دشت وسيعی كه شهركرد در آن قرار گرفته، از روزگاران بسيار كهن قابل سكونت بوده و با توجه به تپه های متعدد اطراف شهر و پيدا شدن سكه های مربوط به دوران اشكانی و ساسانی از سابقه ديرينه ای بر خوردار است. شهركرد در جلگه ای مسطح و در ميان رشته كوه هايی كه از شمال باختری ايران به سوی جنوب خاوری كشيده شده و در هر محلی به نامی ناميده می شود؛ واقع شده است. درمناطق اطراف شهرستان شهرکرد صنايع دستی رواج زيادی دارد که از آن جمله می توان به گليم بافی، جاجيم بافی، خورجين بافی، حريربافی، کرباس بافی و بافت انواع قالی اشاره کرد. هم چنين گيوه دوزی، نمد مالی، کلاه مالی، تخت کشی، منبت کاری، خاتم کاری، قفل سازی، صنايع فلزی ودستی مانند اسلحه سازی از ديگر صنايع دستی اين شهرستان است. روستاها و شهرهای اطراف شهرکرد سهم قابل ملاحظه ای درتوليدات صنايع دستی منطقه ايفا می نمايند. صنعت در روستای چالشتر شهرت جهانی دارد و استادان زيادی در رشته‌های مختلف مشغول به كار بوده و هستند قالی ‌بافی، گليم بافی، جاجيم بافی، حرير بافی، صنايع فلزی و دستی مانند اسلحه سازی و خاتم كاری، منبت كاری، مشبک بری وجود داشته ولی امروزه فقط كار قالی بافی و يک سری ابزار و ادوات مربوط به قالی و قفل سازی انجام می شود. مشهورترين قفل های چالشتر از نظر دوام و استقامت شهرت جهانی دارد. نمونه ای از اين قفل ها که به قفل حاج عبدالله مشهور است، به خانه کعبه است.
صنعت قالی بافی در روستای چالشتر مربوط به قرن نهم هجری است كه اين قدمت طولانی سبب به وجود آمدن‌بيش از 60 نوع نقشه توسط هنرمندان و اساتيد متعدد و ايجاد طرح ها و نقشه‌های مختلف از جمله نقشه‌های خشتی، لچک، ترنج، گل مينا، سرو و كاج، بی بی باف، گل افشان و قالبی در طرح های مختلف سماوری، قاب كوزه و غيره شده است. اين بافته ها كه در اندازه‌های 3×2 ، 4×3 ، 6×4 و 2 × 5/1 بافته می ‌شود شهرت جهانی دارد و در بيش تر كشورهای اروپايی به معرض نمايش گذاشته می ‌شوند. كليه رنگ‌آميزی اصالت خاصی داشته و ثبات رنگ توسط اساتيد هنر رنگ آميزی انجام می ‌شود كه در نوع خود منحصر به فرد و كم نظير است.
در شهر فرخ شهرنيز يک نوع قالی‌ مرغوب و نقش مخصوص بافته می ‌شود كه به « بی بی باف » معروف است زيرا در قديم زن های خوانين را بی بی می ‌گفتند و طبق نقش و رنگ و آب مخصوص و دقت كافی بافته می شود، مشهور به بی بی بافی شد كه از آن زمان تاكنون به همان نام است. درشهر بن قالی بافی بسياراهميت دارد و بيش تر زنان اين ناحيه به اين هنر مشغولند. قالی ‌های شهر سامان بيش تراز طرح و نقشه و اسلوب بافت قالی‌های نجف آباد پيروی می ‌كنند. دراين شهر قالی بافی به عنوان يكی از مهم ‌ترين راه‌های كسب درآمد جنبی مطرح است.
در روستای اشکفت، قالی‌هايی كه بافته می ‌شود دارای دو نوع طرح «خشتی» و «سرو و كاج» است كه نقشه‌های آن از روی نقشه‌های قالی چالشتر اقتباس گرديده است و معروف به قاليچه «چهار چله» است. از موادی كه برای رنگ كردن خامه قالی استفاده می ‌شود می ‌توان به روناس برای رنگ قرمز، پوست گردو برای رنگ قهوه‌ای، زاج برای رنگ سفيد، ادرار گاو برای رنگ زرد و پوست انار، برگ مو و نيل برای ساير رنگ ها استفاده می ‌كنند اشاره نمود. در روستای حيدری قالی بافی از جمله رايج ترين صنايع دستی است، که می ‌توان گفت همگی زنان اين روستا در خانه به بافتن قالی و قاليچه مشغولند. نقشه‌های گل مينا، خشت، ترنج و قالب سماوری از طرفداران بيش ‌تری برخوردارند. در روستای هفشجان قالی بافی، گيوه دوزی، نمد مالی، كلاه مالی و تخت كشی رواج دارد. قالی بافی اين روستا به لحاظ نقش و بافت و مواد رنگ ثابت توانسته در بازارهای داخلی و خارجی محبوبيت كسب كند. نوع خاصی قالی از جنس ابريشم در روستای گرم دره تهيه می شود که نخ و حتی تار و پود مورد استفاده در آن همه ابريشمی و بسيار ظريف می باشند. قالی ‌های نايينی با نقشه‌هايی جداگانه كه به صورت دو خفت بافته می ‌شوند نوع ديگری از قالی های گرم دره بوده و رواج بيش تری دارند.

مکان های دیدنی و تاریخی


امام زاده حليمه و حكيمه خاتون، امام زاده بابا پير احمد، امام زاده شيح شبان (سيدبهاء الدين محمد)، امام‌زاده حمزه علی، قلعه دزك، مدرسه علميه اماميه، مسجد خان شهر كرد، مسجد جامع فرخ شهر، مسجد جامع كيان، مسجد جامع چالشتر و مسجد جامع شهرك از جمله ديدني هاي شهرستان شهر كرد به شمار مي روند.  


صنايع و معادن


با توجه به غلبه معيشت روستايی و عشايری، جريان توسعه صنعت از رونق چندانی برخوردار نيست. مهم ترين صنايع شهر کرد عبارتند از : كارخانه قند، كارخانه ريسندگی، و صنايع شير و لبنيات 

 

کشاورزی و دام داری


با توجه به ميزان نزولات جوی و جاری شدن رودخانه های پر آب، كشاورزی يكی از مهم ترين اركان اقتصادی به ويژه در خاور استان چهارمحال و بختياری محسوب می شود. ازميان محصولات سالانه استان، غلات از اهميت قابل توجهی برخوردار است. به طوری كه 4/70 درصد از كل سطح زير كشت محصولات سالانه، به غلات اختصاص داده شده است. بعد از غلات، ‌نباتات علوفه ای با 3/21 درصد، بيش ترين ميزان سطح زيركشت محصولات سالانه را به خود اختصاص داده اند. هم چنين علاوه بر رمه های كوچنده، پرورش انواع دام ‌رايج ترين فعاليت عشاير و مردم روستاهای استان چهارمحال و بختياری است.  


مشخصات جغرافيايي


شهركرد در جلگه ای مسطح و در ميان رشته كوه هايی كه از شمال باختری ايران به سوی جنوب خاوری كشيده شده و در هر محلی به نامی ناميده می شود واقع شده است. رشته كوه های شمال باختری و جنوب دنباله همان سلسله جبال زاگرس است كه از كردستان و لرستان امتداد يافته و به طرف خوزستان ادامه دارد. كوه های شمالی اين شهر كم ارتفاع و كوه های جنوبی كه از سلسله كوه های زردكوه منشعب می شود مرتفع تر است. ارتفاع متوسط اين كوه ها بين 1400 تا 1600 متر بوده و به مناسبت همين موقعيت از نقطه نظر آب و خاك استعداد تربيت احشام و امر كشاورزی را در برداشته است. آب و هوای شهرکرد كوهستانی معتدل متمايل به سرد بوده و بيش ترين درجه گرما در تابستان ها به 22 درجه بالای صفر و كم ترين درجه در زمستآن ها به 7 درجه زير صفر می رسد. هم چنين ميزان بارندگی سالانه به طور متوسط 380 ميلی متر است.  


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


دشت وسيعی كه شهركرد در آن قرار گرفته، از روزگاران بسيار كهن قابل سكونت بوده و
با توجه به تپه های متعدد اطراف شهر و پيدا شدن سكه های مربوط به دوران اشكانی و ساسانی از سابقه ديرينه ای بر خوردار است. بنا به گزارش های تاريخ نويسان در اواخر دوره ساسانی شخصی به نام فرامرز كه مذهب زرتشتی داشت در سرزمين بختياری حكومت می كرد و بختياری ها نيز به معتقدات خود در عهد فرامرز گبر اشاره ها دارند. در كتاب سرزمين و مردم ايران آمده است كه اين حدود تحت سلطه اتابكان فارس و لرستان بوده است. در آن دوره پاسگاهی برای تأمين امنيت راه و رفع نيازهای مسافران ساخته شده بود و از آن جا که پاسداران دايمی اين پاسگاه از كردها بودند، اين محل به نام «ده كرد» ناميده شده بعد ها به شهر كرد تغيير نام يافت. هم چنين در متون تاريخی، از مكانی به نام چالشتر در ناحيه شهركرد به عنوان مركز حكومتی نام برده شده، كه خرابه های ديوار قلعه آن را امروزه به جای مانده است.
بيش تر ساكنين شهر کرد قبل از شناسايی امام زاده محل، يا در اطراف رودخانه و مراتع سبز با ايجاد قلاع و دهكده زندگی می نمودند، و يا در دامنه كوه رود خوش آب و هوای شمالی به شغل خويش ادامه می دادند. چنان که تعبير «ده كهنه» هنوز ورد زبان معمرين می باشد. پس از چندی با مسكن گرفتن چند خانوار در اطراف امام زاده و ايجاد حمام و مسجد و طالوجونه و عصار خانه به وسيله سلاطين وقت، جمعی از مردم از اطراف به داخل آبادی آمده و برای خود كاشانه ای تهيه نمودند و تقريبا بنای شهر کنونی گذاشته شد. بيش تر اين تشكيلات را به دوره اتابکان لرستان و مخصوصا حكمرانی و پادشاهی اتابك نصره الدين احمد بن افراسياب می دانند. هم اکنون نيز طومار و نوشته جاتی در خصوص ساختمان ها و به خصوص امام زاده گان به نام اتابك شاه در دست افرادی ديده شده است. به هر حال وجود اين امام زاده و احداث ساير احتياجات موجب تمركز افراد گرديده و عده ای نيز كمی دورتر با بناهای قلعه ای در آن جا ساكن شده اند كه اينك بنام قلعه ای و كوهی ناميده می شوند.
در اوايل تسلط خلفای عباسی دو برادر در سرزمين لرستان كه به دو شعبه لر كوچك (لرستان فعلی) و لر بزرگ (بختياری و كهگيلويه و بوير احمد) تقسيم می شد، حكومت داشتند. حاکم سرزمين لر بزرگ «بدر» نام داشت. بعدها اتابكان فضلوئيه قريب سيصد سال بر بختياری حكومت كردند. در زمان يكی از اتابكان فضلوئيه (اتابك تكله)، مغولان بر بختياری و كوه های آن دست يافتند. اما اقتدار اين قوم دوام نياورد و سلطه مغولان بر بختياری ها وضعی ناپايدار به خود گرفت.
از آغاز سلسله صفوی تاريخ بختياری ها روشن تر است. در زمان صفويه يكی از تيره های بختياری موسوم به آستريك - كه هم اكنون نيز طايفه كوچكی از بختياری است - به رياست شخصی به نام تاجميرو با فرمان شاه اسماعيل اول بر بختياری حكومت می راند. اين شخص در زمان شاه طهماسب به دليل استنكاف از پرداخت ماليات به قتل رسيد. در همين زمان بود که بختياری ها به دو بخش هفت لنگ و چهارلنگ كه در اصل يك تقسيم بندی مالياتی است، تفكيك شدند. پس از دودمان تاجمير، شخصی به نام ميرجهانگيرخان به حكومت بختياری ها منصوب شد و در زمان همين شخص تونل معروف به كاركنان يا شاه عباس در نزديكی محل تونل فعلی كوهرنگ حفر شد كه به دلايل نامعلومی عمليات حفاری آن ناتمام ماند.
پس از فوت ميرجهانگير خان برادر وی مير خليل خان، از رياست طايفه آستريك خلع شد و طوايف عمده بختياری و تعدادی از تيره ها در حيطه اقتدار محمد تقی خان چهار لنگ باقی ماندند. طوايف هفت لنگ نيز به رياست دو دسته خوانين دوركی و بختياروند از طوايف عمده هفت لنگ گردن نهادند. از اواسط پادشاهی قاجار حسينقلی خان (رئيس طايفه دوركی) با شكست قطعی خوانين بختياروند (بهداروند) همه طوايف هفت لنگ را متحد ساخته و خود را ايلخان و برادرانش را ايل بيگی ناميد و رياست ايل هفت لنگ و اداره امور كل منطقه بختياری را به عهده گرفت. رياست اين طايفه تا همين اواخر در بازمانده گان اين دودمان موروثی بود.
بررسی های تاريخی ايران از اواخر دوره صفويه به بعد نشان می دهد كه ايل بختياری و در رأس آن خوانين بختياری، به دليل برخورداری از شرايط ويژه جغرافيايی قلمرو ايلی، ‌سازمان قبيله ای و نظام ايلی منسجم كه الزاما اطاعت و فرمان برداری بی قيد و شرط گروه های فرودست از رهبران و سركرده گان فرادست را در پی داشت، در بيش تر حوادث و وقايع تاريخی كشور حضوری موثر و فعال داشتند كه، برخی از نمونه های آن به شرح زير اشاره می شود: سواران بختياری از زبده تفنگ چيان نادرشاه بودند كه با فتح قندهار، دروازه هند را به روی لشگريان نادر گشودند. علی مردان خان بختياری با شكست افاغنه و بازسازی سلطنت انقراض يافته صفوی، خود نيز مدعی سلطنت شد.
محمد تقی‌خان چهارلنگ علم طغيان بر عليه حكومت قاجار برافراشت و قلعه تل، مقر خود را در منطقه مالمير، به عنوان مركز حكومت بختياری انتخاب كرد و با كمك و مشاورت ليارد انگليسی (سياح معروف) با انگلستان رابطه سياسی برقرار كرد. در دارازای دوره حكومت سلسله های صفويه، افشاريه، زنديه و قاجار عمده قشون سلاطين سلسله های مزبور از بختياری ها تشكيل می شد، به طوری كه علی قلی خان سردار اسعد فرزند حسين قلی خان اشاره دارد، همواره صد نفر از سواران بختياری به رياست چند تن از خان زاده گان بختياری حفظ نظم تهران، حتی نگهبانی از دربار قاجار، را به عهده داشتند.
بارزترين نقش بختياری ها در تحولات دوران مشروطيت روی داد. سركرده گان بختياری (خوانين و تفنگ چيان) با مشاركت و راهبری بخش مهمی از اين جنبش عظيم ملی، ضمن اخذ وجاهت، با قبضه كردن پست های كليدی كشوری و لشگری و تقسيم مناصب بين خود و اطرافيان، زمينه دست يابی به منابع سرشار و ثروت را فراهم كردند. بررسی های تاريخی وضع اجتماعی و سياسی ايلات بختياری نشان می دهد كه بختياری ها يكی از بزرگ ترين طوايف كوچنده ايران بوده اند كه ساليان درازی با قدرت و سلطه جويی فراوان توانستند بر قسمتی از اراضی ايران حكومت كنند. سران اين ايل در زمان حكومت قاجار از قرب و منزلتی فراوان برخوردار بودند و برای خود تشكيلات و مقررات خاصی داشتند. حتی بعضی مواقع، خان های ايل به عنوان عامل حكومتی تلقی می شدند و از اين راه درآمدهای كلان و ثروت فراوان و زمين های وسيعی را تصاحب می كردند. اينان از يک سو از دولت و حكومت مركزی مستمری دريافت می كردند، و از سوی ديگر از رعايای خود ماليات نقدی و جنسی، باج و خراج و حتی حق سرزمينی از درآمد استخراج نفت و هم چنين انواع هدايا و تحفه ها را اخذ می كردند. به هر صورت سران ايلی چون جعفر قلی خان سردار اسعد، اميرمجاهد، سردار جنگ، سردار محتشم و ديگران توانسته اند پس از انقلاب مشروطيت به پست های حساس كشوری دست يابند. چنان كه صمصام السلطنته بختياری در سال 1336 قمری به سمت نخست وزيری و وزارت امور خارجه و عموزاده اش لطفعلی خان امير مفخم نيز به وزارت جنگ گمارده شد.
شهر كرد از حدود سال 1300 هـ . ش با تعيين نماينده حكومت مركزی و استقرار دواير دولتی آغاز به رشد كرده است. پس از سال 1300 و تا سال 1340 دهكرد و منطقه چهارمحال و بختياری (معروف به شهر چهارمحال) از طريق مركز اصفهان اداره می شد و از آن پس تا سال 1352 شهركرد مركز فرمانداری كل چهارمحال و بختياری بوده و سپس به مركز استانی با همين نام تبديل شده است. در حال حاضر شهر کرد شهری است رو به آبادانی و توسعه. 

 

شهرستان شهركرد


دشت وسيعی كه شهركرد در آن قرار گرفته، از روزگاران بسيار كهن قابل سكونت بوده و با توجه به تپه های متعدد اطراف شهر و پيدا شدن سكه های مربوط به دوران اشكانی و ساسانی از سابقه ديرينه ای بر خوردار است. شهركرد در جلگه ای مسطح و در ميان رشته كوه هايی كه از شمال باختری ايران به سوی جنوب خاوری كشيده شده و در هر محلی به نامی ناميده می شود؛ واقع شده است. درمناطق اطراف شهرستان شهرکرد صنايع دستی رواج زيادی دارد که از آن جمله می توان به گليم بافی، جاجيم بافی، خورجين بافی، حريربافی، کرباس بافی و بافت انواع قالی اشاره کرد. هم چنين گيوه دوزی، نمد مالی، کلاه مالی، تخت کشی، منبت کاری، خاتم کاری، قفل سازی، صنايع فلزی ودستی مانند اسلحه سازی از ديگر صنايع دستی اين شهرستان است. روستاها و شهرهای اطراف شهرکرد سهم قابل ملاحظه ای درتوليدات صنايع دستی منطقه ايفا می نمايند
 
نام رسمی:شهرکرد
کشور:ایران Flag of Iran.svg
استان:چهارمحال و بختیاری
نام محلی:شهرکرد
نام‌های دیگر:بام ایران
نام‌های قدیمی:دهکرد
جمعیت:بیش از 000و200 نفر
زبان‌های گفتاری:فارسی
مذهب:شیعه
ارتفاع از سطح دریا:۲۰۷۰ متر
میانگین دمای سالانه:۱۱/۵ درجه سانتیگراد
بارش سالانه:۱۱۶ میلی‌متر
روزهای یخبندان سالانه:۱۲۴ روز
ره‌آورد:کاکولی، گز، نبات، پولکی،گیوه، نمد، فرش بختیاری و گردو
پیش‌شماره تلفنی:۰۳۸۱
-------------------------------------------------------------------------
شَهرکُرد یکی از شهرهای مرکزی ایران و مرکز استان چهارمحال و بختیاری است و مرکز شهرستان شهرکرد می‌باشد. شهرکرد در ۹۷ کیلومتری جنوب غرب اصفهان قرار دارد. نام پیشین آن «دِهْکُرد» بوده‌است که پس از تبدیل به شهر(در شهریور ۱۳۱۴ خورشیدی)، به شهرکرد تغییر نام داده شده است. برآورد جمعیت این شهرستان در سال ۱۳۸۲ حاکی از آن است که این شهرستان در
سال مذکور دارای ۳۸۰۳۱۲ نفر جمعیت بوده که ۲۵۳۵۹۶ نفر آن برابر با ۷/۶۶ درصد در مناطق شهری و ۱۲۶۷۱۶ نفر برابر با ۳/۳۳ در مناطق روستایی سکونت داشته‌اند.

پیشینه


هر چند بر اساس یافته های باستان شناسی و به خصوص توجه به استقرار تپه های باستانی مربوط به هزاره های پیش از میلاد مسیح (ع)، در محدوده این شهر می توان قدمتی در حد هزاره های مذکور برای استقرار بشر وآغاز تمدن جهت آن منظور نمود ،لیکن نام قدیم شهرکرد(دهکرد) از دوره زندیه به این سو در منابع دیده می شود. لازم به ذکر است که در متون تاریخی از مکانی به نام چالشتر در ناحیه شهرکرد به عنوان مرکز حکومتی نام برده شده که خرابه‌های دیوار قلعه آن امروز به جای مانده است. بر اساس اسناد و مدارک فرهنگی موجود مسجد امام صادق معروف به «مسجد اتابکان»، در دوره حکمرانی اتابکان فارس ساخته شده است که به واسطه قرار گرفتن آن در محوریت بافت قدیم محله، همراه بقعه امامزادگان دو معصوم حلیمه و حکیمه خاتون(س)، آسیاب، کارخانه روغن کشی و بازارچه سنتی برجسته تر شدن این محل آن هنگام به بعد دانسته شده است. اتابکان فارس و لرستان از شهرکرد به دلیل موقعیت راهبردی آن به عتوان پاسگاه استفاده می کرده اند.

وجه تسمیه


شهرکرد در قدیم دهکرد نامیده می شد و در شهریور ۱۳۱۴ خورشیدی از دهکرد به شهرکرد تغییر نام یافت. واژه «دهکرد» از دو بخش «ده» + «کرد» تشکیل شده‌است.

در کتابی به‌نام «ایران باستان» از ژوزف ویسهوفر محقق و شرق‌شناس آلمانی آمده‌است که شاپور دوم در نامه‌نگاری‌های خود نام شهریار دژگـُرد را که دژی مستحکم در منطقه کوهستانی زاگرس بوده، آورده‌است ودژ در پارسی به معنای قلعه وگـُرد به معنای پهلوان است که با احتساب تسلط زبان عربی در دوران حکومت اعراب به‌راحتی می‌توان دریافت که «دژگـُرد» با عوض شدن حروف «ژ» و «گ» که در الفبای عربی وجود نداشته، به «دهکـُرد» تغییر کرده‌است. در منطقهٔ اصفهان ، چهارمحال و بختیاری ، لرستان و خوزستان
وجود مکان‌های نظامی، کاملاً قابل تشخیص است. همانند «چَمگـُرد» (چَمگـُردان امروزی)، «دژگـُرد» (شهرکرد امروزی)، «چـِلگـُرد»
(چـِلگـِردامروزی) «بروگـُرد»( بروجرد امروزی ،«دژپل» قدیم (دزفول امروزی) و«دهدژ» قدیم و(دهدزامروزی ).

بعضی معتقدند واژه «کرد» در حقیقت به معنی گله داری است چون شغل ساکنان اولیه این منطقه(دوران اتابکان فارس) به علت داشتن مراتع خوب و سرسبز، غالباً گله داری بوده‌است.

برخی دیگر بر این باورند که این منطقه بدین خاطر دهکرد نام گرفته‌است که گویا در گذشته دسته‌ای از کردها در این‌جا ساکن بوده‌اند از این رو این منطقه را دهکرد نامیده‌اند.البته به‌گفته برخی از اهالی این شهر، با توجه به اینکه در شهرکرد چه در قدیم و چه در حال کردین(نوعی بالاپوش نمدی که چوپانان لر به تن می‌کنند) تولید می‌شود، ابتدا به این مکان دهکردین و بعدها به خاطر راحتی کار، به آن دهکرد گفته شد.

موقعیت جغرافیایی


شهرکرد بین ۵۰ درجه و ۴۹ دقیقه و ۲۲ ثانیه تا ۵۰ درجه و ۵۳ دقیقه و ۴۴ ثانیه طول و ۳۲ درجه و ۱۸ دقیقه و ۲۲ ثانیه تا ۲۳ درجه و ۲۱ دقیقه و ۵۰ ثانیه عرض جغرافیایی [۳]و در ۹۷ کیلومتری جنوب غرباصفهان قرار گرفته‌است.به لحاظ توپوگرافی در بخش شمالی رشته کوه زاگرس قرار گرفته است.این شهر با ارتفاع ۲۰۷۰ متر از سطح دریا، مرتفع‌ترین مرکز استان ایران است و به همین خاطر به «بام ایران» معروف است

آب و هوا


شهرکرد دارای اقلیم نیمه مرطوب معتدل با تابستانهای معتدل و زمستانهای بسیار سرد می‌باشد.میانگین سالانه دمای هوادر شهرکرد ۱۱/۵ درجه سانتیگراد می باشد.در طول ۳۰ سال گذشته حداقل مطلق دما و حداکثر مطلق دمای ثبت شده در شهرکرد به ترتیب ۳۲ درجه سانتیگراد زیر صفر و ۴۲ درجه سانتیگراد بوده است.
سردترین و گرمترین ماه های شهرکرد به ترتیب دی و مرداد می‌باشد. اگرچه در زمستان میزان رطوبت متوسط تا بالا است، میزان بارش در فصولی که کشت صورت می‌گیرد به جز ماههای اردیبهشت و فروردین تقریبا به صفر نزدیک است. سردترین ماه و گرمترین آن به ترتیب دی و مرداد می‌باشد.

 Weather-rain-thunderstorm.svgآب و هوای شهرکردNuvola apps kweather.svg

ژانویه فوریه مارس آوریل مـــــه ژوئـن ژوئیـه آگوست سپتامبر اکتبـر نوامبر دسامبر سـال
گرم‌ترین
۸٫۲ ۱۲٫۶ ۱۹٫۶ ۲۷٫۲ ۲۶٫۸ ۳۵٫۶ ۳۷٫۰ ۳۶٫۰ ۳۲٫۴ ۲۶٫۸ ۲۰٫۸ ۱۹٫۰ ۳۷٫۰
میانگین‌گرم‌ترین‌ها
۰٫۱ ۵٫۸ ۱۳٫۶ ۲۰٫۴ ۲۳٫۴ ۳۰٫۶ ۳۴٫۱ ۳۲٫۹ ۲۹٫۷ ۲۳٫۱ ۱۴٫۴ ۱۱٫۰ ۱۹٫۹
میانگین‌سرد‌ترین‌ها
-۱۹٫۰ -۸٫۸ -۱٫۶ ۳٫۶ ۵٫۰ ۷٫۸ ۱۳٫۴ ۱۱٫۷ ۵٫۷ ۱٫۳ -۱٫۵ -۴٫۳ ۱٫۱
سردترین
-۳۱٫۰ -۱۹٫۲ -۸٫۶ -۳٫۶ ۰٫۲ ۳٫۶ ۸٫۴ ۷٫۰ ۰٫۲ -۵٫۲ -۷٫۴ -۱۱٫۸ -۳۱٫۰


منبع وب‌گاه اداره هواشناسی چهار محال و بختیاری ۴ مارس ۲۰۱۰



جاذبه‌های طبیعی


دریاچه سد زاینده رود
در شمال غربی این شهرستان و رودخانه زاینده رود، گرداب بن و چشمه زنه از جمله جاذبه‌های طبیعی آن است. لازم به ذکر است در حال حاضر دریاچه سد زاینده رود در مز استان با استان اصفهان قرار دارد (شهرستان چادگان)و اکنون استان اصفهان آن را جزو ما یملک خود می‌شمارد.

زبان و مردم


زبان امروزی مردمان شهرکرد، فارسی است احتمالاً مهاجرینی نیز در شهرکرد دارای لهجه‌ای خاص و به‌احتمال زیاد، دارای زبان خاصی بوده‌اند که در طول تاریخ با توجه به موقعیت ارتباطی و اقوام بختیاری موجود در استان و استان‌های همجوار، دستخوش تغییر و رسوخ کامل کلمات بختیاری به آن زبان یا لهجه نیز شده‌است.باید دانست اگرچه شهرکرد در ردیف شهرهای بزرگ قرار نمی گیرد اما به دلیل مرکز استان بودن، مردم مهاجر زیادی را از سایر شهرهاومناطق استان واستانهای همجوار به خود جلب کرده است.در شهر می توان بسیاری از کسانی را یافت که که هرکدام با گویش ها و لهجه های خود صحبت می کنند واین خصوصیت شهرهای مهاجرپذیر است.

در هر حال مردم شهرکرد بر خلاف تصور عام کردی تکلم نمی کنند و مانند دیگر ساکنین منطقه چهار محال(از استان چهار محال و بختیاری) به فارسی تکلم می کنند. مردمان منطقه بختیاری به زیان گویش بختیاری تکلم می کنند و هرچه به سمت خوزستان می رویم جمعیت بختیاریها بیشتر می شود.

مراکز آموزشی و دانشگاهی



دانشگاه شهرکرد

شهرکرد دارای چندین دانشگاه و مرکز آموزشی است که دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد و دانشگاه شهرکرد
از برجسته ترین آنها هستند.براساس نتایج رتبه بندی فعالیتهای پژوهشی دانشگاهها در سال ١٣٨٧ در بین دانشگاه های علوم پزشکی تیپ ۳، دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد با ٢٦٤٥ امتیاز رتبه اول را کسب کرد. پژوهشکده فناوری جنین دام
وابسته به دانشگاه شهرکرد که در سال ١٣٨٢ رسما فعالیت خود را آغاز کرد از جایگاه ویژه ای در سطح کشور برخورداراست . تولد اولین مورد بره سالم از طریق لقاح خارج رحمی در داخل کشور در این مرکز صورت گرفت. دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرکردنیز با بیش از ٧٣٠٠ دانشجو با درجه بسیار بزرگ الف در منطقه رحمتیه شهرکرد مشغول به کار است.








غار سراب شهر کرد






دشت وسيعی كه شهركرد در آن قرار گرفته، از روزگاران بسيار كهن قابل سكونت بوده و با توجه به تپه های متعدد اطراف شهر و پيدا شدن سكه های مربوط به دوران اشكانی و ساسانی از سابقه ديرينه ای بر خوردار است. شهركرد در جلگه ای مسطح و در ميان رشته كوه هايی كه از شمال باختری ايران به سوی جنوب خاوری كشيده شده و در هر محلی به نامی ناميده می شود؛ واقع شده است. درمناطق اطراف شهرستان شهرکرد صنايع دستی رواج زيادی دارد که از آن جمله می توان به گليم بافی، جاجيم بافی، خورجين بافی، حريربافی، کرباس بافی و بافت انواع قالی اشاره کرد. هم چنين گيوه دوزی، نمد مالی، کلاه مالی، تخت کشی، منبت کاری، خاتم کاری، قفل سازی، صنايع فلزی ودستی مانند اسلحه سازی از ديگر صنايع دستی اين شهرستان است. روستاها و شهرهای اطراف شهرکرد سهم قابل ملاحظه ای درتوليدات صنايع دستی منطقه ايفا می نمايند. صنعت در روستای چالشتر شهرت جهانی دارد و استادان زيادی در رشته‌های مختلف مشغول به كار بوده و هستند قالی ‌بافی، گليم بافی، جاجيم بافی، حرير بافی، صنايع فلزی و دستی مانند اسلحه سازی و خاتم كاری، منبت كاری، مشبک بری وجود داشته ولی امروزه فقط كار قالی بافی و يک سری ابزار و ادوات مربوط به قالی و قفل سازی انجام می شود. مشهورترين قفل های چالشتر از نظر دوام و استقامت شهرت جهانی دارد. نمونه ای از اين قفل ها که به قفل حاج عبدالله مشهور است، به خانه کعبه است.
صنعت قالی بافی در روستای چالشتر مربوط به قرن نهم هجری است كه اين قدمت طولانی سبب به وجود آمدن‌بيش از 60 نوع نقشه توسط هنرمندان و اساتيد متعدد و ايجاد طرح ها و نقشه‌های مختلف از جمله نقشه‌های خشتی، لچک، ترنج، گل مينا، سرو و كاج، بی بی باف، گل افشان و قالبی در طرح های مختلف سماوری، قاب كوزه و غيره شده است. اين بافته ها كه در اندازه‌های 3×2 ، 4×3 ، 6×4 و 2 × 5/1 بافته می ‌شود شهرت جهانی دارد و در بيش تر كشورهای اروپايی به معرض نمايش گذاشته می ‌شوند. كليه رنگ‌آميزی اصالت خاصی داشته و ثبات رنگ توسط اساتيد هنر رنگ آميزی انجام می ‌شود كه در نوع خود منحصر به فرد و كم نظير است.
در شهر فرخ شهرنيز يک نوع قالی‌ مرغوب و نقش مخصوص بافته می ‌شود كه به « بی بی باف » معروف است زيرا در قديم زن های خوانين را بی بی می ‌گفتند و طبق نقش و رنگ و آب مخصوص و دقت كافی بافته می شود، مشهور به بی بی بافی شد كه از آن زمان تاكنون به همان نام است. درشهر بن قالی بافی بسياراهميت دارد و بيش تر زنان اين ناحيه به اين هنر مشغولند. قالی ‌های شهر سامان بيش تراز طرح و نقشه و اسلوب بافت قالی‌های نجف آباد پيروی می ‌كنند. دراين شهر قالی بافی به عنوان يكی از مهم ‌ترين راه‌های كسب درآمد جنبی مطرح است.
در روستای اشکفت، قالی‌هايی كه بافته می ‌شود دارای دو نوع طرح «خشتی» و «سرو و كاج» است كه نقشه‌های آن از روی نقشه‌های قالی چالشتر اقتباس گرديده است و معروف به قاليچه «چهار چله» است. از موادی كه برای رنگ كردن خامه قالی استفاده می ‌شود می ‌توان به روناس برای رنگ قرمز، پوست گردو برای رنگ قهوه‌ای، زاج برای رنگ سفيد، ادرار گاو برای رنگ زرد و پوست انار، برگ مو و نيل برای ساير رنگ ها استفاده می ‌كنند اشاره نمود. در روستای حيدری قالی بافی از جمله رايج ترين صنايع دستی است، که می ‌توان گفت همگی زنان اين روستا در خانه به بافتن قالی و قاليچه مشغولند. نقشه‌های گل مينا، خشت، ترنج و قالب سماوری از طرفداران بيش ‌تری برخوردارند. در روستای هفشجان قالی بافی، گيوه دوزی، نمد مالی، كلاه مالی و تخت كشی رواج دارد. قالی بافی اين روستا به لحاظ نقش و بافت و مواد رنگ ثابت توانسته در بازارهای داخلی و خارجی محبوبيت كسب كند. نوع خاصی قالی از جنس ابريشم در روستای گرم دره تهيه می شود که نخ و حتی تار و پود مورد استفاده در آن همه ابريشمی و بسيار ظريف می باشند. قالی ‌های نايينی با نقشه‌هايی جداگانه كه به صورت دو خفت بافته می ‌شوند نوع ديگری از قالی های گرم دره بوده و رواج بيش تری دارند.

مکان های دیدنی و تاریخی


امام زاده حليمه و حكيمه خاتون، امام زاده بابا پير احمد، امام زاده شيح شبان (سيدبهاء الدين محمد)، امام‌زاده حمزه علی، قلعه دزك، مدرسه علميه اماميه، مسجد خان شهر كرد، مسجد جامع فرخ شهر، مسجد جامع كيان، مسجد جامع چالشتر و مسجد جامع شهرك از جمله ديدني هاي شهرستان شهر كرد به شمار مي روند.  


صنايع و معادن


با توجه به غلبه معيشت روستايی و عشايری، جريان توسعه صنعت از رونق چندانی برخوردار نيست. مهم ترين صنايع شهر کرد عبارتند از : كارخانه قند، كارخانه ريسندگی، و صنايع شير و لبنيات 

 

کشاورزی و دام داری


با توجه به ميزان نزولات جوی و جاری شدن رودخانه های پر آب، كشاورزی يكی از مهم ترين اركان اقتصادی به ويژه در خاور استان چهارمحال و بختياری محسوب می شود. ازميان محصولات سالانه استان، غلات از اهميت قابل توجهی برخوردار است. به طوری كه 4/70 درصد از كل سطح زير كشت محصولات سالانه، به غلات اختصاص داده شده است. بعد از غلات، ‌نباتات علوفه ای با 3/21 درصد، بيش ترين ميزان سطح زيركشت محصولات سالانه را به خود اختصاص داده اند. هم چنين علاوه بر رمه های كوچنده، پرورش انواع دام ‌رايج ترين فعاليت عشاير و مردم روستاهای استان چهارمحال و بختياری است.  


مشخصات جغرافيايي


شهركرد در جلگه ای مسطح و در ميان رشته كوه هايی كه از شمال باختری ايران به سوی جنوب خاوری كشيده شده و در هر محلی به نامی ناميده می شود واقع شده است. رشته كوه های شمال باختری و جنوب دنباله همان سلسله جبال زاگرس است كه از كردستان و لرستان امتداد يافته و به طرف خوزستان ادامه دارد. كوه های شمالی اين شهر كم ارتفاع و كوه های جنوبی كه از سلسله كوه های زردكوه منشعب می شود مرتفع تر است. ارتفاع متوسط اين كوه ها بين 1400 تا 1600 متر بوده و به مناسبت همين موقعيت از نقطه نظر آب و خاك استعداد تربيت احشام و امر كشاورزی را در برداشته است. آب و هوای شهرکرد كوهستانی معتدل متمايل به سرد بوده و بيش ترين درجه گرما در تابستان ها به 22 درجه بالای صفر و كم ترين درجه در زمستآن ها به 7 درجه زير صفر می رسد. هم چنين ميزان بارندگی سالانه به طور متوسط 380 ميلی متر است.  


وجه تسميه و پيشينه تاريخي


دشت وسيعی كه شهركرد در آن قرار گرفته، از روزگاران بسيار كهن قابل سكونت بوده و
با توجه به تپه های متعدد اطراف شهر و پيدا شدن سكه های مربوط به دوران اشكانی و ساسانی از سابقه ديرينه ای بر خوردار است. بنا به گزارش های تاريخ نويسان در اواخر دوره ساسانی شخصی به نام فرامرز كه مذهب زرتشتی داشت در سرزمين بختياری حكومت می كرد و بختياری ها نيز به معتقدات خود در عهد فرامرز گبر اشاره ها دارند. در كتاب سرزمين و مردم ايران آمده است كه اين حدود تحت سلطه اتابكان فارس و لرستان بوده است. در آن دوره پاسگاهی برای تأمين امنيت راه و رفع نيازهای مسافران ساخته شده بود و از آن جا که پاسداران دايمی اين پاسگاه از كردها بودند، اين محل به نام «ده كرد» ناميده شده بعد ها به شهر كرد تغيير نام يافت. هم چنين در متون تاريخی، از مكانی به نام چالشتر در ناحيه شهركرد به عنوان مركز حكومتی نام برده شده، كه خرابه های ديوار قلعه آن را امروزه به جای مانده است.
بيش تر ساكنين شهر کرد قبل از شناسايی امام زاده محل، يا در اطراف رودخانه و مراتع سبز با ايجاد قلاع و دهكده زندگی می نمودند، و يا در دامنه كوه رود خوش آب و هوای شمالی به شغل خويش ادامه می دادند. چنان که تعبير «ده كهنه» هنوز ورد زبان معمرين می باشد. پس از چندی با مسكن گرفتن چند خانوار در اطراف امام زاده و ايجاد حمام و مسجد و طالوجونه و عصار خانه به وسيله سلاطين وقت، جمعی از مردم از اطراف به داخل آبادی آمده و برای خود كاشانه ای تهيه نمودند و تقريبا بنای شهر کنونی گذاشته شد. بيش تر اين تشكيلات را به دوره اتابکان لرستان و مخصوصا حكمرانی و پادشاهی اتابك نصره الدين احمد بن افراسياب می دانند. هم اکنون نيز طومار و نوشته جاتی در خصوص ساختمان ها و به خصوص امام زاده گان به نام اتابك شاه در دست افرادی ديده شده است. به هر حال وجود اين امام زاده و احداث ساير احتياجات موجب تمركز افراد گرديده و عده ای نيز كمی دورتر با بناهای قلعه ای در آن جا ساكن شده اند كه اينك بنام قلعه ای و كوهی ناميده می شوند.
در اوايل تسلط خلفای عباسی دو برادر در سرزمين لرستان كه به دو شعبه لر كوچك (لرستان فعلی) و لر بزرگ (بختياری و كهگيلويه و بوير احمد) تقسيم می شد، حكومت داشتند. حاکم سرزمين لر بزرگ «بدر» نام داشت. بعدها اتابكان فضلوئيه قريب سيصد سال بر بختياری حكومت كردند. در زمان يكی از اتابكان فضلوئيه (اتابك تكله)، مغولان بر بختياری و كوه های آن دست يافتند. اما اقتدار اين قوم دوام نياورد و سلطه مغولان بر بختياری ها وضعی ناپايدار به خود گرفت.
از آغاز سلسله صفوی تاريخ بختياری ها روشن تر است. در زمان صفويه يكی از تيره های بختياری موسوم به آستريك - كه هم اكنون نيز طايفه كوچكی از بختياری است - به رياست شخصی به نام تاجميرو با فرمان شاه اسماعيل اول بر بختياری حكومت می راند. اين شخص در زمان شاه طهماسب به دليل استنكاف از پرداخت ماليات به قتل رسيد. در همين زمان بود که بختياری ها به دو بخش هفت لنگ و چهارلنگ كه در اصل يك تقسيم بندی مالياتی است، تفكيك شدند. پس از دودمان تاجمير، شخصی به نام ميرجهانگيرخان به حكومت بختياری ها منصوب شد و در زمان همين شخص تونل معروف به كاركنان يا شاه عباس در نزديكی محل تونل فعلی كوهرنگ حفر شد كه به دلايل نامعلومی عمليات حفاری آن ناتمام ماند.
پس از فوت ميرجهانگير خان برادر وی مير خليل خان، از رياست طايفه آستريك خلع شد و طوايف عمده بختياری و تعدادی از تيره ها در حيطه اقتدار محمد تقی خان چهار لنگ باقی ماندند. طوايف هفت لنگ نيز به رياست دو دسته خوانين دوركی و بختياروند از طوايف عمده هفت لنگ گردن نهادند. از اواسط پادشاهی قاجار حسينقلی خان (رئيس طايفه دوركی) با شكست قطعی خوانين بختياروند (بهداروند) همه طوايف هفت لنگ را متحد ساخته و خود را ايلخان و برادرانش را ايل بيگی ناميد و رياست ايل هفت لنگ و اداره امور كل منطقه بختياری را به عهده گرفت. رياست اين طايفه تا همين اواخر در بازمانده گان اين دودمان موروثی بود.
بررسی های تاريخی ايران از اواخر دوره صفويه به بعد نشان می دهد كه ايل بختياری و در رأس آن خوانين بختياری، به دليل برخورداری از شرايط ويژه جغرافيايی قلمرو ايلی، ‌سازمان قبيله ای و نظام ايلی منسجم كه الزاما اطاعت و فرمان برداری بی قيد و شرط گروه های فرودست از رهبران و سركرده گان فرادست را در پی داشت، در بيش تر حوادث و وقايع تاريخی كشور حضوری موثر و فعال داشتند كه، برخی از نمونه های آن به شرح زير اشاره می شود: سواران بختياری از زبده تفنگ چيان نادرشاه بودند كه با فتح قندهار، دروازه هند را به روی لشگريان نادر گشودند. علی مردان خان بختياری با شكست افاغنه و بازسازی سلطنت انقراض يافته صفوی، خود نيز مدعی سلطنت شد.
محمد تقی‌خان چهارلنگ علم طغيان بر عليه حكومت قاجار برافراشت و قلعه تل، مقر خود را در منطقه مالمير، به عنوان مركز حكومت بختياری انتخاب كرد و با كمك و مشاورت ليارد انگليسی (سياح معروف) با انگلستان رابطه سياسی برقرار كرد. در دارازای دوره حكومت سلسله های صفويه، افشاريه، زنديه و قاجار عمده قشون سلاطين سلسله های مزبور از بختياری ها تشكيل می شد، به طوری كه علی قلی خان سردار اسعد فرزند حسين قلی خان اشاره دارد، همواره صد نفر از سواران بختياری به رياست چند تن از خان زاده گان بختياری حفظ نظم تهران، حتی نگهبانی از دربار قاجار، را به عهده داشتند.
بارزترين نقش بختياری ها در تحولات دوران مشروطيت روی داد. سركرده گان بختياری (خوانين و تفنگ چيان) با مشاركت و راهبری بخش مهمی از اين جنبش عظيم ملی، ضمن اخذ وجاهت، با قبضه كردن پست های كليدی كشوری و لشگری و تقسيم مناصب بين خود و اطرافيان، زمينه دست يابی به منابع سرشار و ثروت را فراهم كردند. بررسی های تاريخی وضع اجتماعی و سياسی ايلات بختياری نشان می دهد كه بختياری ها يكی از بزرگ ترين طوايف كوچنده ايران بوده اند كه ساليان درازی با قدرت و سلطه جويی فراوان توانستند بر قسمتی از اراضی ايران حكومت كنند. سران اين ايل در زمان حكومت قاجار از قرب و منزلتی فراوان برخوردار بودند و برای خود تشكيلات و مقررات خاصی داشتند. حتی بعضی مواقع، خان های ايل به عنوان عامل حكومتی تلقی می شدند و از اين راه درآمدهای كلان و ثروت فراوان و زمين های وسيعی را تصاحب می كردند. اينان از يک سو از دولت و حكومت مركزی مستمری دريافت می كردند، و از سوی ديگر از رعايای خود ماليات نقدی و جنسی، باج و خراج و حتی حق سرزمينی از درآمد استخراج نفت و هم چنين انواع هدايا و تحفه ها را اخذ می كردند. به هر صورت سران ايلی چون جعفر قلی خان سردار اسعد، اميرمجاهد، سردار جنگ، سردار محتشم و ديگران توانسته اند پس از انقلاب مشروطيت به پست های حساس كشوری دست يابند. چنان كه صمصام السلطنته بختياری در سال 1336 قمری به سمت نخست وزيری و وزارت امور خارجه و عموزاده اش لطفعلی خان امير مفخم نيز به وزارت جنگ گمارده شد.
شهر كرد از حدود سال 1300 هـ . ش با تعيين نماينده حكومت مركزی و استقرار دواير دولتی آغاز به رشد كرده است. پس از سال 1300 و تا سال 1340 دهكرد و منطقه چهارمحال و بختياری (معروف به شهر چهارمحال) از طريق مركز اصفهان اداره می شد و از آن پس تا سال 1352 شهركرد مركز فرمانداری كل چهارمحال و بختياری بوده و سپس به مركز استانی با همين نام تبديل شده است. در حال حاضر شهر کرد شهری است رو به آبادانی و توسعه. 


ادامه مطلب