اوضاعی که شاه عباس اول هنگام به قدرت رسیدن در سال 996 ه. با آن روبو شد بسیار بحرانی بود. درگیری های داخلی در طی دوازده سالی که از مرگ شاه طهماسب گذشته بود قدرت پادشاه را به طرز آشکاری داده بود. تمام ولایات غرب و شرق ی هجوم عثمانیان و ازبکان به اشغال آنان درآمده بود. دسته بندی های قزلباشها که از زمان شاه ظهماسب شروع شده بود، در دوره فترت به اوج رسیده بود و هنو هم ادامه داشت.اختلاف میان عناصر ترک و تاجیک و دوگانگی بنیانی میان آنها همانقدر شدید شده بود که به هنگام تأسیس دولت در هشتاد سال قبل بود.
عدم وجود یک نیروی مهار کننده و قدرتمند موجب شده بود که هر یک از مقامات عمده دولتی تنها در فکر منافع خود بوده و خزانه نیز در نتیجه اسراف و تبزیرهای شاه قبلی(محمد شاه )خالی و نتیجه وضعی بود نزدیک به هرج و مرج کامل بود.
در چنین اوضاعی شاه عباس اول به میران حکومت نهاد.پرداختن به مشکلات عدید داخلی نا امنیهای ایجاد شده خارجی، توانایی و زیرکی و دلیری شخص شاه را می خواست.
شاه عباس حل معضلات را به ترتیب از امور نظامی شروع تا تعدیل قدرت مذهبی پیش راند.مجموعه اعمال و سیاست ها و اقدامات انجام شده باعث شد تا شاه عباس از بزرگترین و ارزنده ترین قهرمانان تاریخ ایران باشد.
البته این پادشاه بزرگ جامع همه نیکویی ها و خوبیها نبود. بعضی از اعمال نادرست او را در امر حکومت در زمینه های فروپاشی و انحطاط اثر مهمی گذارد.سیاست کور کردن شاهزادگان به جهت محدود کردن قدرت آنان نمونه ای از این مهم بود.

اقدامات شاه عباس اول:
1.
ایجاد سپاه منظم و ثابت و تجهیز آنان به سلاح گرم
2.پرداخت مستعمری سپاه با ایجاد تغییرات در راضی کشاورزی
3.ایجاد تشکیلات اداری جدید
4.ایجاد تعادل قوی میان عناصر ترک و تاجیک به ورود عنصر جدید غیر ایرانی میان آن ها
5.سرکوب دشمنان از هر دو جبهه با کاردانی شخص شاه
6.رونق هنر، فرهنگ معماری، رساندن آن به نهایت حد
7.کمک به شکوفایی اقتصاد
8.ایجاد تجارت گسترده داخلی و خارجی
9.ایجاد زمینه برای جذب نمایندگان سیاسی ممالک اروپایی

منبع- سایت دانشنامه رشد