خوارزمشاهیان در یک نگاه
خوارزمشاهیان در یک نگاه
« سرزمين خوارزم که در شرق درياچه خَزَر و جنوب رودخانه جيحون قرار دارد پيش از اسلام کمابيش منطقهاي مستقل بود و فرمانروايان آن خوارزم شاه ناميده مي شدند. بعد از اسلام سه سلسله درآن جا فرمانروايي کردند. دو سلسله نخست، آل عراق و مأمونيان،* ايراني نژاد و مردمي با فرهنگ بودند که دربارشان کانون دانشمندان و متفکران بزرگ روزگار بود. ابن سينا و ابوريحان بيروني و بسياري ديگر از بزرگان دانش و انديشه و ادب، دوران آرامش خود را درآن جا گذراندند.
در سال 490ه/1096م ، يکي از غلامان ترک به نام انوشتََکين غَرچه ، که درخدمت ملکشاه سلجوقي به رتبه طشتداري رسيده بود، *به حکومت خوارزم منصوب شد و خوارزم شاه لقب گرفت. فرزندان او تا سال 628ه/1230م حکومت کردند. در زمان قطب الدين محمّد، ملقّب به علاءالدين، که پادشاهي مقتدر امّا مغرور و ضعيف النفس بود، مغولان به ايران حمله آوردند و با آن که پسر او، سلطان جلال الدين مَنْکِبِرني، با رشادت بسيار در برابر مغولان ايستادگي کرد،* امّا با کشته شدنش سلسله خوارزم شاهيان برافتاد.
خوارزم شاهيان با غلبه برحکومت هاي محلّي سلجوقيان سرزميني وسيع را به اطاعت درآوردند و در نتيجۀ قدرت بسیارآماج کينۀ خلفاي عبّاسي به خصوص الناصرالدین الله شدند. در حملۀ مغول، اين خليفه مهم ترين محرّک چنگيز به برانداختن خوارزم شاهيان بوده است.
پادشاهان خوارزم شاهي نظامياني دلير و با تدبير و سخت کوش بودند. در دوران سلطنت ايشان جنگ ها و درگيري ها ميان ايران و فرمان روايان محلّي ترک جريان داشت.* اين پادشاهان درعين حال به دانش پروري و شعرشناسي نيز شهرت داشتند. امّا در زمان ايشان شاعران رغبت چنداني به پيوستن به دربارها نداشتند و خاندان هاي بزرگ و توانگران روزگار حمايت ايشان را برعهده ميگرفتند.
اَتسِز، نخستين پادشاه اين سلسله که عَلَم استقلال برافراشت و سر از اطاعت سَنجَر سلجوقي برتافت به خوش ذوقي و حمايت از شاعران معروف بود.* امّا پيشرفت زبان فارسي و پيدايش شماري بزرگ شاعر و نويسنده و عارف و متفکّر در اين عصر را بيش از توجّه خوارزم شاهان ناشي از عوامل اجتماعي ديگر دانسته اند. فتوحات غزنويان و سلجوقيان موجب شد که زبان فارسي از دورترين سرزمين هاي ماوراء النهر تا سواحل درياي مديترانه و از کناره هاي دِجله تا آن سوي رود سِند و ناحيه پَنجاب گسترش يابد. دراين عرصه وسيع مردم به دانستن زبان فارسي افتخار مي کردند و به سرودن اشعار و نوشتن کتاب هاي فارسي دل بستگي بسيار داشتند. نشانه هاي اين علاقه هنوز در بسياري نواحي اين سرزمين ها بارز است.
سلطان محمّد خوارزم شاه (592-617ه/1119-1220م)
قطبالدين محمّد خوارزم شاه که لقب علاءالدين را براي خود برگزيد درسال 596ه/ 1199م پس ازپدرش سلطان تَکِش خوارزم شاه در خوارزم بر تخت نشست.*
در آغاز، مدّعيان داخلي حکومت را برانداخت و در جنگهاي متعدّد قلمرو خود را تا مرزهاي جنوبي افغانستان گسترش داد. وي در خزاين شهر غزنين نامه هايي يافت حاکي از آن که الناصرالدين الله، خليفه عبّاسي، پادشاهان غور را بر ضد او تحريک مي کرده است. کشمکش و دشمني بين خليفه و سلطان محمّد خوارزم شاه تا پايان زندگي آنان ادامه داشت.
سلطان محمّد پادشاهي مقتدر، جنگ جو و پيروزمند بود.* پس از فتح افغانستان به کرمان لشکر کشيد و سلجوقيان کرمان را برانداخت و در پي آن به انتقام کشته شدن يکي از سردارانش در مغرب ايران تا اصفهان و ري و همدان پيش رفت. ابوبکر سعد بن زنگي را که اتابک فارس بود در ري شکست داد، امّا بعد او را بخشود.* از ديگر پيروزي هاي سلطان محمّد باز پس گرفتن بخارا و سَمَرقند از شهرهاي ماوراءالنهر بود که ترکان قراختايي آن ها را در جنگ با اَتسِز تصرّف کرده بودند. سلطان محمّد قراختاييان را برانداخت و سرزمين ايشان را با يکي از متّحدان خود که بر قومي از مغولان مسيحي فرمان مي راند تقسيم کرد.
در اين سال ها چنگيزخان مغول با تسلّط بر اقوام آسياي مرکزي تا قلب چين پيش رفته بود.* امّا مايل بود که در بخش غربي قلمرو خويش با خوارزم شاهيان روابط بازرگاني داشته باشد. سلطان محمّد هنگام بازگشت از جنگي در بيابان خوارزم با دسته اي از مغولان به سرکردگي چوچي، پسر چنگيز، روبرو شد. چوچي که فرمان حمله نداشت از سلطان خواست که به وي راه عبور بدهد. امّا سلطان محمّد که پيروزي هاي پي درپي او را مغرور کرده بود پيغام داد که همه کافران در چشم او يکسانند و به ايشان حمله برد و چوچي را به فرار واداشت.* اين نخستين درگيري سپاهيان دو طرف خشم مغولان را دامن زد. سلطان محمّد، مغرور از پيروزيهاي خود، به خيال فتح چين افتاد و کساني را براي تحقيق دراين باره به دربار چنگيزخان فرستاد. چنگيز آن ها را گرامي داشت و در پيامي براي سلطان محمّد از او خواست که بازرگانان و مسافران به آساني بتوانند بين سرزمين هاي مغول و خوارزم رفت و آمد و دادوستد کنند.* پس از چند بار مبادلۀ سفير عاقبت پيماني بسته شد و گروهي از بازرگانان مغول با کالاهاي گران بها عازم خيوه پايتخت خوارزم شاهان شدند.
شهر اُترار کنار رودخانۀ سيحون ، مرز شمالي مغول ها با خوارزم بود. حاکم آن، غايرخان، که از بستگان ترکان خاتون، مادر سلطان محمّد بود طمع در آن اموال کرد و به بهانه جاسوس بودن بازرگانان همه آن ها را که نزديک به پانصد تن بودند، جز يکي، کشت. آن يک گريخت و واقعه را نزد چنگيزخان باز گفت. *
سلطان محمّد مغرور و خودخواه فرستادۀ ديگر چنگيز که تقاضاي رسيدگي به واقعه و تنبيه غايرخان را داشت، کُشت.* اين بار ديگر آتش خشم مغولان زبانه کشيد و هجوم سيل آسا و خانومان برانداز آنان به ايران آغاز شد. سلطان محمّد وقتي خبر حمله مغول و کشتارهاي بي امان آنان در شهرهاي مرزي را شنيد يک باره همه شهامت خود را از دست داد و هراسان به سوي عراق گريخت. او همه امکانات مقاومت در مقابل مغول، از جمله دژهاي تسخير ناپذير البرز در نواحي شمال و غرب ايران، را نديده گرفت و با آن که در بسياري ازشهرها مردم و حاکمان محلّي تا آخرين نفر در مقابل هجوم مغول ايستادگي مي کردند هراسان از راه دامغان و سِمنان و ري خود را به جزيره آبِسکون در دهانه نهر گرگان و در زاويه شرقي درياي خَزَر رساند. مغولان قدم به قدم در پي بودند، امّا چون خود کشتي نداشتند نتوانستند به او برسند. سلطان محمّد در جزيره آبسکون ، بيمار و تب دار، درحالي که از اندوه کشته شدن پسران خردسال و اسارت زنان و بستگانش رنج مي برد، درسال 617 ه/1220م درگذشت.* همراهان او پارچهاي نداشتند که او را کفن کنند. ناچار جسدش را در پيراهن يکي از همراهان پيچيدند و درهمان جزيره به خاک سپردند. پس از آن با وجود ایستادگی بسیار عاقبت اقوام بيابان گرد مغول به ايران سرازير شدند و آن قدرکشتند و سوختند و ويران کردند که ايران کمابيش به برهوتي بيآب و علف و خالي ازمردم بدل شد.
سلطان محمّدخوارزم شاه در تاريخ ايران با همه قدرت و شوکت دربار و جنگ آوري و پيروزمنديهاي بسيار پادشاهي بزرگ امّا منفور است. او با غرور و ناداني و خودسري و بي تدبيري و پس از آن با ترس و ناجوانمردي بزرگ ترين مصيبت ها را بر سرمردم ايران آورد و خود در نهايت تيره روزي و اندوه در هراس و تنهايي درگذشت.
سلطان جلال الدين منکَبِرني (617-628ه/1220-1230م)
حمله برق آساي چنگيز خان مغول به ايران با خشونت و بي رحمي که در کشتار و ويرانگري نشان ميداد، ترس و هراس بسيار در دل ها افکند.* با اين حال، ايرانيان درمقابل سيل بنيانکن مغول مقاومتي شجاعانه کردند و در بسياري شهرها تا آخرين تن جنگيدند. اما تاریخ بیش از همه از ايستادگي سلطان جلال الدين پسر محمّدخوارزمشاه را در برابر مغول یاد می کند.
هنگامي که سلطان محمّدخوارزم شاه از وحشت لشگريان مغول شهربه شهر ميگريخت، جلال الدين را به جای پسر کوچکترش که ولیعهد بود،جانشين خود ساخت. وي سيصد سوار جمع آورد و هنگامي که از راه بيابان خوارزم ميگذشت با گروهي هفتصد نفري از مغولان رو به رو شد.* جلال الدين حمله را آغاز کرد و با تهوّر تمام آن ها را از پاي درآورد. نوشته اند که تني چند از مغولان گريختند و از ترس به قنات هاي شهر نِساء پناه بردند، امّا کشاورزان آن ها را از کاريزها بيرون کشيدند و تا آخرين نفر کشتند.
در اوايل سال 618ه/1221م، سلطان جلالالدين به هَرات رسيد و با لشکري از اقوام مختلف ترک و افغاني و غوري به جنگ سرداري که چنگيز براي مقابله با او فرستاده بود رفت و او را شکست داد. براثر اين پيروزي مردم پَروان،* از آبادي هاي بين غَزنه و باميان، شادي هاي فراوان کردند وجلال الدين را منجي خود خواندند. امّا از آن جا که سران سپاه بر سر تقسيم غنيمت ها به جان يکديگر افتاده بودند، جلال الدين تاب مقاومت در برابر سپاهيان مغول را نياورد و ناچار به سوي هندوستان روانه شد. در کنار رودخانه سِند مغولان به سلطان جلالالدين و لشکر او رسيدند. سلطان دليري بسيار از خود نشان داد و قلب سپاه چنگيز را درهم شکافت. امّا پسر هفت ساله اش به دست مغولان افتاد و کشته شد. دراين جنگ سلطان جلال الدين همراه با هفتصد تن از ياران خود زماني دراز جنگيد و چون تاب مقاومت نياورد با اسب به آب زد و به سلامت از رود سِند گذشت.*
جلال الدين در دهلي بار ديگر سپاهياني گرد آورد و از راه مُکران به کرمان رسيد. شيراز، اصفهان و ري را به تصرّف آورد و به خوزستان رفت. چون خليفه بغداد از ياري او خودداري کرد سلطان جلال الدين بصره را گرفت و سرداري را که خليفه به جنگ او فرستاده بود اسير کرد.* از آن جا به آذربايجان رفت و در شمال رود اَرَس تا شهر تفليس پيش راند. وي سال ها درگیر جنگ و گريز و فتح و شکست با مغول ها، فرمانروایان محلی آذربایجان و پادشاه گرجستان و سلجوقیان آسیای صغیر بود. هرگاه درجائی پیروز می شد با همه شجاعت و جنگاوری با افراط در شرابخواری و خوشگذرانی های بی رویه ، همچنین ابراز خشونت نسبت به اطرافیان ،* دیگران را با خود دشمن می کرد. در آخرین جنگ سلطان علاءالدین کیقباد از سلجوقیان آسیای صغیر در اتحادی با مغولان و حاکمان محلی شام او را در دیار بکر شکست دادند. وی درصد جمع آوری دوبارۀ سپاه بود که عاقبت در سال 627ه/1230م در کوه هاي کردستان به دست کردان به هلاکت رسيد.
با وجود خشونت و بدرفتاری ها ی دشمنی برانگیز،* سلطان جلال الدين درآن هنگامۀ کشتار بی امان دلاوری بي همتا و فرمان دهی دلیر بود. او را به رستم و پهلواني هاي افسانه اي او مانند کرده اند. امّا بخت با او ياري نکرد و با آن که بيش از ده سال در برابر سپاهيان خون ريز مغول به شجاعت ايستادگي نمود، نتوانست از تسلّط اين قوم وحشي بر سرزمين ايران جلوگيري کند.»[1]
مننبع-سایت تاریخ تخصصی اسلام
این سایت درسال1389با هدف ارائه مقالات ومطالب مختلف در زمینه اقلیم وطبیعت ابران اغاز به کارکرد ودرابتدا سعی وافری شد که مقالات مختلف وکاملی درمورد شهرستانهای مختلف ایران از لحاض طبیعت وفرهنگ واداب ورسوم و جمعیت -اثار باستانی-وقابلیتهای اقتصادی وصنعتی وکشاورزی ارائه دهد بدنبال ان در ادامه کار به بررسی کشورهای مختلف جهان پرداخت وطی مقالات مختلف کلیه کشورهای جهان از لحاض طبیعت وفرهنگ واقتصاد و.. . موردبررسی قرار گرفت وشناخت کلی از کشورهای جهان وحتی شهرهای مهم ان به ما ارائه دهد دراین میان سعی شد که با ارائه مقالات مستند وقابل اعتماد کشورهای مختلف وایران را از لحاض صنعتی واقتصادی واموزش و... مورد برسی قرار گیرد واخرین امار مقایسه ای از این کشورها ارائه شود بدنبال ان تاریخ پرافتخار ایران از دوران مادها تا عصرحاضر مورد برسی قرارگرفت دربخشی دیگر از مطالب سایت مطالب کاملی درزمینه مذهب وزندگی پیامبران وامامان وحوداث مربوط به عصر ان بزرگوران ارائه شد دربخشهای دیگر سایت صدها مقاله درزمینه اشنایی با شرکتهای صنعتی ایران وجهان واخرین اختراعات واکتشافات جهان درحوزهای مختلف علم واخرین رکوردهای ورزشی وبرترین های جهان پرداخته است دراین میان باید از مطالب زیبایی دیگر مانند روزشمار حوادث جنگ تحمیلی نام برد بهرحال امید ان است که مطالب سایت که بازحمات فراوان درسالهای اخیر از طریق جمع اوری از صدها سایت دیگر تهیه شده بتواند بخشی از نیاز خوانندگان را رفع کند دراینجا جادارد ازسایتهای مانند همشهری انلاین تیبان- ایران تراول- ویکی بدیا- مرجع شهرهای ایران- کویرها وبیابانها- تاریخ معاصر-پورتال جهاد کشاورزی- ایران اکتور- میراث فرهنگی استانها- پورتال استانها- سایت مرکز امار ایران- وسایت هواشناسی استانها - وسایتهای خبری عصر ایران-انتخاب - خبرانلاین اشاره کرد که از مطالب زیبا ومستند انها استفاده شده واز انان سپاسگزارم دراینجا باید گفت کلیه مطالب سایت بدون هیچگون تحریفی یا تغییری دران ارایه شود واینجانب مسولیتی درزمینه مطالب ارایه شده سایت از لحاض صحت یا کذب بودن ان ندارم وبا توجه موثق بودن منابع باید به ان اعتمادکرد درضمن از کانال هواشناسی وطبیعت گردی وگردشگری ایران وجهان که اخیرا توسط اینجانب تهیه شده وسعی بران است که مطالب کاملا بروز وتازه تر با شد دیدن کنید ادرس کانال ما