‌ها مانع از ایجاد خط‌آهن در شمال‌غربی ایران طی جنگ جهانی اول شد. طی توافقی بین راشین دیسکانت و لوپن بانک، خط‌آهن جلفا-تبریز احداث شد. این خط یک شاخه ۳۰ مایلی نیز داشت که در سال ۱۹۱۶م به شهر ارومیه رسید. در دوره پهلوی نام شهر ارومیه به رضائیه تبدیل و پس از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹م دوباره به نام سابق بازگشت.

وضعیت طبیعی

جغرافیا

ارومیه با داشتن موقعیت ممتاز جغرافیایی در ۲۰ کیلومتری دریاچه ارومیه قرار دارد. ارتفاع ارومیه ۱۳۳۲ متر از آب‌های آزاد است. ارومیه در دشت ارومیه واقع شده‌است که ارتفاعاتی چون کوه سیر، کوه قیزقلعه، کوه جهودها، کوه چهل مر شهیدان، کوه ماه، کوه علی پنجه سی و کوه علی ایمان آن را احاطه کرده‌اند. در واقع ارومیه بین دریاچه ارومیه و دیوارهٔ کوه‌های غرب استان واقع شده‌است.

موقعیت جغرافیایی

شهر ارومیه روی مدار ۳۷ درجه و ۳۲ دقیقه در نیم‌کره شمالی از خط استوا قرار گرفته‌است. همچنین این شهر روی نصف النهار ۴۵ درجه و ۲ دقیقه طول شرقی از نصف‌النهار گرینویچ قرار دارد.

رودخانه‌ها

شهرچای (برده سور)

رودخانه شهرچای یا برده سور از دره بیقار ترکیه سرچشمه می‌گیرد و پس از عبور از ناحیه کوهستانی دشت ارومیه از میان شهر عبور می‌کند و به دریاچه ارومیه می‌ریزد.

آب و هوا

آب و هوای ارومیه با متوسط درجه حرارت ۸/۹ درجه سانتی‌گراد در تابستان تقریباً گرم و در زمستان سرد می‌باشد. دوره بارندگی از اواخر مهر و ابتدای آبان شروع شده و تا خرداد ادامه دارد. میانگین دوره بارش ۹۳ روزه در ارومیه ۳۶۰ میلی‌متر و میانگین بارش بلندمدت ارومیه ۲۳۸/۲ میلی‌متر است. روزهای یخبندان ارومیه در آبان ۱۹ روز، در آذر ۲۷ روز، در دی ۳۰ روز، در بهمن ۲۸ روز، در اسفند ۱۴ روز و در فروردین ۶ روز می‌باشد. در مجموع ۱۲۰ روز از سال در ارومیه یخبندان است. میانگین سرعت باد در ارومیه ۱۰/۵ متر بر ثانیه است؛ که اردیبهشت و اسفند با ۱۶ متر بر ثانیه حداکثر سرعت باد و دی و بهمن با ۷ متر بر ثانیه حداقل سرعت باد را دارند.

زمین‌لرزه‌ها

استان آذربایجان غربی از استان‌های زلزله‌خیز ایران است. با این حال تاکنون زلزله شدیدی در ارومیه رخ نداده‌است. از زلزله‌های اخیری که در ارومیه رخ داده‌اند می‌توان به زلزله سال ۱۳۰۰ق/۱۸۸۳م؛ زلزله ۴ ریشتری فروردین ۸۷ به مرکزیت سیلوانه، زلزله مرداد ۹۱ که دنباله زلزله اهر و ورزقان بود، این زلزله نسبتاً شدید در دو مرحله به فاصله ۱۰ دقیقه از هم رخ داد و زلزله ۴٫۶ ریشتری در مهرماه سال ۹۲ به مرکزیت سیلوانه اشاره کرد. آخرین زلزله ارومیه به مرکزیت سرو و به بزرگی ۴٫۲ ریشتر در شهریور سال ۱۳۹۴ رخ داد.

مردم

زبان

اکثریت مردم ارومیه به زبان ترکی آذربایجانی با لهجه ای مشابه لهجه تبریزی تکلم می‌کنند. کردهای ارومیه به لهجه کرمانجی از زبان کردی سخن می‌گویند. آشوری‌ها به زبان آشوری سخن می‌گویند؛ که گونه‌ای از آرامی شرقی است و دارای کلمات دخیل از زبان‌های کردی، ترکی ،فارسی و عربی. ارمنی‌ها نیز در میان خود به زبان ارمنی سخن می‌گویند.

قومیت

ارومیه یک شهر چندقومیتی با ادیان و مذاهب گوناگون است. اکثریت مردم ارومیه را ترک‌های آذربایجانی و نیز اقلیتی از کردها، مسیحیان (آشوری و ارمنی) تشکیل می‌دهند. این منطقه از دیرباز محل زندگی اقوام و ادیان مختلف بوده‌است. اکثریت شهرستان ارومیه را ترک‌های آذری و اقلیتی نیز از کردها و مسیحیان آشوری و ارمنی تشکیل بافته‌است. آذربایجانی‌ها حدود ۹۰ درصد جمعیت شهر ارومیه و ۱۰ درصد را نیز بقیه اقوام تشکیل می‌دهند. لرد کرزن دربارهٔ شهر ارومیه می‌نویسد: «این شهر که در ارتفاع ۴۴۰۰ پا از سطح دریاست بین ۳۰۰۰۰ و ۴۰۰۰۰ نفر سکنه دارد که بیشتر آن‌ها طایفهٔ ترک افشار هستند، ولی مقدار زیادی هم خانواده‌های نسطوری و کلیمی و ارمنی در آنجاست.» طبق یک مطالعه از ترکیب قومی خانوارهای نمونه و مورد بررسی در سطح شهر ارومیه که حدود سال ۱۳۷۹ انجام گرفت نشان می‌دهد که ترک‌زبانان ۸۵٫۷٪ درصد خانوارهای نمونه را به خود اختصاص داده و کردزبان‌ها حدود ۱۰٫۵٪ بوده‌اند. در این آمارگیری نمونه‌ای درصد آشوری‌ها، فارس‌زبان‌ها و ارمنی‌ها در شهر ارومیه به ترتیب ۱٫۷، ۱٫۶ و ۰٫۵ بود.

مذهب

بیشینهٔ ترک‌های ارومیه شیعه‌مذهب هستند اما در عین حال تعداد زیادی ترک‌های سنی‌مذهب حنفی و شافعی نیز در آن زندگی می‌کنند. مذهب اکثریت کردهای ارومیه نیز سنی است. همچنین اقلیتی از مردمان آشوری و ارمنی در این شهر زندگی می‌کنند. در سال ۱۹۰۰ میلادی حدود نیمی از جمعیت شهر ارومیه مسیحی اعم از آشوریان و ارامنه بودند اما بسیاری از آن‌ها در میان درگیری‌های روسیه و عثمانی در سال ۱۹۱۸ شهر را ترک کردند. پس از عقب‌نشین روس‌ها از این منطقه بیشتر مسیحیان باقی‌مانده در شهر ارومیه قتل‌عام شدند. در زمان رضاشاه پهلوی آشوریان ایران دعوت به بازگشت به این شهر شدند و چندین هزار نفر از آن‌ها به این شهر بازگشتند.

بنا به روایتی نیز جوانمردی (از فرقه‌های تصوّف) را اولین دفعه اخی ترک ارومیه‌ای، پدر جدّ حسام‌الدین چلبی، مرید مولانا، در آناتولی منتشر ساخت.

تجارت

از گذشته ارومیه با قرارگیری بر سر چهارراه قفقاز ،میان‌رودان ،آسیای صغیر و شرق دریاچه ارومیه از اوضاع بازرگانی نیکویی برخوردار بوده‌است. در واقع ارومیه با قرارگیری بر سر راه‌های تجارتی به عنوان گمرکی برای صادرات و واردات کالا از ایران به دیگر نقاط و بالعکس بوده‌است. همچنین ارومیه محلی برای خرید و فروش محصولات کشاورزی و عشایری مردم اطراف این شهر بوده‌است.

جمعیت

در سرشماری سال ۱۳۹۰، جمعیت ارومیه ۶۶۷٬۴۹۹ نفر بود. از این تعداد ۳۳۴٬۱۳۴ نفر مرد و ۳۳۳٬۳۶۳ نفر زن بود. این تعداد در قالب ۱۹۷۷۴۹ خانوار بودند. ارومیه دهمین شهر پرجمعیت ایران و دومین شهر شمال غربی ایران بعد از تبریز است. ارومیه جزو شهرهای پرتراکم در استان آذربایجان غربی است.

فرهنگ

دارالنشاط ، پاریس ایران ، شهر آب ، شهر ادیان، مذاهب و اقوام از القاب ارومیه است.

آداب و رسوم

ترک‌های آذربایجانی اعیاد و مراسم‌هایی چون نوروز، عید قربان و … را مانند دیگر اقوام ایرانی با تفاوت‌هایی ناچیز برگزار می‌کنند.موسیقی آشیقی یکی از شاخصه‌های مردم ترک‌زبان جهان است که در ایران دارای مکتب‌های متفاوتی است در این میان مکتب عاشیقی ارومیه بنا به نظر کارشناسان و استادان این هنر در سراسر جهان اصیل‌ترین و قدیمی‌ترین مکتب عاشیقی است که تا به امروز اصالت خود را حفظ کرده‌است. همچنین موسیقی عاشیقی دارای سبک متفاوت و منحصربه‌فردی است این هنر و فرهنگ آذربایجان پس از تلاش‌ها و رقابت استان‌های عاشیقی خیز به نام استان آذربایجان غربی و شهر ارومیه در فهرست به شماره ۱۶۵ در میراث میراث فرهنگی ناملموس کشور ثبت ملی شد.

عاشیق‌ها از دوران قبل از اسلام در بین مردمان ترک‌تبار وجود داشته‌اند. در سال‌های قبل از انقلاب اسلامی، عاشیق‌ها اغلب در قهوه‌خانه‌های آذربایجان‌های شرقی و غربی اجرا می‌داشتند. تبریز مرکز شرقی عاشیق‌ها و ارومیه مرکز غربی آن‌ها بود. در ارومیه بر خلاف تبریز عاشیق‌ها همواره به صورت تکی اجرا می‌کردند.

آشوری‌ها و ارمنی‌ها نیز اعیاد و مراسم‌های مختص به خود را دارند که بیشتر کلیسا برگزار می‌کنند. آشوری‌ها نخستین قومی بودند که مسیحی شدند. پس از آن یکی از حواریون تمام آنان را در دریاچه ارومیه غسل تعمید داد. پس از آن همه ساله آشوریان این روز را جشن می‌گیرند. جشن روز مادر نیز همه سال در نخستین جمعه سال نو میلادی، به یادبود مریم مقدس برگزار می‌شود.نوسردیل یا آب‌پاشان یکی از جمله دیگر اعیاد آشوریان است. در این روز که حتی بین غیرآشوریان ارومیه نیز شناخته شده‌است آشوریان به روی یکدیگر آب می‌پاشند.

کردها نیز مراسم‌ها و اعیاد مختص به خود را دارند که مانند دیگر مناطق کردنشین اهل سنت ایران است.

شهردار ارومیه در سال ۱۳۸۹ عنوان کرد: «ارومیه با بهره‌مندی از اقوام و پیروان ادیان و مذاهب مختلف می‌تواند خود را به عنوان پایتخت فرهنگی آذربایجان مطرح کند.»

سینما

قدمت سینما در ارومیه به دهه ۴۰ خورشیدی می‌رسد. هم‌اکنون ارومیه دارای ۵ سینما است که از آن‌ها تنها ۳ سالن به صورت نیمه فعال به کار خود ادامه می‌دهند. سینما آزادی با نام قبلی سینما تخت جمشید که در سال ۱۳۴۰ خورشیدی تأسیس شده، سینما ایران و سینما انقلاب که در سال ۱۳۴۴ تأسیس شدند تنها سینماهای حال حاضر در ارومیه‌اند. همین اندک سینماها نیز به دلایل گوناگونی چون عدم رسیدگی، بحران مخاطب در سینمای ایران و … به صورت نیمه فعال هستند؛ به‌طوری‌که تنها در ایام اکران فیلم‌های پرفروش دایرند و گاهی به محل اجرای کنسرت تبدیل می‌شوند. قرار بر این است که سینماهای فرسوده ارومیه دوباره احیا و مرمت شوند ؛ مانند سینما تربیت ارومیه که متعلق سازمان هلال احمر ایران است.

کتابخانه

در مجموع ۱۳ کتابخانه عمومی ارومیه ۱۸ هزار نفر عضویت دارند.

سیاست

شهرداری

اداره امور شهرداری در ابتدا در اختیار بلدیه رضائیه بود. در دوره پهلوی بلدیه به شهرداری تبدیل شد. شهرداری رضائیه سابق که در دوره جمهوری اسلامی به ارومیه تغییر نام یافت ابتدا محل مشخصی نداشت؛ تا اینکه در ابتدای دوره پهلوی اول ساختمانی را به آن اختصاص دادند تا مشترکاً با استانداری آذربایجان غربی از آن استفاده کند. پس از سفر رضاشاه به ارومیه و احداث ساختمان شهرداری در اطراف میدان ایالت، شهرداری ارومیه در سال ۱۳۰۷ خورشیدی به عنوان ۲۲امین شهرداری در ایران به‌طور رسمی کار خود را آغاز کرد.

کنسولگری‌ها

کنسولگری ترکیه در ارومیه یک مکان دیپلماتیک و سیاسی در شهر ارومیه که زیر نظر سفارت ترکیه در تهران به فعالیت می‌پردازد. علاوه بر ارومیه، ترکیه در شهر تبریز نیز دارای کنسول‌گری می‌باشد. مهمت بولوت سرکنسول کنونی این کنسولگری در ارومیه می‌باشد.

مکان‌های تفریحی

دریاچه ارومیه

دریاچه ارومیه -که در دوره پهلوی دریاچه رضائیه نامیده می‌شد- یک دریاچه آب شور در شمال غرب ایران است. این دریاچه استان آذربایجان شرقی و غربی را از یکدیگر جدا می‌کند. دریاچه ارومیه بزرگترین دریاچه در خاورمیانه و دومین دریاچه آب شور بر روی کره زمین بود. دریاچه ارومیه در ارتفاع ۴۱۸۳ پایی از سطح دریا، در ۳۷ درجه تا ۳۸/۵ درجه عرض شمالی و ۴۵ درجه تا ۴۶ درجه طول شرقی قرار دارد. طول آن ۱۴۰ کیلومتر در راستای شمال-جنوب و عرض آن ۸۵ کیلومتر در ۸۵ کیلومتر در گستره شرق-غرب با مساحت سطح آب ۵ تا ۶ هزار کیلومتر مربع است. در تصویر برداشته شده توسط ناسا تغییرات جغرافیایی این دریاچه مشاهده می‌گردد.

پارک ملی دریاچه ارومیه

پارک ملی دریاچه ارومیه با نام سابق دریاچه رضائیه در شمال‌غرب ایران قرار دارد. این دریاچه که بزرگترین دریاچه ایران است در سال‌هایی که میانگین بارندگی را داشته باشد ۴۷۰ هزار هکتار مساحت دارد. دریاچه ارومیه بشدت شور است؛ بدین ترتیب هیچ ماهی در آن یافت نمی‌شود. موجودات زنده آن جلبک و میگوی آب شور هستند. این دریاچه غذای فراوانی را برای شمار زیادی از مرغابی‌ها فراهم، مکان مهمی برای جفت‌گیری فلامینگوهای بالغ ،اردک‌های غاز نما و پلیکان‌های سفید است. ۱۸۶ گونه پرنده در دهه ۷۰ میلادی در این پارک ثبت شدند. این دریاچه ۴ جزیره با اندازه متوسط و نزدیک به ۱۰۰ جزیره کوچک -یا تنها برون‌زد صخره‌های بزرگ- دارد. بسیاری از این‌ها با فراهم آوردن مکان‌هایی برای زاد و ولد پرندگان، نه تنها یک زیبایی دیدنی بلکه اکوسیستم منحصربه‌فردی دارند که شایسته حضور در برنامه انسان و زیست‌کره را دارند. به دلیل بستن سد بر روی رودخانه‌های منتهی به دریاچه و نپرداختن حق آبهٔ آن این دریاچه تقریباً خشک شده‌است.

آموزش

عمومی

قبل از دورهٔ پهلوی، آموزش عموماً در مکتب خانه‌ها صورت می‌گرفت. مکتب خانه‌ها در محلات بزرگ، پرجمعیت شهر و اغلب در شبستان مساجد، تکایا یا در منازل شخصی مکتبداران دائر می‌شدند. معمولاً تعلیم الفبا از کتاب «آنادیلی» (زبان مادری) که به زبان ترکی بود آغاز می‌شد و پس از آن که کودکان الفبا را یادمی‌گرفتند و با خواندن و نوشتن آشنا می‌شدند کتاب‌هایی نظیر قرآن، تنبیه‌الغافلین، صرف میر و غیره تدریس می‌شد. نخستین مدرسه به سبک نوین ،۱۷ پیش از دارلفنون در سال ۱۲۵۱ق در ارومیه تأسیس شد.

عالی

نخستین مرکز آموزش پزشکی در ایران در سال ۱۳۰۰ قمری توسط آمریکایی‌ها در شهر ارومیه ایجاد شد. فعالیت‌های این مؤسسه تا زمان حیات بنیان‌گذار آن جوزف کاکرن ادامه یافت. آموزش عالی در سال‌های بعد با ایجاد دانشکده کشاورزی ارومیه که بعدها با افزودن دانشکده‌های مختلف به دانشگاه ارومیه گسترش یافت. اکنون ۲۲ هزار دانشجو در دانشگاه ارومیه ،۴۶ هزار دانشجو در دانشگاه آزاد ارومیه و ۱۸۰۰ نفر در دانشگاه تازه تأسیس صنعتی ارومیه در مقطع تحصیلات عالی مشغول به تحصیل می‌باشند.

مدارس علوم دینی

نخستین حوزه علمیه قم در سال ۱۱۴۲ خورشیدی ایجاد شد. هم‌اکنون این مدرسه علمیه با نام حوزه امام خمینی ارومیه شناخته می‌شود و ۱۵۰ طلبه در آن درس می‌خوانند. مدارس علمیه علوم دینی صلاح الدین ایوبی ارومیه، نور و حوزه علمیه تازه تأسیس زینب کبری -مخصوص بانوان- از دیگر مدارس علمه ارومیه است.

معضلات شهری

آلودگی هوا

ارومیه به دلیل ترافیک‌های فراوان، بالا رفتن میزان دی‌اکسیدکربن، بی‌توجهی به رعایت ایجاد واحدهای تولیدی و صنعتی و جانمایی آن‌ها یکی از آلوده‌ترین شهرهای کشور است. از دیگر شاخص‌های آلوده‌کننده غیرانسانی در ارومیه ورود ریزگردها از کشور عراق و پدیده وارونگی هوا است که در ۹۰ روز سال رخ می‌دهد. از مواردی که در آینده برای ارومیه خطرساز می‌شود خشک شدن دریاچه ارومیه و طوفان‌های نمک آن است. کمربند سبز در اطراف ارومیه یکی از راه‌حل‌های آلودگی هوا در ارومیه است.

ترافیک

ارومیه با داشتن ۸۰ خودرو به ازای هر ۱۰۰۰ نفر که از تهران با رقم ۶۲ خودرو به ازای هر ۱۰۰۰ نفر نیز بیشتر است دومین شهر پرترافیک ایران بعد از تهران است. روزانه بیش از ۲۵۰ هزار خودرو در سطح شهر تردد می‌کنند که خیابان‌ها و معابر سطح شهر جوابگوی این تعداد خودرو نیستند. بیشتر این ترافیک در مرکز شهر و به خصوص در خیابان‌های امام، باکری، کاشانی، مدنی، منتظری، مطهری، طالقانی ایجاد می‌شود. بیشتر این ترافیک به دلیل ورود خودروهای تک‌سرنشین به مرکز شهر ایجاد می‌شود. توقف‌های دوبله نیز این ترافیک را تشدید می‌کند. از دیگر مسائلی که این ترافیک را بیشتر نمایان می‌کند وجود مراکز اداری، تجاری، درمانی و… در مرکز شهر است. از جمله راهکارهای شهرداری برای رفع این معضل ایجاد طرح ترافیک و زوج و فرد در داخل محدوده مرکزی شهر در برخی خیابان‌ها ، ایجاد فرهنگ پیادرو در شهروندان ، ایجاد کمربندی به دور شهر برای خروج سفرهای درون‌شهری به خارج از شهر ، توزیع متوازن امکانات ، تقویت سیستم حمل و نقل عمومی از جمله بی آر تی ، طرح‌های توسعه‌ای از قبیل انتقال پادگان ۶۴ ارومیه به خارج از شهر و امتداد خیابان‌های اطراف آن ، توزیع مدارس و آموزشگاه در نقاط مختلف شهر ، احداث پروژه‌های روگذر و ایجاد تقاطع‌های غیر همسطح است.

حاشیه‌نشینی

حاشیه‌نشینی یکی از چالش‌های ارومیه است که از آن با نام‌هایی چون اسلام‌آباد یا زورآباد یاد می‌شود. به‌طوری‌که ۲۵ هزار نفر تاکنون طبق برنامه پنجم توسعه در حاشیه ارومیه ساماندهی شدند. تنها در ۷ ماهه منتهی به دی ۱۳۹۲ با افزایش ساخت و سازهای حاشیه شهر ۷۵۰ هکتار به محدوده شهر اضافه شده‌است. مناطق اسلام‌آباد، حسین‌آباد، حاجی پیرلو، علی‌آباد، وکیل آباد، کوی لاله سالار، قره‌باغ و روستاهای الواج و دیگاله از مناطق حاشیه‌ای ارومیه را تشکیل می‌دهند. حاشیه نشینان جمعیت ۱۵۰ هزار نفری را در شمال غرب شهر تشکیل می‌دهند. حاشیه نشینی معضلاتی چون افزایش جرایم در این محلات و تخریب زمین‌های کشاورزی را نیز به همراه دارد. مهاجرت به ارومیه روندی رو به رشد دارد.

بخش‌ها

گسترش شهر

بافت شهر ارومیه از نظر قدمت به ۳ قسمت تقسیم می‌شود. هسته اولیه شهر که قدیمی‌ترین قسمت شهر است؛ در محدوده بازار قدیمی شهر قرار دارد. با آنکه شهر قدمتی چند هزار ساله دارد ولی از قدمت قدیمی‌ترین محلات آن بیش از یک صد سال نمی‌گذرد. همزمان با مرکز استان شدن ارومیه، خیابان‌های باکری، خیام، عسکرآباد و … از دل این منطقه عبور عبور کرده، محل استقرار مراکز اداری شد. بافت میانی شهر نتیجه عدم کشش جمعیتی بافت مرکزی و ایجاد خیابان‌ها و کوچه‌ها به دور هسته مرکزی شهر است. این قسمت از شهر بیشتر حاصل ساخت و سازهای دهه ۳۰ تا ۵۰ خورشیدی است. معماری این قسمت از شهر مشابه هسته مرکزی ولی با مصالح مدرن است. نشانه‌های خیابان‌بندی و کوچه‌های پهن‌تر -از قسمت میانی- از ویژگی‌های بافت میانی است. بافت سوم شهر نیز که به دور بافت سوم ایجاد شده عمدتاً در سال‌های پس از انقلاب و بیشتر در نتیجه مهاجرت به شهر ارومیه است. این بافت در نتیجه تبدیل اراضی کشاورزی در شمال‌غرب و جنوب شهر به مناطق مسکونی ایجاد شده‌است.

مناطق شهرداری

هم‌اکنون ارومیه دارای ۴ منطقه شهرداری است. ولی افزایش مناطق شهرداری ارومیه به دلیل افزایش وسعت شهر در دستور کار شهرداری قرار دارد.

فضای سبز

تعداد ۷۰ پارک در مساحتی بالغ بر ۶۵۰ هکتار در شهر ارومیه وجود دارد. هم‌اکنون سرانه فضای سبز برای هر نفر ۸ و نیم متر مربع است که قرار است تا ۴ سال آینده به ۱۲ متر مربع افزایش یابد.

ترابری

فاصله شهر ارومیه با برخی از مناطق شهری ایران:

فرودگاه

شهر ارومیه دارای فرودگاه فعال بین‌المللی است. پروازهای داخلی فرودگاه ارومیه به تهران و مشهد و پرواز خارجی به ترکیه، عربستان و امارات دایر می‌باشد. شرکت‌های هواپیمایی آسمان، ایران ایر و آتا جابه‌جایی مسافران فرودگاه ارومیه را به عهده دارند.

راه‌آهن

پروژه ساخت خط آهن مراغه، میاندوآب، مهاباد، نقده، ارومیه به طول ۱۸۴ کیلومتر که از سال ۱۳۸۰ شروع شده قرار بود نهایتاً تا خرداد ۱۳۹۲ به پایان برسد ولی اینطور نشد. با این طرح ارومیه به شبکه راه‌آهن سراسری متصل می‌شود.

ترمینال

پایانه شبانه‌روزی شهید کاملی ارومیه با جابه‌جایی روزانه ۱۷ هزار نفر جابه‌جایی مسافرین از دیگر شهرها به ارومیه و بالعکس را انجام می‌دهد. به دلیل عدم کارشناسی برای ساخت این ترمینال، ترمینال ۱۸ هکتاری در جاده سرو قرار است ساخته و جایگزین این ترمینال بشود.

اتوبوس تندرو

به منظور کاهش ترافیک و روان‌سازی رفت‌وآمد در معابر عمومی ارومیه شهرداری ارومیه به ایجاد سامانه اتوبوس تندرو در ارومیه مبادرت ورزید. کلنگ این پروژه در تیر ماه ۱۳۹۲ زده شد. این سامانه در ارومیه شامل ۲ خط اتوبوس می‌باشد. خط ۱ به طول ۱۳ کیلومتر و دارای ۱۴ ایستگاه از شهرک ایثار تا میدان خاتم‌الانبیا، مناطق ۲ و ۳ شهرداری را به یکدیگر متصل می‌کند. این خط ۵۴٪ از جمعیت ارومیه را پوشش می‌دهد. خط ۲ نیز از شهرک بهداری تا میدان شهدا کشیده شده‌است.

تاکسی

شهر ارومیه داردای بیش از ۷ هزار دستگاه تاکسی می‌باشد؛ که این تعداد ۳۵ درصد از سهم حمل و نقل درون‌شهری را در ارومیه به عهده دارند. از این تعداد یک هزار و ۲۷۶ تاکسی پلاک قرمز فعال و ۲ هزار و ۴۲ دستگاه تاکسی پلاک سفید و مربوط به آژانس‌ها هستند.

ورزش

از مهم‌ترین اماکن ورزشی ارومیه مجتمع تختی واقع در خیابان کاشانی می‌باشد که دارای ۲ زمین فوتبال، زمین تنیس، سالن ورزش باستانی، بوکس، تیراندازی، جودو، تکواندو و ژیمناستیک می‌باشد. سالن ورزشی ۶۰۰۰ نفری غدیر ارومیه که در سال ۱۳۸۶ تأسیس شده از دیگر مکان‌های ورزشی مهم در ارومیه است.

فوتبال

تنها تیم فوتبال فوتبال ارومیه در لیگ‌های ایران برق ارومیه است که در لیگ دسته سه بازی می‌کند.

والیبال

همان‌طور که آبادان را با فوتبال و مازندران را با کشتی می‌شناسند، ارومیه با والیبال شناخته می‌شود. تاریخ ورود والیبال به ارومیه به ورود مبلغان مذهبی به ارومیه برمی‌گردد. مردم شهر که از سال ۱۲۹۵ با بازی مبلغان امریکایی در حیاط سفارت آمریکا با این ورزش آشنا شده بودند ورزش‌های سنتی را رها نموده و به والیبال روی آوردند. ارومیه از دهه ۴۰ در والیبال وارد تیم‌داری شد. هم‌اکنون از ارومیه با عنوانی چون قطب والیبال ایران یا پایتخت والیبال آسیا یاد می‌کنند. همچنین مسابقات جام کنفدراسیون والیبال آسیا ۲۰۱۰ در استادیوم شش هزارنفری غدیر ارومیه برگزار شد.

جشنواره جهانی جام تموز

جام تموز هر ساله و با شرکت بازیکنانی از کشور ایران و دیگر کشورها با اقلیت آشوری چون عراق و سوریه در تابستان در شهر ارومیه برگزار می‌شود.

مراکز درمانی

نخستین بیمارستان، به شیوه نوین، در ارومیه توسط جوزف کاکرن از اعضای میسیون آمریکایی در سال ۱۳۰۰ تأسیس شد. در این بیمارستان علاوه بر خدمات پزشکی، آموزش نیز داده می‌شد. پس از آن در سال ۱۳۰۴ میسیون خواهران نیکوکار یک درمانگاه در ارومیه ایجاد کرد. چندی بعد جمعیت شیر و خورشید سرخ (حلال احمر فعلی) ارومیه با ابتکار علی اکبر درخشانی پس از تهیه مقدمات و روشن نمودن اذهان اهالی، با سرمایه اولیه چهار ریال که از سوی آیت‌الله مجتهد عرب باغی پرداخت شد و با کمک‌های گسترده مردم، تشکیل شد که در مدت کوتاهی دارای مریضخانه و پست‌های سحّی و نیز حمام‌هایی در شهر و چند قریه اطراف شد. این اولین مریضخانه ایرانی در منطقه بود. تا قبل از آن تنها مریضخانه متعلق به میسیون مذهبی آمریکایی‌ها بود، که وظیفه اصلی خود را در تبلیغات دینی می‌دیدند. تأسیس مریضخانه ایرانی تأثیر بسیار خوبی روی مردم داشت و باعث شد آن‌ها اعانات خود را به جمعیت مذکور چندین برابر کنند.بیمارستان شوروی نیز در سال ۱۳۲۲ شعبه‌ای در ارومیه تأسیس کرد.

در سال ۱۳۸۷ خورشیدی تعداد تخت‌های بیمارستانی موجود شهر ارمیه ۱٬۶۱۲ تخت بوده‌است که شامل ۹۶۶ تخت در بیمارستان‌های دولتی، ۳۸۴ تخت در بیمارستان تحت پوشش تأمین اجتماعی و ۲۶۲ تخت در بیمارستان‌های بخش خصوصی است. شهر ارومیه یکی از سه مرکز پیوند مغز استخوان در ایران و تنها مرکز پیوند مغز و استخوان در شمال‌غرب ایران است. همچنین در سال ۱۳۸۷ در ارمیه تعداد ۵۷ آزمایشگاه، ۹۸ داروخانه، ۲۶ مرکز پرتونگاری و ۱۵ مرکز توانبخشی وجود داشته‌است.

بیمارستان شهید عارفیان (سپاه پاسداران انقلاب اسلامی)، بیمارستان رازی (دانشگاهی)، بیمارستان دکتر صولتی (خصوصی)، بیمارستان شفا (خصوصی)، بیمارستان شهید مطهری (دانشگاهی)، بیمارستان ۵۲۳ ارتش (ارتش جمهوری اسلامی ایران)، مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (دانشگاهی)، بیمارستان آذربایجان (خصوصی)، بیمارستان آیت‌الله طالقانی (دانشگاهی)، بیمارستان شهید دکتر قلیپور (دانشگاهی)، بیمارستان سیدالشهدا (دانشگاهی)، و بیمارستان امام رضا (تأمین اجتماعی) از جمله مراکز درمانی شهر ارومیه هستند.

رسانه‌ها

صدا و سیما

شبکه استانی آذربایجان غربی در ارومیه به عنوان اولین شبکه محلی در ایران کار خود را از سال ۱۳۴۷ آغاز کرد. این شبکه در ابتدا با ۳ ساعت در روز کار خود را آغاز و تا سال ۱۳۵۱، به میانگین ۷ ساعت برنامه در روز رسید. با ایجاد ایستگاه‌های تقویت امواج در میاندوآب و سرو به جز خود استان قسمتی از ترکیه و استان آذربایجان شرقی نیز قادر به دریافت امواج این شبکه شدند.

نشریه‌ها

اولین نشریه محلی ایران در شهر ارومیه به چاپ رسید. این نشریه آشوری زبان با نام زاهر یرادی باهرا که در زبان آشوری به معنای اشعه روشنای است در سال ۱۲۶۵ قمری برابر ۱۸۴۹ میلادی توسط جاستین پرکینز آمریکایی منتشر شد. این نشریه دومین نشریه بعد کاغذ اخبار در ایران است. در سال‌های ۱۳۲۵ قمری (۱۹۰۷ میلادی) تا پایان دوره مشروطه نزدیک به ۱۰۰ نشریه در ارومیه منتشر می‌شد دوره مشروطیت نشریه فریاد به مدیر مسئولی میرزا حبیب آقازاده و سردبیری محمود غنی‌زاده در ارومیه به دو زبان ترکی و فارسی و به طرفداری از ترقی ملت و استقلال دولت به‌طور مشروطیت می‌پرداخت. اکراد ساکن آذربایجان غربی در این دوره نشریاتی منتشر کرده‌اند که از مهم‌ترین آنان نشریه کردستان به صاحب امتیازی عبدالرزاق کک بدرخان و مدیر مسئولی اسماعیل سیمیتقو است که به دو زبان‌های کردی و ترکی منتشر می‌شد. به علت جو پلیس و خفقان در دوران پهلوی تنها چهار نشریه در ارومیه منتشر می‌شدند. پس از انقلاب ایران نشریاتی شروع به کار کردند که در حا

جاذبه های گردشگری ارومیه

ارومیه از دوران باستان مورد توجه پادشاهان و شاهزادگان بوده است، به همین دلیل آثار گردشگری این شهر اغلب جزو آثار تاریخی به حساب می‌آيد. همچنین ارومیه به دلیل موقعیت جغرافیایی خود دارای دیدنی‌های طبیعی بسیاری است و در ادامه به مهم‌ترین دیدنی های ارومیه می‌پردازیم.

جاذبه های گردشگری ارومیه

دریاچه ارومیه

یکی از معروف‌ترین و البته محبوب‌ترین جاذبه‌های گردشگری ارومیه، دریاچه ارومیه است. این دریاچه بزرگ‌ترین و شورترین دریاچه ایران و دومین دریاچه آب شور جهان به حساب می‌آید. مردم محلی روایت‌های و افسانه‌های بسیاری در مورد دریاچه ارومیه دارند که این روایت‌ها نیز جزو اثار ناملموس این استان به حساب می‌آيد.

مسجد جامع ارومیه

یکی از آثار دیدنی ارومیه، مسجد جامع ارومیه است. مسجد جامع ارومیه در زمان ایلخانیان ساخته شده و قدمت آن به قرن هفتم هجری قمری باز می‌گردد. از مهم‌ترین بخش‌های این مسجد، محراب آن است. محراب مسجد جامع ارومیه از نظر گچبری بسیار دیدنی است و یکی از زیباترین آثار هنری معماری دوران مغول به حساب می‌آید. مسجد جامع در نزدیکی بازار شهر ارومیه قرار دارد و همین موقعیت باعث شده تا از سه سمت به معابر اصلی راه داشته باشد.

مسجد جامع ارومیه

دریاچه مارمیشو

یکی دیگر از دیدنی‌های ارومیه، دریاچه مارمیشو است. این دریاچه در ۴۵ کیلومتری غرب شهر ارومیه قرار دارد و در میان کوه‌های مجاور مرز ایران و ترکیه قرار گرفته است. دریاچه مارمیشو به دلیل داشتن انواع ابزیان، محل مناسبی برای ماهیگیری است اما در سال‌های اخیر به دلیل ماهیگیری بیش از حد، این فعالیت ممنوع اعلام شد.

دریاچه مارمیشو

خانه جنرال ارومیه

خانه‌‌های جنرال ارومیه، خانه تاریخی بازمانده از دوران قاجار است. این خانه تاریخی در حدود ۲۰۰ سال قدمت دارد. خانه‌های جنرال ارومیه متعلق به یکی از فرماندهان نظامی فتحعلی شاه قاجار به نام ژنرال عسگرخان عبدالمالکی است.

آبشار شملکان

یکی از جاذبه‌های طبیعی شهر زیبای ارومیه، آبشار شملکان است. این آبشار زیبا در نزدیکی روستای شملکان در نزدیکی ارومیه قرار دارد. نحوه دسترسی به این روستا از روستای بند است اما از دامنه‌های روستای سیر نیز می‌توان به آن دسترسی داشت.

آبشار شملکان

خانه انصاری ارومیه

یکی دیگر از جاذبه‌های تاریخی ارومیه در دوران قاجار، خانه انصاری است. این بنا بین سال‌های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ هجری قمری ساخته شد. خانه انصاری ارومیه، متعلق به بابک جعفری بود که پس از مرگش به دخترش بدر الملوک ارث رسید. سیف‌الله‌خان انصاری همسر دختر او بود که باعث شد نام خانه انصاری‌ها را برای آن انتخاب کنند.

خانه انصاری ارومیه

پارک جنگلی شیخ تپه

پارک جنگلی شیخ تپه با وسعت ۴۴ هکتار در جنوب شرقی ارومیه قرار دارد. این پارک جنگلی در مجاورت تپه باستانی شیخ تپه قرار دارد به همین دلیل نام آن شیخ تپه شده است. پارک جنگلی شیخ تپه از زیباترین و محبوب‌ترین دیدنی های ارومیه به حساب می‌آید.

پارک جنگلی ارومیه

شهرداری ارومیه

ساختمان شهرداری ارومیه یکی از شاخصه‌های اصلی شهر ارومیه است. این ساختمان در سال ۱۳۰۷ به دستور پهلوی اول ساخته شد. بنای شهرداری ارومیه در سال ۱۳۲۰ توسط روس‌ها بمباران شد و در پی آن بخشی از نمای جنوبی از بین رفت. طراحی این بنا را آلمانی‌ها انجام دادند و شهرداری را به شکل عقابی با بال‌های گشوده ساختند تا نماد کشورشان باشد.

ساختمان شهرداری ارومیه

بازار ارومیه

بازار ارومیه قلب تجاری ارومیه است. در بازار ارومیه بناهای تاریخی بسیاری وجود دارد از جمله حمام‌ها (آخوند، تجلی، قائم و قراجه) و کاروان‌سراهای تاریخی. از مهم‌ترین بخش‌های بازار ارومیه می‌توان به راسته مسگران، چاقوسازان، زرگران، فرش‌فروشان، بذر فروشان، بلور فروشان، کفاشان و عطاران اشاره کرد.

بازار ارومیه

دره شهدا

دره شهدا یکی از نواحی سرسبز و زیبای طبیعی شهر ارومیه است. رودهای جاری در دره شهدا باعث شده که این دره سرسبز باشد. پوشش گیاهی دره باعث شده که در منطقه حیوانات بسیاری زندگی کنند. این دره با مساحتی حدود ۳۵ هزار هکتار در محور جاده ارومیه- اشنویه در ۳۵ کیلومتری جنوب غربی ارومیه در استان آذربایجان غربی قرار دارد. دره شهدا شکار ممنوع است و از سال ۱۳۷۶ قوچ و میش‌های در حال انقراض در آن نگهداری می‌شوند.

دره شهدای ارومیه

آبشار سلوک

آبشار سلوک ارومیه در روستای سلوک در فاصله ۳۲ کیلومتری غرب شهر ارومیه در تپه‌های سرسبز نوار مرزی ایران و ترکیه جاری است. آبشار سلوک در دامنه‌های کوه دره‌رش دیده می‌شود.

دره چشم‌اندازی فوق‌العاده دارد و به آبشار منتهی می‌شود. ارتفاع آبشار حدود ۷۶ متر است و آب آن از برف‌های کوه سلوک رشته کوه زاگرس تامین می‌شود. یکی از نکات جالب این مورد از جاذبه‌های گردشگری ارومیه این است که به صورت پلکانی به سمت روستا حرکت می‌کند. برای رسیدن به آبشار سلوک حدود یک ساعت پیاده‌روی در پیش خواهید داشت. از این منطقه به منظور کوهنوردی و طبیعت‌گردی نیز استفاده می‌شود.

آبشار ارومیه

صنایع دستی و سوغاتی های معروف شهر ارومیه

نقل ارومیه

یکی از معروف‌ترین و خوشمزه‌ترین سوغاتی‌های شهر ارومیه، نقل ارومیه است. به طور کلی نقل ارومیه با طعم‌های مختلفی مانند: بیدمشک، دارچین، زعفران، وانیل و میوه‌ای در بازار موجود می‌باشد که طعم‌های زعفرانی، نقل گل محمدی و نقل بیدمشک در ارومیه طرفداران بیشتری دارد.

حلوای هویج ارومیه

حلوای هویج یکی از دسرهای خوشمزه و پرطرفدار در شهر ارومیه است که از گردو، شیره انگور و هویج تهیه می‌شود.

حلوای گردو

یکی از مقوی‌ترین و خوشمزه‌ترین حلواها که در ارومیه طرفداران زیادی دارد، حلوای گردو است. این حلوای مقوی متشکل از گردو و شیره انگور می‌باشد و دارای طبع بسیار گرمی است.

سوغات ارومیه

عرقیجات ارومیه

عرقیجات یکی دیگر از سوغاتی‌های ارومیه است که از طرفداران بسیار زیادی برخوردار می‌باشد. از رایج‌ترین عرقیجات شهر ارومیه می‌توان به عرق بهارنارنج، گلاب، بومادران، برگ بید، برگ گردو، بابونه، پونه، ترخون، پیچک، خاکشیر، شاتره، شوید، شنبلیله، گل‌گاوزبان، کلپوره، کیالک، کاکوتی، کاسنی، کرفس، مرزه، نسترن، کاهو، هندوانه کوهی، یونجه و هفت گیاه اشاره داشت.

نان‌های سنتی

نان‌های معروف ارومیه با نام‌های تنوره‌چره، یخاچره، ارده، جزلا چره و تاواچره از جمله سوغاتی‌های ارومیه است که طعم فوق العاده‌ای دارند و یک گزینه عالی برای وعده صبحانه به همراه سرشیر محلی به حساب می‌آیند.

صنایع‌دستی ارومیه

در کنار تمامی خوراکی‌های فوق العاده ارومیه، صنایع دستی زیبای این شهر مانند: گلیم، معرق، سفالگری، جاجیم، منجوق‌دوزی، وسایل چوبی، رنگرزی و چاپ‌های سنتی و منبت‌کاری قرار دارد که شما می‌توانید آن را به عنوان سوغاتی شهر ارومیه برای عزیزانتان خریداری کنید.

فرش

هنر رنگرزی در ارومیه مانند تمامی توابع آذربایجان بسیار رونق دارد. از این رو فرش‌ها نیز از جمله سوغاتی‌های نفیس این شهر است. فرش‌های زیبای دستباف در شهرهای خوی، ارومیه، تکاب، بوکان، شاهین‌دژ و میاندوآب بافته می‌شوند.

فرش ارومیه

بهترین زمان بر اساس آب و هوا

همانطور که در ابتدای مطلب گفتیم، شهر ارومیه شهری سردسیری است. بهترین زمان سفر به این شهر از نظر آب‌و‌هوا از اوایل تیر ماه تا اوایل شهریور است. میزان متوسط دمای هوای ارومیه در این ماه‌ها تقریبا ۲۴ درجه سانتی‌گراد است؛ البته دمای این شهر در ماه‌های تابستان به ۳۱ الی ۳۲ درجه هم می‌رسد و میزان متوسط حداقل دما هم تقریبا ۱۷ درجه سانتی‌گراد است.

منابع- سایت ویکی پدیا

سایت اتاقک

ل حاضر تنها دو عدد از آن‌ها به کارشان ادا

اشنویه

اشنویه از شهرهای مرزی استان آذربایجان غربی است که در قسمت غربی این استان قرار دارد. این شهر مرکز شهرستان اشنویه است. این شهر از غرب با کشور عراق، از جنوب با پیرانشهر، از شرق با نقده و از شمال با ارومیه هم‌مرز است.ارتفاع شهر اشنویه از سطح دریا ۱۴۷۰ متر و مرتفع‌ترین نقطه آن در جنوب شرقی ۳۵۰۰ متر است.

پیشینه تاریخی

اشنویه که از دیرباز مسکن کردهای موسوم به هذبانیه (هذبانی) بود، تا سده‌های بعد همچنان آبادانی خود را حفظ کرد. هذبانیان از مراتع اطراف آنجا، برای نگهداری احشام خود بهره می‌جستند.تیره‌ای از آنان نیز که رَوّادیان (کُرد) نامیده می‌شدند، در ارمنستان سکنی گزیدند.روادیان که در آذربایجان و کردستان نفوذ داشتند، در سدهٔ ۲ قمری از اطاعت عباسیان سرباز زدند و چندی حکومت مستقلی به رهبری علی فرزند صدقه در آذربایجان به وجود آوردند. آنان ارومیه را مرکز فرمانروایی خود قرار دادند و شهرهای اشنویه، خوی، شاهپور، لاجان و نقده را در اختیار داشتند. پس از آن، به ویژه در سده‌های ۷ و ۸ ق، ولایات ارومیه و اشنویه از سرنوشتی یکسان برخوردار بوده‌اند. در عهد فرمانروایی اتابکان در ۶۰۲ق نبردی میان سپاهیان اتابک ابوبکر (فرمانروای عراق و آذربایجان) و علاءالدین (اتابک مراغه)، روی داد. علاءالدین که توان نبرد نداشت، پیشنهاد صلح کرد و یکی از دژهای خود را به ابوبکر واگذاشت و در مقابل، ابوبکر نیز حکومت اشنویه و ارومیه را به وی سپرد.

در سال ۱۹۰۹ میلادی برابر با ۱۲۸۷ ه‍. ش، عثمانی‌ها با تمام قدرت نظامی خود اشنویه را تسخیر کرده و مردم آن را کشتار نمودند، وجود عثمانی‌ها و روس‌ها در این منطقه ضرر و زیان جانی و مالی فراوانی برای مردم اشنویه در پی داشت. پس از روس‌ها نوبت آشوری‌ها رسید که به شهر هجوم بیاورند که به زنان و کودکان نیز رحم نکردند، بدنبال جنگ آشوریها و روسها قحطی بزرگی بوجود آمد و مردم از وحشت و قحطی و فرط گرسنگی به طرف عراق (موصل و کرکوک) حرکت کردند؛ بدنبال این وقایع از ۱۳هزار نفر مردم شهر اشنویه در آن زمان، تنها چندصد تن باقی ماندند.

جغرافیای شهر

شهرستان اشنویه با ارتفاع متوسط ۵۰۸۰ فوت معادل ۱۵۲۴ متر، طول جغرافیایی آن ۴۵ درجه و ۶۰ دقیقه و عرض ۳۷ درجه و ۲ دقیقه و ۲۰ ثانیه واختلاف ساعت آن با تهران ۲۰ دقیقه و ۱۲ ثانیه‌است. شهر اشنویه مرکز شهرستان و فاصله آن با مرکز استان ۷۰ کیلومتر است و در جنوب غرب استان آذربایجان غربی قرار دارد. با شهرستان ارومیه در شمال، با شهرستان نقده در شرق، با شهرستان پیرانشهر درجنوب و دو کشورعراق و ترکیه در غرب ارتباط دارد. جمعیت شهری آن بیش از سی و دو هزار نفر و جمعیت شهرستان بیش از هفتاد و دو هزار نفر می‌باشد.

جاهای دیدنی اشنویه در استان آذربایجان غربی

روستای بیمضرته

شهرستان اشنویه درجنوب غرب استان آذربایجان غربی قرار دارد و با شهرستان ارومیه در شمال با شهرستان نقده در شرق با شهرستان پیرانشهر درجنوب و دوکشور عراق و ترکیه در غرب، در ارتباط است.
قدمت تاریخی این شهرستان به حدود ۹۰۰ سال پیش از میلاد می‌رسد .
در دوران گذشته این شهرستان چهار دروازه به نامهای دروازه روستای ( گرد کاشان ) واقع در ضلع شمالی, دروازه چشمه رکاباد واقع در روستای ( چشمه گل ) در ضلع شرقی، دروازه روستای ( حسن آباد ) واقع در ضلع غربی، دروازه روستای ( بیمضرته ) واقع در ضلع جنوبی، دارا بوده است.

بر اساس نقل قولی نام اشنویه از زبان کلدانیها گرفته شده و به معنی سنگر، برج و قلعه است.
در بعضی از کتابهای تاریخی ( اشنه ) آمده است که در فرهنگ دهخدا به معنای گل سفید رنگ و خوشبو می‌باشد . در دوره باستان اقوامی مثل گوتی‌ها ، مادها ، کاسی‌ها و اورارتوها در این منطقه زندگی کرده اند .
روستای بیمضرته از روستاهای اشنویه است و در جنوب غربی شهر اشنویه واقع شده است, این روستا ۷ کیلومتر با شهر اشنویه فاصله دارد و از طریق جاده روستای سنگان در غرب اشنویه می‌توان به این منطقه رفت. این روستا دشت‌های سرسبز و زیبایی دارد.
تپه قلات سید بیمضرته در روستای بیمضرته واقع شده که در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۱۹۵۹۳ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

این روستا دارای گورستان می‌باشد که ابعاد آن ۲۰۰ *۲۰۰ متر است و قدمت آن به قرن هفتم هجری می‌رسد.
سنگ قبرهای ساده‌ی فراوانی در این گورستان قرار دارد.بقایای مخروبهٔ یک کلیسای قدیمی نیز در نزدیکی این قبرستان واقع شده که سکونت مسیحیان را در دوران گذشته در این منطقه نشان می‌دهد.

جنگل میر آباد

روستای میرآباد در غرب شهرستان اشنویه و در مجاورت رودخانه گادر واقع شده و تابع بخش نالوس میباشد. این روستا ۱۲ کیلومتر با شهر اشنویه فاصله دارد.
برای بازدید از جنگل‌های روستای میراوه باید از جاده اشنویه – پیرانشهر اقدام کرد. بعداز عبور از پل موسوم به “پل پوش آباد” در سمت راست، جاده خاکی قرار دارد که به طرف روستای هق و سپس به میراوه منتهی می‌شود.
هر چند وضعیت جاده منتهی به جنگل‌های میراوه چندان مناسب نیست ولی دیدن طبیعت سرسبز و زیبای این منطقه چاله چوله‌های متعدد جاده را از یاد شما خواهد برد،ازمجموع کل پلاک روستای میراباد درحدود ۹۰ هکتار آن بصورت جنگل نیمه انبوه شامل درختان زالزالک ، سیب وحشی، گلابی وحشی، آلو،نسترن و…میباشد که علاوه بر نقش تفرجگاهی وحفاظت آب و خاک ازمیوه‌های این درختان نیز بهره برداری میشود.

سنگ کیله میش

جایگاه این سنگ تاریخی جزو ملک روستای «درود» به غرب شهرستان اشنویه است که در زبان کوردی «دڕوو» به معنای (خار) خوانده می‌شود. روستای درود بالاتر از روستای شیخان در دهستان هیق قرار گرفته است معبد و گذرگاه و همچنین رشته کوه معروفی در نوار مرزی ایران و عراق نام خود را از این سنگ گرفته‌اند.

این سنگ‌نوشته به جای ستون مرزی در سر راه رواندوز به اشنویه در وسط گردنه کوهی که اشنویه را از رواندوز جدا می‌سازد نصب شده بود با وقوع جنگ بین ایران و عراق با توجه به اهمیت تاریخی و به منظور حفظ این میراث ارزشمند فرهنگی از آسیب‌های احتمالی در سال ۱۳۶۵ به پیشنهاد برخی از فرهنگ دوستان منطقه و با مساعدتهای مرکز باستان‌شناسی ایران و سازمان میراث فرهنگی این سنگ‌نوشته‌ی تاریخی به موزه ارومیه انتقال یافت و با انتقال این کتیبه به موزه ارومیه از خطر نابودی نجات یافت امید است در آینده بعد از آرامش کامل با اتخاذ تدابیر لازم به محل اصلی انتقال و تحت حفاظت قرار گیرد.

کتیبه سنگی کلاشین به خاطر جنس خاص این سنگ مشهور است که این نوع سنگ در منطقه یافت نمی‌شود و ظاهرا این سنگ از مکان دیگری به این مکان آورده شده است کتیبه به صورت یکپارچه و با دو خط میخی او رارتویی و آشوری در هر چهار طرف سنگ دارای نوشته می‌باشد.

قسمت آشوری این سنگ در اثر تیراندازی‌های مکرر افراد ناآگاه به شدت آسیب دیده است ولی خطوط آن هنوز خواناست. در قسمت پشت کتیبه که به زبان اورارتویی است ساییدگی بر روی سنگ دیده می‌شود.

ارتفاع این سنگ نوشته ۱۶۷ سانتی‌متر است و عرض باریک آن چهل سانتی‌متر است که به عنوان رشته و اتصال در مقر چهارگوش وسط پایه به ابعاد ۲۳x 4 سانتی متر جای گرفته است ضخامت کتیبه از بالا به پایین از ۲۸ تا ۳۰ سانتی متر متغیر است . اضلاع چهارگوش پایه حدود ۱۱۲ x 114 سانتی متر است و این سنگ بر روی یک پایه مکعب شکل گرفته است و وزن این کتیبه همراه با پایه‌اش ۶/۱ تن می‌باشد

معرفی کیله‌شین

نخستین کسی که این لوحه را به دنیا معرفی کرد شولتز باستان‌شناس آلمانی بود که در سال ۱۸۲۹ این سنگ را کشف کرده و از آن کپی‌برداری نمود، اما چند روز بعداز کپی‌برداری این شخص به قتل رسید و هنگام کشته شدن رونوشتی را که از خطوط این سنگ برداشته بود از بین رفت.

پس از مرگ شولتز در سال ۱۸۳۸ ژنرال راولسنین کاشف معروف بیستون و آشورشناس مشهور انگلیسی قسمتی از خطوط این سنگ را رونویسی نمود و آن را در معرض مطالعه دانشمندان و علاقمندان قرار می‌دهد. در سال ۱۸۵۲ خانیکوف روسی و در سال ۱۸۵۸ بلاو از این سنگ قالب تهیه می‌کنند و در سال ۱۸۵۸ بلاو از مجموع مطالعات انجام شده مطلبی تهیه و منتشر می‌نماید.

در سال ۱۸۸۲ میلادی مستشرق دیگری به نام سایکه موفق به ترجمه متن اورارتوریی این کتیبه می‌شود. در سال ۱۸۹۰(م) دمرگان فرانسوی در جستجو و کشف راز این سنگ برمی‌آید. تا این تاریخ هیچگونه قالب‌گیری کاملی از سنگ نوشته کلاشین گرفته نشده بود در پاییز همان سال دمرگان شخصاَ به آذربایجان آمده و پس از اینکه حکومت وقت آذربایجان یکی از خوانین ایل زرزا را در اختیار وی قرار می‌دهد همراه با خان مزبور از دهکده هیق به طرف گردنه کلاشین حرکت می‌کند و پس از رسیدن به مقصد در مدت دو ساعت به طریقه اشامپاژ نسخه کاملی از تمامی جهت‌های لوحه تهیه می‌کند.

بخشی از خطوط این لوحه که به زبان آشوری است برای اطلاع کامل از متن آن به وسیله ژاک دمرگان به پرشیل آشورشناس مشهور عرضه می‌گردد. پرشیل پس از زحمات فراوان موفق به ترجمه آن گردید و آن را همراه با مقدمه‌ای در یکی از روزنامه‌های پاریس انتشار می‌دهد.

متن اصلی کتیبه کلاشین از ۴۲ سطر تشکیل شده است و از آن چنین مستفاد می‌گردد که … مهر کپوسی، ایشیوینی و منوا که هر سه از پادشاهان سرزمین توشیبا بوده‌اند، این سنگ را به هالدیه خداوند شهر موازیر اهدا کردند.

ولایت پارسوا در غرب دریاچه ارومیه (چی چست) قرار داشت و در قرن ششم قبل از میلاد دولت جدیدی بنام هالدیه یا خالدیه ظهور کرده و ولایت پارسوا را به خود ضمیمه کرده پادشاه خالدی سنگ کلاشین را تراشیده و در گردنه کلاشین در جنوب غربی دریاچه نزدیک سرحد نصب کرده است.

ترجمه متن اورارتویی سنگ نوشته کلاشین

نزد خدای خالدی به شهر موساسیر برای تقدیس آمدند رمه‌ای به خدای خالدی تقدیم داشته و چنین گفتند آن کس که این رمه‌های رهاشده را از جلوی دروازه معبد خدای خالدی بریابد، آنکس که بیند آنها را می‌دزدند و خود را در تاریک و خفا پنهان سازد، و آنکس که در مرکز شهر موساسیر زندگی می‌کند و می‌شنود.مشخص این رمه‌ها را، از برابر دروازه‌های خدای خالدی از نابودی آنها، افسرده نمی‌شود به چنین آدمی، خدای خالدی مرحمت و الطاف بیکران ندارد و نسل او را از روی زمین برخواهد داشت.هر کس این سنگ‌نبشته را از این جا بردارد، هر کس این سنگ‌نبشته را بشکند، هر کس به کس دیگری بگوید، برو این سنگ‌بشته را بشکن، تمامی خدایان شهر موساسیر، خدای خالدی، خدای هوا، خدای خورشید نسلش را از روی زمین برخواهد انداخت.

آنگاه که ایشپوینی پسر «ساردور» شاه بزرگ، شاه قدرتمند،شاه جهان،شاه سرزمین «نایری»سرور بزرگ شهر «توشیبا شهر»و «منووا» پسر اونزد خدای «خالدی»به شهر «موساسیر»به معبد بلندیکه برای خدای «خالدی»بنا کرده بودند، آمدند،«ایشپوینی» پسر «ساردور»برای معبد بزرگ،جنگ افزارهای نفیس، ورمه های زیبا آورده است.«ایشپوینی» اشیاء مفرغیو ظروف مفرغیآورده است.ایشپوینیرمه‌های بسیارآورده است(که)تمام این هدایا رادوباره (مجددا)(برای این معبد)مقرر داشته است.«ایشپوینی»تمامی این هدایا رادر برابر دوازده «خالدی»به خدای «خالدی»به خاطر (دوام) زندگی خود،ارزانی می دارد…«ایشپوینی» بعنوان کفاره۱۱۱۲ گاو۹۱۲۰ ( بز فربه، و قوچ،)و ۱۲۴۸۰ بز فربهبرای وقف آورده استهنگامیکه «ایشپوینی» پسر «ساردور»شاه بزرگ، شاه قدرتمند،شاه جهان،شاه سرزمین «نایری»سرور بزرگ شهر «توشپا شهر» در برابر «خالدی»به نیاز، آمدبرای (جلب) مرحمت خدای «خالدی»این…و سپس،او «ایشپوینی»این حیوانات و اشیا رادر مسیر دروازه های، معبد خدای «خالدی» گذارد.

در «موساسیر» رمه های (اهدایی) را، نگهبانان رها کرده، یا در نگهداری آنها کوتاهی کرده بودند.از برابر دروازه‌های (معبد) خدای «خالدی» دزدیدند و فروختند.اینکه در این هنگام که آنها «ایشپوینی» پسر «ساردور» و «منوا» پسر اپشیوینیبه شهر موساسیر

برای تقدس آمدند رمه ای به خدای «خالدی»تقدیم داشته و چنین گفتند:آن کس که این رمه های رها شده را از جلوی دروازه «خالدی»بدزدد، آن کس که ببیند آنها را می دزدند، و خود را در تاریکی و خفا پنهان سازد، آن کس که در مرکز شهر «موساسیر» زندگی می‌کند.

و می‌شنود شخصی (این) رمه‌ها را، از برابر دروازه‌های «خالدی» دزدیده و به همراه (خود) برده است، و از نابودی آنها، ‌ناراحت (افسرده) نمی‌شود، به چنین آدمی، خدای «خالدی» مرحمت ندارد، و نسل او را از روی زمین برخواهد داشت.

هر کس این کتیبه را از این جا بردارد، هر کس این کتیبه را بشکند،‌ هر کس که به کس دیگر بگوید «برو… این کتیبه را بشکن، تمامی خدایان شهر «موساسیر» خدای «خالدی»، خدای «هوا» و خدای «خورشید» نسلش را از روی زمین، برخواهند داشت.

جاذبه های گردشگری اشنویه

باغ های گیلاس

باغ های گیلاس یکی از جاذبه های گردشگری شهرستان اشنویه محسوب می شوند.
همه ساله با فرا رسیدن میوه‌های گیلاس ، این شهر جلوه‌ای دیگر به خود گرفته
و باغداران منطقه با عرضه این میوه در ورودی شهر از میهمانان پذیرایی می‌کنند.
منظره طبیعی عرضه این میوه در داخل آلاچیق‌های احداثی از شاخ و برگ درختان
تصویری به یاد ماندنی را در ذهن مخاطب شکل می دهد.

جاذبه های گردشگری اشنویهباغ گیلاس اشنویه

روستای بیمضرته

روستاهای این منطقه معمولا دنیایی از دیدنی ها در خود دارند. جاذبه های تاریخی، باستانی و طبیعی از جمله این ظرفیت ها هستند که در جای جای این روستاها دیده می شوند.
روستای بیمضرته از جاذبه های گردشگری اشنویه محسوب می شود و در جنوب غربی آن واقع شده است. این روستا ۷ کیلومتر با این شهرستان فاصله دارد و از طریق جاده روستای سنگان در غرب اشنویه می‌توان به این منطقه رسید.

در این روستا دشت های سرسبز و زیبایی دیده می شوند که سالانه گردشگران زیادی را به خود جذب می کنند. بیمضرته همچنین دارای تپه های دیدنی و منحصر به فردی می باشد که همواره با استقبال کسانی که به آن سفر کرده اند مواجه شده اند. تپه قلات سید بیمضرته که در این روستا واقع شده ، در سال ۱۳۸۶ به‌ عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

جاذبه های گردشگری اشنویهروستای بیمضرته

روستاروستای بیمضرته

جنگل میر آوا از جاذبه های گردشگری اشنویه

روستای میرآباد(میرآوا) در مجاورت رودخانه گادر و در غرب شهرستان اشنویه قرار دارد

و تابع بخش نالوس می باشد. این روستا در فاصله دوازده کیلومتری شهر پیرانشهر قرار دارد.
برای رفتن به این روستا از جاده تشنویه-پیرانشهر حرکت می کنیم
و بعد از عبور پل معرف به”پل پوش آوا(پوش آباد)” در سمت راست یک جاده خاکی وجود دارد
که پس از عبور از روستای هق به روستای میرآوا می رسیم .
جنگل روستای میرآوا جنگلی نیمه انبوه از درختان زالزالک ، سیب وحشی ، آلو ، نسترن و… می باشد.

جنگلجنگل میر آوا

جنگلجنگل میر آوا

منطقه گلاز و چهل آسیاب

این منطقه سرسبز و دیدنی در شمال غرب شهر اشنویه واقع شده است و از جاذبه های گردشگری اشنویه می باشد.
منطقه گلاز و چهل آسیاب ار شهر اشنویه ۱۶ کیلومتر فاصله دارند.
راه ارتباطی این منطقه با عبور از پارک جنگلی قلاتوک در غرب شهر اشنویه میسر می شود.
نزدیک به ۱۰ کیلومتر از جاده منتهی به روستای گلاز آسفالت شده است.
دشت های سرسبز و رودخانه های خروشان از جاذبه های گردشگری این منطقه خوش آب و هوا

به شمار می روند، تصاویر زیر گوشه ای از طبیعت زیبای منطقه گلاز و چهل آسیاب را نشان می دهد

منطقهمنطقه گلاز و چهل آسیاب

گورستان اشنویه

گورستان های قدیمی از دیگر مکان هایی است که به عنوان آثار تاریخی محسوب می شوند.
در اشنویه نیز این نوع گورستان ها وجود دارند که قدمت آن ها گاها به قرن هفتم هجری نیز می رسد.
سنگ قبرهای ساده‌ فراوانی در این گورستان قرار دارند.بقایای مخروبهٔ یک
کلیسای قدیمی نیز در نزدیکی این قبرستان واقع شده که سکونت مسیحیان
را در دوران گذشته در این منطقه نشان می‌دهد.

گورستانگورستان اشنویه

سنگ کیله میش

جایگاه این سنگ تاریخی جزو ملک روستای «درود» به غرب شهرستان اشنویه است
که در زبان کوردی «دڕوو» به معنای (خار) خوانده می‌شود. روستای درود بالاتر از روستای شیخان
در دهستان هیق قرار گرفته است معبد و گذرگاه و همچنین رشته کوه معروفی
در نوار مرزی ایران و عراق نام خود را از این سنگ گرفته‌اند.

این سنگ‌نوشته به جای ستون مرزی در سر راه رواندوز به اشنویه
در وسط گردنه کوهی که اشنویه را از رواندوز جدا می‌سازد نصب شده بود با وقوع
جنگ بین ایران و عراق با توجه به اهمیت تاریخی و به منظور حفظ این میراث ارزشمند فرهنگی
از آسیب‌های احتمالی در سال ۱۳۶۵ به پیشنهاد برخی از فرهنگ دوستان
منطقه و با مساعدتهای مرکز باستان‌شناسی ایران و سازمان میراث فرهنگی
این سنگ‌نوشته‌ی تاریخی به موزه ارومیه انتقال یافت و با انتقال این کتیبه به موزه ارومیه
از خطر نابودی نجات یافت امید است در آینده بعد از آرامش کامل با
اتخاذ تدابیر لازم به محل اصلی انتقال و تحت حفاظت قرار گیرد.این سنگ از جاذبه های گردشگری اشنویه می باشد

سنگسنگ کیله میش

سنگسنگ کیله میش

دریاچه چشمه بنچول

دریاچه چشمه بنچول در دامنه های کوه دالامپر استان آذربایجان غربی قرار دارد
و از جاذبه های طبیعی این استان به شمار می رود.دریاچه چشمه بنچول
شامل ۲ آبگیر کوچک و بزرگ است که به فاصله ۱۵۰ متر از یکدیگر قرار گرفته اند.
کوه دالامپه با ارتفاع حدود ۳۵۰۰ متر در۴۵ کیلومتری جنوب غربی ارومیه و ۳۵ کیلومتری اشنویه قرار دارد.
این کوه در نقطهٔ صفر مرزی ایران،ترکیه و عراق واقع است و از فراز آن خاک هر سه کشور قابل مشاهده‌است.

جاذبه های گردشگری اشنویهدریاچه چشمه بنچول

منابع=سایت نیک صالحی

ویکی پدیا

بوکان

بوکان

بوکان ( تلفظ ) بزرگ‌ترین شهر جنوب استان آذربایجان غربی و مرکز شهرستان بوکان است. جمعیّت شهری آن براساس نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۵ بالغ بر ۱۹۳٬۵۰۱ نفر بوده و مساحت شهر به صورت طولی بیش از ۱۲ کیلومتر مربّع و از مسطح‌ترین شهرهای منطقه به‌شمار می‌رود. بوکان نسبت به بسیاری از شهرهای ایران، شهری جوان و نوبنیاد محسوب می‌شود و از نظر بافت تاریخی در دوران قاجار و سده نوزدهم میلادی بنیان گذاشته شده و بیش از دو قرن قدمت دارد.

بوکان در جنوب مرکزی دریاچه ارومیه و در ارتفاع ۱٬۳۷۰ متری از سطح دریا و در منطقهٔ کوهستانی واقع شده و آب‌وهوای معتدلی دارد. این شهر با شهرهای ارومیه، تبریز و تهران به ترتیب ۱۸۴، ۲۰۴، ۶۴۹ کیلومتر فاصله دارد. بوکان به ۳ ناحیه شهرداری و بیش از ۵۰ محلّه تقسیم شده‌است. نماد شهر بوکان قلعه سردار و تصویر آجرهای لعابدار باستانی تپه قلایچی است. موقعیت جغرافیایی این شهر ۱۳ استان شمال و جنوب ایران را به یکدیگر متصل می‌کند و با کردستان عراق دارای خط ارتباطی زمینی است. بوکان در مرز میان استان کردستان و آذربایجان ایران قرار گرفته‌است.

از دههٔ ۱۳۶۰ بوکان مرکز جذب مهاجران زیادی از شمالغرب ایران و خصوصاً بخش‌های کردنشین بوده‌است. در زمان ناصرالدّین شاه قاجار، جمعیّت بوکان در سال ۱۸۵۲ میلادی/ ۱۲۳۱ خورشیدی تحت تملک عزیزخان مکری تنها یکصد نفر بوده‌است. تا پیش از دورهٔ قاجار نامی از بوکان در منابع تاریخی و جغرافیایی دیده نشده‌است.

مردم بوکان عمدتاً مسلمان و پیرو مذهب سنی شافعی هستند. شیعیان و اقلیتی از پیروان سایر ادیان نیز در سطح شهر سکونت دارند. اکثر ساکنان بوکان را کُردها تشکیل می‌دهند و زبان محاوره میان مردم بوکان زبان کردی سورانی با لهجهٔ بوکانی است. روایات زیادی در مورد ریشهٔ نام این شهر وجود دارد، مردم کُرد معتقدند واژهٔ «بوکان» از دو کلمهٔ «بوک» که معنی آن در زبان کردی «عروس» است و «–ان» که علامت جمع پسوند است گرفته شده‌است.

از لحاظ گردشگری، قدمت بیشتر بناهای تاریخی داخل شهر به دوره قاجار و دوره معاصر بازمی‌گردد. از مهم‌ترین صنایع دستی شهر، قالی بافی و فرش است که فرش بوکان از شهرت جهانی برخورد دار است و ۸۵ درصد فرش تولیدی آن به خارج از کشور صادر و مابقی آن در داخل ایران مورد استفاده قرار می‌گیرد.

بوکان بزرگ‌ترین شهر مهاجرپذیر ایران، اَمن‌ترین شهر استان آذربایجان غربی و دومین شهر پس از ارومیه از نظر سطح باسوادی است. به این شهر لقب‌های عروس شهرهای ایران، شهر فرهیختگان، شهر حسن زیرک و شیرازِ کردستان داده‌شده‌است.

در این صفحه مشاهیری از بوکان نام برده شده‌است.

نام

دربارهٔ واژهٔ بوکان، نظریه‌های بسیاری مطرح شده و بیشتر پژوهشگران کُرد براین باورند که این واژه، کُردی است.

  • انور سلطانی، پژوهشگر و نویسندهٔ کُرد درمورد ریشهٔ نام این شهر در تحلیل و نظریهٔ علمی‌ای که منتشر کرده‌است، چنین گفته:

موضوع، کلمهٔ «بگ» یا «بغ» است. بگ یا بغ، خدای ملت‌های باستانی که پیش از آمدن زرتشت در سرتاسر سرزمین هند تا غرب ایران زیسته‌اند، بوده‌است. واژه‌شناس ایرانی، ابراهیم پورداوود در مقاله‌ای با عنوان «بغ» نوشته‌است: واژهٔ بغ از زمان‌های بسیار کهن در زبان ما رایج بوده و در زبان‌های باستانی ایران مانند زبان اوستایی و فارسی باستان وجود داشته که می‌توان به گاتا‌ها یا سروده‌های زرتشت که کهن‌ترین بخش اوستا را شامل می‌شوند اشاره کرد. «بگ» به‌معنی قسمت و بخت آمده‌است. در بخش‌های دیگر اوستا «بغ» همان خداوند است. پیش از آمدن زرتشت، «بغ» نام خداوند بوده و زرتشتی‌ها نام اهورامزدا را بر آن نهادند. با این اوصاف کهن‌ترین دولت منطقه که بوکان را نیز دربرمی گیرد، دولت قدرتمند مانا است. دولت مانا نخستین دولت متحد و مقتدر منطقه غرب ایران بود که صاحب قدرت اقتصادی و حکومتی قوی بوده‌است.

براین اساس نام این شهر ابتدا «بکان» یا بگان بوده که از دو بخش تشکیل شده‌است: بگ یا بک +ان بخش اول به‌معنی خدا و بخش دوم پسوند جمع یا مکان است. برپایهٔ این نظریه، شهر بوکان با تلفظِ صحیح انگلیسی Bukān به معنی شهر «خداوند بگ» یا مکان خداوند بگ است. براساس تغییر آوایی حروف که در رشته زبان‌شناسی، صورت عملی و تأیید شده یافته و همچنین با توجه به آثار به‌دست‌آمده از داخل شهر و حومه آن که نشان از وجود آتشکده‌های مقدس آن دوران است، می‌توان منطقی بودن این تحلیل را تأیید کرد.

  • در تاریخ رشیدی به واژهٔ بوکان که نام یکی از خان‌های مغول بود اشاره شده‌است.
  • مردم کُرد براین باورند که بوکان از دو کلمهٔ «بوک» که معنی آن در زبان کردی «عروس» است و «ـان» که علامت جمع پسوند است گرفته شده‌است.
  • در لغت‌نامه دهخدا و فرهنگ فارسی معین، بوکان نعلی است آهنین که درون برف در پای کنند.
  • رضاقلیخان هدایت در کتاب فرهنگ انجمن‌آرای ناصری درمورد ریشهٔ نام این شهر می‌گوید: بوکان نام قصبه‌ای‌ست در ولایت ساوج‌بولاق مُکری که گویند آب و هوای نیکو دارد، و در برهان به‌معنی گلزار نیز نوشته، و اگر چنین باشد با کاف عربی خواهد بود و بوکان یعنی «کانُ بوی خوش».

پیشینه تاریخی

تاریخ پیدایش شهر بوکان و هسته اولیه آن هنوز بدرستی مشخص نیست و تحقیقات زیادی در مورد آن صورت نگرفته‌است. براساس کتاب «تاریخ فرهنگ و ادب مکریان» نوشتهٔ ابراهیم افخمی، بوکان را ابتدا شهر کهنه خوانده‌اند و آن شهر در جنوب غربی فعلی شهر بوکان واقع شده بود که در اثر زلزله ویران شده‌است. بعدها در آن محل که نی‌زار و چشمه سار بوده، بوکان را بنا کرده‌اند. بوکان و حومه آن، منطقه‌ای مورد اختلاف میان اُمرای مکری و ایل‌های کرد بوده‌است.بوکان از اواسط سده ۱۹ (میلادی) مورد توجه و کانون ایل‌های مکری و امرای آن‌ها بوده‌است. در نقشه‌های قدیمی راهنمای مسیر و شهرهای مهم ایران به زبان انگلیسی در سال ۱۹۲۲ میلادی نام این شهر به صورت Bukan قید شده‌است.

پیش از اسلام

اکتشافات گروهی از باستان‌شناسان در سال ۱۳۵۰ خورشیدی و مطالعات پس از آن نشان داده منطقهٔ بوکان از قدیم پادگان اشکانیان و ساسانیان بوده‌است. آثار باستانی زیادی که در این منطقه به‌دست‌آمده مؤید همین نظریه‌است. در فروردین سال ۱۳۴۵ یک تابوت سفالین بسیار قدیمی به درازای ۱ متر و ۴۵ سانتیمتر و بلندای ۷۰ سانتیمتر و پهنای ۵۰ تا ۶۵ سانتیمتر به وزن ۵۰۰ کیلو یه همراه دو گلدان بزرگ و کوچک و سرنیزه، تبر، آهن لوله، آهن پهن کوچک با نشانی شبیه صلیب و یک کارد پیدا شد که به اداره آموزش و پرورش بوکان سپرده شد. نتایج حاصله از کاوش‌های باستان‌شناسان، تاریخ این منطقه را به هزارهٔ نخست پیش از میلاد مسیح می‌رساند. آثار یافت شده از تپه قلایچی که قدمت آن به بیش از ۲٬۸۰۰ سال پیش می‌رسد، نشان دهندهٔ آبادانی این ناحیه و وجود تمدّنی مهم در این منطقه است. چنین به‌نظر می‌رسد که این مکان مرکز دولت مانّا بوده و حتی برخی از باستان‌شناسان گمان می‌کنند، آنچه مورخان یونانی، مانند هرودت در وصف اِکباتان آورده‌اند ممکن است با قلایچی تطبیق کند.هنری راولینسون، دیپلمات و شرق‌شناس بریتانیایی در سال ۱۸۴۰ میلادی تحقیقاتی را بر روی آثار تاریخی این شهر و سایر مناطق ایران انجام داده و پیش از کشف شدن منطقهٔ باستانی قلایچی دربارهٔ بوکان و تحقیقاتش در مقالهٔ به‌نام «اِکباتان آتروپاتن» چنین نوشته‌است:

بوکان همان اِکباتان دوم (هَگمَتانَه) است چراکه در اطراف این منطقه آتشکده‌های مربوط به عهد زردتشت وجود دارد و در مجاورت تخت سلیمان قرارگرفته‌است.

احسان یغمایی باستان‌شناس و سرپرست تیم کاوش‌های قلایچی در دههٔ ۶۰ خورشیدی در مصاحبه با روزنامهٔ سرمایه در سال ۱۳۸۵ در مورد تپه‌قلایچی و آثار آن چنین توضیح داده‌است: با مشاهده آثار به‌دست‌آمده از قلایچی، هَگمَتانَه در بوکان است نه همدان. در سلسله‌های حکومتی ایران منطقهٔ بوکان، پایتخت حکومت مَنّائیان بوده که از سال ۸۵۰ تا ۶۱۶ پیش از میلاد (۲۳۴ سال) بر ایران فرمانروایی کرده‌اند.

بوکان از دیرباز محل سکونت اقوام سلسله کوه‌های زاگرس بوده و آثار فراوانی از آنان باقی‌مانده‌است. از قدیمی‌ترین آثاری که تاکنون در این منطقه شناسایی شده بقایای دوره‌های نئولتیک، دالما و کلکولتیک هستند که در ده‌ها تپه مربوط به دورهٔ دالما (۴٬۸۰۰ تا ۴٬۱۰۰ ق. م) یافت شده‌اند. قدمت تاریخی آثار یافته‌شده از این شهرستان به دوره‌های نئولتیک، کلکولتیک، عصر آهن، عصر برنز، عصر مس، هخامنشی، اشکانی و ساسانی می‌رسد، و از این نظر یکی از قدیمی‌ترین سایت‌های زندگی انسان واقع در فلات ایران است. تپه قلایچی کهن‌ترین سایت تمدنی و شهرنشینی در شمال غرب ایران است که‌از آن یک قلعه با مشخصات تمدن مانایی از زیر خاک بیرون آورده شده‌است.

تا پیش از سال ۱۳۵۷ باستان‌شناسان آمریکایی گمان می‌کردند تپه باستانی حسنلو در نقده مرکز حکومت ماناها است. اما طبق آثار و کتیبه‌های به‌دست‌آمده از تپه‌قلایچی، بوکان همان «ایزیرتو، ایزیرتا، زیرتو» پایتخت تمدن مانّا بوده و در متون آشوری بارها به شهر زیرتو اشاره شده‌است. پیشینهٔ تاریخی این شهرستان به ۳٬۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح بازمی‌گردد که تمدن مانا در مناطق کردنشین شمال‌غربی ایران سکنی داشته‌اند. یکی از هنرهای معروف ماننایی‌ها ساخت آجرهای لعابدار بود. آجرهای با طرح‌های رنگین که با گذشت حدود ۳٬۰۰۰ سال تقریباً سالم باقی‌مانده‌اند. نمونهٔ بسیار زیبایی از این آجرها که در بوکان یافت شده‌اند در موزهٔ شرق باستان توکیو در ژاپن نگهداری می‌شود. مانایی‌ها دولت منطقه‌ای بودند که با اورارتوها و آشوری‌ها در یک سرزمین می‌زیستند. این دولت منطقه‌ای گاه با اورارتوها علیه آشوریان هم پیمان می‌شدند و گاه با اتحاد با آشوریان علیه اورارتوها می‌جنگیدند. مانایی‌ها قومی جنگجو بودند و مهم‌ترین خدای مورد پرستش آن‌ها «هالدی» خدای جنگ بوده‌است.

در دورهٔ ساسانی، بوکان به پایگاه اشکانیان و ساسانیان نیز نسبت داده‌شده‌است زیرا تپه‌های خاکستری نشانگر آتشکده‌های عهد زرتشت بود و طبق بررسی‌های به‌عمل آمده درروند و پیدایش شهرها، خاورمیانه و مخصوصاً مناطق کردنشین جزء کهن‌ترین تمدن‌هایی هستند که پیشینهٔ شهرنشینی در آن‌ها به اثبات رسیده‌است و بر همین اساس این شهر با توجه به قرارگیری در حیطهٔ جغرافیایی فوق و وجود ده‌ها تپه و بنا و سایت‌های تاریخی در داخل و اطراف خود از کهن‌ترین مکان‌هایی است که دارای سابقه شهرنشینی بوده‌است. منطقهٔ بوکان به سبب موقعیت حساس سپاه‌گردانی خود میان دولت‌های آشور، اورارتو و ماد قرار داشت که در کشمکشهای این دولت‌ها دست به دست می‌شد. یافته‌های باستان‌شناسان مؤید این نظر است که این منطقه در دوره‌های بعدی موقعیت سپاه‌گردانی خود را همچنان حفظ کرد و در دوره‌های اشکانیان و ساسانیان از این منطقه به‌عنوان پایگاه نظامی بهره‌برداری می‌شده‌است.
تاکنون دو کتیبه مربوط به دورهٔ ساسانیان و اشکانیان، که یکی از آن‌ها متعلق به پسر پادشاه اورارتو بود و در بوکان قرار داشت، مفقود شده‌اند.

پس از اسلام

از تاریخ این منطقه در دورهٔ فتوحات اسلامی مطالب زیادی یافت نمی‌شود. اما با توجه به نزدیکی بوکان به شیز یا تخت سلیمان امروزی و فتح شیز در سال ۲۲ قمری برابر با سال ۶۴۳ میلادی، این منطقه هم مانند دیگر نواحی آذربایجان می‌بایستی در همان تاریخ به دست مسلمانان فتح شده باشد. از رویدادهای تاریخی این بخش از ایران در دورهٔ اسلامی منابع زیادی موجود نیست و از منابع تاریخی در اینباره اطلاعات مهمی به‌دست نیامده‌است اما نام‌های با ریشه مغولی که بر نقاط مختلف جغرافیایی و طوایف منطقه اطلاق می‌شده و واژگانی که همچنان در گویش کردی مکری باقی‌مانده حاکی از چیرگی مغولان و حضور بلندمدت آنان براین نواحی است. تا قبل از آبادشدن بوکان، این منطقه و اطراف آن در مسیر رودخانه اصلی قرار داشت و از نیزار و زمین‌های مرطوب و باتلاقی پوشیده‌شده بود. در دورهٔ صفویه بوکان یک روستای کوچک و گلین بود و مشایخ و ایل‌های متعددی در آن سکونت داشتند. یکی از مشایخ بزرگ بوکان در آن زمان «آغا رستم خان» جد جلال طالبانی رئیس‌جمهور سابق عراق بود که از بی رحمی شاه عباس صفوی از آنجا به عراق گریخت و در قره‌داغ سکونت کرد.
در اواخر سدهٔ نهم یکی از حاکمان محلی به‌نام امیرسیف‌الدین مکری که نسبت او به حاکمان بابان می‌رسید مناطق آختاچی، ایل تیمور، ایل گورک مکری از دهستان‌های امروزی شهرستان بوکان را به سرزمین‌های تحت حکومت خود درآورد. شاه اسماعیل صفوی چندین بار تلاش‌های ناموفقی برای سرکوبی امیرسیف‌الدین نمود تا سرانجام صارم پسر امیرسیف‌الدین به اطاعت سلطان سلیم عثمانی درآمد تا تحت فرمان شاهان صفوی نباشد. آختاچی یا آختاسی و تیمور نام خوانین و حکام مغول بوده که روزگاری بر این مناطق فرمانروایی می‌کردند.
از استقرار کردهای مکری در این نواحی، بوکان دست کم از اواخر سدهٔ نهم هجری قمری آباده بوده و به سبب کوچ‌نشینی طوایف و عشایر کُرد مکری هیچ‌گاه مراکز مسکونی بزرگ در این بخش از مناطق کردنشین ایران به وجود نیامده‌است.

دورهٔ قاجار

بوکان از نظر بافت تاریخی در دوران قاجار بنیان گذاشته شده و بیش از دو قرن قدمت دارد. طبق تحقیقات ولادمیر مینورسکی، تا پیش از این دوره نامی از بوکان در منابع تاریخی و جغرافیایی مشاهده نشده‌است. این شهر در زمان ناصرالدین شاه قاجار در سال ۱۲۳۱ خورشیدی روستای کوچک متشکل از خانه‌های گلین در پیرامون چشمه‌ای بیش نبود. تا این که عزیزخان مکری شش دانگ بوکان را در سال ۱۲۲۸ هجری شمسی به مبلغ ۱۸۵۰ تومان از مارف آقا دهبکری (بزرگ ایل دهبکری) خریداری کرد. واسیلی نیکیتین در کتاب کرد و کردستان در مورد عزیزخان می‌نویسد: عزیزخان مکری چون به تهران رسید به امر ناصرالدین شاه دایره انتظاماتی در پایتخت دایر کرد که کردهای مکری، کلهر، کرند، افشار به فرماندهی علی خان پسر عزیزخان مکری در آن خدمت می‌کردند؛ به پاداش این خدمت در ارتش ایران ارتقاء یافت. زمانی که عزیزخان بر اثر توطئه‌چینی‌های میرزا آقاخان نوری صَدراَعظَم، متهم شد به استقلال کردستان و جدا کردن آن از خاک ایران با دولت‌های روس و انگلیس، زدو بند کرده‌است، مورد خشم شاه قرار گرفت و برسر املاک خود در بوکان بازگشت. سردار کل در دورهٔ قاجار چنان بر ناصرالدین شاه تأثیر گذاشت و در مدتی که بین آن‌ها کدورتی پیش آمده بود، ناصرالدین شاه برایش در نامه‌ای برای دلجوی از او چنین نوشت:

پس از مرگ عزیزخان مکری، سیف‌الدین یکی از فرزندان او که در آن دوران کودکی بیش نبود بر جایگاه پدرش نشست و مادرش نیابت او را برعهده گرفت و از خردسالی از او به نفع خود استفاده کرد تا آنجا که وقتی سیف‌الدین به سن بلوغ رسید از ۸۰۰ پارچه آبادی میراث پدرش تنها بوکان و حومهٔ آن برای او باقی‌مانده‌بود. به دستور سیف‌الدین خان مکری قلعه و عمارت عزیزخان سردار تکمیل شد. این قلعه به نواحی اطراف مشرف بود و دارای دو برج بلند بود که در روز به علت فلزکاری بالای برج‌ها از مسافت دور دیده‌می‌شد. برای ساخت مسجدجامع و حوضخانه بوکان، سیف‌الدین خان از روی ناچاری و تنگ دستی چند آبادی از املاک مورثی خود را فروخت. او به کمک مهندسین روسی حوضخانهٔ شهر را ساختند.ژاک ژان ماری دو مورگان از اعضای هیئت علمی فرانسه در ایران هنگام بازدید از غار سهولان با مطلع شدن از مرگ سیف‌الدین خان بلافاصله به‌طرف بوکان حرکت کرد. دومورگان در کتاب خود جغرافیای غرب ایران در اینباره چنین نوشته: سیف‌الدین از مهربان‌ترین و مهمان‌نوازترین کُردها است. او پسر حاکم سابق آذربایجان به‌همین اسم از القاب والی‌های مکری و از همین رو دارای قدرت و حکمرانی غیرقابل انکاری در طوایف و عشایر بوده و بدبختانه بعد از عزیمت ما از مکریان اِجل این مرد توانا و دانا را در ۲۹ سالگی درربود و ایران را از وجود یک هوشمند و برگزیده محروم ساخت او در بوکان درگذشت. در سال ۱۲۸۹ خورشیدی، ولادیمیر فیودورویچ مینورسکی خاورشناس و ایران‌شناس روسی مدتی به‌واسطهٔ محمدحسین خان مکری به‌عنوان کنسول روس در ساوجبلاغ مکری و بوکان ماندگار شده بود.

در سال ۱۹۱۵ میلادی / ۱۲۹۳ خ، قبل از وقوع جنگ جهانی اول محمدحسین خان به‌همراه چند نفر دیگر از سرشناسان کُرد به جرم طرفداری از حزب هیوا و پناه‌دادن به شیخ محمود حفید و نپذیرفتن جهاد عثمانی‌ها، توسط عوامل دولت عثمانی دستگیر شد. محمدخان بانه از خان‌های معروف بانه، سیف‌الدین خان اردلان حاکم سقز، شیخ باباسعید برزنجی از شیوخ منطقه و شاعر و خوشنویس و فاضل کُرد از افرادی بودند که توسط سپاه عثمانی اعدام شدند. محمدخان بانه در شهر بانه اعدام شد و به‌محض رسیدن به سقز سیف‌الدین خان اردلان دستگیر شد. دوازده سرباز و مأموردولت عثمانی محمدحسین‌خان را همراه میرزامحمود افخم و پیکارش با دست و کتف بسته، درحالی‌که سوار بر شتر لخت و بدون جهاز بودند، به طرف شهر مراغه که مقر فرماندهی سپاه عثمانی‌ها بود بردند. باباسعید بزرنجی در روستای کهریزه در چند کیلومتری بوکان به‌قتل رسید و جسد او را به زادگاهش روستای غوث آباد منتقل کردند و در همان‌جا به دفن کردند. بازیل نیکیتین که مدتی به‌عنوان کنسول در ایران خدمت می‌کرد در کتاب ایرانی که من شناخته‌ام اعدام شیخ باباسعید را به این صورت بیان کرده‌است: مسئلهٔ جهاد به‌وسیلهٔ شیوخ و عوامل آن‌ها خیلی زود در کردستان انتشار یافت که تنها یکی از شیوخ به‌نام شیخ بابا که در حوالی ساوجبلاغ مُکری، زندگی با زهد و تقوایی داشت و در نظر کُردها محترم بود، با این اعلام جهاد از سوی عثمانی‌ها مخالفت می‌کرد و ترک‌ها او را در زمستان ۱۶، سال ۱۹۱۵ به‌واسطهٔ عقاید خلاف جهاد و رفتارش نسبت به مسیحیان به‌دار آویختند.

محمدحسین خان دارای مقام عالی و جایگاه دولتی بود و تصور نمی‌کرد که مأمورین عثمانی بدون توجه به قوانین موجود آن زمان یک شخصیت دولتی را خودسرانه دستگیر و به اعدام محکوم کنند. از طرفی دیگر شجاع‌الدوله والی وقت آذربایجان به طرفداری از روس‌ها می‌پرداخت و در اطراف میاندوآب او و قشونش هم‌زمان با دستگیری محمدحسین خان و همراهانش در نبرد با سپاه عثمانی شکست فاحشی خوردند و ناچار به سوی تبریز فرار کردند. محمدحسین خان و میرزامحمود افخم در مراغه زندانی شدند و سرانجام در سال ۱۲۹۳ هجری شمسی به دستور «ارکان» یکی از فرماندهان حکومت عثمانی، او و سیف‌الدین خان سقز در مقابل صدها سرباز عثمانی در میدان عمومی شهر مراغه تیرباران شدند. میرزامحمود افخم منشی به وساطت حاجی باپیرآقا آزاد شد و به وسیلهٔ او و معتمدین شهر مراغه با تشریفات لازم و احترام اجساد «محمدحسین خان» و «سیف‌الدین خان اردلان» را به بوکان آورده و جنازه سیف‌الدین اردلان را به شهر سقز منتقل کردند و سپس پیکر محمدحسین خان مکری در آرامگاه بوکان دفن شد. این مکان در حال حاضر در پارک ملت همین شهر قرار گرفته که به آرامگاه سرداران مکری معروف است. در طول این سلسله جنگ‌ها، بوکان در دست روس‌ها بود تا پس از رویداد انقلاب اکتبر قوای روس ایران را تخلیه و ترک‌های عثمانی جای روس‌ها را گرفتند. پیشروی روس‌ها و عثمانی‌ها به این منطقه سبب ویرانی آن و مورد حمله و تاراج بسیار قرار گرفت.

دورهٔ معاصر

با آغاز حکومت رضا شاه پهلوی، به تدریج در بوکان سازمان‌ها و اداره‌های دولتی مانند پست و تلگراف، دارایی، مدارس دولتی، گمرک و ژاندارمری دایر شدند. علی خان مکری آخرین سردار این شهر به‌دلیل بدهکاری و نداری، بوکان را با روستای سردار آباد معاوضه کرد و سپس علی آقا علیار بوکان را به میرزا آقا پناهی و حبیب پناهی که از تجار تبریز بودند، فروخت. بعدها در سال ۱۳۲۳ خورشیدی، عبدالله‌آقا ایلخانی‌زاده و قاسم مهتدی دوباره بوکان را از تجار تبریزی خریداری کردند و مالک آن شدند. در تقسیمات سیاسی رسمی ایران در سال ۱۳۱۶ بوکان به‌عنوان بخش به مدت ۵۲ سال (تا سال ۱۳۶۸) به شهرستان مهاباد ضمیمه شده بود. تعداد خانوارهای آن در سال ۱۳۱۶ بالغ بر ۳۰۰ خانواده و دارای ۲ کاروانسرا، مدرسه دولتی و چند مغازه بود. در سال ۱۹۴۸ میلادی / ۱۳۲۷ خ در بوکان شهرداری تأسیس شد و از تاریخ ۲ اسفند ۱۳۳۹ خورشیدی تاکنون یک کرسی نمایندگی به صورت مستقل در ادوار مختلف مجلس شورای ملی و مجلس شورای اسلامی به این شهر تعلق گرفته‌است. بوکان در زمانی که تنها یک بخش محسوب می‌شد، همهٔ شرایط را برای ارتقا به شهرستان داشت و سلیمان انوشیروانی نماینده دوره بیست و سوم مجلس شورای ملی، بارها موضوع تبدیل بوکان را به شهرستان مطرح کرد اما بی‌نتیجه ماند.

یهودیان

از تاریخ آغاز سکونت یهودیان در مناطق کردنشین از جمله شهر بوکان، اطلاعات دقیقی موجود نیست. دی‍وی‍د ی‍روش‍ال‍م‍ی در کتاب یهودیان ایران در قرن نوزدهم، جمعیت یهودی‌های ساکن بوکان را در سال ۱۹۰۱ میلادی مصادف با ۱۲۸۰ خورشیدی ۴۰۰ نفر (۶۰ خانوار) ذکر نموده‌است. براساس گزارش‌های سازمان اسناد ملی ایران در سال ۱۳۲۶ تعداد ۸۰ خانواده یهودی در میان مسلمانان بوکان با آرامش و صمیمیت زندگی می‌کردند اما محله، کنیسه، قصابی، حمام و مغازه‌های آن‌ها جدا از مسلمانان بود. فرزندان آن‌ها در کنار فرزندان مسلمانان در یک مدرسه و کتابخانه مشغول به تحصیل بودند. یهودی‌ها بخشی از اقلیت مذهبی این شهر را تشکیل می‌دادند و پیشهٔ بیشتر آن‌ها خرازی، پارچه‌فروشی و پزشکی بود و در تاریک بازار اکثر مغازه‌های این بازار را در اختیار داشتند.
کلیمی‌های شهر در میان خود به زبان عبری صحبت می‌کردند و به زبان‌های کردی، فارسی و ترکی نیز آشنایی کامل داشتند. روزهای شنبه را تعطیل کرده و برای انجام مراسم مذهبی به کنیسه می‌رفتند. آن‌ها عمدتاً در محلهٔ یهودیان که در حال حاضر، کوچه‌های اطراف خیابان استاد هیمن و خیابان شهید نجاری را دربر می‌گیرد سکونت داشتند. کنیسه آنان در خیابان استاد هیمن در مجاورت منزل ابوبکر قاسمی واقع است. در فاصلهٔ سال‌های ۱۳۲۸ تا ۱۳۲۹ پس از تشکیل اسرائیل در فلسطین تعداد زیادی از کلیمی‌های شهر مانند دیگر هم‌کیشان خویش در سایر نقاط ایران، همهٔ ساختمان‌ها و اموال و اثاثیه خود را با قیمتی ارزان به مسلمانان فروختند و از بوکان به تهران و سپس به اسرائیل مهاجرت کردند. به‌دلیل وجود شمار زیادی از کلیمی‌ها در این شهر، نام بوکان در فهرست اتحاد جهانی آلیانس به ثبت رسیده‌است. از دورهٔ قاجار تا دورهٔ پهلوی دوازده هزار یهودی به صورت پراکنده در کردستان ایران ساکن بوده‌اند. قوم یهود ایران بیشتر در تهران، اصفهان، همدان، شیراز، مشهد و در کردستان عمدتاً در شهرهای بوکان و بانه زندگی می‌کردند. کلیمی‌ها تا سال ۱۳۳۸ (۱۹۶۰ میلادی) تعداد بسیار کمی از آن‌ها در بوکان مانده بودند.

شورش مردم شهر و دهقانان فیض الله بیگی

نارضایتی‌های گسترده‌ای در سال ۱۳۳۱ توسط مردم علیه مالکین بوکان و روستاهای اطراف آن روی داد که منجر به شورش اهالی این منطقه شد. در دوران نخست‌وزیری محمد مصدق و گذراندن طرح‌ها و قوانین جدید از جمله قانون مربوط به «سهیم کردن رعایا در درآمدهای حاصله» و حذف عوارض و اختصاص درصدی از سهم مالکان برای فعالیت‌های عمرانی و آبادی روستاها، مردم حامی دولت و برنامه‌ها و قوانین مصوبه بودند و در مقابل مالکین و صاحبان قدرت محلی مخالفت کرده و به عناوین مختلف در صدد کارشکنی برمی‌آمدند. در منطقه بوکان ۵ شخصیت محلی که اسامی آن‌ها عبارت بود از حسین فاتحی، قاسم کریمی، عبدالله ایرانی، محمدرئوف، طه غفوری اقدام به شورش علیه حاکمیت و ظلم و ستم خان‌های منطقه کردند. نارضایتی‌ها در بوکان و روستاهای منطقهٔ فیض الله بیگی، محال آختاچی، رودخانهٔ مجیدخان از سایر نقاط کردنشین ایران شددت بیشتری به خود گرفته بود. حاج قاسم کریمی، عبدالله ایرانی با غنیمت شمردن فرصت و موقعیت زمانی، اقدام به تشکیل جلساتی در این شهر کرده و به اقداماتی نظیر ارسال طومار و مخابره تلگراف برای تهران در جهت حمایت از حرکت ملی دست می‌زدند و هم‌زمان با تشکیل جلسات و تجمع‌های با حضور افراد مختلف از جمله نمایندگان مردم و کشاورزان برای بیان خواسته‌ها و ارسال نامه و شکایت در جهت احقاق حقوق خود اقدام می‌کردند. یحیی صادق وزیری در کتاب گفتمان تاریخی فرهنگی کردها در اینباره می‌گوید: پس انتخابات سال ۱۳۲۹، جنبشی دهقانی که نتیجه بلافصل و منطقی مبارزات انتخاباتی علیه مالکین درست در این مناطق (بوکان و حومه آن) اوج گرفت. در سال ۱۳۳۲ این شورش سرکوب و خاتمه یافت.

دوره جمهوری اسلامی

در اوایل انقلاب ۱۳۵۷ ایران، بوکان و حومهٔ آن درگیر جنگ‌های داخلی شد و مدتی توسط گروهای اپوزیسیون کُرد مخالف جمهوری اسلامی در فاصله سال‌های ۱۳۵۹ و ۱۳۶۰ به تصرف آن‌ها درآمده بود. تا اینکه در ۱۱ مهر سال ۱۳۶۲ این شهر به دست سپاه و نیروهای مردمی و دولتی آزاد شد. احمد کاظمی از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در جنگ ایران و عراق در جریان عملیات فتح شهر بوکان تلاش‌های بسیاری کرد. بر اساس منابع سپاه پاسداران، بوکان آخرین شهر کردنشین ایران بود که آزاد شد. این شهر در میان شهرهای آذربایجان غربی میزان خسارات و تخریب وارد شده به آن در طول جنگ ایران و عراق، ۲٫۴۰۹ واحد مسکونی بوده که مجموعاً پنج درصد از کل استان اعلام گردیده‌است.
بوکان در ۲۶ فروردین ماه سال ۱۳۶۷ سه بار توسط هواپیماهای عراقی بمباران شد که مجموع این حمله‌ها ۱۹ نفر کشته و ۱۶۰ نفر مجروح شدند. بوکان در دورانی که از توابع مهاباد محسوب می‌شد شهری مطرح و شناخته شده‌ای در ایران نبود.

در سال ۱۳۶۸ این شهر در تقسیمات کشوری ایران از بخش به شهرستان ارتقا یافت و در طی ۳۰ سال از یک بخش کوچک کردنشین در جایگاه سومین شهر کردنشین بزرگ ایران قرار گرفت و در بسیاری از شاخص‌های اجتماعی، فرهنگی، ورزشی، اقتصادی و سیاسی پیشرفت چشمگیری داشته‌است. به دلایل مختلف همچون موقعیت استراتژیک و قرارگیری در مرکز منطقه مکریان، بوکان را به دومین شهر مهاجرپذیر ایران تبدیل کرده‌است. بوکان از دههٔ ۱۳۷۰ همواره یکی از شهرهای مطرح و مهّم برای مرکزیت یک استان جدید در شمالغرب ایران است.

وضعیت طبیعی

جغرافیا

موقعیت ممتاز جغرافیایی و امنیت نسبی جاده‌ها، بوکان را به‌عنوان مرکز منطقهٔ جنوب و جنوب غربی دریاچهٔ ارومیه تبدیل کرده‌است. این شهر با قرارگیری بر سر راه‌های ارتباطیِ سه استان آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی، و کردستان از موقعیت جغرافیایی و ترافیک ویژه‌ای برخوردار است. بوکان از غرب به مهاباد، و از جنوب به سقز محدود است و در دشت‌های استپی و هموار قرارگرفته و میان کوه‌های نالشکینه و برده‌زرد واقع شده‌است. شهر بوکان در °۳۶ درجه وَ ۳۱ دقیقه عرض شمالی و °۴۶ درجه وَ ۱۲ دقیقه طول شرقی نسبت به نصف النهار گرینویچ قرار دارد و ارتفاع آن از سطح دریای آزاد ۱٬۳۷۰ متر است.
مسافت جاده‌ای بین این شهر تا ارومیه ۱۸۴ کیلومتر، تا تبریز ۲۰۴ کیلومتر، تا سردشت ۱۴۰ کیلومتر (از مسیر خلیفان-ربط) و تا بانه کمتر از ۹۰ کیلومتر است. شهر بوکان یکی از مسطح‌ترین شهرهای ایران است و همچنین بیشتر اراضی آن را دشت‌های هموار تشکیل می‌دهد.

آب و هوا

آب و هوای بوکان استپی خشک با تابستان‌های گرم و زمستان‌های سرد است. این شهر در زمستان سرد و پرف و روزهای زمستانی آن طولانی بوده که معمولاً تا اواخر اسفندماه ادامه دارد. حداکثر مطلق دمای بوکان ۴۲ درجه سانتی گراد بالای صفر و حداقل مطلق دمای هوا ۲۷ درجه سانتی گراد زیر صفر است. مدت روزهای یخبندان از ۸۵ تا ۱۰۰ روز و میزان بارندگی در سال‌های مختلف میان ۳۵۰ تا ۴۱۷ میلی‌متر متغیر بوده، که متوسط آن ۴۲۸ میلی‌متر برآورد شده‌است.

زمین‌لرزه‌ها

بوکان از نظر زلزله‌خیزی در ایران در ناحیه کم خطر قرار گرفته‌است و طبق اسناد و شواهد تاریخی هیچ‌گونه زلزله مهیبی در طول چند صد سال اخیر در این شهر رخ نداده‌است. با این حال زمین‌لرزه‌هایی در بوکان که کانون اصلی زلزله صدها کیلومتر از آن دور بوده‌است احساس شده‌است که شدیدترین این زلزله‌ها در مدت یک‌صد سال اخیر مربوط به زلزله ۷٫۳ ریشتری ازگله بود که در بوکان و شمالغرب ایران نیز به شددت احساس شد. بوکان و حومه آن بر روی هیچ‌کدام از گسلهای ایران قرار نگرفته‌اند.

طبیعت

باغ‌ها

باغ‌های آلبالوی امیرآباد با قدمت بیش از هشتاد سال هر ساله تولیدکننده چندین تن انواع میوه و انواع سبزی است. این باغ‌های سرسبز از نامدارترین باغ‌های بوکان و حومه به‌شمار می‌آیند. در گذشته حدود ۲۰ باغ سرسبز که به‌دلیل وفور آب، در شهر وجود داشته‌است. از باغ‌های قدیمی بوکان می‌توان به باغ قاضی، باغ قاسم آقا، باغ‌های صلاح مهتدی، باغ میره‌بیگ، باغ ملاعلی، باغ سردار، باغ عبدالرحمن، باغ حاجی حریری، باغ‌های امیرآباد، باغ حاجی ابراهیم محمدیان، باغ حسن سام بیگی، باغ احمد کرمانج، باغ حاجی علی، باغ مام نصراله و باغ شیخ قادر نام برد. در میان آن‌ها اکنون تنها باغ‌های امیرآباد، باغ قاضی و باغ‌های کوسه (کوسته) به صورت سالم و نیمه سالم به‌جا مانده‌اند.

سیمینه‌رود (تاتاهو)

رودخانه سیمینه‌رود در زبان کردی تَتَهو خوانده می‌شود که در اصل واژهٔ زرتشتی-اوستایی است و از ارتفاعات مناطق منگور و دهستان ترجان سرچشمه می‌گیرد. پس از آبیاری این دهستان وارد بوکان می‌شود و از وسط این شهر عبور می‌کند و به دریاچه ارومیه می‌ریزد. حواشی این رودخانه به ویژه دره‌ها و دشت‌های آن بسیار زیبا و دیدنی است. رودخانه سیمینه رود در مرکز دشت‌های وسیع و حاصل خیز حاجی لک، مجیدخان و بخشی از دشت سرچنار از توابع شهرستان بوکان قرار گرفته و حدود ۲۵ تا ۳۰ هزار هکتار از زمین‌های این دشت‌ها را که بیشترین میزان تولید محصولات کشاورزی را به خود اختصاص می‌دهند و به لحاظ منابع آبی در چهار فصل سال از آب این رودخانه تأمین می‌شوند.

کوه طرغه

طَرَغه نام کوهی در ۲۲ کیلومتری غربی شهر بوکان است. جنس کوه از سنگ‌های آهکی و از نوع سوخته و ارتفاع آن ۲۲۲۴ متر و در خط راس اصلی رشته کوه‌های زاگرس قرار دارد. طرغه مختصات جغرافیایی آن بین ۱۶. ۳۳°۳۶ عرض جغرافیایی و ۲۲. ۵۷°۴۵ طول جغرافیایی است. این کوه یکی از بلندترین کوه‌های جنوب استان آذربایجان غربی و جایگاه صعود کوه‌نوردان منطقه و کشور است و علاوه بر وجود دو پایگاه برای استراحت کوهنوردان، دارای آثار سنگ تراشیده شده و بناهای تاریخی مربوط به عهد مغول و ایلخانان است. در میان مردم منطقه افسانه‌های زیادی دربارهٔ کوه طرغه نقل می‌شود. ریشه نام این کوه برگرفته از نام مغولی طرقائی یا «تراغای» است، تراغای نام پدر تیمور گورکان معروف به تیمور لنگ بود.

مردم

زبان، قومیت و مذهب

زبان مردم این شهر کردی سورانی یا کردی مرکزی است. سورانی خود به چندین لهجه تقسیم می‌شود. لهجهٔ رایج در سنندج لهجهٔ اردلانی است و لهجهٔ منطقهٔ بوکان نیز مکریانی نام دارد. البتّه لهجهٔ مکریانی مردم این شهر با سایر مناطق همجوار خود متفاوت بوده و بعضاً آن را لهجه بوکانی می‌نامند. مکریانی لهجه‌ای صاف و خالص و فصیح است و از حیث شکل و تعداد کلمات بسیار غنی است. به باور محمدامین شیخ‌الاسلامی مُکری ملقب به هیمن «در زبان کردی سورانی و در لهجه مکریانی و در مکریانی لهجه بوکانی، مطلوب تر است برای نوشتن زبان کُردی» باتوجه به نزدیکی بوکان به شهرهای مراغه و میاندوآب، بیشتر مردم آن به زبان ترکی آذربایجانی نیز مسلط هستند.

مردم بوکان عمدتاً سنی و شافعی مذهب هستند. در سال ۱۳۹۲ مسلمانان از جمعیّت این شهرستان ۹۳ درصد و در نقاط شهری ۹۲ درصد و در نقاط روستایی ۹۷ درصد را تشکیل می‌داده‌اند. اقلیتی از شیعیان نیز در بوکان ساکن هستند در گذشته یهودیان در این شهر سکونت داشته‌اند. در میان مسلمانان بوکان، خانواده‌های وجود دارد که سابقاً یهودی بودند و طی دهه‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۰ خورشیدی مسلمان شده‌اند که مردم منطقه به آن‌ها در اصطلاح، جدید الاسلام یا نومسلمان می‌گویند. بهائیان و اقلیت‌های از سایر ادیان دیگر هم در سطح شهر ساکن هستند.

جمعیّت

در زمان سلطنت ناصرالدّین شاه، بوکان تحت تملک عزیزخان مکری جمعیّت آن در سال ۱۲۳۱ خورشیدی تنها ۱۰۰ نفر بوده‌است. بیشترین افزایش نسبی جمعیّت شهر بوکان در سال‌های ۱۳۵۵ الی ۱۳۶۵ بوده‌است که طی آن جمعیّت شهر بوکان از ۱۳ درصد به ۲۳ درصد رشد داشته‌است و از رقم ۲۰٬۵۷۹ نفر در سال ۱۳۵۵ به ۶۷٬۹۳۸ نفر در سال ۱۳۶۵ رسیده‌است که رشد جمعیّتی بسیار بالایی است و مهم‌ترین دلایل رشد جمعیّت این شهر در این دوره را می‌توان اثرات مستقیم انقلاب اسلامی ایران دانست که با آغاز جنگ‌های داخلی کردستان و ناامنی بیشتر روستاها، موج شدیدی از مهاجرت مردم روستاها به شهرها به وقوع پیوست که با شروع جنگ ایران و عراق این مهاجرت با ورود مهاجرین مناطق جنگ‌زده شدت بیشتری یافت.

درسرشماری سال ۱۳۹۵، جمعیّت شهر بوکان ۱۹۳٬۵۰۱نفر اعلام شد، که از این تعداد۹۷٬۶۵۹نفر مرد و۹۵٬۸۴۲ نفر زن و این تعداد در قالب ۵۶٬۹۴۴ خانوار بود. شهربوکان بااختلاف خیلی کم باجمعیت شهر خوی ٬سومین شهر پرجمعیت آذربایجان غربی به شمارمی آید. بوکان سومین شهر پرجمعیّت استان آذربایجان غربی و سومین شهر بزرگ کردنشین ایران است. جمعیّت شهر بوکان در شش ماه دوم هر سال بیش از ۱۷٬۰۰۰ نفر به آن اضافه می‌شود که ناشی از مهاجرت فصلی مردم روستاها در فصل‌های پاییز و زمستان به شهر است. در طرح سکان جمعیت در سال ۱۳۹۰ شهر بوکان با شهرهای ارومیه و خوی دارای جمعیّت ۱۰۰ تا ۲۵۰ هزار نفری استان آذربایجان غربی رتبه‌بندی شده‌است.

فرهنگ

آداب و رسوم

مراسم و آیین‌هایی که در میان مردم کرد مرسوم است در برگیرنده اعیاد مذهبی، قومی و باستانی است که ریشه در باورهای کهن این مردم دارد و اغلب تاریخی، پاره‌ای و اسطوره‌ای است. آداب و رسوم کردها کاملاً مانند دیگر اقوام ایرانی برگزار می‌گردد. از آداب و فرهنگ منطقهٔ بوکان می‌توان به حنابندان، چهارشنبه سوری، نوروز، رقص کردی و موسیقی کردی اشاره کرد. موسیقی کردی با موسیقی‌های باستانی ایران نسبتی تمام و کمال دارد.

در میان انواع بی‌نظیر موسیقی کردی، هوره، شمشال (نوعی ساز بادی)، دف از قدمت بالای برخورد دارند و قدمت برخی از آن‌ها به بیش از هزار سال و حتی به پیش از ظهور اسلام در ایران می‌رسد و در حال حاضر در بسیاری از مراسم مولودی‌خوانی و آهنگ‌های کردی در موسیقی اقوام خاورمیانه شنیده می‌شود و این به علت تأثیرگذاری و غنی بودن این نوع موسیقی در کنار موسیقی همسایگان خود است.

پوشش

پوشاک مردان و زنان کُرد شامل تن‌پوش، سرپوش و پای‌افزار است. ساخت و کاربرد هریک از این اجزاء به نوع فصل، نوع منطقه، نوع کار و معیشت و مراسم و جشن‌ها بستگی و با یکدیگر تفاوت دارند. لباس زنان و مردان اهالی کرد زبان جنوب آذربایجان غربی همان لباس عمومی اهالی کردستان است که جزو یکی از زیباترین و متین‌ترین نمونه لباس‌های بومی در میان کُردها به‌شمار می‌رود. جزئیات لباس کردی با توجه به شرایط مختلف جغرافیایی و آب و هوایی تفاوت‌هایی در بین دیگر نقاط کردستان ایران دارد، اجزای یک لباس کردی مردانه منطقه بوکان چنین است: «که‌وا پانتۆڵ» نوعی زیبا از شلوار کردی مردانه که در لهجه بوکانی آن را پاتول تلفظ می‌کنند نقش کت و شلوار را دارد ولی دوخت و فرم آن‌ها با کت و شلوار تفاوت کلی دارد. «که‌وا» به‌صورت یک ژاکت نظامی دوخته می‌شود، با این تفاوت جیب‌های آن روی سینه دوخته می‌شود و تنه و آستین‌های که‌وا چاک دارد. این نوع لباس مردانه را بیشتر در فصل زمستان می‌پوشند که کردهای این منطقه به آن «مرادخانی» می‌گویند.

لباس زنان از قسمت سرپوش آن، می‌توان به دستمال یا روسری اشاره کرد. این دستمال، پارچه‌ای است بسیار نازک و سه‌گوش که تارهایی در اطراف آن ایجاد می‌کنند و به‌دین وسیله بر زیبایی آن می‌افزایند، اغلب پولک‌هایی نیز با آن تارها می‌دوزند تا زیبایی آن چند برابر شود. هر چند در مراسم عروسی اکثراً روسری در اولیت قرار نمی‌گیرد و الزامی نیست. شال نوعی پارچه‌است که بر روی لباس در ناحیهٔ کمر در رنگ و ابعاد مختلف بسته می‌شود. امروزه نمونهٔ لباس زنانه، بیش از یک میلیون تومان قیمت دارد، ولی با این وجود یکی از محصولات پرفروش در میان کردها به‌شمار می‌رود چراکه بیشتر زنان کُرد به این نوع لباس‌ها علاقه خاصی دارند.

رقص

رقص کردی بخشی از آیین‌های نمایشی کُردها است که به‌صورت گروهی و به شکل حلقه‌ای ناکامل مرکب از رقصندگان زن و مرد درحالی‌که پنجه دست‌هایشان به هم گره خورده‌است و از چپ به راست در حرکت هستند اجرا می‌شود. در رقص کردی معمولاً یک نفر که حرکات رقص را بهتر از دیگران می‌شناسد نقش رهبری گروه رقصندگان را به عهده می‌گیرد و در ابتدای صف رقصندگان می‌ایستد و با تکان دادن دستمالی که در دست راست دارد ریتم‌ها را به گروه منتقل می‌کند و در ایجاد هماهنگی لازم آنان را یاری می‌دهد. رهبر گروه رقصنده که «سرچوپی» نامیده می‌شود با تکان دادن ماهرانه دستمال و ایجاد صدا بر هیجان رقصندگان می‌افزاید، در این هنگام دیگر افراد بدون دستمال به ردیف در کنار سرچوپی به گونه‌ای قرار می‌گیرند که هر یکی با دست چپ، دست راست نفر بعد را می‌گیرد؛ اصطلاحاً این حالت را «گاوانی» می‌گویند و نفر آخر هم با در دست داشتن دستمال به گروه نظم خاصی می‌بخشد. دستمال داشتن رهبر و نفر آخر نشان‌دهندهٔ برابری بوده و دست همدیگر را گرفتن هم نشانهٔ اتحاد گروه است.

رقص مردم بوکان از آرامش و از یک پارچگی خاصی برخوردار و به سبک آرام و ملایمی اجرا می‌شود. همچنین سبکی به‌نام سپیی وجود دارد که رقص نسبتاً تندی است و منشأ آن منطقهٔ فیض‌الله‌بیگی بوکان است. در رقص‌های کردی تمامی رقصندگان به سرگروه چشم دوخته و با ایجاد هماهنگی خاصی وحدت یک قوم ریشه‌دار را به تصویر می‌کشند.

بازی‌های محلی

در کنار آداب و رسوم کُردها و بخصوص منطقهٔ بوکان سرگرمی و بازی‌های گوناگونی وجود دارد که به بازی دامه (یک نوع شطرنج ابداعی اما کاملاً متفاوت با بازی فکری شطرنج کنونی؛ برگرفته از «دامیهٔ» فرانسوی: damier)، بازی جورابن (جوراب‌بازی)، بازی بوکه بارانه، میشین (تیله‌بازی) و بازی خوزین (چوگان‌بازی) اشاره کرد. جورابن یا در اصطلاح فارسی جوراب‌بازی، نوعی بازی گروهی است که در آن، ۱۰ عدد جوراب مردانهٔ بزرگ از جنس پشم را به‌صورت دهانه‌باز در دو ردیف پنج‌تایی می‌چینند و یک تیله به نام «مازو» را در کنار آن‌ها می‌گذارند و بازیکنان در دو گروه، طرفین جوراب‌ها می‌نشینند. این بازی هم‌اکنون رایج‌ترین بازی و سرگرمی جوانان و نوجوانان کُرد است که به‌طور عمده در شب‌های طولانی و سرد زمستان یا در ماه رمضان اجرا می‌شود. هرساله مسابقات بزرگ جورابین (جورابن) با شرکت تیم‌های از سایر شهرستان‌های مناطق کردنشین ایران در شهر بوکان برگزار می‌شود.

سینما

تاریخ تأسیس نخستین سینمای بوکان مربوط به دورهٔ پهلوی دوم است. در سال ۱۳۴۰ خورشیدی، این سینما مقابل ساختمان ادارهٔ دخانیات شهر قرار داشت و مالک آن یکی از آذری‌های منطقه بود. بعدها سینما سعدی در آتش سوخت و با آغاز انقلاب اسلامی ساختمان آن تخریب گردید. بعد از سینما سعدی در دههٔ هفتاد سینما وحدت با ظرفیت ۴۸۳ نفر ساخته شد. این سینما از معدود مرکزهای فرهنگی و تفریحی بوکان بوده که از تعطیلی آن بیش از ۱۵ سال می‌گذرد. شهر بوکان به‌عنوان یک شهر با کاربری فرهنگی همواره در هنر و هنرپروری و در عرصهٔ هنر نمایش در سطح استان آذربایجان غربی پیشتاز بوده‌است، اما به‌دلیل نبود امکانات لازم در آن، وضعیت فرهنگی و هنری این شهر را با چالش مواجه کرده‌است. سینما وحدت به‌دلیل بی‌توجهی و اختلافات موجود میان شهرداری و پیمان‌کار، تعطیل و به حال خود رها شده‌است. نماینده مردم این شهر در سال ۱۳۹۱ عدم همکاری مسئولان بوکان را مشکل اصلی تعطیلی سینما وحدت اعلام کرد. با این حال بوکان دارای شرکت فیلم‌سازی است و مجوز ساخت فیلم صادر می‌کند و با داشتن کانون فیلم به نقد فیلم می‌پردازد.

مشاهیر

بوکان دارای پیشینه غنی فرهنگی، تاریخی، سیاسی و معنوی است به‌طوری‌که در طول یکصد سال اخیر به‌عنوان مرکز فرهنگ و ادب و هنر کُردی شناخته و به شیرازِ کردستان معروف شده‌است.

مکان‌های تفریحی و گردشگری

دریاچه سد

سد بوکان جزو مناطق نمونه گردشگری آذربایجان غربی محسوب می‌شود. سدی خاکی با هسته رسی است که در ۳۵ کیلومتری جنوب شرقی بوکان در میان دشت‌های استپی و سرسبز قراردارد. از این سد ابتدا برای تنظیم و استفاده از آب و سیلاب‌های رودخانهٔ زرینه استفاده می‌شد و در جهت آبیاری اراضی پایین دست سدی در محل جنوب‌شرقی بوکان بر روی این رودخانه بسته شده‌است. کار احداث این سد در سال ۱۳۴۶ با هدف تأمین آب کشاورزی، شرب و برق منطقه توسط شرکتی اتریشی آغاز و در سال ۱۳۵۰ افتتاح شد. این سد در مسیر رودخانهٔ زرینه‌رود قرار دارد. نام پیشین آن کوروش کبیر بود که بعدها به‌نام شهید کاظمی تغییر یافت.

طول تاج این سد ۵۳۰ متر و ارتفاع آن از پی ۵۰ متر است. با افزایش حجم مخزن سد در سال ۱۳۸۴ حجم کل مخزن سد به ۷۶۲ میلیون مترمکعب رسید. این سد علاوه بر تأمین آب شرب شهر تبریز، سالیانه نیز بیش از یکصد میلیون متر مکعب آب شرب و صنعت و در حدود ۵۵ هزار هکتار از زمین‌های کشاورزی مناطی از استان آذربایجان شرقی را آبیاری می‌کند. هم چنین این سد هرساله پذیرای هزاران نفر از سرتاسر استان‌های کشور است.

بوستان ساحلی بوکان

یکی از بزرگترین پارک‌های واقع در استان آذربایجان غربی است و در قسمت غربی بوکان قرار گرفته‌است و به سه بخش تقسیم شده‌است که عبارتند از: بخش مجتمع تفریحی برده‌رش (کوه‌سیاه)؛ کوه‌های در چندصدقدمی این پارک و دارای طبیعتی بکر و سرسبز است. در بخش شمالی پارک نیز باغ‌های امیرآباد قرارگرفته‌اند باغ‌های معروف آلبالوی امیرآباد هر ساله پذیرای عده زیادی از مردم کردستان است. همچنین از حاشیه این پارک رود سیمینه رود عبور می‌کند. شمال پارک دا

جاهای دیدنی بوکان

پارک ساحلی بوکان

در سفر باید خوش بگذرانید و برای خوش گذراندن چه جایی بهتر از پارک ساحلی
بوکان؟ این پارک کنار رودخانه باصفای سیمینه رود قرار گرفته و چشم‌اندازش فوق‌العاده است. خواه همراه بچه‌ها به این پارک بروید یا تنها، حسابی سرگرم می‌شوید. این پارک ساحلی شهربازی، میدان ورزش،
سینمای چند بعدی، نمایشگاه صنایع دستی، زمین بسکتبال، زمین فوتسال، مسیر دوچرخه‌سواری
و برای زمستان‌ها پیست اسکی دارد. شاید هم بخواهید زیر سایه‌ درختان بساط پیک‌نیک
را برپا کنید و از هوای تمیز کنار روخانه لذت ببرید.

جاهای دیدنی بوکانپارک ساحلی بوکان

مقبره حسن زیرک

استاد «حسن‌ زیرک» به‌ سال‌ ۱۳۰۰ در شهرستان‌ بوکان‌ استان‌ آذربایجان غربی‌
چشم‌ به‌ جهان‌ گشود. در سن‌ ۵ سالگی‌ از مهر پدر محروم‌ گشت‌. بدبختی‌، تلخی‌ و سختی‌های‌ فراوانی‌ چشید. زندگی‌ را با‌ درد و رنج‌ گذراند و عمری‌ را در شهرهای‌ کردنشین‌ ایران‌ و عراق‌ سپری‌ کرد مقبره ایشان جز جاهای دیدنی بوکان است

مدت‌ زیادی‌ در بخش‌ کردی‌ رادیو بغداد همکاری‌ کرد. از سال‌ ۱۳۳۷ که‌ بخش‌ رادیو کردی‌ ایران‌ در تهران‌ برای‌ اولین‌ بار افتتاح‌ شد، همکاری‌ خود را با این‌ مرکز آغاز نمود. حسن‌ زیرک‌ گرچه‌ به خاطر
شرایط‌ سخت‌ زندگی‌ از نعمت‌ درس‌ و تحصیل‌ بی‌ بهره‌ ماند ولی‌ استعداد کم‌ نظیری‌ در سرودن‌ شعر و آهنگسازی‌ کردی‌ داشت‌. این‌ استعداد به‌ همراه‌ صدای‌ منحصر به‌ فرد سبب‌ گردید که‌ خالق‌ آثا
ر مانا و ماندگاری‌ در عرصه‌ موسیقی‌ کرد باشد و ترانه‌هایش‌ در سرتاسر شهرهای کردنشین‌

محبوبیت‌ یابد‌، به‌ شکلی‌ که‌ همچنان‌ صدای‌ او در جای‌ جای‌ مناطق‌ کردنشین‌ و در کوچه‌ها و خیابان‌ها و در خانه‌ها و مغازه‌ها طنین‌انداز می‌باشد‌. زندگی‌ حسن‌ زیرک‌ همیشه‌ با کوچ‌ و آوارگی‌ همراه‌ بود.
حسن زیرک بر فراز کوه‌ ناله‌شکن‌ که‌ از کوه‌های‌ معروف‌ و زیبای‌ آن‌ منطقه‌ است‌ به‌ خاک‌ سپرده‌ شد.

آرامگاهآرامگاه حسن زیرک

مسجد جامع بوکان از جاهای دیدنی بوکان

یکی از عمارات تاریخی شهرستان بوکان، بنایی است کهن که در سال ۱۳۱۰ هجری قمری،
به دستور «علی اصفهانی»، احداث شد. جالب است بدانید که ابتدا این بنای مذهبی با ۱۲ گنبد و ۶ ستون از جنس سنگ‌های آهکی تراشدار ساخته شد.

سپس در سال ۱۳۴۵ بر وسعت مسجد افزوده و ۴ گنبد و ۳ ستون دیگر به آن اضافه شد. این میراث ایران کهن که بین مردم از محبوبیت و احترام ویژه‌ای برخوردار است، در مجاورت تپه‌ی «قلعه سردار»
قرار دارد و امروزه میزبان نمازگزارا در روز جمعه بوده و به عنوان یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین
مساجد استان آذربایجان غربی نیز شناخته می‌شود.

جاهای دیدنی بوکانمسجد جامع

آرامگاه سرداران مکری

«آرامگاه سرداران مکری»، یکی از جاذبه‌های تاریخی در شهرستان بوکان است که
در داخل پارک عمومی ملت این شهرسان قرار گرفته است. بنایی کهن و متعلق به حکومت قاجاریان که در گویش کردی به «گومبه‌زی سردار» شهرت دارد. علت شهرت این بقعه‌ی تاریخی به
سرداران مکری، مدفون شدن «سردار عزیزخان مکری»، «محمد حسین خان مکری»،
«قاضی حسین مکری» و «علی خان مکری»، در کنار جمع دیگری از مشاهیر و بزرگان بوکان، در این مکان است.

آرامگاهآرامگاه سرداران مکری

دریاچه سد بوکان

یکی از برترین جاذبه های گردشگری تفریحی و جاهای دیدنی بوکان دریاچه سد بوکان می باشد (یکی از سدهای معرفی شده تاکنون، سد کینه‌ورس ابهر در استان زنجان بوده است).

این دریاچه به عنوان یکی از جاذبه های گردشگری فوق العاده استان آذربایجان غربی شناخته می شود. در فاصله ۳۵ کیلومتری از بخش جنوب شرقی این شهرستان سدی از جنس خاک وجود دارد.
اطراف این سد را دشت های سر سبز و زیبا احاطه کرده اند.

در ابتدا نام این جاذبه گردشگری کوروش کبیر بود، اما بعدها نام آن تغییر یافت و امروزه
به نام شهید کاظمی شناخته می شود. ارتفاع این سد از بخش پی آن حدود ۵۰ متر و طول آن
به ۵۳۰ متر می رسد. این سد در مسیر رودخانه شگفت انگیز زرینه رود واقع شده است. به دلیل وجود
مناظر منحصر به فرد در این منطقه گردشگری سالانه میلیون ها گردشگر به این منطقه مسافرت می کنند این دریاچه یکی از جاهای دیدنی بوکان است

سدسد بوکان

مسجد روستای حمامیان

«مسجد روستای حمامیان»، از دیگر جاذبه‌های مذهبی در شهرستان بوکان است
در یکی از روستاهای این شهرستان به نام «حمامیان»، قرار دارد.
به نظر می‌رسد که اساختمان مسجد، در دورانی پیش از جنگ جهانی دوم
و در سال ۱۳۲۸ هجری قمری و به دست «محمود آقا ایلخانی زاده» و به معماری «معمار باشی مراغه‌ای»، احداث شده است. خوشبختانه امروزه بخش اعظمی از بنای مسجد سالم مانده است

و می‌توان در مجاورت آن، بقایایی از یک مدرسه‌ی قدیمی حمامیان را مشاهده کرد.

مسجدمسجد حمامیان

تپه باستانی قلایچی

در ۱۲ کیلومتری بوکان روستای قلایچی را پیدا می‌کنید که به دو دلیل خیلی
معروف است. یکی به‌دلیل داشتن تپه باستانی قلایچی و دیگری به‌خاطر وجود غار قلایچی.
این دو جاذبه از جاهای دیدنی بوکان هستند و بین طبیعت‌گردها پرطرفدارند.

تپه قلایچی از عصر آهن ۱ و ۲ به‌جا مانده و ثبت ملی هم شده است.

تپهتپه قلایچی

منطقه شکار ممنوع سه‌ کانیان

در ۱۵ کیلومتری شمال شرقی بوکان، در محور بوکان به میاندوآب، یکی از دیدنی‌های طبیعی و فوق‌العاده‌ی استان آذربایجان غربی قرار گرفته است که به «منطقه‌ی شکار ممنوع سه‌کانیان»، شهرت یافته است.

این دشت، برخوردار از ۵ روستا با نام‌های «سه‌کانیان»، «کانی علی گرده»، «کانی سور»، «ارمنی بلاغی» و «کانی قلا» است و می‌توان آن را زیستگاه نوعی پرنده‌ی کمیاب به نام
«میش‌مرغ» که بزرگ‌ترین پرنده‌ی کشور لقب گرفته است، معرفی کرد. همچنین در این منطقه از بوکان گونه‌های مختلف گیاهی از جمله خوشخوراک، گون کتیرا، یونجه وحشی، چاودار،
گلابی‌های وحشی، زالزالک، گل کاغذی، گون‌های خوش‌خوراک، پسته‌ی وحشی و …. وجود دارد.

طبیعت زیبا، بکر با چشم‌اندازی خیره‌کننده، از ویژگی‌های این دشت دوست‌داشتنی است که تعداد زیادی از علاقه‌مندان به طبیعت‌گردی، برای تماشای زیبایی‌های آن، به بوکان سفر می‌کنند.

منطقهمنطقه سه کانیان

پناهگاه حیات وحش سوتاو

پناه‌گاه حیات وحش سوتاو در موقعیت جغرافیایی N3633 E4611 در استان آذربایجان غربی واقع است. در ایران هم اکنون دشت « سوتاو » بوکان مهمترین زیستگاه پرنده میش مرغ در کشور است این منطقه جز جاهای دیدنی بوکان است

این مکان به دلیل شرایط مطلوب و منحصر بفرد خود به مهمترین زیستگاه پرنده
نادر میش مرغ در سطح کشور تبدیل شده‌است. دشت سوتاو که یک پهنه تپه ماهوری
به وسعت ۴۰۰ هکتار را در روستای حمامیان از توابع شهرستان بوکان شامل می‌شود،
سالانه پذیرای ۲۰ تا ۲۵ قطعه از این‌نوع پرنده نادر است.

اخیرا از سوی اداره کل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی، این منطقه به عنوان
پناهگاه میش مرغ در آذربایجان غربی اعلام شده ‌است. محل زیست این پرنده در آذربایجان غربی مناطق «آزاد»، «باجوند» و «کانی سیب» در مهاباد و «دشت سوتاو»، «حمامیان» و «ینگجه» در بوکان است.

این پرنده طی سال ‌های گذشته به دلیل محدود شدن زیست‌ گاه‌های طبیعی،
شکار بی‌رویه و اختلال در مناطق زیست و تخمگذاری آن، در معرض تهدید انقراض قرار گرفته‌ است. میش مرغ یک پرنده نادر در جهان به شمار می‌رود که در حال حاضر در فهرست سرخ اتحادیه بین ‌المللی حفاظت از جمعیت و منابع طبیعی قرار گرفته ‌است.

منطقهمنطقه سوتاو

خانقاه شیخ شمس‌الدین برهانی

«شمس‌الدین برهانی»، یکی از شیوخ مشهور نقش‌بندی است که در قرن ۱۴ هجری
قمری زیسته است. این عالم بزرگ در سال‌های ۱۲۷۷ تا ۱۲۸۰هجری قمری، در منطقه‌ی مکریان،
روستای شرفکند شهرستان بوکان، خانقاهی وسیع را احداث کرد و در آن مکان به تدریس
و تربیت شاگردان و مریدان مشغول شد.

وی در سال ۱۳۲۵ هجری قمری چشم از جهان فرو بست و در خانقاه خود، به خاک سپرده شد.

آرامگاه وی که به «خانقاه شیخ برهان» نیز شهرت دارد، در «روستای برهان»، در ۳۵ کیلومتری از مسیر
بوکان به مهاباد که به دلیل حضور شیخ ربانی به «روستای خانقاه» نیز شناخته می‌شود، قرارگرفته است.

جاهای دیدنی بوکانآرامگاه شیخ شمس الدین برهانی

منابع- سایت نیک صالحی

ویکی پدیا

سایت چهارگوشه ایران

تکاب

معرفی شهر تکاب

تکاب

تکاب یکی از شهرهای استان آذربایجان غربی است. این شهر از سمت شمال به شهرستان چاراویماق در استان آذربایجان شرقی، از سمت جنوب به شهرستان‌های سقز و بیجار در استان کردستان، از سمت شرق به شهرستان ماه‌نشان در استان زنجان و از سمت غرب به شهرستان شاهین‌دژ و شهرستان بوکان در استان آذربایجان غربی محدود شده‌است. شهرستان تکاب بنابر قانون تقسیمات کشوری در سال ۱۳۸۵ خورشیدی، مشتمل بر دو بخش به نام‌های مرکزی و تخت سلیمان، با یک شهر و ۶ دهستان بوده‌است زبان مردم تکاب ترکی آذربایجانی و کردی سورانی است.

تخت سلیمان و زندان سلیمان از مهم‌ترین جاذبه‌های گردشگری در این شهر است که در میراث جهانی یونسکو ثبت شده‌است؛ همچنین مُهر موبد موبدان منقوش اساطیر کهن و بیش‌تر در ستایش آب و آتش است، در تخت سلیمان کشف شده‌است.

زبان و مذهب

زبان‌های رایج در تکاب شامل ترکی آذربایجانی و کردی سورانی و مذهب ساکنان این شهر نیز شیعه دوازده امامی و سنی شافعی است.

وجه تسمیه

مرکز قسمت مهمی از منطقه افشار شهر تکاب می‌باشد، تکاب به معنای آب باریک و زمینی که آب کم و باریکی در آن باشد آمده‌است. تکاب به صورت اسم مرکب به معنی دره، زمینی که در بعضی از جاهای آن آب فرورود و از جای دیگر بر آید. نام قبلی تکاب تا سال‌های ۱۳۱۶ و ۱۳۲۰ شمسی تیکان‌تپه بوده‌است، این شهر تا پیش از ۱۳۱۷ به سبب وجود خار در تپه‌های اطراف شهر، «تیکان‌تپه» (خارتپه) نامیده می‌شد. سپس، بنا به تصویب فرهنگستان زبان ایران، نام آن به تَکاب تغییر یافت.

نام افشار برگرفته از نام قبیله کوچک قرخلو افشار است، که ترکمانان بودند؛ و در حین تاخت و تاز مغول‌ها به ایران، ماندگاه خویش را در حوالی رود اترک رها کردند و به آذربایجان روی آوردند. شاه اسماعیل صفوی قسمتی از ایشان را به شمال خراسان کوچانید و در حوالی ابیورد و نسا جای داد. سپس شاه عباس صفوی در اوایل اقتدار خود، به منظور کاهش نفوذ اقوام محلی، ایل افشار را از خراسان کوچانید، و در جلگه سرسبز و خرم ارومیه و منطقه افشار متوطن گردانید، و امور سرحدی این منطقه وسیع و مهم را تقریباً به طول ۱۲۰ کیلومتر می‌باشد، در عهده آن‌ها گذاشت و بدین جهت این منطقه به افشار موسوم گردید است. منطقه افشار از دو قسمت مشخص و با دو آب و هوای متفاوت تشکیل یافت، و در منتهی‌الیه جنوب خاورای آذربایجان غربی، مابین بیجار، گروس، سقز، خمسه زنجان و سراسکند میانه واقع شد است. منطقه‌ای که مرکز آن تکاب است و معروف به یوخاری‌محال (محال علیا) و منطقه دیگر را که مرکز آن صائین‌قلعه یا همان شاهین‌دژ فعلی است آشاقی‌محال (محال سفلی) می‌نامند.

پیشینه

ناحیه‌ای که امروزه تکاب نامیده می‌شود، در ناحیه‌ای واقع بوده که در سالنامه‌های آشوری از نیمهٔ دوم سدهٔ ۹ قبل از میلاد، زاموآ خوانده می‌شده، و همواره دستخوش تهاجم آشوریان بوده‌است. این ناحیه مسکن اقوام باستانی لولوبی و گوتی بوده‌است و بعدها دولت ماننا در آن تشکیل شد و از سدهٔ ۷ ق م با تشکیل دولت ماد از مراکز مهم اقتصادی دولت ماننا و ماد به‌شمار می‌رفت.

ازجمله آثار بر جای مانده از دورهٔ مادها در این منطقه، بناهای سنگی غار کرفتو است که با دست در دل سنگ تراشیده شده‌است و نمونه‌ای از معماری سنگی دورهٔ مادها به‌شمار می‌رود. این غار کاربرد دفاعی نیز داشته‌است و مردم برای گریز از تهاجم اورارتوها و آشوریها، در آن پناه می‌گرفتند. در کاوشهای باستان‌شناسی آثاری از دورهٔ هخامنشیان در زندان سلیمان و تخت سلیمان به دست آمده‌است. این کاوشها همچنین نشان می‌دهد که منطقه تکاب در دوره‌های اشکانی و ساسانی نیز مرکز تمدنهای درخشانی بوده‌است که از مظاهر آن، علاوه‌بر بناهای سنگی غار کرفتو در غرب تکاب، می‌توان به آثار ساسانی کوه بلقیس در مشرق تخت سلیمان فعلی هم اشاره کرد. به سبب نبودِ مراکز مسکونی مهم در این منطقه، به‌جز شیز، در منابع سده‌های نخستین اسلامی نامی از این منطقه برده نشده، ولی تاریخ آن در خلال تاریخ دیگر نواحی آذربایجان آمده‌است.

وضعیت طبیعی

جغرافیا

رودخانه‌ها

از نظر تقسیم‌بندی رودهای منطقه تکاب را می‌توان به سه نوع دایمی، فصلی و اتفاقی تقسیم کرد. تنها رود پرآب و دایمی این منطقه رودخانه ساروق است که در واقع از طولانی‌ترین رودهای تکاب افشار به‌شمار می‌رود. این رودخانه شاخه اصلی زرینه رود را تشکیل می‌دهد. از جمله رودهای فصلی قجور چایی و حاج بابا چایی می‌توان نام برد از رودخانه‌های اتفاقی منطقه تکاب رودخانه رجال چایی می‌باشد

آب و هوا

آب و هوای شهر تکاب تابعی است از اقلیم حاکم بر آذربایجان، منتهی توپوگرافی ارتفاع و جهت گسترش ناهمواریها و دوری منطقه تکاب از دریا و کانون‌های رطوبتی شرایط ویژه‌ای به آب و هوای منطقه بخشیده که بارزترین مشخصه آن، زمستانهای سرد و برفی و تابستانهای معتدل و خشک می‌باشد و از این بابت اندک تفاوتی با اقلیم حاکم بر آذربایجان دارد. با در نظر گرفتن میانگین بارش سالانه ۳۵۰ میلی‌متر در گروه رژیم بارانی نیمه بیابانی یا نیمه خشک محسوب می‌شود. در بیشتر روزهای سرد سال به‌طور میانگین این شهر بعد از فیروزکوه رتبه سردترین شهر کشور را به خود اختصاص می‌دهد.

اقتصاد

بیشتر درآمد مردم این شهر از راه کشاورزی و دامپروری بوده و کمتر واحد صنعتی در شهر تکاب به چشم می‌خورد. شهر تکاب در یک نگاه کاملاً خدماتی و در خدمت دامداری و کشاورزی است. مردم تکاب به‌علت نبود کارگاه‌های تولیدی سرمایه‌های خود را در بانک‌ها ریخته و کمتر از اصل ریسک‌پذیری استفاده می‌کنند. در بخش معدن، تکاب دارای بزرگترین مجموعه تولید طلای ایران است. بزرگ‌ترین معادن طلای خاورمیانه با ذخایر ۸۰ تن طلای خالص در معادن زره‌شوران (اولین در ایران) و آقدره (دومین در ایران) در تکاب قرار دارد

گردشگری

تخت سلیمان (آتشکده آذرگشنسب)

تخت سلیمان مجموعه‌ای تاریخی است مشتمل بر دریاچه طبیعی، آتشکده آذرگشنسب، معبد آناهیتا، بنای چهارتاقی، تالار و کاخ شاهی که بر روی صفه‌ای سنگی که از رسوب مواد کانی و طی میلیون‌ها سال ایجاد شده‌است، بنا گردیده. این مجموعه که امروزه تخت سلیمان نامیده می‌شود، در گذشته به آتشکدهٔ آذرگشنسب معروف بوده‌است. هرچند قدمت تأسیسات انسانی تخت سلیمان به هزارهٔ اول قبل از میلاد مسیح برمی گردد اما اوج شکوفایی آن مربوط به دورهٔ ساسانیان است. این اعتقاد وجود دارد که تخت سلیمان برای ساسانیان همان ارزشی را داشته که تخت جمشید برای هخامنشیان داشته‌است. ساسانیان به ویژه خسرو انوشیروان در آبادانی این مجموعه سعی فراوان کردند و خصوصاً ساخت بزرگترین و معتبرترین آتشکده در این مکان به‌طور روزافزون بر جایگاه این مکان افزود.

طی جنگ‌های ایران و روم در سال ۶۲۴ میلادی خسرو پرویز از هراکلیوس شکست سنگینی خورد و آتشکده ویران گردید. هرج و مرج اواخر دورهٔ ساسانی، حملهٔ اعراب به ایران، قرن‌ها حاکمیت عباسیان بر این سرزمین، حکومت ترکان در شمال شرق ایران و دور بودن آنان از نواحی غربی، همه باعث شد تا تخت سلیمان برای مدت‌های طولانی به بوته فراموشی سپرده شود تا اینکه مجدداً در دورهٔ ایلخانی و تمایل آنان به مناطق غربی ایران و انتخاب تبریز، مراغه و سلطانیه به عنوان پایتخت، باعث شد جهت عمران و آبادانی این منطقه اقدام گردد. آنان از این منطقه به عنوان پایتخت استفاده می‌کردند. با افول ایلخانان، تخت سلیمان کم‌کم مرکزیت خود را از دست داد و از حدود قرن ۱۱ هجری قمری به بوتهٔ فراموشی سپرده شد.

دور تا دور مجموعهٔ تخت سلیمان با دیوارهای عربی و برج‌های متعدد حفاظت می‌شده‌است و مساحت آن حدود ۱۲۴۰۰۰ متر مربع است و به‌طور متوسط ۱۵ متر بلندی دارد. قطر دیوار حدود چهار متر است و ۳۸ برج نگهبانی از مجموعه حفاظت می‌کرده‌اند. حصار دارای دو دروازه بوده، یکی در ضلع شمالی و دیگری دروازهٔ ضلع جنوب شرقی.

ایوان غربی (ایوان خسرو)، معبد آناهیتا، هشت ضلعی دورهٔ ایلخانی، بقایای کاخ‌های دورهٔ ایلخانی، تالار شورا، موزه و نمایشگاه از دیگر نقاطی است که در این مجموعه قرار دارند.

جاذبه‌های گردشگری

از مناطق دیدنی و گردشی این شهر می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • تخت سلیمان و آتشکده آذرگشسپ که به عنوان چهارمین اثر باستانی ایران در میراث جهانی یونسکو یونسکو ثبت شده‌است. این محوطه باستانی با قدمت ۳۵۰۰ ساله جزو ده اثر بزرگ ملی در دست بازسازی می‌باشد.
  • زندان سلیمان: کوهی استوانه‌ای شکل تو خالی که در زبان مردم محلی زندان سلیمان نامیده می‌شود
  • کوه بلقیس:باارتفاع۳۳۳۵ قرار دارد. دریاچه‌ای فصلی وابسته به این کوه.
  • مسجد جامع تکاب: با قدمت بیش از صد سال با معماری زیبا ثبت شده در آثار لیست آثار ملی
  • سد قجور:مربوط به دوره پهلوی است و در تکاب، ۵ کیلومتری شرق تکاب واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۲ مهر ۱۳۷۷ با شمارهٔ ثبت ۲۱۳۳ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است
  • مسجد اوغول بیگ
  • یخچال اوغول بیگ
  • آرامگاه ایوب انصاری:مربوط به سدهٔ ۹ ه‍.ق است این بقعه جزو زیباترین مقابر مذهبی آذربایجان به حساب می‌آید بنای مذکور از تناسبات بسیار زیبایی برخوردار است که احتمال می‌رود ۵۰ سال بعد از فوت این عالم و فقیه این بنا را به پاس‌داشت وی می‌سازند؛ و در ۱۳ کیلومتری جنوب تکاب واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۷ خرداد ۱۳۳۵ با شمارهٔ ثبت ۱۲۴۴ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.
  • بازار تکاب افشار:بازار روباز تکاب در سال ۱۳۲۸ تا سال ۱۳۳۸ توسط معمار معروف شهر تبریز استاد غلام حسین معمار باشی تبریزی به دستور ساعد السطان افشار فتحعلی خان افشار در چهار خیابان اصلی به مرکزیت چهارراه فعلی تکاب ساخته شده‌است.
  • آبگرم تخت سلیمان (ایسدی سو): با چشمه‌های آب گرم، که برای درمان بیماری‌های روماتیسمی محبوبیت دارد.
  • چمن متحرک چملی: جزیره‌ای متحرک در داخل آب دریاچه چملی، واقع در روستای بدرلو تکاب که از مناطق بسیار زیبا ولی در عین حال گمنام و ناشناخته می‌باشد
  • قلعه سردار افشار بنای ساختمانی معروف به قلعه که در داخل شهر قرار دارد.
  • مسجد جامع یولقون آغاج
  • زندان نبی کندی
  • خانه اربابی نصرت آباد (قالا)
  • آبشار قینرجه
  • قلعه ساری قورخان
  • آبگرم و آبشار قینرجه در روستایی به همین نام واقع در جاده تخت سلیمان.
  • چهار ستون تاریخی چهار طاق زوار (کلیسای چهار طاقی) در روستای چهارطاق.
  • زندان برنجه
  • کوه چهل چشمه
  • از آثار باستانی و دیدنیهای شهرستان تکاب مسجد جامع تاریخی روستای اغولبیک که در ۵ کیلومتری شهرستان تکاب واقع و ۷سال زودتر از مسجدجامع تکاب بنا شده‌است. همچنین یخچال طبیعی بی‌نظیر قدیمی که قدمت آن به بیش از یک قرن می‌رسد می‌توان اشاره نمود؛ و کوره خانه قدیمی و… می‌توان اشاره نمود.

آب سرد معدنی روستای اغولبیک که در دربند واقع گشته خواص درمانی بسیار مفید دارد و سالانه مردم زیادی از روستاهای اطراف و شهرستان تکاب به آنجا می‌آیند. نور تپه که یکی از آثار قدیمی و تاریخی روستای اغولبیک که هم زیارتگاه و هم کوره آجر پزی، که آجر مسجد جامع اغولبیک در آنجا تولید می‌شده‌است و یکی از آثار ثبت شده میراث فرهنگی می‌باشد.

صنایع دستی

فرش افشار

اقتصاد تکاب افشار کشاورزی و دامداری است و از این حیث تقریباً خودکفا و صادرکننده است، اما بخش مهم دیگری از اقتصاد منطقه محصولات صنایع دستی و بر عهده زنان فرشباف تکاب است. قالی و قالیچه‌های نفیس و گرانبهای افشار محبوبیت خاصی در بازارهای فرش دنیا دارد، و از حیث رنگ و مرغوبیت و طرز بافت و نقشه از فرش‌های درجه اول است. هرچند گاهی قالیچه‌های آن چنان ظریفی توسط زنان و دختران ماهر و هنرمند تکاب افشار بافته می‌شود، که می‌توان آن را در کیف دستی جای داد. اما در کل فرش افشار شهرت خود را به کیفیت و دوام آن مرهون، و به فرش آهنین معروف است. خانواده‌های بسیاری از بافتن این فرش‌ها امرار معاش می‌کنند. در زمانی که بازار فرش دستباف رونق خوبی داشت بیش از ۱۸ هزار نفر به‌طور مستقیم به کار فرش بافی اشتغال داشتند، فرش دستباف افشار تکاب به نوعی سوغات این شهر هم محسوب می‌شود.

اگر بخواهیم اطلاعاتی کافی در مورد رنگ‌های گیاهی به کار رفته در قالی‌های افشار کسب کنیم، باید از رنگرزان سراغ بگیریم. کلیه رنگ‌ها را کوپ رنگی یا «قازان رنگی» می‌گویند. به دلیل اینکه، این رنگ‌ها را در داخل خم یا قازان تهیه می‌کردند.

مدارس

تا پیش از تأسیس مدارس، آموزش و پرورش در تکاب توسط ملایان در مکتب خانه‌ها صورت می‌گرفت. با شروع مشروطه شیخ ابوالحسن ذوالمجدین، که به علوم جدید و زبان فرانسه آشنایی داشت با کمک همکارانش به تدریس با شیوه جدید مبادرت کرد. مدرسه محمدیه -با نام جدید شهید چمران- در سال ۱۲۹۶، اولین مدرسه تکاب است که به کمک حسینعلی خان سردار افشار ساخته شد. در سال ۱۳۲۰ نیز مدرسه دخترانه زند تأسیس شد. نخستین دبیرستان تکاب در سال ۱۳۳۲ به کمک افتخار الملک تأسیس شد.

پلاک خودرو

کدهای استان آذربایجان غربی برای شماره‌گذاری خودرو ۱۷ و ۲۷ و ۳۷ است که کد ۱۷ برای شهرستان ارومیه و کد ۲۷ و ۳۷ برای شهرستان‌های آن می‌باشد. پلاک خودروهای تکاب ایران ۲۷ ق است.

مناطق اطراف شهر تکاب

ترابری

مسافت مسیر جاده‌ای تکاب به ارومیه مرکز استان ۲۸۰کیلومتر و مسافت مسیر جاده‌ای تکاب به تهران ۵۲۱ کیلومتر است.

فاصله شهر تکاب با شهرهای همجوار (تمامی این مح

تکاب، که شهری با جاذبه‌های طبیعی و تاریخی فراوان است، در استان آذربایجان غربی قرار دارد. این شهر یکی از قطب‌های گردشگری این استان است که در دوران قاجار ساخته شده است. کوه‌زندا‌ن‌های متعدد، چمن متحرک و بسیاری آثار تاریخی در این شهر قرار دارد. سفر به شهر تکاب مانند قدم گذاشتن در سرزمینی افسانه‌ای است که متأسفانه بسیاری از جاذبه‌های طبیعی و تاریخی این شهر ناشناخته مانده‌اند. در ادامه از جاذبه های گردشگری تکاب و جاهای دیدنی تکاب بیشتر می‌گوییم.

تکاب

عکس از گوگل

مجموعه تخت سلیمان

مجموعه آثار تاریخی تخت سلیمان در شهر تکاب قرار دارد. این مجموعه عظیم و ارزشمند چهارمین اثر تاریخی ایران است که در میراث جهانی یونسکو ثبت شده. این مجموعه روی تخته‌‌سنگی که از رسوب‌های آهکی دریاچه تشکیل شده است قرار گرفته. تخت سلیمان متعلق به پنج دوره از تمدن بشری است. در این مجموعه باقی‌مانده قلعه‌ها، کاخ‌ها و محل سکونت موبدان و مردم در دوران‌ مادها، هخامنشیان، اشکانیان، ساسانیان و ایلخانان مشاهده می‌شود.

شما می‌توانید برای رزرو ویلا و سوئیت در تکاب و نزدیک به تخت سلیمان در صفحه اصلی سایت ما نام این شهر را جستجو کنید و اقامتگاه‌های منطقه را ببینید.

تخت سلیمان

عکس از مرتضی هاشمی

زندان سلیمان

کوه‌زندان سلیمان، در شهر تکاب، کوهی مخروطی‌شکل است که درون آن خالی است و در اثر گاز و بخار چشمه‌ای در کوه به‌ وجود آمده. برای صعود به بالای کوه باید از تجهیزات کوهنوردی و صخره‌نوردی استفاده کرد. ساکنان تکاب این کوه را به نام زندان دیو هم می‌شناسند و معتقدند که حضرت سلیمان دیو‌های سرکش را در این کوه زندانی می‌کرده و هر کسی داخل حفره آن سقوط کند توسط دیوها کشته خواهد شد.

زندان سلیمان

عکس از گوگل

آبشار قینرجه

آبشار قینرجه در روستایی با همین نام قرار دارد و از جاذبه‌های طبیعی شهر تکاب است. این آبشار از قسمت غربی کوه بلقیس سرازیر می‌شود و منبع آب مناسبی برای آبیاری زمین‌های کشاورزی اطراف است. قینرجه از آبشارهای فصلی منطقه است و در روزهایی‌ که جریان دارد زیبایی محیط اطرافش را دو چندان می‌کند.

آبشار قینرجه

عکس از گوگل

پل ساروق

پل ساروق در مسیر رود ساروق، که یکی از شاخه‌های زرینه‌رود است، ساخته شده. قدمت این پل متعلق به دوران صفویه است. پل ساروق سه دهانه طاقی بزرگ و دو دهانه کوچک دارد. پایه‌های پل سنگی است و بدنه آن از آجر ساخته شده و روی آن با سنگ‌های رودخانه‌ای پوشیده شده است. پل ساروق در سال ۱۳۸۱ در فهرست آثار ملی ایران ثبت شد.

پل ساروق

عکس از گوگل

راهنمای اجاره ویلا، سوئیت و اتاق برای اقامت در شهر تکاب

برای شما پیشنهاد ویژه‌ای داریم.

برای اجاره ویلا در تکاب و یا اقامتگاه، سوئیت و اتاق می‌توانید از طریق سایت اتاقک اقدام کنید و با گذراندن چند مرحله ساده اتاقک مناسب را در تاریخ مورد نظرتان، با قیمتی مناسب، رزرو کنید.

اقامت دلچسبی برای شما آرزو می‌کنیم.

ورها از نوع شبکه دسترسی سطح ۲ درون منطقه‌ای هستند):

منابع= سایت اتاقک

ویکی پدیا

خوی

معرفی شهر خوی

خوی

خوی بزرگترین و مهم‌ترین شهر استان بعد از ارومیه بوده و دومین شهرستان پرجمعیت استان قلمداد می‌شود. این شهر در شمال غربی‌ترین نقطهٔ ایران و آذربایجان و در مرز کشور ترکیه واقع شده‌است این شهر یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین شهرهای آذربایجانی ایران به‌شمار می‌رود. مردم خوی به ترکی آذربایجانی با لهجه ایران شمال غربی سخن می‌گویند.[۱] جمعیت شهر خوی طبق سرشماری سال ۱۳۹۵ برابر با ۱۹۸٬۸۴۵ نفر بود که با احتساب جمعیت حومه و شهرهای اقماری اطراف آن جمعیت خوی بالغ بر ۳۴۸٬۶۶۴ نفر می‌باشد و از سال ۱۳۸۹ شهرستان خوی به فرمانداری ویژه ارتقا یافته‌است.

این شهر به لحاظ تمدن و جایگاه مذهبی یکی از شهرهای شاخص کشور محسوب می‌شود و یکی از کهن‌ترین مراکز تمدن در شمال غرب ایران است که کانون بسیاری از حوادث تاریخی بوده‌است. موزه تاریخی خوی در ۱۳۴۸ هجری شمسی تأسیس شد و آثار باستانی و تاریخی آن نشان از تاریخ و تمدن ۷ هزارساله خوی می‌باشد. آثار مکتوبی که در آن‌ها نشانه‌هایی از منطقه امروزی خوی یافت شود مربوط به سنگ نوشته‌ها و گل نوشته‌های سومری، آشوری و اورارتویی است، به نظر اکثر پژوهشگران، منطقه «آراتتا» ی کتیبه‌های سومری، همان منطقه‌ای است که چند قرن بعد در کتیبه‌های آشوری با نام «سانگی بوتو» (خوی، مرند و محال گونئی) از آن یاد شده‌است

خوی به‌دلیل واقع شدن در مسیر جاده ابریشم و جاده تجارتی شرق و غرب، مورد بازدید بسیاری از جهانگردان و ایرانشناسان واقع شده‌است. بعد از گسترش امپراتوری سلجوقیان به آناطولی و غرب، این شهر به دلیل موقعیت ویژه آن و قرار گرفتن در سر راه اصلی شرق به غرب، اهمیت و رونق علمی، فرهنگی، اقتصادی بسیار یافت. جادهٔ ابریشم در فاصلهٔ ۲۵ کیلومتری شمال غربی خوی در جادهٔ چالدران بالاتر از قوردیک قفه سی رد می‌شد که در زبان محلی به این جادهٔ ابریشم «دوه اوچان» (محل پرواز کردن شتر) می‌گفتند؛ چرا که به‌دلیل سرازیری شدید این جاده شتران با مال‌التجاره با سرعت زیاد حرکت نموده چنان‌که گویی پرواز می‌کردند. از منابع تاریخی و سفرنامه‌ها از جمله سفرنامهٔ ناصرخسرو مطالب قابل توجهی دربارهٔ خوی به‌دست می‌آید.

این شهر از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین شهرهای آذربایجان ایران به‌شمار می‌رود.

نام‌شناسی

باوجود اینکه شهری در حدود 3 هزار سال پیش در منطقه امروزی خوی وجود داشته و نام خوی نیز از 14 قرن پیش تا امروز بر این شهر اطلاق می‌شده است ولی معنی ریشه نام خوی و تاریخچه این لفظ به‌درستی مشخص و روشن نیست، و نظرهای گوناگونی دربارهٔ وجه تسمیهٔ این شهر وجود دارد. به عقیدهٔ محمدامین ریاحی، این واژه با دو واژه مرتبط است: یکی نام شهر اولخو که در ۲۷۰۰ سال پیش در مکان خوی قرار داشته، و دیگری، نام ساردوی خورد، دژی که ساردوی، یکی از پادشاهان اورارتو، در کنار شهر اولخو ساخته بود. همچنین گفته می‌شود که واژهٔ «خوی» در زبان کردی و ایرانی میانه به‌معنای نمک است، و به‌واسطهٔ وجود معادن نمک در منطقه، به «خوی» معروف شده‌است. این احتمال که نام خوی از ریشهٔ زبان ارمنی به‌معنی «قوچ» گرفته باشد، صحیح نیست، چراکه در منابع ارمنی نام این شهر «هیر» ضبط شده‌است. راجر سیوری، دلیل نام‌گذاری خوی را ریشهٔ کردی آن می‌داند که مرتبط با معادن نمک این شهر است، در حالی ساسان‌پور و مسرور، وجه دیگر این نام را جلگه و زمین پست می‌دانند که از نظر آن‌ها با موقعیت جغرافیایی این شهر سازگارتر است.

پیشینهٔ تاریخی

پیشینه این شهر، به سه‌هزار سال پیش برمی‌گردد. در دوران باستان، خوی همانند سایر شهرهای آتورپاتکان، از دوره مادها تا پایان ساسانیان، تحت حکومت پادشاهان ایرانی بود. پیش از مادها، شهر خوی جزئی از ناحیه باستانی سان‌گی‌بوتو و بخشی از سرزمین اورارتو بوده‌است. در دوران باستان، شهر خوی به واسطه حضورش در مسیر جاده ابریشم، اهمیت بالایی داشت.

خوی در دوران صفوی

در دوران صفویه، شهر خوی به دلیل مجاورت با مرز امپراتوری عثمانی، از نظر استراتژی اهمیت بالایی داشت. در ۹۲۰ ه‍. ق/ ۱۵۱۴ م، شاه اسماعیل صفوی، از سلطان سلیم یکم، در جلگهٔ چالدران در حدود هفتاد مایلی این شهر، شکست سنگینی خورد.

در دوران صفوی، شهر خوی و منطقه آذربایجان بارها مورد حمله سپاه عثمانی قرار گرفت. یکی از این حمله‌ها چلبی زاده مورخ عثمانی جنگ را اینطور توضیح می‌دهد:

روز بیست و یکم محاصره خوی، نیروهای عثمانی با کندن راه‌های زیرزمینی بر قسمتی از شهر استیلا یافته قریب به ۴۰۰۰ نفر از قزلباشان جان باختند، ولی اهالی خوی در مذهب باطل خود ثابت قدم مانده به محاربه و مقاتله کمر بستند. بعد از این ماجرا، سردار محمدپاشا متصرف آماسیه و صنع‌الله پاشا متصرف ایچ ایل را به اتفاق فرمانده پادگان وان و سپاه یمین و یسار و ینی‌چریان آن دیار، با مهمات کامل به امداد محاصره‌کنندگان خوی فرستاد.

قوای بیحد و حصر آل عثمان شبانه‌روز با اجرای عملیات نظامی مختلف و متعدد، ضربات کوبنده وارد آورده، سرانجام پس از ۵۷ روز محاصره و محاربه شدید، روز ۱۸ شعبان ۱۱۳۶هـ. آن بلده متین مفتوح شد. شهبازخان و میرزا جلال با ۳۰۰۰ قزلباش قتل‌عام شدند و اموال و اهل و عیالشان اخذ و اسیر گردیدند. روز دیگر در شهر نماز برگزار شد و خطبه بنام سلطان خواندند. بعد از خوی چورس هم به آسانی به تصرف درآمد.

خوی در جنگ جهانی اول

در دوران قاجاریه، این شهر به دلیل نزدیکی به مرز روس‌ها، از اهمیت استراتژی بالایی برخوردار بود. هنوز بقایای دیوارهای دفاعی شهر که به درخواست فتحعلی شاه، به دست ژنرال گاردن در قرن سیزدهم هجری قمری/ نوزدهم میلادی در اطراف این شهر ساخته شده، امروزه به چشم می‌خورد. بعدها شهر خوی شاهد درگیری شدید بین ملی‌گرایان و سلطنت‌طلبان پیشین در جریان جنگ جهانی اول بود.

احمد کسروی در کتاب تاریخ هیجده ساله آذربایجان اینچنین روایت می‌کند:

پنج یا شش هزار تن ارمنی از ایروان و وان و نخجوان نیز به سلاحداران مسیحی، پیوستند، این اندازه انبوهی ایشان است و همه با هم یکی شده و برای آرزوهایی می‌کوشیدند، از اینان بیست هزار تن سپاهیان ورزیده بودند و هشتصد تن سرکردگان روسی به روسستان نرفته و با اینان مانده و به همدستی ۷۲ تن سرکردگان فرانسه‌ای آنان راه می‌بردند، افزارهایشان ۲۵ توپ و یکصدشصت تیر بود، نیکتین کنسول روس و شت کنسول آمریکا و گوژل رئیس بیمارستان فرانسه‌ای رشته سیاست و راهنمایی را در دست داشتند، از آسوریان پس از کشته شدن مارشمعون آقا پطروس سر رشته دار کارهای لشکری می‌بود، ملک خوشابه هم از سر رشته داران به‌شمار می‌رفت، در برابر چنین نیروئی با آن کوشش‌ها چه کار توانستی بود

.

در روز اول تیر ۱۲۹۷ شمسی و ۱۳ رمضان ۱۳۳۶ خبر عبور آندرانیک اوزانیان از ارس طی تلگرافی به شهبندری در خوی می‌رسد. یکی نیروی ۵۰۰ نفری مرکب از عسکرهای عثمانی و سواران ایرانی برای دفاع همان شب به ائو اوغلی عزیمت کردند در ظلمت شب عسکرهای عثمانی در به در به دنبال ارمنیها در جستجو بودند آن‌ها را هر جا می‌یافتند از خانه‌ها بیرون می‌کشیدند و می‌بردند و در خارج شهر می‌کشتند. که در گردنه ارسی به نیروی آندرانیک برخورده و جنگ درگرفت که نتیجه آن پیروزی آندرانیک بود.

سپیده دم روز دوشنبه سوم تیرماه ۱۲۹۷ صف‌های مهاجمان در کنار شهر پدیدار شد و با استتار در مزارع کنار شهر نیمی از شهر را محاصره کردند.

محاصره خوی هم‌زمان با لشکرکشی عثمانی به سمت ارومیه بود که با اطلاع از محاصره مسیر خود را به سمت خوی عوض کردند. در این بین مردم شهر با کمک معدود سلاح داران، تا رسیدن عثمانی‌ها مقاومت کردند. در این زمینه کسروی در تاریخ ۱۸ ساله آذربایجان می‌نویسد: خوئیان با همه بدی افزار و نداشتن مترالیوز می‌جنگیدند. آن چند تن زخمیان عثمانی نیز به یاری پرداخته و هریکی به سنگ دیگری درآمده و می‌کوشیدند. زنان هم به مردان آمیخته و یاری دریغ نمی‌کردند و برای جنگیان آب و شربت و خوردنی می‌آوردند و این به دلیری آنان می‌افزود، نیز چند تن سواره آواچیق به یاری آمدند و این نیز مایه پشتگرمی گردید.

لشکر عثمانی بعد از تغییر مسیر به سمت خوی محتملاً در بعد از ظهر یکی از روزهای پنجم یا ششم تیر به خوی می‌رسد. بنا به نوشته امین ریاحی توپخانه عثمانی نیروی ارمنی را زیر آتش گرفت و به اندک مدتی همه را در هم شکست و آن‌ها را وادار به فرار کرد. کوه غضنفر به دست عثمانی‌ها افتاد و در پشت شهر نبرد ادامه یافت تا اینکه نزدیک غروب سپاه عثمانی به تازه کند رسیده و شلیک توپ‌ها را به سمت سعید آباد ادامه دادند و تا جلفا به تعقیب ارامنه پرداختند و در نهایت با گذر ارامنه از ارس و آتش زدن دهانه پل جلفا تعقیب و گریز فروکش کرد. به نوشته مهدی آقاسی، علی احسان پاشا بعد از شکست آندرانیک عمده قوای خود را به سمت ارومی سوق داد و باعث پیروزی مسلمانان بر علیه مسیحیانی که توسط نیروهای انگلیسی و فرانسوی حمایت می‌شدند، شد.

حکومت خودمختار آذربایجان

حکومت خودمختار آذربایجان، با نام رسمی حکومت ملی آذربایجان (به ترکی آذربایجانی: آذربایجان ملّی حکومتی) یک حکومت مورد پشتیبانی اتحاد شوروی[۲] بود که در سال‌های ۱۳۲۴ و ۱۳۲۵ در منطقهٔ آذربایجان ایران به پایتختی تبریز توسط فرقه دمکرات آذربایجان به رهبری جعفر پیشه‌وری تشکیل شد. ماجرای تأسیس و نابودی این حکومت به بحران ایران که یکی از سرآغازهای جنگ سرد بود معروف است؛ که شهر خوی جزو شهرهای مهم آن حکومت بود و از شهرهای آذربایجان مرکزی ایران بود که بعدها استان آذربایجان غربی تأسیس و به استان آذربایجان غربی انتقال داده شد.

آثار تاریخی و مذهبی

آثار تاریخی زیادی در منطقه خوی قرار دارد از جمله: مزار شمس تبریزی و برج شمس تبریز، دروازه سنگی، بقعه شیخ نوایی، مسجد مطلب خان، پل خاتون، بازار خوی، کارونسراهای خوی اطراف آن، پل قطور، ساختمان شهرداری پیشین، کلیسای سورپ سرکیس، مسجد شاه «سید الشهداء» خوی، مسجد ملاحسن و آرامگاه پوریای ولی. علمدار خوی، امام زاده سید بهلول، زیارتگاه میر فتاح و آبشار بدلان ،غار علی شیخ، تکیه گاه حضرت ابوالفضل، انصار الحسین خوی (بالا امام زاده) را نام برد.

کنگره بین‌المللی شمس در خوی

یکی از نمادهای خوی آرمگاه شمس تبریزی است - خوی شهر عشق مرید مولانا شمس تبریزی است. اولین کنگره بین‌المللی شمس تبریزی در خوی در سال ۱۳۸۹ با حضور بیش از ۴۰ بازیگر معروف از خانه سینمای ایران چون (علی نصیریان پرویز پرستویی ،هانیه توسلی، حمید جبلی و غیره) و آواز خانی‌های شوالیه ایران همچون: شهرام ناظری، مختاباد، سراج سالار عقیلی و چهره بین‌المللی با نام عالیم قاسیم اوف کلید خورد، که هرساله و در سال ۱۳۹۴ کنگره شمس برای چندمین بار به صورت بین‌المللی به روی صحنه می‌رود؛ که مصادف است با ۷ مهر ماه که هرساله مهمانان و گردشگرانی از کشورهای: آلمان بلغارستان - ترکیه - آذربایجان - پاکستان و… بمدت یک هفته برگزار می‌شود که از جمله برنامه‌های فرهنگی شاد و نمایشگاه و کنسرت‌ها از جمله برنامه‌های یاد شده در بزرگداشت روز شمس تبریزی مابین شهرهای خوی - تبریز - شیراز - نیشابور می‌باشد.

شکارگاه‌های تاریخی

خوی به خاطر دارا بودن شکارگاه‌های زیاد مورد توجه شاه اسماعیل صفوی بود. شاه اسماعیل به خاطر آب و هوای خوش خوی زیاد به این شهر سفر می‌کرد و نقل است که شاخ قوچ‌هایی که در عمارت برج شمس تبریزی مشاهده می‌شود توسط شاه اسماعیل شکار شده‌اند. شاه اسماعیل با الهام از طبیعت زیبای خوی شعر می‌سرود.

طبیعت

خوی در میان کوه‌های بلند واقع شده‌است به همین دلیل آب و هوای آن در تابستان گرم و در زمستان بسیار سرد است. آب و هوای این شهرستان در فصل بهار بسیار دلچسب است. کوه چله‌خانه در مجاورت این شهرستان قرار دارد و نیز کوه اورین که برای مردم این شهر کوهی با ارزش و تاریخی است. منطقه بکر جهنم دره خوی یا به قولی دره قیریس که یک دره کاملاً بکر با کوه‌ها و صخره‌هایی است که از وسط شان راه عبوری دارند و ارتفاع آن‌ها گاهی به ارتفاع یک برج ده طبقه می‌رسد که در بالا به همدیگر چسبیده‌اند. در این دره سرسبز جانورانی مانند خرس قهوه‌ای، آهو، و گوزن وجود دارند. شهر سرسبز و توریستی فیرورق – روستای علی شیخ – روستای وار و پسک – و منطقه قطور با آبگرم و درمانی آن یکی از مراکز گردشگری این شهرستان بحساب می‌آید.

جشنواره‌های تابستانی در خوی

جشنواره‌های تابستانی در خوی هم‌زمان با مسافرت‌های تابستانی گردشگران به شهرستان خوی و برداشت محصولاتی همچون آفتابگردان، گل محمدی، آلبالو و فرش انجام می‌شود که گردشگران ضمن بازدید از اماکن تاریخی و اقامت در خوی و دیدن زیبایی‌های طبیعی و طبیعت بکر می‌توانند در جشنواره‌های تابستانی خوی هم شرکت کنند که مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به جشنواره آفتابگردان که نماد خوی هست اشاره کرد که بمدت یک هفته در پارک بزرگ ملت خوی با کنسرت‌هایی مانند گروه رستاک و… رقص‌های محلی هر شب برگزار می‌شود اشاره کرد.

محصولات

سال‌ها پیش به دلیل نوع خاک مزارع خوی پنبه در آن کاشته و بهره‌برداری می‌شد؛ و این مزارع سبب به وجود آمدن نساجی در خوی شد؛ ولی کم‌کم مزارع پنبه جای خود را به آفتابگردان (گونه باخان) داد.
تخمه آفتابگردان از محصولات اصلی این شهرستان است که در کشور معروف است. همچنین عسل مرغوب این شهرستان از دیگر محصولات غذایی می‌باشد. فرشهای نفیس دستباف از دیگر تولیدات این شهر می‌باشد. یکی از نقشهای ماندگار فرش ایرانی «نقش ماهی» است که در این باره براساس معاهده لیسبون و طی فرایند کارشناسی و مطابق با قوانین بین‌المللی، فرش ماهی خوی در سازمان جهانی مالکیت فکری وایپو مستقر در ژنو، ثبت جهانی شد.

صنایع دستی منطقه فرش بافی، گلیم بافی، جاجیم بافی، جل بافی، مفرش بافی، زیلوبافی، حصیربافی، سبدبافی، ریسندگی الیاف، سفالگری و دست بافته‌های پشمی می‌باشد.

معادن

معادن خوی عبارتند از: نمک، زغال سنگ، مس و طلا که فقط از معدن نمک آن فعلاً استفاده می‌شود و به صورت تجارتی به عنوان نمک خوی در تمام شهرستان‌های مجاور به فروش می‌رسد.

پایانه مرز رازی خوی

شهرستان خوی با وجود داشتن گذرگاه مرزی رازی و قرار گرفتن در مسیر جاده ابریشم تنها راه مرزی نزدیک به کشور ترکیه است. خوی تنها شهریست که مسافت آن با شهر وان در کشور ترکیه از طریق بازارچه رازی ۱۲۰ کیلومتراست.

در سال ۲۰۰۶ هیتی از طرف کشور ترکیه برای بررسی وضعیت بین راهی دو کشور جلسه‌ای با حضور معاون وزیر و سایر افراد متولی صادرات و واردات استان آذربایجان غربی و افراد منتخب از این شهرستان برگزار نمودند.

در تاریخ ۲۶/۰۱/۱۳۹۰ مرز رازی با حضور وزرای خارجی ایران و ترکیه و مقامات محلی بطور رسمی گشایش یافت

حمل و نقل شهرستان خوی

پایانه مسافربری خوی

پایانه مسافربری سردار شهید حاج محمد حنیفه درستی در دو طبقه به عنوان بزرگترین پایانه مسافربری شمال غرب و غرب کشور ۱۳۸۷ به بهره‌برداری رسید.

ظرفیت روزانه این ترمینال مسافربری را برای جابجایی مسافر را ۴هزار و۵۰۰ نفراست.

فرودگاه خوی

فرودگاه خوی (یاتا: KHY، ایکائو: OITK) به عنوان دومین فرودگاه استان آذربایجان غربی در مهر سال۱۳۸۳ به بهره‌برداری رسیده، هم‌اکنون فرودگاه خوی با توجه به هم‌مرز بودن با کشور ترکیه شهر وان و داشتن گذرگاه مرزی رازی به عنوان مهم‌ترین دروازه توسعه شمال استان در جابجایی هوایی مسافر، توریست، بازرگانان، استادان دانشگاهی و دانشجویان، مهندسان و صنعتگران و… به عنوان یکی از زیباترین فرودگاه‌های کشور ایفای نقش می‌نماید. برنامه‌های هوایی فرودگاه خوی روزهای شنبه و یکشنبه از تهران به خوی ساعت ۰۶:۱۰ و از خوی به تهران ۰۸:۱۰ صبح و چهارشنبه‌ها عصر ساعت ۱۶:۱۰ از تهران به خوی و ۱۸:۱۰ از خوی به تهران می‌باشد. برنامه‌های آینده خوی شامل راه‌اندازی پرواز خوی مشهد - خوی نجف و کربلا و برعکس و همچنین پروازهای تور گردشگری می‌شود.

ایستگاه راه‌آهن رازی خوی

از نواحی چهارده‌گانهٔ راه‌آهن ایران است. در مسیر تهران ایستگاه رازی خوی پل قطور که بزرگترین پل راه‌آهن خاورمیانه است در مسیر راه‌آهن ایران و ترکیه در نزدیکی خوی ساخته شده‌است. شرکت راه‌آهن جمهوری اسلامی ایران در راستای توسعه حمل و نقل ریلی، قطار تهران-آنکارا را با همکاری راه‌آهن ترکیه در سال ۱۳۸۰ راه‌اندازی کرد. این قطار دوشنبه شب از تبریز عازم و صبح روز سه شنبه وارد شهر وان در ترکیه می‌شود. این قطار روز ۴ شنبه ساعت ۲۲:۱۵ تهران را به مقصد آنکارا ترک کرده و پس از عبور از ایستگاه زنجان، تبریز، سلماس وارد ایستگاه مرزی رازی خوی ساعت ۱۴:۴۵ می‌شود در ایستگاه رازی تشریفات گمرکی و کنترل گذرنامه‌ها انجام می‌شود سپس قطار در ادامه مسیر پس از طی ۳ کیلومتر در ساعت ۱۷:۴۰، در ایستگاه مرزی کاپیکوی در ترکیه برای بررسی گذرنامه‌ها و گمرک توسط مأموران این کشور متوقف می‌شود. قطار پس از طی ۱۰۷ کیلومتر وارد ایستگاه وان می‌شود و در اسکله وان مسافران سوار کشتی دو طبقه (فری بوت) شده و پس از ۵ ساعت مسافرت با کشتی بر روی دریاچه وان به ایستگاه تات وان رسیده و پس از طی ۱۳۳۰ کیلومتر سفر خود را با قطار ترکیه تا آنکارا ادامه می‌دهند و در ساعت ۱۰ شنبه به آنکارا می‌رسند.

شهرداری خوی

ساختمان شهرداری خوی یا بلدیه سابق مربوط به دوره پهلوی اول است و در خوی، مرکز شهر واقع شده بنای شهرداری خوی در سال ۱۳۱۲ هجری شمسی به دست استاد علی اکبر توانا (معمار مشهور خویی) در محل ساختمان قدیم شهرداری واقع در خیابان شهید صمدزاده (فعلی) ساخته شد. درفضای شهرداری قدیم صدها درخت اصله تبریزی تنومند وجود داشت. در گذشته به شهردار قدیم رئیس بلدیه شهر می‌گفتند و در زمان تأسیس۵ الی ۶ نفر کارگر روز مزد داشت. کوچه‌های شهر اکثراً خاکی بودند. در سال ۱۳۱۲ خیابان‌های اصلی شهر احداث شد (خیابان طالقانی و خیابان شریعتی) و در سال ۱۳۱۶تنها در چند محل از شهر آسفالت وجود داشت از ۱۳۳۰ سر آغاز آسفالت خیابان‌های شهر بوده‌است. وظایف شهرداری در بدو تشکیل بیشتر نظافت و رفت روب شهر بوده‌است و در سال ۱۳۳۰، ۳۵ نفر کارمند و ۲۰ نفر کارگر داشته‌است.

شهرداری خوی در گذشته زیر نظر انجمن شهر فعالیت می‌کرد و بیشترین منابع تأمین درآمدی شهرداری، از محل دریافت عوارض بوده و به مسایل و امور آب، برق، نان، گوشت، بهداشت شهر با نظافت، رفت و روب (خدمات شهری) نیز نظارت داشته‌است. در سال ۱۳۰۷ شهر خوی دارای پنج دروازه ورودی بوده و در هر کدام از این دروازه‌ها عوارض ورود و خروج به شهرو کالاهای وارداتی، اجناس فروشی در میادین گندم، نمک، دواب عوارض دریافت می‌گردید. بعدها وظایف شهرداری توسعه یافته و اخذ عوارض از پروانه‌های ساختمانی و مغازه‌ها و سایر مجوزها از مردم نیز به منابع درآمدی شهرداری اضافه شد.

کاشتن درختان چنار از سال ۱۳۳۸ در شهر خوی آغاز شد و بیشتر آرامستانها مسیرگشایی شده و ورود حیوانات به شهر ممنوع شد. هم اینک شهرداری خوی با داشتن درجه ۱۰ به عنوان یکی از شهرداریهای فعال شمال غرب کشور به‌شمار رفته و دارای ۴ ناحیه و ۵ سازمان آتش‌نشانی، اتوبوسرانی، تاکسیرانی، سازمان پایانه‌ها و سازمان آرامستانها می‌باشد.

حمل و نقل شهری خوی

سازمان اتوبوس و مینی‌بوس رانی خوی

در سال ۱۳۷۰ به منظور جابجائی شهروندان خوی با تعداد ۹ دستگاه اتوبوس و ۱۱ دستگاه مینی‌بوس با اساسنامه مستقل طی مجوز صادره از سوی وزارت محترم کشور تأسیس و شروع بکار نموده و اکنون سازمان اتوبوسرانی خوی و حومه با ۸۸ دستگاه اتوبوس و ۱۱۷ دستگاه مینی‌بوس در ۳۵ خطوط در سطح شهر و حومه به شهروندان محترم خدمات دهی می‌نماید.

سازمان تاکسیرانی خوی

اتحادیه تاکسی و تاکسی بار در شهر خوی از سال ۱۳۵۱ فعالیت خود را آغاز کرد که در سال در سال ۱۳۷۷ با تشکیل امور تاکسیرانی در شهرداری خوی به مجموعه‌های تحت نظر شهرداری خوی پیوست. امور تاکسیرانی شهرداری خوی تا سال ۸۲توسط شهرداری اداره می‌شد که با تأسیس سازمان به عنوان یکی از سازمان‌های شهرداری کار خود را از لحاظ اداری و مالی به صورت مستقل آغاز نمود. سازمان مدیریت و نظارت بر تاکسیرانی خوی در سال ۸۲ در اجرای قانون الحاق یک تبصره به ماده واحده قانون راجع به تمرکز امور تاکسیرانی به عنوان یکی از سازمان‌های زیر مجموعه شهرداری خوی تأسیس گردید. این سازمان بر اساس ماده ۸۴ قانون شهرداری‌ها وبند ۱۵ماده ۷۱ قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور و انتخاب شهرداران مصوبه ۰۱/۳/۷۵ تأسیس گردیده‌است و دارای موضوع و اهداف و وظایف تصدی و مدیریت بر کلیه امور مربوط به تاکسیرانی و حمل و نقل عمومی مسافر درون‌شهری شهر خوی می‌باشد.

هتل‌های خوی

خوی با داشتن ۳ هتل شامل: هتل ۳ ستاره ثمین، هتل ۲ ستاره زمرد، و هتل ۱ ستاره جهانگردی، و مسافرخانه‌های درجه یک آماده پذیرایی از مهمانان گرامی است.

کباب خوی

اصلی‌ترین غذای شهر خوی از دیرباز کباب خوی است که برای چشیدن طعم اصل کباب خوی باید خود را به بازار قدیمی خوی رسانده و در چلوکبابی حاج حسین و حاج علی خود را مهمان کرد تا طعم واقعی کباب اصل خوی را تجربه کرد.

بازار قدیمی خوی

بازار های سنتی، اصلی جدا نشدنی از فرهنگ ایرانی می باشد که یکی از
منحصر به فرد ترین این بازار ها در خوی واقع شده است. بازار قدیمی خوی
در قسمت جنوب شرقی چهارراه مرکزی، بین خیابان طالقانی و انقلاب قرار
دارد. این بازار دیدنی که عمرش به قرن دوازدهم و دوره صفویه باز می گردد،
لقب دومین بازار بزگ ایران را یدک می کشد. بازارخوی که سرپوشیده می
باشد، از حجره ها، کاروانسراها و قسمت های متعددی ساخته شده ، و
در زمان قاجار دوباره مورد بازسازی و سازماندهی قرار گرفته است.
تزیینات اجری و معماری هنرمندانه ای که در این بازار به کار رفته،
ارزش بنا را بسیار بالا برده است.

جاهای دیدنی خویبازار قدیمی خوی

برج شمس تبریزی

یکی از شخصیت های سرشناس شهرستان خوی، شمس تبریزی است که
بر روی مزار وی از دوره صفویه برجی بنا شده است که با اجر و تزیینات قوچ
ومیش نمادی از معماری چشم نواز دوره صفوی به شمار می رود. از سه
مناره این ارامگاه، تنها یک مناره باقی مانده که به خوبی نشانگر شکوه
و زیبایی برج در گذشته دور می باشد. قطر برج ۳٫۴۰ متر و ارتفاعش۱۷متر
و مساحتش نیز ۱۱ متر است. این بنا دیدنی به دستور شاه اسماعیل
صفوی بنا شده و امروزه تبدیل به یکی از بناهای مهم شهرستان خوی
گردیده است. این بنای دیدنی به ثبت اثار ملی نیز درامده است.

برج شمس تبریزیبرج شمس تبریزی

دروازه سنگی از جاهای دیدنی خوی

یک بنای قدیمی در ضلع جنوبی بازار خوی به سمت سلماس خود نمایی
می کند. در رابطه با قدمت بنا دو نظر وجود دارد. عده ای این مکان که ”
دروازه سنگی” نام دارد، متعلق به دوره ایلخانان دانسته اند و عده ای
دیگر این بنا را یادگاری از دوره قاجار می دانند که نوع معماری بنا صحت
نظریه دوم را قوت داده است. مرمر های سیاه و سفید به کار رفته در
این بنا ما را یاد ساختمان های قاهره می اندازد که برای مقابله از
هجوم دشمن این سنگ ها را در ساخت بنا به کار برده اند. این
اثر قدیمی هم به ثبت اثار ملی درامده است.

دروازه سنگیدروازه سنگی

خانه کبیری

شهر خوی هم از وجود خانه های قدیمی با اتاق های متعدد و پنجره های بسیار زیبا
بی بهره نمانده است. خانه کبیری که از دوره زندیه به یادگار مانده، دارای حیاطی
باصفا و پنجره های چوبی است که با الهام از اشکال هندسی، نمایی دیدنی
را به خود گرفته است. این بنا نیز جزء اثار ارزشمند ملی به شمار می رود.

کلیسای سورپ سرکیسکلیسای سورپ سرکیس

مسجد مطلب خان از جاهای دیدنی خوی

این مسجد که کمی متفاوت تر از دیگر مساجد بنا شده است، شبستان های روباز،
حجره های دوطبقه، شاه نشین های مجلل و ایوان وسیع از قسمت های خاص و
متفاوت این مسجد چشم نواز به شمار می رود. مسجد که به سبک معماری دوره
مغول و در دوره ایلخانان بنا شده، بر اثر گذشت زمان و بلایای طبیعی تخریب و در
دوره قاجاره دوباره بازسازی شده است.

خانه کبیریخانه کبیری

ساختمان شهرداری

یک بنا سفید رنگ دوطبقه با در های چوبی که از گچ بری های بسیار هنرمندانه ای برخوردار
است. این بنا در دوره پهلوی اول ساخته شده و در سال۱۳۱۲ به عنوان اولین ساختمان
شهرداری مستقل، شروع به فعالیت کرده و با نام های دیگری از جمله: ارگ یا
ساختمان حکومتی نیز معروف گشته است.

موزه خوی

از جاهای دیدنی خوی اگر به اشیای باستانی و تاریخ گذشته سرزمینتان علاقه دارید، سری به خیابان
امام، کوچه نورالله و موزه خوی بزنید. این مجموعه ۲۵۶ متری جمعا داری پنج
تالار کوچک است که در بردارنده اشیای کشف شده از اذربایجان، خراسان،
ری، گیلان و کاشان می باشد، و قسمتی دیگر از موزه به صنایع دستی و
اداب و رسوم و فرهنگ مردم خوی اختصاص یافته است. سنگ نوشته های
دوره شاه طهماسب، کتابهای خطی، سکه های قدیمی و دیگر اشیاء
گرانقیمت را می توانید در این مجموعه ارزشمند مشاهده نمایید.

منطقه حفاظت شده مراکانمنطقه حفاظت شده مراکان

منطقه حفاظت شده مراکان

یاز جاهای دیدنی خوی ک حیات وحش حفاظت شده که دارای زیستگاه های مختلف و در بردارنده گونه های
متنوع جانوری می باشد در صخره و دشت های خوی تبدیل به جاذبه ای پرطرفدار شده
است. حیواناتی مانند: قوچ، میش، بز، گرگ و خرگوش به دلیل پوشش گیاهی استپی
در این منطقه جا خشک کرده اند. در این طبیعت بکر و خوش اب و هوا، علاوه بر گونه
های متنوع جانوری، گونه های گیاهی متعددی از جمله: درختان پوا، آگروپیرون، گون،
چوبک، کلاه، میرحسن، میخک و درختچه هایی از قبیل: شیرخشت، تنگرس و گلابی
وحشی نیز وجود دارند.

مسجد مطلب خانمسجد مطلب خان

پل قطور از جاهای دیدنی خوی

از جاهای دیدنی خوی در شهرستان خوی و نزدیکی راه اهن ایران و ترکیه، پلی با یک زیر
قوسی بزرگ واقع شده که به دست زنی المانی در سال ۱۳۴۹ بنا شده است.
این پل که تنها پل ارتباطی بین ایران و اروپا به شمار می رود بسیار دیدنی
می باشد و جزء اثار ملی به ثبت رسیده است.

جاهای دیدنی خوی را بیشتر بشناسید

آبشار بدلان خوی

از جاهای دیدنی خوی آبشار بدلان در ۳۵ کیلومتری خوی و ۱۰ کیلومتری روستای بدلان، در مسیر
کوه‌های اورین قرار دارد. این آبشار را به نام آبشار قزل چیر نیز می‌شناسند.
ارتفاع این آبشار به بیش از ۵۰ متر می‌رسد. آب آبشار بدلان از یک گودال
غارمانند سرچشمه می‌گیرد و از سمت همین گودال، امکان دسترسی
به بالای آبشار وجود دارد. در اطراف این آبشار درختچه‌های کوچکی وجود
دارد و طبیعت بکر منطقه، همواره میزبان گردشگران عاشق طبیعت است.

جهنم دره خوی

از جاهای دیدنی خوی جهنم دره در نزدیکی خوی، به سمت چالدران، در نزدیکی روستای قریس قرار دارد.
جهنم دره منطقه‌ای کوهستانی با کوه‌های بلند، دره‌های خطرناک و صخره‌های
سنگی بسیار تیز است. طول این دره ۱۳ کیلومتر و عمق آن بین ۱۷۰۰ تا
۲۸۰۰ متر متغیر است. در کف این دره همواره رودی جریان دارد. این دره شیب
تند ۷۰ درجه‌ای دارد و فقط گروه‌های کوهنوردی خاص با تجهیزات کامل
توانسته‌اند به آن بروند. افرادی نیز برای رفتن به این دره تلاش کرده‌اند
که متاسفانه سقوط کرده و در برخی موارد به علت صعب‌العبور بودن
دره، جنازه‌ی آن‌ها نیز پیدا نشده است.

آرامگاه پوریای ولی

پوریای ولی یکی از پهلوانان ایرانی است و نسبت به موقعیت آرامگاه دو نظریه
وجود دارد. برخی می‌گویند آرامگاه او در شهر خیوه کشورازبکستان قرار دارد.
برخی نیز معتقد هستند وی در خوی مدفون است. در آرامگاهی که در شهر
خوی قرار دراد، نام پوریای ولی حک شده و مردم آن را «پیر ولی» می‌نامند.

مسجد حاجی بابا خوی از جاهای دیدنی خوی

از جاهای دیدنی خوی در ضلع شرقی بازار قدیمی، مسجدی که در و دیوارش نشانگر حال و هوای مردم
متدین قرون گذشته است، عظمت خاصی به منطقه بخشیده است، این مسجد
به سال ۱۲۵۶ ﻫ.ق به همت علی اصغر حاجی بابا بنا گردید. دو درب این مسجد
به طرف بازار حاجی بابا باز می شود، یکی از درها به کتیبه ای از آیات قرآن کریم
با رنگ ثلث و خط سفید آراسته شده و با کاشی های لاجوردی رنگ، حاشیه
نگاری شده است، این درب از درون به صحن مسجد باز می شود, درب دوم
با طاق نمایی ساده به حیاط مسجد باز می شود، در ضلع غربی حیاط، دو
ردیف ستون شش تایی چوبی و محرابی مقرنس کاری شده به چشم می
خورد و در چهار گوشه اطاق، ترنج های نقاشی شده به رنگ لاجوردی دیده
می شود و ترنج های کوچک به طور یک در میان در وسط جرزها قرار گرفته اند

بازار قدیمی خوی

بازار قدیمی خوی بازار خوی در ضلع شرقی شهر خوی قرار دارد و بازمانده بازار گسترده‌است. تاریخ احداث بازار فعلی دوره صفویه به بعد است دارای ۴ کاروانسرای بزرگ میرزا هاشم، خان و غیره می‌باشد. بیشتر قسمت‌های آن به دستور عباس میرزای قاجار و توسط امیر احمدخان دنبلی، در اوایل دوره قاجاریه ساخته شده‌است.

بازار خوی مانند بازارهای اصفهان، کرمان و… تزئینات گچبری و کاشیکاری آجری، کتیبه و… ندارد اما در بعضی از قسمت‌ها، مخصوصاً در چهارسوهای آن تزئینات کَشه چینی آجر وجود دارد.

مراکز آموزشی شهرستان خوی

خوییان از پیشگامان نهضت مشروطیت در آذربایجان و ایران بوده‌اند و این نیز برخاسته از پیشینه و ساختار فرهنگی شهر بوده‌است. تاریخ ایجاد اولین مدرسه به شکل امروزین در خوی به سال ۱۸۸۰ میلادی و به‌وسیله مسیونرهای آمریکایی می‌رسد؛ که مدرسه خسروی یکی از آثار تاریخی خوی که بازمانده از دوران قدیم است که می‌توان به آن اشاره کرد.

از مراکز آموزشی خوی می‌توان به: دانشگاه آزاد اسلامی با حدود ۵۴۰۰ دانشجو، دانشگاه پیام نور با حدود ۴۵۰۰ دانشجو، دانشکده پرستاری، دانشکده فنی و مهندسی، دانشکده علوم قرآنی، حوزه علمیه نمازی، مرکز تربیت معلم و دانشگاه‌های غیردولتی علامه خویی، زرینه و شمس از مراکز علمی - آموزشی شهر به‌شمار می‌آیند و دانشگاه دولتی خوی نیز در دست ساخت می‌باشد که امید می‌رود با ساخت و تکمیل آن تحولی شگرف در سطح منطقه به وجود آید. همچنین دبیرستان علامه حلی خوی از ممتازترین مدارس در استان می‌باشد و همه ساله بسیاری از دانش آموزان این مرکز در المپیادهای علمی و کنکور سراسری می‌درخشند که در سطح استان مشهود است.

صنعت در شهرستان خوی

از عمده کارخانه‌های معروف در شهرستان خوی می‌توان به کارخانه‌های: نیروگاه سیکل ترکیبی خوی - سیمان آذرآبادگان خوی - کارخانه در حال احداث ذوب آهن خوی - کارخانجات بزرگ نساجی خوی - آبمیوه و کنسانتره‌سازی گلشن خوی - کارخانه تصفیه نمک آذر سپید خوی - کارخانه‌های مبلمان (بارش- ایپک یولی - هدف -ترک - استانبول و…) اشاره کرد. همچنین شهرک صنعتی خوی در سال ۱۳۷۹ به تصویب رسیده و با مساحت بالغ بر ۲۲۲ هکتار در جنوب شهرستان خوی در جاده خوی سلماس واقع شده‌است. اضافه می‌کنم شهرک‌های صنعتی کانی فلزی و غیر فلزی شهرک مبل در خوی کلنگ زنی و در حال احداث می‌باشد.

منطقه ویژه اقتصادی خوی

منطقه ویژه اقتصادی شهرستان خوی در جنوب شهرستان خوی در جاده خوی به سلماس و ارومیه به مساحت یکهزار و چهل هکتار در زمین‌های روبروی شهرک صنعتی جاده فرودگاه این شهر تعیین شده با امکانات :فرودگاه خوی - نیروگاه سیکل ترکیبی خوی - شهرک صنعتی خوی و…، هم‌اکنون در حال انجام کارهای مقدماتی خود در هیئت دولت می‌باشد.

منطقه آزاد شهرستان خوی

پیشنهاد ایجاد منطقه آزاد خوی اساساً توسط شخص استاندار آذربایجان غربی مطرح شده‌است. گفته می‌شود در این طرح پیشنهادی قرار است خوی به منطقه آزاد ارس متصل شود و شهرستان خوی نیز با فاصله‌ای در حدود ۲۵ الی ۳۰ کیلومتری از این منطقه آزاد بهره‌مند گردد و این موضوع بسیار جدی است و هم‌اکنون

- سات نیک صالحی

ویکی پدیا

چایپاره

شهرستان چایپاره یکی از شهرستان‌های استان آذربایجان غربی در شمال غربی ایران است. این شهرستان در شمال خوی در دشتی هموار و تقریباً مسطح قرار دارد. ارتفاعات شمال مراکان، تپه‌های آهکی شمال قره‌ضیاءالدین و ارتفاعات واقع در جنوب چورس آن را محدود نموده‌اند. شهرستان چایپاره به مرکزیت قره‌ضیاءالدین بیشتر از ۷۰ آبادی دارد. بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، در سال ۱۳۹۴ جمعیت شهرستان چایپاره ۵۰۰۰۰ نفر بوده‌است.

جغرافیا

شهرستان چایپاره با مساحتی حدود ۹۴۰ کیلومتر مربع در شمال شرقی شهرستان خوی و یکی از شهرستان‌های شمال غربی استان می‌باشد، شهرستان چایپاره از سمت شمال به شهرستان شوط از سمت غرب به چالدران از سمت جنوب به بخش ایواوغلی و از سمت شرق به شهرستان پلدشت و شهرستان مرند منتهی می‌شود که حدوداً ۲۸۰۰۰ نفر جمعیت شهری را در خود جای داده‌است. و بر اساس تقسیمات کشوری شهرستان چایپاره دارای دو بخش به نام‌های مرکزی و حاجیلار و دو دهستان به نام‌های چورس و بسطام است.

بخش حاجیلار با وسعتی در حدود ۳۱۳ کیلومتر مربع دارای ۲۶ روستا و جمعیتی معادل ۹۱۹۸ نفر می‌باشد و دهستان‌های بسطام و چورس در بخش مرکزی به ترتیب با وسعت‌های ۳۹۳ و ۲۱۸ کیلومتر مربع دارای ۳۲ و ۱۸ روستا و ۶۹۰۰ و ۵۷۰۰ نفر جمعیت روستائی می‌باشند. مرکز بخش حاجیلار روستایی به نام حاجیلار است که جمعیتی حدود۱۵۰۰نفر را در خود جای داد است.

وضعیت توپوگرافی

وضعیت توپوگرافی شهرستان با دشت‌های مختلف وسیع و کوهستانی و کوهپایه می‌باشد، که وضعیت زمین‌های زیر کشت از نوع خاک‌های تحت پوشش رسی شنی – شنی رسی – رسی – لومی بوده که در سطح شهرستان به مقدار ۲۰۴۰۰ هکتار بوده که ۸۳۰۰ هکتار آن آبی و ۱۲۱۰۰ هکتار آن دیمی می‌باشند که با تکمیل سد آغ چای حدود ۴۵۰۰ هکتار تبدیل به آبی از دشت قره ضیالدین را پوشش می‌دهد و مابقی دیمی روستائی می‌باشند که آب استحصالی ان در حال ار منابع سطحی ۱۸۰۰ لیتر در ثانیه، از منابع زیر زمینی ۲۲۰۰ لیتر در ثانیه (مجموعاً در حال ۴۰۰۰ لیتر در ثانیه) می‌باشد که عمده محصولات شامل غلات، چغندر قند، یونجه، آفتابگردان، کدوی آجیلی، و حبوبات و توتون می‌باشد که قبلاً از نظر کشت توتون یکی از مناطق ده‌گانه کشت توتون در کشور بوده‌است.

آب و هوا

اب و هوای این شهرستان در چهار فصل معتدل برای هر گونه کشاورزی و دامداری با استعداد بالقوه شهرستان را پذیرا است. میزان آب‌های سطحی ورود به شهرستان چایپاره از رودخانهٔ آغ چای به‌طور متوسط سالانه ۲۱۲ میلیون متر مکعب بوده که ۱۲ میلیون متر مکعب از این مقدار فوق در جهت استفادهٔ کشاورزان در طول سال در نهرها و بندها مورد استفاده قرار می‌گیرد و مابقی آن در حدود ۲۰۰ میلیون متر مکعب از منطقه بدون استفاده گذر می‌کند؛ و ضمناً در مواقع سیلابی بارندگی‌ها حدود ۱۰ مسیل (خانگاه-تاج‌خاتون – یتیم آغلی – علی‌آباد – سلوکلو – سالطه – حمزیان – دوه آغلی – دره حراملو – ایلانلی دوزی) زیر سد و در بالا دست و جهت‌های مختلف شهر را فرا می‌گیرند و به ذخیرهٔ پشت سد اغ چای تبدیل می‌شوند.

جستارهای وابسته

  • فهرست شهرستان‌های ایران

شوط

شوط یکی از شهرهای شمالی استان آذربایجان غربی در شمال غرب ایران است. این شهر مرکز سیاسی و اداری شهرستان شوط بوده و در ۴ کیلومتری جنوب رودخانهٔ «زنگبارچای» قرار گرفته‌است.

شوط

اصل کلمه شوط از یک اسم ارمنی به نام اشوط گرفته شده که بعدها با گذشت زمان حرف الف آن حذف شده و یه صورت شوط در آمده است. ظاهراً اشوط نام پهلوانی ارمنی بوده که در این شهر می‌زیسته‌است.

املا و تلفظ

تاریخ

وجه تسمیه

این شهر ابتدا متعلق به ارامنه بوده و نامش آشوط بوده که به مرور زمان به شوط تبدیل شده گرچه امروزه حتی یک خانوار ارمنی در این شهر زندگی نمی‌کند نام ارمنی این شهر گفته‌ای بر این مدعاست

در زمان حکومت پهلوی نام شهر در اسناد دولتی به «شاه‌آباد» تغییر یافت؛ اما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ خورشیدی، به اسلام‌آباد تغییر یافت اما به خاطر تشابه اسمی با اسلام‌آباد غرب واقع در کرمانشاه بار دیگر شهر به همان نام پیشین خود خوانده شد.

جغرافیا

شهر شوط در ۴ کیلومتری جنوب رودخانهٔ «زنگبارچای» در دشتی پهناور و در محاصره تپه‌های رسی قرار گرفته‌است. این شهر از سمت شمال غربی با ماکو و از سمت شمال شرقی با پلدشت، از سمت جنوب شرقی با چایپاره و از سمت جنوب غربی با چالدران همسایه‌است.

اب و هوا

شهر شوط اب و هوایی سرد و خشک دارد و در نظر bsk اب و هوا در شوط استپی محلی است. در طی سال در شوط زیاد باران نمی‌بارد. در شوط میانگین سالانه دما ۱۲٫۴ سانتی گراد است و میانگین بارندگی به ۲۶۴ میلی‌متر می‌رسد. کمترین میزان بارش در ماه اگوست رخ می‌دهد و میزان متوسط در این ماه ۷میلی لیتر است. بیشترین میزان بارش در ماه می رخ می‌دهد و میزان متوسط در این ماه ۴۶ میلی لیتر است. میانگین دما در ماه جولای ۲۶ درجه سانتی گراد است که در بالاترین میزان خود قرار دارد و ماه زانویه با میانگین دمای ۲٫۵- سردترین ماه سال است. تغییر در میزان بارش بین خشک‌ترین و مرطوب‌ترین ماه سال ۳۹ میلی لیتر است و تغییر در دمای سالانه ۲۸٫۵ درجه سانتی گراد است.

مردم

جمعیت

طبق آخرین سرشماری کشوری در سال ۱۳۹۵ جمعیت این شهر ۷۲۱۹ خانوار و بالغ بر ۲۵٬۳۸۱ نفر است.

زبان

زبان‌های رایج در این شهر ترکی آذربایجانی و کردی کرمانجی است.

دین و مذهب

دین مردم این شهر اسلام بوده و از اهل تشیع و اهل تسنن تشکیل یافته‌است. ‏

اماکن گردشگری

جاذبه‌های طبیعی

  • استخر سرپوشیده آبگرم معدنی و منبع آب شهری از مهم‌ترین جاذبه‌های طبیعی شوط محسوب می‌شود. استخر سرپوشیده آبگرم معدنی در بالای تپه‌ای قرار گرفته که از دو سوی آن آبگرم و از وسط آن نیز آبسرد از داخل تپه به بیرون می‌جوشد.
  • غار شیخ سلو واقع در روستای شیخ سلو یکی از شگفتی‌های طبیعی شهرستان شوط که در سال ۱۳۸۰ کشف گردیده‌است.

بناهای تاریخی

شهرستان شوط دارای ۳۵ اثر ثبت شده ملی است ولی متأسفانه بسیاری از بناهای تاریخی و فرهنگی این شهر در طول تاریخ از بین رفته‌اند و هم‌اکنون اثری از آن‌ها باقی نمانده‌است. اما با این وجود هنوز هم در روستاهای شهرستان شوط آثاری بر جای مانده که می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • تپهٔ خلیل‌آباد مربوط به دورهٔ اورارتوها در شهر شوط
  • «عمارت تاریخی خان» با معماری مربوط به اواخر دورهٔ قاجار و اوایل دورهٔ پهلوی در روستای خوک (آخرین روستای خان‌نشین در منطقه)
  • گنبد مقبره تاریخی کندال واقع در جنوب روستای کندال بر روی تپه ای نزدیک قعله کافر قالاسی قرار گرفته‌است. این بنا مربوط به دوران سلجوقی است و نمای این گنبد سنگی و طرز سنگ چینی آن طوری است که هر بیننده ای را به فکر فرو می‌برد. ارتفاع گنبد۳متر و به شکل دایره است.
  • حمام تاریخی روستای صوفی (شوط)
  • تپه تاریخی روستای خضرلو
  • از بناهای تاریخی و فرهنگی شهر در دوره‌های گذشته چیز مهمی برجای نمانده‌است. شاید تنها بنای قابل ذکر «بنای عمارت خان» در روستای خوک (آخرین آبادی خان نشین منطقه) واقع در ۵ کیلومتری شوط می‌باشد که نمونه بارزی از بناهای عمارتی اواخر قاجار و اوایل پهلوی است که بعلت استفاده شخصی و مسکونی در حال تخریب است.

    جاذبه‌های طبیعی
    از جاهای دیدنی این شهر، آبگرم معدنی ایسی سو می‌باشد. این آبگرم در بالای تپه‌ای قرار گرفته که از دو جای تپه، آبگرم و از وسط آن آب سردی از دل خاک بیرون می‌آید.
    شوط شوط

حمل ونقل

ارتباط هوایی

  • فرودگاه منطقه آزاد تجاری صنعتی ماکو واقع در شهرستان شوط

ارتباط زمینی

  • اتوبوس:پایانه مسافربری شوط
  • اتوموبیل: «بزرگراه تبریز - بازرگان. سه راهی شوط» و «سه راهی اصلی شوط-چالدران-چایپاره»

فاصله ارتباطی با سایر شهرها

  • شوط - ماکو :33km
  • شوط - پلدشت :36km
  • شوط - چالدران :50km
  • شوط - چایپاره :53km
  • شوط - خوی: 121km
  • شوط - سلماس :162km
  • شوط - ارومیه :251km
  • شوط - مهاباد :370km
  • شوط - تبریز :218km
  • شوط - تهران :

پلدشت

پلدشت یکی از شهرستان‌های مرزی استان آذربایجان غربی در شمال غربی‌ترین نقطه ایران و ساحل زیبای رود ارس است. این شهر مرکز سیاسی و اداری شهرستان پلدشت است. در تاریخچه تقسیمات کشوری ایران پلدشت اولین بخش ایران است که از سطح دهستان به بخش ارتقاء یافته‌است. جمعیت آن در سال ۱۳۸۵ خورشیدی برابر با ۸٬۵۸۴ نفر و در آخرین سرشماری عمومی نفوس و مسکن که در سال ۱۳۹۵ اجراء شد جمعیت شهر 11٬۴۷۲نفر بوده‌است. زبان مردم پلدشت ترکی آذربایجانی است.

از این شهر به راحتی می‌توان روستای «شاه‌تختی» در جمهوری خودمختار نخجوان و حتی ساختمان‌های شهر نخجوان را دید.

پل پلدشت-شاه‌تختی در محدودهٔ مرز ایران و جمهوری خودمختار نخجوان با حضور پرویز داوودی معاون اول رئیس‌جمهوری و الهام علی‌اف رئیس جمهوری آذربایجان در سال ۱۳۸۶ افتتاح شد. ایران و جمهوری خودمختار نخجوان دارای ۱۲۵ کیلومتر مرز مشترک آبی در استان آذربایجان غربی هستند که تردد بین دو سوی مرز از طریق این پل انجام می‌گیرد.

دین و مذهب

دین مردم پلدشت اسلام و مذهب اکثریت آن شیعه است.

جغرافیا

پلدشت در کناره رود مرزی ارس واقع شده‌است. این بخش ناحیه‌ای جلگه‌ای و شنزار می‌باشد و قسمتی از آن کوهستانی است. هوای آن نسبت به دیگر بخش‌ها گرمتر است. رود زنگبار نیز دقیقاً از مرکز شهر می‌گذرد و به ارس می‌ریزد. بر خلاف ماکو که دارای طبیعتی کوهستانی است، پلدشت دارای آب و هوای نیمه خشک است. زمستان بسیار سرد و تابستان نیز گرم است. این شهر در یک دشت مسطح مابین دو دشت شیبلو و زنگنه واقع شده‌است. نام این شهر هم از این مورد نشات گرفته‌است. البته آن سوی رود ارس، کاملاً کوهستانی است که این خود یکی از موارد جالب و دیدنی این منطقه به حساب می‌آید. حاشیه رود ارس(آراز) در اطراف این شهر پوشیده از جنگل است که زیبایی خاصی به آن داده‌است. ضمناً محیط مناسبی برای چرای حیوانات به حساب می‌آید. پلدشت شامل سه دهستان: چایباسار جنوبی (۱۳۷۹ کیلومتر مربع وسعت)، قره قویون (۷/۶۲۱ کیلومتر مربع وسعت ۹، گچلرات (۸۷۰ کیلومتر مربع وسعت) و در سال ۱۳۶۵ مجموعاً شامل ۱۶۵ آبادی بوده‌است.

اقتصاد

کار اصلی مردم این شهر کشاورزی وتجارت است. اما در چند سال گذشته و بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و تشکیل جمهوری آذربایجان، پلدشت از نظر تجاری اهمیت پیدا کرد و اکثر مردم به کار تجارت روی آوردند. یک بازارچه مشترک مرزی نیز در این شهر ایجاد شده‌است. البته در چندین سال گذشته به دلیل رفع مشکل کم‌آبی که با احداث سد ماکو و انتقال آب آن به اراضی پلدشت و روستاهای اطراف حاصل شده‌است، کشاورزی دوباره رونق پیدا کرده‌است.

صنم بلاغی

به دلیل ارتباط و پیوند تاریخی بین مردمان آذربایجانی ایران و جمهوری خودمختار نخجوان بازارچه صنم بلاغی در سال ۱۳۷۱ تأسیس و افتتاح گردید. این بازارچه ۱۴۰۰۰ متر مربع مساحت دارد و دارای ۳۰ غرفه به همراه امکانات جانبی است که ۱۵ تعاونی با ۳۳۰۰ عضو در آن مشغول به کارند. این بازارچه در ۳۰ کیلومتری ماکو قرار دارد. کالاهای وارداتی از این بازارچه لوازم یدکی خودرو و صادراتی مصالح ساختمانی، میوه و تره بار، مصنوعات صنعتی و صنایع چوبی است.

سردشت

معرفی شهر سردشت

سردشت

سَردَشت(بە کوردی:سەردەشتSardaşt) از شهرهای کردنشین استان آذربایجان غربی می‌باشد که از جنوب به استان کردستان، از غرب به مرز عراق، اقلیم کردستان، از شمال به پیرانشهر و از شرق به مهاباد محدود می‌شود. بر پایه سرشماری سال ۱۳۹۵، جمعیت این شهر برابر با ۶۸۱۶۵ نفر بوده‌است. ارتفاع این شهر از سطح دریا ۱۴۸۰ متر می‌باشد.

سردشت در پای کوه گرده سور بر روی دشتی در ارتفاع به وسعت ۵/۲ کیلومتر مربع و با ارتفاع ۱۴۸۰ متر از سطح دریا و طول جغرافیایی ۴۵٫۵۳ شرقی و عرض ۳۶٫۲۵ شمالی بر کنار چشمه آبی رو به شرق مشرف به رودخانه کلو قرارگرفته‌است. آب آشامیدنی شهر و قسمت عظم آب زراعتی زمین‌های اطراف شهر از این چشمه که کانون آبگیر کوه گرده سور کوه‌های مرزی می‌باشد تأمین می‌گردد.

از بوکان ۱۰۵ کیلومتر (از طریق جاده شوسه) و از طریق مسیر بوکان-خلیفان-ربط ۱۳۰ کیلومتر و از مهاباد ۱۲۵ کیلومتر؛ همچنین با پیرانشهر ۹۰ کیلومتر و از بانه نیز ۶۰ کیلومتر فاصله دارد.

شهر سردشت در دل رشته کوه‌های مرزی و در ۳۵کیلومتری اقلیم کردستان عراق و نزدیکترین شهر اقلیم به آن شهر قلعه دزه است.

مردم این شهر کردزبان بوده و با کردی سورانی و لهجه (مکریانی) صحبت می‌کنند. مردم سردشت پیرو مذهب شافعی اهل سنت هستند. این شهر و بعضی از آبادی‌های اطرافش در جنگ ایران و عراق توسط هواپیماهای عراق بمباران شیمیایی شد.

از جاذبه‌های گردشگری سردشت می‌توان به آبشار شلماش (در فاصله ۸ کیلومتری شهر، گردنه زمزیران بین سردشت و مهاباد، آبشار رزگه در منطقه آلان، آبشار چکوو تفرجگاه خدرآباد و آب معدنی گراوان در ۲ کیلومتری شهر ربط اشاره کرد.

شهرستان سردشت دارای سه بازارچه مرزی کیله(رسمی) و قاسم رش و اشکان (موقت) می‌باشد.

نامگذاری

برخی براین باورند که سردشت (زَردَشت) از آنجا که این نام را در کُردی «زرتشت» و «زرادشتر» می‌خوانند. عقیده دارند که سردشت از نام زرتشت گرفته شده باشد که بعد از حمله اعراب به ایران به سردشت تغییر نام پیداکرده باشد. همچنین سردشت می‌تواند از دو قسمت (سر) و (دشت) باشد که به معنی دشتی است که تا رودخانه زاب ادامه دارد.

پیشینه تاریخی

سردشت قبل از اسلام در ضلع شمال غربی شهر کنونی در کنار چشمه آبی بزرگ قرار داشته و مدتی به نام «نیزه رو» نامیده می‌شد و دارای پنج برج و با روی محکمی بوده که آثار آن هنوز پیداست. سردشت یکی از مناطق تاریخی و باستانی است که هنوز آثار متعددی از آن شناسایی نشده و دست نخورده مانده یا به غارت رفته‌است. در نزدیکی سردشت آثار قلعه‌ای مربوط به دوره اشکانیان به نام (وارش قاضی آوا) وجود دارد.

بمباران شیمیایی

نیروی هوایی عراق از ۷ تیر۱۳۶۶ با استفاده از بمب‌های شیمیایی در چهار نقطه پرازدحام شهر سردشت (از توابع استان آذربایجان غربی) انجام شد. در این حمله ۱۱۰ نفر از ساکنان غیرنظامی شهر کشته و ۸۰۰۰ تن دیگر نیز در معرض گازهای سمی قرار گرفتند و مسموم شدند.

جغرافیا

سردشت در دامنه کوه گرده سور (Gerde Sûr) گسترده شده‌است، کوهستان‌های قندیل در شمال غربی سردشت قرار دارند. سردشت از شمال با پیرانشهر، از شرق با مهاباد و بوکان و از جنوب شرق با بانه در استان کردستان همسایه‌است. سردشت از غرب با شهرهای رانیه و قلعه دیزه و استان اربیل(هولیر) و از جنوب با شهر سلیمانیه و شهر شارباژیر و ماوت در استان سلیمانیه همسایه‌است. همچنین سردشت دارای ۱۰۰ کیلومتر مرز با کردستان عراق می‌باشد.

منطقه سردشت کوهستانی، ناهموار پوشیده از جنگل با وسعت ۱۶۶۰ کیلومتر مربع می‌باشد. از کوه‌های مرتفع منطقه سردشت می‌توان به اسامی زیر اشاره کرد:

  • بلفت
  • هوینه مال (جنوب روستای قلعه رهش)
  • زه ردکه (در منطقه آلان)
  • سه ری گوم (پشت شهر میرآباد)
  • ترخان
  • ابراهیم جلال
  • کوه نستان
  • لندی شیخان
  • داشان قلعه
  • کاسه بردین
  • حاجی ابراهیم
  • برده سپیان

مردم

زبان

مردم سردشت به زبان کردی سورانی و با لهجه مکریانی (مُکُریانی) صحبت می‌کنند. البته مردم منطقه سردشت نیز با لهجه مکریانی خود تکلم می‌کنند. زبان کردی سورانی و قرابت‌های همسان با سورانی هولیر در استان اربیل و سورانی بابانی استان سلیمانیه در کردستان عراق دارد. مکریان نام امارت تاریخی است که پیش از قانون جدید تقسیمات کشوری به منطقه‌ای در شمال غربی ایران گفته می‌شد که شامل شهرستان‌های تکاب، بانه، سقز، شاهین دژ، بوکان، سردشت، اشنویه، مهاباد و پیرانشهر و نقده می‌شد. البته منطقه رانیه و پژدر و قلادزه را نیز به لحاظ قرابت زبانی و فرهنگی نیز جزء مکریان به حساب می‌آیند.

جمعیت

ژاک دمورگان فرانسوی در سال ۱۲۸۶ که طی یک سفر توریستی از شهر سردشت دیدن کرده، جمعیت این شهر را ۱۵۰۰ نفر ذکر کرده‌است. در نخستین سرشماری در سال ۱۳۳۵ خورشیدی جمعیت این شهر ۲٫۶۴۵ بوده و در سال ۱۳۵۵، جمعیت آن به ۱۰۲۰۷ نفر رسیده که نسبت به دورهٔ قبل ۸۹/۵ درصد، رشد داشته‌است. بر اساس نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ جمعیت شهر سردشت با ۸۱/۱ رشد به ۴۱۲۳۰ افزایش یافته‌است.

مکان‌های گردشگری

از امکان تاریخی و گردشگری سردشت می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

رودخانه زاب

رودخانه زاب به طول ۴۰۰ تا ۴۴۰ کیلومتر که از کوه‌های کردستان سرچشمه می‌گیرد و به طرف مغرب ایران خارج از مرز در کشور عراق به رود دیاله و سد دوکان و سپس به دجله می‌پیوندد. شاخه‌ای از زاب صغیر (که لوی) از کوه‌های شمال غرب پیرانشهر (سیاه کوه با ارتفاع ۳۵۷۸ متر) شروع شده و ضمن دریافت آب از شعباتی مانند لاوین، بادین وارد تنگ گرژال می‌شود آنگاه در دشت که لوی ۶ کیلومتری سردشت جریان پیدا می‌کند آنگاه از زیر پل فلزی (سردشت- مهاباد- بانه) عبور می‌کند و در پیچ وخم کوهستان جریان پیدا می‌کند و شعبات دیگری مانند چم شلماش و رزگه را دریافت می‌کند و آنگاه مرز بین ایران و عراق را در منطقه آلان تشکیل می‌دهد؛ و بعداً به نام چم تیت وارد خاک عراق شده و سپس با دریافت شعبات مهم دیگر به دریاچه دکان عراق می‌ریزد و به دجله می‌پیوندد.

پل قلاتاسیان

یکی از پل‌های موجود بر رودخانه زاب صغیر پل قلا تاسی یا قلاتاسیان است که به مرور زمان و همچنین بالا آمدن آب موجب تخریب لایه‌های سست سطحی آن شده طول پل شمالی- جنوبی است و در حقیقت به استثنای یکی از ستون‌های شمالی سنگ چینی که ملاط ان تقریباً از پایه شروع شده بقیه ستون‌ها را نگ‌های طبیعی طرفین پل که ناشی از شیب تند کوهستانی و آخرین دامنه آن است با سه ستون سنگی نیمه تمام طبیعی که هر کدام با سنگ چینی محکم پایه‌های اصلی پل را تشکیل می‌دهند ساخته شده‌است. این پل بر سر راه قدیمی میر آباد به مهاباد در قسمت شمالی رودخانه زاب کوچک بنا شده نزدیکترین روستا به پل قلاتاسیان از سمت غربی روستاهای نبی آوا و موسالان است. احتمالاً این پل در اواسط قرن سیزدهم هجری و به دستور شیخ مولانا از مریدان شیخ یوسف الدین برهان بنا شده باشد و به گفته‌ای به پل مولانا نیز شهرت دارد.

گرمابهٔ بیستون

حمام قدیمی (گرمابهٔ بیستون) در داخل شهر که به دستور زمان عزیزخان مکری سیاستمدار کُرد در دوره قاجار ساخته شده‌است.

محوطه‌های تاریخی متعدد که هنوز در سطح ناحیه شناسایی و کشف نشده‌اند، را می‌توان به عنوان بستر و زمینه ساز رشد و شکوفایی ناحیه در زمینه‌های مختلف اجتماعی و اقتصادی و توریستی دانست؛ با ذکر این اوصاف باید گفت که سردشت قابلیت تبدیل به منطقه نمونه گردشگری را دارد.

تجارت

بازار و گمرک

سردشت دارای سه بازارچه فعال مرزی قاسم رش، کیله و بیژوه در منطقه آلان است؛ که از طریق گمرک قضایی و بازارچه کیله در سال ۱۳۸۹ ۵۷ میلیون دلار کالا صادر شده‌است. سردشت مبدأ صدور کالاهای خارجی به بازارچه‌ها و پاساژهای شهرهایی چون بانه، مهاباد و پیرانشهر و حتی ارومیه، می‌باشد. جالب توجه اینکه این در شهرهای مذکور کالاها با قیمت‌های گزاف تر فروخته می‌شوند ولی در شهر سردشت با قیمت نازل می‌توان آن‌ها را خرید.

همچنین سردشت دارای گمرک و مرز زمینی کیله با کردستان عراق می‌باشد که درحال تبدیل شدن به مرز بین‌المللی است. فاصله سردشت از طریق راه آسفالته با مرز ۱۴ کیلومتر و فاصله هوایی سردشت با نقطه صفر مرزی کیله ۸ کیلومتر می‌باشد، و فاصله سردشت با قلادزه (قلعه دیزه) ۳۵ کیلومتر و با رانیه ۶۵ کیلومتر و با هولیر (اربیل) ۲۰۰ کیلومتر می‌باشد. با افتتاح مرز بین‌المللی کیله، سردشت به دروازه ترانزیت ایران در شمال غرب به کردستان عراق، ترکیه، سوریه و حوزه مدیترانه تبدیل می‌شود.

ترابری

شهر سردشت دارای جاده مستقیم با شهرهای بوکان، ارومیه، مهاباد، بانه و پیرانشهر می‌باشداست که البته جاده بوکان به طول ۱۰۵ کیلومتر شوسه و فقط ۵۵ کیلومتر از سمت بوکان، آسفالت بوده و بزودی قرار است کامل آسفالته بشود.

سردشت دارای جاده آسفالته مناسب با کشور عراق و اقلیم کردستان عراق می‌باشد.

  • فاصله سردشت با اولین شهرها در اقلیم فدرال کردستان عراق و مناطقی مهم از ایران به صورت زیر است:

ترمینال سردشت دارای سرویس‌های منظم روزانه به شهرهای بوکان، ارومیه، مهاباد، نقده، پیرانشهر، اشنویه، مراغه، تبریز، تهران، سقز، و بانه می‌باشد

اماکن دیدنی سردشت

آبشار شلماش

معرفی دیدنی های سردشت را با آبشار شلماش آغاز می‌کنیم؛ معروف‌ترین
جاذبه سردشت که در روزهای گرم سال، همواره میزبان هزاران گردشگر از سراسر
ایران است. شلماش به معنی «تخته سنگ بزرگ» است و برای بازدید از آن باید راهی جنوب شهرستان سردشت شد.

شلماش در حقیقت یک آبشار نیست، بلکه مجموعه‌ای از سه آبشار مختلف با
فاصله ۲۰۰ متری از یکدیگر است که در نزدیکی روستایی به همین نام و دره‌ای سرسبز
قرار گرفته و ترکیب آنها با درختان بلوط اطراف، منظره‌ای خیال‌انگیز را در ذهن ایجاد می‌کنند.

دیدن آبشار اول بسیار آسان است، ولی اگر بخواهید سایر آبشارهای پرآب این منطقه
را ببینید، باید کمی پیاده‌روی کرده و به پایین دره بروید. خوشبختانه، در این منطقه امکانات
رفاهی و خدماتی کاملی از جمله پارکینگ، سرویس بهداشت، رستوران و فروشگاه‌ها در دسترس مسافران است.

اماکن دیدنی سردشتآبشار شلماش

چشمه کانی گراوان

در ۱۲ کیلومتری شمال شرقی سردشت، شهرستان ربط واقع شده و در ۲ کیلومتری
این شهرستان به چشمه آب معدنی کانی گراوان می‌رسیم که از اماکن دیدنی سردشت می باشد. کانی گراوان که
بعد از شلماش معروف‌ترین جاذبه گردشگری سردشت است، در زبان کردی به معنی
آبی سخت و سنگین است و شاید به دلیل وجود املاح زیاد در آب این چشمه به آن کانی گراوان می‌گویند.

شهرت اصلی گراوان، به جوشیدن آبی سرد از دل آن است، آبی که می‌گویند
خواص درمانی برای پوست دارد

و جزو آب‌های گازدار معدنی به حساب می‌آید. جز آن سازه آهکی و رنگارنگ ۲۰ متری
چشمه هم باعث شهرتش شده. رودخانه پرآب زاب از کنار آن می‌گذرد و در اطراف هم دشت‌ها خودنمایی می‌کنند.

اماکن دیدنی سردشتچشمه کانی گراوان

چشمهچشمه کانی گراوان

پل قلعه تاسیان از اماکن دیدنی سردشت

قدمت این پل به سال‌های قبل از اسلام و به دوره سامانیان برمی‌گردد. هر چند از
پل و قلعه آثاری برای دیدن به جا مانده اما انتظار دیدن بناهای سالم را نداشته
باشید. پل و قلعه‌های مربوط به دوره سامانیان به نام ایزدی قهلاتاسیان در روستایی
به همین نام و در شمال شهر سردشت قرار گرفته‌اند. این پل در مسیر رودخانه‌ زاب
قرار گرفته و به علت صخره‌ای بودن بستر رودخانه پی‌ریزی نشده است و پایه‌های آن مستقیما روی صخره‌ها قرار گرفته‌اند.

پلپل قلعه تاسیان

حمام تاریخی سردشت

حمام قدیمی سردشت یا همان حمام بیستون که یادگاری از دوران قاجار و زمانی

است که حمام‌ها عمومی بودند و مردم در خانه‌هایشان حمام نداشتند. معماری
این حمام شبیه معماری حمام‌های دوره قاجار در دیگر مناطق کشور است.

این حمام در لیست آثار ملی ثبت شده است و از آنجایی که داخل خود شهر سردشت
است، به راحتی می‌توانید به بازدید از آن بروید.

حمامحمام سردشت

منطقه آلان سردشت

یکی از سرسبزترین مناطق سردشت، منطقه آلان است، منطقه‌ای که آبشار
رزگه در آن واقع شدهو از اماکن دیدنی سردشت می باشد. منطقه آلان در ۱۳ کیلومتری جنوب سردشت و در حاشیه جاده ارتباطی سردشت به رزگه واقع شده و در نزدیکی‌اش هم آبشار شلماش قرار دارد.آبشار به صورت ۲ پله
از بالای صخره‌ به پایین می‌ریزد. روستای بیتوش با درخت‌های انار، انجیر و گلابی وحشی‌اش
و روستای گرویس و مزرعه، جزو باصفاترین روستاهای منطقه آلان هستند.

منطقهمنطقه آلان

غار آهکی روستای درمان آباد

این غار بزرگ در جنوب غربی شهر سردشت واقع شده ولی هنوز به صورت
رسمی شناسایی و مسیریابی نشده است و فقط اهالی این روستا و تعدادی از کوهنوردان منطقه به درون آن راه یافته اند

غارغار درمان آباد

روستای زمزیران

زمزیران روستایی است با جنگلهای پوشیده از درخت در منطقه کوهستانی
بخش وزینه شهرستان سردشت با جمعیتی نزدیک به ۴۰۰ نفر و چشم‌اندازهای
زیبای طبیعی, اکثر مردم روستا به دامداری و کشاورزی مشغول هستند و انگور سیاه یکی از سوغات‌های این روستاست.این روستا از اماکن دیدنی سردشت است

روستاروستای زمزیران

آبشار رزگه

آبشار رزگه یکی از دیدنی های سردشت با ۱۱۵۰ متر ارتفاع از سطح
دریاست که از بالای صخره‌هایی بلند به پایین می‌ریزد. این آبشار زیبا که در فصل
بهار بسیار پرآب می‌شود، در حاشیه جاده ارتباطی میان سردشت و روستای مرزه قرار
گرفته است. آبشار رزگه بیش از ۱۵ متر ارتفاع دارد و اواخر بهار تا اواخر تابستان، بهترین زمان برای تفریح در کنار آن است.

ابشارآبشار رزگه

بازارهای سردشت، مکان مورد علاقه خانم ها

معمولا وقتی حرف از بازارهای کردستان می شود، ذهن ها تنها به سمت بازارهای
بانه می رود. خوب است بدانید در سفر به سردشت نباید از بازارهای آن غافل شوید! این خبری خوش برای خانم ها است؛ چرا که اجناسی با قیمتی پایین چشم انتظار آنها است.
با توجه به آنکه سردشت در مرز عراق واقع شده است، تعرفه های گمرک برای بسیاری از محصولات تعریف نمی شود و شما می توانید با قیمتی مقرون به صرفه و بسیار پایین تر اقدام به خرید کنید.
علاوه بر بازارچه مرزی سردشت، مجتمع های تجاری زیادی در شهر وجود دارد که می توانند
برای خرید مناسب باشند.

بازاربازار سردشت

منابع= سایت نیک صالحی

سایت چهارگوشه

ویکی پدیا

سلماس

سلماس

سَلْماس یکی از شهرهای استان آذربایجان غربی و مرکز شهرستانی به همین نام است. این شهر در ۸۰ کیلومتری شمال ارومیه در مسیر راه ارتباطی ارومیه-تبریز واقع شده‌است. جمعیّت آن طبق سرشماری سال ۸۵ در حدود ۸۰ هزار نفر می‌باشد. در سال ۱۳۰۹ خورشیدی، زمین لرزه‌ای این شهر را با خاک یکسان کرد. در پی این زمین لرزه، شهر جدید سلماس با توجه به اصول شهرسازی مدرن و با طرح شطرنجی در چندکیلومتری شمال ویرانه‌های دیلمان ساخته شده‌است.

سلماس علاوه بر پیشینه تاریخی چندین هزارساله خود یکی از شهرهای مهم آذربایجان در تاریخ تحولات سیاسی ایران بوده‌است. بخصوص در دوران نهضت مشروطه شهیدانی همچون �حیدرخان عمواوغلی� اولّین مهندس برق ایران و �سعید سلماسی� را در خود پرورده و تقدیم جنبش مشروطیت نموده‌است.

همچنین �امانوئل آغاسی� قهرمان بوکس ایران بین سالهای ۱۳۲۱ الی ۱۳۳۱ که پدر �آندره آغاسی� قهرمان تنیس جهان می‌باشد، متولد سلماس است.

مردم

اکثریت مردم سلماس به زبان ترکی آذربایجانی سخن می‌گویند و شیعه هستند.گروهی نیز به زبان کردی کرمانجی سخن می گویند و سنی شافعی می‌باشند. عده‌ای از یهودیان هم تا سدهٔ بیستم در این منطقه زندگی می‌کردند.

موقعیت و جغرافیا

سلماس مرکز شهرستان در ۳۸ درجه، ۱۲ دقیقه شمالی و ۴۴ درجه و ۴۶ دقیقه و ۴۰ ثانیه شرقی در سرزمین آذربایجان در استان آذربایجان غربی به مرکزیت ارومیه واقع می‌باشد. فاصله سلماس از ارومیه ۹۵ کیلومتر، از همسایه شمالی، خوی ۴۵ کیلومتر، همسایه‌های شرقی شبستر و تسوج به ترتیب ۹۰ و ۵۵ کیلومتر می‌باشد. سلماس از طریق جاده گونئی با تبریز ارتباط دارد. این جاده در حدود ۱۶۰ کیلومتر طول دارد. از طریق راه آهن سلماس به تبریز، تهران، آنکارا، استانبول و سوریه می‌توان مسافرت کرد. ایستگاه قره تپه سلماس محل استقرار گمرک می‌باشد. مسافرین استانبول و سوریه امور گمرکی خود را در اینجا انجام می‌دهند. منطقه آزاد تجاری سلماس در این منطقه قرار دارد. فرودگاه‌های ارومیه و خوی در ۸۰ و ۲۵ کیلومتری سلماس قرار دارد. در سالهای اخیر اسکله سلماس به نام بره در دریاچه ارومیه فعال بوده ولی اینک فعالیت چندانی ندارد.

پیشینهٔ تاریخی

از دیدگاه تاریخی، دیرینگی این شهر به دوران اورارتویی (هزاره پیش از میلاد) بازمی‌گردد. سلماس پایتخت دوم حکومت اورارتوییان بود که نام باستانی آن اولهو (=اولخو) بود. امروزه محققین دخمه‌های موجود در �قارنی یاریق�، �هؤدر�، �دئریک�، �زنجیر قالا� و چهریق و آثار مختلف قلعه‌های خان تختی، کاظم داشی �گؤیرچین قالا� را آثار اورارتویی می‌دانند. کئوپورتر انگلیسی برای نخستین بار توانست اورارتویی بودن آثار زنجیر قالا در تمر را نشان دهد. مقدسی نیز ساکنین شهر را کردها معرفی می‌کند. در سال ۱۱۰۲ تا ۱۱۰۷ هجری قمری هنگامی که صفویان ضعیف گشته بودند، سپاه عثمانی به شهر بی‌دفاع سلماس تاخت و توابعش کرد قیران، انزل، قراباغ را به سنجاق صومای ضمیمه نمود، در سال ۱۳۰۹ خورشیدی زمین لرزه‌ای به مقیاس ۷٫۲ ریشتر این شهر را که دیلمقان نامیده می‌شد ویران می‌کند. شهر جدید سلماس در کنار ویرانه‌های دیلمقان، با اصول شهرسازی مدرن، و با ایمنی بالایی (نقشه خیابان کشی شطرنجی) دوباره بنا می‌شود و نام شاپور به خود می‌گیرد. پس از انقلاب نام این شهر به سلماس برگشت پیدا می‌کند.

منطقه زلزله خیز

در ۱۶ اردیبهشت ۱۳۰۹ خورشیدی زمین‌لرزه‌ای به مقیاس ۷٫۲ ریشتر این شهر را که دیلمقان نامیده می‌شد ویران می‌کند. شهر جدید سلماس در کنار ویرانه‌های دیلمقان، با اصول شهرسازی مدرن، و با ایمنی بالایی (نقشه خیابان کشی شطرنجی) دوباره بنا می‌شود و نام شاهپور(به‌طور مخفف شاپور گفته می‌شد) به خود می‌گیرد. پس از انقلاب نام این شهر به سلماس برگشت پیدا می‌کند.

تاریخ سیاسی

این شهر در دوران مشروطه یکی از مراکز اصلی فعالیت مشروطه خواهان بوده‌است. سلماس یکی از معدود شهرهای آذربایجان بود که همه ساکنان آن مشروطیت را قبول داشته و شهیدانی همچون حیدرخان عمواوغلی و سعید سلماسی از پیشتازان جنبش مشروطه ایران بوده‌اند.

جاذبه‌های گردشگری

از جمله مهم‌ترین جاذبه‌های گردشگری سلماس می‌توان به آبشار خور خورا، کلیساهای هفتوان، قلعه چهریق، قلعه قارنی یاریق، درّه زولاچای، تالاب چیچک، درّه تمر، آب گرم ایسی سوو سنگ نگاره خان تختی را نام برد.

مهم‌ترین جاذبه‌های گردشگری شهرستان سلماس؛

  • ساحل تفریحی و گردشی دریاچه ارومیه
  • امامزاده کهنه شهر
  • امامزاده برگشاد (امامزاده هشتم)
  • آبشار خورخورا
  • آبشار تمر
  • کلیساهای هفتوان
  • خسروا
  • قلعه چهریق
  • قلعه قارنی‌یاریق واقع در روستای آجواج
  • دره زولا چای
  • تالاب چیچک
  • تالاب آق زیارت
  • دره تمر
  • آب گرم ایسی‌سو
  • سنگ نگاره خان‌تختی
  • تپه اهرنجان که قدمت نه هزار ساله دارد
  • تپه مغانجوق
  • حمام شیخ
  • زنجیرقلعه تمر
  • قلعه روستای هدر در نزدیکی روستای بزرگ سیلاب

    جاذبه های گردشگری سلماس

    کتیبه سنگی خان تختی

    کتیبه سنگی خان تختی سلماس یکی از کتیبه‌های مهم تاریخی کشور مربوط به دوره ساسانیان است که در ۱۵ کیلومتری محور سلماس ارومیه بر روی کوه پرچاوش، حجاری شده‌است.
    این اثر تاریخی در سال ۱۳۴۷ به شماره ۱۶۱ به عنوان یکی از آثار ارزشمند تاریخی آذربایجان غربی در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده‌است و تنها یادگار دوره ساسانیان
    در شمال غرب ایران می‌باشد. این اثر مربوط به اوایل پادشاهی ساسانیان بوده و تاریخ ایجاد آن قرن سوم میلادی (سال ۲۳۸ میلادی) می‌باشد.

    سنگ‌نگاره خان‌تختی یادگار یکی از پیروزی‌های ایرانیان بر رومیان است
    و در آن اردشیر پاپکان و ولیعهدش شاپور یکم تصویر شده‌است

    که در بازگشت از فتح ارمنستان و پیروزی بر سپاهیان روم، دو تن از حکمرانان ارمنی محلی، هدایایی به ایشان تقدیم می‌کنند

    جاذبه های گردشگری سلماسکتیبه سنگی خان تختی

    آبشار دره خورخوره سلماس

    در فاصله‌ی بین دو روستا به نام‌های «سرگل» و «مهکان» و در ۲۲ کیلومتری
    از شهرستان سلماس یکی از زیباترین جاذبه‌های طبیعی به نام «آبشار دره خورخوره» قرار دارد که از جاذبه های گردشگری سلماس است . آبشار داخل دره‌ای زیبا به عمق ۸۰ متر قرار گرفته است
    و منطقه‌ای بسیار چشم‌نواز و دیدنی را ایجاد کرده است. همین امر سبب شده
    است تا این منطقه به یکی از تفرجگاه‌های محبوب و پرطرفدار در استان آذربایجان غربی تبدیل شود.

    جاذبه های گردشگری سلماسآبشار خورخوره

    حمام شیخ از جاذبه های گردشگری سلماس

    این حمام در خیابان امام (ره)، در داخل شهر سلماس بین میدان انقلاب و مدرس،
    نبش خیابان سوره ای (پشت شعبه پست بانک) قرار دارد. پس از زلزله سال ۱۳۰۹ عملیات ساخت این حمام در بخش های نوساز شهر آغاز شد.

    ساخت این حمام سه سال طول کشید و اگرچه مصالح نسبتا جدید در آن به کار رفته، اما سبک معماری اش سنتی و در بخش هایی هم الهام گرفته از معماری گرجی است.

    حمامحمام شیخ

    امامزاده کهنه

    امامزاده کهنه شهراین امامزاده مدفن نوادگان امام نهم شیعیان
    امام علی النقی به نام‌های اسحق بن محمود، ابراهیم بن محمد، محمد بن عمر و جعفر بن محمد می‌باشد و پس از زلزله سال ۱۳۰۹ شمسی مجدداً بازسازی شده است.

    امامزاده کهنه شهر مربوط به دوره پهلوی است و در ۸ کیلومتری شمال
    غربی سلماس واقع شده است. این اثر در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۸۱ با شماره
    ثبت ۷۸۵۸ به‌ عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

    امامزادهامامزاده کهنه

    کلیسای هفتوان سلماس

    در فاصله‌ی ۳ کیلومتری از بخش جنوبی شهرستان سلماس، یکی دیگر
    از عمارات تاریخی و جاذبه‌های گردشگری استان آذربایجان غربی قرار دارد که
    به «کلیسای هفتوان» شهرت یافته است. این بنای کهن، دارای پیشینه‌ای به قدمت دوران حکومت صفویان است
    و به دستور «شاه عباس صفوی» ساخته شده است و از جاذبه های گردشگری سلماس می باشد. از ویژگی‌ها
    و نکات جالب در مورد این کلیسا، ساخت آن از سنگ‌های سیاه رنگ آذرین است که به ظرافت و هنرمندی تمام حجاری شده و تراش‌های زیبایی بر آن نقش بسته است.

    کتیبه‌های موجود در کلیسای هفتوان سلماس، قدمت آن را به قرون ۱۳ و ۱۴ میلادی نسبت می‌دهد

    کلیساکلیسا هفتوان

    کلیسای مارگیوگیز سلماس

    این اثر در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۷۸۵۹ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران
    به ثبت رسیده است. در ده کیلومتری جنوب شرقی ارومیه، در روستای گلپرچین، سه کلیسای آشوری مارگیورگیز، مریم و مهیون واقع شده اند
    که قدمت آنها به قرن نوزدهم میلادی (قاجاریه) می رسد.

    کلیسای مارگیورگیز درحاشیۀ جادۀ اصلی روستا واقع شده. این بنا پلانی
    مستطیل شکل به ابعاد ۱۶ در ۶/۸ متر با کشیدگی شرقی ـ غربی دارد. محراب درضلع شرقی و ورودی و برج ناقوس در ضلع جنوبی پلان واقع شده اند.

    کلیساکلیسا مارگیوگیز

    کلیسای محلم

    در روستای محلم که ملحم نیز خوانده می شود دو کلیسا وجود دارد که از جاذبه های گردشگری سلماس می باشند

    از کلیسای قدیم آن جز یک در ورودی و چند طاق نیمه فرو ریخته چیزی برجا نمانده است. این کلیسا مربوط به سال ۱۸۸۰ است و بالای سر در آن تاریخ ۱۸۹۵ به چشم می خورد
    که البته حجاری آن جدید است.

    این اثر در تاریخ ۷ مهر ۱۳۸۱ با شماره ثبت ۶۱۵۸ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. کلیسای جدید را با فاصله تقریباً
    پانصد متری از کلیسای قدیم بنا کرده اند. در این کلیسا هم بجز برج ناقوس
    که اثری از ناقوس ندارد، و یک صحن ویران اثری به چشم دیده نمی شود.

    کلیساکلیسا محلم

    غار قارنی یاریق

    غار قارنی یاریق در کوهی به همین نام در جنوب سلماس قرار دارد و از جمله جاذبه های طبیعی آذربایجان غربی به شمار می رود. نام دیگر این کوه اوچ قارداش است.

    در جنوب سلماس کوهی به نام قارنی یاریق(اوچ قارداش) وجود دارد که شکاف‌های طبیعی آن خلاقیت سلماسیان را در ایجاد افسانه قارنی یاریق شکوفا کرده است. بر طبق این افسانه، در گذشته‌های بسیار دور سه برادر عاشق دختری بودند ولی این دختر مایل به

    برادر کوچک بود و بنا به دلایلی نمی توانست عقیده اش را بیان کند.
    اصرار هر سه برادر برای ازدواج با این دختر حد و حصری نداشت بنابراین دخترک برای خلاصی از دست دو برادر چاره‌ای اندیشید و مقرر داشت که در روزی معین هر سه برادر
    شروع به شکافتن کوهی در جنوب سلماس کنند، که امروزه قارنی یاریق نامیده
    می شود. بنابراین شرط، هرکس زودتر از بقیه موفق به شکافتن این کوه شود، دختر از آن اوست.

    روز موعود سر می‌رسد و سه برادر همزمان شروع به کندن کوه می‌کنند و از آن جایی
    که دختر دل در گرو برادر کوچک داشت از بالای کوه به یاری برادر کوچک می‌شتابد
    و همان طور که امروز هم مشاهده میشود یک شکاف به بالای کوه رسیده
    و دو تای بقیه موفق به این کار نشدند و این دو به هم می‌رسند.

    غارغار قارنی یاریق

    آب گرم ایستی‌سو

    روستای ایستی‌سو با طبیعت زیبا و آب‌وهوای مطلوب در حومه
    سلماس واقع شده‌است، در کنار دیدنیهای طبیعی این روستا، وجود
    چشمه آبگرم طبیعی با خواص درمانی بر محبوبیت آن افزوده‌است و از جاذبه های گردشگری سلماس می باشد

    آب گرمآب گرم ایستی سو

    تپه اهرنجان

    تپه اهرنجان از دیگر آثار مهم تاریخی سلماس و آذربایجان غربی و ایران زمین است که امروزه در داخل شهر قرار گرفته است.این تپه حدود چهار متر از سطح زمین های اطراف ارتفاع دارد
    و بر اساس مطالعات باستان شناسی در این تپه علاوه بر قطعات سفال های
    دوره نوسنگی، مس و سنگ، تعدادی مشته سنگ، سنگ ساب، هاون سنگی، تیغه های آبسیدین
    و انواع ادوات ساخته شده از استخوان حیوانات نیز به دست آمده است.

    این تپه یکی از قدیمی ترین سکونتگاه های جوامع بشری در اواخر
    هزاره هفتم و هزاره هشتم قبل از میلاد مسیح به شمار می رود.

    تپهتپه اهرنجان

پیوند به بیرون

  • شهرداری سلماس
  • فرمانداری شهرستان سلماس
  • دانشگاه آزاد اسلامی سلماس
  • آثار تاریخی ثبت‌شده در سلماس
  • سایت کجارو
  • سایت نیک صالحی

مهاباد

معرفی شهر مهاباد

مهاباد

مَهاباد، مرکز شهرستان مهاباد و یکی از شهرهای کُردنشین استان آذربایجان غربی در ایران است. این شهر که در جنوب استان و در منطقه تاریخی مکریان قرار دارد، مرکز ناسیونالیزم کُرد در ایران تا اواسط سده نوزدهم به مدت ۴۰۰ سال مرکز حکومت امرای مکری بود، حکومتی که در این شهر اقدام به ضرب سکه کرد. مهاباد شهری سرسبز است و در میان چندین کوه واقع شده‌است. بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن کشور در سال ۱۳۹۵ جمعیت این شهر ۱۶۸٬۳۹۳ نفر بوده‌است. مهاباد که به نگین آذربایجان غربی مشهور است همه ساله بیشترین آمار گردشگران را در این استان به خود اختصاص می‌دهد. از جاذبه‌های گردشگری این شهر می‌توان به رودخانه و سد مهاباد که یکی از نزدیکترین سدها به محلات مسکونی در جهان است، بازارچه‌ها و بازار بزرگ تاناکورای مهاباد که تأمین‌کنندهٔ اصلی لباس دیگر بازارها و مغازه‌های تاناکورای کشور محسوب می‌شود، همچنین وجود جاذبه‌های طبیعی همچون تالابهای بین‌المللی کانی برازان و قوپی باباعلی، دخمه مادی فخریگاه و غار سهولان (دومین غار بزرگ آبی ایران) در حاشیه و اطراف شهر اشاره کرد.

مهاباد در ابتدا آبادی کوچکی بوده‌است که در سال ۱۰۳۸ قمری و در اواخر حکومت شاه عباس صفوی، بداق سلطان حاکم ایل مکری محل حاکمیت خود را به مهاباد انتقال داد و در اقدامات عمرانی متعدد این شهر را توسعه بخشید. این شهر پایتخت جمهوری مهاباد نیز در سال ۱۹۴۶ میلادی بوده‌است. منطقه مهاباد، صحنه درگیری‌های مکرر سیاسی در دوران مدرن بود، به‌طوری‌که پس از جمهوری ۱۱ ماهه مهاباد این شهر مرکز ناسیونالیسم کُرد قرار گرفت و در دوران انقلاب ۱۳۵۷ ایران به مدت کوتاهی تحت کنترل کردها بوده‌است.

خاستگاه نامگذاری

نام شهرستان مهاباد در دوره قاجار، به زبان ترکی آذربایجانی ساوجبلاغ (در لهجه مهابادی: سابلاغ) بود که در زمان حکومت رضاشاه به مهاباد تغییر داده شد. دربارهٔ واژه مهاباد تاکنون تعبیرات و معناهای گوناگونی گفته شده‌است. مهاباد را مادآباد نیز گفته‌اند که این تعبیر هیچ گونه دلیل قابل قبولی همراه ندارد. این شهر را مه‌آباد نیز گفته‌اند که اگر به معنای جایی باشد که همیشه مه آلود است این تعبیر نیز با واقعیت وفق نمی‌کند. در فرهنگ فارسی برهان قاطع دربارهٔ واژهٔ مهاباد چنین نوشته شده‌است که نام اولین پیغمبری است که به عجم مبعوث شد و کتابی آورد که آن را «دساتیر» خوانند. بعضی نیز براین اعتقاد هستند که مهاباد به معنای جایی است که بزرگان آن جا را آباد کرده‌اند. این منطقهٔ قدیمی در زمان‌های پیشین مرکز نواحی کردنشین بوده و بطلیموس آن را داروشاه و راولیستون به نام داریاس نامیده‌است. امروز در ۳ فرسخی شهر فعلی، روستایی به نام دریاز (دریاس) مشهود است که از قرار معلوم شهر داریاس در همین نقطه واقع بوده‌است. در عصر هخامنشی منطقه، بخشی از امپراتوری عظیم هخامنشی بود و بعد از آن در زمان اسکندر بخشی از آتوپاتن ماد بود که ژنرال هخامنشی آتروپات و سپس جانشینانش بر آن جا حکومت کردند. در دوره صفویه ایالات غرب ایران میدان مبارزه و برخوردهای دو امپراتوری صفویه و عثمانی بود و حکام محلی در ولایات باختر به مقتضای توانایی یکی از دو امپراتوری هر بار تابع یکی از آن‌ها می‌شد. این شهر در گذشته بر اثر زلزله‌ای نابود و دوباره ساخته شد. پیرامون این شهر آثار تاریخی متعددی وجود دارد.

پیشینه

پیش از اسلام

ساوجبلاغ دیروز یا مهاباد امروز به دلیل داشتن موقعیت جغرافیایی ممتاز با وجود دشت‌ها و جلگه‌های حاصلخیز در شمار قدیم‌ترین سکونتگاه‌های بشری به‌شمار می‌رود. بررسی‌های علمی، شواهدی را از وجود مردمی با تمدن کشاورزی و دارای «سفال‌های منقوش» که هم‌زمان با تمدن‌های سیلک ۳ و شوش بوده‌اند نشان می‌دهد. مردمان این تمدن‌ها در ۳٬۵۰۰ پیش از میلاد با تمدن‌های فلات ایران و میان‌رودان رابطه داشته‌اند. بررسی‌های باستانشناسی شهر ویران و یوسف‌کندی این موضوع را ثابت می‌کند. این تمدن‌ها تا پیش از هجوم آشوریان در هزاره اول پیش از میلاد دارای ثباتی نسبی بوده‌اند.

پس از هجوم آشوریان و نابودی تمدن‌های اورارتو و مانا، مردمان آن‌ها به سوی نواحی جنوب و جنوب غربی استان آذربایجان غربی فعلی مهاجرت کردند. آنان برای محافظت از خود در مناطق کوهستانی این نواحی دژهایی ساختند که بقایای این دژها مانند قلات شاه هنوز در منطقه وجود دارند.

در دوران آرامش این منطقه مادها شروع به سکونت در آن کردند. آرامگاه فقریکای (فخریکا) گواه حضور آنان در این منطقه است؛ ولی با هجوم آشوریان، آرامش از این منطقه رخت می‌بندد؛ به‌طوری‌که تا دوره هخامنشیان زندگی در این منطقه تنها در دژها و مناطق کوهستانی، با حکمرانی‌های قبیله‌ای و اقتصاد شبانی ادامه یافت. در دوران هخامنشیان، امنیتی نسبی در منطقه برقرار شد ولی به دلیل اینکه این منطقه یکی از گذرگاه‌های یونانیان برای حمله به ایران بود دوباره امنیت از منطقه رخت بربست. این منطقه به دلیل تهاجمات مکرر یونانیان صدمات فراوانی دید. برای همین یکی از مجرب‌ترین شاخه‌های پارتیزانی ارتش اشکانیان در این منطقه استقرار یافت. تا دوره ساسانیان نیز منطقه، موقعیت حساس استراتژیک خود را حفظ کرد.

بطلیموس نیز مهاباد را داروشاه و راولینوس به نام دارایاس نامیده‌است و امروزه در سه فرسنخی شهر فعلی قریه‌ای به نام دریاز (دریاس) مشهود است که از قرار معلوم شهر دارایاس آنجا بوده‌است.

پس از اسلام

مهاباد (ساوجبلاغ مکری) شهری‌ست قدیمی که در ازمنه پیشین مرکز نواحی کردنشین (مکریان) بوده‌است. دیرینگی این شهر دست کم به دوران صفوی بازمی‌گردد.

شهر مهاباد در کالبد کنونی توسط صارم‌بگ از ملوک کُرد ساوجبلاغ مُکری در اوایل سدهٔ ۱۱ هجری در بخش شمال نزدیک به خم رودخانه مهاباد محله باغ سیسه فعلی بنا گردید.

امپراتوری صفویه به نام اسلام شیعه و علیه کردهای سنی، داریاز مهاباد را ویران کرد.

معاصر

این شهر در دهه‌های گذشته آشوب‌های سیاسی نیز به‌خود دیده‌است. مقر جمهوری مهاباد که در سال ۱۹۴۶ برابر با سال ۱۳۲۵ تشکیل شده‌بود، در شهر مهاباد بود. پس از انقلاب، حزب دمکرات کردستان ایران در اسفند ۱۳۵۷در جریان میتینگی بزرگ فعالیت‌های علنی خود را پس از ۳۲ سال از سر گرفت. اندکی بعد دفتر سیاسی حزب دمکرات در محل خانهٔ جوانان مستقر شد. علاوه بر این کومله نیز با گشایش دفتر در این شهر به فعالیت پرداخت. در اواخر سال ۱۳۵۸ بیش از ۲۵ حزب سیاسی در این شهر فعالیت می‌کردند. اندکی بعد، گروه‌های چپ ایرانی قانون اساسی جمهوری اسلامی را غیردمکراتیک و واپسگرایانه خواندند. این گروه‌ها پس از مدت‌ها مذاکره تصمیم گرفتند تا یک قانون اساسی جدید را به تصویب برسانند. از آنجا که عمده مذاکرات و هماهنگی‌های این قانون اساسی در مهاباد انجام شده بود، به میثاق مهاباد شهرت یافت. اما درست در روزی که قرار بود این مذاکرات با حضور ده‌ها گروه نهایی شود، ارتش از دو محور به مهاباد حمله کرد.

مهاباد تا پاییز ۱۳۵۹ دو بار میان جمهوری اسلامی و پیشمرگان دمکرات -کومله دست به دست شد. تنها در هفتهٔ آخر شهریور ۱۳۵۹ بیش از ۶۵۰ نفر از ساکنان شهر بر اثر گلوله‌باران ارتش در این شهر کشته شدند.

تقسیمات سابق مهاباد و حومه و توابع تا سال ۱۳۲۲ خورشیدی بدین شرح بوده‌است:

بخش مرکزی مهاباد، بخش بوکان، بخش نقده، بخش اشنویه، بخش مرحمت‌آباد (که بعداً میاندوآب نامیده شد)، بخش شاهیندژ، بخش تکاب، بخش سقز، بخش بانه، بخش سردشت، بخش پیرانشهر.

بخشهای پیرانشهر، نقده و اشنویه از سال ۱۳۲۲ به‌علت عدم وجود ارتش ایران در مهاباد موقتاً تا اعادهٔ وضع عادی ضمیمه شهرستان ارومیه شدند. بخش‌های سقز، بانه و سردشت نیز از همان تاریخ و به همان دلیل ضمیمه شهرستان سنندج شدند.

بخش‌های میاندوآب، شاهیندژ و تکاب نیز ضمیمه سنندج گردیدند. تنها بوکان همراه مهاباد ماند. اما از بعد از ورود مجدد ارتش در ۲۱ آذر سال ۱۳۲۵ شمسی بخش‌های مذکور نه تنها به مهاباد ضمیمه نشدند بلکه هر یک از بخش‌های: میاندوآب، نقده، تکاب، پیرانشهر، سقز، بانه و سردشت خود تبدیل به شهرستان شدند. بوکان نیز در ۲۸ اسفند سال ۱۳۶۸ از مهاباد جدا شد و تبدیل به شهرستان شد.

وضعیت طبیعی

جغرافیا

مهاباد در جنوب استان آذربایجان غربی، در عرض جغرافیاییَ ۴۶ و °۳۶ شمالی و طول جغرافیاییَ ۴۳ و °۴۵ شرقی و در دامنه رشته کوه‌های لند شیخان قرار دارد. ارتفاع این شهر از سطح دریا ۱۳۲۰ متر می‌باشد؛ و از آب و هوای معتدلی بر خوردار است که زمستان‌ها هوای سردی دارد و تابستان‌ها هوای شهر مهاباد گرم است. شهرستان مهاباد یکی از شهرهای کردنشین جنوب استان آذربایجان غربی است که از شمال به شهرستان میاندوآب، از جنوب به سردشت، از غرب به پیرانشهر و نقده و از شرق به بوکان محدود می‌شود. این شهرستان در موقعیت طول جغرافیایی ۴۵ درجه و ۴۳ دقیقه شرقی و عرض جغرافیایی ۳۶ درجه و ۴۶ دقیقه شمالی از نصف النهار گرینویچ واقع شده‌است. فاصله آن تا مرکز استان ۱۲۰ کیلومتر و تا تهران ۷۵۰ کیلومتر است.

رودخانه‌ها

منابع آب زیرزمینی

مهاباد دارای ۹۷ چاه عمیق، ۹۰۸ چاه نیمه عمیق، ۲ قنات و ۶ چشمه می‌باشد که در مجموع درای ۶٫۸ میلیون مترمکعب آب قابل برداشت است.

آب و هوا

شهر مهاباد با قرار گرفتن در شمال باختری ایران دارای آب و هوای معتدل کوهستانی است. تابستان‌ها خنک و زمستان‌ها بسیار سرد می‌باشد. بهار قشنگ‌ترین فصل در این منطقه‌است. در فصل پاییز هوا بیشتر بادی است.

مردم

زبان

مردم مهاباد به زبان کردی سورانی با لهجه مُکری یا مکریانی از زبان کردی تکلم می‌کنند.

مذهب

دین مردم مهاباد اسلام و مذهبشان سنی شافعی ست. همچنین سابقاً اقلیتی از ارامنه و کلیمیان در مهاباد حضور داشتند. به علاوه شمار اندکی از شیعیان که اصالتاً از دیگر شهرها یا استان‌ها هستند. اکثر شیعیان مهاباد که ۲ درصد از جمعیت این شهر را تشکیل می‌دهند، ترک‌زبان هستند. به‌طوری‌که در ماه محرم، در حسینیه‌های شهر به دو زبان ترکی و فارسی نوحه خوانده می‌شود.

جمعیت

جمعیت مهاباد ۱۴۷٬۲۶۸ نفر در سال ۱۳۹۰ بوده‌است. بر اساس نتایج آمارگیری سال ۱۳۸۵ شهر مهاباد چهارمین شهر پرجمعیت آذربایجان غربی و همچنین بر اساس نتایج این آمارگیری این شهر پنجمین شهر بزرگ کردنشین ایران محسوب می‌شود. همچنین این شهر ۵۹امین شهر پرجمعیت ایران و ۲٬۶۸۶امین شهر پرجمعیت جهان است. .

مهاجرت به شهر در طول دهه ۵۵–۱۳۴۵ خورشیدی افزایش چشمگیر داشت و تراکم جمعیتی آن را بالا برد. بیشتر این مهاجرت‌ها از دیگر شهرهای کردنشین منطقه بوده‌اند. پس از گسترش شهر بسیاری از باغ‌های پیرامون مهاباد مسکونی شدند که امروزه این امر در نام تعدادی از محلات این شهر که با واژه باغ همراه است دیده می‌شود.

اشتغال و بیکاری

در سال ۱۳۵۵ میزان اشتغال در شهر مهاباد ۹۵٫۸ درصد، بالاتر از میزان اشتغال در استان (۸۶ درصد) بوده ولی در سال‌های پس از آن، این میزان کاهش یافته به‌طوری‌که در سال ۱۳۷۵ میزان اشتغال در شهر به ۸۸٫۸ درصد رسیده‌است. بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰، تعداد بیکاران مرد در شهر مهاباد ۵۱۹۸ نفر و تعداد بیکاران زن ۱۰۵۹ نفر بوده‌است (بدون احتساب ۵۷۵۱۵ زن خانه‌دار).

معلولیت

بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰، تعداد افرادی که در شهر مهاباد حداقل دارای یک نوع معلولیت (نابینا، ناشنوا، اختلال در گفتار و صدا، قطع دست، نقص دست، قطع پا، نقص پا، نقص تنه و اختلال ذهنی) هستند در میان مردان ۱۱۱۵ نفر و در میان زنان ۸۱۲ نفر بوده‌است.

اماکن تاریخی

بناها

مقبره بداق سلطان در جنوب غربی شهر مهاباد و داخل قبرستان عمومی شهر قرار گرفته‌است، چون شهر مهاباد کلاً درمیان دره‌ای که رشته کوه‌هایی آن را احاطه کرده و رودخانه‌ای به نام رودخانه مهاباد که از وسط شهر می‌گذرد قرار گرفته‌است، لذا قبرستان مذکور که آرامگاه بداق سلطان نیز در داخل آن قرار دارد در محلی مرتفع تر از شهر قرار گرفته‌است، گویا در زمان خودش این محدوده به صورت خاص به قبور بزرگان اختصاص داشته و وجود چند سنگ قبر این نظریه را تأیید می‌نماید.

  • حمام تاریخی میرزا رسول (که هم‌اکنون به موزه مردم‌شناسی تبدیل شده‌است)
  • حمام لج
  • سنگ نگاره‌های خره هنجیران
  • دژقلات شاه
  • برده کنته
  • آرامگاه بداق سلطان
  • پل ممیند
  • فقرگاه مهاباد
  • حوضخانه رستم بیگ
  • حوضخانه شاه درویش

مساجد

از میان ۲۵۷ مسجد موجود در شهرستان مهاباد، ۷۲ مسجد در شهر و مابقی در روستاها قرار دارند. قدیمی‌ترین مسجد مهاباد مسجد جامع سرخ می‌باشد که در زمان بداق سلطان حاکم مهاباد ساخته و در زمان شاه سلیمان صفوی تکمیل شد. این مسجد از نظر توازن در طرح با هجده گنبد خشتی و شبستانی با هجده ستون سنگی و حجره‌های پیرامون آن از زیباترین بناهای تاریخی استان به‌شمار می‌رود.

باغ‌ها (شهرباغ‌های دیروز)

معضلات شهری

زمین خواری

زمین خواری و رانت خواری از معضلات اصلی شهر مهاباد است. در این میان می‌توان به زمین خواری ۳۰۰ میلیارد تومانی در شهرک صنفی کاوه در سال ۹۳ و زمین خواری تپه سیران اشاره کرد. در رابطه با زمین خواری شهرک صنفی کاوه، برخی از اعضای شورای شهر و شهردار قبلی مهاباد دخیل بوده‌اند.

تعداد خودروهای شهر

بالا بودن تعداد خودرو نسبت به جمعیت، یکی از معضلات شهر مهاباد در سال‌های اخیر بوده‌است. میانگین تعداد خودرو به نسبت جمعیت در مهاباد بیشتر از میانگین کشوری است.

بخش‌ها

گسترش شهر

قدیمی‌ترین منطقه مهاباد «باغ سیسه» نام دارد که یکبار هم بر اثر سیلاب ویران شده‌است و امروزه دارای معماری قدیمی و بافت آن رو به فرسایش است.

سیل و آسیب‌های دیگر باعث انتقال خانه‌ها به بخش‌های جنوبی و ایجاد محلات تازه پیرامون میدان چهارچراغ (شهرداری فعلی) گردیده‌است.

شهر مهاباد به حالت متروکه درآمده بود تا این که بداق سلطان مکری حکمران مهاباد دوباره به آبادانی آن پرداخت. بازرگانی در این شهر در دورهٔ قاجار گسترش یافت و مبادله کالا با شام و بیروت انجام می‌شد که بیشتر در سراهای موصلیان، کریمخان و کاشی‌ها در بازار مهاباد و کاروانسرای سیمون، همدانی‌ها، تاجرباشی و کوسه صورت می‌گرفت.

شهر مهاباد با جمعیت ۱۶٬۰۰۰ نفر در ۱۹۴۵، ۲۰٬۳۳۲ در ۱۹۵۶ و ۴۴٬۰۰۰ در ۱۹۷۶، که تا ۱۹۸۰ به بیش از ۵۰٬۰۰۰ رسید به دلیل موقعیت جغرافیایی اش و بالاتر از همه به دلیل نقشش در تاریخ اخیر کرد به عنوان یک مرکز اداری، نظامی و فرهنگی سریعاً اهمیت یافت. تقریباً همهٔ مهابادیها کردهای مسلمان سنی‌اند. بسیار فارسی و ترکی آذری را به خوبی گویش غالب کردی که در کنار کردی سلیمانی در کردستان عراق، معیاری ادبی برای زبان کردیست، صحبت می‌کنند.

کوچ مردم به شهر در طول دهه ۵۵–۱۳۴۵ خورشیدی افزایش چشمگیر داشت و تراکم جمعیتی آن را بالا برد. بیشتر این کوچ‌ها از دیگر شهرهای کردنشین منطقه بوده‌اند.

پس از گسترش شهر بسیاری از باغ‌های پیرامون مهاباد مسکونی شدند که امروزه این امر در نام شماری از محلات این شهر که با واژهٔ باغ همراه است دیده می‌شود.

امروزه تمرکز ادارات، بانک‌ها و سازمان‌های دولتی و مغازه‌ها و فروشگاه‌ها بیشتر در امتداد خیابان‌های جمهوری اسلامی، سید نظام، طالقانی، بلوار توحید و جام جم است. محلات کارمندی شهر بیشتر در نیمهٔ شمالی و مناطقی که ورود و خروج کالاها (بسیاری از آن‌ها به صورت قاچاق) در آن بیشتر صورت می‌گیرد در نیمهٔ جنوبی شهر قرار دارد.

نخستین لوله‌کشی آب در سال ۱۳۴۰ خورشیدی در شهر مهاباد آغاز به کار کرد و تصفیه‌خانه آب مهاباد نیز در سال ۱۳۵۳ به راه افتاد. پیش از آن در اغلب خانه‌ها و مساجد قنات و چاه شخصی وجود داشت.

امروزه همه معابر شهر آسفالت است و شهرک صنعتی که در کیلومتر ۱۸ جاده مهاباد-میاندوآب قرار دارد و ۹ واحد آن به بهره‌برداری رسیده‌است برای ۱۸۴ نفر ایجاد اشتغال کرده‌است.

مناطق شهرداری

مهاباد دارای ۳ ناحیه اصلی شهری می‌باشد.

ترابری

مسافت مسیر جاده‌ای مهاباد به ارومیه مرکز استان ۱۲۲ کیلومتر و مسافت مسیر جاده‌ای مهاباد به تهران ۶۷۹ کیلومتر است.

فاصله شهر مهاباد با شهرهای همجوار (تمامی این محورها از نوع شبکه دسترسی سطح ۲ درون منطقه‌ای هستند):

راه‌آهن

پروژه راه‌آهن مراغه به ارومیه سال ۱۳۹۲ به مهاباد رسید. ایستگاه راه‌آهن مهاباد و خط آهن میاندوآب به مهاباد به طول ۴۰ کیلومتر در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۹۲ با حضور محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور وقت افتتاح شد.

پایانه مسافربری

در پایانه مسافربری مهاباد ۸۸ دستگاه اتوبوس ویژه، ۵۰ دستگاه مینی بوس و ۱۲۵ دستگاه سواری پژو و سمند فعالیت دارند.

تاکسی درون‌شهری

تعداد تاکسی‌های شهر مهاباد در سال ۱۳۹۴، یک هزار و هفتصد دستگاه بوده‌است، که از این تعداد ۸۹ دستگاه ون، ۹۰۰ دستگاه تلفنی، ۵۰۴ دستگاه گردشی و ۱۶۸ دستگاه خطی بوده‌اند. سازمان تاکسیرانی مهاباد که از تاریخ ۲٫۳٫۱۳۸۶ طبق اساسنامه‌های مربوطه از شهرداری این شهر جدا شده، وظیفه مدیریت و نظارت بر سیستم حمل و نقل عمومی را بر عهده دارد.

اتوبوس

سازمان اتوبوسرانی مهاباد و حومه در پاییز سال ۱۳۷۹ به نام واحد اتوبوسرانی با پنج دستگاه اتوبوس در سه مسیر سطح شهر فعالیت خود را شروع نمود. در سال ۸۶ تعداد اتوبوس‌های فعال به ۳۹ دستگاه رسید که در ۹ مسیر فعال می‌باشند. البته با توجه به مشکلاتی خاص و عدم هماهنگی واحدهای مختلف، جابجایی مسافران با استفاده از اتوبوس در مواقع عادی در مهاباد کارایی چندانی ندارد، لذا در حال حاضر تنها در بخش روستایی از اتوبوس‌ها استفاده می‌شود.

ورزش

از مهم‌ترین اماکن ورزشی مهاباد می‌توان به به مجموعه ورزشی آزادی که شامل زمین فوتبال آزادی (میدان آبیاری) که در سال ۱۳۵۱ تأسیس شده، سالن سرپوشیده ۲۰۰۰ نفری، سالن کشتی، سالن تنیس روی میز، سالن وزنه‌برداری، سالن ژیمناستیک و سالن رزمی می‌باشد، اشاره کرد.

والیبال

مهاباد که از قطب‌های والیبال ایران محسوب می‌شود دارای چندین تیم باشگاهی در لیگ‌های ایران می‌باشد. درخشش والیبال مهاباد به دهه ۷۰ بازمی‌گردد، زمانی که با تیم فرمانداری مهاباد قهرمان دسته اول باشگاه‌های کشور و چهارم سوپرلیگ باشگاه‌های ایران در فصل ۱۳۷۳ شد. این تیم که در آن زمان وابسته به فرمانداری مهاباد بود پس از یکی دو سال حضور در رقابت‌ها، ناگهان با تغییر فرماندار وقت به یکباره منحل شد از سرشناسان والیبال مهاباد می‌توان به فرهاد پیروت‌پور، بهترین پشت خط زن والیبال قهرمانی آسیا در سال ۱۳۹۴ و آکو کریمی بازیکن و داور بین‌المللی اشاره کرد.

مقاومت فرمانداری مهاباد

تیم والیبال مقاومت فرمانداری مهاباد، پس از دو دهه، در سال ۱۳۹۳ دوباره با هدایت فرمانداری مهاباد تشکیل و راهی مسابقات لیگ دسته یک کشور شد. این تیم در دو دوره حضور در مسابقات لیگ دسته یک پس از صعود از مرحله مقدماتی، در مرحله پلی آف با شکست از حریفان از صعود به سوپر لیگ بازماند.

شهرداری مهاباد

تیم والیبال شهرداری مهاباد در آذرماه سال ۱۳۹۴ با قهرمانی در مسابقات سوپر لیگ استان آذربایجان غربی به زیرگروه دسته یک کشوری راه یافت. این تیم با سرمربیگری طاهر کریمی و با بازیکنان تمام بومی، در اولین سال حضور در مسابقات زیرگروه دسته یک به مرحله نیمه نهایی رسید، اما با شکست از حریفان در این مرحله نتوانست به مسابقات لیگ دسته یک راه یابد.

سلامت

بیمارستان امام خمینی مهاباد، تنها بیمارستان شهر با بخش‌های تخصصی داخلی، کودکان، زنان و زایمان، جراحی عمومی، ارولوژی، ارتوپدی، چشم، ای ان تی، جراحی اعصاب، پوست، اعصاب و روان، دیالیز، قلب، سی سی یو و آی سی یو می‌باشد. این بیمارستان دارای پاراکلینیک‌های آزمایشگاه، رادیولوژی، سونوگرافی، سی تی اسکن، داروخانه، آندوسکوپی، اکوکاردیوگرافی و تست ورزش است.

در اطراف مهاباد ساختمان‌هایی برای اسکان بیماران جذامی ساخته شده‌است. این ساختمان‌ها مخصوص جذامیان شهرستان‌های جنوبی استان است.

آزمایشگاه‌ها

شهر مهاباد دارای ۶ آزمایشگاه دولتی و ۶ آزمایشگاه خصوصی می‌باشد.

آزمایشگاه‌های دولتی:

  • آزمایشگاه بیمارستان امام خمینی، واقع در خیابان دانشگاه
  • آزمایشگاه مرکز بهداشت مهاباد، واقع در بلوار توحید
  • آزمایشگاه مرکز بهداشت امیرالمؤمنین، واقع در میدان استقلال
  • آزمایشگاه مرکز بهداشت شافعی، واقع در خیابان خلفای راشدین
  • آزمایشگاه مرکز بهداشت بداق سلطان، واقع در میدان استقلال
  • آزمایشگاه مرکز بهداشت فرهنگیان، واقع در خیابان ساحلی

آزمایشگاه‌های خصوصی

  • آزمایشگاه خصوصی دکتر زینی، واقع در چهارراه آزادی
  • آزمایشگاه خصوصی مهر، واقع در خیابان جمهوری
  • آزمایشگاه خصوصی پاستور، واقع در خیابان صلاح‌الدین ایوبی
  • آزمایشگاه خصوصی دکتر ژیان، واقع در چهارراه آزادی
  • آزمایشگاه خصوصی شفا، واقع در خیابان صلاح الدین ایوبی شرقی
  • آزمایشگاه خصوصی تأمین اجتماعی، واقع در خیابان صلاح‌الدین ایوبی

اماکن گردشگری

  • دریاچهٔ سد مهاباد
  • باغ مکائیل (پارک ملت)
  • غار سهولان
  • تالاب کانی برازان
  • فقرگاه

مراکز آموزشی

دانشگاه‌ها

دانشگاه آزاد اسلامی واحد مهاباد

این دانشگاه در سال ۱۳۶۵ تأسیس شده و اکنون به عنوان بزرگترین واحد دانشگاه آزاد اسلامی در استان آذربایجان غربی با دارا بودن بیشترین تعداد رشته در مقطع کارشناسی ارشد دانشجو می‌پذیرد. مسن‌ترین دانشجوی ایران با ۸۲ سال سن در دانشگاه آزاد اسلامی واحد مهاباد در حال تحصیل است.

دانشگاه پیام نور مهاباد

این مرکز دانشگاهی در سال ۱۳۷۲ تأسیس شده و در حال حاضر در بیش از ۸۰ رشته در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشجو می‌پذیرد. این دانشگاه از نظر تعداد رشته در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد و از نظر تعداد دانشجویان در حال تحصیل بعد از دانشگاه پیام نور مرکز ارومیه در جایگاه دوم استان آذربایجان غربی قرار دارد.

رسانه

صدا و سیما

اولین فرستنده رادیویی در سال ۱۳۲۴ در مهاباد تأسیس شد و بعد از افت و خیزهای فراوان در پانزدهم تیرماه سال ۱۳۵۱ رادیو مهاباد به صورت تمام رسمی افتتاح شد. فرستنده تلویزیونی مهاباد نیز در تاریخ ۱۳۵۰٫۷٫۱۸ دایر و افتتاح شده‌است. هم‌اکنون شبکه مرکز مهاباد روزانه به‌طور معمول ۱۲ساعت در بخش سیما و ۱۵ ساعت برنامه در رادیو پخش می‌کند. سیمای مرکز مهاباد در یکم خرداد سال ۱۳۹۴ بر روی ماهوارهعرب‌ست یا همان بدر قرار گرفت.

نشریه‌ها

مهاباد دارای چهار نشریه ماهنامه مهاباد، دوهفته‌نامه جامعه کردستان، مجله میراث یار و پیشه نگ است.

ماهنامه مهاباد

ماهنامه مهاباد اولین نشریه این شهر است که با مدیر مسئولی و صاحب امتیازی احمد بحری، فعالیت خود را از سال ۱۳۷۹ با دو زبان کردی و فارسی در سه زمینه فرهنگی، اجتماعی و ادبی آغاز کرد. این نشریه که از باسابقه‌ترین مجلات کردی در ایران است، در مهاباد چاپ و در بسیاری از مناطق کردنشین انتشار می‌یابد.

ره‌آوردها

غذاهای سنتی

یکی از مهم‌ترین غذاهای شناخته شده کولیچه و شورمزه یا همان نخود است (کولیچه خمیری از ارد گندم است که در داخل روغن سرخ می‌کنند و نخود را در آن می‌ریزند و بمانند ساندویچ صرف می‌شود) واز غذاهای سنتی مهاباد می‌توان به آش دوکلیو (نوعی آش دوغ)، دلمه کلم، بربه سل و نیسکینه، ماشینه، سنگه سیر، شانی کباب -انواع نان‌های روغنی چون کلانه و پنچه کش و … اشاره کرد.

صنایع دستی

از صنایع دستی مهاباد می‌توان قالی، جاجیم، گلیم و چاروق بافی، سکه و پولک دوزی، منجوق دوزی، رودوزی، سوزن دوزی، قرقره بافی (گیپوربافی)، مصنوعات چرمی، قلاب بافی، سجاده باف

جاهای دیدنی مهاباد

مهاباد در فاصله ۱۲۰ کیلومتری ارومیه، در استان آذربایجان غربی قرار گرفته است. این شهر در جنوب استان آذربایجان غربی قرار دارد و یکی از شهرهای کردنشین این استان می‌باشد. مهاباد در دوران قبل از پهلوی به نام ساجبلاغ مشهور بود اما در دوران حکومت رضاشاه، به مهاباد تغییر نام داد.

تاریخچه مهاباد بسیار غنی است و در اغلب دوران تاریخی حضور پررنگ داشته است. شهر مهاباد در میان کوه‌های بلند رشته کوه زاگرس قرار گرفته و در کنار دیدنی‌های تاریخی، طبیعت بی‌نظیری نیز دارد.

جاهای دیدنی مهاباد

حمام میرزا رسول

حمام میرزا رسول از سال ۱۳۸۰ به موزه مردم شناسی تبدیل شد. این حمام در مرکز شهر و نزدیک بازار واقع شده است. کارشناسان از سبک معماری این بنا تشخیص داده‌اند که ساخت حمام به دوره صفویان و یا قاجار بازمی‌گردد. حمام میرزا رسول از بخش‌هایی مانند سربینه، گرم‌خانه و فضای انتقالی تشکیل شده است. حمام میرزا رسول دو گنبد دارد که هرکدام از آن‌ها شامل ۴ نورگیر می‌شود. در این موزه، لباس‌های محلی مردان و زنان کُرد به نمایش گذاشته شده است.

حمام میرزا رسول مهاباد

غار سهولان

یکی از معروف‌ترین جاذبه های گردشگری مهاباد، غار سهولان است. به گفته کارشناسان قدمت این غار به ۷۰ میلیون سال پیش باز می‌گردد. در غار سهولان هم مثل غار علیصدر برای دیدن جاذبه‌های غار باید قایق‌سواری کنید. در این غار، نور و روشنایی قرار داده‌اند و اصلا نگران گم شدن در آن نباشید. تنها باید در مسیرهای مشخص حرکت کنید. در غار سهولان لانه تعداد زیادی کبوتر دیده می‌شود و قندیل‌ها و سنگ‌های آهکی زیبایی آن را دو چندان کرده است. هوا داخل غار از هوای بیرون خنک‌تر می‌باشد بنابریان قبل از ورود به غار بهتر است که لباس گرم همراه خود داشته باشید. غار سهولان در جاده مهاباد به بوکان و بعد از روستای عیسی‌کند واقع شده است.

غار سهولان مهاباد

پارک ملت مهاباد

پارک ملت مهاباد یکی از پارک‌های قدیمی مهاباد است. نام قدیمی پارک، باغ میکائیل است. در دوران صفویان خاندان میکائلی به مهاباد تبعید شدند و گفته می‌شود که این باغ به این خاندان تعلق داشته است. اکنون بخشی از این باغ به پارک تبدیل شده که بازدیدکنندگان می‌توانند در استخر پارک قایق‌سواری کنند. این پارک در ابتدای جاده مهاباد به پیرانشهر قرار دارد.

پارک ملت مهاباد

عکس از لست‌سکند

آرامگاه بداق سلطان

مقبره بداق سلطان در جنوب‌غربی شهر مهاباد قرار دارد. این آرامگاه مربوط به یکی از سرداران شاه عباس صفوی است. آرامگاه بداق سلطان دو قسمت اصلی دارد. یک قسمت فضای ورودی و قسمت دیگر، اتاق اصلی است که قبر بداق سلطان در اتاق اصلی قرار دارد. بر روی هر کدام از دو قسمت مقبره، گنبدی قرار گرفته است. در اطراف آرامگاه، قبرستان قدیمی مهاباد دیده می‌شود.

دیدنی های مهاباد

عکس از کجارو

تالاب کانی برازان

دریاچه سد یکی از دیدنی‌های مهاباد است که در ادامه آن تالاب بین المللی کانی برازان به‌وجود آمده است. این تالاب در ۳۰ کیلومتری شهر قرار دارد و محلی مناسب برای دیدن پرندگان مهاجر و بومی است. اگر در زمان اول دی تا نیمه بهمن به این تالاب بروید، می‌توانید پرندگان مهاجر را مشاهده کنید. در فصول دیگر هم طبیعت تالاب کانی برازان بسیار باصفا و زیباست.

تالاب بین المللی کانی برازان

عکس از ایرنا

موزه سرای استاد هیمن

موزه سرای استاد هیمن در واقع خانه استاد هیمن، یکی از شاعران معروف مهابادی است. این خانه تاریخی روزگاری نچندان دور محل زندگی هنرمند کردزبان به نام محمدامین شیخ‌الاسلامی معروف به هیمن بود. موزه استاد هیمن جزو موزه‌های خصوصی است و در آن دست‌نوشته‌ها، لوازم شخصی، سازهای نوازندگی استاد، تابلوهای نقاشی و آلبوم تصاویر وی به نمایش گذاشته شده است. موزه سرای استاد هیمن در میان بیست موزه برتر کشور قرار دارد.

مسجد جامع سرخ

مسجد جامع سرخ مربوط به دوران صفوی است. این مسجد در مرکز شهر مهاباد قرار دارد و جزو آثار ملی ایران به حساب می‌آید. مسجد جامع مهاباد دو ایوانه و از قدیمی‌ترین بناهای تاریخی دوران اسلام در غرب کشور به شمار می‌رود. در این مسجد، توزان شکل طاق، گنبد و شبستان به خوبی رعایت شده و باعث استحکام بنا تا به امروز گردیده است. مصالح مورد استفاده در مسجد جامع سرخ، آجر و سنگ بوده و اطراف مسجد حجره‌های قرار دارد که سادگی خاصی در آن‌ها دیده می‌شود.

مسجد جامع مهاباد

عکس از کجارو

گور دخمه فخریگاه

گور دخمه فخریگاه یا فخریکا از دیگر جاهای دیدنی مهاباد است. این گوردخمه‌ها متعلق به زمان مادها می‌باشد. گور دخمه فخریگاه در نزدیکی روستای اگریقاش قرار دارد. این گور دخمه‌ها در دو طبقه ساخته شده‌اند و چهار ستون سنگی و سه گور داخل آن وجود دارد. گور دخمه‌ها فخریگاه از نظر حجاری و ستون‌بندی به مقبره‌های دوره ماد شباهت دارد. برخی از مورخان معتقدند که این گور دخمه‌ها متعلق به فروتیش پدر دیاکو است.

گور دخمه های مهاباد

عکس از ویکی‌پدیا

محوطه تاریخی برده کنته

یکی دیگر از مهم‌ترین دیدنی‌های مهاباد، محوطه تاریخی برده منته است. این محوطه باستانی در ۷ کیلومتری شهر مهاباد قرار دارد. برده کنته در زبان کردی به معنای سنگ حفره‌دار است. از نظر کارشناسان باستان‌شناسی، قدمت محوطه تاریخی برده کنته به دوره مانائی‌ها باز می‌گردد.

حمام لج

حمام لج یکی دیگر از دیدنی‌های مهاباد است که از دوران صفویی در مهاباد باقی مانده است. این حمام جزو زیباترین آثار تاریخی دوران صفوی محسوب می‌شود. قدمت آن به سال‌های ۱۰۵۰ هجری قمری الی ۱۱۰۰ هجری باز می‌گردد. مصالح اصلی ساخت حمام لج، سنگ، آجر و گچ بوده است. حمام در روستای به نام لج قرار دارد.

مراکز خرید مهاباد

یکی از جاذبه‌های اصلی مهاباد، خرید است. اغلب گردشگران برای خرید از بازارهای مرزی به مهاباد سفر می‌کنند. در میان این بازارها، بازار تاناکورا نیز در مهاباد بسیار محبوب است. در ادامه برخی از مهم‌ترین بازارهای مهاباد معرفی شده است.

  • بازار اصغری مهاباد: بازار اصغری یکی از بازارچه‌های مرزی مهاباد است. این بازار چهار طبقه دارد که در آن لوازم خانگی، لوازم صوتی و تصویری، لوازم برقی و انواع پوشاک زنانه و مردانه به‌فروش می‌رسد.
  • بازار تاناکورای مهاباد: این بازار یکی از جالب‌ترین مراکز خرید مهاباد است. در این بازار انواع اجناس با‌کیفیت و خارجی دست دوم عرضه می‌شود.

منابع- سایت چهارگوشه

سایت اتاقک

منابع

معرفی شهر میاندوآب

میاندوآب

میاندوآب دارای فرمانداری ویژه و یکی از شهرهای جنوبی استان آذربایجان غربی در شمال غرب ایران است. میاندوآب بزرگ‌ترین و پرجمعیت‌ترین شهرستان جنوبی استان آذربایجان غربی و با فاصله ۱۶۴ کیلومتری از ارومیه، در جنوب استان قرار گرفته‌است. میاندوآب شهر رودخانه‌های پرآب در جنوب دریاچه ارومیه و میان دو رود زرینه‌رود و سیمینه‌رود واقع شده و محل تلاقی استانهای آذربایجان غربی و شرقی محسوب می‌شود. وجه تسمیه این شهر حاصل موقعیت این شهر بین دو رود زرینه‌رود و سیمینه‌رود هست. ورزش دوچرخه سواری در این شهر قدمت زیادی دارد و میاندوآب به شهر دوچرخه ایران معروف و مشهور است. این شهر با مهمان‌نوازی مردم و آب و هوای معتدل و مطلوبش مشهور است. اهالی میاندوآب مردم آذربایجانی هستند و به زبان ترکی آذربایجانی تکلم می‌کنند و سوغات این شهر قند است.

این شهر یکی از بزرگترین و مهم‌ترین شهرهای آذربایجان غربی می‌باشد و تنها شهرستانی در ایران می‌باشد که نسبت جمعیت شهری و روستایی آن تقریباً برابر استمیاندوآب، چهارمین دشت حاصل خیز کشور محسوب می‌شود و شهرستان میاندوآب نیز بعد از ارومیه بزرگترین تولیدکننده محصولات کشاورزی در آذربایجان غربی و یکی از قطب‌های اصلی استان در امر تولید می‌باشد.

میاندوآب از جایگاه ارتباطی، نظامی و استراتژیک ویژه ای در سطح منطقه شمال غرب کشور برخوردار است و به دلیل واقع شدن در مسیر راه تبریز ـ مراغه ـ سنندج و ارومیه و پیوند دادن استان‌های آذربایجان غربی و آذربایجان شرقی و کردستان اهمیت و نقش مهمی برخوردار است.

میاندوآب و حومه آن در دنیای قدیم یکی از مناطق پررونق محسوب می‌شده‌است، اولین سند معتبر به دست آمده که مربوط به منطقه میاندوآب باشد، سنگ نبشته ای به زبان اورارتویی که در شمال غرب شهر در نزدیکی روستای داش تپه می‌باشد که دو قطعه بزرگ این کتیبه به موزه بریتانیا انتقال داده شده‌است.

نام و وجه تسمیه

این شهر در جنوب دریاچه ارومیه و میان دو رود زرینه‌رود و سیمینه‌رود واقع شده‌است؛ و وجه تسمیه این شهر حاصل موقعیت این شهر بین دو رود زرینه‌رود و سیمینه‌رود می‌باشد.

وضعیت طبیعی

شهر میاندواب با واقع شدن در دشت میاندوآب که به عنوان چهارمین دشت حاصل خیز کشور شناخته می‌شود، دارای ظرفیت بالایی برای توسعه و پیشرفت می‌باشد استعداد بالقوه و خاک مرطوب و حاصل خیز، آب فراوان برای کشتزارهای بزرگ، تنوع انواع محصولات زراعی و سردرختی، میاندواب را به یکی از قطب‌های اصلی و بزرگ تولیدکننده محصولات کشاورزی در آذربایجان غربی بدل ساخته‌است میاندوآب پتانسیل‌ها و ظرفیت‌های بالقوه زیادی برای سرمایه گذاران داخلی و خارجی دارد و در بخش کشاورزی به عنوان یک قطب مطرح می‌باشد. در کنار این عوامل، شهر میاندواب با واقع شدن در موقعیت مناسب جغرافیایی و وجود منابع آبی مناسب مثل رودخانه زرینه رود، شرایط مناسبی برای توسعه و رشد شهری دارا است.

موقعیت جغرافیایی شهر و مردم

این شهرستان که به شهر دوچرخه مشهور است در حد فاصل بین شهرهای ملکان، شاهین‌دژ، بوکان و مهاباد واقع شده‌است و در واقع پل ارتباطی برای استان‌های آذربایجان غربی و آذربایجان شرقی محسوب می‌گردد. مساحت شهرستان میاندوآب ۲۶۹۴ کیلومتر مربع است و در طول جغرافیایی ۴۶درجه و ۶ دقیقهٔ شرقی از نصف‌النهار گرینویچ و در عرض ۳۶ درجه و ۵۸ دقیقهٔ شمالی از خط استوا در وسط جلگه‌های منتهی به دریاچه ارومیه با ارتفاع ۱۳۱۴ متر از سطح دریا قرار دارد. آب و هوای منطقه متغیر بوده، دارای تابستانهای نسبتاً گرم و زمستانهای مختصر سرد می‌باشد. میزان بارش متوسط در منطقه ۲۸۹میلی لیتر ثبت شده‌است.، در زمانی نه چندان دور جلگه میاندوآب یکی از جلگه‌های معروف کشت پنبه بوده است و هم‌اکنون کشت چغندر قند رواج دارد.

پیشینه

سابقه تاریخی سکونت در دشت میاندواب به هزاره‌های قبل از میلاد و به دوران اورارتو برمی‌گردد و اولین سندی که به موجودیت شهر امروزی میاندواب اشاره دارد به زمان فتحعلی شاه قاجار می‌رسد. میاندواب تا سال ۱۳۰۹ هجری شمسی مرکز ناحیه مرحمت‌آباد و از توابع مراغه به‌شمار می‌رفت. میاندوآب را سیاحان اروپایی که تا پیش از دوره پهلوی از این منطقه دیدن می‌کردند در کتاب‌های خود آورده‌اند.

در دوره قاجار آغامحمدخان قاجار که شهر کرمان را به‌کل نابود ساخته و همگی مردم آن را کور کرده بود، یک هزار تن از جوانان شهر را به سرکردگی مرتضی‌قلی‌خان کرمانی به تهران فرستاد و پس از آن به میاندوآب و سراب و برخی نقاط دیگر آذربایجان تبعید کرد. این کرمانیان پس از چند نسل در جمعیت این شهرها حل شدند حتی در میاندوآب از دیرباز محله‌هایی به نام محله کرمانی‌ها، سیرجانی‌ها، زرند، راه‌بُر و لک‌ها وجود دارد. طایفه‌ای نیز تا یک نسل پیش در میاندوآب هنوز به فارسی با لهجه کرمانی صحبت می‌کردند و از تاریخ نیاکانشان آگاه بودند.در حال حاضر اقلیت بسیار اندکی از کلیمیان در میاندوآب هستند.

کوه‌های شهرستان میاندوآب

شهرستان میاندوآب، از نظر توپوگرافی، تپه ماهوری و جلگه‌ای است. بجز در شرق میاندوآب، که دامنه‌های سهند در آن واقع است؛ اکثراً تپه ماهوری و هرچه به طرف شهر میاندوآب نزدیک می‌شویم از ارتفاع آنان کم می‌شود. بلندترین ارتفاع کوه‌های مرز آذربایجان‌شرقی و غربی، در محل ربط با ارتفاع ۲۸۳۲ متر است و کوه‌های جان‌آقا، عثمان اولن، آیدشه و ارتفاعات نوروز لو (سد انحرافی نوروزلو در پای این کوه بر روی زرینه‌رود احداث شده) ۱۴۵۰ متر ارتفاع دارند. همچنین کوه قشلاق‌لو، با ارتفاع ۱۳۷۰ متر و ارتفاعات خطایی، در اطراف تالاب چنگیزگلی، با ارتفاع ۱۴۵۰ متر و کوه تلخاب یا قزل کوه، در حد فاصل مهاباد و میاندوآب با ارتفاع ۱۶۴۵ متر می‌باشد.

آثار باستانی

  • پل میرزا رسول

این پل تاریخی در ۵ کیلومتری میاندوآب بر روی رودخانه سمینه رود بنا شده‌است. این اثر که قدمت آن به دوره قاجاریه می‌رسد در حال حاضر، در کنار جاده میاندوآب به مهاباد واقع شده‌است. طول این پل ۵۲ متر و تعداد دهانه‌های آن ۷ دهانه می‌باشد. مصالح بکار رفته در این بنا در قسمت پایه‌ها و سیل شکن‌ها، سنگ و در بقیه قسمت‌ها آجر می‌باشد. این بنا به شماره ۲۰۶۸ در فهرست آثار ملی ثبت شده‌است

  • پل کوسالار

پل کوسالار در ۱۰ کیلومتری شمال شرقی میاندوآب در مسیر جاده میاندوآب به شهر چهار برج در روستای کوسالار بر روی کانالی به نام «آجی گوبی» که از زرینه رود منشعب است، ساخته شده‌است. با توجه به نوع ساخت آن قدمت این پل به اواخر دوره قاجاریه برای ارتباط میان دو طرف کانال آب می‌رسد. پل کوسالار دارای ۲ پایه است که با لاشه سنگ و ملات آهک بر روی پی‌های نه چندان محکم استوار گشته‌اند پایه‌ها ۶/۱ متر عرض و ۵/۴ متر طول و در جهت مخالف جریان آب دارای آب شکن‌های مثلثی می‌باشند که هم‌اکنون بقایای آن‌ها باقی مانده‌است. طول آب شکن‌ها حدود ۱ متر و ارتفاع پایه‌ها و آب شکن‌ها از کف پل تا قسمت پایه طاقها ۵/۱ متر می‌باشد.

از دیگر آثار تاریخی و باستانی میاندوآب می‌توان به نقاط زیر اشاره کرد:

مسجد طاق، تپه باستانی روستای داش تپه، مجاری صخره‌ای معروف به چهل پله، امامزاده تاجن علی، قلعه هلاکو، آرامگاه ملا شهاب الدین، قلعه حسین‌آباد، قلعه خرابه، قزل قلعه (قزون ۷ و ۸ هـ. ق) دلیک داش (دوره تاریخی).

میاندوآب بیش از ۱۰۰ اثر تاریخی دارد که ۴۳ اثر از آن‌ها در

جاذبه های دیدنی میاندوآب

قلعه هلاکوخان

در واقع قلعه هلاکوخان در داخل مرزهای استان آذربایجان شرقی، شهرستان اسکو
قرار دارد اما به مدد فاصله کوتاه این قلعه تاریخی با میاندوآب، که چیزی در حدود ۱۵ کیلومتر است،
می توانید سری به آن بزنید. قلعه هلاکوخان در تنها جزیره مسکونی دریاچه ارومیه قرار دارد. جزیره ای که
در روزهای پرآبی دریاچه ارومیه جلوه های دیدنی بی نظیری داشت. این جزیره وسیع که جزیره شاهی و حتی مشت عثمانی نیز نامیده می شده حالا جزیره اسلامی نام دارد.
قلعه که در فاصله ۲ کیلومتری روستای آق گنبد قرار گرفته است به سان اغلب قلعه های نفوذناپذیر
منطقه آذربایجان بر قله کوهی مرتفع قرار گرفته است که از سه طرف به پرتگاه منتهی شده و تنها یک راه ورود دارد.

جاذبه های دیدنی میاندوآبقلعه هلاکوخان

مسجد طاق

مسجد طاق در کوچه طاق، خیابان ۱۷ شهریور شهر میاندوآب قرار گرفته است.
این مسجد زیبا متعلق به اواسط دوره قاجار است و به نظر می رسد در فاصله بین سال های ۱۲۰۰ تا ۱۲۱۰ ه.ق ساخته شده که در این بین سال ۱۲۰۲ محتمل تر است. سازنده بنا حاکم مراغه، احمدخان بیگلر بیگی،
بوده که پیوند خویشاوندی نزدیکی با فتحعلی شاه قاجار داشته است. مسجد طاق که قدیمی ترین مسجد شهر میاندوآب است ترکیبی از سنگ، آجر و خشت است و آجرهای قرمز رنگ آن جلوه خاصی به بنا داده اند.
قدیمی ترین بخش بنای مسجد شبستان اصلی آن است. این شبستان نه ستون قطور آجری دارد و سقف آن پر از طاق های زیبا و بلند و ضربی است و یک گنبد است که به زیبایی بر روی ستون ها قرار گرفته اند. سقف شبستان نیز مزین به نه گنبد کوچک است.

جاذبه های دیدنی میاندوآبمسجد طاق

پل تاتائو یا پل میرزارسول

پل تاتائو یا پل میرزارسول یکی از جاذبه های دیدنی میاندوآب و از تاریخی ترین پل های شهر است.
این پل بر روی رودخانه زیبای سیمینه رود در همسایگی میاندوآب قرار دارد که در اصل تاتائو
نامیده می شوید. پل تاتائو یادگاری از دوره صفویه است اما هیچ اطلاعی از نام سازنده،
بانی بنا و یا سال ساخت دقیق آن در دست نیست. این پل یکبار در زمان قاجاریه مرمت
اساسی می شود. از آنجا که بانی این مرمت فردی به نام میرزا رسول بوده است این پل به نام میرزا رسول شهره می شود

پلپل میرزا رسول

داش تپه

در صورتی که در پی تاریخ و داستان های افسانه ای آن هم در هزاران
سال قبل از میلاد هستید، حتما باید در مورد داش تپه میاندوآب چیزهایی شنیده باشید. داش تپه، تپه ای تاریخی است که روزگاری دور شاید در حدود ۸ قرن قبل از میلاد قلعه ای بر روی آن قرار داشه است و حالا قلعه
در گذر زمان تبدیل به تپه ای میان تهی گردیده است. تپه ای که ساروج و آهک آن هنوز
هم اجازه وارد شدن نمی دهد و گرچه کاملا فروریخته اما هنوز هم آثار درب ورودی آن پیداست. این قلعه یک کتیبه با زبان اورارتویی ها داشته و در آن از سرزمینی با نام پارسوا از زبان پادشاه اورارتو به نام منوا سخن به میان آمده است

روستاداش تپه

موزه میاندوآب از جاذبه های دیدنی میاندوآب

یکی از غنی ترین موزه های استان آذربایجان غربی در میان ۱۲ موزه استان، موزه میاندوآب است.
موزه میاندوآب که در خیابان امام خمینی و در داخل پارک معلم واقع شده است
در سال ۱۳۴۶ ه.ش پایه گذاری گردیده است. در صورتی که به تاریخ و تمدن ایران باستان علاقمندید موزه میاندوآب یک مجموعه تمام و کمال است.
آثاری متنوع از هزاره های ششم قبل از میلاد تا اواخر دوران قاجار در این گنجینه
ارزشمند نگهداری خواهد شد. از ابزار سنگی انسان های اولین تا قلمدان های دوره قاجار
در این موزه به نمایش گذاشته گردیده است. آثار سنگی، برنزی، استخوانی، فلزی
و مفرغی، انواع ظروف سفالی از دوره های گوناگون تاریخی، انواع سکه ها، انواع ظروف شیشه ای، کتب خطی،آثار مکشوفه در لرستان و… نیز در این موزه به نمایش گذاشته گردیده است.

موزه میاندوآبموزه میاندوآب

قلعه آقا جان آقا

بزرگ ترین قلعه نظامی مانایی‌ها به نام قلعه جان آقا در ساحل شمال زرینه رود و
در ارتفاعات کوه مجاور روستای جان آقا از توابع شهرستان میاندوآب واقع است.

از ویژگی‌های این قلعه کوهستانی که مهم ترین قلعه نظامی در منطقه بوده، می‌توان
به انتخاب مکان، استفاده از مصالح سنگی بدون ملات در ساختمان دژ، بهره‌گیری از خط
رابط برای تسهیل و تسریع حرکت سربازان در قلعه و اسکان نیروهای نظامی در فضاهای داخلی تعبیه شده موجود در حصار دژ اشاره نمود.

دژ نظامی جان آقا با قالایچی یا زیرتو مرکز اقوام مانایی هم دوره بوده و متعلق
به هزاره اول پیش از میلاد که حفاظت شمال زیرتورا برعهده داشته است.

طول این دژ بیش از ۲۵۰ متر و ارتفاع دیواره‌های آن نیز با توجه به وضعیت منطقه بین ۸۰ تا ۱۸۰ سانتی‌متر متفاوت است که در خط الراس نظامی به طرز بسیار ماهرانه‌ای بدون استفاده از ملات و با چیدن سنگ‌های بزرگ بر روی هم ساخته شده است.

قلعهقلعه جان آقا

چشمه زندان سلیمان

چشمه آب معدنی زندان سلیمان بین احمدآباد علیا و کوه زندان در شهرستان
میاندوآب واقع شده و جز جاذبه های دیدنی میاندوآب است این چشمه حدود ۱۹۸۰ متر از سطح دریا
ارتفاع دارد. از میان چشمه‌های
گوگردی دو چشمه در قسمت غربی کوه زندان قرار دارد. بدنه‌ حوض از سنگ آهکی
طبیعی است که آن را تراشیده و به شکل مستطیل
در آورده‌اند. قسمت اعظم آب از مجرای جنوب شرقی و مقدار کمی نیز از مجرای
جنوب غربی خارج می‌شود. آبدهی این چشمه یک لیتر در ثانیه است و پس از
خروج از حوض تا فاصله تقریباً ۵۰ متری در زمین فرو می‌رود.

چشمهچشمه زندان سلیمان

پارک ساحلی آتا میاندوآب

عبور زرینه رود از قلب شهر میاندوآب به خودی خود جذاب است اما اگر به دنبال یک
مرکز تفریحی در داخل شهر میاندوآب هستید حتما سری به پارک ساحلی آتا در
همسایگی زرینه رود بزنید. این پارک که در خیابان ساحلی میاندوآب
واقع شده است یکی از تفرج گاه های اصلی شهر میاندوآب است.
یک پارک زیبا
با مسیرهای سنگ فرش و درختکاری شده که در روزهای تعطیل مملو از حضور
میاندوآبی هاست. آلاچیق ها متعدد، سفره خانه سنتی، کافه و مراکز بازی از امکانات
این پارک ساحلی زیباست. آتا در زبان شیرین ترکی به معنای پدر است میاندوآبی ها یک پارک دیگر با نام آنا نیز دارند که به معنای مادر است. پارک ساحلی آنا نیز بر کرانه زرینه رود واقع شده است.

پارک آبیپارک آبی میاندوآب

حمام طبیعی حیدر باغی

یکی از پدیده های شگفت انگیز طبیعت و از جاذبه های دیدنی میاندوآب چشمه آب گوگردی است
که با تراوش چندین ساله اش سبب به وجود آمدن اشکالی خاص و متفاوت با رنگ های بسیار
زیبا شده است. این چشمه که آب آن همانند یک دوش خود را به بستر رودخانه می رساند به حمام طبیعی شهره است.
بسیاری از مردم برای شنا کردن در آب این چشمه گوگردی خود را به روستای حیدرباغی
در منطقه بسیار زیبا و چشم نواز باروق می رسانند. این چشمه ده متری از بستر رودخانه
بالاتر است و املاح موجود در آن در طول زمان اشکالی سنگی ایجاد کرده است. طبیعت اطراف این چشمه همانند تمام مناطق باروق بسیار زیبا، بکر و چشم نواز است.

حمامحمام طبیعمنابعی حیدرباغی

آبشار اوزان

یکی از جاذبه های دیدنی میاندوآب زیباترین آبشارهای این شهر آبشار اوزان است
که در بخش باروق و در ۷۰ کیلومتری شهر میاندوآب واقع شده است. این منطقه به داشتن
مراتع سرسبز و دشت های وسیع با گلزارهای فراوان شهره است. در این میان در نزدیکی روستای اوزان پایین، ردپای آبشاری
به چشم می خورد که از بلندای صخره ای ۱۵ متری بر روی تخته سنگ های کوچکی
فرود آمده و در نهایت به شکل یک رودخانه آرام در میان دره ای زیبا و بسیار سرسبز
به مسیر خود ادامه می دهد. این آبشار زیبا که
در ۲٫۵ کیلومتری روستا قرار گرفته است با نام آبشار اوزان شناخته می شود.
اطراف آبشار پوشیده از درختان زیباست و سرسبزی اطراف آن بر زیبایی اش می افزاید. آبشار اوزان در فصل بهار بسیار پرآب بوده و مناظر بی بدیلی را خلق می کند.

آبشارآبشار اوزان

فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده‌است

منابع

ویکی پدیا

سایت نیک صالح

نقده

نَقَده یکی از شهرهای جنوبی استان آذربایجان غربی و مرکز شهرستان نقده است. این شهر در ۹۵ کیلومتری جنوب‌شرق ارومیه واقع شده‌است. تا سال ۱۳۴۶ شمسی شهر و شهرستان نقده یا سولدوز شناخته می‌شد که در این سال طی مصوبه‌ای نام این شهر و شهرستان به نقده تغییر یافت

۷۵ درصد شهر را آذربایجانی‌ها و ۲۵ درصد را کردها تشکیل می‌دهند.

جاذبه‌های گردشگری این شهر می‌توان هفت چشمه در۳کیلومتری جنوب غربی شهر نقده و درقسمت شرقی سلطان یعقوب واقع است در گذشته طعم و مزه هر چشم و آب جوشان هر یک از این ۷نقطه با دیگری متفاوت بوده ودارای املاح معدنی بخصوصی می‌باشد. حوضی به شکل کوزه در پائین کوه ساخته شده این تفرجگاه امکاناتی مثل آب آشامیدنی ٬فضای سبز٬امکانات رفاهی_ورزشی_خدماتی _درمانی و بهداشتی _غذاخوری_ شهر بازی_رستوران و پارکینگ را دارا می‌باشد. مردم نقده هر روز برای پیاده‌روی به این تفرجگاه می‌روند. رودخانه گادار وسد حسنلو و تالاب بین‌المللی پارک لاله اشاره داشت. شهرستان نقده منطقه‌ای کوهستانی است کوهای سلطان یعقوب و فیرنگی داغ و مهدی خان داغی و کوه‌های باباحسن داغی با ارتفاع ۲۰۰۰متر چشمه‌های طبیعی: از چشمه‌های نقده چشمه (شیخ معروف) درضلع جنوب که چشمه‌ای است معدنی و مؤثر برای درمان برخی بیماری‌های پوستی. بازارهای محلی: هر هفته بازار محلی به نام «جمعه بازار» در روز جمعه درمسیر جاده اشنویه برپا می‌شود.

تپه حسنلو در ۷کیلومتری شهر نقده قرار دارد، یکی از تپه‌های باستانی ایران است که قدمت آن به بیش از ۶ هزار سال قبل از میلاد می‌رسد معروفترین اثر باستانی یافت شده در این محل جام طلای حسنلو است که به عصر آهن تعلق داشته و درموزه ایران باستان نگهداری می‌شود.

ظرف شراب متعلق به حدود ۴٬۵۰۰ سال پیش از میلاد در تپه حاجی فیروز نقده به عنوان نخستین وسیله شراب‌سازی موجود در دوران نوسنگی کشف گردید.

وجه تسمیه

مینورسکی در دائرةالمعارف اسلامی زیر کلمه سولدوز آورده که ناحیه سولدوز

را غازان خان در سال ۷۰۳ ه‍.ق به امیر چوپان داده‌است و بر این اساس به نظر وجه تسمیه سولدوز از نام امیرچوپان گرفته شده‌است.

وجه تسمیه‌های مختلف نگاشته‌شده برای نقده:

  • نغده: از زیورآلات زنان قره‌پاپاق.
  • نه قه ده:لهجه کوردی شهر.
  • نقی‌ده: آبادی نقی (نقی‌خان بوزچلو: مالک اصلی شهر در دوران قاجار و پهلوی).
  • سولی‌دوز: این اصطلاح در زبان ترکی آذربایجانی به دشت‌های هموار و پرآب اطلاق می‌شود.
  • سیمای عمومی سولدوز نام قدیمی شهرستان نقده پس از دوران سوم زمین شناسی تشکیل گرفته است و بنا به شواهد طبیعی و کشف فسیل های جانوری و گیاهی در دامنه کوه های لاواشلی(جنوب غربی نقده) که در این منطقه در 500 میلیون سال قبل در زیر آب قرار داشته است.

    از طرفی وجود تپه حاجی فیروز در هشت کیلومتری شمال شرقی نقده با توجه به کاوش های باستان شناسی حاکی از زیست و اسکان انسان ها و اقوام دوران ابتدایی و شروع عصر سنگی در منطقه است و تپه مذکور یکی از قدیمی ترین تپه های باستانی نه تنها آذربایجان غربی بلکه ایران و جهان محسوب می شود. با این حال مهمترین مشخصه تاریخ باستان منطقه نقده تپه حسنلو با جام زرین که شهرت جهانی دارد و بیش از 55 تپه باستانی بزرگ و کوچک دیگر است که در پهنه جلگه نقده جای گرفته اند، با استفاده از اسناد و منابع موجود می توان بیان کرد: دشت سولدوز در دوران باستان تحت نفوذ طوایف بومی ایران از قبیل ماننا، اورارتو، آشور، لولوبی، گیلزان، هوری، سکا، مادها و سپس پارت ها ساسانیان و اعراب قرار گرفته و در ادوار بعد از اسلام باز هم اقوام دیگر ترک زبان چون غزنویان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان و.... در آن ساکن شده اند و منطقه بعدها تحت تسلط مغول در آمده و در ازمنه های بعدی ائلخالار، آق قویونلو، طوایف افشار اورمی و مقدم مراغه روستاهای در نقده بوجود آوردند.

    در زمان فتحعلی شاه قاجار ایل قره پاپاق از قفقاز به این ناحیه مراجعت کرده و سکنی گزیدند و بر کشت گندم و برنج و پرورش درختان میوه و دامداری پرداختند. شهرستان نقده از سال 1337 شمسی تحت عنوان بخش سلدوز جزء بخش های تابع شهرستان ارومیه محسوب می شد و مرکز بخش روستای راهدانه بود که در سال 1342 شمسی مرکز بخش به نقده منتقل گردید و در سال 1347 نقده از بخش سلدوز به فرمانداری تبدیل و برابر تقسیمات کشوری در آن موقع با 2000 کیلومتر مربع وسعت شامل دو بخش مرکزی اشنویه اعلام گردیده است و بعد از 28 سال با افزایش جمعیت بخش اشنویه در جریان سال 1375 بر اساس تقسیمات کشوری بخش اشنویه از شهرستان نقده منتزع و با تبدیل محمدیار به بخش شهرستان نقده با دو بخش مرکزی و محمدیار شناخته شده است.

مردم

دشت نقده در طول تاریخ محل زندگی اقوام مختلف از جمله آشوری‌ها، مادها، مانناها، آذربایجانی‌ها و کردها بوده‌است. در زمان حکومت فتحعلی‌شاه قاجار و در سال ۱۲۴۵ هجری، ایل قره‌پاپاق از منطقهٔ قفقاز به این منطقه مهاجرت کرده، ساکن دشت نقده شده و به کشاورزی و دامداری در این منطقهٔ حاصل‌خیز مشغول شد. براساس یک طرح آمارگیری که در دههٔ ۱۳۵۰ خورشیدی در نقده صورت گرفت، از مجموع جمعیت آن زمان شهر، ۱۲٬۰۰۰ نفر (۶۰ درصد) را ترک‌های شیعه و ۸٬۰۰۰ نفر (۴۰ درصد) را کردهای سنی تشکیل می‌دادند.

تا قبل از نسل‌کشی آشوریان و در حدود سال‌های ۱۹۱۵ تا ۱۹۱۷، ۵۹۸ آشوری در مجموع ۱۰۸ خانوار در نقده زندگی می‌کردند. در سال ۱۸۸۱، نقده ۶۰ خانوار یهودی داشت که حدوداً ۳۶۰ نفر می‌شدند. تا سال ۱۹۰۱ جمعیت یهودیان به ۸۰۰ تن افزایش پیدا کرد که بعدها همه آنان به اسرائیل مهاجرت کردن

از شهرهای استان آذربایجان غربی که در جنوب آن قرار دارد نقده می باشد که در دشتی حاصل خیز قرار دارد.شهر نقده به دلیل آب و هوای مطبوع منطقه ای مناسب برای کشت محصولات کشاورزی است.مناطق باستانی و طبیعی این شهر نیز آن را به مقصدی محبوب بین گردشگران تبدیل کرده است

جاذبه های گردشگری نقده

کوهستان سلطان یعقوب

وقتی به نقده سفر می کنید به کوهستان های این منطقه هم سری بزنید.
زیباترین کوهستان این شهر بدون شک کوهستان سلطان یعقوب می باشد. این کوه در ۵ کیلومتری
جنوب شهرستان نقده و در کنار روستای بالقچی واقع شده است. ارتفاع قله این کوه از سطح دریا ،
۲۰۰۰ متر است . شما در این قله می توانید همه شهر و زیبایی ها آن را ببینید. در این قله امکا
مختلف مهیا شده و سکوهایی برای استراحت و تفریح خانواده ها نیز پیش بینی شده است.

البته چشم اندازها و امکانات این بخش از شهرستان نقده فقط به مواردی که ذکر شد
محدود نمی شود ، بلکه چشمه های آب معدنی خوشگوار نیز در این منطقه وجود دارند. کوه سلطان یعقوب نیز در این مکان قرار دارد که مورد توجه ویژه کوهنوردان و علاقه مندان به گردش و کوهنوردی است.

جاذبه های گردشگری نقدهکوهستان سلطان یعقوب

کوهستان سلطان یعقوبکوهستان سلطان یعقوب

تالاب یادگارلو

این تالاب درگذشته زیستگاه بسیارمناسبی برای زمستان گذرانی و نیز زادآوری
پرندگان آبزی همچون قو، فلامینگو، اردک سرسفید، انواع مرغابیها بوده است.
امادرطی چندسال اخیر با احداث زهکش درمجاورت آن و همچنین کاهش آب ورودی
،این تالاب در بیشتر مواقع سال خشک می باشد. به همین جهت این تالاب درلیست مونترو قرار گرفته که نیاز شدید به احیا و بازسازی دارد.این تالاب از جاذبه های گردشگری نقده می باشد

تالابتالاب یادگارلو

تفرجگاه یئددی گوز از جاذبه های گردشگری نقده

تفرجگاه یئددی گوز ، که با مساعی فرمانداری و شهرداری بازسازی و همه
ساله پذیرای جمع کثیری از گردشگران می باشد و دارای شهر بازی و کمپهای
اقامتی نیز می باشد ودر ۳ کیلومتری جنوب غربی شهر نقده و در قسمت شرقی سلطان یعقوب واقع است .
تصویر

تفرجگاهتفرجگاه یئددی گوز

تفرجگاهتفرجگاه یئددی گوز

موزه نقده

موزه شهرستان نقده در سال ۱۳۷۹ در مساحتی بالغ بر ۶۰۰ متر مربع افتتاح
و فعالیت خود را به عنوان موزه باستان شناسی منطقه آغاز کرد و از جاذبه های گردشگری نقده می باشد . ساختمان موزه شهرستان نقده در دامنه تپه و در مجاورت یک مجموعه تفریحی قرار گرفته است. موزه شهرستان نقده
دارای یک سالن نمایش می‌باشد که ویترین‌های آن چوبی و به دو گونه تلفیق با ستونها
و دیوار سالن نمایش طراحی شده است. اشیاء به نمایش گذاشته شده شامل دو بخش هستند:

بخش اول مربوط به اشیاء قبل از میلاد مکشوفه از تپه حسنلو است که عبارتند
از انواع سفالینه‌ها در اشکال و رنگ‌های مختلف، اشیاء مفرغی متنوع مانند شیرها، سنجاق ها و … ، آجرهای لعابدار، اشیاء تزئینی و مهرها و ظروف شیشه‌ای.

مورهموزه نقده

موزهموزه نقده

تالاب درگه

تالاب درگه سنگی این تلاب که یکی از جاذبه های گردشگری نقده به شمار می رود ،
در منتهی الیه جنوبی دریاچه ارومیه و در ۲۰ کیلومتری شهر نقده قرار دارد. مناظر زیبا و چمنزارهایی که در کنار این تالاب قرار دارند ، سالانه تعداد زیادی گردشگر را راهی نقده می کنند .
منبع تامین آب تالاب،روان آب های های فصلی ناشی از بارندگی و نشت آبهای
زیرزمینی می باشد. این تالاب به رشته کوه های سنگی و اراضی چمن زار منتهی می‌شود
که این اراضی در طول سال با افزایش میزان آب ورودی به این منطقه به زیر آب می‌روند.

تالاب تالاب درگه

تالاب تالاب درگه

تپه حاجی فیروز

تپه ها از دیگر جاذبه های گردشگری نقده می باشند . حاجی فیروز یک تپه تاریخی
است که قدمت آن به ۵۵۰۰ قبل از میلاد برمی گردد. این تپه در شهرستان نقده، بخش محمدیار، دهستان حسنلو، روستای حاجی فیروز واقع شده است. طبق حفاری هایی که در این منطقه
صورت گرفته است ، این تپه ۱۶ دوره تاریخی را پشت سر گذاشه است .همچنین
این تحقیقات نشان داده که این تپه یازده مرحله ساختمان سازی را نیز سپری کرده است
در این تپه بقایای چند ساختمان به چشم می خورد که مستقل از یکدیگرند و نقشه آنها مربع شکل است.

تپهتپه حاجی فیروز

تپه حسنلو نقده

تپه حسنلو، یک مکان با اهمیت تاریخی است. این محوطه، در کنار روستایی
به همین نام و در غرب شهرستان نقده، در دشت معروف به «سلدوز»، قرار دارد این تپه یکی از جاذبه های گردشگری نقده می باشد

تپهتپه حسنلو

د.

منابع- ویکی پدیا

سایت نیک صالخ

قره ضیالدین

قره ضیاالدین مرکز شهرستان چایپاره

قره‌ضیاءالدین یکی از شهرهای استان آذربایجان غربی در شمال غرب ایران است. این شهر مرکز شهرستان چایپاره می‌باشد. شهر قره‌ضیاءالدین در بخش مرکزی شهرستان چایپاره واقع شده‌است. این شهر پیش‌تر یکی از شهرهای شهرستان خوی به‌شمار می‌رفت. جمعیت این شهر در سال ۱۳۹۵ خورشیدی بالغ بر ۲۶٬۷۶۷ نفر بوده‌است که از این تعداد ۱۳٬۶۶۶ نفر مرد و ۱۳٬۱۰۱ نفر زن بوده‌اند؛ همچنین شمار خانوارهای این شهر، ۷٬۸۱۹ خانوار بوده‌است.

قسمت‌های قره ضیاءالدین امروزی ترکیبی از روستاهای میرزا کندی، آوک و حاچا می‌باشد که در حال حاضر اراضی مربوط به آوک به آوک یئرلری و مزارع مربوط به حاچا به حاچا یئرلری معروف هستند.

چایپاره (چایپارا): در مورد وجه چایپاره (چایپارا) این نظر وجود دارد: عده‌ای بر این عقیده هستند که چایپاره درست است و دلیل آن این که رودخانه (آغ چای) با مسیر حرکت غرب به شرق، این بخش را به دو قسمت یا پارهٔ مساوی تقسیم می‌کند. نام چایپاره از کلمهٔ «چای» در زبان ترکی به معنای رودخانه و «پارآ» در زبان فارسی به معنای تکه و قسمت شده و یا در زبان ترکی به معنای گرانبها تشکیل شده‌است. همچنین عده‌ای بر این عقیده‌اند به خاطر وابستگی بخش عظیمی از کشاورزی شهرستان به رود آغ‌چای این نام‌گذاری صورت گرفته و چای در ترکی به معنای رودخانه و پارا نیز در ترکی به معنای گرانبها و ارزشمند می‌باشند و معنای نام این شهرستان هم رودگران‌بها می‌شود.

قره ضیاءالدین:در بین اهالی منطقه به صورت قره ضیادین(qərəziyadin)تلفظ می‌شود. این نام از دو بخش مجزا تشکیل یافته‌است: یک قسمت آن «قره» یا «قرا» است و نام «ضیاءالدین» هم بخش دوم آن بوده‌است. قره یا قراء در بسیاری از کاربردهای سایر مناطق ترک‌نشین به معنی بزرگ و با عظمت و باشکوه معنی می‌شود مثلاً قره داغ = کوه بزرگ و با شکوه یا قره باغ= باغ بزرگ و با شکوه قره چای و قره آغاج و… لازم است ذکر شود در منطقه روستاهایی هم به همین نام وجود دارد مثلاً روستای قره آغاج و…

روستای قدیمی این شهرستان عبارت اند از: چورس، خانگاه، قره آغاج، حاجی لار، بسطام،.. لازم است ذکر شود که در بسیاری از موارد از روستای خانگاه (محل زندگی خان هاًاحمدی")اشتباهاً به صورت خانقاه (محل جمع خانه پیروان اهل حق یا علوی و… (جمع خانه دراویش)) نیز استفاده شده‌است که این منطقه کاملاً با این معنی در تضاد می‌باشد و هیچگونه اهل حق، علی‌الله، گوران و… وجود ندارد و همه ترک اصیل می‌باشند.

شهرستان چایپاره

شهرستان چایپاره یکی از شهرستان‌های استان آذربایجان غربی در شمال غربی ایران است. این شهرستان در شمال خوی در دشتی هموار و تقریباً مسطح قرار دارد. ارتفاعات شمال مراکان، تپه‌های آهکی شمال قره‌ضیاءالدین و ارتفاعات واقع در جنوب چورس آن را محدود نموده‌اند. شهرستان چایپاره به مرکزیت قره‌ضیاءالدین بیشتر از ۷۰ آبادی دارد. بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، در سال ۱۳۹۴ جمعیت شهرستان چایپاره ۵۰۰۰۰ نفر بوده‌است همچنین زبان مردم این شهرستان ترکی آذربایجانی و کردی کرمانجی است.

شهرستان چایپاره با مساحتی حدود ۹۴۰ کیلومتر مربع در شمال شرقی شهرستان خوی و یکی از شهرستان‌های شمال غربی استان می‌باشد، شهرستان چایپاره از سمت شمال به شهرستان شوط از سمت غرب به چالدران از سمت جنوب به بخش ایواوغلی و از سمت شرق به شهرستان پلدشت و شهرستان مرند منتهی می‌شود که حدوداً ۲۸۰۰۰ نفر جمعیت شهری را در خود جای داده‌است. و بر اساس تقسیمات کشوری شهرستان چایپاره دارای دو بخش به نام‌های مرکزی و حاجیلار و دو دهستان به نام‌های چورس و بسطام است.

بخش حاجیلار با وسعتی در حدود ۳۱۳ کیلومتر مربع دارای ۲۶ روستا و جمعیتی معادل ۹۱۹۸ نفر می‌باشد و دهستان‌های بسطام و چورس در بخش مرکزی به ترتیب با وسعت‌های ۳۹۳ و ۲۱۸ کیلومتر مربع دارای ۳۲ و ۱۸ روستا و ۶۹۰۰ و ۵۷۰۰ نفر جمعیت روستائی می‌باشند. مرکز بخش حاجیلار روستایی به نام حاجیلار است که جمعیتی حدود۱۵۰۰نفر را در خود جای داد است.

وضعیت توپوگرافی شهرستان با دشت‌های مختلف وسیع و کوهستانی و کوهپایه می‌باشد، که وضعیت زمین‌های زیر کشت از نوع خاک‌های تحت پوشش رسی شنی – شنی رسی – رسی – لومی بوده که در سطح شهرستان به مقدار ۲۰۴۰۰ هکتار بوده که ۸۳۰۰ هکتار آن آبی و ۱۲۱۰۰ هکتار آن دیمی می‌باشند که با تکمیل سد آغ چای حدود ۴۵۰۰ هکتار تبدیل به آبی از دشت قره ضیالدین را پوشش می‌دهد و مابقی دیمی روستائی می‌باشند که آب استحصالی ان در حال ار منابع سطحی ۱۸۰۰ لیتر در ثانیه، از منابع زیر زمینی ۲۲۰۰ لیتر در ثانیه (مجموعاً در حال ۴۰۰۰ لیتر در ثانیه) می‌باشد که عمده محصولات شامل غلات، چغندر قند، یونجه، آفتابگردان، کدوی آجیلی، و حبوبات و توتون می‌باشد که قبلاً از نظر کشت توتون یکی از مناطق ده‌گانه کشت توتون در کشور بوده‌است.

اب و هوای این شهرستان در چهار فصل معتدل برای هر گونه کشاورزی و دامداری با استعداد بالقوه شهرستان را پذیرا است. میزان آب‌های سطحی ورود به شهرستان چایپاره از رودخانهٔ آغ چای به‌طور متوسط سالانه ۲۱۲ میلیون متر مکعب بوده که ۱۲ میلیون متر مکعب از این مقدار فوق در جهت استفادهٔ کشاورزان در طول سال در نهرها و بندها مورد استفاده قرار می‌گیرد و مابقی آن در حدود ۲۰۰ میلیون متر مکعب از منطقه بدون استفاده گذر می‌کند؛ و ضمناً در مواقع سیلابی بارندگی‌ها حدود ۱۰ مسیل (\خانگاه-تاج‌خاتون – یتیم آغلی – علی‌آباد – سلوکلو – سالطه – حمزیان – دوه آغلی – دره حراملو – ایلانلی دوزی) زیر سد و در بالا دست و جهت‌های مختلف شهر را فرا می‌گیرند و به ذخیرهٔ پشت سد اغ چای تبدیل می‌شوند.

جاذبه های چایپاره

پل کسیان چایپاره: پل «دوقوز گوز کسیان» بر روی رودخانه آغ‌ چای و در امتداد جاده ابریشم ساخته شده که از لحاظ معماری در عصر خود بی نظیر بوده‌ است. بنای فعلی آن در اوایل دوره پهلوی بر روی پایه‌ های یک پل قدیمی مربوط به دوره ساسانی ساخته شده است. این پل بزرگترین پل سنگی آذربایجان ‌غربی به شمار می ‌رود و از آنجا که دارای نه دهنه بوده، به دوقوز گوز معروف است.

قلعه بسطام چایپاره: بسطام، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان چایپاره در استان آذربایجان غربی است. این روستا دارای جاذبه های طبیعی و تاریخی بسیار است که می توان به دژ بسطام اشاره کرد که مربوط به دوران اورارتو می باشد. قدمت قلعه تاريخي بسطام به ۸۰۰ سال قبل از ميلاد مسيح مي رسد و بزرگترين قلعه تمدن اورارتويي در ايران و سومين قلعه بزرگ اين تمدن دردنياست. شهر دژ بسطام به‌ شماره ۹۴۹ در فهرست آثار ملی کشور به‌ ثبت رسیده است.

روستای چورس چایپاره: روستای تاریخی و زیبای «چورس» با قدمتی هشت هزار ساله از توابع این شهرستان چایپاره در آذربایجان غربی است. باستان شناسان ایرانی و اتریشی در کاوش‌ های تپه «آناقیزلی» این روستا به آثار مربوط به سکونت انسان در دوره نوسنگی دست یافته اند. علاوه بر آثار تاريخي، طبيعت زيباي روستاي چورس نیز قابل توجه است، قرار گرفتن آن در دامنه كوه موسوم به 'سفرداغي'، باعث به وجود آمدن چشم انداز و طبیعت زيبا شده است. آثار دیدنی متعددی در این روستا قابل توجه است از جمله مسجد 'مرتضي قلي خان' معروف به 'قيرميزي مسجد'، 'بوزخانا ' يا يخچال، چشمه 'ايشيق بولاغي'، تپه 'آنا قيزلي' و 'سفرداغي' از مکانهای گردشگری اين روستاي هشت هزار ساله بشمار می روند.

ارزانسراهای چایپاره: یکی از ویژگی های اقتصادی و اجتماعی شهرستان چایپاره و مرکز آن شهر قره ضیاالدین وجود مغازه هایی در محله موسوم به ارزانسراها است. در این محدوده که شامل حد فاصل خیابان های طباطبایی شمالی و امام می شود، انواع پوشاک و کیف و کفش به قیمت مناسب در اختیار خریداران قرار می گیرد. در فصول مختلف سال به طور ویژه ایام نوروز و تابستان گردشگران مختلفی از شهرهای دور و نزدیک جهت خرید به شهر قره ضیاالدین می آیند و از مغازه های واقع در محدوده ارزانسراها خرید می کنند.

حمام قره ضیاالدین: مساحت این حمام در حدود ۵۴۰ متر مربع است. عمده مصالح به کار رفته در ساخت این حمام شامل آجر و سنگ و ملات ماسه آهکی می‌شود. پلان آن به‌صورت مستطیل است. دیوارهای خارجی قطور آن بسیار جالب هستند، چرا که ضخامت آن‌ها کمی بیش از یک متر است. همچنین به منظور عایق‌ کردن این دیوارهای خارجی، آن‌ها را با اندود کاه‌گل پوشانده‌اند. معمولا حمام‌های ساخته شده در نواحی کوهستانی را در سطحی پایین‌تر از زمین می‌ساختند، ولی در مورد این حمام این مورد صادق نیست. در حقیقت کف حمام قره ضیاالدین در سطحی برابر با محوطه خارج حمام ساخته شده است. حال به معرفی بخش داخلی حمام می‌پردازیم. حمام دو در ورودی در سمت غربی دارد. ورودی حمام بخش «سربینه» است که همچون سایر حمام های تاریخی، درواقع نقش رختکن را ایفا می‌کرده است. پس از این بخش، وارد فضای اصلی استحمام می‌شویم که همان «گرمخانه» است. پس از این بخش نیز قسمت «خزینه» که گرم‌ترین بخش حمام است، قرار دارد. مردم ابتدا لحظاتی را در خزینه می‌ماندند تا بدن‌شان خیس خورد و سپس برای شستشو به گرمابه مراجعه می‌کردند. پس از شستشو نیز دوباره به خزینه مراجعه می‌کردند. در حالت کلی می‌توان گفت که بخش سربینه نسبتا گرم و مرطوب، بخش گرمخانه گرم و مرطوب و بخش خزینه بسیار گرم و بسیار مرطوب است. این بخش‌ها از همدیگر مجزا هستند و معمولا در حمام‌ها توسط راهروهایی به یکدیگر متصل می‌شدند، ولی در حمام قره ضیاالدین ارتباط بین سربینه و گرمخانه از طریق یک درب است. بر بالای فضای گرمخانه و سربینه یک گنبد مرتفع روی چهار عدد ستون به چشم می‌خورد. در کنار گنبد اصلی بنا و در چهار طرف آن، چهار گنبد کوچک‌تر نیز ساخته شده است. سایر بخش‌های حمام پوشش سقفی از نوع طاق‌آهنگ دارند. حمام قره ضیاالدین یا حمام بیگ جوان به‌عنوان یکی از مهم‌ترین و ارزشمندترین آثار تاریخی و جاهای دیدنی استان آذربایجان غربی و شهرستان چایپاره در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۸۲ هجری شمسی و با شماره ثبت ۹۱۷۱ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

یغین داش: از جمله محل‌های تاریخی اطراف قره ضیاءالدین است که مربوط به دوره جنگ‌های ایران و روس می‌شود. بنا به روایتی که بین مردم وجود دارد در یکی از جنگ‌ها عباس میرزا امر می‌کند که هر سرباز عازم جنگ سنگی برداشته و در محلی بیندازد و در هنگام مراجعت از جنگ دوباره امر به برداشتن یک سنگ از محل سنگ‌های انباشته شده می‌کند؛ لذا امروزه در حدود ۴ کیلومتری جاده سد ارس از جاده ترانزیتی بازرگان در دو طرف جاده تلی از سنگ وجود دارد که مربوط به این واقعه می‌شود.

زیارتگاه حضرت ابوالفضل العباس: مهم‌ترین زیارتگاه منطقه چایپاره، زیارتگاه حضرت ابو الفضل واقع در روستای حمزیان می‌باشد. در مورد تاریخچه این زیارتگاه نقل است: دو نفر مالک ملک فعلی این مکان بودند که در مورد چگونگی تقسیم آن با یکدیگر اختلاف پیدا کرده و به همین خاطر یکی از آن دو نفر سهم خود را وقف حضرت عباس می‌نماید ولی شریک دوم، سهم خود را جدا نموده و شروع به به حصار کشی می‌کند در حین حصار کشی این شخص متوجه می‌شود سنگی که قبلاً در دیوار نهاده رها نموده و به محل اصلیش برگشته‌است این واقعه سه روز متوالی اتفاق می‌افتد که سر انجام این شخص از عمل سنگ متحیر گشته و سهم خود را وقف حضرت عباس می‌کند. در حال حاضر در این زیارتگاه تقدس یافته‌است. علاوه بر مناطق تاریخی فوق قسمت

منابع- سایت طرفداری

شاهین دز

موقعیت جغرافیایی و سوابق تاریخی شهرستان شاهین دژ))

موقعیت جغرافیایی:

شاهین دژ یکی از شهرهای جنوب استان آذربایجان غربی است که در 60 کیلومتری جنوب شرق میاندوآب در 46 درجه و 31 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ و در 46 درجه و 40 دقیقه عرض شمالی از خط استوا در کناره شرقی زرینه رود (جغاتو ) با ارتفاع 1360 متر از سطح دریا و مساحتی بالغ بر 2144 کیلومتر مربع قرار دارد . این شهرستان از طرف شمال ملکان ( از آذربایجان شرقی) و میاندوآب از جنوب به تکاب و از شرق به روستاهای تابعه مراغه و قره آغاج و هشترود و از مغرب به بوکان محدود می شود شاهین دژتا سال1340 جزوشهرستان مراغه بوده که طبق تصویب نامه شماره 12/27370 در تاریخ 8/10/1339 جزو شهرستان میاندوآب گردید و در سال 1369 بر اساس مصوبات تقسیمات کشوری مستقل گشته و به عنوان شهرستان محسوب گردید.

آب و هوا و رودخانه ها:

با توجه به اینکه شاهین دژ در منطقه شمال و غرب فلات ایران واقع شده لذا از آب و هوای کوهستانی و معتدلی برخوردار است .که به لحاظ محصور بودن درمیان کوهها زمستانهای پر برف وتابستان های نسبتا گرمی راداراست . فصول چهارگانه طبیعت درچهره آن پدیدار است .این شهردارای چندین رودخانه فصلی ودائمی است که از جمله می توان به رود خانه همیشه خروشان زرینه رود ورودهای فصلی هولاسو - هاچه سو- خلج - رود قوره - خرمده - محمود آباد - ساروق - آجرلو اشاره نمودشاهین دژ به دلیل داشتن پوشش گیاهی مناسب یکی از مناطق مهم ییلاقی است که مهمترین آنها آغ داش - لیلی بلاغی - قزل یورد - محمود خان را نام برد .

تقسیمات کشوری :

این شهرستان شامل دو بخش مرکزی و کشاورز ، 5 مرکز دهستان و بالغ بر 153 روستای کوچک و بزرگ می باشد .

بخش مرکزی آن مساحتی برابر با 1477 کیلومتر با مرکزیت شاهین دژ که دارای 3 دهستان به نام های محمود آباد - هولاسو و صفاخانه و 90 روستامی باشد.

بخش کشاورز مساحتی برابر 667 کیلومتر مربع به مرکزیت کشاورز با 2 دهستان به نام های چهاردولی و کشاورز با 63 روستا می باشد.

ترکیب جمعیتی :

ترکیب جمعیت این شهرستان در روستاهای تابعه به این شکل است که غیر از مناطق کرد نشین ، از اقوام و تیره های مختلف محلی هر یک علاوه بر تکلم به زبان ترکی لهجه ها و گویش های محلی خود صحبت می کنند . تشکیل شده است . از جمله این موارد چهاردولی ، زعفرانلویی ، موصلانی ، آجرلویی را می توان نام برد . شایان ذکر است که زبان اصلی ساکنین آذری بوده که اغلب جمعبت شهرستان را تشکیل می دهد و مردمان این شهر دارای مذهب شیعه و سنی می باشند .

تاریخ شاهین دژ:

صائین قلعه از ترکیب دو کلمه صائین و قلعه می‌باشد. صائین معرب کلمه شاهین (عقاب) می‌باشد در لغت به معنای نگهبان و نگهدارنده، (صایین در زبان ترکی به معنای پاک و منزه و بزرگ می‌باشد.) و قلعه نیز به معنی دژ یا دز است. و این نام گذاری به این دلیل بوده‌است که قبل از اسلام بسیاری از بزرگان دین زرتشت برای زیارت و نیایش به آتشکده آذرگشسب واقع در تخت سلیمان می‌رفتند، پس از طی مسافتی طولانی برای خستگی راه دنبال استراحتگاهی خنک و مناسب بودند، که به زیارتگاه (آتشکده) نیز نزدیک باشد. از این رو در محل کنونی شاهین دژ یعنی در ۳۰ کیلومتری غرب آتشکده بنایی ساختند که به مرور زمان تبدیل به شهر شد. و شاهین را نماد نگهبان برای قلعه (دژ) قراردادند.

آثار باستانی و مناطق گردشگری:

آثار و نقوش کنده متلعق به هزاره هشتم قبل از میلاد در روستای عقربلو در 10 کیلومتری غرب شاهین دژ که از منحصرترین آثار و نقوش کنده صخره ای به شمار می رود.

معماری صخره ای بی بی کند :که در 15 کیلومتری غرب شاهین دژ در مجاورت روستایی به همین نام با حدود 13 اتاق کنده شده در دل صخره با مناظر زیبای طبیعی که می تواند به جذب گردشگر تا حد قابل توجهی کمک نماید.

معماری صخره ای سماقان : در 15 کیلومتری غرب شاهین دژ با 17 اتاق کنده شده در دل کوه با یک تراس بسیار جالب با دید منظره قابل توجه در بالای کوه در مجاورت روستایی به همین نام از آثار جالب توجه این منطقه است که متعلق به هزاره اول قبل از میلاد می باشد.

غار طبیعی - تاریخی جوشاطو : در 20 کیلومتری شرق شاهین دژ در مجاورت روستایی به همین نام که لازم است شناسایی و شناسانده شود . علاوه بر دارا بودن دید منظره فوق العاده و چشم انداز بر بالای آن حصاری به شکل برج و بارو از هزاره اول قبل از میلاد که ارتفاع آن بیش از 3 متر و طولی در حدود 50 متر ( بطور تقریبی ) با برجهای نیم دایره ای شکل وجود دارد که جنبه تدافعی داشته است . باستانی وسط شهر.

صنایع دستی شاهین دژ

شاهین دژ یا صائین دژ از قدیمی‌ترین و پرسابقه‌ترین شهرهای استان آذربایجان غربی است که عمده تولیدات آن شامل فرش/ گلیم/ جاجیم/ و دست بافتهای پشمی است. در گذشته سفالگری نیز در منطقه رایج بوده که امروزه منسوخ شده‌است.

فرش بافی

فرشهای تولید شده در این شهرستان دارای طرح شکسته هندسی یا نیمه شکسته می‌باشد. رج شمار پایین (۳۵-۱۵) از مشخصات این نوع فرشهاست. مصالح مورد استفاده در بافت آنها اغلب به نوعی است که بصورت بومی و منطقه‌ای قابل تهیه و دسترسی است. پرز این قالی‌ها اکثراً پشمی و پودها پنبه‌ای و جنس تار چله نیز بیشتر پشمی و گاهی پنبه‌ای می‌باشد. صنعت نخ ریسی به صورت دقیق نیز در کنار فرش و برای جوابگویی به تولیدات فرش این منطقه وجود دارد.

جاهای دیدنی شاهین دژ

آذربایجان غربی با برخورداری از تمدن کهن و آثار تاریخی غنی و جاذبه‌های متعدد فرهنگی و طبیعی به عنوان یکی از قطب‌های مهم گردشگری ایران محسوب می‌شود که تنوع آثار تاریخی و زیبایی‌های این استان می‌تواند در ایام نوروز مسافران زیادی را از جای جای ایران به این استان بکشاند. شاهین‌دژ در شمال غرب ایران و جنوب آذربایجان غربی با جاذبه‌های گردشگری و بناهای تاریخی فراوان حکایت‌گر تاریخی پرقدمت بوده و می‌تواند میزبان خوبی برای گردشگران و میهمانان نوروزی باشد؛ این شهر در ۷۲ کیلومتری شمال غرب تکاب، ۶۰ کیلومتری جنوب شرق میاندوآب و ۶۳ کیلومتری شمال بوکان قرار دارد.

غار صخره اي بي بي كند

اين غار قديمي در جنوب غربي مركز شهرستان با فاصله تقريبي 18 كيلومتر واقع شده است؛ زمان ساخت آن معلوم نيست و اهالي منطقه تاريخ ساخت آن را مربوط به سه هزار تا سه هزار و 500 سال قبل نسبت مي دهند. اين غار در دل كوه كنده شده و بيشتر براي جلوگيري از هجوم اقوام مختلف و در واقع پناهگاهي براي مردم يا حاكم آن ديار بوده است. اين اثر متعلق به هزاره اول قبل از ميلاد است و به شماره 3324 در سال 1379 به ثبت رسيده است و با 13 اتاق كنده شده در داخل كوه چشم اندازي بسيار زيبايي براي بازديدكنندگان به نمايش مي گذارد.

جاهای دیدنی شاهین دژ

نقوش صخره‌ای عقربلو

این اثر منحصر بفرد در روستای عقربلو در7 کیلومتری غرب شاهین دژ ودر کناررودخانه دائمی زرینه رود شاهین دژ واقع گردیده است. در حدود 500متری شمال روستا بلندی صخره ای کوچکی قرار گرفته است که دارای سطحی صاف وسیقلی است. درضلع شرقی این سطوح آثار حجاری انسان عصر شکار به چشم می خورد. این نقوش بسیار جالب توجه تصاویر زیبایی از چند بزکوهی ویک سری علائم دیگر را به تصویر کشیده است.این اثر نیز به ثبت ملی رسیده



جاهای دیدنی شاهین دژ

جاهای دیدنی شاهین دژ

کوه پیر محمد

کوه پیر محمد، در شمال شرقی شهرستان شاهین‌دژ که تقریباً از همه جای شهر شاهین دژ قابل رویت است از این کوه دره قره قیه (قه ره قایه) و دره زینالو (زینه لی) منشعب می‌شوند که داری طبیعت زیبا هستند این کوه از لحاظ اعتقادی و طبیعی در فصل بهار برای تفریح بومیان منطقه داری اهمیت است که مردم برای قربانی کردن یکی از روزها را در این منطقه به سر می‌برند.

جاهای دیدنی شاهین دژ

معماری صخره ای سماقان

در ۱۵ کیلومتری غرب شاهین دژ با ۱۷ اتاق کنده شده در دل کوه با یک تراس بسیار جالب با دید منظره قابل توجه در بالای کوه در مجاورت روستایی به همین نام از آثار جال توجه این منطقه است که متعلق به هزاره اوا قبل از میلاد می باشد.

جاهای دیدنی شاهین دژ

حمام قدیمی قپان

حمام قدیمی قپان شاهین‌دژ راسته قپان (خیابان شهید باکری): این حمام قدیمی که قدمتش به دوره قاجاریه برمی‌گردد در خیابان شهید باکری راسته قپان قرار گرفته‌است دارای یک درب کوچک بوده و فقط ستونها و قسمت کوچکی از حمام باقیمانده‌بود. سقف و سایر قسمت‌ها ویران شده‌بو د . مرمت و بازسازی شده است .



جاهای دیدنی شاهین دژ

جاهای دیدنی شاهین دژ

آبشار اوزان

این آبشار در مجاورت روستایی به همین نام قرار گرفته و در فاصله ۳۰ کیلومتری شرق شاهین دژ واقع شده است . ارتفاع آبشار در حدود ۱۵ متر است و در ارتفاع ۱۸۹۰ متری از سطح دریا واقع شده است. آبشار در دره ای سر سبز در شرق روستای اوزان پایین و در فاصله ۲.۵ کیلومتری این روستا واقع شده است. با توجه به اینکه این منطقه شمال و غرب فلات ایران واقع شده لذا از آب و هوای کوهستانی و معتدلی برخوردار است که به لحاظ محصور بودن در میان کوهها، زمستانهای پر برف و تابستان های نسبتا گرمی را داراست . فصول چهارگانه طبیعت به صورت مشخص در چهره آن پدیدار است .

منابع سایت فرمانداری وسایت جاذبه های ایران

شهربازرگان

بازرگان يکي از شهرهاي استان آذربايجان غربي ايران است. اين شهر در بخش مرکزي شهرستان ماکو جاي دارد.

شهر مرزي بازرگان در شمالغربي ايران و شمالي ترين نقطه آذريايجان غربي قرار گرفته و ازنظر موقعيت جغرافيايي واقتصادي از اهميت ويژه اي برخوردار است زيرا از طرف شمال در يک کيلومتري کشور ترکيه و از طرف شمال شرقي باجمهوري خود مختار نخجوان هم مرز است و نکته ديگري که حائز اهميت است اين است که مهمترين گمرک زميني کشور در اين شهر قرار دارد و بعنوان دروازه اروپا يا پيشاني ايران بشمار مي رود که روزانه صدها مسافر داخلي و خارجي ( توريست و گردشگر ) و صدها کاميون ترانزيتي و سواري از اين شهر مرزي و قديمي ديدن و تردد مي نمايند.

از جمله افرادي که به اين شهر وارد شده ودرسفر نامه خود از شهر بازرگان نام برده اوژل فلاندل سياح معروف فرانسوي است که در زمان قاجاريه و در زمان حيات علي خان سردار ماکو به ايران سفر کرده و از بازرگان در کتاب خود ياد کرده است.

بازرگان که از سال 1365 از طريق نمايندگي شهرداري و زير نظر شهرداري شهر ماکو اداره مي شد. با توجه به موقعيت حساس مرزي بودنش و گسترش عمران در اين محل نمايندگي تکافوي نياز منطقه نبود، بهمين علت به جهت دارا بودن ظرفيت هاي بالقوه و قرار گرفتن مهمترين گمرک زميني کشور در اين منطقه و عبور جاده ترانزيت از وسط بازرگان و همچنين مکاتبات مکرر از سوي اهالي شريف منطقه، نمايندگي شهرداري بازرگان در نيمه دوم سال 1375 با مجوز رسمي وزارت کشور ايران به شهرداري مستقل با درجه 2 شهرداري فعاليت خود را رسماً آغاز نمود و در سال 1378 بدليل گسترش فعاليتها و حجم زياد پروژه هاي عمراني از درجه 2 به درجه 5 ارتقاء يافت.

بر پايه سرشماري سال 1385، جمعيت اين شهر برابر با 9,047 نفر بوده است.گمرک بازرگان منبع اصلي درآمد مردم اين منطقه بحساب مي‌آيد.

زبان گفتاري در اين شهر مرزي تركي آذربايجاني است .مردم آذري بازرگان شيعه مذهب هست

چالدران(سیه چشمه)

شهرستان چالدران یکی از مرتفع ترین شهرستانهای کشور واقع در شمال استان آذربایجانغربی، نقطه تلاقی کوههای زاگرس و آرارات با ارتفاع 5156 متر است . دارای آب و هوای سرد کوهستانی است و از نظر موقعیت جغرافیائی از شمال به ماکو و از شرق به شهرستانهای شوط و چایپاره، از جنوب به شهرستان خوی و از غرب به کشور ترکیه (144کیلومتر مرز مشترک ) منتهی میشود وبا مرکز استان (ارومیه ) 232کیلومتر فاصله دارد .مجموع راههای بین شهری این شهرستان 175 کیلومتر و مجموع راههای روستایی 454 کیلومتر بوده که 100 کیلومتر (22درصد) از آن آسفالته و مابقی شوسه و خاکی می باشدکه از 47 درصد میانگین استانی 25 درصد کمتر می باشد.

شهرستان چالدران در مختصات جغرافیائی 44درجه و 22 دقیقه طول شرقی و 39 درجه و 4 دقیقه عرض شمالی قرار گرفته است . این شهرستان از سال 1316 بصورت بخش اداره می شد ، تا اینکه در سال 1375 به برکت نظام مقدّس جمهوری اسلامی از شهرستان ماکو منتزع وبه سطح شهرستان ارتقاء یافت .

شهرستان چالدران با مساحت 1991 کیلو متر مربع بیش از 3/5 درصد از مساحت استان را به خود اختصاص داده است. دارای دو شهر(سیه چشمه آواجیق ) و دوبخش (مرکزی دشتک) و پنج دهستان می باشد. بخش مرکزی شامل دهستانهای : به به جیک ، چالدران شمالی وچالدران جنوبی و بخش دشتک شامل دهستانهای آواجیق شمالی و آواجیق جنوبی بوده و شهر سیه چشمه مرکز شهرستان میباشد.

این شهرستان بر اساس داده های آماری سال 1390 دارای 232 روستا بوده که 199 روستا را روستاهای دارای سکنه و 33 روستا را روستاهای خالی از سکنه تشکیل داده است و بر اساس داده های آماری سال 1395 دارای 178 روستای دارای سکنه می باشد که تعداد 96 روستا دارای جمعیت بالای 20 خانوار و 82 روستا دارای جمعیت زیر 20 خانوار می باشند.

ماکزیمم درجه حرارت ثبت شده 6/34 درجه سانتیگراد در تیر ماه 1387 و مینیمم درجه حرارت در زمستان 6/29- در دی ماه 1386 بوده است. متوسط درجه حرارت سالیانه 1/8 درجه سانتیگراد و تعداد روزهای یخبندان 139روز در سال است. توزیع بارش فصلی نشان میدهد که بهار 42% ؛ تابستان 43% ؛ پاییز 25% ؛ و زمستان 30% از بارندگی های سال را بخود اختصاص داده است. متوسط بارندگی سالیانه در چالدران طبق آمار ثبت شده 7/446 میلیمتر میباشد و شدید ترین باد ثبت شده در طول دوره آماری 94 کیلومتر در ساعت در جهت جنوب غربی میباشد و برآیند باد غالب شهرستان شمال غربی است.

    1. قابلیت ها و پتانسیل های شهرستان در حوزه کشاورزی و دامداری(با رویکرد اقتصاد مقاومتی):

  • شهرستان چالدران از 30977 هکتار اراضی کشاورزی برخوردار بوده و سهم آن از کل استان 2/4 درصد است که از این میزان 25 درصد آبی و 75 درصد دیم را شامل می گردد ،که عمده محصولات آن گندم،جو،یونجه،اسپرس و سیب زمینی است
  • در سال 96 پانصد هکتار از اراضی زیر کشت محصول سیب زمینی بوده و متوسط برداشت در هر هکتار در سال 95 معادل 30 تن بوده که در کسب رتبه اول و دوم کشوری با اردبیل رقابت می کند
  • کشت سیر در طی دو سال اخیر با الگو برداری از مراکز تولید این محصول با آب و هوای مشابه و ترویج الگوی کشت در شهرستان بطوریکه در سال 96 پنجاه هکتار از اراضی زیر کشت بوده و متوسط برداشت در هر هکتار در سال 95 به میزان 11 تن می باشد که این میزان برداشت نوید افزایش تولید این محصول در سالهای آتی و تقویت بنیه اقتصادی در منطقه را می دهد
  • کشت لوبیا در طی سالهای اخیر بدلیل بازدهی مناسب رواج یافته بطوری که در سال 96 چهل هکتار از اراضی شهرستان زیر کشت این محصول بوده و متوسط برداشت در هر هکتار در سال 95 دو تن بوده است.
  • وجود ذخیره گاههای دارویی وخوراکی در عرصه طبیعی از جمله ریواس و انواع سبزیجات موثر در سلامتی انسان.
  • بهره مندی از سد خاکی بابا احمد واقع در 35 کیلومتری جنوب شرق شهرستان بمنظور مهار سیلابهای فصلی ، ذخیره آب جهت مصارف کشاورزی و تغذیه سفره آبهای زیرزمینی درپایین دست سد و شروع عملیات اجرایی آبیاری اراضی پایاب سد به تعداد 4 روستا به میزان 604 هکتار.
  • برخورداری از منابع بسیار غنی آب به ویژه در دشتهای شهرستان ( وجود 7 رودخانه دائمی ، 76 رودخانه فصلی ، 121دهنه چشمه طبیعی ،3واحد قنات ، 357 حلقه چاه که 79حلقه آن چاه عمیق و278 نیمه عمیق )
  • برخورداری از سهم قابل توجهی از مراتع بسیار غنی استان به مساحت 158000هکتار که این شهرستان را به یکی از قطب های مهم دامی کشور تبدیل نموده است.
  • تولید سهم بالائی از محصولات دامی استان و داشتن مازاد تولید در محصولات دامی از جمله شیر ،پنیر، گوشت قرمز ، پوست و پشم (بطوریکه 350000 دام بومی و بیش از 350000 دام سیار عشایری در این شهرستان پرورش می یابند )
  • وجود پتانسیل بسیار قوی (مراتع غنی ) جهت پرورش زنبور عسل
  • وجود پتانسیل گسترده در زمینه پرورش دام و طیور و توانمندیهای بالقوه در زمینه آبزی پروری
  • ویژگی خاص ییلاقی با مراتع غنی و آب وهوای خوب که شهرستان را به یکی از قطب های اصلی زندگی عشایری آذربایجان تبدیل نموده
  • قابلیت اجرای شهرک دامداری با توجه به قابلیت شایان توجه منطقه
  • -1 قابلیت ها و پتانسیل های شهرستان در حوزه گردشگری و صنایع دستی :

  • موقعیت استراتژیک مرزی و جغرافیائی مساعد با توجه به داشتن 144کیلومتر مرز مشترک با کشور ترکیه ( قرار گرفتن در دروازه اروپا)
  • قرار گرفتن شهرستان در مسیر جاده ابریشم
  • جوان بودن جمعیت شهرستان و برخورداری از زنان و جوانان توانمند و متدین.
  • برخورداری از جاذبه های طبیعی (اکوتوریستی ) ، مراکز مهم تاریخی نظیر قره کلیسا (ثبت جهانی) ، مقبره سید صدرالدین ، گمرک صوفعلی و 104 اثر ثبت شده ملی ، آبگرم معدنی ،تالابهای متنوع، شرشر عرب دیزج، شرشر قرنقو و طبیعت مستعد جهت توسعه صنعت گردشگری.
  • ویژگی خاص ییلاقی شهرستان با مراتع غنی و آب وهوای خوب به عنوان یکی از قطب های اصلی زندگی عشایری آذربایجان و نماد گیاهان دارویی که متأسفانه در طول تاریخ مورد غفلت واقع شده که می تواند مبنای خوبی برای اقتصاد مقاومتی باشد.
  • وجود روستاهای دارای استعداد و هدف گردشگری مانند قره کلیسا ، عرب دیزج ، قرخ بلاغ ، گل اشاقی ، دلیک داش ، صوفعلی ، پیر احمد کندی و بیگ کندی و...
  • زمینه های مناسب جهت گسترش صنایع دستی به ویژه فرش دستباف ، گلیم بافی ، جاجیم بافی و ...

جاذبه های طبیعی سیه چشمه ، بناهای تاریخی و دیدنی سیه چشمه

سیه چشمه شهری است در استان آذربایجان غربی ایران. این شهر مرکز شهرستان چالدران می‌باشد. نام سابق سیه چشمه «قره عینی» بوده‌است. مرکز منطقه همان سیه‌چشمه است که سابقه تاریخی آن به حدود پنج قرن می‌رسد.

تغییر نام به سیه چشمه

قره عینی یکی از شهرستان‌های استان آذربایجان غربی می‌باشد که در ناحیه شمال باختری این استان قرار گرفته‌است. این شهرستان در ارتفاع ۱۹۴ متری از سطح دریا واقع شده‌است. قره عینی از شمال به ماکو، از باختر به مرز ترکیه و از جنوب به خوی محدود می‌شود.

این شهرستان دارای قدمتی کهن می‌باشد و برای نخستین بار قره عینی نامیده شد. طبق روایتی «قره عینی» از نام پدر و پسری که «قره» و «عینی» نام داشتند و اولین ساکنان این منطقه بودند گرفته شده‌است. این اسم تا زمان حکومت خاندان پهلوی برای این شهرستان پابرجا بود که براساس سیاست‌های ترک ستیزانه در آن دوره به سیه چشمه تغییر نام دادند که طبق روایتی دیگر نام سیه چشمه از منطقه‌ای نیمه باتلاقی و چمن زار به نام قره بلاغ (معادل فارسی می‌شود سیه چشمه) گرفته شده‌است. چندی طول نکشید که نام سیه چشمه هم دستخوش تغییر شد، البته این بار توسط جمهوری اسلامی. در این تغییرنام مجعول چالدران را برای این شهرستان برگزید. چالدران نام دشتی است مابین قره عینی و مرز ترکیه که جنگ چالدران در ۳۱ مرداد ۸۹۳ هجری شمسی میان سپاه قزلباش ایران (به فرماندهی شاه اسماعیل یکم صفوی) با ارتش عثمانی (به فرماندهی سلطان سلیم یکم) در این مکان رخ داد.

جاذبه های طبیعی سیه چشمه ، بناهای تاریخی و دیدنی سیه چشمه

چالدران یکی از شهرستان‌های استان آذربایجان غربی است که در ناحیهٔ شمال غربی این استان قرار گرفته‌است. این منطقه علاوه بر جاذبه‌های طبیعی و بناهای تاریخی و دیدنی از اهمیت تاریخی نیز برخوردار است. نام سابق سیه چشمه (قره عینی) بود که طبق روایتی از نام پدر و پسری که قره و عینی نام داشتند و اولین ساکنان این منطقه بودند گرفته شده‌است. به روایتی دیگر، نام سیه چشمه از منطقه‌ای نیمه باتلاقی و چمنزاری به نام قره‌بلاغ (سیه چشمه) گرفته شده‌است. قدمت تاریخی سیه چشمه به حدود پنج قرن می‌رسد. آوردگاه چالدران که محل جنگ معروف چالدران بوده در این شهرستان قرار گرفته‌است.

مقبره شیرین و فرهاد نیز از مهم‌ترین مکان‌های دیدنی این شهرستان محسوب می‌شود.

چالدران به دلیل داشتن هوای سرد در فصل زمستان و خنک در فصل گرما، یکی از مناطق گردشگری استان می‌باشد. این شهر یکی از مرتفع‌ترین شهرهای کشور آن است. تالاب «ناور» در مرزی‌ترین منطقه قرار گرفته‌است. مرداب‌ها و تالاب‌های متنوع، از جلوه‌های طبیعی این شهرستان است.

از مناظر طبیعی و بناهای تاریخی دیگر این شهر به کلیسای طاطاووس (قره کلیسا)، روستای دلیک داش، روستای قاشقا بلاغ، گیخ بلاغ و ایستی سو (آبگرم) می‌توان اشاره نمود.

سد بارون که به نام سد ماکو شناخته می‌شود در ۲۰کیلومتری مرکز شهرستان چالدران واقع شده‌است.

مکان‌های دیدنی و تاریخی سیه چشمه

دره قره‌کلیسا

در فراز تپه این دره خوش آب و هوا با محیط سرسبز طبیعی یکی از قدیمی‌ترین کلیساهای عالم مسیحیت به نام قره کلیسا بنا شده‌است که همه ساله تعداد کثیری از گردشگران داخل و خارج از کشور (مسیحیان) جهت بازدید و همچنین شرکت در مراسم مذهبی از این کلیسا و دره آن دیدن می‌نمایند

جاذبه های طبیعی سیه چشمه ، بناهای تاریخی و دیدنی سیه چشمه

مقبره سید صدرالدین

مقبره سید صدرالدین در شهرستان چالدران یکی از مهمترین بناهای تاریخی، مذهبی در شمال استان آذربایجان غربی بوده که یادگاری از رشادت و شهامت ایرانیان است.

مقبره سید صدرالدین علاوه بر ارزشهای تاریخی به علت تاثیرپذیری از معماری اصیل و غنی اسلامی و کاربرد مصالحی چون آجر قرمز و سنگهای سفید در بین آثار تاریخی آذربایجان غربی از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

این اثر تاریخی مربوط به دوره صفویه در چهار کیلومتری شهرستان چالدران بین روستاهای گل اشاقی و سعدل واقع شده است.

این اثر زیبا از جمله مقبره های منحصر به فرد اسلامی است که به صورت بنای شش ضلعی احداث شده و در دشت وسیعی قرار گرفته است که این دشت یادآور واقعه تاریخی جنگ چالدران و نبرد سهمگین ایران و عثمانی در دوم رجب سال920 هجری قمری است.

مقبره متعلق به سید صدرالدین صفوی، وزیر اعظم شاه اسماعیل صفوی است که در جنگ چالدران با رشادتهای فراوان با همراهی 27 هزار نفر از سربازان رشید اسلام در این محل به شهادت رسید.

جاذبه های طبیعی سیه چشمه ، بناهای تاریخی و دیدنی سیه چشمه

میرسید شریف الدین علی صدر قاضی عسگر شیرازی ملقب به سیدصدرالدین از امرا‍ء شاه اسماعیل صفوی است که در آن جنگ به شهادت رسید و مقبره وی از آن زمان مورد تکریم و احترام اهالی چالدران و مناطق اطراف است.

مقبره منفرد سیدصدرالدین متعلق به دوره اسلامی “عصرصفویه” است و درکوهپایه شمالغرب چالدران و درکناره جنوبی جاده آسفالت روستای گل اشاقی به سعدل قراردارد.

این مقبره در میان ساکنان این شهرستان قریه از ارج و قرب معنوی بسیاری برخوردار است بطوریکه علاوه بر زیارت و برگزاری مجالس معنوی و عزاداری، در بیشتر اوقات سال نذریهای بسیاری در آن بین مسافران و گردشگران و اهالی محل پخش می شود.

این اثر به دلیل معماری داخلی نیز بسیار ارزشمند و مورد توجه است، چراکه سبک معماری دوره صفوی و پیش از آن را در همان نگاه اول متجلی می سازد، اما محوطه این اثر تاریخی ارزشمند هم اکنون به دلیل بی توجهی و عدم رسیدگی از بین می رود ودر دو راهی اوقاف و میراث گیر کرده است .

تالاب ناور

زیستگاهای آبی شهرستان چالدران سالانه پذیرای بیش از ۱۰ هزار پرنده مهاجر می باشد. شهرستان چالدران داری ۶ تالاب می باشد که چهار تالاب آن دائمی و دو تالاب آن فصلی هستند، این تالاب ها شامل، تالاب زیبای ناور، تالاب پیراحمد کندی، تالاب خانگ، تالاب گرروگل (قروگل)، تالاب زاویه سفلی و تالاب سد بارون میباشند.هر ساله در اوائل فصل بهار پرندگان مهاجر زیادی به ویژه گونه نادر، درنای خاکستری به این تالاب ها مهاجرت می کنند، اما تعداد پرندگان مهاجر در تالاب ناور و پیراحمد کندی بیشتر از سایر تالاب های منطقه می باشد، زیرا تالاب ناور و پیراحمد کندی در منطقه مرزی و شکار ممنوع قرار گرفتند و پرندگان می توانند مدت زمان بیشتری را برای استراحت و بازیابی توان و انرژی در این تالاب بگذرانند.تالاب ناور چالدران هر ساله میزبان پرندگانی چون درنای خاکستری، غازها،اردک ها، حواصیل، فلامینگو، پلیکان، چنگر و آنقوت است.

تالاب ناور چالدران جزو ۳۰ تالاب ثبت شده آذربایجان غربی در فهرست تالاب های کشور است که مقدمات ثبت آن در فهرست تالابهای بین المللی هم در حال فراهم شدن است. وسعت تالابهای شهرستان چالدران یک هزار هکتار بوده که با پر آب شدن آنها به طبیعت شهر چالدران زیبایی خاص و چشمگیری بخشیده است.

جاذبه های طبیعی سیه چشمه ، بناهای تاریخی و دیدنی سیه چشمه

آبشار عرب دیزج

آبشار زیبای عربدیزج در فاصله ۲ کیلومتری جنوب غربی روستای عرب دیزجی آواجیق شهرستان چالدران و در فاصله کمی از روستای عرب دیزجی و فاصله ۴۰ کیلومتری شهر چالدران و ۴۵ کیلومتری غرب شهرستان ماکو قرار گرفته است. آب و هوای لطیف و معتدل محل از طرفی، وجود آبشار زیبای دیگر در فاصله حدود 100 متری غرب این آبشار از طرف دیگر، همچنین فضاهای سر سبز، بکر و مناظر طبیعی دل انگیز آن همواره پذیرای دوستداران طبیعت و فرار از هیاهوی شهری است.

افراد دوستدار طبیعت برای بهره مندی از این مناظر طبیعی خدادادی و چیدن گیاهان دارویی این منطقه هرساله به این مکان سرازیر می‌شوند.

جاذبه های طبیعی سیه چشمه ، بناهای تاریخی و دیدنی سیه چشمه

مقبره شیرین و فرهاد

این مقبره صخره‌ای در دامنه کوهی کنده شده و اتاق‌های سنگی متعددی دارد. قدمت آن به هزاره اول پیش از میلاد می‌رسد و به دوره اوراتویی تعلق دارد.

جاذبه های طبیعی سیه چشمه ، بناهای تاریخی و دیدنی سیه چشمه

غار چهل پله خضرلو

این غار که از آثار به جای مانده از دوره حکومت باستانی اوراتوریه در دامنه تپه باستانی منتهی‌الیه غربی روستا واقع شده. در قدیم تعداد پله های غار بیشتر بوده ولی با گذشت زمان و فرسایش زمین کناره‌های غار پرشده بود ولی اخیراً با حفاری‌های غیر مجاز انجام گرفته توسط سوداگران گنجینه‌های زیر زمینی تعداد دیگری از پله های آن نمایان شده و به ۳۰ پله رسیده. در قدیم‌ این غار به عنوان سرداب مورد استفاده قرار می‌گرفته. در حال حاضر هم به عنوان یکی از جاذبه‌های گردشگری روستا همواره مورد بازدید علاقه‌مندان و دانش آموزان در اردوهای تفریحی قرار می‌گیره..لازم به ذکره که با مشاهده آثار به‌جا مانده از بقایای حفاری‌های صورت گرفته و ظروف سفالی و خمره شکسته‌های اطراف غار که به وفور پراکنده است، احتمال وجود ذخایر زیر زمینی طلا هم در این غار هست.

جاذبه های طبیعی سیه چشمه ، بناهای تاریخی و دیدنی سیه چشمه

آبگرم معدنی (ایسی سو)

ایسی سو واقع در روستای آبگرم ۵ کیلومتری شهرستان چالدران شهر سیه چشمه واقع شده‌است.

این مکان تفریحی بالاتر از روستای ایسی‌سو (آبگرم) قرار گرفته‌است با راه ارتباطی مناسب (آسفالت) به علت اشتهاری که در خاصیت طبی و درمانی آن وجود دارد از قدیم الا یام مورد توجه اهالی منطقه و شهرها ی همجوار می‌باشد؛ که هر ساله افراد بسیاری در فصل بهار و تابستان از نقاط مختلف استان بجهت کو هستانی بودن منطقه و آب و هوای بسیار مطلوب و چشم‌انداز طبیعی بسیار زیبای آن به این محل سرازیر می‌شوند.

هم‌اکنون این مکان با تخصیص اعتبارات ازسوی دولت ساماندهی شده و به صورت مطلوب در اختیار گردشگران قرار دارد

سایت فرمانداری

جاذبه های ایران

ماکو

ماکو یکی از شهرهای استان آذربایجان غربی در شمال غربی ایران است. این شهر در نزدیکی مرز ایران و ترکیه قرار دارد. شهر ماکو مرکز شهرستان ماکو است. شهر ماکو در دره‌ای بنا شده که رودخانه زنگمار از آن می‌گذرد و شهر را به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم می‌کند. قسمت جنوبی شهر در دامنه کوه سبد قرار گرفته و بخش شمالی در دامنه کوه قیه است.

این شهر به دلیل آنکه در کنار مرز و گمرک بازرگان واقع شده‌است محل عبور مسافرینی است که قصد دارند از طریق زمینی به ترکیه سفر کنند.

مردم

بافت مردمی ماکو از مردمان آذربایجانی و کُرد تشکیل شده که آذربایجانی‌ها شیعه بوده و به زبان ترکی آذربایجانی سخن می‌گویند و کردها سنی بوده و به زبان کردی کرمانجی صحبت می‌کنند.

وجه تسمیه

ساکنین ماکو در سده اول قبل از میلاد مسیح به دلیل اینکه به مذهب زرتشتی گرویده بودند این شهر را «ماغ کوی» یعنی شهر روحانیان زرتشتی می‌نامیدند. (مغ در زبان زرتشتی و زبان کهن به معنای روحانی زرتشتی می‌باشد) ماکو به زبان ارمنی به معنی چراگاه‌است و از این رو به آن ماکو گفته‌اند چرا که چراگاه‌های بزرگ در پیرامون ماکو وجود دارد. همچنین برخی معتقدند مادها که در زمان پادشاهی ایشتوویگو در این منطقه ساکن شدند، آن را مادکوه (کوه مادها) نامیدند. این نام بعداً به صورت ماکو درآمد. یاقوت حموی عقیده دارد ماکو محل زندگی روحانیون زردشتی بوده‌است لذا در اصل ماغ کوی نام داشته که به مرور ایام ماکو شده‌است.

تاریخ

در منطقه آزاد تجاری ماکو بازمانده‌های یک شهر بزرگ قدیمی که دامبات و خاورزمین نام داشت دیده می‌شود.

گله‌داران ساسانی از ساکنان این منطقه بودند. این شهر ویرانه را هنوز خاورزمین می‌نامند.

در دوره‌های بعدی ماکو بخشی از ایالت واسپورکان ارمنستان شد گروهی محل شهر کنونی ماکو را محل قبلی دژ قابان دانسته‌اند. در جلد ششم فرهنگ معین (به تألیف جعفر شهیدی) آمده‌است: «ماکو در قدیم قلعه‌ای بود به نام قابان که چون محل دزدان بود شاه عباس آن را خراب کرد. بنای شهر ماکوی امروزی را می‌توان از سال ۱۰۱۲ ه‍.ش دانست.» در دوره‌های بعد، اعراب و ترکان سلجوقی بر منطقه چیره شدند.

کلاویخو، سفیر ‍پادشاه اس‍پانیا، که درتاریخ اول ژوئن ۱۴۰۳ م از ماکو دیدن می‌کند، آن را قلعه‌ای می‌نامد که حاکمش مسیحی و نورالدین نام دارد. به گفتهٌ وی قراولان همگی از ارمنستان هستند ولی آشنا به زبانهای ترکی و فارسی.

به هنگام انعقاد عهدنامه گلستان، در مورد ماکو میان روس و عثمانی رقابت بود. در پی آن به مردم و خان‌های ماکو اختیار داده شد تا به هر سو که مایلند ملحق شوند و آنان الحاق به ایران را انتخاب کردند. از این حیث خوانین ماکو به‌ویژه تیمورپاشا و اقبال‌السلطنه طرف رعایت و ملاحظه قاجاریه بودند.

آب و هوا

ماکو دارای آب و هوای نیمه خشک با توجه به مکانش تحت تأثیر باران‌هایی از کوه‌های زاگرس است. هوای شهر گرم و خشک در تابستان، و سرد همراه با بارش برف در زمستان است. بیشترین بارش ناشی از رگبارهای بهاری است.

اماکن مهم گردشگری ماکو

  • معبد سنگی در ده شدی دشت زنگنه
  • برج و بارو و کتیبه در، ساری قیه و در صخره ماکو
  • خرابه‌های تعدادی کلیساهای ارمنی در دهات مختلف
  • آثار تاریخی شهر دامبات
  • خرابه‌های قدیمی گزلو در ده مخند
  • سنگ‌های بازالتی قرمزلیخ در روستا ی آواجیق
  • آبشار شرشر در روستای آواجیق
  • اب‌های گازدار روستای عرب دیزج در آواجیق
  • آثار و علایم منقوش در سنگ در ده قزلجه قلعه دهستان قره قویون
  • دالانها و غارهای زیرزمین در اطراف آرارات
  • شهر روسا یا قلعه جم خور در ده بسطام چایپاره
  • اتاق سنگی در ده چیره کندی چای پارا
  • گورستان تاریخی پیر احمد کندی در دهات آواجیق
  • پل بشگوز در نزدیک شهر ماکو
  • خرابه‌های سه گوش در ده قزلداغ
  • اتاق سنگی در ده دلیک داش
  • کلیسای زور زور در ده بارون
  • دیری متعلق به فرقه دمینکن در پای کوه قیه
  • اتاق سنگی در ده سنگر
  • کلیسای مریم ننه در شمال شهر ماکو
  • بنای باشکوه کلاه فرنگی در بیمارستان ماکو
  • کاخ باغچه جوق
  • از ارتفاعات ماکو می‌توان چهارکشورایران ترکیه آذربایجان و ارمنستان رادید.

ماکو روستاهای زیبایی نیز دارد قره خاچ با آب هوای ییلاقی و محیطی آرام یکی از جاذبه‌های طبیعی این شهر می‌باشد علاوه بر آن روستاهای بارون، رند، هندور، سنگر، و

همه چیز درباره شهر ماکو | همه چیز درباره شهر ماکو

یک عمارت دو طبقه فوق العاده بزرگ و قدیمی سفیدرنگ با سقف شیروانی

در پاسخ به این سوال که ماکو کجاست از موقعیت جغرافیایی آن شروع می‌کنیم. ماکو یکی از شهر های مرزی ایران است. این شهر در آذربایجان غربی قرار دارد. این شهر در همسایگی کشورهای ارمنستان، ترکیه و آذربایجان است. به طور دقیق‌تر می‌توان گفت که ماکو درون دره‌ای قرار گرفته که رودخانه زنگمار از آن عبور می‌کند. به دلیل وجود این رودخانه، ماکو به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم می‌شود. اگر با ماشین به سمت ماکو حرکت کنید، از شهر های مرند و جلفا هم عبور خواهید کرد. ساکنین ماکو و مناطق اطراف، آذری‌زبان و یا کرد‌زبان هستند. ماکو، هم جاذبه‌های طبیعی گردشگری دارد و هم جاذبه‌های تاریخی. اگر با جاهای دیدنی ماکو آشنا نیستید، این مقاله را از دست ندهید.

جاهای دیدنی ماکو

ماکو یکی از شهرهای زیبای آذربایجام غربی است. این شهر به دلیل قدمت تاریخی و موقعیت جغرافیایی خود دارای جاذبه‌های گردشگری بسیاری دارد. برخی از این جاذبه‌های گردشگری در ماکو شهرت جهانی دارند. در زیر تعدادی از جاهای دیدنی ماکو را معرفی کرده‌ایم.

پل بشگوز یا پنج چشمه

پل بشگوز یا پنج چشمه

عکس از سلام‌مسافر

پل پنج چشمه روی رودخانه زنگار قرار گرفته و از قدیمی‌ترین پل‌های این شهر به شمار می‌آید. به گفته برخی افراد این پل در دوره صفویان ساخته شده تا زوار ارامنه راحت‌تر به کلیسا طاطائوس بروند. این پل به دلیل داشتن ۵ دهنه شهرت پیدا کرده اما متاسفانه امروزه یک دهنه آن تخریب شده است. پل پنج چشمه تا زمانی که جاده تبریز-ماکو احداث نشده بود، معبر اصلی تردد منطقه بود و در حال حاضر نیز معبر ارتباطی ماکو و روستاهای مجاور می‌باشد.

قلعه قبان

باقی مانده قلعه قبان

عکس از seeiran

این قلعه بر فراز کوهی بلند ساخته شده، قلعه‌ای که در ورودی ندارد. قبان از معدود قلعه‌هایی بود که تیمور لنگ موفق به فتح آن نشد. در دیواره‌های صخره، سه کتیبه وجود داشته که تنها یکی از آنها که متعلق به شاه اسماعیل بوده، سالم و قابل رویت است. اگر به ماکو سفر کردید، دیدن قلعه قبان را از دست ندهید.

عمارت کلاه فرنگی

عمارت کلاه فرنگی عمارتی هشت ضلعی و دو طبقه، به همراه ایوان چوبی و سرتاسری

عکس از کجارو

کلاه فرنگی عمارتی هشت ضلعی و دو طبقه، به همراه ایوان چوبی و سرتاسری است. این ایوان با بیست ستون، در سرتاسر عمارت قرار دارد. کلاه فرنگی متعلق به یکی از خان‌های ماکو به نام علی‌قلی‌خان بیات ماکویی بوده که سال‌های بعد بهداری آن را از تقی‌خان بیات خریداری نمود. این عمارت تنها عمارت به‌جا‌مانده از مجموعه عمارت‌های علی‌قلی‌خان است. گچ‌بری‌های این بنا بسیار زیبا و تاریخی بوده و ترکیب آن با آینه‌کاری‌ها ترکیب بسیار زیبا و بی‌نظیری را بوجود آورده است.

رودخانه مرزی ارس

رودخانه مرزی ارس

عکس از اسپلیت‌البرز

این رودخانه یکی از مهم‌ترین جاهای دیدنی ماکو است که باید نام آن در این لیست قرار داشته باشد. رودخانه مرزی ارس، پر‌آب‌ترین رودخانه شمالی آذربایجان شرقی است که از کوه‌های ترکیه سرچشمه می‌گیرد و در آخر هم به دریای خزر می‌ریزد.

دره باغی

دره باغی یک رودخانه کوچک و بشدت زلال بین کوهها روستای قلعه جوق است

عکس از امید قهرمان

دره باغی در یکی از روستاهای ماکو به نام روستای قلعه جوق قرار دارد. این دره در کنار عمارت عزت‌الله‌خان که خواهرزاده سردار ماکو بوده، می‌گذرد. اگر به داخل دره پیشروی کنید به مناطق بکر و دست نخورده‌ای خواهید رسید.

کلیسای زور زور

کلیسا زور زور در روستای بارون در کنار رودخانه

عکس از ویکی‌پدیا

یکی از مهم‌ترین مناطق دیدنی ماکو کلیسای زور زور است. کلیسا زور زور جزو جاهای دیدنی بین‌المللی ماکو می‌باشد و اغلب گردشگران خارجی نام آن را در فهرست جاهای دیدنی خود قرار می‌دهند. دلیل شهرت جهانی کلیسای زور زور، قرار گرفتن نام کلیسا در فهرست میراث جهانی یونسکو است. این کلیسا در کنار روستای بارون از توابع شهرستان ماکو قرار دارد. شروع ساخت کلیسا در سال ۱۲۹۸ میلادی آغاز شده و در سال ۱۳۱۴ به اتمام رسیده است.

چشمه ثریا

چشمه ثریا سرچشمه رود ارس در نقطه صفر مرزی ایران و نخجوان

عکس از گوگل

چشمه ثریا سرچشمه رود ارس و یکی دیگر از جاهای دیدنی ماکو است. این چشمه در نقطه صفر مرزی ایران و نخجوان قرار دارد که آن را به مرز آبی تبدیل کرده است. اوایل مرداد‌ماه، پرندگان مهاجر به چشمه ثریا و ارس می‌آیند.

منشورهای بازالتی

منشورهای بازالتی بازمانده از آتشفشان

عکس از علی انتظاری

منشورهای بازالتی در دره‌ای عمیق با آبشار‌های کوچک و بزرگ واقع شده است. ظاهر دیواره‌های این دره با انواع دیگر دره‌های که تا به حال دیده‌اید بسیار متفاوت می‌باشد. شکل و فرم‌های زیبا و شگفت‌انگیز دره، به دلیل سرد شدن گدازه‌های آتشفشانی ایجاد شده‌اند. این دره در اطراف منطقه آواجیق واقع شده است. اگر قصد کوهنوردی و طبیعت‌گردی در این منطقه را دارید، حتما کفش مناسب به همراه داشته باشید و در فصول سرد سال لوازم گرمایشی خود را فراموش نکنید.

غار خزنگاه

غار خزنگاه در کوه‌های نرسیده به روستای تیکمه

عکس از گوگل

این غار می‌تواند محل هیجان انگیزی برای طبیعت‌گردان باشد. غار خزنگاه در کوه‌های نرسیده به روستای تیکمه قرار داشته که در دل این کوه‌ها غارهای بسیار زیادی وجود دارند. البته برای رسیدن به این غار، نیاز است که حداقل یک ساعت کوه‌پیمایی کنید. بنابراین اگر تمایل دارید از این غار زیبا و دیدنی ماکو بازدید کنید، کفش مناسب به پا داشته باشید. همچنین به شما توصیه می‌کنیم حتما با یک راهنمای محلی به دیدن غار خزنگاه بروید.

مراکز خرید ماکو

ماکو علاوه بر اینکه جاذبه‌های گردشگری طبیعی و تاریخی، مراکز خرید بسیار معروفی دارد. مراکز خریدی که برخی از آنها به تنها جاذبه گردشگری ماکو هستند و بسیاری از گردشگران برای خرید از این مراکز خرید به ماکو سفر می‌کنند.

بازار مرزی ماکو

بازار مرزی ماکو و گالری بزرگ کتون

عکس از لست‌سکند

یکی از مهم‌ترین و البته معروف‌ترین مراکز خرید ماکو، بازار مرزی ماکو است. در این بازار از کالاهای بی‌کیفیت خبری نیست. وسعت بازار مرزی ماکو بسیار زیاد است و تعداد زیادی مغازه در آن وجود دارد. پوشاک، لوازم خانگی، مواد غذایی و غیره جزو اجناسی هستند که در این بازار به فروش می‌رسد. بازار مرزی ماکو در کیلومتر ۵ جاده ماکو – بازرگان واقع شده است.

بازار مرزی ساری‌سو

یکی دیگر از مراکز خرید مرزی در ماکو، بازار ساری‌سو است. به گفته گردشگران و مردم محلی قیمت اجناس در این بازار در حدود بیست درصد ارزان‌تر از مراکز خرید دیگر ماکو است. همچنین در این بازار، امکانات رفاهی مانند نمازخانه و سالن غذاخوری وجود دارد.

بازار مرزی صنم بلاغی پلدشت

این بازار وسعتی به اندازه ۱۴ هزار متر مربع دارد که در ۳۰ کیلومتری ماکو و در شهر پلدشت واقع شده است. در این بازار کالاهایی نظیر مصنوعات چوبی، کالاهای وارداتی، میوه و تربار و … به فروش می‌رسند.

صنایع دستی ماکو

میز پر از صنایع دستی حصیری

عکس از سازمان منطقه آزاد ماکو

ماکو به مانند دیگر شهرهای ایرانی، صنایع‌دستی و سوغات بسیاری دارد. اگر به این شهر سفر کردید می‌توانید به عنوان یادگاری از این صنایع دستی خرید کنید. برخی از مهم‌ترین صنایع دستی ماکو در زیر به آن اشاره شده است.

حصیر‌بافی

مردم ماکو معمولا از برگ‌های تازه نی برای تولید حصیر بهره می‌برند. آنها چیغ‌بافی هم انجام می‌دهند یعنی لا به لای حصیر از نخ‌های پشمی هم استفاده می‌کنند. حصیربافی یکی از آن صنایع دستی است که می‌توانید به عنوان سوغات تهیه کنید، زیرا قیمت آن به نسبت دیگر صنایع دستی ارزان‌تر می‌باشد.

گلیم‌بافی

گلیم‌بافی هم از دیگر هنر‌های دستی مردم ماکو است. طرح، نقشه و رنگ‌های گلیم‌های که توسط هنرمندان ماکو تهیه می‌شود، در مقایسه با دیگر شهرهای منطقه متفاوت و زیباست و شما می‌توانید به عنوان سوغاتی آنها را در نظر بگیرید.

فرش دستباف

فرش از مهم‌ترین صنایع دستی ایران است. مردم در تمامی شهرها برای استفاده روزانه خود، فرش تهیه می‌کنند. فرش ماکو نیز به مانند دیگر فرش‌های ایرانی زیبا و دیدنی‌ است. البته که قیمت فرش‌های دست‌بافت ماکو بسیار گران و ارزشمند هستند اما اگر به فکر تهیه یک صنایع دستی لوکس و باارزش هستید، فرش دستباف ماکو را در نظر بگیرید.

سازسازی

از آنجایی که در گذشته بیشتر افراد در منطقه ماکو به نواختن موسیقی آشنایی داشتند، ساختن ساز هم از گذشته جزو صنایع دستی ماکو به شمار می‌رفته است. در گذشته هنرمندان برای ساختن ساز از چوب درختان توت و گردو استفاده می‌کردند اما امروز براساس نوع ساز و کیفیت درخواستی، از چوب دیگر درختان نیز استفاده می‌شود. پس اگر اهل نواختن ساز هستید می‌توانید برای تهیه آن به سراغ هنرمندان ماکو بروید.

معرق‌کاری

آثار معرق از کنار هم گرفتن چوب‌ها و ایجاد نقش و طرح به وسیله آنها به وجود می‌آیند. نقوش اسلیمی، موضوعات شاهنامه، مینیاتور و غیره از موضوعات اصلی تابلو‌های معرق ماکو هستند.

برای آشنایی بیشتر مقاله سوغات و صنایع دستی ماکو را مطالعه کنید.

غذاهای سنتی ماکو

در معرفی ماکو نباید از غذاهای سنتی آن غافل شویم. مردم ماکو براساس موقعیت جغرافیایی و آب‌وهوای منطقه، غذاهای تهیه می‌کردند که برای سلامتی آنها نیز مفید بود. این غذاها امروزه نیز تهیه می‌شوند و از مهم‌ترین غذاهای سنتی ماکو به حساب می‌آیند.

ساج قاورماسی

غذاهای محلی ساج قاورماسی

ساج قاورماسی یکی از غذاهای سنتی ماکو است. در این غذا گوشت گوسفندی به همراه دنبه و روغن حیوانی داخل ساج تفت داده می‌شوند و با سسی که ترکیبی از ماست و سیر است، سرو می‌شود.

جزوز

این غذا مانند جغور بغور است. یعنی ترکیبی از سیب‌زمینی‌های نگینی شده، گوشت جگر و گوجه فرنگی. جزوز یکی از غذاهای خیابانی ماکو به حساب می‌آید، به همین دلیل جزوز از غذاهای ارزان ماکو است. اگر به ماکو رفتید حتما این غذای خیابانی را امتحان کنید.

اولیک چکمسی

اولیک چکمسی هم مانند دیگر غذاهای این شهر بر پایه گوشت است. اولیک یکی از سبزی‌های بومی این منطقه می‌باشد که طعم‌دهنده اصلی غذا است. در این غذا بعد از پختن سبزی و گوشت، برنج را اضافه می‌کنند تا دم بکشند. از دیگر غذاهای ماکو می‌توان به کلاجوش، یالیخ چورکی، یاقلی پاپان، تخم مرغ سیب زمینی و غیره اشاره کرد.

بهترین زمان برای سفر به ماکو

به طور کلی، ماکو در فصل زمستان آب‌و‌هوای سرد و خشک دارد و در فصل تابستان آب‌وهوایی آن گرم و خشک هست. با توجه به اینکه ماکو دارای آب‌وهوای کوهستانی است بهترین زمان سفر به آن اوایل بهار و اواخر تابستان است. از فروردین تا اردیبهشت، هوا سرد است و احتمال بارش نیز وجود دارد، با این‌حال ماکو در این فصل بسیار زیبا می‌شود.

از اردیبهشت تا خرداد ماه، رگبار و بارندگی و حتی احتمال بارش تگرگ وجود دارد، که این آب‌و‌هوا باعث می‌شود که برای رفتن به مناطق طبیعی و زیبا به مشکل بخورید. از تیر تا مرداد هوا گرم است. از مهر و آبان هوا شروع به سرد شدن می‌کند. از طرف دیگر در اواخر اسفند تا فروردین گل‌ها بر اثر آب شدن برف‌ها تازه شکوفا می‌شوند که می‌تواند جاذبه زیبایی ایجاد کند.

فاصله ماکو تا برخی از شهرها:

  • فاصـله ی ماکو تا تبریز ۲۵۰ کیلومتر
  • فاصله ی ماکو تا تهران ۸۷۵ کیلومتر
  • فاصـله ی ماکو تا اصفهان ۱۱۵۷ کیلومتر
  • فاصله ی ماکو تا اهواز ۱۳۸۸ کیلومتر
  • فاصله ی ماکو تا شیراز ۱۶۴۱ کیلومتر
  • فاصـله ی ماکو تا مشهد ۱۷۶۸ کیلومتر
  • فاصله ی ماکو تا بندرعباس ۲۰۶۱ کیلومتر
  • فاصله ی ماکو تا زاهدان ۲۲۶۲ کیلومتر

قلعه جوق و باغچه جوق از زیباترین روستاهای ماکو می‌باشند.

منابع

ویکی پدیا

سایت اتاقک

دریاچه دالامپر

دریاچه دالامپر ارومیه و تجربه خنکای آب سرد در داغ‌ترین روزهای سال

معرفی دریاچه دالامپر ارومیه

دریاچه دالامپر از جاهای دیدنی ارومیه است. منظره این دریاچه در ۳۵کیلومتری اشنویه و ۴۵کیلومتری ارومیه آنقدر زیباست که حتی از چند کیلومتری‌ آن می‌توانید حدس بزنید چه طبیعت زیبا و آرامش‌بخشی در انتظارتان است. اگر می‌خواهید دقیق‌تر بدانید که دریاچه دالامپر کجاست و زیبایی‌های دالامپر ارومیه را از ابعاد مختلف بشنوید، در ادامه این مقاله از مجله علی‌بابا همراه من باشید.

برای رفتن به دریاچه دالامپر ارومیه از تهران ابتدا باید مسافتی حدود ۷۶۰ کیلومتر را طی کنید. بعد از ارومیه باید به سمت اشنویه، سه‌راهی آغ‌بلاق و روستای دیزج بروید. بعد از روستای دیزج مقصدهای بعدی شما روستا و آبشار سوله دوکل است. مسیر آبشار سوله دوکل تا دریاچه دالامپر خاکی است و بهتر است پیاده طی شود.

آب‌وهوای دریاچه دالامپر چگونه است؟

دریاچه دالامپر چون در نزدیکی کوه‌های برفی و یخچال‌های طبیعی قرار گرفته در بیشتر اوقات هوای سرد و کوهستانی دارد.

بهترین فصل برای سفر به دریاچه دالامپر چه فصلی است؟

فصل بهار و تابستان بهترین فصل برای سفر به دریاچه دالامپر از نظر خوش‌ آب‌و‌هوابودن هستند.

دریاچه دالامپر از گذشته تاکنون

درباره دریاچه دالامپر ارومیه در جایی دقیق گفته نشده که چقدر قدمت داردُ اما این دریاچه حاصل ذوب‌شدن یخچال‌هایی است که هزاران سال از زمان تشکیل آن‌ها می‌گذرد.

تاریخچه دریاچه دالامپر

عکس از: سایت Google-Maps

دریاچه دالامپر کجاست؟

برای بهتر فهمیدن مکان دریاچه دالامپر اول باید موقعیت مکانی کوه دالامپر را بدانید، چون دریاچه روی این کوه قرار دارد. کوه دالامپر در ۴۵کیلومتری جنوب‌غربی ارومیه و ۳۵کیلومتری شمال‌غربی شهر اشنویه قرار گرفته و از جاهای دیدنی آذربایجان غربی به‌حساب می‌آید.

موقعیت مکانی دریاچه دالامپر

عکس از: سایت Google-Maps

به دریاچه دالامپر که بروید، یک فرصت جالب جغرافیایی هم برای شما پیش می‌آید چون کوه دالامپر در مرز کشورهای ایران، عراق و ترکیه واقع شده است، می‌توانید به کشورهای عراق و ترکیه هم سرکی بکشید.


دریاچه مارمیشو ارومیه یعنی هوای تازه در همسایگی کوه و جنگل


دریاچه دالامپر روی گوگل مپ

بهترین مسیر دسترسی به دریاچه دالامپر

هر جایی از ایران که هستید، برای رفتن به دریاچه دالامپر اول باید به ارومیه بروید. از ارومیه باید به سمت اشنویه، سه‌راهی آغ‌بلاق و بعد روستای دیزج بروید. اگر بنزین ماشینتان کم است یا احتمال‌ می‌دهید در طی مسیر بنزین کم می‌آورد، دیزج بهترین جا برای بنزین‌زدن است.

مسیر دریاچه دالامپر

عکس از: سایت Google-Maps

پس از دیزج ۸کیلومتر را باید طی کنید تا به روستای سوله دوکل برسید. از این روستا به سمت آبشار سوله دوکل که در یک کیلومتری روستا قرار گرفته، حرکت کنید.

بهترین مسیر دریاچه دالامپر

عکس از: سایت Google-Maps

به آبشار که می‌رسید زیبایی‌های طبیعی آن شما را مجاب می‌کند که از ادامه حرکت دست بکشید و لحظاتی را به لذت‌بردن از جوش‌و‌خروش و آب‌و‌هوای خوش آبشار بگذرانید. طی‌کردن مسیر آبشار سوله دوکل تا دریاچه دالامپر به مدل ماشینتان بستگی دارد. اگر ماشینتان از نوع معمولی است، باید این مسیر خاکی را پیاده طی کنید؛ اما اگر ماشینتان آفرود است، احتمالا می‌توانید تا ۲کیلومتری دریاچه پیش بروید.

سفر به دریاچه دالامپر

عکس از: سایت Google-Maps

مسیر دیگری هم برای رفتن به دریاچه دالامپر وجود دارد که از جاده بند و منطقه زیوه می‌گذرد. این مسیر را برای رسیدن به دریاچه پیشنهاد نمی‌کنم، چون نسبت به مسیر قبلی طولانی‌تر است و جذابیتی از نظر داشتن زیبایی‌های طبیعی ندارد.

دریاچه دالامپر

عکس از: سایت Google-Maps

برای رفتن به دریاچه دالامپر از تهران باید اول به ارومیه بروید و حدود ۷۶۰کیلومتر را طی کنید. در مسیر تهران به ارومیه از شهرهای قزوین، زنجان و تبریز می‌گذرید و برای رسیدن به دریاچه دالامپر باید از طریق همان مسیر روستای دیزج و آبشار سوله دوکل حرکت کنید.

دریاچه دالامپر ارومیه

عکس از: سایت Google-Maps

چرا دالامپر؟

کلمه دالامپر به معنی جایی است که عقاب‌ها در آن پرواز می‌کنند. این نام را روی کوه دالامپر گذاشته‌اند، چون روی این کوه عقاب‌های زیادی را درحال پرواز می‌بینید.

معنی اسم دریاچه دالامپر

عکس از: سایت Google-Maps

دریاچه دالامپر به‌ خاطر اینکه روی کوه دالامپر قرار گرفته به این نام معروف شده است. البته افراد محلی دریاچه دالامپر را بیشتر به‌نام مام‌شیخ (اسم یکی از روستاهای منطقه دالامپر) می‌شناسند تا دالامپر.

علت نامگذاری دریاچه دالامپر

عکس از: سایت Google-Maps

شرایط آب‌وهوایی دریاچه دالامپر چیست؟

باوجود یخچال‌های طبیعی و برف‌هایی که همیشه ردپایشان روی کوه‌های دالامپر باقی مانده است، مثل دریاچه الندان از دریاچه دالامپر انتظار هوای گرم در هیچ یک از فصل‌های سال را نداشته باشید.

آب و هوای دریاچه دالامپر

عکس از: سایت Google-Maps

بیشتر روزهای دریاچه در فصل‌های پاییز و زمستان بارانی و برفی است و هوا به‌شدت سرد می‌شود. با آمدن فصل بهار و تابستان دیگر سردی هوا طاقت‌فرسا نیست و هوا خنک و مطبوع است.


<img src="https://www.alibaba.ir/mag/wp-content/uploads/2020/02/gharbi2-150x150.jpg" alt="جاهای دیدنی آذربایجان غربی که باید حتما بشناسید">جاهای دیدنی آذربایجان غربی که باید حتما بشناسید پیشنهاد خواندنی: جاهای دیدنی آذربایجان غربی که باید حتما بشناسید


پوشش گیاهی و جانوری دریاچه دالامپر چیست؟

پوشش گیاهی دریاچه دالامپر به پوشش گیاهی رشته‌کوه زاگرس شباهت دارد و شامل گون، آلبالوی وحشی و بادام کوهی می‌شود.

پوشش گیاهی دریاچه دالامپر

عکس از: سایت Google-Maps

هریک از گیاهان دریاچه خاصیت درمانی و دارویی قوی دارند. برای مثال گون برای تقویت سیستم ایمنی، تنظیم کلسترول خون و دیابت و آلبالوی وحشی برای درمان ناراحتی‌های گوارشی مفید است. بادام کوهی دریاچه دالامپر را هم برای تقویت معده، درمان ناراحتی‌های قلبی و تقویت کلیه می‌توان استفاده کرد.

گیاهان دریاچه دالامپر

عکس از: سایت Google-Maps

در دریاچه دالامپر گونه‌های جانوری مثل خرس قهوه‌ای، گرگ، روباه، شغال، مار، خرگوش، بز کوهی و عقاب به چشمتان می‌خورد.


<img src="https://www.alibaba.ir/mag/wp-content/uploads/2020/01/122.jpg" alt="مهاباد کجاست؛ بهشتی کمتر شناخته شده و بکر">مهاباد کجاست؛ بهشتی کمتر شناخته شده و بکر پیشنهاد خواندنی: مهاباد کجاست؛ بهشتی کمتر شناخته شده و بکر


تجربه حس‌وحال دریاچه دالامپر

طبیعت مسیر دریاچه دالامپر مثل پارچه‌های چهل‌تکه رنگارنگ است که کوه‌های اطراف آن به‌خاطر وجود برف سفیدرنگ، جای دیگرش با پوشش گیاهی سبزرنگ و قسمتی از آن با ذوب‌شدن برف‌ها آبی‌رنگ شده است. تماشای آبشار و رودهای جاری که در مسیر دالامپر ارومیه سر راهتان قرار گرفته‌اند، تجربه بی‌نظیری از لذت در طبیعت دالامپر را برایتان خلق می‌کند.

تفریحات رایج در جوار دریاچه دالامپر

مسیر رسیدن به دریاچه دالامپر ارومیه طوری است که توفیق اجباری کوهنوردی و پیاده‌روی را نصیبتان می‌کند و زیبایی‌های این مسیر شما را همیشه دست‌به‌دوربین نگه می‌دارد.

کوهنوردی

همان‌طور که گفتم دریاچه دالامپر روی کوه دالامپر قرار گرفته است، پس برای رسیدن به این دریاچه باید کوهنوردی کنید.

کوهنوردی در کوه دالامپر

عکس از: سایت Google-Maps

سختی کوهنوردی این مسیر در حد معمولی است و برای طی‌ آن با وجود چشم‌اندازهای زیبایی که دارد، اذیت نمی‌شوید. تجربه جذاب و متفاوتی که در کوهنوردی دالامپر خواهید داشت این است که می‌توانید مرز کشور خودمان، عراق و ترکیه را رصد کنید.

پیاده‌روی و گشت‌وگذار

حیف است که به فضای زیبا، سرسبز و خوش آب‌و‌هوای دالامپر ارومیه بیایید و پیاده‌روی نکنید. پیاده‌روی در مسیر دریاچه دالامپر این فرصت را برایتان فراهم می‌کند که زیبایی‌هایی مثل آب‌شدن برف روی کوه‌ها را با جزئیات و دقت بیشتری تماشا کنید.


<img src="https://www.alibaba.ir/mag/wp-content/uploads/2019/12/Urmia-attractions-150x150.jpg" alt="جاهای دیدنی ارومیه؛ شهر آب‌ها را بیشتر بشناسید">جاهای دیدنی ارومیه؛ شهر آب‌ها را بیشتر بشناسید پیشنهاد خواندنی: جاهای دیدنی ارومیه؛ شهر آب‌ها را بیشتر بشناسید


عکاسی

زیبایی‌های طبیعی دریاچه دالامپر ارومیه سوژه‌های نابی هستند تا دوربین عکاسی شما آن‌ها را ثبت کند. تصور کنید یخچال‌های طبیعی درحال آب‌شدن روی صخره‌ای هستند و چقدر هیجان‌انگیز می‌شود اگر شما از این صحنه عکس بگیرید.

عکاسی از دریاچه دالامپر

عکس از: سایت Google-Maps

شنا در دریاچه دالامپر

آب دریاچه دالامپر برای شنا مناسب نیست، چون عمق زیادی دارد و ممکن است خطرساز باشد؛ پس برای شنا سراغ این دریاچه نروید.

امکانات و خدمات رفاهی دریاچه دالامپر

امکانات و خدمات رفاهی دریاچه دالامپر چنگی به دل نمی‌زند و می‌توان گفت که از امکانات خاصی برخوردار نیست. بنابراین اگر قصد شب‌مانی در این منطقه را دارید، باید فکر همه چیز را بکنید.



شرایط اقامت حوالی دریاچه دالامپر

اقامتگاه‌ها، خانه‌های روستایی و هتل آپارتمان‌های مختلفی نزدیک دالامپر ارومیه هستند و شرایط اقامت را آسان کرده‌اند.

شرایط اقامت در دریاچه دالامپر

عکس از: سایت Google-Maps

کمپینگ در محل دریاچه

کمپینگ در دریاچه دالامپر در دو حالت امکان‌پذیر است. اگر تجربه کمپینگ و چادرزدن در طبیعت را دارید، می‌توانید چادرتان را نزدیکی دریاچه برپا کنید.

کمپ در نزدیکی دریاچه دالامپر

عکس از: سایت Google-Maps

اما درصورتی‌که این مدل چادرزدن برایتان سخت است، پیشنهادم این است که از کمپ‌های مجهز که در ۱۰ کیلومتری دریاچه قرار گرفته‌اند استفاده کنید.

اقامت در اقامتگاه‌های نزدیک دریاچه

اگر برای اقامت در نزدیکی دریاچه دالامپر امکاناتی در حد نیازهای اولیه می‌خواهید و بابت اقامت خود نمی‌خواهید هزینه زیادی را متحمل شوید؛ بهترین گزینه‌های اقامتی برای شما اقامتگاه‌های بوم‌گردی هستند که در ادامه با آن‌ها آشنا می‌شوید.

اقامت در دریاچه دالامپر

عکس از: سایت Google-Maps

۱- اقامتگاه باغ بهشت ارومیه نزدیک دریاچه دالامپر

باغ بهشت ارومیه از آن اقامتگاه‌هایی است که بعد از تجربه اقامتی خود می‌گویید تمیزی و راحتی امکاناتش خیلی بیشتر از هزینه‌اش می‌ارزید. اقامتگاه باغ بهشت ارومیه برای اقامت مسافران قسمت‌های مختلفی را مثل کلبه چوبی، آلاچیق اقامتی، سوئیت معمولی و کلبه‌ای دارد.


&


سوئیت کلبه‌ای راحت‌ترین نوع اقامتدر دریاچه دالامپر را برای شما فراهم می‌کند چون اتاق خواب و پذیرایی، آشپزخانه، حمام و دستشویی اختصاصی دارد. لذت اقامت در باغ بهشت ارومیه با خوردن غذاهای لذیذ محلی‌ و گشت‌زدن در فضای باغ سرسبزش دوچندان می‌شود. امکانات مشترک در اقامتگاه باغ بهشت شامل این موارد می‌شود.

شرایط آب و هوایی دریاچه دالامپر

عکس از: سایت Google-Maps

  • آنتن‌دهی مناسب
  • بخاری گازی و کولر
  • پارکینگ
  • دستشویی و حمام عمومی
  • آشپزخانه مشترک

فاصله اقامتگاه باغ بهشت ارومیه تا دریاچه دالامپر حدود ۲۰کیلومتر است.

۲- اقامتگاه بوم‌گردی معروف‌پور

اقامتگاه بوم‌گردی معروف‌پور در شهرستان اشنویه و ۶۰کیلومتری دریاچه دالامپر ارومیه قرار گرفته است. معروف‌پور یک اقامتگاه جمع‌و‌جور است که دو اتاق با ظرفیت ۵ و ۸ نفر دارد.

حمام اتاق کوچک‌تر این اقامتگاه اختصاصی ولی سرویس بهداشتی‌اش حالت عمومی دارد. در اقامتگاه معروف‌پور مزیت اتاق با ظرفیت بیشتر داشتن حمام و دستشویی اختصاصی است. پارکینگ، آشپزخانه عمومی، بخاری نفتی و سیستم سرمایشی و طبخ غذاهای محلی از جمله امکانات موجود اقامتگاه بوم‌گردی معروف‌پور است.

اقامت در دریاچه دالامپر

عکس از: سایت Maroufpoor

یک گزینه دیگر برای اقامت ارزان‌قیمت حوالی دریاچه دالامپر ارومیه خانه‌های روستایی در روستای دیزج هستند که باید به‌صورت حضوری برای رزرو آن‌ها اقدام کنید.

اگر امکانات اقامتگاه‌ها برای شما کافی نیست و برای هزینه اقامت خود دغدغه‌ای ندارید، هتل‌ها و هتل‌آپارتمان‌های ارومیه را برای اقامتتان انتخاب کنید.

۱- هتل آپارتمان بهار ارومیه

هتل آپارتمان بهار ارومیه نزدیک دریاچه دالامپر نسبت به هزینه‌ای که دارد، امکانات مناسبی را برای شما فراهم می‌کند. این هتل آپارتمان در سال ۱۳۹۴ در خیابان طاووسی ارومیه ساخته شد. این هتل حدود ۵۵کیلومتر تا دریاچه دالامپر فاصله دارد. در هتل آپارتمان بهار می‌توانید امکانات زیر را در اختیار داشته باشید.

  • پارکینگ
  • اینترنت رایگان در لابی
  • حمام
  • لوازم بهداشتی
  • یخچال و چای‌ساز
  • سیستم تهویه
  • سیستم اطفاءحریق
  • کمد، دراور و صندوق امانات
  • تلفن و تلویزیون
  • سرویس بهداشتی فرنگی
  • سیستم سرمایش و گرمایش
  • مینی‌بار با هزینه

هتل آپارتمان بهار

عکس از: سایت Itto

۲- هتل جهانگردی ارومیه

بیشتر از ۴۰سال است که در یکی از محله‌های اصیل ارومیه به‌نام کاشانی هتل ۴ستاره جهانگردی را ساخته‌اند. فاصله این هتل تا دریاچه دالامپر ارومیه مثل هتل‌آپارتمان بهار حدود ۵۵کیلومتر است. مهم‌ترین امکاناتی که در هتل جهانگردی ارومیه از آن برخوردار می‌شوید، وسایل و مکان‌های زیر هستند.

  • رستوران
  • پارکینگ
  • دراور، آباژور و کمد
  • سیستم تهویه
  • سرویس بهداشتی ایرانی و فرنگی
  • یخچال
  • صبحانه
  • تلفن و تلویزیون
  • سیستم اطفاءحریق
  • سیستم سرمایشی و گرمایشی

هتل جهانگردی ارومیه

عکس از: سایت Itto

نکات و دشواری‌های بازدید از دریاچه دالامپر

  • اگر ماشین آفرود و شاسی‌بلند ندارید، باید مسیر آبشار سوله دوکل تا دریاچه دالامپر را باید پیاده بروید؛ پس کفش مخصوص کوهنوردی، کلاه، کرم ضدآفتاب، شلوار مناسب و عینک آفتابی همراهتان داشته باشید. برای اینکه سختی این مسیر برایتان کم‌تر شود و راحت‌تر آن را طی کنید، بهتر است بار خود را با وسایل غیرضروری سنگین نکنید.
  • تنها درصورتی نزدیک دریاچه چادر بزنید که قبلا تجربه چنین کاری را داشته‌اید، چون درغیراین‌صورت امکانات محدود دریاچه و مواجه با بارندگی و حیوانات مختلف تجربه تلخی را برای شما رقم می‌زند.
  • عمق دریاچه دالامپر در حدی زیاد است که نباید در آن شنا کرد.
  • از مسیرهای ناشناخته به دریاچه دالامپر نروید، چون علاوه‌بر ناامنی برای خودتان به محیط‌زیست هم آسیب می‌رسانید.
  • اول صبح به سمت دریاچه حرکت کنید تا زیبایی‌های مسیر را در روشنایی ببینید.
  • اگر قصد چادرزدن کنار دریاچه را دارید حتما تجهیزات کامل مثل کیسه‌خواب کوهنوردی، چادر ضدآب، زیرانداز و وعده‌های غذایی انرژی‌زا همراهتان باشد.

بهترین زمان بازدید از دریاچه دالامپر

فصل بهار و تابستان بهترین زمان برای دیدن دریاچه دالامپر است تا در آب‌و‌هوایی خوش‌و‌خنک از طبیعت سرسبزش حسابی لذت ببرید.

بهترین زمان بازدید از دریاچه دالامپر

عکس از: سایت Google-Maps

اگر دوست دارید در دریاچه دالامپر بیشتر صدای جاری‌شدن آب رودها را بشنوید تا صدای‌ آدم‌ها؛ در روزهای شلوغ و پرفت‌و‌آمد اول بهار به دریاچه نروید.


<img src="https://www.alibaba.ir/mag/wp-content/uploads/2021/07/%D8%AA1-8.jpg" alt="بازار ارومیه گوهری کمیاب از دوران صفویه">بازار ارومیه گوهری کمیاب از دوران صفویه پیشنهاد


جاهای دیدنی اطراف دریاچه دالامپر

کوله‌بار سفرتان به دریاچه دالامپر را با دیدن جاهای دیدنی زیر پربارتر و خاطره‌انگیزتر کنید.

کوه دالامپر ارومیه

عکس از: سایت Google-Maps

– کوه دالامپر

کوه دالامپر نزدیک دریاچه دالامپر از جاهای دیدنی ارومیه برای کوهنوردانی است که دوست دارند قدم در راه کوه بگذارند و جوش‌و‌خروش آبشارها را ببینند. اگر زمانی مسیر کوه دالامپر را طی کردید، خستگی راه را با خوردن جرعه‌ای از آب آبشارهای بین راهتان به‌درکنید.

همان‌طور که در قسمت‌های قبل هم گفتم، کوه دالامپر چون عقاب‌ها بر فراز آن پرواز می‌کنند، نام دالامپر را به‌خود گرفته است. ارتفاع کوه دالامپر ۳۴۴۹متر است و پیمایش آن حدود یک‌ساعت‌و‌نیم زمان می‌برد.

کوه دالامپر

عکس از: سایت Google-Maps

برای اینکه به مسیر کوهنوردی دالامپر برسید باید از مناطق سیلوانه، دیزج، کسیان، کوله‌بهی و سوله‌دوکل بگذرید. در گذر از این مناطق مسیر کوله‌بهی به سوله‌دوکل از همه سخت‌تر و ناهموارتر است.

قرارگیری کوه دالامپر در مرز ایران، عراق و ترکیه باعث شده این کوه منطقه‌ای کاملا امن باشد. عقاب، گرگ و سمندر جانورانی هستند در کوه دالامپر و حوالی آن زندگی می‌کنند.

– آبشار سوله دوکل

آبشار سوله دوکل با طبیعت سرسبز و جنب‌و‌جوش آب زلالش در مسیر کوه و دریاچه دالامپر قرار گرفته است. نام آبشار سوله دوکل را از زبان کردی گرفته‌اند.

آبشار سوله دوکل

عکس از: سایت Tasnimnews

سوله در این زبان به معنای آبشار و دوکل معنی بخارآب را دارد. موقعیت مکانی دقیق آبشار سوله دوکل در منطقه مرگور و نزدیک دریاچه دالامپر ارومیه است. این آبشار با ارتفاع بلند خود جزو بلندترین آبشارهای ایران و جاهای دیدنی استان آذربایجان غربی به‌شمار می‌رود.

– سد بارون

سد بارون نزدیک دریاچه دالامپر از نظر بزرگی پنجمین سد استان آذربایجان غربی است و حوالی روستای بارون در شهرستان چالدران قرار دارد. ظرفیت این سد به اندازه ۱۴۰میلیون مترمکعب است و آب آن از رودهای چالدران تامین می‌شود.

سد بارون ارومیه

عکس از: سایت Barishnews

– قره کلیسا نزدیک دریاچه دالامپر

قره کلیسا یا کلیسای تادئوس مقدس باوجود دیوارهای دفاعی‌اش به شکل یک قلعه به‌نظر می‌رسد که در ۴ طرف آن ۵ برج دیده‌بانی قوسی‌شکل دیده می‌شود. نام قره که روی این کلیسا گذاشته شده، از زبان ترکی آمده و معنای سیاه را دارد؛ چون قسمت‌هایی از کلیسا را با سنگ سیاه ساخته‌اند.

قره کلیسای ارومیه

عکس از: سایت Shmi

نام دیگر قره کلیسا، تادئوس مقدس است که نام یکی از یاران حضرت مسیح است. سرگذشت این فرد این‌طور بوده که برای تبلیغ دین مسیحیت به ارمنستان می‌آید و پادشاه ارمنستان در آن زمان دستور می‌دهد تا تادئوس را به قتل برسانند.


<img src="https://www.alibaba.ir/mag/wp-content/uploads/2021/01/shak.jpg" alt="تخت سلیمان؛ اسطوره یا واقعیت؟">تخت سلیمان؛ اسطوره یا واقعیت؟ پیشنهاد


پیکر تادئوس را در کلیسا دفن می‌کنند و این کلیسا را به یاد تادئوس به این نام صدا می‌زنند. قره کلیسا در شمال غربی استان آذربایجان غربی و ۷کیلومتری شمال جاده چالدران قرار دارد. نام این کلیسا در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت و نوشته شده است.

دشت چالدران

عکس از: سایت Bamnews

– دشت چالدران

دشت چالدران همان جایی است که نامش را در کتاب‌های تاریخی زیاد دیده‌اید. این دشت محلی بوده که اولین جنگ ایران با عثمانی‌ها در زمان صفویان اتفاق می‌افتد و پیروز این میدان عثمانی‌ها می‌شوند. از تبعات منفی جنگ چالدران این بود که شرق ترکیه و عراق که در آن زمان جزئی از ایران بود به تصرف عثمانی‌ها درآمد.

– بنای یادبود شمس تبریزی

بنای یادبود شمس تبریزی آرامگاه شاعر بزرگ و برجسته شمس تبریزی است که در یکی از قدیمی‌ترین و بزرگ‌ترین شهرستان‌های استان آذربایجان غربی به نام خوی قرار دارد.

بنای یادبود شمس تبریزی

عکس از: سایت Mehrnews

این بنا دو پوست دارد که یکی از پوست‌ها از جنس مس است و دیگری از جنس بتون. یک رمپ را در بنای شمس می‌بینید که از این پوست‌ها به حالت مارپیچی در حال گذر است.

این حرکت مارپیچی رمپ تعبیر جالبی دارد و نشان‌دهنده رقص سوفیان است. بنای یادبود شمس تبریزی افتخار کسب جوایز معماری بین‌المللی و درخشانی را از کشورهای آمریکا، دبی و ترکیه دارد.

– کلیسا مریم مقدس

کلیسای مریم مقدس با دستان یک شخص ارمنی به‌نام زکریا از تراشه‌های سنگ به شکل صلیب در نزدیکی روستا و سد بارون ساخته شده است.

کلیسای مریم مقدس ارومیه

عکس از: سایت Aparat

این کلیسا فقط ارزش مذهبی ندارد و از نظر تاریخی هم حرفی برای گفتن دارد؛ به‌طوری‌که نامش را در لیست آثار ملی و فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت کرده‌اند. جایی که کلیسای مریم مقدس قرار گرفته جذاب و هیجان‌انگیز به‌نظر می‌رسد چون در دره‌ای قرار گرفته که رودخانه‌ای به‌نام زنگمار از آن جاری می‌شود.


<img src="https://www.alibaba.ir/mag/wp-content/uploads/2021/06/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-1.jpg" alt="معرفی بهترین هتل های ارومیه برای یک اقامت راحت">معرفی بهترین هتل های ارومیه برای یک اقامت راحت پیشنهاد


چرا باید به دریاچه دالامپر سفر کنید؟

اگر دلتان هوای رفتن به یک دریاچه زلال را در میان طبیعتی سبزرنگ کرده، به دریاچه دالامپر ارومیه سر بزنید. اگر آدم گرمایی باشید، این دریاچه خوراک شماست چون در گرم‌ترین فصل سال هم با هوایی خنک از شما پذیرایی می‌کند.

موقعیت مکانی دریاچه دالامپر

عکس از: سایت Google-Maps

یکی دیگر از جذابیت‌های دیدن دریاچه دالامپر این است که روی کوهی هم‌نام خودش در مرز کشورهای ایران، عراق و ترکیه قرار گرفته است.

ممنبع- مونا حسینی

پیرانشهر

پیرانشهر(به کوردی: پیرانشارPîranşar)

یکی از شهرهای استان آذربایجان غربی در غرب ایران است. پیرانشهر به لحاظ بخش‌بندی مناطق کردنشین در زمره شهرهای مکریان قرار می‌گیرد.شهر پیرانشهر در همسایگی اقلیم کردستان و عراق واقع شده‌است. پیرانشهر به دلیل داشتن سنگ‌های گرانیت دارای شهرت جهانی است. ذخایر شناخته شده سنگ‌های گرانیت این شهرستان چهار میلیون تن برآورد می‌شود که به لحاظ تنوع رنگ و طرح استحکام در ایران و جهان منحصر به فرد است. سینیتهای سبز پیرانشهر در نوع خود در دنیا منحصربه‌فرد هستند و تنها یک توده کوچک مشابه آن در کشور ایتالیا وجود دارد، به‌طوری‌که در موزه ایتالیا نگهداری می‌شود. شهرستان پیرانشهر پس از منطقه لرستان به عنوان دومین منطقه دارای معادن سنگ گرانیت کشور شناخته شده‌است.

شهر پیرانشهر به دلیل داشتن ۶۰۰ میلی‌متر بارندگی در سال از زیباترین شهرستان کشور به‌شمار می‌رود. این شهرستان به دلیل قرار گرفتن در مسیر جاده ترانزیت ایران با کشور عراق و دیگر کشورهای حوزه دریای مدیترانه، یکی از بزرگ‌ترین مراکز تجارت خارجی در ایران است.

پیرانشهر هر چند فاقد نقطه صفر مرزی بوده ولی واقع شدن در نزدیک نوار مرزی، شهر پیرانشهر را در وضعیتی ویژه قرار داده‌است که همواره مورد توجه دولت‌های مختلف در طول تاریخ بوده‌است یعنی با توجه به جایگاهی که پیرانشهر در مرز ایران و عراق و نزدیکی به خاک ترکیه داشته، یک موقعیت ژئواستراتژیک ممتاز و در عین حال سختی تلقی می‌شده‌است و به همین دلیل از دیرباز نیز داری ۳ پادگان پیرانشهر، جلدیان و پسوه و یکی از پایگاه‌های مهم در کشور ایران بوده‌است.

حمدالله مستوفی در نزهه القلوب در سال ۷۳۰ هجری قمری، پیرانشهر را جزو شهرستان‌های کردستان ذکر کرده‌است. در سفرنامه رابینو به پیرانشهر اشاره شده‌است. رابینو، درکتاب ولایات دارالمرز ایران می‌نویسد: پیرانشهر در ولایت آذربایجان قرار دارد و نادری در عالم‌آرا نیز این شهر را یکی از آبادترین مناطق آذربایجان معرفی می‌کند.

موقعیت جغرافیایی

شهر پیرانشهر مرکز اداری و سیاسی شهرستان پیرانشهر در جنوب غربی آذربایجان غربی و در مختصات جغرافیایی ۳۶ درجه و ۴۲ دقیقه و ۱۵ ثانیه عرض شمالی و ۴۵ درجه و ۸ دقیقه و ۳۰ ثانیه طول شرقی از نصف‌النهار گرینویچ قرار دارد. ارتفاع متوسط شهر پیرانشهر از سطح دریا برابر با ۱۴۴۵/۹ متر است.

منشأ نامگذاری

بنا بر آنچه از تاریخ و نوشته‌های محققین بر می‌آید، اسم پیرانشهر از پیران، یکی از شخصیت‌های شاهنامه و سپهسالار افراسیاب اخذ شده‌است. پیران وزیر، سپهسالار، مشاور، فرمانروای ختن و بعد از افراسیاب بزرگ‌ترین شخصیت توران زمین است. نام وی را فیران (طبری) و بیران (ثعالبی) نیز ذکر کرده‌اند. پیران در میان پهلوانان تورانی، تنها کسی است که از جهت صفات اخلاقی همطراز شخصیت‌های برجسته ایرانی است، زیرا تلاش او همیشه در تفاهم و همدلی ایرانیان و تورانیان در راه صلح بود. او در اغلب نبردهای ایران و توران، در کمال خرد و مردانگی، حضوری فعّال داشت و نمایندة سیاسی و نظامی افراسیاب بود.

پیشینه تاریخی

در حوزه شهرستان پیرانشهر تعداد ۱۱۳ تپه تاریخی تو سط کارشناسان نمایندگی میراث فرهنگی این شهرستان شناسایی و به ثبت سازمان رسیده‌است که این امر حاکی از تاریخی بودن منطقه و شکل‌گیری و وجود تمدنهای نیرومند و درخشان قبل از اسلام مانند تمدن ماننا، پارسوا، اورارتو، مادها، زاموا و تمدن اسلامی می‌باشد. در این میان تپه‌هایی وجود دارند که با داشتن جاذبه‌های خاص تاریخی بسیار مورد بازدید علاقمندان به تاریخ و فرهنگ این مرز و بوم واقع می‌گردند که می‌توان به موارد زیر اشاره کرد- قلعه شین آوا (هزاره اول ق. م) قلعه موت آوا (۲۵۰۰ ق. م) قلعه شای (۱۵۰۰ تا ۲۵۰۰ ق. م) قلعه جلدیان (۵۰۰۰ تا ۵۵۰۰ ق. م) قلعه پسوه (پیش از تاریخ) کتیبه برده مافوره (روستای لیک بن) داشان قلعه (۲۰۰۰ تا ۳۵۰۰ ق. م)

در منطقهٔ کاوش‌شده تپهٔ لاوین که در حاشیهٔ رودخانهٔ زاب کوچک قرار دارد و حدود دو هکتار وسعت دارد آثار معماری با خشت و چنیه، داده‌های سفالی، استخوان حیوانی، ابزارهای سنگی، سردوک و اشیای تزیینی در آن به‌دست آمده‌است.

روایات سامی که در قرآن هم متجلّی شده نام کوتیان و کوه آنان یعنی جودی (کوتی) را در این منطقه و حوالی آن جستجو می‌کرده‌اند. کوهی که اکنون به نام جودی نامیده می‌شود کمی دورتر از این منطقه و درغرب آنجا، در شمال موصل واقع شده‌است. این کوه اساطیری در اسطورهً بابلی اوتناپیشتیم نیسیر نامیده شده و آشوریان آن را با کوه شیخان یا کندی شیخان در جنوب پیرانشهر مطابق می‌دانسته‌اند

برخی از محققان، نام پسوهٔ امروزی را برگرفته از «پارسوآ» که در اقصای غربی خاک ماد قرار داشته‌است، می‌دانند. احتمالاً شهر بَسْوی که یاقوت حموی در سدهٔ ۷ق آن را در نزدیکی خان خاصبک و در زمرهٔ شهرهای آذربایجان یاد کرده، و حمدالله مستوفی در سدهٔ ۸ق آن را یکی از ۴ شهرِ تومانِ مراغه برشمرده، همان پسوهٔ امروزی باشد. به گزارش همو بسوی شهری با حقوق دیوانی ۲۵ هزار دینار بوده، و در آن غله و انگور و اندک میوه‌ای به عمل می‌آمده‌است. ظاهراً خان خاصبکی که یاقوت حموی همان‌جا بسوی را در نزدیکی آن یاد کرده‌است، همان پیرانشهر امروزی باشد.

وقایع تاریخی

از رویدادهای مهم منطقه پیرانشهر در دهه‌های اخیر، اشغال آن در جنگ جهانی اول، توسط نیروهای عثمانی است. عثمانیها با تحریک عشایر کرد منطقه پیرانشهر بر ضد حکومت مرکزی، به تثبیت وضع خود پرداختند، اما با شکست نیروهای متحدین در جنگ، عثمانیها به ناچار پیرانشهر و دیگر مناطق اشغالی ایران را تخلیه کردند. همچنین استقرار واحدهایی از لشکر ارومیه در پیرانشهر پس از شهریور ۱۳۲۰ در جریان هجوم ارتش شوروی به ایران بود.

ترکیب جمعیتی (ویژگی‌‌های جمعیت‌شناختی)‌

بر پایه سرشماری سال ۱۳۹۵ جمعیت شهر پیرانشهر برابر با ۹۵٫۷۱۶ نفر بوده‌است. مردم این شهرستان به زبان کردی، گویش کردی مرکزی و لهجه مکریانی تکلم می‌نمایند ولی در مدارس و دانشگاه‌ها به زبان رسمی کشور ایران (فارسی) تحصیل می‌کنند اما توضیح درس به زبان کردی است.

اکثریت مردم این شهر به زبان کردی تکلم می‌کنند.

نرخ رشد جمعیت پیرانشهر سالانه ۱٫۸ درصد است و بیشترین میانگین نرخ رشد جمعیت استان آذربایجان غربی مربوط به پیرانشهر است.

دین و مذهب

پس از چیرگی عربها بر ایران مسلمان شدن مردم بومی پیرانشهر در آغاز به کندی صورت پذیرفت و در دهکده‌های پیرانشهر یا بخش‌های آن به دین اسلام گرویدند و امروزه مردم این سامان سنی شافعی هستند.

مساجد شیعیان

پیرانشهر دارای دو مسجد مخصوص شیعیان به نام‌های مسجد امام حسین و مسجد صاحب الزمان است که در مراسم‌های مذهبی مورد استفادهٔ شیعیان ساکن در پیرانشهر مانند نیروهای نظامی و انتظامی و کارمندان غیر بومی شیعه مذهب افرادی که محل کارشان در پیرانشهر است قرار می‌گیرد. مسجد صاحب الزمان فقط در ایام محرم باز می‌شود.

ساختار شهری

به دلیل موقعیت سوق‌الجیشی خاص منطقه (نزدیکی به مرز) پادگانهایی در پیرانشهر مانند پادگان جلدیان پادگان پیرانشهر و پادگان بزرگ پسوه احداث شده‌است.

ویژگی‌های طبیعی

شهرستان پیرانشهر در ناحیه‌ای کوهستانی واقع شده‌است که هرچه به سوی غرب پیش رویم، بر بلندی کوه‌های آن افزوده می‌شود. کوه‌های حاجی ابراهیم (۵۵۰‘ ۳ متر)، سوره دال (۳۰۴‘ ۳ متر)، بزان (۲۲۶‘ ۳ متر) و برزین (۱۵۰‘ ۳ متر) بلندترین کوه‌های این شهرستان به‌شمار می‌روند.

از این بلندی‌های برف‌گیر رودهای پرآبی سرچشمه می‌گیرند که مهم‌ترین آن‌ها، زاب کوچک یا کلاس است. این رودخانه که از بلندی‌های اطراف پیرانشهر سرچشمه می‌گیرد، در ابتدا به نام رودخانه لاوین خوانده می‌شود، اما با پیوستن به رودخانه گده در جنوب پیرانشهر، زاب کوچک یا کلاس نام می‌گیرد

آب و هوا

آب و هوای شهر در ناحیه شمالی؛ آب و هوای نسبتاً سرد و در نواحی جنوبی معتدل کوهستانی است و دارای فلات‌های مرتفع و خشک و دشت‌های حاصلخیز؛ است. پیرانشهر تحت دو عامل بارز خشکی تابستان و سرمای زمستان کوهستان‌ها قرار دارد. بخش وسیعی از شهر در شرایط آب و هوای کوهستانی سرد و مدیترانه‌ای با باران بهاره قرار دارد. آب و هوای پیرانشهر در تجزیه خاک، رویش گیاه، گسترش علف‌زار، شرایط مساعد توسعه دیم‌زار، مناطق و معیشت شبانی و گله‌داری و گسترش جنگل و باغ‌داری نقشی تعیین‌کننده دارد. میزان بارندگی در پیرانشهر از غرب به شرق کاهش می‌یابد. دلیل این امر وجود دیواره کوهستانی ناحیه است که از نفوذ جریان‌هایی که از غرب به فلات وارد می‌شود جلوگیری می‌کند.

کارخانه قند

این کارخانه در سال ۱۳۴۷ توسط شرکت بلژیکی اوکماس و از طریق وزارت صنایع در ۵ کیلومتری جاده پیرانشهر-نقده واقع در استان آذربایجان غربی احداث شد، و طی سال‌های فعالیت خود، با استفاده از توانمندی‌های موجود از ظرفیت ۱۰۰۰ تن به ۲۵۰۰ تن چغندر در روز توسعه یافته‌است. محصول تولیدی این واحد ۳۰٬۰۰۰ تن شکر سفید و ۳ میلیون لیتر الکل طبی و ۱۵٬۰۰۰ تن تفاله خشک در سال می‌باشد. کارخانه قند پیرانشهر با جذب ۳۶۵ هزار تن چغندرقند، مقام دوم بیشترین چغندر تحویلی را در کشور کسب کرده‌است

خدمات حمل و نقل

با استناد به آمارنامه سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی استان مجموعه راه‌های پیرانشهر کلاً ۹/۳۲۱ کیلومتر است که شامل ۷/۸۱ کیلومتر راه آسفالته فرعی(۶۰/۴ درصد از کل راه‌های آسفالته فرعی) و ۸ کیلومتر راه فرعی شنی (۹۴/۲ درصد از کل راه‌های فرعی شنی استان) و ۷/۴۶ کیلومتر راه آسفالته روستایی (۶/۳ درصد از کل راه‌های آسفالته روستایی) و ۵/۱۸۵ کیلومتر راه شنی روستایی(۲۲/۶ درصد از کل استان) می‌باشد.

در شهرستان پیرانشهر ۴ شرکت تعاونی مسافربری فعالیت می‌کنند، این شهرستان دارای ۵ دستگاه اتوبوس بین شهری (۶۷/۰ درصد از کل اتوبوس‌های بین راهی استان) و ۲ دستگاه مینی بوس بین شهری (۴/۰ درصد از مینی بوس‌های بین شهری استان) می‌باشد. در شهرستان پیرانشهر ۶ دستگاه مینی بوس کروس هیوندای با ظرفیت هر کدام ۱۸ نفر و ۹۳ دستگاه تاکسی درون‌شهری و ۱۳ دفتر تاکسی تلفنی با ۱۹۵ دستگاه خودرو به کار حمل و نقل مسافر می‌پردازند. مطالعه در وضعیت تصادفات شهرستان پیرانشهر نشان می‌دهد که در بهمن ماه ۱۳۸۰ در ۱۳ فقره تصادفی که در سطح شهر رخ داده‌است (۵۴/۱ درصد از کل تصادفات استان) ۱۰ فقره را خسارت مالی و ۱۰ فقره را جراحت جانی در پی داشته‌است که از نظر تعداد تصادفات شهرستان پیرانشهر در رتبه نهم قرار گرفته‌است.

خدمات بهداشتی

شهرستان پیرانشهر دارای ۱ بیمارستان (۱۶/۴ درصد از بیمارستانها) با ۸۰ تخت (۱۵/۲ درصد از تخت‌های بیمارستانی استان) و ۱ رادیولوژی دولتی (۵ درصد از رادیولوژی‌های دولتی استان) و فاقد رادیولوژی خصوصی است. شهرستان پیرانشهر دارای ۷ مرکز بهداشتی درمانی (۷۴/۳ درصد از مراکز بهداشتی درمانی استان) که ۲ واحد آن شهری و ۵ واحد آن روستایی است می‌باشد. این شهرستان دارای ۳۸ خانه بهداشت (۵۵/۴ درصد از خانه بهداشتهای استان) و ۴ داروخانه خصوصی (۴۶/۲ درصد از داروخانه‌های خصوصی استان) و ۱ آزمایشگاه دولتی (۵ درصد از ازمایشگاه‌های دولتی استان) و ۱ آزمایشگاه خصوصی (۲۲/۲ درصد از آزمایشگاه‌های خصوصی استان) و ۱ مرکز بهداشت (۱۴/۷ درصد) می‌باشد و در این شهرستان ۲۱ پزشک عمومی(۳۷/۲ درصد از پزشکان عمومی‌های استان) و ۱۲ پزشک متخصص (۰۲/۲ درصد از پزشکان متخصص استان) و ۲ دندانپزشک (۸۵/۰ درصداز دندانپزشک استان) به ارائه خدمات بهداشتی می‌پردازند.

خدمات فنی

شهرستان پیرانشهر دارای ۳ جایگاه عرضه سوخت (۵/۲ درصد از جایگاه‌های عرضه سوخت استان) برای عرضه سوخت‌های بنزین، گازوئیل و نفت سفید می‌باشد.

خدمات ورزشی و تفریحی

شهرستان پیرانشهر دارای ۱ میدان فوتبال چمن و ۱ میدان فوتبال خاکی می‌باشد. هم چنین این شهرستان دارای ۲ زمین والیبال و بسکتبال سرپوشیده و فاقد زمین والیبال و بسکتبال روباز است. همچنین در مورد سایر رشته‌های ورزشی شامل ژیمناستیک، تنیس روی میز، شطرنج، بدمینتون و… دارای ۱ میدان روباز و ۲ میدان سرپوشیده است.

این شهرستان دارای ۵ پارک است و جمع کل فضاهای سبز این شهرستان ۰۶/۱۰۲ مترمربع می‌باشد و سرانه فضای سبز m23 (متر مربع) برای هر نفر پیش‌بینی شده‌است.

خدمات بانکی

شهرستان پیرانشهر در سال ۱۳۸۰ دارای ۸ شعبه بانکی (۶۷/۱ درصد از شعبات بانکی کل استان) و شعبه ارزی می‌باشد. شعبات بانکی شهرستان پیرانشهر به تفکیک زیر است:

بانک ملی ۲ شعبه، بانک ملت ۱ شعبه، بانک تجارت ۱ شعبه، بانک صادرات ۱ شعبه، بانک کشاورزی ۱ شعبه. بانک مسکن ۱ شعبه، بانک سپه ۱ شعبه و مؤسسه مالی و اعتباری بنیاد یک شعبه دارد.

خدمات ارتباطی

شهرستان پیرانشهر دارای ۱ اداره پست (۶۶/۶ درصد از ادارت پستی استان) و ۵ نمایندگی پست می‌باشد.

در شهرستان پیرانشهر، ۶۵۱۲ تلفن نصب شده (۹۸/۱ درصد از تلفن‌های منصوبه استان) که از این تعداد ۵۷۶۹ تلفن (۹۴/۱ درصد از تلفن‌های مشغول بکار استان) مشغول بکار هستند. از تلفن‌های مشغول بکار شهرستان ۴۸۸۷ تلفن برای واحدهای مسکونی و ۵۴۸ تلفن برای واحدهای تجاری و ۳۳۴ تلفن در واحدهای دولتی مشغول بکار هستند. شهرستان پیرانشهر دارای ۵۲ تلفن همگانی داخل شهری (۹۵/۲ درصد از تلفن‌های همگانی داخل شهری استان) و ۸ تلفن همگانی راه دور (۴۹/۲ درصد از تلفن‌های همگانی راه دور استان) مشغول بکار هستند.

خدمات عمومی

بااستناد به گزارش شرکت آب و فاضلاب استان در سال ۱۳۸۰ شهرستان پیرانشهر فاقد سیستم جمع‌آوری و دفع فاضلاب است و بنا به گزارش سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی استان در سال ۱۳۸۰ شهرداری شهرستان پیرانشهر دارای ۴ رفتگر (۳۷/۰ درصد از رفتگران استان) است و این افراد با ۵ ماشین از نوع کمپرسی کار نظافت و دفع زباله‌های شهری را بر عهده دارند و در این شهرستان ۷۰ زباله دان نصب شده‌است. این شهرستان دارای ۲ گرمابه عمومی با ۱۴ دوش و ۱ گرمابه خصوصی با ۱۰۰ دوش می‌باشد. بنابه همین گزارش این شهرستان دارای ۲ واحد سرویس بهداشتی در سطح شهر می‌باشد.

مراکز فرهنگی و هنری

با استناد به گزارش اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال ۱۳۸۰ مراکز فرهنگی و هنری شهرستان پیرانشهر به شرح زیرمی باشد:

۱ کتابخانه عمومی(۲۷/۲ درصد از کتابخانه‌های عمومی استان) و ۱ سالن سینما با ظرفیت ۴۸۰ صندلی (۴۷/۵ درصد از گنجایش صندلی‌های سینماهای استان) و ۲ واحد عرضه محصولات فرهنگی (۵۶/۱ درصد از واحدهای عرضه محصولات فرهنگی استان) و ۲۴ مرکز بازیهای رایانه ای (۴۸/۸ درصد از مراکز بازیهای رایانه ای استان) و ۱ چاپخانه (۰۴/۲ درصد از چاپخانه‌های استان)

معادن

با در نظر گرفتن طبیعت بکر و دست نخورده پیرانشهر و علم به کوهستانی بودن این منطقه و نقش کوه‌ها در بروز معادن سنگ، پیرانشهر دارای معادن غنی سنگ می‌باشد. بیش از ۸۰ درصد معادن سنگ‌های گرانیت آذربایجان غربی در این شهرستان واقع شده‌اند. این شهر با داشتن ۶۵ معدن گرانیت و تولید سالانه ۳۰۰ هزار تن سنگ گرانیت یکی از قطب‌های مهم کشور در تولید سنگ گرانیت به‌شمار می‌رود. سنگ‌های تزئینی معادن پیرانشهر به‌طور عمده گرانیت رنگی با کیفیت بی‌نظیر در ایران، یکی از بزرگترین اقلام صادرات استان را تشکیل می‌دهد. علاوه بر گرانیت معادن سنگ مرمر نیز به تعداد زیاد وجود دارند. بسیاری از این معادن بعلت‌هایی چون هزینه گزاف، امنیت و مشکلات ثبتی بهره‌برداری نشده‌اند. معادن سنگ نیز در فراهم آوردن فرصت شغلی و درآمد مناسب سهمی بسزا برای مردم پیرانشهر داشته‌اند. علاوه بر معادن سنگ عرصه‌های جنگلی پیرانشهر مزینهٔ مناسبی بر ای تولید چوب و الوار می‌باشند.

کشاورزی

زمین‌های قابل کشت و دشت‌های وسیع، آب نسبتاً زیاد و بارور بودن زمین‌ها باعث شده‌است که بیشتر مردم شهرستان پیرانشهر در زمینهٔ کشاورزی کسب روزی کنند. آب کشاورزی از چشمه‌ها، رودخانه‌ها و چاه تأمین می‌شود. محصولاتی چون گندم، جو، چغندر، قند، نخود، آفتابگردان و محصولات باغی چون گردو، سیب، توت، انگور و … کشت غالب در منطقه می‌باشند. استفاده از ادوات و ماشین‌های کشاورزی در کشاورزی این منطقه معمول می‌باشد. درآمد نسبتاً مناسب کشاورزی باعث شده که اغلب مردم آن را به عنوان شغل اول یا دوم اختیار کنند.

بازارچه مرزی

بازارچه مرزی تمرچین در ۱۱ کیلومتری شهرستان پیرانشهر در نقطه مشترک مرزی بین ایران و عراق واقع گردیده که به دلایل جغرافیایی، اقتصادی و امنیتی، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این بازارچه در سال ۱۳۷۴ افتتاح گردیده و با داشتن مساحتی ۲۵ برابر هزار متر مربع دارای ۳۶ غرفه است. عمدة کالاهای صادراتی این بازارچه عبارتند از سیمان، صنایع فلزی، میلگرد، مواد غذایی، لوازم صنعتی، میوه، فرش ماشینی و کالاهای وارداتی عبارتند از: ماشین آلات سنگین و قطعات و لوازم آنها، لوازم صوتی و تصویری، لوازم خانگی، پوشاک و با توجه به آمار و ارقام از کل صادرات بازارچه‌های کشور ۱۹/۸ درصد آن مربوط به صادرات بازارچه تمرچین پیرانشهر بوده که از نظر حجم و ارزش در بین بازارچه‌های مرزی کشور رتبه نخست را به خود اختصاص داده‌است. رشد گردشگری شهر پیرانشهر بعد از تأسیس بازارچه مرزی شدت گرفت؛ در واقع تا آن موقع مبادلات تجاری رونق فراوانی نداشت اما با شروع فعالیت‌های مرزی و واردات حجم زیاد کالا بر میزان مبادلات تجاری در شهر افزوده شد

دانشگاه‌ها و مراکز علمی

  • دانشگاه آزاد اسلامی مرکز پیرانشهر
  • دانشگاه پیام نور پیرانشهر
  • دار العلوم س

    شهرستان پیرانشهر به عنوان یکی از شهرهای قدیمی و باسابقه استان آذربایجان غربی با برخورداری از جاذبه های طبیعی و گردشگری و آب و هوای معتدل می تواند در این ایام که مردم بار سفر را می بندند مقصد بسیاری از گردشگران و مسافران نوروزی از اقصی نقاط کشور باشد.

    شهرستان مرزی پیرانشهر با وسعتی در حدود 844 هکتار در فاصله 110 کیلومتری از مرکز استان از غرب و جنوب غربی به کوهستان‌های مرتفع ختم می شود.

    این شهرستان با برخورداری از جاذبه های گردشگری و همچنین 157 تپه و محوطه تاریخی فرصت مناسبی را برای مسافران نوروزی فراهم می سازد که آرزوی تجربه یک مسافرت پر از خاطره را برای خود و خانواده هایشان در ایام تعطیلات پیش رو دارند.

    همچنین بیش از 150 محوطه تاریخی دیگر در پیرانشهر شناسایی شده و در حال طی مراحل ثبت در فهرست آثار ملی است. پل تاریخی روستای رزگاری به عنوان تنها بنای تاریخی پابرجای شهرستان و همچنین دو اثر سنگهای افسانه ای خورنج و آبشار خرپاپ در فهرست میراث طبیعی کشور به ثبت رسیده است.

    پیرانشهر به لحاظ برخورداری از ظرفیتهای گردشگری دارای جایگاهی شایسته در سطح استان و حتی کشور است و هم اکنون 5 منطقه نمونه گردشگری به نامهای آبشار خرپاپ، تفرجگاه پردانان، سد کانی سیب، سد سیلوه، سد جلدیان و دو روستای هدف گردشگری خورنج و قبر حسین به تصویب وزارت رسیده است.

    این شهرستان از نظر زیرساخت های اقامتی دارای 6 واحد اقامتی شامل هتل سه ستاره روناک، هتل آپارتمان دنج، هتل تک ستاره دریا، مهمانپذیر سعدی، مهمانپذیر اطمینان نو، اقامتگاه بوم گردی کهنه لاجان و یک دفتر خدمات مسافرتی است که در مجموع این شهرستان دارای 237 تخت اقامتی و 104 اتاق پذیرایی است که می تواند دغدغه بسیاری از مسافران و گردشگرانی که قصد سفر به این شهرستان را دارند کم رنگ کند.

    تفرجگاه و جنگلهای پردانان

    یکی از مناظر دلگیر و بسیار زیبای شهرستان پیرانشهر از حوزه گردگشری وجود جنگل های سرسبز پردانان می باشد، اين جنگلها در 27 کیلومتری جنوب پيرانشهر و بر سر راه جاده پيرانشهر به سردشت واقع گرديده است كه جاري بودن رودخانه دايمي و خروشان پردانان كه يكي از سرچشمه هاي اصلي رود زاب كوچك است بر زيبايي آن دوچندان افزوده است. اين جنگلها كه تا برفهاي دايمي كوههاي مرزي ايران و عراق امتداد دارند توجه هر طبيعت گردي را به سوي خود جلب ميكند. این تفرجگاه از مهمترین و جذابترین تفرجگاههای جنوب استان بوده و در فصول بهار و تابستان تا اواسط پاییز گردشگران زیادی در قالب تورهای گردشگری یا سفرهای خانوادگی از این تفرجگاه بصورت پیاده روی و شب مانی دیدن میکنند. این تفرجگاه دارای یک واحد نمازخانه و سرویس بهداشتی و جاده دسترسی آسفالته و پل فلزی پیاده رو است.

    آبشار خرپاپ

    یکی دیگر از جاذبه های گردشگری پیرانشهر آبشار بسیار زیبای خرپاپ می باشد. كوهها و جنگلها و دره ها و رودهاي منطقه پيرانشهر دست در دست هم داده اند تا با به نقش كشيدن تابلوهايي زيبا و بي بديل از طبيعت، تحسين هر بيننده اي را از اين نقاش توانا برانگيزند. يكي از اين مناظر زيبا و بي نظير آبشار خروشان و پر آب خرپاپ است كه در ميان جنگلهاي سر سبز پردانان و در انتهای این دره جاري مي باشد. این تفرجگاه سالانه گردشگران بسیاری را از شهرهای دور و نزدیک در قالب تورهای گردشگری و طبیعت گردی و جنگل نوردی به این منطقه می کشاند. حیات جانوری و گیاهی و رودخانه های دایمی و خروشان و مناظر بکر و زیبا از جاذبه های این منطقه است.

    تفرجگاه آبخوارده

    مقصد دیگر گردشگرانی که پیرانشهر را برای سفر انتخاب می کنند تفرجگاه بسیار زیبا و دلنشین آبخوارده می باشد. این تفرجگاه بر سر راه جاده پیرانشهر به سردشت و در نزدیکی روستای آبخورده و در مسیر رودخانه آبخورده واقع گردیده ودارای رودخانه و باغات سر سبز و پوشش گیاهی زیبا بوده و روزهای تعطیل محل تفریح و سرگرمی مردم محلی میباشد. در این تفرجگاه یک واحد پذیرایی در قالب رستوران و کباب ماهی وجود دارد. این تفرجگاه دارای سرویس بهداشتی و بوفه و نمازخانه است.

    روستای هدف گردشگری "کهنه لاجان"

    پیرانشهر بعلت برخورداری از روستاهای تاریخی و با سابقه می تواند جذابیت خاصی برای گردشگران باشد. این روستا در 4 کیلومتری جنوبغربی شهر پیرانشهر و در دهانه دره حاجی ابراهیم واقع گردیده است. همجواری این روستا با مراتع زیبا و دره خوش آب و هوای حاجی ابراهیم و بهره مندی از رودخانه دایمی با آب زلال و چشمه های فراوان باعث جذب گردشگران بسیاری در فصول بهار و تابستان میشود. این روستا دارای یک واحد اقامتگاه بوم گردی است.

    سدهای کانی سیب، جلدیان و پسوه

    سد کانی سیب پیرانشهر هم از مناطق پنج گانه شهرستان است که در ردیف مناطق نمونه گردشگری مصوب شده است. این سد با هدف انتقال آبهای جاری حوزه زاب به دریاچه ارومیه احداث شده و می تواند دراینده به یکی از مناطق مستعد سرمایه گذاری در حوزه گردشگری تبدیل شود.

    یکی دیگر از سدهای منطقه پیرانشهر سد جلدیان هست این سد از سدهای تازه احداث منطقه میباشد که در یک کیلومتری غرب روستای جلدیان واقع گردیده است و در فصول بهار و تابستان پذیرای گردشگران بومی و محلی است. این سد در ردیف مناطق نمونه گردشگری شهرستان به ثبت رسیده است.

    این سد در محل پیشین روستای سیلوه در 4 کیلومتری شهر پیرانشهر واقع شده است. آب این سد از کوهستانهای سپی ریز و جیغی دره تامین شده و به همین دلیل بسیار زلال و تمیز بوده و در فصول بهار و تابستان گردشگران بسیاری از شهرهای مجاور در قالب سفرهای خانوادگی از این منطقه دیدن می کنند.

    سنگهای افسانه ای خورنج

    شاخصترین روستای گردشگری منطقه پیرانشهر روستای خورنج است. این روستا در 30 كيلومتري شمال شرقي پيرانشهر و بر سر راه پيرانشهر به مهاباد واقع گرديده است . در مجاور اين روستا، منطقه اي پوشيده از سنگهاي عظيم الجثه که به سنگ های افسانه ای مشهور هستند، قرار دارد كه به طور شگفت انگيزي بر روي هم انباشته شده اند. تو گويي دست معماري توانا اين سنگها را اين چنين با ظرافت تراش داده تا باغ وحشي سنگي درست كند. این جاذبه بی نظیر سالانه مورد بازدید تعداد زیادی از گردشگران محلی و ایرانگردان واقع شده ویکی از بهترین جاذبه های گردشگری شهرستان محسوب می شود.

    کوهستان های قندیل

    شهرستان پیرانشهر علاوه بر داشتن مناطق محدوده شهر در مناطق کوهستانی نیز دارای ثروت و ذخایر ارزشمندی است که هر ساله گردشگران بسیار زیادی را از اقصی نقاط کشور به دامان خود می کشاند. علاقه به ورزشهاي كوهنوردي و صخره نوردي و اكوتوريسم هر ساله در فصول بهار و تابستان تعداد زيادي از علاقمندان به اين ورزشها و تفريحات را به كوههاي مرتفع و دره هاي سرسبز پيرانشهر مي كشاند . مناطقي مانند : دوله ني ، بادين آوي ، حاجي برايم ، آوخوارده ، دالاوان ، قلات شاي ، كاني زرد ، زيوكه و . . . همه ساله مورد هجوم علاقمندان به طبيعت و كوهنوردان قرار مي گيرد.

    منطقه مرزی تمرچین

    پيرانشهر در طول هشت سال دفاع مقدس، در خط مقدم جبهه حق عليه باطل شاهد رشادتها و جان فشاني هاي جوانان سلحشور اين مرز و بوم بوده و ياد و خاطره آنها را براي هميشه گرامي خواهد داشت. در رابطه با اين مورد هر ساله كاروانهاي زيادي از بسيجيان و عاشفان انقلاب در قالب كاروان راهيان نور از مناطق عملياتي اين شهرستان ديدن كرده و ياد وخاطره شهدا را زنده مي كنند .

    کوهستان قلات شاه

    این منطقه زیبا و تاریخی نیز هر ساله در فصول مختلف به ویژه در ایام بهار تعدا زیادی از علاقمندان به طبیعت گردی را به خود جذب می کند. قلات شاه در واقع قلعه ایی تاریخی بوده که بر روی این قله مرتفع در دوران مانایی ها احداث شده است. تنوع گیاهی زیبا و کم نظیر به ویژه لاله های واژگون و چشمه های روان و برفهای دائمی از مهمترین جاذبه های این منطقه زیبا است. .

    دره هه وشینان

    این تفرجگاه که اکنون یک مزرعه پرورش ماهی نیز در آنجا احداث گردیده است در فاصله 35 کیلومتری شرق پیرانشهر و بر سر راه پیرانشهر به مهاباد و بعد از روستای لیک بن قرار گرفته است . در این محدوده کوه و دره و روخانه و چشمه و چمنزار وحوضهای پر از ماهی منظره ای بی بدیل و زیبا آفریده که هر بیننده ای را محو زیبایی خود می کند.

    دره بادین آباد و آبشار های کانی لوسه

    در سالهای اخیر دره بادین آباد بدلیل بهره مندی از جریان دایمی رودخانه و محلهای مناسب شنا در میان کوه و دره و جنگل بسیار مورد توجه طبیعت گردان واقع گرفته به طوری که اکنون یکی از اصلی ترین هدفهای گردشگران در سفر به این شهرستان محسوب میشود. آبشار لوسه اکنون در بیشتر نقاط ایران برای طبیعت گردان شناخته شده بوده و هر ساله ایرانگردان بسیاری از این منطقه دیدن می کنند.

    بازارچه مرزی پیرانشهر و تمرچین

    از مهمترین جاذبه های پیرانشهر «بازارچه مرزی» این شهر است. مرزی بودن منطقه، پائین بودن قیمت ها و همچنین تنوع اجناس و مارک ها باعث شده است مسافران از این بازار برای خرید دیدن کنند.

    اين شهرستان نزديكترين شهر به مرز عراق است و داراي مبادلات گسترده اقتصادي و فرهنگي با اقلیم کردستان عراق است كه اين امر منجر به ايجاد بازارچه مرزي تمرچين و بازارچه كالاهاي خارجي با پاساژهاي بسيار در قلب بافت شهر شده است.

    به طور کلی می توان گفت که شهرستان کردنشین پیرانشهر با توجه به وجود بازارچه های مرزی و همچنین موقعیت مرزی خود و شرایط آب و هوایی خاص می تواند مقصد گردشگری بسیاری از مسافرانی باشد که از هم اکنون چمدان خویش را برای سفری چند روزه در مناطق مختلف کشور بسته اند تا ایام تعطیلات خود را به بهترین شکل ممکن و پس از دو سال محدودیت کرونایی در دفتر خاطرات خود ثبت نمایند.

    منابع-
  • سایت فرمانداری
  • سایت کردپرس

شهرستان میانه

شهرستان میانه یکی از شهرستان‌های استان آذربایجان شرقیاست که در جنوب شرقی آن قرار دارد. شهر میانه مرکز این شهرستان است.

جمعیت مرکز شهری برابر با آمار سال نود هجری شمسی ۹۵۵۰۵ نفر است ولی در موقع فصل کاری یعنی ۵ ماه از سال مرکز شهر به بیش از ۱۲۵۰۰۰ نفر می‌رسد.این شهرستان دارای ۲ نماینده در مجلس شورای اسلامی است.


پیشینه و سابقه تاریخی شهرستان میانه به ده‌ها سال قبل از میلاد مسیح بازمی‌گردد و بعضی نوشته‌ها سابقه تاریخی میانه را تا ۷۲۰ سال پیش از میلاد نیز نقل می‌کنند.

وجود کتیبه‌های آشوری و اورارتویی در بعضی مناطق آذربایجان و کشف آثار باستانی و مجسمه‌های سفالین در شهرستان میانه، قدمت تاریخی آن را به دوره‌های پیش از تشکیل دولت ماد می‌رساند.

نام گذاری

 
میانه در استان آذربایجان در دوره خلفای عباسی
 
میانا در نقشه‌ای سیاسی خاورمیانه سال ۱۸۶۶
 
میانا در دوره افشاریانتوسط Emanuel Bowen در سال 1747 میلادی

در نقشه‌ی سیاسی از منطقهٔ خاورمیانه که در سال ۱۸۶۶ میلادی توسط آلوین جوئت جانسون (Alvin Jewett Johnson) ترسیم‌شده‌است، نام تاریخی مرکز این شهرستان به صورت Miana یا میانا ذکر شده است. [۱]

در نقشه‌ی امپراطوری ایران که توسط آقای Emanuel Bowen در سال ۱۷۴۷ میلادی در زمان دودمان افشاریان ترسیم شده است، نام مرکز این شهرستان به صورت Miana یا میانا ذکر شده است. [۲]

در نقشه ای که توسط Nicolas de Fer [۳] نقشه بردار فرانسوی در سال 1697 تهیه شده است، نام مرکز این شهرستان به صورت Miana یا میانا ذکر شده است. [۴]

میانج نام دهی از دهستان انگوران بخش ماه نشان شهرستان زنجان می باشد [۵] و نباید با مرکز شهرستان میانه اشتباه شود.

شهرستان میانه به نام محال گرمرود شهرت داشته و دارد. [۶]

آثار باستانی[ویرایش]

از آثار باستانی شهرستان میانه می‌توان به مسجد سنگی ترک، پل دختر، پل میانه، قلعهٔ دختر، شهر سوختهٔ کاغذکنان، کاروانسرای جمال‌آباد و بقعهٔ امامزاده اسماعیل و قلعه نجفقلی خان اشاره کرد.

مراکز فرهنگی

موزه آثار باستانی

این موزه تاریخی در سال ۹۳ در داخل شهر میانه افتتاح گردید و شامل آثار تاریخی دوران ساسانیان تا قاجار است.

جغرافیا

شهرستان میانه، در جنوب شرقی استان آذربایجان شرقی قرار دارد و به عنوان پهناورترین شهرستان شمال غرب کشور ۵۹۱۹ کیلومتر وسعت دارد. شهرستان‌های سراب،چاراویماق حدود شمالی و غربی آن را می‌پوشاند. حدود جنوبی این شهرستان با قسمتی از جنوباردبیل هم جوار است. شهرستان خلخال واقع در استان اردبیل نیز همسایه شرقی این شهرستان به‌شمار می‌رود. گوشه شمال غربی حدود شهرستان میانه از ۸۲ کیلومتری جنوب شرقی تبریز شروع و به طول ۸۰ کیلومتر به سمت جنوب و شرق کشیده می‌شود. مرکز شهر میانه، به خط مستقیم در ۱۳۸ کیلومتری جنوب شرقی تبریز قرار دارد. شهرستان میانه به همراه هشترود و چاراویماق دوازده هزار کیلومتر وسعت دارند و مردمان مناطق یاد شده بعد از تبریز برای امور اقتصادی خود به شهر میانه مراجعه می‌کنند.

شهرستان میانه و مناطق روستایی آن دورترین نقاط نسبت به مرکز استان به‌شمار می‌رود این شهرستان در ۴۷ درجه و ۴۲ دقیقه طول شرقی و ۳۷ درجه و ۲۰ دقیقه عرض شمالی، بین دو رشته کوهبزقوش و قافلانتی واقع شده و ۱۱۰۰ متر از سطح دریا ارتفاع دارد. وجود کتیبه‌های آشوری و اورارتویی در بعضی مناطق آذربایجان و کشف آثار باستانی و مجسمه‌های سفالین در شهرستان میانه، قدمت تاریخی آن را به دوره‌های پیش از تشکیل دولت ماد می‌رساند. در پی حفاریهایی که در سال ۱۳۵۲ شمسی در یکی از قریه‌های اطراف میانه به نام آرموداق انجام گرفت یک مجسمه سفالین مربوط به دوره ساسانیان کشف شد. این تندیس توسط رئیس اداره باستان‌شناسی وقت به موزه باستان‌شناسی تبریز منتقل گردید. (جغرافیای میانه، ص۲۷)

پستی و بلندی و ارتفاعات مهم

شهرستان میانه، در جنوب رشته کوه بزقوش قرار دارد. ارتفاع عمومی زمین در این شهرستان، از ۷۵۰ متر در منتهی الیه گوشه جنوب شرقی آن دره قزل اوزن تا ۳۳۰۰ متر در قلل رشته کوه بزقوش متغیر است.

 
پل دختر در شهرستان میانه

شیب عمومی زمین به جز در گوشه جنوب شرقی شهرستان، در کلیه نقاط آن به سمت مرکز (شهر میانه) می‌باشد و در نهایت تمامی دامنه‌ها به قزل اوزن ختم می‌شوند. از نظر شکل زمین، قلل ۲۵۰۰ الی ۳۳۰۰ متری بزقوش و زمین‌های وسیع و کم شیب پایین آن در غرب دره گرمه چای ویژگی اصلی نیمه شمالی شهرستان را تشکیل می‌دهد.رشته کوه بزقوش، که در قسمت جنوب سبلان و در شمال میانه قرار گرفته و دره علیای تلخه رود از کوه‌های بزقوش می‌باشد. امتداد این رشته کوه از مغرب به مشرق و به طول ۱۲۰ کیلومتر و ارتفاع آن در اطراف شرقی تا حدود ۳۸۰۰ متر، ولی در طرف غربی از ارتفاع آن کاسته می‌شود و در جنوب شهرستان سراب ۳۱۷۰ متر و در شیشک در حدود ۲۴۵۰ متر ارتفاع دارد. رشته کوه بزقوش در جنوب شهرستان سراب و از خود میانه کاملاً نمایان است و دو دره در طرفین بزقوش قرار گرفته که یکی آجی چای و جلگه سراب است که آن را از سبلان (ساوالان) جدا کرده و دیگر درقارلانقوچای می‌باشد که از بین بزقوش و سهند جاری است. پل‌دختر در بین راه میانه به زنجان و بر سر رودخانه قزل اوزن در شرق کوه قافلانکوه واقع شده‌است. از تاریخ ساختمان پل اطلاعات درستی در دسترس نیست. عده‌ای از باستان‌شناسان تاریخ پایه‌های آن را به عهد ساسانی نسبت می‌دهند ولی با توجه به شیوه معماری تاریخ ساخت آن را به قرن هشتم هجری تخمین زده‌اند.

این پل بارها بتوسط افراد و شاهزاده‌های مختلف مورد مرمت قرار گرفته و آخرین آن به سال ۱۳۱۳ توسط اداره کل باستان‌شناسی و اداره فرهنگ میانه واداره مرمت یافته‌است. آخرین شکست آن در روز ۲۰ آذر ماه ۱۳۲۵ به وی اتفاق افتاده و آن زمانی که قوای دمکرات هنگام عقب‌نشینی و تعقیب از طرف قوای نظامی دولت مرکزی، بتوسط مین چشمه بزرگ آن را فرو ریخته و تا حال مرمت نشده باقی است.

این پل دارای سه چشمه بزرگی است که چشمه وسطی هم بلندتر و هم عریض‌تر است و به این علت از وسط پل بطرفین دارای شیبی است. آب برهای طرفین چشمه بزرگ از سنگ و به صورت مثلثی است. دهلیزها و کنودهایی در اطراف چشمه بزرگ به چشم می‌خورد که بوسیله دو نیم ستون چند ضلعی باستقامت پل می‌افزاید. بر روی پایه وسطی پل کتیبه آجری به خط نسخ به چشم می‌خورد که قسمتی از آن محو شده و از بین رفته و در سمت چپ کتیبه‌ای دیگر است که تاریخ ۹۳۳ هجری را نشان می‌دهد که آخرین تاریخ مرمت آن را نشان می‌دهد که بتوسط شاه بیگم بنت محمدبیگ موصللو انجام گرفته‌است.

عده‌ای عقید ه بر این دارند که چون سازنده آن دختری از شاهزادگان بوده به آن علت اسم دختر بر آن نهاده شده‌است که هر کدام بحث و داستان شیرین بخود دارد؛ ولی عقیده متفق القول باستان شناسان بر این است که ایزدبانوی ناهید، خدای آب و باران و فراوانی یکی از فرشتگان آئین زرتشت بوده و بخاطر آنکه این پل‌ها که اهمیت ویژه‌ای در زندگی و اقتصاد مردم داشته و از سیل آبها و خطرات جوی و طبیعی در امان باشد اسم دختر را برای آن می‌نهادند که این فرشته از آن‌ها نگهداری و پاسداری نماید.

آب و هوا و پوشش گیاهی

شهرستان میانه دارای دو نوع اب و هوا در سال می‌باشد به‌طوری‌که در نیمی از سال بهار و تابستان اب و هوایی نیمه خشک و کرم و در فصل پاییز دارای اب و هوای سرد و کوهستانی می‌باشد. متوسط بارش سالانه ۳۲۰ میلی‌متر در نقاط کم ارتفاع جنوب شرقی و در بالای ارتفاعات بزگوش (بخش کندوان) از ۳۹۳ تا ۶۰۰ میلی‌متر متغیر است. متوسط دمای سالانه نیز در این شهرستان، ۳ الی ۵/۱۴ درجه سانتی‌گراد، در مناطق مختلف آن می‌باشد همچنین بخش کندوان این شهرستان دارای طبیعتی بکر و سرسبز می‌باشد.

به‌طور کلی، مشخصات این شهرستان طبق گزارش سازمان برنامه و بودجه، به شرح زیر می‌باشد: - حداکثر درجه حرارت متوسط سالانه، ۷/۱۸ درجه سانتی‌گراد. - حداقل متوسط درجه حرارت سالانه، ۹/۴ درجه سانتی‌گراد. - حداقل میزان رطوبت نسبی هوا، ۴۸ درصد - حداکثر میزان رطوبت نسبی هوا ۶۸ درصد. - از نظر پوشش گیاهی، دارای انواع و اقسام گیاهان خودرو می‌باشد که حدود ۴۰ رقم انواع گیاه را دربر می‌گیرد. از جمله: کنگر وحشی، علف آبه، چچم یا چچن، بولاغ اوتی، کاکوتی، بومادران، مرضه کوهی، قازآیاغی، ترشک، اسپند، خاکشیر، ریواس، پونه، نعناع کوهی، درمنه و کهلیک اوتی و… می‌باشد.

منابع آب شهرستان

منابع آب‌های سطح الارضی و رودخانه‌های میانه و میزان آب دهی آن به شرح زیر است:

  1. رودخانه شهرچای، با ۱۳۰ میلیون مترمکعب
  2. قارلانقوچای با ۵۱۰ میلیون مترمکعب
  3. رودخانه آیدوغموش با ۱۵۰ میلیون مترمکعب
  4. رودخانه قزل اوزن با ۱۲۵۰ میلیون مترمکعب
  5. گرمه چای (گرمرود) با ۳۰۰ میلیون مترمکعب

همه این رودخانه‌های از طریق قزل اوزن به دریای خزر وارد می‌شوند. علاوه بر این‌ها چندین رود کوچک دیگر از جمله رودخانه شیخ احمد ترکمان، صومعه، اشلق، قوری چای که از رشته کوه بزقوش سرچشمه گرفته و به رودخانه قزل اوزن می‌ریزند.

تعداد چشمه‌های کوچک و بزرگ و در حدود ۲۹۶ رشته قنات، با عمق، طول و میزان آب نسبتاً، کم در قسمت‌های مختلف شهر و روستا پراکنده هستند که بخشی از آب مورد نیاز شهرستان را تأمین می‌نمایند.

تعداد بخش‌ها، دهستانها و نقاط روستایی و شهری[ویرایش]

شهرستان میانه مرکز فرمانداری ویژه دارای سه بخش به نامهای بخش مرکزی، بخش کاغذکنان و بخش کندوان می‌باشد. این شهرستان دارای پنج شهر به نامهای میانه، ترکمانچای، آچاچی، ترک و آقکنداست. بخش مرکزی دارای هفت دهستان و بخش کاغذکنان و کندان هریک دارای سه دهستان می‌باشد. بدین ترتیب مجموع دهستانهای شهرستان میانه، به ۱۳ دهستان می‌رسد که کلاً ۵/۴۴۷۷ کیلومترمربع مساحت دارد وبزرگ‌ترین شهرستان استان آذربایجان شرقی است. در کل شهرستان میانه ۴۰۳ آبادی وجود دارد که ۵۰ آبادی خالی از سکنه می‌باشد.

راه‌های ارتباطی

  • جاده قدیم میانه-زنجان-تهران
  • جاده قدیم میانه-بستان آباد-تبریز
  • جاده میانه-هشترود
  • جاده میانه-قره آغاج-میاندواب
  • جاده میانه-فیروزآباد-خلخال
  • راه آهن سراسری تهران -میانه-تبریز

جاده در حال احداث:

  • میانه- سراب
  • میانه- فومن
  • میانه-نیر

راه آهن میانه- تبریز راه آهن میانه اردبیل

تقسیمات کشوری[ویرایش]

شهرها:میانهآچاچی

شهرها:آق‌کند

شهرها:ترک

  • بخش ترکمانچای
    • دهستان اوچ‌تپه غربی
    • دهستان بروان شرقی
    • دهستان بروانان غربی
    • دهستان بروانان مرکزی

شهرها: ترکمانچای

دانشگاه‌ها

  • دانشگاه آزاد اسلامی واحد میانه
  • دانشگاه آزاد اسلامی مرکز ترکمنچای
  • دانشگاه آزاد اسلامی مرکزترک
  • دانشگاه آزاد اسلامی مرکزآق کند
  • دانشگاه پیام نور میانه
  • دانشگاه پیام نور شهر ترکمنچای
  • دانشگاه جامع علمی و کاربردی
  • دانشگاه غیرانتفاعی عین القضات
  • دانشکده فنی و مهندسی وابسته به دانشگاه تبریز
  • دانشکده فنی و حرفه‌ای پسران

قابلیت‌ها و پتانسیل‌های توسعه شهرستان

  1. واقع شدن در مسیر خط آهن اروپا
  2. وجود رودخانه‌های پرآب و پراکنده در منطقه
  3. تولید انواع مقاطع فولادی در سطح کشور
  4. پتروشیمی در حال احداث در شهرستان به عنوان پروژه محرک توسعه منطقه
  5. وجود سد آیدوغموش و شهریار (سد بتنی)
  6. بالا برون سطح زیر کشت اراضی زراعی آبی
  7. سرمایه‌گذاری عظیم در شبکه آبیاری و زهکشی رودخانه قزل اوزن
  8. توانایی کشاورزان در امر کاشت محصولات متنوع کشاورزی به ویژه محصولات استراتژیک
  9. مطرح شدن برنج منطقه در کشور
  10. وجود شهرک صنعتی ۱ و ۲ ۳
  11. زیست انواع آبزیان در رودخانه و سدهای موجود
  12. نزدیکی به قطب علمی و صنعتی تبریز
  13. قابلیت شهر میانه به عنوان مرکز ناحیه و استان جنوبی و شرقی
  14. وجود اراضی مستعد پرورش ماهیان گرماب
  15.                          میانه                                                                                                  شرقی‌ترین شهر در بین مراکز شهرستان‌هایاستان آذربایجان شرقی و مرکز اداریشهرستان میانه است. این شهر در جنوب‌شرق استان قرار دارد و به واسطهٔ اینکه سال‌ها تنها راه ارتباطی منطقهٔ آذربایجان به بدنهٔ اصلی کشور از طریق درهٔ قافلانکوه بوده، به عنوان دروازهٔ آذربایجان شرقی شناخته می‌شود.[۶]
  16. میانه با دارابودن ۱۸٫۸۷ کیلومتر مربع مساحت (سال ۱۳۹۴ خورشیدی)، چهارمین شهر بزرگ استان پس از تبریز و مرند و مراغه محسوب می‌شود.[۴] همچنین جمعیت این شهر بالغ بر ۹۸٬۹۷۳ نفر بوده (سال ۱۳۹۵ خورشیدی) وپنجمین شهر پرجمعیت استان پس از تبریز، مراغه،مرند و اهر به‌شمار می‌رود.[۳][۷]

    نام اصلی میانه، میانا بوده که هم‌اکنون نیز در زبان ترکی آذربایجانی به همین شکل بیان می‌شود؛ ولی پس از روی کارآمدن دودمان پهلوی، نام این شهر به نام فعلی تغییر یافت.

    ارتفاع این شهراز سطح دریا ۱۱۰۰ متر است و مهم‌ترین و معروف‌ترین محصول کشاورزی آن، سورگوم جارویی است که برای تهیهٔ جاروی سنتی، نیزه‌دان برای ماکیان علوفه برای دام مورداستفاده قرار می‌گیرد. از دیگر محصولات کشاورزی میانه می‌توان به گندم، برنج، هندوانه، سیب صادراتی، گوجه‌فرنگی و خیار اشاره نمود که در شهرهای مختلف ایران توزیع می‌شود. در سال ۱۳۹۳ خورشیدی، شهرستان میانه رتبه نخست تولید گندم و برنج و گوشت را در استان آذربایجان شرقی کسب کرد.[۸]

     

    میانه در طول تاریخ در بین سلسله‌های مختلفی مانند ماد، هخامنشیان، آتروپاتن دست به دست گشته و در برهه‌ای از زمان سرزمین قوم ساگارتی بوده‌است.

    در کتاب تاریخ ماد (کتاب) نوشته ایگور دیاکونوف آمده‌است: در بخش شمال شرقی دره رود قزل‌اوزنرودکی که از کوهستان سهند سرازی می‌شود و شهر کنونی میانه بر کرانه آن قرار دارد به قزل اوزن می‌ریزد. دره این رودک و جویبارهایی که بدان می‌ریزند در دوران باستان ناحیه زیکرتو را تشکیل می‌داد.قزل‌اوزن بالاتر از محل تلاقی رودک مزبور از جنوب به شمال جاری است. بخش علیای آن را قافلانکوه(گیزیل بوندا در قدیم) از ناحیه دریاچه ارومیه (ماننا) جدا می‌کند. آشوریان بیشتر این بخش قزل اوزن را ماد (مادای) می‌خواندند.[۹]

    وجود کتیبه‌های آشوری و اورارتویی در بعضی مناطق آذربایجان و کشف آثار باستانی و مجسمه‌های سفالین در شهر میانه، قدمت تاریخی آن را به دوره‌های پیش از تشکیل دولت ماد می‌رساند.

    در پی حفاری‌هایی که در سال ۱۳۵۲ شمسی در یکی از قریه‌های اطراف میانه به‌نام آرموداق انجام گرفت یک مجسمه سفالین مربوط به دوره ساسانیان کشف شد. این تندیس توسط رئیس اداره باستان‌شناسی وقت به موزه باستان‌شناسی تبریز منتقل گردید.

    استانداری آذربایجان شرقی نیز دربارهٔ وجه تسمیه این شهر به «میانه» می‌افزاید «در کتاب‌های تاریخی و سفرنامه‌های جهانگردان نام این شهرستان را میانج ثبت کرده‌اند. چون این شهرستان به نوشته برخی، پیش از میلاد مسیح در خط مرزی دو سرزمین ماد و پارت قرار گرفته بود و هم‌اکنون نیز در وسط مراغه و تبریز قرار دارد و مانند زاویه یک مثلث در میان آنها جای گرفته‌است یا این‌که چون بین دو شهر زنجان و تبریز واقع گردیده این نام را انتخاب کرده‌اند. با این حال شهرستان میانه در قرن‌های هفتم و هشتم هجری علاوه بر میانج نام دیگری چون گرمرود داشته و در برخی از کتاب‌های آن زمان برای شناسایی آن از هر دو نام (گرمرود و میانه) استفاده شده‌است.»[۱۰]

     
    نگاره‌ای از میانه اثر مطراقچیسده ۱۶ میلادی

    پس از اسلام

    کتاب فتوح البلدان احمدبن یحیی بلاذری از مشارکت جنگجویان این شهر در سپاه گردآمده توسط مرزبان اردبیل در مقابل حمله حذیفه بن یمان یاد کرده‌است. پس از چند روز نبرد شدید بین طرفین سرانجام مرزبان با حذیفه ازسوی همه مردم آذربایجان صلح کرد بر این قرار که هشتصد هزار درهم ادا کند و کسی کشته نشود و به بردگی برده نشود و آتشکده یی ویران نگردد و متعرض کردان بلاسجان[۱۱] وسبلان و ساترودان[۱۲] نشوند و به ویژه مردم شیز[۱۳] از رقصیدن در عیدهای خود و انجام مراسمی که به جا می‌آورند ممنوع نگردند.[۱۴]

    در کتاب البلدان یعقوبی[۱۵] و کتاب المسالک و الممالک نوشته ابن خردادبه[۱۶] از این شهر با نام میانج ذکر شده‌است.

    کتاب صوره الارض نوشته ابن حوقل[۱۷] در مورد آبادی و عمران و کشاورزی این سامان اشاره کرده و آن را هم طراز شهرهای خونج وداخرقان و خوی و سلماس و مرند و تبریز و برزند و ورثان و موقان و بیلغان[۱۸] و باجروان ذکر کرده‌است.

    حمدالله مستوفی که پس از حمله مغول از این شهر بازدید کرده‌است در کتاب نزهةالقلوب آورده‌است: میانج شهری بوده‌است و اکنون به قدر دیهی مانده و چند موضع از توابع اوست و هوای گرم دارد و عفن و درو پشه بسیار بود؛ و گرمرود ولایتی است در او صد پاره دیه بود هوایش خوشتر از میانج بود. حاصلشان غله و پنبه و انگور و میوه و برنج و دیگر حبوبات باشد. آبش از آن کوه‌ها جاریست و فضلابش در سفیدرود ریزد؛ و مردمش سفید چهره و ترک اخلاق‌اند. حقوق دیوانیش بیست و پنج هزار و هفتصد دینار است.[۱۹] نوشته‌اند، گاهی شاه عباس صفوی در سفرهایش دستور می‌داد ضیافتی برپا کنند و زنان بی روبنده در ضیافتش شرکت کنند، یکبار در روستایی چنین ضیافتی برپا داشت، زنان و دختران با سر برهنه ناچار در آن مهمانی شرکت جستند. در میان مهمانان مؤنث، دختری زیبا بود که نه دستی در سفره می‌برد نه چیزی می‌خورد و نه چیزی می‌آشامید، و نه به کسی می‌نگریست. در تمام مدت مهمانی سر به زیر داشت و خاموش بود، شاه متوجه حالت او شد به سویش رفن و یکی از دستانش را زیر چانه او زدو سرش را بالا آورد و پرسید: _دخترک! از چه روی بالا نمی‌نگری؟ و دختر زیبا پاسخ داد: _تو که پادشاه ایرانی به آسمان نگاه کن؛ و یک بار دیگر گفته اش را تکرار کرد. این گفته عبرت آموز تأثیر غریبی بر شاه صفوی گذاشت. دخترک به‌طور غیر مستقیم به شاه گفته بود به خدا نگاه کن و ببین آیا از کار تو راضی است یا نه. همین عبارت کوتاه سبب شد شاه عباس دستور بدهد بر سر هر یک از زنان و دختران، چادری بیفکنند؛ ولی ماجرا به همین‌جا ختم نشد و این ماجرا عبرت آموزتر از آن است که در تصور بگنجد: شاه صفوی پس از به اتمام رسیدن ضیافتش به خرگاه شاهی بازگشت و دستور داد که دخترک را به نزدش ببرند. این بار دخترک با سر و رویی پوشیده به خیمه آمد. شاه صفوی انگیزه از بر زبان آوردن چنان سخنی را از دخترک جویا شد: _مقصودت از آن گفته چه بود؟ پاسخ دخترک خرسندی را به شاه عرضه داشت: _من خدمتگزار شاهم، اما دو سال است که به نامزدی مرد جوانی درآمده‌ام از آن هنگام تاکنون به روی هیچ مردی ننگریسته‌ام. شاه عباس به نشانه شگفتی ابروانش را بالا برد: _همه مردم ایران آرزو دارند مرا ببینند و تو از نگریستن به من می‌پرهیزی؟ پاسخ دیگر دخترک شگفتی شاه صفوی را به تحسین پیوند زد: _اگر نگریستن به مردان دیگر گناه باشد قطعاً نگریستن به شاه گناهی بزرگتر است. در برابر این همه نجابت و متانت، شاه عباس را به جز ستایش و تمجید، کاری نماند: او خرسند از پاکی سرشت دخترک، فرمان داد که بساط عروسی دخترک با نامزدس را فراهم آوردند و شاه صفوی همه هزینه‌ها جشن عروسی را تقبل کرد و حکومت بر آن روستا را به عروس و داماد سپرد. از همان زمان آن آبادی به قیزشهری یا شهر دختران، شهرت یافت که همان شهر میانه باشد. برگرفته از کتاب شاه عباس بزرگ نوشته فؤاد فاروقی ص ۸۱۰ و ۸۱۱

     
    نمای شهری

    آثار باستانی[ویرایش]

     
    میانا در دوره افشاریانتوسط Emanuel Bowen در سال 1747 میلادی

    در نقشه‌ی امپراطوری ایران که توسط آقای Emanuel Bowen در سال ۱۷۴۷ میلادی در زمان دودمان افشاریان ترسیم شده است، این شهر به صورت Miana یا میانا ذکر شده است. [۲۰]

    از آثار باستانی میانه می‌توان به پل شهر چای، بقعهٔ امامزاده اسماعیل و تپه خاک (قلعه نجفقلی خان) اشاره کرد.

    همچنین از آثار باستانی شهرستان میانه می‌توان به مسجد سنگی ترک،پل دختر، قلعهٔ دختر، شهر سوختهٔ کاغذکنان، کاروانسرای جمال‌آباد اشاره کرد.

    آموزش عالی

    • دانشگاه آزاد اسلامی واحد میانه
    • دانشکده فنی و مهندسی وابسته به دانشگاه تبریز (دولتی)
    • آموزشکده فنی پسران (دولتی)
    • مجتمع آموزش عالی سلامت
    • دانشگاه غیرانتفاعی عین القضات
    • دانشگاه جامع علمی و کاربردی
    • دانشگاه پیام نور
    • دانشکده فنی سما

    صنعت

    فولاد آذربایجان

    کارخانهٔ فولاد آذربایجان[۲۱] ، بزرگترین کار خارخانه فولاد شمالغرب کشور و تنها کارخانهٔ تولید فولاد در استان آذربایجان شرقی است که در شهرستان میانه واقع شده‌است. این کارخانه در زمینی به‌مساحت ۴۶ هکتار در ۳ کیلومتری جنوب شرق شهر میانه قرار گرفته‌است. فولاد آذربایجان قادر است سالانه ۵۵۰٬۰۰۰ تن انواع میلگرد، تسمه، ناودانی و مفتول تولید کرده و به بازار عرضه کند. این کارخانه از اوایل سال ۱۳۸۰ خورشیدی، شروع به‌کار نموده‌است.

    گیربکس میانر

    شرکت تولیدی قطعات گیربکس میانرو[۲۲] زیر نظر شرکت نیرو محرکه قزوین در سال ۱۳۸۲ با حضور بخش خصوصی واقع در شهرک صنعتی شماره یک شهرستان میانه تأسیس و در سال ۱۳۸۵ با استفاده از نیروی فعال و متخصص و دوره دیده شروع به فعالیعت نموده ضمناً تمامی پرسنل کارمندی و مهندسی و کارگری بومی می‌باشد.

    این شرکت در زمینی به مساحت ۷ هکتار و دارای ۶ سوله که هر کدام به مساحت ۱۲۰۰ متر مربع بوده‌است.

    ماشین آلات این شرکت از نوع تراش سی ان سی بوده که اپراتورهای مربوطه نسبت به محل کار از تخصص کافی بر خوردار می‌باشد

    تأمین قطعات این شرکت از نیرو محرکه و ایران خودرو و تراکتورسازی تبریز به صورت فورج بوده و پس از تراشکار (بلنک) را شرکت نیرومحرکه ارسال می‌نماید و شرکت نیرو محرکه با اعمال عملیات دنده زنی و مونتاژ به صورت مجموعه گیربکس آماده به ایرانخودرو ارسال می‌کند.

    قیز قالاسی (قلعه دختر میانه)[

    قیز قالاسی یا 'قلعه دختر' (ترکی آذربایجانی: qız qalasi) در شهرستان میانه قرار داشته و به شماره ۸۷۰ جزو آثار ملی ثبت شده‌است.این قلعه در دو کیلو متری پل‌دختر (میانه) در رشته کوه قافلانکوه واقع شده‌است. این قلعه بشکل کثیرالا ضلاع غیرمنتظم ساخته شده و به سه قسمت تقسیم می‌شود.

     
    قیز قالاسی میانه

    در گویش محلی نام این قلعه قیز قالاسی به معنای قلعه دختر می‌باشد . راجع به نام قلعه روایاتی رایج است از آن جمله که دختر پادشاهی بر علیه پدر خویش شورش می‌کند و پد ر او را به نقطه دور تبعید و برای وی قلعه‌ای ساخته در آنجا محبوسش می‌کند. دختر شاه به امید آزادی خویش روز شماری می‌کند و چوپانی که آنطرف رود قزل‌اوزن به چوپانی مشغول بوده توجه او را جلب می‌کند و این دو عاشق هم می‌شوند و چوپان هر شب رودخانه سرد و خروشان قزل اوزن را می شکافت و بدیدار شاهزاده‌خانم می آمد و شاهزاده‌خانم برای آنکه رنج این کا ر را از چوپان رفع سازد پلی بر روی رودخانه می‌زند و چوپان اولین کسی است که از روی پل رد می‌شود و بدیدار شاهزاده‌خانم می‌آید.

    همچنین روایت است بازرگانی برای در امان ماندن دختر خود از دست مغولان برای دختر خود در این منطقه قلعه می‌سازد ولی به مرور زمان و حسن روابط و پس از مرگ بازرگان دختر وی برای توسعه تجارت بازرگانان آذربایجان با دیگر کشورها این پل (پل دختر) را می‌سازد.

     
    قیز قالاسی

    عقیده باستان شناسان بر این است که این قلعه مانند قلعه دخترهای دیگر توسط ایزدبانو ناهید (آناهیتا) ساخته شده‌است. پرستشگاه‌های این ایزدبانو را اغلب در بلندی‌ها می‌ساختند و حاکمان و بازرگانان و کشاورزان هرساله با هدایای نفیس عازم این پرستشگاهها می‌شدند چرا که ملکه ناهید فریادرس زنان و آزادی و حریت نعمت و فراوانی آب و باران تنها کسی بوده که در اقتصاد و نبرد پشتیبان این مرز و بوم بوده‌است. این قلعه‌ها بیشتر در کنار رودخانه‌های عظیم و دریاها ساخته می‌شده‌است.

    کاروانسرای جمال آباد[ویرایش]

    کاروانسرای جمال آباد مربوط به دوره صفوی است و در شهرستان میانه، بخش مرکزی، روستای جمال آباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ مهر ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۶۱۵۲ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

    کاروانسرای جمال آباد میانه

    23 پل (پل شهر چای)[ویرایش]

    پل شهر چای یا ۲۳ پل مربوط به دوره صفوی بوده و در شهرستان میانه، روستای راه آهن واقع شده‌است. این اثر در تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۴۸ با شمارهٔ ثبت ۸۷۲ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

    وجه به شکل معماری می‌توان آن را منتسب به دوران صفویان دانست که سبک معماری و نوع مصالح به‌کار رفته در ساخت آن همان سبک و مصالحی است که در ۳۳ پل اصفهان مورد استفاده قرار گرفته تنها با این تفاوت که ۲۳ پل شکل ساده‌تری دارد.

اشنویه

 شهرستان اشنویه 

شهرستان اشنویه با ارتفاع متوسط 5080 فوت  معادل 1524 متر طول و جغرافیای 45 درجه و 60 دقیقه و عرض 37 درجه و 2 دقیقه و 20 ثانیه واختلاف ساعت آن با تهران 20 دقیقه و 12 ثانیه است. شهر اشنویه مرکز شهرستان و فاصله آن با مرکز استان 70 کیلومتر و درجنوب غرب استان آذربایجان غربی و با شهرستان ارومیه در شمال با شهرستان نقده در شرق با شهرستان پیرانشهر درجنوب و دوکشور عراق و ترکیه در غرب ارتباط دارد جمعیت شهری آن بیش از سی و دوهزار نفر و جمعیت شهرستان بیش از هفتاد و دو هزار نفر می باشد.

نام شهر اشنویه درکتیبه  و سنگ نبشه های تاریخی بعنوان – اشنو – اشنه – اشنوناک – عشنو – قید شده است به معناهای متفاوت ( دم دره ، گیاه دواله – قلعه ) یا د می گردد و درکتیبه کورش از ایالت ( اشنوناک ) نام برده شده است که یکی از بزرگترین خواجگذاران کورش بوده است.

مهمترین آثار تاریخی آن سنگ کیله شین ( به ارتفاع 170 سانتی متر و به دو زبان اورارتویی و آشوری حک گردیده که متعلق به سده هشتم قبل از میلاد ) می باشد که گفته می شود نهصد سال قبل از بنای تخت جمشید به دستور ایشپونیا پادشاه اوراتور   در ارتفاعات غربی شهرستان در مرز با عراق نصب گردیده است و دو کتیبه ( مه رگ کاروان و رکاو چشمه گل ) در موزه تهران از آثار بجا مانده این شهر است .

درکتب تاریخی همیشه از اشنو به عنوان شهری با باغات زیبا و آب فراوان یاد شده ابن حوقل در کتاب  (( نزهه القلوب)) ( قرن چهارم هجری قمری ) اشنویه را با 11 سطر معرفی می نماید در حالیکه ارومیه را با 6 سطر معرفی نموده اند.

اشنویه دارای زمینهای حاصل خیز بوده و توتون آن در قدیم معروف بود و اولین سیگار ایرانی بنام ( اشنو  ویژه ) درچهار طرح متفاوت با توتون اشنویه تولید می گردید – بیش از دارای  بیش از  پنچ  هزار هکتار با غات سیب   گیلاس – زردالو – گردود ... است که گیلاس آن از شهرت بسزایی برخوردار می باشد و حبوبات گندم – نخود – چغندر قند – سیب زمینی – دانه های روغنی و در گذشته برنج گرده و .... از مهمترین محصولات زراعیاشنویه است و میوه های جالیزی بصورت کشت دو فصله در اشنویه انجام می گیرد .

اشنویه دارای ییلاقهای فراوان و سرسبز است که باعث رونق دامداری در این شهرستان گردیده و بیش از چهارصد هزار راس گوسفند و گاو و دیگر احشام در این منطقه پرورش می گردد.

شهردای اشنویه جزو  اولین شهرداریهای تاسیسی در کشور و در سال 1327 با تصویب قانون شهرداریها در ایران ایجاد گردیده است و هم اکنون شهرداری درجه ششم و بودجه پیشنهادی برای سال 1388 آن بالغ بر دومیلیارد تومان می باشد که گامهای مهمی در راستای بهبود وضعیت عمرانی و اجتماعی برداشته اشت قسمت  غربی ودامنه شهر از نقاط  با بافت  قدیمی و سنتی است و شهر بیشتر در دشتها قسمت شرقی توسعه پیدا کرده است .

آب و هوای اشنویه متعادل و میانگین دمایی در تابستان 27 درجه و در زمستان 11 درجه سانتی گراد می باشد و بالاترین میزان تفاوت دمائی در سال گذشته  57 درجه بین زمستان و تابستان ثبت گردیده است .

مناطق دیدنی اشنویه

1-پارک قلاتوک : در سمت شمالی شهر و کوههای منتهی به شهر که در سال 1382 توسط شهرداری احداث گردیده است.

2-پارک فرهنگیان : در شهرک فرهنگیان که در سال 1380 توسط شهرداری احداث گردیده است.

3-باغات اطراف شهر در قسمت شمالی و جنوبی و غربی شهر واقع شده است.

4- دره سمت غرب که با عبور رودخانه گلاز و باغات اطراف آن بسیار چشمگیر و دلنواز است.

5-سیاحتگاه میر ئاوا : جنگلهای طبیعی در کوهپایه کوههای  کیله شین به فاصله 8 کیلومتری شهر اشنویه است.

6 -سیاحتگاه شیخ محمد هنگلان : جنگلهای طبیعی با چشمه های زیبا در سمت غربی  شهر در کوهپایه کوه  رندوله   و مشرف بر دشت اشنویه  است .

7-سیاحتگاه  منطقه کانی اژدها : در مسیر جاده اشنویه به ارومیه با چشمه های آب فراوان  است .

9-ییلاقهای زیبا اشنویه

اشنویه از قدیم الایام مرکز فرهنگی و علمی بوده است که می توان از بزرگان دارای تالیف و نام آوران آن به شیخ تاج الدین اشنهی – شیخ احمد کور – ملا علی شیخانی – امین اشنویی و از معاصران علامه قاضی ملامحمد خضری و معروف آقایی را معرفی نمود که آثار این بزرگان زینت بخش  ویترین کتابخانه ها می باشد.

اقلیم استان آذربایجان غربی

اقلیم استان آذربایجان غربی
 

  استان آذربایجان غربی یکی از مناطق کوهستانی کشور است و توپوگرافی متنوع و گسترده‌ای دارد. در سراسر ناحیه هم مرز استان با ترکیه و عراق، کوه‌های مرتفع برف‌گیر از شمال به جنوب کشیده شده است و آب‌های حاصل از ذوب آنها که در دره‌های منطقه به صورت رودخانه‌های متعدد جریان می‌یابد، به سه حوزه عمده تقسیم می‌شود:
- دریاچه ارومیه که حدود 1267 متر از سطح دریا ارتفاع دارد و در طول 130 کیلومتر، آب ارتفاعات غربی را به سوی خود جذب می‌‌کند.
- شکاف و گسل عظیم نزدیک خوی که کلیه آب‌های شمالی را به جنوب ارس هدایت می‌‌کند.
- آب‌های سردشت (زاب کوچک) در طول 1000 کیلومتر که توسط دوره رود کلوی به سوی دجله سرازیر می‌شود.
نواحی فوق پست‌ترین نقاط آذربایجان غربی به حساب می‌آیند. کم ارتفاع‌ترین نقطه در دامنه کوه‌های آرارات، (970 متر) کنار رود ارس در مرز ایران و ترکیه قرار دارد. رود سردشت کلوی در طول 100 کیلومتر شیبی برابر 560 متر دارد که در مقایسه با رود ارس از سرعت فوق‌‌العاده‌ای برخوردار است و ارتفاع آن از سطح دریا به 1000 متر می‌رسد.
مرتفع‌ترین شهر استان سیه‌چشمه است با ارتفاعی بالغ بر 1920 متر و کم‌ارتفاع‌ترین شهر استان شهر خوی است با ارتفاع 1193 متر.
براساس ساختار طبیعی استان، اکوسیستم‌های ویژه‌ا‌ی از ترکیب گیاهان در سطوح مختلف پوشش گیاهی در اشکورهای مختلف توپوگرافیک به وجود آمده است که اهم آن‌ها به شکل جنگل‌ها و مراتع خودنمایی می‌کنند.
جنگل‌های استان، قسمت‌‌هایی از پیرانشهر، بانه و مهاباد را پوشانده است، ولی مناطق وسیع جنگلی بیشتر شامل اراضی کوهستانی سردشت است که مساحت آن را بین 60 الی 80 هزار هکتار تخمین می‌زنند و به مرور از وسعت آنها کاسته شده است. درختان جنگلی این منطقه مشتمل بر درختان میوه‌ای از قبیل انگور و پسته وحشی، زالزالک، بادام کوهی و گونه‌های غیرمیوه‌ای مانند بلوط، افرا، سرخ‌دلیک و سیاه‌دلیک است.
استان آذربایجان غربی عمدتاً تحت تأثیر جریان هوای مرطوب اقیانوس اطلس و دریای مدیترانه است،‌ ولی در برخی از ماه‌های زمستان، توده هوای سردی از اطراف شمال، هوای مدیترانه‌ای آن را متأثر کرده و موجب کاهش قابل توجه دما می‌شود.
علاوه بر جریان هوایی فوق عوامل دیگری مانند ارتفاع مکان،‌ جهت کوه‌ها، وزش بادها و دوری از دریای آزاد نقش مهمی در میزان دما و ریزش‌های جوی دارد. به طوری که آب و هوا را در وضعیت حدفاصل آب و هوای سواحل دریای مازندران و اقلیم نیمه‌صحرایی داخلی قرار می‌دهد.
در فصل زمستان ارتفاعات و نواحی بالاتر از 3000 متر در زیر قشر ضخیمی از برف فرو می‌روند و قلل کوه‌ها، این برف‌ها را تا سال بعد محفوظ نگه می‌دارد. همچنین در دامنه‌های بین 1000 تا 2000 متری که از بادهای تند شمال محفوظ مانده است، به مقدار کافی باران می‌بارد.
نقش کوه‌ها در نزولات جوی استان آذربایجان غربی دارای اهمیت بسزایی است. سلسله جبال استان به صورت طویل و مرتفع چون دیواری در جهت شمال و جنوب و جنوب شرقی امتداد یافته است. گرچه این کوه‌ها مانع نفوذ کلیه ابرهای بارانزای حوزه اقیانوس اطلس و مدیترانه به ایران و عمدتاً به آذربایجان غربی می‌شود، ولی در عوض منبع سرشاری از نزولات جوی را به صورت برف ذخیره می‌کند که باعث به وجود آمدن رودهای پرآب و فراوانی می‌گردد. محصور بودن استان با دیواره‌ مذکور سبب شده است که دریاچه ارومیه به عنوان یکی از شش حوزه آبریز مهم کشور به حساب آید.
در فصل تابستان سراسر آذربایجان غربی از وزش بادهای بارا‌ن‌آور بی‌بهره می‌ماند، ولی آفتاب درخشان همراه با رسیدن میوه‌ها و برداشت غله فضای تفرجگاهی مناسبی را با نسیم ملایمی فراهم می‌آورد. این نسیم ملایم در زبان محلی به نام «مه یئلی» و در برخی از نقاط به نام باد مراغه مشهور است.
از نیمه تابستان همراه با وزش باد شمالی از گرمای هوا به شدت کاسته می‌شود. باد خنک شمالی در هر منطقه به نام ناحیه شمالی همان منطقه مشهور است. گاهی در تابستان باد گرمی از سمت جنوب، استان را تحت تأثیر قرار می‌دهد که در اصطلاح محلی به نام باد سفید (آغ‌ یِئل) مشهور است. این باد در اواخر زمستان باعث ذوب برف‌ها می‌شود و در تابستان بر شدت گرمای هوا می‌‌افزاید.
با تمایل خورشید به طرف جنوب و کوتاه شدن روزها، هوای پرفشار به پایین حرکت می‌کند و هوای کم فشار تدریجاً جایگزین آن می‌شود و بادهای باران‌آور غربی جایگزین بادهای شمالی می‌گردد. این بادها در فصل پاییز و زمستان پس ازعبور از روی اقیانوس اطلس و دریای مدیترانه و جذب رطوبت‌ آن‌ها، در برخورد با کوه‌های مرزی، سبب ریزش برف و باران فراوانی می‌شود که منبع و سرچشمه دائمی رودهای نسبتاً منظم حوزه‌‌ آبریز دریاچه ارومیه، ارس و دجله محسوب می‌شود.
نقشه خطوط همباران استان نشان می‌دهد که سه واحد جغرافیایی متمایز از نظر ریزش نزولات جوی وجود دارد که عبارت‌اند از :
حوزه غربی دریاچه‌ ارومیه که از غرب به شرق از میزان نزولات باران کاسته می‌شود.
حوزه شمالی دریاچه ارومیه تا رود ارس که از شمال دریاچه به طرف رود ارس به تدریج از ارتفاع زمین کاسته می‌شود و میزان بارش نیز کاهش می‌یابد.
حوزه جنوبی دریاچه‌ ارومیه که سرچشمه شاخه‌های اصلی سیمینه رود، مهاباد رود، زرینه رود و قزل‌‌اوزن است و دارای میزان بارش بالای 600 میلی‌‌متر می‌باشد.
به‌ طور کلی متوسط بارندگی سالیانه در استان، 400-300 میلی‌متر است که با توجه به متوسط بارندگی در سایر نقاط ایران که حدود 280 میلی‌متر می‌باشد در شرایط بهتری قرار گرفته است. پرآب‌ترین رودخانه‌های استان نشان می‌دهند که میزان بارندگی به ویژه ریزش برف در مناطق کوهستانی به مراتب بیشتر از میزان بارندگی در شهرها و مناطق جلگه‌ای است.
به استناد گزارش سازمان هواشناسی کل کشور که براساس داده‌های آماری ایستگاه‌های سینوپتیک ارومیه، خوی،‌ ماکو و مهاباد تنظیم شده است. درجه حرارت هوا در نقاط مختلف استان متفاوت است؛ متوسط درجه حرارت از 9/4 درجه سانتی‌گراد در ماکو تا 11/6 درجه سانتی‌گراد در مهاباد متغیر است. متوسط درجه حرارت در ارومیه 9/8، خوی 10/8، ماکو 9/4 و مهاباد 11/6 درجه سانتی‌گراد است.
به استناد همین گزارش حداکثر حرارت در مردادماه حدود 34 و حداقل آن در دی ماه حدود 16 درجه سانتی‌‌گراد است. حداکثر تغییر گرمای تابستان 4 درجه و سرمای زمستان 15 درجه می‌باشد.
وضع هوا در شهرهای مختلف استان از این قرار است‌ :
در ارومیه فصل تابستان نسبتاً گرم و زمستان هوا سرد است.
در مهاباد فصل تابستان خشک و طولانی و زمستان بسیار سرد است.
در ماکو فصل تابستان نسبتاً گرم و زمستان بسیار سرد است.
در نقده هوا نیمه مرطوب، تابستان ملایم و زمستان سرد می‌باشد.
به استناد همین گزارش پربارش‌ترین فصل، تابستان و به ویژه شهریورماه است. دوره بارش در ارومیه از اواخر مهرماه و اوایل آبان‌ماه شروع می‌شود و خرداد ماه خاتمه می‌یابد؛ حداکثر بارندگی در اسفند و فروردین ماه است. این دوره در مهاباد بین آبان تا اردیبهشت و در میاندوآب از آبان تا خردادماه است.
مجموع روزهای یخبندان در ارومیه حدود 120 روز است که به ترتیب در آبان‌ماه 19، آذرماه 27، دی‌ماه 30، بهمن‌ماه 28، اسفندماه 14 و فروردین ماه 6 روز است. روزهای یخبندان در خوی 104، در ماکو 108 و مهاباد 93 روز در سال است.
براساس گزارش ایستگاه سینوپتیک شهر ارومیه، مجموع روزهایی که ارومیه در معرض وزش بادهایی با سرعت حداقل 7 و حداکثر 16 متر در ثانیه قرار می‌گیرد، حدود 164 روز است.
بیشترین سرعت باد مربوط به ماه‌های اردیبهشت و اسفند با 16 متر در هر ثانیه است، کمترین سرعت باد مربوط به ماه‌های دی و بهمن با 7 متر در هر ثانیه است متوسط سرعت باد در شهر ارومیه 10/5 متر در هر ثانیه است

نگاهی به دریاچه ارومیه

دریاچه ارومیه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
 
دریاچه ارومیه
نام باستانی : چیچَست
موقعیت ایران, آذربایجان شرقی
آذربایجان غربی
مختصات شرقی′۱۹°۴۵ شمالی′۴۲°۳۷ / ۴۵٫۳۱۷غرب ۳۷٫۷جنوب / -۴۵٫۳۱۷;-۳۷٫۷
خروجی اولیه تبخیر
مساحت آبخیز ۵۱٬۸۷۶ کیلومتر مربع
کشور منشا Iran
حداکثر طول ۱۴۰ کیلومتر
حداکثر عرض ۵۵ کیلومتر
مساحت سطح ۵٬۲۰۰ کیلومتر مربع
حداکثر عمق ۱۶ m (۵۲ ft)
ارتفاع از سطح آبهای آزاد ۱٬۲۶۷ متر
جزیره‌ها ۱۰۲
نقشه درياچه اروميه در نقشه ایران در دوره افشاریه.
نام دریاچه در نقشه، دریاچه شاهی ذکر شده‌است.

دریاچه اُرومیهبا نام سابق دریاچه رضاییه در شمال غربی ایران و در منطقهٔ آذربایجان واقع شده‌است. این دریاچه طبق آخرین تقسیمات کشوری، بین دو استان آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی تقسیم شده‌است. دریاچهٔ ارومیه، بزرگ‌ترین دریاچهٔ داخلی ایران و دومین دریاچهٔ آب‌شور دنیا است.[۱] آب این دریاچه بسیار شور بوده و عمدتاً از رودخانه‌های زرینه‌رود، سیمینه‌رود، گادر، باراندوز، شهرچای، نازلو و زولا تغذیه می‌شود.

حوضهٔ آبریز دریاچه ارومیه، ۵۱٬۸۷۶ کیلومتر مربع است[۲] که پیرامون ۳٪ مساحت کل کشور ایران را دربر می‌گیرد. این حوضه با داشتن دشت‌هایی مانند دشت تبریز، ارومیه، مراغه، مهاباد، میاندوآب، نقده، سلماس، پیرانشهر، آذرشهر و اشنویه، یکی از کانون‌های ارزشمند فعالیت کشاورزی و دامداری در ایران به‌شمار می‌رود.

تصویر ماهواره ای از دریاچه ارومیه که در سال ۲۰۰۳ گرفته شده است.دو نیم شدن دریاچه به خاطر پل میان گذر دریاچه در مرکز آن مشخص است.

دریاچه ارومیه بزرگ‌ترین آبگیر دایمی آسیای غربی است که در شمال غرب فلات ایران قرار گرفته‌است. پارک ملی دریاچه ارومیه پس از مرداب انزلی، از جالب‌ترین و نغزترین زیستگاه‌های طبیعی جانوران در ایران به‌شمار می‌رود. در حال حاضر ۲۷ گونه پستاندار، ۲۱۲ گونه پرنده، ۴۱ گونه خزنده، ۷ گونه دوزیست و ۲۶ گونه ماهی حیات وحش این دریاچه را تشکیل داده‌اند.[۳]

آب دریاچهٔ ارومیه بسیار شور و میزان نمک محلول در آن دو برابر اقیانوس‌ها است. به این دلیل، هیچ ماهی و نرم‌تنی به جز گونه‌هایی از سخت‌پوستان در آن زندگی نمی‌کنند و آب آن هیچ‌وقت یخ نمی‌زند. شناکنندگان نیز می‌توانند بر روی آب آن شناور بمانند.[۴]

دریاچهٔ ارومیه دارای ۱۰۲ جزیره‌است که همهٔ آن‌ها از سوی سازمان یونسکو به عنوان اندوختهٔ طبیعی جهان به ثبت رسیده‌اند. جزیرهٔ اِشک، زیستگاه پرندگان زیبای کوچک، از جمله مرغ آتش و تنجه و همچنین تعدادی گوزن زرد ایرانی و گوسفند وحشی (قوچ و میش) به آن انتقال داده شده‌اند. برای گشت و گذار در دریاچه و جزیره‌های آن می‌توان از دو کشتی سهند و نوح، یا قایق‌های گوناگون در بندر گلمانخانه بهره گرفت.

 وجه تسمیه

 

اين‌ درياچه‌ را در زبان‌ سريانى‌ ارميا، در ارمنى‌ اُرمى‌، در عربى‌ ارميه‌، در فارسى‌ و تركى‌ عهد عثمانى‌ اروميه‌ نوشته‌اند. نام‌ مذكور ايرانى‌ به‌ نظر نمى‌رسد. مؤلفان‌ دربارة نام‌ اين‌ درياچه‌ به‌ گونه‌هاي‌ مختلف‌ داوري‌ كرده‌اند: پورداود نام‌ اورميه‌ را تركيبى‌ از دو واژة آرامى‌ «اور» به‌ معناي‌ شهر و «مياه‌» به‌ معنای آب‌ نوشته‌ است‌. در هزوارش‌ پهلوي‌، نوشتة آرامى‌ «مياه‌» آب‌ خوانده‌ مى‌شود، ولى‌ در شهر ناميدن‌ «اور» جاي‌ ترديد است‌. «اور» در زبان‌ عبري‌ به‌ معناي‌ نور آمده‌ است‌ مينورسكى‌ با تكيه‌ به‌ متنى‌ سريانى‌ كه‌ در آن‌ اسم‌ مكانى‌ به‌ نام‌ ارميت‌ در كنار درياچه مزبور آمده‌است‌، نام‌اورميه‌ را «ارميه» (ارميا) و به‌ظاهر سريانى‌ خوانده‌ است‌. اين‌نام‌ در متون‌ اسلامى‌ به‌ صورت‌ اُرميه‌ و اُرمى‌ آمده‌ است‌. مردم‌ محلى‌ درياچة مزبور را اورمى‌ مى‌نامند. برخى‌ مؤلفان‌ ترك‌ اين‌ درياچه‌ را اروميه‌ يا روميه‌ نوشته‌، و چنين‌ پنداشته‌اند كه‌ منسوب‌ به‌ روم‌ شرقى‌ است‌. اين‌ نظر در همة موارد قاطع‌ نيست‌، زيرا در نوشته‌هاي‌ برخى‌ مؤلفان‌ معاصر ترك‌ نيز نام‌ درياچه‌ به‌ صورت‌ اورميه‌ آمده‌ است‌ (در متون‌ كهن‌ ايرانى‌ نام‌ اين‌ درياچه‌ به‌ صورت‌ چيچست با ياء مجهول‌ آمده‌ است‌ ) واژه اوستايى‌ چيچست‌ به‌ معناي‌ درخشنده‌ و شفاف‌ است‌ گمان‌ مى‌رود شوري‌ و ذرات‌ نمك‌ فراوان‌ موجب‌ درخشندگى‌ آن‌ شده‌ باشد. مؤلفان‌ عهد اسلامى‌ اغلب‌ از شوري‌ آب‌ اين‌ درياچه‌ ياد كرده‌اند.[۵]

در شاهنامة فردوسى‌ و در نسخه‌اي‌ از نزهة القلوب‌ نام‌ چيچست‌ به‌ صورت‌ خنجست‌ آمده‌ است‌ (بارتولد، كه‌ آن‌ را تصحيف‌ همين‌ اسم‌ دانسته‌اند ). از ديگر نامهای كهن‌ اين‌ درياچه‌، كبودان‌ است‌. استرابن‌ كه‌ در حدود سده 1م‌ مى‌زيسته‌، اين‌ درياچه‌ را كپوتا نوشته‌ است‌. پورداود معتقد است‌ نام‌ دو هزار سالة كپوتا بايد از واژة كپوت‌ (كبود) در زبان‌ پارسى‌ باستان‌ باشد. در منابع‌ اسلامى‌ نيز اين‌ نام‌ به‌ صورت‌ درياي‌ كبوذان‌ و كبودان‌ آمده‌ است‌.[۶]

درياچه اورميه‌ را درنوشته‌ها به‌نام‌جزيره‌های درون‌ آن‌ نيزخوانده‌اند. يكى‌ از اين‌ جزيره‌ها كبودان‌ است‌. شايد نام‌ جزيره‌ از نام‌ درياچه‌ و يا به‌ عكس‌ گرفته‌ شده‌ باشد. پورداود نام‌ جزيره‌ را برگرفته‌ از نام‌ درياچه‌ دانسته‌ است‌. بطلميوس‌ نام‌ درياچه‌ را مارگيانه‌ (مانتيانه‌، به‌ احتمال‌ مراغه‌) نوشته‌ است‌. هرودت‌ از قومى‌ با نام‌ ماتينوي‌ ياد كرده‌ كه‌ به‌ نام‌ مانتيانه‌ نزديك‌ است‌ مينورسكى‌ نام‌ مانتيانه‌ را با نام‌ مانّاها كه‌ در حوالى‌ اين‌ درياچه‌ مى‌زيسته‌اند، نزديك‌ دانسته‌ است‌ ابوالفدا درياچه مزبور را «بحيرة تلا» ضبط كرده‌، دژی را نيز بر كوهى‌ در اين‌ درياچه‌ به‌ همان‌ نام‌ ناميده‌، و مدعى‌ شده‌ است‌ كه‌ هلاكو اموال‌ خود را در آن‌ دژ نهاده‌ بود. طبري‌ از دژ نام‌ برده‌، و نوشته‌ است‌ كه‌ محمد بن‌ بعيث‌ در 220ق‌ به‌ دژي‌ در ميان‌ اين‌ درياچه‌ كه‌ شاهى‌ ناميده‌ مى‌شد، رفت‌. پورداود مى‌نويسد كه‌ اين‌ درياچه‌ را گاه‌ به‌ نام‌ يكى‌ از جزيره‌هاي‌ بزرگ‌ كوهستانى‌ آن‌ كه‌ «شاهى‌» نام‌ دارد، درياچة شاهى‌ خوانند. حمدالله‌ مستوفى‌ آن‌ را به‌ نامهاي‌ بحيرة چيچست‌، درياي‌ شورِ طسوج‌ (طروج‌) ناميده‌ است‌. اين‌ درياچه‌ را اصطخري‌ «بحيرة الشراة» نيز ناميده‌ كه‌ به‌ معناي‌ درياچة خوارج‌ است‌. اين‌ نام‌ به‌ احتمال‌ از آنجا ناشى‌ شده‌ كه‌ به‌ نوشتة ياقوت‌ در كوه‌ جزيرة وسط درياچه‌، دژي‌ استوار وجود داشته‌ كه‌ ساكنانش‌ بر واليان‌ آذربايجان‌ عاصى‌ بوده‌اند. محتمل‌ است‌ اين‌ همان‌ جزيرة شاهى‌ يا شاهو باشد كه‌ طبري‌ (همانجا) از آن‌ ياد كرده‌، و رشيدالدين‌ آن‌ را «شاهوتله‌» نوشته‌ است‌[۷]

تاریخچه

نام کهن این دریاچه چیچَست بوده‌است. این واژه، واژه‌ای است از زبان اوستایی و پارسی باستان و تلفظ آن چَئِچَستَ بوده‌است. دریاچهٔ چیچست در اسطوره‌های ایرانی نقشی بنیادین دارد. عرصهٔ بسیاری از رویدادهای مهم زندگی کیخسرو، کرانهٔ این دریاچه بوده‌است. دژ بهمن که کیخسرو در نبردی غول‌آسا و سهمگین آن را می‌گشاید و از چنگ دیوان به‌در می‌آورد، در نزدیکی همین دریاچه بوده و بسیاری از اسطوره‌های دیگر.

در دوران پهلوی به مناسبت پادشاهی رضاشاه پهلوی، به این دریاچه نام رضائیه داده شد.

دریاچهٔ ارومیه یکی از زیستگاه‌های طبیعی مهم در منطقهٔ آذربایجان که در عین حال برای ورزش‌های آبی همانند شنا، قایقرانی و اسکی روی آب نیز بسیار مناسب می‌باشد، در آستانهٔ خشک شدن است. این دریاچه که با سواحل زیبا و آب‌شور خود گردشگران بسیاری را در فصول مختلف و علی‌الخصوص در تابستان به‌سوی خود جلب می‌نماید، از نظر داشتن موادّ معدنی گوناگون، دارای یکی از کمیاب‌ترین منابع طبیعی بوده و امروزه با تهدیدی بسیار جدی روبروست.

سیر عقب نشینی ساحل دریاچه بین سالهای ۱۳۶۳ و ۱۳۹۰ (براساس تصاویر ماهواره‌ای ناسا)

دوره افشاریه

نام دریاچه در نقشه ایران در دوره افشاریه، دریاچه شاهی (L. of Shahi) ذکر شده‌است. [۸]

 خشکیدن دریاچه

این دریاچه در خطر خشک شدن کامل قراردارد و طی ۱۳ سال گذشته ۶ متر کاهش سطح داشته‌ است. اختصاص ۹۰٪ منابع آبی منطقه به بخش کشاورزی، تبخیر زیاد در پی گرم شدن هوا و برداشت غیرمجاز از آب‌های زیرزمینی در پی حفر چاه از دلایل خشک شدن این دریاچه می‌باشند. کارشناسان ابراز داشته‌اند در صورت خشک شدن این دریاچه هوای معتدل منطقه تبدیل به هوای گرمسیری با بادهای نمکی خواهد شد و زیست محیط منطقه را تغییر خواهد داد.[۹] [۱۰] در اعتراض به خشک شدن دریاچه در فروردین سال ۱۳۹۰ اعتراضی صورت گرفت.[۱۱]

یکی از طرح‌هایی که برای نجات دریاچه ارومیه مطرح شده انتقال آب از نقاط دیگر به ویژه رود ارس است. به گفته نماینده ارومیه در مجلس نادر قاضی‌پور، تنها راه نجات دریاچه ارومیه آبهای رود ارس و شهرستان پیرانشهر است. اما این ایده با مخالفت‌هایی روبروست. روزنامه اقتصاد پویا در سرمقاله‌ای مقصر خشکیدن دریاچه ارومیه را مردم و نمایندگانی می‌داند که برای تأمین نیازهای کشاورزی و خانگی آذربایجان بارها خواستار انتقال آب رودخانه‌هایی که به دریاچه ارومیه می‌ریزند به نقاط دیگر شده‌اند و از حکومت درخواست داشتند تا آب این رودخانه‌ها برای تأمین نیاز باغ‌های مراغه و دیگر شهرهای استان استفاده شود و یا با فشار بسیار بر مسئولین طرح میان‌گذر دریاچه ارومیه را اجرایی کردند. بر اساس این نظریه برای نجات دریاچه ارومیه به جای خشکاندن ارس و از بین بردن زمین‌های بارور نقاط دیگر باید از مصرف آب کاسته و به وزارت نیرو اجازه داده شود تا آب رودخانه‌هایی را که به طور طبیعی به این دریاچه می‌ریخته‌اند دوباره به سوی آن رها کند.[۱۲]

در مرداد ماه سال ۱۳۹۰ مجلس شورای اسلامی با دو فوریت طرح انتقال آب به دریاچه ارومیه موافقت نکرد[۱۳] و این امر به احتمال زیاد به بحرانی تر شدن اوضاع دریاچه دامن خواهد زد، علاوه بر این پیش بینی میشود در صورت خشک شدن احتمالی دریاچه شاهد بارش باران نمک در بسیاری از استان های همجوار باشیم و در ادامه این امر منجر به آواره شدن ۱۳ میلیون نفر خواهد شد [۱۴]

 پارک ملی دریاچه ارومیه

 

پارك ملي درياچه اروميه با وسعت 462600 هكتار همچنین یکی از 9 ذخیره‌گاه زیست‌کره در ایران است.[۱۵]

 

سرابها ورودخانه های اذربایجانغربی

رودها و چشمه ها

رودخانه ها و چشمه ها از جمله مهم ترین جاذبه های گردشگری طبیعی به شمار می روند و در بین طبیعت دوستان ازجایگاه ویژه ای برخوردار هستند . استان مرتفع آذربایجان غربی چون ديواری درجهت شمال و جنوب و جنوب خاوری امتداد يافته، منبع سرشاری از نزولات جوی را به صورت برف در خود ذخيره كرده و حوزه های پر آب و متعددی را ايجاد کرده است . محدوده شمالی درياچه اروميه تا رود ارس ، محدود باختر و جنوب درياچه اروميه و محدوده كرخه كه در منتهی اليه جنوب و جنوب باختری استان قرار دارد ، از اين جمله هستند. در جنوب درياچه اروميه ، در نواحی مرتفعی كه سرچشمه شاخه های اصلی سيمينه رود ، مهاباد رود ، زرينه رود و قزل اوزن است ، رودها به طرف درياچه اروميه جاری می شوند . اين رودخانه ها از يک سو وارد درياچه اروميه می شوند و از سوی ديگر در قسمت مهاباد به دليل جهت برخی از كوه های سردشت به طرف عراق سرازير می شوند. رودهای این استان كه از كوه های مرتفع سرچشمه می گيرند، از دره های عميق و دشت های وسيعی عبور می كنند كه هر كدام به نحوی دارای جاذبه های طبيعی - توريستی قابل توجهی هستند . در نقاط مختلف استان آذربایجان غربی آب های گرم متعددی با خواص ويژه وجود دارد كه در طول هزاران سال مورد استفاده مردم قرار گرفته است. اين چشمه ها يكی از منابع مهم صنعت جهانگردی منطقه به شمار می آیند . چشمه زندان سليمان ، چشمه (استخر) بوكان ، چشمه گراو ، چشمه معدنی زنبيل ، چشمه های معدنی ويشلق ، چشمه های معدنی ايواوغلی، چشمه شوربولاغ بيلوار ، چشمه معدنی زارعان (زوران)، چشمه معدنی دسته دره ، چشمه معدنی كلوانس ، چشمه معدنی شگفتی ، چشمه معدنی ميناس برخی از چشمه های مهم این استان به شمار می روند که قادرند اوقات فراغت گردشگران زیادی را پر کنند .

چشمه زندان سلیمان : در قسمت غربی کوه زندان قرار دارد و دارای دو مضحر می باشد . آب این چشمه در درمان بیماری های مجاری تنفسی و بیماری های جلدی مفید است .

چشمه رازی : در شش کیلومتری قطور قرار دارد . آب این چشمه به همراه گاز از زمین خارج می شود و در دامنه تپه ای جریان می یابد .

چشمه کلوانس : چشمه کلوانس در شمال غربی شهرستان خوی قرار دارد .

چشمه دسته دره : چشمه دسته دره نیز در 29 کیلومتری شمال غربی شهرستان خوی قرار دارد .

چشمه شاه آباد : در 30 کیلومتری جنوب شرقی ماکو قرار دارد . آب این چشمه همراه گاز فراوان در حوضچه ای جاری می شود .

چشمه گرادو : چشمه گرادو در غرب شهرستان مهاباد قرار دارد و از دو نقطه زمین خارج می شود .

چشمه زنبیل : در 36 کیلومتری شمال شرقی ارومیه در دامنه شرقی کوه زنبیل قرار دارد .

چشمه زارعان : در چهار کیلومتری غرب روستای زارعان در شمال شهرستان خوی قرار دارد .

رودخانه ارس ماكو : رود مرزي‌ ارس‌ از ديم‌ قشلاق‌ تا محل‌ بهم‌ پيوستن‌ آق‌ چاي‌ به‌ ارس ‌، حدود 135 كيلومتر ميان‌ آذربايجان‌ غربي و جمهوري‌ خود مختار نخجوان‌ جاريست ‌. اين‌ رود از كوههاي‌ هزار بركه‌ تركيه‌ سرچشمه ‌مي‌گيرد و سپس‌ با رودي‌ ديگر بنام‌ كورا در جمهوري‌ آذربايجان ‌، يكي‌ مي‌شود و بالاخره‌ به‌ درياي‌ خزر مي‌ريزد . اين‌ رود 1072 كيلومتر طول‌ دارد . پيرامون‌ سد ارس‌ در شرق‌ ماكو جنگل‌كاري‌ شده‌ و تفرجگاه‌ عمومي‌ است .

مهاباد رود : اين‌ رود از ميان‌ ارتفاعات‌ پيرانشهر و سردشت‌ مي‌گذرد و از بهم‌ پيوستن‌ دو شاخه‌ اصلي‌ بيطاس‌ و ده‌ بكر بوجود مي‌آيد . پس‌ از گذشتن‌ از شمال‌ غربي‌ مهاباد در غرب‌ سيمينه‌ رود و شرق‌ گدار(قادرچاي‌) وارد درياچه‌ اروميه مي‌شود . بر روي‌ اين‌ رودخانه‌ نيز سدي‌ احداث‌ گرديده‌ كه‌ علاوه‌ بر توليد برق‌ ، آب‌ مشروب‌ شهر را نيز تأمين‌ مي‌كند . سد انحرافي‌ ديگري‌ در 8 كيلومتري‌ مهاباد در محلي‌ بنام‌ يوسف‌ كندي‌ جهت‌ آبياري‌ اراضي‌ ساخته‌ شده‌ است‌ كه‌ مأمن‌ حيات‌ وحش‌ است‌ و زيبايي‌هاي‌ قابل‌ توجهي‌ دارد .

سيمينه رود ( تاتائو ) اروميه : اين‌ رودخانه‌ از ارتفاعات‌ اطراف‌ سقز (حوالي‌ زنجان‌ و ترجان‌) در جنوب‌ درياچه‌ اروميه سرچشمه‌ مي‌گيرد . شبكه‌ اصلي‌ آن‌ شتاوه‌ رود در جنوب‌ غربي‌ دهشهر كندي‌ است ‌. اين‌ رود پس‌ از عبور از بوكان و غرب‌ مياندوآب‌ و دشت‌ حاصلخيز شامات‌ به‌ باتلاق‌هاي‌ جنوب‌ شرقي‌ درياچه‌ اروميه‌ مي‌ريزد .

رودخانه زاب كوچك پيرانشهر : رود كلوي‌ (زاب‌) از گردنه‌ ميدان‌ با 2140 متر ارتفاع‌ از سطح‌ درياسرچشمه‌ مي‌گيرد و از شرق‌ به‌ غرب‌ جاري‌ مي‌شود و پس‌ از طي‌ دره‌اي‌ عريض‌ و مستقيم‌ و عبور از پيرانشهر، سردشت‌ در خاك‌ عراق‌ به‌ دجله‌ مي‌ريزد . اين‌ رودخانه‌ و دره‌ عميق‌ آن‌ يكي‌ از ديدني‌ترين‌ رودخانه‌هاي‌ استان‌ باارزش‌ها و جاذبه‌هاي‌ جهانگردي‌ است‌ .

زرينه رود(جغتوچاي) اروميه : اين‌ رودخانه‌ از كوه‌هاي‌ چهل‌ چشمه‌ كردستان‌ ، بين‌ سقز و بانه‌ سرچشمه‌ مي‌گيرد و پس‌ از عبور از شرق‌ مياندوآب‌ در جلگه‌ وسيع‌ آبرفتي‌ به‌ چند شاخه‌ تقسيم‌ مي‌شود و از گوشه‌ جنوب‌ شرقي‌ به ‌درياچه‌ اروميه‌ مي‌ريزد. طول‌ آن‌ 300 كيلومتر و حوزه‌ آن‌ بيش‌ از 1100 كيلومتر مربع‌ است ‌. بر روي‌ اين‌ رودخانه‌ يك‌ سد نسبتاً بزرگ‌ و يك‌ سد انحرافي‌ (نوروزمهر) احداث‌ شده‌ است‌ كه‌ حدود 70 كيلومتر با شهر مياندوآب‌ فاصله‌ دارد . ماهيان‌ بومي‌ رودخانه‌ عبارتند از : كپور ، سفيد ، اسپله‌ و زردماهي‌ كه‌ طول‌ برخي‌ از آنها به ‌يك‌ متر نيز مي‌رسد ، ماهيگيري‌ در اين‌ رودخانه‌ آزاد است‌ .

روى شهر چای : روى شهر چای به بکشلو چای یا بردسیر نیز معروف است و از داخل شهر ارومیه می گذرد .

رود نازلو : از کوه های ایران و ترکیه سرچشمه می گیرد .

رود چای : آب روضه چای از ارتفاعات "کانی گوزال" در کلهر سرچشمه می گیرد .

رود باراندوز چای : این رود از کوه های مرزی ایران و ترکیه و کوه های حد فاصل "کدارچای" و " باراندوز چای" سرچشمه می گیرد .

رود زولاچای : رود زولاچای از بهم پیوستن رودهای "خورخوره" ، "زولا" ،" اریک" و " ریز علی چای" به وجود می آید .

 


آبشارها

آبشار شلماش: آبشار شلماش مهم ترین و مشهورتری آبشار سراسر استان آذربایجان غربی است که در منطقه سردشت واقع شده و به شدت مورد توجه گردشگران و طبیعت دوستان است. هم جواری اين آبشار با دره ای سرسبز و زيبا و جنگل های پراكنده، ‌زيبايی ويژه ای به آن بخشيده و از دلایل اصلی شهرت آن است.

آبشار قلعه جوق ماکو : چشم انداز آبشار قلعه جوق ماکو نیز از منظره های زیبای طبیعت است که ارتفاعی حدود 80 متر دارد و فضای سبز اطراف آن یکی از جاذبه های گردشگری استان آذربایجان غربی به شمار می آید .

سایر آبشارها : آبشار سدوک ارومیه ، آبشار کوه‌های دالاپر ، فرنگی ، راندوسر ، شوند ، شهیدان ، ستاره لوند و بروینه از دیگر آبشارهای استان

کوهها وغارهای استان اذربایجانغربی

کوهها و قله ها

به طور کلی کوه های استان آذربایجان غربی از نظر قابليت و نوع استفاده به چهار دسته تقسيم می شوند. اول، كوه های لخت سنگی كه به علت تخريب و فرسايش شديد دارای پوشش خاكی كم و يا فاقد پوشش خاكی هستند. اين نوع ارتفاعات که وسعت تقريبی آن ها در حدود 300/74 هكتار است ، به دلايل متعدد از جمله حفاظت حوزه های آبخيز بايد مورد كنترل و بهسازی لازم قرار گيرند . دوم ، كوه های مرتفعی كه مشتمل بر ارتفاعات مرتعی دايم و فصلی و از نظر پوشش خاكی دارای وضعيت متوسط نسبتاً عميق با پوشش گياهی مناسب هستند . وسعت تقريبی اين مناطق در حدود 900/612/1هكتار است . سوم ، كوهستان های جنگلی طبيعی هستند كه بیشتر در منطقه سردشت و قسمتی از پيرانشهر درجهت مرزی ايران و عراق قرار گرفته و يكی از منابع طبيعی ارزشمند اقتصادی و توريستی به شمار می آیند . وسعت اين كوهستان های جنگلی در حدود 16.500 هكتار است . چهارم ، كوهستان های مارنی گچ و نمک هستند كه مواد تشكيل دهنده سنگ مادر آن ها مارن های رنگين گچی - نمكی است و به علت قابليت فرسايش شديد ، خطری جدی برای اكولوژی محسوب می شوند و بايد مورد حفاظت و كنترل دقيق قرار گيرد . وسعت تقريبی اين نوع ارتفاعات در حدود 000/66 هكتار است . مهم ترين قله های ارتفاعات آذربايجان غربی در دره رودخانه گدار قرار دارد كه به درازای 314 كيلومتر و پهنای حداقل 25 كيلومتر (در باختر سلماس) و حداكثر 80 كيلومتر (در شمال خوی) و به طور متوسط 50 كيلومتر كشيده شده است و مساحتی معادل 200/15 كيلومتر مربع را در برمی گيرد . بیش از 30 قله در این استان برای ورزش های کوهستانی ، تفریح و انواع گردشگری مناسب تشخیص داده شده است که بیشتر آن ها دارای آبشار ، یخچال ، چشمه و غار هستند .

کوه قيه ماکو : کوهي مرتفع با کلاهک سنگي بي نظير که در شمال ماکو قرار دارد . اين منطقه مجموعه جالبي از گردشگري ، فرهنگي ، اکوسيستم و گردشگري ماجراجويانه را در کنار هم دارد . اگر قصد ديدار از اين منطقه را داريد ، بقاياي قلعه ماکو ، مجموعه عمارات زيبا و قديمي ، طبيعت بي نظير بازار و کوهي با عظمت را مشاهده خواهيد کرد .

برخی از کوه ها و قله های این استان عبارتند از : قله شیدان (3555متر) ، قله سه‌سو (3000متر) ، قله ستاره لوند (2800متر) ، قله یربهار (2800متر) ، قله خلیل (3100متر) ، قله سه کچه (3000متر) ، قله دالاپر (3380متر) ، قله بورسینا (3480متر) ، قله مرگ‌ زیاره (3280متر) ، قله ماه داغی (2850متر) ، قله نادر (2000متر) ، سلسله جبال مرکزی ترکیه و عراق ، ارتفاعات گردنه قوشچی ، کوه‌های باستان ، ارتفاع مور شهیدان ، ارتفاعات گردنه کله شین و چیای بینار ارومیه

غارها

غارهای فرهاد ، تخت قارا ، كهريز ،‌ دانيال در اروميه ، غارهای زندان و بابا حسن در نقده ، غارغيب آباد ، كهل و كرفتو در تكاب، غار بورينگ بزرگ و غار بورينگ كوچک در مهاباد ، غار چاه زندان در تكاب ، غار فقرقا (مهاباد) ، غار راکاد ، غار میرداوود (صومای ارومیه) ، غارهای زیرزمینی کوه قارنی یاروق (بین سلماس و بخش صومای ارومیه) از جمله غارهای با ارزش گردشگری این منطقه به شمار می آیند که همه آن ها در دل کوه های سر به فلک کشیده جای گرفته اند . استان آذربايجان غربی به علت ويژگی های جغرافيايی و توپوگرافی دارای پستی و بلندی های طبيعی فراوانی است كه وجود دره های سرسبز بر زيبايی آن ها می افزايد . بیشتر دره های این استان در فصل بهار و تابستان مورد استفاده وسيع مردم قرار می گيرند و تعدادی از آن ها مانند دره های ماربيشوبايی ، شهيدان (قاسملو) رشكن ه ، جويز و دم دم ، در هر چهار فصل سال تفریح گاه های خوب و مناسبی به حساب می آيند . اين دره ها به علت پوشش گياهی دل انگيز، جنگل های پراكنده، كشتزارهای سرسبز ، باغ های پر از انواع ميوه ، رودخانه های روان و چشمه های جوشان، تابلوهای بديعی از شگفتی های زيبای طبيعت را به نمايش می گذارند . اين زيبايی ها خود يكی از عوامل مهم جذب جهانگرد به اين منطقه هستند . اهميت ديگر اين دره ها از اين جهت است که با شهرهای اطراف خود هم جوار هستند و به علت داشتن دسترسی مناسب به شهرها ، استفاده از آن ها برای اوقات فراغت آسان و راحت است .

غار قلاتاسیان : در فاصله 200 متری شمال غرب روستای قلعه تاسیان از توابع بخش گورک سفلین شهرستان سردشت قرار دارد . آثار موجود در این غار بیانگر حکایت زندگی انسان در این غار در دوره پارت و ساسانی دارد .

غار علی شیخ : در 48 کیلومتری شهرستان خوی قرار دارد . سفال های این غار عموماً مربوط به اوایل دوران اسلامی است .

غار تمتمه : در 18 کیلومتری جنوب غربی شهر ارومیه قرار دارد و مستندات به دست آمده از آن سکونت انسان را در دوره پارینه سنگی در این منطقه تأیید می کند .

غار سهولان : در 35 کیلومتری شهر مهاباد قرار دارد و یکی از زیباترین و شگفت انگیز ترین غارهای ایران است .

دریاچه ها وتالابهای استان اذربایجانغربی

دریاچه ها و تالاب ها و جزایر

درياچه‌هاي‌ سدهاي‌ استان‌ آذربايجان‌ غربي‌ عبارتند از : درياچه‌ سد بوكان‌ ، درياچه‌ سد انحرافي‌ مياندوآب ‌، درياچه‌ سد مهاباد ، درياچه‌ سد انحرافي‌ يوسف‌ كندي . پيرامون‌ اين‌ درياچه‌ها و مانداب‌هاي‌ كنار رود ارس‌ و بركه‌هاي‌ اطراف‌ درياچه‌ اروميه‌ كه‌ هر كدام‌ از آنها جلوه‌اي‌ زيبا دارد و مأمن‌ حيات‌ وحش‌ محسوب‌ مي‌شود .

درياچه اروميه: استان‌ آذربايجان‌ غربي بزرگترين‌ درياچه‌ كشور يعني‌ درياچه‌ اروميه‌ را در كنار خود جاي‌ داده‌ است ‌. اين‌ درياچه‌ در ارتفاع‌ 1267 متري‌ از سطح‌ دريا واقع‌ شده‌ است ‌. طول‌ آن‌ حدود 130 تا 140 كيلومتر وعرض‌ آن‌ بين‌ 15 تا 50 كيلومتر متغير است‌ و عمق‌ متوسط‌ درياچه‌ را 50 تا‌ 60 متر تخمين‌ زده‌اند . آب‌ درياچه ‌اروميه‌ بي‌ نهايت‌ شور و ميزان‌ نمك‌ محلول‌ آن‌ دو برابر اقيانوس‌ها است‌ و به‌ همين‌ علت‌ نيز آب‌ آن‌ هيچوقت‌ يخ ‌نمي‌زند . از زمان‌هاي‌ قديم‌ آب‌ درياچه‌ اروميه‌ به‌ علت‌ املاحي‌ كه‌ در آن‌ محلول‌ است ‌، مورد توجه‌ بيماران ‌امراض‌ جلدي‌ و اطباء محل‌ بوده‌ است ‌. گل‌هاي‌ طبي‌ در درمان‌ بيماريهاي‌ دردبندها ، پي‌ها و ماهيچه‌ها (بر اثررماتيسم‌ يا عفونت‌) و بعضي‌ از بيماريهاي‌ زنانه‌ و نيز در درمان‌ ضربه‌هاي‌ وارده‌ به‌ استخوانها ، بندها وقسمت‌هاي‌ نرم‌ اندام‌ مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرد . فصل‌ آب‌ تني‌ معمولاً از اوايل‌ تير تا نيمه‌ دوم‌ مرداد طول‌مي‌كشد و از اين‌ زمان‌ به‌ بعد آب‌ درياچه‌ سرد مي‌شود . درياچه‌ اروميه‌ جزاير و شبه‌ جزيره‌هاي‌ متعددي‌ دارد كه‌ از اهميت‌ توريستي‌ قابل‌ توجهي‌ برخوردارند . اين‌ درياچه‌ داراي‌ 102 جزيره‌ كوچك‌ و بزرگ‌ است‌ كه‌ اهم‌ آنها عبارتند از : كبودان‌ (قويون‌ داغي‌) ، اشك ‌، اسپير و آرزو .

دریاچه طبیعی مارمیشو : با وسعت پنج هکتار در 45 کیلومتری غرب شهرستان ارومیه قرار دارد . آب این دریاچه از چشمه های طبیعی و نزولات جوی تأمین می شود و محل زیست انواع آبزیان است .

جزیره‌ كبودان ‌: يكي‌ از بزرگترين‌ جزاير درياچه‌ اروميه ‌، جزيره‌ كبودان‌ است‌ كه‌ يك‌ چشمه‌ و يك‌ قنات‌ كوچك‌دارد . قسمت‌ اعظم‌ پوشش‌ گياهي‌ آنرا علف‌هاي‌ كوتاه ‌، درختان‌ پسته‌ وحشي ‌، سرو كوهي ‌، بادام‌ وحشي ‌، شيرخشت‌ و گوجه‌ فرنگي‌ تشكيل‌ مي‌دهد . اين‌ جزيره‌ در شرق‌ اروميه‌ با وسعت‌ 3175 هكتار و در ارتفاع 1521 متري‌ قرار دارد . نوع‌ ساحل‌ آن‌ سنگي‌ و ماسه‌اي‌ است‌ و براي‌ شنا و ورزش‌هاي‌ آبي‌ امكانات‌ مناسبي‌ دارد . در جزيره‌ كبودان‌ هزاران‌ حيوان‌ از انواع‌ مختلف‌ زيست‌ مي‌كنند كه‌ عمده‌ترين‌ آنها قوچ‌ و ميش‌ است .

جزيره‌ اشك‌ : اين‌ جزيره‌ با 2115 هكتار وسعت‌ در قسمت‌ جنوبي‌ كبودان‌ و در40 كيلومتري‌ بندر گلمانخانه‌ قرار دارد . اين‌ جزيره‌ يك‌ چشمه‌ آب‌ شيرين‌ دارد و يكي‌ از زيستگاههاي‌ پرندگان‌ بومي‌ و مهاجر از جمله‌ فلامينگو و تنجه‌ به‌ حساب‌ مي‌آيد . جزيره‌ اشك‌ از نظر پوشش‌ گياهي‌ شبيه‌ جزيره‌ كبودان‌ است‌ و گوزن‌ زرد ايراني‌ كه‌ يكي‌ ازنادرترين‌ گوزن‌هاي‌ جهان‌ است‌ در آن‌ زندگي‌ مي‌كند .

جزاير اسپير : اين‌ جزيره‌ با 1151 هكتار وسعت‌ در غرب‌ كبودان‌ و در 27 كيلومتري‌ بندر گلمخانه‌ واقع‌ شده‌ است‌ . اين‌ جزيره‌ همه‌ ساله‌ پذيراي‌ پرندگاني‌ همچون‌ فلامينگو ، پليكان‌ها ، كاكايي‌ها و غازهاست ‌. امكانات‌ و تأسيسات‌ جزيره‌ محدود به‌ يك‌ اسكله‌ مي‌باشد . جزاير كبودان ‌، اشك ‌، اسپير، آرزو و جزاير نه‌گانه‌ از امكانات‌ مناسب‌ براي‌ شنا و ورزش‌هاي‌ آبي‌ برخوردار است ‌.

از دیگر دریاچه ها و جزایر این استان می توان به دریاچه سد بوکان ، رودخانه ارس ، رودخانه زاب کوچک
دریاچه سد میاندوآب ، دریاچه یوسف کندی و ... اشاره کرد .

آب‌های معدنی : آب‌های معدنی این استان نیز عبارتند از : ایستی سو ؛ در نزدیکی گردنه قوشچی ، آب گرم محال باراندوز ؛ در نزدیکی قریه هفت آباد ارومیه ، آب معدنی کوه زنبیل ؛ در کنار دریاچه ارومیه ، آب معدنی دریک ؛ که بسیار گوارا بوده و در روستای چهریق قرار دارد و آب معدنی کانی گراوان که در روستای کانی گوز در نزدیکی شهرک رَبَط واقع شده است .

تالاب‌ها : مساحت‌ تالاب‌هاي‌ استان‌ را نیز بيش‌ از 700 كيلومتر مربع‌ تخمين‌ مي‌زنند كه‌ برخي‌ از آنها داراي‌ آب‌ شيرين‌ و برخي‌ شور است ‌. اين‌ تالاب‌ها زيستگاه‌ مناسبي‌ براي‌ انواع‌ پرندگان‌ به‌ حساب‌ مي‌آيد . تالاب‌هاي‌ استان‌ عبارتند از : تالاب‌هاي‌ شيطان ‌، يادگارلو ، جهودآباد ، نيزار گرده‌ قيا و حسنلو به‌ وسعت‌ 1480 هكتار در اطراف‌ نقده ‌. تالاب‌هاي‌ آق‌ گل ‌، عشق‌ آباد ، قره‌ بلاغ‌ ، ياريم‌ قيه‌ و ساري‌ سو به‌ وسعت‌ 5966 هكتار در اطراف‌ ماكو . تالاب‌هاي ‌قره‌ گل‌ و يسريل‌آباد نیز به‌ وسعت‌ 460 هكتار در اطراف‌ مياندوآب قرار دارد ‌.

فهرست دهستانهای ایران -قسمت اول

 

 جهت  اشنایی باهریک از دهستانها بروی ان کلیک کنید
دهستانهای شهرستان مشگین شهر

دهستانهای شهرستان گرمی


دهستان‌های شهر انگوت

دهستان‌های بخش موران

 استان اصفهان

دهستان‌های شهرستان اصفهان

[ویرایش] استان البرز

دهستان‌های شهرستان کرج

دهستان‌های شهرستان ساوجبلاغ

دهستان‌های شهرستان طالقان

دهستان‌های شهرستان نظرآباد

[ویرایش] استان آذربایجان شرقی

دهستان‌های شهرستان آذرشهر

دهستان‌های شهرستان اسکو

دهستان‌های شهرستان بستان‌آباد

دهستان‌های شهرستان بناب

دهستان‌های شهرستان تبریز

دهستان‌های شهرستان جلفا

دهستان‌های شهرستان سراب

دهستان‌های شهرستان شبستر

دهستان‌های شهرستان عجب‌شیر

دهستان‌های شهرستان مراغه

دهستان‌های شهرستان مرند

دهستان‌های شهرستان ملکان

دهستان‌های شهرستان میانه

دهستان‌های شهرستان هریس

دهستان‌های شهرستان هشترود

دهستان‌های شهرستان ورزقان

دهستان‌های شهرستان چاراویماق

دهستان‌های شهرستان کلیبر

[ویرایش] استان آذربایجان غربی

دهستان‌های شهرستان ارومیه

[ویرایش] استان بوشهر

دهستان‌های شهرستان دیر

دهستان‌های شهرستان کنگان

[ویرایش] استان تهران

دهستان‌های شهرستان اسلام‌شهر

دهستان‌های شهرستان تهران

دهستان‌های شهرستان دماوند

دهستان‌های شهرستان ری

دهستان‌های شهرستان شهریار

[ویرایش] استان چهارمحال و بختیاری

[ویرایش] استان خراسان جنوبی

دهستان‌های شهرستان بشرویه

دهستان‌های شهرستان بیرجند

دهستان‌های شهرستان درمیان

دهستان‌های شهرستان سربیشه

دهستان‌های شهرستان فردوس

دهستان‌های شهرستان قائنات

[ویرایش] استان خراسان رضوی

دهستان‌های شهرستان تایباد


دهستان‌های شهرستان تربت جام

دهستان‌های شهرستان خواف

دهستان‌های شهرستان درگز

دهستان‌های شهرستان سبزوار

دهستان‌های شهرستان سرخس

دهستان‌های شهرستان قوچان

دهستان‌های شهرستان کاشمر

دهستان‌های شهرستان گناباد

دهستان‌های شهرستان نیشابور

شهر بوکان-قسمت دوم

معرفی، تاریخچه و آشنایی با شهر بوکان



نام رسمی:بوکان
کشور:ایران Flag of Iran.svg
استان:آذربایجان غربی
نام محلی:بوکان
نام‌های دیگر:بوکان،شهرزنده یادحسن زیرک
سال شهرشدن:۱۳۲۷
جمعیت:150٬703نفر[
زبان‌های گفتاری:کردی سورانی
مذهب:سنی
مساحت:17 کیلومتر به صورت خطی
ارتفاع از سطح دریا:۱۳۵۱ متر
ره‌آورد:فرش بوکان
پیش‌شماره تلفنی:۰۴۸۲۶۲
------------------------------------------
شهر بوکان مرکز شهرستان بوکان در استان آذربایجان غربی ایران است. زبان مردم این شهر کردی سورانی است. جمعیت این شهردرسرشماری عمومی سال ۱۳۸۵ بالغ بر ۱۵۰،۷۰۳ نفر اعلام شده‌است. شهر بوکان بعد از ارومیه بالاترین نرخ رشد جمعیت را به خوداختصاص داده‌است. جمعیت این شهر در سال ۱۳۸۹ حدود۱۹۲،۰۰۰ نفر پیش‌بینی شده‌است.

نام شهر


روایات زیادی در مورد ریشه نام این شهر وجود دارد از مشهورترین آنها این است که در قدیم مردم این شهر در هنگام مراسم عروسی به چشمه آب بزرگ و مشهور این شهر که کردها آن را «حه‌وزه گه‌وره» (Hewze Gewre) به معنی «آبگیر بزرگ» می‌نامند، (و این چشمه به صورت چشمه‌ای جوشان است که آب آن از سفره‌های زیرزمینی تأمین می‌شود؛) می‌آمدند و از آنجا که به کردی واژه «بوک»، به معنی عروس است این منطقه را که بعدها به شهر تبدیل شد «بوکان» (جمع بوک = عروس‌ها) نامیدند.

اما این نظریه تنها در صورتی درست است که ما این اسم را با لهجه فارسی تلفظ کنیم یعنی «بوکان Bookan»، این در حالی است که ساکنین این شهر و اکثر مردم کرد زبان آن را بصورت «بوکان Bokan» ادا می‌نمایند.

در نظریه‌ای دیگر، گفته میشود که به هنگام حمله سپاه مغول به این مناطق، یکی از فرماندهان سپاه چنگیز، نام خود (بوکان) را بر روی این روستای کوچک (در آن زمان) نهاد. گفته میشود کوهی در مغولستان به نام بوکان وجود دارد که
از همین فرمانده چشمه میگیرد.

نظریه دیگر در مورد وجه تسمیه شهر چنین است: شهر بوکان به دور چشمه بزرگ حه‌وزه گه‌وره‌ شکل گرفته‌است و به چنین چشمه‌هایی در زبان کُردی «کانی Kani» گفته می‌شود. همچنین واژه «بو Bo» در زبان کردی کاربردهای مختلفی دارد که اغلب
در شکل ترکیبی به کار برده می‌شود؛ مانند بو کوی؟(کجا؟)

اما چگونگی ترکیب این کلمات و شکل‌گیری واژه بوکان بر اساس این نظریه چنین است: در زمانهای قدیم هنگامیکه زنان قصد شستن وسایل خانه را داشتند آنها را با خود برداشته و به سمت رود یا چشمه‌ای در نزدیکی محل اقامتشان بوده می‌بردند و در آنجا کارشان را انجام می‌دادند. به همین ترتیب اهالی ساکن اطراف بوکان، جهت شستن و نظافت ظروف و وسایل خود به طرف این کانی یا حوض می‌رفتند و هنگامی که کسی سراغ نفری را که جهت انجام این امور به «کانی» رفته بود، می‌گرفت، نزدیکان وی در پاسخ می‌گفتند: «او به کانی رفته‌است» و به زبان کردی «چوه بوکانی» یعنی به «چشمه‌» رفته‌است. بدین ترتیب واژه «بوکانی» به افرادی گفته می‌شد که رفت و آمد زیادی را به «کانی» مزبور انجام می‌دادند و سپس کم کم در آنجا ساکن شدند.

امروز حوض گوره (حه‌وزه گه‌وره)، در مرکز شهر واقع است و با آب گوارا و بی پایان خود آب نیمی از شهر را تأمین می‌کند. و نزد اهالی شهر از نوعی دلبستگی و جایگاه خاصی برخوردار است.شهر بوکان در کردستان ایران بعد از کرمانشاه,سنندج و ایلام چهارمین شهر بزرگ کردنشین در ایران می‌باشد.

آثار باستانی بوکان


  1. تپه تابانی در روستای احمد آباد محال فیض الله بیگی مربوط به دوره پارتی و ساسانی
  2. تپه آسیاب کهنه روستای احمد آباد محال فیض الله بیگی مربوط به اقوام هزاره اول پیش از میلاد
  3. تپه کلک آبی در روستای باغچه محال فیض الله بیگی مربوط به اقوام هزاره اول پیش از میلاد
  4. تپه سیخان کوچک در روستای ساریقامیش محال فیض الله بیگی مربوط به اقوام هزاره اول پیش از میلاد
  5. تپه سیخان بزرگ در روستای باغچه محال فیض الله بیگی مربوط به اقوام هزاره اول قبل از میلاد
  6. تپه موچه در روستای تکان‌تپه محال فیض الله بیگی مربوط به اقوام هزاره اول قبل از میلاد
  7. تپه کلتپه در روستای کلتپه بوکان مربوط به اقوام هزاره اول قبل از میلاد
  8. قلعه تپی در روستای تپی مربوط به دوره نیریزد و هزاره و پانصد سال پیش از میلاد
  9. تپه قره کند در روستای قره‌کند محال آختاچی مربوط به هزاره اول پیش از میلاد
  10. تپه روژبیانی در روستای عزیزکند مربوط به دوره برنز پیش از میلاد
  11. تپه داربسر در روستای داربسر در محال آختاچی مربوط به دوره اشکانیان
  12. زمینهای جره واقع در روستای شیخلر محال آختاچی مربوط به دوره اشکانیان و ساسانی
  13. گردی خلیسکه واقع در روستای سراب محال مربوط به دوران اقوام پارینه‌سنگی
  14. تپه گرده‌خزینه در روستای سراب مربوط به دوران کالکوتیک
  15. تپه گرده‌شین در روستای سراب مربوط به اقوام دوران کالکوتیک
  16. تپه آشی در روستای قره‌موسالو مربوط به اقوام برنز پیش از اسلام
  17. گوک‌تپه در روستای گوکتپه مربوط به نیمه دوم هزاره اول قبل از میلاد
  18. تپه گرده‌شین در روستای رحیم خان محال مربوط به دوره برنز قبل از میلاد
  19. تپه محمود در روستای ارمنی بلاغی مربوط به اقوام اواخر دوره نوسنگی
  20. گرد عثمان قلعه در قلعه در روستای ساریقامیش مربوط به هزاره یکم پیش از میلاد
  21. تپه کانی‌کوزه له در روستای کانی کوزه‌له مربوط به دوره کالکوتیک پیش از میلاد
  22. قلعه ناچیت در روستای ناچیت بوکان مربوط به دوره برنز پیش از میلاد
  23. تپه مقصود در روستای ملالر بوکان مربوط به دوره کالکوتیک
  24. تپه عبدالله تپی سی در روستای عبدالله تپی سی مربوط به دوره برنز پیش از میلاد
  25. تپه گرده‌مالان در روستای کهنه‌ملالر مربوط به هزاره یکم پیش از میلاد
  26. تپه گرد عربلو در روستای علی‌کند مربوط به هزاره یکم پیش از میلاد
  27. تپه سردارآباد در روستای سردارآباد مربوط به اقوام پارتی و ساسانی پیش از میلاد
  28. قلعه سردار بوکان در بوکان
  29. قلعه قالای چی (قلعه چین)در روستا قلایچی بوکان ۸۰۰ ق م و مربوط به حکومت ماناها

اماکن دیدنی


  1. غار روستای قلعه‌چی نزدیک بوکان
  2. غار کول‌آباد میان بوکان و میاندوآب
  3. ایوان سنگی روستای آغجیوان
  4. قلعه سنگی روستای سماقان فرهادتراش دارای نه اتاق سنگی
  5. جلگه سردرآباد
  6. حوض گوره چشمه بزرگ آب و استخر دیدنی بوکان
  7. مسجد جامع حمامیان
  8. اطاقهای سنگی روستای بی‌بی‌کند
  9. پارک ساحلی بوکان
  10. پارک کوی محمدیه (معروف به پارک حسن زیرک)




منبع- ویکی بدیا-

اثارباستانی اذربایجانغربی- قسمت دوم

معرفی موزه
اندیشه ایجاد موزه آذربایجان در تبریز به سالهای 1306 و 1307 بر می گردد که در این سال نمایشگاهی از سکه های مکشوفه از تبریز در سالن سابق ساختمان کتابخانه تربیت بر پا شد. اساس موزه آذربایجان در سال 1336 با نمایش 202 قطعه از آثار فرهنگی ارسالی از موزه ایران باستان (موزه ملی) در تالار فوقانی کتابخانه ملی سابق تبریز آغاز شد و اندیشه تاسیس موزه آذربایجان در محل فعلی در اردیبهشت ماه سال 1337 جامه عمل پوشید. قبل از بهره برداری از این موزه ، از محل دبیرستان " نجات" سابق برای نمایش اشیاء فرهنگی جمع آوری شده، استفاده می شد. این موزه در سال 1341 رسماً افتتاح شد.
ساختمان موزه آذربایجان که در خیابان امام خمینی جنب مسجد کبود واقع شده، بر اساس نقشه تنظیمی باستانشاس فرانسوی بنام آندره گدار و ترسیم اسماعیل دیباج (رئیس وقت اداره کل فرهنگ و هنر آذربایجان شرقی) احداث گردید. موزه آذربایجان از جمله مهمترین موزه های ایران است که در آن آثار مربوط به هزاره های پیشین تا دوره اسلامی به معرض نمایش در آمده است. این موزه دارای سه سالن هشتصد متری است که بعد ها در طبقه اول سالن جدیدی جهت نمایش سکه و مهرهای قدیمی ایران به آنها افزوده گشت. در سالن همکف ، بازدید کنندگان شاهد یادگاری هایی از دوران پیش از تاریخ و حکومت های پیش از اسلام ایران هستند. کهن ترین آثار موجود در این بخش متعلق به مجموعه کوچکی از سفالهای تپه اسماعیل آباد مربوط به هزاره پنجم قبل از میلاد می باشد. از دیگر آثار شاخص دوران پیش از تاریخ سنگ های منقٌش به تصاویر حیوانات و گل و گیاه مربوط به هزاره سوم قبل از میلاد ست. این سنگها از جنس "سرپانتین" نوعی سنگ معدنی است که در چند سال اخیر با توجه به کشف مجموعه وسیعی از آنها در جیرفت کرمان بنظر می رسد محصول تمدنی پیشرفته و قابل ذکر در این نقطه از کشورمان در دوران پیش از تاریخ بوده است. مجسمه الهه زن متعلق به هزاره اول قبل از میلاد بدست آمده از رستم آباد در شمال ایران یکی دیگر از آثار برجسته این بخش به شمار می رود که نشانه وجود ارزش و مقام زن در کسوت الهه زمین و منبع باروری در نزد ایرانیان بوده است. از دیگر آثار قابل ذکر این بخش می توان به ریتونها اشاره کرد که آثار ممتاز هزاره اول قبل از میلاد و آغاز اولین سالهای میلادی می باشد. دوره اوج ساخت ریتون در ایران همزمان با دوران هخامنشی است و تا دوره حکومت اشکانیان ادامه می یابد. یادگارهای به جا مانده از دوره حکومت های پیش از اسلام ایران که شامل سلسله های هخامنشیان ، اشکانیان ، و ساسانیان می شوند نیز از تنوع قابل ذکر برخوردار است. دو یادگار برجسته ای که در این بخش به معرض دید علاقمندان گذاشته شده است شامل یک و یترین طراحی شده جهت نمایش اجساد یک زن و مرد تدفین شده مربوط به هزاره اول قبل از میلاد می باشد. این اجساد که در کاوشهای علمی 1378در محوطه مسجد کبود کشف شده اند در واقع بخشی از بقایای یک قبرستان سه هزار ساله بشمار میروند که بدلیل استثنایی بودن آنها به معنی اینکه زن و مرد تواماً در یک گور قرار گرفته بودند به موزه آذربایجان منتقل و به نمایش گذاشته شده اند . ضمناً برای اینکه تصویر روشنی از کار کاوش باستانشناسان ارائه گردد لایه های کشف شده در جریان کاوش به صورت مجازی باز سازی گردیده تا سیر تاریخی شکل گیری و گسترش شهر تبریز نمایان گردد.
در منتهی الیه سالن و در دیوار ضلع شمالی ، سنگ بسم الله که یکی از نادرترین آثار هنری ایران محسوب می شود نصب گردیده است. این سنگ از پنج قسمت تشکیل شده، چهار قسمت آن قاب اثر و یک قسمت آن متن اثر است که تمام سطوح سنگ توسط هنرمند ایرانی محمد علی قوچانی حجاری شده است. در سالن طبقه اول در امتداد آثار تمدنهای باستانی ایران به دوره اسلامی می رسیم . قدیمی ترین اشیاء این دوران از قرن چهارم هجری و آثار بجای مانده از تمدن نیشابور که شاخصه آنها بکار گیری لعاب سفید نقش و نگارهایی با محتوای اسلامی و استفاده از خط کوفی است آغاز می گردد و به دوره قاجار منتهی می شود. از دیگر آثار برجسته این بخش می توان به ظروف سفالی دوره ایلخانی با نقش و نگارهای متنوع اشاره داشت. قفل رمزی مربوط به اواخر قرن شش هجری قمری نیز یکی دیگر از یادگار های قابل ذکر در این بخش به شمار می رود. در سالن جدید التاسیس این قسمت ، موزه آذربایجان اقدام به نمایش قدیمی ترین سکه های ضرب شده در گستره جغرافیایی ادوار مختلف تاریخ ایران کرده است. این سکه ها از دوره هخامنشی تا حکومت قاجاریه را شامل
می شوند. همچنین نمونه ای از نادرترین و زیباترین مهرهای قدیمی در این بخش در کنار سکه ها دیده می شود.
طبقه زیر زمین موزه آذربایجان از سالهای گذشته محل نمایش و نگهداری مجسمه های نفیس و ارزنده ای است که توسط مجسمه ساز شهیر تبریزی آقای احد حسینی خلق شده اند. موضوع این مجسمه ها نگاه عمیق هنرمند به سرگذشت انسان و خلق و خوی او در طول تاریخ بخصوص در قرن بیستم میلادی می باشد. مدیریت این موزه امیدوار است باانتقال این مجسمه های ارزشمند به جایگاهی مناسب برای نمایش انها فضایی برای پیشبرد و گسترش موضو عیت این موزه که یک موزه باستانشناسی است ایجاد گردد تا بخش دیگری از تاریخ باستانی و زندگی اقوام این سرزمین در معرض دید علاقمندان قرار گیرد.
جدیدترین قسمت موزه آذربایجان بخش سنگ نگارهای قدیمی می باشد که متعلق به ادوار مختلف تاریخی است. در این بخش سنگ قبرهایی از دوران مختلف اسلامی انتخاب و به نمایش گذاشته شده است. همچنین قوچهای سنگی، مجسمه های سنگی، پیکره های انسانی و نمونه هایی از سنگ های کتیبه دار در این قسمت بچشم می خورد.





موبند طلایی – مکشوفه از جعفر آباد ( خلخال)
بر بدنه این موبند به زیبایی و ظرافت مراسم شکار ترسیم شده است. جنس طلایی موبند و هنر حکاکی بر روی آن احتمال استفاده آنرا توسط پادشاه یا حاکم منطقه قو ت می بخشد.


مهر استوانه ای
نمونه ای از مهرهای استوانه ای یا سلیندری که همانند غالب مهر های قدیمی از گل پخته، سنگ ، گچ یا مرمر و به شکل نیمکره، استوانه ای ( سیلندری) و... ساخته شده اند. صاحبان مهرها برای استفاده آنها را بر روی قطعات گل مرطوب فشار داده یا می غلطاندند تا نقش مهر بر روی گل منتقل شود.. نقوش ساده یا هندسی و بعد ها تصاویر حیوانات و موجودات نیمه خدایی و انسانی تزئینات این مهر ها را تشکیل میداد.



ریتون – نقره و سفالی – هخامنشی و هزاره اول قبل از میلاد


از شاخص ترین دست آوردهای هنری و ذوقی ایرانیان در گستره هزاره اول قبل از میلاد ظروف ترکیبی از نیم تنه حیوانی و جام شربت خوری است که با نام ریتون که واژه یونانی به معنای ساغر است شناخته شده اند، ریتونها کاربردی آئینی داشته و در مراسم و جشنهای مذهبی از آنها برای نوشیدن استفاده میشد.


سنگ تزئینی – جیرفت – هزاره سوم قبل از میلاد
سنگ نقشهای شکیل و زیبای هزاره سوم قبل از میلاد که خاستگاه آنها منطقه جیرفت در مرکز ایران بشمار میرود. زیبایی نقشها و متنوع درونمایه های ملهم از اسطوره ها و آئینها ی نقش شده بر روی آنان اعجاب آور است اما کاربرد آنها هنوز مشخص نیست. 


بشقاب نقره ای با روکش طلا – ساسانی
نمونه ای از بشقاب های دوره ساسانی مزین به تصویر برجسته شاهان این سلسله به هنگام شکار یا نبرد ، از شاهکارهای ذوق ایران در امر فلز کاری و طراحی نقوش برجسته بر روی ظروف طلایی و نقره ای که در دوره ساسانی به اوج خود رسیده است. 


بشقاب سفالی زرین فام – گرگان - دوره ایلخانی
سفال دوره ایلخانی اوج بکار گیری ذوق و هنر در امر ساخت و تزئین سفالها به کمک رنگ های شفاف ، نقاشی صورتکهای انسانی و استفاده از خط و کتابت بشمار میرود. 


قفل رمزی – مراغه – قرن 6 هجری قمری
اثری از اواخر قرن ششم هجری قمری ، دارای 4 قفل بادامی و رمزدار که برای یافتن حروف رمز آن که حرفهای (ک، د ، الف ، ی) بودند باید بیش از پنجاه هزاربار این قفلها جابجا می شدند. 


خمره چینی – دوره صفویه
این خمره چینی متعلق به مجموعه چینی خانه شیخ صفی واقع در استان اردبیل می باشد. این مجموعه به سفارش شاه عباس توسط چینی ها ساخته شده اند و کلیه اشیاء ممهوربه مهر شاه عباسی هستند.


تدفین جنینی- گورستان باستانی تبریز – هزاره اول قبل از میلاد
نمونه ای از اسکلتهای بدست آمده از گورستان کشف شده در محوطه مسجد کبود، مربوط به سه هزار سال پیش و متعلق به زن ومردی جوانسال که به طور رسمی و به همراه زیور آلات ، ظروف و آذوقه تدفین یافته اند، این نوع تدفین به دفن جنینی یا چمباتمه ای مشهور است.

منبع- میراث فرهنگی اذربایجانغربی