جاذبه های خراسان جنوبی

موقعیت و حدود شهرستان بیرجند

شهرستان بیرجند در جنوب استان خراسان و بین مدارهای 32 درجه و 53 دقیقه عرض شمالی و59 درجه و 13 دقیقه طول شرقی نسبت به نصف النهار مبدا قرار دارد .

شهرستان بیرجند از شمال به شهرستان قائن ، از غرب به فردوس و طبس، از جنوب به نهنبدان و از شرق به افغانستان محدود می شود .مساحت شهرستان بیرجند 31704 كیلومتر مربع و ارتفاع آن از سطح دریا 480متر است .بیرجند تا تهران 1320 و تا مشهد 486 كیلومتر فاصله دارد


 

آب و هوای بیرجند

شهرستان بیرجند به دلیل دوری از مسیر باد های باران آور، عدم وجود ارتفاعات مهمی كه بتواند در تعدیل آب و هوا و جذب نزولات جوی مؤثر واقع شود و مجاورت با كویر لوت در خشك ترین تقسیم بندی اقلیمی خراسان قرار دارد . میانگین درجه حرارت در همه نقاط شهرستان به یك اندازه نیست .

به طور كلی بیرجند به تبعیت از وضعیت پستی ها و بلندی ها دو نوع اقلیم دارد :

  1. اقلیم گرم و خشك شامل مناطق دشت و حاشیه شهرستان .

2. اقلیم خشك و ملایم كه در بخش های مرتفع شمالی و مركزی شهرستان (رشته كوههای  باغران و مؤمن آباد) مشاهده می شود .

فصل گرم بیرجند طولانی است و ماههای خرداد، تیر و مرداد را در بر می گیرد و ایام سرد سال شامل ماههای آذر، دی و بهمن می باشد . متوسط بارندگی سالانه 167 میلیمتر است كه بیشترین میزان آن مربوط به فصول زمستان و بهار می باشد . دره های واقع در رشته كوههای منطقه از جمله رشته كوه باغران از مناطق ییلاقی و خوش آب و هوای شهرستان محسوب می شود

نام اصلی این شهر، بیرجند است که به صورت‌های برجند، برجن، برکن و بیرگند نیز در نوشته آمده‌است.

پنج وجه تسمیه برای بیرجند بیان شده‌است.

  • بیرجند یعنی نصف شهر/نیم شهر
  • بیرجند یعنی شهر بلند
  • بیرجند یعنی شهر چاه
  • بیرجند یعنی شهر طوفان
  • بیرجند یعنی برزن

آقای رجبعلی لباف خانیکی در مقاله خود تحت عنوان "تأملی در نام بیرجند"، بیرجند را مرکب از دو جزء "بیر" و "جند" می‌داند. "بیر" در پارسی باستان به معانی رعد و برق، صاعقه و طوفان و "جند" که معرّب "کند" است به زبان فرارودی به معنی مکان و شهر آمده‌است. با توجه به نامهای مناطق و شهرها در خراسان بزرگ ، مانند تاشکند، خجند، سمرقند و ...، این وجه تسمیه درست تر به نظر می‌رسد.

[ویرایش] تاریخ


 پیش از اسلام

علاوه بر نام بیرجند که ساختار آن برگرفته از زبان پهلوی بوده و به دوران پیش از اسلام باز می‌گردد، بنا به روایتی ، بیرجند، احتمالاً در اواخر حکومت ساسانیان و توسط زرتشتیان یزدی و کرمانی به عنوان منزلگاهی در حاشیه کویر و در مسیر عبور از کویر به سمت شمال خراسان بزرگ و ماوراءالنهر بنا شده‌است .[۷]

اشعار حکیم نزاری، وجود محله‌ای به نام گبرآباد در بافت قدیمی شهر، کاوشهای به عمل آمده از قلاع دختر در "بند دره" و "قلعه دره"، و نیز کتیبه به‌دست آمده از کال جنگال در روستای ریچ از توابع خوسف، "تخته سنگ لاخ مزار" واقع در روستای کوچ ، سنگ نگاره و کتیبه‌های پهلوی اشکانی در دره "استاد تنگل"، حکایت از قدمت چند هزار ساله بیرجند دارد.

همچنین علاوه بر وجود گورستانهای زرتشتی‌ها در اغلب روستاها و نیز وجود آتشکده‌های سفلی و علیا .[۷] که دال بر قدمت تاریخی این منطقه‌است، نام برخی از روستاهای اطراف شهر بیرجند دارای ریشه پهلوی و اساطیری هستند، مانند: گیو، سهراب، ماژان، سلم آباد، درخش، خراشاد، رودک، دستجرد، چاج، چهکند، جمشیدآباد و ...

پس از اسلام

قدیمی‌ترین اثر درون شهری بیرجند، مسجد جامع آن است که در سال ۷۵۰ هجری قمری بنا شده‌است.

احتمالا یاقوت حموی اولین جغرافیدانی است که از «پیرجند» به عنوان یکی از شهرهای منطقه قهستان یاد کرده‌است. حمدالله مستوفی «بیرجند» را از شانزده ولایت قهستان و مرکز ولایتی با توابعی چند دانسته که در آن مقدار فراوانی زعفران, انگور, میوه و اندکی غله به دست می‌آمده‌است.

زین العابدین شیروانی, بیرجند را قصبه‌ای شهر مانند از توابع خراسان و دارالملک قهستان معرفی کرده و افزوده‌است که قریب به چهار هزار خانه دارد. آب بیرجند از کاریز تأمین می‌شود و مردمش همگی شیعه اند. اعتمادالسلطنه نیز آن را از قرای قهستان دانسته‌است. برخی بیرجند را به علت کوچکی آن «برکند» ثبت کرده‌اند بر به معنای «نصف» و کند به معنای «شهر» در مجموع به مفهوم قصبه.

بیرجند در قدیم چند بار به علت زلزله ویران شده‌است. در فرهنگ عامه بیرجند، داستانهای بسیاری درباره ویرانی بیرجند در یک زلزله عظیم و سکونت دسته‌ای از کولی‌های چادرنشین در آن، نقل شده‌است. این شهر از عهد صفویه که خانواده امیریه در آنجا امارت یافتند رو به اعتبار گذاشته‌است.

صفویه

در اواخر دوره صفوی و پس از قتل نادر شاه با استقرار خاندان خزیمه , بیرجند مرکز قهستان شد. با زوال دولت صفوی و رسوخ کشورهای اروپای غربی به هند و آسیای شرقی از راههای دریایی و زمینی , بیرجند که در مسیر عمده‌ترین راه زمینی این ارتباط قرار داشت محل عبور اغلب سیاحان, جهانگردان یا مأمورانی شد که در نوشته‌های خود اطلاعات فراوانی درباره شهر و منطقه به جا گذاشته‌اند.

قاجاریه

در سال ۱۲۵۴ خورشیدی، مک گرگور درباره شهر بیرجند مطالبی نوشته و شمار خانه‌های شهر را سه هزار باب ذکر کرده‌است. در سال ۱۲۷۳ خورشیدی، ادوارد ییت گزارشی درباره تجارت بیرجند از طریق بندرعباس و نیز جمعیت ۰۰۰ ۲۵ نفری آن داده‌است.

سرپرسی سایکس در سفر خود به منطقه , از کوههای معین آباد (ظاهراً همان میناباد)، امیران ناحیه قائنات, محصولات زراعی بویژه زعفران و زرشک و ابریشم، قالی بافی ساکنان منطقه و مذهب آنها و نیز شهر بیرجند - که آن را متفاوت با سایر شهرهای ایران دانسته - مطالبی آورده‌است.

لمتون نیز در سالهای قبل از ۱۳۲۹ خورشیدی به وضع مالکیت اراضی و قنات‌های قائنات و نیز نظامهای آبیاری در آبادیهای پیرامون بیرجند اشاره کرده‌است. [۸]

در دوره قاجاریه به سبب کمبود آب, شهر بیرجند به کندی توسعه می‌یافت ولی همچنان مرکز ناحیه بود.

[کنسولگری‌های انگلستان و روسیه

در آغاز سدهٔ نوزدهم و پس از جنگ ایران در هرات، و نقش پشتیبانی که بیرجند در این جنگ داشت، انگلستان جهت حفظ منافع و مستعمرات خود در شبه قاره هند و توسعه نفوذ خود در افغانستان، در سال ۱۸۹۴ میلادی (۱۲۷۳ خورشیدی)، اقدام به تاسیس کنسولگری در بیرجند نمود. به تبع ایجاد این کنسولگری، دولت روسیه تزاری نیز کنسولگری خود را در بیرجند تاسیس نمود.[۷]

به تدریج با شروع جنگ جهانی اول و دوم و نیز وقوع انقلاب روسیه ، رقابت سیاسی بین انگلستان و روسیه در ایران کاهش یافته و در نتیجه کنسوگری‌های دو کشور تعطیل گشتند.

 مدرسه شوکتیه

 
کتیبه بالای صحن مدرسه شوکتیه

این مدرسه توسط محمدابراهیم خان علم ، در سال ۱۲۸۴ شمسی در محل حسینیه شوکتیه ایجاد شده و فعالیت خود را با حضور ۷ معلم اتریشی و تعدادی مترجم ایرانی و آموزش ۴۰ دانش آموز آغاز نمود. لازم به ذکر است این مدرسه پس از دارالفنون تهران و رشدیه تبریز ، سومین مدرسه آموزش به سبک جدید در ایران است.

 بانک شاهنشاهی

در زمان حکومت قاجاریه و متعاقب اقدام انگلستان در تاسیس بانک شاهنشاهی در ایران، در سال ۱۹۱۳ میلادی (۱۲۹۲ شمسی)، شعبه این بانک در بیرجند به ریاست یک انگلیسی به نام اف.هیل تاسیس شده و فعالیت خود را آغاز نمود.[۷]

 سینما

اولین سینمای بیرجند در اواخر دوران قاجاریه و در سال ۱۲۹۲ شمسی ، با پخش فیلمهای صامت، فعالیت خود را آغاز نمود. این سینما که توسط محمدرضا صمصام الدوله، حاکم وقت زابل ساخته شده بود، از برق کارخانه‌ای بنام "مارشال" استفاده می‌نمود.[۹]

 پهلوی

در سالهای نخستین دوران پهلوی، شهر به مرکز عمده نظامی تبدیل شد. لوله کشی آب در ۱۳۰۲ خورشیدی - که اولین لوله کشی شهری در ایران به حساب می‌آمد - و تغییر مسیر رود بیرجند دو عامل مهم در تحول شهر بود. در ۱۳۱۰ خورشیدی به نوشته روزنامه کیهان به سبب فراوانی آب قنات در شهر، بر جمعیت آن هنگام کم آبی افزوده می‌شد.

به علت اهمیت راهبردی شهر بیرجند در شرق ایران، در سال ۱۳۱۲ خورشیدی، فرودگاه شهر بیرجند - سومین فرودگاه کشور پس از قلعه مرغی و بوشهر - مورد بهره برداری قرار گرفت. [۶]

در سالهای پس از ۱۳۲۰ شمسی , توسعه شهر سرعت یافت و در جنگ جهانی دوم متفقین , شاهراه مشهد - زاهدان را ساختند که به صورت یکی از شاهرگ‌های ارتباطی متفقین - که با راه آهن ایران رقابت می‌کرد - درآمد.[۸]


 بنگاه خیریه آبلوله

 

بنگاه مستقل خیریه آب و لوله بیرجند در سال ۱۳۰۲ شمسی، به عنوان اولین سازمان آبرسانی ایران توسط عده‌ای از افراد خیر و نیکوکار شهر بیرجند و همکاری محمدابراهیم خان علم تاسیس شد. این بنگاه به منظور تامین آب قابل شرب برای اهالی بیرجند، اقدام به خرید لوله‌های چدنی انتقال آب از هندوستان و نیز انتقال لوله‌های باقیمانده از جنگ جهانی اول در کمپ نیروهای انگلیسی در سفیدآبه، و مالکیت آب و اراضی قنات دشت علی آباد بیرجند نمود.[۹]

هنگ ژاندارمری

در سال ۱۳۰۷، هنگ ژاندارمری بیرجند تاسیس شد. این هنگ دارای ۹ گروهان، گناباد، فردوس، طبس ، شاهرخت، گزیک ، بندان ، حسین آباد رزاق زاده و گروهان مرکزی بیرجند بود. وظیفه مرزبانی نیز به عهده این هنگ بوده‌است. این هنگ تا زمان ادغام در نیروی انتظامی، مشغول فعالیت بود.

 تیپ ارتش

در سالهای نخستین دوره پهلوی و متعاقب تاسیس ارتش نوین در ایران, تیپ ارتش در بیرجند مستقر شده و اقدام به تاسیس پادگان در شهر بیرجند نمود. این پادگان که امروزه به نام پادگان آموزشی ۰۴ نامیده می‌شود، از بدو تاسیس تا کنون، آموزش سربازان وظیفه را برعهده دارد.[۷]

 شهرداری

در سال ۱۳۱۰، شهرداری بیرجند تحت عنوان بلدیه بیرجند در کنار آرامگاه حکیم نزاری افتتاح و با ۱۲ کارمند، فعالیت خود را آغاز نمود. اولین شهردار بیرجند ، آقای افشار بود که به مدت ۶ سال سمت ریاست شهرداری را بر عهده داشت.[۹]

[ویرایش] فرودگاه

در سال ۱۳۱۲ به جهت موقعیت سیاسی و نظامی شهر بیرجند و شرق کشور، فرودگاه بیرجند در زمینی به مساحت ۱۵۰ هکتار در شمال شهر ایجاد گردید.[۶]

ویرایش] گمرک

در سال ۱۳۱۷، به منظور سهولت در حمل و نقل و صادرات و واردات کالا به شبه قاره هند و افغانستان، اداره گمرک بیرجند تاسیس و با دو واحد گمرکی درح و گزیک فعالیت خود را آغاز نمود.[۷]

بیمارستان امام رضا

در سال ۱۳۲۷ در یکی از اراضی و موقوفات متعلق به خاندان علم، معروف به باغ اناری، بیمارستان امام رضا تاسیس گردید. این بیمارستان علاوه بر پذیرش بیماران شهرستان بیرجند ، نسبت به پذیرش سایر بیماران شهرستان‌های جنوبی استان خراسان اقدام می‌نمود.[۷]

[ویرایش] دانشگاه

در سال ۱۳۵۴ شمسی, با پیگیری دکتر محمدحسن گنجی، در مجموعه موقوفات علم , موسسه آموزش عالی بیرجند تأسیس و در سال ۱۳۵۶ شمسی با پذیرش ۱۲۰ دانشجو در رشته‌های ریاضی, فیزیک و شیمی, کار خود را آغاز کرد و اکنون به نام رسمی دانشگاه بیرجند شناخته می‌شود.[۱۰]

تصویر هوایی از شرق شهر بیرجند. از چپ به راست: خیابان پاسداران، عدل، معلم و غفاری

انقلاب

پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی توجه بیشتری به بخشهای اداری، آموزشی، صنعتی و کشاورزی مناطق محروم گردید. ایجاد شهرک صنعتی در غرب بیرجند، تاسیس دانشگاههای علوم پزشکی ، آزاد، پیام نور، صنعتی و ..، ارتقا سازمانهای اداری مانند اداره راه و ترابری بیرجند به اداره کل و تحت پوشش قرار دادن کلیه راههای شرق کشور، مهاجرت افغان‌ها به سبب اشغال افغانستان توسط شوروی و مهاجرت روستاییان ، سبب توسعه روزافزون بیرجند گردید، به طوری که پنجمین شهر استان خراسان گردید.

اکنون بخش شمالی شهر, کارگرنشین با خانه‌های ارزان قیمت است. بخش مرکزی بافت قدیمی دارد و تقریبا تمام بیرجند قبل از قرن چهاردهم را در بر می‌گیرد و اماکن تاریخی شهر مانند قلعه، حسینیه‌ها، مساجد تاریخی و آب انبارها در آنجا واقع اند. بخش جنوبی نیز بیش از نیمی از مساحت شهر را شامل می‌شود و قسمت جدید شهر است. [۸]

 تاسیس استان خراسان جنوبی

در تابستان سال ۱۳۸۳ این شهر، پس از تقسیم استان خراسان به سه استان، مرکز استان تازه تاسیس خراسان جنوبی گردید.

 گویش بیرجندی

 

گویش یا لهجه بیرجندی از گویش‌های فارسی نو است که مانند گویشهای دیگر به نسبت زبان رسمی کمتر تحول پذیرفته و از اینرو بسیاری از ویژگی‌های فارسی کهن را نگه داشته‌است. محمود رفیعی در مقدمه واژه‌نامه گویش بیرجند می‌نویسد که چون بیرجند در نزدیکی کویر و در منطقه‌ای کوهستانی واقع شده، در گذر تاریخ کمتر مورد تاخت و تاز و هجوم قرار گرفته و در نتیجه گویش آن نیز پاکیزه و دست نخورده باقی مانده‌است.

آموزش و فرهنگ

مراکز علمی و فرهنگی جدید از مدارس علمیه نشأت گرفته ‏اند و در این میان اهمیت مدرسه معصومیه که سابقهٔ بیش از هزار سال دارد و محل تحصیل اغلب مشاهیر بیرجند بوده قابل ذکر است. هم ‏اکنون در شهرستان بیرجند پنج مدرسه علمیه با ظرفیت ۲۰۰ نفر طلبه و بیش از ۷۰۰ مرکز آموزشی وابسته به آموزش و پرورش به فعالیت مشغولند.

مدارس جدید در شهرستان بیرجند زودتر از سایر نقاط کشور تأسیس شد. مدرسه شوکتیه در سال ۱۲۸۴ خورشیدی پس از تأسیس دارالفنون تهران و رشدیه تبریز , به همت امیر شوکت‌الملک علم, حکمران وقت در بیرجند تأسیس شد و به دنبال آن , دبیرستان شوکتیه و مدارس خضری دشت بیاض, نهبندان، سربیشه، خوسف و دبستان دخترانه شوکتی افتتاح گردید. آموزش و پرورش بیرجند هم‏ اینک با بیش از ۹۰ سال عمر با برکت بیش از یکصدهزار نفر دانش‏ آموز را تحت تعلیم و تربیت دارد. وجود ۴ اداره مستقل آموزش و پرورش در شهرستان بیرجند با بیش از ۷۰۰۰ نفر پرسنل، مرکز آموزش عالی فرهنگیان، مراکز تعلیم و تربیت، پژوهشکده معلم و... آموزش و پرورش این شهرستان را به قویترین آموزش و پرورش استان خراسان (پس از مشهد) تبدیل کرده بود.

 آموزش عالی

بیرجند به عنوان قطب دانشگاهی شرق کشور از امکانات آموزش عالی خوبی برخوردار است. در ۱۳۵۴ شمسی, در مجموعه موقوفات علم , موسسه آموزش عالی بیرجند تأسیس شد و در ۱۳۵۶ شمسی با پذیرش ۱۲۰ دانشجو در رشته‌های ریاضی, فیزیک و شیمی, کار خود را آغاز کرد و اکنون به نام رسمی دانشگاه بیرجند شناخته می‌شود.[۱۰]

در حال حاضر ۱۴ هزار دانشجو در ۱۰ دانشگاه و مرکز آموزش عالی مشغول تحصیل می‌باشند که بالاترین تورم دانشجویی در سطح کشور را به خود اختصاص داده‌است. بدین معنی که به ازای هر ۹ نفر شهروند بیرجندی یک نفر دانشجو وجود دارد.

تاریخی

  •  
بند دره یکی از جاذبه‌های گردشگری بیرجند
بيرجند و قهستان پيش از اسلام وجود داشته و بنای آن را به سام بن نريمان نسبت داده اند.
اين شهرستان مهم‌ترين منطقه‌ي استان خراسان جنوبي است كه جمعيت آن در سرشماری عمومی نفوس و مسكن 1375؛ 276.813 نفر بوده‌ كه از اين شمار 142.134 نفر مرد و 134.679 نفر زن بوده اند. بيرجندی ها مردمی سخت كوش، مهمان نواز و وطن دوست بوده و به سرزمين خود علاقه‌مند هستند. مردم اين منطقه زودآشنا، شاد، زود‌رنج و در دوستی استوار و پا برجا هستند. مردم بيرجند از نژاد آريايی و ايرانی هستند‌ كه از دوران باستان در اين سرزمين ساكن شده اند. شماری خانوار عرب نيز در بيرجند زندگی می كنند. مردم بيرجند به زبان فارسی و لهجه‌ي بيرجندی سخن می‌گويند. در گفتار آنان واژگان پارسی پيشين شنيده می شود. زبان عربی به طور پراكنده در بين شماری از مردم ناحيه، به ويژه عرب‌ها رواج دارد. بيرجندی ها پيرو دين اسلام و مذهب شيعه جعفری هستند. پيروان اهل تسنن و شماری زرتشتی نيز در بيرجند به سر می برند. با توجه به شواهد تاريخی‌كه در برخی نقاط پيرامون شهر بيرجند به دست آمده است، وجود زرتشتيان در بيرجند، پيشينه‌ي درازی دارد.
ويژگي موسيقي محلي بيرجند در حركات ريتميك و نمايشي است و چوب بازي يكي از هنرهاي وابسته به رقص است كه ويژگي خاص خود دارد. شهرستان بيرجند وقهستان داراي زيباترين و لطيف ترين ترانه ها، آوازها و حماسي ترين رقص ها و آهنگ هاي سازي و آوازي است كه در كم‌تر نقطه اي از خراسان نظيرش را مي توان ديد اين شهرستان به سبب وسعت زياد داراي رقص ها و موسيقي بسيار متفاوت و متنوع است. رقم هاي پنج ضربي و سه تايي متداول در اين منطقه ويژگي خودش را دارد كه در ديگر نقاط ايران مرسوم نيست قطعات موسيقي سازي ويژه رقص هاي محلي در اين منطقه عبارتند از: اصيل، ناره ناره، فورگي، چنشتي، راست، چغل، چپ، زانو، سر ضرب، بخواب، بلوچي، شيرجه، احوال، اصول، به خاك، چپ و راست.
علاوه بر رقص‌هاي فردي‌، دو نفره و دسته جمعي كه ذكر آن رفت، رقص هاي زيادي وجود دارد كه چون رقصندگان آن به چوب بازي نيز مي پردازند در اصطلاح محل در رديف چوب بازي ها به حساب مي آيند كه بسييار تخت وپيچيده است ونياز به مهارت، ممارست و تمرين، چابكي و انعطاف بدن دارد. آهنگ‌های قديمی بيرجند را عروس كشو و عروس كشان، محمل، روش و شبيه مارش است، نصروجو(مصروجان)، گوچه باغي ، بستره نمكي، غلام بخشي، پيش باز، لالايي، استقبال( خوش آمد گويي) تشكيل مي‌دهند.‌ فراقي نوعي دو بيتي خواني مرسوم به (فراقي ) نيز در منطقه رواج دارد كه روستاييان دايره وار دور هم مي نشينند و هر فرد با خواندن دو بيت از اشعار محلي به بيان هجران و فراق خود مي پردازند به شيوه خواندن يكسان وتكراري است هر فرد بيت آخري را به گونه اي فرد مي آيد كه نفر بعدي از لحن فرود مي فهمد كه نوبت اوست و بايستي فراقي را ادامه داد. بعضي از آهنگ‌هاي محلي بيرجندي كه در هر دوره اي مركب از بيست ضرب با موتيف هاي متناوباً سه تايي و دو تايي است.(توضيح كامل تر رقص هاي محلي در موسيقي استان خراسان جنوبي كامل آورده شده است)
گرچه امروزه غذاهاي امروزي در منطقه رايج شده ولي غذاهاي محلي كه ازمواد در دسترس وتوجه به شرايط آب و هوايي درست مي شوند هنوز جايگاه خاصي دارند. غذاهاي محلي بيرجند را اشكنه عدس،‌اشكنه آلو،‌‌اشكنه نخود،اشكنه آرد گندم،اشكنه گوجه فرنگي،كشك زرد و...،خورشت قوارمه، گوشت داغ (قورمه)، خورشت سبزي ، كوكو كما، غروت (كشك ) بادنجان، كشك زرد، كشك سياه، قاتق ماش، آبگوشت، آش رشته، آش عدس، شله زرد، گندم شير، قاتق عدس، نان جوش ، كاچي ، بنه ، گاورسي ، سابري ، خرما برشته و... انواع شيريني هاي اين منطقه را نيز نان زنجبيلي، نان رووركرده، نان چرخي، كلمبه، كلوچه قندي، نان لوله اي، كله كنو (شاه دانه) ، نان نارگيلي، نان گردويي، نان برنجي تشكيل مي دهد. هم‌چنين انواع نان‌هاي محلي نان دو آتشه، نان نوجوش، تفتان، روغن جوش، كماچ ، جان جاني، زردي ، ترشي ، نان قلفي ، نان گاورس، نان جو، نان سمنو، نان شلغمي، نان كلمبه ، نان سر پيازي، نان كنجدي و نان سر قلفي يز تعدادي از نان هاي محلي اين منطقه هستند.

مکان های دیدنی و تاریخی


مكان هاي ديدني و تاريخي اين شهرستان را بند عمر شاه‌بيرحند، بند دره بيرجند، آب انبار حاج ملك بيرجند، حمام چهار درخت بيرجند، امام زاده زيد بن موسي بيرجند، مسجدجامع بيرجند، سنگ نگاره و نقش كال جنگال بيرجند، سنگ نگاره لاخ مزار بيرجند، آرامگاه سلطان ابراهيم رضا بيرجند، ارگ حاجي آباد بيرجند، حسينيه بهرمان بيرجند، حسينيه حاجيه آمنه‌بيرجند، خانه پردلي بيرجند، مسجد جامع هندوان بيرجند، حسينيه آراسته بيرجند، حمام شوکتيه بيرجند، قلعه نهبندان بيرجند، باغ کوشک امير آبادبيرجند، يخچال شوکت آباد بيرجند، رباط آصف بيرجند، قلعه پايين شهر بيرجند، ارگ کلاه فرنگي بيرجند، خانه آراسته بيرجند، قلعه فورگ بيرجند، بافت تاريخي روستاي خوربيرجند، حسينيه و مدرسه نواب بيرجند، مسجد چهار درخت بيرجند، مجموعه باغ و عمارات اکبريه بيرجند، باغ و عمارت رحيم آباد بيرجند، ارگ بهارستان (قلعه خشتي) بيرجند، مصلاي بيرجند، مدرسه شوکتيه (حسينيه شوکتيه) بيرجند، آرامگاه ابن حسام خوسفي بيرجند، آرامگاه حسام الدوله بيرجند و خواجه خضر بيرجند تشكيل مي دهد. 

 

صنايع و معادن


صنايع شهرستان بيرجند در دو دسته صنايع دستی و صنايع ماشينی قابل بررسی است. فرش بافی از هنرهای دستی مهم مردم بيرجند به شمار می رود و فرش ها با طرح های كاشان و محلی و قاليچه ها بيش تر با طرح های بلوچی، سيستانی، تركمنی و … توليد می شوند. در زمينه‌ي قالي بافي اولين منطقه‌اي كه در بيرجند مورد توجه دست اندركاران قرار گرفته روستاي درخش بيرجند است. سييل ادواردز مي‌گويد قرن‌هاست كه مردم قائنات به قالي‌بافي اشتغال دارند . مقدس كه در پايان قرن دهم از اين منطقه بازديد كرده است ، اظهار مي‌دارد كه قاليبافي در قائنات به درخش اختصاص دارد و اضافه مي‌كند كه در آن زمان چهارصد دستگاه قاليبافي در اين منطقه موجود بوده است.
از قالي‌هاي بيرجند تعداد زيادي به يادگار مانده كه در موزه فرش ايران ودرمجموعه آستان قدس رضوي نگه‌داري مي‌شود كه اكثراً بافت روستاي درخش بيرجند هستند. حاج موسي اناركي وعزيز الله زهرايي در بهبود كيفيت قالي درخش بيرجند سهم عمده اي داشته اند.
با توجه به شواهد تاريخي قالي‌بافي در بيرجند ازدرخش شروع شده ولي به مرور زمان در سطح روستاهاي بيرجند گسترش يافته است. موفقيت بافندگان فرش مود را بايد در استفاده از پشم محلي، شست‌وشوي خوب، رنگرزي سنتي و بافت خوب دانست. امروزه فرش بيرجند را در بازارهاي جهاني را با نام «مود» مي‌شناسند. (روستاي مود در 36 كيلومتري بيرجند قرار دارد ومردم آن قالي‌بافي را بلافاصله از درخش آموختند و امروزه بيش‌تر آن ها به شغل قالي‌بافي اشتغال دارند.) امروزه در شهرستان بيرجند تعداد 16 هزار دار قالي وجود دارد و تنها در شهرستان بيرجند 200 باب فروشگاه خامه فروشي، 50 الي 60 كارگاه رنگرزي ، 30 الي 40 واحد پرداخت زني وديگر صنف‌هاي وابسته به فرش داير است اين آمار نشان‌گر آن است كه حيات اقتصادي بيرجند در گرو فرش است.
قالی بافی در بيرجند: نقوش هندسي قاليچه هاي بيرجند در قاليچه هاي عشاعري بيرجند جلوه كرده است كه تجلي انديشه‌، ذوق‌، هنر و احساس است‌. نقوش هندسي قاليچه هاي بيرجند ابتدا به صورت مجرد و انتزاعي بوده و به تدريج به طبيعت نزديك‌تر شده است. بيش‌تراين نقوش از مثلث و ساير اشكال هندسي گرفته شده و به شكل‌هاي مختلف كنار هم چيده شده است و با رنگ بندي‌هاي مناسب هر يك نمودي از طبيعت پيدا كرداند.‌ طرح‌هاي شكسته در قالي بيرجند‌ هم‌چنان بر اصالت اوليه خود باقي مانده ‌اند اما مي‌توان به تأثير عشاير سيستاني كه همه ساله به مناطقي از بيرجند ييلاق مي‌كنند اشاره كرد . طرح زيباي سه برگي كه عشاير بخش درميان آن را در قاليچه هايشان به كار مي‌برند از جمله اين تأثير‌ات است. هم‌چنين در متن قاليچه هاي بخش درميان بيرجند كه نام قاليچه‌هاي عيسايي‌ها به خود گرفته است طرح سه قالبي ديده مي‌شود كه هر قالب شامل چند لوزي همانند است كه يكي درون ديگري قرار گرفته كه اصالت اين طرح نيز به عشاير سيستان برمي‌گردد.
درطرح‌هاي فعلي فرش بيرجند قديمي‌ترين نقشه قالي بيرجند كه در روستاي درخش يافت مي‌شده است؛ طرح هراتي بوده است. اين طرح بنا بر گل ختايي‌در عمده توليدات فرش درخش به كار مي‌رفته است. هم‌چنين نقشه درختي بعد از طرح هراتي از سابقه ديرينه‌‌اي برخوردار است اين نقشه كه با الهام از طبيعت طراحي شده در روستاهاي مود و درخش بيش‌تر از ساير نقاط يافت مي‌شود از ديگر نقش‌هاي رايج در قالي بيرجند مي توان به نقش ريز ماهي ساده، ريزماهي ترنج‌دار، ريز ماهي پنج متن و طرح سعدي اشاره كرد.
امروزه انواع طرح‌هاي مختلف اصفهان ، قم و تبرير و … در كارگاه‌هاي قالي بافي شهري و روستا بيرجند بافته مي شود.رايج ترين اين نقوش شامل نقشه هاي: بوته ‌جقه، طرح‌هاي گلداني، نقشه دهان اژدر، طرح‌هاي كرماني، طرح شاه صفي، نقشه‌كله‌اسبي‌، طرح خشتي و طرح محرمات هستند.

 


گليم بافی: بافت گليم در شهر بيرجند رايج نبوده و اغلب در روستاهاي اطراف آن بافته مي‌شود. سابقه گليم بافي در بيرجند نمي‌توان به درستي بيان كرد ولي با توجه به اظهارات بافندگان محلي با سابقه قالي‌بافي منطقه هماهنگي دارد. هم اكنون گليم وگليم بافي به گونه ‌اي جدي‌تر در روستاهاي خور و خراشاد رايج است و در ساير نقاط روستاييان به گونه‌اي انفرادي و بدون تجمع كار گاهي به بافت آن مشغول هستند . نقش گليم هاي منطقه بيش‌تر به گونه گليم‌هاي بلوچي رخشاني است و اغلب طرح‌هايي بسيار ساده دارد.
گليم را هم با نقشه از پيش فراهم شده و از‌ روي طرح و هم به صورت ذهني مي ‌بافند. رنگ‌هايي كه بيش‌تر در نقش گليم به كار مي‌ رود، خالص و شاد بوده و اغلب زرد آبي قرمز و سفيد شكري است. تنوع در نقش و هماهنگي در رنگ است كه به گليم اصالت بخشيده و به عنوان هنرهاي دستي شهرت جهاني داده است. نقش گليم در سراسر جهان از جمله ايران با طرح‌هاي هندسي و خطوط مستقيم و شكسته شكل مي گيرد. نقش‌هاي ايلات از تغييرات به دور بوده و به سنت هاي اقوام نزديك ترند و بدين لحاظ داراي نماي بيش تري از نقوش روستاي و شهري بوده و مورد توجه هنر دوستان است. در اين نقوش معمولاً از نقش مايه هايي مانند شاخ گوزن و چشم و كوزه استفاده مي شود در اين گليم‌ها نيز نقش‌ها صادر شدند و هميشه خطوط اصلي شي را كه بافنده قصد نشان دادن آن را دارد مشخص مي كنند. طرح و نقشه گليم در بيرجند و خراسان از نقاط ديگر مستثني نبوده ولي در مقام مقايسه با گليم‌هاي عشايري كه ساده تر هستند و زينه خالي آن‌ها بيش‌تر است شبيه‌ ترند.
پلاس نيز نوعي گليم است و موارد استفاده اي چون گليم داردو دربيش ترمناطق روستايي بافته مي شود پلاس بافي معمولا با موي بز انجام مي ‌گيرد ولي در روستاي خور نوي ديگر پلاس بافي با روگ ( تكه پارچه ) انجام مي ‌گيرد. براي بافت پلاس ابتدا دار پلاس را به وسيله ميخ سرپا مي‌كنند سپس شت‌ها را از دو «سركار» و « كون كار» مي ‌گذرانند و بعد به خاطر اين‌كه تارها به هم‌ديگر نرسد و به هم نخورد روي چوب كار را گلي مي ‌كنند و سپس به وسيله ماسوره و نخ پلاس را مي‌بافند براي بافت پلاس باروگ ابتدا چند رديف شت‌ها را مي‌چينند كه به آن ساده مي‌گويند بعد به وسيله تك‌هاي پارچه كه به آن روك مي‌گويند؛ شروع به بافت پلاس مي‌نمايند. اين گونه از گليم بيش‌تر براي توبره مورد استفاده قرار مي‌گيرد و بافت آن به صورت محدود است و به ندرت انجام مي‌گيرد.
جاجيم بافی: قدمت بافت جاجيم در اين منطقه حدود 30 سال است جاجيم را در اين منطقه با دستگاه توبافي (پارچه بافي) مي‌بافند و تنها تفاوت آن در اين است كه جاجيم با نخ كلفت‌تر بافته مي‌شود. نقش جاجيم دراين منطقه بستگي به سليقه بافنده دارد در اين منطقه پارچه بافي و جاجيم بافي رابطه اي مستقيم با يكديگر دارند و هر منطقه‌ اي كه جاجيم در آن بافته مي‌شود حتماً پارچه هم در آن بافته مي‌شود مركز عمده بافت جاجيم روستاي خوسف است.
سفال گری: با وجود تحقيقات گسترده اي كه در زمينه سفال و سفال‌گري شده هنوز محققان دقيقاً نمي دانند كه اين هنر از چه زماني شروع شده ولي يقيناً سابقه ديرينه و چندين هزار ساله سفال‌گر‌ي در نقاط مختلف جهان به هزاره ‌هاي ماقبل تاريخ مي‌رسد و سفال‌گري ايران از اين امر مستثنا نيست.‌بيش تر محققان و باستان‌شناسان معتقدند كه ايران زادگاه سفال‌گري بوده و اين هنر از اين كشور به ساير نقاط جهان راه يافته است .
سفال‌گري در اين منطقه مانند سايرمناطق به روش‌هاي مختلف انجام مي‌گيرد. در بيرجند جنبه كاملاً كاربردي دارد و آن‌چه بيش از هر چيز داراي اهميت است اين كه سفال اين منطقه بدون لعاب بوده و اگر در مواردي هم نياز به لعاب كاري بوده به صورت بسيار ابتدايي انجام شده است. سفال‌گري در بيرجند در روستاهاي شاهزيله و كوشه انجام مي‌گيرد اما سنتي‌ ترين و قديمي‌ترين روش سفال‌گري در منطقه شاهزيله انجام وارايه مي‌شود. گل مورد نياز اين منطقه از اين روستاها تهيه مي‌شود. سفال‌گران اين منطقه معمولاً خاك مل ( خاك رس قرمز كه در اين محل از اطراف شاهزيله و مهديه تهيه مي‌شود ) را مورد استفاده قرار مي‌دهند اغلب كودهاي مورد استفاده زميني است و سوخت آن گازوييل است از آن‌جا كه حرارت كودهاي آن‌ها قابل كنترل نيست لذا برخي از ظروف در هنگام پخت ذوب مي‌شوند در اين كوره در عين استفاده از يك نوع گل رنگ‌هاي متفاوت پس از پخت داريم كه علت آن تغيير حرارت كوره در قسمت هاي مختلف است از ديگر ابزار سفال‌گري چرخ سفال‌گري است كه اغلب توسط خود هنرمند ساخته مي‌شود و اغلب سفال گران با چرخ پاي كار مي‌‌‌ كنند سنگ چرخ سفال معمولاً از جنس چوب سنگ و سفال استفاده مي‌شود برخي از سفال‌گران روي سنگ چرخ نمد روغن زده مي‌‌‌كشند. 

 

کشاورزی و دام داری


فرآورده های كشاورزی شهرستان بيرجند عبارت اند از: زعفران، گندم، جو، ‌چغندر قند، پنبه، تره بار، گردو، سيب، عناب و آلو زرد. در بيرجند هم چنين دام‌داری به گونه سنتی رواج دارد و دام ها، گوسفند، بز، گاو، شتر، و… است.  


مشخصات جغرافيايي


شهر بيرجند، مركز شهرستان بيرجند استان خراسان، به پهنه ای حدود 2 هزار هكتار در جنوب خراسان، در مسير راه بازرگانی مشهد – زاهدان – پاكستان، در 32 درجه و 53 دقيقه پهنای شمالی و 59 درجه و 13 دقيقه درازای خاوری نسبت به نيمروز گرينويچ قرار دارد. بلندی شهر بيرجند از سطح دريا، 1480 متر و فاصله هوايی آن تا تهران، 791 كيلومتر است. اين شهرستان از شمال به شهرستان قاين، از خاور به افغانستان، از باختر به شهرستان های طبس و فردوس، و از جنوب به شهرستان نهبندان محدود است. آب و هوای اين شهرستان در نواحی جنوبی گرم و خشك و در ناحيه كوهستانی معتدل است. بيش ترين درجه حرارت در تابستان ها، 40 درجه سانتی گراد می رسد. فصل سرما از آبان ماه آغاز می شود و متوسط حرارت به 10-6 درجه سانتی گراد و حداقل مطلق به زير صفر می رسد. راه هاي دسترسي به اين منطقه عبارت اند از:
راه آسفالته بيرجند – گناباد، به درازای 214 كيلومتر.
راه آسفالته بيرجند- شوسف، به درازای 165 كيلومتر.
راه شنی بيرجند – اسد آباد، به درازای 84 كيلومتر.
راه شنی بيرجند – خوسف، به درازای 42 كيلومتر.  

 

وجه تسميه و پيشينه تاريخي


نام نخستين بيرجند «كهستان» يا كوهستان بوده، كه عربی آن «قهستان» است، يعنی زمينی كه در آن، كوه بسيار باشد. از آن جا كه اين ناحيه دارای جايگاه طبيعی و جغرافيايی ويژه‌ای بوده و كوه های زيادی دارد، به آن كهستان گفته اند و عرب ها آن را «قهستان» ناميده اند. در بر گزيدن نام بيرجند استدلال ها و دلايل متفاوتی ارايه می‌شود. برخی بر اين باورند که واژه بيرجند در اصل «برگند» يا «بركند» و يا به گونه عربی «برجند» بوده است. «بر» به معنی نيم، نصف و «گند» به معنی شهر است. بنابراين برگند يا برجند، به معنی نصف شهر است، كه به دليل كوچكی شهر، آن را برگند گفته اند. اندك اندك برگند به بيرگند و بيرجند تبديل يافته است. عده ای ديگر نيز واژه بيرجند يا بيرگند را شامل دو پاره بير، به معنی چاه (در عربی) و گند يا جند، به معنی مكان، محل و شهر در فارسی می دانند، بر اين اساس معنی آن شهری است كه دارای چاه و آب باشد. اين ناحيه كه محدوده بزرگی از خوسف در باختر، تا طبس مسينا در خاور را شامل می شود، در مسير راه های ارتباطی مهمی بوده، كه نواحی جنوبی كشور را به هرات، نيشابور و خراسان بزرگ پيوند می داده است. به بيان ديگر ناحيه بيرجند در محل برخورد سه ناحيه مهم خراسان بزرگ‌ در شمال، نواحی درونی فلات و نواحی جنوبی ايران در باختر و جنوب باختری، و نواحی سند و سيستان در جنوب خاور بوده است.
بيرجند و قهستان پيش از اسلام وجود داشته و بنای آن را به سام بن نريمان نسبت داده اند. برخی نيز آن را بخشی از قلمرو فريدون، پادشاه پيشدادی می دانند. وجود روستاهايی در اين ناحيه چون سلم آباد، فريدون، گيو، و … مويد اين گفتار است. ناحيه بيرجند در 29 هـ . ق به دست مسلمانان افتاد و تا 259 هـ . ق، از سوی فرستاده گان خلفا اداره می شد. در اين سال يعقوب ليث صفاری، به منظور سركوبی عبدالله بن محمد بن صالح سگزی، كه نزد محمد بن طاهر به نيشابور رفته بود، از راه قهستان و قاينات، رهسپار نيشابور شد. وی در سر راه خود، بيرجند و ديگر نقاط قهستان را گشود و حاكمانی بر آن مناطق گمارد. قهستان تا سال 299 هـ . ق، در دست خاندان صفاری سيستان بود. از اواخر سده پنجم هـ . ق، حسن صباح برای برانگيختن مردم اين ناحيه، يك نفر داعی به نام حسين قاينی را به آن جا فرستاد. دعوت وی كه خود از مردم قهستان بود، با پيروزی رو به رو شد، زيرا مردم بيرجند و پيرامون آن، از حكومت سلجوقيان به تنگ آمده بودند. كار اسماعيليان در قهستان بالا گرفت و در خاور قهستان موفق به ايجاد يك حكومت محلی شدند. در ميانه سده 7 هـ . ق، هلاكوخان مغول به دفع اسماعيليه برخاست و سپاهيان وی هفتاد قلعه يا دژ اسماعيليه را در ايالت قهستان گشودند.
هر چند نام بيرجند از سده 7 هـ . ق مطرح شده، ولی تا دوران صفويه، يعنی سده 10 و 11 هـ . ق، هم چنان قصبه ای بيش نبوده است. از اين زمان فصل نوينی در تاريخ اين شهر گشوده شده است. در اواخر دوران صفوی، بيرجند حاكم نشين ولايت قاينات شده و فرمانروايان آن، در فتنه افغان و لشكركشی های نادر شاه افشار، اهميت ويژه ای به دست آوردند و مايه رونق و اعتبار شهر بيرجند گرديدند. از اين پس روز به روز بر پهنه و جمعيت آن افزوده شد و بدين ترتيب

 


ادامه مطلب

منبع- ویکی بدیا