جضرت سلطان اسحاق
سلطان اسحاق
آرامگاه سلطان اسحاق
سلطان اسحاق، بنیانگذار مسلک اهل حق که نامش به صورتهای سلطان سحاک، صحاک و سهاک نیز ثبت شده است. او در روستای برزنجه در حلبچه عراق به دنیا آمد. پس از مدتی تحصیل در نظامیه بغداد و دمشق به زادگاهش برگشت و به تبلیغ صوفیگری پرداخت. با وجود مخالفتهای شدید خانوادهاش، چهار تن به او پیوستند و به تبلیغ آیین او پرداختند.
اهل حق، اعتقادی تام به سلطان اسحاق دارند. به باور آنان، اولین تجلی کامل ذات خدا علی(ع) و دومین، سلطان اسحاق است. آنان گاه اسحاق را دون یا مظهر علی(ع) و گاه با او برابر دانستهاند. گویند سلطان اسحاق و چهار تن، برای نجات جان خویش سه روز را در غاری به سر بردند و پس از آن اهل حق این سه روز را روزه (روزه غار) میگیرند. آنان، پس از آزادی از غار به اورامان کردستان رفتند. در آنجا بود که سلطان اسحاق پِردیوَر را بنا و ادعای مظهریت حق کرد. هفت خاندان، از خاندانهای اهل حق در زمان سلطان اسحاق و به امر او پدید آمدهاند.[۱]
او در روستای شیخان از دنیا رفت و در همانجا دفن شد. برخی، بیصدا بودن رودخانه خروشان سیروان هنگام گذر از کنار آرامگاه او را از کراماتش میدانند.
تاریخ ولادت سلطان اسحاق در اقوال مختلف متفاوت است: جیحونآبادی سال ۶۱۲ق[۲]، نیکنژاد، ۶۵۰ق[۳] و صفیزاده، ۶۷۵ق[۴] را سال ولادت او میدانند. اما محل تولد او به اتفاق آراء روستای برزنجه است که در حلبچه (استان سلیمانیه عراق) قرار دارد[۵]
کودکی تا تبلیغ
به روایتی، سلطان اسحاق در کودکی به فراگرفتن دانش مشغول شد و در جوانی در نظامیه بغداد به تحصیل ادامه داد. سپس به دمشق رفت و در تکمیل تحصیلات کوشید. آنگاه _در حالی که قدم در راه تصوف نهاده بود_ به برزنجه بازگشت و در مسجدی به ارشاد مردم پرداخت،[۶] خاندان سلطان اسحاق با او موافقت نداشتند و رفتار و سخنان وی از کودکی خلاف رأی و خواسته شیخ عیسی، پدرش، بود. سرانجام ۴ تن (که به زعم اهل حق از ازل همراه او بودند) به وی گرویدند و با استقامت در راه او، به استقرار و پیشرفت این آیین یاری کردند. پس از مرگ پدر، برادران به تحریک علمای دینی به مخالفت با سلطان برخاستند و چون دشمنی آنان با وی شدت گرفت و قصد جان او را کردند، با یاران خود در غاری پناه گرفت و ۳ روز در آنجا پنهان شد؛ تا اینکه مهاجمان محل را ترک کردند و سلطان و همراهان به سلامت بیرون آمدند[۷] وی ناگزیر به ده شیخان در اورامان کردستان نقل مکان کرد و در آنجا «پِردیوَر» را به مثابه مرکزی روحانی و معنوی برای یاران بنا نهاد و به تقویت و نشر مذهب حقیقت پرداخت.
ادعای مظهریت حق
سازماندهی اهل حق و تعیین سلسله مراتب پیروان آن از سلطان اسحاق برجای مانده است.[۸] ظاهراً سلطان اسحاق پس از برپایی «پِردیور» به عموم اعلام کرد که حق در جامه بشر ظهور کرده و خود اوست؛ هر کس قابلیت پذیرش و دیدار حق را دارد، به زیارتش بشتابد و کسب فیض کند.[۹] برخی، سلطان اسحاق را مظهر حضرت علی(ع) و ذات حق انگاشتهاند.[۱۰]
اجزای ذات سلطان اسحاق
سلطان اسحاق ۴ مَلَک یا ۴ یار و مرید مقرب، به نامهای داوود، بنیامین (یا بنیام)، موسی و مصطفی داشت که آنان را همان ۴ ملک مقرب اسلام (جبرئیل، میکائیل، اسرافیل، عزرائیل) انگاشتهاند[۱۱] این ۴ تن، با خاتون رمز بار ۵ تن میشوند و با بابا یادگار و شاه ابراهیم ۷ تن (هفتن) را تشکیل میدهند.[۱۲] بنابر «دوره گلیم و کول” این «هفتن» جزئی از ذات سلطان اسحاق بودند.[۱۳]
ا
آرامگاه سلطان اسحاق
سلطان اسحاق، بنیانگذار مسلک اهل حق که نامش به صورتهای سلطان سحاک، صحاک و سهاک نیز ثبت شده است. او در روستای برزنجه در حلبچه عراق به دنیا آمد. پس از مدتی تحصیل در نظامیه بغداد و دمشق به زادگاهش برگشت و به تبلیغ صوفیگری پرداخت. با وجود مخالفتهای شدید خانوادهاش، چهار تن به او پیوستند و به تبلیغ آیین او پرداختند.
اهل حق، اعتقادی تام به سلطان اسحاق دارند. به باور آنان، اولین تجلی کامل ذات خدا علی(ع) و دومین، سلطان اسحاق است. آنان گاه اسحاق را دون یا مظهر علی(ع) و گاه با او برابر دانستهاند. گویند سلطان اسحاق و چهار تن، برای نجات جان خویش سه روز را در غاری به سر بردند و پس از آن اهل حق این سه روز را روزه (روزه غار) میگیرند. آنان، پس از آزادی از غار به اورامان کردستان رفتند. در آنجا بود که سلطان اسحاق پِردیوَر را بنا و ادعای مظهریت حق کرد. هفت خاندان، از خاندانهای اهل حق در زمان سلطان اسحاق و به امر او پدید آمدهاند.[۱]
او در روستای شیخان از دنیا رفت و در همانجا دفن شد. برخی، بیصدا بودن رودخانه خروشان سیروان هنگام گذر از کنار آرامگاه او را از کراماتش میدانن
تولد
تاریخ ولادت سلطان اسحاق در اقوال مختلف متفاوت است: جیحونآبادی سال ۶۱۲ق[۲]، نیکنژاد، ۶۵۰ق[۳] و صفیزاده، ۶۷۵ق[۴] را سال ولادت او میدانند. اما محل تولد او به اتفاق آراء روستای برزنجه است که در حلبچه (استان سلیمانیه عراق) قرار دارد[۵]
کودکی تا تبلیغ
به روایتی، سلطان اسحاق در کودکی به فراگرفتن دانش مشغول شد و در جوانی در نظامیه بغداد به تحصیل ادامه داد. سپس به دمشق رفت و در تکمیل تحصیلات کوشید. آنگاه _در حالی که قدم در راه تصوف نهاده بود_ به برزنجه بازگشت و در مسجدی به ارشاد مردم پرداخت،[۶] خاندان سلطان اسحاق با او موافقت نداشتند و رفتار و سخنان وی از کودکی خلاف رأی و خواسته شیخ عیسی، پدرش، بود. سرانجام ۴ تن (که به زعم اهل حق از ازل همراه او بودند) به وی گرویدند و با استقامت در راه او، به استقرار و پیشرفت این آیین یاری کردند. پس از مرگ پدر، برادران به تحریک علمای دینی به مخالفت با سلطان برخاستند و چون دشمنی آنان با وی شدت گرفت و قصد جان او را کردند، با یاران خود در غاری پناه گرفت و ۳ روز در آنجا پنهان شد؛ تا اینکه مهاجمان محل را ترک کردند و سلطان و همراهان به سلامت بیرون آمدند[۷] وی ناگزیر به ده شیخان در اورامان کردستان نقل مکان کرد و در آنجا �پِردیوَر� را به مثابه مرکزی روحانی و معنوی برای یاران بنا نهاد و به تقویت و نشر مذهب حقیقت پرداخت.
ادعای مظهریت حق
سازماندهی اهل حق و تعیین سلسله مراتب پیروان آن از سلطان اسحاق برجای مانده است.[۸] ظاهراً سلطان اسحاق پس از برپایی �پِردیور� به عموم اعلام کرد که حق در جامه بشر ظهور کرده و خود اوست؛ هر کس قابلیت پذیرش و دیدار حق را دارد، به زیارتش بشتابد و کسب فیض کند.[۹] برخی، سلطان اسحاق را مظهر حضرت علی(ع) و ذات حق انگاشتهاند.[۱۰]
اجزای ذات سلطان اسحاق
سلطان اسحاق ۴ مَلَک یا ۴ یار و مرید مقرب، به نامهای داوود، بنیامین (یا بنیام)، موسی و مصطفی داشت که آنان را همان ۴ ملک مقرب اسلام (جبرئیل، میکائیل، اسرافیل، عزرائیل) انگاشتهاند[۱۱] این ۴ تن، با خاتون رمز بار ۵ تن میشوند و با بابا یادگار و شاه ابراهیم ۷ تن (هفتن) را تشکیل میدهند.[۱۲] بنابر �دوره گلیم و کول” این �هفتن� جزئی از ذات سلطان اسحاق بودند.[۱۳]
وفات
مرگ او در روستای شیخان، در اواخر قرن ۸ق[۱۴] و به گفته صفیزاده در ۷۹۸ق[۱۵] روی داد و همانجا مدفون شد. جیحونآبادی مدت عمر سلطان را ۳۰۰ سال میگوید[۱۶] که طبعاً امری غریب به نظر میآید.
مهمترین شخصیت در فرقه اهل حق سلطان اسحاق برزنجهای است که در میان سرسپردگان به این فرقه در تاریخ تولد و وفات سلطان اسحاق اختلافنظر وجود دارد. سلطان اسحاق که در خانوادهای پیرو مذهب اهل سنت با گرایش به تصوف به دنیا آمده بود بعد از مرگ پدر از کردستان عراق به کردستان ایران مهاجرت نمود و قوانینی را در اهل حق وضع نموده است که تا امروز اهل حق به آن پایبند هستند.
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب– بر اساس اعتقاد پیروان آئین اهل حق و تمامی نویسندگان و محققان در این حوزه، "سلطان اسحاق برزنجهای" ملقب به"صاحب کرم" مهمترین شخصیت در پایهگذاری، رهبری و توسعه مسلک اهل حق، بوده است. در اندیشه اهل حق، سلطان اسحاق جایگاه ویژهای دارد بهگونهای که باردارشدن مادر وی و تولدش اعجاز آمیز است. مقام مظهریت یافت و قوانین وی مورد قبول تمامی شاخههای اهل حق، است. پدر سلطان اسحاق، "شیخ عیسی برزنجهای" فرزند "بابا علی همدانی" و مادرش "خاتون دایرک " نام دارد. [نامه سرانجام، ص 16]
خانواده سلطان اسحاق و خود او پیرو مذهب اهل سنت و فقه شافعی با گرایش به صوفیان قادریه و نقشبندیه بودند و خود سلطان اسحاق نیز علاوه بر اینکه تمایل به تصوف داشت، تحت تاثیر گروهی از نصیریان که در کردستان عراق حضور داشتند بود.[ نامه سرانجام، ص 16؛ مقدمهای بر دین و روان با تأکید بر اهل حق، ص 192 ] اهل حق در تاریخ تولد و درگذشت سلطان اسحاق بشدت اختلاف دارند.[ تاریخ و فلسفه سرانجام، ص 183] سلطان اسحاق بعد از مهاجرت از روستای پدری خود، در منطقه "پردیور" مستقر شد و قوانینی را وضع کرد که اهل حق تا امروز به آن پایبند هستند.
پینوشت:
صفی زاده، صدیق، نامه سرانجام یا کلام خزانه یکی از متون کهن یارستان، چاپ اول، تهران، هیرمند 1375، ص 16
طاهری، طیب، تاریخ و فلسفه ی سرانجام، فرهنگ یارسان شرحی بر نحلههای فکری و اعتقادی در کردستان، اقلیم کردستان عراق، اربیل، موکریانی، 2009، ص 183
فرخ منش، صحبت، مقدمهای بر دین و روان با تأکید بر اهل حق، ص 192، چاپ اول، تهران، مؤلف، 1382، ص 192
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب– بر اساس اعتقاد پیروان آئین اهل حق و تمامی نویسندگان و محققان در این حوزه، "سلطان اسحاق برزنجهای" با تلفظهای کُردی "سَهاک– سحاک"و "صَهاک– صحاک" ملقب به "صاحب کرم" مهمترین شخصیت در پایهگذاری، رهبری و توسعه مسلک اهل حق، بوده است. در اندیشه اهل حق، سلطان اسحاق جایگاه ویژهای دارد بهگونهای که باردارشدن مادر وی و تولدش اعجاز آمیز است. مقام مظهریت یافت و قوانین وی مورد قبول تمامی اهل حق است. پدر سلطان اسحاق "شیخ عیسی برزنجه ای" فرزند "بابا علی همدانی" و مادرش "خاتون دایرک" نام دارد.[1] در این مجال به بررسی، پیشینه خانوادگی، سیر تطور زندگی و اقدامات سلطان اسحاق خواهیم پرداخت:
پیشینه خانوادگی سلطان اسحاق:
پیشینه خانوادگی سلطان اسحاق برزنجه ای نشانگر این است که پدر او "شیخ عیسی" یا "سید عیسی" از اهل سنت و پیرو سلسلهی صوفیه نقشبندیه و قادریه بوده است و اجازه ارشاد داشته است. پدر سلطان اسحاق در مسجدی بعنوان امام جماعت اقامه نماز مینمود است. [2] سید عیسی همراه برادر خود سید موسی، از همدان عازم حجاز میشوند و بعد از زیارت بیتالله الحرام و مرقد مطهر پیامبر اسلام (صلیالله علیه واله)، درراه بازگشت به همدان به کردستان میروند و در منطقه"برزنجه" که مکانی خوش آبوهوا بوده است مستقر میشوند. شیخ عیسی در این منطقه با دختر شخصی بنام "شیخ خالد" ازدواج نموده که حاصل این ازدواج یازده یا دوازده فرزند است. شیخ عیسی در این منطقه اقامه جماعت نماز مینمود و مشغول به تدریس معارف اسلامی، خواندن قرآن و عبادت بود. [3]
ازدواج شیخ عیسی با مادر سلطان اسحاق
در منابع اهل حق آمده است که شیخ عیسی در کهولت سن، توسط سه نفر از دروایش که در اندیشه اهل حق از ملائک مقرب الهی بودند به ازدواج با "خاتون دایراک" فرزند "حسین بیگ جاف "یا "حسین بیگ جَلد"، که از بزرگان آن منطقه بوده است، مجاب شد.[4] که حاصل این ازدواج دو فرزند بنام "سلطان اسحاق و" شریف"-در نوجوانی فوت کرد-، بود. [5]
نسب سلطان اسحاق
اکثر منابع اهل حق سلطان اسحاق را از سادات هاشمی، که نسبش به امام موسی کاظم (علیهالسلام) میرسد، معرفی میکنند.[6] اما برخی دیگر نسب او را به امام زینالعابدین(علیهالسلام) میرسانند.[7]
سیر تطور زندگی و اقدامات سلطان اسحاق
سال تولد سلطان اسحاق
منابع اهل حق در سال تولد سلطان اسحاق، اختلاف زیادی دارند. در این منابع به این سالهای اشارهشده است: 445 ،528 ،612، 671، 675، 580، 647، 650، 716 هجری قمری.[8]
نحوه تولد سلطان اسحاق در اندیشه اهل حق
در منابع اهل حق نحوه تولد سلطان اسحاق بهصورت خارقالعاده و افسانهای بیانشده است اما در آن باهم اختلاف دارند و هرکدام بهصورتی آن را نقل کردهاند. مثلا در برخی از منابع آمده است: �چند تن از دراویش به نامهای "بنیامین از شاهوی کردستان، داود از خراسان و پیر موسی از ده نیابه" به انگیزه نوید وجود سلطان بهطرف کردستان عزم سفر کردند و وارد منزل "شیخ عیسی بزرنجهای" که پیرمرد فقیری بود، شدند و از وی درخواست ازدواج دختر "حسین بیگ جَلد" رئیس قبیله، به نام "دایراک"نمودند. شیخ عیسی با اصرار فراوان به خواستگاری رفت و بعد از کشمکشهای زیاد و نشان دادن کرامات مکرر، این ازدواج صورت گرفت. پس از مدتی شهبازی به زمین آمد و به خانه شیخ عیسی رسید و به دهان دایراک رفت و از راه دهان، سلطان اسحاق به وجود آمد.�[9]
دوران کودکی و تحصیلات سلطان اسحاق
در منابع اهل حق از تحصیلات و دوران کودکی سلطان اسحاق سخنی به میان نیامده است و قائل هستند که او یک شبه دارای نور هدایت و تجلی ذات حق گشته است، و نیاز به کسب دانش نداشت زیرابه همهچیز آگاه بوده است. [10] اما صدیق صفیزاده به نقل از یکی از یادداشتهای خطی و کهن دربارهی سلطان اسحاق، که موردقبول عموم اهل حق نیست، میگوید: �قدیمیترین مأخذی که از سلطان اسحاق سخن به میان آورده است، یادداشت خطی کاکارادائی است که احتمال میرود در قرن نهم نوشتهشده باشد. کاکاردائی، تولد سلطان اسحاق را سال 445 هجری قمری ذکر کرده و مینویسد: سلطان اسحاق در اوان کودکی نزد ملا الیاس شهر زوری دانش آموخت و سپس به مدرسه نظامیه بغداد رفت و به تحصیل علوم متداول پرداخت.� [11]
مذهب سلطان اسحاق
سلطان اسحاق برزنجهای" پیرو مذهب اهل سنت و فقه شافعی بوده است و مدتی شاگردی شخصی بنام"ملا الیاس شهر زوری" از علمای قرن هفتم کردستان عراق را نموده است و به شدت تحت تأثیر تصوف -نقشبندیه و قادریه- بود و شاگردی برخی از دراویش سلسله نقشبندیه را کرده است. [12] در شهر زور علیرغم اینکه اکثریت مردم پیرو فقه شافعی بودند، گروهی از غلات نُصیری نیز حضورداشتهاند که سلطان اسحاق با آنان در ارتباط بوده است [13] و از دوران کودکی برخی از گفتارهای او برخلاف رأی پدرش بود. گروهی از اهل سنت نیز معتقد هستند که سلطان اسحاق تا پایان عمر خود بر مذهب اهل سنت شافعی وفادار ماند و صرفاً برای ساماندهی ریاضتهای دراویش تلاش میکرد. [14]
مهاجرت سلطان اسحاق از بزرنجه عراق به پردیور ایران
سلطان اسحاق بعد از وفات پدر، به علت اختلافی که با برادران ناتنی خویش به نامهای "قادر، خدر و سلامت" پیدا کرد، با تعدادی از یاران خود به نامهای پیر موسی، بنیامین، داود، مصطفی و مادر خود از روستای " بَرزَنجه " مهاجرت کرد و بهسوی روستای "شیخان"- در فاصله 40 کیلومتری شهرستان پاوه در استان کرمانشاه- در منطقه "اورامانات" که بعدها به "پِردیور" مشهور شد، مهاجرت نمود و تا پایان عمر در همانجا ماند و به تجدید و تدوین قوانین آئین اهل حق پرداخت. [15]
قانونگذاری و اقدامات سلطان اسحاق
سلطان اسحاق بعد از مهاجرت به ایران، آئین یارستان را تجدید و قوانین و اقداماتی را وضع نمود که تاکنون اهل حق به آن پایبند هستند و شرط بودن در آئین یارستان را عمل به آنها میدانند. که میتوان آنها را در امور ذیل بیان نمود:
1-دستور به گرفتن روزه "مَرنو" و "قَولطاس" به یاران خود.
2-بَنای خاندانهای اهل حق
3-دستور مراسم سرسپردگی (جوز سر شکستن) به یکی از خاندانها
4-انعقاد "جم" و تأسیس "جم خانه"
5-تعیین وظایف پیر و دلیل
6-دستور پرداخت نذرها و نیازها. [16]
درگذشت سلطان اسحاق
در منابع اهل حق آمده است که سلطان اسحاق بین 130 تا 150 سال عمر کرد.[17] اما در سال درگذشت سلطان اسحاق اختلافنظر وجود دارد و نقلهای مختلف درگذشت سلطان را میتوان سالهای: 798 ،588، 628، 912 ،830 و نیمه اول قرن هشتم هجری قمری، اشاره کرد. [18]
مکان دفن سلطان اسحاق
خاندانهای اهل حق باوجود اختلافنظر در مورد سال تولد و وفات سلطان اسحاق، در مورد مکان دفن وی اتفاقنظر دارند. او در روستای "شیخان" از توابع شهر"نوسود" در شهرستان "پاوه" استان کرمانشاه، که به " پِردیور" به معنای آنسوی پل مشهور است، مدفون است. [19]
منابع- ویکی پدیا- ویکی شیعه
پانویس
- ↑ جیحونآبادی، ص۴۱۲، بیت۹۹۳،۷
- ↑ ص۴۲۶، بیت ۲۶۴،۸.
- ↑ ص.۱۰۳
- ↑ بزرگان یارسان، ص۱۶.
- ↑ نک: جیحونآبادی، ص۳۲۴، ۴۲۶؛ نیکنژاد، همانجا.
- ↑ صفیزاده، همان، ص۱۶، ۱۹.
- ↑ جیحونآبادی، ص۳۳۹-۳۴۲؛ افضلی، ج۱، ص۲۲-.۲۳
- ↑ صفیزاده، مقدمه، ص۱۶، ۱۸، ۲۰، ۲۴.
- ↑ نیکنژاد، ص۱۰۲.
- ↑ جیحونآبادی، ص۲۹، بیت ۴۸۳.
- ↑ افضلی، ج۳، ص۶۸.
- ↑ «خرده سرانجام”، ص۵۵۹.


این سایت درسال1389با هدف ارائه مقالات ومطالب مختلف در زمینه اقلیم وطبیعت ابران اغاز به کارکرد ودرابتدا سعی وافری شد که مقالات مختلف وکاملی درمورد شهرستانهای مختلف ایران از لحاض طبیعت وفرهنگ واداب ورسوم و جمعیت -اثار باستانی-وقابلیتهای اقتصادی وصنعتی وکشاورزی ارائه دهد بدنبال ان در ادامه کار به بررسی کشورهای مختلف جهان پرداخت وطی مقالات مختلف کلیه کشورهای جهان از لحاض طبیعت وفرهنگ واقتصاد و.. . موردبررسی قرار گرفت وشناخت کلی از کشورهای جهان وحتی شهرهای مهم ان به ما ارائه دهد دراین میان سعی شد که با ارائه مقالات مستند وقابل اعتماد کشورهای مختلف وایران را از لحاض صنعتی واقتصادی واموزش و... مورد برسی قرار گیرد واخرین امار مقایسه ای از این کشورها ارائه شود بدنبال ان تاریخ پرافتخار ایران از دوران مادها تا عصرحاضر مورد برسی قرارگرفت دربخشی دیگر از مطالب سایت مطالب کاملی درزمینه مذهب وزندگی پیامبران وامامان وحوداث مربوط به عصر ان بزرگوران ارائه شد دربخشهای دیگر سایت صدها مقاله درزمینه اشنایی با شرکتهای صنعتی ایران وجهان واخرین اختراعات واکتشافات جهان درحوزهای مختلف علم واخرین رکوردهای ورزشی وبرترین های جهان پرداخته است دراین میان باید از مطالب زیبایی دیگر مانند روزشمار حوادث جنگ تحمیلی نام برد بهرحال امید ان است که مطالب سایت که بازحمات فراوان درسالهای اخیر از طریق جمع اوری از صدها سایت دیگر تهیه شده بتواند بخشی از نیاز خوانندگان را رفع کند دراینجا جادارد ازسایتهای مانند همشهری انلاین تیبان- ایران تراول- ویکی بدیا- مرجع شهرهای ایران- کویرها وبیابانها- تاریخ معاصر-پورتال جهاد کشاورزی- ایران اکتور- میراث فرهنگی استانها- پورتال استانها- سایت مرکز امار ایران- وسایت هواشناسی استانها - وسایتهای خبری عصر ایران-انتخاب - خبرانلاین اشاره کرد که از مطالب زیبا ومستند انها استفاده شده واز انان سپاسگزارم دراینجا باید گفت کلیه مطالب سایت بدون هیچگون تحریفی یا تغییری دران ارایه شود واینجانب مسولیتی درزمینه مطالب ارایه شده سایت از لحاض صحت یا کذب بودن ان ندارم وبا توجه موثق بودن منابع باید به ان اعتمادکرد درضمن از کانال هواشناسی وطبیعت گردی وگردشگری ایران وجهان که اخیرا توسط اینجانب تهیه شده وسعی بران است که مطالب کاملا بروز وتازه تر با شد دیدن کنید ادرس کانال ما